دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٢٧٥
حصار فیروزه (یا حصار) ، شهرى در پنجاب هند. این شهر در شمال هند، در حدود ١٦٠ كیلومترى شمالغربى دهلى، در َ١٠ ْ٢٩ طول شمالى و َ٤٤ ْ٧٥ عرض شرقى، كنار خط راهآهن لاهور ـ دهلى و مركز تحصیل (دهستان) حصارفیروزه در دشت هریانه، در ایالت پنجاب* واقع است (>فرهنگ جغرافیایى سلطنتى هند<، ج١٣، ص١٥٥؛ >اطلس جامع جهان تایمز<، نقشه ٢٩). جمعیت آن در ١٣٨٠ش/٢٠٠١، حدود ٠٠٠، ٢٦٠ تن بوده است (>سالنامه جمعیتى ٢٠٠٣<، ص٢٦٠). اثر تاریخى درخور ذكر آن قلعهاى است كه فیروزشاه تغلق (حك : ٧٥٢ـ٧٩٠) ساخته و بناى دیگر آن جاج است كه ظاهراً از معابدى بوده كه بعدها مسجد شده است (رجوع کنید به >فرهنگ جغرافیایى سلطنتى هند<، ج١٣، ص١٥٦). مسجد حصارفیروزه را فیروزشاه بنا كرده است (قاسمى، ص ٢٦٩).
این شهر را فیروزشاه تغلق در ٧٥٧ (سرهندى، ص ١٢٥ـ ١٢٦)، بر روى دو روستاى كداس بزرگ و كداس خرد، بنا نهاد و آن را حصار فیروزه نامید (شمسالدین سراج عفیف، ص ١٢٤ـ١٢٦؛ فرشته، ج ١، ص ١٣٦). این مكان قبلاً براى بازرگانان و مسافران عراقى و خراسانى كه به دهلى رفتوآمد میكردند، توقفگاه میان راه و محل تهیه آب و آذوقه بود و همین امر سبب شد، براى تأمین آب شهر و مسافران، به دستور فیروزشاه، از رود جمنا نهرهایى كشیده شود (شمسالدین سراج عفیف، ص١٢٦؛ بداؤنى، ج ١، ص ١٦٩؛ فرشته، ج١، ص١٤٦؛ هیگ، ١٩٥٨الف، ص ١٧٥؛ نیز رجوع کنید به سرهندى، ص ١٢٦). یكى از این نهرها هنوز به آبراهه جمناى غربى شهرت دارد (>فرهنگ جغرافیایى سلطنتى هند<، ج ١٣، ص ١٥٥). در پاى دیوارهاى رفیع قلعه خندقى حفر كرده و در قلعه، نزدیك كوشك، حوض بسیار بزرگى ساخته بودند كه از آب نهر پر میشد و آب آن را به خندقهاى گرداگرد قلعه جارى میكردند (شمسالدین سراج عفیف؛ سرهندى؛ بداؤنى؛ فرشته، همانجاها).
بناى این شهر دو سال و نیم طول كشید (شمسالدین سراج عفیف، ص ١٢٧). حصارفیروزه به سرعت شهرى گسترده و پررونق شد. در آن تعدادى كاخ و خانه و دكه، و در حریم آن اشراف و بزرگان مملكت مجموعههاى مسكونى ساختند و باغهایى با انواع میوه و گل در آن احداث كردند. در آنجا نیشكر فراوانى كشت میكردند. قبلاً این ناحیه جزو شق هانسى بود ولى به فرمان فیروزشاه آن را شق حصارفیروزه نوشتند و اقطاعات هانسى، اكروده، فتحآباد، سرستى، سالوره و خضرآباد را ضمیمه آن كردند و یكى از بزرگان را به شقدارى آن برگزیدند (همان، ص ١٢٧ـ١٢٨).
در ٨٠٩ خضرخان*، از سلسله سیدیها* و حاكم ملتان، كه برضد ناصرالدین محمود شاه ثانى (حك: ٧٩٥ـ٨١٥) برخاسته بود، این شهر را تصرف كرد (هیگ، ١٩٥٨الف، ص ٢٠٣) ولى محمود در ٨١١ آن را پس گرفت (بداؤنى، ج ١، ص١٩٠). خِضرخان در ٨١٧ دهلى را متصرف شد و دولتخان لودى، شاه معزول، را در آنجا زندانى كرد (سرهندى، ص ١٨١؛ قس بداؤنى، ج ١، ص ١٩٦، كه نوشته است دولتخان در ٨١٦/١٤١٣ در قلعهحصار زندانى و كشته شد). این شهر تا حدود ٨٤٠/١٤٣٦ در دست سلسله سیدیها بود تا اینكه بهلول لودى* آن را از محمدشاه (حك: ٨٣٧ـ٨٤٧) پس گرفت (هروى، ج ١، ص ٢٩٦؛ نعمتاللّهبن حبیباللّه، ج ١، ص ١٣٣ـ١٣٤؛ هیگ، ١٩٥٨ب، ص ٢٢٢، ٢٢٥).
ابراهیم از قبیله سور افغانها و فرزندش حسنخان، پدر شیرشاه سورى (متوفى ٩٥٢)، مدتى در حصار فیروزه در خدمت امراى سلطان بهلول بودند و شیرشاه سورى نیز در همین شهر به دنیا آمد (نعمتاللّهبن حبیباللّه، ج ١، ص ٢٦١ـ٢٦٢). سپاه ظهیرالدین محمد بابر* در ٩٣٢، به فرماندهى فرزندش همایون، به حصارفیروزه حمله كرد و حمیدخان لودى را كه شقدار آن بود، شكست داد و بیشتر سپاهیان وى را به قتل رساند و عدهاى را نیز اسیر كرد (بابر، ج ١، ص ٤٢٠ـ٤٢١؛ بداؤنى، ج ١، ص ٢٢٩ـ٢٣٠). بابر حصار فیروزه را به عنوان انعام فتح به همایون بخشیده بود (بداؤنى، ج ١، ص ٣١٦؛ نیز رجوع کنید به برن، ص ٢٢). این ناحیه در ٩٣٢، در زمان بابر، از نظر تقسیمات سیاسى سركار محسوب میشد (بابر، ج ١، ص ٤٦٩). جهانگیر در ١٠١٥، سركار* حصار فیروزه را به جاگیر* تبدیل كرد (كنبو، ج ١، ص ٣٦ـ٣٧).
حصار فیروزه در زمان اكبرشاه (حك: ٩٦٣ـ١٠١٤) مركز ضرب سكههاى مسى بود (علّامى، ص ٢٢). این شهر ظاهراً دامدارى گسترده و پررونقى داشته كه میتوانسته است روغن حیوانى آشپزخانه سلطنتى اكبر را تأمین كند (رجوع کنید به همان، ص ٤٧). یكى از شكارگاههاى نزدیك دارالخلافه و مطلوب اكبر ناحیه حصارفیروزه بود (همان، ص ١٩٠).
اورنگ زیب در ١١١٨ شخصى به نام نواب شاهدادخان را ناظم سركار حصارفیروزه كرد. این شخص از ١١١٨ تا ١١٥٠ مدیریت شهر را برعهده داشت. در زمان او این شهر به آرامش و شكوفایى رسید. پس از او نوابهاى فرخنَگَر جانشین وى شدند و تا ١١٧٥ حكومت كردند.
در ١١٥٢ نادرشاه افشار در حمله به دهلى آسیب فراوانى به این شهر وارد كرد. پس از فروپاشى امپراتورى دهلى، حصارفیروزه صحنه نبردى خونین بین قدرت برخاسته از سیكهاى شمالغربى و باتیهاى شمال و امپراتورى دهلى بود. این شهر در تاخت و تازهاى ویرانگر آلاسینگجات، بنیانگذار دولت پتیاله، آسیب فراوانى دید و در ١١٧١ بهشدت تاراج شد تا اینكه در حدود ١١٨٨ به دست شاه پتیاله، امرسینگ (جانشین آلاسینگ)، افتاد. این شخص در ١١٩٦ درگذشت و حصار به دست باتیها افتاد. پس از قحطى شدید ١١٩٨، شهر دچار هرج و مرج شد و در ١٢١٢/١٧٩٧ شخصى به نام جورج توماس، به مدت سه سال آنجا را اشغال كرد و در ١٢١٧/١٨٠٢ به دستور ژنرال فرانسوى، پرون، حصار را به مراتههها* تحویل داد. در ١٢١٨/ ١٨٠٣ حصار ظاهراً به بریتانیا داده شد، ولى ناظمهاى محلى تا ١٢٢٥/١٨١٠ نظم را برقرار میكردند. سینگ راجا، از پتیالهها، با استفاده از غفلت بریتانیا، تا ١٢٥٣/ ١٨٣٧ دستاندازیهایى بر منطقه داشت. حكومت بریتانیا، پس از مجادلهاى طولانى با پتیالهها، قدرت خود را قاطعانه در آنجا برقرار كرد. در شورش نظامى ١٢٧٤/١٨٥٧، ناحیه بهشدت متشنج شد؛ تمام اروپاییان و مسیحیانى كه نتوانستند از آنجا بگریزند، كشته شدند و حصار از نظر بریتانیاییها از دست رفت. پس از این واقعه آرامش برقرار شد و حصار ضمیمه ایالت پنجاب گردید (رجوع کنید به> فرهنگ جغرافیایى سلطنتى هند<، ج ١٣، ص ١٤٥ـ ١٤٧).
منابع :
(١) بابر، امپراتور هند، بابرنامه، چاپ مانو ایزینینك، كیوتو ١٩٩٥ـ١٩٩٦؛
(٢) عبدالقادربن ملوكشاه بداؤنى، منتخبالتواریخ، تصحیح احمدعلى صاحب، چاپ توفیق ه . سبحانى، تهران ١٣٧٩ـ ١٣٨٠ش؛
(٣) یحییبن احمد سرهندى، تاریخ مبارك شاهى، چاپ محمد هدایت حسین، كلكته ١٩٣١؛
(٤) شمسالدین سراج عفیف، تاریخ فیروزشاهى، چاپ ولایت حسین، كلكته ١٨٩١؛
(٥) ابوالفضل بن مبارك علّامى، آئین اكبرى، چاپ سنگى دهلى ١٢٧٣، چاپ سر سیداحمد، علیگره ٢٠٠٥؛
(٦) محمدقاسمبن غلامعلى فرشته، تاریخ فرشته (گلشن ابراهیمى)، (لكهنو): مطبع منشى نولكشور، (بیتا.)؛
(٧) عطاءالرحمان قاسمى، پنجاب و هریانه كى تاریخى مساجد، امباله، هند ٢٠٠٠؛
(٨) محمدصالح كنبو، عمل صالح، الموسوم به شاه جهاننامه، ترتیب و تحشیه غلام یزدانى، چاپ وحید قریشى، لاهور ١٩٦٧ـ ١٩٧٢؛
(٩) نعمتاللّهبن حبیباللّه، تاریخ خان جهانى و مخزن افغانى، چاپ سیدمحمد امامالدین، داكا ١٣٧٩ـ١٣٨٢/ ١٩٦٠ـ١٩٦٢؛
(١٠) احمدبن محمد مقیم هروى، طبقات اكبرى، چاپ بى. دى و محمد هدایت حسین، كلكته ١٩٢٧ ـ ( ١٩٣٥)؛
(١١) Richard Burn, "Humayun", in The Cambridge history of India, vol.٤, ed. Richard Burn, Delhi: S. Chand, ١٩٥٧;
(١٢) Demographic yearbook ٢٠٠٣, New York: United Nations, Dept. of Economic and Social Affairs, ٢٠٠٦;
(١٣) Wolseley Haig, "The reign of Firuz Tughluq, the decline and extinction of the dynasty, and the invasion of India by Taimur", in ibid, vol.٣, ed. Wolseley Haig, Delhi: S. Chand, ١٩٥٨a;
(١٤) idem, "The Sayyid dynasty", in ibid, ١٩٥٨;
(١٥) The Imperial gazetteer of India, vol. ١٣, New Delhi: Today & Tomorrow's Printers and Publishers, ١٩٨٩;
(١٦) The Times comprehensive atlas of the world, London: Times Books, ٢٠٠٥.
/ اصغر كریمى /