دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٨٢٥
بُدَیْل بن وَرقاء ، از صحابة پیامبر صلّی اللّه علیه وآله و سلّم ، از چهره های مؤثر در تاریخ صدر اسلام و شیخ قبیلة خُزاعه . سیره نویسان (ابن سعد، ج ٤، بخش ٢، ص ٣١؛ ابن حجر عسقلانی ، ج ١، ص ١٤١؛ ابن عبدالبر، ج ١، ص ١٥٠؛ مقریزی ، ج ١، ص ٢٨٥ـ٢٨٦) نام او را به اختلاف ضبط کرده اند، اما ابن اثیر (١٩٧٠ـ١٩٧٣، ج ١، ص ٢٠٣) نام کامل او را بدیل بن ورقاءبن عمروبن ربیعة بن عبدالعُزّی بن ربیعة بن جُزّی بن عامربن مازن بن عَدّیِبن عمروبن ربیعة الخزاعی می داند.
ابوالفتوح رازی در تفسیر آیة ١٦٣ سورة آل عمران و آیة ٢٥ سورة فتح ، سلسلة نسب خود را به بدیل می رساند.
دربارة زندگی بدیل پیش از اسلام آوردنش ، اطلاع چندانی در دست نیست . به نوشتة قَلقَشندی ، او نخستین کسی بود که در مکه خانة مربع شکل ساخت و برای آن پنجره و دریچه هایی تعبیه کرد (ج ١، ص ٤٢٦) در حالی که مکیان ، به احترام خانة کعبه ، از چنین کاری اجتناب می کردند.
سیره نویسان دربارة اسلام آوردن بدیل اختلاف نظر دارند، گروهی این واقعه را پیش از فتح مکه و بعضی دیگر پس از آن می دانند؛ اما تمایل و علاقة بدیل به پیامبر و اصحاب ایشان نشان دهندة وقوع این امر پیش از فتح مکه است . دربارة رابطة دوستانة بدیل با پیامبر، ابن هشام (ترجمة فارسی ، ج ٢، ص ٨٠١ـ٨٠٢) از قول ابن اسحاق می نویسد: خزاعه در جاهلیت و اسلام هواخواه پیامبر بودند و، به طور پنهانی ، رفتار قریش را به پیامبر گزارش می دادند، و قریش در صلح حدیبیه * ، با آنکه او را به نمایندگی نزد پیامبر فرستاده بودند، به سخنانش اعتماد نداشتند و او را متهم به سازش با پیامبر صلّی اللّه علیه وآله وسلّم کردند (نیز رجوع کنید به ابن هشام ، ج ٤، ص ٤٤؛ مقریزی ، همانجا؛ آیتی ، ج ٣، ص ٣٢٥ـ٣٢٦). همچنین تعابیری نظیر «عَیْبَةُ نُصْحِ رَسولِاللّه » (رازدار یا امینِ سرِّ پیامبر) و «قَعیدٌ حُبُّه » (او بر دوستی نشسته و پایدار است ) که سیره نویسان نقل کرده اند، مؤیدِ روابط نزدیک بدیل با پیامبر صلّی اللّه علیه وآله وسلّم است (رجوع کنید به طبری ، ج ٢، ص ٦٢٥؛ ابن اثیر، ١٣٨٥ـ١٣٨٦، ج ٢، ص ٢٠١؛ ابوالفتوح رازی ، ج ١٠، ص ٢٢٥ـ٢٢٦؛ مقریزی ، همانجا؛ شوشتری ، ج ١، ص ٢٢٥). شوشتری و امین عاملی ، تشیع بدیل و خانواده اش را بعید ندانسته اند و امین عاملی می گوید که خزاعه به تشیع شهرت داشته اند (ج ٣، ص ٥٥٠).
بدیل و دیگر افراد قبیلة خزاعه در حوادث گوناگون صدر اسلام حضور داشتند. پیامبر برای تبلیغ اسلام ، نافع بن بدیل را همراه ٣٩ تن دیگر از مدینه به نجد فرستادند (رجوع کنید به بئرمعونه * ) و بنی عامر، نافع را به شهادت رساندند. حضور نافع در این حادثه اولاً، نشان می دهد که وی پیش از پدر مسلمان شده بود؛ در ثانی ، تلویحاً به اسلام آوردن بدیل پیش از فتح مکه اشاره دارد. در صلح حدیبیه (سال هشتم ) بدیل و خزاعیان همراه دیگر اصحاب با پیامبر صلّی اللّه علیه وآله وسلّم هم پیمان شدند. شرکت بدیل در این پیمان این احتمال را که بدیل در این هنگام اسلام آورده باشد تأیید می کند. پس از انعقاد صلح حدیبیه ، پیامبر صلّی اللّه علیه وآله وسلّم نامه ای به خط علی علیه السّلام برای بدیل فرستاد. در این نامه جملة «کریمترینِ اهل تهامه نزد من شمایید» نشان دهندة مقام بدیل و خزاعه نزد پیامبر صلای اللّه علیه وآله وسلّم است (رجوع کنید به ابن حجر عسقلانی ، همانجا؛ ابن اثیر، ١٩٧٠ـ١٩٧٣، ج ١، ص ٢٠٤؛ ابن عبدالبر، همانجا و منابع دیگر). بدیل بعدها این نامه را به فرزندش مَسْلَمه
سپرد و گفت : «مادام که این نامه با شماست ، خیر و برکت با شما خواهد بود».
هنگامی که قریش پیمان حدیبیه را نقض کرد، پیامبر برای جنگ رهسپار مکه شد (سال دهم )، با استقرار سپاه ایشان نزدیک مکه ، بدیل و ابوسفیان برای آگاهی از اوضاع و احوال و احتمالاً تسلیم مسالمت آمیز مکه نزدیک سپاه پیامبر صلّی اللّه علیه وآله وسلّم آمدند (ابوالفرج اصفهانی ، ج ٦، ص ٣٥٢ـ٣٥٤). عباس ، عموی پیامبر، آنان را یافت و در معرفی بدیل به پیامبر گفت که این دایی توست و بر دوستی پایدار است ، و پیامبر نیز او را دعا کردند (ابن حجر عسقلانی ، همانجا؛
تستری ، ج ٢، ص ١٤٨ـ١٥٠، به نقل از شیخ طوسی ). به نظر تستری ، وجه اطلاق کلمة «دایی » به بدیل این بوده که مادر عبد مناف (جدّ پیامبر) از خزاعه بوده است (همانجا). بعلاوه ، در فتح مکه خانة بدیل و مولایش رافع از خانه های امنی بود که قریش ، به دستور پیامبر صلّی اللّه علیه وآله وسلّم ، به آنجا پناهنده شده بودند (ابن اثیر، ١٩٧٠ـ١٩٧٣، ج ١، ص ٢٠٣؛
امین ، همانجا). بنابر نظر سیره نویسان ، بدیل بن ورقاء در غزوة حنین پاسدار غنایم بود و در غزوة طائف نیز شرکت داشت (ابن حجر عسقلانی ، همانجا؛
ابن سعد، همانجا؛
صفدی ، ج ١٠، ص ١٠٢؛
فیاض ، ص ١٢١؛
شهیدی ، ص ٨٠ـ٨١). همچنین در سریة * تبوک مأمور بسیج قبیلة بنی کعب برای جنگ با رومیان بود (مقریزی ، ج ١، ص ٤٤٦). و در حجة الوداع پیام پیامبر صلّی اللّه علیه وآله وسلّم را مبنی بر حرمت روزه در ایام تشریق (سه روز پس از عید قربان ) به مردم رساند. تاریخ دقیق تولد و وفات بدیل روشن نیست اما با توجه به اینکه در حجة الوداع مشرّف بوده و پیش از پیامبر درگذشته است ، عمر تقریبی او را حدود ٩٩ یا ١٠٠ سال می توان تخمین زد.
فرزندان بدیل ، نافع و مسلمه و عبدالله و عبدالرحمان ، همانند پدر، منشأ خدماتی در صدر اسلام بودند. عبدالله ، که در فتح مکه اسلام آورده بود، در غزوات حنین و تبوک و طائف شرکت داشت و به دستور عمر، در ٣٢، اصفهان و همة نواحی اطراف آن را فتح کرد (ابونعیم ، ج ١، ص ٢٨ـ٢٩؛
بلاذری ، ص ٣٠٤؛
حاکم نیشابوری ، ج ٣، ص ٣٩٥)؛
و سرانجام ، در جنگ صفین جزو یاران علی علیه السّلام به شهادت رسید (یعقوبی ، ج ٢، ص ١٨٢؛
نصربن مزاحم ، ص ٤٥٥). کشّی به نقل از فضل بن شاذان ، از عبدالله با عنوان «رئیس و زاهد و تابعی بزرگ » یاد می کند، هر چند حضور وی در غزوات زمان پیامبر تابعی بودن او را رد می کند (ص ٦٩). عبدالرحمان نیز، مانند برادرش ، در جنگ صفین شهید شد (تستری ، ج ٥، ص ٢٨٤).
منابع :
(١) محمدابراهیم آیتی ، تاریخ پیامبر اسلام ، چاپ ابوالقاسم گرجی ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٢) ابن اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة ، چاپ محمدابراهیم بنا و محمداحمد عاشور، قاهره ١٩٧٠ـ١٩٧٣؛
(٣) همو، الکامل فی التاریخ ، بیروت ١٣٨٥ـ١٣٨٦/١٩٦٥ـ١٩٦٦؛
(٤) ابن حجر عسقلانی ، کتاب الاصابة فی تمییزالصحابة ، مصر ١٣٢٨؛
(٥) ابن سعد، کتاب الطبقات الکبیر ، چاپ ادوارد سخو، لیدن ١٣٢١ـ١٣٤٧؛
(٦) ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب ، چاپ علی محمد بجاوی ، قاهره ( بی تا. ) ؛
(٧) ابن کثیر، البدایة والنهایة فی التاریخ ، قاهره ١٣٥١/١٩٣٢؛
(٨) ابن هشام ، السیرة النبویة ، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری ، و عبدالحفیظ شلبی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٩) همان ، ترجمه و انشای رفیع الدین اسحاق بن محمد همدانی ، چاپ اصغر مهدوی ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(١٠) حسین بن علی ابوالفتوح رازی ، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان ، چاپ ابوالحسن شعرانی و علی اکبر غفاری ، تهران ١٣٨٢ـ١٣٨٧؛
(١١) علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی ، کتاب الاغانی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٢) احمدبن عبدالله ابونعیم ، کتاب ذکر اخبار اصفهان ، لیدن ١٩٣١ـ١٩٣٤؛
(١٣) محسن امین ، اعیان الشیعة ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٤) احمدبن یحیی بلاذری ، فتوح البلدان ، بیروت ١٩٨٨؛
(١٥) محمدتقی تستری ، قاموس الرجال ، تهران ١٣٧٩ـ١٣٩١؛
(١٦) محمدبن عبدالله حاکم نیشابوری ، المستدرک علی الصحیحین ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٧) نورالله بن شریف الدین شوشتری ، مجالس المؤمنین ، تهران ١٣٧٥؛
(١٨) جعفر شهیدی ، تاریخ تحلیلی اسلام ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٩) خلیل بن ایبک صفدی ، کتاب الوافی بالوفیات ، ج ١٠، چاپ جاکلین سوبله و علی عمارة ، ویسبادن ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٢٠) محمدبن جریر طبری ، تاریخ الطبری : تاریخ الامم والملوک ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، بیروت ( ١٣٨٢ـ١٣٨٧/ ١٩٦٢ـ١٩٦٧ ) ؛
(٢١) علی اکبر فیاض ، تاریخ اسلام ، مشهد ١٣٣٩ ش ؛
(٢٢) احمدبن علی قلقشندی ، صبح الاعشی ، قاهره ١٣٣١/١٩١٣؛
(٢٣) محمدبن عمرکشّی ، اختیار معرفة الرجال ، ( تلخیص ) محمدبن حسن طوسی ، چاپ حسن مصطفوی ، مشهد ١٣٤٨ ش ؛
(٢٤) احمدبن علی مقریزی ، امتاع الاسماع ، چاپ محمود محمدشاکر، قاهره ( بی تا. ) ؛
(٢٥) نصربن مزاحم ، وقعة صفّین ، چاپ عبدالسلام محمدهارون ، قاهره ١٣٨٢، چاپ افست قم ١٤٠٤؛
احمدبن اسحاق یعقوبی ، تاریخ الیعقوبی ، بیروت ( بی تا. )
/ ابراهیم دیباجی /