دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٨٢٢
اَلبُنْت ( یا اَلبونت / اَلفنت ) به اسپانیایی : الپونت ، ( به معنای پُل ) شهر کوچکی در شمال غربی ایالت والِنسیا ( یا والانس ؛ به عربی : بَلَنسیَه * ) در اسپانیا، واقع بر دامنه های شرقی کوههایی که درّة گواذالاویار ( در مآخذ اسلامی : وادی الابیض به معنای «نهر سپید» ) ـ توریا را تشکیل می دهند. این شهر متعلق به حوزة قضایی شِلوه است ، و با شهر اصلی ٨٧ کیلومتر فاصله دارد. در ملتقای دو رشته کوه مونته دل کاستیلو ( یا کاستیو ) و لوما دو سان کریستوبال قرار گرفته ، و قلعة آن بر فراز تپه ای صخره ای با شیبی همه جانبه و تقریباً عمودی ، واقع شده است ، و تنها راه رسیدن به آن جاده ای باریک ، پر شیب و سرپوشیده است که با برجی سنگی مراقبت می شود. در بقایای بنای این قلعه ، آثار معماری رومی و اسلامی دیده می شود. پل متحرکی به طول حدود چهل متر راه ورود به این قلعه بوده است ، و شاید نام شهر از این پل گرفته شده باشد.
پیش از استقلال بنوقاسم (بربرهای قُطامه ) که از طریق پیمانی دیرینه با قبیلة عرب فِهر پیوند یافته بودند، این سرزمین هیچگونه تاریخی ندارد. بنوقاسم در آغاز فتنه ای که به کار خلافت بنی امیه ( در اسپانیا ) پایان داد، در قلمرو کوچک و صعب الوصول خود ـ که بخشی از «کورة » سانتیبریا را تشکیل می داد ـ استقلال یافت .
نخستین امیر از چهار امیر کم اهمیتی که بر این سرزمین حکم راندند، عبدالله بن قاسم الفِهری ، مولای عامری ، بود که لقب حاجب یافت و به سان حاکمی مستقل حکومت کرد. پس از عقب نشینی خلیفه المرتضی از حوالی غرناطه و به قتل رسیدن او در قادِس ، برادر او، ابوبکر هِشام ، در البنت پناه گزید و در آخر ربیع الثانیة ٤١٨ به خواست مردم قُرطُبه به خلافت رسید و بیش از دو سال و نیم در این محل (البنت ) ناشناخته و دورافتاده با آرامش زیست و از جانب مولای عامری ، که علی رغم بدرفتاریهای آخرین خلفای مروانی با اسلاف وی ، همچنان از حامیان آن خاندان بود، با گشاده رویی و حسن سلوک پذیرایی شد. ابوبکر وقتی سرانجام تصمیم گرفت که به طور رسمی وارد قرطبه شود، چون ملتزمین رکاب او ـ با توجه به محلی که او از آن می آمد ـ معدود و روستایی مآب بودند، وی سریعاً خلع گردید و بدینسان خلافت امویان ( اسپانیا ) به پایان رسید.
پس از مرگ عبدالله بن قاسم (٤٢١)، که با عنوان نظام الدوله حکومت می کرد، پسرش محمدبن عبدالله یُمن الدوله ، به جای وی نشست ( با مرگ یُمن الدوله (٤٣٤)، پسرش احمدبن محمد عزالدوله (یا عضدالدوله / عقدالدوله ) به امارت رسید ) . پس از مرگ ناگهانی او (٤٤٠) نیز پسر شش ساله اش ( محمدبن احمد ) جانشین وی گردید. اما پس از چند ماه عمویش ، عبدالله بن محمد ( جناح الدوله ) ، او را خلع کرد. عبداللّه با ملکه مادر ازدواج کرد و تا زمان مرگش (٤٨٥) با رؤسای طوایف همجوار خود در تفاهم زیست .
پس از مرگ عبدالله بن محمد، البنت به دست مرابطون و سپس به دست موحّدون افتاد. پس از رانده شدن موحّدون از اندلس ، ابوسعید زید نوة عبدالمؤمن ، ملقب به «سیّد» والی والنسیا، با جیمز اول معروف به جیمز فاتح متحد شد و البنت را به وی تسلیم کرد. جیمز، پس از پناه بردن ابوسعید زید به دربار او و مسیحی شدنش ، البنت را به حوزة صلاحیت دون گی ین ، اسقف سِگورب واگذاشت .
البنت دیگری نیز وجود دارد که مزرعه ای در نزدیکی غرناطه است . بادیس ، جانشین حَبّوس ، و برادرش بُلُقّین ، در ٤٢٨ فَتی ' ظُهَیر عامری ، مالک و ارباب المِریَّه ، را در آنجا خائنانه به قتل رساندند.
منابع :
(١) ( ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، بیروت ١٣٩٩ـ١٤٠٢/ ١٩٧٩ـ١٩٨٢، ج ٩، ص ٢٧٢، ٢٨٢ـ٢٨٣ ) ؛
(٢) ابن حزم ، جمهرة أنساب العرب ، ص ٤٤٦؛
(٣) ابن خطیب ، اعمال الاعلام ، ص ٢٣٩ـ٢٤٠؛
(٤) ( ابن خلدون ، تاریخ ابن خلدون ، المسمّی دیوان المبتدا والخبر فی تاریخ العرب والبربرومن عاصرهم من ذوی السلطان الاکبر ، چاپ خلیل شحاده و سهیل زکار، بیروت ١٤٠٨/ ١٩٨٨، ج ٤، ص ٢٠٣ـ٢٠٤ ) ؛
(٥) ابن عذاری ، کتاب البیان المغرب ، ج ٣، چاپ لوی ـ پرووانسال ، پاریس ١٩٣٠، ص ١٢٧، ١٤٥ـ١٤٦، ٢١٥؛
(٦) ( ادوارد ریترفون زامباور، نسب نامة خلفا و شهریاران و سیر تاریخی حوادث اسلام ، ترجمه و تحشیه محمدجواد مشکور، تهران ١٣٥٦ ش ، ص ٨٨؛
(٧) محمد عبدالله عنان ، دولة الاسلام فی الاندلس ، ج ٢: دول الطّوائف ، قاهره ١٤٠٨/١٩٨٨، ص ٢٦٠ـ٢٦٢ ) ؛
(٨) E. Lإvi-Proven µ al, Histoire de l'Espagne musulmane , new ed., Leiden-Paris ١٩٥٠-١٩٥٣, II, ٣٣٨;
(٩) P. Madoz, Diccionario geogrؤfico, II, ١٩٧-١٩٨.
/ ا. ه . میراندا ( د. اسلام ) /