دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٢١٦
حسین بن مُطَیربن مُـكَمِّل ، شاعر عرب در قرن دوم. جدّش، مكمّل، از بردگان آزاد شده قبیله بنیاسد و خود حسین از موالى این قبیله بود (ابوالفرج اصفهانى، ج ١٦، ص ١٧؛ ابنعساكر، ج ١٤، ص ٣٣٠). تاریخ ولادت او معلوم نیست، احتمالاً در پایان قرن اول یا آغاز قرن دوم به دنیا آمده است (حسینبن مطیر، مقدمه عطوان، ص ١٢٣).
ابنمطیر در ثَعلبیه نزدیك زُباله، هر دو قریه در راه كوفه به مكه، سكونت داشت و در هیئت عرب بدوى لباس میپوشید (ابوالفرج اصفهانى، ج ١٦، ص ١٧، ٢٣). وفات او حدود سال ١٧٠ ذكر شده است (صفدى، ج ١٣، ص ٦٤).
او را از آن جهت كه حكومت امویان و عباسیان را درك كرده و اشعارى در مدح آنان سروده است مخضرم نامیدهاند. زمانى در دربار ولیدبن یزید* اموى، مداح خلیفه بود و با شعرایى چون حماد راویه* و مروانبن ابیحفصه* آشنایى داشت. مدتى نیز در مدینه به سر برد و با سرودن یكى از زیباترین اشعار در وصف باران، به خوبى از عهده آزمایشِ شعرىِ والى شهر برآمد. در دوره عباسى با سرودن اشعارى، به دربار والى یمن، مَعنبن زائده*، راه یافت. سپس به زباله بازگشت و در آنجا با مدح مهدى عباسى، خلیفه را به خود علاقهمند ساخت و بعدها در شمار مدیحهسرایان او درآمد (رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانى، ج ١٦، ص١٧ـ٢٠، ٢٢ـ٢٣، ٢٥ـ٢٦؛ ابنعساكر، همانجا؛ یاقوت حموى، ج ٣، ص ١١٥٩ـ١١٦٠).
ابنمطیر از شاعران بزرگ مُحْدَث (براى اطلاع از محدثون رجوع کنید به مولَّد*) در دوران خود است (رجوع کنید به یاقوت حموى، ج ٣، ص ١١٥٧). او اشعار فراوانى سروده كه نمونههایى از آن در كتابهاى قدیمى ذكر شده است (رجوع کنید به ابنمعتز، ١٩٣٩، ص ٤٧ـ٤٩؛ مرزبانى، ص ٢٩٣). برخى از اشعارش به عنوان شواهد شعرى در لغتنامهها (رجوع کنید به ابنمنظور، ذیل «طبى»، «مشق»، و جاهاى دیگر؛ زبیدى، ج ٥، ص ٥٠٥،٥٢٠ و جاهاى دیگر) و كتابهاى ادبى (رجوع کنید به جاحظ، ج ٢، ص ١٧١، ج ٣، ص ٢٣٧ـ٢٣٨، ج ٤، ص ٨٤)، بلاغى (رجوع کنید به ابنمعتز، ١٣٩٩، ص ٣٨ـ٣٩؛ عسكرى، ج ١، ص ٤١ـ٤٢، ج ٢، ص ١٧٥ـ١٧٦) و صرف و نحوى (رجوع کنید به رضیالدین استرآبادى، ج ٣، ص ١٣؛ بغدادى، ج ٥، ص٤٧٠ـ٤٧١) آمده است.
ابنمطیر در اسلوب شعرى از بدویان عرب پیروى میكرد. او از بهترین نمایندگان مكتب بدوى است، چرا كه اشعار او با وجود كثرت صنایع لفظى، تشبیه و استعاره، شباهت فراوانى به قصاید جاهلى دارد (ابوالفرج اصفهانى، ج ١٦، ص ١٧؛ عطوان، ص ٤٣١، ٤٤٥ـ٤٤٦). عبارات محكم و مضامین نو و لطیف شعر او را ستودهاند (رجوع کنید به ابنقتیبه، ج ١، ص ٣٥ـ٣٦؛ حصرى، ج ٤، ص ١٠٥١؛ ذهبى، ج ٧، ص ٨١).
گرچه ابنمطیر از شاعران مَوالى بود، تعصبهاى قومى را در اشعارش ظاهر نساخته است (شایب، ص ٢٨١). گاهى در اشعار مدحى وى اغراق و مبالغه دیده میشود (از جمله رجوع کنید به حسینبن مطیر، ص ١٤١) كه شاید براى كسب منافع مادّى بوده است (رجوع کنید به حسینبن مطیر، همان مقدمه، ص ١٢٥).
نام وى، به سبب كثرت غزلیاتش، در بین غزلسرایان معروف ذكر شده است (رجوع کنید به وشّاء، ص ٨٤). اشعار وصفى او را نیز ستودهاند (رجوع کنید به ابنقتیبه، ج ١، ص ٣٤ـ٣٦؛ ابنمعتز، ١٩٣٩، ص ٤٩؛ ابوالفرج اصفهانى، ج ١٦، ص ٢٥). ابوالفرج اصفهانى (ج ١٦، ص ١٧) وى را در قصیده و رجز پیشتاز دانسته است.
شعر معروف او در رثاى مَعْنبن زائده، از برترین مرثیههاى ادب عربى است و بسیارى، از جمله عبداللّهبن طاهر (متوفى ٢٣٠) و مهدى عباسى، آن را ستودهاند (ابوالفرج اصفهانى، ج ١٦، ص ٢٣ـ٢٤؛ عسكرى، ج ٢، ص ١٧٦؛ خطیب بغدادى، ج ١٥، ص ٣٢١ـ٣٢٢؛ ابنخلّكان، ج ٥، ص ٢٥٤). این مرثیه در دیوان ابوتمّام (ص ٢٦٥ـ٢٦٦) ذكر شده است.
دیوان حسینبن مطیر در ١٣٤٨ش/١٩٦٩ به كوشش حسین عطوان در جلد پانزدهم مجلة معهد المخطوطات العربیة (ص ١٣٣ـ٢٢١) در قاهره به چاپ رسید. محسن غیاض نیز اشعار او را در ١٣٥٠ش/١٩٧١ در بغداد و بیروت چاپ كرد (سزگین، ج ٢، ص ٤٤٨، ج ٩، ص ٢٨٧).
منابع :
(١) ابنخلّكان؛
(٢) ابنعساكر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ على شیرى، بیروت ١٤١٥ـ ١٤٢١/ ١٩٩٥ـ٢٠٠١؛
(٣) ابنقتیبه، الشعر و الشعراء، بیروت ١٩٦٤؛
(٤) ابنمعتز، كتاب البدیع، چاپ كراتشكوفسكى، لندن ١٩٣٥، چاپ افست بغداد ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(٥) همو، كتاب طبقات الشعراء فى مدح الخلفاء و الوزراء، چاپ عباس اقبال آشتیانى، لندن ١٩٣٩؛
(٦) ابنمنظور؛
(٧) ابوالفرج اصفهانى؛
(٨) حبیببن اوس ابوتمّام، دیوان الحماسة، به روایت موهوببن احمد جوالیقى، چاپ عبدالمنعم احمد صالح، بغداد ١٩٨٠؛
(٩) عبدالقادربن عمر بغدادى، خزانة الادب و لبلبابلسان العرب، چاپ عبدالسلام محمد هارون، ج ٥، قاهره ١٩٧٩؛
(١٠) عمروبن بحر جاحظ، البیان و التبیین، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بیروت [? ١٣٦٧/ ١٩٤٨[؛
(١١) حسینبن مطیر، شعر الحسینبن مطیر الاسدى، چاپ حسین عطوان، در مجلة معهد المخطوطات العربیة، ج ١٥، ش ١ (ربیعالاول ١٣٨٩)؛
(١٢) ابراهیمبن على حصرى، زهرالآداب و ثمر الالباب، چاپ محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت: دارالجیل (بیتا.)؛
(١٣) خطیب بغدادى؛
(١٤) ذهبى؛
(١٥) محمدبن حسن رضیالدین استرآبادى، شرح الرضى على الكافیة، چاپ یوسف حسن عمر، (بیجا): جامعة قاریونس، ١٣٩٨/١٩٧٨؛
(١٦) محمدبن محمد زبیدى، تاجالعروس من جواهرالقاموس، ج ٥، چاپ مصطفى حجازى، كویت ١٣٨٩/ ١٩٦٩، چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(١٧) احمد شایب، تاریخ الشعر السیاسى الى مُنتَصَفِ القرن الثانى، بیروت [? ١٩٧٦[؛
(١٨) صفدى؛
(١٩) حسنبن عبداللّه عسكرى، دیوان المعانى، (بیروت) : عالمالكتب، (بیتا.)؛
(٢٠) حسین عطوان، شعراء الدولتین الامویة و العباسیة، بیروت ١٩٨١؛
(٢١) محمدبن عمران مرزبانى، المُوَشَّح: مآخذ العلماء على الشعراء فى عدة انواع من صناعة الشعر، چاپ على محمد بجاوى، مصر ١٩٦٥؛
(٢٢) محمدبن احمد وشّاء، الموشَّى، او، الظرف و الظرفاء، بیروت ١٣٨٥/ ١٩٦٥؛
(٢٣) یاقوت حموى، معجمالادباء، چاپ احسان عباس، بیروت ١٩٩٣؛
(٢٤) Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums, Leiden ١٩٦٧- .
/ محمود مهدویدامغانى /