دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٨٣٠
بَند ، در اصل و به طور عام به معنای ابزارِ بستن (ریسمان ، زنجیر، سدّ، تله ، دام ، قفل ) یا محل بستن (گره ، مفصل ، زندان )، یا فاصلة میان دو گره یا مفصل و مجازاً به معانی گوناگون (دلبستگی ، بستگی ، اسارت ، قید، حیله و جز آن ). این واژه در حقیقت ، ریشة افزودة فعل بستن باستانی (ابوالقاسمی ، ١٣٧٣ ش ب ، ص ٣٧) و مادة مضارع آن است که کاربرد اسمی یافته است ، مانند «چین » از چیدن و «خیز» از خاستن و امثال آن . حروف آن در طول سه دورة تاریخی زبان (باستان ، میانه و جدید) تحوّل مهمی نداشته است و تنها در بعضی از گویشهای ایرانی (مازندرانی ، گیلکی ، وَخی ، شُغْنی ، سریکلی ، یَزغُلامی ...)، ب ـ آغازین آن به w بدل شده است .
واژه های بنده (در فارسی باستان bandaka ، در سانسکریت band ، کنت ، ص ١٩٩، در فارسی میانه bandak ، نیبرگ ، ص ٤٣، در فارسی میانة تورفانی bannag ، ابوالقاسمی ، ١٣٧٣ ش الف ، ص ١٧١، در سغدی ndyh b ، قریب ، ص ١٠٤)؛ بندی (اسیر، زندانی )؛ بندیوان (نگهبان زندان )؛ بندیخانه (زندان ) از همین ریشه اند.
بند به معنای سدّ و آب بند کاربردی کهن دارد و اصولاً فکر ساختن سدّ برای مصرف زراعت و دامداری ، ماهیگیری و سیل بندی بسیار قدیمی است و ویرانه های سدهای باستانی در ایران و در دره های نیل و دجله دیده می شود. شواهدی مانند بند بهمن ( بر رودخانة قره آغاج از دورة ساسانیان )، بند قیصر (بر رود کارون از روزگار شاپور اول ساسانی )، بند قیر (دهی که به نام سدی به همین نام خوانده شده است رجوع کنید به دایرة المعارف فارسی ، ذیل واژه )، بند امیر * (که بعضی ساختمان اولیّة آن را از روزگار هخامنشیان می دانند) و نیز اصطلاح کهنسال بند وَرغ (سدی که بر نهر یا رود سازند) که در شعر رودکی دیده می شود (دهخدا، ذیل «وَرغ »؛ قس «بند روغ »، رودکی ، ص ٢١٢) و نیز بند اسکندری در شاهنامه (فردوسی ، ج ٧، بیت ١٤٩٧، و پانویس ١٤) همگی دلالت بر همین سابقة کهنسال دارند. در متون نظم ونثر فارسی دری از همان آغاز و به طور مثال در تاریخ بلعمی و ترجمة تفسیر طبری ، در شعر فردوسی و تفسیر قرآن پاک دیده می شود (بنیاد فرهنگ ایران ، ذیل واژه ).
برای تاریخچه و ساخت سد رجوع کنید به سَدّ. *
منابع :
(١) محسن ابوالقاسمی ، تاریخ زبان فارسی ، تهران ١٣٧٣ش الف ؛
(٢) همو، مادّه های فعلهای فارسی دری ، تهران ١٣٧٣ ش ب ؛
(٣) بنیاد فرهنگ ایران . شعبة تألیف فرهنگهای فارسی ، فرهنگ تاریخی زبان فارسی ، بخش ١، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(٤) دایرة المعارف فارسی ، به سرپرستی غلامحسین مصاحب ، تهران ١٣٤٥ـ١٣٧٤ ش ؛
(٥) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیرنظر محمد معین ، تهران ١٣٢٥ـ١٣٥٩ ش ؛
(٦) جعفربن محمد رودکی ، رودکی : آثار منظوم ، با ترجمة روسی ، مسکو ١٩٦٤؛
(٧) ابوالقاسم فردوسی ، شاهنامه فردوسی ، از روی چاپ وولرس ، تهران ١٣١٤ ش ؛
(٨) بدرالزمان قریب ، فرهنگ سغدی ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٩) R. G. Kent, Old Persian: grammar texts, lexicon , New Heaven ١٩٥٣;
(١٠) H. S. Nyberg, A manual of Pahlavi , Wiesbaden ١٩٧٤.
/ ایرج پروشانی /