دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٩٩
باوی ، ایل ، (یا بابوئی )، ایلی با گویش لُری در کهگیلویه . به گفتة فسائی ( فارسنامه ، ج ٢، ص ٢٧٠) باوی شاخه ای از طایفة عرب باویه * در خوزستان است ؛ امّا مینورسکی عقیده دارد که نام باوی ممکن است از نام کوهی در جنوبِ خرم آباد گرفته شده باشد ( د. اسلام ، ذیل «لُر»).
بر اساس روایتی ایلی ، باویها چون مخالف نادرشاه بودند به خراسان کوچانده شدند. در آنجا، نادرشاه نخست رهبر آنها، هاشم خان ، را حکومت داد و سپس کور کرد. پس از مرگ نادر در ١١٦٠، ایل به رهبری پسر هاشم خان به کهگیلویه بازگشت (دوبُد ، ج ١، ص ٢٧٨).
باویها در دورة کریم خان زند، به اوج قدرت و نفوذ رسیدند. در ١١٧٣، رهبر آنها هیبت اللّه خان ، پسر مسیح خان ، به حکومت بلوکات ایلهای چهاربُنیچة * (بویراحمدی ، چُرام ، دشمن زیاری ، نوی )، لیراوی ، طیّبی و بَهْمَئی * گمارده شد. پس از مرگ او، پسرش محمدتقی خان بر جای او نشست و کلانتر بلوکات باوی و باشت * شد (فسائی ، ج ٢، ص ٢٧٠؛ باور، ص ١١١).
باویها ایل کوچکی در احاطة همسایگان نیرومند و متخاصمی چون ممسنیها و بویراحمدیها بودند. بویژه بویراحمدیها تهدیدی همیشگی برای آنها به شمار می رفتند؛ مثلاً در ١٢٧٣، مأموران خداکرم خان ، کلانتر بویراحمدی ، اللّه کرم خان باوی ، کلانتر باویها و پسرش را خائنانه به قتل رساندند و سپس تمام ناحیة باوی را غارت کردند (فسائی ، ج ٢، ص ٢٧٠). در اوایل ١٣٠٩، نیز سرتیپ خان بویراحمدی ، اسداللّه خان رئیس ایل باوی را کشت و قلعه و دارایی او را غارت کرد (باور، ص ١١٣).
هم اکنون ، باویها اسکان یافته اند و در دهستان پشت کوه باشت بابوئی زندگی می کنند و مرکز اصلی آنان روستای بزرگ باشت در شصت کیلومتری شرق بهبهان است (رزم آرا، ج ٦، ص ٣٦، ٧٦). دوبُد (ص ٢٧٧) جمعیت باویها را بیش از ٠٠٠ ، ٤، شیل (ص ٣٩٩) ٢٠٠ ، ١، فسائی (ج ٢، ص ٢٧٠) بیش از ٥٠٠ ، ١ و دمرنی (ص ١١٢) و کیهان (ج ٢، ص ٨٨) ٢٠٠ ، ١ خانوار تخمین زده اند.
براساس نوشتة کیهان (همانجا)، علیشاهی ، گَشین ، موسائی ، برآفتابی و قلعه ای (یا عَمَلَه ) تیره های باوی را تشکیل می دادند (برای وضع فعلی رجوع کنید به باشت ).
منابع :
(١) محمود باور، کوه گیلویه و ایلات آن ، گچساران ١٣٢٤ ش ؛
(٢) حسینعلی رزم آرا، فرهنگ جغرافیائی ایران (آبادیها) ، ج ٦: استان ششم (خوزستان و لرستان ) ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(٣) منوچهر ضرابی ، «طوایف کهگیلویه »، فرهنگ ایران زمین ، ج ٩ (١٣٤٠ ش )، ص ٣٠٠ـ٣٠١؛
(٤) حسن بن حسن فسائی ، تاریخ فارسنامة ناصری ، چاپ سنگی تهران ١٣١٣؛
(٥) مسعود کیهان ، جغرافیای مفصّل ایران ، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ ش ؛
(٦) C. A. De Bode, Travels in Luristan and Arabistan, London ١٨٤٥;
(٧) G.Demorgny Les reformes administratives en Perse: Les tribus du Fars", pt. I. R.M.M , ٢٢, March ١٩١٣;
(٨) EI , s.v."Lur" (by V.Minorsky);
(٩) M.L. Sheil, Glimpses of life and manners in Persia , London ١٨٥٦.
) / ایرانیکا / پ . اُبرلینگ (