دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٦٧٥
حاجیواشنگتن ، شهرت حسینقلیخان معتمدالوزاره، ملقب به صدرالسلطنه، نخستین وزیرمختار ایران در امریكا. وى پسر هفتم میرزا آقاخان نورى* بود. در صفر ١٢٦٥ به دنیا آمد (شرف، ش ٦٠، ص ( ١)؛ اقبال آشتیانى، بخش ٢، ص ٤١٤) و هنگام عزل پدرش ده ساله بود و از آن زمان تا ١٢٨١ كه میرزا آقاخان نورى فوت كرد، با خانوادهاش در تبعید بهسر برد (محبوبى اردكانى، ص ٤٥٨ـ٤٥٩؛ بامداد، ج ١، ص ٤٥٩).
حسینقلیخان تا شانزده سالگى زیر نظر پدرش به تحصیل پرداخت. در ١٢٨٧ به فرمان ناصرالدین شاه و تحت سرپرستى میرزا سعیدخان مؤتمنالملك، وزیر امورخارجه، مشغول به كار شد (شرف؛ اقبال آشتیانى، همانجاها). در ١٢٩٢ به منصب استیفا رسید و به ریاست مجلس تنظیمات حَسنه (مجلس ولایتى براى تنظیم امور) اصفهان مأمور شد. پس از آن، به دربار بازگشت و چند سال در دفتر استیفا مشغول خدمت بود. در ١٢٩٥ به حج رفت و پس از عزل میرزا حسینخان سپهسالار* و وزارت مجدد مؤتمنالملك در امورخارجه، به نیابت اول وزارت امورخارجه منصوب شد و در ١٣٠٢ به معاونت آن وزارتخانه ارتقا یافت (شرف، ص ( ٢)؛ اقبال آشتیانى، بخش ٢، ص ٤١٤ـ٤١٥). در همان سال، لقب معتمدالوزاره گرفت و با سمت ژنرال كنسول ایران به هند رفت. در این مأموریت، به دلیل حُسن خدمت و ابراز لیاقت، سرتیپ اول شد (شرف، همانجا)؛ ولى در ١٣٠٥ از هندوستان احضار شد (همانجا؛ اقبالآشتیانى، بخش٢، ص٤١٥).
در همان سال، ادوارد اسپنسر پرات، سفیر امریكا در ایران، ناصرالدینشاه را به اعزام هیئتى به امریكا ترغیب كرد (موجانى، ص١٥) و ناصرالدینشاه، حسینقلیخان را براى این سفر انتخاب كرد (دلدم، ص ٨٣) و او در ذیحجه ١٣٠٥ همراه با هیئتى حدود ده نفر عازمامریكا شد (نیز رجوع کنید به اعتمادالسلطنه، ١٣٥٠ش،ص٥٧٨).
حسینقلیخان در ٢٣ محرّم ١٣٠٦ وارد نیویورك شد و از آنجا به واشنگتن رفت و در ٢٥ محرّم ١٣٠٦ با توماس فرانسیس بایارد، وزیر امورخارجه امریكا، دیدار كرد (رجوع کنید به رضازاده ملك، ص ١٨٢). در ٢٦ محرّم نیز به دیدن گروور كلیولند، رئیسجمهورى امریكا، رفت و نامهاى از طرف ناصرالدین شاه به وى داد (رجوع کنید به بایگانى اسناد وزارت امورخارجه، سند مورخ ١٣٠٦، كارتن ٢٠، پرونده ٣، سند ش١٠؛ نیز رجوع کنید به غفارى، ص ٤١؛ دلدم، ص ١٠١). ناصرالدین شاه از دولت امریكا خواسته بود، براى نجات ایران از دست روس و انگلیس و در زمینههاى اقتصادى و علمى، به ایران كمك كند (غفارى، ص ٤٣؛ یسلسون، ص ٧٩ـ٨٠). حسینقلیخان به طور منظم گزارشهایى به وزارت خارجه ایران و گاهى نیز نامههایى محرمانه براى امینالسلطان، صدراعظم وقت، میفرستاد كه در آنها اوضاع سیاسى و اجتماعى امریكا را گزارش میداد و تقاضاى در نظر گرفتن اصول و سیاستهاى آنان را در ایران داشت. وى در این گزارشها، نحوه قانونگذارى، قدرت كنگره و نظام پارلمانى امریكا را براى ناصرالدینشاه تشریح و فواید و مزایاى آن را ذكر میكرد و همچنین به پیشرفتهاى صنعتى امریكا اشاره مینمود (رجوع کنید به بایگانى اسناد وزارت امورخارجه، همان، سند ش ١٢، ١٣، ١٤؛ نیز رجوع کنید به رضازاده ملك، ص ١٨٩ـ١٩٣؛ دلدم، ص ٩٢ـ٩٣). حسینقلیخان یك سال در امریكا مأموریت داشت و خودش در گزارش اول صفر ١٣٠٦ به این مطلب اشاره كرده است، ولى حدود هشت ماه در این كشور ماند و در عین حال، توانست تصویرى واقعى از جامعه امریكا ارائه دهد. امریكا از نظر وى با ایران تفاوت چندانى نداشت و معتقد بود كه اگر ایرانیان نیز به خود آیند، میتوانند در اندك مدتى همپاى آنان شوند. او از نظام حكومتى ایران انتقاد نمیكرد، اما گزارشهایش اثر مهمى در شاه و درباریان داشت (بایگانى اسناد وزارت خارجه، همان، سند ش ١٣؛ گزیده اسناد روابط ایران و آمریكا، مقدمه موجانى، ص ١١ـ١٢). از دیگر اقدامات وى در امریكا، تهیه اسامى ادارات و رؤساى آنها بود. همچنین، از وزارت جنگ امریكا قیمت لباسهاى نظامى و توپهاى جنگى را خواسته بود و اطلاعات دقیقى را كه درباره توپها به دست آورده بود، براى شاه فرستاد. حسینقلیخان وضع گمرك امریكا و امكان صدور كالا به این كشور را نیز در گزارشهاى خود یادآور شد (رجوع کنید به بایگانى اسناد وزارت امورخارجه، همان، سند ش ٨، ١٠).
ظاهرآ این عوامل سبب شد تا شاه سفیر خود را از واشنگتن فراخواند و سفارت ایران در امریكا مدتها تعطیل شود (رجوع کنید به گزیده اسناد روابط ایران و آمریكا، همان مقدمه، ص ١٢). نكته جالبتوجه درباره حسینقلیخان، تصور نادرستى است كه از او در برخى منابع آمده است. اعتمادالسلطنه (١٣٥٠ش، ص ٦٥٦، ٦٦١) به صراحت او را دیوانه خوانده است. احتشامالسلطنه (ص ٢٣٤) واژه افتضاحات را درباره مأموریت وى ــكه سبب تمسخر و مضحكه جراید و محافل سیاسى آن زمان و عزل او از آن مقام شده بودــ به كاربرده است. از جمله اعمالى كه به حسینقلیخان نسبت دادهاند، ذبح گوسفند در روز عید قربان در ساختمان سفارت است كه سبب جلب توجه مردم و كنجكاوى پلیس براى پیبردن به موضوع شده بود (مفتاح، ص ٥؛
دلدم، ص ٨٨ـ٩٢؛
موجانى، ص ١٨). صرفنظر از معلوم نبودن منبعِ این مطلب، در اصلِ آن نیز شك وجود دارد، زیرا او در محرّم ١٣٠٦ وارد امریكا شده و پس از هشت ماه، یعنى در رمضان همان سال (حدود سه ماه پیش از عید قربان)، آنجا را ترك كرده بود (موجانى، همانجا). افزون بر این، اعتمادالسلطنه (١٣٥٠ش، ص ٦٥٦) در ١١ ذیحجه ١٣٠٦ او را در فرانسه دیده و قرار بود كه وى اثاث ناصرالدین شاه را از اروپا به تهران برساند، ناصرالدین شاه (كتاب ٢، ص ٢٣٨ـ٢٣٩) نیز به این مطلب اشاره كرده است. همچنین، اعتمادالسلطنه (١٣٥٠ش، ص٦٦١) در ١٠محرّم ١٣٠٧ از حضور حسینقلیخان در استانبول یاد كرده است؛
بنابراین، احتمالا دیگر روایتهاى راجع به حسینقلیخان (مانند حمل پانزده آفتابه مسى، خرید خانهاى به سبك منازل ایرانى (درباره اجاره خانهاى براى نُه ماه در شمال غربىِ واشنگتن رجوع کنید به بایگانى اسناد وزارت امورخارجه، سند مورخ ١٣٠٦، كارتن١٩، پرونده١٣، سند ش١؛
همو، سند مورخ١٣٠٦، كارتن ٢٠، پرونده ٣، سند ش١١؛
نیز رجوع کنید به رضازادهملك، ص ١٨٥)، حمام كردن در استخر سفارت و حیرت مهماندار امریكایى از قلیان كشیدن وى)، به دلیل نداشتن مأخذ معتبر، اعتبار تاریخیندارند (موجانى،ص١٨ـ١٩؛
قس دلدم، ص ٨٥ ـ٨٦).
حسینقلیخان اگرچه در منابع، شخصى ساده معرفى شده است، سوابق سیاسى وى نشان میدهد كه پیش از آنكه به عنوان سفیر به امریكا اعزام شود، در وزارت خارجه داراى مراتبى بوده (شرف، ص ٢؛
گزیده اسناد روابط ایران و آمریكا، همان مقدمه، ص ١٠ـ١١) و احتمالا وقایع دوره سفارت او تحریف شده، به گونهاى كه در نشریه ایران و آمریكا، از دو نفر با نامهاى حاجیمعتمدالوزاره (لقب حسینقلیخان) و حسینقلیخان صدرالسلطنه صحبت شده است (مفتاح، ص ٥). در هر صورت، پس از مراجعت حسینقلیخان، مردم تهران او را حاجیواشنگتن خواندند (اقبال آشتیانى، بخش ٢، ص ٤١٤؛
قس موجانى، ص ١٥).
حاجیواشنگتن پس از بازگشت از امریكا لقب صدرالسلطنه گرفت و در ١٣١٠ وزیر فوائدعامه شد. سال بعد، با پرداخت ده هزار تومان پیشكش، به جاى ناظمالدوله، وزیر مختار و كارپرداز اول بغداد شد (اعتمادالسلطنه،١٣٥٠ش، ص ٨٤٠؛
احتشامالسلطنه، ص ٢٣٤، ٢٦٠، توضیحات موسوى؛
بامداد، ج١، ص٤٦٠). احتشامالسلطنه كه پس از عزل حاجیواشنگتن، به جاى او كارپرداز بغداد شد، در كتاب خاطرات خود مطالبى درباره اقدامات حاجیواشنگتن در بغداد ذكر كرده است، از جمله ضبط اموال تاجرى ایرانى در كاظمین پس از فوت وى؛
اختلاف با رجبپاشا (مشیر اردوى ششم عراق عرب) كه مشكل بزرگى براى دولت ایران ایجاد كرد؛
كتك زدن یكى از مأموران ایرانى در كركوك به نام عیسى، كه منجر به مرگ وى شد و در پى شكایت خانواده مقتول، دولت عثمانى اكبرخان ویس (كنسول ایران در كركوك) را زندانى كرد؛
و توطئه برضد میرزاى شیرازى، مرجع بزرگ تقلید شیعیان در سامره. این اقدامات براى دولت و خودش مشكلاتى ایجاد كرد و به عزل او از این مقام انجامید (رجوع کنید به ص٢٣٥ـ٢٣٦). از دیگر وقایع زندگى حاجیواشنگتن اطلاعى در دست نیست. وى در ١٣١٦ش در تهران درگذشت (رضازاده ملك، ص ١٩٦).
حاجیواشنگتن زبان انگلیسى و فرانسه میدانست و خوشخط بود. گاهى شعر میسرود، ولى اشعارش مضامین سست و پیشپا افتادهاى داشتند (احتشامالسلطنه، ص ٢٣٥؛
اقبال آشتیانى، بخش ٢، ص ٤١٥ـ٤١٦؛
بامداد، همانجا). تنها فرزند وى، مهرماه خانم بود كه به همسرى محمدحسینخان، پسر ساعدالدوله سردار تنكابنى، درآمد (رجوع کنید به اقبال آشتیانى، بخش ٢، ص ٤١٦).
منابع :
(١) علاوه بر اسناد مذكور در متن؛
(٢) محمود احتشامالسلطنه، خاطرات احتشامالسلطنه، چاپ محمدمهدى موسوى، تهران ١٣٦٦ش؛
(٣) محمدحسنبن على اعتمادالسلطنه، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٥٠ش؛
(٤) همو، المآثر و الآثار، در چهل سال تاریخ ایران، چاپ ایرج افشار، ج ١، تهران: اساطیر، ١٣٦٣ش؛
(٥) عباس اقبال آشتیانى، مجموعه مقالات عباس اقبال آشتیانى، بخش ٢، گردآورى و تدوین از محمد دبیرسیاقى: «نخستین رابطه سیاسى بین ایران و امریكا و مختصرى از احوال میرزاسعیدخان وزیرخارجه»، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگى، ١٣٨٢ش؛
(٦) مهدى بامداد، شرححال رجال ایران در قرن ١٢ و ١٣ و ١٤ هجرى، تهران ١٣٥٧ش؛
(٧) اسكندر دلدم، حاجیواشنگتن: تاریخ روابط ایران و آمریكا در روزگار قاجاریه و پهلوى، (تهران) ١٣٦٨ش؛
(٨) رحیم رضازاده ملك، تاریخ روابط ایران و ممالك متحده امریكا، تهران ١٣٥٠ش؛
(٩) شرف، ش٦٠، رجب ١٣٠٥؛
(١٠) امیرضیاء غفارى، نقش امریكا در ایران: سده كاپیتولاسیون، تهران ١٣٨٠ش؛
(١١) گزیده اسناد روابط ایران و آمریكا، بهكوشش على موجانى، تهران: وزارت امورخارجه، دفتر مطالعات سیاسى و بینالمللى، ١٣٧٥ش؛
(١٢) حسین محبوبى اردكانى، تعلیقات حسین محبوبى اردكانى بر المآثر و الآثار، در چهل سال تاریخ ایران، چاپ ایرج افشار، ج ٢، تهران: اساطیر، ١٣٦٨ش؛
(١٣) ع.ح. مفتاح، «تاریخچه سفارت ایران در واشنگتن»، ایران و آمریكا، سال ١، ش ٣ (فروردین ١٣٢٥)؛
(١٤) على موجانى، بررسى مناسبات ایران و آمریكا: ١٨٥١ تا ١٩٢٥ میلادى، تهران ١٣٧٥ش؛
(١٥) ناصرالدین قاجار، شاه ایران، روزنامه خاطرات ناصرالدینشاه در سفر سوم فرنگستان، چاپ محمداسماعیل رضوانى و فاطمه قاضیها، تهران ١٣٦٩ـ١٣٧٣ش؛
(١٦) آبراهام یسلسون، روابط سیاسى ایران و آمریكا، ترجمه محمدباقر آرام، تهران ١٣٦٨ش.
/ فهیمه علیبیگى /