دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧١٥٢
خفاش ، خفاش، تنها پستاندار باتوانايى پرواز، با نامهاى فارسى شبپره، شبپرك، شبكور، و عربىِ خفّاش/ خُشّاف، وطواط، فَأرُالّليل، فأرالجوّ (براى ريشه، مشتقات و وجه تسميه خفاش رجوع کنید به ابوريحان بيرونى، ص ٢٥٣؛ ابن منظور، ذيل «خشف»؛ دميرى، ج ٢، ص ٢٢٧ـ٢٢٩).
خفاشها متعلق به راسته دستباليان، داراى نوزده خانواده و بيش از هزارگونه اند. آنها به دو زير راسته بزرگ خفاشهاى بزرگ/ ميوه خوار و خفاشهاى كوچك/ حشره خوار تقسيم مىشوند. خفاشهاى كوچك برخلاف انواع بزرگ، قدرت بينايى ضعيف اما سازوكارى پيچيده در حنجره و گوش براى توليد و دريافت امواج صوتى محيط دارند. خفاشها، همچون ديگر پستانداران، بچه زايند و بچه هاى خود را شير مى دهند و حتى گاه به خواب زمستانى مى روند. با وجود برخى فوايد مهم آنها در طبيعت از جمله گردهافشانى و حشره خوارى، در انتقال بيمارى هارى و هيستوپلاسموز (نوعى بيمارى قارچى) به انسان دخيل اند. خفاشها تقريبآ در همه جا به غير از قطب و بيابانهاى داغ زندگى مىكنند (گژيمك، ج ١٣، ص ٣٠٧ـ٣١٧؛ >علوم جانورى<، ج ٢، ص ٣٨، ١٢١؛ >دايرةالمعارف پرواز<، ج ١، ص ١٣٢ـ١٣٤؛ >دايرةالمعارف علوم مگيل<، ذيل "Bats"؛ براى اطلاع از گونه ها، پراكنش و نحوه زندگى خفاشهاى ايران رجوع کنید به اعتماد، ١٣٤٨ش؛ سپهىراد، ١٣٨٣ش؛ د. ايرانيكا، ذيل "Bats"؛ هرينگتون، ص٨٠ـ٨٥؛ فيروز، ص ٣٤٤ـ٣٥٢).
در كتب تاريخى از جمله منابع جانورشناسى اسلامى، اطلاعات فراوانى درباره خفاش آمده كه بسيارى از آنها كاملا دقيق و مطابق دانش امروزى است، از جمله اينكه خفاش شبها پرواز مىكند (جاحظ، ج ١، ص٣٠)، گوشهايى بزرگ و برجسته دارد و بچهزاست (همان، ج ٣، ص ٥٢٩، ج ٤، ص ٣٩٦، ج ٦، ص ٣٢١، ج ٧، ص ١٢٦)، غذايش از حشرات و خون حيوانات (همان، ج ٣، ص ٣٣٦، ٥٢٧ـ٥٢٨) و ميوه (دميرى، ج ٢، ص٢٣٠) است، به گردو و انار بسيار علاقه دارد (جاحظ، ج ٣، ص ٥٣٨؛ طوسى، ص ٥٤٣)، اما از برگ خيار بيزار است (دميرى، ج ٢، ص ٢٣١). همچنين قدرت زيادى در پرواز دارد (ابشيهى، ج ٢، ص ٢٣٨؛ نيز رجوع کنید به جاحظ، ج ٣، ص ٥٢٦ـ ٥٣٩؛ ج ٥، ص ٢٠٣، ج ٦، ص ٣٢١؛ ابنقتيبه، ج ١، جزء٢، ص ١٠٨؛ شهمردانبن ابىالخير، ص ١٢٢؛ قزوينى، ص ٢٢٧، ٢٦٠، ٤٣٢ـ٤٣٣؛ بلدى، ص ٢٦٢، ٣١٥، ٣٥٩؛ دميرى، ج ٢، ص ٢٢٧ـ ٢٣١). در منابع تاريخى گاه بيان خصوصيات خفاش با خرافه همراه بوده است (براى نمونه رجوع کنید به جاحظ، ج ٣، ص ٥٣٤؛ طوسى، همانجا). در منابع به دشمنى مار و خفاش نيز تأكيد شده است (رجوع کنید به جاحظ، ج ٥، ص ٣٥٣؛ جمالى يزدى، ص ٧٠).
باورها، ديدگاههاى دينى، و در ادبيات. در عهد عتيق (سفر لويان، ١٩:١١)، خفاش جانورى ناپاك است (نيز رجوع کنید به اشعياء، ٢٠:٢). در بندهش (ص ٧٩، ٨٣)، شب كور نوعى مرغ (= پرنده) دانسته شده كه به مرغ، سگ و موش شباهت دارد و از نسل كيومرث است. در شايست ناشايست (فصل ٩، بند١٤)، گفته شده كه فاصله بين مرده و زنده، به نازكى پر ]= بال[ sawag(=خفاش) است. در اسطورههاى يونان آلسيتوئه، دختر مينياس، به علت شركت نكردن در مراسم ديونوسيا مورد خشم قرار گرفت و به خفاش تبديل شد (حرب، ص ٤٣).
در تفاسير پرندهاى را كه پس از دميدن حضرت عيسى عليهالسلام در پارهاى گل، پريدن گرفت، خفاش دانستهاند (رجوع کنید به محمدبن جرير طبرى، ذيل آلعمران: ٤٩؛ اسفراينى، ج ١، ص ٣٥٩). در خطبهاى از حضرت على عليهالسلام (رجوع کنید به نهجالبلاغه، خطبه ١٥٥، ص ٢١٧ـ٢١٨) خصوصيات شگفتانگيز اين جانور ذكر شده است. كشتنش، مذموم (رجوع کنید به جاحظ، ج ٣، ص ٥٣٨) و خوردن گوشتش حرام (شهيد اول، ج ٣، ص ١١) است.
خفاش در اشعار فارسى اغلب با صفت شبگردى و دورى گزيدن از خورشيد وصف شده است (رجوع کنید به مسعودسعد سلمان، ص ٥، بيت ٥؛ سنايى، ص ٣٢٥، بيت ٦٢٥٦؛ نظامى، ص ٣٤١، بيت ٩؛ عطار، ١٣٦٥ش، ص ١٣٧ـ١٣٨، بيت ٢٤٥٧ـ٢٤٧٠؛ نيز رجوع کنید به عطار، ١٣٥٦ش، ص١٦٠ـ١٦١؛ سهروردى، ج ٣، ص ٣٠١ـ٣٠٢). در اشعار و امثال عربى نيز به گوشهنشينى، روز كورى و دورى خفاش از خورشيد اشاره شده است (رجوع کنید به شكر، ج ٢، ص١٠ـ١٣). كشاجم كه تأليفاتش درباره جانوران و شكار آنها معروف است، در ديوان خود (ص ٣١٧) با اشاره به احسان خفاش در نگهدارى از بچه، فرزند خود را به نيكى با پدر دعوت مىكند.
كاربردها. جالينوس (به نقل رازى، ج٢٠، ص ٣٧٧) ماليدن مغز خفاش بر پوست را مانع روييدن مو و اكتحال آن را در چشم در مراحل اوليه بيمارى آب مرواريد براى درمان آن مؤثر مى داند (نيز رجوع کنید به على بن سهل طبرى، ص ٤٣٥ـ٤٣٦؛ جمالى يزدى، ص٧٠ـ٧١). حكيم]اسحاق؟[بن حنين نيز خفاش را گرم و خشك و از بين برنده سفيدى چشم، ظَفَرَة (ناخنك چشم) و تقويت كننده بينايى مىداند (به نقل رازى، ج ٢٠، ص ٣٧٨). قدما براى خفاش خواص متعدد ديگرى نيز قائل بودند، از جمله اينكه پخته سر خفاش در روغن زنبق براى درمان نقرس، فلج، رعشه، ربو (آسم) و تورم بدن مفيد است (دميرى، ج ٢، ص ٢٣٢ـ٢٣٣). هر چند آنچه كه در منابع دوره اسلامى آمده اغلب تكرار نوشته هاى پيشينيان است (رجوع کنید به ابن سينا، ج ٢، كتاب ٢، ص ٧٧٩؛ شهمردان بن ابى الخير، ص ١٢٢ـ١٢٣؛ ابن بيطار، ج ٢، ص ٦٥؛ قزوينى، ص ٤٣٣؛ انصارى شيرازى، ص ١٤٩؛ حكيم مؤمن، ص ١٠٥ـ١٠٦؛ انطاكى، ج ١، ص ١٦١؛ در معرفت بعضى امور فلاحت، ص ١٦٧؛ عقيلى علوى شيرازى، ص ٣٩٥).
منابع :
(١) محمدبن احمد ابشيهى، المستطرف فى كلّ فنّ مستظرف، چاپ مفيد محمد قميحه، بيروت ١٤٠٦/١٩٨٦، چاپ افست قم ١٣٦٨ش؛
(٢) ابنبيطار؛
(٣) ابنسينا؛
(٤) ابنقتيبه، عيونالاخبار، چاپ يوسفعلى طويل و مفيد محمد قميحه، بيروت ?] ١٩٨٥[؛
(٥) ابنمنظور؛
(٦) ابوريحان بيرونى، الصيدنة؛
(٧) شهفوربن طاهر اسفراينى، تاجالتراجم فى تفسير القرآن للاعاجم، چاپ نجيب مايل هروى و علىاكبر الهى خراسانى، ج ١، تهران ١٣٧٥ش؛
(٨) اسماعيل اعتماد، پستانداران ايران: خفاشهاى ايران و كليد تشخيص آنها، تهران ١٣٤٨ش؛
(٩) علىبن حسين انصارىشيرازى، اختيارات بديعى (قسمت مفردات)، چاپ محمدتقى مير، تهران ١٣٧١ش؛
(١٠) داوودبن عمر انطاكى، تذكرة اولىالالباب و الجامع للعجب العجاب، چاپ على شيرى، بيروت ١٤١١/١٩٩١؛
(١١) عبدالرحمانبن محمد بلدى، كتاب الكافى فى البيزرة، چاپ احسان عباس و عبدالحفيظ منصور، بيروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٢) بندهش ]گردآورى[ فرنبغ ددگى، ترجمه مهرداد بهار، تهران: توس، ١٣٦٩ش؛
(١٣) عمروبن بحر جاحظ، كتاب الحيوان، چاپ عبدالسلام محمد هارون، مصر ?] ١٣٨٥ـ١٣٨٩/ ١٩٦٥ـ ١٩٦٩[، چاپ افست بيروت [.بىتا]؛
(١٤) مطهربن محمد جمالى يزدى، فرخنامه : دائرةالمعارف علوم و فنون و عقائد، چاپ ايرج افشار، تهران ١٣٤٦ش؛
(١٥) طلال حرب، معجم اعلام الاساطير و الخرافات فى المعتقدات القديمة، بيروت ١٤٢٠/١٩٩٩؛
(١٦) محمدمؤمنبن محمدزمان حكيم مؤمن، تحفه حكيم مؤمن، چاپ سنگى تهران ١٢٧٧، چاپ افست ١٣٧٨؛
(١٧) در معرفت بعضى امور فلاحت، ]از مؤلفى ناشناخته[، در احمدرضا ياورى، مقدمهاى بر شناخت كشاورزى سنتى ايران، تهران ١٣٥٩ش؛
(١٨) محمدبن موسى دميرى، حياةالحيوان الكبرى، چاپ ابراهيم صالح، دمشق ١٤٢٦/٢٠٠٥؛
(١٩) محمدبن زكريا رازى، كتاب الحاوى فى الطب، حيدرآباد، دكن ١٣٧٤ـ١٣٩٣/ ١٩٥٥ـ ١٩٧٣؛
(٢٠) خديجه سپهى راد، شناخت انواع خفاشهاى كرمان و نحوه تعذيه آنها، كرمان ١٣٨٣ش؛
(٢١) مجدودبن آدم سنايى، ديوان، چاپ مظاهر مصفا، تهران ١٣٣٦ش؛
(٢٢) يحيىبن حبش سهروردى، مجموعه مصنفات شيخاشراق، ج ٣، چاپ حسين نصر، تهران ١٣٧٣ش؛
(٢٣) شاكر هادى شكر، الحيوان فى الادب العربى، بيروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٢٤) شايست ناشايست: متنى به زبان پارسى ميانه (پهلوى ساسانى)، آوانويسى و ترجمه كتايون مزداپور، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، ١٣٦٩ش؛
(٢٥) شهمردانبن ابىالخير، نزهتنامه علائى، چاپ فرهنگ جهانپور، تهران ١٣٦٢ش؛
(٢٦) محمدبن مكى شهيد اول، الدروس الشرعية فى فقه الامامية، قم ١٤١٢ـ١٤١٤؛
(٢٧) علىبن سهل طبرى، فردوس الحكمة فى الطب، چاپ محمد زبير صديقى، برلين ١٩٢٨؛
(٢٨) محمدبن جرير طبرى؛
(٢٩) محمدبن محمود طوسى، عجايب المخلوقات، چاپ منوچهر ستوده، تهران ١٣٤٥ش؛
(٣٠) محمدبن ابراهيم عطار، مصيبتنامه، چاپ نورانى وصال، تهران ١٣٥٦ش؛
(٣١) همو، منطق الطير: مقامات الطيور، چاپ صادق گوهرين، تهران ١٣٦٥ش؛
(٣٢) عقيلى علوى شيرازى؛
(٣٣) على بن ابى طالب (ع)، امام اول، نهج البلاغة، چاپ صبحى صالح، قاهره ١٤١١/١٩٩١؛
(٣٤) اسكندر فيروز، حيات وحش ايران: مهره داران، تهران ١٣٧٨ش؛
(٣٥) زكريابن محمد قزوينى، عجايب المخلوقات و غرائب الموجودات (تحرير فارسى)، چاپ نصراللّه سبوحى، ]تهران[ ١٣٦١ش؛
(٣٦) محمودبن حسين كشاجم، ديوان، چاپ خيريه محمد محفوظ، بغداد ١٣٩٠/١٩٧٠؛
(٣٧) مسعودسعد سلمان، ديوان، چاپ غلامرضا رشيد ياسمى، تهران ١٣٦٢ش؛
(٣٨) الياسبن يوسف نظامى، كتاب خسرو و شيرين، چاپ وحيد دستگردى، تهران ١٣١٣ش؛
(٣٩) Animal sciences, ed. Allan B. Cobb, New York: Macmillan Reference USA, ٢٠٠٢.
(٤٠) EIr., s.v. "Bats" (by A.F. DeBlase).
(٤١) Encyclopedia of flight , ed. Tracy Irons-Georges, Pasadena, Claif.: Salem Press, ٢٠٠٢.
(٤٢) Bernhard Grzimek, Grzimek's animal life encyclopedia, Detroit ٢٠٠٣-٢٠٠٤.
(٤٣) Fred A. Harrington, A guide to the mammals of Iran, Tehran ١٩٧٧.
(٤٤) Magill's encyclopedia of science: animal life, ed. Carl W. Hoagstrom, Pasadena, Calif.: Salem Press, ٢٠٠٢.
/ محمد صدر /