دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٣٦٩
بیت الحرام ، کعبه یا خانة خدا در شهر مکه . واژة بیت همراه با الف و لام عهد به سبب کاربردِ زیاد کلمه ، نام خاص کعبه شده است (زمخشری ، ج ١، ص ١٨٤ـ١٨٥؛ ابن جوزی ، ج ١، ص ١٤١). پیش از اسلام ، این واژه در سخنِ مردم به همین معنی به کار می رفته ، از جمله در گفتة مشهور عبدالمطلّب خطاب به ابرهه آمده است : اِنّی اَنَا رَبُّ الاء بِلِ و اِنَّ لِلْبَیْتِ رَبّاً سَیَمْنَعُهُ (ابن هشام ، قسم ١، ص ٥٠). نیز در معلّقة معروف زهیربن ابی سَلمی ' بدان سوگند یاد شده است (طلعت ، ص ٢٣؛ برای نمونه هایی دیگر از کاربرد «البیت »، «ربّالبیت » و «بیت اللّه » رجوع کنید به ابن اسحاق ، ص ١٢ـ١٣، ٢٣ـ٢٤؛ابن هشام ، قسم ١، ص ١١٥، ١٧٥، ٢٧٣ـ٢٧٤).
این واژه در نخستین آیات مکّی قرآن به صورت «ه'ذَا البَیْتِ» (قریش : ٣) و در آیات مدنی شش بار به صورت «البیت » (بقره : ١٢٥، ١٢٧، ١٥٨؛ آل عمران : ٩٧؛ انفال :٣٥؛ حج :٢٦) و دوباربا وصفِ العَتِیق (حج : ٢٩، ٣٣) و در آخرین آیات مدنی دوبار با وصفِ الحَرام (مائده : ٢، ٩٧) آمده است . مراد ازتمامی این صورتها، و نیز منظور از «بَیْتِکَ المُحَرَّم » (ابراهیم : ٣٧) و «بَیْتی » (بقره : ١٢٥؛ حج : ٢٦) خانة کعبه است که
آن را پیش و پس از اسلام بیت اللّه نیز خوانده اند. برخی منظور از «البَیت المَعمور» (طور:٤) را نیز خانة کعبه دانسته اند ( رجوع کنید به بیت المعمور * ؛ دربارة تاریخچة بنای کعبه پیش وپس از اسلام ، تغییرات و احکام و آداب فقهی آن رجوع کنید به کعبه * ، مسجدالحرام * ، حج * ).
بنابر آیات قرآن ، ابراهیم و فرزندش اسماعیل علیهماالسلام این خانه را در مکان فعلی ساخته اند (بقره : ١٢٧؛ حج :٢٦). این نخستین خانه ای است که برای مردمان بنا نهاده شده (آل عمران : ٩٦)، و خداوند آن را مکان امن ، محلّ اجتماع مردمان و مایة قوام ایشان قرار داده است (بقره :١٢٥؛ مائده :٩٧). بر مردمان توانا و توانگر فرض است که آن را زیارت و برگردِ آن طواف کنند (آل عمران : ٩٦؛ حج : ٢٩).
بیت الحرام ، پیش از اسلام و مقارن آن ، در میان مشرکان از احترام بسیاری برخوردار بوده است و ایشان نیز آن را خانة خدا می دانسته اند و در حرم مکه مجرمان را تعقیب و قصاص نمی کرده اند (هوّاری ، ج ١، ص ١٤٤). امن بودن بیت الحرام و ایمنی افرادی که وارد بیت الحرام می شوند (بقره :١٢٦؛ آل عمران : ٩٧) موضوع بحث فقیهان و مفسران بوده است (دربارة اقوال مختلف رجوع کنید به شریف رضی ، ص ١٨٧ـ ١٩٣). آنچنان که در سخن امام صادق علیه السلام خطاب به ابوحنیفه آمده است ، این ایمنی تکوینی نیست ؛ چرا که بسیاری در این مکان از کشته شدن در امان نمانده اند (احمد طبرسی ، ج ٢، ص ٣٦٠ـ٣٦١)، اما همواره دربارة امنیت حیوانات و پرندگان در آنجا سخنان اغراق آمیز گفته اند ( رجوع کنید به طوسی ، ج ٤، ص ٣٢). دربارة ایمنی تشریعی نیز فتوای فقیهان امامیه و ابوحنیفه ـ به عکس شافعی ـ آن است که در محدودة حرم ، احکام حدّ و تعزیر و قصاص نفس جاری نمی شود، بلکه بر مجرم سخت می گیرند تا از آنجا خارج شود (فاضل مقداد، ج ١، ص ٢٦٢ـ٢٦٣). قرطبی (ج ٢، ص ١١١) با ردّ فتوای ابوحنیفه این حکم را به دلیل جملة جَعَلْنا البَیتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَاَمْناً منحصر به داخل بیت الحرام می داند، اما فخررازی (ج ٤، ص ٥٠) با ذکر شواهدی ، مراد از «البیت » در این آیه را تمامی حرم مکه می داند.
دربارة وجه توصیفِ کعبه به «البیت الحرام » آمده است که ورود مشرکان به آنجا و پاره ای اعمال در آنجا که در دیگر مکانها جایز است ، حرام می باشد. صید حیوانات و قطع درختانش نیز حرام است و شرافت و حرمت بسیار دارد (فضل طبرسی ، ج ١، ص ٣٨٢، ج ٣، ص ٢٣٩،٣٨١، ج ٧، ص ١٣٠) از میان این نظریات ، نظر اخیر مقبولتر و مشهورتر است (طباطبائی ، ذیل مائده : ٢، ٩٧). دربارة «البیت العتیق » نیز گفته اند: خانه ای قدیمی است که از طوفان نوح در امان مانده است ، از سیطرة جبّاران خارج است ، هیچکس مالک آن نیست ، هیچ مخلوقی مدعی آن نیست ، در عام الفیل از تجاوز حبشیان در امان مانده است و خانه ای شریف و اصیل است (زمخشری ، ج ٣، ص ١٥٣ـ١٥٤؛ ابن درید، ج ١، ص ٤٠٢؛ ابن فارس ، ١٤٠٥، ج ٣، ص ٤٤١؛ همو، ١٤٠٤، ج ٤، ص ٢٢٠؛ اسدی مکّی ، ص ١١ـ ١٢). با اینهمه ، اغلب مفسران معاصر همچون طباطبائی ، مغنیه ، مراغی ، قاسمی و حجازی (ذیل حج :٢٢،٣٣) تعبیر «البیت العتیق » را به معنای خانة قدیم دانسته و گفته های دیگر را موجّه یا اساساً قابل ذکر ندانسته اند.
منابع :
(١) علاوه برقرآن ؛
(٢) ابن اسحاق ، سیرة ابن اسحاق ، چاپ محمد حمیدالله ، قونیه ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(٣) ابن جوزی ، زادالمسیرفی علوم التفسیر ، بیروت ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٤) ابن درید، کتاب جمهرة اللغة ، چاپ رمزی منیر بعلبکی ، بیروت ١٩٨٧؛
(٥) ابن فارس ، مجمل اللغة ، چاپ هادی حسن حمودی ، کویت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٦) همو، معجم مقاییس اللغة ، چاپ عبدالسلام محمدهارون ، قم ١٤٠٤؛
(٧) ابن هشام ، السیرة النبویة ، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری ، و عبدالحفیظ شلبی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٨) احمدبن محمد اسدی مکی ، اخبارالکرام بأخبار المسجدالحرام ، چاپ حافظ غلام مصطفی ، بنارس ١٣٩٦/١٩٧٦؛
(٩) محمد محمود حجازی ، التفسیرالواضح ، بیروت ١٤١٣/١٩٩٣؛
(١٠) محمودبن عمر زمخشری ، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل ، بیروت ( بی تا. ) ، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(١١) محمدبن حسین شریف رضی ، حقائق التأویل فی متشابه التنزیل ، چاپ محمدرضا آل کاشف الغطاء، بیروت ( بی تا. ) ، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(١٢) محمدحسین طباطبائی ، المیزان فی تفسیرالقرآن ، بیروت ١٣٩٠ـ١٣٩٤/ ١٩٧١ـ١٩٧٤؛
(١٣) احمدبن علی طبرسی ، الاحتجاج ، چاپ محمدباقر موسوی خرسان ، بیروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(١٤) فضل بن حسن طبرسی ، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٥) احمد طلعت ، شرح دیوان زهیربن ابی سلمی ، بیروت ١٩٧٠؛
(١٦) محمدبن حسن طوسی ، التبیان فی تفسیرالقرآن ، چاپ احمد حبیب قصیرعاملی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٧) مقدادبن عبدالله فاضل مقداد، کنزالعرفان فی فقه القرآن ، چاپ محمد باقر بهبودی ، چاپ افست تهران ١٣٨٤ـ ١٣٨٥؛
(١٨) محمدبن عمر فخررازی ، التفسیرالکبیر ، قاهره ( بی تا. ) ، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(١٩) جمال الدین قاسمی ، تفسیرالقاسمی ، المسمی محاسن التأویل ، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی ، بیروت ١٣٩٨/١٩٧٨؛
(٢٠) محمدبن احمد قرطبی ، الجامع لاحکام القرآن ، قاهره ١٣٨٧/ ١٩٦٧، چاپ افست تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٢١) احمدمصطفی مراغی ، تفسیرالمراغی ، بیروت ( تاریخ مقدمه ١٣٦٥ ) ؛
(٢٢) محمدجواد مغنیه ، التفسیرالکاشف ، بیروت ١٩٨٠ـ١٩٨١؛
(٢٣) هودبن مُحکَّم هُوّاری ، تفسیر کتاب الله العزیز ، چاپ بالحاج بن سعید شریفی ، بیروت ١٩٩٠.
/ مرتضی کریمی نیا /