دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٧٢٢
تفسیر ملاصدرا ، مجموعه ای از تفاسیر برخی سوره های قرآن به عربی از ملاصدرا * (متوفی ١٠٥٠). وی این تفاسیر را به صورت رساله های پراکنده و در مدتی کمتر از بیست سال نوشت .
تفاسیر ملاصدرا به ترتیب سوره های قرآن تنظیم و در یک جلد، به کوشش شیخ احمد شیرازی به نام تفسیر ملاصدرا چاپ سنگی شد (تهران ١٣٢٢؛ آقابزرگ طهرانی ، ج ٤، ص ٢٧٨). سه بار نیز این رساله ها در هفت مجلد به نام التفسیرالکبیر و تفسیر القرآن الکریم به چاپ رسیده است (چاپ اول : قم ١٣٦١ـ ١٣٦٤ ش ، چاپ دوم : قم ١٤١١/ ١٣٦٦ ش ، چاپ سوم : قم ١٣٧٩ـ ١٣٨٠ ش ).
ملاصدرا قصد داشت تفسیری کامل و جامع بنویسد، ولی موفق نشد. وی در حدود ١٠٤٠، کتاب مفاتیح الغیب لفتح خزائن العلوم المُبْرَأَة عن الشک و الریب را نوشت تا مقدمه ای بر تفسیر جامع او باشد (آقابزرگ طهرانی ، ج ٤، ص ٢٧٨ـ٢٧٩؛ صدرالدین شیرازی ، اسرارالا´یات ، ص ٣٦٧، پانویس ١).
رساله های تفسیری ملاصدرا، عبارت اند از: ١) تفسیر آیة الکرسی (تاریخ اتمام آن : ١٠٣٠، در قم ). ٢) تفسیر سورة نور (تاریخ نگارش : ١٠٣٠). نسخة خطی این اثر به خط خود او موجود است (صدرالدین شیرازی ، تفسیرالقرآن الکریم ، ج ٤، ص ٤٢٧، مقدمة خواجوی ، ص ٧؛ همو، تفسیر سورة جمعه ، مقدمة خواجوی ، ص ٦؛ آقابزرگ طهرانی ، ج ٤، ص ٣٣١، ٣٣٤).
٣) تفسیر سورة طارِق (تاریخ نگارش : ١٠٣٠). نسخة خطی این اثر در کتابخانة یکی از نوادگان دختری ملاصدرا، در کاشان ، موجود است . این تفسیر به طور جداگانه در تهران چاپ سنگی شده است . ٤) تفسیر سورة اعلی ، شامل «هفت تسبیح » (هفت بخش )، که ملاصدرا در آن از تفسیر فخررازی مطالب بسیاری نقل کرده است . این اثر در ١٣٠٥ در پایان کتاب کشف الفوائد علامه حلّی چاپ سنگی شد. ٥) تفسیر سورة زلزال ، که در آن به حرکت ذاتی و جوهری زمین اشاره کرده است (صدرالدین شیرازی ، تفسیر سوره های طارق ... ، مقدمة خواجوی ، ص ٣ـ ٥؛ همو، تفسیر سورة جمعه ، همانجا؛ همو؛ تفسیرالقرآن الکریم ، ج ٧، ص ٣٥٩، ٣٦١ـ٤٠٧، ج ٤، مقدمة خواجوی ، ص ٧؛ آقابزرگ طهرانی ، ج ٤، ص ٣٣٦). ٦) تفسیر سورة یس (تاریخ نگارش : ١٠٣٠). ٧) تفسیر سورة واقعه ، که در آن از حشر و معاد و معرفت بندگان در آخرت و مراتب آنان در سعادت و شقاوت سخن گفته است . این اثر در ١٣٢٢ چاپ سنگی شد (صدرالدین شیرازی ، تفسیر سورة واقعه ، مقدمة خواجوی ، ص ٣؛ همو، تفسیر سورة جمعه ، همانجا؛ آقابزرگ طهرانی ، ج ٤، ص ٣٣٤؛ نیز رجوع کنید به صدرالدین شیرازی ، تفسیرالقرآن الکریم ، ج ٧، مقدمه ، ص ٩ـ١٠). ٨) تفسیر سورة حدید ، که در بخشهای متعددی از آن با عنوان «مکاشفه »، نکاتی حِکْمی و عرفانی در بارة آیات قرآن آمده است . ٩) تفسیر سورة جمعه ، که همچون تفسیر سورة واقعه مطالب عرفانی و ذوقی بیشتری ، نسبت به دیگر آثار او، دارد. نسخة خطی این اثر به خط مؤلف در کتابخانة یکی از نوادگان دختری ملاصدرا، در کاشان ، موجود است (صدرالدین شیرازی ، تفسیر سورة جمعه ، همانجا؛ همو، تفسیر القرآن الکریم ، ج ٤، مقدمة خواجوی ، ص ٧، نیز رجوع کنید به ج ٦، ص ١٤٠ـ٣٢٧، ج ٧، ص ١٣٥ـ ٣٠٥). ١٠) تفسیر سورة سجده . ١١) تفسیر سورة فاتحه . ١٢) تفسیر سورة بقره تا آیة ٦٦ . نسخة خطی این اثر به خط مؤلف در کتابخانة مسجد اعظم قم موجود است . این اثر همراه با آیة الکرسی و سورة فاتحه در ١٣٠٢ چاپ سنگی شد (آقابزرگ طهرانی ، ج ، ص ٣٣١، ٣٣٧، ٣٤٠؛ صدرالدین شیرازی ، تفسیر سورة جمعه ، همانجا؛ همو، تفسیر القرآن الکریم ، ج ١، مقدمه بیدارفر، ص ٩٤).
برخی از سوره های مجموعة تفاسیر ملاصدرا به فارسی ترجمه شده است ، از جمله تفسیر سوره های واقعه و جمعه و «طارق ، اعلی و زلزال » و نور را محمد خواجوی در چهار مجلد چاپ کرده است (تهران ١٣٦٣ ش ).
به ملاصدرا چند رساله در تفسیر سوره های ضُحی '، طلاق و کافرون نسبت داده اند (صدرالدین شیرازی ، تفسیر القرآن الکریم ، ج ١، مقدمة بیدارفر، ص ١١٨؛ آقابزرگ طهرانی ، ج ٤، ص ٣٣٦ـ ٣٣٨).
ملاصدرا در بارة تفسیر قرآن آثار دیگری هم دارد که آنها را پس از تفاسیر مذکور نوشته است . این آثار بترتیب عبارت اند از: ١) مفاتیح الغیب ، که پس از رسایل تفسیری ، سیزدهمین اثر ملاصدرا در بارة تفسیر قرآن است . وی در این کتاب به شرح اصول و مبانی تفسیر خود پرداخته و کوشیده است که از تفسیر قرآن به منزلة کلیدی (مفتاح ) برای پاسخگویی به مسائل هستی بهره گیرد (صدرالدین شیرازی ، مفاتیح الغیب ، مقدمة خواجوی ، ص نح ، س ). وی در این اثر مباحث فلسفی و عرفانی را همراه با برخی آرا و تعبیرات بزرگانی چون غزالی و فخررازی و ابن عربی آورده است (همان مقدمه ، ص س ). نسخة خطی این کتاب ، به قلم علم الهدی '، فرزند فیض و نوادة دختری ملاصدرا، که از روی متن دست نویس ملاصدرا کتابت شده ، در قم و نجف موجود است (همان ، ص ف ، فا؛ آقابزرگ طهرانی ، ج ٢١، ص ٣٠٥). این کتاب در ١٣٦٣ش ، به تصحیح محمد خواجوی و همراه با تعلیقات ملاعلی نوری ، در تهران چاپ شد. ترجمة این کتاب در همان سال ، با مقدمة مفصّل علی عابدی شاهرودی ، به چاپ رسید (صدرالدین شیرازی ، مفاتیح الغیب ، مقدمة خواجوی ، ص فا، فب ).
٢) متشابه القرآن ، که رساله ای کوچک در شش فصل در بارة معنای متشابه است (آقابزرگ طهرانی ، ج ١٩، ص ٦٢). نسخة خطی این رساله در تهران در مجموعة سیدمحمد مشکاة و در کتابخانة سیدنصراللّه تقوی اخوی موجود است (همانجا). این اثر در مجموعه ای با عنوان رسائل فلسفی ، به تصحیح سیدجلال الدین آشتیانی ، انتشار یافته است (صدرالدین شیرازی ، تفسیر القرآن الکریم ، ج ١، مقدمة بیدارفر، ص ١٠٢ـ١٠٣).
٣) اسرارالا´یات و انوارالبینات ، که منتخبی از آیات قرآن است و سه «طرف » (فصل )، در بارة علم ربوبی و افعال خدای تعالی و معاد، دارد که در ضمن آنها لطایف حکمی و عرفانی را با قرآن تطبیق داده و حدود ١٢٠٠ بار به آیات قرآن استشهاد کرده است (همو، تفسیر سورة جمعه ، همانجا؛ همو، اسرارالا´یات ، مقدمة خواجوی ، ص شانزده ). نسخة خطی این کتاب به قلم مؤلف در کتابخانة عبدالحسین تهرانی در کربلا موجود است (آقابزرگ طهرانی ، ج ٢، ص ٣٩). این اثر بارها چاپ شده است ، از جمله در ١٣١٩ در تهران با تعلیقات آخوند ملاعلی نوری (همانجا؛ صدرالدین شیرازی ، تفسیرالقرآن الکریم ، ج ١، مقدمة بیدارفر، ص ٩٢، ١٠٩). محمد خواجوی این کتاب را ترجمه و چاپ کرده است (تهران ١٣٦٣ ش ).
ملاصدرا رسایل تفسیری خود را در فواصل زمانی گوناگون نوشته است ؛ ازینرو، در شیوة کار او اختلافاتی وجود دارد. برخی از آنها مختصرترند و او در آنها از شیوة مفسران چندان دور نشده است ؛ مثلاً، در تفسیر سورة بقره ، به تبعیت از مجمع البیان ، بخش ادبی را از بقیة مطالب ، که آنها را «معنی » نامیده ، جدا کرده است . برخی دیگر از تفاسیر او مفصّل و به شیوة تفاسیر ذوقی عرفانی اند، بخصوص رساله هایی که در اواخر عمرش نوشته است (صدرالدین شیرازی ، تفسیرالقرآن الکریم ، ج ٣، ص ٤٥٠ـ٤٦٦).
ملاصدرا عالم را سه گونه (دنیا، آخرت و عالم الاهیت ) می دانسته و عقیده داشته است که الفاظ قرآن نیز گاهی بر پدیدارهای آشکار و محسوس (دنیا)، گاهی بر سرّ (حقیقت و باطن آخرت ) و گاهی بر سرِّ سرّ (باطنِ باطن یا عالم الاهیت ) دلالت دارند ( رجوع کنید به همو، مفاتیح الغیب ، ص ٥٨). به همین علت ، او از کسانی که تفسیر قرآن را فقط محدود به بحثهای لغوی و ادبی و قرائت و نقلِ روایت می دانند، انتقاد کرده و آنان را «اهل القول و العبارة » یا پرستندگان و بندگان مذاهب و آرا و خواهندگان نفس و هوا خوانده است ( رجوع کنید به همان ، ص ٣٠؛ همو، تفسیر القرآن الکریم ، ج ٧، ص ١٨٤).
ملاصدرا در تفسیر ابتدا به سراغ تفاسیر و عقاید پیروان هریک از فرقه ها، حتی آنهایی که با مذاق او سازگار نبوده اند، رفته و به این ترتیب ، به شیوة اغلب مفسران به بحثهای صرفی و نحوی و بلاغی و روایی و اختلاف قرائت و اقوال صحابه و تابعین پرداخته و گاه آنها را نقد کرده است . وی در این موارد، از تفاسیر مشهور، مانند تفسیر نیشابوری ، بیضاوی ، ثعالبی ، علی بن ابراهیم قمی و خصوصاً کشاف زمخشری و مجمع البیان بهره گرفته است ( رجوع کنید به صدرالدین شیرازی ، تفسیر القرآن الکریم ، جاهای متعدد).
ملاصدرا در موارد بسیار، برای تفسیر آیات ، از دیگر آیات استفاده کرده ؛ مثلاً، در تفسیر سورة حمد، که مجموعاً هفت آیه دارد، بیش از صد بار به آیات دیگر استناد کرده است (طاهری ، ص ٥٨).
در مرحلة دوم تفسیر قرآن ، ملاصدرا مطالبی از خود یا کسانی که آنها را «اهل الکشف و الاشاره » یا «اهل اللّه » نامیده ، آورده است . این مطالب مشتمل بر لطایف عرفانی و حکمی اند. در این مرحله ، او از سخنان خواجه عبداللّه انصاری ، بایزید بسطامی ، جُنَید بغدادی ، سهل تُستَری و خصوصاً از غزالی ، ابن عربی و شارحان آثار ابن عربی ، مانند صدرالدین قونیوی و قیصری ، استفاده کرده و آرای آنان را با لحنی ستایش آمیز نقل نموده ( رجوع کنید به صدرالدین شیرازی ، تفسیر القرآن الکریم ، ج ١، ص ٣٠، ١٠٤ـ١١٠، ١٥٧ـ ١٥٨، ٣٢٧، ٣٧٢ـ ٣٧٥، ج ٢، ص ٢٨٥ـ٢٨٧، ٣٦٦ـ٣٦٧، ج ٤، ص ٣١٤، ٣١٨ـ٣٢١؛ طاهری ، ص ٥٩) و از اشعار عرفانی مولوی و عطار و سنایی ، که آنها را از حکیمان شمرده ، نیز بهره گرفته است ( رجوع کنید به صدرالدین شیرازی ، تفسیرالقرآن الکریم ، ج ٣، ص ٢٢٥، ٣٥٢، ج ٤، ص ١٦، ٣٢، ١٧٥، ٢٥٩، ٤٠٥، ج ٦، ص ٢٣ـ٢٤، ٣٣، ٨٩، ج ٧، ص ٢٨٥). ملاصدرا برخی اشعار فارسی خود را نیز در ضمن تفاسیرش آورده است ( رجوع کنید به همان ، ج ٤، ص ٤٠٨، ج ٦، ص ٩ـ١٠، ٣٤).
او به آرا و آثار فیلسوفان اسلامی و پیش از اسلام نیز توجه کرده و آنان را ستوده است . وی از رسالة نیروزیة ابوعلی سینا، که او را استاد فیلسوفان مسلمان خوانده ، مطالب فراوانی در تفسیر حروف مقطّعه نقل کرده ( رجوع کنید به همان ، ج ١، ص ٢١٥ـ٢٢١، ج ٦، ص ١٥ـ١٧) و از کتاب اثولوجیا ، منسوب به ارسطو، مطالبی در بارة نشئه های سه گاه انسان نقل نموده و آن را با قرآن تطبیق داده است ( رجوع کنید به همان ، ج ٣، ص ١٠٦ـ١٠٧). ملاصدرا ارسطو را نیز ستوده چندانکه از پیامبراکرم نقل کرده که در حق او فرموده اند که او پیامبری از پیامبران بود و قوم وی قدرش را نشناختند ( رجوع کنید به همان ، ج ٣، ص ١٠٥ـ١٠٦). وی آیة ١٢٢ سورة انعام را با نظریة فُرفوریوس ، که او را پیشوای مشائیان و بزرگترین شاگرد ارسطو معرفی کرده ، تطبیق داده است ( رجوع کنید به همان ، ج ٧، ص ٢٢٤ـ ٢٢٥). به نظر ملاصدرا، حکیمان یونانیِ پیش از افلاطون مصداق آیة «... رِجالٌ صَدَقوُا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَیْهِ...» (احزاب : ٢٣) بودند و با روانهای پاک و دلهای طاهر به معراج رفتند. او حکیمان را اهل بیت حکمت دانسته ــ همانگونه که امامان ، اهل بیت نبوت و ولایت اند ــ و بر ایشان درود فرستاده است (همان ، ج ٧، ص ٤١٨).
ملاصدرا، در ضمن تفاسیرش ، بسیاری از عقاید فلسفی و عرفانی خود را مطرح کرده و، با استناد به آیات قرآن ، بر صحت آنها استدلال نموده است . این عقاید عبارت اند از:
١) وجود مراتب در شناخت حقیقت مطلق ، یعنی هر موجودی متناسب با مرتبة وجودی خود بخشی از حقیقت را می شناسد و حتی بت پرستان نیز گوشه هایی از حقیقت را دریافته اند و بنابراین ، از یک نظر خداپرستند، زیرا بتها را به عنوان خدا می پرستند (همان ، ج ٢، ص ١١٢، ٣١٧).
٢) اصالت و وحدت وجود، بدین معنا که در هستی هیچ چیز جز ذات حق و افعال او، که صورت نامها و مظاهر صفات او هستند، وجود ندارد (همو، اسرارالا´یات ، ص ٢٤).
٣) توحید خاصی ، بدین معنا که خداوند «بسیط الحقیقه » است و هر وجود و هر کمال وجودی برای او حاصل است و از طریق او به ماسوی ' فیضان می یابد و او باید تمام وجود باشد و تمام او وجود باشد (همو، تفسیر القرآن الکریم ، ج ١، ص ٦٢).
٤) حرکت جوهری ، بدین معنا که همة جوهرهای مادّی ، اعم از آسمانی و زمینی ، ذاتاً در سیلان اند و قابلیت دگرگونی در ذات آنهاست و همواره نو می شوند (همان ، ج ١، ص ١١٢، ج ٢، ص ١١، ٢٦٨؛ همو، مفاتیح الغیب ، ص ٣٦٤).
٥) قوس صعود و نزول مقام انسان . غایت و مقصود اصلی از خلقتِ همة آفریدگان ، انسان حقیقی است و مبدأ و معاد یا آغاز و انجام انسان خداست . توجه و عنایت حق نیز، از اول امر تا پایان جهان ، به او بوده است (همو، تفسیرالقرآن الکریم ، ج ١، ص ١٠٢).
٦) تطابق عالم صورت و معنی . خدا در عالم صورت هر چه آفریده در عالم معنی نیز همان را آفریده است و در عالم معنی نیز هر چه هست در عالم حق (غیب الغیوب ) وجود دارد؛ بنابراین ، هر چه در این جهان هست ، مثال و قالبی است برای آنچه در جهان آخرت وجود دارد و آنچه در عالم آخرت وجود دارد، مثالی است برای حقایق و اعیان ثابته * که مظاهر اَسمای خداوندند (همان ، ج ٤، ص ١٦٦).
٧) نفس «جسمانیة الحدوث و روحانیة البقا» است . پدیدآمدن نفس به سبب استعداد بدن برای تحول به مرتبة روحانی و بقای نفس به سبب ملکات نفسانیِ راسخ در آن است (همو، اسرارالا´یات ، ص ١٤٢ـ١٤٣).
٨) همة انسانها با بدن محشور نمی شوند، کسانی که در دانش به کمال رسیده اند، هنگام برانگیخته شدن در محضر حق موجوداتی کاملاً غیرجسمانی و جدا از مادّه و در سلک فرشتگان اند (همو، تفسیر القرآن الکریم ، ج ٦، ص ٧٤).
٩) دائمی نبودن عذاب دوزخ . ملاصدرا دلایل معتقدان به دائمی نبودن دوزخ ، مانند ابن عربی و صدرالدین قونیوی و دیگر شارحان فصوص ، را بتفصیل و به گونه ای تأییدکننده نقل نموده و از فتوحات و فصوص و شرح قیصری بر فصوص مطالب بسیاری آورده و حدیثی از رسول اکرم و سخنی از ابن مسعود در تأیید آن ذکر کرده ، ولی پاسخ مخالفانِ آنان را تنها در دو سه سطر نقل نموده است (همان ، ج ١، ص ٣٦٥ـ٣٧٧). البته ملاصدرا در پاره ای از آثار خود عقیده ای بر خلاف این نظریه اظهار داشته است (برای نمونه رجوع کنید به همان ، ج ٩، ٣٥٣).
١٠) خروج از تکلیف . به نوشتة ملاصدرا، کسانی که مغلوب احوال عرفانی می شوند (مجذوبان ) تکلیفی ندارند و به مقتضای حال خود عمل می کنند (همو، مفاتیح الغیب ، ص ٤٨٦).
١١) دعوت به استقلال فکری و پیروی از دلیل . ملاصدرا عظمت افراد را ملاک درستی آرای ایشان ندانسته و کسانی را که به عنوان پیشوایان دین ، معتقدات خود را بر پایة تقلید از دیگران نهاده اند و کسانی را که عقاید دینی را با استناد به معجزه و سخنان دیگران ثابت می کنند، نکوهش کرده است (همو، تفسیر القرآن الکریم ، ج ٢، ص ٦٢، ٢٩٥، ج ٣، ص ٣٧٦ـ ٣٧٨، ج ٥، ص ١٣). به عقیدة وی ، کمال و عبودیت در آزادگی فکری است (همان ، ج ٢، ص ١٢٤).
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانی ؛
(٢) محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی ، اسرارالا´یات ، ترجمه و تعلیق محمد خواجوی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٣) همو، تفسیر القرآن الکریم ، چاپ محمد خواجوی ، قم ١٣٧٩ـ١٣٨٠ ش ؛
(٤) همو، تفسیر سورة جمعه ، ترجمه و تصحیح و تعلیق محمد خواجوی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٥) همو، تفسیر سورة واقعه ، ترجمه و تعلیق محمد خواجوی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٦) همو، تفسیر سوره های طارق و اعلی و زلزال ، ترجمه و تعلیق محمد خواجوی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٧) همو، مفاتیح الغیب ، با تعلیقات علی نوری ، چاپ محمد خواجوی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٨) صدرالدین طاهری ، «گزارشی از تفاسیر صدرالمتألهین بر قرآن کریم »، خردنامة صدرا ، ش ١ (اردیبهشت ١٣٧٤).
/ اکبر ثبوت /