دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٦٦٦
جزیرة الخَضراء(١) ، شهری بندری در جنوب اندلس (اسپانیا) در ساحل دریای مدیترانه مقابل جبلطارق * كه امروزه آلخثیراس (قس ابنعثمان، ص ١٨٨: الخزیرات) نامیده میشود و از توابع ایالت قادس اسپانیا به شمار میآید. این شهر گاه به اختصار الجزیره (حِمیری، ص ١٦٥) یا الخضراء (ابنخطیب، ١٩٥٦، ص ٣١) و به مناسبت اقامت كنیز طارقبن زیاد، فاتح اندلس به هنگام فتح اندلس در آنجا جزیره اُمّ حكیم ( اخبار مجموعه فی فتح الاندلس ، ص ٤٣ـ٤٤؛ حمیری، ص ٢٢٣) نامیده شده است. بنای جزیرة الخضراء به عصر رومی باز میگردد كه در دوران اسلامی بر ویرانههای آن شهری با شكوه ساخته شد و قرنها مهمترین شهر مرزی جنوب اندلس بود (عنان، ١٣٨١، ص٢٨٢).
جزیرة الخضراء بر روی تپهای واقع شده و مشرف بر دریاست. در مشرق آن خندقی قرار داشت كه قصبه بسیار مستحكم شهر بدان پیوسته بود. بارویی سنگی با سه دروازه به موازاتِ مشرقِ جزیرة الخضراء تا ساحل دریا امتداد داشت كه شهر را در بر میگرفت. شهر دارای سه حمام و مسجدجامعی زیبا در وسط شهر بود كه پنج رواق و صحنی وسیع و قسمتهایی سرپوشیده در سمت شمال داشت. در جنوبشرقی جزیرة الخضراء، نزدیك ساحل، مسجد دیگری معروف به رایات قرار داشت. بعدها عبدالرحمانبن محمدالناصر اموی (اولین حاكم اموی در اندلس، حك :١٣٨ـ١٧٢) در داخل شهر، دارالصناعهای استوار با دیوارهایی بلند برای ساختن كشتیها تأسیس كرد كه در زمانانحطاط دولت اموی اندلس، سرای پناهندگان شد. بازارها از مسجدجامع تا ساحل دریا كشیده شده بود (ادریسی، ج ٢، ص ٥٣٩؛ یاقوت حموی، ذیل مادّه؛ حمیری، ص ٢٢٣ـ٢٢٤).
جزیرة الخضراء در دوره اسلامی، به سبب موقعیت ممتازش، پایگاه مهم دریایی و بندر تجاری پر رونقی به شمار میرفت، به گونهای كه آنجا را دروازه جنوبی اندلس میخواندند. جزیرة الخضراء مقابل شهر سبته، واقع در ساحل مغرب، قرار داشت و نزدیكترین مسیر دریایی میان دو سرزمین (اسپانیا و ساحل شمالی افریقا) بود و كشتیها در لنگرگاه جزیرة الخضراء پهلو میگرفتند (ابنحَیان، ١٩٧٩، ج ٥، ص٢٥٦، ٢٨٨؛ ابندلائی، ص ١١٧؛ ابنسعید مغربی، ١٩٧٠، ص ١٣٩؛ ابنخطیب، ١٤٠٠، ص ١١٠؛ حمیری، ص ٢٢٣).
در جزیرة الخضراء كشاورزی و دامداری صورت میگرفت. آب آن گوارا بود. رودی كوچك به نام وادیالعسل ــ كه آب آشامیدنی مردم را تأمین میكرد و امروزه نیز به همین نام خوانده میشود از میان شهر میگذشت و در مغرب شهر به دریای مدیترانه میریخت. در دو سوی این رود، همچون امروز، باغها و بوستانهایی با درختان انجیر و زیتون قرار داشت (ادریسی، همانجا؛ ابنسعید مغربی، ١٩٦٤، ج ١، ص ٣٢٠ـ٣٢١؛ حمیری، ص ٢٢٣ـ٢٢٤؛ عنان، ١٣٨١، ص ٢٨٢ـ٢٨٣؛ د. اسلام ، چاپ دوم، ذیل مادّه).
جزیرة الخضراء مركز كوره (ناحیه)ای به همین نام بود كه از سمت غرب تا شذونه گسترش داشت و شامل چندین شهر و روستا میشد، از جمله اسطبونه ، جبلطارق، و طَریف ( رجوع کنید به یاقوتحموی، همانجا؛ ابناَبّار، ج ٢، ص ١٩٩، پانویس ٣؛ نیز رجوع کنید به ابندلائی، ص ١٢٠؛ ابنسعید مغربی، ١٩٦٤، ج ١، ص ٢٠٣، ٣٢٦، ٣٢٨) و خراجی معادل ٨٧٣ ، ١٨ دینار و شش درهم داشت (ابندلائی، همانجا؛ قس بكری، ج ٢، ص ٩٠٥؛ حمیری، ص ٢٢٤).
در رمضان سال ٩١ به دستور موسیبن نُصَیر (والی مغرب)، كنت یولیان، حاكم سبته و همپیمان مسلمانان، و طریفبن مالك به جزیرة الخضراء حمله كردند ( اخبار مجموعه فی فتحالاندلس ، ص ١٦ـ١٧؛ ابن كَردَبوس، ص ٤٥ـ٤٦؛ عنان، ١٤١٧، عصر ١، قسم ١، ص ٣٨ـ٤٠). جزیرة الخضراء از نخستین شهرهای اندلس بود كه مسلمانان آن را فتح كردند. طارقبن زیاد در ٥ رجب ٩٢ در كوهستانی كه پس از آن به نام او (جبلطارق) خوانده شد، پیاده شد و سپس جزیرة الخضراء را گشود و پس از شكست دادن مدافعان گوت، دژهای آنجا را تصرف كرد (ابن قوطیه، ص ٣٣ـ ٣٥؛ ابنعِذاری، ج ٢، ص ٤ـ٩؛ قس ادریسی، همانجا). پس از آن جزیرة الخضراء پایگاهی برای استقرار و پشتیبانی سپاهیان مسلمان گردید و كمی بعد عبدالملك مَعافِری، از سران عرب، بر این شهر حكومت یافت (ابنخطیب، ١٩٥٦، ص ٥٩). بعداً حسامبن ضِرار كلبی، والی اندلس (حك : ١٢٥ـ١٣٠)، برای فرونشاندن نزاعهای قبیلهای، عربهای فلسطین را در جزیرة الخضراء اسكان داد (عنان، ١٤١٧، عصر ٤، ص ٢٢). دستههایی از عَرَبِ بنیكِنانه و جُذام و لَخم و بربرها نیز در این شهر زندگی میكردند (ابنحزم، ص١٨٩، ٤٢١، ٤٢٤؛ ابندلائی، همانجا).
در ١٢٣، چندی پس از ورود بَلْجبن بِشر قُشَیری با گروهی از سپاهیان شام به اندلس، میان او و عبدالملكبن قَطَن، والی اندلس، نزاع در گرفت. در جنگی سخت در ناحیه جزیرة الخضراء، بلج، عبدالملك را شكست داد و حكومت اندلس را به دست گرفت (ابنقوطیه، ص ٤٠ـ٤١؛ ابنعذاری، ج ٢، ص ٣٠ـ٣١). در زمان حكومت یوسف فِهری در اندلس (١٣٠ـ ١٣٨)، یكی از سران عرب مُضَر به نام عامربن عَمرو عَبْدَری بر جزیرة الخضراء مستولی شد و به نام عباسیان دعوت كرد و دامنه شورش او تا سَرَقُسطه كشیده شد. این شورش در ١٣٧ سركوب گردید (ابناثیر، ج ٥، ص ٤٦٢ـ٤٦٣؛ عنان، ١٤١٧، عصر ١، قسم ١، ص ١٣٥ـ١٣٦). در اوایل امارت عبدالرحمان الداخل اموی، رزقبن نعمان غَسّانی، والی جزیرة الخضراء، با گردآوردن عربهای یمنی در ١٤٣ سر به شورش برداشت و بر چند شهر چیره شد، اما عبدالرحمان او را شكست داد (ابندلائی، همانجا؛ ابناثیر، ج ٥، ص ٥١٢). در سالهای بعد نیز شورشیان عرب و بربر، بعضاً با تمایلات خوارجی، جزیرة الخضراء را پایگاه شورشهای خود برضد دولت اموی ساختند ( رجوع کنید به اخبار مجموعه فی فتحالاندلس ، ص ١٠٢؛ ابنقوطیه، ص ٦٧ـ ٦٨؛ ابنحیان، ١٣٩٣، ص ٧؛ ابندلائی، ص ١١٧ـ ١١٨).
در ٢٤٥/ ٨٥٩ ٨٦٠، در عهد امارت محمدبن عبدالرحمان دوم (٢٣٨ـ٢٧٢)، نورمانها (در منابع عربی: مجوس * ) به سواحل غربی و جنوبی اندلس، از جمله جزیرة الخضراء، حمله كردند و مسجدجامع این شهر را به آتش كشیدند (ابندلائی، ص ١١٨ـ١١٩؛
ابناثیر، ج ٧، ص ٩٠؛
حمیری، همانجا). پس از آن، امیرمحمد، استحكاماتی در آنجا بنا نهاد و پیرامون شهر بارویی استوار كشید (ابنحیان، ١٩٣٧، قسم ٣، ص ٩٠)؛
از اینرو، نورمانها در حمله مجدد خود در ٢٤٧/٨٦١ نتوانستند آسیبی به جزیرة الخضراء برسانند ( رجوع کند به ابندلائی، ص ١١٩).
در ٢٦٥، به سبب فشار و سختگیری حاكم رَیه و برادرش ادریسبن عبیداللّه (عبداللّه) حاكم جزیرة الخضراء، در گرفتن خراج، مردم جزیرة الخضراء شوریدند كه امیرمحمد با فرستادن لشكری از قرطبه، اوضاع را آرام ساخت؛
اما این امر، زمینه را برای شورش طولانی و گسترده ابنحَفصون * فراهم ساخت (ابنحیان، ١٣٩٣، ص ٣٩٣ـ ٣٩٥؛
ابنعذاری، ج ٢، ص ١٠٣ـ ١٠٦، ١١٤؛
ابنخطیب، ١٩٥٦، ص ٣١ـ٣٢).
در ٢٧٥، در آغاز امارت عبداللّهبن محمد (٢٧٥ـ٣٠٠)، به سبب نزاع عربهای یمنی و مضری، در جزیره الخضراء فتنه به پا شد (ابنحیان، ١٩٣٧، قسم ٣، ص ٥٢). ابنحفصون فرصت را غنیمت شمرد و به جزیرة الخضراء لشكر كشید و رِزْقبن مندریل، دیگر شورشی كوههای جزیرة الخضراء، نیز به او پیوست. هر چند ابراهیمبن خالد، حاكم شهر، این حمله را دفع كرد، اما در جزیرة الخضراء هر از گاه شورشی برضد حكومت اموی صورت میگرفت ( رجوع کنید به همان، قسم ٣، ص ٨٩ ٩٠، ٩٩، ١١٢، ١٢٠ـ١٢١، ١٤٢). در ٣٠١، عبدالرحمان الناصر، امیر مقتدر اموی، دژ لوره را در مجاورت جزیرة الخضراء، كه ساكنان آن هواخواه ابنحَفْصون بودند، گرفت و در چهارم ذیقعده همان سال بر جزیرة الخضراء مستولی شد و كشتیهای تداركاتی ابنحفصون را در آنجا به آتش كشید. پس از این حمله، همه توابع كوره جزیرة الخضراء تحت فرمان الناصر در آمدند. الناصر همچنین یك كارگاه كشتیسازی در جزیرة الخضراء تأسیس كرد و كشتیهایی با سلاح و ساز و برگ كامل و نیروهای كافی در آنجا مستقر نمود. بدینگونه جزیرة الخضراء پایگاه دریایی مهمی برای گشتزنی در سواحل جنوب تا تُدمیر و دفع حملات ابنحفصون و ادریسیان مغرب اقصی (مراكش كنونی) گردید (ابنحیان، ١٩٧٩، ج ٥، ص ٨٦ ٨٨، ٢٨٩، ٣١٢ـ٣١٣؛
ابنعذاری، ج ٢، ص ١٦٤ـ ١٦٥؛
كمال ابومصطفی، ص ١٣٦ـ ١٣٨). پس از آن نیز حَكَمالمستنصر (حك :٣٥٠ـ٣٦٦)، با تهیه مواد لازم برای كشتیسازی، در تقویت ناوگان جزیرة الخضراء كوشید ( رجوع کنید به ابنحیان، ١٩٦٥، ص ١٠١). جزیرة الخضراء در زمان عامریان (اواخر سده چهارم) جایگاه مهم نظامی خود را حفظ كرد ( رجوع کنید به ابنعذاری، ج ٢، ص ٢٨١ـ٢٨٢؛
ابنابیزرع، ص ١٠٦).
با انحطاط خلافت اموی در سال ٤٠٠ و آغاز عصر ملوك الطوایف و بروز قیامها، جزیرة الخضراء پناهگاه فراریان شد (ابنعذاری، ج٣، ص٩٥). سلیمانالمستعین با رسیدن به خلافت در قرطبه، در ٤٠١ در جزیره الخضراء قتل و غارت كرد و در ٤٠٣، قاسمبن حَمّود را حاكم جزیرة الخضراء ساخت (ابناثیر، ج ٩، ص ٢٧٠؛
ابنخطیب، ١٩٥٦، ص ١١٩). جزیرة الخضراء از ٤٣١ تحت حكومت محمدبن قاسمبن حمود قرار گرفت (ابناثیر، ج ٩، ص ٢٧٥ـ٢٧٦، ٢٨٠؛
مراكشی، ص ٥١ ٥٢). در ٤٣٩، سران بربر با وی در جزیرة الخضراء بیعت كردند. محمد، المهدی لقب گرفت و مناطق مجاور به اطاعت او درآمدند. پس از مرگ او در ٤٤٠، پسرش قاسم جانشین وی شد و شش سال در جزیرة الخضراء حكومت كرد. در ٤٤٦، معتضدبن عَبّاد، حاكم اشبیلیه (حك : ٤٣٤ـ٤٦١)، جزیرة الخضراء را از زمین و دریا محاصره كرد. قاسم امان خواست و شهر را ترك كرد و معتضد بر آنجا استیلا یافت (ابنحزم، ص ٥٠ ٥١؛
ابنعذاری، ج ٣، ص ٢٢٩ـ٢٣١، ٢٤٢ـ٢٤٣؛
عنان، ١٤١٧، عصر ٢، ص ٤٧ـ ٤٨).
با بالا گرفتن خطر مسیحیان اسپانیا، معتمدبن عبّاد (حاكم اشبیلیه از ٤٦١ تا ٤٨٤) از یوسفبن تاشفین (امیر مرابطی) كمك خواست. در پی آن، الراضی، پسر معتمد و حاكم جزیرة الخضراء، این شهر را پس از توافق یوسف با معتمد، به یوسف واگذار كرد. یوسف در نیمه ربیعالاول ٤٧٩، با لشكریان فراوان خود در جزیرة الخضراء پیاده شد و به ساختن استحكامات پرداخت. وی برجهای شهر را ترمیم كرد و مدافعانی در آنجا گماشت. یوسف در همین سال در نبرد مهم زلاّقه (ساگراخاس) بر نیروهای مسیحی، به رهبری آلفونسوی ششم، پیروز شد و چندی بعد با بر انداختن دولت بنیزیری و تصرف غرناطه در ٤٨٣، فتوحات خویش را در اندلس آغاز كرد (عبداللّهبن بلقین زیری، ص ١٠٢ـ١٠٦؛
كتاب الحللالموشیة، ص ٥١؛
عنان، ١٤١٧، عصر ٢، ص ٧٩ـ٨٠، ٣٢٠، ٣٤١ـ٣٤٣).
به روایت ابناَبّار (ج ٢، ص ١٩٩)، احمدبن حسین بن قَسی، از مُوَلَّدان (عربهای دو رگه)، در منطقه شِلْب در جنوب پرتغال بر مرابطون شورید و به كمك یارانش، كه به مُریدین معروف بودند، بر آن نواحی چیره شد (نیز رجوع کنید به عنان، ١٤١٧، عصر ٣، قسم ١، ص ٣٠٧). سپس از عبدالمؤمنبن علی، خلیفه موحدی، برای برچیدن بساط مرابطون از اندلس، كمك خواست. عبدالمؤمن نیز در محرّم ٥٤١ سپاهی به اندلس فرستاد و نخست طریف و جزیرة الخضراء و سپس شهرهای غربی اندلس را فتح كرد (همان، عصر ٣، قسم ١، ص ٣٢٦ـ٣٢٧؛
قس ابنابیزرع، ص ١٨٨ـ١٨٩: ٥٣٩). چندی بعد، در ٥٤٢، اهالی این شهرها بر موحدون شوریدند و یحییبن غانیه (متوفی ٥٤٣)، امیر مرابطی غرناطه، سپاهی به جزیرة الخضراء فرستاد، ولی بار دیگر موحدون، این شهرها را گشودند. در ٥٤٩، عبدالمؤمن، حكومت جزیره الخضراء و سبته و مالقه را به پسرش ابوسعید داد (عنان، ١٤١٧، عصر ٣، قسم ١، ص ٣٣٨ـ٣٣٩).
در ٥٦٥، قَشتالیان (كاستیلیان) به اندلس هجوم آوردند. كنت نوپرسدولارا، سرپرست آلفونسوی هشتم، پادشاه خردسال قَشْتاله ، از طُلَیطله (تولدو) لشكر كشید و در مسیر خود تا جزیرة الخضراء غارت و كشتار كرد (ابنصاحب الصلاة ، ص ٣١٠؛
عنان، ١٤١٧، عصر ٣، قسم ٢، ص ٤٢). در ٥٨٥، یعقوببن یوسف المنصور موحدی، برای لشكركشی به اندلس، وارد جزیرة الخضراء شد و از آنجا برای جهاد با مسیحیان به ناحیه اُشبونه/ اُسْبونه (لیسبون) رفت (ابنابیزرع، ص ٢١٨). در ٥٩١ نیز كه مسیحیان، به رهبری آلفونسوی هشتم، تا نزدیك جزیرة الخضراء پیشروی كردند، المنصور بار دیگر عزم جهاد نمود و در ١٨ جمادیالاولی این سال وارد جزیرة الخضراء شد و در نبرد اركش بر آنها پیروز گردید (همان، ص ٢٢٠ـ٢٢٢).
محمدبن یوسف بن هود جُذامی (از سران عرب كه سلطه خود را بر بخشی از جنوب اندلس گسترده و به نام عباسیان دعوت نموده بود) در ٦٢٩ جزیره الخضراء و جبلطارق را از موحدون گرفت و بر سبته نیز مستولی شد (ابنخطیب، ١٩٥٦، ص ٢٨٠؛
عنان، ١٤١٧، عصر ٣، قسم ٢، ص ٣٩٠ـ٣٩١، ٤٠١، ٤١١).
پس از مرگ ابنهود در ٦٣٥، ابن احمرمحمد الغالب، سلطان غرناطه (٦٢٩ـ٦٧١)، كوشید تا میراث او را در منطقه وسطای اندلس از آن خود كند. وی المریه را گرفت و سلطه خود را تا سواحل جنوبی، از جمله جزیرة الخضراء، بسط داد (عنان، ١٤١٧، عصر ٤، ص ٣٩ـ٤٠، ٥٥). مسیحیان بار دیگر به بلاد اسلامی تاختند. پادشاه قشتاله به جزیرة الخضراء لشكر كشید و در حوالی آن تاراج و كشتار كرد. ابن احمر از ابویوسف یعقوبالمنصور، سلطان مَرینی مغرب (حك : ٦٥٦ـ ٦٨٥)، كمك خواست، اما خود در ٦٧١ درگذشت (همان، عصر ٤، ص ٥١) و جانشین او، محمدالفقیه (حك : ٦٧١ـ٧٠١)، چند شهر ساحلی، از جمله جزیرة الخضراء، را به ابویوسف واگذار كرد. ابویوسف در صفر ٦٧٤ وارد اندلس شد و به نبرد با مسیحیان پرداخت و در مدت اقامتش در اندلس، جزیرة الخضراء را پایگاه خود كرد (رجوع کنید به همان، عصر ٤، ص ٩٩ـ١٠١).
محمدالفقیه از بیم از دست دادن سلطه خود برغرناطه، با آلفونسوی دهم، پادشاه قشتاله، تجدید مناسبات كرد. بر اساس توافق آنان، نیروهای قشتاله در جزیرة الخضراء پیاده شدند تا مانع پیشروی سلطان ابویوسف در اندلس شوند؛
ازاینرو، در اوایل ٦٧٨، امیر ابویعقوبالناصر (پسر ابویوسف) با ناوگانی عظیم به اندلس لشكر كشید و مسیحیان را شكست سختی داد و جزیرة الخضراء را تصرف كرد (ابنابیزرع، ص ٣٢٨ـ٣٣٤؛
ابنخطیب، ١٩٥٦، ص ٢٨٩؛
عنان، ١٤١٧، عصر ٤، ص ١٠٢ـ ١٠٣). از آن پس، جزیرة الخضراء به هنگام مناسبات دوستانه دربار غرناطه و بنیمَرین، پایگاهِ مَرینیان و سپاهیان بربر برای جهاد با مسیحیان بود ( رجوع کنید به عنان، ١٤١٧، عصر ٤، ص ١٠٥ـ ١٠٦، ١٠٩).
المنصور در ٦٨٤ قصر و مسجدجامعی در بخش نوبنیاد جزیرة الخضراء ساخت و سال بعد در آنجا درگذشت (ابن ابیزرع، ص ٣٦٣، ٣٧٣).
فرناندوی چهارم، پادشاه قشتاله، از ٢١ صفر تا اواخر شعبان ٧٠٩ جزیرة الخضراء را محاصره كرد؛
اما، پس از تصرف جبلطارق، از محاصره دست كشید (ابنخطیب، ١٤٠٠، ص ٧٥؛
عنان، ١٤١٧، عصر ٤، ص ١١٥). وی در ٧١٦ نیز قصد تصرف جزیرة الخضراء را داشت ولی با مقاومت ابن احمر ابوالولید اسماعیل روبرو شد و عقبنشینی كرد (ابنخطیب، ١٩٥٦، ص ٢٩٤ـ ٢٩٥؛
عنان، ١٤١٧، عصر ٤، ص ١١٦).
در عهد سلطنت ابوالحجّاج یوسفبن اسماعیل در غرناطه (٧٣٣ـ ٧٥٥)، فشار قشتالیان، به رهبری آلفونسوی یازدهم، بر مسلمانان افزایش یافت. سلطان ابوالحسن علیبن عثمان مَرینی (حك : ٧٣٢ـ٧٤٩)، به فرماندهی پسرش ابومالك، نیروی كمكی به اندلس فرستاد. ابومالك، پس از نبردی پیروزمندانه با مسیحیان، در اواسط ٧٤٠ هنگام بازگشت كشته شد. سلطان ابوالحسن برای گرفتن انتقام او، در اوایل محرّم ٧٤١/ ژوئن ١٣٤٠ به اندلس رفت و سلطان یوسف با نیروهای خود به او پیوست. لشكرهای مسیحی تا دشتهای جزیرة الخضراء رسیده بودند. در جنگی كه در جمادیالاولی ٧٤١/ اكتبر ١٣٤٠ در كنار رود طریف (سالادو) در ناحیه جزیرة الخضراء در گرفت، سپاه مسلمانان شكست خورد (عنان، ١٤١٧، عصر ٤، ص ١٢٦ـ ١٢٧، ١٧٢؛
ابنابّار، ج ٢، ص ١٩٩، پانویس ٣). در ٧٤٣ نیز در نبرد میان ناوگان سلطان ابوالحسن و ناوگان آلفونسوی یازدهم، پادشاه قشتاله، مسلمانان شكست خوردند و مسیحیان، جزیره الخضراء را محاصره كردند. سلطان یوسف با لشكری به یاری شهرِ محاصره شده شتافت. در این جنگ، مسلمانان با وسیلهای به نام انفاظ كه شبیه توپ بود، آتش و آهن به سوی دشمن پرتاب میكردند، ولی كاری از پیش نبردند و ناگزیر، شهر را تسلیم كردند. بدینگونه دو شهر مرزی جنوب، یعنی جزیرة الخضراء و طریف، به دست مسیحیان افتاد (ابنخطیب، ١٣٩٣ـ١٣٩٧، ج ١، ص ٥٣٩ ٥٤٠؛
عنان، ١٤١٧، عصر ٤، ص ١٢٨ـ ١٢٩).
در اواخر ٧٦٩/ ١٣٦٨، الغَنیباللّه، سلطان غرناطه، جزیرة الخضراء را مدتی تصرف و آنجا را ویران كرد (عنان، ١٤١٧، عصر ٤، ص ١٤٩). پس از تسلط مسیحیان بر جزیرة الخضراء، مسجدجامع شهر به كلیسا بدل شد و امروزه چیزی از آثار دوران اسلامی در آنجا باقینمانده است (همو، ١٣٨١، ص ٢٨٢).
از جزیرة الخضراء علمایی برخاستهاند كه از مشهورترین آنها ابوزید عبداللّهبن عمر بن سعید تمیمی جزیری (متوفی ٢٦٥) محدّث (یاقوتحموی، ذیل مادّه) و ابومروان عبدالملكبن ادریس جزیری * ، ادیب و شاعر (ابنسعید مغربی، ١٩٦٤، ج ١، ص ٣٢١) بودهاند (برای شماری دیگر از علما و ادبا رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٣٢٣ـ ٣٢٥). عبدالجبّاربن ابیبكربِن محمد بنحَمْدِیس (متوفی ٥٢٧) كتابی با عنوان تاریخ الجزیرة الخضراء تألیف كرده است (حاجیخلیفه، ج١، ص٢٩٠؛
قس ابنخطیب، ١٣٩٣ـ١٣٩٧، ج ١، ص ٨٣).
منابع:
(١) ابنابّار، كتاب الحُلة السیراء، چاپ حسین مونس، قاهره ١٩٦٣ـ١٩٦٤؛
(٢) ابن ابیزرع، الانیس المطرب بروضالقرطاس فی اخبار ملوك المغرب و تاریخ مدینة فاس، رباط ١٩٧٢؛
(٣) ابناثیر؛
(٤) ابنحزم، جمهرة انسابالعرب، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٥) ابنحیان، كتابالمقتبس فی تاریخ رجالالاندلس ، قسم ٣، چاپ ملچور آنتونیا، پاریس ١٩٣٧؛
(٦) همان: المقتبس ، ج ٥، چاپ چالمتا، مادرید ١٩٧٩؛
(٧) همان: المقتبس فی اخبار بلدالاندلس ، چاپ عبدالرحمان علی حجی، بیروت [ ? ١٩٦٥ (؛
(٨) همان: المقتبس من انباء اهلالاندلس ، چاپ محمود علی مكی، بیروت ١٣٩٣/١٩٧٣؛
(٩) ابنخطیب، الاحاطة فی اخبار غرناطة، چاپ محمد عبداللّه عنان، قاهره ١٣٩٣ـ١٣٩٧/ ١٩٧٣ـ١٩٧٧؛
(١٠) همو، تاریخ اسبانیة الاسلامیة، او، كتاب اعمال الاعلام ، چاپ لوی ـ پرووانسال، بیروت ١٩٥٦؛
(١١) همو، اللَّمحة البدریة فیالدولة النصریة، بیروت ١٤٠٠/١٩٨٠؛
(١٢) ابن دلائی، نصوص عنالاندلس من كتاب ترصیعالاخبار، و تنویع الا´ثار و البستان فی غرائب البلدان و المسالك الی جمیعالممالك ، چاپ عبدالعزیز اهوانی، مادرید ١٩٦٥؛
(١٣) ابنسعید مغربی، كتابالجغرافیا ، چاپ اسماعیل عربی، بیروت ١٩٧٠؛
(١٤) همو، المُغْرِب فی حُلَیالمغرب ، چاپ شوقی ضیف، قاهره ١٩٦٤؛
(١٥) ابنصاحب الصلاة، المنُّ بالامامة : تاریخ بلادالمغرب و الاندلس فی عهدالموحدین ، چاپ عبدالهادی تازی، بیروت ١٩٨٧؛
(١٦) ابنعثمان، الاكسیر فی فكاكالاسیر ، چاپ محمد فاسی، رباط ١٩٦٥؛
(١٧) ابنعذاری، البیانالمغرب فی اخبارالاندلس و المغرب ، ج ١ـ٣، چاپ ژ. س. كولن و ا. لوی ـ پرووانسال، بیروت ١٩٨٣؛
(١٨) ابنقوطیه، تاریخ افتتاحالاندلس ، چاپ ابراهیم ابیاری، قاهره ١٤١٠/١٩٨٩؛
(١٩) ابنكردبوس، تاریخالاندلس لابن الكردبوس و وصفهلابن الشباط ، چاپ احمد مختار عبّادی، مادرید ١٩٧١؛
(٢٠) اخبار مجموعه فی فتح الاندلس ، چاپ ابراهیم ابیاری، قاهره ١٤٠١/١٩٨١؛
(٢١) محمدبن محمد ادریسی، كتاب نزهة المشتاق فی اختراق الا´فاق ، قاهره: مكتبة الثقافة الدینیة، )بیتا. ]؛
(٢٢) عبداللّهبن عبدالعزیز بكری، كتاب المسالك و الممالك ، چاپ ادریان فانلیوفن و اندری فری، تونس ١٩٩٢؛
(٢٣) حاجی خلیفه؛
(٢٤) محمدبن عبداللّه حمیری، الروضالمعطار فی خبرالاقطار ، چاپ احسان عباس، بیروت ١٩٨٤؛
(٢٥) عبداللّهبن بُلُقِّین زیری، مذكّرات الامیر عبداللّه، آخرملوك بنیزیری بغرناطه ( ٤٦٩ـ٤٨٣ )، المسماة بكتاب التبیان ، چاپ ا. لوی پرووانسال، قاهره ١٩٥٥؛
(٢٦) محمد عبداللّه عنان، الا´ثار الاندلسیة الباقیة فی اسبانیا و البرتغال ، قاهره ١٣٨١/١٩٦١؛
(٢٧) همو، دولة الاسلام فی الاندلس ، قاهره ١٤١٧/١٩٩٧؛
(٢٨) كتاب الحُلَل الموشیة فی ذكرالاخبار المراكشیة، لمؤلف اندلسی من اهل القرن الثامن الهجری، چاپ سهیل زكار و عبدالقادر زمامه، دارالبیضاء ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(٢٩) كمال ابومصطفی، بحوث فی تاریخ و حضارة الاندلس فی العصر الاسلامی ، اسكندریه ١٩٩٣؛
(٣٠) عبدالواحدبن علی مراكشی، المُعجِب فی تلخیص اخبار المغرب، چاپ محمدسعید عریان، قاهره ١٣٦٨/ ١٩٤٩؛
(٣١) یاقوتحموی؛
(٣٢) EI ٢, s.v. " A L Djazira A L Khadra" (by A. Huici Miranda).
/ محمدرضا ناجی /