دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٤٥١
نابلسی، عبدالغنی ، صوفی، شاعر و سیاح مشهور قرن دوازدهم.
عبدالغنی ¬بن اسماعیل¬ بن عبدالغنی¬ بن اسماعیل کنانی مقدسی دمشقی، مشهور به ابن¬نابلسی، در ١٠٥٠ در دمشق به دنیا آمد. وی حنفی مذهب بود(نابلسی،٢٠٠٢، ج ١، ص ٥؛ مرادی،ج٣،ص٣١). اجدادش از خاندان بنی جماعه در بیت المقدس بودند و سپس به نابلس نقل مکان کردند. نسب ایشان به عمر خطاب می رسید(نابلسی، حلة الذهب...، مقدمۀ منجد، ص٧). جد وی،عبدالغنی¬بن اسماعیل نابلسی، از علما و فضلای مشهور زمان خود بود که در ١٠٣٢ درگذشت(همو،١٩٨٦،ص١١). وی بر جامع الصغیر سیوطی، تفسیر نوشته است (همو،
اسماعیل، پدر عبدالغنی، در ١٠٧٠ در دمشق متولد شد و با آنکه اجداد وی از فقهای شافعی بودند، به مذهب حنفی گرایید. وی عالم، فقیه، و شاعری برجسته بود و در جامع اموی و مدارس دمشق تدریس می کرد و مسند قضاوت شهر صیدا نیز به وی اعطا شده بود. او اشعار و تصانیف متعددی دارد(همو، ١٩٨٦، ص٧ـ ٨ ؛ همو، حلة الذهب... ،همانجا). وی در دمشق وفات یافت و در مقبرۀ خانوادگی¬اش در باب الصغیر، نزدیک مسجد جامع جراح، دفن شد(محبی، ج١،ص٤١٠؛ نابلسی،١٤١١،مقدمۀعلبی، ص٦؛ برای شرح حال و آثار و اشعار وی رجوع کنید به محبی،ج١، ص٤٠٨ـ٤١٠؛ ابن شاشو، ص٦٣ـ٦٧).
نابلسی در نه سالگی قرآن کریم را از حفظ كرد (احمد عطا، ص ٩٧) و سپس به فراگیری علوم دینی و لغوی پرداخت. وی افزون بر بهره گیری از تعالیم پدرش، نزد استادان و مشایخ متعددی تحصیل علم کرد که برخی از آنان عبارت اند از: نجم¬الدین محمد بن بدرالدین محمد غُزی، مؤلف الکواکب السائرة فی اعیان المئة العاشرة؛ احمد بن محمد قلعی حمصی دمشقی حنفی، استاد وی درفقه و اصول؛ عبدالباقی¬ بن عبدالباقی حنبلی دمشقی و محمدبن کمال¬الدین حنفی( مشهور به ابن¬حمزه، نقیب الاشراف دمشق )، استادان او در حدیث؛ و محمود کردی دمشقی، استاد او در صرف و نحو و معانی و بیان (مرادی، ج ٣، ص ٣١؛ احمد عطا، ص ١٠٧ – ١١١).
هنگامی که عبدالغنی به بیست سالگی رسید، به تألیف و تدریس در جامع اموی پرداخت. در ١٠٧٥ به قسطنطنیه(استانبول) سفر کرد و در آنجا با عبدالرزاق گیلانی، نوۀ عبدالقادر گیلانی ، دیدار كرد و از طریق او به طریقت قادریه پیوست و «تاج قادری» و شمشیر اجدادی عبدالرزاق را از وی دریافت کرد. پس از بازگشت به دمشق، در مکانی مقابل قبر یحیی بن زکریا، به تدریس علوم گوناگون و آثار کسانی چون سیوطی و ابن عربی پرداخت. در ١٠٨٧، به واسطۀ حضور ابوسعید بلخی نقشبندی در دمشق، به طریقت نقشبندیه پیوست و خرقه و عکّاز(عصا) این طریقت را از وی دریافت کرد و به سفارش وی، بر رسالۀ منسوب به تاج الدین نقشبندی، شرحی به نام مفتاح المعیه نوشت(مرادی،ج٣،ص٣١؛ احمد عطا،ص١٢٦).
عبدالغنی پس از رسیدن به چهل سالگی، هفت سال را در عزلت، ریاضت و مطالعۀ آثار ابن عربی، ابن سبعین و عفیف الدین تلمسانی سپری کرد و در اثنای این خلوت، بواطن القرآن و مواطن الفرقان را در پنج هزار بیت سرود( نابلسی، حلة الذهب...،مقدمۀمنجد،ص١٢؛ د.اسلام، ذیل «عبدالغنی بن اسماعیل نابلسی»).
نابلسی پس از ترک خلوت، سیاحت در پیش گرفت و به لبنان، بیت المقدس، مصر، شام و حجاز سفر کرد.حاصل آنها چهار سفرنامه است که همگی به چاپ رسیده اند(نابلسی، همان، مقدمۀ منجد،ص١٦ـ١٧، ٢٧؛ رجوع کنید به ادامۀ مقاله). سپس به دمشق بازگشت و تا پایان عمر در آنجا ماند و به تدریس مشغول شد و در ١٠١٣ نیز به مقام افتا در مذهب حنفی دست یافت(نابلسی،همان، مقدمۀ منجد، ص١٧؛ قس احمد عطا، ص٩٩، که مقام افتای وی را در ١١١٣ ذکر کرده است).
نابلسی در ١١٤٣ در دمشق درگذشت و در صالحیه، در قبه ای که در ١١٢٦ ساخته شده بود، به خاک سپرده شد. مصطفی نابلسی، یکی از نوادگانش، در کنار مقبرۀ وی مسجد جامعی بنا نمود که در ١٤١٠ تجدید بنا، و در آن مدرسه ای نیز برای تعلیم وحفظ قرآن ساخته شد و یکی دیگر از نوادگان نابلسی، به نام راتب نابلسی ،در آنجا به تدریس پرداخت(مرادی، ج ٣، ص ٣٧ ـ ٣٨؛ نابلسی،١٤١١، مقدمۀ علبی، ص٧). عبدالقادر و ابراهیم، دو نوادۀ دیگر نابلسی ، از مشایخ اجازۀ محمد امین ابن¬عابدین* بودند(محمد امین ابن¬عابدین، ج ١، ص ٥).
نابلسی شاگردان بسیاری داشت که مهمترین آنان عبارت اند از:محمدامین¬بن فضل¬الله محبی دمشقی حنفی، مؤلف بیش از بیست اثر، از جمله خلاصة الأثر فی أعیان القرن الحادی عشر (محبی، ج ٣، ص ٣٨٨؛ سرکیس، ج ٢، س ١٦٢٠ – ١٦٢١)؛ محمدبن ابراهیم دِکدِکجی (نابلسی، حلة الذهب...، مقدمۀ منجد، ص ١٩؛ احمد عطا، ص ٣٨٦)؛ مصطفى¬ عُمَری ،مشهور به ابن¬عبدالهادی، ادیب و شاعر که از عبدالغنی نابلسی در نحو و معانی و بیان اجازه داشت (کحاله، ج ١٢، ص ٢٦٠)؛ محمدبن ابی بكر مرعشی، صوفی حنفی، مشهور به ساجَقلی/سچاقلى زاده، مؤلف حدود سی اثر ، از جمله ترتیب العلوم، تسهیل الفرائض و جامع الكنوز (بغدادی، هدیه...، ج ٢، س ٣٢٢ – ٣٢٣؛ زرکلی، ج ٦، ص ٦٠)؛ مرتضی دمشقی، مشهور به امیر كردی، ادیب و صوفی و مؤلف تهذیب الأطوار فی عجائب الأمصار (کحاله، ج ١٢، ص ٢١٦ – ٢١٧)؛ صفى¬الدین موسى¬بن جلال¬الدین على مولوی رومی، مشهور به صفی دده، متولی خانقاه مولویه در قسطنطنیه، که تفسیر و حدیث را از نابلسی فرا گرفت (بغدادی، همان، ج ٢، س ٤٨٢)؛ اسماعیل¬بن محمد عجلونی ، مؤلف کشف الخفاء(ج ١، ص ١٢٨، ١٣٨)؛ عبدالرحمن¬ بن محمد بهلول نحلاوی شافعی دمشقی، ادیب و شاعر، که قصیده¬ای در رثای استادش عبدالغنی نابلسی سروده است (کحاله، ج ٥، ص ١٨٥)؛ شمس¬الدین محمدبن عبدالرحمن غزی ، داماد نابلسی، مفتی شافعیان دمشق و مؤلف دیوان الاسلام فی التاریخ (بغدادی،همان، ج ٢، س ٣٢٩؛ نابلسی، همانجا)؛ شمس¬الدین محمدبن احمد سفارینی نابلسی حنبلی ،مؤلف حدود سی اثر (جبرتی، ج ١، ص ٤٦٨ – ٤٧٠؛ سرکیس، ج ١، س ١٠٢٨)؛ عبدالوهاب¬بن مصطفى دمشقی حنفی، مشهور به دَكدَكى، مؤلف رفع المشكلات عن حكم إباحة سماع الآلات (بغدادی،همان، ج ١، س ٦٤٣). فرزند نابلسی، به نام اسماعیل (متوفی ١١٦٣)، نیز در شمار شاگردان زبدۀ پدرش یاد شده است (نابلسی، نعم السوابغ... ، مقدمۀ بكداش، ص١٧ ؛ برای فهرست بیش از ١٤٠ شاگرد وی، رجوع کنید به احمد عطا، ص ٣٨٦ ـ ٣٩٠ ؛ نابلسی، حله الذهب...، مقدمه منجد، ص ١٩ – ٢٤).
از نابلسی آثار بسیاری بر جای مانده، چنانکه نبهانی (١٤١١، ج ٢، ص ١٩٤ ـ ١٩٥) بیشتر کرامات وی را کثرت تألیفاتش در جمیع فنون ذکر کرده است. مهمترین آثار وی در تصوف، شعر و سفرنامه نگاری است(د.اسلام، ذیل مادّه).
در تصوف، بیشتر تلاش او شرح و دفاع از آرای ابن عربی بوده است. البته درباره اینکه وی به عمق آرای ابن عربی پی برده است یا خیر، اختلاف نظر وجود دارد(رجوع کنید به سیریه، ص ١٩ـ٢٠). مهمترین آثار وی درموضوع تصوف عبارت اند از:
ـ جواهر النصوص فی حل كلمات الفصوص، که شرحی مختصر بر فصوص الحکم ابن-عربی است (نابلسی، جواهر...، ج ١، ص ٣٥؛ همو، ١٩٨٦، ص ١٦).
ـ ایضاح المقصود من معنی وحدة الوجود، که آن را در توضیح وحدت وجود و عبارت مشهور صوفیه، « لا شیء مع الله تعالی موجود»، تألیف نموده (نابلسی، ١٤٢٣، ص ٥٥ – ٥٦) و محمد¬بن عمر بن عبدالجلیل بغدادی دمشقی حنفی قادری (متوفی ١١٩٤) بر آن حاشیه نوشته است (رجوع کنید به آلوسی، ج ١٦، ص ٢٢٧؛ بغدادی، ایضاح...، ج ١، س ١٥٨).
ـ الرد المتین على مُنتَقص العارف محیی الدین، که در دفاع از عقاید و افکار ابن¬عربی است (نابلسی، ١٩٨٦، ص ١٦).
ـ كشف السر الغامض، در شرح دیوان ابن فارض، که شامل شرح دیباچه نیز هست (همو، ١٩٧٢، ج ١، ص ١٢، ١٥). از شروحی که نابلسی بر اشعار ابن فارض دارد، جورج آگوست والین (متوفی ١٢٦٨ / ١٨٥٢)، مستشرق فنلاندی، شرح وی را بر حائیه ابن فارض، همراه با ترجمۀ لاتینی آن، در هلسینکی به چاپ رسانده است (زرکلی، ج ٢، ص ١٤٦ – ١٤٧).
ـ جمع الأسرار فی منع الأشرار عن الطعن فی الصوفیة الأخیار. او در این کتاب، توسل به انبیا علیهم السلام ، اولیا، علما و صالحان را جایز دانسته است، حتی اگر از دنیا رفته باشند (بغدادی، همان، ج ١، س ٣٦٦؛ نبهانی، ١٤٠٣، ص ١٤١ – ١٤٢).
ـ الصراط السوى، در شرح سه دیباچۀ دفتراول، سوم و چهارم مثنوی معنوی (نابلسی، ٢٠٠٩، مقدمۀ بكری ، ص ١٧ – ١٩؛ بغدادی، همان، ج ٢، س ٦٦).
ـ العقود الؤلؤیة فی طریق الساده المولویه، در دفاع از آداب و رسوم طریقۀ مولویه ،مانند سماع و غنا (نابلسی، همان، مقدمه بكری، ص ٢٠ – ٢١).
ـ مسائل فی التوحید والتصوف. وی در این رساله ٤٧ سؤال دربارۀ توحید و تصوف مطرح نموده و به آنها پاسخ گفته است. این اثر در ذیل ایضاح المقصود من معنی الوحده الوجود به چاپ رسیده است (رجوع کنید به نابلسی، ١٤٢٣، ٧٥ – ١٤١).
ـ القول المتین فی بیان توحید العارفین، مشهور به نخبه المسأله، که شرح رسالۀ التحفة المرسلة فی علم حقیقه الشریعة المحمدیه، از محمدبن فضل¬الله هندی صوفی (متوفی ١٠٢٩)است، در بیان توحید عارفان و وحدت وجود (نابلسی، قول المتین...، ص ٣).
از نابلسی اشعار متعددی در حدود چهار دیوان، از جمله دیوان الحقائق و مجموع الرقائق، باقی مانده است(نابلسی،١٤٢١،ص٣ـ٤؛ ابن شاشو،ص٦٨). وی قصاید متعددی در مدح ابن-عربی سروده است(رجوع کنید به نابلسی، ١٩٨٦، ص ١٦ – ١٧) و قصیده ای نیز موسوم به قصیده نبویه در مدح پیامبر دارد(رجوع کنید به ابن شاشو،ص٦٨ـ٧٠).
نابلسی چهار سفرنامه دارد که در آنها عمدتاً تجارب عرفانی و ملاقاتهایش را با مشایخ صوفیه و زیارت قبرهای انبیا و اولیاء گزارش کرده است و از این رو باید آنها را نوعی سفرنامۀ عرفانی به¬شمارآورد(رجوع¬ کنید به د.اسلام، ذیل مادّه؛ سیریه، ص١٠٨؛ برای جزئیات بیشتر رجوع کنید به همان،ص١٠٨ـ١٢٨). این سفرنامه ها عبارت اند از: التحفة النابلسیة فی الرحلة الطرابلسیه، در شرح سفر وی به طرابلس شام (نابلسی، تحفه النابلسیه...،ص١)؛ الحضرة الاُنسیة فی الرحلة القدسیة، شرح سفر او به بلاد شام و مصر (همو، ١٤١١، مقدمۀ علبی،ص١٤ـ١٥)؛ الحقیقة والمجاز فی الرحلة الی بلاد الشام ومصر والحجاز، معروف به رحله الکبری(نابلسی، ١٩٨٦، مقدمۀ هریدی،ص٩)؛ حلة الذهب الابریز فی رحلة بعلبک والبقاع العزیز، معروف به رحله الصغری (نابلسی، حلة الذهب...، مقدمۀ بوسه،ص١٦).
نابلسی در فقه، حدیث، كلام، تفسیر، منطق، تعبیر رؤیا، کشاورزی و موضوعات دیگر نیز آثاری دارد(نابلسی، حلة الذهب... ، مقدمۀ منجد، ص٢٧) ، که از آن جمله است :
ـ ایضاح الدلالات فی سماع الآلات. وی در این رساله غنا و موسیقی را به حرام ، مباح و مستحب تقسیم نموده و حرمت را به همراهی موسیقی و غنا با اموری چون شرابخواری، مواجهه با نامحرمان و دیگر منکرات اختصاص داده است. هدف او از نگارش این رساله دفاع ، از سماع و غنای رایج در میان صوفیه بوده است (رجوع کنید به نابلسی، ١٤٠١، ص ١٣٠ – ١٣٢).
ـ تحقیق القضیة فی الفرق بین الرشوة والهدیة. در این رساله حکم فقهی هدیه و رشوه و تمایز آن دو از منظر مذاهب چهارگانۀ اهل تسنن بررسی شده است (همو، ١٤١٢، ص١٣)
ـ ربع الإفادات فی ربع العبادات (بغدادی، همان، ج ١، س ٥٤٨)، که جبرتی (ج ١، ص ٢٣٢) آن را در فقه حنفی کم¬نظیر دانسته است.
ـ فتح الانغلاق فی مسألة علیّ الطلاق. در این رساله تسلط او بر فقه مذاهب چهارگانۀ اهل تسنن نشان داده شده است (مرادی، ج ٣، ص ٣٤؛ رجوع کنید به محمد امین ابن-عابدین، ج ٣، ص ٢٧٨؛ قس بغدادی،همان، ج ٢، س ١٥٩ ، که نام آن را فتح الاغلاق... ذکر کرده است).
ـ الصلح بین الاخوان فی حکم إباحة الدخان. وی در این رساله حرمت یا کراهت استعمال دخانیات را رد نموده و آن را مباح دانسته است (مرادی، ج ٣، ص ٣٦ ؛ علاءالدین ابن¬عابدین، ج ١، ص ١٥ – ١٦).
ـ ذخائر المواریث فی الدلالة على مواضع الأحادیث. در این کتاب، احادیث کتابهای مشهور اهل تسنن بر اساس اعتبار سند و ترتیب زمانی، در هفت باب تدوین شده است (نابلسی، ١٤١٩، ج ١، ص ٧ – ١٠).
ـ فتح العین عن الفرق بین التسمیتین، در رد تثلیث مسیحیت (مرادی، ج ٣، ص ٣٦ ؛ آلوسی، ج ٦، ص ٣٤).
ـ کشف النور عن اصحاب القبور، در بیان کرامات اولیا پس از مرگشان و حکم بنای مقبره برای آنان (نابلسی، ١٤٠٦، ص ٣).
ـ تحریر الحاوی، در شرح تفسیر بیضاوی (مرادی، ج ٣، ص ٣٢).
ـ كفایة المستفید فی علم التجوید (بغدادی، همان، ج ٢، س ٣٧٤).
- تعطیر الانام فی تعبیر المنام، در دو جلد، كه در ابتدای آن رؤیاهای باطل و حق را تعریف و تقسیم كرده است(رجوع کنید به نابلسی،٢٠٠٢،ج١،ص١٠ـ٢٣).
ـ عَلَم الملاحة فی علم الفلاحة، که مختصر جامع فرائد الملاحة فی جوامع فوائد الفلاحة رضی¬الدین ابوالفضل محمد عامری غزی شافعی است (نابلسی، علم الملاحه...،ص١١؛ زرکلی، ج ٧، ص٥٦؛ برای دیگر آثار وی، رجوع کنید به بغدادی، هدیه...، ج١، س٥٩٠ـ٥٩٤؛ احمد عطا، ص١١٦ـ١٤٦؛ بروکلمان،ج٢، ص٤٥٤ـ٤٥٨؛ همو،ذیل، ج٢، ص٤٧٣ـ٤٧٦ ).
دربارۀ زندگی وآثار وی نیز برخی از نوادگان و شاگردانش آثاری تألیف كرده اند كه عبارت اند از: نوادۀ دختری وی، كمال¬الدین ابوالفتوح غزی عامری، مشهور به بكری (متوفی ١١٩٦) ، كه کتابی در شرح حال جد خود به نام الورد القدسی والوارد الانسى نوشته است. دیگر نوادۀ وی كمال¬الدین ابوالفضل غزی عامری، مفتى شافعیان دمشق (متوفی ١٢١٤)، است که رساله-ای در شرح احوال جد خود به نام المورد الانسی تألیف کرده است (مرادی، ج ٣، ص ٣٨؛ بغدادی، هدیه ..، ج ٢، س ٣٤٣، ٣٥٢؛ زرکلی، ج ٧، ص ٧٠ – ٧١). مصطفى¬بن كمال¬الدین خلوتی بكری* (متوفی ١١٦٢) ،از شاگردان نابلسی، كه الفتح الطری الجنی فی بعض مآثر الشیخ عبدالغنی را دربارۀ استادش، نابلسی ، نوشته است (سرکیس، ج ١، س ٥٨٢) و شاگرد دیگر وی، حسین¬بن طعمه بیتمانی دمشقی (متوفی ١١٧٥) ، نیز دو کتاب به نامهای العِقد السَّنی فی مزایا الشیخ عبدالغنی و المشرب الهَنی القدسی فی ترجمة الشیخ عبدالغنی النابلسی، در شرح احوال استادش دارد (نابلسی، نعم السوابغ...، مقدمه¬ی بكداش، ص ١٤).
منابع:
(١) شهاب¬الدین ابوالفضل محمود آلوسی بغدادی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم وسبع المثانی، چاپ سید محمود شکری آلوسی بغدادی، بیروت[بی¬تا.(؛
(٢) عبدالرحمن¬بن محمد ذهبی مشهور به ابن¬شاشو دمشقی، تراجم بعض اعیان دمشق، بیروت، ١٨٨٦؛
(٣) علاء¬الدین ابن¬عابدین، تکملة حاشیة رد المحتار، در: محمدامین ابن¬عابدین، حاشیة رد المحتار على الدر المختار، بیروت، ١٤١٥؛
(٤) محمد امین ابن¬عابدین، حاشیة رد المحتار على الدر المختار، بیروت، ١٤١٥؛
(٥) عبدالقادر احمد عطا، التصوف الاسلامی بین الاصالة والاقتباس فی عصر النابلسی، بیروت، ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٦) اسماعیل باشا بغدادی، ایضاح المکنون، ج١و٢ در: حاجی خلیفه ، کشف الظنون،ج٣و٤؛
(٧) همو، هدیة العارفین، ج١و٢، در حاجی خلیفه، کشف الظنون،ج٥و٦؛
(٨) عبدالرحمن¬بن حسن جبرتی، عجائب الآثار فی تراجم الاخبار، بیروت)بی¬تا.(؛
(٩) خیرالدین زرکلی، الاعلام، بیروت، ١٩٨٠؛
(١٠) یوسفالیان سرکیس، معجم المطبوعات العربیة، قم، ١٤١٠؛
(١١) اسماعیل¬بن محمد عجلونی، کشف الخفاء، بیروت، ١٤٠٨؛
(١٢) عمر رضا کحاله، معجم المؤلفین، بیروت )بی-تا.(؛
(١٣) محمدامین¬بن فضل¬الله محبی دمشقی حنفی، خلاصة الاثر فی اعیان القرن الحادی عشر، بیروت)بی¬تا.(؛
(١٤) ابوالفضل محمدخلیل¬بن علی مرادی، سلک الدرر فی اعیان القرن الثانی عشر، قاهره)بی¬تا.(؛
(١٥) عبدالغنی نابلسی، ایضاح الدلالات فی سماع الآلات، چاپ احمد راتب حمّوش، دمشق، ١٤٠١/١٩٨١؛
(١٦) همو، ایضاح المقصود من معنی وحدة الوجود ومعه مسائل فی التوحید والتصوف، چاپ سعید عبدالفتاح، قاهره، ١٤٢٣/٢٠٠٣؛
(١٧) ؛
(١٨) همو، التحفة النابلسیة فی الرحلة الطرابلسیة، چاپ هریبرت بوسه، )بی جا( )بی¬تا.(؛
(١٩) همو، تحقیق القضیه فی الفرق بین الرشوة والهدیة، چاپ علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، قاهره، ١٤١٢/١٩٩١؛
(٢٠) همو، تعطیر الأنام فی تعبیر المنام، چاپ محمود توفیق حكیم، قاهره، ٢٠٠٢؛
(٢١) همو، جواهر النصوص فی حل کلمات الفصوص، چاپ عاصم ابراهیم کیّالی حسینی شاذلی درقاوی، بیروت، ١٤٢٩/٢٠٠٨؛
(٢٢) همو، الحضرة الانسیة فی الرحلة القدسیة، چاپ اکرم حسن علبی، بیروت، ١٤١١/١٩٩٠؛
(٢٣) همو، الحقیقة والمجاز فی الرحلة الی بلاد الشام ومصر والحجاز، چاپ احمد عبدالمجید هریدی، )قاهره( ١٩٨٦؛
(٢٤) همو، حلة الذهب الابریز فی رحلة بعلبک والبقاع العزیز، چاپ صلاح¬الدین منجد، در: رحلتان الی لبنان، بیروت، ١٩٧٩؛
(٢٥) همو، دیوان الحقائق ومجموع الرقائق، چاپ محمد عبدالخالق زناتی، بیروت، ١٤٢١/٢٠٠١؛
(٢٦) همو، ذخائر المواریث فی الدلالة علی مواضع الحدیث، چاپ عبدالله محمود محمد عمر، بیروت، ١٤١٩/١٩٩٨؛
(٢٧) ؛
(٢٨) همو، العقود الؤلؤیة فی طریق السادة المولویة، چاپ بکری علاء¬الدین، دمشق، ٢٠٠٩؛
(٢٩) همو، علم الملاحة فی علم الفلاحة، بیروت، ١٩٧٩ب؛
(٣٠) همو، القول المتین فی بیان توحید العارفین المسمی نخبة المسئلة شرح رسالة التحفة المرسلة فی علم حقیقة شریعة المحمدیة،) مصر(،)بی¬تا.]؛
(٣١) همو، کشف السر الغامض فی شرح دیوان ابن¬الفارض، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم،قاهره ١٩٧٢؛
(٣٢) همو، کشف النور عن اصحاب القبور، استانبول، ١٤٠٦؛
(٣٣) همو، النعم السوابغ فی احرام المدنی من رابغ، چاپ سائد بکداش، بیروت، ١٤٢٩/٢٠٠٨م؛
(٣٤) یوسف¬بن اسماعیل نبهانی، جامع کرامات اولیاء، چاپ ابراهیم عطوة عوض، بیروت١٤١١/١٩٩١؛
٣٥- همو، شواهد الحق فی الاستغاثة بسید الخلق (ص)، بیروت١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٣٦) Carl Brockelmann, Geschichte der Arabischen Literatur, Leiden,١٩٤٩;
(٣٧) Ibid, Geschichte der Arabischen Literatur,suppl., Leiden,١٩٣٨;
(٣٨) EI٢, s.v. “ABD ALـGHANĪ B. ISMĀ’ĪL ALـ NĀBULUSĪ”, by: W.A.KHALIDI;
Elizabeth Sirriyeh, Sufi Visionary of Ottoman Damascus: Abd alـGhani alـNabulusi, London / New York, ٢٠٠٥.
/سعید طاوسی مسرور/
تاریخ انتشار اینترنتی: ١٦/١٢/١٣٨٩