تاریخ بربرها < به طبع رسانیده است (ج 4، ص 552 ـ562، تصحیح و ترجمة کامل این اثر به اهتمام استریکر در دست چاپ است )؛ قرآن حامیم و قرآن صالح بن طریف نیز به یک معنی از همین دسته آثارند ولی بکلی مفقود شده اند؛ متن بربری سه رساله ای که ابن تومَرْت به گویش تَشِلْحِت تالیف کرده است همین حال را دارد. از متون متعلّق به خوارج که احتمالاً فراوان بوده رسالة ابن غانم موسوم به المدّونة (رجوع کنید به موتیلینسکی ، ج 2، ص 64ـ 78) برجای مانده است . تعدادی از این آثار دینی (بخصوص حَوْض و بعضی دیگر که به صورت دستنویس موجودند رجوع کنید به رو ، 1949، ص 316ـ317) به نظم نوشته شده اند تا آسانتر به حافظه سپرده شوند، ولی متأسفانه پر از لغات عربی اند. در ردیف همین آثارند اشعار مذهبی چون اشعار صبی که موضوعش سرگذشت مرد جوانی است که به جستجوی پدر ومادر خویش به درکات جهنم می رود (ر. باسه ، 1879؛ گالان ـ پِرْنه ، ص 39ـ49)، اشعار سیدی حمّو (اشتومه ، 1895؛ جانستن ، 1909، ج 2، ص 100ـ101؛ همو، 1907؛ ژوستینار، 1928)؛ افسانة منظوم یوسف (لوبینیاک ، ص 359 به بعد)، روایتی از معراج پیامبر و تحریری از قصیدة بُرْدَه بوصیری * . ترجمه های عهد عتیق و عهد جدید به قلم مبلّغان پروتستان یا کاتولیک را نیز می توان در همین گروه جای داد. اما آثار غیردینی بسیار نادرند؛ علاوه بر واژه نامه های عربی /بربری و کتب طبّ عامیانة متضمن فایدة عملی ، نوشته های موجود همه به راهنمایی محققّان اروپایی به نگارش درآمده اند؛ مانند > سفرنامة سیدی ابراهیم < به گویش تَشِلْحِتی دربارة افریقای غربی (نیومن ، ص 215ـ260، ترجمة باسه ، 1882)، یا وصف جبل نَفُوسَه به گویش نفوسی به قلم الشَّماخی (تصحیح و ترجمة موتیلینسکی ، الجزیره 1885). مجموعة قصه ای به نام کتاب الشِلحَه (دستنویس کتابخانة ملی پاریس ) را نیز می توان به این دسته افزود که تا حد زیادی مقتبس از بختیارنامه * و > صد شب < به نظر می آید (ر.باسه ، 1891؛ مستخرجی از آن به همت دوسلان ، دوروشمونتکس ، ر.باسه ، انتشار یافته است ). دستة دیگری که به این نوع نوشته ها تعلق دارند، روایات و متون مردم شناختی است که به درخواست پژوهشگران به نگارش درآمده است و آنان این نوشته ها را یا در بررسیهای خود دربارة گویشها درج کرده اند یا به صورت مجموعه های مستقل درآورده اند، از جمله : > نوشته های منثور طوارقی < از دوفوکو ، الجزیره 1922. در این خصوص بیفایده نخواهد بود که از نشریة > مجموعة اسناد و مدارک بربری < نیز یاد کنیم که به مدیریت عالیجناب پدر روحانی داله در فورناسیونال (بلاد القبائل ) از 1326 ش /1947، علاوه بر مدارک زبان شناختی و مردم شناختی ، متون و حتی نمایشنامه های کوچک به زبان بربری منتشر می کند. از قوانین جاری و معمول در میان بعضی از مردم بربر، تعداد اندکی به زبان اصلی انتشار یافته اند (رجوع کنید به بخش 4)؛ از این دسته ، آثار زیر را می توان نام برد: (بن سدیره ، > دورة زبان کبیلی < ، ص 295ـ355)؛ بولیفه ، «قانون ادئنی »، در > مجموعه خطابه ها... چهاردهمین کنگرة خاورشناسان < ، الجزیره 1905، ص 152ـ 178). آثار فرهنگ عامه غنی و پرمایه نیست ، اما قصه های شگفت و مطایبه آمیز، حکایات ، داستان جانوران ، افسانه های تاریخی و دینی را زنانی که در شب نشینیها نقّالی می کنند سینه به سینه نقل و حفظ کرده اند و پژوهشگران همین نوع از فرهنگ مردم را آسانتر توانسته اند گرد آورند. علاوه بر مجموعه هایی از متون فرهنگ مردم که به صورت اسناد زبان شناختی عرضه شده اند، پژوهشنامه هایی نیز تهیه شده که چند تا از این قصه ها یا معماها در آنها وجود دارند. سرانجام ، شعر غیردینی هرچند که سادگی بدوی خود را در ظاهر حفظ کرده ، احتمالاً اصیلترین فرآوردة ادبی است . ترانه هایی که جمع ، به هنگام رقصهای مذهبی (اَحیدو)، به ارتجال می سراید، لالاییها، نوحه ها و ذکر مصیبتها و سرودهای مذهبی بخش بزرگی از سنتها را دربردارند، لیکن در میان بربرها شاعران حرفه ای تمام عیار نیز هستند که عموماً فقط در بارة عشق و جنگ شعر می گویند. در مراکش شعرایی به نام اِمْدیازن n imdyaz (رجوع کنید به رو، 1928، ج 2، ص 237ـ242) سرتاسر کشور را در می نوردند و مانند خنیاگران ، رویدادهای مهم را به شعر درمی آورند، ولینعمتان احتمالی خود را می ستایند و کسانی را که نومیدشان کرده اند، ملامت و هجو می کنند. شاعرانی چون مُحَنْد او مُحَنْدِ قبائلی و داسِن ، شاعرة طوارقی ، شهرتی به دست آورده اند که محلی و البته گذرا است ، زیرا در سرزمینی که در آن راویان وجود ندارند آثار اینگونه شاعران که به کتابت درنیامده زود فراموش می شود. هنر بربری نیز چندان شایان ذکر نیست ؛ شک نیست که کنده کاریها و نقاشیهای روی صخره ها به هیچ رو از کیفیت ذوقی و هنری خالی نیستند ولی این سؤال پیش می آید که آیا پدید آورندگان این آثار نیاکان همین بربرهای کنونی اند؟ به رغم آثار بزرگ معماری که بدانها اشاره کردیم (رجوع کنید به بخش 4) هیچ هنرِ واقعاً بربری که با هنر عربی واندلسی ـ مغربی قابل قیاس باشد وجود ندارد. حقیقت این است که بربر روستایی و در واقع بادیه نشین تنها در جستجوی به دست آوردن مایحتاج جاری سهل الانتقال است ؛ لذا هنرش محدود به تزیین لوازم روزانه است و از آن مهارت صنعتی فراتر نمی رود که بیشتر ناظر به تأمین رفاه است تا حصول لذّت بصر. فرآورده های هنری این قوم ، که گهگاه مشتریانی سخت مشتاق غرابت و سادگی دارد و در افریقای شمالی مراجع دولتی ، برای حفظ و بهبود سنتها و فنون ، از آن حمایت می کردند، محدود است به فرش ، چادر، حصیر، ابریشم دوزی ، حاشیه دوزی ، چینی آلات و ظروف سفالی ، آبنوسکاری ، زرگری ، ظروف برنجی و زرکوبی و نقره کوبی . ویژگی این تزیینات آن است که در آنها صرفاً از خطوط مستقیم (مثلث ، راه راه ، لوزی ، و خانه های شطرنجی ) استفاده شده است . مجسمه های چوبی کوچک واقع نما را، که با حرمت ساختن صور مجسم در اسلام مغایرت دارند، باید به آنها افزود. منابع : (190) H. Balfet, "La Poterie des Ait Smail du Djurdjura," RAfr ., (1955), 289-340; (191) A. Basset, "ـcritures libyque et touarةgue ", in Notices sur les caractةres إtrangers , by Ch. Fossey, Paris 1948; (192) idem, "Littإrature berbةre", in Hist. des Litt ., Paris 1955, I, 886-890; (193) H. Basset, Essai sur la littإrature des Berbةres , Algiers 1920; (194) R. Basset, in Revue des traditions popul ., 1891; (195) idem, Contes populaires berbةres , Paris 1887; (196) idem, L'Insurrection algإrienne de 1871 dans les chansons kabyles , Louvain 1892; (197) idem, Loqman berbةre , Paris 1890; (198) idem, Nouveaux contes berbةres , Paris 1897; (199) idem, Le poةme de ´abi , Paris 1879; (200) Abbإ Chabot, Recueil des inscriptions libyques , Paris 1940; (201) G. Chantrإaux, "Les Tissages dإcorإs chez les Beni-Mgild", Hesp ., (1945); (202) idem, "Les Tissages sur mإtier de haute lisse ب Ait-Hichem et dans le Haut Sebaou", RAfr ., 1941-1942; (203) J. M. Dallet, "Trois contes berbةrs", IBLA (1944); (204) E. Dermenghem, Contes kabyles , Algieres 1945; (205) E. Destaing, Textes berbةres en parler des Chleuh ¤ s du Sous , Paris 1940; (206) Ch. de Foucauld, Poإsies touarةgues , Paris 1925-1930; (207) P. Galand-Pernet, in Mإmorial A. Basset , Paris 1957; (208) G. de Gironcourt, "L'Art chez les Touareg", in Rev. d'Eth. et de Sociol ., Jan.-Feb. 1914; (209) A. Hanoteau, Essai de grammaire de la langue tamachek' , Paris 1860; (210) A. Hanoteau, Poإsies populaires de la Kabylie du Jurjura , Paris 1867; (211) Johnston, "Fad ¤ ma Tagurramt", in Actes du XIV e Congrةs des Orient , Algiers 1909.; (212) idem, The songs of Sidi Hammou , London 1907; (213) L. Justinard, "Poةmes chleuhs", RMM , 1925/2; (214) idem, "Poإsies en dial. du Sous marocain d'aprةs un ms. arabico-berbةre", JA (1928); (215) E. Laoust, "Chants berbةres contre l'occupation franµaise", in Mإmorial R. Basset , Paris 1928; (216) idem, Contes berbةrs du Maroc, Paris 1949; (217) Loubignac, Dial. des Zaian , Paris 1924-1925, Luciani, Chansons kabyles de Smail Azikkiou , Algiers 1899; (218) G. Marµais, L'Art des Berbةres , Algiers 1956;219- G. Marcy, "ـtude des doc. إpigraphiques recueillis par M. Reygasse", RAfr ., (1937); (220) idem, Les inscriptions libyques bilingues de l'Af. du N ., Paris 1936; (221) idem,"Introd. ب un dإchiffrement mإthodique des inscriptions "tifinagh" du Sahara central", Hesp ., 1937/1-2; (222) Th. Monod, L'Adrar Ahnet , Paris 1932, 135-139; (223) idem, Gravures, peintures et inscriptions rupestres , Paris 1938; (224) Motylinski, "Chanson berbةre de Djerba", in Bull. Corr. Afr ., 1885; (225) idem, "Le manuscrit arabo-berbةre de Zouagha", in Actes du XIV e Congrةs des Orient. , Algiers 1909; (226) Mouliإras, Les fourberies de Si Djeh'a, Oran 1891; (227) idem, Lإgendes et contes merveilleux de la grande Kabylie , Paris 1893-1898; (228) F.W. Newman, in JRAS (1848), tr. R. Basset, Paris 1882; (229) F. Nicolas, "Poةmes touareg" in ETI , 1941-1942; (230) L. Paul- Margueritte, Chants berbةres du Maroc, 1935; (231) V. Piquet, Le peuple marocain, chap. xv â â â ; (232) Leblanc de Prإbois, Essai de contes kabyles , Batna 1897; (233) M. Reygasse, Contrib. ب l'إtude des gravures rupestres et inscrip. tifinar' du Sahara, central, Algiers 1932; (234) P. Ricard, "Tissages berbةres des Ait Aissi", Hesp ., (1925); (235) Riviةre , Recueil de contes populaires de la Kabylie du Jurjura , Paris 1882; (236) A. Roux, in Actes du XXI e Congrةs des Orient ., Paris 1949; (237) idem, "Un chant d'amdyaz, l'aةde berbةre du groupe linguistique beraber", in Mإm. H. Basset , Paris 1928; (238) J. Servier, Chants des femmes de l'Aurةs , thesis, Sorbonne 1955 (unpublished); (239) H. Stumme, Dichtkunst und Gedichte der Schlu ¦ h ¤ , Leipzig 1895; (240) idem, "Elf Stدcke im Schilh ¤ a- Dialekt von Tazerwalt", ZDMG (1894); (241) idem, Mجrchen der Berbern von Tamazratt, Leipzig 1900; (242) idem, Mجrchen der Schluh ¤ von Tazerwalt , Leipzig 1895; (243) A. Tovar, "Papeletas de epigrafia libica", in Bol del Semin. de Est. de Arte y Arquelogia , Valla dolid 1943-1944- and 1944-1945. ) / د.اسلام / ر. باسه ، ش . پلا ( "> تاریخ بربرها < به طبع رسانیده است (ج 4، ص 552 ـ562، تصحیح و ترجمة کامل این اثر به اهتمام استریکر در دست چاپ است )؛ قرآن حامیم و قرآن صالح بن طریف نیز به یک معنی از همین دسته آثارند ولی بکلی مفقود شده اند؛ متن بربری سه رساله ای که ابن تومَرْت به گویش تَشِلْحِت تالیف کرده است همین حال را دارد. از متون متعلّق به خوارج که احتمالاً فراوان بوده رسالة ابن غانم موسوم به المدّونة (رجوع کنید به موتیلینسکی ، ج 2، ص 64ـ 78) برجای مانده است . تعدادی از این آثار دینی (بخصوص حَوْض و بعضی دیگر که به صورت دستنویس موجودند رجوع کنید به رو ، 1949، ص 316ـ317) به نظم نوشته شده اند تا آسانتر به حافظه سپرده شوند، ولی متأسفانه پر از لغات عربی اند. در ردیف همین آثارند اشعار مذهبی چون اشعار صبی که موضوعش سرگذشت مرد جوانی است که به جستجوی پدر ومادر خویش به درکات جهنم می رود (ر. باسه ، 1879؛ گالان ـ پِرْنه ، ص 39ـ49)، اشعار سیدی حمّو (اشتومه ، 1895؛ جانستن ، 1909، ج 2، ص 100ـ101؛ همو، 1907؛ ژوستینار، 1928)؛ افسانة منظوم یوسف (لوبینیاک ، ص 359 به بعد)، روایتی از معراج پیامبر و تحریری از قصیدة بُرْدَه بوصیری * . ترجمه های عهد عتیق و عهد جدید به قلم مبلّغان پروتستان یا کاتولیک را نیز می توان در همین گروه جای داد. اما آثار غیردینی بسیار نادرند؛ علاوه بر واژه نامه های عربی /بربری و کتب طبّ عامیانة متضمن فایدة عملی ، نوشته های موجود همه به راهنمایی محققّان اروپایی به نگارش درآمده اند؛ مانند > سفرنامة سیدی ابراهیم < به گویش تَشِلْحِتی دربارة افریقای غربی (نیومن ، ص 215ـ260، ترجمة باسه ، 1882)، یا وصف جبل نَفُوسَه به گویش نفوسی به قلم الشَّماخی (تصحیح و ترجمة موتیلینسکی ، الجزیره 1885). مجموعة قصه ای به نام کتاب الشِلحَه (دستنویس کتابخانة ملی پاریس ) را نیز می توان به این دسته افزود که تا حد زیادی مقتبس از بختیارنامه * و > صد شب < به نظر می آید (ر.باسه ، 1891؛ مستخرجی از آن به همت دوسلان ، دوروشمونتکس ، ر.باسه ، انتشار یافته است ). دستة دیگری که به این نوع نوشته ها تعلق دارند، روایات و متون مردم شناختی است که به درخواست پژوهشگران به نگارش درآمده است و آنان این نوشته ها را یا در بررسیهای خود دربارة گویشها درج کرده اند یا به صورت مجموعه های مستقل درآورده اند، از جمله : > نوشته های منثور طوارقی < از دوفوکو ، الجزیره 1922. در این خصوص بیفایده نخواهد بود که از نشریة > مجموعة اسناد و مدارک بربری < نیز یاد کنیم که به مدیریت عالیجناب پدر روحانی داله در فورناسیونال (بلاد القبائل ) از 1326 ش /1947، علاوه بر مدارک زبان شناختی و مردم شناختی ، متون و حتی نمایشنامه های کوچک به زبان بربری منتشر می کند. از قوانین جاری و معمول در میان بعضی از مردم بربر، تعداد اندکی به زبان اصلی انتشار یافته اند (رجوع کنید به بخش 4)؛ از این دسته ، آثار زیر را می توان نام برد: (بن سدیره ، > دورة زبان کبیلی < ، ص 295ـ355)؛ بولیفه ، «قانون ادئنی »، در > مجموعه خطابه ها... چهاردهمین کنگرة خاورشناسان < ، الجزیره 1905، ص 152ـ 178). آثار فرهنگ عامه غنی و پرمایه نیست ، اما قصه های شگفت و مطایبه آمیز، حکایات ، داستان جانوران ، افسانه های تاریخی و دینی را زنانی که در شب نشینیها نقّالی می کنند سینه به سینه نقل و حفظ کرده اند و پژوهشگران همین نوع از فرهنگ مردم را آسانتر توانسته اند گرد آورند. علاوه بر مجموعه هایی از متون فرهنگ مردم که به صورت اسناد زبان شناختی عرضه شده اند، پژوهشنامه هایی نیز تهیه شده که چند تا از این قصه ها یا معماها در آنها وجود دارند. سرانجام ، شعر غیردینی هرچند که سادگی بدوی خود را در ظاهر حفظ کرده ، احتمالاً اصیلترین فرآوردة ادبی است . ترانه هایی که جمع ، به هنگام رقصهای مذهبی (اَحیدو)، به ارتجال می سراید، لالاییها، نوحه ها و ذکر مصیبتها و سرودهای مذهبی بخش بزرگی از سنتها را دربردارند، لیکن در میان بربرها شاعران حرفه ای تمام عیار نیز هستند که عموماً فقط در بارة عشق و جنگ شعر می گویند. در مراکش شعرایی به نام اِمْدیازن n imdyaz (رجوع کنید به رو، 1928، ج 2، ص 237ـ242) سرتاسر کشور را در می نوردند و مانند خنیاگران ، رویدادهای مهم را به شعر درمی آورند، ولینعمتان احتمالی خود را می ستایند و کسانی را که نومیدشان کرده اند، ملامت و هجو می کنند. شاعرانی چون مُحَنْد او مُحَنْدِ قبائلی و داسِن ، شاعرة طوارقی ، شهرتی به دست آورده اند که محلی و البته گذرا است ، زیرا در سرزمینی که در آن راویان وجود ندارند آثار اینگونه شاعران که به کتابت درنیامده زود فراموش می شود. هنر بربری نیز چندان شایان ذکر نیست ؛ شک نیست که کنده کاریها و نقاشیهای روی صخره ها به هیچ رو از کیفیت ذوقی و هنری خالی نیستند ولی این سؤال پیش می آید که آیا پدید آورندگان این آثار نیاکان همین بربرهای کنونی اند؟ به رغم آثار بزرگ معماری که بدانها اشاره کردیم (رجوع کنید به بخش 4) هیچ هنرِ واقعاً بربری که با هنر عربی واندلسی ـ مغربی قابل قیاس باشد وجود ندارد. حقیقت این است که بربر روستایی و در واقع بادیه نشین تنها در جستجوی به دست آوردن مایحتاج جاری سهل الانتقال است ؛ لذا هنرش محدود به تزیین لوازم روزانه است و از آن مهارت صنعتی فراتر نمی رود که بیشتر ناظر به تأمین رفاه است تا حصول لذّت بصر. فرآورده های هنری این قوم ، که گهگاه مشتریانی سخت مشتاق غرابت و سادگی دارد و در افریقای شمالی مراجع دولتی ، برای حفظ و بهبود سنتها و فنون ، از آن حمایت می کردند، محدود است به فرش ، چادر، حصیر، ابریشم دوزی ، حاشیه دوزی ، چینی آلات و ظروف سفالی ، آبنوسکاری ، زرگری ، ظروف برنجی و زرکوبی و نقره کوبی . ویژگی این تزیینات آن است که در آنها صرفاً از خطوط مستقیم (مثلث ، راه راه ، لوزی ، و خانه های شطرنجی ) استفاده شده است . مجسمه های چوبی کوچک واقع نما را، که با حرمت ساختن صور مجسم در اسلام مغایرت دارند، باید به آنها افزود. منابع : (190) H. Balfet, "La Poterie des Ait Smail du Djurdjura," RAfr ., (1955), 289-340; (191) A. Basset, "ـcritures libyque et touarةgue ", in Notices sur les caractةres إtrangers , by Ch. Fossey, Paris 1948; (192) idem, "Littإrature berbةre", in Hist. des Litt ., Paris 1955, I, 886-890; (193) H. Basset, Essai sur la littإrature des Berbةres , Algiers 1920; (194) R. Basset, in Revue des traditions popul ., 1891; (195) idem, Contes populaires berbةres , Paris 1887; (196) idem, L'Insurrection algإrienne de 1871 dans les chansons kabyles , Louvain 1892; (197) idem, Loqman berbةre , Paris 1890; (198) idem, Nouveaux contes berbةres , Paris 1897; (199) idem, Le poةme de ´abi , Paris 1879; (200) Abbإ Chabot, Recueil des inscriptions libyques , Paris 1940; (201) G. Chantrإaux, "Les Tissages dإcorإs chez les Beni-Mgild", Hesp ., (1945); (202) idem, "Les Tissages sur mإtier de haute lisse ب Ait-Hichem et dans le Haut Sebaou", RAfr ., 1941-1942; (203) J. M. Dallet, "Trois contes berbةrs", IBLA (1944); (204) E. Dermenghem, Contes kabyles , Algieres 1945; (205) E. Destaing, Textes berbةres en parler des Chleuh ¤ s du Sous , Paris 1940; (206) Ch. de Foucauld, Poإsies touarةgues , Paris 1925-1930; (207) P. Galand-Pernet, in Mإmorial A. Basset , Paris 1957; (208) G. de Gironcourt, "L'Art chez les Touareg", in Rev. d'Eth. et de Sociol ., Jan.-Feb. 1914; (209) A. Hanoteau, Essai de grammaire de la langue tamachek' , Paris 1860; (210) A. Hanoteau, Poإsies populaires de la Kabylie du Jurjura , Paris 1867; (211) Johnston, "Fad ¤ ma Tagurramt", in Actes du XIV e Congrةs des Orient , Algiers 1909.; (212) idem, The songs of Sidi Hammou , London 1907; (213) L. Justinard, "Poةmes chleuhs", RMM , 1925/2; (214) idem, "Poإsies en dial. du Sous marocain d'aprةs un ms. arabico-berbةre", JA (1928); (215) E. Laoust, "Chants berbةres contre l'occupation franµaise", in Mإmorial R. Basset , Paris 1928; (216) idem, Contes berbةrs du Maroc, Paris 1949; (217) Loubignac, Dial. des Zaian , Paris 1924-1925, Luciani, Chansons kabyles de Smail Azikkiou , Algiers 1899; (218) G. Marµais, L'Art des Berbةres , Algiers 1956;219- G. Marcy, "ـtude des doc. إpigraphiques recueillis par M. Reygasse", RAfr ., (1937); (220) idem, Les inscriptions libyques bilingues de l'Af. du N ., Paris 1936; (221) idem,"Introd. ب un dإchiffrement mإthodique des inscriptions "tifinagh" du Sahara central", Hesp ., 1937/1-2; (222) Th. Monod, L'Adrar Ahnet , Paris 1932, 135-139; (223) idem, Gravures, peintures et inscriptions rupestres , Paris 1938; (224) Motylinski, "Chanson berbةre de Djerba", in Bull. Corr. Afr ., 1885; (225) idem, "Le manuscrit arabo-berbةre de Zouagha", in Actes du XIV e Congrةs des Orient. , Algiers 1909; (226) Mouliإras, Les fourberies de Si Djeh'a, Oran 1891; (227) idem, Lإgendes et contes merveilleux de la grande Kabylie , Paris 1893-1898; (228) F.W. Newman, in JRAS (1848), tr. R. Basset, Paris 1882; (229) F. Nicolas, "Poةmes touareg" in ETI , 1941-1942; (230) L. Paul- Margueritte, Chants berbةres du Maroc, 1935; (231) V. Piquet, Le peuple marocain, chap. xv â â â ; (232) Leblanc de Prإbois, Essai de contes kabyles , Batna 1897; (233) M. Reygasse, Contrib. ب l'إtude des gravures rupestres et inscrip. tifinar' du Sahara, central, Algiers 1932; (234) P. Ricard, "Tissages berbةres des Ait Aissi", Hesp ., (1925); (235) Riviةre , Recueil de contes populaires de la Kabylie du Jurjura , Paris 1882; (236) A. Roux, in Actes du XXI e Congrةs des Orient ., Paris 1949; (237) idem, "Un chant d'amdyaz, l'aةde berbةre du groupe linguistique beraber", in Mإm. H. Basset , Paris 1928; (238) J. Servier, Chants des femmes de l'Aurةs , thesis, Sorbonne 1955 (unpublished); (239) H. Stumme, Dichtkunst und Gedichte der Schlu ¦ h ¤ , Leipzig 1895; (240) idem, "Elf Stدcke im Schilh ¤ a- Dialekt von Tazerwalt", ZDMG (1894); (241) idem, Mجrchen der Berbern von Tamazratt, Leipzig 1900; (242) idem, Mجrchen der Schluh ¤ von Tazerwalt , Leipzig 1895; (243) A. Tovar, "Papeletas de epigrafia libica", in Bol del Semin. de Est. de Arte y Arquelogia , Valla dolid 1943-1944- and 1944-1945. ) / د.اسلام / ر. باسه ، ش . پلا ( "> تاریخ بربرها < به طبع رسانیده است (ج 4، ص 552 ـ562، تصحیح و ترجمة کامل این اثر به اهتمام استریکر در دست چاپ است )؛ قرآن حامیم و قرآن صالح بن طریف نیز به یک معنی از همین دسته آثارند ولی بکلی مفقود شده اند؛ متن بربری سه رساله ای که ابن تومَرْت به گویش تَشِلْحِت تالیف کرده است همین حال را دارد. از متون متعلّق به خوارج که احتمالاً فراوان بوده رسالة ابن غانم موسوم به المدّونة (رجوع کنید به موتیلینسکی ، ج 2، ص 64ـ 78) برجای مانده است . تعدادی از این آثار دینی (بخصوص حَوْض و بعضی دیگر که به صورت دستنویس موجودند رجوع کنید به رو ، 1949، ص 316ـ317) به نظم نوشته شده اند تا آسانتر به حافظه سپرده شوند، ولی متأسفانه پر از لغات عربی اند. در ردیف همین آثارند اشعار مذهبی چون اشعار صبی که موضوعش سرگذشت مرد جوانی است که به جستجوی پدر ومادر خویش به درکات جهنم می رود (ر. باسه ، 1879؛ گالان ـ پِرْنه ، ص 39ـ49)، اشعار سیدی حمّو (اشتومه ، 1895؛ جانستن ، 1909، ج 2، ص 100ـ101؛ همو، 1907؛ ژوستینار، 1928)؛ افسانة منظوم یوسف (لوبینیاک ، ص 359 به بعد)، روایتی از معراج پیامبر و تحریری از قصیدة بُرْدَه بوصیری * . ترجمه های عهد عتیق و عهد جدید به قلم مبلّغان پروتستان یا کاتولیک را نیز می توان در همین گروه جای داد. اما آثار غیردینی بسیار نادرند؛ علاوه بر واژه نامه های عربی /بربری و کتب طبّ عامیانة متضمن فایدة عملی ، نوشته های موجود همه به راهنمایی محققّان اروپایی به نگارش درآمده اند؛ مانند > سفرنامة سیدی ابراهیم < به گویش تَشِلْحِتی دربارة افریقای غربی (نیومن ، ص 215ـ260، ترجمة باسه ، 1882)، یا وصف جبل نَفُوسَه به گویش نفوسی به قلم الشَّماخی (تصحیح و ترجمة موتیلینسکی ، الجزیره 1885). مجموعة قصه ای به نام کتاب الشِلحَه (دستنویس کتابخانة ملی پاریس ) را نیز می توان به این دسته افزود که تا حد زیادی مقتبس از بختیارنامه * و > صد شب < به نظر می آید (ر.باسه ، 1891؛ مستخرجی از آن به همت دوسلان ، دوروشمونتکس ، ر.باسه ، انتشار یافته است ). دستة دیگری که به این نوع نوشته ها تعلق دارند، روایات و متون مردم شناختی است که به درخواست پژوهشگران به نگارش درآمده است و آنان این نوشته ها را یا در بررسیهای خود دربارة گویشها درج کرده اند یا به صورت مجموعه های مستقل درآورده اند، از جمله : > نوشته های منثور طوارقی < از دوفوکو ، الجزیره 1922. در این خصوص بیفایده نخواهد بود که از نشریة > مجموعة اسناد و مدارک بربری < نیز یاد کنیم که به مدیریت عالیجناب پدر روحانی داله در فورناسیونال (بلاد القبائل ) از 1326 ش /1947، علاوه بر مدارک زبان شناختی و مردم شناختی ، متون و حتی نمایشنامه های کوچک به زبان بربری منتشر می کند. از قوانین جاری و معمول در میان بعضی از مردم بربر، تعداد اندکی به زبان اصلی انتشار یافته اند (رجوع کنید به بخش 4)؛ از این دسته ، آثار زیر را می توان نام برد: (بن سدیره ، > دورة زبان کبیلی < ، ص 295ـ355)؛ بولیفه ، «قانون ادئنی »، در > مجموعه خطابه ها... چهاردهمین کنگرة خاورشناسان < ، الجزیره 1905، ص 152ـ 178). آثار فرهنگ عامه غنی و پرمایه نیست ، اما قصه های شگفت و مطایبه آمیز، حکایات ، داستان جانوران ، افسانه های تاریخی و دینی را زنانی که در شب نشینیها نقّالی می کنند سینه به سینه نقل و حفظ کرده اند و پژوهشگران همین نوع از فرهنگ مردم را آسانتر توانسته اند گرد آورند. علاوه بر مجموعه هایی از متون فرهنگ مردم که به صورت اسناد زبان شناختی عرضه شده اند، پژوهشنامه هایی نیز تهیه شده که چند تا از این قصه ها یا معماها در آنها وجود دارند. سرانجام ، شعر غیردینی هرچند که سادگی بدوی خود را در ظاهر حفظ کرده ، احتمالاً اصیلترین فرآوردة ادبی است . ترانه هایی که جمع ، به هنگام رقصهای مذهبی (اَحیدو)، به ارتجال می سراید، لالاییها، نوحه ها و ذکر مصیبتها و سرودهای مذهبی بخش بزرگی از سنتها را دربردارند، لیکن در میان بربرها شاعران حرفه ای تمام عیار نیز هستند که عموماً فقط در بارة عشق و جنگ شعر می گویند. در مراکش شعرایی به نام اِمْدیازن n imdyaz (رجوع کنید به رو، 1928، ج 2، ص 237ـ242) سرتاسر کشور را در می نوردند و مانند خنیاگران ، رویدادهای مهم را به شعر درمی آورند، ولینعمتان احتمالی خود را می ستایند و کسانی را که نومیدشان کرده اند، ملامت و هجو می کنند. شاعرانی چون مُحَنْد او مُحَنْدِ قبائلی و داسِن ، شاعرة طوارقی ، شهرتی به دست آورده اند که محلی و البته گذرا است ، زیرا در سرزمینی که در آن راویان وجود ندارند آثار اینگونه شاعران که به کتابت درنیامده زود فراموش می شود. هنر بربری نیز چندان شایان ذکر نیست ؛ شک نیست که کنده کاریها و نقاشیهای روی صخره ها به هیچ رو از کیفیت ذوقی و هنری خالی نیستند ولی این سؤال پیش می آید که آیا پدید آورندگان این آثار نیاکان همین بربرهای کنونی اند؟ به رغم آثار بزرگ معماری که بدانها اشاره کردیم (رجوع کنید به بخش 4) هیچ هنرِ واقعاً بربری که با هنر عربی واندلسی ـ مغربی قابل قیاس باشد وجود ندارد. حقیقت این است که بربر روستایی و در واقع بادیه نشین تنها در جستجوی به دست آوردن مایحتاج جاری سهل الانتقال است ؛ لذا هنرش محدود به تزیین لوازم روزانه است و از آن مهارت صنعتی فراتر نمی رود که بیشتر ناظر به تأمین رفاه است تا حصول لذّت بصر. فرآورده های هنری این قوم ، که گهگاه مشتریانی سخت مشتاق غرابت و سادگی دارد و در افریقای شمالی مراجع دولتی ، برای حفظ و بهبود سنتها و فنون ، از آن حمایت می کردند، محدود است به فرش ، چادر، حصیر، ابریشم دوزی ، حاشیه دوزی ، چینی آلات و ظروف سفالی ، آبنوسکاری ، زرگری ، ظروف برنجی و زرکوبی و نقره کوبی . ویژگی این تزیینات آن است که در آنها صرفاً از خطوط مستقیم (مثلث ، راه راه ، لوزی ، و خانه های شطرنجی ) استفاده شده است . مجسمه های چوبی کوچک واقع نما را، که با حرمت ساختن صور مجسم در اسلام مغایرت دارند، باید به آنها افزود. منابع : (190) H. Balfet, "La Poterie des Ait Smail du Djurdjura," RAfr ., (1955), 289-340; (191) A. Basset, "ـcritures libyque et touarةgue ", in Notices sur les caractةres إtrangers , by Ch. Fossey, Paris 1948; (192) idem, "Littإrature berbةre", in Hist. des Litt ., Paris 1955, I, 886-890; (193) H. Basset, Essai sur la littإrature des Berbةres , Algiers 1920; (194) R. Basset, in Revue des traditions popul ., 1891; (195) idem, Contes populaires berbةres , Paris 1887; (196) idem, L'Insurrection algإrienne de 1871 dans les chansons kabyles , Louvain 1892; (197) idem, Loqman berbةre , Paris 1890; (198) idem, Nouveaux contes berbةres , Paris 1897; (199) idem, Le poةme de ´abi , Paris 1879; (200) Abbإ Chabot, Recueil des inscriptions libyques , Paris 1940; (201) G. Chantrإaux, "Les Tissages dإcorإs chez les Beni-Mgild", Hesp ., (1945); (202) idem, "Les Tissages sur mإtier de haute lisse ب Ait-Hichem et dans le Haut Sebaou", RAfr ., 1941-1942; (203) J. M. Dallet, "Trois contes berbةrs", IBLA (1944); (204) E. Dermenghem, Contes kabyles , Algieres 1945; (205) E. Destaing, Textes berbةres en parler des Chleuh ¤ s du Sous , Paris 1940; (206) Ch. de Foucauld, Poإsies touarةgues , Paris 1925-1930; (207) P. Galand-Pernet, in Mإmorial A. Basset , Paris 1957; (208) G. de Gironcourt, "L'Art chez les Touareg", in Rev. d'Eth. et de Sociol ., Jan.-Feb. 1914; (209) A. Hanoteau, Essai de grammaire de la langue tamachek' , Paris 1860; (210) A. Hanoteau, Poإsies populaires de la Kabylie du Jurjura , Paris 1867; (211) Johnston, "Fad ¤ ma Tagurramt", in Actes du XIV e Congrةs des Orient , Algiers 1909.; (212) idem, The songs of Sidi Hammou , London 1907; (213) L. Justinard, "Poةmes chleuhs", RMM , 1925/2; (214) idem, "Poإsies en dial. du Sous marocain d'aprةs un ms. arabico-berbةre", JA (1928); (215) E. Laoust, "Chants berbةres contre l'occupation franµaise", in Mإmorial R. Basset , Paris 1928; (216) idem, Contes berbةrs du Maroc, Paris 1949; (217) Loubignac, Dial. des Zaian , Paris 1924-1925, Luciani, Chansons kabyles de Smail Azikkiou , Algiers 1899; (218) G. Marµais, L'Art des Berbةres , Algiers 1956;219- G. Marcy, "ـtude des doc. إpigraphiques recueillis par M. Reygasse", RAfr ., (1937); (220) idem, Les inscriptions libyques bilingues de l'Af. du N ., Paris 1936; (221) idem,"Introd. ب un dإchiffrement mإthodique des inscriptions "tifinagh" du Sahara central", Hesp ., 1937/1-2; (222) Th. Monod, L'Adrar Ahnet , Paris 1932, 135-139; (223) idem, Gravures, peintures et inscriptions rupestres , Paris 1938; (224) Motylinski, "Chanson berbةre de Djerba", in Bull. Corr. Afr ., 1885; (225) idem, "Le manuscrit arabo-berbةre de Zouagha", in Actes du XIV e Congrةs des Orient. , Algiers 1909; (226) Mouliإras, Les fourberies de Si Djeh'a, Oran 1891; (227) idem, Lإgendes et contes merveilleux de la grande Kabylie , Paris 1893-1898; (228) F.W. Newman, in JRAS (1848), tr. R. Basset, Paris 1882; (229) F. Nicolas, "Poةmes touareg" in ETI , 1941-1942; (230) L. Paul- Margueritte, Chants berbةres du Maroc, 1935; (231) V. Piquet, Le peuple marocain, chap. xv â â â ; (232) Leblanc de Prإbois, Essai de contes kabyles , Batna 1897; (233) M. Reygasse, Contrib. ب l'إtude des gravures rupestres et inscrip. tifinar' du Sahara, central, Algiers 1932; (234) P. Ricard, "Tissages berbةres des Ait Aissi", Hesp ., (1925); (235) Riviةre , Recueil de contes populaires de la Kabylie du Jurjura , Paris 1882; (236) A. Roux, in Actes du XXI e Congrةs des Orient ., Paris 1949; (237) idem, "Un chant d'amdyaz, l'aةde berbةre du groupe linguistique beraber", in Mإm. H. Basset , Paris 1928; (238) J. Servier, Chants des femmes de l'Aurةs , thesis, Sorbonne 1955 (unpublished); (239) H. Stumme, Dichtkunst und Gedichte der Schlu ¦ h ¤ , Leipzig 1895; (240) idem, "Elf Stدcke im Schilh ¤ a- Dialekt von Tazerwalt", ZDMG (1894); (241) idem, Mجrchen der Berbern von Tamazratt, Leipzig 1900; (242) idem, Mجrchen der Schluh ¤ von Tazerwalt , Leipzig 1895; (243) A. Tovar, "Papeletas de epigrafia libica", in Bol del Semin. de Est. de Arte y Arquelogia , Valla dolid 1943-1944- and 1944-1945. ) / د.اسلام / ر. باسه ، ش . پلا ( ">
دانشنامه جهان اسلام
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص
١١٥١ ص
١١٥٢ ص
١١٥٣ ص
١١٥٤ ص
١١٥٥ ص
١١٥٦ ص
١١٥٧ ص
١١٥٨ ص
١١٥٩ ص
١١٦٠ ص
١١٦١ ص
١١٦٢ ص
١١٦٣ ص
١١٦٤ ص
١١٦٥ ص
١١٦٦ ص
١١٦٧ ص
١١٦٨ ص
١١٦٩ ص
١١٧٠ ص
١١٧١ ص
١١٧٢ ص
١١٧٣ ص
١١٧٤ ص
١١٧٥ ص
١١٧٦ ص
١١٧٧ ص
١١٧٨ ص
١١٧٩ ص
١١٨٠ ص
١١٨١ ص
١١٨٢ ص
١١٨٣ ص
١١٨٤ ص
١١٨٥ ص
١١٨٦ ص
١١٨٧ ص
١١٨٨ ص
١١٨٩ ص
١١٩٠ ص
١١٩١ ص
١١٩٢ ص
١١٩٣ ص
١١٩٤ ص
١١٩٥ ص
١١٩٦ ص
١١٩٧ ص
١١٩٨ ص
١١٩٩ ص
١٢٠٠ ص
١٢٠١ ص
١٢٠٢ ص
١٢٠٣ ص
١٢٠٤ ص
١٢٠٥ ص
١٢٠٦ ص
١٢٠٧ ص
١٢٠٨ ص
١٢٠٩ ص
١٢١٠ ص
١٢١١ ص
١٢١٢ ص
١٢١٣ ص
١٢١٤ ص
١٢١٥ ص
١٢١٦ ص
١٢١٧ ص
١٢١٨ ص
١٢١٩ ص
١٢٢٠ ص
١٢٢١ ص
١٢٢٢ ص
١٢٢٣ ص
١٢٢٤ ص
١٢٢٥ ص
١٢٢٦ ص
١٢٢٧ ص
١٢٢٨ ص
١٢٢٩ ص
١٢٣٠ ص
١٢٣١ ص
١٢٣٢ ص
١٢٣٣ ص
١٢٣٤ ص
١٢٣٥ ص
١٢٣٦ ص
١٢٣٧ ص
١٢٣٨ ص
١٢٣٩ ص
١٢٤٠ ص
١٢٤١ ص
١٢٤٢ ص
١٢٤٣ ص
١٢٤٤ ص
١٢٤٥ ص
١٢٤٦ ص
١٢٤٧ ص
١٢٤٨ ص
١٢٤٩ ص
١٢٥٠ ص
١٢٥١ ص
١٢٥٢ ص
١٢٥٣ ص
١٢٥٤ ص
١٢٥٥ ص
١٢٥٦ ص
١٢٥٧ ص
١٢٥٨ ص
١٢٥٩ ص
١٢٦٠ ص
١٢٦١ ص
١٢٦٢ ص
١٢٦٣ ص
١٢٦٤ ص
١٢٦٥ ص
١٢٦٦ ص
١٢٦٧ ص
١٢٦٨ ص
١٢٦٩ ص
١٢٧٠ ص
١٢٧١ ص
١٢٧٢ ص
١٢٧٣ ص
١٢٧٤ ص
١٢٧٥ ص
١٢٧٦ ص
١٢٧٧ ص
١٢٧٨ ص
١٢٧٩ ص
١٢٨٠ ص
١٢٨١ ص
١٢٨٢ ص
١٢٨٣ ص
١٢٨٤ ص
١٢٨٥ ص
١٢٨٦ ص
١٢٨٧ ص
١٢٨٨ ص
١٢٨٩ ص
١٢٩٠ ص
١٢٩١ ص
١٢٩٢ ص
١٢٩٣ ص
١٢٩٤ ص
١٢٩٥ ص
١٢٩٦ ص
١٢٩٧ ص
١٢٩٨ ص
١٢٩٩ ص
١٣٠٠ ص
١٣٠١ ص
١٣٠٢ ص
١٣٠٣ ص
١٣٠٤ ص
١٣٠٥ ص
١٣٠٦ ص
١٣٠٧ ص
١٣٠٨ ص
١٣٠٩ ص
١٣١٠ ص
١٣١١ ص
١٣١٢ ص
١٣١٣ ص
١٣١٤ ص
١٣١٥ ص
١٣١٦ ص
١٣١٧ ص
١٣١٨ ص
١٣١٩ ص
١٣٢٠ ص
١٣٢١ ص
١٣٢٢ ص
١٣٢٣ ص
١٣٢٤ ص
١٣٢٥ ص
١٣٢٦ ص
١٣٢٧ ص
١٣٢٨ ص
١٣٢٩ ص
١٣٣٠ ص
١٣٣١ ص
١٣٣٢ ص
١٣٣٣ ص
١٣٣٤ ص
١٣٣٥ ص
١٣٣٦ ص
١٣٣٧ ص
١٣٣٨ ص
١٣٣٩ ص
١٣٤٠ ص
١٣٤١ ص
١٣٤٢ ص
١٣٤٣ ص
١٣٤٤ ص
١٣٤٥ ص
١٣٤٦ ص
١٣٤٧ ص
١٣٤٨ ص
١٣٤٩ ص
١٣٥٠ ص
١٣٥١ ص
١٣٥٢ ص
١٣٥٣ ص
١٣٥٤ ص
١٣٥٥ ص
١٣٥٦ ص
١٣٥٧ ص
١٣٥٨ ص
١٣٥٩ ص
١٣٦٠ ص
١٣٦١ ص
١٣٦٢ ص
١٣٦٣ ص
١٣٦٤ ص
١٣٦٥ ص
١٣٦٦ ص
١٣٦٧ ص
١٣٦٨ ص
١٣٦٩ ص
١٣٧٠ ص
١٣٧١ ص
١٣٧٢ ص
١٣٧٣ ص
١٣٧٤ ص
١٣٧٥ ص
١٣٧٦ ص
١٣٧٧ ص
١٣٧٨ ص
١٣٧٩ ص
١٣٨٠ ص
١٣٨١ ص
١٣٨٢ ص
١٣٨٣ ص
١٣٨٤ ص
١٣٨٥ ص
١٣٨٦ ص
١٣٨٧ ص
١٣٨٨ ص
١٣٨٩ ص
١٣٩٠ ص
١٣٩١ ص
١٣٩٢ ص
١٣٩٣ ص
١٣٩٤ ص
١٣٩٥ ص
١٣٩٦ ص
١٣٩٧ ص
١٣٩٨ ص
١٣٩٩ ص
١٤٠٠ ص
١٤٠١ ص
١٤٠٢ ص
١٤٠٣ ص
١٤٠٤ ص
١٤٠٥ ص
١٤٠٦ ص
١٤٠٧ ص
١٤٠٨ ص
١٤٠٩ ص
١٤١٠ ص
١٤١١ ص
١٤١٢ ص
١٤١٣ ص
١٤١٤ ص
١٤١٥ ص
١٤١٦ ص
١٤١٧ ص
١٤١٨ ص
١٤١٩ ص
١٤٢٠ ص
١٤٢١ ص
١٤٢٢ ص
١٤٢٣ ص
١٤٢٤ ص
١٤٢٥ ص
١٤٢٦ ص
١٤٢٧ ص
١٤٢٨ ص
١٤٢٩ ص
١٤٣٠ ص
١٤٣١ ص
١٤٣٢ ص
١٤٣٣ ص
١٤٣٤ ص
١٤٣٥ ص
١٤٣٦ ص
١٤٣٧ ص
١٤٣٨ ص
١٤٣٩ ص
١٤٤٠ ص
١٤٤١ ص
١٤٤٢ ص
١٤٤٣ ص
١٤٤٤ ص
١٤٤٥ ص
١٤٤٦ ص
١٤٤٧ ص
١٤٤٨ ص
١٤٤٩ ص
١٤٥٠ ص
١٤٥١ ص
١٤٥٢ ص
١٤٥٣ ص
١٤٥٤ ص
١٤٥٥ ص
١٤٥٦ ص
١٤٥٧ ص
١٤٥٨ ص
١٤٥٩ ص
١٤٦٠ ص
١٤٦١ ص
١٤٦٢ ص
١٤٦٣ ص
١٤٦٤ ص
١٤٦٥ ص
١٤٦٦ ص
١٤٦٧ ص
١٤٦٨ ص
١٤٦٩ ص
١٤٧٠ ص
١٤٧١ ص
١٤٧٢ ص
١٤٧٣ ص
١٤٧٤ ص
١٤٧٥ ص
١٤٧٦ ص
١٤٧٧ ص
١٤٧٨ ص
١٤٧٩ ص
١٤٨٠ ص
١٤٨١ ص
١٤٨٢ ص
١٤٨٣ ص
١٤٨٤ ص
١٤٨٥ ص
١٤٨٦ ص
١٤٨٧ ص
١٤٨٨ ص
١٤٨٩ ص
١٤٩٠ ص
١٤٩١ ص
١٤٩٢ ص
١٤٩٣ ص
١٤٩٤ ص
١٤٩٥ ص
١٤٩٦ ص
١٤٩٧ ص
١٤٩٨ ص
١٤٩٩ ص
١٥٠٠ ص
١٥٠١ ص
١٥٠٢ ص
١٥٠٣ ص
١٥٠٤ ص
١٥٠٥ ص
١٥٠٦ ص
١٥٠٧ ص
١٥٠٨ ص
١٥٠٩ ص
١٥١٠ ص
١٥١١ ص
١٥١٢ ص
١٥١٣ ص
١٥١٤ ص
١٥١٥ ص
١٥١٦ ص
١٥١٧ ص
١٥١٨ ص
١٥١٩ ص
١٥٢٠ ص
١٥٢١ ص
١٥٢٢ ص
١٥٢٣ ص
١٥٢٤ ص
١٥٢٥ ص
١٥٢٦ ص
١٥٢٧ ص
١٥٢٨ ص
١٥٢٩ ص
١٥٣٠ ص
١٥٣١ ص
١٥٣٢ ص
١٥٣٣ ص
١٥٣٤ ص
١٥٣٥ ص
١٥٣٦ ص
١٥٣٧ ص
١٥٣٨ ص
١٥٣٩ ص
١٥٤٠ ص
١٥٤١ ص
١٥٤٢ ص
١٥٤٣ ص
١٥٤٤ ص
١٥٤٥ ص
١٥٤٦ ص
١٥٤٧ ص
١٥٤٨ ص
١٥٤٩ ص
١٥٥٠ ص
١٥٥١ ص
١٥٥٢ ص
١٥٥٣ ص
١٥٥٤ ص
١٥٥٥ ص
١٥٥٦ ص
١٥٥٧ ص
١٥٥٨ ص
١٥٥٩ ص
١٥٦٠ ص
١٥٦١ ص
١٥٦٢ ص
١٥٦٣ ص
١٥٦٤ ص
١٥٦٥ ص
١٥٦٦ ص
١٥٦٧ ص
١٥٦٨ ص
١٥٦٩ ص
١٥٧٠ ص
١٥٧١ ص
١٥٧٢ ص
١٥٧٣ ص
١٥٧٤ ص
١٥٧٥ ص
١٥٧٦ ص
١٥٧٧ ص
١٥٧٨ ص
١٥٧٩ ص
١٥٨٠ ص
١٥٨١ ص
١٥٨٢ ص
١٥٨٣ ص
١٥٨٤ ص
١٥٨٥ ص
١٥٨٦ ص
١٥٨٧ ص
١٥٨٨ ص
١٥٨٩ ص
١٥٩٠ ص
١٥٩١ ص
١٥٩٢ ص
١٥٩٣ ص
١٥٩٤ ص
١٥٩٥ ص
١٥٩٦ ص
١٥٩٧ ص
١٥٩٨ ص
١٥٩٩ ص
١٦٠٠ ص
١٦٠١ ص
١٦٠٢ ص
١٦٠٣ ص
١٦٠٤ ص
١٦٠٥ ص
١٦٠٦ ص
١٦٠٧ ص
١٦٠٨ ص
١٦٠٩ ص
١٦١٠ ص
١٦١١ ص
١٦١٢ ص
١٦١٣ ص
١٦١٤ ص
١٦١٥ ص
١٦١٦ ص
١٦١٧ ص
١٦١٨ ص
١٦١٩ ص
١٦٢٠ ص
١٦٢١ ص
١٦٢٢ ص
١٦٢٣ ص
١٦٢٤ ص
١٦٢٥ ص
١٦٢٦ ص
١٦٢٧ ص
١٦٢٨ ص
١٦٢٩ ص
١٦٣٠ ص
١٦٣١ ص
١٦٣٢ ص
١٦٣٣ ص
١٦٣٤ ص
١٦٣٥ ص
١٦٣٦ ص
١٦٣٧ ص
١٦٣٨ ص
١٦٣٩ ص
١٦٤٠ ص
١٦٤١ ص
١٦٤٢ ص
١٦٤٣ ص
١٦٤٤ ص
١٦٤٥ ص
١٦٤٦ ص
١٦٤٧ ص
١٦٤٨ ص
١٦٤٩ ص
١٦٥٠ ص
١٦٥١ ص
١٦٥٢ ص
١٦٥٣ ص
١٦٥٤ ص
١٦٥٥ ص
١٦٥٦ ص
١٦٥٧ ص
١٦٥٨ ص
١٦٥٩ ص
١٦٦٠ ص
١٦٦١ ص
١٦٦٢ ص
١٦٦٣ ص
١٦٦٤ ص
١٦٦٥ ص
١٦٦٦ ص
١٦٦٧ ص
١٦٦٨ ص
١٦٦٩ ص
١٦٧٠ ص
١٦٧١ ص
١٦٧٢ ص
١٦٧٣ ص
١٦٧٤ ص
١٦٧٥ ص
١٦٧٦ ص
١٦٧٧ ص
١٦٧٨ ص
١٦٧٩ ص
١٦٨٠ ص
١٦٨١ ص
١٦٨٢ ص
١٦٨٣ ص
١٦٨٤ ص
١٦٨٥ ص
١٦٨٦ ص
١٦٨٧ ص
١٦٨٨ ص
١٦٨٩ ص
١٦٩٠ ص
١٦٩١ ص
١٦٩٢ ص
١٦٩٣ ص
١٦٩٤ ص
١٦٩٥ ص
١٦٩٦ ص
١٦٩٧ ص
١٦٩٨ ص
١٦٩٩ ص
١٧٠٠ ص
١٧٠١ ص
١٧٠٢ ص
١٧٠٣ ص
١٧٠٤ ص
١٧٠٥ ص
١٧٠٦ ص
١٧٠٧ ص
١٧٠٨ ص
١٧٠٩ ص
١٧١٠ ص
١٧١١ ص
١٧١٢ ص
١٧١٣ ص
١٧١٤ ص
١٧١٥ ص
١٧١٦ ص
١٧١٧ ص
١٧١٨ ص
١٧١٩ ص
١٧٢٠ ص
١٧٢١ ص
١٧٢٢ ص
١٧٢٣ ص
١٧٢٤ ص
١٧٢٥ ص
١٧٢٦ ص
١٧٢٧ ص
١٧٢٨ ص
١٧٢٩ ص
١٧٣٠ ص
١٧٣١ ص
١٧٣٢ ص
١٧٣٣ ص
١٧٣٤ ص
١٧٣٥ ص
١٧٣٦ ص
١٧٣٧ ص
١٧٣٨ ص
١٧٣٩ ص
١٧٤٠ ص
١٧٤١ ص
١٧٤٢ ص
١٧٤٣ ص
١٧٤٤ ص
١٧٤٥ ص
١٧٤٦ ص
١٧٤٧ ص
١٧٤٨ ص
١٧٤٩ ص
١٧٥٠ ص
١٧٥١ ص
١٧٥٢ ص
١٧٥٣ ص
١٧٥٤ ص
١٧٥٥ ص
١٧٥٦ ص
١٧٥٧ ص
١٧٥٨ ص
١٧٥٩ ص
١٧٦٠ ص
١٧٦١ ص
١٧٦٢ ص
١٧٦٣ ص
١٧٦٤ ص
١٧٦٥ ص
١٧٦٦ ص
١٧٦٧ ص
١٧٦٨ ص
١٧٦٩ ص
١٧٧٠ ص
١٧٧١ ص
١٧٧٢ ص
١٧٧٣ ص
١٧٧٤ ص
١٧٧٥ ص
١٧٧٦ ص
١٧٧٧ ص
١٧٧٨ ص
١٧٧٩ ص
١٧٨٠ ص
١٧٨١ ص
١٧٨٢ ص
١٧٨٣ ص
١٧٨٤ ص
١٧٨٥ ص
١٧٨٦ ص
١٧٨٧ ص
١٧٨٨ ص
١٧٨٩ ص
١٧٩٠ ص
١٧٩١ ص
١٧٩٢ ص
١٧٩٣ ص
١٧٩٤ ص
١٧٩٥ ص
١٧٩٦ ص
١٧٩٧ ص
١٧٩٨ ص
١٧٩٩ ص
١٨٠٠ ص
١٨٠١ ص
١٨٠٢ ص
١٨٠٣ ص
١٨٠٤ ص
١٨٠٥ ص
١٨٠٦ ص
١٨٠٧ ص
١٨٠٨ ص
١٨٠٩ ص
١٨١٠ ص
١٨١١ ص
١٨١٢ ص
١٨١٣ ص
١٨١٤ ص
١٨١٥ ص
١٨١٦ ص
١٨١٧ ص
١٨١٨ ص
١٨١٩ ص
١٨٢٠ ص
١٨٢١ ص
١٨٢٢ ص
١٨٢٣ ص
١٨٢٤ ص
١٨٢٥ ص
١٨٢٦ ص
١٨٢٧ ص
١٨٢٨ ص
١٨٢٩ ص
١٨٣٠ ص
١٨٣١ ص
١٨٣٢ ص
١٨٣٣ ص
١٨٣٤ ص
١٨٣٥ ص
١٨٣٦ ص
١٨٣٧ ص
١٨٣٨ ص
١٨٣٩ ص
١٨٤٠ ص
١٨٤١ ص
١٨٤٢ ص
١٨٤٣ ص
١٨٤٤ ص
١٨٤٥ ص
١٨٤٦ ص
١٨٤٧ ص
١٨٤٨ ص
١٨٤٩ ص
١٨٥٠ ص
١٨٥١ ص
١٨٥٢ ص
١٨٥٣ ص
١٨٥٤ ص
١٨٥٥ ص
١٨٥٦ ص
١٨٥٧ ص
١٨٥٨ ص
١٨٥٩ ص
١٨٦٠ ص
١٨٦١ ص
١٨٦٢ ص
١٨٦٣ ص
١٨٦٤ ص
١٨٦٥ ص
١٨٦٦ ص
١٨٦٧ ص
١٨٦٨ ص
١٨٦٩ ص
١٨٧٠ ص
١٨٧١ ص
١٨٧٢ ص
١٨٧٣ ص
١٨٧٤ ص
١٨٧٥ ص
١٨٧٦ ص
١٨٧٧ ص
١٨٧٨ ص
١٨٧٩ ص
١٨٨٠ ص
١٨٨١ ص
١٨٨٢ ص
١٨٨٣ ص
١٨٨٤ ص
١٨٨٥ ص
١٨٨٦ ص
١٨٨٧ ص
١٨٨٨ ص
١٨٨٩ ص
١٨٩٠ ص
١٨٩١ ص
١٨٩٢ ص
١٨٩٣ ص
١٨٩٤ ص
١٨٩٥ ص
١٨٩٦ ص
١٨٩٧ ص
١٨٩٨ ص
١٨٩٩ ص
١٩٠٠ ص
١٩٠١ ص
١٩٠٢ ص
١٩٠٣ ص
١٩٠٤ ص
١٩٠٥ ص
١٩٠٦ ص
١٩٠٧ ص
١٩٠٨ ص
١٩٠٩ ص
١٩١٠ ص
١٩١١ ص
١٩١٢ ص
١٩١٣ ص
١٩١٤ ص
١٩١٥ ص
١٩١٦ ص
١٩١٧ ص
١٩١٨ ص
١٩١٩ ص
١٩٢٠ ص
١٩٢١ ص
١٩٢٢ ص
١٩٢٣ ص
١٩٢٤ ص
١٩٢٥ ص
١٩٢٦ ص
١٩٢٧ ص
١٩٢٨ ص
١٩٢٩ ص
١٩٣٠ ص
١٩٣١ ص
١٩٣٢ ص
١٩٣٣ ص
١٩٣٤ ص
١٩٣٥ ص
١٩٣٦ ص
١٩٣٧ ص
١٩٣٨ ص
١٩٣٩ ص
١٩٤٠ ص
١٩٤١ ص
١٩٤٢ ص
١٩٤٣ ص
١٩٤٤ ص
١٩٤٥ ص
١٩٤٦ ص
١٩٤٧ ص
١٩٤٨ ص
١٩٤٩ ص
١٩٥٠ ص
١٩٥١ ص
١٩٥٢ ص
١٩٥٣ ص
١٩٥٤ ص
١٩٥٥ ص
١٩٥٦ ص
١٩٥٧ ص
١٩٥٨ ص
١٩٥٩ ص
١٩٦٠ ص
١٩٦١ ص
١٩٦٢ ص
١٩٦٣ ص
١٩٦٤ ص
١٩٦٥ ص
١٩٦٦ ص
١٩٦٧ ص
١٩٦٨ ص
١٩٦٩ ص
١٩٧٠ ص
١٩٧١ ص
١٩٧٢ ص
١٩٧٣ ص
١٩٧٤ ص
١٩٧٥ ص
١٩٧٦ ص
١٩٧٧ ص
١٩٧٨ ص
١٩٧٩ ص
١٩٨٠ ص
١٩٨١ ص
١٩٨٢ ص
١٩٨٣ ص
١٩٨٤ ص
١٩٨٥ ص
١٩٨٦ ص
١٩٨٧ ص
١٩٨٨ ص
١٩٨٩ ص
١٩٩٠ ص
١٩٩١ ص
١٩٩٢ ص
١٩٩٣ ص
١٩٩٤ ص
١٩٩٥ ص
١٩٩٦ ص
١٩٩٧ ص
١٩٩٨ ص
١٩٩٩ ص
٢٠٠٠ ص
٢٠٠١ ص
٢٠٠٢ ص
٢٠٠٣ ص
٢٠٠٤ ص
٢٠٠٥ ص
٢٠٠٦ ص
٢٠٠٧ ص
٢٠٠٨ ص
٢٠٠٩ ص
٢٠١٠ ص
٢٠١١ ص
٢٠١٢ ص
٢٠١٣ ص
٢٠١٤ ص
٢٠١٥ ص
٢٠١٦ ص
٢٠١٧ ص
٢٠١٨ ص
٢٠١٩ ص
٢٠٢٠ ص
٢٠٢١ ص
٢٠٢٢ ص
٢٠٢٣ ص
٢٠٢٤ ص
٢٠٢٥ ص
٢٠٢٦ ص
٢٠٢٧ ص
٢٠٢٨ ص
٢٠٢٩ ص
٢٠٣٠ ص
٢٠٣١ ص
٢٠٣٢ ص
٢٠٣٣ ص
٢٠٣٤ ص
٢٠٣٥ ص
٢٠٣٦ ص
٢٠٣٧ ص
٢٠٣٨ ص
٢٠٣٩ ص
٢٠٤٠ ص
٢٠٤١ ص
٢٠٤٢ ص
٢٠٤٣ ص
٢٠٤٤ ص
٢٠٤٥ ص
٢٠٤٦ ص
٢٠٤٧ ص
٢٠٤٨ ص
٢٠٤٩ ص
٢٠٥٠ ص
٢٠٥١ ص
٢٠٥٢ ص
٢٠٥٣ ص
٢٠٥٤ ص
٢٠٥٥ ص
٢٠٥٦ ص
٢٠٥٧ ص
٢٠٥٨ ص
٢٠٥٩ ص
٢٠٦٠ ص
٢٠٦١ ص
٢٠٦٢ ص
٢٠٦٣ ص
٢٠٦٤ ص
٢٠٦٥ ص
٢٠٦٦ ص
٢٠٦٧ ص
٢٠٦٨ ص
٢٠٦٩ ص
٢٠٧٠ ص
٢٠٧١ ص
٢٠٧٢ ص
٢٠٧٣ ص
٢٠٧٤ ص
٢٠٧٥ ص
٢٠٧٦ ص
٢٠٧٧ ص
٢٠٧٨ ص
٢٠٧٩ ص
٢٠٨٠ ص
٢٠٨١ ص
٢٠٨٢ ص
٢٠٨٣ ص
٢٠٨٤ ص
٢٠٨٥ ص
٢٠٨٦ ص
٢٠٨٧ ص
٢٠٨٨ ص
٢٠٨٩ ص
٢٠٩٠ ص
٢٠٩١ ص
٢٠٩٢ ص
٢٠٩٣ ص
٢٠٩٤ ص
٢٠٩٥ ص
٢٠٩٦ ص
٢٠٩٧ ص
٢٠٩٨ ص
٢٠٩٩ ص
٢١٠٠ ص
٢١٠١ ص
٢١٠٢ ص
٢١٠٣ ص
٢١٠٤ ص
٢١٠٥ ص
٢١٠٦ ص
٢١٠٧ ص
٢١٠٨ ص
٢١٠٩ ص
٢١١٠ ص
٢١١١ ص
٢١١٢ ص
٢١١٣ ص
٢١١٤ ص
٢١١٥ ص
٢١١٦ ص
٢١١٧ ص
٢١١٨ ص
٢١١٩ ص
٢١٢٠ ص
٢١٢١ ص
٢١٢٢ ص
٢١٢٣ ص
٢١٢٤ ص
٢١٢٥ ص
٢١٢٦ ص
٢١٢٧ ص
٢١٢٨ ص
٢١٢٩ ص
٢١٣٠ ص
٢١٣١ ص
٢١٣٢ ص
٢١٣٣ ص
٢١٣٤ ص
٢١٣٥ ص
٢١٣٦ ص
٢١٣٧ ص
٢١٣٨ ص
٢١٣٩ ص
٢١٤٠ ص
٢١٤١ ص
٢١٤٢ ص
٢١٤٣ ص
٢١٤٤ ص
٢١٤٥ ص
٢١٤٦ ص
٢١٤٧ ص
٢١٤٨ ص
٢١٤٩ ص
٢١٥٠ ص
٢١٥١ ص
٢١٥٢ ص
٢١٥٣ ص
٢١٥٤ ص
٢١٥٥ ص
٢١٥٦ ص
٢١٥٧ ص
٢١٥٨ ص
٢١٥٩ ص
٢١٦٠ ص
٢١٦١ ص
٢١٦٢ ص
٢١٦٣ ص
٢١٦٤ ص
٢١٦٥ ص
٢١٦٦ ص
٢١٦٧ ص
٢١٦٨ ص
٢١٦٩ ص
٢١٧٠ ص
٢١٧١ ص
٢١٧٢ ص
٢١٧٣ ص
٢١٧٤ ص
٢١٧٥ ص
٢١٧٦ ص
٢١٧٧ ص
٢١٧٨ ص
٢١٧٩ ص
٢١٨٠ ص
٢١٨١ ص
٢١٨٢ ص
٢١٨٣ ص
٢١٨٤ ص
٢١٨٥ ص
٢١٨٦ ص
٢١٨٧ ص
٢١٨٨ ص
٢١٨٩ ص
٢١٩٠ ص
٢١٩١ ص
٢١٩٢ ص
٢١٩٣ ص
٢١٩٤ ص
٢١٩٥ ص
٢١٩٦ ص
٢١٩٧ ص
٢١٩٨ ص
٢١٩٩ ص
٢٢٠٠ ص
٢٢٠١ ص
٢٢٠٢ ص
٢٢٠٣ ص
٢٢٠٤ ص
٢٢٠٥ ص
٢٢٠٦ ص
٢٢٠٧ ص
٢٢٠٨ ص
٢٢٠٩ ص
٢٢١٠ ص
٢٢١١ ص
٢٢١٢ ص
٢٢١٣ ص
٢٢١٤ ص
٢٢١٥ ص
٢٢١٦ ص
٢٢١٧ ص
٢٢١٨ ص
٢٢١٩ ص
٢٢٢٠ ص
٢٢٢١ ص
٢٢٢٢ ص
٢٢٢٣ ص
٢٢٢٤ ص
٢٢٢٥ ص
٢٢٢٦ ص
٢٢٢٧ ص
٢٢٢٨ ص
٢٢٢٩ ص
٢٢٣٠ ص
٢٢٣١ ص
٢٢٣٢ ص
٢٢٣٣ ص
٢٢٣٤ ص
٢٢٣٥ ص
٢٢٣٦ ص
٢٢٣٧ ص
٢٢٣٨ ص
٢٢٣٩ ص
٢٢٤٠ ص
٢٢٤١ ص
٢٢٤٢ ص
٢٢٤٣ ص
٢٢٤٤ ص
٢٢٤٥ ص
٢٢٤٦ ص
٢٢٤٧ ص
٢٢٤٨ ص
٢٢٤٩ ص
٢٢٥٠ ص
٢٢٥١ ص
٢٢٥٢ ص
٢٢٥٣ ص
٢٢٥٤ ص
٢٢٥٥ ص
٢٢٥٦ ص
٢٢٥٧ ص
٢٢٥٨ ص
٢٢٥٩ ص
٢٢٦٠ ص
٢٢٦١ ص
٢٢٦٢ ص
٢٢٦٣ ص
٢٢٦٤ ص
٢٢٦٥ ص
٢٢٦٦ ص
٢٢٦٧ ص
٢٢٦٨ ص
٢٢٦٩ ص
٢٢٧٠ ص
٢٢٧١ ص
٢٢٧٢ ص
٢٢٧٣ ص
٢٢٧٤ ص
٢٢٧٥ ص
٢٢٧٦ ص
٢٢٧٧ ص
٢٢٧٨ ص
٢٢٧٩ ص
٢٢٨٠ ص
٢٢٨١ ص
٢٢٨٢ ص
٢٢٨٣ ص
٢٢٨٤ ص
٢٢٨٥ ص
٢٢٨٦ ص
٢٢٨٧ ص
٢٢٨٨ ص
٢٢٨٩ ص
٢٢٩٠ ص
٢٢٩١ ص
٢٢٩٢ ص
٢٢٩٣ ص
٢٢٩٤ ص
٢٢٩٥ ص
٢٢٩٦ ص
٢٢٩٧ ص
٢٢٩٨ ص
٢٢٩٩ ص
٢٣٠٠ ص
٢٣٠١ ص
٢٣٠٢ ص
٢٣٠٣ ص
٢٣٠٤ ص
٢٣٠٥ ص
٢٣٠٦ ص
٢٣٠٧ ص
٢٣٠٨ ص
٢٣٠٩ ص
٢٣١٠ ص
٢٣١١ ص
٢٣١٢ ص
٢٣١٣ ص
٢٣١٤ ص
٢٣١٥ ص
٢٣١٦ ص
٢٣١٧ ص
٢٣١٨ ص
٢٣١٩ ص
٢٣٢٠ ص
٢٣٢١ ص
٢٣٢٢ ص
٢٣٢٣ ص
٢٣٢٤ ص
٢٣٢٥ ص
٢٣٢٦ ص
٢٣٢٧ ص
٢٣٢٨ ص
٢٣٢٩ ص
٢٣٣٠ ص
٢٣٣١ ص
٢٣٣٢ ص
٢٣٣٣ ص
٢٣٣٤ ص
٢٣٣٥ ص
٢٣٣٦ ص
٢٣٣٧ ص
٢٣٣٨ ص
٢٣٣٩ ص
٢٣٤٠ ص
٢٣٤١ ص
٢٣٤٢ ص
٢٣٤٣ ص
٢٣٤٤ ص
٢٣٤٥ ص
٢٣٤٦ ص
٢٣٤٧ ص
٢٣٤٨ ص
٢٣٤٩ ص
٢٣٥٠ ص
٢٣٥١ ص
٢٣٥٢ ص
٢٣٥٣ ص
٢٣٥٤ ص
٢٣٥٥ ص
٢٣٥٦ ص
٢٣٥٧ ص
٢٣٥٨ ص
٢٣٥٩ ص
٢٣٦٠ ص
٢٣٦١ ص
٢٣٦٢ ص
٢٣٦٣ ص
٢٣٦٤ ص
٢٣٦٥ ص
٢٣٦٦ ص
٢٣٦٧ ص
٢٣٦٨ ص
٢٣٦٩ ص
٢٣٧٠ ص
٢٣٧١ ص
٢٣٧٢ ص
٢٣٧٣ ص
٢٣٧٤ ص
٢٣٧٥ ص
٢٣٧٦ ص
٢٣٧٧ ص
٢٣٧٨ ص
٢٣٧٩ ص
٢٣٨٠ ص
٢٣٨١ ص
٢٣٨٢ ص
٢٣٨٣ ص
٢٣٨٤ ص
٢٣٨٥ ص
٢٣٨٦ ص
٢٣٨٧ ص
٢٣٨٨ ص
٢٣٨٩ ص
٢٣٩٠ ص
٢٣٩١ ص
٢٣٩٢ ص
٢٣٩٣ ص
٢٣٩٤ ص
٢٣٩٥ ص
٢٣٩٦ ص
٢٣٩٧ ص
٢٣٩٨ ص
٢٣٩٩ ص
٢٤٠٠ ص
٢٤٠١ ص
٢٤٠٢ ص
٢٤٠٣ ص
٢٤٠٤ ص
٢٤٠٥ ص
٢٤٠٦ ص
٢٤٠٧ ص
٢٤٠٨ ص
٢٤٠٩ ص
٢٤١٠ ص
٢٤١١ ص
٢٤١٢ ص
٢٤١٣ ص
٢٤١٤ ص
٢٤١٥ ص
٢٤١٦ ص
٢٤١٧ ص
٢٤١٨ ص
٢٤١٩ ص
٢٤٢٠ ص
٢٤٢١ ص
٢٤٢٢ ص
٢٤٢٣ ص
٢٤٢٤ ص
٢٤٢٥ ص
٢٤٢٦ ص
٢٤٢٧ ص
٢٤٢٨ ص
٢٤٢٩ ص
٢٤٣٠ ص
٢٤٣١ ص
٢٤٣٢ ص
٢٤٣٣ ص
٢٤٣٤ ص
٢٤٣٥ ص
٢٤٣٦ ص
٢٤٣٧ ص
٢٤٣٨ ص
٢٤٣٩ ص
٢٤٤٠ ص
٢٤٤١ ص
٢٤٤٢ ص
٢٤٤٣ ص
٢٤٤٤ ص
٢٤٤٥ ص
٢٤٤٦ ص
٢٤٤٧ ص
٢٤٤٨ ص
٢٤٤٩ ص
٢٤٥٠ ص
٢٤٥١ ص
٢٤٥٢ ص
٢٤٥٣ ص
٢٤٥٤ ص
٢٤٥٥ ص
٢٤٥٦ ص
٢٤٥٧ ص
٢٤٥٨ ص
٢٤٥٩ ص
٢٤٦٠ ص
٢٤٦١ ص
٢٤٦٢ ص
٢٤٦٣ ص
٢٤٦٤ ص
٢٤٦٥ ص
٢٤٦٦ ص
٢٤٦٧ ص
٢٤٦٨ ص
٢٤٦٩ ص
٢٤٧٠ ص
٢٤٧١ ص
٢٤٧٢ ص
٢٤٧٣ ص
٢٤٧٤ ص
٢٤٧٥ ص
٢٤٧٦ ص
٢٤٧٧ ص
٢٤٧٨ ص
٢٤٧٩ ص
٢٤٨٠ ص
٢٤٨١ ص
٢٤٨٢ ص
٢٤٨٣ ص
٢٤٨٤ ص
٢٤٨٥ ص
٢٤٨٦ ص
٢٤٨٧ ص
٢٤٨٨ ص
٢٤٨٩ ص
٢٤٩٠ ص
٢٤٩١ ص
٢٤٩٢ ص
٢٤٩٣ ص
٢٤٩٤ ص
٢٤٩٥ ص
٢٤٩٦ ص
٢٤٩٧ ص
٢٤٩٨ ص
٢٤٩٩ ص
٢٥٠٠ ص
٢٥٠١ ص
٢٥٠٢ ص
٢٥٠٣ ص
٢٥٠٤ ص
٢٥٠٥ ص
٢٥٠٦ ص
٢٥٠٧ ص
٢٥٠٨ ص
٢٥٠٩ ص
٢٥١٠ ص
٢٥١١ ص
٢٥١٢ ص
٢٥١٣ ص
٢٥١٤ ص
٢٥١٥ ص
٢٥١٦ ص
٢٥١٧ ص
٢٥١٨ ص
٢٥١٩ ص
٢٥٢٠ ص
٢٥٢١ ص
٢٥٢٢ ص
٢٥٢٣ ص
٢٥٢٤ ص
٢٥٢٥ ص
٢٥٢٦ ص
٢٥٢٧ ص
٢٥٢٨ ص
٢٥٢٩ ص
٢٥٣٠ ص
٢٥٣١ ص
٢٥٣٢ ص
٢٥٣٣ ص
٢٥٣٤ ص
٢٥٣٥ ص
٢٥٣٦ ص
٢٥٣٧ ص
٢٥٣٨ ص
٢٥٣٩ ص
٢٥٤٠ ص
٢٥٤١ ص
٢٥٤٢ ص
٢٥٤٣ ص
٢٥٤٤ ص
٢٥٤٥ ص
٢٥٤٦ ص
٢٥٤٧ ص
٢٥٤٨ ص
٢٥٤٩ ص
٢٥٥٠ ص
٢٥٥١ ص
٢٥٥٢ ص
٢٥٥٣ ص
٢٥٥٤ ص
٢٥٥٥ ص
٢٥٥٦ ص
٢٥٥٧ ص
٢٥٥٨ ص
٢٥٥٩ ص
٢٥٦٠ ص
٢٥٦١ ص
٢٥٦٢ ص
٢٥٦٣ ص
٢٥٦٤ ص
٢٥٦٥ ص
٢٥٦٦ ص
٢٥٦٧ ص
٢٥٦٨ ص
٢٥٦٩ ص
٢٥٧٠ ص
٢٥٧١ ص
٢٥٧٢ ص
٢٥٧٣ ص
٢٥٧٤ ص
٢٥٧٥ ص
٢٥٧٦ ص
٢٥٧٧ ص
٢٥٧٨ ص
٢٥٧٩ ص
٢٥٨٠ ص
٢٥٨١ ص
٢٥٨٢ ص
٢٥٨٣ ص
٢٥٨٤ ص
٢٥٨٥ ص
٢٥٨٦ ص
٢٥٨٧ ص
٢٥٨٨ ص
٢٥٨٩ ص
٢٥٩٠ ص
٢٥٩١ ص
٢٥٩٢ ص
٢٥٩٣ ص
٢٥٩٤ ص
٢٥٩٥ ص
٢٥٩٦ ص
٢٥٩٧ ص
٢٥٩٨ ص
٢٥٩٩ ص
٢٦٠٠ ص
٢٦٠١ ص
٢٦٠٢ ص
٢٦٠٣ ص
٢٦٠٤ ص
٢٦٠٥ ص
٢٦٠٦ ص
٢٦٠٧ ص
٢٦٠٨ ص
٢٦٠٩ ص
٢٦١٠ ص
٢٦١١ ص
٢٦١٢ ص
٢٦١٣ ص
٢٦١٤ ص
٢٦١٥ ص
٢٦١٦ ص
٢٦١٧ ص
٢٦١٨ ص
٢٦١٩ ص
٢٦٢٠ ص
٢٦٢١ ص
٢٦٢٢ ص
٢٦٢٣ ص
٢٦٢٤ ص
٢٦٢٥ ص
٢٦٢٦ ص
٢٦٢٧ ص
٢٦٢٨ ص
٢٦٢٩ ص
٢٦٣٠ ص
٢٦٣١ ص
٢٦٣٢ ص
٢٦٣٣ ص
٢٦٣٤ ص
٢٦٣٥ ص
٢٦٣٦ ص
٢٦٣٧ ص
٢٦٣٨ ص
٢٦٣٩ ص
٢٦٤٠ ص
٢٦٤١ ص
٢٦٤٢ ص
٢٦٤٣ ص
٢٦٤٤ ص
٢٦٤٥ ص
٢٦٤٦ ص
٢٦٤٧ ص
٢٦٤٨ ص
٢٦٤٩ ص
٢٦٥٠ ص
٢٦٥١ ص
٢٦٥٢ ص
٢٦٥٣ ص
٢٦٥٤ ص
٢٦٥٥ ص
٢٦٥٦ ص
٢٦٥٧ ص
٢٦٥٨ ص
٢٦٥٩ ص
٢٦٦٠ ص
٢٦٦١ ص
٢٦٦٢ ص
٢٦٦٣ ص
٢٦٦٤ ص
٢٦٦٥ ص
٢٦٦٦ ص
٢٦٦٧ ص
٢٦٦٨ ص
٢٦٦٩ ص
٢٦٧٠ ص
٢٦٧١ ص
٢٦٧٢ ص
٢٦٧٣ ص
٢٦٧٤ ص
٢٦٧٥ ص
٢٦٧٦ ص
٢٦٧٧ ص
٢٦٧٨ ص
٢٦٧٩ ص
٢٦٨٠ ص
٢٦٨١ ص
٢٦٨٢ ص
٢٦٨٣ ص
٢٦٨٤ ص
٢٦٨٥ ص
٢٦٨٦ ص
٢٦٨٧ ص
٢٦٨٨ ص
٢٦٨٩ ص
٢٦٩٠ ص
٢٦٩١ ص
٢٦٩٢ ص
٢٦٩٣ ص
٢٦٩٤ ص
٢٦٩٥ ص
٢٦٩٦ ص
٢٦٩٧ ص
٢٦٩٨ ص
٢٦٩٩ ص
٢٧٠٠ ص
٢٧٠١ ص
٢٧٠٢ ص
٢٧٠٣ ص
٢٧٠٤ ص
٢٧٠٥ ص
٢٧٠٦ ص
٢٧٠٧ ص
٢٧٠٨ ص
٢٧٠٩ ص
٢٧١٠ ص
٢٧١١ ص
٢٧١٢ ص
٢٧١٣ ص
٢٧١٤ ص
٢٧١٥ ص
٢٧١٦ ص
٢٧١٧ ص
٢٧١٨ ص
٢٧١٩ ص
٢٧٢٠ ص
٢٧٢١ ص
٢٧٢٢ ص
٢٧٢٣ ص
٢٧٢٤ ص
٢٧٢٥ ص
٢٧٢٦ ص
٢٧٢٧ ص
٢٧٢٨ ص
٢٧٢٩ ص
٢٧٣٠ ص
٢٧٣١ ص
٢٧٣٢ ص
٢٧٣٣ ص
٢٧٣٤ ص
٢٧٣٥ ص
٢٧٣٦ ص
٢٧٣٧ ص
٢٧٣٨ ص
٢٧٣٩ ص
٢٧٤٠ ص
٢٧٤١ ص
٢٧٤٢ ص
٢٧٤٣ ص
٢٧٤٤ ص
٢٧٤٥ ص
٢٧٤٦ ص
٢٧٤٧ ص
٢٧٤٨ ص
٢٧٤٩ ص
٢٧٥٠ ص
٢٧٥١ ص
٢٧٥٢ ص
٢٧٥٣ ص
٢٧٥٤ ص
٢٧٥٥ ص
٢٧٥٦ ص
٢٧٥٧ ص
٢٧٥٨ ص
٢٧٥٩ ص
٢٧٦٠ ص
٢٧٦١ ص
٢٧٦٢ ص
٢٧٦٣ ص
٢٧٦٤ ص
٢٧٦٥ ص
٢٧٦٦ ص
٢٧٦٧ ص
٢٧٦٨ ص
٢٧٦٩ ص
٢٧٧٠ ص
٢٧٧١ ص
٢٧٧٢ ص
٢٧٧٣ ص
٢٧٧٤ ص
٢٧٧٥ ص
٢٧٧٦ ص
٢٧٧٧ ص
٢٧٧٨ ص
٢٧٧٩ ص
٢٧٨٠ ص
٢٧٨١ ص
٢٧٨٢ ص
٢٧٨٣ ص
٢٧٨٤ ص
٢٧٨٥ ص
٢٧٨٦ ص
٢٧٨٧ ص
٢٧٨٨ ص
٢٧٨٩ ص
٢٧٩٠ ص
٢٧٩١ ص
٢٧٩٢ ص
٢٧٩٣ ص
٢٧٩٤ ص
٢٧٩٥ ص
٢٧٩٦ ص
٢٧٩٧ ص
٢٧٩٨ ص
٢٧٩٩ ص
٢٨٠٠ ص
٢٨٠١ ص
٢٨٠٢ ص
٢٨٠٣ ص
٢٨٠٤ ص
٢٨٠٥ ص
٢٨٠٦ ص
٢٨٠٧ ص
٢٨٠٨ ص
٢٨٠٩ ص
٢٨١٠ ص
٢٨١١ ص
٢٨١٢ ص
٢٨١٣ ص
٢٨١٤ ص
٢٨١٥ ص
٢٨١٦ ص
٢٨١٧ ص
٢٨١٨ ص
٢٨١٩ ص
٢٨٢٠ ص
٢٨٢١ ص
٢٨٢٢ ص
٢٨٢٣ ص
٢٨٢٤ ص
٢٨٢٥ ص
٢٨٢٦ ص
٢٨٢٧ ص
٢٨٢٨ ص
٢٨٢٩ ص
٢٨٣٠ ص
٢٨٣١ ص
٢٨٣٢ ص
٢٨٣٣ ص
٢٨٣٤ ص
٢٨٣٥ ص
٢٨٣٦ ص
٢٨٣٧ ص
٢٨٣٨ ص
٢٨٣٩ ص
٢٨٤٠ ص
٢٨٤١ ص
٢٨٤٢ ص
٢٨٤٣ ص
٢٨٤٤ ص
٢٨٤٥ ص
٢٨٤٦ ص
٢٨٤٧ ص
٢٨٤٨ ص
٢٨٤٩ ص
٢٨٥٠ ص
٢٨٥١ ص
٢٨٥٢ ص
٢٨٥٣ ص
٢٨٥٤ ص
٢٨٥٥ ص
٢٨٥٦ ص
٢٨٥٧ ص
٢٨٥٨ ص
٢٨٥٩ ص
٢٨٦٠ ص
٢٨٦١ ص
٢٨٦٢ ص
٢٨٦٣ ص
٢٨٦٤ ص
٢٨٦٥ ص
٢٨٦٦ ص
٢٨٦٧ ص
٢٨٦٨ ص
٢٨٦٩ ص
٢٨٧٠ ص
٢٨٧١ ص
٢٨٧٢ ص
٢٨٧٣ ص
٢٨٧٤ ص
٢٨٧٥ ص
٢٨٧٦ ص
٢٨٧٧ ص
٢٨٧٨ ص
٢٨٧٩ ص
٢٨٨٠ ص
٢٨٨١ ص
٢٨٨٢ ص
٢٨٨٣ ص
٢٨٨٤ ص
٢٨٨٥ ص
٢٨٨٦ ص
٢٨٨٧ ص
٢٨٨٨ ص
٢٨٨٩ ص
٢٨٩٠ ص
٢٨٩١ ص
٢٨٩٢ ص
٢٨٩٣ ص
٢٨٩٤ ص
٢٨٩٥ ص
٢٨٩٦ ص
٢٨٩٧ ص
٢٨٩٨ ص
٢٨٩٩ ص
٢٩٠٠ ص
٢٩٠١ ص
٢٩٠٢ ص
٢٩٠٣ ص
٢٩٠٤ ص
٢٩٠٥ ص
٢٩٠٦ ص
٢٩٠٧ ص
٢٩٠٨ ص
٢٩٠٩ ص
٢٩١٠ ص
٢٩١١ ص
٢٩١٢ ص
٢٩١٣ ص
٢٩١٤ ص
٢٩١٥ ص
٢٩١٦ ص
٢٩١٧ ص
٢٩١٨ ص
٢٩١٩ ص
٢٩٢٠ ص
٢٩٢١ ص
٢٩٢٢ ص
٢٩٢٣ ص
٢٩٢٤ ص
٢٩٢٥ ص
٢٩٢٦ ص
٢٩٢٧ ص
٢٩٢٨ ص
٢٩٢٩ ص
٢٩٣٠ ص
٢٩٣١ ص
٢٩٣٢ ص
٢٩٣٣ ص
٢٩٣٤ ص
٢٩٣٥ ص
٢٩٣٦ ص
٢٩٣٧ ص
٢٩٣٨ ص
٢٩٣٩ ص
٢٩٤٠ ص
٢٩٤١ ص
٢٩٤٢ ص
٢٩٤٣ ص
٢٩٤٤ ص
٢٩٤٥ ص
٢٩٤٦ ص
٢٩٤٧ ص
٢٩٤٨ ص
٢٩٤٩ ص
٢٩٥٠ ص
٢٩٥١ ص
٢٩٥٢ ص
٢٩٥٣ ص
٢٩٥٤ ص
٢٩٥٥ ص
٢٩٥٦ ص
٢٩٥٧ ص
٢٩٥٨ ص
٢٩٥٩ ص
٢٩٦٠ ص
٢٩٦١ ص
٢٩٦٢ ص
٢٩٦٣ ص
٢٩٦٤ ص
٢٩٦٥ ص
٢٩٦٦ ص
٢٩٦٧ ص
٢٩٦٨ ص
٢٩٦٩ ص
٢٩٧٠ ص
٢٩٧١ ص
٢٩٧٢ ص
٢٩٧٣ ص
٢٩٧٤ ص
٢٩٧٥ ص
٢٩٧٦ ص
٢٩٧٧ ص
٢٩٧٨ ص
٢٩٧٩ ص
٢٩٨٠ ص
٢٩٨١ ص
٢٩٨٢ ص
٢٩٨٣ ص
٢٩٨٤ ص
٢٩٨٥ ص
٢٩٨٦ ص
٢٩٨٧ ص
٢٩٨٨ ص
٢٩٨٩ ص
٢٩٩٠ ص
٢٩٩١ ص
٢٩٩٢ ص
٢٩٩٣ ص
٢٩٩٤ ص
٢٩٩٥ ص
٢٩٩٦ ص
٢٩٩٧ ص
٢٩٩٨ ص
٢٩٩٩ ص
٣٠٠٠ ص
٣٠٠١ ص
٣٠٠٢ ص
٣٠٠٣ ص
٣٠٠٤ ص
٣٠٠٥ ص
٣٠٠٦ ص
٣٠٠٧ ص
٣٠٠٨ ص
٣٠٠٩ ص
٣٠١٠ ص
٣٠١١ ص
٣٠١٢ ص
٣٠١٣ ص
٣٠١٤ ص
٣٠١٥ ص
٣٠١٦ ص
٣٠١٧ ص
٣٠١٨ ص
٣٠١٩ ص
٣٠٢٠ ص
٣٠٢١ ص
٣٠٢٢ ص
٣٠٢٣ ص
٣٠٢٤ ص
٣٠٢٥ ص
٣٠٢٦ ص
٣٠٢٧ ص
٣٠٢٨ ص
٣٠٢٩ ص
٣٠٣٠ ص
٣٠٣١ ص
٣٠٣٢ ص
٣٠٣٣ ص
٣٠٣٤ ص
٣٠٣٥ ص
٣٠٣٦ ص
٣٠٣٧ ص
٣٠٣٨ ص
٣٠٣٩ ص
٣٠٤٠ ص
٣٠٤١ ص
٣٠٤٢ ص
٣٠٤٣ ص
٣٠٤٤ ص
٣٠٤٥ ص
٣٠٤٦ ص
٣٠٤٧ ص
٣٠٤٨ ص
٣٠٤٩ ص
٣٠٥٠ ص
٣٠٥١ ص
٣٠٥٢ ص
٣٠٥٣ ص
٣٠٥٤ ص
٣٠٥٥ ص
٣٠٥٦ ص
٣٠٥٧ ص
٣٠٥٨ ص
٣٠٥٩ ص
٣٠٦٠ ص
٣٠٦١ ص
٣٠٦٢ ص
٣٠٦٣ ص
٣٠٦٤ ص
٣٠٦٥ ص
٣٠٦٦ ص
٣٠٦٧ ص
٣٠٦٨ ص
٣٠٦٩ ص
٣٠٧٠ ص
٣٠٧١ ص
٣٠٧٢ ص
٣٠٧٣ ص
٣٠٧٤ ص
٣٠٧٥ ص
٣٠٧٦ ص
٣٠٧٧ ص
٣٠٧٨ ص
٣٠٧٩ ص
٣٠٨٠ ص
٣٠٨١ ص
٣٠٨٢ ص
٣٠٨٣ ص
٣٠٨٤ ص
٣٠٨٥ ص
٣٠٨٦ ص
٣٠٨٧ ص
٣٠٨٨ ص
٣٠٨٩ ص
٣٠٩٠ ص
٣٠٩١ ص
٣٠٩٢ ص
٣٠٩٣ ص
٣٠٩٤ ص
٣٠٩٥ ص
٣٠٩٦ ص
٣٠٩٧ ص
٣٠٩٨ ص
٣٠٩٩ ص
٣١٠٠ ص
٣١٠١ ص
٣١٠٢ ص
٣١٠٣ ص
٣١٠٤ ص
٣١٠٥ ص
٣١٠٦ ص
٣١٠٧ ص
٣١٠٨ ص
٣١٠٩ ص
٣١١٠ ص
٣١١١ ص
٣١١٢ ص
٣١١٣ ص
٣١١٤ ص
٣١١٥ ص
٣١١٦ ص
٣١١٧ ص
٣١١٨ ص
٣١١٩ ص
٣١٢٠ ص
٣١٢١ ص
٣١٢٢ ص
٣١٢٣ ص
٣١٢٤ ص
٣١٢٥ ص
٣١٢٦ ص
٣١٢٧ ص
٣١٢٨ ص
٣١٢٩ ص
٣١٣٠ ص
٣١٣١ ص
٣١٣٢ ص
٣١٣٣ ص
٣١٣٤ ص
٣١٣٥ ص
٣١٣٦ ص
٣١٣٧ ص
٣١٣٨ ص
٣١٣٩ ص
٣١٤٠ ص
٣١٤١ ص
٣١٤٢ ص
٣١٤٣ ص
٣١٤٤ ص
٣١٤٥ ص
٣١٤٦ ص
٣١٤٧ ص
٣١٤٨ ص
٣١٤٩ ص
٣١٥٠ ص
٣١٥١ ص
٣١٥٢ ص
٣١٥٣ ص
٣١٥٤ ص
٣١٥٥ ص
٣١٥٦ ص
٣١٥٧ ص
٣١٥٨ ص
٣١٥٩ ص
٣١٦٠ ص
٣١٦١ ص
٣١٦٢ ص
٣١٦٣ ص
٣١٦٤ ص
٣١٦٥ ص
٣١٦٦ ص
٣١٦٧ ص
٣١٦٨ ص
٣١٦٩ ص
٣١٧٠ ص
٣١٧١ ص
٣١٧٢ ص
٣١٧٣ ص
٣١٧٤ ص
٣١٧٥ ص
٣١٧٦ ص
٣١٧٧ ص
٣١٧٨ ص
٣١٧٩ ص
٣١٨٠ ص
٣١٨١ ص
٣١٨٢ ص
٣١٨٣ ص
٣١٨٤ ص
٣١٨٥ ص
٣١٨٦ ص
٣١٨٧ ص
٣١٨٨ ص
٣١٨٩ ص
٣١٩٠ ص
٣١٩١ ص
٣١٩٢ ص
٣١٩٣ ص
٣١٩٤ ص
٣١٩٥ ص
٣١٩٦ ص
٣١٩٧ ص
٣١٩٨ ص
٣١٩٩ ص
٣٢٠٠ ص
٣٢٠١ ص
٣٢٠٢ ص
٣٢٠٣ ص
٣٢٠٤ ص
٣٢٠٥ ص
٣٢٠٦ ص
٣٢٠٧ ص
٣٢٠٨ ص
٣٢٠٩ ص
٣٢١٠ ص
٣٢١١ ص
٣٢١٢ ص
٣٢١٣ ص
٣٢١٤ ص
٣٢١٥ ص
٣٢١٦ ص
٣٢١٧ ص
٣٢١٨ ص
٣٢١٩ ص
٣٢٢٠ ص
٣٢٢١ ص
٣٢٢٢ ص
٣٢٢٣ ص
٣٢٢٤ ص
٣٢٢٥ ص
٣٢٢٦ ص
٣٢٢٧ ص
٣٢٢٨ ص
٣٢٢٩ ص
٣٢٣٠ ص
٣٢٣١ ص
٣٢٣٢ ص
٣٢٣٣ ص
٣٢٣٤ ص
٣٢٣٥ ص
٣٢٣٦ ص
٣٢٣٧ ص
٣٢٣٨ ص
٣٢٣٩ ص
٣٢٤٠ ص
٣٢٤١ ص
٣٢٤٢ ص
٣٢٤٣ ص
٣٢٤٤ ص
٣٢٤٥ ص
٣٢٤٦ ص
٣٢٤٧ ص
٣٢٤٨ ص
٣٢٤٩ ص
٣٢٥٠ ص
٣٢٥١ ص
٣٢٥٢ ص
٣٢٥٣ ص
٣٢٥٤ ص
٣٢٥٥ ص
٣٢٥٦ ص
٣٢٥٧ ص
٣٢٥٨ ص
٣٢٥٩ ص
٣٢٦٠ ص
٣٢٦١ ص
٣٢٦٢ ص
٣٢٦٣ ص
٣٢٦٤ ص
٣٢٦٥ ص
٣٢٦٦ ص
٣٢٦٧ ص
٣٢٦٨ ص
٣٢٦٩ ص
٣٢٧٠ ص
٣٢٧١ ص
٣٢٧٢ ص
٣٢٧٣ ص
٣٢٧٤ ص
٣٢٧٥ ص
٣٢٧٦ ص
٣٢٧٧ ص
٣٢٧٨ ص
٣٢٧٩ ص
٣٢٨٠ ص
٣٢٨١ ص
٣٢٨٢ ص
٣٢٨٣ ص
٣٢٨٤ ص
٣٢٨٥ ص
٣٢٨٦ ص
٣٢٨٧ ص
٣٢٨٨ ص
٣٢٨٩ ص
٣٢٩٠ ص
٣٢٩١ ص
٣٢٩٢ ص
٣٢٩٣ ص
٣٢٩٤ ص
٣٢٩٥ ص
٣٢٩٦ ص
٣٢٩٧ ص
٣٢٩٨ ص
٣٢٩٩ ص
٣٣٠٠ ص
٣٣٠١ ص
٣٣٠٢ ص
٣٣٠٣ ص
٣٣٠٤ ص
٣٣٠٥ ص
٣٣٠٦ ص
٣٣٠٧ ص
٣٣٠٨ ص
٣٣٠٩ ص
٣٣١٠ ص
٣٣١١ ص
٣٣١٢ ص
٣٣١٣ ص
٣٣١٤ ص
٣٣١٥ ص
٣٣١٦ ص
٣٣١٧ ص
٣٣١٨ ص
٣٣١٩ ص
٣٣٢٠ ص
٣٣٢١ ص
٣٣٢٢ ص
٣٣٢٣ ص
٣٣٢٤ ص
٣٣٢٥ ص
٣٣٢٦ ص
٣٣٢٧ ص
٣٣٢٨ ص
٣٣٢٩ ص
٣٣٣٠ ص
٣٣٣١ ص
٣٣٣٢ ص
٣٣٣٣ ص
٣٣٣٤ ص
٣٣٣٥ ص
٣٣٣٦ ص
٣٣٣٧ ص
٣٣٣٨ ص
٣٣٣٩ ص
٣٣٤٠ ص
٣٣٤١ ص
٣٣٤٢ ص
٣٣٤٣ ص
٣٣٤٤ ص
٣٣٤٥ ص
٣٣٤٦ ص
٣٣٤٧ ص
٣٣٤٨ ص
٣٣٤٩ ص
٣٣٥٠ ص
٣٣٥١ ص
٣٣٥٢ ص
٣٣٥٣ ص
٣٣٥٤ ص
٣٣٥٥ ص
٣٣٥٦ ص
٣٣٥٧ ص
٣٣٥٨ ص
٣٣٥٩ ص
٣٣٦٠ ص
٣٣٦١ ص
٣٣٦٢ ص
٣٣٦٣ ص
٣٣٦٤ ص
٣٣٦٥ ص
٣٣٦٦ ص
٣٣٦٧ ص
٣٣٦٨ ص
٣٣٦٩ ص
٣٣٧٠ ص
٣٣٧١ ص
٣٣٧٢ ص
٣٣٧٣ ص
٣٣٧٤ ص
٣٣٧٥ ص
٣٣٧٦ ص
٣٣٧٧ ص
٣٣٧٨ ص
٣٣٧٩ ص
٣٣٨٠ ص
٣٣٨١ ص
٣٣٨٢ ص
٣٣٨٣ ص
٣٣٨٤ ص
٣٣٨٥ ص
٣٣٨٦ ص
٣٣٨٧ ص
٣٣٨٨ ص
٣٣٨٩ ص
٣٣٩٠ ص
٣٣٩١ ص
٣٣٩٢ ص
٣٣٩٣ ص
٣٣٩٤ ص
٣٣٩٥ ص
٣٣٩٦ ص
٣٣٩٧ ص
٣٣٩٨ ص
٣٣٩٩ ص
٣٤٠٠ ص
٣٤٠١ ص
٣٤٠٢ ص
٣٤٠٣ ص
٣٤٠٤ ص
٣٤٠٥ ص
٣٤٠٦ ص
٣٤٠٧ ص
٣٤٠٨ ص
٣٤٠٩ ص
٣٤١٠ ص
٣٤١١ ص
٣٤١٢ ص
٣٤١٣ ص
٣٤١٤ ص
٣٤١٥ ص
٣٤١٦ ص
٣٤١٧ ص
٣٤١٨ ص
٣٤١٩ ص
٣٤٢٠ ص
٣٤٢١ ص
٣٤٢٢ ص
٣٤٢٣ ص
٣٤٢٤ ص
٣٤٢٥ ص
٣٤٢٦ ص
٣٤٢٧ ص
٣٤٢٨ ص
٣٤٢٩ ص
٣٤٣٠ ص
٣٤٣١ ص
٣٤٣٢ ص
٣٤٣٣ ص
٣٤٣٤ ص
٣٤٣٥ ص
٣٤٣٦ ص
٣٤٣٧ ص
٣٤٣٨ ص
٣٤٣٩ ص
٣٤٤٠ ص
٣٤٤١ ص
٣٤٤٢ ص
٣٤٤٣ ص
٣٤٤٤ ص
٣٤٤٥ ص
٣٤٤٦ ص
٣٤٤٧ ص
٣٤٤٨ ص
٣٤٤٩ ص
٣٤٥٠ ص
٣٤٥١ ص
٣٤٥٢ ص
٣٤٥٣ ص
٣٤٥٤ ص
٣٤٥٥ ص
٣٤٥٦ ص
٣٤٥٧ ص
٣٤٥٨ ص
٣٤٥٩ ص
٣٤٦٠ ص
٣٤٦١ ص
٣٤٦٢ ص
٣٤٦٣ ص
٣٤٦٤ ص
٣٤٦٥ ص
٣٤٦٦ ص
٣٤٦٧ ص
٣٤٦٨ ص
٣٤٦٩ ص
٣٤٧٠ ص
٣٤٧١ ص
٣٤٧٢ ص
٣٤٧٣ ص
٣٤٧٤ ص
٣٤٧٥ ص
٣٤٧٦ ص
٣٤٧٧ ص
٣٤٧٨ ص
٣٤٧٩ ص
٣٤٨٠ ص
٣٤٨١ ص
٣٤٨٢ ص
٣٤٨٣ ص
٣٤٨٤ ص
٣٤٨٥ ص
٣٤٨٦ ص
٣٤٨٧ ص
٣٤٨٨ ص
٣٤٨٩ ص
٣٤٩٠ ص
٣٤٩١ ص
٣٤٩٢ ص
٣٤٩٣ ص
٣٤٩٤ ص
٣٤٩٥ ص
٣٤٩٦ ص
٣٤٩٧ ص
٣٤٩٨ ص
٣٤٩٩ ص
٣٥٠٠ ص
٣٥٠١ ص
٣٥٠٢ ص
٣٥٠٣ ص
٣٥٠٤ ص
٣٥٠٥ ص
٣٥٠٦ ص
٣٥٠٧ ص
٣٥٠٨ ص
٣٥٠٩ ص
٣٥١٠ ص
٣٥١١ ص
٣٥١٢ ص
٣٥١٣ ص
٣٥١٤ ص
٣٥١٥ ص
٣٥١٦ ص
٣٥١٧ ص
٣٥١٨ ص
٣٥١٩ ص
٣٥٢٠ ص
٣٥٢١ ص
٣٥٢٢ ص
٣٥٢٣ ص
٣٥٢٤ ص
٣٥٢٥ ص
٣٥٢٦ ص
٣٥٢٧ ص
٣٥٢٨ ص
٣٥٢٩ ص
٣٥٣٠ ص
٣٥٣١ ص
٣٥٣٢ ص
٣٥٣٣ ص
٣٥٣٤ ص
٣٥٣٥ ص
٣٥٣٦ ص
٣٥٣٧ ص
٣٥٣٨ ص
٣٥٣٩ ص
٣٥٤٠ ص
٣٥٤١ ص
٣٥٤٢ ص
٣٥٤٣ ص
٣٥٤٤ ص
٣٥٤٥ ص
٣٥٤٦ ص
٣٥٤٧ ص
٣٥٤٨ ص
٣٥٤٩ ص
٣٥٥٠ ص
٣٥٥١ ص
٣٥٥٢ ص
٣٥٥٣ ص
٣٥٥٤ ص
٣٥٥٥ ص
٣٥٥٦ ص
٣٥٥٧ ص
٣٥٥٨ ص
٣٥٥٩ ص
٣٥٦٠ ص
٣٥٦١ ص
٣٥٦٢ ص
٣٥٦٣ ص
٣٥٦٤ ص
٣٥٦٥ ص
٣٥٦٦ ص
٣٥٦٧ ص
٣٥٦٨ ص
٣٥٦٩ ص
٣٥٧٠ ص
٣٥٧١ ص
٣٥٧٢ ص
٣٥٧٣ ص
٣٥٧٤ ص
٣٥٧٥ ص
٣٥٧٦ ص
٣٥٧٧ ص
٣٥٧٨ ص
٣٥٧٩ ص
٣٥٨٠ ص
٣٥٨١ ص
٣٥٨٢ ص
٣٥٨٣ ص
٣٥٨٤ ص
٣٥٨٥ ص
٣٥٨٦ ص
٣٥٨٧ ص
٣٥٨٨ ص
٣٥٨٩ ص
٣٥٩٠ ص
٣٥٩١ ص
٣٥٩٢ ص
٣٥٩٣ ص
٣٥٩٤ ص
٣٥٩٥ ص
٣٥٩٦ ص
٣٥٩٧ ص
٣٥٩٨ ص
٣٥٩٩ ص
٣٦٠٠ ص
٣٦٠١ ص
٣٦٠٢ ص
٣٦٠٣ ص
٣٦٠٤ ص
٣٦٠٥ ص
٣٦٠٦ ص
٣٦٠٧ ص
٣٦٠٨ ص
٣٦٠٩ ص
٣٦١٠ ص
٣٦١١ ص
٣٦١٢ ص
٣٦١٣ ص
٣٦١٤ ص
٣٦١٥ ص
٣٦١٦ ص
٣٦١٧ ص
٣٦١٨ ص
٣٦١٩ ص
٣٦٢٠ ص
٣٦٢١ ص
٣٦٢٢ ص
٣٦٢٣ ص
٣٦٢٤ ص
٣٦٢٥ ص
٣٦٢٦ ص
٣٦٢٧ ص
٣٦٢٨ ص
٣٦٢٩ ص
٣٦٣٠ ص
٣٦٣١ ص
٣٦٣٢ ص
٣٦٣٣ ص
٣٦٣٤ ص
٣٦٣٥ ص
٣٦٣٦ ص
٣٦٣٧ ص
٣٦٣٨ ص
٣٦٣٩ ص
٣٦٤٠ ص
٣٦٤١ ص
٣٦٤٢ ص
٣٦٤٣ ص
٣٦٤٤ ص
٣٦٤٥ ص
٣٦٤٦ ص
٣٦٤٧ ص
٣٦٤٨ ص
٣٦٤٩ ص
٣٦٥٠ ص
٣٦٥١ ص
٣٦٥٢ ص
٣٦٥٣ ص
٣٦٥٤ ص
٣٦٥٥ ص
٣٦٥٦ ص
٣٦٥٧ ص
٣٦٥٨ ص
٣٦٥٩ ص
٣٦٦٠ ص
٣٦٦١ ص
٣٦٦٢ ص
٣٦٦٣ ص
٣٦٦٤ ص
٣٦٦٥ ص
٣٦٦٦ ص
٣٦٦٧ ص
٣٦٦٨ ص
٣٦٦٩ ص
٣٦٧٠ ص
٣٦٧١ ص
٣٦٧٢ ص
٣٦٧٣ ص
٣٦٧٤ ص
٣٦٧٥ ص
٣٦٧٦ ص
٣٦٧٧ ص
٣٦٧٨ ص
٣٦٧٩ ص
٣٦٨٠ ص
٣٦٨١ ص
٣٦٨٢ ص
٣٦٨٣ ص
٣٦٨٤ ص
٣٦٨٥ ص
٣٦٨٦ ص
٣٦٨٧ ص
٣٦٨٨ ص
٣٦٨٩ ص
٣٦٩٠ ص
٣٦٩١ ص
٣٦٩٢ ص
٣٦٩٣ ص
٣٦٩٤ ص
٣٦٩٥ ص
٣٦٩٦ ص
٣٦٩٧ ص
٣٦٩٨ ص
٣٦٩٩ ص
٣٧٠٠ ص
٣٧٠١ ص
٣٧٠٢ ص
٣٧٠٣ ص
٣٧٠٤ ص
٣٧٠٥ ص
٣٧٠٦ ص
٣٧٠٧ ص
٣٧٠٨ ص
٣٧٠٩ ص
٣٧١٠ ص
٣٧١١ ص
٣٧١٢ ص
٣٧١٣ ص
٣٧١٤ ص
٣٧١٥ ص
٣٧١٦ ص
٣٧١٧ ص
٣٧١٨ ص
٣٧١٩ ص
٣٧٢٠ ص
٣٧٢١ ص
٣٧٢٢ ص
٣٧٢٣ ص
٣٧٢٤ ص
٣٧٢٥ ص
٣٧٢٦ ص
٣٧٢٧ ص
٣٧٢٨ ص
٣٧٢٩ ص
٣٧٣٠ ص
٣٧٣١ ص
٣٧٣٢ ص
٣٧٣٣ ص
٣٧٣٤ ص
٣٧٣٥ ص
٣٧٣٦ ص
٣٧٣٧ ص
٣٧٣٨ ص
٣٧٣٩ ص
٣٧٤٠ ص
٣٧٤١ ص
٣٧٤٢ ص
٣٧٤٣ ص
٣٧٤٤ ص
٣٧٤٥ ص
٣٧٤٦ ص
٣٧٤٧ ص
٣٧٤٨ ص
٣٧٤٩ ص
٣٧٥٠ ص
٣٧٥١ ص
٣٧٥٢ ص
٣٧٥٣ ص
٣٧٥٤ ص
٣٧٥٥ ص
٣٧٥٦ ص
٣٧٥٧ ص
٣٧٥٨ ص
٣٧٥٩ ص
٣٧٦٠ ص
٣٧٦١ ص
٣٧٦٢ ص
٣٧٦٣ ص
٣٧٦٤ ص
٣٧٦٥ ص
٣٧٦٦ ص
٣٧٦٧ ص
٣٧٦٨ ص
٣٧٦٩ ص
٣٧٧٠ ص
٣٧٧١ ص
٣٧٧٢ ص
٣٧٧٣ ص
٣٧٧٤ ص
٣٧٧٥ ص
٣٧٧٦ ص
٣٧٧٧ ص
٣٧٧٨ ص
٣٧٧٩ ص
٣٧٨٠ ص
٣٧٨١ ص
٣٧٨٢ ص
٣٧٨٣ ص
٣٧٨٤ ص
٣٧٨٥ ص
٣٧٨٦ ص
٣٧٨٧ ص
٣٧٨٨ ص
٣٧٨٩ ص
٣٧٩٠ ص
٣٧٩١ ص
٣٧٩٢ ص
٣٧٩٣ ص
٣٧٩٤ ص
٣٧٩٥ ص
٣٧٩٦ ص
٣٧٩٧ ص
٣٧٩٨ ص
٣٧٩٩ ص
٣٨٠٠ ص
٣٨٠١ ص
٣٨٠٢ ص
٣٨٠٣ ص
٣٨٠٤ ص
٣٨٠٥ ص
٣٨٠٦ ص
٣٨٠٧ ص
٣٨٠٨ ص
٣٨٠٩ ص
٣٨١٠ ص
٣٨١١ ص
٣٨١٢ ص
٣٨١٣ ص
٣٨١٤ ص
٣٨١٥ ص
٣٨١٦ ص
٣٨١٧ ص
٣٨١٨ ص
٣٨١٩ ص
٣٨٢٠ ص
٣٨٢١ ص
٣٨٢٢ ص
٣٨٢٣ ص
٣٨٢٤ ص
٣٨٢٥ ص
٣٨٢٦ ص
٣٨٢٧ ص
٣٨٢٨ ص
٣٨٢٩ ص
٣٨٣٠ ص
٣٨٣١ ص
٣٨٣٢ ص
٣٨٣٣ ص
٣٨٣٤ ص
٣٨٣٥ ص
٣٨٣٦ ص
٣٨٣٧ ص
٣٨٣٨ ص
٣٨٣٩ ص
٣٨٤٠ ص
٣٨٤١ ص
٣٨٤٢ ص
٣٨٤٣ ص
٣٨٤٤ ص
٣٨٤٥ ص
٣٨٤٦ ص
٣٨٤٧ ص
٣٨٤٨ ص
٣٨٤٩ ص
٣٨٥٠ ص
٣٨٥١ ص
٣٨٥٢ ص
٣٨٥٣ ص
٣٨٥٤ ص
٣٨٥٥ ص
٣٨٥٦ ص
٣٨٥٧ ص
٣٨٥٨ ص
٣٨٥٩ ص
٣٨٦٠ ص
٣٨٦١ ص
٣٨٦٢ ص
٣٨٦٣ ص
٣٨٦٤ ص
٣٨٦٥ ص
٣٨٦٦ ص
٣٨٦٧ ص
٣٨٦٨ ص
٣٨٦٩ ص
٣٨٧٠ ص
٣٨٧١ ص
٣٨٧٢ ص
٣٨٧٣ ص
٣٨٧٤ ص
٣٨٧٥ ص
٣٨٧٦ ص
٣٨٧٧ ص
٣٨٧٨ ص
٣٨٧٩ ص
٣٨٨٠ ص
٣٨٨١ ص
٣٨٨٢ ص
٣٨٨٣ ص
٣٨٨٤ ص
٣٨٨٥ ص
٣٨٨٦ ص
٣٨٨٧ ص
٣٨٨٨ ص
٣٨٨٩ ص
٣٨٩٠ ص
٣٨٩١ ص
٣٨٩٢ ص
٣٨٩٣ ص
٣٨٩٤ ص
٣٨٩٥ ص
٣٨٩٦ ص
٣٨٩٧ ص
٣٨٩٨ ص
٣٨٩٩ ص
٣٩٠٠ ص
٣٩٠١ ص
٣٩٠٢ ص
٣٩٠٣ ص
٣٩٠٤ ص
٣٩٠٥ ص
٣٩٠٦ ص
٣٩٠٧ ص
٣٩٠٨ ص
٣٩٠٩ ص
٣٩١٠ ص
٣٩١١ ص
٣٩١٢ ص
٣٩١٣ ص
٣٩١٤ ص
٣٩١٥ ص
٣٩١٦ ص
٣٩١٧ ص
٣٩١٨ ص
٣٩١٩ ص
٣٩٢٠ ص
٣٩٢١ ص
٣٩٢٢ ص
٣٩٢٣ ص
٣٩٢٤ ص
٣٩٢٥ ص
٣٩٢٦ ص
٣٩٢٧ ص
٣٩٢٨ ص
٣٩٢٩ ص
٣٩٣٠ ص
٣٩٣١ ص
٣٩٣٢ ص
٣٩٣٣ ص
٣٩٣٤ ص
٣٩٣٥ ص
٣٩٣٦ ص
٣٩٣٧ ص
٣٩٣٨ ص
٣٩٣٩ ص
٣٩٤٠ ص
٣٩٤١ ص
٣٩٤٢ ص
٣٩٤٣ ص
٣٩٤٤ ص
٣٩٤٥ ص
٣٩٤٦ ص
٣٩٤٧ ص
٣٩٤٨ ص
٣٩٤٩ ص
٣٩٥٠ ص
٣٩٥١ ص
٣٩٥٢ ص
٣٩٥٣ ص
٣٩٥٤ ص
٣٩٥٥ ص
٣٩٥٦ ص
٣٩٥٧ ص
٣٩٥٨ ص
٣٩٥٩ ص
٣٩٦٠ ص
٣٩٦١ ص
٣٩٦٢ ص
٣٩٦٣ ص
٣٩٦٤ ص
٣٩٦٥ ص
٣٩٦٦ ص
٣٩٦٧ ص
٣٩٦٨ ص
٣٩٦٩ ص
٣٩٧٠ ص
٣٩٧١ ص
٣٩٧٢ ص
٣٩٧٣ ص
٣٩٧٤ ص
٣٩٧٥ ص
٣٩٧٦ ص
٣٩٧٧ ص
٣٩٧٨ ص
٣٩٧٩ ص
٣٩٨٠ ص
٣٩٨١ ص
٣٩٨٢ ص
٣٩٨٣ ص
٣٩٨٤ ص
٣٩٨٥ ص
٣٩٨٦ ص
٣٩٨٧ ص
٣٩٨٨ ص
٣٩٨٩ ص
٣٩٩٠ ص
٣٩٩١ ص
٣٩٩٢ ص
٣٩٩٣ ص
٣٩٩٤ ص
٣٩٩٥ ص
٣٩٩٦ ص
٣٩٩٧ ص
٣٩٩٨ ص
٣٩٩٩ ص
٤٠٠٠ ص
٤٠٠١ ص
٤٠٠٢ ص
٤٠٠٣ ص
٤٠٠٤ ص
٤٠٠٥ ص
٤٠٠٦ ص
٤٠٠٧ ص
٤٠٠٨ ص
٤٠٠٩ ص
٤٠١٠ ص
٤٠١١ ص
٤٠١٢ ص
٤٠١٣ ص
٤٠١٤ ص
٤٠١٥ ص
٤٠١٦ ص
٤٠١٧ ص
٤٠١٨ ص
٤٠١٩ ص
٤٠٢٠ ص
٤٠٢١ ص
٤٠٢٢ ص
٤٠٢٣ ص
٤٠٢٤ ص
٤٠٢٥ ص
٤٠٢٦ ص
٤٠٢٧ ص
٤٠٢٨ ص
٤٠٢٩ ص
٤٠٣٠ ص
٤٠٣١ ص
٤٠٣٢ ص
٤٠٣٣ ص
٤٠٣٤ ص
٤٠٣٥ ص
٤٠٣٦ ص
٤٠٣٧ ص
٤٠٣٨ ص
٤٠٣٩ ص
٤٠٤٠ ص
٤٠٤١ ص
٤٠٤٢ ص
٤٠٤٣ ص
٤٠٤٤ ص
٤٠٤٥ ص
٤٠٤٦ ص
٤٠٤٧ ص
٤٠٤٨ ص
٤٠٤٩ ص
٤٠٥٠ ص
٤٠٥١ ص
٤٠٥٢ ص
٤٠٥٣ ص
٤٠٥٤ ص
٤٠٥٥ ص
٤٠٥٦ ص
٤٠٥٧ ص
٤٠٥٨ ص
٤٠٥٩ ص
٤٠٦٠ ص
٤٠٦١ ص
٤٠٦٢ ص
٤٠٦٣ ص
٤٠٦٤ ص
٤٠٦٥ ص
٤٠٦٦ ص
٤٠٦٧ ص
٤٠٦٨ ص
٤٠٦٩ ص
٤٠٧٠ ص
٤٠٧١ ص
٤٠٧٢ ص
٤٠٧٣ ص
٤٠٧٤ ص
٤٠٧٥ ص
٤٠٧٦ ص
٤٠٧٧ ص
٤٠٧٨ ص
٤٠٧٩ ص
٤٠٨٠ ص
٤٠٨١ ص
٤٠٨٢ ص
٤٠٨٣ ص
٤٠٨٤ ص
٤٠٨٥ ص
٤٠٨٦ ص
٤٠٨٧ ص
٤٠٨٨ ص
٤٠٨٩ ص
٤٠٩٠ ص
٤٠٩١ ص
٤٠٩٢ ص
٤٠٩٣ ص
٤٠٩٤ ص
٤٠٩٥ ص
٤٠٩٦ ص
٤٠٩٧ ص
٤٠٩٨ ص
٤٠٩٩ ص
٤١٠٠ ص
٤١٠١ ص
٤١٠٢ ص
٤١٠٣ ص
٤١٠٤ ص
٤١٠٥ ص
٤١٠٦ ص
٤١٠٧ ص
٤١٠٨ ص
٤١٠٩ ص
٤١١٠ ص
٤١١١ ص
٤١١٢ ص
٤١١٣ ص
٤١١٤ ص
٤١١٥ ص
٤١١٦ ص
٤١١٧ ص
٤١١٨ ص
٤١١٩ ص
٤١٢٠ ص
٤١٢١ ص
٤١٢٢ ص
٤١٢٣ ص
٤١٢٤ ص
٤١٢٥ ص
٤١٢٦ ص
٤١٢٧ ص
٤١٢٨ ص
٤١٢٩ ص
٤١٣٠ ص
٤١٣١ ص
٤١٣٢ ص
٤١٣٣ ص
٤١٣٤ ص
٤١٣٥ ص
٤١٣٦ ص
٤١٣٧ ص
٤١٣٨ ص
٤١٣٩ ص
٤١٤٠ ص
٤١٤١ ص
٤١٤٢ ص
٤١٤٣ ص
٤١٤٤ ص
٤١٤٥ ص
٤١٤٦ ص
٤١٤٧ ص
٤١٤٨ ص
٤١٤٩ ص
٤١٥٠ ص
٤١٥١ ص
٤١٥٢ ص
٤١٥٣ ص
٤١٥٤ ص
٤١٥٥ ص
٤١٥٦ ص
٤١٥٧ ص
٤١٥٨ ص
٤١٥٩ ص
٤١٦٠ ص
٤١٦١ ص
٤١٦٢ ص
٤١٦٣ ص
٤١٦٤ ص
٤١٦٥ ص
٤١٦٦ ص
٤١٦٧ ص
٤١٦٨ ص
٤١٦٩ ص
٤١٧٠ ص
٤١٧١ ص
٤١٧٢ ص
٤١٧٣ ص
٤١٧٤ ص
٤١٧٥ ص
٤١٧٦ ص
٤١٧٧ ص
٤١٧٨ ص
٤١٧٩ ص
٤١٨٠ ص
٤١٨١ ص
٤١٨٢ ص
٤١٨٣ ص
٤١٨٤ ص
٤١٨٥ ص
٤١٨٦ ص
٤١٨٧ ص
٤١٨٨ ص
٤١٨٩ ص
٤١٩٠ ص
٤١٩١ ص
٤١٩٢ ص
٤١٩٣ ص
٤١٩٤ ص
٤١٩٥ ص
٤١٩٦ ص
٤١٩٧ ص
٤١٩٨ ص
٤١٩٩ ص
٤٢٠٠ ص
٤٢٠١ ص
٤٢٠٢ ص
٤٢٠٣ ص
٤٢٠٤ ص
٤٢٠٥ ص
٤٢٠٦ ص
٤٢٠٧ ص
٤٢٠٨ ص
٤٢٠٩ ص
٤٢١٠ ص
٤٢١١ ص
٤٢١٢ ص
٤٢١٣ ص
٤٢١٤ ص
٤٢١٥ ص
٤٢١٦ ص
٤٢١٧ ص
٤٢١٨ ص
٤٢١٩ ص
٤٢٢٠ ص
٤٢٢١ ص
٤٢٢٢ ص
٤٢٢٣ ص
٤٢٢٤ ص
٤٢٢٥ ص
٤٢٢٦ ص
٤٢٢٧ ص
٤٢٢٨ ص
٤٢٢٩ ص
٤٢٣٠ ص
٤٢٣١ ص
٤٢٣٢ ص
٤٢٣٣ ص
٤٢٣٤ ص
٤٢٣٥ ص
٤٢٣٦ ص
٤٢٣٧ ص
٤٢٣٨ ص
٤٢٣٩ ص
٤٢٤٠ ص
٤٢٤١ ص
٤٢٤٢ ص
٤٢٤٣ ص
٤٢٤٤ ص
٤٢٤٥ ص
٤٢٤٦ ص
٤٢٤٧ ص
٤٢٤٨ ص
٤٢٤٩ ص
٤٢٥٠ ص
٤٢٥١ ص
٤٢٥٢ ص
٤٢٥٣ ص
٤٢٥٤ ص
٤٢٥٥ ص
٤٢٥٦ ص
٤٢٥٧ ص
٤٢٥٨ ص
٤٢٥٩ ص
٤٢٦٠ ص
٤٢٦١ ص
٤٢٦٢ ص
٤٢٦٣ ص
٤٢٦٤ ص
٤٢٦٥ ص
٤٢٦٦ ص
٤٢٦٧ ص
٤٢٦٨ ص
٤٢٦٩ ص
٤٢٧٠ ص
٤٢٧١ ص
٤٢٧٢ ص
٤٢٧٣ ص
٤٢٧٤ ص
٤٢٧٥ ص
٤٢٧٦ ص
٤٢٧٧ ص
٤٢٧٨ ص
٤٢٧٩ ص
٤٢٨٠ ص
٤٢٨١ ص
٤٢٨٢ ص
٤٢٨٣ ص
٤٢٨٤ ص
٤٢٨٥ ص
٤٢٨٦ ص
٤٢٨٧ ص
٤٢٨٨ ص
٤٢٨٩ ص
٤٢٩٠ ص
٤٢٩١ ص
٤٢٩٢ ص
٤٢٩٣ ص
٤٢٩٤ ص
٤٢٩٥ ص
٤٢٩٦ ص
٤٢٩٧ ص
٤٢٩٨ ص
٤٢٩٩ ص
٤٣٠٠ ص
٤٣٠١ ص
٤٣٠٢ ص
٤٣٠٣ ص
٤٣٠٤ ص
٤٣٠٥ ص
٤٣٠٦ ص
٤٣٠٧ ص
٤٣٠٨ ص
٤٣٠٩ ص
٤٣١٠ ص
٤٣١١ ص
٤٣١٢ ص
٤٣١٣ ص
٤٣١٤ ص
٤٣١٥ ص
٤٣١٦ ص
٤٣١٧ ص
٤٣١٨ ص
٤٣١٩ ص
٤٣٢٠ ص
٤٣٢١ ص
٤٣٢٢ ص
٤٣٢٣ ص
٤٣٢٤ ص
٤٣٢٥ ص
٤٣٢٦ ص
٤٣٢٧ ص
٤٣٢٨ ص
٤٣٢٩ ص
٤٣٣٠ ص
٤٣٣١ ص
٤٣٣٢ ص
٤٣٣٣ ص
٤٣٣٤ ص
٤٣٣٥ ص
٤٣٣٦ ص
٤٣٣٧ ص
٤٣٣٨ ص
٤٣٣٩ ص
٤٣٤٠ ص
٤٣٤١ ص
٤٣٤٢ ص
٤٣٤٣ ص
٤٣٤٤ ص
٤٣٤٥ ص
٤٣٤٦ ص
٤٣٤٧ ص
٤٣٤٨ ص
٤٣٤٩ ص
٤٣٥٠ ص
٤٣٥١ ص
٤٣٥٢ ص
٤٣٥٣ ص
٤٣٥٤ ص
٤٣٥٥ ص
٤٣٥٦ ص
٤٣٥٧ ص
٤٣٥٨ ص
٤٣٥٩ ص
٤٣٦٠ ص
٤٣٦١ ص
٤٣٦٢ ص
٤٣٦٣ ص
٤٣٦٤ ص
٤٣٦٥ ص
٤٣٦٦ ص
٤٣٦٧ ص
٤٣٦٨ ص
٤٣٦٩ ص
٤٣٧٠ ص
٤٣٧١ ص
٤٣٧٢ ص
٤٣٧٣ ص
٤٣٧٤ ص
٤٣٧٥ ص
٤٣٧٦ ص
٤٣٧٧ ص
٤٣٧٨ ص
٤٣٧٩ ص
٤٣٨٠ ص
٤٣٨١ ص
٤٣٨٢ ص
٤٣٨٣ ص
٤٣٨٤ ص
٤٣٨٥ ص
٤٣٨٦ ص
٤٣٨٧ ص
٤٣٨٨ ص
٤٣٨٩ ص
٤٣٩٠ ص
٤٣٩١ ص
٤٣٩٢ ص
٤٣٩٣ ص
٤٣٩٤ ص
٤٣٩٥ ص
٤٣٩٦ ص
٤٣٩٧ ص
٤٣٩٨ ص
٤٣٩٩ ص
٤٤٠٠ ص
٤٤٠١ ص
٤٤٠٢ ص
٤٤٠٣ ص
٤٤٠٤ ص
٤٤٠٥ ص
٤٤٠٦ ص
٤٤٠٧ ص
٤٤٠٨ ص
٤٤٠٩ ص
٤٤١٠ ص
٤٤١١ ص
٤٤١٢ ص
٤٤١٣ ص
٤٤١٤ ص
٤٤١٥ ص
٤٤١٦ ص
٤٤١٧ ص
٤٤١٨ ص
٤٤١٩ ص
٤٤٢٠ ص
٤٤٢١ ص
٤٤٢٢ ص
٤٤٢٣ ص
٤٤٢٤ ص
٤٤٢٥ ص
٤٤٢٦ ص
٤٤٢٧ ص
٤٤٢٨ ص
٤٤٢٩ ص
٤٤٣٠ ص
٤٤٣١ ص
٤٤٣٢ ص
٤٤٣٣ ص
٤٤٣٤ ص
٤٤٣٥ ص
٤٤٣٦ ص
٤٤٣٧ ص
٤٤٣٨ ص
٤٤٣٩ ص
٤٤٤٠ ص
٤٤٤١ ص
٤٤٤٢ ص
٤٤٤٣ ص
٤٤٤٤ ص
٤٤٤٥ ص
٤٤٤٦ ص
٤٤٤٧ ص
٤٤٤٨ ص
٤٤٤٩ ص
٤٤٥٠ ص
٤٤٥١ ص
٤٤٥٢ ص
٤٤٥٣ ص
٤٤٥٤ ص
٤٤٥٥ ص
٤٤٥٦ ص
٤٤٥٧ ص
٤٤٥٨ ص
٤٤٥٩ ص
٤٤٦٠ ص
٤٤٦١ ص
٤٤٦٢ ص
٤٤٦٣ ص
٤٤٦٤ ص
٤٤٦٥ ص
٤٤٦٦ ص
٤٤٦٧ ص
٤٤٦٨ ص
٤٤٦٩ ص
٤٤٧٠ ص
٤٤٧١ ص
٤٤٧٢ ص
٤٤٧٣ ص
٤٤٧٤ ص
٤٤٧٥ ص
٤٤٧٦ ص
٤٤٧٧ ص
٤٤٧٨ ص
٤٤٧٩ ص
٤٤٨٠ ص
٤٤٨١ ص
٤٤٨٢ ص
٤٤٨٣ ص
٤٤٨٤ ص
٤٤٨٥ ص
٤٤٨٦ ص
٤٤٨٧ ص
٤٤٨٨ ص
٤٤٨٩ ص
٤٤٩٠ ص
٤٤٩١ ص
٤٤٩٢ ص
٤٤٩٣ ص
٤٤٩٤ ص
٤٤٩٥ ص
٤٤٩٦ ص
٤٤٩٧ ص
٤٤٩٨ ص
٤٤٩٩ ص
٤٥٠٠ ص
٤٥٠١ ص
٤٥٠٢ ص
٤٥٠٣ ص
٤٥٠٤ ص
٤٥٠٥ ص
٤٥٠٦ ص
٤٥٠٧ ص
٤٥٠٨ ص
٤٥٠٩ ص
٤٥١٠ ص
٤٥١١ ص
٤٥١٢ ص
٤٥١٣ ص
٤٥١٤ ص
٤٥١٥ ص
٤٥١٦ ص
٤٥١٧ ص
٤٥١٨ ص
٤٥١٩ ص
٤٥٢٠ ص
٤٥٢١ ص
٤٥٢٢ ص
٤٥٢٣ ص
٤٥٢٤ ص
٤٥٢٥ ص
٤٥٢٦ ص
٤٥٢٧ ص
٤٥٢٨ ص
٤٥٢٩ ص
٤٥٣٠ ص
٤٥٣١ ص
٤٥٣٢ ص
٤٥٣٣ ص
٤٥٣٤ ص
٤٥٣٥ ص
٤٥٣٦ ص
٤٥٣٧ ص
٤٥٣٨ ص
٤٥٣٩ ص
٤٥٤٠ ص
٤٥٤١ ص
٤٥٤٢ ص
٤٥٤٣ ص
٤٥٤٤ ص
٤٥٤٥ ص
٤٥٤٦ ص
٤٥٤٧ ص
٤٥٤٨ ص
٤٥٤٩ ص
٤٥٥٠ ص
٤٥٥١ ص
٤٥٥٢ ص
٤٥٥٣ ص
٤٥٥٤ ص
٤٥٥٥ ص
٤٥٥٦ ص
٤٥٥٧ ص
٤٥٥٨ ص
٤٥٥٩ ص
٤٥٦٠ ص
٤٥٦١ ص
٤٥٦٢ ص
٤٥٦٣ ص
٤٥٦٤ ص
٤٥٦٥ ص
٤٥٦٦ ص
٤٥٦٧ ص
٤٥٦٨ ص
٤٥٦٩ ص
٤٥٧٠ ص
٤٥٧١ ص
٤٥٧٢ ص
٤٥٧٣ ص
٤٥٧٤ ص
٤٥٧٥ ص
٤٥٧٦ ص
٤٥٧٧ ص
٤٥٧٨ ص
٤٥٧٩ ص
٤٥٨٠ ص
٤٥٨١ ص
٤٥٨٢ ص
٤٥٨٣ ص
٤٥٨٤ ص
٤٥٨٥ ص
٤٥٨٦ ص
٤٥٨٧ ص
٤٥٨٨ ص
٤٥٨٩ ص
٤٥٩٠ ص
٤٥٩١ ص
٤٥٩٢ ص
٤٥٩٣ ص
٤٥٩٤ ص
٤٥٩٥ ص
٤٥٩٦ ص
٤٥٩٧ ص
٤٥٩٨ ص
٤٥٩٩ ص
٤٦٠٠ ص
٤٦٠١ ص
٤٦٠٢ ص
٤٦٠٣ ص
٤٦٠٤ ص
٤٦٠٥ ص
٤٦٠٦ ص
٤٦٠٧ ص
٤٦٠٨ ص
٤٦٠٩ ص
٤٦١٠ ص
٤٦١١ ص
٤٦١٢ ص
٤٦١٣ ص
٤٦١٤ ص
٤٦١٥ ص
٤٦١٦ ص
٤٦١٧ ص
٤٦١٨ ص
٤٦١٩ ص
٤٦٢٠ ص
٤٦٢١ ص
٤٦٢٢ ص
٤٦٢٣ ص
٤٦٢٤ ص
٤٦٢٥ ص
٤٦٢٦ ص
٤٦٢٧ ص
٤٦٢٨ ص
٤٦٢٩ ص
٤٦٣٠ ص
٤٦٣١ ص
٤٦٣٢ ص
٤٦٣٣ ص
٤٦٣٤ ص
٤٦٣٥ ص
٤٦٣٦ ص
٤٦٣٧ ص
٤٦٣٨ ص
٤٦٣٩ ص
٤٦٤٠ ص
٤٦٤١ ص
٤٦٤٢ ص
٤٦٤٣ ص
٤٦٤٤ ص
٤٦٤٥ ص
٤٦٤٦ ص
٤٦٤٧ ص
٤٦٤٨ ص
٤٦٤٩ ص
٤٦٥٠ ص
٤٦٥١ ص
٤٦٥٢ ص
٤٦٥٣ ص
٤٦٥٤ ص
٤٦٥٥ ص
٤٦٥٦ ص
٤٦٥٧ ص
٤٦٥٨ ص
٤٦٥٩ ص
٤٦٦٠ ص
٤٦٦١ ص
٤٦٦٢ ص
٤٦٦٣ ص
٤٦٦٤ ص
٤٦٦٥ ص
٤٦٦٦ ص
٤٦٦٧ ص
٤٦٦٨ ص
٤٦٦٩ ص
٤٦٧٠ ص
٤٦٧١ ص
٤٦٧٢ ص
٤٦٧٣ ص
٤٦٧٤ ص
٤٦٧٥ ص
٤٦٧٦ ص
٤٦٧٧ ص
٤٦٧٨ ص
٤٦٧٩ ص
٤٦٨٠ ص
٤٦٨١ ص
٤٦٨٢ ص
٤٦٨٣ ص
٤٦٨٤ ص
٤٦٨٥ ص
٤٦٨٦ ص
٤٦٨٧ ص
٤٦٨٨ ص
٤٦٨٩ ص
٤٦٩٠ ص
٤٦٩١ ص
٤٦٩٢ ص
٤٦٩٣ ص
٤٦٩٤ ص
٤٦٩٥ ص
٤٦٩٦ ص
٤٦٩٧ ص
٤٦٩٨ ص
٤٦٩٩ ص
٤٧٠٠ ص
٤٧٠١ ص
٤٧٠٢ ص
٤٧٠٣ ص
٤٧٠٤ ص
٤٧٠٥ ص
٤٧٠٦ ص
٤٧٠٧ ص
٤٧٠٨ ص
٤٧٠٩ ص
٤٧١٠ ص
٤٧١١ ص
٤٧١٢ ص
٤٧١٣ ص
٤٧١٤ ص
٤٧١٥ ص
٤٧١٦ ص
٤٧١٧ ص
٤٧١٨ ص
٤٧١٩ ص
٤٧٢٠ ص
٤٧٢١ ص
٤٧٢٢ ص
٤٧٢٣ ص
٤٧٢٤ ص
٤٧٢٥ ص
٤٧٢٦ ص
٤٧٢٧ ص
٤٧٢٨ ص
٤٧٢٩ ص
٤٧٣٠ ص
٤٧٣١ ص
٤٧٣٢ ص
٤٧٣٣ ص
٤٧٣٤ ص
٤٧٣٥ ص
٤٧٣٦ ص
٤٧٣٧ ص
٤٧٣٨ ص
٤٧٣٩ ص
٤٧٤٠ ص
٤٧٤١ ص
٤٧٤٢ ص
٤٧٤٣ ص
٤٧٤٤ ص
٤٧٤٥ ص
٤٧٤٦ ص
٤٧٤٧ ص
٤٧٤٨ ص
٤٧٤٩ ص
٤٧٥٠ ص
٤٧٥١ ص
٤٧٥٢ ص
٤٧٥٣ ص
٤٧٥٤ ص
٤٧٥٥ ص
٤٧٥٦ ص
٤٧٥٧ ص
٤٧٥٨ ص
٤٧٥٩ ص
٤٧٦٠ ص
٤٧٦١ ص
٤٧٦٢ ص
٤٧٦٣ ص
٤٧٦٤ ص
٤٧٦٥ ص
٤٧٦٦ ص
٤٧٦٧ ص
٤٧٦٨ ص
٤٧٦٩ ص
٤٧٧٠ ص
٤٧٧١ ص
٤٧٧٢ ص
٤٧٧٣ ص
٤٧٧٤ ص
٤٧٧٥ ص
٤٧٧٦ ص
٤٧٧٧ ص
٤٧٧٨ ص
٤٧٧٩ ص
٤٧٨٠ ص
٤٧٨١ ص
٤٧٨٢ ص
٤٧٨٣ ص
٤٧٨٤ ص
٤٧٨٥ ص
٤٧٨٦ ص
٤٧٨٧ ص
٤٧٨٨ ص
٤٧٨٩ ص
٤٧٩٠ ص
٤٧٩١ ص
٤٧٩٢ ص
٤٧٩٣ ص
٤٧٩٤ ص
٤٧٩٥ ص
٤٧٩٦ ص
٤٧٩٧ ص
٤٧٩٨ ص
٤٧٩٩ ص
٤٨٠٠ ص
٤٨٠١ ص
٤٨٠٢ ص
٤٨٠٣ ص
٤٨٠٤ ص
٤٨٠٥ ص
٤٨٠٦ ص
٤٨٠٧ ص
٤٨٠٨ ص
٤٨٠٩ ص
٤٨١٠ ص
٤٨١١ ص
٤٨١٢ ص
٤٨١٣ ص
٤٨١٤ ص
٤٨١٥ ص
٤٨١٦ ص
٤٨١٧ ص
٤٨١٨ ص
٤٨١٩ ص
٤٨٢٠ ص
٤٨٢١ ص
٤٨٢٢ ص
٤٨٢٣ ص
٤٨٢٤ ص
٤٨٢٥ ص
٤٨٢٦ ص
٤٨٢٧ ص
٤٨٢٨ ص
٤٨٢٩ ص
٤٨٣٠ ص
٤٨٣١ ص
٤٨٣٢ ص
٤٨٣٣ ص
٤٨٣٤ ص
٤٨٣٥ ص
٤٨٣٦ ص
٤٨٣٧ ص
٤٨٣٨ ص
٤٨٣٩ ص
٤٨٤٠ ص
٤٨٤١ ص
٤٨٤٢ ص
٤٨٤٣ ص
٤٨٤٤ ص
٤٨٤٥ ص
٤٨٤٦ ص
٤٨٤٧ ص
٤٨٤٨ ص
٤٨٤٩ ص
٤٨٥٠ ص
٤٨٥١ ص
٤٨٥٢ ص
٤٨٥٣ ص
٤٨٥٤ ص
٤٨٥٥ ص
٤٨٥٦ ص
٤٨٥٧ ص
٤٨٥٨ ص
٤٨٥٩ ص
٤٨٦٠ ص
٤٨٦١ ص
٤٨٦٢ ص
٤٨٦٣ ص
٤٨٦٤ ص
٤٨٦٥ ص
٤٨٦٦ ص
٤٨٦٧ ص
٤٨٦٨ ص
٤٨٦٩ ص
٤٨٧٠ ص
٤٨٧١ ص
٤٨٧٢ ص
٤٨٧٣ ص
٤٨٧٤ ص
٤٨٧٥ ص
٤٨٧٦ ص
٤٨٧٧ ص
٤٨٧٨ ص
٤٨٧٩ ص
٤٨٨٠ ص
٤٨٨١ ص
٤٨٨٢ ص
٤٨٨٣ ص
٤٨٨٤ ص
٤٨٨٥ ص
٤٨٨٦ ص
٤٨٨٧ ص
٤٨٨٨ ص
٤٨٨٩ ص
٤٨٩٠ ص
٤٨٩١ ص
٤٨٩٢ ص
٤٨٩٣ ص
٤٨٩٤ ص
٤٨٩٥ ص
٤٨٩٦ ص
٤٨٩٧ ص
٤٨٩٨ ص
٤٨٩٩ ص
٤٩٠٠ ص
٤٩٠١ ص
٤٩٠٢ ص
٤٩٠٣ ص
٤٩٠٤ ص
٤٩٠٥ ص
٤٩٠٦ ص
٤٩٠٧ ص
٤٩٠٨ ص
٤٩٠٩ ص
٤٩١٠ ص
٤٩١١ ص
٤٩١٢ ص
٤٩١٣ ص
٤٩١٤ ص
٤٩١٥ ص
٤٩١٦ ص
٤٩١٧ ص
٤٩١٨ ص
٤٩١٩ ص
٤٩٢٠ ص
٤٩٢١ ص
٤٩٢٢ ص
٤٩٢٣ ص
٤٩٢٤ ص
٤٩٢٥ ص
٤٩٢٦ ص
٤٩٢٧ ص
٤٩٢٨ ص
٤٩٢٩ ص
٤٩٣٠ ص
٤٩٣١ ص
٤٩٣٢ ص
٤٩٣٣ ص
٤٩٣٤ ص
٤٩٣٥ ص
٤٩٣٦ ص
٤٩٣٧ ص
٤٩٣٨ ص
٤٩٣٩ ص
٤٩٤٠ ص
٤٩٤١ ص
٤٩٤٢ ص
٤٩٤٣ ص
٤٩٤٤ ص
٤٩٤٥ ص
٤٩٤٦ ص
٤٩٤٧ ص
٤٩٤٨ ص
٤٩٤٩ ص
٤٩٥٠ ص
٤٩٥١ ص
٤٩٥٢ ص
٤٩٥٣ ص
٤٩٥٤ ص
٤٩٥٥ ص
٤٩٥٦ ص
٤٩٥٧ ص
٤٩٥٨ ص
٤٩٥٩ ص
٤٩٦٠ ص
٤٩٦١ ص
٤٩٦٢ ص
٤٩٦٣ ص
٤٩٦٤ ص
٤٩٦٥ ص
٤٩٦٦ ص
٤٩٦٧ ص
٤٩٦٨ ص
٤٩٦٩ ص
٤٩٧٠ ص
٤٩٧١ ص
٤٩٧٢ ص
٤٩٧٣ ص
٤٩٧٤ ص
٤٩٧٥ ص
٤٩٧٦ ص
٤٩٧٧ ص
٤٩٧٨ ص
٤٩٧٩ ص
٤٩٨٠ ص
٤٩٨١ ص
٤٩٨٢ ص
٤٩٨٣ ص
٤٩٨٤ ص
٤٩٨٥ ص
٤٩٨٦ ص
٤٩٨٧ ص
٤٩٨٨ ص
٤٩٨٩ ص
٤٩٩٠ ص
٤٩٩١ ص
٤٩٩٢ ص
٤٩٩٣ ص
٤٩٩٤ ص
٤٩٩٥ ص
٤٩٩٦ ص
٤٩٩٧ ص
٤٩٩٨ ص
٤٩٩٩ ص
٥٠٠٠ ص
٥٠٠١ ص
٥٠٠٢ ص
٥٠٠٣ ص
٥٠٠٤ ص
٥٠٠٥ ص
٥٠٠٦ ص
٥٠٠٧ ص
٥٠٠٨ ص
٥٠٠٩ ص
٥٠١٠ ص
٥٠١١ ص
٥٠١٢ ص
٥٠١٣ ص
٥٠١٤ ص
٥٠١٥ ص
٥٠١٦ ص
٥٠١٧ ص
٥٠١٨ ص
٥٠١٩ ص
٥٠٢٠ ص
٥٠٢١ ص
٥٠٢٢ ص
٥٠٢٣ ص
٥٠٢٤ ص
٥٠٢٥ ص
٥٠٢٦ ص
٥٠٢٧ ص
٥٠٢٨ ص
٥٠٢٩ ص
٥٠٣٠ ص
٥٠٣١ ص
٥٠٣٢ ص
٥٠٣٣ ص
٥٠٣٤ ص
٥٠٣٥ ص
٥٠٣٦ ص
٥٠٣٧ ص
٥٠٣٨ ص
٥٠٣٩ ص
٥٠٤٠ ص
٥٠٤١ ص
٥٠٤٢ ص
٥٠٤٣ ص
٥٠٤٤ ص
٥٠٤٥ ص
٥٠٤٦ ص
٥٠٤٧ ص
٥٠٤٨ ص
٥٠٤٩ ص
٥٠٥٠ ص
٥٠٥١ ص
٥٠٥٢ ص
٥٠٥٣ ص
٥٠٥٤ ص
٥٠٥٥ ص
٥٠٥٦ ص
٥٠٥٧ ص
٥٠٥٨ ص
٥٠٥٩ ص
٥٠٦٠ ص
٥٠٦١ ص
٥٠٦٢ ص
٥٠٦٣ ص
٥٠٦٤ ص
٥٠٦٥ ص
٥٠٦٦ ص
٥٠٦٧ ص
٥٠٦٨ ص
٥٠٦٩ ص
٥٠٧٠ ص
٥٠٧١ ص
٥٠٧٢ ص
٥٠٧٣ ص
٥٠٧٤ ص
٥٠٧٥ ص
٥٠٧٦ ص
٥٠٧٧ ص
٥٠٧٨ ص
٥٠٧٩ ص
٥٠٨٠ ص
٥٠٨١ ص
٥٠٨٢ ص
٥٠٨٣ ص
٥٠٨٤ ص
٥٠٨٥ ص
٥٠٨٦ ص
٥٠٨٧ ص
٥٠٨٨ ص
٥٠٨٩ ص
٥٠٩٠ ص
٥٠٩١ ص
٥٠٩٢ ص
٥٠٩٣ ص
٥٠٩٤ ص
٥٠٩٥ ص
٥٠٩٦ ص
٥٠٩٧ ص
٥٠٩٨ ص
٥٠٩٩ ص
٥١٠٠ ص
٥١٠١ ص
٥١٠٢ ص
٥١٠٣ ص
٥١٠٤ ص
٥١٠٥ ص
٥١٠٦ ص
٥١٠٧ ص
٥١٠٨ ص
٥١٠٩ ص
٥١١٠ ص
٥١١١ ص
٥١١٢ ص
٥١١٣ ص
٥١١٤ ص
٥١١٥ ص
٥١١٦ ص
٥١١٧ ص
٥١١٨ ص
٥١١٩ ص
٥١٢٠ ص
٥١٢١ ص
٥١٢٢ ص
٥١٢٣ ص
٥١٢٤ ص
٥١٢٥ ص
٥١٢٦ ص
٥١٢٧ ص
٥١٢٨ ص
٥١٢٩ ص
٥١٣٠ ص
٥١٣١ ص
٥١٣٢ ص
٥١٣٣ ص
٥١٣٤ ص
٥١٣٥ ص
٥١٣٦ ص
٥١٣٧ ص
٥١٣٨ ص
٥١٣٩ ص
٥١٤٠ ص
٥١٤١ ص
٥١٤٢ ص
٥١٤٣ ص
٥١٤٤ ص
٥١٤٥ ص
٥١٤٦ ص
٥١٤٧ ص
٥١٤٨ ص
٥١٤٩ ص
٥١٥٠ ص
٥١٥١ ص
٥١٥٢ ص
٥١٥٣ ص
٥١٥٤ ص
٥١٥٥ ص
٥١٥٦ ص
٥١٥٧ ص
٥١٥٨ ص
٥١٥٩ ص
٥١٦٠ ص
٥١٦١ ص
٥١٦٢ ص
٥١٦٣ ص
٥١٦٤ ص
٥١٦٥ ص
٥١٦٦ ص
٥١٦٧ ص
٥١٦٨ ص
٥١٦٩ ص
٥١٧٠ ص
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص
٥٨٦٢ ص
٥٨٦٣ ص
٥٨٦٤ ص
٥٨٦٥ ص
٥٨٦٦ ص
٥٨٦٧ ص
٥٨٦٨ ص
٥٨٦٩ ص
٥٨٧٠ ص
٥٨٧١ ص
٥٨٧٢ ص
٥٨٧٣ ص
٥٨٧٤ ص
٥٨٧٥ ص
٥٨٧٦ ص
٥٨٧٧ ص
٥٨٧٨ ص
٥٨٧٩ ص
٥٨٨٠ ص
٥٨٨١ ص
٥٨٨٢ ص
٥٨٨٣ ص
٥٨٨٤ ص
٥٨٨٥ ص
٥٨٨٦ ص
٥٨٨٧ ص
٥٨٨٨ ص
٥٨٨٩ ص
٥٨٩٠ ص
٥٨٩١ ص
٥٨٩٢ ص
٥٨٩٣ ص
٥٨٩٤ ص
٥٨٩٥ ص
٥٨٩٦ ص
٥٨٩٧ ص
٥٨٩٨ ص
٥٨٩٩ ص
٥٩٠٠ ص
٥٩٠١ ص
٥٩٠٢ ص
٥٩٠٣ ص
٥٩٠٤ ص
٥٩٠٥ ص
٥٩٠٦ ص
٥٩٠٧ ص
٥٩٠٨ ص
٥٩٠٩ ص
٥٩١٠ ص
٥٩١١ ص
٥٩١٢ ص
٥٩١٣ ص
٥٩١٤ ص
٥٩١٥ ص
٥٩١٦ ص
٥٩١٧ ص
٥٩١٨ ص
٥٩١٩ ص
٥٩٢٠ ص
٥٩٢١ ص
٥٩٢٢ ص
٥٩٢٣ ص
٥٩٢٤ ص
٥٩٢٥ ص
٥٩٢٦ ص
٥٩٢٧ ص
٥٩٢٨ ص
٥٩٢٩ ص
٥٩٣٠ ص
٥٩٣١ ص
٥٩٣٢ ص
٥٩٣٣ ص
٥٩٣٤ ص
٥٩٣٥ ص
٥٩٣٦ ص
٥٩٣٧ ص
٥٩٣٨ ص
٥٩٣٩ ص
٥٩٤٠ ص
٥٩٤١ ص
٥٩٤٢ ص
٥٩٤٣ ص
٥٩٤٤ ص
٥٩٤٥ ص
٥٩٤٦ ص
٥٩٤٧ ص
٥٩٤٨ ص
٥٩٤٩ ص
٥٩٥٠ ص
٥٩٥١ ص
٥٩٥٢ ص
٥٩٥٣ ص
٥٩٥٤ ص
٥٩٥٥ ص
٥٩٥٦ ص
٥٩٥٧ ص
٥٩٥٨ ص
٥٩٥٩ ص
٥٩٦٠ ص
٥٩٦١ ص
٥٩٦٢ ص
٥٩٦٣ ص
٥٩٦٤ ص
٥٩٦٥ ص
٥٩٦٦ ص
٥٩٦٧ ص
٥٩٦٨ ص
٥٩٦٩ ص
٥٩٧٠ ص
٥٩٧١ ص
٥٩٧٢ ص
٥٩٧٣ ص
٥٩٧٤ ص
٥٩٧٥ ص
٥٩٧٦ ص
٥٩٧٧ ص
٥٩٧٨ ص
٥٩٧٩ ص
٥٩٨٠ ص
٥٩٨١ ص
٥٩٨٢ ص
٥٩٨٣ ص
٥٩٨٤ ص
٥٩٨٥ ص
٥٩٨٦ ص
٥٩٨٧ ص
٥٩٨٨ ص
٥٩٨٩ ص
٥٩٩٠ ص
٥٩٩١ ص
٥٩٩٢ ص
٥٩٩٣ ص
٥٩٩٤ ص
٥٩٩٥ ص
٥٩٩٦ ص
٥٩٩٧ ص
٥٩٩٨ ص
٥٩٩٩ ص
٦٠٠٠ ص
٦٠٠١ ص
٦٠٠٢ ص
٦٠٠٣ ص
٦٠٠٤ ص
٦٠٠٥ ص
٦٠٠٦ ص
٦٠٠٧ ص
٦٠٠٨ ص
٦٠٠٩ ص
٦٠١٠ ص
٦٠١١ ص
٦٠١٢ ص
٦٠١٣ ص
٦٠١٤ ص
٦٠١٥ ص
٦٠١٦ ص
٦٠١٧ ص
٦٠١٨ ص
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص
٦٢٦٧ ص
٦٢٦٨ ص
٦٢٦٩ ص
٦٢٧٠ ص
٦٢٧١ ص
٦٢٧٢ ص
٦٢٧٣ ص
٦٢٧٤ ص
٦٢٧٥ ص
٦٢٧٦ ص
٦٢٧٧ ص
٦٢٧٨ ص
٦٢٧٩ ص
٦٢٨٠ ص
٦٢٨١ ص
٦٢٨٢ ص
٦٢٨٣ ص
٦٢٨٤ ص
٦٢٨٥ ص
٦٢٨٦ ص
٦٢٨٧ ص
٦٢٨٨ ص
٦٢٨٩ ص
٦٢٩٠ ص
٦٢٩١ ص
٦٢٩٢ ص
٦٢٩٣ ص
٦٢٩٤ ص
٦٢٩٥ ص
٦٢٩٦ ص
٦٢٩٧ ص
٦٢٩٨ ص
٦٢٩٩ ص
٦٣٠٠ ص
٦٣٠١ ص
٦٣٠٢ ص
٦٣٠٣ ص
٦٣٠٤ ص
٦٣٠٥ ص
٦٣٠٦ ص
٦٣٠٧ ص
٦٣٠٨ ص
٦٣٠٩ ص
٦٣١٠ ص
٦٣١١ ص
٦٣١٢ ص
٦٣١٣ ص
٦٣١٤ ص
٦٣١٥ ص
٦٣١٦ ص
٦٣١٧ ص
٦٣١٨ ص
٦٣١٩ ص
٦٣٢٠ ص
٦٣٢١ ص
٦٣٢٢ ص
٦٣٢٣ ص
٦٣٢٤ ص
٦٣٢٥ ص
٦٣٢٦ ص
٦٣٢٧ ص
٦٣٢٨ ص
٦٣٢٩ ص
٦٣٣٠ ص
٦٣٣١ ص
٦٣٣٢ ص
٦٣٣٣ ص
٦٣٣٤ ص
٦٣٣٥ ص
٦٣٣٦ ص
٦٣٣٧ ص
٦٣٣٨ ص
٦٣٣٩ ص
٦٣٤٠ ص
٦٣٤١ ص
٦٣٤٢ ص
٦٣٤٣ ص
٦٣٤٤ ص
٦٣٤٥ ص
٦٣٤٦ ص
٦٣٤٧ ص
٦٣٤٨ ص
٦٣٤٩ ص
٦٣٥٠ ص
٦٣٥١ ص
٦٣٥٢ ص
٦٣٥٣ ص
٦٣٥٤ ص
٦٣٥٥ ص
٦٣٥٦ ص
٦٣٥٧ ص
٦٣٥٨ ص
٦٣٥٩ ص
٦٣٦٠ ص
٦٣٦١ ص
٦٣٦٢ ص
٦٣٦٣ ص
٦٣٦٤ ص
٦٣٦٥ ص
٦٣٦٦ ص
٦٣٦٧ ص
٦٣٦٨ ص
٦٣٦٩ ص
٦٣٧٠ ص
٦٣٧١ ص
٦٣٧٢ ص
٦٣٧٣ ص
٦٣٧٤ ص
٦٣٧٥ ص
٦٣٧٦ ص
٦٣٧٧ ص
٦٣٧٨ ص
٦٣٧٩ ص
٦٣٨٠ ص
٦٣٨١ ص
٦٣٨٢ ص
٦٣٨٣ ص
٦٣٨٤ ص
٦٣٨٥ ص
٦٣٨٦ ص
٦٣٨٧ ص
٦٣٨٨ ص
٦٣٨٩ ص
٦٣٩٠ ص
٦٣٩١ ص
٦٣٩٢ ص
٦٣٩٣ ص
٦٣٩٤ ص
٦٣٩٥ ص
٦٣٩٦ ص
٦٣٩٧ ص
٦٣٩٨ ص
٦٣٩٩ ص
٦٤٠٠ ص
٦٤٠١ ص
٦٤٠٢ ص
٦٤٠٣ ص
٦٤٠٤ ص
٦٤٠٥ ص
٦٤٠٦ ص
٦٤٠٧ ص
٦٤٠٨ ص
٦٤٠٩ ص
٦٤١٠ ص
٦٤١١ ص
٦٤١٢ ص
٦٤١٣ ص
٦٤١٤ ص
٦٤١٥ ص
٦٤١٦ ص
٦٤١٧ ص
٦٤١٨ ص
٦٤١٩ ص
٦٤٢٠ ص
٦٤٢١ ص
٦٤٢٢ ص
٦٤٢٣ ص
٦٤٢٤ ص
٦٤٢٥ ص
٦٤٢٦ ص
٦٤٢٧ ص
٦٤٢٨ ص
٦٤٢٩ ص
٦٤٣٠ ص
٦٤٣١ ص
٦٤٣٢ ص
٦٤٣٣ ص
٦٤٣٤ ص
٦٤٣٥ ص
٦٤٣٦ ص
٦٤٣٧ ص
٦٤٣٨ ص
٦٤٣٩ ص
٦٤٤٠ ص
٦٤٤١ ص
٦٤٤٢ ص
٦٤٤٣ ص
٦٤٤٤ ص
٦٤٤٥ ص
٦٤٤٦ ص
٦٤٤٧ ص
٦٤٤٨ ص
٦٤٤٩ ص
٦٤٥٠ ص
٦٤٥١ ص
٦٤٥٢ ص
٦٤٥٣ ص
٦٤٥٤ ص
٦٤٥٥ ص
٦٤٥٦ ص
٦٤٥٧ ص
٦٤٥٨ ص
٦٤٥٩ ص
٦٤٦٠ ص
٦٤٦١ ص
٦٤٦٢ ص
٦٤٦٣ ص
٦٤٦٤ ص
٦٤٦٥ ص
٦٤٦٦ ص
٦٤٦٧ ص
٦٤٦٨ ص
٦٤٦٩ ص
٦٤٧٠ ص
٦٤٧١ ص
٦٤٧٢ ص
٦٤٧٣ ص
٦٤٧٤ ص
٦٤٧٥ ص
٦٤٧٦ ص
٦٤٧٧ ص
٦٤٧٨ ص
٦٤٧٩ ص
٦٤٨٠ ص
٦٤٨١ ص
٦٤٨٢ ص
٦٤٨٣ ص
٦٤٨٤ ص
٦٤٨٥ ص
٦٤٨٦ ص
٦٤٨٧ ص
٦٤٨٨ ص
٦٤٨٩ ص
٦٤٩٠ ص
٦٤٩١ ص
٦٤٩٢ ص
٦٤٩٣ ص
٦٤٩٤ ص
٦٤٩٥ ص
٦٤٩٦ ص
٦٤٩٧ ص
٦٤٩٨ ص
٦٤٩٩ ص
٦٥٠٠ ص
٦٥٠١ ص
٦٥٠٢ ص
٦٥٠٣ ص
٦٥٠٤ ص
٦٥٠٥ ص
٦٥٠٦ ص
٦٥٠٧ ص
٦٥٠٨ ص
٦٥٠٩ ص
٦٥١٠ ص
٦٥١١ ص
٦٥١٢ ص
٦٥١٣ ص
٦٥١٤ ص
٦٥١٥ ص
٦٥١٦ ص
٦٥١٧ ص
٦٥١٨ ص
٦٥١٩ ص
٦٥٢٠ ص
٦٥٢١ ص
٦٥٢٢ ص
٦٥٢٣ ص
٦٥٢٤ ص
٦٥٢٥ ص
٦٥٢٦ ص
٦٥٢٧ ص
٦٥٢٨ ص
٦٥٢٩ ص
٦٥٣٠ ص
٦٥٣١ ص
٦٥٣٢ ص
٦٥٣٣ ص
٦٥٣٤ ص
٦٥٣٥ ص
٦٥٣٦ ص
٦٥٣٧ ص
٦٥٣٨ ص
٦٥٣٩ ص
٦٥٤٠ ص
٦٥٤١ ص
٦٥٤٢ ص
٦٥٤٣ ص
٦٥٤٤ ص
٦٥٤٥ ص
٦٥٤٦ ص
٦٥٤٧ ص
٦٥٤٨ ص
٦٥٤٩ ص
٦٥٥٠ ص
٦٥٥١ ص
٦٥٥٢ ص
٦٥٥٣ ص
٦٥٥٤ ص
٦٥٥٥ ص
٦٥٥٦ ص
٦٥٥٧ ص
٦٥٥٨ ص
٦٥٥٩ ص
٦٥٦٠ ص
٦٥٦١ ص
٦٥٦٢ ص
٦٥٦٣ ص
٦٥٦٤ ص
٦٥٦٥ ص
٦٥٦٦ ص
٦٥٦٧ ص
٦٥٦٨ ص
٦٥٦٩ ص
٦٥٧٠ ص
٦٥٧١ ص
٦٥٧٢ ص
٦٥٧٣ ص
٦٥٧٤ ص
٦٥٧٥ ص
٦٥٧٦ ص
٦٥٧٧ ص
٦٥٧٨ ص
٦٥٧٩ ص
٦٥٨٠ ص
٦٥٨١ ص
٦٥٨٢ ص
٦٥٨٣ ص
٦٥٨٤ ص
٦٥٨٥ ص
٦٥٨٦ ص
٦٥٨٧ ص
٦٥٨٨ ص
٦٥٨٩ ص
٦٥٩٠ ص
٦٥٩١ ص
٦٥٩٢ ص
٦٥٩٣ ص
٦٥٩٤ ص
٦٥٩٥ ص
٦٥٩٦ ص
٦٥٩٧ ص
٦٥٩٨ ص
٦٥٩٩ ص
٦٦٠٠ ص
٦٦٠١ ص
٦٦٠٢ ص
٦٦٠٣ ص
٦٦٠٤ ص
٦٦٠٥ ص
٦٦٠٦ ص
٦٦٠٧ ص
٦٦٠٨ ص
٦٦٠٩ ص
٦٦١٠ ص
٦٦١١ ص
٦٦١٢ ص
٦٦١٣ ص
٦٦١٤ ص
٦٦١٥ ص
٦٦١٦ ص
٦٦١٧ ص
٦٦١٨ ص
٦٦١٩ ص
٦٦٢٠ ص
٦٦٢١ ص
٦٦٢٢ ص
٦٦٢٣ ص
٦٦٢٤ ص
٦٦٢٥ ص
٦٦٢٦ ص
٦٦٢٧ ص
٦٦٢٨ ص
٦٦٢٩ ص
٦٦٣٠ ص
٦٦٣١ ص
٦٦٣٢ ص
٦٦٣٣ ص
٦٦٣٤ ص
٦٦٣٥ ص
٦٦٣٦ ص
٦٦٣٧ ص
٦٦٣٨ ص
٦٦٣٩ ص
٦٦٤٠ ص
٦٦٤١ ص
٦٦٤٢ ص
٦٦٤٣ ص
٦٦٤٤ ص
٦٦٤٥ ص
٦٦٤٦ ص
٦٦٤٧ ص
٦٦٤٨ ص
٦٦٤٩ ص
٦٦٥٠ ص
٦٦٥١ ص
٦٦٥٢ ص
٦٦٥٣ ص
٦٦٥٤ ص
٦٦٥٥ ص
٦٦٥٦ ص
٦٦٥٧ ص
٦٦٥٨ ص
٦٦٥٩ ص
٦٦٦٠ ص
٦٦٦١ ص
٦٦٦٢ ص
٦٦٦٣ ص
٦٦٦٤ ص
٦٦٦٥ ص
٦٦٦٦ ص
٦٦٦٧ ص
٦٦٦٨ ص
٦٦٦٩ ص
٦٦٧٠ ص
٦٦٧١ ص
٦٦٧٢ ص
٦٦٧٣ ص
٦٦٧٤ ص
٦٦٧٥ ص
٦٦٧٦ ص
٦٦٧٧ ص
٦٦٧٨ ص
٦٦٧٩ ص
٦٦٨٠ ص
٦٦٨١ ص
٦٦٨٢ ص
٦٦٨٣ ص
٦٦٨٤ ص
٦٦٨٥ ص
٦٦٨٦ ص
٦٦٨٧ ص
٦٦٨٨ ص
٦٦٨٩ ص
٦٦٩٠ ص
٦٦٩١ ص
٦٦٩٢ ص
٦٦٩٣ ص
٦٦٩٤ ص
٦٦٩٥ ص
٦٦٩٦ ص
٦٦٩٧ ص
٦٦٩٨ ص
٦٦٩٩ ص
٦٧٠٠ ص
٦٧٠١ ص
٦٧٠٢ ص
٦٧٠٣ ص
٦٧٠٤ ص
٦٧٠٥ ص
٦٧٠٦ ص
٦٧٠٧ ص
٦٧٠٨ ص
٦٧٠٩ ص
٦٧١٠ ص
٦٧١١ ص
٦٧١٢ ص
٦٧١٣ ص
٦٧١٤ ص
٦٧١٥ ص
٦٧١٦ ص
٦٧١٧ ص
٦٧١٨ ص
٦٧١٩ ص
٦٧٢٠ ص
٦٧٢١ ص
٦٧٢٢ ص
٦٧٢٣ ص
٦٧٢٤ ص
٦٧٢٥ ص
٦٧٢٦ ص
٦٧٢٧ ص
٦٧٢٨ ص
٦٧٢٩ ص
٦٧٣٠ ص
٦٧٣١ ص
٦٧٣٢ ص
٦٧٣٣ ص
٦٧٣٤ ص
٦٧٣٥ ص
٦٧٣٦ ص
٦٧٣٧ ص
٦٧٣٨ ص
٦٧٣٩ ص
٦٧٤٠ ص
٦٧٤١ ص
٦٧٤٢ ص
٦٧٤٣ ص
٦٧٤٤ ص
٦٧٤٥ ص
٦٧٤٦ ص
٦٧٤٧ ص
٦٧٤٨ ص
٦٧٤٩ ص
٦٧٥٠ ص
٦٧٥١ ص
٦٧٥٢ ص
٦٧٥٣ ص
٦٧٥٤ ص
٦٧٥٥ ص
٦٧٥٦ ص
٦٧٥٧ ص
٦٧٥٨ ص
٦٧٥٩ ص
٦٧٦٠ ص
٦٧٦١ ص
٦٧٦٢ ص
٦٧٦٣ ص
٦٧٦٤ ص
٦٧٦٥ ص
٦٧٦٦ ص
٦٧٦٧ ص
٦٧٦٨ ص
٦٧٦٩ ص
٦٧٧٠ ص
٦٧٧١ ص
٦٧٧٢ ص
٦٧٧٣ ص
٦٧٧٤ ص
٦٧٧٥ ص
٦٧٧٦ ص
٦٧٧٧ ص
٦٧٧٨ ص
٦٧٧٩ ص
٦٧٨٠ ص
٦٧٨١ ص
٦٧٨٢ ص
٦٧٨٣ ص
٦٧٨٤ ص
٦٧٨٥ ص
٦٧٨٦ ص
٦٧٨٧ ص
٦٧٨٨ ص
٦٧٨٩ ص
٦٧٩٠ ص
٦٧٩١ ص
٦٧٩٢ ص
٦٧٩٣ ص
٦٧٩٤ ص
٦٧٩٥ ص
٦٧٩٦ ص
٦٧٩٧ ص
٦٧٩٨ ص
٦٧٩٩ ص
٦٨٠٠ ص
٦٨٠١ ص
٦٨٠٢ ص
٦٨٠٣ ص
٦٨٠٤ ص
٦٨٠٥ ص
٦٨٠٦ ص
٦٨٠٧ ص
٦٨٠٨ ص
٦٨٠٩ ص
٦٨١٠ ص
٦٨١١ ص
٦٨١٢ ص
٦٨١٣ ص
٦٨١٤ ص
٦٨١٥ ص
٦٨١٦ ص
٦٨١٧ ص
٦٨١٨ ص
٦٨١٩ ص
٦٨٢٠ ص
٦٨٢١ ص
٦٨٢٢ ص
٦٨٢٣ ص
٦٨٢٤ ص
٦٨٢٥ ص
٦٨٢٦ ص
٦٨٢٧ ص
٦٨٢٨ ص
٦٨٢٩ ص
٦٨٣٠ ص
٦٨٣١ ص
٦٨٣٢ ص
٦٨٣٣ ص
٦٨٣٤ ص
٦٨٣٥ ص
٦٨٣٦ ص
٦٨٣٧ ص
٦٨٣٨ ص
٦٨٣٩ ص
٦٨٤٠ ص
٦٨٤١ ص
٦٨٤٢ ص
٦٨٤٣ ص
٦٨٤٤ ص
٦٨٤٥ ص
٦٨٤٦ ص
٦٨٤٧ ص
٦٨٤٨ ص
٦٨٤٩ ص
٦٨٥٠ ص
٦٨٥١ ص
٦٨٥٢ ص
٦٨٥٣ ص
٦٨٥٤ ص
٦٨٥٥ ص
٦٨٥٦ ص
٦٨٥٧ ص
٦٨٥٨ ص
٦٨٥٩ ص
٦٨٦٠ ص
٦٨٦١ ص
٦٨٦٢ ص
٦٨٦٣ ص
٦٨٦٤ ص
٦٨٦٥ ص
٦٨٦٦ ص
٦٨٦٧ ص
٦٨٦٨ ص
٦٨٦٩ ص
٦٨٧٠ ص
٦٨٧١ ص
٦٨٧٢ ص
٦٨٧٣ ص
٦٨٧٤ ص
٦٨٧٥ ص
٦٨٧٦ ص
٦٨٧٧ ص
٦٨٧٨ ص
٦٨٧٩ ص
٦٨٨٠ ص
٦٨٨١ ص
٦٨٨٢ ص
٦٨٨٣ ص
٦٨٨٤ ص
٦٨٨٥ ص
٦٨٨٦ ص
٦٨٨٧ ص
٦٨٨٨ ص
٦٨٨٩ ص
٦٨٩٠ ص
٦٨٩١ ص
٦٨٩٢ ص
٦٨٩٣ ص
٦٨٩٤ ص
٦٨٩٥ ص
٦٨٩٦ ص
٦٨٩٧ ص
٦٨٩٨ ص
٦٨٩٩ ص
٦٩٠٠ ص
٦٩٠١ ص
٦٩٠٢ ص
٦٩٠٣ ص
٦٩٠٤ ص
٦٩٠٥ ص
٦٩٠٦ ص
٦٩٠٧ ص
٦٩٠٨ ص
٦٩٠٩ ص
٦٩١٠ ص
٦٩١١ ص
٦٩١٢ ص
٦٩١٣ ص
٦٩١٤ ص
٦٩١٥ ص
٦٩١٦ ص
٦٩١٧ ص
٦٩١٨ ص
٦٩١٩ ص
٦٩٢٠ ص
٦٩٢١ ص
٦٩٢٢ ص
٦٩٢٣ ص
٦٩٢٤ ص
٦٩٢٥ ص
٦٩٢٦ ص
٦٩٢٧ ص
٦٩٢٨ ص
٦٩٢٩ ص
٦٩٣٠ ص
٦٩٣١ ص
٦٩٣٢ ص
٦٩٣٣ ص
٦٩٣٤ ص
٦٩٣٥ ص
٦٩٣٦ ص
٦٩٣٧ ص
٦٩٣٨ ص
٦٩٣٩ ص
٦٩٤٠ ص
٦٩٤١ ص
٦٩٤٢ ص
٦٩٤٣ ص
٦٩٤٤ ص
٦٩٤٥ ص
٦٩٤٦ ص
٦٩٤٧ ص
٦٩٤٨ ص
٦٩٤٩ ص
٦٩٥٠ ص
٦٩٥١ ص
٦٩٥٢ ص
٦٩٥٣ ص
٦٩٥٤ ص
٦٩٥٥ ص
٦٩٥٦ ص
٦٩٥٧ ص
٦٩٥٨ ص
٦٩٥٩ ص
٦٩٦٠ ص
٦٩٦١ ص
٦٩٦٢ ص
٦٩٦٣ ص
٦٩٦٤ ص
٦٩٦٥ ص
٦٩٦٦ ص
٦٩٦٧ ص
٦٩٦٨ ص
٦٩٦٩ ص
٦٩٧٠ ص
٦٩٧١ ص
٦٩٧٢ ص
٦٩٧٣ ص
٦٩٧٤ ص
٦٩٧٥ ص
٦٩٧٦ ص
٦٩٧٧ ص
٦٩٧٨ ص
٦٩٧٩ ص
٦٩٨٠ ص
٦٩٨١ ص
٦٩٨٢ ص
٦٩٨٣ ص
٦٩٨٤ ص
٦٩٨٥ ص
٦٩٨٦ ص
٦٩٨٧ ص
٦٩٨٨ ص
٦٩٨٩ ص
٦٩٩٠ ص
٦٩٩١ ص
٦٩٩٢ ص
٦٩٩٣ ص
٦٩٩٤ ص
٦٩٩٥ ص
٦٩٩٦ ص
٦٩٩٧ ص
٦٩٩٨ ص
٦٩٩٩ ص
٧٠٠٠ ص
٧٠٠١ ص
٧٠٠٢ ص
٧٠٠٣ ص
٧٠٠٤ ص
٧٠٠٥ ص
٧٠٠٦ ص
٧٠٠٧ ص
٧٠٠٨ ص
٧٠٠٩ ص
٧٠١٠ ص
٧٠١١ ص
٧٠١٢ ص
٧٠١٣ ص
٧٠١٤ ص
٧٠١٥ ص
٧٠١٦ ص
٧٠١٧ ص
٧٠١٨ ص
٧٠١٩ ص
٧٠٢٠ ص
٧٠٢١ ص
٧٠٢٢ ص
٧٠٢٣ ص
٧٠٢٤ ص
٧٠٢٥ ص
٧٠٢٦ ص
٧٠٢٧ ص
٧٠٢٨ ص
٧٠٢٩ ص
٧٠٣٠ ص
٧٠٣١ ص
٧٠٣٢ ص
٧٠٣٣ ص
٧٠٣٤ ص
٧٠٣٥ ص
٧٠٣٦ ص
٧٠٣٧ ص
٧٠٣٨ ص
٧٠٣٩ ص
٧٠٤٠ ص
٧٠٤١ ص
٧٠٤٢ ص
٧٠٤٣ ص
٧٠٤٤ ص
٧٠٤٥ ص
٧٠٤٦ ص
٧٠٤٧ ص
٧٠٤٨ ص
٧٠٤٩ ص
٧٠٥٠ ص
٧٠٥١ ص
٧٠٥٢ ص
٧٠٥٣ ص
٧٠٥٤ ص
٧٠٥٥ ص
٧٠٥٦ ص
٧٠٥٧ ص
٧٠٥٨ ص
٧٠٥٩ ص
٧٠٦٠ ص
٧٠٦١ ص
٧٠٦٢ ص
٧٠٦٣ ص
٧٠٦٤ ص
٧٠٦٥ ص
٧٠٦٦ ص
٧٠٦٧ ص
٧٠٦٨ ص
٧٠٦٩ ص
٧٠٧٠ ص
٧٠٧١ ص
٧٠٧٢ ص
٧٠٧٣ ص
٧٠٧٤ ص
٧٠٧٥ ص
٧٠٧٦ ص
٧٠٧٧ ص
٧٠٧٨ ص
٧٠٧٩ ص
٧٠٨٠ ص
٧٠٨١ ص
٧٠٨٢ ص
٧٠٨٣ ص
٧٠٨٤ ص
٧٠٨٥ ص
٧٠٨٦ ص
٧٠٨٧ ص
٧٠٨٨ ص
٧٠٨٩ ص
٧٠٩٠ ص
٧٠٩١ ص
٧٠٩٢ ص
٧٠٩٣ ص
٧٠٩٤ ص
٧٠٩٥ ص
٧٠٩٦ ص
٧٠٩٧ ص
٧٠٩٨ ص
٧٠٩٩ ص
٧١٠٠ ص
٧١٠١ ص
٧١٠٢ ص
٧١٠٣ ص
٧١٠٤ ص
٧١٠٥ ص
٧١٠٦ ص
٧١٠٧ ص
٧١٠٨ ص
٧١٠٩ ص
٧١١٠ ص
٧١١١ ص
٧١١٢ ص
٧١١٣ ص
٧١١٤ ص
٧١١٥ ص
٧١١٦ ص
٧١١٧ ص
٧١١٨ ص
٧١١٩ ص
٧١٢٠ ص
٧١٢١ ص
٧١٢٢ ص
٧١٢٣ ص
٧١٢٤ ص
٧١٢٥ ص
٧١٢٦ ص
٧١٢٧ ص
٧١٢٨ ص
٧١٢٩ ص
٧١٣٠ ص
٧١٣١ ص
٧١٣٢ ص
٧١٣٣ ص
٧١٣٤ ص
٧١٣٥ ص
٧١٣٦ ص
٧١٣٧ ص
٧١٣٨ ص
٧١٣٩ ص
٧١٤٠ ص
٧١٤١ ص
٧١٤٢ ص
٧١٤٣ ص
٧١٤٤ ص
٧١٤٥ ص
٧١٤٦ ص
٧١٤٧ ص
٧١٤٨ ص
٧١٤٩ ص
٧١٥٠ ص
٧١٥١ ص
٧١٥٢ ص
٧١٥٣ ص
٧١٥٤ ص
٧١٥٥ ص
٧١٥٦ ص
٧١٥٧ ص
٧١٥٨ ص
٧١٥٩ ص
٧١٦٠ ص
٧١٦١ ص
٧١٦٢ ص
٧١٦٣ ص
٧١٦٤ ص
٧١٦٥ ص
٧١٦٦ ص
٧١٦٧ ص
٧١٦٨ ص
٧١٦٩ ص
٧١٧٠ ص
٧١٧١ ص
٧١٧٢ ص
٧١٧٣ ص
٧١٧٤ ص
٧١٧٥ ص
٧١٧٦ ص
٧١٧٧ ص
٧١٧٨ ص
٧١٧٩ ص
٧١٨٠ ص
٧١٨١ ص
٧١٨٢ ص
٧١٨٣ ص
٧١٨٤ ص
٧١٨٥ ص
٧١٨٦ ص
٧١٨٧ ص
٧١٨٨ ص
٧١٨٩ ص
٧١٩٠ ص
٧١٩١ ص
٧١٩٢ ص
٧١٩٣ ص
٧١٩٤ ص
٧١٩٥ ص
٧١٩٦ ص
٧١٩٧ ص
٧١٩٨ ص
٧١٩٩ ص
٧٢٠٠ ص
٧٢٠١ ص
٧٢٠٢ ص
٧٢٠٣ ص
٧٢٠٤ ص
٧٢٠٥ ص
٧٢٠٦ ص
٧٢٠٧ ص
٧٢٠٨ ص
٧٢٠٩ ص
٧٢١٠ ص
٧٢١١ ص
٧٢١٢ ص
٧٢١٣ ص
٧٢١٤ ص
٧٢١٥ ص
٧٢١٦ ص
٧٢١٧ ص
٧٢١٨ ص
٧٢١٩ ص
٧٢٢٠ ص
٧٢٢١ ص
٧٢٢٢ ص
٧٢٢٣ ص
٧٢٢٤ ص
٧٢٢٥ ص
٧٢٢٦ ص
٧٢٢٧ ص
٧٢٢٨ ص
٧٢٢٩ ص
٧٢٣٠ ص
٧٢٣١ ص
٧٢٣٢ ص
٧٢٣٣ ص
٧٢٣٤ ص
٧٢٣٥ ص
٧٢٣٦ ص
٧٢٣٧ ص
٧٢٣٨ ص
٧٢٣٩ ص
٧٢٤٠ ص
٧٢٤١ ص
٧٢٤٢ ص
٧٢٤٣ ص
٧٢٤٤ ص
٧٢٤٥ ص
٧٢٤٦ ص
٧٢٤٧ ص
٧٢٤٨ ص
٧٢٤٩ ص
٧٢٥٠ ص
٧٢٥١ ص
٧٢٥٢ ص
٧٢٥٣ ص
٧٢٥٤ ص
٧٢٥٥ ص
٧٢٥٦ ص
٧٢٥٧ ص
٧٢٥٨ ص
٧٢٥٩ ص
٧٢٦٠ ص
٧٢٦١ ص
٧٢٦٢ ص
٧٢٦٣ ص
٧٢٦٤ ص
٧٢٦٥ ص
٧٢٦٦ ص
٧٢٦٧ ص
٧٢٦٨ ص
٧٢٦٩ ص
٧٢٧٠ ص
٧٢٧١ ص
٧٢٧٢ ص
٧٢٧٣ ص
٧٢٧٤ ص
٧٢٧٥ ص
٧٢٧٦ ص
٧٢٧٧ ص
٧٢٧٨ ص
٧٢٧٩ ص
٧٢٨٠ ص
٧٢٨١ ص
٧٢٨٢ ص
٧٢٨٣ ص
٧٢٨٤ ص
٧٢٨٥ ص
٧٢٨٦ ص
٧٢٨٧ ص
٧٢٨٨ ص
٧٢٨٩ ص
٧٢٩٠ ص
٧٢٩١ ص
٧٢٩٢ ص
٧٢٩٣ ص
٧٢٩٤ ص
٧٢٩٥ ص
٧٢٩٦ ص
٧٢٩٧ ص
٧٢٩٨ ص
٧٢٩٩ ص
٧٣٠٠ ص
٧٣٠١ ص
٧٣٠٢ ص
٧٣٠٣ ص
٧٣٠٤ ص
٧٣٠٥ ص
٧٣٠٦ ص
٧٣٠٧ ص
٧٣٠٨ ص
٧٣٠٩ ص
٧٣١٠ ص
٧٣١١ ص
٧٣١٢ ص
٧٣١٣ ص
٧٣١٤ ص
٧٣١٥ ص
٧٣١٦ ص

دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٨٩٢

 

بَربَرها ، نام اقوامی که از مرز مصر (سیوه ) تا سواحل اقیانوس اطلس و انحنای بزرگ رود نیجر به گویشهای (یا بهتر بگوییم صورتهای محلّی ) یک زبان واحد، یعنی زبان بربر، سخن می گویند یا پیش از پذیرش زبان عربی سخن می گفتند. این اصطلاح احتمالاً عنوان تحقیرآمیزی است که در زبان یونانی (بارباروی آنتیشان ، رجوع کنید به ) و لاتینی (بارباری ) و همچنین عربی (بربر، مفرد آن : بربری ، جمع آن : بَرابِر و برابره ) به کار رفته است ، و به خلاف نامهای نظر بعضی ( جغرافیایی بربر در نوبیا و بربرا در سومالی ؛ نیز کولن ، ص ٩٣ـ٩٦). لفظ اَمَزِغ / اَمَهَغ (و رجوع کنید به ص ٣)نام قوم نیست ( صورتهای مختلف آنها) و (صیغة جمع اِمَزِغِن / اِمُهَغ (و صورتهای مختلف آنها) را می توان دالّ بر بربرها به طور کلّی دانست ، ولو آنکه خود آنها، به سبب نداشتن احساس پیوستگی ، معمولاً خود را به نامهای قبیله ای خویش می نامند یا کمابیش به دلخواه نامهایی را امزغ به معنی «انسان آزاد» رجوع کنید به پذیرفته اند که خارجیها به آنها داده اند («قبائل » ، چئوئیه و مانند آنها). لفظ سارنلی ، ص ١٣١ـ ١٣٨) است ( و هنوز در حوزة نسبتاً وسیعی به کار می رود و صیغة مؤنّث «تَمَزِغْت » (تَمَزیخت ) «تَمَهَقّ» (و صورتهای آن ) در آنجا به زبان بربر اطلاق می شود.

یگانه اثر کلّی دربارة بربرها شرح معروف کوتاه ولی عالی بوسکه ، به نام بربرها ست .

١) تاریخ

الف ) اصل و نسب

ب ) پیش از اسلام

ج ) دوران اسلامی

٢) پراکندگی کنونی بربرها

٣) دین

٤) آداب و رسوم و سازمان اجتماعی و سیاسی

٥) زبان

الف ) مسئله تاریخی

ب ) گویشها و زبان

٦) ادبیات و هنر

١) تاریخ

الف ) اصل و نسب . زبان اکنون یگانه معیار تشخیص بربرهاست ؛ زیرا آنان از لحاظ انسان شناسی خصایص صوری بسیار متنوّع و در واقع بسیار متناقضی دارند، به طوری که نمی توان سخن از نژاد همگون بربر به میان آورد. در عین حال ، بربرها از لحاظ سیاسی همواره چنان از هم جدا بوده اند که نمی توان آنها را قوم واقعاً متمایزی شمرد. با وجود وفور نسبی آثار پیش از تاریخ مکشوف در سرزمین پهناوری که برای سهولت «بربرستان » نامیده می شود، و با وجود کتیبه ها و نوشته های مؤلّفان یونانی و لاتینی و عرب زبان ، بخش اعظم تاریخ این قوم ، که بیگمان یکپارچه نیست ، هنوز بر ما مجهول است . باید اذعان داشت که اصل زبان بربر ـ که وحدت آن هم حتمی بخش ٥) ـ برای ما همچنان ناشناخته است ،ازینرو تعیین موطن اصلی کسانی که به آن زبان سخن می گویند فعلاً محال است . اما در نوشته های راجع به این موضوع به هیچ وجه کمبودی نیست . دربارة اصل بربرها فرضیّات بسیاری هست که گاهی به صورت قطعی عرضه شده است . نویسندگان دوران باستان ، با اقوال گوناگون ، آنان را بومی یا شرقی یا آگیایی (اژه ای ) می شمارند. عربها معمولاً آنها را شرقی ، کنعانی یا حمیری می دانند، و از فرضیّة اخیر بتازگی با دلایلی قوی پشتیبانی شده است (هلفریتس ). بعضی از مؤلفان جدید (آنتیشان ، دوما ، اسلوچتس ) اصل کنعانی را از نو مطرح کرده اند؛ در حالی که در نظر دیگران بربرها یا بومی اند (کارت ) یا بومی آمیخته با نژاد آسیایی بویژه فنیقی (فورنل ، مرسیه ). بعضی ، معمولاً اهل تفنن ، تا بدانجا پیش می روند که جمعیّت باستانی سرزمین بربرها را با همة عناصرش بازسازی می کنند (رن ، ١٨٨٩؛ لارتیگ ، ١٩٠٤) و میان آنان و اقوام سلت و باسک و قفقازی مناسباتی برقرار می کنند که بسیار بعید می نماید (کووه ، ١٩٢٥؛ همو، ١٩٢٦)؛ حتی آنها را با بومیان آن سوی اقیانوس اطلس دارای پیوندهایی می دانند (همو، ١٩٣٠). انسان شناسان در این باره حیران اند و وجود بربرهای موبور حل مسئله را آسان نمی کند. باصلاحیت ترین دانشمندان در عقیدة خود محتاط اند و به طور کلّی می گویند که عناصر گوناگونی از جنوب و مشرق و شاید شمال به جمعیت اصلی ، که بیشتر به مردم سواحل شمالی مدیترانه شباهت داشته اند، افزوده شده اند؛ ولی این واقعه در روزگاران دیرین روی داده و تاریخ مهاجرتهای گوناگون را نمی توان تعیین کرد. به هر تقدیر، اینها فرضیّه هایی بیش نیست ؛ شاید تنها با معلومات زبان شناختی بتوان معمای اصل خاستگاه بربرها را، که در قرن حاضر هنوز ناگشوده مانده است ، حل کرد.


منابع :


(١) P.H. Antichan, La Tunisie , ١٨٨٤;
(٢) L. Balout, Prإhistoire de l'Afrique du Nord. Essai de chronologie, Paris ١٩٥٥;
(٣) Beguinot, "Chi sono i Berberi?", OM (١٩٢١);
(٤) A. Bernard, L'Alge ¨ rie , Paris ١٩٢٩, ٨١ ff.;
(٥) Essad Bey, Allah est grand!, Paris ١٩٣٧, ٢٦٢;
(٦) M. Boule, Les hommes fossiles , Paris ١٩٢١, ٣٧٦ ff.;
(٧) G. H. Bousquet, Les Berbةres, Paris ١٩٥٧;
(٨) Gen. Brإmond, Berbe © res et Arabes. La Berbإrie est un pays europإen , Paris ١٩٤٢ (to be used with reserve);
(٩) Carette, Origines et migrations des principales tribus de l'Algإrie, ٢٤ ff.;
١٠- Comm. Cauvet, Les Berbe © res en Amإrique, Algiers ١٩٣٠;
(١١) idem, "Les Origines caucasiennes des Touareg", Bull. Soc. Gإog. Alger . (١٩٢٥);
(١٢) idem, "La formation celtique de la nation targuie", ibid., (١٩٢٦);
(١٣) G. S.Colin, "Appellations donnإes par les Arabes aux peuples hإtإroglosses", in GLECS , v â â E. F. Gautier, L'Afrique blanche , Paris [١٩٣٩(, ١٧٠;
(١٤) S. Gsell, Histoire ancienne de l'Afrique du Nord, Paris ١٩١٣-١٩٢٨, â , ٢٧٥ ff.;
(١٥) S. Gsell, G. Marcais, and G. Yver, Histoire de l'Algإrie , Paris ١٩٢٩, ٦ ff.;
(١٦) A.C. Haddon, Les Races humaines , Paris ١٩٣٠, ٦٦ ff.;
(١٧) H. Helfritz, Le Pays sans ombre , Paris ١٩٣٦, ٥٣ ff.;
(١٨) Ch. A. Julien, Histoire de l'Afrique du Nord ٢ , â , Paris ١٩٥١;
(١٩) Col. de Lartigue, Monographie de l'Aure © s , Constantine ١٩٠٤;
(٢٠) E. Leblanc, Le proble © me des Berbe © res , ١٩٣١;
(٢١) H. Lhote, Les Touaregs du Hoggar , Paris ١٩٤٤, ٧٦ ff.;
(٢٢) Olivier, "Recherches sur l'origine des Berbe © res", Bull. Acad. d'Hippone (١٨٦٨);
(٢٣) R. Peyronnet, Le problةme nord-african ٢ , Paris ١٩٢٤, ١٠٤ ff.;
(٢٤) V. Piquet Les civilisations de l'Afrique du Nord ٣ , Paris ١٩٣١, ٣ ff.;
(٢٥) Rinn, Les origines berbةres, Algiers ١٨٨٩;
(٢٦) T. Sarnelli, "Sull'origine del nome Ima ¦ z i ¦ g en", in Mإmorial Andrإ Basset, Paris ١٩٥٧;
(٢٧) Tissot , Gإographie comparإe de la Province Romaine, ١٨٨٨, â , ٤٠٢;
(٢٨) R.Vaufrey , Pre ¨ histoire de l'Afrique , â , Le Maghreb , Paris )١٩٥٥].

) / د. اسلام / ش . پلا (

ب ) پیش از اسلام . مسلّماً بربرها از روزگارانی دیرین در شمال افریقا مستقر شده بوده اند. تاریخ نویسان و جغرافیدانان باستان آنان را به نامهایی گوناگون نامیده اند که چون بیگمان خود این اقوام بر خود ننهاده بودند باقی نمانده است . این نامها عبارت اند از: ناسامونها و پسیلها که در سیرنائیک (بَرقَه ) و طرابلس اقامت داشتند؛
گارامانتها که مانند بدویان در صحرا می زیستند؛
ماشلیها و ماکسیها که در ساحل تونس می زیستند؛
نومیدیاییها که در بخش شرقی مغرب سکونت داشتند؛
ژتولها (گتولها) که از مرزهای صحرا و فلاتهای مرتفع دفاع می کردند؛
و مورها که در بخش مرکزی مغرب و مغرب اقصی پراکنده بودند. استقرار مهاجرنشینان خارجی (فنیقی و کارتاژی و یونانی ) شاید جز در مورد ناحیة هم مرز با کارتاژ، تنها اثری محدود بر این اقوام داشت . آنها به قبایل رقیب متعددی تقسیم شده بودند که در عین حال ، می توانستند مدت کوتاهی در برابر بیگانگان متحد شوند؛
اما این اتحاد تا حدّی نبود که دولتهای نیرومند و پایدار تشکیل دهند. با وجود این ، در زمان جنگهای پونی میان رومیها و کارتاژیها، با آنکه هرج و مرج در بخش شرقی ادامه داشت ، تأسیس تشکیلات سیاسی (به وجود آمدن کشورهای سلطنتی ماسیلها ، مازالزیلها ، موریتانیاییها) در بخشهای مرکزی و غربی مشاهده می شود. نبوغ ماسی نیسا ، با کمک روم ، باعث شد که این امیر سراسر نومیدیا را تحت فرمان خود متحد کند و ظرف چند سال کشوری به وجود آورد که شامل همة اهالی بربر، از سرزمینهای مولویا تا سیرت ، شود. ولی این پادشاهی دیری نپایید و در ٤٦ ق م منقرض شد و نومیدیای شرقی به صورت یکی از ایالات رومی در آمد. چند سالی بعد، پادشاهی نومیدیا دوباره تأسیس و تحت الحمایة روم شد. عمر پادشاهی موریتانیا، که آوگوستوس آن را در ١٧ م به سود یوبای دوم به وجود آورد، کوتاهتر بود و از ٤٢ م به صورت یکی از ایالات رومی در آمد.

سلطة روم بر افریقا تا قرن پنجم میلادی ادامه یافت . در این دوره وضع بربرها، ضمن آنکه در «ایالت افریقا» و نومیدیا مستحیل شده بودند، در مناطق کوهستانی و فلاتهای مرتفع و در مرزهای صحرا و موریتانیا تغییر چندانی نکرد. رومیها غالباً به این قانع بودند که آنان را به پرداخت خراج و تهیة قوای امدادی وادار سازند و ادارة قبایل را به رؤسای محلّی (پرینکیپها و پرایفکتی و رگولی ) واگذار می کردند. روحیّة استقلال طلبی بربرها به هیچ وجه از میان نرفته بود؛
این روحیه گاهی به صورت شورش ، به رهبری بومیانی کمابیش رومی مآب شده ، مانند تاکفاریناس (١٧ـ٢٩ م ) و زمانی به صورت حملات مردم صحرانشین یا قبایلی که هنوز متمدّن نشده بودند ظاهر می گشت ؛
مانند حملاتی که به رهبری ناسامونها و گارامانتها در زمان فرمانروایی آوگوستوس و دومیتیانوس صورت گرفت ؛
شورشهای مورها در عهد هادریانوس و آنتونیوس و کومودوس ؛
شورشهای ژتولها (گتولها) طیّ هرج و مرج نظامی ؛
و آشوب کوینکوه گنتیان («قبائل » جُرجُره ) در پایان قرن سوم میلادی . با زوال تدریجی قدرت روم ، بربرها واکنش شدید نشان دادند؛
آنان با اختیار آیینهایی غیر از کیش رسمی ، مانند دوناتیسم ، جدایی خواهی خود را اظهار کردند، به طوری که نزاعهای مذهبی که باعث ویرانی افریقا در قرن چهارم میلادی شد، از بسیاری جهات ، جنگهای نژادی بود. قیام کیرکوم کلیونها ظاهراً نوعی شورش دهقانان بربر بوده است . آشوبهایی مانند آشوب فیرموس (٣٧٢ـ٣٧٥) و گیلدون (٣٩٨) شواهد بسیاری از طغیانهای اقوام بومی به دست می دهد؛
اما بربرها، همچون گذشته ، نتوانستند در برابر دشمن مشترک متحد شوند و جای او را بگیرند. خصومت آنان نسبت به رومیان تنها غلبة واندالها را آسان کرد. این مهاجمان ژرمنی مانند رومیان مجبور بودند که بربرها را به حساب آورند. هر چند گایزریک با وارد کردن بربران در سپاه خود موفّق به آرام ساختن آنان شد، جانشینانش پیوسته با آنها در نزاع بودند. موریتانیا، بلادالقبائل ، اورس ( اَوراس ) وطرابلس استقلال خود را حفظ کردند. رومیان شرقی نیز، که پس از شکست دادن واندالها یک قرن (٥٣١ـ٦٤٢) بر شمال افریقا مستولی بودند، وضع بهتری نداشتند، رؤسای بومی قبایل ، مانند آنتالاس در بیزاسن و یابداس در اورِس در برابر سلیمان (فرماندار اعزامی یوستی نیانوس ) چنان ایستادند که وی در شکستن مقاومت آنان با دشواری بسیار مواجه شد. پس از قتل این سردار، طی لشکرکشی بر سرِ لواتیها (لُواتَه ) در طرابلس ، وضع متصرّفات افریقایی روم شرقی بسیار بحرانی شد. جان تروگلیتا تنها با کمک بربرهای اورس توانست از حملة لواتیها جلوگیری کند، ولی همة اقوام بومی سلطة روم شرقی را نپذیرفته بودند. گذشته از بیزاسن ، «ایالت سابق افریقا» (تونس ) و بخش شمالی ایالت کنستانتین ، شهرهای ساحلی و بعضی از استحکامات داخلی ، بربرها همه جا استقلال داشتند. بربرها در آن زمان سه گروه بودند: ١) در بخش شرقی ، لواته (هَوّاره ، اَوْریغه ، نَفْزاوَه ، اَوْرَبَه ) که تا طرابلس و سیرنائیک ، جَرید، و اورس امتداد داشت ؛
٢) در بخش غربی ، قبیلة صَنهاجَه در سراسر بخشهای مرکزی و مغرب الاقصی (کُتامَه در بلادالقبائل کوچک ، زواوَه در بلادالقبائل بزرگ ، زَناتَه * در ساحل الجزایر میان بلادالقبائل و شِلیف ، ایفرِن از شلیف تا مُولُویَا، غُماره در ریف ، مَصمودَه در کرانه های اقیانوس اطلس مراکش ، جِزوله (رجوع کنید به جَزوله ) در جبال اطلس ، لِمطَه در بخش جنوبی مراکش ، صنهاجه «لثام دار» ( دهان بنددار ) که به صورت بدوی در غرب صحرا زندگی می کردند) پراکنده بود؛
٣) زناته که به فواصل زیاد در طول مرزهای فلاتها از طرابلس تا جبل عَمور زندگی می کنند و بتدریج به سوی بخشهای مرکزی و غربی و مغرب الاقصی پیش می روند.


منابع :


(٢٩) E. Albertini, L'Afrique romaine , ١٩٣٧, ٢ ١٩٥٥;
(٣٠) Berthelot, L'Afrique saharienne et soudanaise. Ce qu'en ont connu les Anciens , Paris ١٩٢٧;
(٣١) J. Carcopino, L'Aptitude des Berbةres ب la civilisation , VIII Convegno "Volta", Rome ١٩٣٨;
(٣٢) C. Courtois, Les Vandales et l'Afrique , Paris [١٩٥٥(;
(٣٣) Diehl, L'Afrique byzantine , Paris ١٨٩٦;
(٣٤) E. F.Gautier, Gensإric, roi des Vandales , Paris ١٩٣٥;
(٣٥) S. Gsell, Histoire ancienne de l'Afrique du Nord , Paris ١٩١٣-١٩٢٨;
(٣٦) idem, Textes relatifs a © l'Afrique du Hإrodote , Alger-Paris ١٩١٦;
(٣٧) C. A. Julien, Histoire de l'Afrique du Nord ٢ , I, Paris ١٩٥١;
(٣٨) Dureau de La Malle, L'Algإrie , Paris ١٨٥٢;
(٣٩) P. Monceaux, Histoire littإraire de l'Afrique chrإtienne depuis l'origine jusqu'a © l'invasion arabe , Paris ١٩٠٠-١٩٢٣;
(٤٠) R. Roget, Le Maroc chez les auteurs anciens, Paris )n.d.];


(٤١) (نیز رجوع کنید به مآخذ تاریخی مندرج در منابع مقالات «الجزیره »، «مراکش »، «تونس »، همچنین منابع قسمت ١).

/ ژ. ایور ( د. اسلام ) /

ج ) دوران اسلامی . ورود عربها در وضع پیشین چندان تغییری نداد. در حقیقت ، نخستین لشکرکشیهای آنان یورشهایی بیش نبود و اثری جز خرابیهایی که به بار آمد نداشت . درست است که تأسیس قیروان (٥٠/٦٧٠) پایگاه عملیاتی دایمی در اختیار عربها نهاد، ولی لشکرکشیهای عُقبَة بن نافع * به سراسر مغرب بیشتر به تاخت و تاز شباهت داشت تا فتح واقعی . او نتوانست بر شهرهایی که هنوز در تصرف روم شرقی بود یا بر ساکنان نواحی کوهستانی غلبه کند. در حقیقت ، سلطه بر آنان چندان ضعیف بود که یکی از رهبرانشان به نام کُسَیْلَه پس از غافلگیرکردن و کشتن عقبه در تَهوذه ، عربها را از افریقیه بیرون راند و حکومتی بربر بنیان نهاد که شامل اورس ، جنوب ایالت کنونی کنستانتین و بخش اعظم تونس می شد (٦٨ـ ٧١/٦٨٧ـ ٦٩٠). اما کسیله دیری نپایید و با وجود مقاومت بربرهای اورس ، که «کاهِنه » شخصیت افسانه ای مظهر آن بود، مسلمانان سرانجام در پایان قرن اول پیروز شدند. اسلام آوردن بربرها، که در زمان عقبه آغاز یافته ولی با توفیق چندانی مواجه نشده بود، در آغاز قرن بعد صورت گرفت . انگیزة آن بیشتر منفعت و مصلحت جویی بود تا ایمان واعتقاد، زیرا سرداران عرب عقیده داشتند که بومیان به امید سهیم شدن در غنایم وارد لشکر ایشان خواهند شد و بدین سان به آیین آنان در خواهند آمد. بربرها هستة لشکرهایی را تشکیل دادند که به رهبری عربها، یا حتی خود بربرها، مانند طارق بن زیاد * طیّ چند سال مغرب را کاملاً مطیع ساختند و در کمتر از نیم قرن اسپانیا را فتح کردند.

اما هماهنگی میان عربها و بربرها دیری نپایید. بربرها شکایت داشتند که در ازای خدمات ، پاداش ناچیزی به آنان داده شده و، به رغم مسلمان بودن ، بیشتر به منزلة زیردست با آنها رفتار شده است تا همطراز. بنابراین ، پس از آنکه از مذهب تسنّن بریدند و به خوارج پیوستند (رجوع کنید به بخش ٣)، بر ضد عربها قیام کردند. این نهضت در غرب (١٢٢/٧٤٠) به تحریک مردی از مَطغاره به نام مَیْسَره آغاز شد و بعدها، با وجود قتل او به دست پیروانش ، در سراسر مغرب گسترش یافت و حتی به اسپانیا کشیده شد. عربها شکستهای سختی خوردند، مانند شکست کلثوم بن عیاض * در ١٢٣/٧٤١؛
و از قیروان ، که ورفَجّومَه (پیروان صُفریه ) آن را غارت کردند (١٣٩/٧٥٦)، رانده شدند؛
سپس نَوّاره (اباضیها) به رهبری ابوخَطّاب ورفجومه را شکست دادند و دولتی اباضی به وجود آوردند که به طرابلس وتونس شرقی الجزایر تسلّط داشت . تا مدتی خلیفة عباسی در افریقا قدرتی نداشت ؛
اما بربرها، که پیوسته با یکدیگر اختلاف داشتند، قادر به بهره برداری از موفقیّت خود نبودند. در نتیجة شکست خوردن لشکر ابوخطّاب از قوای سوریّه ، افریقیّه به عربها باز گردانده شد (١٤٤/٧٦١). بر اثر چهل سال کشمکشهای خونین و درگیریهای بیشمار (به گفتة ابن خلدون ، سیصدبار)، آنان توانستند بار دیگر بر بخش شرقی مغرب مسلط شوند. بقیّة آن سرزمین از دست آنها رفت . در نقاط گوناگون ، چندین کشور پدید آمد، که رؤسایی از نژاد عرب آنها را اداره می کردند ولی ساکنان آنها بربرهایی بودند که بیشترشان اهل بدعت بودند و فرمان خلیفة عباسی را گردن نمی نهادند؛
از جمله : دولت سلطنتی تاهَرت (١٤٤ـ ٢٩٦/٧٦١ـ ٩٠٨) که امام بن رستم با کمک اباضیهای مشرق که به مغرب مرکزی پناهنده شده بودند آن را تأسیس کرد ( رجوع کنید به رستمیان * ) ؛
دولت سِجِلماسَه که در آنجا بنی مِدرار حکومت می کردند (١٥٥ـ ٣٦٦/٧٧١ـ ٩٧٧)؛
دولت تِلمْسان که به دست ابوقُرّه سرکردة بنی اِفرِن بنیان نهاده شد؛
دولت نَکور در ریف ؛
دولت بَرغَواطه در ساحل اقیانوس اطلس ؛
و سرانجام ، در آغاز قرن سوم /نهم ، دولت فاس ، که ادریس اول از اعقاب علی بن ابیطالب علیه السّلام با کمک طوایف بربر (مِکناسَه ، سَدراتَه ، زواغَه ) آن را به وجود آورد. تنها سلسلة نیمه مستقل اغلبیان * (١٨٤ـ٢٩٦/ ٨٠٠ ـ٩٠٩) بود که سلطة عباسیان را قبول داشت . آنان برای فتح سیسیل از سربازان بربر استفاده کردند، ولی مجبور شدند که شورشهای متعدد ساکنان بومی طرابلس و جنوب تونس و زاب و هُدنَه را فرونشانند.

در واقع ، مخالفت با عربها همچنان دوام یافت و حتی چندان شدت گرفت که باعث پیروزی مذهب شیعه در مغرب شد، حال آنکه شیعیان با اعتقادات خوارج ، که در قرن پیش بربرها آن را پذیرفته بودند، سخت مخالف بودند. کُتامه سربازانی در اختیار داعی ابوعبداللّه * شیعی قرار دادند و او با اغلبیان جنگید و دولت فاطمیان را به سود مهدی عُبیداللّه (٢٩٧/٩١٠) تأسیس کرد. فاطمیان البته موفّق نشدند که بر همة بربرها غلبه کنند و هر چند از عهدة محو امام نشین تاهَرت بر آمدند، نتوانستند ادریسیان * را در مغرب الاقصی شکست دهند؛
مَغْراوه و زناته را نیز، که به سبب تنفّر از فاطمیان در کنف حمایت امویان اسپانیا قرار داشتند، تنوانستند مطیع سازند و سرانجام مجبور به فرونشاندن شورش خوارج شدند که ابویزید «مرد الاغ سوار» آن را رهبری می کرد. این شورش که قدرت آنان را به خطر انداخت تنها با کمک صَنهاجة بخش مرکزی مغرب سرکوب شد. گذشته از این ، در همان اوایل ، فاطمیان به جانب مشرق توجه کردند و به محض آنکه خلیفه المُعِزّ در مصر استقرار یافت (٣٦٢/٩٧٣)، علاقة خود را نسبت به مغرب از دست دادند. شمال افریقا بار دیگر در معرض کشمکش قبایل گوناگون بربر قرار گرفت ، و هیچیک از آنها چندان نیرومند نبود که بر دیگران تفوّق یابد. در بخش شرقی ، صنهاجه جای کتامه را گرفت و از دولت زیریان * که بر افریقیه و طرابلس حکومت می کردند (٣٦٢ـ٥٦٣/ ٩٧٣ـ١١٦٧) پیروی کرد؛
در بخش غربی ، پس از انقراض ادریسیان ، قدرت به دست زناته افتاد که در ابتدا حکّامی محلّی از سوی امویان بیش نبودند و بعدها با ظهور مُرابِطون * ، به صورت امیرانی مستقل در فاس ، در آمدند (٤٥٥/١٠٦٣).

در آغاز قرن پنجم / یازدهم ، دولت زیریان منقرض شد؛
در بخش مرکزی مغرب ، دولت حمادی (حمادیان * ) به وجود آمد که فرمانروایانش قدرت خلیفة بغداد را قبول داشتند و نخست «قلعه » و سپس بِجایَه را پایتخت خود ساختند (٤٠٥ـ ٥٤٧/١٠١٤ـ ١١٥٢). هرج و مرج ناشی از کشمکشهای خونین ، در نیمة قرن براثر حملة قبایل هلالی وضع پیچیده تری یافت ، و نتیجة عاجل آن خرابی افریقیّه و بخشی از مغرب ، و پی آمد آجل آن بروز تغییری عمیق در ترکیب قومی مردم شمال افریقا بود.

اما درست در اوج هرج و مرج ، دو سلسلة بربر (مرابطون و مُوَحّدون * ، که هر دو مدّعی اصلاح آیین مذهبی بودند)، موقتاً در شمال افریقا تفوّق یافتند. پیروزی مرابطون به منزلة پیروزی قبیلة لَمتْونه بود که تا آن زمان در جنوب مراکش و کرانه های رود سنگال و رودخانة نیجر چادرنشین بودند. این قبیله که در قرن سوم / نهم به اسلام گرویده بود، تا دیر زمانی فقط به اسم ، مسلمان بود. افراد آن ، که اصول و شرایع مذهب سنّت را از عبداللّه بن یاسین (متوفی ٤٥١/١٠٥٩) فرا گرفته بودند، بر آن شدند که اسلام را در میان سیاهپوستان سودان و اقوام جاهل جنوب مراکش رواج دهند. دیری نگذشت که پیروزیهای آنها از این حدود فراتر رفت . ابوبکربن عمر مراکش را بنیان نهاد (٤٦٢/١٠٧٠) و یوسف بن تاشْفین (تاشُفین ) طی چند سال سراسر مراکش و بخش مرکزی مغرب را تا مرزهای دولت حمادی مطیع خود ساخت ، با پیروزی در زَلاّ قه پیشرفت عیسویان شبه جزیرة ایبریا را متوقف کرد (٤٧٩/١٠٨٦)، امیران اندلسی را از تخت بر انداخت و یگانه فرمانروای سراسر اسپانیای مسلمان شد. زوال دولت مرابطون همچون اعتلای آنها سریع بود. بربرهای صحرا، که بر اثر کشمکشهای پیروزمندانة خود و در نتیجه تماس با تمدّنی عالیتر فرسوده شده بودند، بسرعت محو گشتند. خلفای مرابطون ، مجبور شدند که مزدوران عیسوی را به جای ایشان استخدام کنند، در حالی که ، بدون توجه به مقتضیات دینی ، مسلمانان متعصّب را بر اثر رفتارشان از خود منزجر ساختند. مصمودة ناحیة اطلس ، پس از آنکه بر اثر تعلیمات ابن تومَرت به موحدین پیوستند، به ضد آنها سر به شورش بر داشتند و، به سرکردگی نابغه ای از میان بربرهای کومیّه به نام عبدالمؤمن * ، به آسانی بر مرابطون غلبه کردند (٥٤١/١١٤٧). قلمروی که به دست موحدین تأسیس یافت پهناورتر از قلمرو اسلاف آنها بود. درست است که عبدالمؤمن موفّق به مطیع ساختن سراسر اسپانیا نشد، ولی دولت حمادی بِجایه و دولت زیری افریقیه را از میان برداشت ، مسیحیان را از بندرهایی که اشغال کرده بودند بیرون راند و بر سراسر اراضی میان سیرت و اقیانوس اطلس تسلّط یافت . بدین سان ، دولت عظیم بربر در سراسر شمال افریقا به وجود آمد، ولی طولی نکشید که رو به انقراض گذاشت . خلفای موحدون بیشتر از مرابطون به مذهب سنّت وفادار نماندند، و حتی یکی از آنها به نام مأمون علناً به لعن و سبّ ابن تومرت پرداخت و با مؤمنان بسختی رفتار کرد. رقابت میان گروههای گوناگون بربر، عامل دیگر انقراض دولت عبدالمؤمن بود. منازعات مصموده و کومیّه به خونریزی مستمر در دربار مراکش می انجامید؛
قبایل بخش مرکزی مغرب از اقدامات بنی غانیه * حمایت یا برای رسیدن به استقلال کوشش می کردند. یک قرن پس از وفات عبدالمؤمن آخرین فرد سلسله به نام ابودَبوّس ـ که به درجة سردستگی راهزنان تنزّل کرده بود ـ در گمنامی در گذشت (٦٦٨/١٢٦٩). در این زمان ، مغرب میان دولتهای جدید تقسیم شده بود: مَرینیان در فاس ، عبدالوادیان در تلمسان ، و حَفصیان در تونس مستقر شده بودند. هیچیک از این سلسله های جدید قادر نبود بر دیگران فایق آید، حتی نمی توانست احترام اتباع خود را جلب کند. در مراکش ، قبایل مناطق کوهستانی پیوسته بر مرینیان می شوریدند؛
در بخش مرکزی مغرب ، بنی وَمانّو از اوارسنیس (وانشریش ) زواوه از جرجره ، «قبائل » ایالت کنستانتین و اقوام زاب و جَرید خارج از حیطة قدرت فرمانروایان کنستانتین و بجایه و تونس بودند؛
این معنی دربارة واحه های جبل نَفوسه واورِس نیز صدق می کرد. ناتوانی بربرها در تشکیل دولتی بزرگ بخوبی آشکار است .

بنابراین ، پیگیری تاریخ آنان جز با بررسی تاریخیِ سهم قبایل گوناگون محال است . بعلاوه ، این کار بر اثرِ تغییراتی که ناشی از حملة هلالیهاست بی نهایت پیچیده خواهد بود. اقوام بربر در دشتها و فلاتها با عربها درآمیختند، و بتدریج زبان و آداب و حتی نام پیشین خود را از دست دادند و به جای آن نام شخصیتی که خود را از اعقاب او می دانستند برگزیدند و قومیت عربی را پذیرفتند. گروههای دیگری چون قبایل اورس ، بلادالقبائل ، ریف ، و اطلس بر اثر دورافتادگی زیستگاهشان از این استحاله در امان ماندند. شمار اعضای آنها در نتیجة ورود پناهندگان افزایش یافت . سرانجام ، بعضی از آنها به داخل صحرا رانده شدند، به طوری که از قرن هشتم /چهاردهم ، «بربرها در مرز سرزمین سیاهپوستان به صورت کمربندی بودند شبیه آنچه عربها در مرزهای دو مغرب و افریقیّه پدید آورده بودند» (ابن خلدون ، ترجمة فرانسه ، ج ٢، ص ١٠٤). این تجزیه با افول موقت تمدن اسلامی همراه بود. اگر بگوییم شماری از گروههای بربر تا حدّی به حالت نیمه وحشی بازگشتند، و تنها تصوراتی بسیار ابتدایی از اسلام در ذهنشان باقی ماند، غلّو نکرده ایم . اسلام آوردن دوبارة آنها در قرون نهم و دهم /پانزدهم و شانزدهم حاصل مرابطون بود که بیشتر اوقات ، خود را اهل جنوب مراکش و ساقیة الحمرای افسانه ای معرفی می کردند که ، در تصوّر عامه ، پرورشگاه مبلّغان دینی و اولیا بوده است . نفوذ این مردان پرهیزگار به اندازه ای بود که امروزه قبایلی بتمامی خود را از اعقاب آنان می دانند؛
تنها چند گروه نادر از تأثیر و نفوذ آنان بر کنار مانده اند.


منابع :
(٤٢) ابن خلدون ، کتاب العبر و دیوان المبتدأ و الخبر ، بولاق ١٢٨٤، به این منبع ، آثار سایر مورخان عرب شمال افریقا که در منابع مقالات «الجزیره »، «مراکش »، و «تونس » درج شده است ، باید اضافه گردد؛


(٤٣) P. Amilhat, "Petite chronique des Id ou Aich, hإritiers guerriers des Almoravides Sahariens" REI , II (١٩٣٧), ٤١-١٣٠;
(٤٤) R. Basset, Les Sanctuaires du Djebel Nefousa , Paris ١٨٩٩;
(٤٥) S.A. Boulifa, Le Djurdjura ب travers l'histoire , Algiers ١٩٢٥;
(٤٦) H. Fournel, Les Berbةres , Paris ١٨٧٥;
(٤٧) E. F. Gautier, Les Siةcles obscurs , Paris ١٩٢٧;
(٤٨) IbnKhaldu ¦ n, Histoire des Berbةres , French trans. de Slane, Algiers ١٨٥٢-١٨٥٦;
(٤٩) C. A. Julien, Histoire de l'Afrique du Nord ٢ , II;
(٥٠) Col. Justinard, Le Tazeroualt , Paris [١٩٥٤];
(٥١) F. de La Chapelle, "Esquisse d'une histoire du Sahara occidental", Hesp. , II (١٩٣٠), ٣٥-٩٥;
٥٢- E. Lإvi-Provenµal (ed.), Fragments historiques sur les Berbةres au moyen a ª ge , Rabat ١٩٣٤;
(٥٣) idem, Histoire de l'Espagne musulmane , nouv. إd., Leiden-Paris ١٩٥٠-١٩٥٣, index;
(٥٤) T. Lewicki, A. Basset, "De quelques textes inإdits en vieux Berbةre provenant d'une chronique Iba ¦ d ¤ ite anonyme", REI, ٨ (١٩٣٤), ٢٧٥-٣٠٥;
(٥٥) G. Marµais, "La Berbإrie au IX e siةcle d'aprةs El-Ya ف qou ª b ª â ", RAfr ., ٨٥ (١٩٤١), ٤٠-٦١;
(٥٦) idem, "La Berbإrie du VII e au xv â e sie © cle", in Mإl. d'hist. et d'archإol ., Algiers ١٩٥٧, ١٧-٢٢;
(٥٧) idem, La Berbإrie musulmane et l'Orient au moyen a ª ge , Paris ١٩٤٦;
(٥٨) W. Marµais, "Comment l'Afrique du Nord a e ¨ te ¨ arabise ¨ e", I, AIEO Alger, (١٩٣٨), II, ibid., (١٩٥٦);
(٥٩) E. Masqueray, Chronique d'Abou Zakaria , Algiers ١٨٧٨;
(٦٠) R. Montagne, Les Berbe © res et le Makhzen dans le Sud du Maroc , Paris ١٩٣٠;
(٦١) idem, "Un e ¨ pisode de la ، siba' berbe © re au xv â â â e sie © cle, d'apre © s la ، rihla' de Sidi Mohammed ez-Zerhouni de Tasaft", tr. Justinard, Hesp ., ٢٨ (١٩٤١), ٨٥-٩٨;
(٦٢) H. Terrasse, Histoire du Maroc , Paris ١٩٥١.

) / د. اسلام / ژ. ایور (

٢) پراکندگی کنونی بربرها

هرچند امروزه بربرها پایه و اساس جمعیت افریقای شمالی اند، دیر زمانی است که گروهی متجانس به شمار نمی روند و در نهایت فقط کسانی را می توان بربر دانست که به زبان بربری سخن می گویند. شمار این گروه احتمالاً به بیش از پنج میلیون تن می رسد. بسیاری از آنها دو زبانه و حتی سه زبانه اند، اما هنوز تعداد کسانی که ، چه بسا بعمد، همة آثار اصل و نسب و عادات و زبان خود را به فراموشی سپرده اند و در بیشتر مواقع آشکارا برای خود شجره نامة عربی فراهم کرده اند بسیار زیاد است . بر عکس ، تعداد اندکی از بربرهای پراکنده نیز هستند که هر چند دیگر به زبان نیاکان خود سخن نمی گویند، ادعای اصل و نسب بربری دارند. رویهمرفته زبان بربری پیوسته در برابر پیشروی زبان عربی عقب نشینی کرده و حوادث اخیر یا رخدادهای امروزی وسعت خطه ای را که زبان قدیمی ( بربری ) در آن به کار می رود محدودتر کرده است . از میان رفتن حوزه های مختلف بربری زبان ، بویژه در ممالک بربر شرقی ، پدیده ای معاصر است . به نظر می رسد که وضع سیاسی در افریقای شمالی احتمالاً در آیندة نزدیک نیز به نفع توسعة قلمرو زبان عربی ادامه یابد.

چندین گروه بزرگ از بربرها در کوهستانها و صحرا، یعنی مناطقی که اعراب فقط به صورت ظاهری در آنها نفوذ کرده اند، به زندگی خود ادامه می دهند. این گروهها در حوزه هایی کمابیش نزدیک به هم زندگی می کنند و با یکدیگر ارتباط دارند و همچنان نمونه و شاهد الگوی قومی و زبانی قدیم اند. به طور کلی می توان گفت که تراکم گروههای بربر از مشرق به مغرب افزایش می یابد. این گروهها در سراسر ناحیه ای وسیع ـ از سرحد مصر (سیوه و جَرَبُب ) تا اقیانوس اطلس واز صخرة هُمبوری در جنوب نیجر تا دریای مدیترانه ـ پراکنده اند.

لیبی . گروههای مختلفی در کوهستانهای سرزمین بَرْقه و در کوههای غوریان و ایْفرِن و نَفوسه به سر می برند. همچنین آنها در واحه های اَوْجِله و سُقْنه و تِمِسّا، و در کنار دریا در زواره نیز دیده می شوند. بعضی از اهالی اوجله و اورفِلّه در حوالی طرابلس (حدود ٢٣% جمعیت )، هر چند به عربی سخن می گویند، خود را بربر می دانند.

تونس . شش دهکده در جزیرة جِرْبه ، و هفت دهکده در داخل خاک تونس هنوز تا حدّی به زبان بربری سخن می گویند. این بربرها ـ که بسیاری از آنان بیشتر ایام در شهرهای شمال بویژه در شهر تونس به سر می برند و در آنجا در رأس کارهای حسّاس اند ـ به گویش خود، که در ضمن برای آنها به منزلة لوترات (زبان سرّی ) است ، بسیار علاقه مندند (کلاّ ١% بربری زبان اند).

الجزایر. بلادالقبائل در شمال و اورِس (اوراس ) در جنوب شرقی دو قطب مقاومت بربرها بوده است . اکنون این مناطق تنها با ناحیة نسبتاً باریک عربی زبانی که تا سِطیف امتداد دارد از هم جدا می شوند. در الجزایر و تلّ و هران ، شمار بربران تنها در ناحیة کوهستانی بِلیده و چِلیف (وانْشریش ( اوارسنیس ) ، جَندَل ، بنی مَناصِر، چِنُوَه ) نسبتاً زیاد است . بالاخره چندین گروه بربر نیز در امتداد مرز الجزایر و مراکش (بنی سنوس نزدیک تلمسان ) زندگی می کنند (کلاً حدود ٣٠% بربری زبان اند).

مراکش . موقعیت جغرافیایی مراکش بویژه برای بقای جماعات بربر مساعد بوده است . هر چند تعدادی از قبایل بربر دیگر به زبان بربری سخن نمی گویند، زبان گروههای بزرگی از زَناته و مَصمْوده و صَنْهاجه در ریف و در رشته جبال اطلس متوسط و اطلس عظمی و ماورای اطلس ، و نیز در سوس همچنان بربری است . مونتانی (ص ١٧) تخمین زده است که از جمعیت مراکش ١٠ - ١٥% عرب اند و ٤٠ - ٤٥% بربرهای عرب شده ؛
٤٠ - ٤٥% بقیه هم بربرهایی هستند که نمی توانند اصل خود را انکار کنند.

صحرا. در صحرای مراکش و الجزایر، در واحه های وادی ریغ ، وارْجلا ( وارقَله ) و نغوسَه ، و هفت شهر مزاب ، «قصور» غُراره ، توآت ، تِدیکِلْت و ( واحه های ) فجیج و تافیلات و دادِس ، و بعد در ناحیة بسیار پهناوری به شکلی سه گوشه در میان غَدامِس در شمال و تُمْبوکْتو در جنوب غربی و زِنْدِر در جنوب شرقی شامل غات و جِنِت و اَهَگَّر گروههای متعددی از طوارق * زندگی می کنند. همچنین حدود ٠٠٠ ، ٢٥ تن از ساکنان موریتانیا (زِناجَه ؛
بویژه قبیله تْرارْزَه ) نیز به زبان بربری ، و مردم ناحیة وَدَه به گویش آزِر، گویشی از زبان سونِنکْه آمیخته با بربری ، سخن می گویند.

دسته های پراکنده . علاوه بر مناطق یاد شده ، باید به مهاجرت بربرها به شهرهای بزرگ مراکش (مانند کازابلانکا) و الجزایر (مانند الجزیره ) توجه کرد؛
مردمی که قبیلة خود را از دست داده اند و از حیطة نظارت این اجتماع طبیعی بیرون مانده اند، (رجوع کنید به بخش ٤) رفته رفته به صورت طبقة کارگر فقیری در می آیند که برای قبول هر سرنوشتی آماده اند. خارج از ممالک بربرنشین نیز گروههایی یافت می شوند؛
مثلاً کُتامَه که همراه با فاطمیان وارد لبنان شدند، و بربرهای الجزایری که در آغاز فتح دمشق به آن شهر مهاجرت کردند، یا بربرهایی که به امیر عبدالقادر * یا فرزندانش پیوستند. پس از جنگ جهانی دوم ، بعضی از بربرها در کشورهای مختلف اروپایی باقی ماندند. حتی ظاهراً تعداد کمی نیز در امریکا زندگی می کنند. اما مهمتر از همه ، بیشترین تعداد بربرها را در شهرهای بزرگ فرانسه می توان یافت . اکثریت این بربرها «قبایلی » هستند که موقتاً، و گاهی همیشگی ، خاک بایر وطنشان را در جستجوی وسیلة سودمندتری برای معیشت در خارج ، ترک کرده اند. این گروه نیز به صورت طبقة کارگری در آمده اند که در تطبیق خود با اوضاع زندگی در شهرها با مشکل روبرو هستند.


منابع :


(٦٣) A. Basset, Initiation ب la Tunisie , Paris ١٩٥٠, ٢٢٠-٢٢٦;
(٦٤) idem, "Les Ksours berbe ¨ rophones du Gourara", in â â â e Congrةs Soc. sav. de l'Af. du N.;
(٦٥) idem, "La langue berbةre au Sahara", in Cahiers Ch. de Foucauld , ١٩٤٨;
(٦٦) idem, "La langue berbةre dans les territoires du Sud", RAfr ., (١٩٤١), ٦٢ ff.;
(٦٧) idem, "Parlers touaregs du Soudan et du Niger", in Bull. E ¨ t.hist.et إc. de l'AOF (١٩٣٥);
(٦٨) A. Bernard, P. Moussard, "Arabophones et berbe ¨ rophones au Maroc", in Ann. de Ge ¨ og . ١٩٢٤;
(٦٩) E. Douttإ, E.F. Gautier, Enque ª te sur la dispersion de la langue berbةre en Algإrie , Algiers ١٩١٠;
(٧٠) L. Justinard, "Les Chleuh de la banlieue de Paris", in REI (١٩٢٨);
(٧١) E. Laoust, in Initiation au Maroc , Paris ١٩٤٥, ١٩١-٢١٩;
(٧٢) L. Massignon, Annuaire du Monde musulman ٤ , Paris ١٩٥٥, index;
(٧٣) idem, "Cartes de rإpartition des Kabyles dans la rإgion parisienne", REI (١٩٣٠);
(٧٤) R. Montagne, La vie sociale et la vie politique des Berbةres , Paris ١٩٣١, ٩ ff.;
(٧٥) Rإpertoire alphabإtique des confإdإrations de tribus ... de la zone fran µ aise de l'empire chإrifien , Casablanca ١٩٣٩;


(٧٦) نیز رجوع کنید به منابع بخش ٥ همین مقاله .

/ ژ. ایور، ش . پلا ( د. اسلام ) /

٣) دین

در زمانهای قدیم ، دین بربرها ظاهراً به کیشهای محلی متعددی تقسیم می شده که با شعبات قبیله مطابقت داشته است . پیروان این کیش ، که دربارة آن اطلاعات ناچیز و ناقصی داریم ، پدیده هایی طبیعی مانند غارها، صخره ها، چشمه ها،رودخانه ها و کوهها، و نیز اجرام سماوی یا لااقل خورشید و ماه و بعضی ستارگان را می پرستیده اند. احترام بربرهابه این پدیده ها، هنوز در بعضی از افسانه ها و باورها و مناسک و مراسم دینی آنان باقی است . هرچند بربرهابه اسلام گرویده اند و به جامعة اسلامی تعلّق خاطر عمیقی احساس می کنند، هنوز مجموعه ای از مراسم آیین پیشین خود را حفظ کرده اندکه برخی از آنها کمابیش با اسلام سازگار شده و برخی دیگر در تضاد مستقیم با احکام اسلامی است . چنین مراسمی بویژه در آداب و جشنهای کشاورزی (مانند مراسم دعای باران و آداب خرمن کردن و افروختن آتشهای بزرگ ، عَنْصْره * ) و در مفهوم بَرَکت * و آیین پرستش اولیا و غیره آشکار است .

منکر نمی توان شد که از دوران کارتاژ، بربرها تعدادی ایزد بیگانه را اقتباس ، و در واقع با ایزدان قومی تلفیق کرده اند (رجوع کنید به باسه ، ١٩٢١). عده ای از بربرها نیز به دین یهود درآمده اند. اگر دین یهود ( درمیان آنان ) حتی اهمیتی را که برخی بدان نسبت می دهند پیدا نکرد، این اندازه مسلّم است که در سراسر افریقای شمالی رواج یافت . در واقع ، به استثنای فرزندان یهودیانی که در قرن نهم /پانزدهم از اسپانیا بیرون رانده شدند، اکثریت یهودیان بومی از نسل کسانی هستند که پیش از ظهور اسلام به دین یهود درآمده اند (رجوع کنید به اسلوشتس ، ١٩٠٩؛
سیمون ، ١٩٤٦؛
ووآنو ، ١٩٤٨؛
فلامان ، ١٩٥٠، ص ٣٦٣ به بعد؛
همو، ١٩٥٢؛
همو، ١٩٥٧).

دین یهود راه را برای مسیحیت هموار کرد. دین مسیحی ، به رغم مبارزة سخت قهری خود با شرک پرستی و درگیریهای داخلی که پس از اندک زمانی دچار آن شد، پیشرفت کرد. در این باره کافی است اشاره کنیم که مسیحیت به بربرها فرصت داد تا با یکدیگر برضد فرمانروایی روم متّحد شوند و بدعتهایی (مانند آریانیسم و دوناتیسم و غیره ) را که مخالف اصول کلیسای روم بود مشتاقانه بپذیرند (رجوع کنید به مناژ ، ١٩٠٢؛
همو، ١٩١٥؛
آلبرتینی ، ص ٥٥ به بعد؛
لکلرک ، ١٩٠٤؛
مونسو ، ١٩٠٠ـ١٩٢٣).

همین امر در زمان پیروزی مسلمانان نیز رخ داد؛
فقط نام دشمنان آنها تغییر یافت . از جزئیات چگونگی اسلام آوردن بربرها بیخبریم ، اما بنابر روایات موجود بربرها دوازده بار از اسلام برگشتند و سرانجام اسلام در قرن ششم /دوازدهم پیروز شد. در این تاریخ ، آخرین مسیحیان بومی از میان رفتند، ولی اجتماعات یهودی تا روزگار ما باقی مانده اند. در آغاز پیروزی اسلام ، بربرهای نومسلمان به مذهب اهل سنّت ، یگانه مذهبی که می شناختند، گرویدند، اما چندی نگذشت که روحیة استقلال طلب خود را با پیوستن به خوارج ، که تساوی خواهانه ترین عقاید را ارائه می کردند، نشان دادند (رجوع کنید به اباضیّه * ، خوارج * ، و آثار لویکی ؛
نیز رجوع کنید به شیخ بکری ، ص ٥٥ ـ ١٠٨). از این حیث حمایت دسته ای از ایشان از شیعیان نیز نشانه روشنی است . این حمایت ، از ادریسیهای فاس بود و حتی از شیعیانی بود که نگرش ایرانی در آنان نفوذ یافته بود. بدین سان فاطمیان به موازات خوارج (مانند صُفریه و اباضیه ) پدیدار گشتند و قبیلة کُتامَه حامیان عمدة مَهدی عبیدالله شدند. این تمایل به مواضع افراطی ، باردیگر با پیروزی مذهب اهل سنّت به وسیلة قبیلة لَمتونه (مرابطون ) صحرا، که در قرن پنجم به دین اسلام درآمده بودند، بروز کرد و در زمانی که قبیلة مصمودَة * جبال اطلس حکومت موحدون را بنیاد نهاد، استحکام بیشتری یافت . مصموده مخالفان بازماندة مسیحی یا شیعه را، به استثنای چند گروه از خوارج که در پناه کوهستان و بیابان یا دریا بودند، از میان بردند. این گرایش بار دیگر با تشکیل دولتهای کوچک مرابطی ، که از قرن پنجم به این سو در مراکش پدید آمد، ظاهر شد (رجوع کنید به مونتانی ، ص ٢٢ به بعد).

در میان واکنشهایی که برضد اسلام رسمی پدید آمد باید از دو جنبش دیگر در جهت ایجاد دینی تازه در مراکش یاد کرد: در ریف ، جنبش حامیم * مُفْتَری در قرن چهارم ، و جنبش صالح * بن طَریف در ساحل اقیانوس اطلس .

در دورة اسلامی ، بربرها ـ که یکی از آبای کلیسا، قدیس آوگوستینوس (متولد در سوق احرس )، از میانشان برخاسته است ـ فقط حکیمانی پروردند که در بحث و جدل مهارت داشتند، ولی متفکران بزرگی نبودند. در ( قلمرو بربرها ) هر جا که اسلامِ اهل سنّت پیروز گشت از فقه مالکی پیروی شد. این مذهب هنوز هم در ممالک بربرنشین غلبه دارد، گو اینکه بعضی از جماعات خوارج (اباضی ) نیز در جبال نَفوسه و جِربه و تونس جنوبی و مْزاب یافت می شود.


منابع :
درباره دین قدیم بربرها و بقاء آن ، منابع متعددی وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از:

(٧٧) E. Albertini, L'Afrique romaine ;
(٧٨) H. Basset, Le culte des grottes au Maroc , Algiers ١٩٢٠;
(٧٩) idem, "Influences puniques chez les Berbةres", RAfr ., (١٩٢١);
(٨٠) R. Basset, Recherches sur la religion des Berbةres , Paris ١٩١٠ (extract from the RHR );
(٨١) A. Bel, "Quelques rites pour la pluie", in x â v e Congrةs Orient ., Algiers ١٩٠٥;
(٨٢) idem, in Mإl. Gaudefroy-Demombynes , Cairo ١٩٣٥;
(٨٣) L. Brunot,"Cultes naturistes ب Sefrou", in Arch. Berb ., ١٩١٨/٢;
(٨٤) E. Destaing, Fءtes et coutumes saisonniةres chez les Ben ¦ â -Snous", RAfr ., (١٩٠٦);
(٨٥) E. Douttإ, En Tribu , Paris ١٩١٤;
(٨٦) idem, Magie et religion dans l'Afr. du N ., Algiers ١٩٠٩;
(٨٧) P. Flamand, "Les Communautإs israإlites du Sud marocain" thesis, Sorbonne ١٩٥٧. idem, Un Mellah en pays berbةre: Demnate , Paris ١٩٥٢;
(٨٨) idem, "Population israإlite du Sud marocain", Hesp .,(١٩٥٠);
(٨٩) Dr. Foley, Moeurs et mإdecine des Touareg de l'Ahaggar , Algiers ١٩٣٠;
(٩٠) L. Joleaud, "Gravures rupestres et rites de l'eau", in J. Soc. Africanistes , ١٩٣٣-١٩٣٤;
(٩١) E. Laoust, Mots et choses berbةres, Paris ١٩٢٠;
(٩٢) idem, Noms et cإrإmonies des feux de joie, Hesp ., (١٩٢١);
(٩٣) Dom Leclercq, L'Afrique chrإtienne , Paris ١٩٠٤;
(٩٤) G.Marcy, "grigine et signification des tatouages des tribus berbةres", RHR (١٩٣٠), P. S. Mesnage, Le christianisme en Afrique , Algiers ١٩١٥;
(٩٥) idem, ـtude sur l'influence du christianisme sur les Berbةres , Paris ١٩٠٢;
(٩٦) Monceaux, Histoire littإraire de l'Afrique chrإtienne. Paris ١٩٠٠-١٩٢٣;
(٩٧) Montet, Destaing, Le Culte des saints en Af. du N ., Paris;
(٩٨) Mouliإras, Le Maroc inconnu , Paris ١٨٩٥-١٨٩٩;
(٩٩) F. Nicolas, "Les industries de protection chez les Twareg de l'Azawagh", in Hesp ., ١٩٣٨;
(١٠٠) Probst- Biraben, "Les Rites d'obtention de la pluie", J.Soc. Africanistes ١٩٣٢-١٩٣٣;
(١٠١) Rahmani, Le mois de mai chez les Kabyles , Algiers ١٩٣٥-١٩٣٩;
(١٠٢) idem, Notes eth. , Constantine ١٩٣٣;
(١٠٣) J. Servier, "Jeux rituels et rites agraires des Berbةres d'Algإrie", thesis, Sorbonne ١٩٥٥;
(١٠٤) M.A. Simon, "Le Judaفsme berbةre dans l'Afrique ancienne", in Rev. Hist. et Philos. Fac. thإol. protestante de Strasbourg , ١٩٤٦;
(١٠٥) Slouschz, Hebraeo-Phإniciens et Judإo-Berbةres, Paris ١٩٠٩;
(١٠٦) L. Voinot, Pةlerinages judإo-musulmans du Maroc , Paris ١٩٤٨;
(١٠٧) E.Westermarck, Ceremonies and beliefs connected with agriculture, Helsingfors ١٩١٣;
(١٠٨) idem, Marriage ceremonies in Morocco , London ١٩١٤ (French trans. F. Arin, Paris ١٩٢١);
(١٠٩) idem, "Midsummer customs in Morocco", in Folk-lore , ١٩٠٥;
(١١٠) idem, The Moorish conception of Holiness (Baraka) , Helsingfors ١٩١٦;
(١١١) idem Ritual and belief in Morocco, London ١٩٢٦ (partial trans. R. Godet, Survivances paفennes dans la civilisation mahomإtane, Paris ١٩٣٥);








دربارة دین اسلام در ممالک بربرنشین :

(١١٢) Chikh Bإkri, "Le Kharijisme berbةre AIEO Alger (١٩٥٧);
(١١٣) A. Bel, La religion musulmane en Berbإrie , â (only published), Paris ١٩٣٨;
(١١٤) G.H. Bousquet, L'Islam maghrإbin , Algiers ١٩٤٢;
(١١٥) H. Douttإ, L'Islam algإrien , Algiers ١٩٠٠;
(١١٦) T. Lewicki, Etudes iba ¦ d ¤ ites nord-africaines, Warsaw ١٩٥٥;
(١١٧) idem, "La rإpartition gإographique des groupements iba ¦ d ¤ ites dans L'Afrique du Nord au moyen ہge", in Rocznik Orientalistyczny , ١٩٥٧;
(١١٨) R. Montagne, La vie sociale et la vie politique des Berbةres , Paris ١٩٣١;
(١١٩) Ã also J.D. Pearson, Index Islamicus, ١٩٠٦-١٩٥٥ , Cambridge ١٩٥٨, nos. ١٢٥١٧-١٢٨٤٠ and ١٢٨٤١-١٣٥٦٨, Passim.

/ ر.باسه ، ش . پلا ( د.اسلام ) /

٤) آداب و رسوم و سازمان اجتماعی و سیاسی

همة ناظران تحت تأثیر کردار و عادات بربرها قرار گرفته اند. این کردار و عادات در بسیاری از زمینه ها، بویژه دربارة زنان ، با منش و عادات اعراب فرق دارد. زنان بربر عموماً از آزادی و احترام بیشتری برخوردارند (مثلاً رجوع کنید به «مجالس عاشقانه » در میان (اهل ) طوارق ، لوت ، ص ٢٨٨ به بعد؛
دربارة احترام به زنان رجوع کنید به گودری ، ١٩٢٩؛
گواشُن ، ١٩٢٧-١٩٣١؛
بوسکه ـ لوفور ، ١٩٣٩؛
دربارة مادر سالاری رجوع کنید به مارسی ، ١٩٤١، ص ٣-٤). با توجه به تنوّع بسیارِ گروههای بربر، چون ارائة خلاصه ای از این آداب و رسوم میسّر نیست ، تنها به تعدادی تک نگاری و آثار مردم نگاری مختص افریقای شمالی اشاره می کنیم . بربرها (جز بربرهای مزاب ) اساساً مردمی روستایی و چادرنشین یا ده نشین اند. چادرنشینان در چادرهایی مختلف زندگی می کنند که انواع مختلف آنها بارها وصف شده است . مردم یکجانشین در خانه یا حتی در قصبه های با عظمتی زندگی می کنند که از بعضی لحاظ یادآور سبک قصبه های عربستان جنوبی است .

یکی از خصوصیات ممالک بربرهای مسلمان حفظ قانون عرفی است (رجوع کنید به عادت * ) که هنوز به طور رسمی یا غیر رسمی در دو کشور الجزایر و مراکش مرسوم است (دربارة قانون عرفی در تونس رجوع کنید به بوسکه ، ص ٢٤٨ـ٢٤٩). این رسوم و عادات (عاده ، عرف ، ازرف ، اتفاقات ) عمدتاً غیر مدوّن است ، ولیکن در سالهای اخیر بعضی قبایل ضرورت ضبط مکتوب برخی از قوانین و فهرستهایی ساده از خلافها را همراه با میزان جرایم مناسب برای هر یک (حبس امری ناشناخته است ) به زبان عربی و حتی فرانسوی ، ولی ندرتاً به زبان بربری ، احساس کرده اند. عدالت براساس عرف در امور مدنی و جنایی یا از طریق نوعی حَکَم (به صورت انفرادی ) یا توسط «جماعة » قضایی اجرا می شود. این جماعتها یا دادگاهها مخفی و غیر قانونی بوده اند (مثلاً در جبال اورِس که تابع قانون فرانسه است ) یا برعکس شخصیتی قانونی داشته اند (مانند دهیر مشهور ٢٦ اردیبهشت ١٣٠٩/١٦ مه ١٩٣٠، به نام «دَهیر ( = ظهیر ) بربری » در مراکش ، که چون متضمن تأسیس دادگاههای عرفی بود به اعتراضات بیشمار انجامید). نیازی به گفتن نیست که قانون عرف در همه جا یکسان نیست و از گروهی به گروه دیگر تفاوت فاحش دارد. این قانون که در سنتهای عامه ریشه دارد و به صورت شفاهی انتقال یافته دستخوش تغییراتی شده است (رجوع کنید به هاکون ـ کمپردون ، ١٩٢١).

سازمان اجتماعی بربرها نیز در بسیاری از زمینه ها با سازمان اجتماعی عربها فرق دارد. بنیاد این سازمان بر پیوندهای خونی واقعی یا ساختگی نهاده شده است . کوچکترین واحد اجتماعی «اجاق » است . تعدادی اجاق در میان مردم یکجانشین دهکده و در میان چادرنشینان ، «دُوَر» (اَسُن ، تیگمِّه و غیره ) را تشکیل می دهد. چند دهکده یا دُوَر گروهی پدید می آورد که حکومتی در مقیاس کوچک است . قبیله متشکل از چند گروه است ولی هویت سیاسی ضعیفتری دارد. اتحادیة قبایل ، اتحادّی موقّت و تشکیل آن مستلزم اوضاعی خاص و مهم است که غالباً در جنگها پیش می آید.

مفهوم مناسبات میان اعضای گروه ، با احترام نهادن به نوعی اخلاق جمعی و انسجام پایدار میان اعضا ملازمت دارد. اعضای گروه خصوصاً بیگاری جمعی (یعنی تِویزی ) انجام می دهند، امنیت بیگانگانی را که زیر حمایت یکی از اعضای گروه قرار گرفته اند تضمین می کنند، انبارهای غلّة جمعی (رجوع کنید به آغادیر) دارند، و جز آنها.

سازمان سیاسی بربرها دارای دو نظام سخت متضاد است که در عین حال ناسازگار نیستند؛
این دو نظام ظاهراً گواهی دیگر بر تنوع عناصر قومی است که زیر نام بربر فراهم آمده اند: از سویی ، نوعی اشرافیتِ مشتمل برطبقه ای از اشراف سلحشور، یک کاسْت دینی ، یک طبقة خراجگزار و بالاخره رعایا. این نظام رایج در میان مردم طُوارِق است که یک اَمِنُکَل * ( = گروه امرا ) بر آنها حکومت می کند و هر قبیله تحت نظر یک اَمْغَر * قرار دارد. از سوی دیگر در بقیة ممالک بربر نوعی مردم سالاری می یابیم . این سنخ مردم مجلسی منتخب (جماعَه ، اِنْفلَس ، اَیْت اَربَعین ) دارند که تمام قدرت (قانونگذاری و قضایی و اجرایی ) را به دست دارد. مجالس گروههای کوچکتر، اعضایی را به نمایندگی خود به مجالس بالاتر می فرستند؛
ولی به طور کلی ، جماعه در شعبة قبیله از بیشترین اهمیت سیاسی برخوردار است . این نظام مردم سالاری ـ لااقل در مناطقی که شعبه های مستقل قبیله در انجمنهای داخلی (لِفّ) متحد می شوند ـ معمولاً در عمل به حکومت گروهی قلیل می انجامد و مانع پیشرفت قدرت شخصی نیز نمی شود (در این انجمنها نه تنها دهکده ها یا بخشهایی از دهکده ها، بلکه صُفّها * ، آنچنانکه در بلاد قبایل دیده می شود، متحد می شوند). مونتانی (ص ٩١ به بعد) مراحل رشد این قدرت رهبران غیردینی را که «ارباب جبال اطلس » نامیده می شوند، تحلیل کرده است .


منابع :


(١٢٠) Abes, "Les Ait Ndhir, Arch. Berb., ١١/٢ (١٩١٧);
(١٢١) idem, Les Izayan d'Oulmes, Arch. Berb., ¼ (١٩١٦);
(١٢٢) A. Adam La maison et le village dans quelques tribus de l'anti-atlas, Hesp., (١٩٥٠) R. Basset, Nedromah et les Traras , Paris ١٩٠١;
(١٢٣) Benhazera, Six mois chez les Touaregs du Ahaggar , Algiers ١٩٠٨;
(١٢٤) J. Berque, Les Seksawa, recherches sur les structures sociales du haut atlas occidental , Paris ١٩٥٤;
(١٢٥) S. Biarnay, Notes d'ethn. et de ling. nord-africaines, Paris ١٩٢٤;
(١٢٦) Comm. Bissuel, Les Touareg de l'Ouest , Algiers ١٨٨٨;
(١٢٧) J. Bourrilly, Elإments d'ethnographie marocaine , Paris ١٩٣٢;
(١٢٨) G.H. Bousquet, "Le Droit coutumier des Ait Haddidou...", AIEO Alger (١٩٥٦), ١١٣-٢٣٠;
(١٢٩) idem, "Notesur la survivance du droit coutumier berbere en Tunisie", Hesp ., ١-٢ (١٩٥٢), ٥٠٨ ff. (critical bibliography);
(١٣٠) L.Bousquet-Lefevre, La femme kabyle , Paris ١٩٣٩;
(١٣١) H. Bruno, in Rev. Algإrienne , ١٩٢٠, I, ٩٤ ff. (a bibliography);
(١٣٢) K.A.C. Creswell, "A Bibliog. of Muslim arch". in North Africa , Paris ١٩٥٤;
(١٣٣) C. Devaux, Les Keba i « les du Djerdjera , Marseilles-Paris ١٨٥٩;
(١٣٤) Duveyrier, Les Touaregs du Nord , Paris ١٨٦٤;
M.

(١٣٥) Gaudry, La femme chaouia de l'Aurةs , Paris ١٩٢٩;
(١٣٦) A. M. Goichon, La vie fإminine au Mzab , Paris ١٩٢٧-١٩٣١;
(١٣٧) Hacoun-Campredon, Etude sur l'إvolution des coutumes kabyles , Algiers ١٩٢١;
(١٣٨) Hanoteau, Letourneux, La Kabylie et les coutumes kabyles ٢ , Paris ١٨٩٣;
(١٣٩) E. Laoust, "L'habitation chez les transhumants du Maroc central", Hesp ., (١٩٣٠ ff.): H. Lhote, Les Touaregs du Hoggar , Paris ١٩٤٤ (with a very copious bibl.);
(١٤٠) Ph. Marµais, in Mإmorial A. Basset , ٦٩-٨٢;
(١٤١) G. Marcy, "Les Ait Warain", Hesp .,(١٩٢٩);
(١٤٢) idem, Le droit coutumier Zemmoأr , Algiers- Paris ١٩٤٩;
(١٤٣) idem, "Les vestiges de la parentإ maternelle en droit coutumier berbةre", RAfr ., ٣-٤ (١٩٤١): Masqueray, De aurasio monte , Paris ١٨٨٦;
(١٤٤) idem, Formation des citإs... , Paris ١٨٨٦;
(١٤٥) R. Maunier, Mإlanges de sociol. nord-africaine , Paris ١٩٣٠;
(١٤٦) M. Mercier, La civilisation urbaine au Mzab , Algiers ١٩٢٣;
(١٤٧) R. Montagne, Les Berbةres et le makhzen dans le sud du Maroc , Paris ١٩٣٠;
(١٤٨) idem, La vie sociale et la vie politique des Berbةres , Paris ١٩٣١;
(١٤٩) idem, Villages et kasbas berbةres , Paris ١٩٣٠;
(١٥٠) V. Monteil, Note sur Ifni et les Ait Ba- ـ amra ¦ n , Paris ١٩٤٨;
(١٥١) idem, Note sur les Tekna , Paris ١٩٤٨;
(١٥٢) F. Nicolas, "Notes sur la sociإtإ et l'إtat des Touareg du Dinnik", Bull. IFAN (١٩٣٩), ٥٧٩ ff.;
(١٥٣) A. Paris, Documents d'architecture berbةre , Paris ١٩٢٥;
(١٥٤) A. Richer, Les Touareg du Niger , Paris ١٩٢٤;
(١٥٥) H. Terrasse, Kasbas berbةres de l'Atlas et des oasis. Les grandes architectures du sud marocain , Paris ١٩٣٨;
(١٥٦) L. Voinot, Le Tidikelt , Oran ١٩٠٩.

/ ش . پلا ( د. اسلام )/

٥) زبان

پنجاه سال پیش ، رنه باسه با اطمینان از زبان بربری (در د.اسلام ، چاپ اول ، ذیل «بربرها: زبان و ادبیات ») تصویری ترسیم کرد. پژوهش در زبان بربرها، در عین حال که پاره ای توهمات را از میان برده ، پرسشهای زیادی نیز مطرح کرده که به همة آنها پاسخ داده نشده ، ولی در مجموع ، حاصل تحقیقات مثبت بوده است : انبوهی از مواد جمع آوری ، طبقه بندی و تحلیل آنها آغاز شده و در مواردی نیز پیشرفتهای مهمی حاصل آمده است ؛
حتی اندره باسه ، برای فراهم آوردن تصویری جامع ، کوششهایی کرده ، ولی چون پژوهنده ای محتاط است ، نتوانسته است که فرضیه را به جای امری محقّق بپذیرد.

الف ) مسئلة تاریخی

١. تاریخ زبان . بربری زبانی تقریباً فاقد کتابت است و تاریخ آن حتی در دورة اخیر به سبب فقدان اسناد کتبی تا حدی ناشناخته مانده است ؛
تنها در قرن سیزدهم /نوزدهم متنهایی که اروپاییان به طور شفاهی از بربرها گرد آوردند، رو به افزایش گذاشت . اسناد بومی نیز نادر و محدود است . در مراکش جنوبی دستنوشته هایی ( بربری ) به خط عربی و دربارة تعالیم دینی پدید آمده (رجوع کنید به بخش ٦) که فقط بخشی از آنها را در دست داریم و آنها هم با نسخه های اصلی تفاوت بسیار دارند. ضمناً زبان این آثار، به رغم فایدة مسلّمشان ، تا حدودی ساختگی به نظر می آید. نویسندگان عرب ، کلمات و عباراتی از زبان بربری نقل کرده اند که هنوز دقیقاً بررسی نشده است . مشهورترین و نیز کهنترین نمونه ، عباراتی از قرن ششم / دوازدهم است که لِوی ـ پرووانسال (پاریس ١٩٢٨) منتشر کرده است (رجوع کنید به مارسی ، ١٩٣٢، ص ٦١ـ٧٧). چنین می نماید که این عبارات مؤید استحکام نسبی زبان بربری اند. تعدادی نامهای قومی و اسامی جغرافیایی به زبان بربری نیز در متون عربی ضبط شده که هنوز بررسی نشده است .

عموماً بقایای گویش گوانش را که تا قرن یازدهم / هفدهم در جزایر قناری به آن تکلّم می شد، زبانی بربری به شمار می آورند؛
ولی ولفل ، پس از بررسی بسیار مفصّل ، فقط بخشی از صورتهای آن را با زبان بربری مربوط می داند.

از دوران پیش از دورة موحدون ، اسنادی که بواقع بتوان آنها را بربری نامید یافت نمی شود. قرون اولیة پس از پیروزی عرب ، برای زبانشناس حتی «مبهم »تر است تا برای تاریخنویس . دوران باستان هم ما را با تعدادی مسائل بسیار مشکل روبرو می کند. اسناد و مدارکی هم که به ما رسیده همان اندازه مرموز و پیچیده اند که خود گویشهای افریقایی .

الف . بیش از یک هزار کتیبة لیبیایی چاپ شده (رجوع کنید به بخش ٦) که الفبای آنها، دست کم در کتیبه های دو زبانی ، کاملاً مشخص است ، اما تفسیرهای پیشنهادی مبیّن اختلافهایی جدّی است ، و هیچیک قانع کننده نیست . به طور کلی ، هنوز رمز زبان لیبیایی گشوده نشده است .

ب . در شرق ، بویژه در طرابلس غرب ، دسته ای کتیبه به حروف لاتینی کشف شده است که معنی آنها معلوم نیست . یک یا دو کلمه به زبان لاتینی است و کلماتی را هم می توان به زبان کارتاژی نسبت داد، اما هویت بقیة کلمات هنوز مشخص نشده است .

ج . دسته ای از کلمات افریقایی ، که بیشتر آنها اسامی خاص اند، به صورت پراکنده در تمام کتیبه های کارتاژی و یونانی و بویژه لاتینی و نیز در نوشته های نویسندگان دوران باستان یافت می شوند بعضی از این کلمات کارتاژی است ، اما دربارة بیشتر آنها توضیحاتی مبهم ارائه شده است .

بدین سان ، از این مواد کهن کمتر چیزی فهمیده شده است ؛
زیرا پژوهشگرانی که در این زمینه کار می کنند، معدودند، و آن معدود نیز زمینة اصلی تحقیقشان بیشتر در رشته های علمی دیگری است . ضمناً وحدت این اسناد، که به زمانها و مکانهای متعدد تعلق دارند، خالی از مشکل نیست ؛
کتیبه های طرابلس غرب به یک دورة قدیم متعلق اند؛
کتیبه های لیبیایی به تونس و الجزایر و مراکش ، در چند قرن مختلف ، تعلق دارند؛
تنها یکی از آنها که تاریخ دارد به ١٣٩ پیش از میلاد متعلق است . بعضی دیگر ظاهراً از عهد فرمانروایی رومیان است . اکثریت کتیبه ها را نمی توان تاریخگذاری کرد. پراکندگی مواد متعلق به اسامی خاص حتی از آنها بیشتر است . این مواد که در متونی از دورة هرودوت تا آخرین دورة باستانی آمده به سرزمینهایی مربوط می شود که میان مصر و اقیانوس اطلس قرار دارند. شواهدی با این تنوّع مطمئناً چندین مرحله از تحوّل زبانی یا حتی چندین زبان را دربر می گیرند. تفسیر و تأویل این متون مستلزم آن است که در فهرست کردن و بررسی انتقادی آنها کارهای مقدماتی صورت پذیرفته باشد، ولی هنوز فهرست راهنمای اسامی عام نیز تهیه نشده است . بیشتر اوقات تصور می شود که به رغم وفور این مواد کهن ، گویشهای بربری جدید بتوانند برای گشودن همة درهای بسته کلیدی معجزه گر باشند. از واژه نامه ها نیز استفادة وسیعی می شود؛
اما استفاده از آنها فقط برای این است که به قیاسهای موضعی استشهاد شود یا روساختی از حدسیات بنا گردد، در صورتی که تنها، واژه نامة مدون بسامدی و تطبیقی می تواند در این مورد حجّت باشد. میان زبان لیبیایی و بربری نیز رابطه ای مستقیم فرض شده است و آنها را همچون دو مرحله از یک زبان به شمار می آورند. این فرض مبتنی بر تاریخ است که وجود جماعات بربر را در افریقا از روزگاران قدیم کشف می کند و نتیجه می گیرد که همزمان به زبان بربری نیز در افریقا تکلم می کرده اند. ولیکن آیا بربری یگانه زبان بوده است ؟ آیا زبان کتیبه های لیبیایی واقعاً بربری است ؟ نتیجه گیریهای مبتنی بر همزمانی بندرت مطمئن اند. شباهت میان دستخطهای لیبیایی و طوارقی (رجوع کنید به بخش ٦) نشان نمی دهد که این زبانها به یکدیگر مربوط باشند. این اشکالات مقتضی بحث و انتقاد است . باسه توجه ما را به این واقعیت جلب کرده است که دلیل مأخوذ از تاریخ منفی است . پیکارد در این باره شک بیشتری دارد. این نمونة کم نظیر احتیاط و هوشیاری محصول متخصصان بربرشناس است . ولفل ، متخصص زبانشناسی تطبیقی و مردم نگار، زبانهای لیبیایی و بربری را با یکدیگر گروه بندی می کند، اما در ملحوظ داشتن این زبانها به عنوان یک زبان واحد تردید دارد. فوریه می پرسد که آیا نمی توان زبان لیبیایی را «نوعی زبان ما قبل بربری » به شمار آورد؟ اما او به خود اجازة پاسخ دادن به این پرسش را نمی دهد. چنین شک معقولی که نه متضمن چشم پوشی از پژوهش است و نه هرگونه پیوند میان زبان لیبیایی و بربری را رد می کند، بر شناخت توهمی ترجیح دارد. این شک صرفاً از ما می خواهد تا فراموش نکنیم که آنچه برای تاریخنویس یقین آور است برای زبانشناس فقط فرضیه ای برای ادامة تحقیق است .

٢. زبانهای همریشه یا همسایه . مقایسة زبان بربری با زبانهای دیگر تاکنون فقط نتایجی نسبتاً محدود داشته است . بعضی رسالاتِ بیش از حد تفننی نیز ارزش یادکردن ندارد. نظریة پیوند میان زبان بربری و زبانهای باسکی و هائوسایی نیز همچنان ناقص است . نظر روسلر که زبان بربر را زبانی سامی و نزدیک به اکدی دانسته است باید با احتیاط تلقی شود. ظاهراً نظریة حامی ـ سامی بودن بربری ، که این زبان را در گروهی شامل زبان مصری باستان و زبانهای کوشیتی حبشه و زبانهای سامی قرار می دهد، ثمربخشترین نظریه است . به نظر مارسل کوهن ، نام حامی ـ سامی به هیچ وجه نشانة وجود یک شاخه زبان حامی در مقابل سامی نیست . وضعی که هر یک از اعضا در خانوادة زبان حامی ـ سامی دارند هنوز درست مشخص نیست . حتی در ١٢٦٠/ ١٨٤٤ نیومن بربری را زبانی «عبری ـ افریقایی » می پنداشت . بعضی مشابهتها در نقشهایی که صامتها و مصوّتها، هر یک به نوبة خود، در این زبانها ایفا می کنند، همچنین شباهتهایی که در ماهیّت و نقش تکواژی گوناگون این زبانها وجود دارد، لزوم تحقیق مداوم در این موضوع را تأیید می کند. وامگیری از زبانهای دیگر و تأثیرات متقابل زبانها نیز باید معلوم ، شباهتها مشخص ، و به واژگان بسط داده شود. مارسل کوهن (١٩٤٧) تأکید می کند که حلقه های واسط میان زبان بربری و زبانهای مورد نظر،تاحدودی متکلّفانه است .

علاوه بر کوششهایی که برای تعیین پیوند میان زبانها صورت گرفته ، باید به زمینة کلی مطالعاتی اشاره کنیم که ممکن است نام مطالعات «مدیترانه ای » به آن داده شود؛
زیرا این مطالعات دربارة تمدنی است که پیش از ورود مردم هند و اروپایی به سواحل مدیترانه رشد و نما کرده بود. در اینجا واژگان بر تکواژشناسی (سازه های صرفی ) مقدم شمرده می شود؛
هدف از این مطالعات بیشتر تعیین یک اجتماع فرهنگی است تا برقراری قرابتی زبانی . غالباً به علم اسامی جغرافیایی افریقا و بربر باستانی ، که از آنها به مثابة شاهدی برای این دورة دیرینه یاد می شود، و نیز به زبانهای ایبری و باسکی و جز آن استناد می شود. پس به این دلیل است که این زبانها در آثار مختص به «زیر لایة مدیترانه ای » (باتیستی ، برتولدی و غیره )، و عناصر غیر هند و اروپایی در لاتین (نانچیونی )، و زبان ساردنیایی (تراچینی ، واگنر)، و مناطق کوهستانی الپ و پیرنه (هوبشمید) و به طور عام تر تمدن «اروپایی ـ افریقایی » (ولفل ) جای کمابیش مهمی یافته اند.

به رغم بسیاری از اشتباهات و زیاده رویهای اجتناب ناپذیر، تحقیق دربارة این موضوعات حساس را نمی توان بیش از این به فراموشی سپرد.

موضوع ضروریتر برای شناخت گویشهای افریقای شمالی ، تعیین دقیق زمینه های تأثیر زبانهای بربری و عربیِ مغربی بر یکدیگر است ؛
و این ، بحثی است بر حسب مورد دربارة زیر لایه یا هملایه . در این زمینه کمبود سند وجود ندارد، اما هنوز از مرحلة توجّه به آشکارترین خصوصیات فراتر نرفته ایم . لغتنامه های بربری صرفاً به بعضی وامگیریها از زبان عربی اشاره می کنند. بعضی از متخصصان زبان عربی (مانند برونو، کلین ، پلا، مارسه ) هم به موضوعات زبان بربری عنایت کرده اند.

ما نمی دانیم که زبان بربری چه دینی به زبانهای افریقای استوایی دارد؛
و این را شاید بتوان نقیصة بزرگی شمرد.

ب ) گویشها و زبان

(دربارة توزیع جغرافیایی گویشها رجوع کنید به بخش ٢). چیزی که در چند دهة اخیر، و بویژه به اهتمام باسه ، بیش از همه به نتایج مثبت رسیده مطالعه و بررسی گویشهای کنونی است . با این حال ، در این باره هنوز هم باید از پاره ای توهّمات بر حذر بود، زیرا هیچیک از طبقه بندیهای پیشنهادی برای گویشها واقعاً رضایتبخش نیست . دراین بخش بندیها، باز هدف رسیدن به همان تقسیم سنّتی جمعیت به مصموده ، صنهاجه و زناته بوده است (رجوع کنید به بخش ١) و این خود توسل جستن به تاریخی تاریک و پرابهام است . ازینرو بهتر است که بررسی را از داده ها و واقعیتهای زبانشناختی آغاز کنیم : اما کدامین را معتبر بشماریم ؟ یکی از راههارا تمایز میان «گویشهای انسدادی » و «گویشهای سایشی » دانسته اند، در صورتی که میان گویشهای شِلّوح ، که خود گروهی مشخص پدید می آورند (رجوع کنید به ادامة مقاله )، در نحوة تولید بعضی از واجهااختلافاتی وجود دارد؛
دراین صورت ،آیااین گروهها را نیز بایدبه چندین شاخه تقسیم کرد؟ آواشناسی (بُنواج شناسی ) همانطور که پیکار نیز یادآوری کرده ، تنهایکی از نماهای زبان زنده است . طبقه بندی بر پایة دستگاه واجی ، احتمالاً جالبتر، ولی به همان اندازه دلبخواهی و بی دلیل ، خواهد بود.

جغرافیای زبانی به ما می آموزد که هر پدیده ، حوزه ای خاص خود دارد. باسه این معنی را دربارة زبان بربری به کیفیتی قانع کننده ثابت کرده ولی از مفهوم گویش در این زمینه چشم پوشیده است : به اعتقاد او این زبان ، بی هیچ واسطه ، به چهار تا پنج هزار گویش محلّی تجزیه می شود. با این حال ، بدشواری می توان این نکته را نادیده گرفت که در بعضی از مناطقِ جغرافیایی ، که پیوند بس نزدیکی با یکدیگر دارند، نظیر سرزمین شلّوح ، بلادالقبائل و اورس و جز آنها، نوعی هماهنگی زبانی بر تقسیم زبان به گویشهای محلی پراکنده سایه افکنده بی آنکه آن را محو سازد؛
در درون هر منطقه تفهیم و تفهم مستقیم و بلاواسطه میان گویندگان صورت پذیر است و بربری زبانها خود نیز این پیوستگیهای گروهی را احساس می کنند (رجوع کنید به رو، ١٩٥٤، ص ٢٦٩). اما حتی در این موارد خاص و برجسته نیز زبان مشترکی وجود ندارد. باید گفت که شعرای دوره گرد منطقة اطلس میانة مغربی ، که رو از آنها یاد کرده است (رجوع کنید به بخش ٦)، آثار خود را در نوعی گویش واسط پدید می آورند؛
بعلاوه ، حق این بود که دربارة زبان بربری شهرهای بزرگ نیز، که مهاجران در آنها فراهم می آیند، تحقیق می شد. اما تاکنون اوضاع سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی دست به دست هم داده مانع ایجاد وحدتی در این زمینه شده اند و آنان که نفعشان در این یگانگی بوده است ظاهراً نیازی بدان احساس نمی کنند؛
بدین معنی که در مواقع ضروری ، به یاری زبان دیگری میان خود ارتباط برقرار می سازند که آن هم بر حسب تداول ، زبان عربی است . لذا تعریف جامعی از گویشهای بربری همه جا با عوامل محلی برخورد می کند که حوزة کاربرد آن را مدام محدودتر می سازند. با این حال ، یگانگی زبان ، که به رغم گوناگونی آن همچنان بارز است ، این تعریف را توجیه می کند.

١) آواشناسی و واج شناسی . با اینکه آواهای تعدادی از گویشها تاکنون معلوم و محقق ، و در تک نگاریها کمابیش بدرستی تعریف شده اند، هنوز جدول کاملی از مناسبات دستگاهی آنها در دست نیست . از این گذشته ، هیچیک از این گویشها به تجزیه و تحلیل واجی در نیامده اند. با این حال ، از راه تطبیق ، خصوصیات عمدة دستگاهی واجی را، که ظاهراً پایه و اساس دستگاههای واجی گویشهای گوناگون محلی است ، می توان به دست داد. جدول پیشنهادی باسه ، با مختصر دستکاری ، چنین است :

لبی m f b

دندانی d t ¤ d (ض ) r l n

همخوانها صفیری s z ¤ z (ظ )

صامتها صفیری کامی § s (ش ) § z (ژ)

نرمکامی g k (گ )

ملازی g (غ )

نیم واکه ها y (یا)، w (و)

(سایواکها)

واکه ها u i

(مصوّتها)

( ) ـَ ی مسترقه

a ـَ

پیش از این یادآور شده ایم که در بسیاری از گویشها (ریف ، اطلس میانة مغربی ، بلادالقبائل و غیره ) گرایشی به تبدیل بستواجهای کوتاه به سایواجها دیده می شود. این پدیده ممکن است جای جای سبب پیدایش واجهای جدید و دگرگونی دستگاه واجی شود. این دستگاه تقریباً در همه جا، به سبب وامگیریهایی از زبان عربی به مقیاس وسیع ، دچار پیچیدگی و دگرگونی شده است و احتمالاً حضور واجهای حلقی «ح » و «ع » و چاکنایی «ه » در اغلب گویشها ناشی از همین معنی است .

این نکته شایان توجه است که زبان بربری دارای همخوانهای مفخّم است . علاوه بر ¤ d (ض ) و ¤ z (ظ )، همخوانهای دیگری مانند ( ¤ s ) (ص ) و ( ¤ r ) (ر مفخّم ) و ( ¤ l ) (ل مفخّم ) و حتی ( § ¤ s ) (ش مفخّم ) و ( § ¤ z ) (ژ مفخّم )، نیز در آن قایل شده اند. ولی به صرف این معنی ، نمی توان این آواها (بُنواجها) را واج نامید. تفخیم همواره صرفاً به واجِ مربوط تعلق ندارد (درباره ( ¤ t = ط )رجوع کنید به سطور پایین ).





y و w ، به اقتضای موضع ، گاهی مثل همخوانهای ( y ) ، ( w ) و گاهی مانند واکه های ( i ) و ( u ) تلفظ می شوند و ماهیّت آنها بر حسب الگوی هجایی فرق می کند. صرفنظر از وقوع آوا (بنواج ) های ( i ) و ( u ) در بافتهای هجایی ، تکواژشناسی نیز لزوم پذیرش i و u را به عنوان واکه های مستقل القا می کند که خالی از مشکلات نیست . هر یک از واکه های سه گانه ، a و i و u ، به مقتضای فراگویی همخوانهای مجاور، شامل سلسله درجاتی هستند که ارزش واجی ندارند، اما واکة ( ) (ـَـ ی مسترقه ) اصولاً عنصری صرفاً بنواجی است که وقوع آن تابع قوانینی است حاکم بر هجابندی و ساختار کلمات ، ولی این قوانین هنوز درست شناخته نشده اند. این واکه ، که در گویش مراکش مرکزی و جنوبی بسیار ناپایا و بی ثبات است ، احتمالاً در گویش بلادالقبائل قوام بیشتری دارد؛
به رغم برخی از اشارات فوکو، که باید بررسی و بخصوص تفسیر شود، مسلم نیست که ( ) در گویش طوارق منزلت واجی داشته باشد.

ارزش کمّی همخوانها نیز مهم است . هر همخوان یا نیم واکه ممکن است «کوتاه » یا «بلند» باشد که خود، ایجاد نوعی تقابل می کند و از آن در واژگان زبان ، و به مقیاس وسیعتری در ساخت واژه ، بهره برداری می شود.

٢) صیغه ها و نقشهای آنها.

الف ) واژة بربری . واژه ها از یک ماده در صور تصریفی گوناگون ساخته می شوند. ماده از ترکیب ریشه و «صیغه » پدید آمده است . ریشه مفهومی هرچه محدودتر، صرفنظر از مقولات دستوری ، دارد و همواره همخوانی (بدون مصوّت ) و متشکّل از یک تا چهار همخوان و بیشتر دو یا سه همخوان است و با تعداد همخوانها و ترتیب آنها مشخص می شود. اصطلاح «صیغه » که از عربی دانها (کانتینو ) به عاریت گرفته شده بر ساخت ماده دلالت دارد و نشان دهندة جزئی از هویّت دستوری کلمه است ؛
مثلاً تا به درجه ای که در حالات مختلف فرق می کند، اسم یا فعل بودن ، شمار اسم ، صیغة فعل و جز آن را نشان می دهد. صیغه با بودن یا نبودن همخوانهای ریشه ، تعداد این همخوانها، بودن یا نبودن و محل و نوع واکه ها تعریف می شود. تصریفها مکمل توصیف دستوری کلمه اند و ظاهراً چه پیشوندی باشند چه پسوندی یا پیشوندی و پسوندی ، اساساً از همخوانها تشکیل شده اند. در بعضی موارد شناسه ندارند.

بربری دارای جنس مذکر و مؤنث و شمار مفرد و جمع است .

ب ) فعل . یا جامد (بسیط ) است یا مشتق . فعل بسیط اصولاً با مفعول یا بدون آن ساخته می شود و در ترجمه گاهی به وجه معلوم و گاهی به وجه مجهول در می آید. اشتقاق در افعال بیشتر با پیشوند صورت می گیرد. فعل مشتق سه صیغة اصلی دارد که گاهی با هم ترکیب می شوند و اغلب بر حسب ظاهرترین معنایی که از آنها بر می آید، سببی ، مجهول و متقابل خوانده می شوند. این عناوین خیلی با واقعیّات مطابقت ندارند وامروزه به جای آنها، بر حسب نحوة تلفظ پیشوند، اصطلاحات صیغة صفیری ، صیغة دندانی و صیغة خیشومی را به کار می برند؛
مثال : واژة طوارقی ber g e «باپازدن »؛
ber g se «به زدن واداشتن »؛
ber g te «زده شدن »؛
ber g ne «یکدیگر را زدن ». در واقع تمام افعال صیغه های ساده و مشتق ندارند. در طوارقی وجود نوعی اشتقاق به کمک پسوند t ـ مسلّم شده و در گویشهای دیگر نیز از خود آثاری به جا نهاده است .

ماده ها. هر یک از صیغه های جامد و مشتق فعل ، دارای سه ماده یا گروههایی از موادند: ١. مادة مضارع (نامعین )؛
٢. مادة مضارع مؤکد؛
٣. مادة ماضی مطلق . این ماده ها ممکن است با نوع واکه ها، یا کمیّت و کشش همخوانها یا افزوده شدن پیشاوند tt ـ (تنها در صیغة مضارع مؤکد) یا با ترکیب دو یا بندرت هر سه شیوه ای که بر شمردیم در تباین با یکدیگر قرار گیرند.

از بررسی دقیق همة ماده های فعلی ، ناگزیر به این نتیجه می رسیم که فعل انواع بسیار دارد.

شناسه های فعل . نخستین گروهِ هر چند ناقصِ شناسه های شخصی پیشوندی ، برای ساختن صیغه های امر و امر مؤکد، به ماده های مضارع و مضارع مؤکد می پیوندند. این شناسه در صیغة دوم شخص مفرد صفر است و دستوریان این صیغه را در امر غیرمؤکد به کار می برند تا فعل بودن آن را نشان دهند.

شناسه های غیرشخصی y- -n ( در جمع گاهی به صورت صفر nin- - ) در شرایط نحوی کاملاً مشخص (رجوع کنید به سطور پایین ) به هر یک از ماده های فعل که باشد افزوده می شوند تاصیغه ای بسازند که به آن «وجه وصفی » گفته می شود.

علاوه بر این موارد، دستة سومی از شناسه ها هستند که با پیشوند یا پسوند یا هر دو، همراه همة ماده های فعلی دیده می شوند که شخص و شمار فعل و در صیغه های سوم شخص مفرد و دوم شخص و سوم شخص جمع ، جنس (مؤنث و مذکر بودن ) فاعل را می رسانند. با این حال ، وجود نوعی صرف فعل بدون پیشوند، هم در لهجة قبائلی (با شناسه هایی که در سه شخص جمع یکسان است ) و هم در طوارقی (برای ماضی افعالی که به آنها «کیفی » گفته می شود یعنی بیشتر افعال دال بر صیرورت نه دال بر وضع و حالت )، محقق شده و از بقایای تقابل قدیمی میان شناسه های مضارع و شناسه های ماضی است .

کارکرد دستگاه فعل . تعیین معنای صیغه ها و ماده های فعل از طبقه بندی صوری آنها دشوارتر است . دربارة صیغه های جامد و مشتق اطلاعات مختصری داده شد؛
می ماند توصیف مختصر اینکه صیغة مورد نظر از میان ماده های گوناگون فعل چگونه انتخاب می شود. یک نکته مسلم است و آن اینکه مفهوم زمان در دستگاه فعلی دخالتی ندارد و زبان بربری مانند زبانهای سامی اولویت را به وجه فعل می دهد، ولی زمان مکانیسمهای خاص خود را دارد. در اینجا نباید فریب اصطلاحاتی را خورد که از حوزه های دیگر زبان شناختی به عاریت گرفته شده اند. همانگونه که پیش از این دربارة صرف اشاره کرده ایم ، میان نقشهای صیغه های مضارع و صیغه های ماضی تضاد اساسی وجود دارد.

فعل هر گاه در جملة صله واقع شود که نهاد و مرجع ضمیر در آن یکی باشد (جملة صله وصف نهاد باشد)، هر چه باشد، صورت «وجه وصفی » به خود می گیرد.

اقمار فعل . ازادات مضارع در بالا یاد کردیم . ادات دیگری ( ar ، da ، lla و جز آن ) نیز ممکن است همراه مضارع مؤکد یا ماضی بیایند؛
فهرست آنها و شرایط کاربردشان بر حسب گویشها بس متفاوت است و در بعضی از گویشها اصلاً وجود ندارند. ادات نفی اصلی ur ( ul ، ud ، u ) است که همیشه پیش از صیغة فعل می آید. در آخر این صیغة فعل و در گویشهای گوناگون (قبائل ، اورس و جز آن )، ممکن است ادات دیگری ( ara ( a ) § s و جز آن ) جای گیرد؛
ur با همة ماده های فعلی می آید، ولی ساختمان صیغه های سلبی در همه جا یکسان نیست .

اغلب اوقات ادات d برای دلالت بر «نزدیکی » و گاهی ادات ( n ) n برای دلالت بر «دوری » به آخر فعل می پیوندند و جهت آن را تعیین می کنند. و سرانجام ضمایر شخصی و متممهای فعل (مفعول صریح و مفعول باواسطه ؛
رجوع کنید به سطور پایین ) با فعل جوش می خورند. ضمایر شخصی و ادات نزدیکی یا دوری ، اگر با هم به کار روند، به ترتیب از پی هم می آیند.

ج )اسم . همة اسمها را نمی شود به لحاظ ساخت صرفی از یک نوع دانست ، بعضی از عربی (یا از زبانهای دیگر) به عاریت گرفته شده اند و به الگوی بربری درنیامده اند. حرف تعریف عربی را حفظ کرده اند.

اصولاً بیشتر اسمهای بربری یا بربری شده اگر مذکر باشند با - a ، - i یا- u و اگر مؤنث باشند با - ta ،- ti یا tu آغاز می شوند؛
این حروف آغازی را با عناصر اشاره ای در ارتباط دانسته اند که بعید هم نیست . گاه مصوّت این گروه ، در بعضی الگوها حذف می شود. -t به صورت پیشوند نشانة مؤنث است ؛
بسیاری از نامهادر مفرد مؤنث پسوند -t نیز دارند.

گروه سومِ نسبتاً بیقاعده و سماعی ، گروهی از اسمها هستند که با همخوانی کوتاه ، غیر از t- (پیشوند تأنیث ) یا حرف تعریف عربی ، آغاز می شوند. بعضی از این اسمها شاید از لحاظ تاریخی با همان مقولة پیشین یا با قشرهای دیگری از واژگان مربوط باشند. از سلسله «نامهای خویشاوندی » دیگری نیز باید یاد کرد که هم از لحاظ شکل و هم از نظر ساختمان در خور توجه اند.

د)صفت . معمولاً همان خصوصیات صرفی اسم را دارد.

هـ)ضمیر. در ضمایر شخصی ، از نظر صورت و کاربرد، چند دسته تشخیص داده اند: ضمایر «گسسته » که در بافت سخن کمابیش استقلال دارند و حتی می توانند پارة کاملی از گفتار باشند. از ضمایر پیوسته به فعل ، که مفعول صریح یا با واسطة آن اند، پیش از این یاد کردیم . بیشتر حرفهای اضافه با ضمایر شخصی خاصّی به کار می روند که پس از نامهای نسبت و خویشاوندی نیز می آیند زبان بربری فاقد صفات و ضمایر ملکی است . در هر شخص ، عناصر صرفی معینی میان چندین گروه ضمیری یا تمام آنها مشترک اند.

و)ادات اشاره . جزء اساسی ادوات اشاره ، واکه های u / a و i است که همچون ضمیر یا مخصّص (صفت ) عمل می کند. این جزء اساسی ، اگر در نقشِ ضمیر باشد، بویژه دومین عضو آن ساختی است که «تقدیم تأکیدی » خوانده می شود.

ز) جمله . زبان بربری همة ویژگیهای زبان محاوره را به اعلا درجه داراست ، و پیوسته از راه و روشهای بیانی و بخصوص از «تقدیم اجزای جمله » کمک می گیرد (باسه ) و هر یک از عناصر جمله را در صورت لزوم جدا می سازد و در آغاز جمله قرار می دهد و اگر لازم باشد، ضمیر شخصی راجع به آن را نیز تکرار می کند. «تقدیم تأکیدی » رواج فراوان دارد. جمله های پیرو، به نسبت ، چندان پرورده نشده اند و غلبه با حذف حروف ربط (نقش نمای پیرو و پایه ) است هر چند تعیین دقیق مرز میان این دو نوع ساخت همواره میسر نیست .

یگانه نشانة صوری فراکردهای پیرو ـ آن هم در صورت لزوم ـ تصریفهای وجه وصفی یا محل اقمار (متممهای ) فعل است (رجوع کنید به بند ب ). ضمایر ربطی اصلاً وجود ندارد؛
با این حال ، در بسیاری از گویشها گرایشی به تعیین مرجع با ادات اشاره دیده می شود و کاربرد آن در چنین حالتهایی کمابیش به صورت قاعدة دستوری در آمده است .

در زبان بربری هم جملة اسمی وجود دارد و هم جملة فعلی . میان دو بخش جملة اسمی ، غالباً ادات d جای دارد که چه بسا با ادات اشاره به نزدیک بی رابطه نباشد.

٣) واژگان . واژگان شاید جنبه ای از زبان بربری باشد که بیشترین کنجکاوی را در پژوهشگران برانگیخته ، اما از دیگر جنبه ها کمتر معروض مطالعات دقیق قرار گرفته است . از واژگان این زبان برآورد آماری در دست نیست . لغتنامة فوکو برای لهجة اهگّر (شاخة اصلی طوارقی ) و لغتنامة کشیش داله برای گویش قبائلی ، که هر دو را می توان تقریباً مقرون به استقصای تام تلقی کرد، بترتیب حاوی ٤٠٠ ، ١ و ٥٠٠ ، ٣ ریشة فعل اند. واژگان بربری دارای مجموعه ای از واژه های مشترک میان همة گویشهاست ، اما همچنانکه باسه تأکید کرده است ، صورت زندة هر واژه باید جداگانه مطالعه شود. نکتة جالب توجه دیگر اینکه تعداد واژه های قرضی و دخیل ، جز در طوارقی ، زیاد است . پیشتر از این دیدیم که واژه های مأخوذ از عربی در واج شناسی و حتی تکواژشناسی این زبان رخنه کرده و شکافی پدید آورده است . با این حال ، این زبان توان جذب و همگونسازی فوق العاده ای داشته است . بیشتر واژگان زبان بربری ، کلمات ذات است . هر جا که فعالیت حیاتی (مانند پرورش شتر در میان طوارق و آبیاری در منطقة اطلس کبیر و جز آن ) وجود داشته باشد، غنای واژگان و دقت و روشنی آنها نظرگیر است . زبان حیات معنوی و دینی فقیرتر است و از زبان عربی وام فراوان می گیرد. با اینهمه ، بعضی شواهد از وجود منابعی مکتوب خبر می دهند که باید از آنها به بهره برداری پرداخت .


منابع :


(١٥٧) A. Basset, in Initiation a © la Tunisie , Paris ١٩٥٠, ٢٢٠-٢٢٦;
(١٥٨) idem, "Les e ¨ tudes linguistiques berbe © res depuis le congrةs de Paris (١٩٤٨-١٩٥٤)", in Proceedings of the ٢٣ rd Intern. Cogress of Orientalists , Cambridge ١٩٥٤, ٣٧٧-٣٧٨;
(١٥٩) idem, "La langue berbe © re", in Handbook of African languages , Oxford ١٩٥٢, ٧٢;
(١٦٠) idem, La langue berbe © re, morphologie, le verbe, e ¨ tude de the © mes , Paris ١٩٢٩, â â â , ٢٦٨;
(١٦١) idem, "Sur la voyelle initiale en berbةre", RAfr ., (١٩٤٥), ٨٢-٨٨;
(١٦٢) A. Basset, A. Picard, Ele ¨ ments de grammaire berbe © re (Kabylie-Irjen) , Algiers ١٩٤٨, ٣٢٨;
(١٦٣) M. Cohen, Essai comparatif sur le vocabulaire et la phone ¨ tique du chamito-se ¨ mitique , Paris ١٩٤٧, xi and ٢٤٨;
(١٦٤) Comptes rendus du groupe linguistique d'e ¨ tudes chamito-se ¨ mitiques , Paris, from ١٩٣١;
(١٦٥) Father J ¤ -M. Dallet, Le verbe kabyle (Lexique partiel du parler des At-Mangellat) , ١, simple forms (only published), Fort-National ١٩٥٣, xxv â â â , ٤٩١;
(١٦٦) EI ١ , s. v. "Berbers: language and literature" (by Rene ¨ Basset);
(١٦٧) J. G. Fe ¨ vrier, "La prononciation punique des noms propres latins en -us et en -ius", JA (١٩٥٣), ٤٦٥-٤٧١;
(١٦٨) idem, "Que savons-nous du libyque?", RAfr ., ١٩٥٦, ٢٦٣-٢٧٣;
(١٦٩) Father de Foucauld, Dictionnaire touareg-fran µ ais ( Dialecte de l'Ahaggar ), Paris ١٩٥١-١٩٥٢, x â â â + ٢٠٢٨;
(١٧٠) L. Galand, "La phone ¨ tique en dialectologie berbe © re", in Orbis , â â , ١٩٥٣, ٢٢٥-٢٣٦;
(١٧١) The Inscriptions of Roman Tripolitania , ed. by J. M. Reynolds and J. B. Ward Perkins, Rome and London ١٩٥٢, v â â , ٢٨٦;
(١٧٢) E. Laoust, in Initiation au Maroc , new ed. Paris ١٩٤٥, ١٩١-٢١٩;
(١٧٣) E. Le ¨ vi-Proven µ al, Documents inإdits d'histoire almohade , Paris ١٩٢٨;
(١٧٤) G.Marcy, "Les phrases berbe © res des ، documents ine ¨ dits d'histoire almohade", Hesp. , (١٩٣٢);
(١٧٥) The Mإmorial Andrإ Basset (١٨٩٥-١٩٥٦) , Paris ١٩٥٧, ١٥٩;
(١٧٦) T. F. Mitchell, "Long consonants in phonology and phonetics", in Studies in linguistic analysis , Oxford ١٩٥٧, ١٨٢-٢٠٥;
(١٧٧) idem, "Particle-noun complexes in a Berber dialect (Zuara)", BSOAS (١٩٥٣), ٣٧٥-٣٩٠;
(١٧٨) Orbis , ١٩٥٦, ٥٧٥-٥٧٩, on the publications by A. Basset himself, (a bibliography);
(١٧٩) Ch. Pellat, Textes berbةres dans le parler des A i «t Seghrouchen de la Moulouya , Paris ١٩٥٥;
(١٨٠) A. Picard, in Initiation ب l'Algإrie, Paris ١٩٥٧, ١٩٧-٢١٤;
(١٨١) idem, "Du pre ¨ te ¨ rit intensif en berbe © re", Me ¨ morial Andre ¨ Basset (١٩٥٧);
(١٨٢) idem, ـtude de linguistique sur le parler berbe © re des Irjen (kabyle) , Algiers ١٩٥٩;
(١٨٣) idem, Textes berbe © res dans le parler des Irjen (Kabylie-Algإrie) , Algiers ١٩٥٨;
(١٨٤) O. Ro « ssler, "Der semitische Charakter der libyschen Sprache", ZA , n.s. ١٦, ١٢١-١٥٠;
(١٨٥) A. Roux, in Hesp ., ١٩٥٤;
(١٨٦) idem, La vie berbe © re par les textes , Paris ١٩٥٥;
(١٨٧) W. Vycichl, "Der Umlaut im Berberischen des Djebel Nefusa in Tripolitanien", AIUON , n.s.,(١٩٥٤), ١٤٥-١٥٢;
(١٨٨) J.D. Wo « lfel, Eurafrikanische Wortschichten als Kulturschichten , Salamanca ١٩٥٥, ١٨٩ (Acta Salmanticensia) ;
(١٨٩) idem, "Le proble © me des rapports du guanche et du berbe © re", Hesp ., (١٩٥٣).

/ ل . گالان ( د. اسلام ) /

٦) ادبیات و هنر

از روزگاران دیرین ، یگانه زبان فرهنگی بربرستان (سرزمین آماج تاخت و تاز کشور گشایان ) زبان فاتحان بیگانه بوده است ؛
ازینرو، نویسندگان بربر، اگر زبان کارتاژی را به کار نبرده باشند، دست کم از زبانهای لاتینی (نویسندگانی چون آپولئوس و قدیس آوگوستینوس )، یونانی (؟)، و عربی (ابن خلدون و بسیاری دیگر از نویسندگان مراکشی ) استفاده کرده اند و امروزه ، بیش از هر زبان دیگری ، آثار خود را به زبان فرانسه می نویسند. با اینهمه ، گونه ای «ادبیات بربری » کتبی و شفاهی وجود دارد که نشانه های آن ، اگرچه در سنگنبشته ها دیده نمی شود، در آثار دینی و ادعیة ملهم از زبان عربی و در متون یا داستانهایی که به درخواست پژوهشگران اروپایی به نگارش درآمده و همچنین در قوانین (که مقدار آنها بر روی هم چندان زیاد نیست )، و سرانجام در فرهنگ مردم (فولکلور) و شعر پدیدار است .

با وجود حمیّت و همّت در مطالعه و بررسی سنگنبشته های لیبیایی (رجوع کنید به بخش ٥)، هنوز راز و رمز آنها کشف نشده و زبان بربری ، تا آنجا که خبر داریم ، به خواندن آنها کمکی نکرده است . با این حال ، الفبای لیبیایی ، که استخراج آن به کمک سنگنبشته های دو زبانی میسر شده است ، به نظام الفبایی قدیمی ( tifinagh ، مفرد آن : ? ,


ذیلاً جدول ساده شدة رایجترین الفبای تفنغ ، برطبق آنچه فوکو به دست داده ، ارائه می شود (برای تفصیل بیشتر و مقایسه با الفبای لیبیایی رجوع کنید به بویژه ا.باسه ، ١٩٤٨).

شاید بتوان گفت که نوشته های دینی ملهم از زبان عربی ، حدود دوازده اثر را شامل می شود و تنها تعداد اندکی از آنها منتشر شده است . این متون که به خط عربی با نشانه های ممیزة اضافی نوشته شده اند به تعلیم احکام اسلامی و تربیت عقیدتی اختصاص دارند.

آثاری از این دست که اکنون در اختیار داریم عبارت اند از: اقتباس گونه ای از مختصر ِ خلیل به نام اَلحَوْض که لوچیانی (الجزیره ١٨٩٧) آن را تصحیح و ترجمه کرده است ؛
تکملة آن ، بحراالدُّموع ، که بخشی از آن را دوسلان در ضمیمة > تاریخ بربرها < به طبع رسانیده است (ج ٤، ص ٥٥٢ ـ٥٦٢، تصحیح و ترجمة کامل این اثر به اهتمام استریکر در دست چاپ است )؛
قرآن حامیم و قرآن صالح بن طریف نیز به یک معنی از همین دسته آثارند ولی بکلی مفقود شده اند؛
متن بربری سه رساله ای که ابن تومَرْت به گویش تَشِلْحِت تالیف کرده است همین حال را دارد. از متون متعلّق به خوارج که احتمالاً فراوان بوده رسالة ابن غانم موسوم به المدّونة (رجوع کنید به موتیلینسکی ، ج ٢، ص ٦٤ـ ٧٨) برجای مانده است . تعدادی از این آثار دینی (بخصوص حَوْض و بعضی دیگر که به صورت دستنویس موجودند رجوع کنید به رو ، ١٩٤٩، ص ٣١٦ـ٣١٧) به نظم نوشته شده اند تا آسانتر به حافظه سپرده شوند، ولی متأسفانه پر از لغات عربی اند. در ردیف همین آثارند اشعار مذهبی چون اشعار صبی که موضوعش سرگذشت مرد جوانی است که به جستجوی پدر ومادر خویش به درکات جهنم می رود (ر. باسه ، ١٨٧٩؛
گالان ـ پِرْنه ، ص ٣٩ـ٤٩)، اشعار سیدی حمّو (اشتومه ، ١٨٩٥؛
جانستن ، ١٩٠٩، ج ٢، ص ١٠٠ـ١٠١؛
همو، ١٩٠٧؛
ژوستینار، ١٩٢٨)؛
افسانة منظوم یوسف (لوبینیاک ، ص ٣٥٩ به بعد)، روایتی از معراج پیامبر و تحریری از قصیدة بُرْدَه بوصیری * . ترجمه های عهد عتیق و عهد جدید به قلم مبلّغان پروتستان یا کاتولیک را نیز می توان در همین گروه جای داد.

اما آثار غیردینی بسیار نادرند؛
علاوه بر واژه نامه های عربی /بربری و کتب طبّ عامیانة متضمن فایدة عملی ، نوشته های موجود همه به راهنمایی محققّان اروپایی به نگارش درآمده اند؛
مانند > سفرنامة سیدی ابراهیم < به گویش تَشِلْحِتی دربارة افریقای غربی (نیومن ، ص ٢١٥ـ٢٦٠، ترجمة باسه ، ١٨٨٢)، یا وصف جبل نَفُوسَه به گویش نفوسی به قلم الشَّماخی (تصحیح و ترجمة موتیلینسکی ، الجزیره ١٨٨٥). مجموعة قصه ای به نام کتاب الشِلحَه (دستنویس کتابخانة ملی پاریس ) را نیز می توان به این دسته افزود که تا حد زیادی مقتبس از بختیارنامه * و > صد شب < به نظر می آید (ر.باسه ، ١٨٩١؛
مستخرجی از آن به همت دوسلان ، دوروشمونتکس ، ر.باسه ، انتشار یافته است ). دستة دیگری که به این نوع نوشته ها تعلق دارند، روایات و متون مردم شناختی است که به درخواست پژوهشگران به نگارش درآمده است و آنان این نوشته ها را یا در بررسیهای خود دربارة گویشها درج کرده اند یا به صورت مجموعه های مستقل درآورده اند، از جمله : > نوشته های منثور طوارقی < از دوفوکو ، الجزیره ١٩٢٢.

در این خصوص بیفایده نخواهد بود که از نشریة > مجموعة اسناد و مدارک بربری < نیز یاد کنیم که به مدیریت عالیجناب پدر روحانی داله در فورناسیونال (بلاد القبائل ) از ١٣٢٦ ش /١٩٤٧، علاوه بر مدارک زبان شناختی و مردم شناختی ، متون و حتی نمایشنامه های کوچک به زبان بربری منتشر می کند.

از قوانین جاری و معمول در میان بعضی از مردم بربر، تعداد اندکی به زبان اصلی انتشار یافته اند (رجوع کنید به بخش ٤)؛
از این دسته ، آثار زیر را می توان نام برد: (بن سدیره ، > دورة زبان کبیلی < ، ص ٢٩٥ـ٣٥٥)؛
بولیفه ، «قانون ادئنی »، در > مجموعه خطابه ها... چهاردهمین کنگرة خاورشناسان < ، الجزیره ١٩٠٥، ص ١٥٢ـ ١٧٨).

آثار فرهنگ عامه غنی و پرمایه نیست ، اما قصه های شگفت و مطایبه آمیز، حکایات ، داستان جانوران ، افسانه های تاریخی و دینی را زنانی که در شب نشینیها نقّالی می کنند سینه به سینه نقل و حفظ کرده اند و پژوهشگران همین نوع از فرهنگ مردم را آسانتر توانسته اند گرد آورند. علاوه بر مجموعه هایی از متون فرهنگ مردم که به صورت اسناد زبان شناختی عرضه شده اند، پژوهشنامه هایی نیز تهیه شده که چند تا از این قصه ها یا معماها در آنها وجود دارند.

سرانجام ، شعر غیردینی هرچند که سادگی بدوی خود را در ظاهر حفظ کرده ، احتمالاً اصیلترین فرآوردة ادبی است . ترانه هایی که جمع ، به هنگام رقصهای مذهبی (اَحیدو)، به ارتجال می سراید، لالاییها، نوحه ها و ذکر مصیبتها و سرودهای مذهبی بخش بزرگی از سنتها را دربردارند، لیکن در میان بربرها شاعران حرفه ای تمام عیار نیز هستند که عموماً فقط در بارة عشق و جنگ شعر می گویند. در مراکش شعرایی به نام اِمْدیازن n imdyaz (رجوع کنید به رو، ١٩٢٨، ج ٢، ص ٢٣٧ـ٢٤٢) سرتاسر کشور را در می نوردند و مانند خنیاگران ، رویدادهای مهم را به شعر درمی آورند، ولینعمتان احتمالی خود را می ستایند و کسانی را که نومیدشان کرده اند، ملامت و هجو می کنند. شاعرانی چون مُحَنْد او مُحَنْدِ قبائلی و داسِن ، شاعرة طوارقی ، شهرتی به دست آورده اند که محلی و البته گذرا است ، زیرا در سرزمینی که در آن راویان وجود ندارند آثار اینگونه شاعران که به کتابت درنیامده زود فراموش می شود.

هنر بربری نیز چندان شایان ذکر نیست ؛
شک نیست که کنده کاریها و نقاشیهای روی صخره ها به هیچ رو از کیفیت ذوقی و هنری خالی نیستند ولی این سؤال پیش می آید که آیا پدید آورندگان این آثار نیاکان همین بربرهای کنونی اند؟ به رغم آثار بزرگ معماری که بدانها اشاره کردیم (رجوع کنید به بخش ٤) هیچ هنرِ واقعاً بربری که با هنر عربی واندلسی ـ مغربی قابل قیاس باشد وجود ندارد. حقیقت این است که بربر روستایی و در واقع بادیه نشین تنها در جستجوی به دست آوردن مایحتاج جاری سهل الانتقال است ؛
لذا هنرش محدود به تزیین لوازم روزانه است و از آن مهارت صنعتی فراتر نمی رود که بیشتر ناظر به تأمین رفاه است تا حصول لذّت بصر. فرآورده های هنری این قوم ، که گهگاه مشتریانی سخت مشتاق غرابت و سادگی دارد و در افریقای شمالی مراجع دولتی ، برای حفظ و بهبود سنتها و فنون ، از آن حمایت می کردند، محدود است به فرش ، چادر، حصیر، ابریشم دوزی ، حاشیه دوزی ، چینی آلات و ظروف سفالی ، آبنوسکاری ، زرگری ، ظروف برنجی و زرکوبی و نقره کوبی . ویژگی این تزیینات آن است که در آنها صرفاً از خطوط مستقیم (مثلث ، راه راه ، لوزی ، و خانه های شطرنجی ) استفاده شده است . مجسمه های چوبی کوچک واقع نما را، که با حرمت ساختن صور مجسم در اسلام مغایرت دارند، باید به آنها افزود.


منابع :


(١٩٠) H. Balfet, "La Poterie des Ait Smail du Djurdjura," RAfr ., (١٩٥٥), ٢٨٩-٣٤٠;
(١٩١) A. Basset, "ـcritures libyque et touarةgue ", in Notices sur les caractةres إtrangers , by Ch. Fossey, Paris ١٩٤٨;
(١٩٢) idem, "Littإrature berbةre", in Hist. des Litt ., Paris ١٩٥٥, I, ٨٨٦-٨٩٠;
(١٩٣) H. Basset, Essai sur la littإrature des Berbةres , Algiers ١٩٢٠;
(١٩٤) R. Basset, in Revue des traditions popul ., ١٨٩١;
(١٩٥) idem, Contes populaires berbةres , Paris ١٨٨٧;
(١٩٦) idem, L'Insurrection algإrienne de ١٨٧١ dans les chansons kabyles , Louvain ١٨٩٢;
(١٩٧) idem, Loqman berbةre , Paris ١٨٩٠;
(١٩٨) idem, Nouveaux contes berbةres , Paris ١٨٩٧;
(١٩٩) idem, Le poةme de ´abi , Paris ١٨٧٩;
(٢٠٠) Abbإ Chabot, Recueil des inscriptions libyques , Paris ١٩٤٠;
(٢٠١) G. Chantrإaux, "Les Tissages dإcorإs chez les Beni-Mgild", Hesp ., (١٩٤٥);
(٢٠٢) idem, "Les Tissages sur mإtier de haute lisse ب Ait-Hichem et dans le Haut Sebaou", RAfr ., ١٩٤١-١٩٤٢;
(٢٠٣) J. M. Dallet, "Trois contes berbةrs", IBLA (١٩٤٤);
(٢٠٤) E. Dermenghem, Contes kabyles , Algieres ١٩٤٥;
(٢٠٥) E. Destaing, Textes berbةres en parler des Chleuh ¤ s du Sous , Paris ١٩٤٠;
(٢٠٦) Ch. de Foucauld, Poإsies touarةgues , Paris ١٩٢٥-١٩٣٠;
(٢٠٧) P. Galand-Pernet, in Mإmorial A. Basset , Paris ١٩٥٧;
(٢٠٨) G. de Gironcourt, "L'Art chez les Touareg", in Rev. d'Eth. et de Sociol ., Jan.-Feb. ١٩١٤;
(٢٠٩) A. Hanoteau, Essai de grammaire de la langue tamachek' , Paris ١٨٦٠;
(٢١٠) A. Hanoteau, Poإsies populaires de la Kabylie du Jurjura , Paris ١٨٦٧;
(٢١١) Johnston, "Fad ¤ ma Tagurramt", in Actes du XIV e Congrةs des Orient , Algiers ١٩٠٩.;
(٢١٢) idem, The songs of Sidi Hammou , London ١٩٠٧;
(٢١٣) L. Justinard, "Poةmes chleuhs", RMM , ١٩٢٥/٢;
(٢١٤) idem, "Poإsies en dial. du Sous marocain d'aprةs un ms. arabico-berbةre", JA (١٩٢٨);
(٢١٥) E. Laoust, "Chants berbةres contre l'occupation franµaise", in Mإmorial R. Basset , Paris ١٩٢٨;
(٢١٦) idem, Contes berbةrs du Maroc, Paris ١٩٤٩;
(٢١٧) Loubignac, Dial. des Zaian , Paris ١٩٢٤-١٩٢٥, Luciani, Chansons kabyles de Smail Azikkiou , Algiers ١٨٩٩;
(٢١٨) G. Marµais, L'Art des Berbةres , Algiers ١٩٥٦;
٢١٩- G. Marcy, "ـtude des doc. إpigraphiques recueillis par M. Reygasse", RAfr ., (١٩٣٧);
(٢٢٠) idem, Les inscriptions libyques bilingues de l'Af. du N ., Paris ١٩٣٦;
(٢٢١) idem,"Introd. ب un dإchiffrement mإthodique des inscriptions "tifinagh" du Sahara central", Hesp ., ١٩٣٧/١-٢;
(٢٢٢) Th. Monod, L'Adrar Ahnet , Paris ١٩٣٢, ١٣٥-١٣٩;
(٢٢٣) idem, Gravures, peintures et inscriptions rupestres , Paris ١٩٣٨;
(٢٢٤) Motylinski, "Chanson berbةre de Djerba", in Bull. Corr. Afr ., ١٨٨٥;
(٢٢٥) idem, "Le manuscrit arabo-berbةre de Zouagha", in Actes du XIV e Congrةs des Orient. , Algiers ١٩٠٩;
(٢٢٦) Mouliإras, Les fourberies de Si Djeh'a, Oran ١٨٩١;
(٢٢٧) idem, Lإgendes et contes merveilleux de la grande Kabylie , Paris ١٨٩٣-١٨٩٨;
(٢٢٨) F.W. Newman, in JRAS (١٨٤٨), tr. R. Basset, Paris ١٨٨٢;
(٢٢٩) F. Nicolas, "Poةmes touareg" in ETI , ١٩٤١-١٩٤٢;
(٢٣٠) L. Paul- Margueritte, Chants berbةres du Maroc, ١٩٣٥;
(٢٣١) V. Piquet, Le peuple marocain, chap. xv â â â ;
(٢٣٢) Leblanc de Prإbois, Essai de contes kabyles , Batna ١٨٩٧;
(٢٣٣) M. Reygasse, Contrib. ب l'إtude des gravures rupestres et inscrip. tifinar' du Sahara, central, Algiers ١٩٣٢;
(٢٣٤) P. Ricard, "Tissages berbةres des Ait Aissi", Hesp ., (١٩٢٥);
(٢٣٥) Riviةre , Recueil de contes populaires de la Kabylie du Jurjura , Paris ١٨٨٢;
(٢٣٦) A. Roux, in Actes du XXI e Congrةs des Orient ., Paris ١٩٤٩;
(٢٣٧) idem, "Un chant d'amdyaz, l'aةde berbةre du groupe linguistique beraber", in Mإm. H. Basset , Paris ١٩٢٨;
(٢٣٨) J. Servier, Chants des femmes de l'Aurةs , thesis, Sorbonne ١٩٥٥ (unpublished);
(٢٣٩) H. Stumme, Dichtkunst und Gedichte der Schlu ¦ h ¤ , Leipzig ١٨٩٥;
(٢٤٠) idem, "Elf Stدcke im Schilh ¤ a- Dialekt von Tazerwalt", ZDMG (١٨٩٤);
(٢٤١) idem, Mجrchen der Berbern von Tamazratt, Leipzig ١٩٠٠;
(٢٤٢) idem, Mجrchen der Schluh ¤ von Tazerwalt , Leipzig ١٨٩٥;
(٢٤٣) A. Tovar, "Papeletas de epigrafia libica", in Bol del Semin. de Est. de Arte y Arquelogia , Valla dolid ١٩٤٣-١٩٤٤- and ١٩٤٤-١٩٤٥.

) / د.اسلام / ر. باسه ، ش . پلا (