دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٣٣٧
جالُر/ جالور ، بخش و شهری در ایالت راجستان در شمال هند.
١) بخش جالر. در جنوب غربی ناحیة بیابانی ایالت راجستان قرار دارد و تپه هایی به ارتفاع حدود هفتصد متر
دارد. شیب متوسط آن از صخره های ویندیان و آتشفشانهای مالانی در شمال شرقی شروع و به ماسه های آبرفتی در جنوب غربی می رسد (جانسون ، ذیل مادّه ). این بخش از
مغرب و شمال به بخش بارمِر، از شمال شرقی به بخش پالی ،
از جنوب شرقی به بخش سیروهی و از جنوب به بخش باناسْکانتا (در ایالت گجرات ) محدود می شود. بخش جالر
از دو زیربخش جالر و بهینمال تشکیل شده و شامل پنج
تحصیلِ (معادل دهستان ) جالر، آهور، بهینمال ، رانیوارا
و سانچور است .
رود جاوی ، از ریزابه های رود لونی ، با جهت غربی ـ
شرقی قسمتهای شمالی بخش را مشروب می کند و رود خاری ، از ریزابه های همان رود، با جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی از قسمتهای میانی آن می گذرد. آب و هوای بخش
بسیار خشک است ( رجوع کنید به > اطلس جهان تایمز < ، نقشة ٢٩).
آب این بخش از چاه ، رود و سد بانْکْلی تأمین می گردد و در زمینهای آن ارزن ، گندم ، کنجد، کرچک و پنبه کشت می شود (جانسون ، همانجا). در آنجا دانه های روغنی و زیره بیشتر برای صادرات تولید می شود و از صنایع روستایی آن طلاکاری است (همانجا). در این بخش کارخانه های کوچک صنعتیِ تولید چرم ، سنگ آهک ، سنگ مرمر و ابزارهای کشاورزی فعال است (همانجا).
از شهرهای مهم بخش جالر، نیلکانت ، مندولا ، آهور و جالر ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) در شمال ؛ بهینمال ، جَهاب ، جسونتپورا ، چیتالون ، رانیوارا، سانچور و بَکْرا در جنوب ، و مورسیم در مغرب است . در جستجویی که در ٨ دی ١٣٨٣ در پایگاه اینترنتی اینوست راجستان صورت گرفت ، جمعیت بخش جالر بدون ارائة تاریخ سرشماری ، ٤٨٦ ، ٤٤٨ ، ١ تن ذکر شده بود. اهالی آن به زبانهای راجستانی و هندویی سخن می گویند (جانسون ، همانجا). راه آهن پالن پور * (در استان گجرات ) به
جودِهْپور * ، و آزادراه بارمر (در استان بارمر) به تاراد (در استان گجرات ) از این بخش می گذرد.
٢) شهر جالر. در دشتی در شمال بخش جالر، در حدود ١٢٠ کیلومتری جنوب غربی شهر جودهپور واقع است و رود سُوْکری با جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی از آن می گذرد. حداکثر دمای آن در تابستان حدود ْ٣٢، حداقل آن در زمستان حدود ْ٧، و میانگین بارش سالانة آن ٣٦٣ میلیمتر است (جانسون ، همانجا).
شهر در مسیر راه آهن شهرهای رانیوارا ـ سومداری قرار دارد و از طریق راه آهن با شهرهای آهور و مندولا در شمال و بهینمال و جسونتپورا و رانیوارا در جنوب ارتباط دارد. جمعیت آن در ١٣٨٣ ش /٢٠٠٤ حدود ٥٠٠ ، ٤٧ تن بوده است ( > فرهنگ جغرافیائی جهان < ، ذیل مادّه ).
از جمله آثار تاریخی جالر، مسجد ملک شاه ساختة سلطان علاءالدین خَلَجی (حک :٦٦٦ـ ٧١٥)، معابد چین متعلق به
قرن دوم / هشتم ، قلعة جالر ساختة راجپوتهای پرماره در
قرن چهارم / دهم ، و یک توپخانه است ( د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه ).
پیشینه . نام جالر از درخت جال (درخت اراک )، گرفته شده است (جانسون ، همانجا؛ نیز رجوع کنید به برهان ، ذیل «جال »). از پیشینة آن قبل از اسلام اطلاعی در دست نیست . نام جالر اولین بار در منابع قرن هشتم آمده است و نوشته اند که در ٦٩٧، سپاه علاءالدین خلجی ، ملقب به اسکندر ثانی ، به فرماندهی برادر وی الغ بیک ، پس از تسخیر گجرات و تخریب بتخانة سومنات و ساختن مسجدی در آنجا، به حوالی قلعة جالر رسید. الغ بیک در حوالی جالر، برای گرفتن خمسِ غنائمی که طوایف همراه او به دست آورده بودند، آنان را با خوراندن نمک و می شکنجه می کرد. طاقت طوایف تمام شد و بعضی از طوایف مغول همراه الغ بیگ ، معروف به نومسلمان (از جمله طایفة یَلْجق ، کسری ، بیگی ، و تُمغان ) برای کشتن وی متحد شدند اما اقدام آنان بی نتیجه ماند و مقهور او شدند (فرشته ، ج ١، ص ١٠٢ـ ١٠٣؛
سرهندی ، ص ٧٦ـ٧٧).
در اواخر ٧٠٦، سلطان علاءالدین خلجی ، پس از فتح قلعة دیوگر (دولت آباد کنونی ) و سیوانه ، قلعة جالر را تسخیر کرد و آن را به کانیر دیو، راجة جالر، بخشید. کانیر دیو پس از دو ماه سرکشی کرد. سلطان علاءالدین خلجی نیز کنیزی به نام گل بهشت را مأمور فتح جالر نمود. گل بهشت هنگام جنگ بیمار شد و پسرش شاهین به قلعه حمله برد اما کشته شد. سپس کمال الدین کِرْک (گرگ ) به امر سلطان علاءالدین خلجی ، قلعة جالر را فتح کرد و راجه و خانوادة وی را به قتل رساند (فرشته ، ج ١، ص ١١٧ـ ١١٨؛
قس سرهندی ، ص ٧٧ـ ٧٨).
در ٧٣٠، ابوالفداء (ص ٣٥٣) جالر را یکی از شهرهای هند، میان ناگور و نهرواله ، بر روی تلی از خاک ذکر کرده است .
در ٩٥٥ جالر یکی از ٢٥ سرکارِ (معادل ناحیه ) ملک گجرات بود (علیمحمدخان بهادر، ج ١، ص ٢٠).
در ٩٧٠ میرزاشرف الدین حسین ، حاکم صوبة (معادل استان ) اَجمیر سرکشی کرد و به جالر رفت و به وسیلة یکی
از غلامان خودبه جان اکبرشاه (حک :٩٦٣ـ١٠١٤) سوءقصد کرد که با شکست مواجه شد (هروی ، ج ٢،ص ١٦٤ـ١٦٧؛
تتوی و دیگران ، ص ٦٢٣ـ ٦٢٤) و در پی آن ، با دادن جالر به خاندان فولادیان ، خشم اکبرشاه را برانگیخت و زندانی گشت (علاّ می ، ج ٣، ص ٢٩ـ٣٠).
در ٩٨١، شورشی در ولایت گجرات برپا شد. اکبرشاه به صوبة جالر رفت و به همراه لشکر خود مدتی در آنجا ماند ( رجوع کنید بههمان ، ج ٣، ص ٤١ـ ٤٦).
اکبرشاه در ٩٨٤، در پی سرپیچی تاج خان جالوری ، ترسوخان را به همراه چند گروه به جالر فرستاد و تاج خان تسلیم شد (همان ، ج ٣، ص ١٨٩ـ١٩٠). در ٩٨٦ سرکارِ جالر، جزو صوبة اجمیر شد (علیمحمدخان بهادر، ج ١، ص ٢٨). در اواخر قرن دهم خاندانی از جالر مشهور به پتانهای لوهانی ، ایالت پالن پور را به قلمرو خود افزودند ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «پالن پور») و در نیمة قرن یازدهم حکمرانان جالر لقب نواب یافتند (همان ، ذیل مادّه ).
در قرن یازدهم ، جهانگیرخان (حک : ١٠١٤ـ١٠٣٧) قلعه و ولایت جالر را به بهار، فرزند غزنی خان ، داد و به دستور بهار، تصویر درخت خرمای بزرگ و شگفت انگیز جالر را در جهانگیرنامه کشیدند ( رجوع کنید به جهانگیر، ص ٢٠١). پس از بهار، به دستور جهانگیرخان تیولداری جالر و صوبه داری گجرات ، به قزاق خان باقی بیک ازبک واگذار شد (صمصام الدوله شاهنوازخان ، ج ٣، ص ٨٨؛
بکّری ، ج ٢، ص ٣٤٧).
در ١٠٥١، شاه جهان (حک : ١٠١٣ـ١٠٨٧) امنیت را
از گوالیار تا انتهای کاتیاوار، که جالر را نیز در بر می گرفت ، برقرار کرد (کنبو، ج ٢، ص ٢٨٢ـ٢٨٣؛
لاهوری ، ج ٢، ص ٢٣١). در ١٠٥٢، جالر از نظر تقسیمات کشوری به پَرْگَنَه * تبدیل
و منصب جاگیرداری آن به مهیس داس راتهور واگذار شد
( رجوع کنید به کنبو، ج ٢، ص ٣٠٨؛
لاهوری ، ج ٢، ص ٣٠٨). در
١٠٥٧ این منصب را به فرزند وی ، رَتَن ، دادند (لاهوری ،
ج ٢، ص ٦٨٤).
در ١١١٠، نواب جالر تختگاه خود را به شهر پالن پور منتقل کردند و جالر تا ١٣٣٥ش /١٩٥٦ به صورت ایالت مستقل اسلامی باقی ماند ( د. اسلام ، ذیل مادّه ). در ١٣٣٦ ش / ١٩٥٧ سراسر هند با تقسیم بندی جدید به شش ناحیه و چهارده ایالت ، از جمله ایالت راجستان به مرکزیت شهر جیپور * ، تقسیم شد و جالر بخشی از این ایالت به حساب آمد (حکمت ، ص ٤٠٠).
منابع :
(١) اسماعیل بن علی ابوالفداء، کتاب تقویم البلدان ، چاپ رنو و دسلان ، پاریس ١٨٤٠؛
(٢) محمدحسین بن خلف برهان ، برهان قاطع ، چاپ محمد معین ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٣) فریدبن معروف بکّری ، ذخیرة الخواتین ، چاپ معین الحق ، کراچی ١٩٦١ـ١٩٧٤؛
(٤) احمدبن نصراللّه تتوی و دیگران ، تاریخ الفی : تاریخ ایران و کشورهای همسایه در سال های ٨٥٠ ـ ٩٨٤ ه ، چاپ علی آل داود، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(٥) جهانگیر، امپراتور هند، جهانگیرنامه ( یا ) توزک جهانگیری ، چاپ محمد هاشم ، تهران ١٣٥٩ش ؛
(٦) علی اصغر حکمت ، سرزمین هند ، تهران ١٣٣٧ ش ؛
(٧) یحیی بن احمد سرهندی ، تاریخ مبارک شاهی ، چاپ محمد هدایت حسین ، کلکته ١٩٣١؛
(٨) صمصام الدوله شاهنوازخان ، مآثرالامراء ، کلکته ١٨٨٨ـ١٨٩١؛
(٩) ابوالفضل بن مبارک علاّ می ، اکبرنامه ، چاپ آغااحمد علی ، کلکته ١٨٧٧ـ ١٨٨٦؛
(١٠) علیمحمدخان بهادر دیوان گجرات ، مرآت احمدی ، چاپ عبدالکریم بن نورمحمد و رحمة اللّه بن فتح محمد، چاپ سنگی بمبئی ١٣٠٦ـ١٣٠٧؛
(١١) محمدقاسم بن غلامعلی فرشته ، تاریخ فرشته ، یا، گلشن ابراهیمی ، چاپ سنگی لکهنو ١٢٨١؛
(١٢) محمدصالح کنبو، عمل صالح ، الموسوم به شاه جهان نامه ، ترتیب و تحشیة غلام یزدانی ، چاپ وحید قریشی ، لاهور ١٩٦٧ـ١٩٧٢؛
(١٣) عبدالحمید لاهوری ، بادشاهنامه ، چاپ کبیرالدین احمد و عبدالرحیم ، کلکته ١٨٦٧ـ ١٨٦٨؛
(١٤) نقشة راهنمای هند ، مقیاس ٠٠٠ ، ٠٠٠ ، ٤:١، تهران : گیتاشناسی ، ( بی تا. ) ؛
(١٥) احمدبن محمد مقیم هروی ، طبقات اکبری ، چاپ بی .دی و محمد هدایت حسین ، کلکته ١٩٢٧ـ ( ١٩٣٥ ) ؛
(١٦) EI ٢ , s.vv. "Dja ¦lor" (by J. Burton-Page), "Pa ¦la ¦npur" (by C.C. Davies);
Invest Rajasthan , ١٧ Dec. ٢٠٠٤. [Online(. Available:http//www.investrajasthan.com//about/ja١٢٨١٩.htm. )٢٨ Dec. ٢٠٠٤(;
B. L. C. Johnson, Geographical dictionary of India , New Delhi ٢٠٠٢;
States atlas of India , ed. S. Muthiah and P. Poovendran, Delhi: Indian Book Depot, Map House, ١٩٩٠;
The Times atlas of the world , London: Times Books, ١٩٨٥;
The World gazetteer: current population figures for cities, towns and Places of all countries , ٢٠ July ٢٠٠٤. )Online(. Available: http://www.world-gazetteer. com/fr/fr-in htm. )١٠ Dec. ٢٠٠٤];
World travel map: Indian Subcontinent , scale ١:٤ , ٠٠٠ , ٠٠٠, Edinburgh: Bartholomew, ١٩٧٧.
/ فرزانه ساسان پور /