دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٤٤٣
خالد بن مَعْدان كَلاعى، ابوعبداللّه، ، راوى تابعى اهل شام. دربارۀ زندگى وى اطلاعات چندانى در دست نيست. وى از قبيلۀ كَلاع بود كه اغلب در حِمْص اقامت داشتند (سمعانى، ج ٥، ص ١١٨). او از جمله زاهدان و عابدان روزگار خويش به شمار ميرفت و در كثرت عبادت و تقوا زبانزد همگان بود (رجوع کنید به ابونعيم، ج ٥، ص ٢١٠). خالد، به گفتۀ خودش، هفتاد تن از صحابۀ پيامبر را درك كرده است (مِزّى، ج ٨، ص ١٧٠). او از كسانى چون ثوبان غلام پيامبر، عبداللّهبن حُنَيْن، يزيدبن خُمَيْر يَزَنى و كسان ديگرى روايت نقل كرده است (مزّى، ج ٨، ص ١٦٨ـ١٦٩) و از او كسانى چون ابراهيم بن ابيعَبْله مقدسى، اَحْوَص بن حكيم بن عُمَيْربن اسود، صفوان بن عمرو حديث نقل كردهاند (مزّى، ج ٨، ص ١٦٩). در منابع امامى، عمده روايات نقل شده از او، به روايت ثَوربن يزيد (براى نمونه رجوع کنید به خزاز قمى، ص ١١١؛
حلى، ص ١١٦) است كه عموم اين روايات درباره فضائل على عليهالسلام است (براى نمونه رجوع کنید به ابن بابويه، ج ٢، ص ٣٦٣؛
خزاز قمى، ص ١١١ـ١١٢؛
حلّى، همانجا). ابونعيم اصفهانى (ج ٥، ص ٢١٠ـ٢٢١) نمونههايى از گفتههاى زهدآميز وى را نقل كرده است. ابنسعد (ج ٧، ص ٤٥٥) وى را جزو طبقۀ سوم تابعيان اهل شام ياد نموده است.
ابنشهر آشوب (رجوع کنید به ج ٣، ص ٢٦٣)، ضمن نقل اشعارى از خالد، به اعتراض وى به يزيد در به شهادت رساندن امام حسين عليهالسلام در كربلا اشاره كرده است، هرچند وى رياست شرطه را در زمان يزيد برعهده داشته است (ابنعساكر، ج ١٦، ص ١٨٩). خالد در حملات مسلمانان به روم شرقى نيز حضور مؤثرى داشت (رجوع کنید به مزّى، ج ٨، ص ١٧٠). طبرى (ج ٦، ص ٥٣٠) از حضور او در حمله به قسطنطنيه در سال ٩٨ سخن گفته است. به نوشتۀ سمعانى (ج ٥، ص ١١٨)، خالدبن معدان، كه از حاكم حمص، به دليل پوشيدن لباس حرير، ناخرسند بود، به طرسوس رفت و در همانجا درگذشت.
منابع رجالى اهلسنّت، مانند عِجلى (ج ١، ص ٣٣٢) و نسائى (رجوع کنید به مزّى، ج ٨، ص ١٦٩)، او را ثقه دانستهاند و حاكم نيشابورى (ج ٢، ص ٦٠٠) اسناد او به صحابه را صحيح شمرده است؛
با اين حال، از او، به دليل تدليس و ارسال در نقل حديث، خرده گرفتهاند (ذهبى، ١٣٨٨، ج ١، ص ٩٣ـ٩٤؛
همو، سير، ج ٤، ص ٥٣٧). خالد به دانشاندوزى توجه فراوانى داشت. بزرگان معاصرش، وى را ستودهاند (رجوع کنید به مزّى، ج ٨، ص ١٧٠). به او كتابى نسبت داده شده كه حاوى پارهاى احاديث است (ذهبى، سير، ج ٤، ص ٥٣٨). وى احتمالا تأليفات ديگرى نيز داشته، ولى از آنها اطلاعى در دست نيست (رجوع کنید به احمدى، ج ١، ص ٦٨٣). او يكى از مراجع فقهى زمان خود بوده و براى حل اختلافات فقهى نزد وی ميرفتهاند (رجوع کنید به مزّى، همانجا).
منابع :
(١) محمدبن على منصور به ابنبابويه، كتاب الخصال، چاپ علياكبر غفارى، قم ١٤٠٣/١٣٦٢؛
(٢) ابونعيم احمدبن عبداللّه اصفهانى، حلبةالاولياء و طبقات الاصفياء، بيروت ١٣٨٧/١٩٦٧؛
(٣) الطبقات الكبرى، چاپ احسان عباسى، ابنشهر آشوب، مناقب آل ابيطالب، نجف، ١٣٧٦ق؛
(٤) ابنعساكر، تاريخ مدينة دمشق، چاپ على شيرى، بيروت ١٤١٥ق، احمدى ميانجى، عليبن حسينعلى، مكاتيب الرسول، قم، ١٩٩٨/١٤١٩؛
(٥) حاكم نيشابورى، محمدبن محمد، المستدرك على الصحيحين، چاپ يوسف مرعشلى، بيروت، ١٤٠٦ق؛
(٦) ذهبى، شمسالدين، تذكرةالحفاظ، حيدرآباد ١٣٨٨/١٩٦٨؛
(٧) همو، سيراعلام النبلاء، چاپ اختصارات؛
(٨) سمعانى، عبدالكريمبن محمد، الانساب، چاپ عبداللّه عمر بارودى، بيروت، ١٤٠٨ق؛
(٩) طبرى، محمدبن جرير، تاريخ الامم و الملوك، بيروت، بيتا، چاپ اختصارات، چاپ ابوالفضل محمدابراهيم؛
(١٠) احمدبن عبداللّه عجلى، معرفةالثقاة، چاپ عبدالعليم عبدالعظيم نبوى، مدينه ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(١١) عليبن محمد فزازقمى، كفايةالاترقى النفس على الائمة الاثنى عشر، عبداللطيف كوهكمرى، قم ١٤٠١؛
(١٢) جمالالدين يوسف مزى، تهذيبالكمال فى اسماء الرجال، چاپ بشارعواد معروف، بيروت ١٤٢٢/٢٠٠٢.
/ هادى بِزْديثانى /
تاریخ انتشار اینترنتی: ٦/٩/١٣٨٧