دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٦٢٩
پاکستان ، نخستین کشور اسلامی با نظام سیاسی جمهوری اسلامی و دومین کشور اسلامی از لحاظ جمعیت . این کشور، واقع در جنوب آسیا، در شمال غربی شبه قارة هند، در ١٤ اوت ١٩٤٧ با جدا شدن از هند * به استقلال رسید.
پاکستان از مغرب با ایران و افغانستان ، از شمال شرقی با چین و از مشرق با هند هم مرز است و از جنوب به دریای عرب راه دارد. مساحت پاکستان ، بجز کشمیر آزاد (به وسعت ٦٣٩ ، ١١ کیلومتر مربع )، گِلْگت و بَلتِستان * (به وسعت ٥٢٠ ، ٧٢ کیلومتر مربع )، جوناگره و مناوادار، ٠٩٥ ، ٧٩٦ کیلومترمربع و پایتخت آن اسلام آباد است ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٩ < ، ج ٢، ص ٢٧٣١، ٢٧٣٩).
پاکستان به لحاظ طبیعی به شش منطقه تقسیم می شود: ١) کوههای شمالی ، که ارتفاعات شمالی و بخش غربی مسیر کوههای هیمالیاست و محدودة وسیعی از کشمیر تا شمال گلگت را پوشانده است . ٢) شاخة فرعی کوههای هیمالیا، که در غرب دشت رود سند واقع است . ٣) فلات بلوچستان ، که از شمال غربی تا جنوب شرقی ادامه دارد و دره های خشک ، دریاچه های نمک و کویرهای وسیع با تپه هایی خشک این فلات را فراگرفته است . ٤) فلات پوتوهار و منطقة نمک ، که حدود پنج هزار مایل مربع از منطقة پنجاب را پوشانده و ارتفاع آن بین ٣٠٥ تا ٦١٠ متر از سطح دریا متغیر است . منطقة نمک از نزدیکی جهلم تا درّة اسماعیل خان ادامه می یابد. ٥) جلگة پایین رود سند، که منطقة حاصلخیز کشاورزی به وسعت ١٠٠ ، ١٦ کیلومتر مربع است و در ایالت پنجاب و سند قرار دارد. ٦) کویر تهر ، که در جنوب شرقی جلگة سند سفلا و دشت راجوپتانا قرار دارد و در قسمتهای گود آن حوضچه های نمک وجود دارد (اختر، ص ٢ـ٤؛ کامران مقدم ، ص ١٢).
رود سند، رود اصلی پاکستان است و انشعابات عمدة آن عبارت اند از: رودهای کابل ، گومل ، پنجند که از به هم پیوستن پنج رود (جهلم ، چناب ، راوی ، بیاس و ستلج ) تشکیل شده است (اسعدی ، ج ٢، ص ١٢٤ـ ١٢٥؛ کامران مقدم ، ص ١٣). آب و هوای این کشور خشک و معمولاً گرم است ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٩ < ، ج ٢، ص ٢٧٣١).
از نظر تقسیمات کشوری ، پاکستان از چهار ایالت پنجاب * (به مرکزیت لاهور)، سند (به مرکزیت کراچی )، ایالت سرحد شمال غرب (به مرکزیت پیشاور) و بلوچستان (به مرکزیت کویته )، و مناطق قبایلی و منطقة پایتخت فدرال اسلام آباد تشکیل شده است . از نظر مساحت ، بلوچستان بزرگترین ایالت کشور است ، اما پنجاب پرجمعیت ترین ایالت به شمار می رود (همان ، ج ٢، ص ٢٧٣٩).
طبق سرشماری ١٣٧٧ ش / ١٩٩٨، جمعیت پاکستان ٥٧١ ، ٥٧٩ ، ١٣٠ تن بوده است . در ١٣٧٥ش / ١٩٩٦، ٦ر٦٧% جمعیت روستایی و ٤ر٣٢% شهرنشین بودند. پرجمعیت ترین شهرهای کشور، بنابر سرشماری ١٣٦٠ش / ١٩٨١، بترتیب عبارت اند از: کراچی ، لاهور، فیصل آباد، راولپندی ، حیدرآباد، ملتان ، گوجران واله و پیشاور (همان ، ج ٢، ص ٢٧٣٩ـ ٢٧٤٠).
مردم پاکستان عمدتاً وابسته به گروه نژادی هند و آریایی هستند. البته تأثیر دراویدیها، یونانیها، عربها و مغولها را نیز می توان در چهره ها دید (مرندی ، ج ١، ص ٤٦). پنج گروه عمدة قومی در پاکستان وجود دارد: پنجابی ، سندی ، پشتون * (پتهان )، بلوچی و مهاجرها (مهاجران اردو زبان از هند پیش از تجزیه ؛ > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، ج ٣، ص ٢٨٦). زبان ملّی پاکستان اردوست ، اما انگلیسی کاربرد زیادی در حکومت و امر تجارت دارد و در تحصیلات دانشگاهی زبان علمی تلقی می شود (مرندی ، ج ١، ص ٣٣ـ ٣٤). بنابر سرشماری ١٣٦٠ش / ١٩٨١، زبانهای اصلی این کشور عبارت اند از: پنجابی (٢ر٤٨% خانوارها)، پشتو * (١ر١٣%)، سندی * (٨ر١١%)، سیرائیکی (٨ر٩%)، اردو * (٦ر٧%)، بلوچی (٣%؛ رجوع کنید به بلوچ و بلوچستان * ) و برهویی * . زبانی که بین همة مردم مشترک باشد، وجود ندارد. طبق سرشماری ١٣٦٠ش / ١٩٨١، ٦٨ر٩٦% مردم پاکستان مسلمان ، ٥٥ر١% مسیحی و ٥١ر١% هندو هستند؛ بقیه شامل پارسیان * ، بوداییها و دیگر اقلیتهای کوچک مذهبی ، از جمله پیروان فرقة احمدیه * و شماری از بهائیان می شوند. مسلمانان عمدتاً سنّی مذهب و پیرو فقه حنفی و شمار اندکی نیز حنبلی اند. بیشتر شیعیان ، که احتمالاً ١٥% تا ٢٠% جمعیت کشور را تشکیل می دهند، دوازده امامی اند. شمار اندکی از شیعیان اسماعیلی اند که به دو گروه آقاخانیها که عمدتاً در کراچی و شمال غربی گلگت زندگی می کنند و بُهره * ها تقسیم می شوند ( د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه ؛ > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، همانجا؛ > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٩ < ، ج ٢، ص ٢٧٣١؛ اسعدی ، ج ٢، ص ١٣٢ـ١٣٣؛ اشتیاق احمد، ص ٢٢٥).
نظام اقتصادی پاکستان مختلط و در حال توسعه است . معضلات اقتصادی این کشور اساساً از سه عامل نظام زمینداری فئودالی ، تخصیص نامتوازن منابع مالی و ثروت کشور به امورنظامی و دفاعی و بار سنگین بدهیهای خارجی نشأت می گیرد. داراییهای اقتصادی ، بویژه زمین ، به طرز نابرابری توزیع شده است . رهبران سیاسی و فئودالهای نظامی بخش عمده ای از زمینهای زراعی را در انحصار خود دارند. درگیری نظامی با
هند بویژه دربارة مسئلة کشمیر و استمرار مسابقة تسلیحاتی پرهزینه با هند به اقتصاد کشور آسیب جدی وارد کرده است .
با تغییراتی که پس از دهة ١٣٧٠ ش / ١٩٩٠ در نظام بین المللی کمکهای خارجی پدید آمد، این کمکها که عمدتاً به دلیل فضای جنگ سرد و قرار داشتن پاکستان در اردوگاه غرب ، به این کشور سرازیر و اقتصاد آن را سرپا نگه داشته بود، متوقف شد و پاکستان را با بحران بازپرداخت بدهیهای گذشته و ساختار اقتصادی وابسته به کمکهای خارجی مواجه ساخت (سریدهار و بهاگات ، ص ١٢٣؛
هرمیداس باوند، ص ١٠٥٢ـ ١٠٥٣؛
> اطلس مرجع جهان درلینگ کیندرزلی < ، ذیل مادّه ). اقتصاد پاکستان عمدتاً بر پایة کشاورزی و صنایع سبک و خدمات استوار است . از این میان ، کشاورزی با به اشتغال درآوردن ٤٨% نیروی کار (در ١٩٩٧) و تأمین ٢٦% تولید ناخالص داخلی (در ١٩٩٨) و تأمین بیش از ٥٠% درآمدهای ناشی از صادرات (در ١٩٩٧ـ ١٩٩٨)، مهمترین بخش اقتصادی به شمار می رود. پنبه ، برنج (مهمترین محصولات صادراتی )، گندم ، ذرت ، نیشکر و دانة سویا از محصولات عمدة کشاورزی است . بخش صنعت ٥ر١٧% از نیروی کار را به اشتغال درآورده (در ١٩٩٤ـ ١٩٩٥) و ٢٥% تولید ناخالص داخلی کشور را (در ١٩٩٧ـ ١٩٩٨) تأمین کرده است ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٩ < ، ج ٢، ص ٢٧٣٨). صنایع نساجی پیشرفته و منسوجات و پارچه های نخی ، سرآمد کالاهای صادراتی پاکستان است و سهم مهمی در تولید ناخالص داخلی و اشتغال زایی دارد و بالغ بر ٨ر٣٢% نیروی کار (در ١٩٩٤ـ ١٩٩٥) در بخش خدمات اشتغال یافته و ٣ر٤٩% از تولید ناخالص داخلی (در ١٩٨٧ـ ١٩٩٨) متعلق به این بخش است . بخش خدمات در ١٩٩٠ـ ١٩٩٦ سالانه از رشد متوسط ٥% برخوردار بوده است (همانجا).
تاریخ سیاسی . نخستین بار چودری رحمت علی ، دانشجوی مسلمان دانشگاه کیمبریج ، در ١٣١٢ش /١٩٣٣ میهن مورد خواست مسلمانان شبه قارّه را «پاکستان » خواند. پاکستان ، به معنای «سرزمین پاک »، برگرفته از حروف اول (یا آخر) ایالات این کشور پیشنهادی ، یعنی پنجاب ، سرحد شمال غرب یا افغانیه ، کشمیر، سند و بلوچستان بود (برک و قریشی ، ص ١٩٤ـ ١٩٥؛
لاپیدوس ، ص ٢٣٦).
ایجاد پاکستان ، به عنوان کشوری که براساس دین اسلام موجودیت و هویت مستقل یافته ، برپایة نظریة «دو ملت » صورت پذیرفت ؛
این نظریه را محمدعلی جناح * ، رهبر و بنیانگذار پاکستان ، در ١٣١٧ ش / ١٩٣٨ مطرح کرد که نخستین تقاضای رسمی برای ایجاد وطن اسلامی مستقل به شمار می آمد. در واقع ، آرمان وطن اسلامی به دهه ای پیش از این زمان بازمی گشت ؛
هنگامی که علامه محمد اقبالِ لاهوری * در سخنرانی خود خواهان پیوستن پنجاب ، استان سرحد شمال غرب ، سند و بلوچستان به یکدیگر، و ایجاد کشوری واحد شد. اقبال در این سخنرانی ، ضمن رد این نظر که مسلمانان و هندوها ملت هندی واحدی را تشکیل می دهند، خواهان تشکیل کشوری مسلمان متکی بر اصول اسلامی شد. به سبب پیوند فکری وآشنایی جناح با اقبال ، فکر تشکیل پاکستان ، به عنوان خواست سیاسی مسلمانان هند، از سوی جناح دنبال شد (برک و قریشی ، ص ١٨٣ـ١٨٥؛
شهاب ، ص ٣٣؛
رضوی ، ص ٣٨ـ٣٩).
ریشه های موجودیت پاکستان را در تأثیر استعمار بریتانیا بر روابط میان جوامع مختلف شبه قارّه ، بویژه مسلمانان و هندوها، نیز می توان جستجو کرد. انگلیسیها که عامل و باعث اصلی قیام و جنگ ضداستعماری ١٢٧٤/ ١٨٥٧ را مسلمانان می انگاشتند، آنها را هرچه بیشتر از عرصة فعالیتهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی کنار گذاشتند. مسلمانان که صدها سال حکومت در شبه قارّه را در دست داشتند، از تمام مراتب و شئون
بالای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی طرد شدند. این وضع تحقیرآمیز در مقایسه با موقعیت برتر هندوها، مسلمانان را برای کسب هویت سیاسی مستقل برانگیخت . آغاز این حرکت به جنبش علیگره ، به رهبری سرسیداحمدخان ، بازمی گردد. سرسیداحمدخان ، مصلح فرهنگی و مؤسس تجددخواهی اسلامی در هند، بعد از درهم شکسته شدن قیامِ ١٢٧٤/ ١٨٥٧ مسلمانان شبه قارّه ، جنبش اصلاحات مذهبی و آموزشی را سامان داد و با تأکید بر هویت مستقل سیاسی و حقوق مسلمانان هند، تجدید حیات اسلام را در هند آغاز کرد (دربارة آرا و افکار و اقدامات سیداحمدخان و نقد و بررسی آنها رجوع کنید به سیداحمدخان * ). دیگر جنبشهای مذهبی مسلمانان مانند جنبش مجاهدین سیداحمد شهید بریلوی * ، جنبش دیوبند مولانا قاسم نانوتوی و جنبش مولانا محمودحسن نیز در جدایی خواهی مسلمانان هند مؤثر بودند. مفهوم قلمرو سیاسی مستقل اسلامی با تلاش محمدعلی و بهادر یارجنگ و سپس با پیدایش جنبش خلافت * در دهة ١٣٠٠ش / ١٩٢٠ زنده نگاهداشته شد (امجدعلی ، ص ١٤٧؛
اسعدی ، ج ٢، ص ١٤٧ـ ١٤٨؛
> دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، ج ٣، ص ٢٨٦ـ ٢٨٧).
در ١٣٠٣/ ١٨٨٥ هندوها با حمایت بریتانیا حزب کنگرة ملی هند را تأسیس کردند. تأسیس این حزب و تفکیک بنگال * در ١٣٢٣/ ١٩٠٥، که ملی گرایی افراطی هندی در آن آشکار بود، سوءظن و ترس مسلمانان را نسبت به مقاصد سلطه جویانة هندوها برانگیخت و آنها را به ضرورت سازماندهی سیاسی برای حفظ حقوق خود آگاه ساخت . بدین سان ، حزب مسلم لیگ سراسر هند برای حمایت از مصالح و منافع مسلمانان شبه قارّه در ١٣٢٤/ ١٩٠٦ شکل گرفت (امجدعلی ، همانجا؛
برک و قریشی ، ص ٦٣، ٧٧ـ ٧٨). در طول دهه های ١٣٠٠ش / ١٩٢٠ و ١٣١٠ش / ١٩٣٠، خواسته های مسلم لیگ برای حفظ و تأمین حقوق مذهبی و مدنی جمعیتهای مسلمانان و خودمختاری و تفوق سیاسی در استانهای بنگال ، پنجاب و سرحد شمال غربی ، تقاضای برپایی دولت فدرال هند با خودمختاری استانهای مسلمان نشین ، انتخابات جداگانه و تضمین حقوق و آزادی آموزش و مذهب مسلمانان همگی بی ثمر ماند. کنفرانس مسلمانان و هندوها در سالهای نخست دهة ١٣١٠ش / ١٩٣٠ و اقدامات بریتانیا برای دستیابی به مصالحة سیاسی نیز موفقیتی به دست نیاورد. به این گونه بود که خواست سیاسی مسلمانان که رسماً از سوی مسلم لیگ مطرح می شد، از درخواستهای معتدل پیشین به تقاضای تشکیل دولت ارضی مستقل تغییر یافت (امجدعلی ، همانجا؛
لاپیدوس ، ص ٢٣٥، ٢٤٠؛
برای آگاهی از مشروح تلاشهای مسلمانان رجوع کنید به برک و قریشی ، ص ١٤٣ـ٢٣٢). مقارن با شروع جنگ جهانی دوم ، مبارزات مسلم لیگ به رهبری محمدعلی جناح وارد مرحلة تازه ای شد. با کوشش جناح ، بریتانیا حزب مسلم لیگ را به عنوان نماینده و سخنگوی مسلمانان هند پذیرفت . دستیابی به این موقعیت تاحدی به سبب مواضع مسلم لیگ در قبال جنگ در شبه قارّه بود. در حالی که حزب کنگره با ورود به جنگ مخالف بود، مسلم لیگ با موضعی موافق با انگلستان ، اقدامات مربوط به جنگ را مشروعیت می بخشید. مسلم لیگ با بهره برداری از این فرصت ، در فروردین ١٣١٩/ مارس ١٩٤٠
«قطعنامة لاهور» را که حاصل آن تقاضای رسمی برای تشکیل دولت مستقل پاکستان بود، به تصویب رسانید. این قطعنامه در واقع زیربنای مبارزات مسلم لیگ را تا ١٣٢٥ش / ١٩٤٧ شکل داد. در ١٣٢٤ش / ١٩٤٥ مسلم لیگ رهبران مذهبی را متقاعد ساخته بود که صرف نظر از علایق و منافع محلّی ، وجود کشوری مسلمان که مسلمانان آن را اداره کنند و از اصول و راه ورسم زندگی اسلامی حمایت کند، ضروری
است . این واقعیت در پیروزی چشمگیر مسلم لیگ در انتخابات ١٣٢٤ ش / ١٩٤٥ نمود یافت . پس از انتخابات ، جنبش هواخواهی از دولت ملی مسلمان برگشت ناپذیر می نمود. سرانجام ، با تقسیم شبه قارّه به هند و پاکستان در ٢٣ مرداد ١٣٢٦/ ١٤ اوت ١٩٤٧، استقلال پاکستان به رهبری محمدعلی جناح تحقق یافت (برک و قریشی ، ص ٢٤٦، ٢٨٧ـ ٢٨٨، ٣٥٦؛
لاپیدوس ؛
د. اسلام ، همانجاها). در پی اعلان استقلال و مرزبندی ، درگیریهای خونین فرقه ای میان مسلمانان و سیکها و هندوها در خاک دو کشور رخ داد، که به یکی از بزرگترین مهاجرتهای تاریخ معاصر، یعنی مهاجرت قریب هشت میلیون مسلمان از هند به پاکستان و همین تعداد سیک و هندو از پاکستان به هند، انجامید (بوید ، ص ١٦٤؛
رضوی ، ص ٤٩؛
شهاب ، ص ٤٩).
پاکستان پس از استقلال به صورت یکی از اعضای جامعة مشترک المنافع بریتانیا باقی ماند. محمدعلی جناح به عنوان نخستین فرماندار کل (١٣٢٦ـ١٣٢٧ ش / ١٩٤٧ـ ١٩٤٨) منصوب شد و یار نزدیک وی لیاقت علی خان * به عنوان نخستین نخست وزیر پاکستان (١٣٢٦ـ١٣٣٠ ش / ١٩٤٧ـ ١٩٥١) انتخاب شد. بخش اعظم ثروتها و منابع بازمانده از استعمار انگلیس در اختیار هندِ بعد از استقلال قرار گرفت (اسعدی ، ج ٢، ص ١٥٩). پاکستان در ١٣٢٦ ش / ١٩٤٧ از دو پارة ارضی به فاصلة حدود دو هزار کیلومتر از یکدیگر تشکیل یافته بود؛
پارة شرقی همان بخش شرقی ایالات بنگال شبه قارّه بود که در ١٣٥٠ ش / ١٩٧١ تحت عنوان بنگلادش اعلان استقلال کرد و پارة غربی از ایالات سند، بلوچستان ، سرحدشمال غرب و بخش غربی ایالات پنجاب تشکیل می شد. اغلب ایالات مهاراجه نشین سابق ، به آرامی به هند پیوستند. الحاق کشمیر به هند به درگیریهای دامنه دار ارضی و مرزی میان دو کشور در ١٣٢٦ـ١٣٢٧ ش / ١٩٤٧ـ ١٩٤٨، ١٣٤٤ ش / ١٩٦٥ و ١٣٥٠ ش / ١٩٧١ انجامید (بوید، ص ١٦٤ـ١٦٦).
اختلاف نظر و درگیری بر سر نقش اسلام در حکومت و ادارة کشور، اساسی ترین مسئله از ابتدای تأسیس پاکستان بوده است ؛
گروهی از سیاستمداران گیتی گرا (سکولار) به دنبال برقراری دموکراسی غربی بودند و بخش عظیمی از تودة مردم به رهبری روحانیان و شخصیتهای مذهبی انتظار داشتند اسلام در قالب حکومت دینی (حکومت خلافتی ) بر همة شئونات زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان حاکم شود. نخستین اقدام عملی در جهت تأمین این خواست اساسی ، از سوی لیاقت علی خان صورت پذیرفت . وی برای تدوین قانون اساسی مبتنی بر ضوابط اسلامی ، اجلاسی مرکب از ٣١ تن از علمای برجسته در شهر کراچی در ١٣٣٠ش / ١٩٥١ ترتیب داد. حاصل این اجلاس ، تصویب اصول ٢٢گانة مشهور به «٢٢ نکات » بود که به عنوان اصول بنیادی قوانین کشور برگرفته از قرآن و سنت به دولت ارائه شد. «٢٢ نکات » تا به امروز مورد احترام قانونگذاران پاکستان است . در قانون اساسی مصوب ١٣٣٥ش / ١٩٥٦ پاکستان کشوری اسلامی با نظام جمهوری اعلان شد که رئیس جمهور آن باید مسلمان باشد، همچنین بر انطباق قوانین بر قرآن و سنّت تأکید شد (لاپیدوس ، ص ٢٤٢ـ٢٤٣؛
اشتیاق احمد، ص ٢٢٧؛
عارفی ، ص ٣١٩). پس از تصویب قانون اساسی ، اسکندرمیرزا به عنوان نخستین رئیس جمهور پاکستان انتخاب شد. اوضاع سیاسی کشور در سالهای پس از استقلال فوق العاده بحرانی بود. در فاصلة ١٣٢٦ـ١٣٣٧ش / ١٩٤٧ـ ١٩٥٨ هفت حکومت غیرنظامی یکی پس از دیگری بر سر کار آمد. در حالی که اوضاع سیاسی در پاکستان غربی آشفته و غیردموکراتیک می نمود، اسکندر میرزا با الغای قانون اساسی و انحلال همة احزاب سیاسی ، اعلام حکومت نظامی کرد. پس از چند روز ژنرال محمدایوب خان ، فرمانده کل ارتش ، رئیس جمهور را برکنار و تمام اختیارات را خود به دست گرفت . در ١٣٤١ش / ١٩٦٢ ایوب خان * قانون اساسی جدیدی را که متضمن نظام جدید حکومتیِ ریاست جمهوری بود به اجرا درآورد و با برگزاری انتخابات به حکومت نظامی پایان داد و در این انتخابات به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد. طی حکومت یازده سالة ایوب خان ، پیشرفت قابل ملاحظه ای در زمینه های اقتصادی و اجتماعی و بویژه روابط خارجی حاصل شد، اما با شعله ورشدن مجدد آتش جنگ با هند بر سر کشمیر در ١٣٤٤ش / ١٩٦٥ و شکست پاکستان در این جنگ ، تظاهرات و شورشهای مخالفت آمیز گسترده به سازماندهی حزب مردم (به رهبری ذوالفقار علی بوتو) و حزب استقلال (به رهبری عسگرخان ) به استعفای ژنرال ایوب در اسفند ١٣٤٨/ مارس ١٩٦٩ منجر شد. ژنرال آقامحمد یحیی خان ، فرمانده ارتش ، با برقراری مجدد حکومت نظامی به قدرت رسید و نخستین انتخابات عمومی مجلس ملی را در آذر ١٣٤٩/ دسامبر ١٩٧٠ برگزار کرد. در این انتخابات ، عوامی لیگ به رهبری شیخ مجیب الرحمان از پاکستان شرقی ، در برابر حزب مردم پاکستان به رهبری بوتو، اکثریت آرا را به دست آورد. با شکست مذاکرات برای تشکیل دولت ائتلافی ، در ١٣٥٠ ش / ١٩٧١ پاکستان شرقی به عنوان جمهوری مردمی بنگلادش اعلام استقلال کرد. بلافاصله آتش جنگ میان پاکستان و کشور خودخواندة بنگلادش درگرفت و با مداخلة هند در این جنگ ، پاکستان شکست خورد و موجودیت مستقل بنگلادش را پذیرفت (امجدعلی ، ص ١٤٧ـ ١٤٨؛
> کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٩ < ، ج ٢، ص ٢٧٣١؛
شهاب ، ص ١٥٩، ٢٠٨ـ٢١١، ٢٢٦؛
نیز رجوع کنید به بنگلادش * ). پس از این شکست سنگین ، یحیی خان استعفا کرد و قدرت را به ذوالفقار علی بوتو واگذارد. در مرداد ١٣٥٢/ اوت ١٩٧٣ قانون اساسی جدید که متضمن سوسیالیسم اسلامی و اصلاحات کشاورزی و صنعتیِ مقبول حزب مردم بود، به اجرا درآمد. قانون اساسی جدید، نظام حکومتی پارلمانی را مستقر ساخت . براساس این قانون ، رئیس جمهور و نخست وزیر باید مسلمان باشند و همة قوانین ، طبق تشخیص شورایی از روحانیان ، می بایست منطبق با اسلام باشد (شهاب ، ص ٢٣٣؛
لاپیدوس ، ص ٢٤٤؛
اسپوزیتو ، ص ٦٥٧؛
> کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٩ < ، همانجا). در اسفند ١٣٥٥ / مارس ١٩٧٧ انتخابات برگزار شد و حزب مردم پاکستان در برابر احزاب مخالف که با نام «اتحاد ملی پاکستان » ائتلاف کرده بودند، به پیروزی دست یافت و اکثریت کرسیهای مجلس را به دست آورد. اتحاد ملی پاکستان بوتو را به تقلب در انتخابات متهم کرد و اعتصابات و تظاهراتی به راه انداخت که به درگیریهای خشونت بار در سراسر کشور منجر شد. در حالی که کشور در آستانة جنگ داخلی قرار داشت ، ارتش به رهبری ژنرال ضیاءالحق * و با حمایت «جماعت اسلامی پاکستان » به رهبری ابوالاعلی مودودی * در ١٤ تیر ١٣٥٦/ ٥ ژوئیة ١٩٧٧ دست به کودتا زد. همزمان ، بوتو و بسیاری از چهره های برجستة سیاسی دستگیر شدند. چودری به عنوان رئیس جمهور و رئیس دولت در قدرت ماند. بوتو آزاد شد اما اندکی بعد مجدداً به اتهام صدور دستور قتل یکی از مخالفان سیاسیش ، در ١٢ شهریور ١٣٥٦/ ٣ سپتامبر ١٩٧٧، بازداشت شد و سرانجام در ٢٨ اسفند ١٣٥٦/ ١٨ مارس ١٩٧٨ محاکمه و به اعدام محکوم شد. حکم اعدام وی ، به رغم فرجام خواهی از دیوانعالی و وساطت و اعتراض بسیاری از سران و دولتمردان کشورهای دیگر، در ١٥ فروردین ١٣٥٨/ ٤ آوریل ١٩٧٩ اجرا شد (لانگ ، ص ٢٣٦ـ٢٣٧؛
شهاب ، ص ٢٨٦ـ ٢٨٨، ٢٩٥؛
رجوع کنید به بوتو * ، ذوالفقار علی ). ضیاءالحق در پیوند نزدیک با جماعت اسلامی و براساس دیدگاههای این حزب در مورد الگوی حکومت اسلامی ، عزم خویش را برای اسلامی کردن پاکستان صریحاً اعلام داشت و بر برقراری نظام اسلامی جامع موسوم به «نظام مصطفی »
تأکید کرد. بدین ترتیب ، طی دورة زمامداری ضیاءالحق (١٣٥٦ـ١٣٦٧ ش / ١٩٧٧ـ ١٩٨٨) سیاست اسلامی کردن مؤسسات و نهادهای کشور تنظیم و اجرا شد. این سیاست مشتمل بر اجرای قانون مجازات اسلامی ، اجرای اصول اقتصاد اسلامی مانند برقراری بانکداری اسلامی (بدون بهره ) و اخذ زکات به عنوان مالیات اسلامی ، برقراری دادگاه شریعت و انطباق قانون خانواده بر موازین اسلامی بود. برنامه ریزان پاکستانی با از میان برداشتن بهرة بانکی از طریق ایجاد مؤسسات با سود مشترک چون صندوق سرمایه گذاری ملی ، بنگاه خانه سازی و بنگاه مالی بازرگانی کوچک و سایر مؤسسات مشابه ، به برقراری نظام بانکداری اسلامی مدد رساندند. در ١٣٦٤ ش / ١٩٨٥ جماعت اسلامی لایحة شریعت را که برتری قرآن و سنّت را در قانون اساسی و نظام حقوقی پاکستان تضمین می کرد، ارائه داد. مهمترین موضوع در لایحة شریعت ، تأسیس دادگاه شریعت بود که بالاترین مرجع قضاوت تلقی شده احکام آن در هیچ دادگاه دیگری قابل فرجام خواهی نبود. در ١٣٦٥ ش / ١٩٨٦ لایحة شریعت با اصلاحاتی به تصویب رسید. این لایحه که صرفاً براساس مکاتب فقهی حنفی و دئوبندی * / دیوبندی تنظیم شده بود، با اعتراض شیعیان و بریلویها روبرو شد. شیعیان که به پرداخت زکات به عنوان مالیات نیز اعتراض داشتند، تظاهرات گسترده ای برپا کردند که به معافیت آنها از پرداخت زکات منتهی شد (اشتیاق احمد، ص ٢٢٩ـ٢٣٢؛
لاپیدوس ، ص ٢٤٤ـ ٢٤٥؛
اسپوزیتو، ص ٦٨٨؛
جلالزیی ، ص ١٩٤ـ ١٩٥).
ضیاءالحق در ٢٦ مرداد ١٣٦٧/ ١٧ اوت ١٩٨٨ در یک سانحة هوایی مشکوک کشته شد. متعاقباً غلام اسحاق خان ، رئیس وقت مجلس سنا، به سمت کفیل ریاست جمهوری منصوب شد و شورای ملی حالت فوق العاده ، شامل فرماندهان ارشد نظامی و فرمانداران ایالات و وزیران فدرال ، ادارة امور کشور را برعهده گرفتند ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٩ < ، ج ٢، ص ٢٧٣٢).
به رغم اعلام حالت فوق العاده پس از مرگ ضیاءالحق ، انتخابات عمومی مطابق برنامه در آبان ١٣٦٧/ نوامبر ١٩٨٨ برگزار شد. در انتخابات مجالس ملی حزب مردم حائز اکثریت نسبی آرا شد اما حمایت بالایی به دست نیاورد. چند روز بعد انتخابات مجالس ایالتی برگزار شد و حزب مردم اکثریت نسبی آرا را در ایالات سند و سرحد شمالی به دست آورد و موفق به تشکیل حکومت ائتلافی در این ایالات شد (همانجا).
در سطحِ حکومت فدرال ، حزب مردم با جنبش قومی مهاجر ائتلاف کرد و حکومت تشکیل داد و بینظیر بوتو، دختر ذوالفقار علی بوتو و رهبر حزب مردم ، در آذر ١٣٦٧/ دسامبر ١٩٨٨ به نخست وزیری منصوب شد و در پی آن هیئت انتخاباتی شامل مجالس سنا و ملی و مجالس ایالتی غلام اسحاق خان را به رئیس جمهوری برگزید (همانجا). در ١٥ مرداد ١٣٦٩/ ٦ اوت ١٩٩٠ ــ در حالی که مقبولیت حکومت حزب مردم و بینظیر، بر اثر درگیریهای خشونت بار و رواج اتهام فساد و رشوه گیری سیاسی و سوء مدیریت از سوی احزاب مخالف (بویژه جنبش قومی مهاجر) بر ضدّ وی ، کاهش یافته بود ــ غلام اسحاق خان با متهم ساختن حکومت بینظیر به
نقض قانون اساسی ، فساد، رابطه بازی و بی کفایتی ، براساس اختیارات قانونی رئیس جمهور در اصلاحیة هشتم قانون اساسی (١٣٦٤ ش / ١٩٨٥)، نخست وزیر را عزل و کابینه را منحل و دستور تشکیل دولت موقت را صادر کرد. متعاقباً در انتخابات ٢ آبان ١٣٦٩/ ٢٤ اکتبر ١٩٩٠ حزب مردم و احزاب متحد آن بسختی شکست خوردند و اتحاد دموکراتیک اسلامی ، متشکل از احزاب نه گانه اسلامگرا و راست گرا (از جمله جماعت اسلامی و مسلم لیگ پاکستان ) به رهبری محمد نوازشریف ، پیروز شد. با کسب این پیروزی ، نوازشریف
به نخست وزیری انتخاب شد. وی مهمترین برنامة دولت خود را برقراری آرامش پایدار در ایالت آشوب زدة سند، که پیوسته در کشمکشهای نژادی و فرقه ای غوطه ور بود، مطرح ساخت (همانجا).
در اردیبهشت ١٣٧٠/ مه ١٩٩١ مجلس ملی قانون الحاق شریعت به نظام حکومتی پاکستان را به تصویب رساند. این قانون متضمن اسلامی کردن نظام قضایی و اقتصادی و آموزشی بود و تصویب آن موجی از انتقادات متضاد، از سوی حزب مردم و جماعت اسلامی ، به راه انداخت . تصمیم نوازشریف دایر بر حمایت پاکستان از حکومت میانه رو مجاهدین در کابل و رها ساختن چریکهای افغان به رهبری گلبدین حکمتیار و ناتوانی نوازشریف در اسلامی کردن پاکستان ، سبب خروج جماعت اسلامی از اتحاد دموکراتیک اسلامی و قطع حمایتهای این حزب از حکومت نوازشریف شد. در اسفند ١٣٧١/ مارس ١٩٩٣، هنگامی که حکومت نوازشریف مذاکراتی درخصوص تعدیل اصلاحیة هشتم قانون اساسی آغاز کرد، اختلاف میان نخست وزیر و رئیس جمهور بالا گرفت . این اصلاحیه مشتمل بر اختیارات رئیس جمهور برای برکناری کابینه و نخست وزیر، انحلال مجالس ملی و ایالتی و انتصاب رؤسای قضایی و عالیترین فرماندهان لشکری بود. با استفاده از همین اصلاحیه بود که غلام اسحاق خان در ٢٩ فروردین ١٣٧٢/ ١٨ آوریل ١٩٩٣ نوازشریف را در فضایی آکنده از اتهاماتِ فساد و تقلب ، سوء مدیریت اقتصادی و باندبازی برکنار کرد. در ٥ خرداد ١٣٧٢/ ٢٦ مه ١٩٩٣ دادگاه عالی ، طی حکمی تاریخی و بی سابقه ، اقدامِ غلام اسحاق خان را خلاف قانون اساسی دانست و دستور اعادة قدرت نوازشریف و کابینة وی را صادر کرد. پس از اعادة قدرت ، موج مخالفت با نوازشریف روزبه روز افزایش یافت . بر اثر این مخالفتها، که عمدتاً از سوی حزب مردم سازماندهی می شد، سرانجام غلام اسحاق خان و نوازشریف براساس توافقی که زیر نظر ارتش حاصل شد، از سمتهای خود کنار رفتند. متعاقباً مجالس ملی و فدرال منحل و انتخابات زودرس اعلام شد (همان ، ج ٢، ص ٢٧٣٢ـ٢٧٣٣؛
> سالنامة آسیا ١٩٩٧ < ، ص ٨٥). در انتخابات عمومی مهر ١٣٧٢/ اکتبر ١٩٩٣، هیچ یک از دو حزب اصلی (مردم و مسلم لیگ ) حائز اکثریت مطلق آرا نشدند، اما سرانجام حزب مردم به ریاست بینظیر بوتو موفق به تشکیل کابینة ائتلافی شد و فاروق احمدخان لغاری ، نامزد حزب مردم ، از سوی هیئت انتخاباتی به ریاست جمهوری پاکستان انتخاب شد. سالهای ١٣٧٢ـ ١٣٧٤ش / ١٩٩٣ـ١٩٩٥ برای حکومت بینظیر بوتو دورة رویارویی با معضلات ناشی از ناآرامیها و اعتصابات و تظاهرات سازماندهی شده از سوی مخالفان (بویژه نوازشریف )، و برخوردها و درگیریهای فرقه ای و مذهبی خونین دامنه دار میان سنّیان افراطی و شیعیان کراچی بود. مشکلات اقتصادی برآمده از کسری بودجه و پیامدهای منفی ناشی از اعمال برنامه های ریاضت اقتصادی دولت ، از مقبولیت حکومت بوتو کاست . همزمان با انتصاب آصف علی زرداری ، همسر بوتو، به سمت وزیر سرمایه گذاری ، فضای انتقادی و جنجالی بر ضد او شکل گرفت . در این شرایط ، احزاب مخالف (شامل مسلم لیگ و جنبش قومی مهاجر و جماعت اسلامی ) با هدف برکناری بینظیر اتحادی غیررسمی تشکیل دادند. در این میان ، اختلافات فزایندة بوتو با رئیس جمهور بر سر مسائل مربوط به انتصابات قضایی و اتهام فساد مزید بر علت شد و پس از ماهها تنش ، لغاری طی فرمانی نخست وزیر و کابینه و مجالس ملی را در مهر ١٣٧٥/ اکتبر ١٩٩٦ منحل کرد. رئیس جمهور در فرمان برکناری و انحلال ، به سیاهة بلندی از اتهامات علیه بوتو و حکومت وی مشتمل بر فساد، بی کفایتی ، سوءمدیریت اقتصادی و آشفتگی نظم عمومی اشاره کرد ( > سالنامة آسیا ١٩٩٧ < ، همانجا؛
> کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٩ < ، ج ٢، ص ٢٧٣٣ـ٢٧٣٥). انتخابات عمومی در بهمن ١٣٧٥/ فوریه ١٩٩٧ با بی میلی عمومی مواجه شد. حزب مسلم لیگ در مقابل حزب مردم به اکثریت قاطع آرا دست یافت و محمد نوازشریف کابینة خود را تشکیل داد. موقعیت نوازشریف برای ایجاد تغییرات اساسی در ساخت قدرت پاکستان ، با پیروزی حزب مردم و متحدش ، جنبش اتحاد قومی ، در انتخابات مجلس سنا و کسب اکثریت دو سوم کرسیها، قوام یافت ( > گزارش کیزینگ از حوادث جهان ١٩٩٧ < ، ج ٤٣، ش ٢، ص ٤١٤٩٨ـ٤١٤٩٩، ش ٤، ص ٤١٥٨٧). از آن پس نوازشریف با جلب حمایت یکپارچة مجالس ملی و سنا به صورت منظم و سازمان یافته به اقداماتی برای کاهش قدرت حزب مردم و اختیارات رئیس جمهوری و دادگاه عالی و ارتش مبادرت کرد. در نخستین اقدام در فروردین ١٣٧٦/ آوریل ١٩٩٧، با رأی موافق مجالس ملی و سنا مواد اصلی اصلاحیة هشتم قانون اساسی لغو شد. با این اقدام ، قدرت رئیس جمهور در عزل و نصب نخست وزیر و کابینه ، انحلال پارلمان و صدور فرمان همه پرسی در هر موضوع ملی و انتصاب فرمانداران ایالات و فرماندهان نیروهای سه گانه به نخست وزیر انتقال یافت و مقام ریاست جمهوری به مقامی تشریفاتی تنزل داده شد. سپس ، بینظیر بوتو و همسرش آصف علی زرداری را به اختلاس و فساد و سوءاستفاده از قدرت متهم ساخت . سرانجام در فروردین ١٣٧٩/ آوریل ١٩٩٩ دادگاه عالی لاهور بینظیر بوتو و همسرش را مقصر شناخت و هر یک به پنج سال زندان و مصادرة اموال و جریمة نقدی محکوم شدند. بینظیر بوتو بعد از صدور حکم از کشور گریخت . تنش میان نوازشریف و رئیس جمهور و رئیس دادگاه عالی نیز به استعفای رئیس جمهور و رئیس دادگاه عالی در آذر ١٣٧٦/ دسامبر ١٩٩٧ منجر شد و از آن پس نوازشریف جنگ قدرت با ارتش را آغاز کرد و رئیس ستاد ارتش را که خواهان افزایش نقش ارتش در تصمیم گیریهای دولت بود، از کار برکنار ساخت (همان ، ج ٤٣، ش ١٢، ص ٤١٩٦٥).
به دنبال آزمایشهای هسته ای پاکستان در ١٣٧٧ش / ١٩٩٨، این کشور با تحریمهای اقتصادی بین المللی روبرو شد. تنگناهای اقتصادی ، توأم با بحران ناشی از جنگ قدرت ، موجبات بی ثباتی حکومت نوازشریف را فراهم آورد؛
به طوری که وقتی نوازشریف فرمان برکناری پرویز مشرَّف ، رئیس ستاد ارتش ، را صادر کرد، با کودتایی آرام و بدون خونریزی در ٢٠ مهر ١٣٧٨/ ١٢ اکتبر ١٩٩٩ از مسند قدرت کنار گذاشته شد. روز بعد از کودتا، پرویز مشرف که در هنگام صدور حکم برکناری در سریلانکا به سر می برد، به پاکستان بازگشت و طی بیانیه ای رسمی مسئولیت کودتا را به عهده گرفت . دیوان عالی پاکستان پرویز مشرف را موظف کرد که حداکثر تا سه سال پس از کودتا با برگزاری انتخابات ادارة کشور را به غیرنظامیان بسپارد. نوازشریف نیز به اتهام قصد قتل پرویز مشرف دستگیر و به چهارده سال حبس و ٢١ سال محرومیت از فعالیتهای سیاسی محکوم شد ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٩ < ، ج ٢، ص ٢٧٣٥ـ ٢٧٣٦؛
پهلوان ، ص ٧٥ـ٧٧؛
عارفی ، ص ٣٣١ـ ٣٣٣).
سیاست خارجی پاکستان ارتباط تنگاتنگ با ملاحظات امنیت ملی آن دارد. روابط خارجی آن به گونه ای تنظیم شده است که نهایت امکان را برای تداوم موجودیت این کشور فراهم آورد. جلب حمایت و پشتیبانی نظامی و اقتصادی امریکا از هنگام استقلال تاکنون در جهت پاسخ به نگرانیهای امنیتی و مقابله با تهدیدات هند بوده است . ازینروست که در الگوی سیاست خارجی پاکستان حفظ روابط نزدیک با امریکا به عنوان سیاستی راهبردی دنبال شده است . همچنین پاکستان پیوسته و به طور سنّتی سیاست حفظ روابط دوستانه و نزدیک با کشورهای اسلامیِ خاورمیانه و افریقا و کشور چین را پی گرفته است (برک و زایرینگ ، ص ٤٩٠ـ٤٩١؛
> کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٩ < ، ج ٢، ص ٢٧٣٦). افزون بر این ، الزام به حفظ و تحکیم روابط با کشورهای اسلامی در قانون اساسی آن تصریح شده است (اسعدی ، ج ٢، ص ١٩٢).
خصومت دیرینه میان هند و پاکستان مهمترین عامل تعیین کننده در سیاست خارجی پاکستان است . منبع اصلی تنش و اختلاف در روابط دو کشور منطقه کشمیر است ، که به صورت بحران ارضی و مرزی حل نشده باقی مانده و موجب بروز سه درگیری نسبتاً گستردة نظامی در ١٩٤٩، ١٩٦٥ و ١٩٧١ میان هند و پاکستان شد. در حال حاضر هند، پاکستان را به استفاده از تروریسم در سیاست خارجی ، بویژه آموزش و تجهیز نظامی گروههای اسلامگرای جامو و کشمیر (تحت کنترل هند)، متهم می کند (هرمیداس باوند، ص ١٠٦٤؛
بوید، ص ١٦٤ـ ١٦٥؛
سریدهار و بهاگات ، ص ١٢٣).
تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی (١٣٥٧ ش )، ایران بزرگترین حامی مادی و معنوی ، سیاسی و نظامی پاکستان بود (مسجدجامعی ، ص ٦٥). حکومت ایران بلافاصله پس از اعلان استقلال پاکستان توسط محمدعلی جناح در ٢٣ مرداد ١٣٢٦/ ٤ اوت ١٩٤٧، جمهوری اسلامی پاکستان را به رسمیت شناخت و در ٢ آبان همان سال به تأسیس سفارتخانه در شهر کراچی مبادرت کرد.
پاکستان از بدو تأسیس توسعه روابط فرهنگی با ایران را سرفصل برنامة خود قرار داد؛
روابط فرهنگی فی مابین با امضای موافقتنامه های فرهنگی متعدد، از جمله موافقتنامه اسفند ١٣٣٤، تحکیم گردید و در اجرای آن ایران بیشترین تعداد خانة فرهنگ را در شش شهر مهم پاکستان دایر کرد و به مبادلة دانشجو و استاد پرداخت (ازغندی ، ص ٣٧٨). روابط سیاسی دو کشور پس از الحاق به پیمان بغداد (سپس : سازمان پیمان مرکزی : سنتو رجوع کنید به بغداد * ، پیمان )، به طور روزافزون ارتقا یافت . از آن پس ، همکاریهای سیاسی و امنیتی در چارچوب سازمان پیمان مرکزی * محور اساسی روابط خارجی دو کشور را تشکیل می داد. حکومت ایران در جنگ هند و پاکستان در ١٣٥٠ ش و متعاقب آن اعلام استقلال بنگلادش (که قبلاً جزو پاکستان بود)، از این کشور حمایت آشکار کرد. پس از خروج انگلستان از خلیج فارس ، ایران سعی داشت در اختلافات پاکستان و افغانستان بر سر مسئلة پشتونستان میانجیگری کند. آسیب پذیری پاکستان در برابر جنبش جدایی طلب بلوچستان ، در مرز مشترک دو کشور، تهدیدی جدّی برای امنیت ایران تلقی می شد. این مسئله موجب شد که ایران نسبت به حفظ امنیت هم پیمان خود از طریق سرکوب جدایی طلبان بلوچ احساس تعهد کند (همان ، ص ٣٨٠ـ٣٨١؛
مسجدجامعی ، همانجا؛
مهدوی ، ص ٢٧٦ـ٢٧٧).
وضع جدیدی که پس از سقوط رژیم شاه و تشکیل جمهوری اسلامی در ایران به وجود آمد، تهدیدی علیه منافع امریکا در منطقه و کشورهای شیخ نشین خلیج فارس تلقی می شد. خلا قدرتی که در نظام امنیتی منطقة خلیج فارس پدید آمد و تأثیر انقلاب اسلامی بر مردم کشورهای منطقه ، بیم امریکا و حکومتهای منطقه را افزایش می داد. مسائل جدید، هم پاکستان را برای دفاع از خود که بزرگترین حامی خود، شاه ، را از دست داده بود، به تلاش وا می داشت و هم کشورهای ثروتمند عربی کرانه های خلیج فارس را به پاکستان ، به عنوان بهترین و مطمئن ترین حامی ، نزدیک می کرد و بدین ترتیب پاکستان فعالانه وارد صحنه سیاست منطقه ای شد. در پی کودتای مارکسیستی در افغانستان ، در ٦ دی ١٣٥٨، و اشغال نظامی آن توسط نیروهای شوروی ، اهمیت پاکستان نزد امریکا بسرعت افزایش یافت . در واقع ، پاکستان هم به سبب امنیت خلیج فارس و هم به دلیل نقش تعیین کننده اش در مسئلة افغانستان ،
در مسیر اهداف استراتژیک امریکا قرار داشت . این موقعیت جدید موجب جلب کمکهای گستردة نظامی و مالی امریکا و کشورهای عربی ثروتمند خلیج فارس ، بویژه عربستان سعودی و امارات متحدة عربی ، به این کشور شد (عباس ، ص ١٥٣، ١٩٢؛
مسجدجامعی ، ص ٦٦ـ٦٧؛
اسعدی ، ج ٢، ص ١٩٨ـ ١٩٩).
پیوند پاکستان با امریکا که دشمن درجه یک ایران محسوب می شود، پس از پیروزی انقلاب اسلامی پیوسته عاملی تعیین کننده در مناسبات و روابط سیاسی دو کشور بوده است (عباس ، ص ١٩٢). مطالعة مقایسه ای مناسبات پاکستان و ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی نشان می دهد که با وجود ظرفیتها و امکانات بالقوة همکاری ، بویژه بستر مناسب فرهنگی و اقتصادی برای گسترش مناسبات دو کشور، روابط از شکل همکاری متقابلِ «بسیار نزدیک » در دورة رژیم محمدرضا پهلوی به روابط متقابلِ آمیخته با «همکاری و رقابت » در سالهای پس از انقلاب اسلامی تحول یافته است ( رجوع کنید به عباس ، ص ١٥٣ـ١٩١). نکتة جالب توجه این است که مناسبات فرهنگی فی مابین ، با وجود افت نسبی در مناسبات سیاسی و دیپلماتیک ، استمرار مطلوبی داشته است . در واقع ، روابط فرهنگی ورای کم و کیف روابط سیاسی همواره با توسعه و استحکام توأم بوده است . در تحلیل این وضع گفته می شود که مجموعة شبه قارّه ، بویژه پاکستان ، امتداد طبیعی تاریخ و فرهنگ و تمدن اسلامی ایران است . پاکستان به دلایل پرشمار تاریخی و فرهنگی ، بویژه ورود و گسترش اسلام به شبه قاره از طریق ایران و تأثیر زبان و ادب فارسی ، متحد طبیعی ایران قلمداد می شود (مسجدجامعی ، ص ٧٥ـ ٧٨؛
برای آگاهی از دلایل تاریخی و فرهنگی رجوع کنید به توسلی ، ص ١٩ـ ٢٥؛
ظهورالدین احمد، جاهای متعدد؛
روابط فرهنگی ایران و آسیا ، ص ٨٤ ـ ٩٣).
اولین موافقتنامة بازرگانی میان دو کشور ایران و پاکستان در اردیبهشت ١٣٤١/ ٢٠ مه ١٩٢٦ در تهران امضا شد. پس از آن ، تا پیروزی انقلاب اسلامی موافقتنامه های متعددی در زمینه های کشتیرانی و بازرگانی و ترانزیت کالا و معافیت متقابل مالیاتی شرکتهای هواپیمایی بین دو کشور منعقد و موجب گسترش روابط اقتصادی و بازرگانی دو کشور شد. با وجود این ، روابط بازرگانی و صنعتی بین دو کشور، بیشتر در چارچوب سازمان همکاری عمران منطقه ای موسوم به (آر. سی . دی ) صورت می پذیرفت . در چارچوب این سازمان ، از ٣٠ تیر ١٣٤٣ تا دی ١٣٥٩ طرحهای مشترک اقتصادی مختلفی اجرا شد. همکاری اقتصادی بین دو کشور پس از انقلاب
اسلامی ، با سفر یک هیئت اقتصادی ایرانی به پاکستان در ١٣٦٠ ش آغاز شد. غلام اسحاق خان ، وزیر بازرگانی وقت پاکستان ، در ١٣٦١ ش طی دیداری از ایران یکی از مهمترین توافقهای کشورش را در زمینة بازرگانی با جمهوری اسلامی ایران منعقد کرد. از آن پس ، موافقتنامه ها و یادداشتهای تفاهم بسیار میان دو کشور در زمینه های کشتیرانی ، حمل ونقل و گمرک و کشاورزی و انرژی و غیر آن به امضا رسیده و
اجرا شده است (فرزین نیا، ص ٢٤٢ـ٢٥٠؛
ازغندی ، ص ٣٨١ـ ٣٨٢). مهمترین زمینه های همکاری اقتصادی دو کشور در بخش صنایع سیمان ، شکرسازی ، پالایشگاه ، ماشین سازی ، کشاورزی و انرژی است . افزون بر آن ، همکاری در چارچوب اکو (سازمان همکاری اقتصادی ) ، به عنوان جایگزین سازمان آر. سی . دی .، از ١٣٦٣ ش / ١٩٨٤ (سال تأسیس اکو) در زمینه های مختلف اقتصادی و صنعتی و علمی و آموزشی و کشاورزی صورت پذیرفته است (عباس ، ص ١٤٧ـ ١٤٨؛
فرزین نیا، ص ٢١٠ـ ٢١١).
روابط پاکستان با افغانستان در گذشته ، پیش از آنکه با اشغال افغانستان از سوی ارتش شوروی تیره شود، بر سر مسئلة پشتونستان پیچیده و بغرنج بود. روابط با حکومت افغانستان ، طی دهة شصت و اوائل دهة هفتاد شمسی / دهة هشتاد و اوایل دهة ١٩٩٠ ــ به سبب آنکه این کشور خاک خود (بویژه شهر پیشاور) را برای انجام عملیات نظامی علیه نیروهای اشغالگر و حکومت طرفدار شوروی در اختیار مجاهدین قرار داده بود ــ به سردی گرایید. با ظهور گروه طالبان * در صحنة رویدادهای افغانستان در ١٩٩٤ و حمایت مالی و نظامی و تسلیحاتی پاکستان از این گروه ، مرحله جدیدی در سیاست خارجی پاکستان در قبال افغانستان آغاز شد. کامیابی نسبی این کشور در شکل دهی به تحولات افغانستان طی سالهای اخیر، سردی و تنش در روابط این کشور با کشورهای همجوار، چون ایران و روسیه و چین که وضعیت جاری در افغانستان را تهدید علیه امنیت خود تلقی می کنند، در پی داشته است . همچنین این مسئله تشدید اختلاف پاکستان با هند را موجب گردیده است (هرمیداس باوند، ص ١٠٦٧؛
بوید، ص ١٦٣؛
> کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٩ < ، ج ٢، ص ٢٧٣٦).
احزاب و گروهها . در سیاست حزبی پاکستان دو ویژگی درخور توجه است : نخست ، ناپایداری و فراوانی دسته بندیها و جناح گرایی سیاسی شدید در درون احزاب ، که حاصل آن حضور طیف وسیعی از جناحها و گروههای سیاسی در صحنة سیاست کشور است ؛
دوم ، نگرش مثبت یا دست کم بیطرفانة
تمامی احزاب سیاسی پاکستان نسبت به اسلام ، و این بدان معناست که راست یا چپ بودن احزاب الزاماً به معنای غیرمذهبی (لاییک ) بودن آنها نیست . این خصیصه ، در واقع ، منحصر به فضای سیاسی کشور نیست ، بلکه تقریباً همة مردم ، از توده های وسیع گرفته تا تحصیلکرده ها و ثروتمندان و مقامات دولتی ، کم و بیش یکسان نسبت به اسلام وفادار و مؤمن اند و مهمتر این که تلقی و تفسیرشان از اسلام کم و بیش یکسان است . در این کشور اسلام مهمترین عامل وحدت بخش تلقی می شود و کسی درصدد معارضة با آن نیست ( > دستینة سیاسی جهان : ١٩٩٨ < ، ص ٧٠٢؛
عارفی ، ص ٣٢١؛
مسجدجامعی ، ص ٦١ـ ٦٢). با اینهمه ، در یک دسته بندی کلی براساس طرز تفکر و خط مشیهای سیاسی ، می توان احزاب و گروههای سیاسی را در سه گروه طبقه بندی کرد؛
احزاب دست راستی (راستگرا)، احزاب دست چپی (چپگرا)، احزاب اسلامی (عارفی ، همانجا).
احزاب راستگرا که «مسلم لیگ پاکستان * » و حزب جمهوری پاکستان (پاکستان جمهوری پارتی ) نمونه های برجستة آنند، خواهان سیاستهای اصلاحی تدریجی برمبنای اصول اسلام و دموکراسی (منهای سکولاریسم ) در حوزة سیاست و اقتصاد و فرهنگ اند. این احزاب با اینکه خود را منضبط به چارچوب دین و شریعت معرفی می کنند، از لحاظ الگوی توسعه از دموکراسی غربی پیروی می کنند و برای آزادیهای مدنی احترام قایل اند (همان ، ص ٣٢٢). احزاب چپگرای موجود در پاکستان طیف گسترده ای تشکیل می دهند که از لحاظ گرایشهای فکری و سیاسی تفاوتهای زیادی با یکدیگر دارند. مهمترین آنها حزب «مردم پاکستان * » به رهبری بینظیر بوتو با شعارهای «اسلام »، «سوسیالیزم » و «جمهوریت » و حزب تحریک استقلال با شعار نفی استثمار و نابودی فئودالیسم و برقراری عدالت اسلامی و حزب ملی مردم با شعارهای تند ضداستعماری و ضدامپریالیسم غربی و حمایت از ناسیونالیسم قومی و نژادی (پشتونیسم و بلوچیسم و...) در صحنة مبارزة قدرت حضور دارند. این احزاب در چند اصل با هم اشتراک نظر دارند و همین اصول مشترک سبب تشکیل جبهة واحد چپ از سوی آنها شده است ؛
این اصول عبارت اند از: ١) محدود کردن حوزة دخالت دین در سیاست ؛
٢) حمایت از حقوق کارگران و دهقانان و طبقات محروم جامعه در برابر سلطة ملاکین و زمین داران و سرمایه داران ؛
٣) انحصار پایگاههای اجتماعی حامی مردم به طبقات کارگران ، دهقانان ، دانشجویان و روشنفکرانِ طبقه متوسط . در حال حاضر، رهبری طیف احزاب چپ در رقابتهای انتخاباتی در دست حزب مردم قرار دارد (همان ، ص ٣٢٣ـ٣٢٤).
احزاب اسلامی پاکستان تشکلهایی را شامل می شود که رهبری و نیز بخش قابل توجهی از مقامات عالیرتبة آن را علما و روحانیان تشکیل می دهند. احزاب سیاسی فعال با توجه به گرایشهای فکری و سیاسی به سه گروه تقسیم می شوند: ١) جماعت اسلامی پاکستان * ؛
این حزب را در ١٣٢٠ ش / ١٩٤١ مولانا ابوالاعلی مودودی تأسیس کرد که از ١٣٣٦ ش / ١٩٥٧ رسماً وارد فعالیتهای سیاسی شد؛
٢) احزاب بنیادگرا و تندرو سَلَفی مسلک که در «جمعیت العلمای اسلام »، «جمعیت العلمای پاکستان »، «اهل حدیث » و «سپاه صحابه » تشکل یافته اند. مرام اصلی این احزاب ایجاد دولت و جامعة اسلامی بر مبنای نظامهای سیاسی صدراسلام ، بویژه خلفای راشدین ، است . این دسته از گروههای اسلامی از زمان روی کار آمدن ضیاءالحق در ١٣٥٦ ش / ١٩٧٧ به برخوردهای نظامی خشونت آمیز با جریانهای مذهبی دیگر، بویژه با شیعیان و حزب «تحریک جعفریه »، کشیده شده اند؛
٣) احزاب اصلاح گرای مذهبی متأثر از اندیشة سیاسی امام خمینی (ره ) که درون جامعه شیعی پاکستان فعالیت دارند. مهمترین حزب سیاسی متعلق به این گروه «تحریک جعفریه پاکستان » است که در اوایل حکومت نظامی ضیاءالحق در ١٢ آوریل ١٩٧٩ به زعامت مفتی جعفر حسین رسماً موجودیت یافت (همان ، ص ٣٢٤ـ٣٢٦؛
> دستینة سیاسی جهان : ١٩٩٨ < ، ص ٧٠٣).
تمدن و فرهنگ . سرزمین کنونی پاکستان دارای تمدنی بسیار کهن است . گسترش و تأثیر تمدن و امپراتوری هخامنشیان و ساسانیان ، نفوذ و حاکمیت اسلام از سال ٩٣ به دست محمدبن قاسم و سپس توسعة حاکمیت و فرهنگ اسلامی از رهگذر دو تمدن ایرانی و مغولی اسلامی در یک تعامل فرهنگی موجب آمیزش فرهنگ اسلامی و ایرانی با فرهنگ هندویی در شبه قاره شد. آثار این آمیختگی فرهنگی را هنوز می توان در آداب و رسوم زندگی مردم پاکستان ، بخصوص در مراسم ازدواج ، سبک پوشاک ، آداب عبادت ، نوع موسیقی و مانند آن ، بروشنی دید. دوران استعمار انگلیس در شبه قاره نیز تأثیر بسزایی بر فرهنگ و هنر مردم این سرزمین گذارده است
که در آداب زندگی ، زبان و سبک معماری محسوس است (عباسی ، ص ٧٢ـ٧٣).
با ورود اسلام به شبه قاره ، سبک معماری تحول یافت و طاقهای هرمی جای خود را به طاقهای قوسی دادند. لاهور، مرکز فرهنگ و تمدن اسلامی ، انواع متنوعی از آثار معماری اسلامی را در خود جای داده است که می توان به پادشاهی مسجد * ، مسجد وزیرخان و باغ شالیمار اشاره کرد. مسجد محبت خان در پیشاور و مسجد شاه جهان در تهته نمونه های دیگری از آثار معماری اسلامی پاکستان است . مهاجرت شمار زیادی از عرفا
و متصوفان مکاتب قادریه ، چشتیه ، نقشبندیه و سهروردیه در رواج این مکاتب در این سرزمین مؤثر بوده است . آرامگاه این علما و متصوفان زیارتگاه علاقه مندان و محل برگزاری مراسم رقص و سماع و آیینهای صوفیانه پیروان و دعا و نذر و نیاز مردم عادی است . از جملة این زیارتگاهها می توان به آرامگاه سیدعلی بن عثمان هجویری جلاّ بی معروف به داتا گنج بخش در لاهور، لال (لعل )، شهباز قلندر در سهوان شریف ، شاه لطیف بهتایی در نزدیکی شهر هاله و حرم باری امام نزدیک اسلام آباد و شاه شمس تبریز در مُلتان اشاره کرد. سالانه مراسم «عُرس » به مناسبت سالگرد وفات این اولیا در محل زیارتگاه آنان برگزار می شود (همان ، ص ٨٩ ـ٩٠؛
لانگ ، ص ١٣٣، ١٤٢ـ ١٤٥، ١٩٤).
در طی قرون متمادی زبان فارسی در مردم پاکستان نفوذ و تأثیر گذاشته است . ٦٠% لغات زبان اردو از فارسی گرفته شده است و ادبیات اردو بشدت تحت تأثیر ادبیات فارسی است ( > دستینة ملل < ، ص ٣٥٩ـ٣٦٠؛
کامران مقدم ، ص ١١٥ـ١١٦؛
رجوع کنید به ادامة مقاله ). نگارش زبان اردو غالباً به خط نستعلیق است و روزنامه های اردوزبان به خط نستعلیق منتشر می شوند. کتیبه ها، سردر عمارتها و زیارتگاهها و مساجد و سنگ مقابر مزین به اشعار، آیات و احادیث خطاطی شده است . هنرهای تزیینی دیگر مانند حکاکی روی چوب و خاتم کاری و کاشیهای معرّق میراث هنرهای اسلامی است . نگارگری (مینیاتور) نیز تحت تأثیر هنرمندان ایرانی و آسیای میانه و دوران مغول توسعه یافت و با ورود انگلیسیها و تفوق سیکها رو به افول گذاشت . هم اکنون تعداد معدودی به این هنر آشنایی دارند. موسیقی فعلی پاکستان حاصل ترکیب موسیقی هندی و ایرانی و افغانی است که در طی قرون شکل گرفته است . قرائت حمد و نعت یکی دیگر از هنرهای آوایی (بدون آلات موسیقی ) سنتی و مذهبی مسلمانان پاکستان است . قاریان ، آیات قرآن را با صوت خوش قرائت می کنند و در مناسبتهای مختلف مذهبی برای ستایش خداوند و مدح پیامبر بزرگ اسلام اشعاری به فارسی و اردو با صوتی دلنشین و آهنگین و سبکی مخصوص می سرایند (عباسی ، ص ٩٠، ٩٨).
پوشاک اقوام مختلف پاکستان متفاوت است ، ولی لباس غالب مردم به سبب آب و هوای گرم پاکستان از پارچه های نخی نازک و رنگهای روشن تهیه می شود که شامل شلوار گشاد و پیراهن آزاد و بلند تا بالای زانو است . نام این نوع لباس برای مردان کورتا شلوار و برای زنان قمیص شلوار است (کامران مقدم ، ص ١٥).
شیعیان پاکستان در دهة اول محرم به سوگواری امام حسین علیه السلام می پردازند. اهل سنت نیز دسته های سینه زنی و زنجیرزنی را همراهی می کنند. مراسم نذر و نیاز و احسان در این ایام پرشورتر است و روزهای عاشورا و تاسوعا تعطیل عمومی است . در سالهای اخیر گروههای معتقد به وهابیت به دسته های عزاداری شیعیان حمله کرده و عده ای را به شهادت رسانده اند. عید فطر و عید قربان و عید میلادالنبی از اعیاد بزرگ و مهم مسلمانان است که معمولاً با دو سه روز تعطیلی همراه است و مردم با برگزاری جشن و شادی و خرید لباس نو به دید و بازدید می روند (لانگ ، ص ١٩٨، ٢٠٠ـ٢٠١؛
شاو، ص ٤٢).
آموزش و سواد در پاکستان در سطح نازلی قرار دارد. در ١٣٦٤ ش / ١٩٩٥، ٧ر٦٢% از مردم بی سواد بودند که این رقم ٥٠% مردان و ٦ر٧٥% از زنان را در بر می گرفت ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٩ < ، ج ٢، ص ٢٧٣٩). با توسعة مدارس جدید، آموزش در مدارس دینی و حوزه های علمیه کاهش یافته و این مراکز تنها به آموزش علوم دینی و زبان فارسی می پردازند. در پاکستان حوزه های علمیه و مدارس دینی وابسته به مکاتب مختلف اهل سنت از جمله دِئوبندی ، بریلوی ( رجوع کنید به بریلوی * ، احمدرضا)، اهل حدیث ، منهاج القرآن و مدارس وابسته به حزب جماعت اسلامی و مدارس دینی و حوزه های علمیه شیعیان به امر تدریس و آموزش و پرورش پیروان خود مشغول اند (امیری ، ص ٢٥٧ـ ٢٥٨؛
> اطلس مرجع جهان درلینگ کیندرزلی < ، ذیل مادّه ).
در پاکستان حدود ٢٥ دانشگاه با بیش از هفتاد هزار دانشجو وجود دارد و حدود پانصد دانشکدة علمی و هنری نیز فعال است . از این میان دانشگاههای پنجاب (تأسیس ١٢٦١ ش / ١٨٨٢) و کراچی (١٢٨٢ ش / ١٨٩٣) و دانشگاه کشاورزی فیصل آباد (١٢٨٨ ش / ١٩٠٩) سابقة آموزشی دیرینه ای دارند (اسعدی ، ج ٢، ص ٢٤٣ـ ٢٤٥؛
> کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٩ < ، ج ٢، ص ٢٧٤٥). مطالعات اسلامی از آغاز تأسیس پاکستان مورد توجه بود. نخستین بار در ١٩٥٠/ ١٣٢٩ ش بخش «اسلامیات » در دانشگاه پنجاب تأسیس شد. با تأسیس دانشگاه سند، بخش تاریخ و فرهنگ اسلامی نیز در این دانشگاه در اوایل دهة ١٣٤٠ ش / ١٩٥٠ شکل گرفت . در ١٣٥٨ ش / ١٩٧٩ هستة اصلی دانشگاه بین المللی اسلامی اسلام آباد * به نام «دانشکدة شریعت » شکل گرفت و پس از آن با ادغام چند مؤسسه و آکادمی دیگر به دانشکدة شریعت ، این دانشگاه به صورت فعلی آن درآمد (فضل الرحمان ، ص ١١٩؛
> دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، ج ٢، ص ٢٠٩، ج ٤، ص ٢٨٦).
نخستین بار، براساس موافقتنامة فرهنگی کراچی ٩ مارس ١٩٥٦ (اسفند ١٣٣٤)، صدها دانشجو بین دانشگاههای ایران و پاکستان مبادله شد. دانشگاههای ایران بورسهای تحصیلی در رشتة زبان فارسی برای دانشجویان پاکستانی در نظر گرفتند، برخی استادان پاکستانی زبان فارسی در دانشگاههای ایران
دوره های بازآموزی گذراندند و بعدها کرسی زبان و ادب فارسی در دانشگاههای پاکستان دایر شد. همچنین هر ساله عده ای از معلمان ایرانی برای تدریس زبان فارسی در مدارس و دبیرستانهای پاکستان به آن کشور اعزام می شدند. «مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان » در آبان ١٣٥٠/ ٢٣ اکتبر ١٩٧١ با عنوان «فرهنگستان مشترک ایرانی و پاکستانی » و به منظور مطالعة میراث مشترک فرهنگی دو کشور و احیا و ترویج زبان فارسی در پاکستان افتتاح شد (فرزین نیا، ص ٢٥١ـ ٢٥٢). پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز روابط دو کشور در خصوص ترویج زبان فارسی ، در قالب تدریس و برگزاری دوره های آموزشی زبان فارسی و مبادلة استاد
و تأسیس خانه های فرهنگ ، گسترش یافت ؛
هر چند برخی اقدامات و کوششها در جایگزین کردن زبان عربی (به عنوان زبان اصلی جهان اسلام ) به جای زبان فارسی صورت گرفت . مرکز تحقیقات فارسی با چاپ و نشر شمار زیادی از کتب خطی و چاپی به زبان فارسی یا ترجمة آنها به اردو در گسترش زبان فارسی نقش قابل توجهی داشت . در ١٣٦٥ ش / ١٩٨٧، با تشکیل «شورای دائمی گسترش زبان فارسی » در جمهوری اسلامی ایران ، طرح گسترش زبان و ادبیات فارسی در شبه قارّه ، بویژه پاکستان ، سازماندهی شد. این شورا اساتیدی را برای تدریس زبان فارسی در دانشگاهها و مؤسسات آموزش پاکستان معرفی می کند. موافقتنامة تأسیس کرسی زبان فارسی و اردو در دانشگاهها و مؤسسات آموزشی طرفین ، در سفر بینظیر بوتو، نخست وزیر وقت پاکستان ، به ایران در ١٧ آذر ١٣٧٢/ ٨ دسامبر ١٩٩٣ امضا شد (همان ، ص ٢٥٢ـ٢٥٣).
منابع :
(١) ظهورالدین احمد، آغاز و ارتقای زبان فارسی در شبه قاره ، اسلام آباد ١٣٧٨ ش ؛
(٢) علیرضا ازغندی ، روابط خارجی ایران : دولت دست نشانده ، ١٣٢٠ـ١٣٥٧ ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٣) مرتضی اسعدی ، جهان اسلام ، تهران ١٣٦٦ـ ١٣٦٩ ش ؛
(٤) کیومرث امیری ، فرهنگ و نظام آموزشی پاکستان ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(٥) س . م . برک و لارنس زایرینگ ، تاریخ روابط خارجی پاکستان ، ترجمة ایرج وفائی ، تهران ١٣٧٧ ش ؛
(٦) چنگیز پهلوان ، «پاکستان همچنان می جوشد»، پیام امروز ، ش ٣٨ (نوروز ١٣٧٩)؛
(٧) محمدمهدی توسلی ، «مقدمه ای بر پیوستگی های فرهنگی ایران و پاکستان از دیدگاه باستان شناسی »، دانش : فصلنامة مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان ، ش ٤٤ (بهار ١٣٧٥)؛
(٨) سجاد رضوی ، بحران کشمیر ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٩) روابط فرهنگی ایران و آسیا: مجموعه مقالات ، تهران : سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ، ( ١٣٧٧ ش ) ؛
(١٠) محمداکرم عارفی ، «پاکستان : بی ثباتی سیاسی و کودتای نظامی ١٢ اکتبر ١٩٩٩ ژنرال مشرف »، علوم سیاسی ، سال ٢، ش ٦ (پاییز ١٣٧٨)؛
(١١) قندیل عباس ، «عوامل و موانع همکاری در روابط میان ایران و پاکستان »، پایان نامة کارشناسی ارشد روابط بین الملل ، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی ، دانشگاه تهران ، ١٣٧٥ ش ؛
زیبا فرزین نیا، پاکستان ، تهران : دفتر مطالعات سیاسی و
(١٢) بین المللی ، ١٣٧٦ ش ؛
(١٣) شهین دخت کامران مقدم ، نگاهی به پاکستان ، تهران ١٣٥٨ ش ؛
(١٤) ایرا ماروین لاپیدوس ، تاریخ جوامع اسلامی : قرون نوزدهم و بیستم ، ترجمة محسن مدیر شانه چی ، مشهد ١٣٧٦ ش ؛
(١٥) رابرت پرگرین لانگ ، سرزمین و مردم پاکستان ، ترجمة داوود حاتمی ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(١٦) محمودرضا مرندی ، شناسنامة پاکستان ، ج ١، اسلام آباد ١٣٧٣ ش ؛
(١٧) محمد مسجدجامعی ، هند و پاکستان ، ( تهران ) ١٣٦٧ ش ؛
(١٨) عبدالرضا هوشنگ مهدوی ، تاریخ روابط خارجی ایران از پایان جنگ جهانی دوم تا سقوط پهلوی : ١٣٢٤ـ١٣٥٧ ، ( تهران ) ١٣٦٨ ش ؛
(١٩) داود هرمیداس باوند، «ریشه یابی اجمالی تحولات اخیر و مشکلات فراروی پاکستان »، فصلنامه ی سیاست خارجی ، سال ١٣ (زمستان ١٣٧٨)؛
(٢٠) M. Yusuf Abbasi, Pakistan culture: a profile , Islamabad ١٩٩٢;
(٢١) Ishtiaq Ahmad, "South Asia", in Islam outside the Arab world , ed. David Westerlund and Ingvar Svanberg, Richmond: Curzon Press, ١٩٩٩;
(٢٢) Rafique Akhtar, Pakistan year book , ٢٢nd ed., Karachi ١٩٩٥;
(٢٣) S. Amjad Ali, The Muslim world today , Islamabad ١٩٨٥;
(٢٤) Asia ١٩٩٧ yearbook: a review of the events of ١٩٩٦ , Hong Kong ١٩٩٧;
(٢٥) Andrew Boyd, An atlas of the world affairs , ١٠th ed., London ١٩٩٨;
(٢٦) S. M. Burke and Salim al-Din Quraishi, Quaid-i-Azam Mohammad Ali Jinnah: his personality and his politics , Karachi ١٩٩٧;
(٢٧) The Dorling Kindersley world reference atlas , London ١٩٩٩;
(٢٨) EI ٢ , s.v. "Pa ¦ kista ¦ n (by Sarah Ansari);
(٢٩) John L. Esposito, "Contemporary Islam: reformation or revolution?", in The Oxford history of Islam , ed. John L. Esposito, Oxford ١٩٩٩;
(٣٠) The Europa world yearbook ١٩٩٩ , London ١٩٩٩;
(٣١) Fazlur Rahman, Islam and modernity: transformation of an intellectual tradition , Chicago ١٩٨٢;
(٣٢) Handbook of the nations , ١٨th ed., [n.p.(: U. S. Central Intelligence Agency, )١٩٩٨?];
(٣٣) Musa Khan Jalalzai, Sectarianism and ethnic violence in Pakistan , ٣rd ed., Lahore ١٩٩٦;
(٣٤) Keesing's record of world events ١٩٩٧ , new digest, vol. ٤٣, no. ٢ (Feb. ١٩٩٧), no. ٤ (Apr. ١٩٩٧), no. ١٢ (Dec. ١٩٩٧);
(٣٥) The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world , ed. John L. Esposito, NewYork ١٩٩٥, s.v. "Pakistan" (by Mumtaz Ahmad);
(٣٦) Political handbook of the world: ١٩٩٨ , ed. Arthur S. Banks and Thomas C. Muller, NewYork: CSA Pubs., ١٩٩٨;
(٣٧) Isobel Shaw, Pakistan handbook , Hong Kong ١٩٨٩;
(٣٨) Rafi Ullah Shehab, Fifty years of Pakistan , Lahore ١٩٩٠;
(٣٩) Sreedhar and Nilesh Bhagat, Pakistan: a withering state ?, Delhi ١٩٩٩.
/ علیرضا قدیمی و جواد کریمی /