دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٨١٤
جماعت اسلامی ، یكی از نخستین و تأثیرگذارترین احزاب اسلامی در شبه قاره و به ویژه پاكستان. بنیانگذار این جماعت، ابوالاعلی مودودی* (متوفی١٣٥٨ ش/ ١٩٧٩)، در ١٣١٦ ش/١٩٣٧ به فكر تأسیس چنین حزبی افتاد (باركزهی، ص١٧) و در ٤ شهریور ١٣٢٠/ ٢٦ اوت١٩٤١ در لاهور با همكاری مستری محمدصدیق، مولانا منظور احمد نعمانی، مولانا سید محمدجعفر پهلواری، مولانا نذیرالحق میرتهی، و میانْ طفیل محمد، این حزب را تأسیسكرد (نصر، ص٢١؛ طفیل محمد، ص٦٣). در نشست تأسیس حزب، كه در خانه مولانا ظفر اقبال برگزار شد، ٧٥ تناز مسلمانان هند شركت كردند (همانجا؛ قس طفیل محمد، ص٦٢؛ برایفهرست كامل اعضای این نشسترجوع کنید به گیلانی، ص٤٠٨ـ ٤١٥). در همین نشست مودودی به عنوانامیر حزب برگزیده شد (نصر، ص٢٢).
مودودی و جماعت اسلامی، كه جامعه مسلمانان سراسر هند * (مسلم لیگ) را حزبی غیردینی میدانستند و به نحوه عملكرد آناعتراضداشتند، در آغاز خود را از درگیریهای میان این حزب و حزب كنگره، كه در سلطه هندوها بود، كنار كشیدند (نصر، ص٥؛ طفیلمحمد، ص٧٤). مودودی در آغاز خواهان هندی مستقل و یكپارچه، و در عینحالمخالفسیطرهتفكر هندو بر هند بود. آن دسته از مسلمانانی كه حاضر به همراهی با هندوها بودند و از رهبری یكهندو بر كنگره حمایت میكردند، از وی پشتیبانی مینمودند. مودودی خواهان دفاع از منافع جامعه مسلمانان در هند بود و میكوشید تا هویت مسلمانان را در برابر هندوها حفظ كند (نصر، همانجا). بسیاری بر این باورند كه جماعت اسلامی با نظریه «دو ملت» و تشكیل پاكستان مخالف بوده (براینمونهرجوع کنید به همانجا؛ باركزهی، ص١٩ـ٢٦)، ولی جماعت اسلامی مخالفت خود را با حزب غیردینی مسلم لیگ پاكستان* ، به معنای مخالفت با تشكیل پاكستان ندانسته است (طفیلمحمد، ص٧٣).
مودودی خواهان بازگشت به سنّتهای اسلامی و اسلام راستین بود و عقیده داشت كه اسلام، به عنوان دینی متمدن، در صورتی موفق میشود كه مسلمانان موانع موجود بر سر راه رشد فرهنگ و سنّت اسلامی را از میان بردارند و این كار جز با بازگشت به قرآن میسر نمیشود. سیاستها باید در جهت ایمان اسلامی باشد و تأسیس«دولتاسلامی» میتواند حلاّل تمام مشكلات مسلمانان باشد. در تفكر مودودیــ كهجماعت اسلامی بر آن استوار است مذهب و سیاست با یكدیگر آمیخته شدهاند و از این رو، ویاز مفاهیم و نمادهای اسلامی برای تبیین اندیشه اسلامی استفاده كرده و این كار باعث شده است تا قرائتی سیاسی از اسلام ارائه دهد و در نتیجه، تقوای مذهبی به سمت ساختاری مذهبی سوق پیدا كند (نصر، ص٧). چنین تفكراتی مبنای تأسیس جماعت شد. اعضای جماعت در فاصله سالهای١٣٢٠ شتا ١٣٢٦ ش/ ١٩٤١ـ ١٩٤٧ برنامه مدونی نداشتند و تمام توان جماعت صرف تضعیف مسلم لیگ میشد. در ١٣٢٤ ش/ ١٩٤٥، مودودی فتوا داد كه در انتخابات تعیین كننده ١٩٤٥ مسلمانان نباید به حزب سكولار مسلم لیگ رأیدهند (همان، ص١١٤). در آستانه استقلال پاكستان(١٣٢٦ ش/ ١٩٤٧)، جماعت اسلامی به تدریج تغییر موضع داد و از تفكر تأسیس جامعه اسلامی حمایت كرد (باركزهی، ص٢٥؛ نیز رجوع کنید به مهدی حسن، ص٩٧ـ٩٩) و در همه پرسی تشكیل پاكستان، كه در ایالتهای سرحد و آسام برگزار شد، از هوادارانش خواست كه به استقلال پاكستان رأی دهند (طفیلمحمد، همانجا).
در ١٣٢٦ ش/ ١٩٤٧، در پی استقلال پاكستان، مودودی از پتان كوت، در پنجاب شرقی هند، كه از ژوئن١٩٤٢/ خرداد ١٣٢١ مقر حزب از لاهور به آنجا منتقل شده بود، به پاكستان مهاجرت كرد و در لاهور مستقر شد و در صدد تأسیس دولت اسلامی در پاكستان برآمد (اشتیاقاحمد، ص٣٣؛ مشیرالحسن، ص٢٠٣؛ نصر، ص٢٣). از این پس، جماعت اسلامی در هند كاملاً به حاشیه رفت، هر چند كه بعدها، به ویژه از دهه١٣٦٠ ش/ ١٩٨٠، فعالیتهای آن گسترش یافت، البته بیآنكه از لحاظ سیاسی جایگاهی در میان مسلمانان هند داشته باشد (اگوانی، ص٢٦٦ـ٢٦٧؛ مشیرالحسن، ص٢٠٤ـ٢٠٧). در ١٣٢٧ ش/ ١٩٤٨، مودودی نظام سیاسی اسلام را مبتنی بر سه اصل اعلام كرد: توحید، رسالت كه مبتنی بر قرآن و سنّتاست، و خلافت(مسعودالحسن، ج١، ص٣٣٦). از این زمان جماعت اسلامی خود را موظف به اجرای شریعت اسلامی در پاكستان نمود و در چند دهه بعدی كوشید تا قوانین اسلامی را جانشین قوانینعرفی نماید.
هدف جماعت اسلامی «اقامه دین» یا تأسیس حكومت الاهی در سراسر جهان است. مقصود از اقامه دین، اجرای تمام دستورهای دین است. جماعت بر آن است كه همه دستورهای اسلام ضروریاند و هر مؤمنی باید در زندگی فردی و اجتماعی خود این دستورها را اجرا كند. از دید جماعت، اهل ایمان باید اجزایی را كه اجرای آنها جز با قیام و تلاش اجتماعی ممكن نیست، با كمك یكدیگر، در قالب جماعت، عملی سازند. طبق دستور جماعت اسلامی، جماعت برای نیل به اهداف خود، از طریق تبلیغ و تلقین افكارش مردم را به سوی اصلاح سوق میدهد و برای رسیدن به مقصد از هیچ برنامه پنهانی استفاده نمیكند، بلكه همه فعالیتهای خود را آشكارا به مردم ابلاغ میكند (جماعت اسلامی پاكستان، ١٩٩٤، ص٩ـ٢٠).
در فروردین١٣٢٧/ آوریل١٩٤٨، دو دولت هند و پاكستان موافقت كردند از اقداماتی كه ممكن است به جنگ بینجامد، جلوگیری كنند. جماعت اسلامی این توافق را محترم شمرد و اعلام كرد كه تنها در صورت نقض این توافق، جماعت اسلامی از دولت كشمیر آزاد حمایت خواهد كرد (مسعودالحسن، ج١، ص٣٥٥).
پس از مرگ محمد علی جناح* (شهریور ١٣٢٧ ش/ سپتامبر ١٩٤٨)، دولت لیاقت علی خان* فعالیتهای جماعت اسلامی را محدود كرد و در ٢ مهر ١٣٢٧/ ٤ اكتبر ١٩٤٨، مودودی دستگیر شد (همان، ج١، ص٣٦٥). اتهام وی، آغاز كردن نهضتی برای اسلامی كردن نظام پاكستان بود، هر چند كه دولت سبب دستگیری را مخالفت مودودی با محمد علی جناح و جهاد در كشمیر اعلام كرد (طفیل محمد، ص٩٧). در اسفند ١٣٢٧/ مارس١٩٤٩، «قرارداد مقاصد» به تصویب دولت رسید تا مبنای قانون اساسی پاكستان قرار گیرد. بر اساس این قانون، حاكمیت از آن خدا شناخته شد و تمام قوانین میبایست طبق قرآن و شریعت میشد. تصویب این قانون پیروزی بزرگی برای مودودی به شمار میآمد (مسعودالحسن، ج١، ص٣٦٧).
در خرداد ١٣٢٩/ مه١٩٥٠ مودودی از زندان آزاد شد (همان، ج١، ص٣٧٢). در ١٣٣٠ ش/١٩٥١ جماعت اسلامی به حزبی سیاسی بدل گردید و عملكرد خود را برپایه چهار اصل قرار داد: ایجاد اصلاح در زندگی و تفكرات مسلمانان، سازماندهی و تربیت افراد پرهیزگار، اصلاح اجتماعی، و اصلاح در دولت و ساختار سیاسی (نصر، ص٢٨). در ١٣٣٠ ش/ ١٩٥١، برای نخستین بار، این حزب در انتخابات پنجاب شركت كرد، ولی در ٣٧ حوزه انتخابی، فقط دویست هزار رأیآورد كه برای آن شكست محسوب میشد (همان، ص٣٠؛ نیز رجوع کنید به افضل، ج١، ص٩٩).
از ١٣٣٢ تا ١٣٣٣ ش/ ١٩٥٣ـ١٩٥٤، میان فرقه احمدیه* (قادیانیه) و پیروان مذاهب اسلامی درگیری رخداد. در ١٣٣٢ ش/١٩٥٣ مخالفان این فرقه، به رهبری علما و فعالان مذهبی، خواهان عزل ظفراللّه خان، وزیر خارجه احمدی مذهب پاكستان، شدند و خواستند كه فرقه احمدیه جمعیتی غیرمسلمان شناخته شود. در این زمان، جماعتاسلامی، برای تبیین توجیهات دینی این حركت، كتاب قادیانی مسئله را چاپ كرد. در پی این قضایا، مودودی و برخیاز سران جماعتاسلامی به زندان افتادند و مودودی بهاعدام محكوم شد (طفیل محمد، ص١٠٢؛ نصر، ص١٣٢ـ١٣٩). بسیاریاز علما و اندیشمندان و سران كشورها به این حكم اعتراض كردند و درست یك روز پیش از اعدام، حكم او بهزندانابد كاهش یافت و در دادگاه بعدی، وی به چهارده سال زندان محكوم شد؛ اما پس از ٢٦ ماه، در ٩ اردیبهشت١٣٣٤/ ٢٩ آوریل١٩٥٥ آزاد گردید (باركزهی، ص٣١؛ نصر، ص١٤٠ـ١٤١).
در ١٠ اسفند ١٣٣٤/ ٢٩ فوریه١٩٥٦، قانون اساسی پاكستان تصویب شد. بر اساس این قانون، رئیس جمهوری مكلف بود جامعه مسلمانان را بر اساس قوانین اسلامی بازسازی كند و نگذارد هیچ قانونی در مخالفت با قوانین اسلامی قرآن و سنّت اجرا شود. رئیس جمهوری موظف بود كمیسیونی تشكیل دهد تا توصیههای اسلامی لازم را در اختیار او قرار دهد. در ٢٨ اسفند ١٣٣٤/ ١٨ مارس١٩٥٦، مودودی درخواست كرد كه جلسه مجلس شورای جماعت اسلامی تشكیل شود. وی در این جلسه، خواهان تصویب قانون اساسی در شورا گردید. به این ترتیب، جماعت اسلامی این قانون اساسی را بهرسمیت شناخت(مسعودالحسن، ج١، ص٥٠٦- ٥٠٨). در ١٣٣٥ـ ١٣٣٦ ش/ مارس١٩٥٧، با وجود مخالفتهای درون حزبی، مودودی حزب را برای شركت در انتخابات ملی ١٣٣٧ ش/ ١٩٥٨ آماده كرد (نصر، ص١٤٥؛ افضل، ج١، ص٣٥٦). موفقیت جماعت اسلامی در انتخابات شهرداریها در شهر كراچی در ٨ اردیبهشت ١٣٣٧/ ٢٨ آوریل ١٩٥٨، حزب را به نتایج انتخابات ملی امیدوار ساخت، اما ایوب خان، فرمانده نیروهای مسلح و اسكندر میرزا، رئیس جمهوری وقت، با اعلام حكومت نظامی در ١٥ مهر ١٣٣٧/ ٧ اكتبر ١٩٥٨ فعالیتهای حزبی را متوقف كردند. به نظر مودودی، هدف از این كار جلوگیری از پیروزی احزاب اسلامی در انتخابات و جلوگیری از ایجاد دولت اسلامی بود (نصر، ص١٤٥ـ١٤٦). در ٤ آبان١٣٣٧/ ٢٦ اكتبر ١٩٥٨، ایوب خان، اسكندر میرزا را مجبور به استعفا كرد و خود به جای او نشست. ژنرال ایوب خان در ١٣٣٨ ش/ ١٩٥٩ قانون حكومت نظامی را به تصویب مجلس ملی رساند. این قانون تا خرداد ١٣٤١/ ژوئن١٩٦٢ به قوّت خود باقی ماند. در این دوره فعالیت سیاسی ممنوع شد و مودودی نیز حق هیچ گونه فعالیت سیاسی نداشت(مسعودالحسن، ج٢، ص٥٧- ٥٨). در اسفند ١٣٣٩/ مارس١٩٦١، ژنرال ایوبخان قانون خانواده را به تصویب رساند. جماعت اسلامی و بسیاری از احزاب و علمای اسلامی به شدت به این قانون اعتراض كردند كه باعث تشكیل نشستهایی برضد آن قانون گردید (باركزهی، ص٣٣). مودودیمعتقد بود كه این قانون مخالف شریعت است. او در آذر ١٣٣٩/ دسامبر ١٩٦١، در نشستیبا چهارده تن از علمای مشهور پاكستان، نظر مخالف آنان را درباره این قانون به دست آورد (مسعودالحسن، ج٢، ص٦٥ـ٦٦). در ١٣٤٢ ش/١٩٦٣، در نشست مجلس شورای جماعت اسلامی در لاهور، مودودی انتقاد از قانون خانواده را آغاز كرد (همان، ج٢، ص١٥٦). در دی١٣٤٢/ ژانویه١٩٦٤، او و ٥٨ تناز رهبران جماعت اسلامی دستگیر شدند و فعالیت جماعت اسلامی غیرقانونی اعلام شد. علت این كار، مخالفت جماعت با ایجاد پاكستان، مخالفت با جنگ كشمیر، تلاش جماعت برای تضعیف ارتش، دریافت كمك از خارج و چاپ مقاله توهین آمیز به شاه ایران(محمدرضا پهلوی) در مجله ترجمانالقرآن اعلام گردید(همان، ج٢، ص١٦٦ـ١٦٧). در مهر ١٣٤٤/ سپتامبر ١٩٦٥، دیوان عالی پاكستان اقدام حكومت را برای غیرقانونی كردن فعالیتهای جماعت اسلامی، خلاف قانون اعلام كرد و مودودی از زندان آزاد شد (همان، ج٢، ص١٦٩ـ١٧١).
در مبارزات انتخابات ریاست جمهوری١٣٤٣ ش/١٩٦٤، جماعت اسلامی در برابر ایوب خان، از فاطمه جناح(خواهر محمدعلیجناح) حمایت كرد (همان، ج٢، ص١٧٣). با این حال، فاطمه جناح فقط ٣٦ر٣٦% آرا را به دست آورد (افضل، ج٢، ص٢٥٥). در ١٣٤٤ ش/ ١٩٦٥، جنگ هند و پاكستان بر سر كشمیر آغاز شد. ایوب خان با مودودی دیدار كرد و درخواست كرد كه مودودی برای آزادی كشمیر، اعلام جهاد كند؛ اما، هند و پاكستان در نهایت توافقنامه تاشكند را به امضا رساندند و بر اساس آن متعهد شدند كه نیروهایخود را به خطوط پیش از جنگ منتقل نمایند و وضع موجود كشمیر را بپذیرند و همینعامل، باعث مخالفت جماعت اسلامی با ایوب خان شد (نصر، ص١٥٦ـ ١٥٧). در این زمان جماعت اسلامی به حزب مردم، به رهبری ذوالفقار علی بوتو * ، نزدیك شد و ائتلافی بر ضد ایوب خان تشكیل داد و هم زمان مبارزه گستردهای را با كمونیسم، به ویژه در منطقه پنجاب، آغاز نمود و تمام این حوادث باعث شد تا در ١٣٤٦ ش/١٩٦٧ مودودی دستگیر شود؛ گرچه پس از مدت كوتاهی آزاد شد (همان، ص١٥٧، ١٥٩).
در انتخابات١٣٤٩ ش/ ١٩٧٠ جماعت اسلامی از ١٥١ كرسی فقط چهار كرسی را به دست آورد. پس از این شكست، مودودی اعلام كرد كه كار ما فقط امر انتخابات نیست، بلكه انتخابات جزئی از كار ماست و كار تربیتی در اولویت است(باركزهی، ص٤٣ـ٤٤). با آغاز مبازرات استقلال طلبانه در پاكستان شرقی، جماعت اسلامی غالباً با تجزیه كشور و به وجود آمدن بنگلادش مخالفت میكرد (فرزیننیا، ١٣٧٣ ش، ص). در ١٣٥١ش/١٩٧٢، مودودی، به سبب بیماری، از رهبری جماعت اسلامی كناره گرفت و میانْ طفیل محمد به امیری(رهبری) جماعت اسلامی پاكستان برگزیده شد (مسعودالحسن، ج٢، ص٤٢٦). ویاز ١٣٥١ تا ١٣٦٦ ش/ ١٩٧٢ـ١٩٨٧، در مجموع، سه بار امیر جماعت شد (نصر، ص٥٣ ٥٤). در سالهای١٣٥٠ تا ١٣٥٦ ش/ ١٩٧١ـ١٩٧٧، جماعت اسلامی مهم ترین مخالف دولت ذوالفقار علی بوتو بود و برای اسلامی كردن پاكستان كوششهای فراوانی كرد. در ١٣٥٢ ش/١٩٧٣، در قانون اساسی جدید پاكستان، عنوان این كشور به جمهوری اسلامی پاكستان تغییر یافت و در ١٣٥٣ ش/١٩٧٤، دولت بوتو فرقه احمدیه را اقلیتی غیرمسلمان اعلام نمود. در ١٣٥٢ ش/١٩٧٣، میانْ طفیل محمد دستگیر شد، اما پس از یك ماه آزاد گردید (نصر، ص١٧٢ـ١٧٤).
در ١٣٥٥ ش/١٩٧٦، جماعت اسلامی جبهه اتحاد ملی پاكستان را پدید آورد كه متشكل از نُه حزب اسلامی بود. در انتخابات١٣٥٦ ش/١٩٧٧، جماعت اسلامی در قالب این اتحاد توانست از ١٦٨ كرسی، نُه كرسی مجلس را به دست آورد؛ اما، جبهه اتحاد ملی نتیجه انتخابات را نپذیرفت و در كشور شورش به پا شد. در این زمان ژنرال ضیاءالحق* ، فرمانده ستاد مشترك، كه از حمایت ضمنی جماعت اسلامی برخوردار بود، كودتا كرد (همان، ص١٨٢ـ١٨٤). پدر ژنرال ضیاء الحق مسلمانی سنّتی و حامی جماعت اسلامی بود و دیدگاههای ضیاء نیز به دیدگاههای او نزدیك بود (كاوشیك، ص٢١). همین باعث شد تا بیشاز یك دهه جماعت اسلامی با حكومت ضیاء الحق مناسبات كاملاً نزدیكی داشته باشد (همان، ص٣٦). در تیر ١٣٥٦/ ژوئیه١٩٧٧، ضیاءالحق برای راضی ساختن جماعت اسلامی و متحدانش، مجازاتهای شدید اسلامی برقرار كرد و استقرار نظام اسلامی را در پاكستان اعلام نمود (همان، ص٤٤). در ١٣٦٢ ش/ اواخر ١٩٨٣، جناحِ میانه رو جماعت اسلامی، بهرهبریغفور احمد، آشكارا از دیكتاتوری نظامی ضیاءالحق انتقاد كرد؛ اما، میانْ طفیل محمد از جمهوری اسلامی ضیاءالحق حمایت نمود (همان، ص٦٦). در انتخابات پارلمانیغیر حزبی ١٣٦٤ ش/١٩٨٥، و در پی لغو حالت فوقالعاده در كشور، جماعت به طور غیرمستقیم شصت نامزد معرفی كرد كه هجده تن از آنان به مجلس ملی راه یافتند (همان، ص٨٣). در ١٣٦٦ ش/١٩٨٧، قاضی حسین احمد به رهبری جماعت اسلامی رسید و تاكنون(١٣٨٥ ش/ ٢٠٠٦) نیز امیر جماعتاست(نصر، ص٢٠١؛ جماعت اسلامی پاكستان ، ٢٠٠٦).
در ١٣٦٧ ش/ ١٩٨٨، جماعتاسلامی در قالب ائتلاف اتحاد جمهوری اسلامی، هشت كرسی پارلمانی و سیزده كرسی ایالتی را به دست آورد. در انتخابات١٣٦٩ ش/ ١٩٩٠ نیز هشت كرسی پارلمانی و بیست كرسی ایالتی را از آن خود كرد. در انتخابات١٣٧٢ ش/١٩٩٣ بدون تشكیل ائتلاف با احزاب دیگر توانست سه كرسی پارلمانی و شش كرسی ایالتی را به دست آورد (نصر، ص٢٠٦، ٢٠٨ـ٢٠٩، ٢١٣؛ > دایرةالمعارف جهان اسلام آكسفورد <، ج٢، ص٣٥٩). قاضی حسین احمد از ١٣٦٥ تا ١٣٧٥ ش/ ١٩٨٦ـ١٩٩٦ دو دوره عضو مجلس سنای پاكستان شد، اما در ١٣٧٥ ش/ ١٩٩٦، در اعتراض به فساد سیاسی، از آن كناره گرفت(جماعت اسلامی پاكستان، ٢٠٠٦). در دوران نخست وزیری بینظیر بوتو (١٣٧٢ـ١٣٧٥ ش/ ١٩٩٣ـ ١٩٩٦ و ١٣٧٧ـ١٣٧٩ ش/ ١٩٩٨ـ ٢٠٠٠)، جماعت از نوازشریف، رهبر حزب مسلم لیگ پاكستان، حمایت كرد تا وی قوانین اسلامی را، پس از رسیدن به قدرت، برقرار سازد. نوازشریف، پساز رسیدن به قدرت، لایحه شریعت را تصویب نمود، ولی جماعت اسلامی او را به عدم اجرای دقیق قوانین شریعت اسلامی متهم كرد. در ١٣٧٠ ش/١٩٩١ و در پی حمله امریكا و متحدانش به عراق، جماعتاسلامی، برخلاف دولت پاكستان، حمایت خود را از عراق و مخالفت خود را با امریكا ابراز كرد (نصر، ص٣١٦؛ فرزین نیا، ١٣٨٠ ش، ص١٧٣). در اردیبهشت١٣٧١/ اوایل مه١٩٩٢، جماعت اسلامی در اعتراض به تصمیمِ دولتِ نوازشریف در حمایتاز دولتِ جدیدِ میانه روهای مجاهدین در كابل، از اتحاد جمهوری اسلامی كناره گرفت. یكیاز انتقادهای اصلی جماعت اسلامی پاكستان از دولت نوازشریف شكست برنامه اسلامی كردن كامل پاكستان بود (فرزیننیا، ١٣٨٠ ش، ص١٧٤). در دوران ظهور طالبان* در افغانستان(١٣٧٥ ش/ ١٩٩٦)، جماعت اسلامی سیاست دوگانهای در پیش گرفت: از یك سو، به شیوه حكومت طالبان و اجرای فوری قوانین قصاص، كه بدون در نظر گرفتن اوضاع داخلی و جهانی، صورت میگرفت، اعتراض میكرد، و از سوی دیگر، برای ایجاد ثبات و امنیت در مناطق طالبان، از آنان حمایت مینمود (باركزهی، ص٦٦). قاضی حسین احمد در دوران اقامت بنلادن در سودان، با وی دیدار كرد (ویور ، ص٢٠٣). در انتخابات١٣٧٥ ش/١٩٩٦ شورای جماعت اسلامی نشستی برگزار كرد و در پایان، ضمن بیانیهای، دلیل شركت نكردن جماعت اسلامی را در انتخابات مجلس ملی، محاكمه نشدن رهبران حزب مردم و مسلم لیگ اعلام نمود (باركزهی، ص٦٩). در اردیبهشت ١٣٧٧/ مه١٩٩٨، پساز اولین آزمایش هستهای پاكستان، جماعت اسلامی از این اقدام دولت حمایت كرد و آنرا برای حفاظت از پاكستان ضروری دانست (همان، ص٧٥ـ٧٦).
در پی كودتای پرویز مشرّف در ١٣٧٨ ش/ ١٩٩٩، جماعت اسلامی از این كودتای بدون خونریزی استقبال كرد، ولی متوقف كردن اجرای قانون اساسی و انحلال مجلس ملی را محكوم نمود و برگزاری هر چه زودتر انتخابات را برایبرقراری مردم سالاری و نظام جمهوری ضروری دانست(همان، ص ٨١ ٨٢). در جریان حوادث٢٠ شهریور ١٣٨٠/ ١١ سپتامبر ٢٠٠١ (حمله القاعده به دو برج بزرگ تجاری در امریكا)، قاضی حسین احمد این حملات را محكوم كرد، در عین حال وی و دیگر رهبران جماعت با حمله امریكا به افغانستان نیز مخالفت كردند (جماعت اسلامی پاكستان، ٢٠٠٦). قاضی حسین احمد در ١٣٨١ ش/ ٢٠٠٢ مجلس متحده عمل را با شركت شش حزب اسلامی، برای شركت در انتخابات، به وجود آورد (كروناشتات ، ص١١) و در انتخابات١٣٨١ ش/ ٢٠٠٢، این مجلس از ٢١٧ كرسی٦٨ كرسی را به دستآورد (همان، ص١٤).
در شصت سال گذشته، جماعت اسلامی به تدریج از حزبی حاشیهای به یكی از مهم ترین احزاب سیاسی پاكستان بدل شده و در رویدادهای سیاسی پاكستان، به ویژه از زمان ضیاء الحق، بسیار تأثیرگذار بوده است. اینك جماعت اسلامی در سراسر پاكستان، به ویژه كراچی و پیشاور و مناطق قبایلی در ایالت سرحد، نفوذ بسیاری دارد (نصر، ص٤٣، ٥٠، ١٩٦ـ١٩٩) و در تمام امور سیاسی تأثیرگذار است و همین امر زمینه را برای رشد بیشتر اسلام گرایی در پاكستان فراهم كرده است.
تشكیلات و سازمان جماعت اسلامی. در سالهای اولیه تأسیس، این حزب دارای سه بخشِ امیر، مجلس شورا و اركان (اعضا) بود. بیشتر اعضا، به ویژه در مجله ترجمانالقرآن، در قالب واحدهای آموزشی و چاپ و نشر، در پتان كوت فعالیت میكردند و در ١٣٢١ ش/١٩٤٢ در جالَندَر * / جهالَندَر، واقع در پنجاب شرقی، دارالعروبه را ایجاد كردند. در رأس سلسله مراتب جماعت اسلامی، امیر قرار دارد و پس از آن، به ترتیب، نایب امیر، دبیرخانه، شورا و بخشهای وابسته قرار دارند كه همگی زیر نظر امیر كل جماعت، امیر ایالت، امیر استان، منطقه، شهر، ناحیه و روستا قرار میگیرند و ساختار مشابهی دارند (همان، ص٤٨، ٥١ ٥٢).
امیر جماعت. این شخص در رأس هرم سلسله مراتبی جماعت اسلامی قرار دارد. از ١٣٣٥ ش/ ١٩٥٦ امیر جماعت برای پنج سال انتخاب میشود، اما محدودیتی برای انتخاب مجدد وی وجود ندارد. هیئتی از اعضای شورای مركزی، سهنامزد را در طول شصت روز انتخاب میكنند و به دبیرخانه جماعت اسلامی میفرستند، سپس اعضای جماعت امیر را انتخاب میكنند. امیر بالاترین مرجع قدرت است و تمام اعضا موظف به اطاعت از وی هستند. با این حال، تمام آموزهها باید به تأیید شورا برسد. امیر میتواند نظر شورا را رد كند، كه اینامر به منزله بازگرداندن موضوع به شوراست. اگر شورا نظر او را نپذیرد، امیر باید این تصمیم شورا را بپذیرد یا از مقام خود استعفا دهد. امیر با رأی اعضای شورا عزل میشود. بخشهای اداری و بودجه زیر نظر مجلس عامله (شورایاجرایی) قرار دارد كه اعضایش از میان اعضای شورا انتخاب میشوند. امیر بر دبیرخانه جماعت اسلامی نظارت مستقیم دارد. بههمان سان، امیران سطوح پایینتر به مدت یك تا سه سال(بستگی به سطحآن) انتخاب میشوند (همان، ص٥١، ٥٣).
نایب امیر (معاونامیر). از ١٣٦٦ ش/ ١٩٨٧ شورا پنج معاون را انتخاب میكند كه هر كدام وظایفی دارند: نفر اول مسئول ارتباط با دیگر احزاب سیاسی است، نفر دوم در قبال «واحد مدرّسان» و مسائل پارلمانی پاسخگوست، نفر سوم مدیر فعالیتهای اداره مركزی است، نفر چهارم در امور سازمان دانشجویی جماعت فعالیت دارد، و نفر پنجم با علما و سازمانهای اسلامی در ارتباط است(همان، ص٥٦).
مجلس شورا. پس از امیر، مجلس شورا مهم ترین قطب قدرت در جماعت اسلامی محسوب میشود. وظیفه اصلی شورا، ارزیابی و اجرای مرامنامه حزبی و نظارت بر اجرای اساسنامه حزبی است. شورا صد عضو دارد كه همه آنان انتخابیاند (همانجا).
جماعتاسلامی، برای دستیابی به آرمانهای خویش، از ابزارهای گوناگونی بهره میبرد كه از همه مهم تر نهادها و سازمانهای وابسته به آناند. برخی از این نهادها و سازمانها عبارتاند از: ١) اسلامی جمعیت طلبه، كه سازمانی دانشجویی است و در دی١٣٢٦/ دسامبر ١٩٤٧ زیر نظر مودودی در لاهور تأسیس شد. هم اكنون جمعیتِ طلبه بزرگترین و منظم ترین سازمان دانشجویی در پاكستان است كه در همه مراكز آموزشی كشور فعالیت دارد. ٢) اسلامی جمعیت طالبات، كه چند سال پس از تأسیس اسلامی جمعیت طلبه، برای جذب بانوان دانشگاهی بنیان نهاده شد. ٣) جمعیة الطلبة العربیة، كه برای جلب طلاب مدارس دینی تأسیس شده، ولی چون مدارس علمیه پاكستان در دست گروههای مخالف جماعت اسلامی است، چندان فعال نیست(طفیلمحمد، ص٢٤٦).
برخی دیگر از نهادها و سازمانهای وابسته به جماعت اسلامی عبارتاند از: آكادمی تحقیقات اسلامی (تأسیس١٣٤٢ ش/ ١٩٦٣)؛ بیمارستان منصوره (تأسیس ١٣٦١ ش/ ١٩٨٢)؛ مركز علوم الاسلامی (تأسیس١٣٥٩ ش/ ١٩٨٠)؛ مدرسه نمونه منصوره برای پسران ، مدرسه نمونه منصوره برای دختران و همچنین كالج نمونه منصوره (تأسیس١٣٦١ ش/ ١٩٨٢)؛ مؤسسه آموزشی بینالمللی سید مودودی (تأسیس١٣٦١ ش/ ١٩٨٢)؛ جمعیت المحصنات (تأسیس١٣٦٩ ش/ ١٩٩٠)؛ مركز تحفیظ القرآن؛ دارالعروبة للدعوة الاسلامیة، كه مركزی برای ترجمه آثار مودودی از اردو به عربی و بر عكس است( الجماعة الاسلامیة فی باكستان، ص٥٤ـ٦٢؛ جماعت اسلامی پاكستان، ٢٠٠٦).
جماعت اسلامی در بین گروههای سیاسی و مذهبی پاكستان بیشترین روزنامهها و مجلات را در اختیار دارد، كه برخی از آنها عبارتاند از: روزنامه جسارت، كه پرشمارگان ترین(یك میلیون نسخه در روز) روزنامه پاكستان است و هم زمان در كراچی، حیدرآباد، لاهور، اسلامآباد و پیشاور به چاپ میرسد؛ هفتهنامه آسیا ؛ ماهنامه ترجمانالقرآن، كه اولین مجله جماعت است و حتی پیش از تأسیس جماعت، مودودی آن را چاپ میكرد و اینك نیز با شمارگان بسیار منتشر میشود؛ ماهنامه بتول، كه ویژه بانوان است؛ مجله > محك > كه هر هفته به انگلیسی چاپ و در سطح گستردهای منتشر میشود؛ مجله پاكستان؛ ماهنامه المنصوره، به زبانعربی، كه در كشورهای بسیاری خواننده دارد؛ ماهنامه همقدم، مجله دانشجویی جماعت است كه اسلامی جمعیت طلبه آن را چاپ میكند؛ ماهنامه پُكار (ندا)، كه نشریه دانشجویی بانوان جماعت است؛ ماهنامه المصباح، كه آن را جمعیة الطلبة العربیة به چاپ میرساند؛ ماهنامه صدای كسان یا صدای كشاورز ، كه جامعه كشاورزان جماعت آن را به چاپ می رساند؛ و ماهنامه اردوزبان المعلم، كه متعلق به جامعه فرهنگیان جماعت است(الجماعة الاسلامیة فیباكستان، ص٣٨ـ٤٣). برخی از هفته نامهها، كه به جماعت وابستگی و گرایشدارند، نیز خوانندگان بسیاری را در پاكستان به خود جلب كردهاند (رجوع کنید به همان، ص٤٢ـ٤٣).
جماعت اسلامی بنگلادش. این حزب در آغاز شاخه جماعت اسلامی پاكستان در پاكستان شرقی بود و پس از استقلال پاكستان شرقی و شكل گیری كشور بنگلادش، مهمترین و بزرگ ترین حزب اسلامی بنگلادش به شمار میآید. در ١٣٤٨ ش/ ١٩٦٩، غلاماعظم، یكیاز رهبرانجماعت اسلامی، بهامیری بخش شرقی پاكستان(بنگلادش) برگزیده شد. در جریان استقلال بنگلادش در ١٣٥٠ ش/ ١٩٧١، حزب جماعت اسلامی، به سبب اعتقاد به وحدت مسلمانان، علناً با تجزیه كشور و به وجود آمدن بنگلادش مخالفت كرد و برای حمایت از قوای پاكستان، دو گروه شبه نظامی تشكیل داد. با تجزیه بنگلادش، فعالیت كلیه احزاب طرفدار پاكستان و احزاباسلامی، از جمله حزب جماعت اسلامی، ممنوع شد و در ١٣٥٢ ش/ ١٩٧٣ دولت بنگلادش غلام اعظم را كه به قسمت غربی پاكستان سفر كرده و به سبب وقوع جنگ نتوانسته بود به بنگلادش باز گردد، تبعه بنگلادش ندانست. در ١٣٥٧ ش/ ١٩٧٨، غلام اعظم با گذرنامه پاكستانی به بنگلادش رفت و سپس درخواست تابعیت بنگلادشی نمود. در آذر ١٣٧٠/ دسامبر ١٩٩١جماعتاسلامی وی را رسماً به امیری برگزید. در اسفند ١٣٧٠/ مارس١٩٩٢، نظامیان سابق فعال در جنگ استقلال بنگلادش، به رهبری ژنرال بازنشسته، نور زمان، دادگاه عمومی برای غلام اعظم تشكیل دادند تا به اتهامات او (جنایات جنگی و همكاری وی با پاكستان در طول جنگ استقلال بنگلادش) رسیدگی كنند. سازمان دهندگان دادگاه، كمیته پاكسازی را، برای پیگیری احكام این دادگاه، به وجود آورده بودند. در ١٣٧١ ش/ ١٩٩٢، غلام اعظم به استناد آنكه تبعه بنگلادش نیست و بر اساسقانوناساسی نمیتواند امیرجماعت اسلامی باشد، دستگیر شد. چند ماه بعد، دیوانعالی بنگلادش تصمیم١٣٥٢ ش/ ١٩٧٣ دولترا، در بارهعدم تابعیت غلام اعظم، مخدوش دانست و تابعیت او را بازگرداند (بانو، ص٨١ ٨٢؛ هاشمی، ١٩٩٤، ص١٢٩ـ ١٣٠؛ همو، ٢٠٠٤، ص٥٣ ٥٤).
جماعت اسلامی در بنگلادش مناسبات كاملاً نزدیكی با جماعت اسلامی پاكستان دارد و به دنبال ایجاد دولتی اسلامی در بنگلادش و خواهان اجرای شریعت اسلامی است. جماعت اسلامی شدیداً مخالف هند و طرفدار پاكستاناست. جماعتدر دوران جنگ سرد، نگرش ضد كمونیستی داشت و در زمان استقلال بنگلادش، به سبب حمایت از ارتش پاكستان، مورد انتقاد روشنفكران قرار گرفت. اما پس از سقوط مجیب الرحمان، جماعت اسلامی به صورت حزبی قانونی در بنگلادش در آمده است. این حزب در بنگلادش از حمایت كشاورزان مرفه و طبقه متوسط پایین شهرنشین برخوردار است(بانو، ص٩٤ـ ٩٥؛ هاشمی، ٢٠٠٤، ص٥٢).
جماعت اسلامی در بنگلادش، به ویژه در زمان حكومت ارشاد (١٣٦١ـ١٣٦٩ ش/ ١٩٨٢ـ١٩٩٠)، همواره در معرض حملات سكولارهای سوسیالیست و لیبرال و عدهای از علما بود. سكولارها، به ویژه لیبرالها، جماعت را متهم به دانش ستیزی و جنایتهای جنگی میكردند و عدهای از علما ــ كه عمدتاً وابسته به مكتب دئوبندی* (مكتبی اسلامی در هند با گرایشهای وهابی ـ سلفی) بودند ــ مودودی را بدعتگذار میدانستند و جماعت را به الحاد متهم مینمودند. چنین اتهاماتی درست زمانی مطرح میشد كه عربستان و امریكا از این حزب حمایت میكردند. پس از حمله امریكا به افغانستان در ١٣٨٠ ش/ اواخر ٢٠٠١، عدهای از اعضای جماعت نگرش ضد امریكایی پیدا كردند. در دوره جنگ سرد همواره ایالات متحده دولتی حامی شناخته میشد و جماعت دیدگاه مثبتی به این كشور داشت. پس از جنگ سرد، نگرش ضد اسرائیلی و مخالفت با سیاستهای امریكا، باعث گردید تا این حزب با كل سیاستهای امریكا مخالفت كند. در حملهامریكا و متحدانش به عراقــ پس از آنكه عراق، كویت را اشغال كرد بسیاری از احزاب و گروههایاسلامی بنگلادش از صدام در برابر حمله امریكا حمایت كردند؛ با وجود این، جماعت اسلامی مخالف اشغال كویت توسط عراق بود (هاشمی، ١٩٩٤، ص١٢٧؛ همو، ٢٠٠٤، ص٥٤). جماعت اسلامی بنگلادش در انتخابات پارلمانی١٣٧٠ ش/ ١٩٩١ با كسب هجده كرسی، بیش از ١٢% آرا (٨٦٨ ، ١٢٤ ، ٤ رأی) را به دست آورد كه در مقایسه با شش كرسی در انتخابات١٣٥٨ ش/ ١٩٧٩ و ده كرسی در انتخابات ١٣٦٥ ش/ ١٩٨٦، نشان دهنده افزایش محبوبیت آن است. افزایش احساسات ضد هندی در میان مردم، به ویژه در نواحی نزدیك به مرز هند، سبب اصلی این امر بود. با این حال برخی از سران جماعت اسلامی معتقد بودند كه اگر آنها نیز همانند دیگر گروههای اسلامی به حمایت از صدام میپرداختند میتوانستند آرای بیشتری را به خود اختصاص دهند (همو، ١٩٩٤، همانجا؛ همو، ٢٠٠٤، ص٥٣ ٥٤). در این زمان جماعت اسلامی سومین حزب بزرگ بنگلادش شد و همین امر رقابت این احزاب را تشدید كرد. در آذر ١٣٧٩/ دسامبر ٢٠٠٠ غلام اعظم از امیری حزب استعفا كرد و مطیع الرحمان نظامی به جای وی انتخاب شد. این حزب در انتخابات ١٣٨٠ ش/ ٢٠٠١ هجده كرسی از سیصد كرسی مجلس را به دست آورد و پس از آن مطیع الرحمان نظامی ابتدا وزیر كشاورزی و سپس وزیر صنایع دولت بنگلادش شد (همو، ٢٠٠٤، همانجا؛ جماعت اسلامی بنگلادش ، ٢٠٠٦).
منابع:
(١) عابد حسینباركزهی، رویدادهای سیاسی جماعت اسلامی پاكستان ، تهران١٣٨٠ ش؛
(٢) جماعت اسلامی پاكستان، دستور جماعت اسلامی پاكستان، لاهور ١٩٩٤؛
(٣) الجماعةالاسلامیة فی باكستان: دعوة، منهج، نظام، دستور ، ترتیب و اعداد خلیل احمد حامدی،لاهور: دارالعروبة للدعوة الاسلامیة، [? ١٤١٠/١٩٨٩] ؛
(٤) طفیل محمد، طفیل نامه: جماعت اسلامی كی اندرونی كهانی میان طفیل محمد كیزبانی، بهقلموقار ملك، لاهور ١٩٩٧؛
(٥) زیبا فرزیننیا، بنگلادش، تهران: وزارت امورخارجه، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، ١٣٧٣ ش؛
(٦) همو، پاكستان، تهران: وزارتامور خارجه، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، ١٣٨٠ ش؛
(٧) سید اسعد گیلانی، جماعتاسلامی، لاهور ١٩٩٢؛
(٨) مهدیحسن، پاكستان كی سیاسی جماعتین، لاهور ١٩٩٠؛
(٩) M. Rafique Afzal , Political parties in Pakistan , Islamabad ١٩٩٨;
(١٠) M. S. Agwani, "God's government: Jama'at-i- Islami of India", in Islam, Muslims and the modern state: case-studies of Muslims in thirteen countries , ed. Hussin Mutalib and Taj ul-Islam Hashmi, Hampshire, Engl.: Macmillan, ١٩٩٤;
(١١) Razia Akter Banu, "Jamaat-i-Islami in Bangladesh: challenges and prospects", in ibid;
(١٢) Taj ul-Islam Hashmi, "Islam in Bangladesh politics", in ibid, ١٩٩٤;
(١٣) idem, "Islamic resurgence in Bangladesh: genesis, dynamics and implications", in Religious radicalism and security in south Asia , ed. Satu P. Limaye, Mohan Malik, and Robert G. Wirsing, Honolulu, Hawaii: Asia- Pacific Center for Security Studies, ٢٠٠٤;
(١٤) Ishtiaq Ahmed , The concept of an Islamic state: an analysis of the ideological controversy in Pakistan , New York ١٩٨٧;
(١٥) Jamaat-e-Islami Bangladesh, ١٢ July ٢٠٠٦. [Online(. Available: http://www.jamaat-e-islami. org )١٥ July ٢٠٠٦[ ;
(١٦) Jamaat-e-Islami Pakistan. [Online(. Available: http:// www.jamaat. org. )١١ July ٢٠٠٦(;
(١٧) Surendra Nath Kaushik, Politics of Islamization in Pakistan: a study of Zia regime , New Delhi ١٩٩٣;
K. Alan Kronstadt, "Pakistan's domestic political development", in Federation of American Scientists, ١٩ Sep. ٢٠٠٥. )Online(. Available: http:// www.fas.org/sgp/crs/row/rl ٣٢٦١٥/pdf. )١١ July ٢٠٠٦];
Masudul Hasan, Sayyid Abul A ـ ala Maududi and his thought , Lahore ١٩٨٤-١٩٨٦;
Mushirul Hasan, Legacy of a divided nation: India's Muslims since independence , Delhi ١٩٩٧;
Vali Reza Nasr, The vanguard of the Islamic revolution: the Jama ـ at-i Islami of Pakistan , London ١٩٩٤;
The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world , ed. John L. Esposito, New York ١٩٩٥, s.v. "Jama at-i Isla m" (by Vali Reza Nasr);
Mary Anne Weaver, Pakistan: in the shadow of Jihad and Afghanistan , New Delhi ٢٠٠٣.
/ حسنسعید كلاهیخیابان و محمدكاظمسلیم/