دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٣٨٢
چاه ، احكام فقهی . پركاربردترین معادلِ عربی چاه بئر است، از ریشه ب أ ر ، به معنای حفر كردن، اندوختن و ذخیره كردن (جوهری؛ ابنمنظور، ذیل «بأر»). چاه بدان سبب كه یكی از منابع اصلی تأمین آب است، در فقه و نیز حقوق به آن توجه شده است.
یكی از مهمترین احكام آب چاه، حكم فقهی طهارت یا نجاست آن است. برخی فقها، از جمله شهیدثانی، به دلیل اهمیت این بحث، رساله مستقل در این باب نگاشتهاند (رجوع کنید به ١٣٧٩ ـ ١٣٨٠ ش، ج ١، ص ٧٥ـ١١٣). آبچاه یكی از اقسام آب مطلق (در برابر آب مضاف، مانند آبمیوه) است و مانند دیگر اقسام این آب، ذاتاً پاك و پاككننده بهشمار میرود، ولی در صورت برخورد با نجاست و دگرگون شدن اوصاف سهگانه آن (رنگ، بو و مزه) نجس میشود (رجوع کنید به طوسی، المبسوط، ج ١، ص ٥ـ٦؛
محقق حلّی، ج ١، ص ٩؛
طباطبائییزدی، ج ١، ص ٢٦،٣٠ـ٣١؛
زحیلی، ج ١، ص ٢٦٤ـ٢٦٥).
پیش از علامه حلّی (متوفی ٧٢٦)، بیشتر فقهای متقدم امامی با استناد به برخی احادیث (رجوع کنید به حرّعاملی، ج ١، ص ١٧٩ـ١٩٧) آب چاه را، مانند آب قلیل، به صِرف برخورد با نجاست نجس میدانستند و برای تطهیر آن به كشیدن مقدار معینی از آب چاه حكم میكردند، مانند كشیدن هفتاد دلو آب برای افتادن انسان مرده در چاه، یك دلو برای گنجشك مرده، یا همه آن برای مردن شتر در چاه (برای نمونه رجوع کنید به علمالهدی، ص ٨٩ـ٩٠؛
طوسی، المبسوط، ج ١، ص ١١ـ١٣؛
ابنبرّاج، ج ١، ص ٢١ـ٢٣؛
ابنادریس حلّی، ج ١، ص ٦١، ٦٩ـ٨٤؛
آبی، ج ١، ص ٤٨؛
برای تفصیل این نظر و نقد آن رجوع کنید به نجفی، ج ١، ص ١٩٩ـ٢٠٦، ٢٥٩ ـ ٢٧٠، ٢٧٦ـ٢٨٠؛
انصاری، ج ١، ص ١٩٨ـ ٢٤٣). ولی برخی این نظر را نپذیرفته بودند، از جمله ابنابیعقیلِ عمّانی، ابنغضائری، محمدبن محمد بصروی و مفیدالدین محمدبن جهیم (رجوع کنید به علامه حلّی، ١٤١٢ـ١٤٢٠، ج ١، ص ١٨٧؛
شهید اول، ج ١، ص ٨٧؛
شهید ثانی، ١٤٠٤، ص ١٤٤؛
موسوی عاملی، ج ١، ص ٥٤).
علامه حلّی و فقهای پس از او، آب چاه را، از آنرو كه به منبع آب زیرزمینی متصل است، بهاستناد احادیث (رجوع کنید به حرّعاملی، ج ١، ص١٧٠ـ١٧٧)، در حكم آب كثیر دانسته و تنها درصورت تغییر اوصاف سهگانه آن پس از برخورد با نجاست، آن را نجس شمردهاند (رجوع کنید به علامه حلّی، ١٤١٢ـ١٤٢٠، ج ١، ص ١٨٧ـ ١٨٨؛
شهید ثانی، ١٣٧٩ـ١٣٨٠ ش، ج ١، ص ٧٨ـ ٨٨؛
نراقی، ج ١، ص ٦٨؛
نجفی، ج ١، ص ١٩٣ـ١٩٩). آنها علاوه بر احادیث، به اصل طهارت و استصحاب نیز استناد كردهاند (رجوع کنید به علامه حلّی، ١٤١٢ـ ١٤٢٠، همانجا؛
انصاری، ج ١، ص ٢٠٥). همچنین این فقها لازمه نجس شدن آب چاه، صرفاً بر اثر ملاقات با نجس، را مشقت و سختی برای افرادی دانستهاند كه چاه یگانه منبع تأمین آب آنهاست (رجوع کنید به كاشفالغطاء، ج ٢، ص ٤٢٩؛
برای آگاهی از دلایل ذكر اندازههای آب كشیدن از چاه در برخی از احادیث رجوع کنید به نجفی، ج ١، ص ٢٠٣ـ٢٠٤؛
انصاری، ج ١، ص ٢٠٦ـ٢٠٧؛
غروی تبریزی، ج ١، ص ٢٩٧ـ ٢٩٨).
شافعیان، حنبلیان و حنفیان میان آب چاه قلیل و كثیر تمایز گذاشته و گفتهاند كه آب چاه قلیل، به مجرد برخورد با نجاست، نجس میشود، اما آب چاه كثیر تنها درصورت تغییر یكی از اوصاف سهگانه آن پس از برخورد با نجاست، نجس میگردد (رجوع کنید به سمرقندی، ج ١، ص ٥٩ـ٦٣؛
جزیری، ج ١، ص ٤٣ـ٤٤؛
زحیلی، ج ١، ص ٢٨٨ـ٢٩٠).
فقهای امامی شیوههای گوناگونی برای تطهیر آب چاه پس از برخورد با نجاست و تغییر یكی از اوصاف سهگانهاش بیان كردهاند، اما بیشتر آنان از بین رفتن تغییر ایجاد شده را، با هر روشی كه ممكن باشد، كافی دانستهاند، از جمله خارج كردن مقداری از آب چاه یا مخلوط شدن آن با آب زیرزمینی جدیدی كه وارد چاه شده است (رجوع کنید به نجفی، ج ١، ص ٢٧٠ـ٢٧١؛
طباطبائی یزدی، ج ١، ص ٤٢ـ٤٣؛
انصاری، ج ١، ص ٢٥٨ـ ٢٦٦).
حنفیان بیرون آوردن مقدار معینی از آب چاه را برای تطهیر آن، باتوجه به نوع نجاست، لازم دانستهاند (رجوع کنید به شمسالائمه سرخسی، ج ١، ص٦٠؛
كاسانی، ج ١، ص ٧٤ـ ٧٨؛
ابنعابدین، ج ١، ص ٢٢٨ـ ٢٣٨؛
زحیلی، ج ١، ص ٢٩١ـ٢٩٢). مالكیان نیز خارج كردن آب را پذیرفتهاند و حنبلیان، علاوه بر آن، اضافه كردن آب به چاه یا اتصال آن به منبع آب زیرزمینی را از دیگر راههای تطهیر دانستهاند، اما به نظر فقهای هر دو مذهب، كشیدن آب از چاه اندازه مشخصی ندارد (رجوع کنید به ابنقدامه، ج ١، ص ٣٤ـ٣٥؛
جزیری، ج ١، ص ٤٣). شافعیان خارج كردن آب را به تنهایی پاككننده نمیدانند و تنها شیوه افزودن بر مقدار آب را برای تطهیر آب چاه برگزیدهاند (رجوع کنید به نووی،ج ١، ص ١٤٨؛
خطیب شربینی،ج ١، ص ٢٣).
در متون فقهی برای بهرهبرداری از بعضی چاهها احكام خاصی بیان شده است، از جمله در باره چاه زمزم *و چاههای سرزمینهایی كه به عذاب الاهی گرفتار شدهاند(رجوع کنید به نووی، ج ١، ص ٩١ـ٩٢؛
حطّاب، ج ١، ص ٦٤ـ٦٥؛
خطیب شربینی، ج ١، ص٢٠؛
بهوتی حنبلی، ج ١، ص ٣١ـ٣٢؛
دسوقی، ج ١، ص ٣٤؛
كاشفالغطاء، ج ٢، ص ٤٣٣، ٤٣٦).
مالكیت چاه و آب آن نیز در منابع فقهی مطرح شده است. به نظر مشهور فقهی، هركس در زمین خود چاهی حفر كند، مالك آن میشود (رجوع کنید به طوسی، المبسوط ، ج ٣، ص٢٨٠؛
نجفی، ج ٣٨، ص ١١٦). همچنین به نظر فقهای امامی و اهل سنّت، احیای چاه در زمین موات، كه حفر چاه در آن به قصد تملك صورت میگیرد، آن را به مالكیت احیاكننده درمیآورد؛
ازاینرو، اگر حفر چاه بدون قصد تملك و تنها برای استفاده كردن از چاه در مدتی محدود، صورت گرفته باشد، ملكیت حاصل نمیشود و حفركننده فقط در بهرهبرداری از آن، بر دیگران حق تقدم خواهد داشت (رجوع کنید به طوسی، المبسوط، همانجا، ص ٢٨١؛
نجفی، ج ٣٨، ص ١١٦ـ١١٧؛
نووی، ج ١٥، ص ٢٤١؛
بهوتی حنبلی، ج ٤، ص٢٣٠؛
الموسوعه الفقهیه ، ج ١، ص ٧٨).
چاههای عمومی از «مشتركات»اند و همه مردم در بهرهبرداری و استفاده از آنها برابرند و هركس فقط مالك مقداری از آب آن میشود كه تصرف كرده است (رجوع کنید به شهید ثانی، ١٤٠٣،ج ٧، ص ١٨٤ـ١٨٥؛
نجفی،ج ٣٨، ص ١١٨ـ١١٩؛
الموسوعه الفقهیه،ج ١، ص ٧٩ ). بیشتر فقها (برای نمونه رجوع کنید به نووی، ج ١٥، ص٢٤٠ـ٢٤٢؛
شهید ثانی، ١٤٠٣، ج ٧، ص ١٨٧؛
ابنحجر عسقلانی، ج ٥، ص ٢٤؛
نجفی، ج ٢٢، ص ٣٥٤ـ٣٥٥، ج ٣٨، ص ١١٦ـ ١١٧، ١٩٩؛
نیز رجوع کنید به ایران. قوانین و احكام، ١٣٧٩ ش الف، «قانون مدنی ایران»، مادّه ١٦٠) مالك چاه را مالك آب آن نیز میدانند، اما به نظر برخی دیگر(رجوع کنید به طوسی، المبسوط، ج ٣، ص ٢٨١؛
همو، كتاب الخلاف، ج ٣، ص ٥٣١ ـ ٥٣٣؛
سمرقندی، ج ٣، ص ٣١٨؛
بهوتی حنبلی، ج ٤، ص٢٣٠) مالك چاه نسبت به آب آن فقط حق اولویت دارد، بدینمعنا كه دیگران میتوانند از آب مازاد بر نیاز مالك استفاده كنند (برای نقد این نظر رجوع کنید به علامه حلّی،١٤١٢ـ١٤٢٠، ج ٦، ص ٢٠٣ـ ٢٠٤؛
نجفی،ج ٣٨، ص ١١٧ـ١١٩، ١٢٢ـ ١٢٤). در كتابهای قواعد فقه، ذیل قاعده لاضرر، در باره صحیح بودن یا نبودن تطبیق این قاعده بر جواز استفاده دیگران از آب افزون بر نیاز مالك، بحث شده است (برای نمونه رجوع کنید به موسوی بجنوردی، ج ١، ص ٢٢٧ـ ٢٢٨؛
سیستانی، ص ٥٩ـ٦١).
احكام خرید و فروش و اجاره چاه و آب آن، حفر چاه در زمین غصبی، اتلاف یا وارد شدن خسارت مالی یا جانی براثر وجود چاه یا حفر آن در راه عبور مردم،از دیگر مباحث مطرح شده در كتب فقهی است (رجوع کنید به علامه حلّی، ١٤١٤، ج ١٢، ص ٦٠؛
نووی، ج ١١، ص ١٦٠ـ١٦١، ٢٨٤؛
خطیب شربینی، ج ٢، ص ٣٤٥، ٣٧٦؛
خوئی، ج ٢، ص ٢٥٦، ٢٥٩، ٢٦٢، ٢٦٤ـ ٢٦٥؛
خطیب، ص ٢٣٣ـ٣١٤). در قوانین ایران، مقررات بهرهبرداری از چاه، در «قانون توزیع عادلانه آب» ذكر شده است (برای نمونه رجوع کنید به ایران. قوانین و احكام، ١٣٧٩ ش ب ، ص ٤٨٢ـ ٥١٠؛
نیز رجوع کنید به آب*؛
حریم*؛
حیازت مباحات*؛
محیط زیست *).
منابع:
(١) حسنبن ابیطالب آبی، كشفالرّموز فی شرح المختصر النافع، چاپ علی پناه اشتهاردی و حسین یزدی، قم ١٤٠٨ـ١٤١٠؛
(٢) ابنادریس حلّی، كتاب السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، قم ١٤١٠ـ١٤١١؛
(٣) ابنبرّاج، المهذّب ، قم ١٤٠٦؛
(٤) ابنحجر عسقلانی، فتحالباری: شرح صحیح البخاری، بیروت: دارالمعرفه، [بیتا.(؛
(٥) ابنعابدین، حاشیه ردّالمحتار علی الدّر المختار: شرح تنویر الابصار، چاپ افست بیروت ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(٦) ابنقدامه، المغنی، بیروت: عالمالكتب، )بیتا.(؛
(٧) ابنمنظور؛
(٨) مرتضیبن محمدامین انصاری، كتاب الطهاره، قم ١٤١٥ـ ١٤١٨؛
(٩) ایران. قوانین و احكام، مجموعه قوانین اساسیـ مدنی: با آخرین اصلاحات و الحاقات، تدوین غلامرضا حجتی اشرفی، تهران ١٣٧٩ ش الف؛
(١٠) همو، مجموعه كامل قوانین و مقررات حقوقی، با آخرین اصلاحیهها و الحاقیهها، تدوین غلامرضا حجتیاشرفی، تهران ١٣٧٩ ش ب ؛
(١١) منصوربن یونس بهوتی حنبلی، كشّاف القناع عن متن الاقناع، چاپ محمدحسن شافعی، بیروت ١٤١٨/ ١٩٩٧؛
(١٢) عبدالرحمان جزیری، كتاب الفقه علی المذاهب الاربعه، استانبول ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(١٣) اسماعیلبن حماد جوهری، الصحاح: تاجاللغه و صحاح العربیه، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره ١٣٧٦، چاپ افست بیروت ١٤٠٧؛
(١٤) حرّعاملی؛
(١٥) محمدبن محمد حطّاب، مواهب الجلیل لشرح مختصرخلیل ، چاپ زكریا عمیرات، بیروت ١٤١٦/ ١٩٩٥؛
(١٦) یاسین خطیب، «البئر و ضمانه»، مجله البحوث الاسلامیه ، ش ٥٦ (١٤٢٠)؛
(١٧) محمدبن احمد خطیب شربینی، مغنی المحتاج الی معرفه معانی الفاظ المنهاج، مع تعلیقات جوبلیبن ابراهیم شافعی، بیروت: دارالفكر، )بیتا.(؛
(١٨) ابوالقاسم خوئی، مبانی تكمله المنهاج، قم ١٣٩٦؛
(١٩) محمدبن احمد دسوقی، حاشیه الدسوقی علی الشرح الكبیر، )بیروت(: داراحیاء الكتب العربیه، )بیتا.(؛
(٢٠) وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، دمشق ١٤١٨/١٩٩٧؛
(٢١) محمدبن احمد سمرقندی، تحفه الفقهاء، بیروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(٢٢) علی سیستانی، قاعده لاضرر و لاضرار، بیروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(٢٣) محمدبن احمد شمسالائمه سرخسی، كتاب المبسوط، قاهره ١٣٢٤ـ١٣٣١، چاپ افست استانبول ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(٢٤) محمدبن مكی شهید اول، ذكری الشیعه فی احكام الشریعه، قم ١٤١٩؛
(٢٥) زینالدینبن علی شهیدثانی، رسائل الشهید الثانی، رساله ٤: ماءالبئر ، قم ١٣٧٩ـ١٣٨٠ ش؛
(٢٦) همو، روضالجنان فی شرح ارشاد الاذهان، چاپ سنگی تهران ١٣٠٣، قم ١٤٠٤؛
(٢٧) همو، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، چاپ محمد كلانتر، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢٨) محمدكاظمبن عبدالعظیم طباطبائییزدی، العروه الوثقی، بیروت ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٢٩) محمدبن حسن طوسی، كتاب الخلاف ، قم ١٤٠٧ـ١٤١٧؛
(٣٠) همو، المبسوط فی فقه الامامیه، ج ١، چاپ محمدتقی كشفی، تهران ١٣٨٧، ج ٣، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران )١٣٨٨(؛
(٣١) حسنبن یوسف علامه حلّی، تذكره الفقهاء، قم ١٤١٤ـ ؛
(٣٢) همو، مختلف الشیعه فی احكام الشریعه، قم ١٤١٢ـ١٤٢٠؛
(٣٣) علیبن حسین علمالهدی، الانتصار، قم ١٤١٥؛
(٣٤) علی غروی تبریزی، التنقیح فی شرح العروه الوثقی، تقریرات درس آیه اللّه خوئی، ج ١، قم ١٤١٨/١٩٩٨؛
(٣٥) ابوبكربن مسعود كاسانی، كتاب بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، بیروت ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٣٦) جعفر بن خضر كاشفالغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعه الغراء ، قم ١٣٨٠ ش؛
(٣٧) جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، چاپ عبدالحسین محمدعلی بقال، نجف ١٣٨٩/١٩٦٩؛
(٣٨) الموسوعه الفقهیه، ج ١، كویت: وزاره الاوقاف والشئون الاسلامیه، ١٤٠٥/ ١٩٨٤؛
(٣٩) حسن موسوی بجنوردی، القواعد الفقهیه، نجف ١٩٦٩ـ١٩٨٢، چاپ افست قم ١٤٠٢؛
(٤٠) محمدبن علی موسوی عاملی، مدارك الاحكام فی شرح شرائع الاسلام، قم ١٤١٠؛
(٤١) محمدحسنبن باقر نجفی، جواهرالكلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ١٩٨١؛
(٤٢) احمدبن محمدمهدی نراقی، مستند الشیعه فی احكام الشریعه، ج ١، قم ١٤١٥؛
(٤٣) یحییبن شرف نووی، المجموع: شرح المهذّب ، بیروت: دارالفكر، )بیتا.].
/ فریده سعیدی /