دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٧٥٣
حائر حسینى ، مقبره امام حسین علیهالسلام و منطقه پیرامون آن. حائر/ حایر به معناى سرگردان و متحیر است. به مكان گودى كه وسط آن صاف و اطرافش بلند باشد و آبِ جمع شده در آن راه خروج نداشته باشد نیز حایر میگویند. حایر از نامهاى سرزمین كربلا نیز هست (ابنمنظور؛ طریحى؛ زبیدى، ذیل «حیر»). اشخاص منسوب به این مكان، حائرى/ حایرى خوانده میشوند (عبدالجواد كلیدار، ١٣٧٦ش، ص ٢٦).
نخستین بار واژه حائر در احادیثى از امام صادق علیهالسلام (شهادت در ١٤٨) درباره آداب و فضیلت زیارت امام حسین علیهالسلام (رجوع کنید به ابنقولویه، ص ٢٥٤ـ٢٥٥، ٣٥٨ـ٣٦٢)، بر محوطه محصور پیرامون بناى مرقد آن حضرت، اطلاق شد (عبدالجواد كلیدار، ١٣٧٦ش، ص ٦٨ـ٦٩؛ كرباسى، ج ١، ص ٢٥٩). بهتدریج كاربرد این واژه در میان شیعیان رواج یافت و مرقد مذكور و محدوده پیرامون آن به حائرحسین و حائرحسینى معروف شد (عبدالجواد كلیدار، ١٣٧٦ش، ص ٧١ـ٧٢).
درباره سبب حائر نامیده شدن حرم حسینى و رواج این واژه، چند قول مطرح شده است، از همه مشهورتر آن است كه پس از فرمان متوكل عباسى (حك : ٢٣٢ـ٢٤٧) مبنى بر ویران كردن بناى روى قبر و آب بستن به قبر، آب نزدیك قبر ایستاد و آن را فرا نگرفت (حارَالماء) و ازاینرو، این مكان به حائر شهرت یافت (شهید اول، ج ٤، ص ٢٩١)، ولى برخى این وجه را نپذیرفتهاند، زیرا به استناد احادیث امام صادق علیهالسلام، پیش از زمان متوكل به این مكان حائر گفته میشده است (رجوع کنید به طهرانى، ص ٢٩٤؛ عبدالجواد كلیدار، ١٣٧٦ش، ص ٥١ـ٥٢). دوم آنكه در اوایل قرن دوم، پیرامون محوطه مرقد مطهر دیوارى بنا شد و به نظر میرسد ایجاد این حصار، احتمالاً در دوره امویان، براى آن بود كه بازرسى زائران حرم سهلتر باشد. وجه سوم شهرت واژه حائر را آن دانستهاند كه كاربرد این كلمه رمزگونه، از حساسیت بنیامیه درباره زائران حرم حسینى میكاست (عبدالجواد كلیدار، ١٣٧٦ش، ص٧٠ـ٧١؛ مدرس بستانآبادى، ص ١٧٤ـ١٧٥) و با معناى لغوى واژه هم مطابقت داشت. امروزه مدفن آن حضرت به حرم حسینى و روضه حسینى معروف است (عبدالجواد كلیدار، ١٣٧٦ش، ص ٧٣).
حرم حسینى نزد شیعیان، حرمت بسیارى دارد. امامان شیعه علیهمالسلام، به رغم تنگناها و سختگیریهاى حاكمان وقت، همواره با ذكر فضیلت كربلا و منزلت رفیع حائر حسینى، شیعیان را به زیارت و بزرگداشت آن ترغیب میكردند. در احادیث متعدد، افزون بر ذكر پاداش اخروى و آثار زیارت حرم امام حسین، آداب حضور در حرم و كیفیت زیارت مزار آن حضرت بهتفصیل بیان شده است (رجوع کنید به ابنقولویه، ص ٢٣٦ـ٣٥٥، ٣٥٨ـ٤٢٦، ٤٤٤ـ٤٥٥؛ مفید، كتابالمزار، ص ٤٤ـ٦٢، ٦٤ـ٨٢، ١٢٣ـ١٢٥؛ نیز رجوع کنید به تربت*).
در احادیث منقول از امام صادق علیهالسلام محدوده حرم/ حائر حسینى به گونههاى مختلف مشخص شده است، از جمله با معیارهایى چون فرسخ و ذراع (ابنقولویه، ص ٤٥٦ـ٤٥٨؛ مفید، كتابالمزار، ص ١٢٣ـ١٢٥). در جمع میان این احادیثِ بهظاهر متعارض، گفتهاند كه همه نواحى مشخص شده در این احادیث، حرم و شایسته احتراماند، اما در درجه فضیلت متفاوتاند؛ هر ناحیهاى كه به مدفن امام نزدیكتر باشد، شرافت و حرمت بیشترى دارد (طوسى، ١٣٧٦ش، ج ٦، ص ٨١ـ٨٢؛ مجلسى، ج ٩٨، ص١١٠ـ١١٢). كمترین فواصل ذكر شده در احادیث براى محدوده حرم، ٢٠ و ٢٥ ذراع از مدفن امام است. بر این اساس، قطر تقریبى حائر را ٢٢ متر شمردهاند كه از یك سو بناى حرم و محوطه محصور پیرامون آن را در زمان امام صادق علیهالسلام نشان میدهد و از سوى دیگر، با دیدگاه كسانى كه حائر را فقط شهادتگاه (مشهد) و مسجد دانستهاند، انطباق دارد (عبدالجواد كلیدار، ١٣٧٦ش، ص ٥١ـ٥٢، ٥٨ـ٦٠؛ كرباسى، ج ١، ص٢٦٠ـ٢٦١؛ نیز رجوع کنید به ادامه مقاله).
اهمیت تعیین دقیق محدوده حائر حسینى، بهسبب حكم فقهى خاص آن در مبحث «نماز مسافر» است. این حكم ــكه از احكام اختصاصى حرم مكى، حرم نبوى و مسجد كوفه هم هست ــ جواز و حتى استحباب خواندن نماز كامل براى مسافرى است كه كمتر از ده روز در این مكانها اقامت میكند. این، فتواى مشهور فقهاى امامى است، هرچند خواندن نماز شكسته (قَصر) نیز براى چنین فردى جایز است (رجوع کنید به شهیدثانى، ج ١، ص ٧٨٧ـ٧٨٨؛ نراقى، ج ٨، ص ٣٠٤؛ طباطبائییزدى، ج ٢، ص ١٦٤؛ نجفى، ج ١٤، ص ٣٢٩ـ٣٤٠؛ نیز رجوع کنید به حرم*).
در احادیثى كه مستند این حكم فقهى است، از ناحیهاى كه زائر امام حسین علیهالسلام میتواند نماز را كامل بخواند، با عناوینى چون حرم، حائر و كنار مدفن (عِندالقَبر) یاد شده است (رجوع کنید به حرّعاملى، ج ٨، ص ٥٢٤، ٥٢٧ـ٥٢٨، ٥٣٠ـ٥٣٢؛ نیز رجوع کنید به بروجردى، ج ٨، ص ٤١٨ـ٤١٩). برخى فقها (رجوع کنید به ابنسعید، ص ٩٣؛ نراقى، ج ٨، ص ٣١٣، ٣١٧)، با استناد به فواصل چند فرسخى كه در برخى احادیث براى شعاع حائر ذكر شده است، حكم اختصاصى مزبور را در همهجاى شهر كربلا جارى میدانند؛ اما بیشتر فقها این حكم را تنها در محدوده حائر حسینى به مفهوم خاص آن، كه مهمترین نقطه حرم است، پذیرفتهاند (رجوع کنید به مقدّس اردبیلى، ج ٣، ص ٤٢٦؛ بحرانى، ج ١١، ص ٤٦٢؛ نراقى، ج ٨، ص ٣١٣ـ٣١٤)، البته آنان درباره محدوده دقیق حائر آراى گوناگونى دارند، از جمله: ١) محدوده مقبره آن حضرت و دیگر شهیدان كربلا، جز حضرت عباس علیهالسلام، كه امروزه به آن حرم گفته میشود (رجوع کنید به مفید، الارشاد، ج ٢، ص ١٢٦؛ ابنادریس حلّى، ج ١، ص ٣٤٢؛ بروجردى، ج ٨، ص ٤١٩ـ٤٢٠، ٤٢٣ـ٤٢٤). ٢) حرم همراه با مجموعه صحن پیش از توسعه آن در دوره صفویان (رجوع کنید به مجلسى، ج ٨٦، ص ٨٩ـ٩٠؛ بحرانى، ج ١١، ص ٤٦٤ـ٤٦٥؛ عبدالجواد كلیدار، ١٣٧٦ش، ص ٥٣ـ٥٤). ٣) فقط روضه مقدّس آن حضرت، كه برخى فقها از باب احتیاط بدان قائل شده و حتى رواق و مسجد را جزو حائر ندانستهاند. این حكم فقهىِ خاص، شامل روزه نمیشود (رجوع کنید به مجلسى، ج ٨٦، ص ٨٩؛ امام خمینى، ج ١، ص ٢٣٣؛ گلپایگانى، ج ١، ص٢٤٠). ٤) اطراف ضریح (رجوع کنید به طباطبائى یزدى، ج ٢، ص ١٦٤ـ١٦٥؛ خوانسارى، ج ١، ص ٥٨٩؛ براى اقوال دیگر رجوع کنید به مجلسى، ج ٨٦، ص ٨٩ـ٩٠، ج ٩٨، ص ١١٧؛ نراقى، ج ٨، ص ٣١٧ـ٣١٨؛ عبدالجواد كلیدار، ١٣٧٦ش، ص ٥٣؛ بروجردى، ج ٨، ص ٤١٩ـ٤٢٠، ٤٢٥ـ ٤٢٦). این حكمِ فقهىِ خاص، پیشینه احداث بنا بر مزارِ شریف امام حسین علیهالسلام به نخستین سالهاى پس از شهادت ایشان بازمیگردد و از نصب صندوق و ایجاد سقف و بنایى كوچك بر روى مدفن تا سال ٦٥، گزارشهایى وجود دارد؛ اما ظاهرآ نخستین بقعه حائر حسینى را مختاربن ابوعبیده ثقفى (مقتول در ٦٧)، پس از پیروزى در قیام خود براى خونخواهى امام حسین علیهالسلام، در سال ٦٦ ساخت. این بناى آجرى دو در ورودى و یك گنبد داشت (رجوع کنید به كرباسى، ج ١، ص ٢٤٥ـ٢٥٠؛ طعمه، ص٧٠ـ٧٣). مقبره دیگر شهداى كربلا در بیرون از آن بنا بود (رجوع کنید به ابنقولویه، ص٤٢٠؛ مجلسى، ج ٩٨، ص ١٨٧ـ١٨٨). برخى احادیث منقول از امام صادق علیهالسلام، درباره آداب و كیفیت زیارت مزار امام حسین علیهالسلام (رجوع کنید به مجلسى، ج ٩٨، ص ١٧٧ـ١٧٨، ١٩٨ـ١٩٩، ٢٥٩ـ٢٦٠)، نشاندهنده برپا ماندن این بنا تا زمان ایشان است (كرباسى، ج ١، ص ٢٥٥ـ٢٥٩).
در ادوار بعد، اشخاص یا حكومتها اقدامات عمرانى متعددى در حرم و حائر حسینى انجام دادند، از جمله ساخت صحنها و رواقهاى جدید یا توسعه آنها، احداث مسجد، ساخت صندوق و ضریح براى مدفن شریف، بازسازى حصار اطراف حرم، تعویض سنگفرشها، مرمت و زراندود كردن گنبد، تزیین منارهها و دیوارها و رواقها با طلا یا كاشى یا آیینه، اهداى فرش و وسایل روشنایى، و ساختن مخزن آب (براى تفصیل رجوع کنید به عبدالحسین كلیدار، ملحق ١، ص ١٦٥ـ١٧٣؛ طعمه، ص ٨٧ـ ٩٣؛ نیز رجوع کنید به كربلا*).
رویكرد حكومتها در مورد عمران حائر حسینى یا تخریب آن، یكسان نبوده است. مثلا در عصر امویان، بهرغم سختگیریهاى آنان بر زائران مرقد (رجوع کنید به ابنقولویه، ص ٢٠٣ـ٢٠٦، ٢٤٢ـ٢٤٥)، حائر تخریب نشد (طعمه، ص ٧٣؛ كرباسى، ج ١، ص ٢٦٢)، اما برخى خلفاى عباسى، از جمله هارونالرشید و متوكل، بارها بناى حائر را ویران نمودند. متوكل براى محو اثر قبر و بازداشتن مردم از زیارت، دستور داد زمین حائر را شخم بزنند و بر مقبره آب ببندند (ابوالفرج اصفهانى، ص ٣٩٥ـ٣٩٦؛ ابناثیر، ج ٧، ص ٥٥؛ نیز رجوع کنید به طوسى، ١٤١٤، ص ٣٢٥ـ٣٢٩). در برابر، در زمان حكومتهاى آلبویه، جلایریان، صفویه و قاجاریه، براى توسعه و بازسازى و تزیین حرم حسینى، اقدامات اساسى و گستردهاى صورت گرفت (رجوع کنید به عبدالحسین كلیدار، ص ٦٨ـ٧٩؛ عبدالجواد كلیدار، ١٣٧٦ش، ص ١٧١ـ١٧٣، ١٧٩ـ١٩٠، ٢٥٢ـ٢٦٥).
مهمترین تخریب بناى حرم در دورههاى اخیر، در ١٢١٦ و در جریان حمله نخست وهابیان به كربلا روى داد. در این حمله، علاوه بر كشتار بسیارى از مردم، حرم حسینى بهشدت تخریب شد و اموال آن به غارت رفت (امین، ج ١، ص ٦٢٩؛ لانگریگ، ص ٢١٧). محمد سماوى (متوفى ١٣٧١) در مجالى اللُطف بأرض الطَّف، آبادانیها و ویرانیهاى رخ داده در حائر حسینى را به نظم درآورده است (آقابزرگ طهرانى، ج ١٩، ص ٣٧٣).
تأكید امامان شیعه علیهمالسلام بر اهمیت بزرگداشت حائر از یك سو و آزادىِ نسبى در مورد زیارت مرقد امام حسین علیهالسلام در زمان منتصر عباسى (حك : ٢٤٧ـ٢٤٨) از سوى دیگر، موجب شد گروهى از علویان در مجاورت حرم حسینى اقامت گزینند كه نخستین آنها ابراهیم مُجاب، فرزند محمد عابد و نوه امام كاظم علیهالسلام، بود. مزار ابراهیم در رواق غربى حرم است (ابناثیر، ج ٧، ص ١١٦؛ طعمه، ص ١٤٧ـ١٤٨؛ نیز رجوع کنید به ابنطباطبا علوى اصفهانى، ص ٢٠٢ـ٢٠٣). پسر او، محمد حائرى، سرسلسله سادات آلفائز در كربلاست كه برخى از آنان تولیت حرم حسینى را برعهده داشتهاند (رجوع کنید به ابنعنبه، ص ٢٦٣ـ٢٦٦؛ عبدالجواد كلیدار، ١٣٨٠ش، ص ١٥٧ـ١٦٧).
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانى؛
(٢) ابناثیر؛
(٣) ابنادریس حلّى، كتاب السرائر الحاوى تحریرالفتاوى، قم ١٤١٠ـ١٤١١؛
(٤) ابنسعید، الجامعللشّرائع، قم ١٤٠٥؛
(٥) ابنطباطبا علوى اصفهانى، مهاجران آلابوطالب، ترجمه محمدرضا عطائى، مشهد ١٣٧٢ش؛
(٦) ابنعنبه، عمدةالطالب فى انساب آل ابیطالب، چاپ مهدى رجایى، قم ١٣٨٣ش؛
(٧) ابنقولویه، كامل الزیارات، چاپ جواد قیومى، قم ١٤١٧؛
(٨) ابن منظور؛
(٩) ابوالفرج اصفهانى، مقاتلالطالبیین، چاپ كاظم مظفر، نجف ١٣٨٥/١٩٦٥، چاپ افست قم ١٤٠٥؛
(١٠) امام خمینى، تحریرالوسیلة، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(١١) امین؛
(١٢) یوسفبن احمد بحرانى، الحدائق النّاضرة فى احكام العترةالطاهرة، قم ١٣٦٣ـ١٣٦٧ش؛
(١٣) مرتضى بروجردى، مستند العروة الوثقى: كتاب الصلاة، تقریرات درس آیةاللّه خوئى، ج ٨، (قم) ١٣٦٧ش؛
(١٤) حرّ عاملى؛
(١٥) احمد خوانسارى، جامعالمدارك فى شرح المختصرالنافع، علق علیه علیاكبر غفارى، ج ١، تهران ١٣٥٥ش؛
(١٦) محمدبن محمدزبیدى، تاجالعروس من جواهرالقاموس، چاپ علیشیرى، بیروت ١٤١٤/ ١٩٩٤؛
(١٧) محمدبن مكى شهید اول، ذكریالشیعة فى احكامالشریعة، قم ١٤١٩؛
(١٨) زینالدینبن على شهیدثانى، الروضةالبهیة فى شرح اللمعة الدمشقیة، چاپ محمد كلانتر، نجف ١٣٩٨، چاپ افست قم ١٤١٠؛
(١٩) محمدكاظمبن عبدالعظیم طباطبائى یزدى، العروةالوثقى، بیروت ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٢٠) فخرالدینبن محمد طریحى، مجمعالبحرین، چاپ احمد حسینى، تهران ١٣٦٢ش؛
(٢١) سلمان هادى طعمه، تاریخ مرقد الحسین و العباس (علیهماالسلام)، بیروت ١٤١٦/١٩٩٦؛
(٢٢) محمدبن حسن طوسى، الامالى، قم ١٤١٤؛
(٢٣) همو، تهذیبالاحكام، چاپ علیاكبر غفارى، تهران ١٣٧٦ش؛
(٢٤) ابوالفضلبن ابوالقاسم طهرانى، شفاءالصدور فى شرح زیارة العاشور، تهران ١٣٧٦ش؛
(٢٥) محمدصادق كرباسى، تاریخالمراقدالحسین و اهلبیته و انصاره، ج ١، لندن ١٤١٩/ ١٩٩٨؛
(٢٦) عبدالجواد كلیدار، تاریخ كربلاء و حائرالحسین علیهالسلام، نجف (بیتا.)، چاپ افست قم ١٣٧٦ش؛
(٢٧) همو، معالم انساب الطالبیین فى شرح كتاب (سرّالانساب العلویة) لابى نصرالبخارى، چاپ سلمان سید هادى آلطعمه، قم ١٣٨٠ش؛
(٢٨) عبدالحسین كلیدار، بغیةالنبلاء فى تاریخ كربلاء، چاپ عادل كلیدار، بغداد ١٩٦٦؛
(٢٩) محمدرضا گلپایگانى، هدایةالعباد، قم ١٤١٣؛
(٣٠) مجلسى؛
(٣١) محمدباقر مدرس بستانآبادى، شهر حسین علیهالسلام، یا، جلوهگاه عشق، (تهران) ١٤١٤؛
(٣٢) محمدبن محمد مفید، الارشاد فى معرفة حججاللّه علیالعباد، قم: دارالمفید، (بیتا.)؛
(٣٣) همو، كتابالمزار، چاپ محمدباقر موحدى ابطحى، قم ١٤٠٩؛
(٣٤) احمدبن محمد مقدس اردبیلى، مجمع الفائدة و البرهان فى شرح ارشاد الاذهان، چاپ مجتبى عراقى، على پناه اشتهاردى، و حسین یزدى اصفهانى، ج ٣، قم ١٣٦٢ش؛
(٣٥) محمدحسنبن باقر نجفى، جواهرالكلام فى شرح شرائع الاسلام، ج ١٤، چاپ عباس قوچانى، بیروت ١٩٨١؛
(٣٦) احمدبن محمدمهدى نراقى، مستند الشیعة فى احكام الشریعة، ج ٨، قم ١٤١٦؛
(٣٧) Stephen Hemsley Longrigg, Four centuries of modern Iraq, Beirut ١٩٦٨.
/ مریم حسینیآهق /