دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٤٤
باطیه ، صورت فلکی کوچکی با هفت ستاره در نیمکرة جنوبی آسمان ، که بر پشت صورت فلکی شجاع * ، غرب صورت فلکی غُراب * و در فاصلة تقریبی سی درجه جنوب ستارة ذنب الاسد قرار دارد. این صورت فلکی شبیه هلالی است که دهانه اش به سوی شمال شرقی آسمان باشد.
منجّمان دورة اسلامی این نام را، مانند نام بسیاری از صورتهای فلکی ، از منابع یونانی ، بویژه مَجِسطی گرفتند؛
ابتدا معرّب صورت یونانی (اقراطیرس ، معرّب کراتریس ) را به کار بردند، سپس معادل عربی (باطیه ، کأس ) را جایگزین آن کردند. نامهای دیگری که برای آن ذکر شده عبارت است از: اِجّانه ، کوب ، ناجود، حوض ، پیاله (ابوریحان بیرونی ، ١٣٦٢ ش ، ص قمد).
باطیه مانند بسیاری از صورتهای فلکی سابقة اسطوره ای دارد. یونانیان آن را جام یا کاسة آپولون می دانستند. رومیان آن را به شکل خمره تجسّم می کردند و در اشعارشان از آن به جام آپولون و چند ربّالنوع دیگر، مانند باکوس ، هرکول و اخیلُس ، یاد می کردند (آلن ، ص ١٨٣) و نزد قوم یهود کأس نامیده می شد (همانجا).
به نقل صوفی (ص ٣١٨) عربهای پیش از اسلام این صورت فلکی را «مِعْلَف » (آخور) می نامیدند، امّا دربارة صورت فرضی و جای دقیق آن اتّفاق نظر نداشتند. ابن قُتَیبه (ص ٧٣) در شمارش ستاره های منسوب به صورت فلکی عقرب * ، به مجموعة ستاره هایی به گرد یکدیگر، ولی با ترتیب نامشخّص اشاره می کند. او نام این مجموعه را مِعْلف و محلّ آن را بین شَراسیف (رجوع کنید به شجاع ) و خبا (رجوع کنید به غراب ) می داند.
صوفی پس از ذکر این روایت ابن قتیبه ، روایات دیگری را نیز نقل کرده است . به عقیدة او این چندگونگی نشانة ناآگاهی راویان است (ص ٣١٣)؛
چنانکه ابوریحان بیرونی (همانجا) نیز بیشتر به دلیل همین اختلاف آرا، از گزارش اقوال عربها در این باب صرفنظر کرده است .
صوفی و بیرونی ، به پیروی از بطلمیوس ، باطیه را نهمین صورت فلکی نیمکرة جنوبی می دانستند و آن را با دو صورت فلکی شجاع و غراب یکجا وصف و تصویر آنها را نیز رسم کرده اند. در بیشتر متنهای نجومی بعدی نیز همین روش به کار بسته شده است (رجوع کنید به شهمردان رازی ، ص ٤٧٤ـ٤٧٦). امّا صوفی ، چنانکه شیوة اوست ، صرفاً به نقل مطالب بطلمیوس در مجسطی نپرداخته و حاصل اندازه گیریهای خود را، بویژه در بارة جای ستاره های باطیه و اندازة درخشندگی (قدر) آنها، که در سه مورد با اندازه گیری بطلمیوس فرق دارد، ذکر کرده است (ص ٣١٨). ابوریحان بیرونی (١٣٧٣ـ١٣٧٥، ج ٣، ص ١١١٤) نیز در جدولی موارد اختلاف بطلمیوس و صوفی را نشان داده است . طبق اندازه گیری صوفی (ص ٣١٨) نخستین ستارة باطیه در پایة آن بین ستارة هجدهم و نوزدهم از صورت فلکی شجاع قرار دارد و درخشندگی آن از قدر چهارم است . ستارة دوم و سوم از قدر چهارم ، ستارة چهارم از درجة پایین قدر پنجم ، ستارة پنجم از پایین ترین درجة قدر چهارم و نزدیکتر به قدر پنجم ، ستارة ششم و هفتم نیز از درجة پایین قدر چهارم هستند؛
امّا بطلمیوس ، هر هفت ستاره را از قدر چهارم می داند و با صوفی در کمی و زیادی درخشندگی (صِغَر و کِبَر) آنها اختلاف رأی دارد. حمداللّه مستوفی (ص ٢٥) صورت باطیه را به قدحی تشبیه کرده که پایة آن بر پشت صورت شجاع قرار گرفته است ، زیرا این دو صورت فلکی دو ستارة مشترک دارند.
در زیج آلفونسی (تهیه شده در٦٧٠/١٢ رجوع کنید به دایرة المعارف فارسی ذیل «آلفونسی ، زیج »)، که عمدتاً برگرفته از زیجهای دورة اسلامی است ، واژة کأس به صورت اَلهاس و بعدها به شکل اَلکِر و اَلْکیس تحریف شده که همان صورت باطیه است . اکنون نیز در زبانهای اروپایی ، پرنورترین ستارة باطیه را، که در پایة آن قرار دارد، اَلْکِس می خوانند، و به تَبَع آن ، در ترجمه های فارسی کتابهای جدید نجومی ، واژة کأس را معرّف آن ستاره قرار داده اند. در حقیقت ، در کاربرد پیشین ، کأس معرّف صورت فلکی بوده ، امّا در کاربرد کنونی معرّف پرنورترین ستارة آن است . در نجوم جدید، باطیه صورتی فلکی ، و به تعبیر دقیقتر، منطقه ای است در آسمان حول ستارة دوم صورت فلکی باطیه و به مساحت ٢٨٢ درجة مربع ، که مختصّات مرکز آن ٥ ر١١ ساعت (بُعد) و ْ١٥- (میل ) است و همانطور که منجّمان قدیم اندازه گرفته اند، در آن ستاره ای نورانیتر از قدر چهارم دیده نمی شود (ایلینگورث ، ذیل «کریتر »).
گفتنی است که منجّمان اسلامی ، ستاره ای ابری واقع در صورت سرطان * را مِعْلف می نامیدند، و این غیر از صورت باطیه است که در میان عرب مِعْلف خوانده می شد (صوفی ، ص ١٧٣؛
ابن قتیبه ، ص ٥٤؛
ابوریحان بیرونی ، ١٣٦٢ ش ، ص ١٠٩). در نجوم جدید این ستارة ابری را، که خوشه ای باز و ستاره ای شکل است ، پْرِسیپ به معنی مِعْلف و در انگلیسی بی هایو ، به معنی کندوی عسل ، می خوانند (ایلینگورث ، ذیل «پرسپ »).
در احکام نجوم برای باطیه ویژگیهایی ذکر کرده اند، از جمله آن را از مزاج زهره (سَعد اصغر) و اندکی عطارد فرض می کردند (شهمردان رازی ، ص ٤٧٥) (عطارد باسعود، سعد است و با نحوس ، نحس ) و برای کسانی که در زمان تأثیر آن متولّد می شدند، رفعت و بزرگی پیش بینی می کردند (آلن ، ص ١٨٤؛
نیز رجوع کنید به احکام * نجوم ).
در هندسه و معماری اسلامی ، باطیه نوعی چهار ضلعی مسطح است که اضلاع مجاور آن ، دو به دو با هم برابرند و زاویة بین دو ضلع نابرابر مجاور حاده است . باطیه حالت خاصی از ذوالیمینین است که زاویة بین دو ضلع نابرابرِ مجاور در آن ، ممکن است قائمه یا منفرجه نیز باشد که در این دو حالت ، آن را به نامهای خاصّ لوزه و جودانه می خوانند (غیاث الدین ، ص ١٣٧).
منابع :
(١) ابن قتیبه ، کتاب الانواء ، حیدرآباد دکن ١٣٧٥/١٩٥٦؛
(٢) محمدبن احمد ابوریحان بیرونی ، قانون مسعودی ، حیدرآباد دکن ١٣٧٣ـ ١٣٧٥/ ١٩٥٤ـ١٩٥٦؛
(٣) همو، کتاب التفهیم لاوایل صناعة التنجیم ، چاپ جلال الدین همایی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٤) حمداللّه بن ابی بکر حمداللّه مستوفی ، کتاب نزهة القلوب ، چاپ سنگی بمبئی ١٣١١؛
(٥) دایرة المعارف فارسی ، به سرپرستی غلامحسین مصاحب ، تهران ١٣٤٥ ش ــ ؛
(٦) شهمردان رازی ، روضة المنجمین ، چاپ عکسی از روی نسخة کتابخانة ملک ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٧) عبدالرحمن بن عمر صوفی ، صورالکواکب الثمانیة والاربعین ، بیروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(٨) جمشیدبن مسعود غیاث الدین ، مفتاح الحساب ، چاپ احمد سعید دمرداش و محمد حمدی حفنی شیخ ، قاهره ( تاریخ مقدمه ١٩٦٧ ) ؛
(٩) Richard Hinckley Allen, Star names, their lore and meaning , NewYork ١٩٦٣;
(١٠) V.Illingworth, Macmillan dictionary of astronomy , London ١٩٨٥.
/ توفیق حیدرزاده /