دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٥٩٩
چهاردانگه(١) ، قسمتى از منطقه تاریخى هزارجریب* و امروزه بخشى در شهرستان سارى در استان مازندران. بخش چهاردانگه در جنوب و جنوبشرقى شهرستان سارى قرار دارد و مشتمل است بر دهستانهاى پشتكوه و گرماب و چهاردانگه، و شهر كیاسر كه مركز بخش میباشد (ایران. وزارت كشور، ١٣٨٤ش، ص ٥٧).
بخش چهاردانگه كوهستانى است و ارتفاعات البرز شرقى در آن امتداد دارد. كوههاى چهارنو، قلعه شاه دژ، شیت، آتشكوه و هفتخال، با ارتفاع بیش از دو هزار متر در این بخش واقعاند(جعفرى، ج ١، ص ٥١، ٣٦٨، ٤٠٨، ٥٥٥؛ فرهنگ جغرافیائى آبادیها، ج ٢٨،ص١٩٠).
رود تجن*، كه در این بخش جارى است، در روستاى تازهآباد با شاخه مهم جنوبى خود به نام سفیدرود تلاقى میكند و در این محل رودخانه چهاردانگه نیز نامیده میشود (افشین، ج ٢، ص ١٠١ـ١٠٢). آب و هواى بخش معتدل مایل به سرد و مرطوب است. این بخش داراى جنگل و مرتع نسبتآ وسیعى است (رزمآرا، ج ٣، ص ٩٥؛ فرهنگ جغرافیائى آبادیها، همانجا).
اهالى چهاردانگه بیشتر به كشاورزى و دامدارى اشتغال دارند. عمدهترین محصولات كشاورزى بخش، گندم، جو، برنج، ترهبار، سیبزمینى، لوبیا روغنى و ارزن است. از صنایعدستى، قالیبافى، شالبافى، كرباسبافى، جاجیمبافى و نمدمالى در آنجا رواج دارد (فرهنگ جغرافیائى آبادیها، همانجا؛ رزمآرا، ج ٣، ص ٩٥ـ٩٦). در ١٣١٦ش چهاردانگه، به مركزیت كیاسر، از بخشهاى سارى محسوب گردید (ایران. قانون تقسیمات كشورى آبان ١٣١٦، ضمیمه، ص ٢). مركز آن، روستاى كیاسر، در ١٣٧٢ش شهر شد (ایران. وزارت كشور، ١٣٨٢ش، ص ١٠٤). جمعیت بخش چهاردانگه در ١٣٧٥ش، ٦٢٨ ،١٩ تن بوده است كه از آن میان ٦٠٢، ٣ تن شهرنشین و بقیه روستانشین بودهاند (مركز آمار ایران، ص ٥٨). اهالى آن شیعه دوازده امامیاند و به زبان فارسى با گویش مازندرانى سخن میگویند (رزمآرا، ج ٣، ص ٩٥؛ فرهنگ جغرافیائى آبادیها، همانجا).
از آثار تاریخى و باستانى آنجاست: مقبره میرعمادالدین هزارجریبى در روستاى ورى/ وریچ؛ مقبره امامزاده یحیى و امامزاده امیرسیدعلى در روستاى لنگر؛ قلاع قدیمى مهمى از قبیل زیندُن، شهرسشن، نستر یا نسترا، زردكوه، انباركوه، دارپشت، برزین، قَلْ گردن، قَلكفا، هوپن، قل میراركلا یا قلعه میرعلى كلا، شورچشمه، مازیار، بندبن و سعیدآباد (محمد نژادكیاسرى، ص ٢٥٥؛ حجازى كنارى، ص ٧٣، ٧٨؛ اسلامى، ١٣٧٣ش، ص ٤٤؛ جغرافیاى كامل ایران، ج ٢، ص ١١٤٧، پانویس ١).
از جمله بزرگان و نامداران چهاردانگه این اشخاص بودهاند : ملاعبداللّه كیاسرى، ملقب به وجیهالدین، عالم به فلسفه و علوم دینى؛ عبداللّه تیلكى، ملقب به ناصرالملّه، استاد در فلسفه و ادبیات؛ سیدمحمد ندیم ارائى، شاعر، متخلص به ندیم؛ علیقلى ملقب به مسعودالملك هزارجریبى، كه كتاب ارشادالمحصلین و داستان میش و بره را نوشته است (اسلامى، ١٣٧٨ش، ص ١٣٢، ١٥٠، ١٩٠).
پیشینه. رابینو (ص ٩٦) چهاردانگه و دودانگه را ضمن بلوك هزارجریب آورده و نوشته است كه هزارجریب به فخر عمادالدوله، تعلق داشت و او املاك خود را میان سه پسرش، كه یكى از آنها از مادر دیگرى بود، تقسیم نمود، بهگونهاى كه دو برادر تنى وارث چهاردانگ شدند و به نابرادرى دودانگ ارث رسید؛ ازاینرو، بخش وسیع این بلوك را چهاردانگه و بخش كوچك آن را دودانگه نامیدند (همان، ص ٩٦ـ٩٧؛ محمد نژادكیاسرى، ص ٢٥٣ـ٢٥٥).
در زمان حكومت كریمخان زند، حسنخان دولّو، از طایفه قاجار، حاكم چهاردانگه شد، ولى بهدست حسینقلى حاكم دامغان بهقتل رسید (اسلامى، ١٣٧٢ش، ص ٣٠٣).
در ١١٩٦ آقامحمدخان قاجار فرمانروایى چهاردانگه و دودانگه را به برادرش، مرتضى قلیخان، واگذار كرد (همان، ص٣١٠ـ٣١١).
در جریان آشوب بابیان در قلعه طبرسى، حاجمصطفى سورتیج و برادرش، آقاعبداللّه، مأمور فرونشاندن این شورش شدند و چون آقاعبداللّه در نبرد كشته شد، ناصرالدینشاه همه املاك خالصه چهاردانگه را به حاج مصطفیخان بخشید. پس از آن، چهاردانگه با مركزیت كیاسر به چهاردانگه سورتیجى مشهور شد (محمدنژاد كیاسرى، ص ٢٥٣ـ٢٥٤؛ براى اطلاع بیشتر رجوع کنید به اعتضادالسلطنه، ص ٣٣ـ٥٩).
منابع :
(١) حسین اسلامى، تاریخ دو هزار ساله سارى: دارالملك مازندران، قائمشهر ١٣٧٢ش؛
(٢) همو، جغرافیاى تاریخى سارى، سارى ١٣٧٣ش؛
(٣) همو، دانشوران سارى، سارى ١٣٧٨ش؛
(٤) علیقلیبن فتحعلى اعتضادالسلطنه، فتنه باب، توضیحات و مقالات به قلم عبدالحسین نوائى، تهران ١٣٥١ش؛
(٥) یداللّه افشین، رودخانههاى ایران، تهران ١٣٧٣ش؛
(٦) ایران. قانون تقسیمات كشورى آبان ١٣١٦، قانون تقسیمات كشور و وظایف فرمانداران و بخشداران، مصوب ١٦ آبان ماه ١٣١٦، چاپ اول، تهران (بیتا.)؛
(٧) ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسى. دفتر تقسیمات كشورى، نشریه تاریخ تأسیس عناصر تقسیماتى به همراه شماره مصوبات آن، تهران ١٣٨٢ش؛
(٨) همو، نشریه عناصر و واحدهاى تقسیمات كشورى (تا پایان آبان ١٣٨٤)، تهران ١٣٨٤ش؛
(٩) عباس جعفرى، گیتاشناسى ایران، تهران ١٣٦٨ـ ١٣٧٩ش؛
(١٠) جغرافیاى كامل ایران، تهران: سازمان پژوهش و برنامهریزى آموزشى، ١٣٦٦ش؛
(١١) حسن حجازى كنارى، یادگارهاى دینى و تاریخى باستانى مازندران، (بیجا): انجمن خدمات فرهنگى ایرانیان خارج از كشور، ١٣٧٢ش؛
(١٢) یاسنت لویى رابینو، مازندران و استرآباد، ترجمه غلامعلى وحید مازندرانى، تهران ١٣٦٥ش؛
(١٣) رزمآرا؛
(١٤) فرهنگ جغرافیائى آبادیهاى كشور جمهورى اسلامى ایران، ج: ٢٨ سارى، تهران: سازمان جغرافیائى نیروهاى مسلح، ١٣٧٠ش؛
(١٥) مهدى محمدنژاد كیاسرى، «كیاسر و چند اثر تاریخى آن»، در بازخوانى تاریخ مازندران، بهكوشش اسداللّه عمادى، سارى: فرهنگ خانه مازندران، ١٣٧٢ش؛
(١٦) مركز آمار ایران، سرشمارى عمومى نفوس و مسكن :١٣٧٥ شناسنامه بخشهاى كشور، كل كشور، تهران ١٣٧٨ش؛
(١٧) نقشه تقسیمات كشورى جمهورى اسلامى ایران، مقیاس ٠٠٠، ٥٠٠ :١:٢، تهران: سازمان نقشهبردارى كشور، ١٣٨٣ش.
/ علیاكبر نجفى كانى /