دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٠٣٧
بُرُلُّس ، ناحیه و دریاچه ای در شمال مصب نیل در مصر. این دریاچه میان مصب دو شعبه از رود نیل ، رشید و دَمیاط ، واقع است ، و تنها نوار باریکی از تپه های شنی آن را از دریای روم مدیترانه جدا می کند.
برلس معرّب لفظ یونانی پارالُس (ساحل دریا) است که از زبان قبطی به عربی راه یافته است . اطلاق پارالس به این ناحیه ، مبتنی بر وضع طبیعی آن است . یاقوت (ج ١، ص ٥٩٣) و ابن بطوطه (ج ١، ص ٥٠) نام این محل را به صورت بَرَلُّس می شناختند، اما این تلفظ متداول نشد. محل ، پیش از تقسیم کشور به نواحی بزرگتر، مرکز اداری یک «کوره » ( استان ) بود و جزئی از «نَسْتَراویه » به شمار می آمد. در قرن هشتم /چهاردهم ، این ایالت به نام شهر اصلی خود، اَشمون طنّاح ، نامیده شد. برلس ، امروزه جزو ایالت «غربیّة » مصر است .
در قرون هشتم تا دهم دریاچة برلس ، به اعتبار محلی که امروزه از آن اثری نیست ، بُحَیرة نستراوه نامیده می شد. ابن حوقل (ص ١٣٨ـ ١٣٩) این دریاچه را بُشمور، که نام دیگر این منطقة باتلاقی بوده ، یاد کرده است .
در این دریاچه ماهیگیری ـ بنابر رسمی که از یک سلسله ترتیبات مالی کهن متعلق به دوران پیش از اسلام بازمانده ـ اجاره داده می شد؛ اما مشکل می توان پذیرفت که حکومتهای مختلف این سرزمین حاضر بوده باشند که خود را از چنین درآمد سرشاری محروم کنند، و منابعی که از برقراری چنین نظامی در قرن سوم سخن می گویند، احتمالاً به دوران فشارهای سخت مالی نظر داشته اند. به همین ترتیب ، اشاراتی هم که به تخفیفهای مالیاتی شده احتمالاً بر ایام بهبود اوضاع مالی این ناحیه ناظر بوده است .
مقابر دوازده تن از صحابة پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه وآله و سلّم ، که هروی از آن سخن گفته ، به احتمال زیاد یادآور فتوحات عرب در این منطقه است . اگرچه بنابر روایات ، فرمانروای برلس بر اساس پیمانی تسلیم فاتحان عرب شده است ، می توان پنداشت که پس از ورود نیروهای روم شرقی به این منطقه (در ٥٣/٦٧٣)، جنگهایی روی داده بوده است . مردم برلس به مهارت در ردیابی شهرت دارند.
منابع :
(١) ( ابن بطوطه ، رحلة ابن بطوطة ، چاپ محمد عبدالمنعم عریان ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧ ) ؛
(٢) ابن حوقل ، کتاب صورة الارض ، چاپ کرامرس ، لیدن ١٩٦٧؛
(٣) ( ابن عبدالحَکَم ، فتوح مصر و اخبارها ، قاهره ١٤١١/ ١٩٩١، ص ٨٥، ١٢٤ ) ؛
(٤) عبداللطیف بن یوسف عبداللطیف بغدادی ، الافادة والاعتبار فی الامور المشاهدة و الحوادث المعاینة بارض مصر ، ص ٧٠٨؛
(٥) احمدبن علی مقریزی ، کتاب المواعظ ، چاپ ویه ، ج ١، ص ١١٤، ج ٢، ص ٩٢، ٩٦ـ٩٧، ج ٣، ص ١٤٢ـ١٤٣، ج ٤، ص ٣٩، ٨١ ؛
(٦) احمدبن عبدالوهاب نویری ، نهایة الارب فی فنون الادب ، قاهره ( ١٩٢٣ـ ١٩٥٥ ) ، ج ٨، ص ٢٦٣، ج ١٠، ص ٣٢٣؛
(٧) علی بن ابی بکر هروی ، الاشارات الی معرفة الزیارات ، ص ٤٧؛
(٨) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣ ؛
(٩) احمدبن اسحاق یعقوبی ، البلدان ، چاپ دخویه ، لیدن ١٨٩٢، ص ٣٣٨ ؛
(١٠) J. Maspero and G.Wiet, Matإriaux pour servir ب la gإographie de l'ـgypte , Caire ١٩١٤, ٣٦, ٤١, ٤٣, ٢١١;
(١١) Omar Toussoun, La gإographie de l'ـgypte , dans Mإmoires de la sociإtإ royale de gإographie de l'ـgypte , VIII, ١٨, ٥٢, ٦٨, ٢٢٣.
/ ویه ( د. اسلام ) /