دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٨٩٩
بِن گوریون ، دیوید، از طراحان حکومت اسرائیلی در سرزمین فلسطین و اولین نخست وزیر آن (١٣٢٧ـ١٣٣٢ ش / ١٩٤٨ـ١٩٥٣). نام واقعی او دیوید گرین بود (پالمر، ص ٣٥؛ شریده ، ص ٧٥) اما در جریان فعالیت سیاسیش نام بن گوریون (شیرزاد) را برای خود برگزید.
وی در ١٣٠٤/١٨٨٦ در شهر کوچک پلونسک در لهستان ـ که در آن زمان جزو قلمرو روسیه بود ـ به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی را در مدرسة ارتدوکس هبرو گذراند. در ١٣٢٢/١٩٠٤ با خانواده اش به ورشو رفت و در آنجا به تحصیل ادامه داد. از همان آغاز جوانی فعالیت جدّی خود را در حزب کارگران صهیون (پوعالی زیون ) آغاز کرد در ١٣٢٤/١٩٠٦ به فلسطین مهاجرت کرد و در کیبوتسِ (مجتمع کشاورزی ) پتاح تکفاح به کشاورزی مشغول شد و در عین حال به فعالیت خود در حزب کارگران صهیون ادامه داد و در ١٣٢٨/١٩١٠ به کمک یکی از نزدیکترین دوستانش به نام اسحاق بن زوی ، شاخه ای از این حزب را با عنوان «ها احدوت » (حزب وحدت ) در فلسطین تأسیس کرد (شریده ، همانجا). او در همان سال به هیئت تحریریه که مجله ای ترجمان (ارگان ) حزب احدوت بود پیوست و مقالات متعددی در حمایت از صهیونیسم نوشت ( د. جودائیکا ، ذیل مادّه ). سال بعد، برای تحصیل در رشتة حقوق به استانبول و سپس به سالونیک رفت ، اما به سبب فعالیتهای تبلیغاتیش برای ترویج صهیونیسم ، جمال پاشا، والی عثمانی در شام ، دستور اخراج او و بن زوی را از سراسر قلمرو عثمانی صادر کرد. بن گوریون پس از اخراج از فلسطین ، به امریکا رفت و در آنجا فعالیت گسترده ای را برای گسترش اندیشة صهیونیسم و نیز تحکیم روابط میان جنبشهای کارگری یهود در فلسطین و امریکا آغاز کرد. وی همچنین در ایجاد «گردان یهودی » در ارتش بریتانیا برای جنگ علیه عثمانی سهم بسزایی داشت و خود نیز در ١٣٣٤/١٩١٥ از نخستین داوطلبان برای شرکت در جنگ بود (شریده ؛ پالمر، همانجاها؛ کورزمن ، ص ١٠٩ـ١١٣). وی در دوران جنگ جهانی اول (١٩١٤ـ١٩١٨) در لژیون یهود خدمت کرد و در انتقال تدریجی یهودیان به فلسطین بسیار کوشید (ساجدی ، ص ١٠١).
پس از پایان جنگ جهانی اول و شکست عثمانی ، بن گوریون به فلسطین بازگشت و تحت پوشش جنبشهای کارگری ، به فعالیتهای حزبی پرداخت ، از جمله تأسیس حزب «احدوت ها عفوداه » (حزب کارگران متحد) و تشکیل اتحادیة بزرگ کارگری موسوم به هستدروت که خود طی سالهای ١٢٩٩ـ١٣١٤ ش / ١٩٢٠ـ ١٩٣٥ دبیرکل آن بود.
طی سالهای ١٣١٤ـ١٣٢٧ ش / ١٩٣٥ـ ١٩٤٨، بن گوریون ریاست هیئت اجرایی آژانس یهود را برعهده داشت و مبارزة سیاسی و نظامی صهیونیستها را برای ایجاد دولتی یهودی در فلسطین رهبری کرد (شریده ، همانجا). وی در ١٣١٦ ش / ١٩٣٧ پیشنهاد کمیسیون پیل را مبنی بر تقسیم فلسطین و تأسیس دولت یهود در بخش کوچکی از آن پذیرفت (علی بابائی ، ج ٣،ص ٥٩)، حال آنکه برخی از همکارانش در رهبری حزب ماپای (حزب کارگران اسرائیل ) با این طرح مخالف بودند.
با آغاز جنگ جهانی دوم (١٩٣٩ـ١٩٤٥) بن گوریون به رغم مطالب > کتاب سفید بریتانیا دربارة فلسطین < ، تصمیم به همکاری کامل با انگلیسیها گرفت ( > دایرة المعارف خاورمیانة معاصر < ، ذیل مادّه ) و همین امر موجب شد تا او به عنوان هم پیمان دولت قیّم بر فلسطین ، فرصت خوبی برای ترویج اندیشة صهیونیسم در فلسطین داشته باشد. در ١٣٢١ ش /١٩٤٢ بن گوریون یکی از صاحبان اصلی «طرح بالتیمور» مبنی بر ایجاد دولت یهود در فلسطین به عنوان هدف صهیونیسم بود (شریده ، ص ٧٦).
پس از جنگ ، با همکاری امریکاییها توانست تسهیلاتی را برای ادامة مهاجرت یهودیان به فلسطین فراهم سازد (صالح ، ص ٤٢٠). همچنین وی در بُعد نظامی ، مخفیانه و به رغم تظاهر به مخالفت با تروریسم ، فعالیت سازمان «هاگانا » جناح نظامی صهیونیستها در فلسطین را، رهبری می کرد و بارها در انجام عملیات تروریستی با گروههای زیرزمینی اشترن و ارگون ، وابسته به جناح راست افراطی ، همکاری نزدیک داشت (شریده ، همانجا).
در ١٣٢٦ ش /١٩٤٧ بن گوریون قطعنامة سازمان ملل متحد مبنی بر تقسیم فلسطین به دو دولت یهودی و عرب فلسطین را پذیرفت و این بیشتر بدان جهت بود که وی مطمئن بود عربها این قطعنامه را رد می کنند. در ١٣٢٧ ش / ١٩٤٨ با اعلان تشکیل دولت اسرائیل ، بن گوریون به عنوان اولین نخست وزیر اسرائیل برگزیده شد. پس از اعلان تشکیل دولت اسرائیل ، جنگ بین چهار کشور عرب با اسرائیلیها آغاز شد و بن گوریون با منحل کردن سازمانهای شبه نظامی و برکنار کردن سران و فرماندهان آنها، این سازمانها را در ارتش ادغام کرد و خود در مقام نخست وزیر و وزیر دفاع فرماندهی جنگ علیه ارتشهای عرب را به عهده گرفت (کورزمن ، اطلاعات روکش کتاب ؛ شریده ، همانجا). مهمترین اقدام او جذب صدها هزار تن از یهودیان به فلسطین بود (پالمر، همانجا).
در ١٣٣٢ ش / ١٩٥٣ بن گوریون از همة مسئولیتهای خود استعفا کرد و نخست وزیری را به موشه شارت واگذاشت و خود در یک شهرک صهیونیستی در صحرای نَقَب سکنی گزید، اما همچنان مرکز ثقل امور سیاسی اسرائیل محسوب می شد (شریده ، ص ٧٧). در ١٣٣٤ ش / ١٩٥٥ پس از استعفای لاون از وزارت دفاع ـ به سبب رسوایی او و آشکارشدن فعالیت جاسوسی اسرائیل در مصر ـ بن گوریون به وزارت دفاع بازگشت و در پایان همان سال بار دیگر نخست وزیر شد. در ١٣٣٥ ش / ١٩٥٦ پس از آنکه جمال * عبدالناصر، رئیس جمهوری مصر، تنگة سوئز را ملی کرد، بن گوریون در برنامه ریزی برای حملة سه جانبة فرانسه ـ انگلستان ـ اسرائیل به مصر، بسیار مؤثر بود ( > دایرة المعارف خاورمیانة معاصر < ، همانجا).
در ١٣٣٦ـ١٣٣٧ ش / اواخر ١٩٥٧ و اوایل ١٩٥٨، بن گوریون نظریة معروف خود موسوم به «نظریة پیرامون » را به اجرا درآورد و از طریق ایجاد ارتباطات مخفی با محمدرضا پهلوی * ، شاه ایران ، عدنان مندرس ، نخست وزیر ترکیه و هایلا/ هایله سلاسی امپراتور اتیوپی ـ که هر سه در اردوگاه ضد کمونیسم و مخالف ناصریسم بودند ـ توانست پیمانی چهار جانبه و اعلام نشده ، برای محاصره جهان عرب ، بویژه مصر، به وجود آورد (کورزمن ، ص ٤٠٥ـ٤٠٧).
در ١٣٤٢ ش /١٩٦٣ بن گوریون خود را بازنشسته کرد (پالمر، همانجا) و لوی اشکول ، در هر دو مقام ، جانشین او شد. با این حال بن گوریون به فعالیتهای حزبی در رأس «ماپای » ادامه داد. مرگ وی در دهم آذر ١٣٥٢/ اول دسامبر ١٩٧٣ در ٨٧ سالگی روی داد.
یهودیان طرفدار بن گوریون دربارة وی بسیار مبالغه کرده و از وی با عناوین «معمار دولت اسرائیل »، «پدر اسرائیل »، «پیامبر مسلّح » یا «پیامبر مدرن » یاد کرده اند.
منابع :
(١) احمد ساجدی ، مشاهیر سیاسی قرن بیستم ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٢) محمد شریده ، شخصیات اسرائیلیة ، بیروت ١٩٩٥؛
(٣) محسن محمد صالح ، التیار الاسلامی فی فلسطین ١٩٤٨ـ١٩١٧ ، کویت ١٩٨٩؛
(٤) غلامرضا علی بابائی ، فرهنگ تاریخی ـ سیاسی ایران و خاورمیانه ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٥) Encyclopaedia Judaica , Jerusalem ١٩٧٨-١٩٨٢, s.v. "Ben - Gurion, David" (by Yehuda Slutsky);
(٦) Encyclopedia of the modern Middle East , eds. Reeva S. Simon, Philip Mattar, and Richard W. Bulliet, New York ١٩٩٦, s.v. "Ben- Gurion, David" (by Gregory S. Mahler);
(٧) Dan Kurzman, Ben Gurion prophet of fire , New York ١٩٨٣;
(٨) Alan Palmer, Who's who in world politics , London ١٩٩٦.
/ محمدعلی مهتدی /