دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٣١٢
جیرنده ، دهستان و شهری در شهرستان رودبار.
١) دهستان. در قسمت جنوبی شهرستان رودبار و قسمت غربی بخش عمارلو واقع است. این دهستان در ١٣٧٥ ش، مشتمل بر هفده آبادی و شهر جیرنده بوده است (مركز آمار ایران، ١٣٧٦ ش الف، ص ١٠).
قسمت شمالی دهستان، كوهستانی (جزو رشته كوه البرز) و جنوب آن دشت است. بیشتر آبادیهای آن در كوهستان قرار دارند (رجوع کنید به همانجا). رود شاهرود، از شاخههای اصلی سفیدرود، در جنوب دهستان جریان دارد (رجوع کنید به جعفری، ج ٢، ص ٢٩١). معدن زغال سنگ سنگرود با ذخیره ٠٠٠ ، ٥٢٠ ، ٦ تُن و معدن خاكنسوز سنگرود با ذخیره ٠٠٠ ، ٣٠٠ ، ١ تن در كنار آبادی سنگرود در حدود سیزده كیلومتری جنوبغربی شهر جیرنده است (ریاضی ضیابری، ص ٣١٥؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج٢٦، ص٥٧٧).
دهستان جیرنده در منطقه زلزلهخیز واقع است و در زمینلرزه ١٣٦٩ ش به شدت آسیب دید ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ٢٦، ص ١٨٢). بعضی محصولات زراعی و باغی، دام زنده و خاك نسوز و زغالسنگ از صادرات آنجاست (همانجا).
از زیارتگاههای مهم این دهستان است: امامزاده طیب و طاهر در آبادی پاكده (در سه كیلومتری جنوبغربی شهر جیرنده)، مقبره امكلثوم خانم در آبادی یكُنُم (در ده كیلومتری شمال شرقی شهر جیرنده)، امامزاده محمد حنفیه در آبادی بیوَرْزین (در ٣١ كیلومتری جنوبغربی شهر جیرنده) و امامزاده طاهر در آبادی پارودبار (در ٢٣ كیلومتری جنوبغربی شهر جیرنده؛ همان، ج ٢٦، ص ١٠٩، ١١١، ٦٥٨).
محدوده دهستان كنونی جیرنده تا ١٣٦٥ ش با نام دهستان فاراب در تقسیمات كشوری آمده است (رجوع کنید به رزمآرا، ج٢، ص٧٤؛ ایران. وزارت كشور، ص ١٦؛ پوراحمد جكتاجی، ص ٥٦٥). در ١٣٦٦ ش، دهستان جیرنده به مركزیت آبادی جیرنده و مشتمل بر٢١ روستا و مزرعه و مكان (در بخش عمارلو) در شهرستان رودبار تشكیل شد (ایران. قوانین و احكام، ص ٧٣٤).
در سرشماری ١٣٧٥ش، جمعیت دهستان جیرنده ١٦٣، ٧ تن بوده است كه از این تعداد ٢٤٩، ٤ تن (٥٩ %) در روستاها به سر میبردهاند (رجوع کنید به مركز آمار ایران، ١٣٧٦ ش الف، همانجا؛ همو، ١٣٧٦ ش ب، ص هشتادوسه). در ماههای سرد سال عدهای از عشایر (طایفه مستقل غیاثوند قزوین) در این دهستان قشلاق میكنند (همو، ١٣٧٨ ش، ص ١٤٦). اهالی دهستان به فارسی، گیلكی و كردی سخن میگویند و شیعه دوازده امامیاند ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ٢٦، ص ١٨٢).
٢) شهر. مركز دهستان جیرنده و مركز بخش عمارلوست و تقریباً در قسمت میانی بخش و قسمت شرقی دهستان، در ارتفاع ١٣٢٠ متری، در حدود ٣٦ كیلومتری مشرق پل لوشان، واقع است. در ١٣٢٣ ش نام آبادی جیرنده در دهستان عمارلو در شهرستان رشت (استان یكم) آمده است (ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال، ج ١، ص ٩٤). در ١٦ آبان ١٣٣٨، با تبدیل دهستان عمارلو به بخش، جیرنده به مركزیت بخش تعیین شد (اصلاح عربانی، ج ١، ص ٤٠). آبادی جیرنده در تیر ١٣٧٣ به شهر تبدیل شد. جمعیت آن در سرشماری ١٣٧٥ ش، ٩١٤ ، ٢ تن بوده است (ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی، ١٣٨٠ ش ب ، ص ٧١؛ مركز آمار ایران، ١٣٧٦ ش ب، همانجا).
نام جیرنده به صورتهای جیرینده یا جیرین ده و جیران ده (جیران به معنای آهو) نیز ضبط شده است (رجوع کنید به رَشوَند، ص ١١٨؛ ستوده، ج ٢، ص ٥؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیها، همانجا). از سابقه آن تا دوره افشاریه (حك: ١١٤٨ـ١٢١٠) اطلاعی در دست نیست. در این دوره، با كوچاندن اجباری طایفه عمارلو*(طایفهای از كردها) به آنجا، این منطقه عمارلو نامیده شد. از گروه كردها، تیره بیچانلو در جیرنده ساكن شدهاند (ستوده، ج ١، بخش١، ص ٤٩٣ ـ ٤٩٤). لاهیجانی (ص ٢٨٤ـ ٢٨٥) نیز، با اشاره به كوچاندن طایفه عمارلو به منطقه در دوره افشاریه، آبادی جیرنده را جزو عمارلو ذكر كرده است. در دوره ناصرالدین شاه قاجار (حك: ١٢٦٤ـ١٣١٣) این آبادی جزو ناحیه بالارودبار ذكر شده است (رشوند، ص٥٤). در اوایل دوره پهلوی، از قنات پر آبِ كُلشخانی در جیرنده یاد شده است (رجوع کنید به ستوده، ج ٢، ص ٥). در ١٣٢٨ ش، رزمآرا (ج ٢، ص ٧٤، ١٩٧) جیرنده را قصبه و مركز بلوك فاراب ذكر كرده و از گویش تاتی اهالی و گلیمبافی و جوراببافی آنجا سخن گفته است.
از مهمترین آثار قدیمی شهر اینهاست: امامزاده عسكر (ظاهراً از نوادگان امام موسیكاظم علیهالسلام) با كتیبهای متعلق به ١٠١٧، زیارتگاه بیبیزینب خاتون، امامزاده محمد و امامزاده عبداللّه، قلعه جیرنده و ویرانههای قلعهای به نام كافر قلعه، قبرستان قدیمی كنار شهر در دامنه كوه و قلعه كَل كوه نزدیك شهر بر روی كوه (رزمآرا، ج ٢، ص ٧٤؛ پوراحمد جكتاجی، ص ٥٦٥؛ ستوده، ج ١، بخش ١، ص ٥٠٠ ـ٥٠١، ج ٢، ص ٥).
منابع:
(١) ابراهیم اصلاح عربانی، «گیلان در تقسیمات كشوری»، در كتاب گیلان، به سرپرستی ابراهیم اصلاح عربانی، ج ١، تهران: گروه پژوهشگران ایران، ١٣٧٤ ش؛
(٢) ایران. قوانین و احكام، مجموعه قوانین و مقررات مربوط به وزارت كشور: از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان سال ١٣٦٩، تهران ١٣٧٠ ش؛
(٣) ایران. وزارت كشور، فهرست واحدهای تقسیمات كشوری تا پایان شهریور ماه ١٣٦٥، تهران ١٣٦٥ ش؛
(٤) ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال، كتاب اسامی دهات كشور، ج ١، تهران ١٣٢٩ ش؛
(٥) ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی. دفتر تقسیمات كشوری، نشریه اسامی عناصر و واحدهای تقسیماتی (به همراه مراكز)، تهران ١٣٨٠ ش الف ؛
(٦) همو، نشریه تاریخ تأسیس عناصر تقسیماتی به همراه شماره مصوبات آن، تهران ١٣٨٠ ش ب؛
(٧) محمدتقی پوراحمد جكتاجی، «بقاع متبركه و اماكن مذهبی»، در كتاب گیلان، همان، ج ١؛
(٨) عباس جعفری، گیتاشناسی ایران، تهران ١٣٦٨ـ ١٣٧٩ ش؛
(٩) رزمآرا؛
(١٠) محمدعلیبن محمدزمان رشوند، مجمل رشوند: شرح وقایع و گزارشهای تاریخی منطقه رودبار و الموت، نواحی اطراف آن و قزوین در سالهای ١٢٧١ـ ١٢٧٦ ه ق، چاپ منوچهر ستوده و عنایتاللّه مجیدی، تهران ١٣٧٦ ش؛
(١١) حسین ریاضی ضیابری، «پتانسیلهای معدنی»، در همان، ج ١؛
(١٢) منوچهر ستوده، از آستارا تا اِستارباد، تهران ١٣٤٩ ش ـ ؛
(١٣) فرهنگ جغرافیائی آبادیهای كشور جمهوری اسلامی ایران، ج ٢٦: قزوین، تهران: سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح، ١٣٧٨ ش؛
(١٤) م.م. لاهیجانی، جغرافیای گیلان، نجف ١٣٨٩/ ١٩٦٩؛
(١٥) مركز آمار ایران، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر كوچنده ١٣٧٧، جمعیت عشایری دهستانها، كل كشور، تهران ١٣٧٨ ش؛
(١٦) همو، سرشماری عمومی نفوس و مسكن ١٣٧٥: شناسنامه آبادیهای كشور، استان گیلان، شهرستان رودبار، تهران ١٣٧٦ ش الف؛
١٧- همو، سرشماری عمومی نفوس و مسكن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی كل كشور، تهران ١٣٧٦ ش ب؛
(١٨) نقشه راهنمای البرز غربی: گیلان، مقیاس ٠٠٠ ،٣٠٠ : ١، تهران: گیتاشناسی، [بیتا.].
/ وحید ریاحی /