دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٠٠٤
جرايد در تركیه (١) ، از حدود یك سال پیش از فروپاشی عثمانی و شكلگیری جمهوری تركیه (١٣٠٢ش/١٩٢٣)، ممیزی در جراید این سرزمین حذف شدهبود كه سبب افزایش فعالیت جراید گردید (توپوز ، ١٩٧٣، ص ١٤٥)، اما نظام جدید تركیه مشكلاتی برای روزنامهنگاران ایجاد كرد؛ یك ماه و چند روز پس از اعلام جمهوریت، حسین جاهد * (سردبیر روزنامه طنین )، احمد جودت (سردبیر اقدام )، و ولید ابوالضیاء (سردبیر توحید افكار )، همچنین مدیران مسئول دو روزنامه اخیر و نیز چند نفر دیگر بازداشت شدند. اتهام آنان چاپ نامه آقاخان محلاتی (امام اسماعیلیان نزاری) و سیدامیرعلی (رئیس جمعیت اسلام در لندن) خطاب به عصمت اینونو، نخستوزیر وقت تركیه، در دفاع از نظام خلافت بود (لوئیس، ص٢٦٣)، كه پس از الغای سلطنت همچنان ادامه داشت و در ٤ فروردین ١٣٠٣/ ٢٤ مارس ١٩٢٤ ملغا گردید (تونچای ، ١٩٨١، ص ٨٠- ٨١).
یكسال پس از اعلام جمهوریت و در پی قیام شیخ سعید نورسی * ، رهبر درویشان نقشبندیه، برضد نظام تازه تأسیس لائیك تركیه در اواخر بهمن ١٣٠٣/ اواسط فوریه ١٩٢٥ ــ كه به اكثر نواحی جنوبشرقی آناطولی كشیده شد به دستور مصطفی كمالآتاتورك، تعقیب نشریههایمخالف جمهوریت آغاز شد. در این زمان قانونی با عنوان «تقریر سكون» (استقرار نظم) تصویب شد (برای متن قانون رجوع كنید به: < دایرهالمعارف جمهوریت >، ج ١، ص ٦٠) كه به دولت اجازه میداد، با اطلاع و تأیید رئیسجمهوری، با نشریات مخلّ نظم و آسایش اجتماعی و امنیت ملی نیز مقابله شود و به پروندههای آنان در محاكم استقلال، كه برای اجرای این قانون ایجاد شده بودند، رسیدگی گردد (لوئیس، ص ٢٦٦؛ توپوز، ١٩٧٣، ص ١٣٩؛ نیز رجوع كنید به: میدان لاروس ، ج ٦، ص ٥١٩). سركوب قیام شیخ سعید بیش از سه ماه به درازا نكشید، اما محاكم استقلال تا پایان مهلت اعتبار دو ساله به كار خود ادامه دادند و افزون بر آن، اعتبار قانون مذكور دو سال دیگر تمدید و تا اواسط اسفند ١٣٠٧/ اوایل مارس ١٩٢٩ اجرا شد ( رجوع كنید به: میدان لاروس ، ج ١١، ص ٨٥٣ -٨٥٤). در این مدت، بر اساس همان قانون و به دستور همان محاكم، علاوه بر سركوبی قیام شیخسعید، مخالفان از فعالیت در امور سیاسی كنار گذاشته شدند (قوچاق ، ص ١٠٢ـ١٠٤؛ تونچای، ١٩٨١، ص ١٦١ـ ١٦٨). نخستین قربانیان قانون استقرار نظم، مطبوعات بودند، بهویژه مطبوعات استانبول كه در دوره گذار از مشروطیت به جمهوریت از آزادیهای گستردهای برخوردار شده بودند.
چند روز پس از تصویب قانون استقرار نظم، در ١٥ اسفند ١٣٠٣/٦ مارس ١٩٢٥ این جراید توقیف شدند (تونچای، ١٩٨١، ص١٤٢): روزنامه توحید ، بهعلت انتقاد شدیداز برخی نمایندگان مجلس (ایشیق ، ذیل Ebuzziya, Abdurrahman Velid"" ؛ نیز رجوع كنید به: شاپولیو ، ص ٢٢٤)؛ صون تلگراف (تلگراف آخر)، به سبب انتقادهای تند سیاسی ( رجوع كنید به: شاپولیو، ص٣٣٤)؛ مجله اسلامگرای سبیلالرشاد ، كه صاحب امتیاز آن اشرف ادیب (متوفی ١٣٥٠ش/ ١٩٧١) بود و اگرچه گردانندگانش در باره اتحاد اسلام با مصطفی كمالپاشا اختلافنظر داشتند، مناسباتشان با او دوستانه بود. این مجله بعدها، به سردبیری محمدعاكف ارسوی، فرقان نامیده شد ( رجوع كنید به: ارابهجی ، ص٩٦ـ١١٧؛ <دایرهالمعارف زبان و ادبیات تركی >، ج ٣، ص ١٩٣ـ١٩٤)؛ روزنامه استقلال (شاپولیو، ص٢٣٣)؛مجلهاجتماعی ادبی فرهنگی آیدینلق (روشنگری)، كه ترجمانِ (ارگانِ) علنی حزب كارگری دهقانی سوسیالیست (حزب كمونیست تركیه) به شمار میآمد ( رجوع كنید به: بابایف، ص١٠٩) و از تابستان ١٣٠٠ ش/ ١٩٢١ بهطور نامرتب در استانبول منتشر میشدو واپسین شمارهاش، شماره٣١ بود (< دایرهالمعارف زبان و ادبیاتتركی>، ج١، ص٢٤٠)، مدیرمسئولش صدرالدین جلال بود و نویسندگانش شفیق حسنی، علی جودت، شوكت ثریا آیدمیر، و ناظم حكمت بودند ( رجوع كنید به: تونچای، ١٩٦٧، ص ٢٩٣ به بعد؛ <دایرهالمعارف زبان و ادبیات تركی >، همانجا)؛ روزنامه هفتگی اوراق چكیچ (داسچكش)، كه ادامه ضمیمههای كارگری دهقانی آیدینلق (تونچای، ١٩٦٧، ص ٣٥٩ به بعد)، و مدیر تحریریه آن شخصی به نام واصف بود ( رجوع كنید به: سولكر ، ج ١، ص٢٣٥ـ ٢٣٦) و ناظم حكمت نیز با آن همكاری میكرد (بابایف، ص١٠٩ـ ١١٠، ١١٤؛ سولكر، ج ١، ص ٢٣٥ـ٢٣٦؛ شاپولیو، ص ٢٣١).
روزنامههایی چون توقسوز (فاشگو) و صیحه (فریاد؛ هر دو چاپ آدانا)، استقبال و قهقهه (هر دو چاپ طرابزون)، یولداش (رفیق؛ چاپ بورسه)، صدای حق (چاپ ازمیر) نیز توقیف گردیدند (تونچای، ١٩٨١، ص ١٤٣؛ توپوز، ١٩٧٣، ص١٤٠). نشریات چپ نیز، ناگزیر، به فعالیت زیرزمینی پرداختند (< دایرهالمعارف جمهوریت>، ج ١، ص ٦٢). از چهارده روزنامه و مجله چاپ استانبول، هشت عنوان از آنها توقیف گردید (ارابهجی، ص ١١٦). روزنامههای طنین، وطن، ملت (كه به جای وطن منتشر میشد) و مجله رسملیآی (ماه مصور) نیز در ماههای بعد توقیف شدند (تونچای، ١٩٨١، ص ١٤٣).
حسین جاهد، كه صاحبامتیاز و سردبیر روزنامه طنین (آغاز انتشار: اوایل آبان ١٣٠١/اواخر اكتبر ١٩٢٢) بود (< دایرهالمعارف زبان و ادبیات تركی >، ج٨، ص٢٢٤)، و چهار همكارش نخستین روزنامهنگارانی بودند كه به علت درج خبری در باره تفتیش دفتر مركزی حزب ترقیپرور در اواخر فروردین ١٣٠٤/ اواسط آوریل ١٩٢٥، بازداشت و تبعید شدند و طنین نیز توقیف شد (توپوز، ١٩٧٣، ص ١٤١ـ ١٤٣). حسین جاهد یك سال و نیم بعد به استانبول بازگشت (ایشیق، ذیل "Yalcin, Huseyin Cahit" ) و از شهریور ١٣٢٢/ اوت ١٩٤٣ دو باره طنین را منتشر كرد ( رجوع كنید به: ادامه مقاله).
مجله ماهانه رسملیآی (آغاز انتشار: بهمن ١٣٠٢/ فوریه ١٩٢٤)، از نظر محتوا دارای نوآوریهایی بود و گردانندگانش میكوشیدند با بهرهگیری از فنون چاپ و صفحهآرایی، آن را به صورتی جذاب ارائه دهند (قاباجالی ، ص ١٦٢ـ١٦٣). مجله، با هدف جذب خوانندگان بیشتر، دارای موضوعات متنوعی بود، از ادبیات و نمایش و اصول آموزش و پرورش جدید گرفته تا مُد و اخبار عامهپسند، و استقبال از آن چنان بود كه نخستین شمارهاش بهسرعت به چاپ دوم رسید (دوغان ، ص ١٥)؛ اما، گرداننده آن، زكریا سرتل (متوفی ١٣٥٩ ش/١٩٨٠)، به علت چاپ گزارشی در باره مجازات سربازان فراری، و نویسنده گزارش دستگیر و تبعید شدند ( رجوع كنید به: توپوز، ١٩٧٣، ص ١٤٣). رسملیآی با نام سویملی آی (ماه محبوب)، به مدیریت صبیحه سرتل، به انتشار خود ادامه داد تا دوباره به همان نام اولیه انتشار یابد ( رجوع كنید به: ادامه مقاله). وطن از اوایل فروردین ١٣٠٢/ اواخر مارس ١٩٢٣ به سردبیری احمدامین یالمان (متوفی ١٣٥١ ش/ ١٩٧٢، دارای دكتری فلسفه از دانشگاه كلمبیا، تحصیل كرده در زمینه روزنامهنگاری، مدرّس جامعهشناسی در دارالفنون استانبول و دارای تجربه روزنامهنگاری از ١٣٢٥/ ١٩٠٧؛ رجوع كنید به: شاپولیو، ص ٢٢٦ـ٢٢٧؛ ایشیق، ذیل "Yalman, Ahmet Emin" ) انتشار یافت و یكی از روزنامههای مورد توجه استانبول در دوره جمهوری بود ( رجوع كنید به: قاباجالی، ص ١٦٢). وطن ، به سبب انتشار اخبار و مطالب مربوط به روزنامهنگاران تحت محاكمه در محكمه استقلال، در ٢٠ مرداد ١٣٠٤/ ١١ اوت ١٩٢٥ توقیف گردید (< دایرهالمعارف جمهوریت >، ج ١، ص ٦٢)، اما در ١٣١٩ ش/ ١٩٤٠ انتشار آن از سرگرفته شد (< دایرهالمعارف زبان و ادبیات تركی >، ج ٨ ، ص ٥١٩ ٥٢٠). بسیاری از روزنامهنگاران نیز، به اتهام تحریك غیرمستقیم مردم به قیام ( رجوع كنید به: تونچای، ١٩٨١، ص ١٤٥؛ ارابهجی، ص ١١٧)، دستگیر شدند، از آن جمله بودند: اشرف ادیب؛ ولید ابوالضیاء؛ عبدالقادر كمالی، بعدها با نام اوگودچو، نماینده دوره اول مجلس كبیر ملی (١٢٩٩ شـ ١٣٠٢ ش/ ١٩٢٠ـ١٩٢٣) و صاحب امتیاز روزنامه توقسوز ؛ فوزی لطفی، بعدها با نام قراعثمان اوغلو، صاحبامتیاز و مدیرمسئول روزنامه صون تلگراف ؛ صدریادهم، بعدها با نام ارتم (متوفی ١٣٢٢ ش/١٩٤٣)، كه با روزنامههای حاكمیت ملیه و ینیگون (روز نو) همكاری میكرد و پس از اعلام جمهوریت، سردبیری روزنامه صون تلگراف را برعهده گرفت (< رجوع كنید به: دایرهالمعارف زبانوادبیاتتركی >، ج٣،ص٨١). الهامیصفا در خرداد ١٣٠٤/ژوئن ١٩٢٥ و احمدامین یالمان و چند روزنامهنگار دیگر نیز در مرداد/ اوت همان سال دستگیر گردیدند (تونچای، ١٩٨١،ص١٤٣) واگرچه پساز هفتهها بازجویی آزاد شدند، اجازه ادامه كار نیافتند (زورخر ، ص٢٥١؛ تونچای، ١٩٨١، ص١٤٥).
با توقیف مطبوعات و مجازات روزنامهنگاران، روزنامه مخالفی در كشور نماند (قاباجالی، ص ١٦٢) و جز روزنامههای حاكمیت ملیه در آنكارا و جمهوریت در استانبول، كه هر دو ترجمانهای مطبوعاتی حكومت بودند، روزنامهای مردمی در كشور باقینماند ( رجوع كنید به: زورخر، همانجا).
روزنامه جمهوریت ، كه بیوقفه به كار خود ادامه داد، امروزه (١٣٨٥ ش) با سابقهترین روزنامه در حال انتشار است (ارتن و دوغان، ص ٥٠١). یونس نادی (متوفی ١٣٢٤ ش/ ١٩٤٥) كه بعدها عبالی اوغلو نامیده شد در آغاز نشریه ینیگون را در آنكارا منتشر میكرد و اندكی پس از اعلام جمهوریت، با پیشنهاد و پشتیبانی مصطفی كمال، روزنامه جمهوریت را منتشر كرد (همانجا). این روزنامه، كه نامش را مصطفی كمال انتخاب كرده بود، از اوایل تیر ١٣٠٣/ اواخر ژوئن ١٩٢٤، به طور روزانه و در هفت هزار نسخه، در آنكارا آغاز به انتشار كرد؛ اما، پس از درگذشت آتاتورك در آبان ١٣١٧/ نوامبر ١٩٣٨، روزنامه برای مطرح كردن افكار و تمایلات مختلف، پذیرش روزافزونی نشان داد (شاپولیو، ص ٢٢٨ـ٢٣٠؛ <دایرهالمعارف زبان و ادبیات تركی >، ج ٢، ص ٨٩؛ < دایرهالمعارف جمهوریت >، ج ١، ص ٤٩؛ برای ادوار بعدی جمهوریت رجوع كنید به: ادامه مقاله).
در بهمن ١٣٠٤/ فوریه ١٩٢٦، در حدود یك سال و نیم پس از آغاز انتشار جمهوریت ، محمود صویدان ، نماینده مجلس، بهخواست مصطفی كمال پاشا، روزنامه ملت را در استانبول منتشر كرد (شاپولیو، ص ٢٣١؛ < دایرهالمعارف جمهوریت >، ج ١، ص ٨٨). در این روزنامه، خاطرات مصطفی كمال پاشا از زبان وی در چند شماره انتشار یافت (شاپولیو، همانجا؛ رجوع كنید به: ادامه مقاله). در سالهای نخست اعلام جمهوری چند مجله نیز منتشر شد كه از آن جمله مجله حیات بود كه از ١٣٠٥ تا ١٣٠٩ ش/ ١٩٢٦ـ ١٩٣٠، به مدیرمسئولی فاروق نافذ چاملیبل (متوفی ١٣٥٢ ش/١٩٧٣)، منتشر شد. این مجله در بردارنده مطالب ادبی و علمی ارزندهای بود و نویسندگان و شاعران و محققان معروفی چون رشادیوزی گونتكین (متوفی ١٣٣٥ ش/ ١٩٥٦)، عبدالحق حامد ترخان (متوفی ١٣١٦ ش/ ١٩٣٧)، جلال ساهر اَروزان (متوفی ١٣١٤ ش/ ١٩٣٥)، محمدفؤاد كوپرولو (متوفی ١٣٤٥ ش/ ١٩٦٦) با این مجله كمالیست همكاری میكردند (دوغان، ص١٩ـ٢٠؛ گونیول ، ص٨٨ ـ٨٩).
شمارگان مطبوعات در تركیه سالهای نخست جمهوریت، به علت مشكلات اقتصادی، كم بود، چنانكه شمارگان یك سوم از نود روزنامه خارج از استانبول بین ٢٥٠ تا پانصد و یك سوم دیگرش بین پانصد تا هزار نسخه بود. شمارگان روزنامههای مهم استانبول هم در سالهای ١٣٠٣ـ١٣٠٥ ش/ ١٩٢٤ـ١٩٢٦ از این قرار بود: اقدام ششهزار نسخه، وطن بین هفت تا هشتهزار، استقلال سههزار، وقت هفدههزار و صون ساعت هشتهزار نسخه؛ یعنی، مجموع شمارگان پنج روزنامه مهم استانبول، در كشوری با جمعیت ٥ ر١٣ میلیون نفر، در حدود چهلهزار نسخه بود (قاباجالی، ص ١٦٢). در ١٣٠٢ ش/١٩٢٣، ٣٩ مجله؛ در ١٣٠٣ ش/ ١٩٢٤، ٥٢؛ در ١٣٠٤ ش/ ١٩٢٥، ٥٤؛ در ١٣٠٥ ش/ ١٩٢٦، ٣٨؛ در ١٣٠٦ ش/ ١٩٢٧، ٤٧؛ و در ١٣٠٧ ش/ ١٩٢٨، ٢٨ مجله در تركیه شناسایی شده است (قوجاباش اوغلو ، ص ٤). شمارگان برخی مجلات، در مقایسه با روزنامهها، شایان توجه است، چنانكه شمارگان آناطولی دو هزار، مادیات پنجهزار، تركیه اقتصاد مجموعهسی (مجله اقتصاد تركیه) ششهزار، حیات ششهزار، سالن و اعلانات ششهزار، تركیه ادمان مجموعه سی (مجله ورزش تركیه) سههزار، و ینی چفچیلیك (كشاورزی جدید) پنجهزار نسخه بود. شمارگان مجلات علمی و تخصصی در حدود پانصد نسخه بود. مثلاً، در ١٣٠٤ ش/ ١٩٢٥، مجله دارالفنون ادبیات فاكولته سی مجموعه سی (مجله دانشكده ادبیات دارالفنون) و نیز دیش طبیبلر جمعیتی مجموعه سی (مجله جمعیت داندانپزشكان) هر یك در پانصد نسخه منتشر میشد. شمارگان مجلات شهرهای دیگر هم غالباً كمتر از هزار نسخه بود ( رجوع كنید به: همان، ص ١٦٣).
جراید تركیه و تغییر الفبا. پس از تغییر الفبا از عربی به لاتینی در ١٠ آبان ١٣٠٧/ اول نوامبر ١٩٢٨، مطبوعات نیز میبایست با الفبای جدید منتشر میشدند؛ اما، به علت كندی آشنایی مردم با الفبای جدید و نیز به سبب مشكلات فنی حروفچینی و چاپ، از میزان فروش مطبوعات به شدت كاسته شد (شاپولیو، ص ٢٣٥ـ٢٣٦؛ اراوغلو ، ص ١٩٠ـ١٩١) و روزنامههایی چون صون ساعت، رسملی غزته (روزنامه مصور) و اقدام ، و حدود ده مجله تعطیل شدند. مجلاتی هم كه منتشر میشدند، یا ضرر میدادند یا از جایی كمك مالی میگرفتند (قاباجالی، ص ١٧٣ـ١٧٤). در این اوضاع، روزنامهها و مجلات و چاپخانهها فقط توانستند به یاری دولت از این تنگنا بگذرند. پرداخت یارانههای دولتی حدود سه سال ادامه یافت (شاپولیو، ص ٢٣٦؛ نیز رجوع كنید به: قاباجالی، ص ١٧٥)؛ با اینحال، شمارگان مطبوعات در ١٣١٣ ش/١٩٣٤ به اندازه سال ١٣٠٧ ش/١٩٢٨ نشد (تونچای، ١٩٨١، ص ٢٣٢).
چون قانون مطبوعات در ١٣٢٧/ ژوئیه ١٩٠٩ همچنان به اعتبار خود باقی بود ــ كه البته در سالهای بعد در برخی مواد آن تغییراتی داده شد ( رجوع كنید به: توپوز، ١٩٧٣، ص ١٠١) حكومت تك حزبی حزب جمهوریخواهِ خلق * درصدد برآمد كه حدود آزادی مطبوعات را تعیین كند. دو روزنامه یارین (فردا) كه از اواسط آذر ١٣٠٨/ اوایل دسامبر ١٩٢٩ و صون پوسته (پست آخر)، كه از اواخر تیر ١٣٠٩/ اواسط ژوئیه ١٩٣٠ انتشار یافتند ( رجوع كنید به: ادامه مقاله)، آشكارا انتقاد از حكومت تك حزبی را آغاز كردند. در مرداد ١٣٠٩/ اوت ١٩٣٠، دومین حزب مخالف حزب حاكم، یعنی حزب جمهوریخواه آزاد ، پس از آنكه حزب ترقیپرور جمهوریت در ١٣٠٤ش/١٩٢٥ منحل گردید، بهخواست مصطفی كمالپاشا تشكیل شد، اما به سبب استقبال وسیعی كه از آن شد، تحتفشار حزب حاكم بیشاز سه ماهونیم دوام نیاورد (اكینجی ، ص ٥٦٢ ـ ٥٦٨؛ تونچای، ١٩٨١، ص ٢٤٥ـ٢٧٣؛ شیسلر ، ص ٣٠٢ـ٣١٤؛ اراوغلو، ص٢٠٥ـ ٢٠٨؛ زورخر، ص٢٥٩ـ٢٦١).
در اوایل مرداد ١٣١٠/ اواخر ژوئیه ١٩٣١، حزب جمهوریخواه خلق قانون مطبوعاتی را در مجلس تركیه به تصویب رساند كه آزادیها و فعالیتهای جراید این كشور و مخالفان حزب و نظام لائیك را به شدت محدود میكرد ( رجوع كنید به: توپوز، ١٩٧٣، ص ١٤٥ـ١٥٠؛ <دایرهالمعارف جمهوریت >، ج ١، ص ١٧٩). این قانون برای مطبوعاتی كه از سلطنت، خلافت، آنارشیسم و كمونیسم هواداری میكردند، مجازاتهایی تعیین میكرد و، ضمن در نظر گرفتن تدابیری برای پاسداری از جمهوریت و اصلاحات آتاتورك، به دولت اختیار میداد روزنامهها و مجلاتی را كه مطلبی مغایر با سیاست عمومی كشور دارند توقیف نماید (توپوز، ١٩٧٣، ص ١٥٠ـ١٥٢؛ < دایرهالمعارف جمهوریت >، ج ١، ص ١٦٧). در سالهای بعد تغییراتی در قانون مذكور، اوضاع را برای كار مطبوعات سیاسی دشوارتر كرد: داشتن مدرك تحصیلی حداقل از مدارس متوسطه یا مدارس هم سطح آنها، ارائه اعتبارنامه بانكی قابل توجه كه تأمینش برای هر كس میسر نبود، و نداشتن سوء شهرت برای انتشار روزنامه یا مجله الزامی شد (توپوز، ١٩٧٣، ص ١٥٠ـ ١٥٢، ١٦١؛ قاباجالی، ص١٨٥ـ ١٨٦). همچنین برای درج اخبار مربوط به حوادث مدارس و دانشگاهها نیاز به كسب اجازه پیش از انتشار بود ( د. ا. د. ترك ، ذیل "Matbuat. Turk edebiyati"). تغییرات مذكور در آستانه جنگ جهانی دوم (١٩٣٩ـ ١٩٤٥)، حربهای به دست دولت داد كه هر روزنامهای را، برای هر مدتی كه لازم میدید، توقیف كند. مجری اوامر دولت، نهادی به نام مدیریت كل مطبوعات ، وابسته به وزارت كشور، بود (قاباجالی، ص ١٩٧؛ توپوز، ١٩٧٣، ص ١٦٢).
در ١٣٢٥ ش/ ١٩٤٦، پس از جنگ جهانی، برای رفع برخی محدودیتهای تحمیلی بر فعالیتهای مطبوعاتی، تغییراتی در قانون مطبوعات ایجاد شد. علت اصلی این تغییر، تحولاتی بود كه پس از جنگ جهانی در دنیا و در تركیه به وقوع پیوست و نظام تك حزبی ناگزیر شد از اواخر ١٣٢٤ ش/ اوایل ١٩٤٥، از مواضع انحصارطلبانه خود عقبنشینی كند و در حدود یك سال بعد، نظام چند حزبی در آن كشور پاگرفت ( رجوع كنید به: كارپات، ص١٢٧ـ ١٢٨؛ قوچاق، ص ١٣٤ـ ١٤٨). زورخر (ص ٢٩٩) سالهای بین ١٣٢٤ تا ١٣٢٩ ش/ ١٩٤٥ـ١٩٥٠ را دوره گذار تركیه از نظام تك حزبی به مردم سالاری (دموكراسی) نامیده است.
بدینترتیب، از تاریخ تغییر الفبا (اول نوامبر ١٩٢٨) تا پایان جنگ جهانی دوم (١٩٤٥)، از دورههای ركود مطبوعات تركیه به شمار میرود. در ١٣١٤ ش/١٩٣٥، در سراسر تركیه فقط ٣٨ روزنامه روزانه، ٧٨ روزنامه غیر روزانه و ١٢٧ مجله منتشر میشد ( رجوع كنید به: شاپولیو، ص ٢٣٧). در آذر ١٣١٩/ دسامبر ١٩٤٠، هم ١١٣ روزنامه و ٢٢٧ مجله انتشار یافت (برای اطلاعات تفصیلی آماری در باره آنها رجوع كنید به: قاباجالی، ص ١٩٤ـ ١٩٥). در دوره جنگ جهانی دوم، كه با حاكمیت تك حزبی مقارن بود، مطبوعات تحت فشار شدید قرار گرفتند و این نشریهها نیز توقیف شدند: وطن ، جمهوریت ، تصویر افكار ، طان (فجر)، [مجله ] آقبابا ، وقت ، صون پوسته ، خبر و ینیصباح (صباحنو؛ دلپاك ، ص ١٩٣). روزنامه جمهوریت نیز، اگر چه در ١٣١٣ ش/ ١٩٣٤ به مدت ده روز توقیف شد (رجوع كنید به: دوغان، ص ٥٠٤؛ > دایرهالمعارف جمهوریت < ، ج ١، ص ٢٣٧)، پس از درگذشت آتاتورك، ضمن دفاع از كمالیسم، بهتدریج از حزب حاكم فاصله گرفت و به اتخاذ موضع مستقل در قبال حوادث و مسائل گرایش نشان داد (دوغان، همانجا).
یارین ، كه انتشارش از اواسط آذر ١٣٠٨/ اوایل دسامبر ١٩٢٩ آغاز شده بود، از دولت انتقاد میكرد و پس از تشكیل حزب جمهوریخواه آزادی، وظیفه سخنگویی آن را بر عهده گرفت و به شمارگان بینظیر هشتاد هزار نسخه در آن دوره دست یافت، اما با انحلال حزبمذكور و بازداشتهای مكرر اوروچ، مدیرمسئول و سردبیر آن ( رجوع كنید به: < دایرهالمعارف جمهوریت >، ج ١، ص ١٦٠، ١٦٤، ١٧٦، ١٧٩)، و پس از تصویب قانون مطبوعات در ١٣١٠ ش/ ١٩٣١، در مرداد/ اوت همان سال توقیف گردید و اوروچ نیز به بلغارستان گریخت (اوشار ، ص ٢٨ـ٣٢؛ توپوز، ١٩٧٣، ص ١٤٥؛ قاباجالی، ص ١٨٦، ١٨٩؛ شاپولیو، ص ٢٣٦).
از اوایل مرداد ١٣٠٩/ اواخر ژوئیه ١٩٣٠، روزنامه صون پوسته ، با مشاركت چند روزنامهنگار كه دارای افكار و عقاید مختلفی بودند و به مدیریت زكریا سرتل كه تمایلات چپ میانه داشت، منتشر شد. روزنامه با آنكه اعلام كرده بود به هیچ حزبی وابسته نیست، آشكارا از حزب جمهوریخواه آزاد در مقابل حزب حاكم جمهوریخواه خلق دفاع میكرد. سرتل، پس از مدتی، از آن كنارهگیری كرد، اما سلیم راغب امچ تا كودتای ١٣٣٩ ش/ ١٩٦٠ به انتشار آن ادامه داد ( رجوع كنید به: اوشار، ص ٣٣ـ ٣٥؛ توپوز، همانجا؛ قاباجالی، ص ١٨٦، ١٨٩). طان و وطن از روزنامههای منتقد حكومت تك حزبی در دهه پایانی حاكمیت آن بودند (قوچاق، ص ١٣١ـ ١٣٥، ١٣٨). طان ، كه ابتدا به نام ملیت منتشر میشد، پس از دست به دست شدن مالكیت و مدیریتش، از مرداد ١٣١٥/ اوت ١٩٣٦، با مدیریت و هیئت تحریریه جدید و با شكل و محتوای تازهای آغاز به انتشار كرد و پس از كنارهگیری احمدامین یالمان در ١٣١٧ ش/ ١٩٣٨ ــ كه چاپ مقالهای از وی توقیف سه ماهه روزنامه را در پی داشت با همكاری زكریا و صبیحه سرتل منتشر شد تا آنكه گروهی از راستگرایان، گویا به تحریك و سازماندهی حزب حاكم، به دفتر و چاپخانه آن و چند روزنامه دیگر و چند كتابفروشی در آذر ١٣٢٤/ دسامبر ١٩٤٥، حمله و آنجا را ویران كردند (توپوز، ١٩٧٣، ص ١٥٦ـ ١٥٧، ١٦٦ـ١٦٩؛ توپراق، ص ٥٣ -٥٤). احمدامین یالمان وطن را، پانزده سال پس از توقیف، دوباره از مرداد ١٣١٩/ اوت ١٩٤٠ منتشر كرد. روزنامه، پس از كنارهگیری یالمان از آن در ١٣٤٠ ش/ ١٩٦١، تـا ١٣٥٧ ش/ ١٩٧٨ با مدیریت و هیئت تحریریه دیگری و با گرایش چپ انتشار یافت (< دایرهالمعارف زبان و ادبیات تركی >، ج ٨ ، ص ٥١٩).
برخی از روزنامههای دهه ١٣١٠ش/١٩٣٠ (همچون تصویر افكار ، جمهوریت ، طنین ، و آقشام ) در سالهای پیشین هم منتشر شدهبودند و برخی از آنها پس از آن هم به انتشار خود ادامه دادند. روزنامههای ینیصباح و زمان ، از روزنامههای تازهتأسیس در دوره مورد بحث بودند. در ١٣١٣ ش/١٩٣٤ انتشار روزنامه زمان آغاز شد. دو سال بعد، با انتقال مالكیت آن به شخصی دیگر، آچیق سوز (سخن فاش) نامیده شد و سال بعد، بهسبب تغییر مدیریت، به صون تلگراف تغییر نام داد و تا ١٣٣٨ ش/١٩٥٩ با این نام انتشار یافت (قاباجالی، ص ١٨٦). روزنامه حاكمیت ملیه ، كه در آنكارا منتشر میشد، از آذر ١٣١٠/ نوامبر ١٩٣١ اولوس (ملت) نامیده شد (< دایرهالمعارف جمهوریت >، ج١، ص٢٣٨).
مجلههای تركیه از اعلام جمهوریت تا ١٣٤٩ش/ ١٩٧٠. در این دوره، حدود ٢٠٠ ، ٤ عنوان مجله در تركیه انتشار یافت (قوجاباش اوغلو، ص ٤)؛ كمترین تعداد در ١٣٢٠ ش/ ١٩٤١ (٢٥ عنوان) و بیشترین تعداد در ١٣٢٧ش/ ١٩٤٨ (٢٩٤ عنوان) منتشر شد (همانجا). سبب اصلی این جهش چشمگیر در طول هفت سال، تحول نظام سیاسی از تك حزبی به چند حزبی و بهبود اوضاع اقتصادی پس از پایان جنگ جهانی دوم بود.
اهمّ مجلات منتشر شده در این دوره عبارت بودند از: مجله ماهانه كادرو (كادر = كاركنان)، كه انتشار آن از دی ١٣١٠/ ژانویه ١٩٣٢ آغاز شد و پس از انتشار شماره ٣٦، در ١٣١٣ ش/ ١٩٣٤ توقیف گردید. نویسندگان این مجله دارای گرایشهای چپ بودند و از آرمانی دفاع میكردند كه آمیزهای از كمالیسم و ماركسیسم و ملیگرایی بود ( رجوع كنید به: توركش، ص ٤٦٤ـ٤٧٦؛ توپراق، ص ٣٨ـ٤٠). مجله چیغیر (كوره راه) از دی ١٣١١/ ژانویه ١٩٣٣، با مدیرمسئولی حفظی اوغوز بكاتا ، در آنكارا آغاز به انتشار كرد. درج جمله موسولینی («فاشیست زندگی راحت را تحقیر میكند») در بالای صفحه اول و نیز مطالب و مقالات مندرج در آن، حاكی از گرایش آن به آمیزهای از فاشیسم و تركیسم و ملیگرایی بود، اما در ١٣٢٢ ش/ ١٩٤٣ تغییر جهانبینی داد و همسو با حزب جمهوریخواه خلق حركت كرد و سرانجام پس از انتشار شماره ١٩٣، در ١٣٢٧ ش/ ١٩٤٨ تعطیل شد ( رجوع كنید به: گونیول،ص٩١ـ٩٢؛ < دایرهالمعارف جمهوریت >، ج١، ص ٢١٢). مجله فكر حركتلری (جنبشهای فكری) را حسین جاهد یالچین در فاصله مهر ١٣١٢ تا مهر ١٣١٩/ اكتبر ١٩٣٣ ـ اكتبر ١٩٤٠ منتشر كرد. نویسنده بیشتر مقالات مجله، در حوزه فلسفه و علوم سیاسی و جامعهشناسی، خود وی بود ( رجوع كنید به: توپراق، ص ٤٢ـ٤٤؛ شاپولیو، ص ٢٣٧). مجله ادبی وارلیق (هستی) از اواخر تیر ١٣١٢/ اواسط ژوئیه ١٩٣٣، پانزده روز یك بار، منتشر میشد. اندكی پس از آغاز انتشار، تحت مدیریت یاشار نابینایر ( رجوع كنید به: ایشیق، ذیل "Nair Yasar Nabi") در آمد و پس از مرگ او در ١٣٦٠ ش/١٩٨١، دخترش فلز نایر آن را منتشر كرد. این مجله، كه از همكاری نویسندگان و شاعران ارزندهای برخوردار بود، زمینهساز پرورش نویسندگان و شاعران نامآور بسیاری شد ( رجوع كنید به: دوغان، ص ٢٥ـ ٢٧؛ گونیول، ص ٩٤ـ ٩٥). اولكو (آرمان)، ترجمان مطبوعاتی خلق اِوی (خانه ملت) آنكارا، در بردارنده مقالات و مطالبی در زمینه تاریخ و فلسفه و جامعهشناسی و هنر و اقتصاد و ادبیات و فرهنگ عامه بود. از این مجله ٢٧٠ شماره در فاصله سالهای ١٣١٢ تا ١٣٢٩ ش/ ١٩٣٣ـ ١٩٥٠، منتشر شد و زمانی شمارگان آن به ٠٠٠ ، ٥٤ نسخه رسید ( رجوع كنید به: توپراق، ص ٣٧ـ ٣٨؛ دوغان، ص ١٩ـ ٢٠؛ قاباجالی، ص١٩٧). مجله هفتگی ینیآدام (انساننو) بههمت اسماعیل حقی بالطهچیاوغلو (متوفی ١٣٥٧ش/١٩٧٨)، استاد سابق تعلیم و تربیت و رئیس دانشگاه استانبول ( رجوع كنید به: ایشیق، ذیل "Baltacioglu, Ismayil Hakki")، از زمستان ١٣١٣ ش/ ١٩٣٤، با توقفهای كوتاه و بلند، تا ١٣٢٦ ش/ ١٩٤٧ در استانبول و از ١٣٢٨ ش/١٩٤٩ تا بهار ١٣٥٨ ش/١٩٧٩ در آنكارا، جمعاً ٩٣٤ شماره، منتشر شد. این مجله فرهنگی ـ فكری، كه به ادعای گردانندگانش از دموكراسی و جمهوریت و اندیشه و هنر نو دفاع میكرد و رویكردی مردمی داشت، میدان وسیعی بود برای طرح موضوعات متنوع اجتماعی، علمی، هنری، فلسفی و ادبی. نویسندگان و اندیشمندان نوگرا با آن همكاری میكردند ( رجوع كنید به: گونیول، ص ٥٠؛ < دایرهالمعارف زبان و ادبیات تركی >، ج ٨، ص ٥٨٢). مجله انسان ــ كه فقط ٢٥ شماره آن از بهار ١٣١٧/ ١٩٣٨ تا تابستان ١٣٢٢/١٩٤٣ به دست خوانندگانش رسید بهدلیل همكاری روشنفكرانی چون حلمی ضیا اولكن (متوفی ١٣٥٣ ش/ ١٩٧٤) و نوراللّه آتاچ (متوفی ١٣٣٦ ش/ ١٩٥٧) و صباحالدین ایوب اوغلو (متوفی ١٣٥٢ ش/١٩٧٣)، یكی از اثرگذارترین مجلات تركیه در دوره مورد بحث بود. این مجله در بردارنده مقالاتی در حوزه فلسفه، جامعهشناسی، هنر و ادبیات از نویسندگانی با گرایشهای فكری مختلف بود ( رجوع كنید به: توپراق، ص٥٠ ٥٢؛ گونیول، ص ٩٠ـ ٩١؛ ثریا ، ص ٣٢ـ٣٣؛ دوغان، ص٣١ـ٣٤). حركت مجله اسلامگرای عرفانی با گرایشهای ملیگرایانه سنّتی بود كه به تناوب از ١٣١٨ تا ١٣٦٠ ش/ ١٩٣٩ـ ١٩٨١ در استانبول منتشر میشد و مدیرمسئول و نویسنده اصلی و رهبر فكری آن نورالدین توپچو (متوفی ١٣٥٤ ش/١٩٧٥)، دارای دكتری فلسفه از فرانسه، بود ( رجوع كنید به: الیبول ، ص٢٦٧ـ٢٧٣؛ توپراق، ص ٥٢). نجیب فاضل قیساكورك (متوفی ١٣٦٢ ش/ ١٩٨٣) ابتدا مجله هفتگی آغاج (درخت) را در ١٣١٥ ش/ ١٩٣٦ منتشر كرد كه بیش از هفده شماره نپایید و از اواخر شهریور ١٣٢٢/ اواسط سپتامبر ١٩٤٣ تا اواخر حیاتش، مجله بیوك دوغو (شرق بزرگ) را منتشر كرد كه توقیفها و تعطیلیهای كوتاهمدت و بلندمدت و محكومیتهای مكرر زندان را به همراه داشت. آغاج و بیوك دوغو در سالهای نخست انتشار، بیشتر جنبه ادبی و هنری داشتند و شاعران و نویسندگان معروف بسیاری، با باورهای گوناگون، با آنها همكاری میكردند؛ اما، بیوك دوغو بعداً جریدهای سیاسی ـ اسلامی شد، به گونهای كه آن را یكی از جراید راهگشای جنبش اسلامی در تركیه میدانند (گونیول، ص ٩٢، ٩٧ـ ٩٨؛ دوغان، ص ٣٨ـ٣٩؛ سوباشی، ص ٢٢٤ـ ٢٢٥).
مجلات دیگری نیز در دوره موردبحث منتشر شدند، از جمله: چنارآلتی (زیرچنار؛ ١٣٢٠ـ ١٣٢٣ش/ ١٩٤١ـ١٩٤٤)، كه هوادار نازیسم و تورانگرایی و ملیگرایی افراطی و ضدكمونیستی بود ( رجوع كنید به: گونیول، ص ٩٧)؛ سس (صدا)، ینیسس (صدای نو)، یورت و دنیا (وطن و دنیا)، گون (روز، آفتاب)، آنت (سوگند)، و یورویوش (راهپیمایی دستهجمعی)، كه دارای تمایلات چپ بودند ( رجوع كنید به: توپراق، ص ٥٢ ٥٣؛ گونیول، ص ٩٩؛ دوغان، ص ٣٥ـ ٣٨)؛ مجلات فكاهی آقبابا و كاریكاتور ( رجوع كنید به: قاباجالی، ص ١٩١؛ درمان، ص ٧٦ـ ٧٨؛ توپوز، ١٩٧٣، ص ١٦٠)؛ جمهوریت قادینی (زن جمهوریت)، مُدا آلبومو (آلبوم مد)، اِو ایش (خانه ـ كار)، و اِو ـ قادین (خانه زن)، كه از مجلات زنان بودند ( رجوع كنید به: ایلیاس اوغلو و اینسل ، ص ١٧٢ـ١٧٤)؛ و آتش ، چوجوق هفتهسی (هفته كودك)، چوجوق سسی (صدای كودك)، چوجوق گوزو (چشم كودك)، و چوجوق غزتهسی (روزنامه كودك)، كه از مجلات كودكان بودند ( رجوع كنید به: گنچل ، ص ١٩٠ـ١٩٣).
جراید تركیه از پس از جنگ جهانی دوم تا كودتای ١٣٣٩ش/ ١٩٦٠. گذار به دوران چند حزبی و تغییرات قانون مطبوعات در ١٣٢٥ ش/١٩٤٦، زمینه مناسبتری برای فعالیتهای سیاسی و رشد و توسعه مطبوعات فراهم آورد. در دورهای چهار ساله (١٣٢٥ـ١٣٢٩ ش/ ١٩٤٦ـ١٩٥٠) ــ كه به پیروزی قاطع حزب دموكرات * در مقابل حزب جمهوری خواه، كه بیش از ٢٥ سال تنها حزب حاكم بود، و به حاكمیت ده ساله حزب دموكرات انجامید ( رجوع كنید به: شاو، ج ٢، ص ٤١٣ـ٤٢٠؛ قوچاق، ص ١٤١ـ ١٥٤) افزون بر ادامه انتشار بسیاری از روزنامههای سالهای پیش (توپوز، ١٩٧٣، ص ١٧٢)، روزنامههای جدیدی هم منتشر شدند، از جمله ظفر ، كه ترجمان حزب دموكرات در آنكارا بود ( رجوع كنید به: شاپولیو، ص ٢٤٨) و حریت و ملیت ، كه مهمترین و پایدارترین این روزنامهها به شمار میروند.
حریت را سداد سیماوی (متوفی١٣٣٢ش/١٩٥٣)، داستان ونمایشنامهنویسوسینماگرو روزنامهنگار و نقاشوكاریكاتورنگار و طراح و ناشر چند روزنامه و مجله غالباً فكاهی، از اردیبهشت ١٣٢٧/مه ١٩٤٨ منتشر كرد ( رجوع كنید به: شاپولیو، ص٢٤٣ـ٢٤٤؛ ایشیق، ذیل "Simavi, Sedat" ). انتشار این روزنامه نقطه عطفی در تاریخ روزنامهنگاریتركیه بهشمار میآید ( رجوع كنید به: شاپولیو، ص ٢٤٢). حریت شیوه روزنامهنگاری سنّتی را در تركیه متحول و حتی آن را منسوخ كرد. امتیاز این روزنامه در ١٣٧٣ ش/ ١٩٩٤ به آیدین دوغان ، سرمایهدار معروف، فروخته شد (همانجا؛ نیز رجوع كنید به: < دایرهالمعارف جمهوریت >، ج ٤، ص ٤٣٦، ٤٥٩؛ ادامه مقاله). حریت در دهه ١٣٧٠ ش/ ١٩٩٠ یكی از سه روزنامه پرفروش تركیه، با شمارگانی بین ٠٠٠ ، ٤٤٥ تا ٠٠٠ ، ٥٧٥ نسخه، بود (رجوع كنید به: ایسپیرلی ، ص ٣٢ـ٣٤؛ نیز رجوع كنید به: حریت * ).
ملیت چند روز پیش از پیروزی حزب دموكرات در انتخابات اردیبهشت ١٣٢٩/ مه ١٩٥٠، آغاز به انتشار كرد و از این حزب پشتیبانی نمود ( رجوع كنید به: قاباجالی، ص ٢١٥). علی ناجی قراجان (متوفی ١٣٣٤ ش/ ١٩٥٥)، كه در روزنامهنگاری دارای تجارب طولانی بود (رجوع كنید به: < دایرهالمعارف جمهوریت >، ج ٢، ص ٢٨٠)، امتیاز ملیت را از عارف اوروچ خرید و آن را با شكل و رویكردی جدید منتشر كرد. روزنامه در فضای چندحزبی و با هیئت تحریریه ورزیده و بهرهمندی از دستگاههای چاپ پیشرفته، توسعه روزافزون یافت؛ شمارگان آن در سالهای نخست در حدود بیست هزار نسخه، در ١٣٣٩ ش/١٩٦٠ بیش از صدهزار و در ١٣٥١ ش/ ١٩٧٣ بیش از دویست هزار نسخه بود ( رجوع كنید به: <دایرهالمعارف زبان و ادبیات تركی > ، ج ٦، ص ٣٦٣ـ ٣٦٤). پس از درگذشت علی ناجی قاراجان، پسرش اداره روزنامه را بر عهده گرفت. ملیت در این دوره، بر خلاف حریت ، مطالب فراوانی در باره موضوعات روشنفكرپسند و نیمهروشنفكرپسند درج میكرد ( رجوع كنید به: توپوز، ١٩٧٣،ص١٧٦). از اواخر دهه ١٣٣٠ش/ ١٩٥٠ مشی سیاسی آن تغییر كرد و، تحت تأثیر نویسندگانی چون چتین آلتان ( رجوع كنید به: ادامه مقاله) و روزنامهنگاران جوان دیگر، به چپ گرایش یافت و بهتدریج در موضع چپمیانه قرار گرفت و روزنامهنگاران سیاستپیشهای چون بلند اجویت ( رجوع كنید به: ایشیق، ذیل "Ecevit, Bulent") با آن همكاری كردند (رجوع كنید به: < دایرهالمعارف زبان و ادبیات تركی >، ج ٦، ص ٣٦٤). ملیت كه پیش از حریت ، یعنی در ١٣٥٨ ش/ ١٩٧٩ به تملك آیدین دوغان در آمده بود ( رجوع كنید به: همان، ج ٦، ص ٣٦٣)، گذشته از آنكه به روزنامهای عامهپسند سوق داده شد، از نظر سیاسی هم از مواضع حزب مام میهن پشتیبانی كرد ( رجوع كنید به: همان، ج ٦، ص ٣٦٤). شمارگان ملیت از نزدیك به پانصد هزار نسخه در ١٣٧٠ ش/ ١٩٩١، به حدود ٠٠٠ ، ٣٥٠ نسخه در ١٣٧٧ ش/ ١٩٩٨ كاهش یافت ( رجوع كنید به: ایسپیرلی، ص ٣٢ـ٣٤).
دیگر روزنامههای مهم این دوره، به ترتیب تاریخ انتشار، ظفر (١٣٢٨ ش/ ١٩٤٩)، دنیا (١٣٣١ ش/ ١٩٥٢) صون حوادث (حوادث واپسین؛ ١٣٣٢ ش/ ١٩٥٣) و ترجمان (١٣٣٤ش/١٩٥٥) بودند ( د.ا.د.ترك ، همانجا). برخی از مجلات مهم هم عبارت بودند از: قایناق (به معنای منبع، سرچشمه؛ ١٣٢٧ ش/ ١٩٤٨)، یاپراق (برگ؛ ١٣٢٨ ش/ ١٩٤٩)، یدّیتپه (هفتتپه؛١٣٢٩ش/١٩٥٠)؛ تركدیلی (زبانتركی؛ ١٣٣٠ش/ ١٩٥١)؛ ماوی (آبی؛١٣٣١ ش/ ١٩٥٢)؛ و ینیافقلر (افقهای نو؛ ١٣٣١ ش/١٩٥٢؛ گونیول، ص١٠٢، ١٠٤ـ١٠٦، ١٠٨؛ دوغان، ص ٤٢ـ٤٦، ٤٩ـ٥٠، ٥٧ ٦٧). مجله سیاسی، اقتصادی و فرهنگی فوروم (میزگرد؛ ١٣١٣ـ ١٣٤٨ش/ ١٩٥٤ـ١٩٦٩؛ رجوع كنید به: < دایرهالمعارف جمهوریت >، ج٢، ص٢٥٦) و مجله اسلام (١٣٣٦ـ١٣٤٤ش/ ١٩٥٧ـ ١٩٦٥) نیز در همین دوره منتشر شدند. بهواسطه مجله اسلام ، روشنفكری اسلامی در تركیه توسعه یافت. انتشار آن، از نظر راهنمایی تشكلهایاسلامی سالهایبعدی، نقطه آغاز مهمی بهشمار میرود (سوباشی، ص ٢٢٧، ٢٣٥). این مجلات نیز شایان ذكرند: مجله خبری هفتگی عكس (پژواك؛ ١٣٣٣ ش/ ١٩٥٤)؛ مجله خبری كیم (كه ؟، چه كسی ؟؛ ١٣٣٧ ش/ ١٩٥٨)، كه در سی هزار نسخه چاپ شد ( رجوع كنید به: قاباجالی، ص ٢١٧)؛ و مجله عامهپسند و رنگین هفتگی حیات (١٣٣٤ ش/ ١٩٥٥)، كه به شمارگان ٠٠٠ ، ١٥٠ (و در موردی ٠٠٠ ، ٢٧٥) نسخه دست یافت ( رجوع كنید به: همان، ص ٢٢٣ـ ٢٢٤).
اقدامات حزب دموكرات، كه مطبوعات در پیروزی قاطعش در اردیبهشت ١٣٢٩/ مه ١٩٥٠ بیتأثیر نبودند، لایحه قانون مطبوعات را در تیر ١٣٢٩/ ژوئیه ١٩٥٠ به تصویب رساند كه آزادی بیشتری برای جراید تركیه در پیداشت ( رجوع كنید به: توپوز، ١٩٧٣، ص ١٧٧ـ١٧٩) و در تاریخ مطبوعات تركیه دورهای آغاز شد كه احمدامین یالمان آن را دوره طلایی نامیده است (< دایرهالمعارف جمهوریت >، ج ٣، ص ٢٩٨)؛ اما، این دوره چندان نپایید، زیرا دولت نخستین لایحه محدودكننده آزادی مطبوعات را در اسفند ١٣٣٢/ مارس ١٩٥٤ و دومین لایحه را در خرداد ١٣٣٥/ ژوئن ١٩٥٦ به تصویب رساند ( رجوع كنید به: توپوز، ١٩٧٣، ص ١٨٢ـ١٨٩؛ < دایرهالمعارف جمهوریت >، ج ٢٠، ص ٢٩٢).
جراید تركیه پس از كودتای ١٣٣٩ش/ ١٩٦٠. در تركیه، در دورهای بیست ساله، سه كودتای نظامی روی داد: در ٦ خرداد ١٣٣٩/ ٢٧ مه ١٩٦٠، ٢١ اسفند ١٣٤٩/ ١٢ مارس ١٩٧١ و ٢١ شهریور ١٣٥٩/ ١٢ سپتامبر ١٩٨٠. كودتای نخست ــ چون گروهی از افسران فرودست بر ضد حكومت حزب دموكرات و سلسله مراتب ارتش، كرده بودند با دو كودتای بعدی كه به دست ژنرالها صورت گرفت و نیز باتوجه به عملكردها و دستاوردها و پیامدهای آنها، متفاوت ارزیابی شده است و حتی برخی، اصطلاح انقلاب را در مورد آن به كار بردهاند. لغو كلیه محدودیتهای تحمیلشده بر مطبوعات و آزادكردن روزنامهنگاران زندانی، از نخستین اقدامات دولت كودتا بود (اراوغلو، ص ٢٢٦ بهبعد؛ شاو، ج٢، ص٤١٣ بهبعد؛ نیز رجوع كنید به: تونچای، ١٩٩٠، ص١٩٣ به بعد؛ توپوز، ١٩٧٣، ص ٢٠٦ـ ٢٠٨؛ قاباجالی، ص ٢٢٩؛ شاپولیو، ص ٢٧٢). مطبوعات نیز افزون بر آنكه در زمینهسازی برای كودتا مؤثر بودند، عموماً از اقدامات كودتاگران پشتیبانی میكردند ( د.اسلام ، چاپ دوم، ذیل Djarida.III" ). قانون اساسی جدید نیز در بر دارنده اصول مهمی برای آزادی مطبوعات بود: برای انتشار روزنامه و مجله احتیاجی به گرفتن اجازه قبلی و گذاشتن وثیقه مالی نبود و مطبوعات ممیزی نمیشدند. در عین حال، مسئولیتهایی برای مطبوعات و حد و مرزهایی برای آزادی آنها شناخته شد كه اهمّ آنها مراعات تمامیت ارضی، نظم و نظام جامعه، امنیت ملی و اخلاق عمومی بودند ( رجوع كنید به: توپوز، ١٩٧٣، ص ٢١٦ـ٢٢٠؛ شاو، ج ٢، ص ٤١٨ـ٤١٩). اگرچه پس از انتقال حكومت به دولتهای غیرنظامی، اقدامات بهطور كلی ناموفقی برای محدودتر كردن آزادی مطبوعات صورت گرفت (توپوز، ١٩٧٣، ص٢٢٠)، مطبوعات در دوره ده سالهای كه با كودتای اسفند ١٣٤٩/ مارس ١٩٧١ به پایان رسید، از آزادی بیشتری برخوردار شدند و بیش از پیش رشد كردند ( رجوع كنید به: ادامه مقاله).
جراید تركیه پس از كودتای ١٣٤٩ش/١٩٧١. پس از كودتای دوم در تركیه، هزاران روشنفكر چپگرا دستگیر شدند، از جمله روزنامهنگارانی چون ایلخانسلجوق ، از نویسندگان جمهوریت و چند روزنامه و مجله دیگر ( رجوع كنید به: صویداش و لوك ، ص٥١٢ ـ ٥١٧) و چتین آلتان، از نویسندگان ملیت ، آقشام (غروب) و چند روزنامه دیگر ( رجوع كنید به: ایشیق، ذیل " Altan, Cetin" ؛ نیز رجوع كنید به: < دایرهالمعارف جمهوریت >، ج٣، ص٢٦٣ـ٢٦٤، ٢٨٣، ٣١٣، ٣٣٥ـ ٣٣٦،٣٤٠). در پی این دستگیریها و نیز توقیف روزنامههایی چون جمهوریت ، آقشام ، بوگون (امروز)، و صباح (رجوع كنید به: <دایرهالمعارف جمهوریت>، ج ٣، ص ٢٨٣)، محدودیتهای عمدهای در قانون اساسی و حقوق و آزادیهای اساسی پدید آمد ( رجوع كنید به: كونگار، ص ١٧٦؛ < دایرهالمعارف جمهوریت>، ج ٣، ص ٢٦٦، ٣٣٦). سرانجام، پس از برگزاری انتخابات مهر ١٣٥٢/ اكتبر ١٩٧٣، كه نتایجش برای كودتاگران نظامی نومیدكننده بود ( رجوع كنید به: كونگار، ص١٨٢؛ احمد، ص ١٥٩ـ١٦٠)، دوره حكومتهایی كه كودتاگران به وجود آورده بودند، پایان پذیرفت (رجوع كنید به: < دایرهالمعارف جمهوریت >، ج ٣، ص ٢٦٤) و زمینه مساعدی برای رشد و توسعه مطبوعات فراهم آمد ( رجوع كنید به: ادامه مقاله)؛ اما، تشدید تنش و ناآرامی و خشونت و ترور در كشور، در شهریور ١٣٥٩/ سپتامبر ١٩٨٠ بار دیگر زمینهساز مداخله نظامی شد ( رجوع كنید به: احمد، ص ١٤٨ـ١٨٠؛ كونگار، ص ٢٠٠).
در دوران بیست ساله بین كودتای اول و سوم (بهجز دوره دو سال و اندی كودتای دوم، كه حقوق و آزادیهای اساسی تحت فشارهای محدود كننده بودند) مطبوعات، بهویژه در دوره دهساله اول، رشد و توسعه چشمگیری یافتند. در این ده سال، از روزنامههایی چون جمهوریت، آقشام و ملیت بیش از ادوار پیش استقبال شد، چنانكه شمارگانشان به ترتیب به ٠٠٠ ، ١٦٠، ٠٠٠ ، ١٥٠ و ٠٠٠ ، ٢٠٠نسخه رسید. ترجمان هم، كه مورد علاقه محافظه كاران بود، در سیصدهزار نسخه چاپ شد. صون حوادث نیز، مانند ترجمان ، دارایگرایش محافظه كارانه بود ( رجوع كنید به: قاباجالی، ص٢٢٩). دراینمیان، بیشترین شمارگان بهروزنامههایخبری هیجانانگیزی چون حریت (ششصدهزار نسخه) تعلقداشت ( رجوع كنید به: توپوز، ١٩٧٣، ص ٢٢٥). صباح و بوگون (١٣٤٥ ش/١٩٦٦) نیز از جمله نشریات كثیرالانتشار بودند ( رجوع كنید به: د.ا.د. ترك ، ج ٢٨، ص ١٢٤). گونآیدین (روز به خیر) ــ كه خلدون سیماوی، پس از كنارهگیری از حریت ، در آذر ١٣٤٧/ نوامبر ١٩٦٨ آن را در استانبول منتشر كرد روزنامهای مصور و رنگین و كمنوشته بود و نمونه جدیدی از روزنامههای عامهپسند خبری به شمار میآمد و در اندك مدتی از روزنامههای كثیرالانتشار تركیه شد (قاباجالی، ص ٢٣١ـ ٢٣٢). روزنامههای چاپ آنكارا از روزنامههای استانبول، شمارگان كمتری داشتند، چنانكه اولوس ، عدالت ، گوندم (برنامه)، ظفر ، ینیطنین (طنین نو) در ١٣٤٤ ش/ ١٩٦٥ با شمارگانی بین ٠٠٠ ، ٥ ر٧ تا ٠٠٠ ، ٥ ر١٥ نسخه چاپ میشدند ( رجوع كنید به: شاپولیو، ص ٣١٤). به طور كلی، تعداد مجلههایی كه در دوره موردبحث در تركیه انتشار یافت، بیشتر از روزنامهها بود؛ ٠٩٩ ، ١ روزنامه در ١٣٤٦ ش/ ١٩٦٧ و در همان سال، ١٢٣ ، ١ مجله و گاهنامه منتشر شد ( رجوع كنید به: قاباجالی، ص ٢٣٥). مجلات بسیاری، كه غالباً عمرشان كوتاه بود، پس از كودتای اول در تركیه منتشر شدند (همان، ص ٢٢٩). شمار مجلات چپ در این دوره چندان زیاد بود كه از آن به انفجار مطبوعاتی چپ تعبیر شده است (رجوع كنید به: < دایرهالمعارف جمهوریت >، ج ٣، ص ١٢١).
اهمّ مجلات منتشر شده در این دوره، به ترتیب آغاز تاریخ انتشار، عبارت بودند از: دیریلیش (زندگی)، مجلهای فكری ادبی و سیاسی، كه حمایت از احیا و رشد و توسعه تمدن و جوامع اسلامی را وجهه نظر خود قرار داده بود. این مجله پس از انتشار دو شماره در آنكارا در ١٣٣٩ ش/ ١٩٦٠، از ١٣٤٥ تا ١٣٥٣ ش/١٩٦٦ـ١٩٧٤ بهصورت گاهنامه در استانبول منتشر شد و از آن پس، نشریه دیگری به نام < اندیشه، ادبیات و سیاست >، جای آن را گرفت ( رجوع كنید به: دوغان، ص ٨٩ ٩٠؛ < دایرهالمعارف زبان و ادبیات تركی >، ج ٢، ص ٣٢٥ـ ٣٢٦). پاپیروس ، كه از ١٣٤٥ تا ١٣٤٩ ش/١٩٦٦ـ ١٩٧٠، مجموعاً ٤٧ شماره از آن منتشر شد، مجلهای ادبی بود كه مقالات ارزندهای در باره ادبیات در آن به چاپ میرسید (رجوع كنید به: گونیول، ص ١١٣؛ دوغان، ص ٩١ـ٩٣). یون (جهت)، مجلهای هفتگی و فكری و هنری بود كه گروه بزرگی از نویسندگان، كه به طیفی از چپ ـ ملی تعلق داشتند، با آن همكاری میكردند. از یون از آذر ١٣٤٠ تا ١٣٤٦/ دسامبر ١٩٦١ـ١٩٦٧، به مدیرمسئولی دوغان آوجیاوغلو (متوفی ١٣٦٢ش/١٩٨٣)، اندیشمند و فعال سیاسی و مورخ (ماجار ، ص١٦٢ـ١٦٩؛ آقشین، ج ٥، ص٢٥٥ـ ٢٥٧)، ٢٢٢ شماره در آنكارا منتشر شد ( رجوع كنید به: < دایرهالمعارف جمهوریت >، ج ٣، ص ٢٧). مجله دوریم (انقلاب)، كه ادامه یون به شمار آمده است، از مهر ١٣٤٨/ اكتبر ١٩٦٩ منتشر گردید ( رجوع كنید به: همان، ج ٣، ص ١٢١). مجله ماهانه ترك كولتورو (فرهنگ ترك)، ترجمان مؤسسه پژوهشی فرهنگ ترك ، كه در بر دارنده مقالات پژوهشی در باره ادبیات و فرهنگ و تاریخ جهان ترك بود، از آذر ١٣٤١/ نوامبر ١٩٦٢ در آنكارا منتشر شد ( رجوع كنید به: گونیول، ص١١٠؛ <دایرهالمعارف زبان و ادبیات تركی >، ج٨ ، ص٤١٦ـ٤١٧). مجله ماهانه هنری ـ فرهنگی آتاچ (اجدادی، متعلق به نیاكان) را، كه دارای تمایلات چپ بود، انتشاراتی آتاچ از خرداد ١٣٤١ تا مهر ١٣٤٣/ مه ١٩٦٢ ـ اكتبر ١٩٦٤ منتشر كرد. سپس مجله ایلم (فعل، عمل) جای آن را گرفت ( رجوع كنید به: دوغان، ص ٧٤ـ٧٧؛ گون یول، ص ١١٠ـ١١٢). ینیدرگی (مجلهنو) ــ كه از پاییز ١٣٤٣ تا بهار ١٣٥٤/ ١٩٦٤ـ ١٩٧٥، در ١٢٨ شماره منتشر شد مجلهای فكری و هنری بود كه ضمن درج ترجمه مطالبی در باره رویدادهای هنری و مباحثات فكری از زبانهای دیگر، مقالات بحثانگیزی در باره مسائل هنری تركیه در آن به چاپ میرسید ( رجوع كنید به: گونیول، ص ١١٢؛ دوغان، ص ٨٠ ٨٣). ادبیات مجلهای اسلامگرا و نوگرا بود كه از ١٣٤٨ ش/ ١٩٦٩، با توقفهای كوتاه و بلند، منتشر شد (گونیول، ص ١١٣ـ١١٤). ملیت صنعت درگیسی (مجله هنر ملیت)، از انتشارات روزنامه ملیت ، از مهر ١٣٥٠/ سپتامبر ١٩٧١ به طور هفتگی، و از ١٣٥٩ ش/ ١٩٨٠ پانزده روز یك بار منتشر میشود. در این مجله بیشتر، اخبار و گزارشهای مصور رویدادهای فرهنگی و هنری تركیه و خارج، از نقاشی و كندهكاری گرفته تا موسیقی و سینما و نمایش و ادبیات، درج میشود ( رجوع كنید به: گونیول، ص ١١٦؛ دوغان، ص١٠٠ـ ١٠٢). < مجله آكادمی قبه آلتی >، كه ترجمان جمعیت قُبهآلْتی بوده ( رجوع كنید به: < دایرهالمعارف زبان و ادبیات تركی >، ج ٥، ص ٤٢٩)، از دی ١٣٥١/ ژانویه ١٩٧١ به مدیریت نهاد سامی بانارلی، تاریخ ادبیات نویس معروف، چاپ میشد و پس از درگذشت بانارلی در مرداد ١٣٥٣/ اوت ١٩٧٤ (آیواز ( عیوض ) اوغلو، ج ٥ ، ص ٣٦٤ـ٣٦٩؛ < دایرهالمعارف جمهوریت >، ج ٣، ص ٣٥٩)، این مجله علمی مروّج فرهنگ ملی است و با واژهسازیهای ناهنجار و تصفیه زبان مخالف است ( رجوع كنید به: < دایرهالمعارف زبان و ادبیات تركی >، ج ٥، ص ٤٢٨ـ ٤٢٩).
جراید تركیه پس از كودتای ١٣٥٩ش/ ١٩٨٠. ضربهای كه كودتای نظامی ٢١ شهریور ١٣٥٩/ ١٢ سپتامبر ١٩٨٠ بر حقوق و آزادیهای اساسی، از جمله آزادی مطبوعات، در تركیه وارد آورد، سنگینتر و اثرش از كودتای اسفند ١٣٤٩/ مارس ١٩٧١ پایدارتر بود. نظامیان كودتاگر، به ریاست كنعان اورن ، اقدامات زیادی كردند، از قبیل انحلال دولت و مجلس و احزاب و سازمانهای سیاسی و اتحادیهها، پایان دادن به فعالیتهای سیاسی از جمله فعالیتهای نویسندگان و روزنامهنگاران، و توقیف روزنامهها ( رجوع كنید به: تانور، ص ٩٢؛ <دایرهالمعارف جمهوریت >، ج ٣، ص ٥١٧ ٥١٩، ج ٤، ص ١٢، ٢٧ـ ٢٨). گفتنی است كه شمار بازداشتشدگان در یك سال پس از كودتا، حدود ٠٠٠ ، ١٢٣ نفر بود ( رجوع كنید به: زورخر، ص ٤٠٧).
توقیفهای طولانی مدت روزنامهها و بازداشت و مجازات روزنامهنگاران و مدیران امور تحریریه در تركیه، بهویژه در استانبول كه مركز حیات روشنفكری و انتشار مطبوعات بود، از پیامدهای سیاستهای محدود كننده حاكمیت نظامی بود ( رجوع كنید به: همان، ص ٤٠٦). از جمله روزنامههای توقیف شده، روزنامه جمهوریت بود ( رجوع كنید به: همانجا؛ در باره توقیف روزنامههایی چون ملت، و حریت، و محكومیت نویسندگان و مدیران امور تحریریه آنها رجوع كنید به: < دایرهالمعارف جمهوریت >، ج ٤، ص ٢٧ـ ٢٨، ٦٠، ٩٤ـ٩٧). كودتاگران، كه بحران سیاسی حاكم بر كشور را ناشی از قانون اساسی ١٣٤٠ ش/ ١٩٦١ میدانستند ( رجوع كنید به: همان، ج ٤، مقدمه گورسل، ص ٣)، اقدام به تدوین و تصویب قانون اساسی جدیدی كردند. این قانون اساسی موانعی جدّی برای اجرای حقوق و آزادیهای فردی به وجود آورد ( رجوع كنید به: كونگار، ص ١٩٩؛ چتین قایا ، ص ٢٩٥ـ٢٩٦؛ دلبریپور، ص ١٠١ـ١٠٢). به دستور حكومت نظامی، چاپ و توزیع روزنامههای جمهوریت، ترجمان ، ملیت ، ملیغزته (روزنامه ملی)، حریت و مجله هفتگی نقطه ، مدتی ممنوع گردید و روزنامهنگاران بسیاری بازداشت شدند. طبق قانون جدید، جرایدی كه مغایر امنیت ملی و اخلاق عمومی شناخته میشدند، توقیف میگردیدند و چاپخانههایی كه چنان مطالبی در آنها چاپ میشد، مصادره میشدند ( رجوع كنید به: < دایرهالمعارف جمهوریت >، ج ٤، ص ٧٣).
اگر چه قوانین تدوین شده در دوره حاكمیت نظامی كودتا، بر آزادیهای سیاسی و مدنی دوره بعدی تأثیر میگذاشت ( رجوع كنید به: تانؤر، ص ٩٢)، با تغییراتی كه در فاصله سالهای ١٣٦٦ ش تا ١٣٧٤ ش/١٩٨٧ـ ١٩٩٥ در قانون اساسی داده شد، این تأثیر تا حدود زیادی تعدیل گردید ( رجوع كنید به: < دایرهالمعارف جمهوریت >، ج ٤، ص ٤٢)؛ اما، در دوره ریاست جمهوری تورگوت اوزال (١٣٦٢ـ١٣٧٢ ش/ ١٩٨٣ـ١٩٩٣)، نظارت دولت بر مطبوعات به محدودیتهای قانونی منحصر نمیشد و فشارهای اقتصادی نیز از ابزارهای دولت برای مقابله با مطبوعات مخالف بود، چنانكه تحریم آگهی دولتی دادن به روزنامههای گون آیدین ، ترجمان و بلوار ، آنها را با دشواریهای مالی شدیدی مواجه كرد و صاحب گون آیدین ناگزیر به فروش آن شد. نازلی ایلیجاق (متولد ١٣٢٣ ش/١٩٤٤؛ رجوع كنید به: ایشیق، ذیل "Ilicak, Nazli"؛ < دایرهالمعارف جمهوریت > ج ٤، ص ٦٢، ٦٧٢ ٦٧٣؛ قالیونجو ، ص ٩٤ـ ١٠٥)، سردبیر ترجمان و سپس بلوار ، كه از منتقدان سرسخت سیاستهای اوزال بود، بهناچار مدتی از شغل خود كنارهگیری كرد. دولت اوزال با افزایش ٢٢٥ درصدی قیمت كاغذ روزنامهها در عرض شانزده ماه، مطبوعات منتقد دولت را تحت فشار قرار داد (آلپای، ١٩٩٣، ص ٨٤ ٨٥). در دوره اوزال، با اصلاحات و سیاستهایی كه اعمال شد، تمام ارزشهای جامعه تركیه، از جمله موازین و هنجارهای روزنامهنگاری، دگرگون گردید و بسیاری از جراید به تملك سرمایهداران و دولت در آمدند ( رجوع كنید به: چویك ، ص ٤٧٧ـ ٤٧٨؛ دلبریپور، ص ١٦ـ١٧؛ نیز رجوع كنید به: ادامه مقاله).
اگرچه دولتهای پس از اوزال اقدامهایی برای باز كردن فضای سیاسی كردند ( رجوع كنید به: < دایرهالمعارف جمهوریت >، ج ٤، ص٣٣٤ـ ٣٣٥)، روزنامهنگاران امنیت جانی نداشتند (چتینقایا، ص ٣٠٣؛ < دایرهالمعارف جمهوریت >، ج ٤، ص ٥١٢، ٥٣٢). سرانجام، تركیه تحت فشار پارلمان اروپایی ــ كه گسترش مناسبات با تركیه را مشروط به افزایش آزادی كرده بود در این قوانین تغییراتی داد ( رجوع كنید به: < دایرهالمعارف جمهوریت >، ج ٤، ص ٤٦٧، ٥٢٥، ٥٣٢).
تصاویر این مدخل:
ملیت (سال اول،ش ٣١، ١٣ مارس ١٩٢٦) منبع: دومان، ج ٣،ص ٣١٠
جمهوریت (ش ٢٤٥، ٢٩ اوت ١٩٥٨) منبع: Alpay Kabacali, Baslangicdan glnlmlze : TIrkiyede matbaa basin ve yayin , Istanbul ٢٠٠٠,p.٢٢٠