دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٧٢٠
بُلُغان خاتون ، نام سه تن از همسران ایلخانان ایران . واژة مغولی بلغان (یا بولوغان ) که در منابع پارسی به صورتهای مختلف آمده ، به معنای سمور است (رجوع کنید به استرآبادی ، ذیل «بولغان »؛
دورفر ، ج ١، ص ٢١٥). بنابر سنتی که روبروکی (ص ٧٨) با کراهت از آن یاد می کند، هر سه همسر خان به جانشین وی به ارث رسیدند و در دربار نفوذ بسیاری داشتند. نام آنها بویژه در موارد وساطت آنان برای نجات جان شورشیان محکوم به اعدام به میان می آید.
١) بلغان خاتون بزرگ ، یکی از منسوبان «بوقا یارغوچی » (قاضی )، نهمین همسر اباقاخان * بود و خان او را از مِرْتِی خاتونِ قونقورات و دِسپینه خاتون (دختر میخائیل هشتم پالایولوگوس ) بیشتر می پسندید. او مادر ملکه ، دختر اباقاخان ، بود و غازان ، نوة خان ، را نیز مانند پسر خود بزرگ کرد. پس از مرگ اباقا در ٦٨٠، پسرش اَرغون خان * او را به زنی گرفت . در جمادی الا´خرة ٦٨١، او در بخشودگی خواجه وجیه الدین فَریومَدی ، که به شرکت در توطئة بر ضد ارغون متهم شده بود، سهم مهمی داشت . در مبارزة ارغون با احمد تگودار * در ٦٨٣، اتکای ارغون بر پشتیبانی و رایزنی بلغان خاتون چنان آشکار بود که امیر بوقا، در موقع حساس آزادی او (ارغون ) از زندان احمد، ناچار شد ارغون را از اندیشة شور با بلغان بازدارد. احمد تگودار نیز با بلغان به احترام رفتار می کرد (رشیدالدین فضل الله ١٩٥٧، ص ٥٤ ـ ٥٥؛
وصّاف حضرة ، ص ١٣٠ـ١٣٣). بلغان در ٢٣ صفر ٦٨٥ در کنار رود کُر درگذشت و تابوتش را به سَجاس در جنوب غربی سلطانیه ، که یکی از مدفنهای مفروض خود ارغون بود، بردند (رجوع کنید به زیپولی ، ١٩٧٨). ارغون پاره ای از اشیای پر ارزش بلغان را نگاه داشت و بقیه از جمله هدایای گرانبهایی را که اباقاخان به وی داده بود، به غازان داد. بعدها ارغون زن دیگری را به همین نام جانشین بلغان خاتون کرد (رجوع کنید به شمارة ٢، سطور زیر).
بلغان خاتون نزد ارغون و پدرش به یک اندازه ارزش و احترام داشت . داستان ابراز تمایل او بر اینکه پس از مرگش زنی از خاندان او به همسری ارغون درآید حکایت از موقعیت ممتاز او دارد. بر این پایه ، ارغون در جستجوی همسری مناسب ، رسولانی به چین فرستاد. خان بزرگ ، کوکاچین را همراه مارکو پولو نزد او فرستاد ولی پیش از رسیدن او ارغون مرده بود و کوکاچین به همسری غازان درآمد و او اردوی پیشینِ دوقوزخاتون را به عروس داد. کوکاچین در شعبان ٦٩٥ درگذشت (رجوع کنید به رشیدالدین فضل الله ، ١٩٤٠، ص ٣٩ـ٤٠؛
پولو، ص ٣٨).
٢) بلغان خاتون «معظّمه »، دختر اوتْمان ، پسر اوبِتای نویانِ قونقورات ، در ٩ ربیع الاول ٦٨٩، مقارن نوروز، به ازدواج ارغون درآمد و در اردوی پیشین بلغان خاتون بزرگ مستقر شد. پس از مرگ ارغون در ٦٩٠، عموی او گیخاتو پس از بازگشت از اَلاتاغ ، در شعبان ٦٩١، با وی ازدواج کرد و از او صاحب پسری به نام چیْنگ پولاد شد (این پسر بنا بر روایت بناکتی ، ص ٤٤٧، تیری نیز خوانده شده است ). به نوشتة رشیدالدین فضل الله (١٩٤٠، ص ١٢)، این ازدواج بر خلاف میل خاتون صورت گرفت .
بلغان خاتون معظّمه ، در بروز جنگ داخلی بین غازان و بایدو نقش مهمی داشت . در این درگیری ، بایدو درصدد برآمد که از خاتون در تحدید اقدامات غازان استفاده کند ولی دریافت که خاتون و حامیان او به غازان وفادارند (همان ، ص ٦٢ـ٦٤، ٨١؛
بناکتی ، ص ٤٥٥). پس از فرجام موفقیت آمیز این کشمکش ، یکی از اولین اقدامات غازان ازدواج مجدد با بلغان خاتون ، بیوة پدر خود، بود. عقد این دو که اکنون اسلام آورده بودند، در ذیحجة ٦٩٤ در نزدیکی تبریز برگزار شد. غازان از این زن پسری داشت به نام اُلجو که در کودکی درگذشت و دختری به نام اُلجای قُتْلُغ که ابتدا با بِسطام خواهرزادة مادر خود (کاشانی ، ص ٨٢) و بعدها با ابوسعید، برادر کوچکتر وی به هنگام (یا قبل از) جلوس وی بر تخت سلطنت در ٧١٧، ازدواج کرد و سوگلی و همسر محبوب وی شد (بناکتی ، ص ٤٧٨؛
عبدالرزاق سمرقندی ، ص ٢٠).
کاشانی (ص ٨٩ ـ٩٠) رأفت او را می ستاید و به مراودات وی با رهبران دینی و مشایخ و حمایت او از مسلمانان اشاره می کند. براثر وساطت بلغان نزد غازان خان ، وزیر صدرالدین زنجانی در ٦٩٥ و شیخ المشایخ محمود (که از خویشاوندان او خوانده شده است ) در ٧٠١ از خطر مرگ نجات یافتند (رشیدالدین فضل الله ، ١٩٤٠، ص ٨١، ١٠٠، ١٣٥؛
وصّاف حضرة ، ص ٤٢٠؛
بناکتی ، ص ٤٦٤). دلسپردگی غازان به خاتون در همراهی او در شکار و مشایعت کردن غازان هنگام سومین لشکرکشی او به شام در ٧٠٢ دیده می شود. بلغان نیز پس از فوت غازان مرتب به زیارت مزار او می رفت و از احترام برادر و جانشین او اولجایتو بهره مند بود. این به تنهایی برای ردّ داستان باور نکردنی برخی از تواریخ ممالیک کافی است که وی را مسئول مسموم کردن غازان قلمداد می کنند (برای نمونه دواداری ، ص ١١١؛
ابن ابی الفضائل ، ص ٩٣). بلغان تا درگذشت خود در ٢ شعبان ٧٠٩ در بغداد، در امور مملکت فعّال باقی ماند. اشپولر (ص ١٧٧) وفات او را در بغداد ٧٠٨ ذکر می کند، ولی تاریخ گذاری کاشانی در این باب عاری از دقت است . تابوت بلغان خاتون به تبریز برده شد و در آنجا جسد وی در جوار آخرین شوی او در «شام غازان » به خاک سپرده شد (کاشانی ، ص ٨٩).
٣) بلغان خاتون خراسانی ، دختر امیر تِسوی (که مادرش مِنگْلی تِگِن دختر ارغون آقا بود) ابتدا قبل از جلوس غازان خان با وی ازدواج کرد. به گفتة رشیدالدین فضل الله او در ٦٩٠ در نزدیکی فیروزکوه طفل مرده ای به دنیا آورد و غازان را در دومین حملة تعیین کنندة او بر بایدو در ٦٩٤، تا قسمتی از راه همراهی کرد. وی به یکی از بستگان خود، از پسران کم سن و سال نوروز، پس از سقوط خاندان او در ٦٩٦، پناه داد. نام بلغان خاتون خراسانی در میانجیگری نه چندان موفقیت آمیز دیگری نیز ذکر شده است (رشیدالدین فضل الله ، ١٩٤٠، ص ٣١، ٨٣، ٨٦، ١١١).
بعد از درگذشت غازان ، وی در ٧٠٤ هفتمین همسر اولجایتو شد. بلغان خاتون در پنجم صفر ٧٠٨، احتمالاً در بغداد، درگذشت ؛
گفته اند که وی به یاد موطن خود خراسان ، شهرکی به این نام در بغداد بنا نموده است . موقوفات خانقاهی که بلغان در آنجا بنا کرده بود پس از وفاتش به رشیدالدین سپرده شد (کاشانی ، ص ٤٤، ٨٢).
منابع :
(١) ابن ابی الفضائل ، النهج السدید و الدرالفرید ، چاپ و ترجمة بلوشه ، پاریس ١٩٢٨؛
(٢) ( محمدمهدی بن محمد نصیر استرآبادی ، سنگلاخ : فرهنگ ترکی به فارسی از سدة دوازدهم هجری ، چاپ روشن خیاوی ، تهران ١٣٧٤ ش ) ؛
(٣) داودبن محمد بناکتی ، تاریخ بناکتی = روضة اولی الالباب فی معرفة التواریخ و الانساب ، چاپ جعفر شعار، تهران ١٣٤٨ ش ؛
(٤) ابوبکربن عبدالله دواداری ، کنز الدرر و جامع الغرر ، ج ٩، چاپ رویمر، قاهره ١٩٦٠؛
(٥) رشیدالدین فضل الله ، تاریخ مبارک غازانی : داستان آباغاخان و سلطان احمد و ارغون خان و گیخاتوخان ، چاپ کارل یان ، لاهه ١٩٥٧؛
(٦) همو، کتاب تاریخ مبارک غازانی : داستان غازان خان ، چاپ کارل یان ، لندن ١٣٥٨/١٩٤٠؛
(٧) عبدالرزاق سمرقندی ، مطلع سعدین و مجمع بحرین ، چاپ عبدالحسین نوائی ، تهران ١٣٥٣ش ؛
(٨) عبدالله بن محمد کاشانی ، تاریخ اولجایتو ، چاپ مهین همبلی ، تهران ١٣٤٨ ش ؛
(٩) عبدالله بن فضل الله وصاف حضرة ، تاریخ وصاف ؛
(١٠) G. Doerfer, Tدrkische und mongolische Elemente im Neupersischen , Wiesbaden ١٩٦٣-١٩٧٦;
(١١) Marco Polo, Il milione , tr. H. Yule, The book of Ser Marco Polo I, ٢nd ed. London ١٨٧٥;
(١٢) Guillaume Rubruquis, The journey of William of Rubruck to the eastern parts of the world, ١٢٥٣-٥٥, as narrated by himself , tr. from the Latin and ed., with an introductory notice, by William Woodville Rockhill, London ١٩٠٠;
(١٣) B. Spuler, Die Mongolen in Iran , ٤th ed., Berlin ١٩٨٥;
(١٤) R. Zipoli, "The tomb of Arghدn," in Primo convegno internat. sull Arte dell'Iran Islamico , Venice and Tehran, ١٩٧٨, ٧-٣٧.
/ چارلز ملویل ( ایرانیکا ) /