دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٧٥٨
حائرى قزوینى ، حسنبن محمدباقر، فقیه و متكلم امامى قرن چهاردهم. وى در ١٢٩٦ در كربلا به دنیا آمد (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٤، قسم ١، ص ٣٨٩). جد پدرش، سیدمحمدباقر موسوى قزوینى، ملقب به معلمالسلطان، وطن خود، قزوین، را به قصد كربلا ترك كرد. سیدابراهیم موسوى قزوینى*، صاحب ضوابطالاصول، از فرزندان اوست (همو، ١٤٠٣، ج٢، ص٢٠٤؛ فتلاوى، ص ١٠٩). جد مادرى او نیز سیدعلى طباطبایى*، صاحب ریاضالمسائل، است (رجوع کنید به حائرى قزوینى، مقدمه مرتضى قزوینى، ص ٤).
حائرى در كربلا مقدمات علوم دینى را فراگرفت و در ٢٣ سالگى براى ادامه تحصیل به نجف رفت و نزد استادانى چون آخوند محمدكاظم خراسانى* (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٤، همانجا) و سیدمحمد كاظم طباطبایى یزدى* درس خوانده (حائرى قزوینى، همان مقدمه، ص ٥). در ١٣٣٠، یك سال پس از درگذشت آخوند خراسانى، به سامرا نقل مكان كرد (فتلاوى، همانجا) و از شاگردان میرزا محمدتقى شیرازى* شد (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٤، همانجا؛ امینى، ج ٣، ص ٩٩٥). حائرى پس از سه سال اقامت در سامرا، با آغاز جنگ جهانى اول و آشفتگى اوضاع سیاسى عراق و اشغال بخشهایى از آن به دست انگلیسیها (رجوع کنید به رهیمى، ص ١٦٣؛ عزاوى، ج ٨، ص ٢٦٠؛ جعفرى، ص ١٥)، به كربلا بازگشت و تا پایان عمر در آنجا به تدریس و تألیف و تحقیق پرداخت (فتلاوى، همانجا).
حائرى قزوینى را فقیهى بلندمرتبه، صریحالرأى و مؤلفى توانا دانستهاند. او در ١٣٨٠/١٣٣٩ش در كربلا درگذشت (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ١٤، ص ٤٨؛ همو، ١٤٠٤، همانجا؛ حائرى قزوینى، همان مقدمه، ص ٨).
آثار او عبارتاند از: الامامةالكبرى و الخلافةالعظمى، در هشت مجلد، كه جلد اول آن در ١٣٧٧/١٣٣٦ش در نجف به چاپ رسید؛ البراهینالجَلیة فى دفع تشكیكاتِالوهابیة، در پاسخ به چند شبهه و مدعاى ابنتیمیه و به تبع او، وهابیان، در مقولاتى مانند شفاعت و توسل و زیارت، كه در ١٣٨٢/ ١٣٤١ش در نجف چاپ شد (كتاب با عنوان نقدى بر اندیشهى وهابیان، به فارسى برگردانده شده است)؛ المَناهِجُ السَّویة و التُّحفةُ الامامیةُالحائریة، یا المناهج الحائریة، در رد كتاب الهدیة السُّنیة و التُحفةُ الوهابیةُ النَجدیة (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٢٢، ص ٣٤٥؛ حائرى قزوینى، همان مقدمه، ص ٤؛ طعمه، ص ٤٧)؛ التُحفةُ الاثنا عشریة فى نَقض كلماتِ الوهابیة؛ هُدیالمِلة الى انّ فدك منالنِّحلة، درباره غصب فدك، كه در ١٣٥٢/١٣١٢ش تألیف و در نجف منتشر شد (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٢٥، ص ٢٠٣، ج ٢٦، ص ١٦٠)؛ شرح اللُّمعَةُ الدمشقیة، كه بخشى از آن به چاپ رسیده است (همان، ١٤٠٣، ج ١٤، ص ٤٨)؛ رساله اكمالالدین در شرح تكملة تبصرة المتعلمین آخوند خراسانى، كه در واقع تقریرات درسهاى فقهى خراسانى است (همان، ج ٤، ص ٤١٢، ج ١١، ص ١٠٤ـ١٠٥؛ فتلاوى، همانجا)؛ و اصول الفقه، كه تقریرات درس اصول آخوند خراسانى است (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٢، ص ٢٠٤، ج ٤، ص ٣٧٥؛ حائرى قزوینى، همانجا).
منابع :
(١) محمدمحسن آقابزرگطهرانى، الذریعة الى تصانیف الشیعة، چاپ علینقى منزوى و احمد منزوى، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) همو، طبقات اعلام الشیعة: نقباء البشر فى القرن الرابع عشر، مشهد ١٤٠٤؛
(٣) محمدهادى امینى، معجم رجال الفكر والادب فیالنجف خلال الف عام، (نجف) ١٤١٣/١٩٩٢؛
(٤) محمد حمدى جعفرى، بریطانیا و العراق حقبه من الصراع: ١٩١٤ـ ١٩٥٨، بغداد ٢٠٠٠؛
(٥) حسن حائرى قزوینى، الامامة الكبرى و الخلافة العظمى، چاپ مرتضى قزوینى، ج ١، نجف ١٣٧٧/١٩٥٨؛
(٦) عبدالحلیم رهیمى، تاریخ الحركة الاسلامیة فى العراق : الجذور الفكریة و الواقع التاریخى (١٩٠٠ـ ١٩٢٤)، بیروت ١٩٨٥؛
(٧) سلمان هادى طعمه، معجم رجال الفكر و الادب فى كربلاء، بیروت ١٤٢٠/١٩٩٩؛
(٨) عباس عزاوى، تاریخ العراق بین احتلالین، بغداد ١٣٥٣ـ١٣٧٦/ ١٩٣٥ـ١٩٥٦، چاپ افست قم ١٣٦٩ش؛
(٩) كاظم عبود فتلاوى، المنتخب من اعلام الفكر و الادب، بیروت ١٤١٩/١٩٩٩.
/ هاجر كاظمى افشار /