دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٢٥١
ثقفی ، ابواسحاق ابراهیم بن محمد ، محدّث ، فقیه ، مورخ و مؤلف پر اثر شیعة امامی سدة سوم . نیای اعلایش ، سعدبن مسعود ثقفی ، عموی مختار ثقفی و از صحابة امام علی علیه السلام بود که آن حضرت وی را والی مداین کرد (نجاشی ، ص ١٦ـ١٧؛ طوسی ، ١٤٢٠، ص ١٢). از جد او، سعیدبن هلال ، نیز در شمار اصحاب امام صادق علیه السلام یاد شده است (طوسی ، ١٣٨٠، ص ٢٠٥).
از تاریخ ولادت ثقفی آگاهی نداریم ، اما بنا بر روایت وی از اَبان بن عثمان بَجَلی ( رجوع کنید به قمی ، ج ٢، ص ٣١٢) و دیگر مشایخی که در دهة دوم سدة سوم درگذشته اند ( رجوع کنید بهثقفی ، ج ١، مقدمة مُحدّث اُرمَوی ، ص نو، نح )، احتمالاً در حدود ٢٠٠ یا اواخر سدة دوم به دنیا آمده است .
ثقفی در کوفه به دنیا آمد. در همانجا نشو و نما یافت و به سماع حدیث پرداخت و محضر برخی مشایخ این شهر را درک کرد (همان مقدمه ، ص نح ). در میان مشایخ او نامِ شماری از بزرگان عامه و خاصه دیده می شود از آن جمله اند: اَبان بن عثمان بَجَلی کوفی (اَبانِاَحمَر)، مورخ اخباری و از صحابة امام صادق و امام کاظم علیهماالسلام (قمی ، همانجا؛ طوسی ، ١٤٢٠، ص ٤٧)، ابونُعیم فضل بن دُکَین و اسماعیل بن ابان وَرّاق ازدی ( رجوع کنید به ثقفی ، ص ٢، ٣٨، ٤١ـ٤٢؛ ابونُعیم ، ج ١، ص ١٨٧؛ سمعانی ، ج ١، ص ٥١١)، علی بن مُعلّی ' (خوئی ، ج ١، ص ٢٨٣)، عبّادبن یعقوب و عباس بن بکّار (ابن حجر عسقلانی ، ج ١، ص ١٠٢؛ برای مشایخ روایی ثقفی در الغارات رجوع کنید بهثقفی ، همان مقدمه ، ص نو ـ نز).
ثقفی در اوایل عمر زیدی مذهب بود و سپس به امامیه گروید. وی بعدها از کوفه به اصفهان مهاجرت کرد و در آنجا اقامت گزید (نجاشی ، ص ١٧؛ طوسی ، ١٤٢٠، ص ١٢؛ صَفَدی ، ج ٦، ص ١٢١)؛ ازاین رو، ابن ندیم (ص ٢٧٩) وی را اصفهانی خوانده است . روایت نجاشی (همانجا) و دیگران (مثلاً رجوع کنید بهابن حجر عسقلانی ، همانجا؛ داوودی ، ج ١، ص ٢٠) در بارة سبب هجرت ثقفی به اصفهان ، از استواری و پایداری او در اعتقاد به تشیع حکایت دارد. بنا بر این روایات ، برخی از علمای کوفه ، کتاب المعرفة را، که ثقفی در مناقب اهل بیت علیهم السلام و مثالب دشمنان ایشان تألیف کرده بود، موافق تقیه ندانستند و از وی خواستند از نشر آن صرف نظر کند لیکن وی ، که از صحت روایات خود در این کتاب مطمئن بود، سوگند خورد که این کتاب را در اصفهان ، که گفته می شد دورترین شهر از آرا و عقاید شیعه است ، نشر و روایت کند و چنین کرد. ثقفی در اصفهان به تبلیغ و ترویج تشیع پرداخت (ذهبی ، حوادث و وفیات ٢٨١ـ٢٩٠ ه ، ص ١١٢ـ١١٣). گفته شده که گروهی از علمای شیعه در قم ، از جمله ابوجعفر احمدبن محمدبن خالد بَرْقی * ، به اصفهان نزد ثقفی رفتند و از او خواستند به قم نقل مکان کند، اما وی نپذیرفت (نجاشی ، همانجا؛ طوسی ، ١٤٢٠، ص ١٣) و ظاهراً تا آخر عمر در اصفهان به سر برد و در ٢٨٣ در همانجا درگذشت (ابن حجر عسقلانی ؛ داوودی ، همانجاها؛ ثقفی ، همان مقدمه ، ص نط ).
ثقفی اگرچه زمان ائمه علیهم السلام را درک کرده ، مستقیماً از آنان حدیثی روایت نکرده (طوسی ، ١٣٨٠، ص ٤٥١؛ ثقفی ، همان مقدمه ، ص نح )، اما برخی از احادیث ائمه را به صورت مُرسَل روایت کرده است (برای نمونه رجوع کنید به ابن قُولُوَیه ، ص ٣٤٥؛ طوسی ، ١٤٠١، ج ٦، ص ٥٤).
از برجسته ترین راویان ثقفی ، احمدبن محمدبن خالد برقی ( رجوع کنید به ج ١، ص ٢٨٧، ج ٢، ص ٤٨٩) و صفّار قمی ( رجوع کنید به ص ٥١ ـ ٥٢، ٨٨ و جاهای دیگر، به واسطة عبداللّه بن محمد) هستند. به جز این ، ثقفی شاگردان و راویان بسیاری داشته است ؛ از جمله راویان تألیفات او عبارت اند از: عبدالرحمان بن ابراهیم مُسْتَمْلی ، احمدبن علویّه اصفهانی معروف به ابن اَسوَد (نجاشی : ابوالاسود)، حسن بن علی بن عبدالکریم زعفرانی (نجاشی ، ص ١٨؛ طوسی ، ١٤٢٠، ص ١٤ـ١٥)، عباس بن سَریّ (سِندی ) و محمدبن زید رَطّاب (نجاشی ، ص ١٧ـ ١٨؛ ابن حجر عسقلانی ، ج ١، ص ١٠٣؛ برای شماری دیگر از راویان و شاگردان ثقفی رجوع کنید بهنوری ، ج ٤، ص ٢٤؛ ثقفی ، همان مقدمه ، ص نز ـ نح ).
علمای رجال شیعه عموماً ثقفی را ستوده و از وی در شمار رُوات موثق و معتمد یاد کرده اند ( رجوع کنید به ابن طاووس ، ١٤١٤، ج ١، ص ٥٨، با این ملاحظه که نام او اشتباهاً به صورت اسحاق بن ابراهیم الثقفی آمده ؛ ابن داوود حلّی ، ص ٣٣؛ علامه حلّی ، ص ٤٩ـ٥٠؛ مجلسی ، ١٣٧٨ ش ، ص ١٥؛ مازندرانی حائری ، ج ١، ص ١٩٦، به نقل از تعلیقة وحید بهبهانی ؛ نوری ، همانجا). خوئی (ج ١، ص ٢٨٢) قرار گرفتن ثقفی در اِسناد تفسیر قمی و در طریق روایی ابن قولویه را در دلالت بر وثاقت او کافی دانسته است . ابن ندیم (همانجا) نیز ثقفی را از علمای موثق می داند. با این حال برخی از علمای اهل سنّت ، وی را به سبب شیعی بودن ، «جرح » و حدیثش را ترک کرده اند. ابونُعَیم اصفهانی وی را از شیعیان غالی (غالیاً فی الرفض ؛ در بارة مراد از این تعبیر رجوع کنید بهابن حجرعسقلانی ، همان ، ص ٢٠) دانسته و در بارة برادر کوچک ترش ، علی بن محمد ثقفی (متوفی ٢٨٢)، که او نیز در اصفهان اقامت داشته و ظاهراً بر مذهب سنّت بوده ، شرحی مبسوط تر آورده است (ج ١، ص ١٨٧، ج ٢، ص ٧؛ نیز رجوع کنید بهابن حجر عسقلانی ، همان ، ص ١٠٢). علی از برادرش ابراهیم دوری گزیده بود (سمعانی ، همانجا).
از میان تألیفات بسیار ابراهیم ثقفی ، که شمار آنها به بیش از پنجاه می رسیده ( رجوع کنید به طوسی ، ١٤٢٠، ص ١٣ـ١٤؛ قس نجاشی ، همانجا؛ یاقوت حموی ، ج ١، ص ١٠٥؛ ذهبی ، حوادث و وفیات ٢٨١ـ٢٩٠ ه ، ص ١١٣؛ صفدی ، ج ٦، ص ١٢١؛ ابن حجر عسقلانی ، همانجا؛ امین ، ج ٢، ص ٢٠٩ـ٢١٠)، تنها اَلغْارات باقی مانده که مؤلف در آن تجاوزات و حملات پراکنده و غافلگیرانة سرداران معاویه به مناطقی از قلمرو امام علی علیه السلام را گزارش کرده است . به نظر می آید که نام کتاب بر گرفته از یکی از سخنان امام است ( رجوع کنید به نهج البلاغة ، خطبة ٢٧: شُنَّت عَلیکُمُ الغَاراتُ). الغارات شرح رویدادها و تاریخ دورة پایانی حکومت امام علی علیه السلام است و همچنین قسمتهایی از سیرة شخصی و حکومتی و خطبه ها و نامه های آن حضرت را در بر دارد و پاره ای از اطلاعات ارزشمند آن را در منابع دیگر نمی توان یافت . مؤلف پس از مقدمه ، مطالب را با نظم ، دقت نظر، واقع نگری و پرهیز از تعصب دسته بندی کرده است . ثقفی در این کتاب احادیث را عموماً از راویان مشهور و مقبول اهل سنّت نقل کرده و جز چند مورد از ائمه علیهم السلام روایت نکرده است (ثقفی ، همان مقدمه ، ص سط ـ ع ). الغارات از منابع مؤلفان اهل سنّت و شیعه بوده و ابن ابی الحدید احادیث بسیاری از این کتاب را در شرح نهج البلاغه نقل کرده است ( رجوع کنید بهاسماعیلیان ، ص ٤٤١؛
سزگین ، ج ١، ص ٣٢١؛
ترجمة عربی ، ج ١، جزء ٢، ص ١٥٥). مجلسی نیز در بحارالانوار از این کتاب بهرة بسیار برده است (برای نمونه رجوع کنید بهج ٣٤، ص ٤٦ به بعد، ١٦٣ـ ١٦٥، ٢٠٨ـ٢٠٩ و جاهای دیگر). الغارات منبعی معتبر نزد نویسندگان شیعه بوده است (نوری ، ج ٤، ص ٢٤) و بسیاری نیز روایاتی را با حذف اسانید ظاهراً از این کتاب نقل کرده اند (ثقفی ، همان مقدمه ، ص عب ). ابن طاووس (علی بن موسی )، کتاب از میان رفتة مقتل امیرالمؤمنین را، که در سیاهة آثار ثقفی به عنوان تألیفی مستقل یاد شده است ( رجوع کنید به نجاشی ، ص ١٧؛
طوسی ، ١٤٢٠، ص ١٣)، جزء دوم الغارات شمرده و خطبة شقشقیّه را از آن نقل کرده است ( رجوع کنید به١٤٢٠، ج ٢، ص ١٢٤ـ ١٢٦). عبدالکریم بن احمدبن موسی بن طاووس (ص ٤٤ـ ٤٥) نیز از نسخه ای کهن از مقتل امیرالمؤمنین (تحریر ٣٥٥) استفاده کرده است . الغارات را نخستین بار سیدجلال الدین محدّث ارموی ، بر اساس نسخه ای ظاهراً متعلق به سدة یازدهم و با مقابله با بخشهای منقول از این کتاب در شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید و بحارالانوار مجلسی ، با مقدمه و تعلیقات عالمانه و فهارس در ١٣٥٤ ش در تهران منتشر کرد. عبدالزهراء حسینی خطیب نیز در ١٤٠٧ در بیروت بار دیگر آن را چاپ کرد. محمدباقر کَمَره ای در ١٣٥٦ ش و عبدالمحمد آیتی در ١٣٧١ ش ، این کتاب را به فارسی ترجمه کرده اند.
ثقفی را باید در شمار مورخان بزرگ اخباری دانست (صفدی ، همانجا؛
قس یاقوت حموی ، همانجا، که عبارتِ ( کانَ اخباریاً ) به صورت «کان جباراً» تصحیف شده است ) و برخی تک نگاشتهای او، مانند المبتدأ و السیرة و المغازی ، را می توان بخشهایی از تاریخی عمومی به شمار آورد. دیگر آثار تاریخی ثقفی زنجیره ای پیوسته از حوادث تاریخ اسلام تا قیام مختار، و سپس حوادثی پراکنده تا اوایل خلافت عباسیان را در بر می گیرد (نجاشی ، ص ١٧ـ ١٨؛
طوسی ، ١٤٢٠، ص ١٣ـ١٤). کتاب تاریخ ثقفی ، مشتمل بر جزئیاتی در بارة ظلمهایی که بر امام علی علیه السلام شده و نیز مثالب خلفا(همانجاها)، ظاهراً در دسترس ابن طاووس بوده است ( رجوع کنید بهابن طاووس ، ١٤٢٠، ج ٢، ص ٢١١؛
نیز رجوع کنید بهکولبرگ ، ص ٣٦٢ـ٣٦٣).
از کتاب المعرفة ، که به طرق روایی مختلف در میان علمای شیعه تداول داشته ( رجوع کنید به طوسی ، ١٤٢٠، ص ١٤ـ ١٥)، تنها نقل قولهایی در برخی منابع دیده می شود از جمله طَبْرِسی در اِعلام الوَری ' (ج ١، ص ٣٦٥ـ٣٦٧) حدیث پیامبراکرم را که روز خیبر در فضیلت علی فرمود، از آن روایت کرده است . به گفتة ابن طاووس ، که نسخه ای کهن و ظاهراً به خط مؤلف از المعرفة را در اختیار داشته ، کتاب دارای چهار جزء و مشتمل بر احادیثی به روایت رجال اهل سنّت بوده است . وی قسمتهایی از این کتاب را در بارة فضائل امام علی و اینکه پیامبر اکرم آن حضرت را امیرالمؤمنین نامید، نقل کرده است ( رجوع کنید به ١٤١٠، ص ١٩٣ـ ٢٠٩). ابن طاووس در کتابهای دیگر خود نیز از المعرفة استفاده کرده و مطالعة آن را به منزلة کتابی مهم به فرزند خویش سفارش نموده است (١٣٧٥ ش ، ص ٨٢، ١٢٥؛
همو، ١٣٧٩ ش ، ص ١٤١ـ١٤٢؛
همو، ١٤٢٠، ج ٢، ص ١٩٤).
ثقفی را در زمرة فقهای شیعه نیز به شمار آورده اند (ابن ندیم ، همانجا). در فهرست آثار وی عناوینی مانند الجامع الکبیر فی الفقه و الجامع الصغیر (نجاشی ، ص ١٧؛
طوسی ، ١٤٢٠، ص ١٣) و جامع الفقه و الاحکام که ظاهراً تألیفی مستقل از آن دو بوده است (نجاشی ، ص ١٨؛
آقابزرگ طهرانی ، ج ٥، ص ٦٤ـ ٦٥) دیده می شود. الحلال و الحرام ، دیگر اثر فقهی ثقفی که ابن طاووس نسخه ای کهن و زیبا از آن را در اختیار داشته و از آن نقل کرده ( رجوع کنید به ١٤١٤، ج ١، ص ٥٨)، احتمالاً نام دیگر یکی از کتابهای پیشین بوده است ( رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی ، ج ٧، ص ٦١؛
ثقفی ، همان مقدمه ، ص سه ـ سز؛
کولبرگ ، ص ١٨١). پاره ای روایات فقهی ثقفی در کتب اربعه و دیگر
منابع فقهی محفوظ مانده است (برای نمونه رجوع کنید به کلینی ، ج ٢، ص ١٧، ج ٣، ص ٧٠، ج ٧، ص ٢٦٢، ٤٢٨ـ٤٢٩؛
ابن بابویه ، ج ٣، ص ١٩، ج ٤، ص ٥١٤؛
طوسی ، ١٤٠١، ج ٦، ص ٥٤، ١٥٧، ٢٩٠؛
شهید اول ، ج ٤، ص ١٦١). بجز این ، روایات فراوانی از وی در منابع حدیثی نقل شده است ( رجوع کنید به ثقفی ، همان مقدمه ، ص ع ـ عا).
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانی ؛
(٢) ابن بابویه ، کتاب من لایحضره الفقیه ، چاپ علی اکبر غفاری ، قم ١٤١٤؛
(٣) ابن حجر عسقلانی ، لسان المیزان ، حیدرآباد دکن ١٣٢٩ـ١٣٣١، چاپ افست بیروت ١٣٩٠/١٩٧١؛
(٤) ابن داوود حلّی ، کتاب الرجال ، چاپ محمدصادق آل بحرالعلوم ، نجف ١٣٩٢/١٩٧٢، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(٥) ابن طاووس (عبدالکریم بن احمد)، فرحة الغری فی تعیین قبر امیرالمؤمنین علی علیه السلام ، چاپ تحسین آل شبیب موسوی ، ( قم ) ١٤١٩/١٩٩٨؛
(٦) ابن طاووس (علی بن موسی )، اقبال الاعمال ، چاپ جواد قیومی اصفهانی ، قم ١٤١٤ـ١٤١٥؛
(٧) همو، سعدالسعود للنفوس ، چاپ فارس تبریزیان حسون ، قم ١٣٧٩ ش ؛
(٨) همو، الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف ، چاپ علی عاشور، بیروت ١٤٢٠/ ١٩٩٩؛
(٩) همو، کشف المحجة لثمرة المهجة ، چاپ محمد حسون ، قم ١٣٧٥ ش ؛
(١٠) همو، الیقین باختصاص مولانا علی ( ع ) بامرة المومنین ، چاپ انصاری ، بیروت ١٤١٠/١٩٨٩؛
(١١) ابن قولویه ، کامل الزیارات ، چاپ جواد قیومی ، قم ١٤١٧؛
(١٢) ابن ندیم ؛
(١٣) احمدبن عبداللّه ابونعیم ، کتاب ذکر اخبار اصبهان ، چاپ سون ددرینگ ، لیدن ١٩٣١ـ١٩٣٤، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(١٤) اسداللّه اسماعیلیان ، شرح نهج البلاغة لابن ابی الحدید: الفهارس ، قم ?( ١٣٩٧ ) ؛
(١٥) امین ؛
احمدبن محمد برقی ، کتاب المحاسن ، چاپ جلال الدین محدّث ارموی ، قم
(١٦) ?( ١٣٣١ ش ) ؛
(١٧) ابراهیم بن محمدثقفی ، الغارات ، چاپ جلال الدین محدّث ارموی ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(١٨) خوئی ؛
(١٩) محمدبن علی داوودی ، طبقات المفسرین ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢٠) محمدبن احمد ذهبی ، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام ، چاپ عمر عبدالسلام تدمری ، حوادث و وفیات ٢٨١ـ٢٩٠ ه .، بیروت ١٤١٤/١٩٩٣؛
فؤاد سزگین ، تاریخ التراث
(٢١) العربی ، ج ١، جزء ٢، نقله الی العربیة محمود فهمی حجازی ، ریاض ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢٢) سمعانی ؛
(٢٣) محمدبن مکی شهید اول ، ذکری الشیعة فی احکام الشریعة ، قم ١٤١٩؛
(٢٤) محمدبن حسن صفار قمی ، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد «ص » ، چاپ محسن کوچه باغی تبریزی ، قم ١٤٠٤؛
(٢٥) صفدی ؛
(٢٦) فضل بن حسن طبرسی ، اعلام الوری باعلام الهدی ، قم ١٤١٧؛
(٢٧) محمدبن حسن طوسی ، تهذیب الاحکام ، چاپ حسن موسوی خرسان ، بیروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(٢٨) همو، رجال الطوسی ، نجف ١٣٨٠/١٩٦١؛
(٢٩) همو، فهرست کتب الشیعة و اصولهم و اسماءالمصنفین و اصحاب الاصول ، چاپ عبدالعزیز طباطبائی ، قم ١٤٢٠؛
(٣٠) حسن بن یوسف علامه حلّی ، خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال ، چاپ جواد قیومی ، ( قم ) ١٤١٧؛
(٣١) علی بن ابی طالب (ع )، امام اول ، نهج البلاغة ، چاپ صبحی صالح ، بیروت ?( ١٣٨٧ ) ، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(٣٢) علی بن ابراهیم قمی ، تفسیرالقمی ، بیروت ١٤١٢/١٩٩١؛
(٣٣) کلینی ؛
(٣٤) محمدبن اسماعیل مازندرانی حائری ، منتهی المقال فی احوال الرجال ، قم ١٤١٦؛
(٣٥) محمدباقربن محمدتقی مجلسی ؛
(٣٦) بحارالانوار ، ج ٣٤، چاپ محمدباقر محمودی ، تهران ١٤١٣/١٩٩٢؛
(٣٧) همو، الوجیزة فی الرجال ، چاپ محمدکاظم رحمان ستایش ، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(٣٨) احمدبن علی نجاشی ، فهرست اسماء مصنفی الشیعة المشتهر ب رجال النجاشی ، چاپ موسی شبیری زنجانی ، قم ١٤٠٧؛
(٣٩) حسین بن محمدتقی نوری ، خاتمة مستدرک الوسائل ، قم ١٤١٥ـ١٤٢٠؛
(٤٠) یاقوت حموی ، معجم الادباء ، چاپ احسان عباس ، بیروت ١٩٩٣؛
(٤١) Etan Kohlberg, Amedieval Muslim Scholar at work: Ibn T ¤a ¦wu ¦s and his library , Leiden ١٩٩٢;
(٤٢) Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums , Leiden ١٩٦٧-١٩٨٤.
/ محمدرضا ناجی /