دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٢٣٤
جوهری ، علی بن جَعد، كنیهاش ابوالحسن، عالم و محدّث بغدادی قرن دوم و سوم. وی غلام امسلمه، همسر ابوالعباس سفاح، نخستین خلیفه عباسی، بود (ابنسعد، ج ٧، ص ٣٣٨؛ ابن قتیبه، ص ٥٢٥) و به سبب اشتغال به جواهر فروشی به جوهری مشهور شد (خطیب بغدادی، ج ١٣، ص ٢٨٢؛ سمعانی، ١٤٠٨، ج ٢، ص ١٢٥). در باره تاریخ ولادت وی اتفاق نظر وجود ندارد؛ خطیب بغدادی (ج ١٣، ص ٢٨٩) سال ولادت وی را ١٣٣، برخی ١٣٤ (رجوع کنید به ابنعدی، ج ٦، ص ٣٦٤؛ ذهبی، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج١٠، ص٤٦٠) و بعضی ١٣٦(ابنسعد؛ ابنقتیبه، همانجاها؛ ابنحبّان، ج ٨، ص ٤٦٦) ذكر كردهاند. علیبن جعد ثروتمند (ذهبی، ١٣٧٤، ج ١، ص ٤٠٠) و در كار خویش صاحب نام بود و مأمون عباسی از او و چند تن دیگر جواهر، میخرید (خطیب بغدادی، ج ١٣، ص ٢٨٢). جوهری، بهرغم ثروت بسیار، اهل زهد و ورع و عبادت بود (رجوع کنید به همان، ج ١٣، ص ٢٨٢، ٢٨٨). ابنقتیبه (ص ٦٢٤؛ نیز رجوع کنید به ابنحجر عسقلانی، ١٤١٥، ج ١، ص ٦٨٩) او را از رجال شیعه دانسته است. شرفالدین (ص ١٥٦) وی را در زمره آن دسته از محدّثان شیعه بهشمار آورده است كه مشایخ اهلِ سنّت از آنان حدیث نقل كردهاند. احادیثی در باره فضائل اهلبیت، خاصه امام علی علیهالسلام، نیز از وی نقل شده است (رجوع کنید به حسكانی، ج ١، ص ٢٨٣، ٤٥٢، ج ٢، ص ٢٦٨؛ ابنشهر آشوب، ج١، ص٢٢٠، ٢٥١، ٢٩٨، ج٢، ص١٤، ٧٣، ٨٣، ١٢٦، ٢٢٠، ٢٨٦، ج ٣، ص١٣٠)؛ اما نقل چنین احادیثی دلیل بر تشیع او نیست، زیرا مشایخ بزرگ اهل سنّت نیز در باره فضائل اهلبیت علیهمالسلام احادیث فراوانی نقل كردهاند (برای نمونه رجوع کنید به شرفالدین، ص ٢٥٤ـ٢٥٦). ممكن است نقد و طعن وی بر برخی صحابه سبب شیعه قلمداد كردن او شده باشد (رجوع کنید به مدرس تبریزی، ج ١، ص ٤٢٢؛ نیز رجوع کنید به ادامه مقاله).
علیبن جعد در دوره اتباع تابعین میزیست و، همچون شافعی، در طبقه نُهمِ محدّثان قرار دارد (ابنحجر عسقلانی، همانجا). وی برای استماع حدیث، به بصره و كوفه و مكه و مدینه سفر كرد و از مشایخ بزرگ احادیث بسیار شنید و كتابت كرد و خود حلقه اتصال میان مشایخ بزرگ حدیث و محدّثان دورههای بعد شد (رجوع کنید به ذهبی،١٤٠١ـ١٤٠٩، ج ٧، ص ٢٣٥). برخی از مشایخ وی در حدیث عبارت بودهاند از: مقاتلبن سلیمان (متوفی ١٥٠)، مفسر معروف قرآن؛ شعبه بن حجاج (متوفی ١٦٠)، سفیانبن سعید ثوری (متوفی ١٦١)؛ مالكبن اَنَس(متوفی ١٧٩)؛ سفیانبن عُیینه (متوفی ١٩٨) و قاضی ابویوسف (متوفی ١٨٢؛ ابنسعد، ج ٧، ص ٣٣٩؛خطیب بغدادی، ج١٣، ص ٢٨١، ٢٨٣ـ٢٨٤؛ ابنخلّكان، ج ٥، ص٢٥٥، ج ٦، ص ٣٧٩؛ اعظمی، ج ١، ص٢٧٠)، شاید بهسبب روایت جوهری از ابویوسف، وی پیرو ابوحنیفه دانسته شده است (ابنابیالوفا، ج ٢، ص ٥٤٩).
مهمترین شاگردان جوهری نیز این اشخاص بودند: یحییبن مَعین (متوفی ٢٣٣)، احمدبن حنبل (متوفی ٢٤١)، كه احادیث اندكی از جوهری نقل كرده است، بخاری (متوفی ٢٥٦)، ابو داوود سجستانی (متوفی ٢٧٥)، ابوالقاسم بَغَوی (متوفی ٣١٧)، كه مسند جوهری را گرد آورده است، ابوحاتِم رازی (متوفی ٢٧٧) و ابوزُرعه رازی (متوفی ٢٦٤؛ ابنابیحاتم، ج ٦، ص ١٧١؛ خطیب بغدادی، ج ١٣، ص ٢٨١ـ٢٨٣؛ ذهبی،١٤٠١ـ ١٤٠٩، ج١٠، ص٤٦٠ـ٤٦١).
جوهری در زمره محدّثانی است كه در باره خلقِ قرآن،امتحان شدند(رجوع کنید به محنت*). او نخست منكرِ مخلوق بودنِ قرآن شده بود (بخاری، ج ٢، ص ٢٤٣ـ٢٤٤)، اما پس از تهدید به حبس و قتل، این رأی را پذیرفت (رجوع کنید به ابنكثیر، ج ١٠، ص٢٩٩ـ٣٠٠). شاید به همین دلیل او به جَهمی بودن متهم شده است (رجوع کنید به ذهبی، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج١٠، ص ٤٦٦؛ نیز رجوع کنید به جهمیه *). همچنین گفته شده كه سبب این اتهام، جهمی بودن پسرش، حسن، بوده كه منصب قضای بغداد را برعهده داشته است (رجوع کنید به خطیب بغدادی، ج ١٣، ص ٢٨٤).
در باره تاریخ درگذشت علیبن جعد اختلافنظر وجود دارد؛ وفات وی را عمدتاً در اواخر رجب ٢٣٠ (رجوع کنید به بخاری، ج ٢، ص ٣٢٩؛ ابنحبّان؛ ابنعدی، همانجاها؛ قس ابن جوزی، ج ١١، ص ١٦١: ٢٣٢ و ٢٣٤) و در ٩٦ سالگی (رجوع کنید به خطیب بغدادی، ج ١٣، ص ٢٨٩) دانستهاند. ابنسعد (همانجا) هم همین تاریخ را یاد كرده، اما اشكال در این است كه خود ابنسعد، به گفته غالب مورخان، یك ماه پیش از این تاریخ از دنیا رفته است (رجوع کنید به همان، ج ١، مقدمه احسان عباس، ص ٨).
مورخان و رجالنویسان در باره وثاقت علیبن جعد وحدتِ نظر ندارند (رجوع کنید به سزگین،ج ١، جزء ١، ص ١٩٨)؛ برخی وی را حافظ حدیث و ثقه دانستهاند (رجوع کنید به ابن حبّان، همانجا؛ حاكم نیشابوری و دارقطنی، ص ٢٤٧؛ خطیب بغدادی، ج ١٣، ص ٢٨٣، ٢٨٧ـ ٢٨٨؛ ابنحجر عسقلانی، همانجا) و در مقابل، عدهای، از جمله احمدبن حنبل وی را، به سبب داشتن برخی عقاید، جرح و قدح كردهاند و نقلِ حدیث از او را به كلی منع نمودهاند (ابنعدی، ج ٥، ص ٢١٤؛ خطیب بغدادی، ج ١٣، ص ٢٨٥ـ٢٨٧)، بهطوری كه شماری از مشایخ، نظیر مسلم، از او هیچ روایت نكردهاند (ذهبی، ١٤١٣، ج ٢، ص ٣٦)، برخی نیز او را منحرف از حق دانستهاند (رجوع کنید به ابنحجر عسقلانی، ١٤٠٤، ج ٧، ص ٢٥٦).
با ملاحظه آرای رجالنویسان، اسباب جرح و قدح علیبن جعد را در چهار مورد میتوان خلاصه كرد: ١) طعن وی در حق برخی از اصحاب (رجوع کنید به خطیب بغدادی، ج ١٣، ص ٢٨٥ـ٢٨٦؛ عقیلی، سفر ٣، ص ٢٢٤ـ٢٢٦)، كه موجب شده است شماری از مشایخ حدیث كتابت یا نقل حدیث از جوهری را نهی كنند. ٢) داشتن تمایلات شیعی، كه احمدبن حنبل را به طعن و نقد وی واداشته است (ابنحجر عسقلانی، ١٤١٨، ص ٤٢٩). ٣) مخالفت با عقاید اهل سنّت، از جمله انكار نكردنِ مخلوق بودن قرآن، چنانكه از او نقل كردهاند كه گفته است«معتقدان به خلق قرآن را نكوهش نخواهم كرد» (رجوع کنید به عقیلی، سفر ٣، ص٢٢٦؛ ذهبی، ١٤١٣، همانجا؛ نیز رجوع کنید به بخش قبلی مقاله). ٤) اضطراب جوهری در نقل پارهای احادیث از شُعبه، بدین معنا كه وی برخی احادیث را به گونههای مختلف نقل كرده است (مغلطایبن قلیج،ج ٩، ص ٢٨٥). در مقابل، ابن ابیحاتم (ج ٦، ص ١٧٨) از پدرش، ابوحاتم، نقل كرده كه جوهری در صحت نقل و تغییر ندادن الفاظ حدیث (ضبط) كم مانند بوده است. ابنصلاح (ص ٣٦١) نیز وی را در ردیف مالكبن انس و از محدّثانی بهشمار آورده است كه استثنائاً میتوان از آنان حدیث نقل كرد.
جوهری مجموعه احادیثی را از شعبه و دیگران نقل كرده كه حاوی احادیث فقهی و اعتقادی و تاریخی است. شاگردش، ابوالقاسم بغوی *، آنها را گردآوری كرده است، كه با نامهای گوناگونی چون جعدیات(ذهبی، ١٣٧٤، ج٢، ص ٧٣٨)، فوائد علیبن الجعد(ابنحجر عسقلانی، ١٤١٣ـ١٤١٥،ج ١، ص ٢٢٤)، مسند ابنالجعد (سزگین، همانجا) و حدیث علیبن الجعد الجوهری (ابنحجر عسقلانی، ١٤١٣ـ١٤١٥، ج ٢، ص ٢٨٢) و كتاب علیبن جعد(یاقوت حموی، ج ٣، ص ٣٨٥) شناخته میشود. شواهد تاریخی نشان میدهد كه این كتاب از همان آغاز میان محدّثان، كتابی شناخته شده بوده و نسخههای متعددی از آن كتابت شده است (رجوع کنید به سمعانی، ١٣٩٥، ج ٢، ص ٩١؛ یاقوت حموی، همانجا). كتاب مذكور، نخستینبار، به عنوان رساله دكتری عبدالمهدیبن عبدالهادی، در ١٤٠٥ در كویت به چاپ رسید و بار دوم عامر احمد حیدر، مسند ابنجعد را در ١٤١٠/١٩٩٠ در بیروت به چاپ رساند. كتاب دیگری هم با نام الحدیث یا حكایات شعبه، به علیبن جعد نسبت داده شده است (سزگین، همانجا).
منابع:
(١) ابنابیالوفا، الجواهر المضیه فی طبقات الحنفیه، چاپ عبدالفتاح محمد حلو، ریاض ١٤١٣/١٩٩٣؛
(٢) ابنابیحاتم، كتاب الجرح و التعدیل، حیدرآباد، دكن ١٣٧١ـ١٣٧٣/ ١٩٥٢ ـ ١٩٥٣، چاپ افست بیروت [بیتا.(؛
(٣) ابنجوزی، المنتظم فی تاریخ الملوك و الامم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٤) ابنحبّان، كتاب الثقات، حیدر آباد، دكن ١٣٩٣ـ١٤٠٣/ ١٩٧٣ـ١٩٨٣، چاپ افست بیروت )بیتا.(؛
(٥) ابنحجر عسقلانی، تقریب التهذیب، چاپ مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٥/١٩٩٥؛
(٦) همو، كتاب تهذیب التهذیب، )بیروت ( ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٧) همو، المجمع المؤسس للمعجم المفهرس، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلی، بیروت ١٤١٣ـ١٤١٥/ ١٩٩٢ـ١٩٩٤؛
(٨) همو، هدی الساری: مقدمه فتح الباری، چاپ عبدالعزیزبن عبداللّهبن باز و محمدفؤاد عبدالباقی، بیروت ١٤١٨/١٩٩٧؛
(٩) ابنخلّكان؛
(١٠) ابنسعد (بیروت)؛
(١١) ابنشهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، نجف ١٩٥٦؛
(١٢) ابنصلاح، مقدمه ابنالصلاح ومحاسن الاصطلاح، چاپ عائشه عبدالرحمان (بنتالشاطی)، قاهره ١٩٧٤؛
(١٣) ابنعدی، الكامل فی ضعفاء الرجال، چاپ سهیل زكار، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٨؛
(١٤) ابنقتیبه، المعارف، چاپ ثروت عكاشه، قاهره ١٩٦٠؛
(١٥) ابنكثیر، البدایه و النهایه، چاپ علی شیری، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٦) محمدمصطفی اعظمی، دراسات فی الحدیث النبوی و تاریخ تدوینه، ریاض ١٤٠١/١٩٨١؛
(١٧) محمد بن اسماعیل بخاری، التاریخ الصغیر، چاپ محمود ابراهیم زاید، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(١٨) عبید اللّه بن عبداللّه حسكانی، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، چاپ محمدباقر محمودی، تهران ١٤١١ /١٩٩٠؛
(١٩) محمدبن عبداللّه حاكم نیشابوری و علیبن عمر دارقطنی، سؤالات الحاكم نیسابوری للدّارقطنی فی الجرح و التعدیل، چاپ موفقبن عبداللّه بن عبدالقادر، ریاض ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٢٠) خطیب بغدادی؛
(٢١) محمدبن احمد ذهبی، سیراعلام النبلاء، چاپ شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت ١٤٠١ـ١٤٠٩/١٩٨١ـ ١٩٨٨؛
(٢٢) همو، الكاشف فی معرفه منله روایه فی الكتب السته، چاپ محمد عوامه و احمد محمد نمر خطیب، جده ١٤١٣/١٩٩٢؛
(٢٣) همو، كتاب تذكره الحفاظ، چاپ عبدالرحمانبن یحیی معلمی، )مكه ١٣٧٤]؛
(٢٤) فؤاد سزگین، تاریخ التراث العربی، ج ١، جزء ١، نقله الی العربیه محمود فهمی حجازی، ریاض ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢٥) عبدالكریمبن محمد سمعانی، الانساب، چاپ عبداللّه عمر بارودی، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٢٦) همو، التحبیر فی المعجم الكبیر، چاپ منیره ناجیسالم، بغداد ١٣٩٥/١٩٧٥؛
(٢٧) عبدالحسین شرف الدین، المراجعات، چاپ حسین راضی، بیروت ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٢٨) محمدبن عمرو عقیلی، كتاب الضعفاء الكبیر، چاپ عبدالمعطی امین قلعجی، بیروت ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٢٩) محمدعلی مدرس تبریزی، ریحانه الادب، تهران ١٣٦٩ ش؛
(٣٠) مغلطایبن قلیج، اكمال تهذیب الكمال فی اسماء الرجال، چاپ عادلبن محمد و اسامهبن ابراهیم، قاهره ١٤٢٢/٢٠٠١؛
(٣١) یاقوت حموی.
/ محمدتقی كرمی /