دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥١٤٤
جَوالیقی ، ابومنصور موهوببن احمد ، ادیب، لغوی و نحوی بغدادی قرن ششم. وی در ذیحجه ٤٦٥ (ابنجوزی، ج ١٨، ص ٤٦؛ ابناثیر، ج ١١، ص ١٠٦ـ١٠٧) یا در ٤٦٦ (سَمعانی، ج ٢، ص ١٠٥؛ یاقوت حَمَوی، ج ٦، ص ٢٧٣٧) در خاندانی كهن در بغداد زاده شد (بروكلمان، ج ٥، ص ١٦٣). هر دو تاریخ از خود او نقل شده است (رجوع کنید به ابنرجب، ج ١، ص ٢٤٤). وی به ابنجوالیقی نیز مشهور است (رجوع کنید به ابنخَلِّكان، ج ٥، ص ٣٤٣؛ ذهبی، ج٢٠، ص ٨٩). واژه جوالیقی، منسوب به جَوالیق، جمعِ جُوالِق، است (سیبویه، ج ٣، ص ٦١٥؛ سمعانی، ج ٢، ص ١٠٤). به گفته خود او (١٩٦٦ ب ، ص١١٠)، جُوالق (و جُوال) مُعرَّب گُواله (كیسه بزرگ) است (نیز رجوع کنید به برهان، ذیل «گُوال»). گویا یكی از نیاكان وی، جوالدوز یا جوالفروش بوده است (سمعانی، همانجا). در عربی، غالباً صفت نسبی با واژه مفرد ساخته میشود؛ ازاینرو، ساخته شدن صفت نسبی با جوالیق، كه جمع است، نادر میباشد (ابنخلّكان، ج ٥، ص ٣٤٤). در این باره مناظرهای نیز میان جوالیقی و هروی نحوی (متوفی ٥٣٦) در بغداد درگرفت (رجوع کنید به یاقوت حموی، ج ١، ص ٣٥؛ قفطی، ج ١، ص ٢٣٦).
جوالیقی از نوجوانی به دانشاندوزی و سماع از استادان روی آورد. مشهورترین استاد او خطیب تبریزی *(متوفی ٥٠٢)، مدرّس نظامیه بغداد، بود كه جوالیقی هفده سال در محضر وی دانش اندوخت و ملازم او گشت (سمعانی، ج ٢، ص ١٠٥؛ ابنجوزی، ج ١٨، ص ٤٦ـ٤٧؛ یاقوت حموی، ج ٤، ص ١٦٣٣ـ١٦٣٤، ج ٦، ص ٢٧٣٥؛ قس بستانی، ذیل مادّه، كه به اشتباه، خطیب بغدادی گفته است). پس از فوت خطیب تبریزی، ابوالحسن علیبن محمد فَصیحی (متوفی ٥١٠) در نظامیه بغداد جانشین وی شد، ولی چون شیعه بود اخراج گردید و جوالیقی در آنجا به تدریس پرداخت (یاقوت حموی، ج ٥، ص ١٩٦٤).
جمع كثیری در محضر جوالیقی دانش اندوختند كه خود نیز به آن تصریح كردهاند، از جمله عبدالكریم سمعانی (متوفی ٥٦٢؛ ج ٢، ص ١٠٥)، ابوالبركات ابنانباری (متوفی ٥٧٧؛ ص ٣٩٦) و عبدالرحمان ابنجوزی (متوفی ٥٩٧؛ همانجا؛ برای برخی دیگر از شاگردان او رجوع کنید به یاقوت حموی، ج ١، ص ٤٤٩، ج ٢، ص ٨٠٣، ج ٣، ص ١٣٣٢، ج ٤، ص ١٦٦٦، ج ٦، ص٢٥٧٠، ٢٨١٧؛ قفطی، ج ١، ص ٨٨ـ٨٩، ٣٣٨، ج ٢، ص ٩٩، ٢٩٣، ج ٣، ص ٢١٤؛ ابنخلّكان، ج ٤، ص ٣٨٩، ج ٥، ص ٣٨٣، ج ٦، ص ٢٣١). مُقْتَفی لاَمراللّه عباسی (حك: ٥٣٠ ـ ٥٥٥) در دوره خلافت، نمازهایش را به امامت جوالیقی برگزار میكرد و مدتی نیز نزد او دانش اندوخت (ابنانباری؛ ابنجوزی، همانجاها) كه اثر آن در توقیعات خلیفه آشكار گشت (ابنرجب، ج ١، ص ٢٤٤؛ ابنعماد، ج ٤، ص ١٢٧). در بسیاری از منابع به پارسایی، دانایی، خردمندی و حافظه قوی جوالیقی اشاره شده است (از جمله رجوع کنید به سمعانی؛
ابنانباری، همانجاها؛
قفطی، ج ٣، ص ٣٣٥). جوالیقی كم و سنجیده سخن میگفت و اگر در باره چیزی كه نمیدانست از وی پرسشی میشد، ناآگاهی خود را بر زبان میآورد (ابنجوزی، همانجا؛
یاقوت حموی، ج ٦، ص ٢٧٣٦). وی بسیاری از كتابهای ادب و حدیث را كتابت كرده بود و خطش چنان خوش بود كه مردم برای به دست آوردن دستخطی از او پول فراوان میپرداختند (یاقوت حموی، همانجا؛
ابندمیاطی، ص ٤٠٣). جوالیقی را امام در لغت، نحو، ادب و یگانه دوران معرفی كردهاند ( رجوع کنید به یاقوت حموی، ج ١، ص ٤٤٩؛
قفطی، همانجا؛
ابنخلّكان، ج ٥، ص ٣٤٢). از وی روایت نیز نقل شده است (رجوع کنید به ابنرجب، ج ١، ص ٢٤٥ـ٢٤٦). ابیات اندكی نیز به او منسوب است (ابنخلّكان، ج ٥، ص ٣٤٣؛
یافعی، ج ٣، ص ٢٠٨). ابنانباری (ص ٣٩٦ـ٣٩٧) نوشته است كه جوالیقی، آرای غریبی در باره برخی مسائل نحوی ابراز میداشت و از اینرو، جایگاه او در لغت، بلندمرتبهتر از نحو بود؛
البته ممكن است ابراز چنین آرایی بیانگر استقلال و وسعت اندیشه جوالیقی باشد (رجوع کنید به جوالیقی،١٣٥٠، مقدمه رافعی، ص ٤). قفطی (ج ٢، ص ٥١) جوالیقی را یكی از چهار پیشوای نحو در بغداد معرفی كرده است.
جوالیقی، با وجود فضل و دانش، از طعن هجوگویان در امان نمانده و ابیاتی در مذمتش سروده شده است (رجوع کنید به ابنخلّكان، ج ٥،ص ٣٤٤؛
ابنكثیر، ج ١٢، ص٢٢٠). ابنعماد (ج ٤، ص ١٢٧) جوالیقی را حنبلی معرفی كرده است. وی در ١٥ محرّم ٥٣٩ (سمعانی، همانجا؛
ابن انباری، ص ٣٩٨؛
یاقوت حموی، ج ٦، ص ٢٧٣٧؛
سال ٥٢٩ مندرج در وجدی، ج ٣، ص ٢٧٧، اشتباه است) یا ٥٤٠ (ابنجوزی، همانجا؛
ابناثیر، ج ١١، ص ١٠٦) در بغداد درگذشت. برخی سال ولادت او (٤٦٥) را، به اشتباه، سال درگذشت وی دانستهاند (رجوع کنید به سیوطی، بغیه الوعاه، ج ٢، ص ٣٠٨؛
حاجیخلیفه، ج ١، ستون ٧٤١، ج ٢، ستون ١٥٧٧، ١٧٣٩). پیكر او را در باب حرب بغداد، كنار قبر پدرش، به خاك سپردند (ابنجوزی؛
ابنخلّكان، همانجاها؛
قفطی، ج ٣، ص ٣٣٦).
آثار جوالیقی عبارتاند از:
١) المُعَرَّب مِن الكلام الاعجمی علی حروف المعجم ، كه به اختصار، المعرّب (ابنانباری، ص ٣٩٦؛
قفطی، ج ٣، ص ٣٣٥)، ماعُرِّب من كلام العجم (سیوطی، همانجا) و المعرّبات (حاجیخلیفه، ج ٢، ستون ١٧٣٩) نیز نامیده شده است. وی در این كتاب كلمات غیرعربی را كه در عربی و در قرآن كریم، احادیث نبوی، سخنان صحابه و تابعین و در نظم و نثر عرب به كار رفته، گرد آورده است. جوالیقی در مقدمه خود، در باره ورود كلمات معرّب در قرآن بحث كرده و گفتههای گوناگون را در این باره نقل (١٩٦٦ ب ، ص ٤ـ ٥) و سپس قواعد تعریب * را بیان نموده و با ذكر مثالهایی، مباحث خود را مطرح كرده و توضیح داده است كه اجتماع كدام حرفها، میتواند بیانگر معرّب بودن یك واژه باشد (رجوع کنید به همان، ص ٦ـ١٢). او گفتههای لغویان پیش از خود، از جمله ابندُرَید، اَزْهَری، اَصْمَعی و خلیلبن احمد، را آورده است (برای نمونه، به همان ترتیب رجوع کنید به همان،ص ٤٨ـ٤٩، ١٦٩، ٢٨٨). او از اشعار عربی نیز شواهد فراوانی ذكر كرده (برای نمونه رجوع کنید به همان، ص ٥٣، ١٩١، ٢٥٩) و گاه گفته است كه این واژهها از چه زبانهایی وارد عربی شدهاند، از جمله از فارسی، سریانی، رومی، عِبْرانی و نَبَطی (برای نمونه، به همان ترتیب رجوع کنید به همان، ص ٥٣، ١٤٣، ١٧٩، ١٩١، ٢٠٤). شهرت جوالیقی بیشتر به سبب تألیف همین كتاب است، كه بسیاری آن را ستوده و تأثیرش را در آثار پسین بیان كردهاند (از جمله رجوع کنید به ابنانباری، ص ٣٩٦؛
ابنخلّكان، ج ٥، ص ٣٤٢؛
حسین نَصّار، ج ١، ص ٧١، ٧٣). برخی از بزرگان نیز این كتاب را نزد خود مؤلف خواندهاند، از جمله ابنجوزی (ج ١٨، ص ٤٧). از نقایص این كتاب آن است كه جوالیقی گاه دلیلی برای غیرعربی بودن واژگان بیان نكرده و گاه اصلِ غیرعربی واژگان را نیاورده، مانند كلمه جِرْداب و جاموس، كه معرّب گرداب و گاومیش است. دیگر آنكه در ترتیب واژگان فقط حرف نخست آنها لحاظ شده و دیگر حروفِ كلمه ترتیب الفبایی ندارند. جوالیقی در این شیوه از كتاب الجیم ابوعَمْروِ شَیبانی * (متوفی ٢٠٦) پیروی كرده و این روش، یافتن واژه را دشوار كرده است ( رجوع کنید به جوالیقی، ١٩٦٦ ب ، مقدمه عبدالوهاب عزام، ص ٣ـ ٥؛
هیوود، ص ٩٧ـ ٩٨).
كتاب المعرّب چند بار چاپ شده است: به همت ادوارد زاخاو در ١٢٨٤/١٨٦٧ در لایپزیگ، احمد محمد شاكر ١٣٢١ ش/ ١٩٤٢ در قاهره و ف. عبدالرحمان در ١٣٦٩ ش/ ١٩٩٠ در دمشق ( د.ا.د.ترك ، ذیل مادّه). نسخهای از این كتاب با حواشی ابن بَرّی (متوفی ٥٨٢) موجود است ( رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ اول، ذیل مادّه). بر این كتاب چندین تكمله (از جمله ذیل عبداللّه بِشبیشی متوفی ٨٢٠) نگاشته شده است ( المُزهر، ج ١، ص ٢٦٩؛
نیز رجوع کنید به جوالیقی، ١٩٦٦ ب ، مقدمه احمد محمدشاكر، ص ١٤ـ١٥).
٢) شرح ادب الكاتب، در شرح ادب الكاتب ابنقُتَیبه دینوری*(متوفی ٢٧٦). وی گاه یك سطر ادب الكاتب را در سه صفحه، با ذكر مباحث صرفی و نحوی و لغوی و شاهد آوردن از اشعار عربی، توضیح داده ( رجوع کنید به جوالیقی، ١٣٥٠، ص ١٢ـ ١٥) و گاهی تكملهای بر مطالب كتاب نوشته است (برای نمونه رجوع کنید به همان، ص ٢١٤). این كتاب با مقدمه مصطفی صادق رافعی در ١٣١٠ ش/١٩٣١ در قاهره چاپ شده است.
٣) تكملةُ اِصلاح ما تَغْلَطُ فیه العامّه، كه نام آن التكمله فیما تَلْحَنُ فیه العامّه(ابنانباری، ص ٣٩٦) و تتمّه درّه الغوّاص (قفطی، ج ٣، ص ٣٣٥) نیز ضبط شده و در توضیح اصطلاحات غلط رایج در زبان عربی است ( رجوع کنید به یاقوتحموی، ج٦، ص٢٧٣٧؛
ابنخلّكان، ج ٥، ص ٣٤٢؛
یافعی، ج ٣، ص ٢٠٨). سیوطی ( بغیه الوعاه، ج ٢، ص ٣٠٨) ما تلحن فیه العامّه و تتمّه درّه الغوّاص را دو كتاب پنداشته است. جوالیقی در این كتاب با تكیه بر مسائل لغوی و شواهد شعری عربی (برای نمونه رجوع کنید به ص ١٩، ٢٨) مباحث خود را مطرح كرده است. ابنبَرّی حواشی متعددی بر این كتاب نگاشته و مباحث آن را تكمیل كرده است (برای نمونه رجوع کنید به ص ٢١، ٥١). این كتاب را نخستین بار، درنبورگ در ١٢٩٢/١٨٧٥ در مجلهای آلمانی در لایپزیگ منتشر كرد و سپس المجمع العلمی العربی دمشق كتاب را با توضیحات و حواشی عزّالدین تنوخی در ١٣١٥ ش/ ١٩٣٦ به چاپ رساند (بروكلمان، ج ٥، ص ١٦٤؛
د. اسلام ، چاپ دوم، ذیل مادّه).
٤) اختصار ( مختصر ) شرح امثله سیبویه، كه تلخیص شرحی است كه ابوالفتح محمدبن عیسی عطّار (متوفی ٤٠٠) بر الكتاب سیبویه نوشته است. این كتاب را صابر بكر ابوالسعود در ١٣٥٨ ش/ ١٩٧٩ در اسیوط مصر منتشر كرده است ( د.ا.د.ترك ، همانجا).
٥) كتاب العروض، كه جوالیقی آن را برای خلیفه مُقتفی لاَمراللّه نوشته است (ابنانباری، همانجا).
٦) مختصر صحاح اللغه، كه تلخیصی از الصحاح جوهری*است ( د. اسلام، چاپ اول؛
د. ا.د.ترك، همانجاها).
٧) المختصر فی النحو. متن انتقادی این كتاب را محرّم چلبی، به عنوان پایاننامه كارشناسی ارشد، در دانشكده ادبیات دانشگاه بغداد در ١٣٤٩ ش/١٩٧٠ تهیه كرده است ( د.ا.د.ترك، همانجا).
٨) ما جاءَ علی فَعَلْتُ و اَفْعَلْتُ بمعنی واحد مُؤَلَّف علی حروف المعجم، در توضیح و معرفی افعالی كه ثلاثی مجرّد و باب اِفعال آنها به یك معناست. این كتاب به ترتیب حروفی تهجّی گردآوری شده، ولی باب همزه آن پیش از باب یاء آمده است ( رجوع کنید به ص ٧٦). در این كتاب بهندرت به اشعار عربی استشهاد شده است (مانند ص ٧٢). ماجد ذَهَبی این كتاب را، بر اساس نسخه دارالكتب الظاهریه، با توضیحات و تعلیقات، در ١٤٠٢ در دمشق منتشر كرد. نام این كتاب در هیچ جا جزو آثار جوالیقی نیامده است.
بروكلمان (همانجا) شرح مقصوره ابندرید را یكی از آثار جوالیقی ذكر كرده است. وی در جای دیگر (ج ١، ص ٧١)، از شرحی بر قصاید معلّقات *، نوشته موهوببن احمد حصری، نام برده كه مترجم عربی كتاب احتمال داده است از جوالیقی باشد. تنوخی نیز در مقدمه تكمله اصلاح ما تغلط فیه العامّه (ص ٢)، از كتاب غلط الضعفاء من الفقهاء جوالیقی، به عنوان اثری كه چاپ نشده، نام برده است. در د. اسلام (چاپ اول، همانجا) كتاب اَسماء خَیلِ العرب و فُرسانِها از آثار جوالیقی دانسته شده، حال آنكه این اثر از ابناَعرابی * (متوفی ٢٣١) است و جوالیقی آن را روایت كرده است، همچنان كه كتاب نسب الخیل ابنكلبی (متوفی ٢٠٦) را نیز روایت كرده است (رجوع کنید به ابنكلبی، مقدمه نوری حَمّودی قَیسی و حاتم صالح ضامن، ص ١٧، تصویر نسخه خطی؛
ابناعرابی، مقدمه نوری حمّودی قیسی و حاتم صالح ضامن، ص ٢٦، ٣٢، تصویر نسخه خطی).
منابع:
(١) ابناثیر؛
(٢) ابناعرابی، كتاب اسماء خیلالعرب و فرسانها، روایه ابیمنصور جوالیقی، در كتابان فیالخیل، چاپ نوری حمودی قیسی و حاتم صالح ضامن، بیروت: عالمالكتب، ١٤٠٧/ ١٩٨٧؛
(٣) ابنانباری، نزهه الالباء فی طبقات الادباء، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره [? ١٣٨٦/١٩٦٧ (؛
(٤) ابنجوزی، المنتظم فی تاریخالملوك و الامم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٥) ابنخلّكان؛
(٦) ابندمیاطی، المستفاد من ذیل تاریخ بغداد، چاپ محمد مولود خلف و بشار عوّاد معروف، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٧) ابنرجب، كتاب الذیل علی طبقات الحنابله، چاپ هنری لاووست و سامی دهان، دمشق ١٣٧٠/١٩٥١؛
(٨) ابنعماد؛
(٩) ابنكثیر، البدایه و النهایه فیالتاریخ، )قاهره( ١٣٥١ـ ١٣٥٨؛
(١٠) ابنكلبی، كتاب نسبالخیل فی الجاهلیه و الاسلام و أخبارها، روایه أبیمنصور جوالیقی، در كتابان فیالخیل، چاپ نوری حمودی قیسی و حاتم صالح ضامن، بیروت: عالمالكتب، ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(١١) كارل بروكلمان، تاریخ الادب العربی، ج ١، نقله الی العربیه عبدالحلیم نجار، قاهره )١٩٧٧ (، ج ٥، نقله الی العربیه رمضان عبدالتواب، قاهره ) ١٩٧٧ (؛
(١٢) محمدحسینبن خلفبرهان، برهان قاطع، چاپ محمد معین، تهران ١٣٦١؛
(١٣) بطرس بستانی، كتاب دائره المعارف: قاموس عاملكل فن و مطلب، بیروت ١٨٧٦ـ١٩٠٠، چاپ افست )بیتا.(؛
(١٤) موهوببن احمد جوالیقی، شرح ادبالكاتب، قاهره ١٣٥٠، چاپ افست تهران )بیتا.(؛
(١٥) همو، كتاب تكمله اصلاح ماتغلط فیهالعامّه، چاپ عزالدین تنوخی، )بیجا ( ١٩٣٦، در المعرّب من الكلام الاعجمی علی حروف المعجم ، چاپ احمد محمدشاكر، قاهره ١٩٤٢، چاپ افست تهران ١٩٦٦ الف ؛
(١٦) همو، ماجاء علی فعلت و افعلت بمعنی واحدٍ مؤلّف علی حروف المعجم، چاپ ماجد ذهبی، دمشق ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(١٧) همو، المعرّب من الكلام الاعجمی علی حروف المعجم، چاپ احمد محمدشاكر، قاهره ١٩٤٢، چاپ افست تهران ١٩٦٦ ب؛
١٨- حاجی خلیفه؛
(١٩) حسیننصّار، المعجمالعربی: نشأته و تطوره، )قاهره( ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٢٠) ذهبی؛
(٢١) سمعانی؛
(٢٢) عمروبن عثمان سیبویه، كتاب سیبویه، چاپ عبدالسلام محمدهارون، قاهره )? ١٣٨٥ /١٩٩٦ (، چاپ افست بیروت ١٤١١/١٩٩١؛
(٢٣) عبدالرحمانبن ابیبكر سیوطی، بغیه الوعاه فی طبقات اللغویین و النحاه، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ١٣٨٤؛
(٢٤) همو، المزهر فی علوم اللغه و انواعها، چاپ محمد احمد جادمولی، علیمحمد بجاوی، و محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره )بیتا.(؛
(٢٥) علیبن یوسف قفطی، اِنباه الرواه علی اَنباه النحاه، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، ج ١، قاهره ١٣٦٩/١٩٥٠؛
(٢٦) محمد فرید وجدی، دائره معارف القرن الرابع عشر/ العشرین ، بیروت: دارالمعرفه، )بیتا.]؛
(٢٧) عبداللّهبن اسعد یافعی، مرآه الجنان و عبره الیقظان، بیروت ١٤١٧/١٩٩٧؛
(٢٨) یاقوت حموی، معجمالادباء ، چاپ احسان عباس، بیروت ١٩٩٣؛
(٢٩) EI ١,s.v. " A l-Djawaliki" (by C. Brockelmann);
(٣٠) EI ٢, .v. "A l-DjawaliKi" (by H. Fleisch);
(٣١) John A. Haywood, Arabic lexicography , Leiden ١٩٦٥;
(٣٢) TDVIA , s.v. "Cevaliki, Mevhub b. Ahmed" (by Muharrem Celebi).
/ باقر قربانیزرّین /