دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٣٠٤
حُضَینبن مُنْذِر رَقاشى ، از یاران امام على علیهالسلام و از اشراف و بزرگان قبیله بَكربن وائل*. در منابع، نام او به صورت حُصَین نیز آمده، اما صورت صحیح آن حُضَین است (رجوع کنید به ابنعساكر، ج ١٤، ص ٣٩٦ـ٣٩٧؛
ابنمنظور، ذیل «حضن»). او به نام یكى از مادربزرگهایش، رِقاشه دختر ضَبیعه، منسوب است (ابنحزم، ص ٣١٧). كنیههاى وى را ابومحمد (ابنحجر عسقلانى، ج ٢، ص ٣٦٠)، ابوحَفْص (طبرى، ج ٦، ص ٥١١) و در بیشتر منابع، ابوساسان ضبط كردهاند. ابنمَنْجَوَیه (متوفى ٤٢٨؛
ج ١، ص ١٣٩) گفته كه ابوساسان لقب او و ابومحمد كنیه اوست. از تاریخ تولد وى اطلاعى نیست. امین (ج ٦، ص ١٩٤) احتمال داده است كه در سال سوم هجرى به دنیا آمده باشد. درباره تاریخ مرگ او، اختلاف اندكى در منابع وجود دارد. به نوشته بخارى (ج ١، ص ٢٨٢) او بعد از سال یكصد هجرى، و به نوشته ابن منجویه (همانجا) در سال ٩٩هجرى درگذشت. در صحت دو روایتى كه در آن حضین یكى از نخستین كسانى ذكر شده كه پس از سَقیفه به على علیهالسلام پیوسته (رجوع کنید به كشى، ص٧، ١١)، به دلیل سن كم حضین در آن هنگام، تردید شده است (امین، ج ٦، ص ١٩٥؛
شوشترى، ج ٣، ص ٥٦٨). باتوجه به فتح سمرقند در سال ٩٣ به دست قُتَیبَةبن مُسْلِم و حضور حضینبن منذر در مجلس قتیبه در این سال (رجوع کنید به ابنعساكر، ج١٤، ص٣٩٩ـ٤٠٠) و نیز تصریح حضین به نود سالگى خود در آن سال در یكى از سرودههایش (رجوع کنید به امین، ج ٦، ص ١٩٤)، حضین احتمالا در جنگ صفّین* ٣٤ ساله بوده و بر این اساس گفته ابویقظان سُحَیمبن حفص (متوفى ١٩٠)، كه حضین را در نبرد صفّین نوزده ساله ذكر كرده (رجوع کنید به ابن منظور، همانجا)، نادرست است. نام سه تن از پسران او، به نامهاى ساسان و عیاض/ غیاظ و یحیى، و دو بیت از سرودههاى او خطاب به غیاظ، در منابع آمده است (براى نمونه رجوع کنید به ابنمنظور، همانجا؛
امین، ج ٦، ص ١٩٦). یحیى از دولتمردان امویان بود كه به فرمان ابومسلم، همراه دیگر دولتمردان اموى كشته شد (رجوع کنید به ابنحزم، همانجا؛
ابنعساكر، ج ١٤، ص ٣٩٧). در منابع اهلسنّت و شیعه از حضین به عنوان فردى ثقه یاد شده است (براى نمونه رجوع کنید به مِزّى، ج ٦، ص ٥٥٦؛
خویى، ج ٦، ص١٢٦).
حضین از على علیهالسلام، عثمان، مُجاشِعبن مسعود و ابوموسى اشعرى روایت كرده است و از او فرزندش یحیى، حسن بصرى، و عبدالعزیزبن معمر روایت كردهاند (مزّى، ج ٦، ص ٥٥٥ ـ٥٥٦). ابنحجر عسقلانى (همانجا)، به نقل از ابنسعد، آورده كه حضین كم حدیث بوده، اما این مطلب نادرست است و گفته ابنسعد (ج ٧، ص ٢١٢) درباره ابوسعید قیس رقاشى، غلام حضین، است. ابوالحسن مداینى گفته حضین را درباره مسموم شدن امام حسن علیهالسلام با دسیسه معاویه، نقل كرده است (رجوع کنید به ابنابیالحدید، ج ١٦، ص ١٧). برقى (ص ٣) حضین را از یاران و برگزیدگان على علیهالسلام یاد كرده، البته كنیه ابوساسان در نقل برقى به ابوسنان تصحیف شده است. حضرت على علیهالسلام در جنگ جمل حضین را به فرماندهى پیادهنظام قبیله بكربن وائل برگزید (مفید، ص٣٢٠؛
نیز رجوع کنید به مزّى، ج ٦، ص ٥٥٨). در جنگ صفّین، پرچم على علیهالسلام در دست وى بود و او به سرپرستى قبیله بكربن وائل نیز گماشته شد (رجوع کنید به مزّى، ج ٦، ص ٥٥٧). این كار یكى از تدبیرهاى ارزنده على علیهالسلام دانسته شده است (رجوع کنید به جاحظ، ج ٣، ص ١٠٨). دلیرى و پایدارى حضین در جنگ صفّین و اهتزاز موزون پرچمى كه در دست داشت، على علیهالسلام را به سرودن اشعارى برانگیخت كه در منابع مضبوط است (براى نمونه رجوع کنید به نصربن مزاحم، ص ٢٨٩ـ٢٩٠؛
ابنابیالحدید، ج ٥، ص ٢٢٦ـ ٢٢٧). رنگ پرچمى كه در دستحضین قرار داشته، سرخ یا سیاه بوده است (رجوع کنید به مفید؛
ابنمنظور، همانجاها). به هنگام دسیسه برافراشتن قرآنها بر نیزهها و بروز اختلاف میان یاران على علیهالسلام در جنگ صفّین، حضین از نخستین كسانى بود كه با سخنانى كوتاه و شیوا از على علیهالسلام دفاع كرد و مردم را به فرمانبردارى بدون قید و شرط از ایشان فراخواند (نصربن مزاحم، ص ٤٨٥ـ٤٨٦؛
اسكافى، ص ١٦٧). حضرت على علیهالسلام، در دوران حكومت خود، حضین را حاكم اصطخر كرد (ابنعساكر، ج ١٤، ص ٣٩٦؛
مزّى، همانجا).
حضین را به شاعرى و زبانآورى ستودهاند (رجوع کنید به ابنماكولا، ج ٢، ص ٤٨١؛
مزّى، همانجا). ابیات پراكندهاى از او در منابع آمده است (براى نمونه رجوع کنید به جاحظ، ج ٢، ص ١٩؛
ابنقتیبه، ج ١، جزء١، ص ١٦١؛
ابنابیالحدید، ج ٥، ص ٢٤٤). امیران اموى در كارهاى خود با حضین رایزنى میكردند و از او یارى میخواستند؛
حضین در برخى سرودههاى خود به این موضوع اشاره كرده است (رجوع کنید به طبرى، ج ٦، ص ٣٩٥ـ ٣٩٦). برخى او را به بخل و خسّت نكوهش كردهاند (رجوع کنید به ابنعساكر؛
مزّى، همانجاها). امین (ج ٦، ص ١٩٥ـ١٩٦) این نسبت را از جمله یاوهسراییهاى شاعران زیادهطلب دانسته است.
منابع :
(١) ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ١٣٨٥ـ ١٣٨٧/ ١٩٦٥ـ١٩٦٧، چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(٢) ابنحجر عسقلانى، كتاب تهذیبالتهذیب، چاپ صدقى جمیل عطار، بیروت ١٤١٥/١٩٩٥؛
(٣) ابنحزم، جمهرة انسابالعرب، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ( ١٩٨٢)؛
(٤) ابنسعد (بیروت)؛
(٥) ابنعساكر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ علیشیرى، بیروت ١٤١٥ـ١٤٢١/ ١٩٩٥ـ٢٠٠١؛
(٦) ابنقتیبه، عیونالاخبار، چاپ یوسف على طویل و مفید محمد قمیحه، بیروت [? ١٩٨٥[؛
(٧) ابنماكولا، الاكمال فى رفع الارتیاب عن المؤتلف و المختلف فى الاسماء والكنى و الانساب، چاپ عبدالرحمانبن یحیى معلمى یمانى، بیروت (بیتا.)؛
(٨) ابنمَنْجَوَیه، رجال صحیح مسلم، چاپ عبداللّه لیثى، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٩) ابنمنظور؛
(١٠) محمدبن عبداللّه اسكافى، المعیار و الموازنة فى فضائل الامام امیرالمؤمنین علیبن ابیطالب (صلواتاللّه علیه)، چاپ محمدباقر محمودى، بیروت ١٤٠٢/١٩٨١؛
(١١) امین؛
(١٢) محمدبناسماعیل بخارى، التاریخالصغیر، چاپ محمود ابراهیم زاید، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(١٣) احمدبن محمد برقى، كتاب الرجال، در ابنداوود حلّى، كتابالرجال، تهران ١٣٨٣ش؛
(١٤) عمروبن بحر جاحظ، البیانوالتبیین، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بیروت [? ١٣٦٧/ ١٩٤٨[؛
(١٥) خویى؛
(١٦) شوشترى؛
(١٧) طبرى، تاریخ (بیروت)؛
(١٨) محمدبن عمركشى، اختیار معرفة الرجال، (تلخیص) محمدبن حسن طوسى، چاپ حسن مصطفوى، مشهد ١٣٤٨ش؛
(١٩) یوسفبن عبدالرحمان مِزّى، تهذیبالكمال فى أسماءالرجال، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(٢٠) محمدبنمحمد مفید، الجمل و النصرة لسید العترة فى حرب البصرة، چاپ على میرشریفى، بیروت١٤١٤/١٩٩٣؛
(٢١) نصربنمزاحم، وقعة صفّین، چاپ عبدالسلام محمد هارون ، قاهره ١٣٨٢، چاپ افست قم ١٤٠٤.
/ محمود مهدوى دامغانى /