کتاب سال جهان اروپا 1998 < ؛ > دایرة المعارف ورلد بوک < ، همانجاها؛ > اطلس جهانی اینکارتا < ، ذیل مادّه ؛ یوسفیان ، ص 16ـ 18؛ سازمان ملل متحد، ص 27). بنابر سرشماری رسمی 1370ش / 1991، جمعیت کشور 639 ، 365 ، 4 تن بوده است . به علت جنگ داخلی ، در 1375ش / 1996 تنها حدود 000 ، 250 ، 3 تن در کشور زندگی می کردند و بقیه به خارج از کشور پناه برده بودند. در 1376ش / 1997 شمار افراد ساکن در کشور به 000 ، 784 ، 3 تن رسید و روند بازگشت آوارگان به کشور همچنان ادامه دارد. جمعیت کشور در 1378 ش / 1999، حدود 000 ، 520 ، 4 تن تخمین زده می شود. در 1375ش / 1996 حدود 41% مردم در شهرها سکونت داشتند. پرجمعیت ترین شهرهای کشور، بنابر سرشماری 1370ش / 1991، به ترتیب عبارت اند از: سارایوو، بانیا لوکا (بانه لوقه )، زنیتسا ، توزلا و موستار ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 660؛ سازمان ملل متحد؛ > دایرة المعارف ورلد بوک < ، همانجاها؛ > کتاب سال بریتانیکا 1998 < ، ص 560). پیش از استقلال ، بوسنی و هرزگوین از نظر اقتصادی نسبت به دیگر جمهوریهای یوگسلاوی سابق کمتر توسعه یافته بود. امروزه محصولات کشاورزی اصلی تنباکو، سیب زمینی و میوه است . دره های ساوا و درینا از نظر کشاورزی توسعة زیادی پیدا کرده است و میوه در بوسنی مرکزی و شمالی پرورش داده می شود؛ در هرزگوین نیز تاکستانهای فراوانی وجود دارد. دامداری از بخشهای مهم اقتصاد است و با توجه به جنگلهای وسیع ، صنعت چوب نیز رونق دارد. بوسنی و هرزگوین از ذخایر معدنی وسیعی برخوردار است . ذخایر بزرگی از سنگ آهن و ذغال سنگ (لیگنیت )، همچنین معادن مهم مس ، سرب ، روی ، بوکسیت و طلا در کشور وجود دارد. نیروگاههای آبی کشور ظرفیت بالایی دارند. پیش از جنگ ، منسوجات و وسایل الکتریکی از محصولات صنعتی مهم بود ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 658؛ > دایرة المعارف ورلد بوک < ؛ بریتانیکا ، ذیل مادّه ؛ آسایش زارچی ، ص 27). پیش از استقلال ، سیاست حکومت فدرال از توسعة بوسنی و هرزگوین و دیگر مناطق فقیر یوگسلاوی سابق حمایت می کرد اما صنعت ، تنها بخش ناچیزی از اقتصاد محلی بود. با وجود شماری از صنایع سبک ، در 1350ـ1370 ش / 1971ـ1991 درّة ساوا از نظر صنایع سنگین توسعه پیدا کرد. کارخانه های آهن و فولاد در زنیتسا و همچنین صنعت تولید تسلیحات اهمیت داشت . در 1990 صنایع سبک و سنگین ، حدود 43% تولید ناخالص داخلی را تشکیل می داد. اقتصاد بوسنی و هرزگوین بشدت از جنگ داخلی در یوگسلاوی که از خرداد 1370/ ژوئن 1991 آغاز شد، آسیب دید. تا اواخر این سال ، تعداد بیکاران به بیشترین تعداد از زمان جنگ جهانی دوم رسید و نرخ سالانة تورم نیز تا 120% افزایش یافت . بازسازی رسمی اقتصاد کشور از اواخر 1374ش / 1995 به دنبال امضای موافقتنامة صلح دیتون شروع شد. در 1375ش / 1996 تولید ناخالص داخلی تا 50% افزایش یافت که عمدتاً پیامدی از دریافت کمکهای مالی بین المللی بود. با اینهمه کسری تجاری و بودجه همواره وجود داشته است . با پیشرفت صلح ، فعالیت صنعتی دوباره شروع شد ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 658ـ659). گسترش اسلام در بوسنی و هرزگوین بتدریج صورت گرفت به نحوی که تا 1032/ 1624 جمعیت مسیحیان بر مسلمانان برتری داشت . بنابر اسناد دوران عثمانی ، از این سال شمار مسلمانان بر مسیحیان پیشی گرفت ، چرا که در برابر 450 هزار مسلمان تنها 150 هزار کاتولیک و حدود 75 هزار ارتدوکس وجود داشت (ملکم ، ص 53 ـ54). در اوایل قرن دوازدهم / اواخر قرن هفدهم ، با پیشروی نیروهای هابسبورگ و ونتی به سوی مجارستان و کرواسی ، مسلمانان اسلاو این مناطق به بوسنی پناه آوردند. همچنین با عقب نشینی عثمانی از مونتنگرو و صربستان مستقل در اوایل قرن سیزدهم / نوزدهم ، این اکثریت قطعی جمعیت مسلمانان همچنان حفظ شد. اما آمار نشان می دهد که در 1287/1870 جمعیت مسلمانان به 3ر48% از کل جمعیت کاهش پیدا کرد. اشغال بوسنی و هرزگوین از سوی اتریش ـ مجارستان در 1296/1878 و قانون خدمت سربازی 1298/1881، اختلاف با مقامات اتریش در 1318/1900، ضمیمه ساختن بوسنی به اتریش ـ مجارستان در 1326/1908 و سپس الحاق آن به یوگسلاوی (قلمرو سلطنتی صربها، کرواتها و اسلوونها) در 1336/1918، مهاجرت عدّه ای از مسلمانان بوسنی را، بویژه به قلمرو عثمانی به دنبال داشت و باعث شد که مسلمانان اکثریت نسبی خود را نیز از دست بدهند (پنسون ، ص 104ـ110؛ باناک ، ص 134؛ بوگارل ، ص 135ـ136). در جریان جنگ جهانی دوم ، حدود صدهزار مسلمان بوسنی عمدتاً به دست شبه نظامیان افراطی صرب ، موسوم به چِتْنیک ، قتل عام شدند. به سبب مهاجرت بخش دیگری از مسلمانان بوسنی پس از پیروزی کمونیسم در 1324 ش / 1945، جمعیت مسلمانان باز هم نسبت به دیگر اقوام کاهش یافت (نظرزاده ، ص 135؛ باناک ، ص 134، 145؛ گوتمان ، ص 13؛ ملکم ، ص 192؛ بوگارل ، ص 136ـ137، 149؛ کوپو و یراسیموس ، ص 223). در سرشماریهای 1327ش / 1948، 1332ش / 1953، 1340ش / 1961 صربها، پرشمارترین گروه قومی این جمهوری بودند. از 1350ش / 1971 که مسلمانان به عنوان ملتی که حق دارند جمهوری داشته باشند شناخته شدند، پرجمعیت ترین گروه را تشکیل می دهند. در 1370ش / 1991 مسلمانان 7ر43%، صربها 4ر31%، کرواتها 3ر17%، یوگسلاوها 5ر5% و دیگران 1ر2% جمعیت را به خود اختصاص داده اند (بوگارل ، ص 137ـ141). افزایش نسبی جمعیت مسلمانان در برابر کاهش صربها، کرواتها و یوگسلاوها نشان دهندة این واقعیت است که تا پیش از 1350ش / 1971 شمار قابل توجهی از مسلمانان اسلاو به دلایل سیاسی خود را صرب ، کروات یا یوگسلاو معرفی می کردند. بعلاوه ، پس از جنگ جهانی دوم همواره رشد طبیعی جمعیت مسلمان بیشتر از صربها و کرواتها، و مهاجرت مسلمانان نیز بیشتر در سطح داخلی بوده است ، در حالی که صربها و کرواتها به خارج از بوسنی و هرزگوین مهاجرت کرده اند. مسلمانان در بوسنی مرکزی ، درّة درینا (منطقة مرزی با صربستان )، پوساوینا (منطقه ای که به طور تقریبی در مربع برچکو ، توزلا، تسلیچ ، درونتا قرار دارد) و بالاخره در شمال غربی بوسنی متمرکز شده اند. با افزایش جمعیت مسلمانان بین سالهای 1327ـ1370ش / 1948ـ1991، مناطق مسلمان نشین به طرف مناطق صرب نشین یا کروات نشین گسترش یافته است (بوگارل ، ص 138، 140، 143ـ 148). با اعلام استقلال بوسنی و هرزگوین و در جریان جنگ داخلی پس از آن ، بیش از 000 ، 250 تن که بیشتر آنان مسلمان بودند عمدتاً به دست صربهای افراطی به قتل رسیدند و حدود سه میلیون تن آواره شدند. با وجود مقرّرات موافقتنامة صلح دیتون (رجوع کنید به ادامة مقاله ) مبنی بر آزادی بازگشت مردم به سکونتگاههای پیشین خود، این امر هنوز با دشواریهایی بویژه از سوی صربها و کرواتها روبروست . کشتار و اخراج مسلمانان از جمهوری صرب سبب کاهش جمعیت مسلمانان نسبت به 1370ش / 1991 شده است . در بوسنی و هرزگوین صربها پیرو کلیسای ارتدوکس ، کرواتها پیرو کلیسای کاتولیک رومی و مسلمانان عمدتاً سنّی و پیرو فقه حنفی اند. با اینکه زبان اصلی مردم کشور صربو ـ کروات است ، مسلمانان و کرواتها در نوشتار الفبای لاتین و صربها الفبای سیریلی به کار می برند ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 650؛ > اطلس جهانی اینکارتا < ، همانجا؛ فاین ، ص 24؛ نظرزاده ، ص 272؛ یوسف وند، ص 108، 113). نخستین ساکنان شناخته شدة بوسنی و هرزگوین ، ایلیریها، در هزارة اول قبل از میلاد در آنجا می زیستند. در قرن دوم و اول قبل از میلاد رومیها این منطقه را تصرف کردند که سلطة آنها پنج قرن طول کشید. هونها و آلانها (قومی ایرانی و اعقاب اوستهای امروزی قفقاز) در قرون چهارم و پنجم در منطقه حضور یافتند. در قرن ششم آوارها (قومی از شمال قفقاز) و در اواخر قرن ششم اسلاوها به بالکان آمدند. اسلاوها تا 620میلادی احتمالاً در بیشتر بوسنی و هرزگوین کنونی و مناطق اطراف آن نفوذ کرده بودند. مدت کوتاهی بعد دو طایفة اسلاو، کرواتها و صربها، به منطقه رسیدند. امپراتور روم شرقی کرواتها را دعوت کرد تا آوارها را از منطقه بیرون برانند. صربها نیز به دنبال کرواتها در همان دوره از شمال دریای سیاه وارد بالکان شدند. دانش پژوهان امروز عقیده دارند که صربها و کرواتها اسلاوهایی با طبقة حاکم سِرمِت یا آلان (هر دو قوم ایرانی ) بوده اند یا قبایلی در اصل ایرانی بوده اند که جذب فرهنگ اسلاوی شده اند. پیش از آمدن این دو گروه به منطقه ، جمعیت زیادی از اسلاوها به این مناطق آمده بودند. ازینرو مردم بوسنی را به طور کلی می توان مردمی با ریشة اسلاو (نه صرب و نه کروات ) دانست که از ایلیریها، رومیها، آلانها، آوارها و اقوام دیگر اثر پذیرفته اند. بین قرن اول تا پنجم / هفتم تا دوازدهم ، امپراتوری روم شرقی و در دوره های کوتاهتری حاکمان کروات یا صرب بر این منطقه حکومت می کردند. در اوایل قرن پنجم / دوازدهم ، بوسنی تحت حاکمیت مجارستان قرار گرفت ، اما از سوی حاکم دست نشانده ، با عنوان «بان »، که اقتدارش بتدریج افزایش یافت ، اداره می شد. در 562/1167 بوسنی و هرزگوین برای مدت کوتاهی تحت حاکمیت روم شرقی قرار گرفت (ملکم ، ص 2ـ11؛ فاین ، ص 19ـ20؛ یوسفیان ، 13ـ14، 25). در 576/1180 با وجود ادعای حاکمیت مجارستان ، بان «کولین »، حاکم بوسنی ، استقلال خود را اعلام کرد. در اواخر قرن ششم / دوازدهم ، مجارستان از پاپ درخواست کرد تا بوسنی را تحت نظر سراسقفی آن قرار دهد. همچنین حاکم زِتا (مونتنگروی کنونی )، متحد مجارستان ، کولین و اطرافیانش را به بدعت متّهم کرد. اما بان کولین بحران را فرو نشاند. پس از درگذشت وی ، مجارها که از اعلام استقلال بوسنی ناراضی بودند به بهانة بدعت در کلیسای بوسنی پاپ را به اعلام جهاد با بوسنی متقاعد کردند. مجارها به بوسنی حمله کردند و از 632/1235 تا 639/1241 آنجا را در اختیار داشتند. حملة مغولها به مجارستان موجب عقب نشینی آنها از بوسنی شد. در 650/1252 مجارها، پاپ را راضی کردند تا کلیسای کاتولیک بوسنی را از قلمرو قدرت اسقفِ راغوزه (دوبروونیک کنونی ) بیرون بیاورد و تابع اسقف مجاری کند. اما بوسنیاییها، اسقف مجار را از بوسنی بیرون کردند و کلیسای مستقل خود را تشکیل دادند که به کلیسای بوسنی معروف شد. با اینکه بسیاری از محقّقان معتقدند که این کلیسا وگانه پرست (بوگومیل یا نئومانوی )بوده ، شواهد نشان می دهد که کلیسای بوسنی اصول اساسی کاتولیک را در سراسر قرون وسطی حفظ کرده اما از کلیسای شرق و بوگومیل تأثیرگرفته است . در 722/1322 کوترومانیچ ، حکومت را به دست گرفت . وی قلمرو بوسنی را در شمال و مغرب گسترش داد. همچنین در 726/ 1326، بیشتر هیوم (هرزگوین کنونی ) را که از 563/ 1168 مستقل شده بود و مردمش اغلب ارتدوکس بودند، به کشور ملحق کرد. او ضمن پذیرش وجود کلیسای انشعابی بوسنی ، در 741/1340 برای بهبود روابطش با پاپ پذیرفت که هیئت مذهبی فرانسیسکنها در بوسنی مستقر شود. در 748/ 1347 کوترومانیچ کاتولیک شد و از آن پس تقریباً همة زمامداران بوسنی کاتولیک بودند. پس از مرگ کوترومانیچ در 754/ 1353، برادرزاده اش تورتکو (حک : 754ـ793/ 1353ـ 1391) جانشین وی شد. در نیمة دوم حکومت تورتکو، قلمرو بوسنی گسترش یافت و به قدرتمندترین دولت در میان دولتهای بالکان غربی تبدیل شد (فاین ، ص 20ـ23، 25؛ ملکم ، ص 13ـ 20، 36ـ 38). برای مآخذ این قسمت رجوع کنید به منابع مندرج در بخش پایانی همین مقاله . / مهدی کریمی / بوسنی و هرزگوین در دورة حکومت عثمانی . در 788/ 1386، نخستین حملة ترکها به بوسنی صورت گرفت ( در 790/ 1388، بخشی از مهاجمان ترک به هیوم وارد شدند، اما نیروهای تحت فرمان ووکوویچ عثمانیان را شکست دادند. در 791/ 1389، تورتکو در پاسخ به درخواست لازار، متحد صرب خود، سپاهی را به فرماندهی ووکوویچ برای نبرد با ترکان عثمانی به کوسوو (قوصوه ) فرستاد (ملکم ، ص 20) ) . در جریان این نبرد، سلطان مراد بشدت زخمی شد و در پایان جنگ درگذشت ، ولی بایزید، جانشین او، پیروز شد و لازار را اسیر کرد. پس از نبرد کوسوو جانشینان لازار بناچار دست نشاندة ترکان شدند. صربهای دست نشانده موقعیت بوسنی را بسیار تضعیف کردند. به جانشین تورتکو اجازه داده شد که بر سرزمینهای متعلّق به او حکمروایی کند ولی بخش اعظم بوسنی در دست افراد قدرتمندی بود که مستقلاً بر مناطق خویش حکومت می کردند. فتح اسکوپیه ( اسکوپلیه ) به دست ترکان در 794/ 1392 به تشکیل قلمرو مرزی ترکها انجامید که به صربستان و بوسنی محدود می شد ( همچنین بخشهایی از بوسنی به تصرف عثمانیها درآمد (همانجا) ) . از 818/ 1415 به بعد، نفوذ ترکان در امور داخلی کشور و نفاق میان اشراف و مدعیان تاج و تخت در بوسنی افزایش یافت . پس از جلوس تورتکوی دوم (823 ـ 847/ 1420ـ1443)، که حاکمیت ترکها را پذیرفت ، پادشاهان بوسنی (از 832/ 1429) وادار به پرداخت خراج به دولت عثمانی شدند. ترکها بارها شماری از شهرها را تصرف و پادگانهایی در آنها تأسیس کردند. در نیمة قرن نهم / پانزدهم ، ترکها در شهر هودیجد و نواحی آن ـ بخش سارایووی کنونی ـ مستقر شدند. این نواحی زیر نظر مستقیم یک مقام عالیرتبة ترک ، با عنوان وُی ودا، و به دست عیسی بیگ ، حاکم اسکوپیه و پسرش اسحاق بیگ اداره می شد. این منطقه از حکومتی مضاعف برخوردار بود، زیرا لردهای بوسنیایی در بخشهای مجاور، دست نشاندگان ترکها بودند. ( در 844/1440 ترکان سربرنیتسا را تسخیر کردند. پس از مرگ تورتکوی دوم ، استپان توماش (حک : 847 ـ 865/ 1443ـ1461) جانشین وی شد (ملکم ، ص 22) ) . وی برای رهایی از تعهد پرداخت خراج به ترکان ، از پاپ کمک خواست اما موفق نشد. پاپ برای کمک به شاه ، خواهان گرویدن وی به مذهب کاتولیک و سرکوب «بدعت » شد ( ازینرو در 863/1459، شاه توماش با بی میلی از روحانیان کلیسای انشعابی بوسنی خواست تا به آیین کاتولیک درآیند یا از بوسنی خارج شوند. بیشتر آنان دست کم به صورت اسمی ، کاتولیک شدند و اقلیتی نیز به هرزگوین یا مناطق تحت تصرف ترکان پناه بردند. با فتح کامل بوسنی به دست ترکان عثمانی ، پیروان کلیسای بوسنی به دین اسلام ، و آیینهای ارتدوکس و کاتولیک پیوستند. پس از درگذشت توماش ، پسرش استپان توماشویچ (حک : 865 ـ867/ 1461ـ1463)، آخرین پادشاه بوسنی ، جانشین وی شد. توماشویچ از پاپ و همچنین از ونیزیها برای مقابله با حملة وسیع ترکها درخواست کمک کرد، اما به درخواستهای وی پاسخی داده نشد. در 867/1463، که پادشاه از پرداخت خراج خودداری کرد، لشکریان عثمانی به فرماندهی سلطان محمد دوم به بوسنی حمله ور شدند و بسرعت آنجا را تسخیر و توماشویچ را دستگیر و اعدام کردند (ملکم ، ص 23ـ 24؛ فاین ، ص 24) ) . چندی بعد که نیروهای عثمانی از بوسنی خارج شدند، ماتیاس کوروینوس ، پادشاه مجارستان ، به بوسنی حمله کرد و شهر یایتسه و نواحی مجاور آن را اشغال کرد. نیروهای مجار در سالهای پس از آن سربرنیک را تصرف کردند و دو ایالت مرزی (بانات ) که کرسی یکی یایتسه و دیگری سربرنیک بود، تشکیل دادند. در قرن نهم / پانزدهم ، مجارها از این محل چندین یورش ترتیب دادند که یکی از این حمله ها به تصرف سه روزة سارایوو منجر شد. محمد بیگ منّت اوغلو نخستین «سنجق بیگی » بوسنی بود. «سنجق » هرزگوین در 874/1470 بنیاد نهاده شد (ترکها بقیة هرزگوین را در پایان 886/ اوایل 1482 تصرف کردند). بعدها سنجق دیگری که کرسی آن در زورنیک بود، ایجاد شد. ترکها در 918/1512 بانات سربرنیک را تصرف کردند، و پس از نبرد موهاچ (در 933/1527 یا 934/1528) یایتسه و بانیالوکا را نیز اشغال کردند. از بوسنی به لیکا نفوذ کردند و بخش اعظم دالماسی را به انضمام قلعة کلیس متصرف شدند. سنجق بیگی بوسنی در اشغال اسلاوونیا شرکت کرد. تا نیمة قرن دهم / شانزدهم ، سارایوو کرسی سنجق بوسنی بود و غازی خسروبیگ (متوفی 948) که در 926/1520 سنجق بیگی آنجا شد، بناهای مجلّل بسیاری در سارایوو ساخت . در آن زمان شهر سارایوو به موضعی مهم تبدیل شده بود. با این حال ، حدود نیمة قرن دهم / شانزدهم کرسی سنجق به بانیا لوکا انتقال یافت . فرهاد سوکولویچ (صُقُلْلی )، حاکم بوسنی ، طرح و بنای بانیا لوکا را به صورت شهری اسلامی تکمیل کرد. صُقُلْلی نخستین پاشای بوسنیایی (بیگلربیگی ) بود. در 988/ 1580 ایالت بوسنی مشتمل بر هفت سنجق (بوسنی ، هرزگوین ، کلیس ، کرکا ، پاکراتس ، زورنیک و پوژگا ) تشکیل شد و کرسی آن بانیا لوکا بود. این ایالت ، علاوه بر بوسنی و هرزگوین کنونی ، شامل قسمتهایی از اسلاوونیا، لیکا و دالماسی و نیز بخشهای مرزی صربستان بود. در ابتدای قرن یازدهم / پایان قرن شانزدهم این ایالت مشتمل بر هشت سنجق بود و در پایان نخستین دهة قرن یازدهم / ابتدای قرن هفدهم ، سنجق پوژگا به ایالت نوبنیاد کانیزسا منضم شد. دست یافتن ترکان بر بوسنی و هرزگوین ، در بافت اجتماعی و روابط اقتصادی آنجا تغییرات بسیاری داد. جمعیت کشور دستخوش تغییرات بزرگ دینی و قومی شد و اسلام در سطحی وسیع منتشر گردید. اسلام پیروانی در میان دهقانان ، اربابان زمیندار و اهالی شهرها پیدا کرد. دربارة ترویج اسلام نظریات متفاوتی ارائه شده است . تا قبل از جنگ جهانی اول ، نظریة غالب این بود که پیروان کلیسای بدعت گذار (بوگومیلها) ظاهراً به سبب شباهتی که میان احکام اخلاقی خود و اسلام می دیدند، و از طرفی دیگر به دلیل آزار و تعقیب از سوی کلیسای رم ، دسته جمعی به اسلام گرویدند. اشراف بوسنی به این ترتیب توانستند املاک خویش را حفظ کنند و بافت سنّتی مالکیت ارضی در بوسنی و هرزگوین تا قرن سیزدهم / نوزدهم تغییری نکرد. اما تحقیقات بعدی نشان داد که انتشار اسلام بتدریج رخ داده است و استقرار نظام «تیمارداری » در روابط زراعی گواهی بر این است که اعیان بوسنی پس از اشغال کشور املاک خود را از دست دادند، و نظام مالکیت ارضی ، به صورتی که در قرن دوازدهم ـ سیزدهم / هجدهم ـ نوزدهم رواج داشت ، بتدریج در چارچوب نظام زراعی قدیم تکوین یافت . پیش از 867/1463، که ترکان قسمتی از بوسنی را در دست داشتند، تیولداران بوسنی بمرور به جانب ترکان جلب شدند، زیرا ناچار بودند که برای حل و فصل دعاوی خویش به ترکان متنفذ متکی باشند. هرتسگ استپان ووکچیج ، حاکم بوسنی ، تابع ترکان بود. پسران وی نیز ناگزیر به ترکان متکی بودند. کوچکترین پسر او اسلام آورد و به نام هرتسک زاده احمد پاشا در زمان سلطنت بایزید دوم و سلیم اول پنج بار به صدراعظمی رسید. شمار زیادی از افراد خانواده های زمیندار مسلمان بوسنی و هرزگوین ، به مقام وزارت و صدراعظمی دست یافتند. محمدپاشا سوکولوویچ ، از برجسته ترین دولتمردان عثمانی و صدراعظم (972ـ 987/ 1564ـ1579)، از خاندان سرشناس صرب در بوسنی بود که خویشاوندان مسیحی وی پس از اعادة مقام اسقفی پچ (964/1557) اسقف صربستان بودند. اخلاف مسلمان سپاهیان مسیحی و اعضای خانواده هایی که اسلام آورده و در حکومت ترکان به دارایی خویش افزوده بودند، بعدها به مراتب مهم نظامی و سیاسی رسیدند. از آنجا که بوسنی سرزمینی مرزی بود، اهمیت داشت و راه را برای به قدرت رسیدن مسلمانان بومی هموار می ساخت . در صربستان ، پس از آنکه ترکها مجارستان را اشغال کردند، گرویدن به اسلام تقریباً متوقف شد، در حالی که در بوسنی و هرزگوین قشرهای وسیعی از شهرها و روستاها اسلام آوردند. پس از استقرار حکومت ترکها، شهرهای بوسنیایی پدیدار شدند و رو به رشد گذاشتند. همة شهرهایی که ترکها بنا کردند بر سر راههای ارتباطی قرار داشت . در قرن نهم /پانزدهم ، رواج اسلام در شهرکهای بوسنیایی قدیم ، در مقایسه با شهرهای جدید که ترکها احداث کرده بودند، به کندی پیش می رفت . برای نمونه می توان به شهرهای سارایوو و بانیا لوکا اشاره کرد که کرسی نشین مقامات ترک و مراکز صنعتگران و کوچ نشینهای بازرگانی بودند. به سبب مهاجرت مسلمانان از نقاط مختلف که آداب و شیوه های زندگی شرقی را با خود می آوردند، و حضور مأموران و سربازان ترک ، جمعیت شهرهایی از این قبیل افزایش می یافت . شهرهای بوسنی در زمانی کوتاه به صورت پایگاه مستحکم قدرت ترکها و فرهنگ اسلامی درآمد. ضمناً شهرها بر روستاها نیز نفوذ داشتند و شمار زیادی از اهالی مناطق روستایی را به خود جلب می کردند. بیشتر مهاجران ، دهقانانی بودند که اسلام آورده بودند و چندی نپایید که سایرین نیز به اسلام گرویدند. شمار مسیحیان و یهودیان در شهرها اندک بود. گرایش به اسلام ، از شهرها و بخشهای روستایی پیرامون آنها آغاز شد. در ابتدای این دوره ، دهقانانی که در سنجق بوسنی اسلام آورده بودند فقط در حوالی سارایوو یافت می شدند. از سوی دیگر، آزار و اذیت مسیحیان بدعتگذار از سوی کلیسای کاتولیک و ارتدوکس ، باعث فروپاشی کلیساهای بوگومیلها شد. گرایش مقامهای مهمی چون هرتسگ استپان ووکچیج به کلیسای ارتدوکس نیز در تضعیف موضع کلیسای بوسنی در هرزگوین بی تأثیر نبود. دولت عثمانی کلیسای ارتدوکس صرب را به رسمیّت شناخت و به آن حقوق و امتیازات بسیار اعطا کرد. سلطان محمد فاتح نیز به کلیسای کاتولیک امتیازاتی داد. تحقیقات نشان می دهد که بدعت گذاران بوسنیایی در بیشتر نواحی به کلیسای ارتدوکس یا کاتولیک گرویده بودند. این امر، گرویدن دسته جمعی پیروان کلیسای بوسنی به اسلام را نفی می کند. به هر تقدیر، از قرن نهم / پانزدهم به بعد، تکوین شهرها به صورت مراکز اسلامی ، و تأثیر آنها بر روستاهای اطراف ، به رواج مستمر اسلام در میان دهقانان برخی نواحی منجر شد. در 1000/1592، حسن پاشا پردویویچ ، بیگلربیگی بوسنی ، بیهاچ را به تصرّف درآورد. سال بعد، حسن پاشا در سیساک به سختی شکست خورد و این امر باعث بروز جنگ میان ترکها و هابسبورگها شد. ساختار حکومتی و وسعت ایالت بوسنی که در اوایل قرن یازدهم / هفدهم شکل قطعی خود را یافت ، تقریباً تا پایان قرن به همان صورت باقی ماند. در این زمان ، حاکم ایالت دارای عنوان وزیر بود. در 1049/ 1639، کرسی نشین حکومت از بانیا لوکا به سارایوو منتقل شد. جنگ طولانی 1001ـ 1015/ 1593ـ1606 به تضعیف مستمر منابع و نیروی انسانی عثمانیان منجر شد و بوسنی نیز که کاملاً در معرض این حملات بود بیشترین صدمه را متحمّل شد. چه در طی جنگ و چه بعد از آن ، شورشهای متعدّد صربهای هرزگوین مشکلات فراوانی پدید آورد. سلطان احمد (1012ـ 1026)، بر اثر فشار سپاهیان بوسنیایی که از سوی پاشا نیز پشتیبانی می شدند، فرمانی صادر کرد و تیمارهایی برقرار کرد که حقوق وراثت خانوادگی را به رسمیّت می شناخت . افزایش مالیات بر اراضی دهقانان مسیحی ، شکافهای موجود میان آنها و دهقانان مسلمان را عمیق تر کرد. این امر فرار دهقانان مسیحی به آن سوی مرز و شمار روزافزون یاغیان راهزن را در پی داشت . افتتاح بندر اسپلیت (1000/1592) که رقیب بندر دوبروونیک بود، اهمیت فراوانی برای بازرگانی بوسنی داشت . در نیمة دوم قرن دهم / شانزدهم و نیمة اول قرن یازدهم / هفدهم ، به وسعت و اهمیت برخی از شهرها، بویژه سارایوو، افزوده شد. شکاف عمیق میان ثروتمندان و طبقة فقیر شهرنشین ، موجب ناآرامی و اغتشاش قشر فقیر و غالباً مسلمان سارایوو شد. در نیمة دوم قرن یازدهم / هفدهم ، بر اثر دو جنگ ، سطح زندگی و وضع اقتصادی ایالت بوسنی بحرانی شد. جنگ با ونیز (1054ـ1080/ 1644ـ1669) و جنگ با هابسبورگها (1073ـ1074/ 1663ـ1664) در نواحی متعلق به ایالت بوسنی رخ داد و این ایالت بارها مورد تهاجم قرار گرفت . بسیاری از مسیحیانی که به همین سبب راه فرار در پیش گرفتند به ارتش ونیز ملحق شدند. ناآرامی و قیام در مردم هرزگوین نیز دیده می شد. جنگ به دوران صلحی چهارده ساله منجر شد که به طور کلی باعث تحکیم قدرت عثمانی گردید. حمله به وین آغاز جنگ با اتحاد مقدس بود که مدت مدیدی طول کشید (1094ـ 1111/ 1683ـ 1699). این بار نواحی بوسنی واقع در جنوب ساوا صحنة اصلی نبرد نبود، ولی لشکری از بوسنی در جنگ شرکت کرد و وظیفة دفاع از مرزها را بر عهده داشت . در 1099/ 1688، نیروهای اتریش موقتاً بعضی از بخشهای جنوب ساوا را متصرف شدند و نُه سال بعد شاهزاده اوژن ، پس از نبرد سنتا ، تا سارایوو پیشروی کرد و آنجا را در 1109/1697 به آتش کشید. مسیحیان ، بویژه پیروان کلیسای واتیکان ، همراه سپاهیان مهاجم که عقب نشینی کرده بودند، زیستگاه خود را ترک گفتند. بر اساس پیمان صلح کارلوویتس (1110/1699)، ایالت بوسنی ، گذشته از تغییراتی مختصر، مرزهای کنونی بوسنی و هرزگوین را در شمال و غرب حفظ کرد. در این زمان ، ایالت شامل پنج سنجق (بوسنی ، هرزگوین ، کلیس ، زوُرنیک و بیهاچ ) بود ولی پس از چندی سنجق بیهاچ از بین رفت . در این دوره کرسی بوسنی از سارایوو به تراونیک انتقال یافت . پناهندگان مسلمان از نواحی مجارستان ، اسلاوونیا، کرواسی و دالماسی که در دست مسیحیان بود به اراضی بوسنی که متروک یا کم جمعیت بود نقل مکان کردند. بر اساس پیمان صلح پاساروویتس (1130/1718؛ رجوع کنید به پاساروفچه * ) باریکه ای از اراضی واقع در جنوب ساوا به اتریش واگذار شد و قسمتی از نواحی اطراف مرز غربی نیز به اتریش و ونیز ملحق شد. با وجود صدماتی که طاعون به بار آورد و تلفات سنگینی که سپاهیان بوسنی متحمل شدند، لشکر بوسنی به فرماندهی حکیم اوغلوعلی پاشا در 1150/1737 نیروهای اتریشی را در بانیا لوکا به سختی شکست داد. طی پیمان بلگراد (1152/ 1739)، اتریش بجز قلعة فوریان ، کلیة مناطقی را که بر اساس پیمان پاساروویتس به دست آورده بود از دست داد. بازگشت ینی چریها از نواحی از دست رفته به بوسنی ، موقعیت ممتاز برخی از شهرها، بویژه سارایوو، را تحکیم بخشید. در این زمان به این شهرها عملاً خودمختاری داده شده بود. در دورة علی پاشا شورایی از اعیان شهری ، فرماندهان نظامی (قپودانها) و افراد برجستة دیگر، به منظور نظارت بر اعمال وزیر، تشکیل شد. وزیران بوسنی برای کسب ثروت و جبران مالیاتها و رشوه هایی که جهت کسب مقام پرداخته بودند به میزان مالیات می افزودند و مالیاتها و عوارض جدیدی برقرار می کردند. این امر در حدود نیمة قرن دوازدهم / هجدهم ، به مدت ده سال ، باعث شورشها و قیامهایی از سوی شهروندان فقیر و دهقانان مسلمان شد. این وضع تأثیر نامطلوبی بر دادوستد در شهر و روستا داشت و باعث تنزّل جدی رشد اقتصادی کشور شد. در جنگ میان عثمانی و اتریش (1202ـ 1205/ 1788ـ1791) وظیفة دفاع از بخشهای مرزی به نیروهای بوسنی واگذار شد. نیروهای اتریشی گذشته از اشغال برخی از دژهای مرزی توفیق چندانی نیافتند. بر اساس پیمان صلح سویشتوف ، عثمانی از قسمت کوچکی از اراضی خود صرف نظر کرد و اتریش دژهای مرزی اشغال شده را تخلیه نمود. سلطان سلیم سوم در آغاز قرن سیزدهم / پایان قرن هجدهم به اصلاحات و اقداماتی دست زد که قدرت ینی چریها را محدود می کرد و با نفوذ اعیان مسلمان و موضع ممتاز سکنة مسلمان ایالت بوسنی مغایرت داشت . اصلاحات جدید، که مخلّ ساختار نظامی موجود و برخلاف منافع ینی چریها و سپاهیان بود، خشم مسلمانان بوسنی را برانگیخت . شمار بسیاری از بیگها و آغاها و جمعیت شهرنشین بوسنی در چندین لشکرکشی برای سرکوب شورشیان صربستان شرکت کردند، ولی لشکر بوسنی در میشار (1221/ 1806) با شکست سختی مواجه شد. کمی پس از آن ، چندین قیام از سوی دهقانان صرب در بوسنی روی داد، اما دیری نپایید که سرکوب شدند. مسلمانان بوسنی در سرکوب شورش صربستان در 1228/1813 نیز شرکت داشتند. در دوره ای که ناپلئون به محاصرة دریایی اقتصادی دست زد، وضع دادوستد محلی بهبود یافت . در این دوره ، بازرگانان یهودی و صرب از راههای بوسنی برای حمل و نقل پنبه استفاده کردند و بسیاری از آنان ثروتمند شدند. سارایوو استقلال قابل ملاحظه ای کسب کرده بود، و موارد متعددی از منازعات جدّی میان شهروندان و وزیر پیش آمد. با انتصاب و ورود جلال الدین پاشا در 1235/1820، نظم و قانون به بهای از دست رفتن جان افراد بسیاری دوباره برقرار شد. برچیده شدن سپاه ینی چریها به قیام دیگری از سوی مردم ، بویژه در سارایوو، انجامید که به دست عبدالرحمان پاشا سرکوب شد. در 1246/1831 در پی اصلاحات و تجدید سازمان ارتش ، شورشی به سرکردگی اعیان مسلمان بوسنی و به رهبری حسین قپودان گراداشچویج رخ داد. شورشیان خواهان خودمختاری کامل برای بوسنی و هرزگوین و حق انتخاب وزیر خویش شدند و پذیرفتند که بوسنی خراجی سالانه به سلطان بپردازد. ولی از ابتدا قپودانهای هرزگوین ، به رهبری علی آغا رضوان بیگوویچ ، از این نهضت کناره گرفتند. این قیام در 1248/1832 سرکوب شد و هرزگوین به صورت پاشالیق (پاشانشین ) درآمد و علی پاشا رضوان بیگوویچ به حکومت آن منصوب شد (1249/1833). با اینهمه ، ستیز میان وزیران و شهروندن سارایوو ادامه یافت . سرانجام عمر پاشا با اختیارات ویژه همراه با نیروی نظامی قابل ملاحظه ای به بوسنی اعزام شد. وی توانست نفوذ سیاسی چشمگیر اعیان بوسنی را درهم شکند و اصلاحات دولت عثمانی را به اجرا درآورد. او همچنین علی پاشا را به قتل رساند و پاشالیق هرزگوین را برانداخت . شهر سارایوو به مقرّ رسمی وزیر تبدیل شد. در زمان حکومت توپال عثمان پاشا (1277ـ1286/ 1861ـ 1869) اصلاحات دیگری نیز در ادارة امور ایالت بوسنی به اجرا در آمد. نخستین راه آهن بانیا لوکا به نووی در 1289/1872 افتتاح شد. در دهة 1277/ 1860 چاپخانة ولایتی آغاز به کار کرد و تعدادی مدرسه تأسیس شد. بر اثر این اصلاحات ، وضع بازرگانی و دادوستد بهبود یافت . بسیاری از خانواده های صرب ، شهرنشین ثروتمند شدند و در نتیجه نفوذ شهروندان صرب بتدریج به بخشهای روستایی نیز گسترش یافت . اما این اصلاحات نتوانست کشاورزی را عمیقاً متحول سازد. مالیاتهای سنگین که غالباً خودسرانه تعیین می شد، سبب شورش مکرر دهقانان شد. در 1264/1848 طاهرپاشا، وزیر بوسنی ، حل مشکلات ارضی و نظام اجاره داری را که موجب نارضایتی دهقانان شده بود، بر عهده گرفت . پس از تصویب قانون اراضی زراعتی (در 1274)، چندین اقدام ناموفق صورت گرفت تا اینکه با فرمان 1276/1859، وضع اجاره داران اراضی زراعی روشن شد. اما در این فرمان ، نظام یکسانی برای وضع مالیات در بوسنی و هرزگوین پیش بینی نشده بود. مقررات فرمان دربارة نظام مالکیت ارضی تا 1336/1918 به قوّت خویش باقی ماند. اوضاع نامناسب ، موجب بروز چندین قیام دهقانی در حدود نیمة قرن سیزدهم / نوزدهم شد. در قیام بزرگ 1292/1875 دهقانان مسیحی ، آغاها و بیگها با یکدیگر متحد شدند. با پیوستن صربهای شهرنشین و مردم مونتنگرو و نبرد آنان با عثمانی ، این شورش رنگ سیاسی به خود گرفت . قیام در هرزگوین نهضتی همگانی بود، ولی تنها بخشهای مرزی بوسنی در آن شرکت داشتند. این قیام به دخالت قدرتهای بزرگ منجر شد. به موجب پیمان سان استفانو ، دولت عثمانی با دادن خودمختاری به بوسنی و هرزگوین موافقت کرد. کنگرة برلین ، بوسنی و هرزگوین را تحت قیمومت اتریش ـ مجارستان درآورد. نیروهای اتریش ـ مجارستان که برای اشغال آن کشور اعزام شدند، با مقاومت غیرمترقبة مسلمانان بوسنی مواجه شدند. رهبری شورشیان به دست افرادی از طبقات پایین بود. شورشیان مردم را به قیام در برابر اشغالگران و استقرار حکومت مردمی در سارایوو تشویق می کردند. اشغال بوسنی و هرزگوین در 29 رجب / 29 ژوئیه آغاز و در 23 شوال 1295/ 20 اکتبر 1878 تکمیل شد. مقاومت شدید در پاره ای از مناطق ، بویژه سارایوو و اطراف آن ، بشدت سرکوب شد. فرهنگ اسلامی در بوسنی و هرزگوین . اسلام در بوسنی و هرزگوین پس از سلطة ترکهای عثمانی رواج یافت و بر بافت زندگی و فرهنگ کشور اثر گذاشت . کوچ نشینان شهری ارکان اصلی فرهنگ اسلامی را در بوسنی و هرزگوین تشکیل می دادند. ولی پس از حکومت ترکها، به سبب نفوذ فرهنگ اروپا، بویژه در میان مسیحیان ، عناصر فرهنگ شرقی رو به زوال رفت . در پی الحاق بوسنی و هرزگوین به یوگسلاوی ، این روند ادامه یافت . بااینهمه حتی امروز نیز ویژگیهای فرهنگ شرقی کاملاً از میان نرفته است . در شیوة زندگی ، زرگری ، قالیبافی و بسیاری از هنرهای دیگر، هنوز رسوم شرقی رواج دارد. پایاترین آثار فرهنگ اسلامی را می توان در زمینة معماری و شهرسازی یافت . بهترین یادگارهای سبک معماری اسلامی در بوسنی و هرزگوین تا حدود پایان قرن دهم / شانزدهم در این کشور ساخته شد. برای نمونه ، می توان به این موارد اشاره کرد: مسجد آلاجه (957/1550) در فوچه ، مسجد غازی خسروبیگ (936/ 1530) و مسجد علی پاشا (968/1561) در سارایوو، مسجد فرهادپاشا (987/1579) در بانیا لوکا، مدرسة غازی خسروبیگ (944/1537) موسوم به سلجوقیه و بعدها کورشوملیه و حمام غازی خسروبیگ (قبل از 964/1557) و «بزستان » ( بازار سرپوشیده ) بورسه * (958/1551) در سارایوو. تا پایان قرن یازدهم / هفدهم ، بجز چند بنای بزرگ که ساختة حکّام یا مقامات عالیرتبة عثمانی است ، مانند تکیة حاجی سنان (1050/1640) در سارایوو، بناهای دیگر اهمیت چندانی ندارد. از این زمان تا پایان حکومت عثمانیها نشانه هایی از انحطاط در معماری دیده می شود. در اواخر این دوره نفوذ افکار اروپایی و نیز تقلید از سبکهای رایج در شهرهای ترکیه به چشم می خورد. با این حال ، نمونه های جالبی از ابتکار فنی نیز در این دوره دیده می شود. توسعة شهر تراونیک ، که مقرّ رسمی وزیر بود، نمونة گویایی از معماری این دوره است . در نمونه های معماری اسلامی ، که پس از دوران عثمانیان ساخته شده ، نشانه های بارزی از انحطاط دیده می شود. دولتهای اتریش ـ مجارستان کوشیدند با تقلید از سبک معماری اسلامی در اسپانیا ویژگیهای هنر معماری اسلامی را گسترش دهند. بناهایی که بدین سبک ساخته شد با چشم انداز سرزمین بوسنی و با شرایط اقلیمی آنجا هماهنگ نبود. بسیاری از واژه ها و اصطلاحات روزمرة بوسنی و هرزگوین ، ریشة ترکی ، عربی و فارسی دارند. در قیاس با مناطقی که به زبان صرب و کرواتی سخن می گویند، رواج این واژه ها و اصطلاحات در بوسنی و هرزگوین بیشتر است . همزمان با تکوین زبان صرب و کرواتی و تحت نفوذ آن زبان ، از 1295/ 1878 و بویژه از 1336/1918 به بعد، کاربرد عناصر ترکی در زبان این منطقه کاهش یافت . در دورة حکومت عثمانیان ، مسلمانان ، بویژه اعیان بومی مسلمان ، در مکاتبات خصوصی خود از نوعی الفبای شکستة سیریلی استفاده می کردند. مسلمانان بوسنی و هرزگوین متون ادبی صرب و کرواتی را به الفبای عربی می نوشتند. ولی از 1309ش / 1930 به بعد، این الفبا حتی در متون مذهبی هم تقریباً به کار نرفته است . اشعار حماسی متقدم یا «گوسلار »های بوسنی و هرزگوین دارای ویژگیهای بنیادین شعرهای حماسی و سنتی صرب و کرواتی است . تنها تفاوت در نگرش سیاسی و مذهبی ، کاربرد اصطلاحات ترکی ، توجه کمتر به اشعار قهرمانی و گرایش به شعرهای تغزّلی نهفته است . شاعران مسلمان بوسنی و هرزگوین ، که به زبانهای شرقی شعر سروده اند، آثارشان بیشتر به زبان ترکی است تا فارسی و عربی . برخی از نویسندگان و شاعران برجستة ترک اصل و نسب بوسنیایی داشته اند، از جمله : درویش پاشا (مقتول 1012)، متولد موستار؛ محمد نرگسی ، صاحب سبک سرشناس (متوفی 1044)، متولد سارایوو؛ احمد سودی (متوفی 1005)، شارح معروف سعدی و حافظ . شیخ فوزی اهل موستار (متوفی ح 1160) از جمله کسانی است که اشعار زیادی به زبان فارسی سروده است و آثاری نیز به زبان ترکی دارد. حسن قائمی اهل سارایوو (متوفی 1130) و اسکوفی بوسنوی ، معروف به هوایی (متوفی ح 1061)، متولد توزلا دنیا ، و نیز چند شاعر دیگر بوسنی و هرزگوین ، آثار خود را به دو زبان ترکی و صرب و کرواتی نوشتند. اسکوفی بوسنوی برای زبان صرب و کرواتی فرهنگ منظومی به ترکی تألیف کرد. آثار نویسندگان مسلمان متقدم بوسنی و هرزگوین بیشتر به زبان عربی و غالباً دربارة فقه ، کلام ، امور حکومتی و تاریخ است . عبدالله بوسنوی (متوفی 1054) نویسندة رسائل عرفانی و فلسفی و مفسّر فصوص الحکم ابن عربی است . حسن کافی (متوفی 1025)، متولد آق حصار، نویسندة معروفی است که آثارش در زمینه های فقه و سیاست ، منصب قضا را مادام العمر در موطنش از آن او ساخت . کافی ، گذشته از نوشته های دیگر، مؤلف کتاب معروف نظام العالم بود. شماری از مورخان مشهور عثمانی نیز به خانواده های مسلمان بوسنیایی تعلق داشتند. از تاریخنگاران برجستة بوسنی در قرن دوازدهم / هجدهم که به زبان ترکی کتاب تألیف کرده است قاضی عمر نووی و مؤلف غزوات حکیم اوغلو علی پاشا ست که وقایع تاریخ بوسنی را از محرم 1149/1736 تا پایان جمادی الاولی 1152/1739 در بر می گیرد. وقایع نگاران برجسته ای (مصطفی باشِسْکی ، صالح صدقی ) در دوران انتقال بین پایان قرن دوازدهم / هجدهم و آغاز قرن سیزدهم / نوزدهم شرح وقایع معاصر را ثبت کردند. نخستین مورخ نوین دوران عثمانی و نخستین دانش پژوه شرقی که شاعر هم بود، صفوت بیگ باشاگیچ (1287ـ1353/ 1870ـ1934) است . از 1295/ 1878، و بویژه از 1336/1918 به بعد، آثار ادبی مسلمانان بوسنی به نحو روزافزونی با ادبیات صربی و کرواتی درهم آمیخته اند. قدیمترین مدرسة دورة عثمانی در سارایوو به ربع اول قرن دهم / آغاز قرن شانزدهم تعلق دارد. در 943/1537 مدرسة غازی خسروبیگ با کتابخانه اش به همت غازی خسروبیگ ، سنجق بیگی بوسنی ، ساخته شد. مجموعة فعلی کتابخانة مدرسه شامل مجلّدات اصلی به زبانهای شرقی و نیز شمار زیادی از نسخ ، دست نوشته ها و اسناد به زبان ترکی است . فرقه های گوناگون دراویش نیز به تعالیم عرفانی و مطالعة آثار فارسی مشغول بوده اند. نخستین تکیة درویشان ظاهراً قبل از سقوط نهایی بوسنی بنا شده است . خانقاهی که به امر غازی خسروبیگ بنا شد، حاوی جزئیات معماری جالبی است . گسترش آموزش و پرورش و نهادهای آموزشی به دوران وزارت توپال عثمان پاشا باز می گردد. در این دوره ، نخستین «رشدیه » و «مکتب حقوق »، و به دنبال آن قرائتخانة عمومی و چاپخانه احداث شد. در اواخر حکومت عثمانی ، یک مدرسة نظامی ، یک دانشکدة تربیت معلم و یک مدرسة بازرگانی در سارایوو دایر بود. مقامات اتریش ـ مجارستان ، بدون دخالت در مدارس مذهبی ، به استقرار نظام آموزش دولتی خویش دست زدند. در مدارس دولتی تعلیمات دینی اجباری بود. در 1327/1909 رشدیه ها مدارس ابتدایی کودکان مسلمان به شمار آمدند و فقط در شهرهای پرجمعیت باقی ماندند. مکتبها، که از نظر جامعة مسلمانان حضور در آنها برای مسلمانان اجباری شمرده می شد تا 1331ش / 1952 وجود داشتند. دانشگاه سارایوو (تأسیس : 1328ش / 1949) دارای کرسی زبان شناسی شرقی (ترکی ، عربی و فارسی ) است . انستیتوی شرق شناسی سارایوو (تأسیس : 1329 ش / 1950) مجموعة ارزشمندی از دست نوشته های شرقی را گرد آورده است . بدین ترتیب ، زمینة گسترده ای از مطالعات مربوط به زبانهای ترکی ، فارسی و عربی ، تاریخ منطقه در دورة عثمانی و بسیاری شاخه های دیگر از دانشهای اسلامی وجود دارد. منابع : (1) ( جان وی . ای . فاین ، «ریشه های تاریخی جامعة بوسنی مدرن در دورة عثمانی و قرون وسطی »، در مسلمانان بوسنی ـ هزرگووین : تاریخچه تحولات از قرون وسطی تا زمان انحلال یوگسلاوی ، ویراستار و گردآورنده مارک پنسون ، ترجمة مهوش غلامی ، تهران 1374 ش ) ؛ (2) F. Bajraktarevic ¨, O nas §im mevludima , Belgrade 1937; (3) S. Bas §agic ¨, Kratka uputa u pros §lost Bosne i Hercegovine , Sarajevo 1900; (4) M. Begovic ¨, Lإgislation relative ب l'organisation des affaires rإligieuses des musulmans en Yougoslavie, Annuaire de l'Association yougosl. de droit int., Belgrade-Paris 1934; (5) A. Bejtic ¨, Spomenici osmanlijske arhitekture u Bosni i Hercegovini, Prilozi za orijentalnu filologiju, III-IV , Sarajevo 1952-1953; (6) V. C §ubrilovic ¨, Bosanski ustanak 1875-1878 , Belgrade 1930; (7) H. Hadz §ibegic ¨, "Turski dokumenti o poc §etku ustanka u Hercegovini i Bosni 1875", Prilozi za orijentalnu filologiju , I (1950); (8) M. Handz §ic ¨, Islamizacija Bosne i Hercegovine i porijeklo bosanskohercegovac §kih muslimana , Sarajevo 1940; (9) idem, Knjiz §euni rad bosansko-hercegovac ¨kih muslimana , Sarajevo 1934; (10) idem, Pogled na sudstvo u Bosni i Hercegovini za vrijeme turske vlasti , Sarajevo 1940; A. Hangi, Die (11) Moslims in Bosnien-Hercegovina-ihre Lebensweise, Sitten und Gebrجuche , Sarajevo 1907; (12) K. Hخrman, Narodne pjesme muslimana u Bosni i Hercegovini , I-II, Sarajevo 1933; (13) J. Koetschet, Osman Pascha der letzte grosse Wesir Bosniens und seine Nachfolger , Sarajevo 1909; (14) H. Kres §evljakovic ¨, Kapetanije u Bosni i Hercegovini , Sarajevo 1954; (15) [Noel Malcolm, Bosnia: a short history , London 1994]; (16) Monumenta Turcica historiam Slavorum Mer. illustrantia, I, Kanuni i kanun-name , vol. I, ed. Oriental Inst. of Sarajevo, Sarajevo 1957; (17) H. S §abanovic ¨, "Najstarije vakufname u Bosni", Prilozi za orijentalnu filologiju , II (1951), III-IV (1952); (18) A. S §kaljic ¨, Turcizmi u narodnom govoru i narodnoj knjiz §ernosti Bosne i Hercegovine , I-II, Sarajevo 1957; (19) V. Skaric ¨, Sarajevo i njegova okolina od najstarijih vremena do austro- ugarske okupacije , Sarajevo 1937; (20) V. Skaric ¨, O. Nuri Hadz §ic ¨and N. Stojanovic ¨, Bosna i Hercegovina pod austrougarskom upravom, Srpski narod u XIX veku , Belgrad 1938. برای صورت کامل منابع رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل "Bosna" . / ب . جورجف ، تلخیص از ( د. اسلام ) / تاریخ معاصر بوسنی و هرزگوین . تا 1326/1908 که بوسنی و هرزگوین به اتریش ـ مجارستان منضم شد، حقوق سلطان عثمانی بر این ایالت به رسمیت شناخته می شد. اما از آن پس ، وضع بوسنی و هرزگوین در این پادشاهی دوگانه ، بیشتر به سبب قانون اساسی دوگانة اتریش ـ مجارستان ، نامشخص باقی ماند. بوسنی و هرزگوین ، چه قبل و چه پس از انضمام ، تحت نظارت دوگانة وزارت دارایی اتریش ـ مجارستان قرار داشت . در 1328/1910، کشور از قانون اساسی و یک مجلس برخوردار شد. مجلس مرکب از هفتاد و دو نماینده و بیست عضو انتصابی بود. اعضای انتصابی از نمایندگان مذهبی (از جمله : رئیس العلما، رئیس اوقاف و سه مفتی )، و مقامات عالیرتبه تشکیل می شد. قانون اساسی اختیارات مجلس را در برابر دولت بسیار محدود کرده بود، و در عین حال دولت نیز در برابر وزارت دارایی اتریش ـ مجارستان از قدرت چندانی برخوردار نبود. مجلس در جریان جنگهای بالکان و جنگ جهانی اول تشکیل نشد ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل "Bosna" ). دولت اتریش ـ مجارستان سازمان حکومتی جدیدی به وجود آورد، به بازرگانی (بویژه صنایع چوب و معدن ) توسعه بخشید، به ساختن راه و راه آهن و تأسیس مدارس و شماری مؤسسات علمی پرداخت ، اما چارچوب جامعه در بسیاری موارد بدون تغییر باقی ماند (همانجا). از 1299/1882 تا 1321/1903، بنیامین کالاّ ی ، وزیر دارایی پادشاهی دوگانه ، که مورّخ مشهوری نیز بود، سهم عمده ای در تعیین سیاست اتریش ـ مجارستان در بوسنی و هرزگوین برعهده داشت . کالاّ ی برای اینکه بوسنی و هرزگوین را به صورت «واحدی مجزّا » در درون پادشاهی دوگانه نگاه دارد و از انتشار ملی گراییِ صربی و کرواتی جلوگیری کند، کوشید «ملت بوسنیایی » و «زبان بوسنیایی » به وجود آورد. ولی تعداد طرفداران این سیاست در میان اهالی بومی به حدّ مطلوب نرسید، زیرا که صربها و کرواتها نسبت به ملّیت خود حساس شده بودند و فقط بخش کوچکی از روشنفکران و زمینداران مسلمان از «ملی گرایی بوسنیایی » جانبداری می کردند (همانجا). در 1317/1899، به رهبری جابیچ ، مفتی موستار، مبارزه ای خلل ناپذیر برای کسب خودمختاری مذهبی و آموزشی برای مسلمانان بوسنی و هرزگوین آغاز شد. این مبارزه با نهضت (صربهای ) ارتدوکس پیوند یافت . جابیچ مصرّانه خواستار حداکثر امتیازات بود ولی در اقلیّت قرار گرفت . در 1318/ 1900، طرحی برای بهبود جامعة مذهبی اسلامی به کالاّ ی تقدیم شد. در این طرح ، بر حقوق سلطنتی عثمانیان در بوسنی و هرزگوین تأکید ویژه ای شده بود، و این اصلی بود که مقامات اتریش ـ مجارستان راضی به پذیرش آن نبودند. در 1320/ 1902، که جابیچ برای مشورت با سلطان به استانبول رفت ، بازگشت وی به بوسنی و هرزگوین ممنوع شد. در 1321/ 1903، پس از درگذشت کالاّ ی ، بوریان جانشین او شد. وی به برخی از گروهها اجازة فعالیتهای قابل قبول سیاسی داد. این اقدام سبب تقویت ساختار سازمانی مسلمانان شد (پنسون ، ص 112ـ 113؛ د. اسلام ، همانجا). مقررات جدید آشتی جویانه در 1323/1905، به کلیسا و مدارس استقلال نسبی داد، اما وضع مالیاتهای تازه برای تأمین مدارس سبب نارضایتی مسلمانان و پایان دورة سکون شد. از 1324/ 1906، مبارزة مسلمانان شکل سازمان یافته تری پیدا کرد. کمیتة اجرایی سازمان خلق مسلمان به ریاست علی بیگ فردوس تشکیل شد. این سازمان در عین حمایت از منافع طبقات متموّل ، با دولت نیز برای کسب خودمختاری مذهبی وارد مذاکره شد، اما مذاکرات به جایی نرسید. متعاقب منضم شدن کشور به اتریش ـ مجارستان ، امپراتور با تصویب اساسنامه ای ، به مسلمانان بوسنی و هرزگوین در امور مذهبی (وقف ـ معارف ) استقلال داد. این اساسنامه تا1309ش / 1930 به قوّت خود باقی ماند (پنسون ، ص 113؛ د. اسلام ، همانجا). بیلینیسکی ، جانشین بوریان که اقتصاددان معروفی بود، در دوران خدمت خود (1330ـ1333/ 1912ـ 1915) اصلاحات اداری متعدّدی انجام داد، اما از آنجا که در دورة او جنگهای بالکان ، بحران پارلمانی بوسنی و جنگ جهانی اول به وقوع پیوست از نظر اقتصادی پیشرفت چندانی حاصل نشد (پنسون ، ص 123؛ د. اسلام ، همانجا). در 4 شعبان 1332/ 28 ژوئن 1914، فرانتس فردیناند، ولیعهد پادشاهی هابسبورگ ، در سارایوو به دست دانشجوی صرب بوسنیایی ، عضو گروه بوسنی جوان ، ترور شد. در پی آن اتریش ـ مجارستان به صربستان اعلام جنگ داد و جنگ جهانی اول آغاز شد (ملکم ، ص 153ـ155، 157). در 1336/1918، پادشاهی صربها، کرواتها و اسلوونها ایجاد، و بوسنی و هرزگوین نیز به آن منضم شد. این کشور نوبنیاد، تحت حاکمیت پادشاه صربستان قرار گرفت (همان ، ص 161ـ162، 169؛ > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ؛ ص 650؛ بریتانیکا ، ذیل مادّه ). مسلمانان برای حفظ منافعشان دست به تأسیس چند سازمان سیاسی زدند. مهمترین آنها، سازمان مسلمانان یوگسلاو ، در 1337/1919 در سارایوو بنیان نهاده شد که از 1340/1921 رهبری آن با محمد اسپاهو بود. وی فعالانه در صحنة سیاسی کشور حضور داشت و در چند کابینة ائتلافی بین 1340/1921 تا 1348/1929 سمت وزیر را به همراه چند وزیر مسلمان دیگر بر عهده داشت (باناک ، ص 137، 140؛ ملکم ، ص 163). درپی تنش در روابط صربها و کرواتها در 1347/1928، الکساندر اول قانون اساسی را به حال تعلیق درآورد و نام کشور را به یوگسلاوی تغییر داد. فعالیت احزاب قومی یا صنفی ، از جمله سازمان مسلمانان یوگسلاو، ممنوع شد. شاه الکساندر قلمرو یوگسلاوی را به نُه واحد تشکیلاتی تازه ، موسوم به بانات ، تقسیم کرد. بوسنی و هرزگوین بین چهار بانات تقسیم شد، که شامل بخشهایی از کرواسی ، صربستان و مونتنگرو نیز می شد. بجز یک بانات که شامل بخشهایی از منطقة ساحلی دالماسی می شد، در همه جا هدف اصلی این بود که صربها اکثریت را تشکیل دهند. مسلمانان بشدت از این تقسیم ناراضی بودند، زیرا در هر چهار بخش در اقلیّت قرار گرفته بودند (ملکم ، ص 168ـ169؛ باناک ، ص 140ـ141). از 1336ـ 1349/ 1918ـ1930، مسلمانان بوسنی و هرزگوین ، صربستان ، مقدونیه و مونتنگرو دارای سازمان مذهبی جداگانه ای بودند، اما به دنبال الغای نظام پارلمانی در یوگسلاوی ، در 1309ش / 1930 قانونی دربارة جامعة مذهبی مسلمانان و اساسنامة آن در کشور پادشاهی یوگسلاوی به تصویب رسید. بدین ترتیب ، جوامع خودمختار پیشین مسلمانان متحداً تحت ریاست رئیس العلما و یک هیئت عالی مرکب از رئیس العلما و دو رئیس مجلس علما، قرار گرفتند. اقامتگاه رسمی رئیس العلما و مرکز هیئت جامعة مذهبی مسلمانان به بلگراد انتقال یافت ؛ بعلاوه ، دو مجلس علما و دو شورای وقف ـ معارف نیز، همراه با کمیته های اداری آنها وجود داشت که دفترهای مرکزی آنها در سارایوو و اسکوپیه بود. بر اساس قانون 1309ش / 1930، شاه نظارت زیادی بر جامعة مسلمانان داشت و تنها بعد از مرگ الکساندر (1313ش / 1934) بود که از این نظارتها کاسته شد. طبق اساسنامة جدید (1315ش / 1936) اقامتگاه رسمی رئیس العلما در سارایوو قرار گرفت و مقام مفتی منسوخ شد ( د.اسلام ، همانجا؛ ملکم ، ص 170). اصلاحات کوچک در مرز باناتها و قانون اساسی اصلاحی 1310ش / 1931، نشانی از تغییر روش استبدادی رژیم سلطنتی نداشت . سازمان مسلمانان یوگسلاو در بیانیه ای خواستار واگذاری بیشترین قدرت به واحدهای سیاسی ـ تاریخی (شامل بوسنی و هرزگوین ) شد. در 1311 ش / 1932، رهبر کرواتها و اسلوونها به همراه اسپاهو به سبب صدور بیانیه ای که در آن بازگشت دموکراسی و پایان استیلای صربها را خواسته بودند، دستگیر شدند. هر چند اسپاهو و رهبر اسلوونها کمی بعد آزاد شدند (ملکم ، همانجا؛ باناک ، ص 141). در 1314 ش / 1935، سازمان مسلمانان یوگسلاو به ائتلاف حاکم پیوست . سیاست سازمان ، استفاده از فرصتها برای حفظ منافع مسلمانان بود. در 1318ش / 1939، اسپاهو و جعفربیگ کولنوویچ به همراه سه وزیر دیگر، در اعتراض به سیاست سلطه جویانة صربها استعفا دادند. توافق مرداد 1318/ اوت 1939 ضربة دیگری به جامعة مسلمانان بوسنی و هرزگوین بود. بر اساس این توافق ، کرواسی خودمختار بخشهایی از جنوب ساوا، نواحی مرکزی و جنوب غربی بوسنی و هرزگوین غربی را تصاحب می کرد و بیشتر بوسنی و هرزگوین نیز به صربستان ملحق می گشت . در واقع ، در این تقسیم بندی مسلمانان به طور کامل نادیده گرفته شده بودند. پس از مرگ اسپاهو در همان سال ، جانشین وی ، کولنوویچ ، با این تقسیم مخالفت کرد. وقتی تلاشهای او بی ثمر ماند، او و سازمان مسلمانان یوگسلاو درصدد برآمدند تا بوسنی را به صورت موقت در یک کرواسی مستقل سازمان بخشند. از فروردین 1320/ آوریل 1941، یعنی زمان اشغال یوگسلاوی به دست نیروهای متحدین ، تا پایان جنگ جهانی دوم ، بوسنی و هرزگوین به بخش جدایی ناپذیر کشور خودمختار کرواسی تبدیل شد. دیکتاتوری اوستاشا به بوسنی و هرزگوین خودمختاری اعطا نکرد و کشور را بر خلاف مرزهای تاریخی آن به دوازده استان تقسیم کرد (ملکم ، ص 171ـ173؛ باناک ، ص 141ـ143). در 1324 ش / 1945، پارتیزانهای تیتو ، بوسنی و هرزگوین را از اشغال متحدین آزاد کردند و حکومت خلق بوسنی به وجود آمد. مسلمانان در اوایل دورة حکومت کمونیستی تیتو در یوگسلاوی تحت آزار قرار گرفتند. در 1325ش / 1946، از فعالیت دادگاههای اسلامی و همچنین برگزاری مراسم و اعیاد اسلامی جلوگیری به عمل آمد. در 1329ش / 1950، حجاب برای زنان ممنوع شد. در همین سال مکتبهای قرآنی جهت آموزش کودکان ، تعطیل و آموزش کودکان در مساجد جرم شناخته شد. در 1331ش / 1952، فعالیت جمعیتهای درویشی ممنوع و انجمنهای آموزشی و فرهنگی مسلمانان بسته شد. البته بر مبنای مفاد اساسنامة جامعة مذهبی اسلامی مصوبِ مجمع اعلای اوقاف در 1326ش / 1947، به منظور هماهنگی با ساختار حکومت فدرال ، مجلسهای علما و مجامع اوقاف به طور جداگانه در چهار جمهوری به وجود آمد. رئیس العلما و چهار عضو از چهار مجمع اوقاف عالیترین مقام تصمیم گیرنده بودند که آنان را مجمع اعلای اوقاف انتخاب می کرد. البته این مجمع نیز که تنها مجمع رسمی فعال بود، تحت نظارت دولت بود. بر اساس قانون مصوب 1332ش / 1953، مدرسه ای نیز تحت نظارت شدید به آموزش روحانیان مسلمان می پرداخت . تا 1343ش / 1964، مسلمانان اجازة نشر متون اسلامی را نداشتند. تعدادی از مساجد مسلمانان به موزه ، انبار و اصطبل تبدیل شد و بعضی نیز که در جنگ بشدت آسیب دیده بود، تعمیر نشد. بسیاری از قبرستانهای مسلمانان به پارک یا ساختمانهای اداری و مسکونی تبدیل شد. در 1337ش / 1958 زمینهای کشاورزی وقفی ، ملی شد. همچنین بسیاری از مدارس مذهبی از جمله مدرسة غازی خسروبیگ بسته شد (ملکم ، ص 191، 195ـ196؛ د.اسلام ، همانجا؛ نظرزاده ، ص 161). در اواخر دهة 1950 و دهة 1960 برخورد با جامعة اسلامی تعدیل شد، زیرا از این جامعه برای پیشبرد سیاست خارجی تیتو، مبتنی بر عدم تعهد، استفاده می شد. ازینرو تا نیمة دهة 1339ش / 1960، سیاستمداران مسلمان برجسته ای از بوسنی در چند کشور عربی و اندونزی خدمت می کردند. از نظر تقسیمات کشوری ، بوسنی و هرزگوین دوباره به عنوان واحدی مجزّا به مرزهای تاریخی خود دست یافت . نخستین کنگرة حزب کمونیست با وجود فشار صربها اعلام کرد که به علت آمیختگی جمعیت نمی توان بوسنی و هرزگوین را تقسیم کرد (ملکم ، ص 196ـ 198؛ > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، همانجا). با وجود این ، مقامات حاکم تا مدتها مسلمانان را به صورت رسمی به عنوان ملت شناسایی نمی کردند. روشنفکران مسلمان ، مانند پروفسور محمد فیلیپویچ و عاطف پوریواترا، برای شناسایی مسلمانان به عنوان ملت دست به مبارزه زدند. اما حزب کمونیست ، فیلیپویچ را در 1346ش / 1967 اخراج کرد. سرانجام ، از 1350ش / 1971، برای نخستین بار مسلمانان به عنوان ملت به رسمیت شناخته شدند (ملکم ، ص 197ـ199). بهبود موقعیت مسلمانان در یوگسلاوی در حدی بود که جمال بیدیچ ، نخست وزیر مسلمان ، ادارة حکومت را از 1350 ش / 1971 تا 1356ش / 1977 در دست داشت . بیدیچ نیز بر به رسمیت شناختن ملّیت مسلمانان بوسنی پافشاری می کرد. در این دهه مسلمانان ، برخلاف میل صربهای بوسنی ، به عنوان گروهی مهم و مسلط در جمهوری خود پدیدار شدند (باناک ، ص 147). در اواخر دهة 1340 ش / 1960 و دهة 1350 ش / 1970، در بوسنی همزمان با جنبش غیر دینی ملی گرایی مسلمانان ، اعتقادات اسلامی نیز شاهد تجدید حیات بود. این تجدید حیات مذهبی ضد کمونیستی بیشتر ناشی از سیاست عدم تعهد تیتو بود که موجب تماس بیشتر مسلمانان بوسنی با جهان اسلام و در پی آن رشد مطالعات اسلامی در بوسنی شد. در 1356ش / 1977 دانشکدة الهیات اسلامی در دانشگاه سارایوو تأسیس شد. پس از مرگ تیتو (1359ش / 1980) تجدید حیات اسلامی با رشد ملی گرایی صربی روبرو شد که در برابر مسلمانان کوسوو، و مسلمانان بوسنی و هرزگوین جهت گیری ضد اسلامی داشت . از طرف دیگر، مقامات نیز در برابر اسلامگرایی حساسیت بیشتری پیدا کردند. تعدادی از روحانیان مسلمان در بوسنی آشکارا از نظام کمونیستی انتقاد می کردند و پس از انقلاب اسلامی ایران حتی تصاویری از آیت الله خمینی در بوسنی پخش شد. این مسائل باعث شد که مقامات حاکم از رشد اعتقادات اسلامی جلوگیری کنند (ملکم ، ص 200ـ 208؛ باناک ، ص 147ـ 148؛ نظرزاده ، ص 185، 200). در 1362 ش / 1983 دادگاهی در سارایوو، علی عزّت بگوویچ و دوازده تن دیگر را به جرم اعمال ضد انقلابی و ملی گرایی به زندان محکوم کرد (ملکم ، ص 208، 218). پس از سقوط حزب کمونیست در دی 1368/ ژانویة 1990، در بوسنی و هرزگوین نیز احزاب سیاسی متعددی شکل گرفتند. در انتخابات همان سال ، احزاب ملی گرا به آسانی بر کمونیستهای اصلاح طلب غلبه کردند. در این انتخابات ، حزب اقدام دموکراتیک ، به رهبری علی عزّت بگوویچ ، بیشترین کرسی را به خود اختصاص داد. عزّت بگوویچ به ریاست جمهوری ، یوره پلیوان از کرواتها به نخست وزیری و مومچیلو کرایشنیک از صربهابه ریاست مجلس برگزیده شدند و حکومتی ائتلافی از سه حزب اصلی به ریاست عزّت بگوویچ تشکیل شد (باناک ، ص 148ـ 149؛ ملکم ، ص 218، 222؛ > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، همانجا). در 1370ش / 1991، صحنة سیاسی یوگسلاوی و بوسنی و هرزگوین تحت تأثیر تنش در روابط صربها و کرواتها قرار گرفت . در اوایل این سال ، میلوشویچ ، رئیس جمهور صربستان ، حفظ تمامیت ارضی یوگسلاوی را خواستار شد و با هر گونه استقلال و جدایی طلبی بشدت مخالفت کرد. حتی وی اعلام کرد که در غیر این صورت تمامی کرواسی و بوسنی را به صربستان ضمیمه خواهد ساخت . با وجود این ، در 4 تیر 1370/ 25 ژوئن 1991، کرواسی و اسلوونیا استقلال خود را اعلام کردند. بلافاصله صربهای بوسنی و هرزگوین نیز اظهار داشتند که در فدراسیون یوگسلاوی (یا در یک صربستان بزرگتر) باقی خواهند ماند ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، همانجا؛ ملکم ، ص 222ـ 225؛ آسایش زارچی ، ص 31). درگیریهای نظامی بویژه بین صربهای کرواسی ، با حمایت ارتش خلق یوگسلاوی و حکومت کرواسی ، به افزایش تنش در سرتاسر کشور منجر شد. در همان حال ، مناطق صرب نشین در بوسنی و هرزگوین خودمختاری اعلام کردند. در مهر 1370/ اکتبر 1991، ارتش خلق یوگسلاوی با زیر نظر گرفتن بیشتر هرزگوین ، بندر دوبروونیک در کرواسی را محاصره کردند. در این عملیات ، صدها صرب هرزگوین نیز شرکت داشتند. عزّت بگوویچ بیطرفی بوسنی و هرزگوین را در درگیری بین کرواسی و صربستان اعلام کرد اما کاراجیچ ، رئیس حزب دمکراتیک صرب ، این عمل را اقدامی بر ضد صربها دانست . از آنجا که فدراسیون یوگسلاوی تحت سلطة صربها، خوشایند مسلمانان و کرواتها نبود، نمایندگان مسلمان و کروات به نفع استقلال با مرزهای موجود رأی دادند. در همه پرسی 10 و 11 اسفند 1370/ 29 فوریه و 1 مارس 1992 از حدود 64% شرکت کننده که شامل چند هزار صرب در شهرهای بزرگ نیز می شد قریب به اتفاق به استقلال کامل بوسنی و هرزگوین رأی دادند. به دنبال اعلام نتیجة همه پرسی درگیری میان شبه نظامیان صرب و گروههای قومی دیگر در سارایوو و سایر مناطق آغاز شد ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ؛ آسایش زارچی ، همانجاها؛ ملکم ، ص 227ـ 228، 231). در اسفند 1370/ پایان فوریة 1992 طی ملاقاتی در اتریش میلوشویچ و توجمان ، رئیس جمهور کرواسی ، و کاراجیچ دربارة تجزیة بوسنی و هرزگوین گفتگو کردند. میلوشویچ و توجمان در اسفند/ مارس (ملکم ، ص 231) و اردیبهشت / مه (گیبو، ص 334) 1991 نیز در این باره با یکدیگر ملاقات کرده بودند. در 7 فروردین 1371/ 27 مارس 1992، جمهوری صرب ، که 65% کشور را شامل می شد به مرکزیت بانیا لوکا تشکیل شد. با وجود این ، در 18 فروردین / 7 آوریل ، جامعة اروپایی و چند کشور دیگر استقلال بوسنی را به رسمیّت شناختند. این امر از تشدید جنگ میان ارتش خلق یوگسلاوی که در سلطة صربها بود و نیروهای مسلمان و کروات در بوسنی و هرزگوین جلوگیری نکرد و صربها چند شهر از جمله سارایوو را به محاصره درآوردند. در اول خرداد/ 22 مه ، بوسنی و هرزگوین به عضویت سازمان ملل متحد پذیرفته شد. در 9 خرداد/ 30 مه ، سازمان ملل ، جمهوری فدرال یوگسلاوی (تنها شامل صربستان و مونتنگرو) را به علت دخالت در درگیریهای بوسنی تحریم اقتصادی کرد. کرواتها نیز سه ماه پس از آغاز حملة نظامی صربها به بوسنی و هرزگوین ، اتحادیة کروات هرتسگ ـ بوسنا را که 30% کشور را دربر می گرفت اعلام کردند. در همان حال ، کاراجیچ پیشنهاد کرد که صربها و کرواتها بوسنی و هرزگوین را میان خود تقسیم کنند. با اینهمه ، عزّت بگوویچ و توجمان با وجود اختلاف سیاسی ، پیمان دوستی و همکاری را در مرداد/ ژوئیه امضا کردند ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 651؛ ملکم ، ص 232ـ233). در پایان همان ماه ، همزمان با افزایش شمار تلفات درگیری بوسنی ، عزّت بگوویچ در اعتراض به شورای امنیّت ، تحریم تسلیحاتی یوگسلاوی را به نفع صربها دانست ، زیرا فرصت دفاع را از بوسنی و هرزگوین سلب می کرد. سازمان ملل به این اعتراض واکنشی نشان نداد و حکومت بوسنی و هرزگوین تصمیم گرفت که از جهان اسلام کمک بخواهد. افشای سیاست پاکسازی قومی و نقض حقوق بشر توسط صربها و کشف اردوگاههای بازداشت ، به صدور قطعنامة شورای امنیّت منجر شد که این اردوگاهها و مسئولان نقض حقوق بشر را محکوم می کرد. در مهر 1371/ سپتامبر 1992، کمیتة دفاعی مشترک کرواسی و بوسنی و هرزگوین شکل گرفت . با وجود این ، در همان سال ، درگیری بین کرواتها و مسلمانان در بوسنی و هرزگوین آغاز شد و کرواتها چند شهر را به تصرف درآوردند و موستار را پایتخت اتحادیة کروات هرتسگ ـ بوسنا اعلام کردند. این درگیریها باعث شد که صربها به راحتی یایتسه را تصرف کنند. در آبان 1371/ اکتبر 1992، طرح ونس ـ اوئن ارائه شد. این طرح بوسنی و هرزگوین را به ده استان خودمختار تقسیم می کرد که به هر جناح سه استان داده شده بود و سارایوو نیز استانی با موقعیت ویژه (بی طرف و آزاد) بود، و حکومت مرکزی تنها به دفاع ملی و سیاست خارجی می پرداخت . اما مناطق تحت تصرف صربها به یکدیگر پیوسته بود و فرماندهان نظامی صرب بهیچوجه قبول نمی کردند که این مناطق بر اساس طرح از هم جدا شود. این امر آنها را ترغیب به الحاق به صربستان می کرد. همچنین به علت استقلال قوای مقننه ، مجریه و قضاییه و نیروی پلیس هر استان ، آوارگان برای بازگشت به استانهای تحت حکومت صربها احساس امنیّت نمی کردند. از طرف دیگر، نهایی نبودن مرز استانها و اعطای قلمرو وسیعی از کشور به کرواتها باعث شد که آنان برای تصرف مناطقی که در طرح به آنها داده شده بود به مسلمانان حمله کنند. همانطور که انتظار می رفت ، در دی 1371/ ژانویة 1993، کرواتها طرح ونس ـ اوئن را پذیرفتند. اما صربها آن را رد کردند و مسلمانان بخشی از طرح را قبول کردند. کرواتها در همان سال ، به حملات بر ضد نیروهای مسلمان ادامه دادند. به این ترتیب ، طرح ونس ـ اوئن جنگ داخلی را تشدید کرد و اتحاد مسلمانان ـ کرواتها را که تنها مانع بر سر راه صربها بود، تضعیف کرد. با وجود این ، مسلمانان در چند ناحیه صربها را عقب راندند ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، همانجا؛ ملکم ، ص 247ـ 248؛ آسایش زارچی ، ص 145ـ146). با اینکه ، تحت فشار سازمان ملل و جامعة اروپا، کاراجیچ طرح ونس ـ اوئن را در ژنو امضا کرد، دو روز بعد مجلس صربها قاطعانه این طرح را رد کرد، زیرا بر اساس آن صربها می بایست بخشی از مناطق تحت اشغال خود را واگذار می کردند. در ماه خرداد/ مه ، امریکا، فرانسه ، روسیه ، بریتانیا و اسپانیا در اعلامیه ای از ادامة تحریم تسلیحاتی یوگسلاوی حمایت و اعلام کردند که نیروهای نظامی بین المللی به نفع مسلمانان مداخله نخواهند کرد. آنها در عوض ، شش ناحیة امن (سارایوو، بیهاچ ، توزلا، گوراژده ، سربرنیتسا و ژپا) را برای حفاظت از مسلمانان در برابر حملة صربها پیشنهاد کردند. این طرح از 2 بهمن / 22 ژانویه به اجرا درآمد. در اردیبهشت 1372/ مه 1993، صربها و کرواتها با نقض آتش بس مناطق تحت تصرف خود را توسعه دادند. در تیر/ ژوئن همان سال ، نیروهای مشترک صرب و کروات به شهر مسلمان نشین ماگلای در شمال حمله کردند، در ماه بعد نیز نبرد شدیدی میان مسلمانان و کرواتها برای تصرف موستار درگرفت . در 8 مرداد 1372/ 30 ژوئیة 1993، سه جناح در حال جنگ ، در ژنو با طرح اوئن ـ استولتنبرگ موافقت کردند. بر اساس این طرح ، بوسنی و هرزگوین کنفدراسیونی متشکل از سه دولت قومی بود که اتحادیة جمهوریهای بوسنی و هرزگوین نامیده شد. اختیارات حکومت مرکزی در این کشور محدود به سیاست خارجی و تجارت خارجی می شد. براساس این طرح ، 52% خاک بوسنی به صربها، 17% به کرواتها، 30% به مسلمانان (که در آن زمان 70% قلمرو کشور را در اختیار داشتند) داده می شد و یک درصد باقی مانده (سارایوو بجز بخشداری پاله ) نیز برای یک دورة انتقالی دو ساله تحت نظارت سازمان ملل قرار می گرفت . با وجود این توافقنامه ، جنگ ادامه یافت ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 652؛ آسایش زارچی ، ص 177، 183ـ184). در شهریور 1372/ سپتامبر 1993، فکرت عبدیچ ، عضو مسلمان شورای ریاست جمهوری دولت بوسنی و رقیب عزّت بگوویچ ایجاد استان خودمختار بوسنی غربی را که قرار بود بخشی از اتحادیة جمهوریهای بوسنی و هرزگوین را شکل دهد، اعلام کرد. در پی این امر وی از شورای ریاست جمهوری برکنار شد و جنگ بین نیروهای عبدیچ و حکومت آغاز شد. در مهر/ اواخر سپتامبر همان سال ، به سبب مخالفت مجالس صرب و کروات ، طرح اوئن ـ استولتنبرگ با شکست روبرو شد ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، همانجا). به دنبال برقراری آتش بس بین کرواتهای بوسنی و حکومت بوسنی ، در 27 اسفند 1372/ 18 مارس 1994، مسلمانان و کرواتها در واشنگتن موافقتنامه ای برای ایجاد فدراسیون بوسنی و هرزگوین امضا کردند. در همان سال ، صربها گوراژده را تصرف کردند. پس از انتقاد شدید جامعة بین المللی از روسیه ، به سبب پشتیبانی از صربها، روسیه اعلام کرد که با زور بر ضد صربها مخالفتی ندارد. به دنبال این امر و تهدید صربها به حملات هوایی از سوی ناتو، نیروهای صرب در اواخر فروردین / آوریل ، از گوراژده خارج شدند. گروه تماس (متشکل از نمایندگان روسیه ، امریکا، فرانسه ، آلمان و بریتانیا) در تیر 1373/ ژوئیة 1994، طرحی ارائه کرد که بر مبنای آن فدراسیون بوسنی و هرزگوین 51% قلمرو کشور را به دست می آورد. این طرح همانند طرح دیگر گروه تماس ، به علت نداشتن ضمانت اجرایی ، با مخالفت صربهای بوسنی روبرو شد. جنگ بین ارتش بوسنی و نیروهای شورشی عبدیچ در محدودة بیهاچ ، سبب شد که مناطق تحت تصرف نیروهای عبدیچ به تصرف ارتش بوسنی درآید. نیروهای حکومتی و کرواتهای بوسنی در 12 آبان / 3 نوامبر، شهر کوپرس در بوسنی مرکزی را که در دست صربها بود، تصرف کردند. این اولین پیروزی قاطع نیروهای حکومتی از زمان آغاز درگیریها بود. با وجود این ، در اواخر همین ماه بیشترِ بیهاچ دوباره به دست صربها افتاد. در بهمن 1373/ فوریة 1995، دادگاه جنایتکاران جنگی یوگسلاوی سابق (که به دستور شورای امنیّت سازمان ملل متحد در 1371ش / 1993 تشکیل شد) 21 صرب را به جنایت در حق انسانها و نسل کشی در اردوگاه کار اجباری اومارسکا در شمال غربی بوسنی و هرزگوین متهم کرد. این در حالی بود که صربها همچنان به جنگ و گلوله باران بیهاچ ادامه می دادند و از ورود کمکهای بشردوستانه به شهر ممانعت می کردند، که قحطی و تلفات غیرنظامیان را به دنبال داشت (همان ، ص 652ـ653). صربها در اردیبهشت 1374/ مه 1995، سارایوو و توزلا را به سختی گلوله باران کردند که به کشته شدن شمار زیادی از غیر نظامیان انجامید. آنان همچنین برای جلوگیری از حملات بیشتر ناتو بیش از دویست پاسدار صلح سازمان ملل متحد را به گروگان گرفتند. به علت گروگان بودن پاسداران صلح در دست صربها، سازمان ملل به حملة شدید صربها به منطقة امن گوراژده پاسخ نداد. در حالی که سازمان ملل معامله با صربهای بوسنی را انکار می کرد، همزمان با خروج پاسداران صلح سازمان ملل از قلمرو صربها در حومة سارایوو، گروگانها آزاد شدند. بعلاوه هواپیماهای صرب آزادانه در منطقة ممنوعه برفراز بوسنی و هرزگوین پرواز می کردند. سرانجام ، در تیر 1374/ ژوئن 1995، ناحیة امن سربرنیتسا و ژپا بدون واکنش نیروهای سازمان ملل به تصرف صربها درآمد. در این دو منطقه هزاران غیرنظامی مسلمان به دست صربها قتل عام شدند. بیهاچ نیز مورد حملة مشترک صربهای بوسنی ، صربهای کرواسی و مسلمانان شورشی به رهبری عبدیچ قرار گرفت . موقعیت بحرانی بیهاچ موجب شد تا عزّت بگوویچ و توجمان در 31 تیر/ 22 ژوئیه موافقتنامة همکاری نظامی امضا کنند. نیروهای حکومت کرواسی کراینا را از تصرف صربها خارج کردند، غیرنظامیان صرب به صورت جمعی به نواحی تحت تصرف صربها در بوسنی و هرزگوین و صربستان گریختند و حملة مشترک نیروهای حکومت بوسنی و کرواسی محاصرة بیهاچ را درهم شکست . پس از مذاکرات صلح بین وزرای خارجه یوگسلاوی ، کرواسی و بوسنی و هرزگوین در ژنو و نیویورک ، یک آتش بس دو ماهه در مهر/ اکتبر به اجرا درآمد. در 10 آبان 1374/ اول نوامبر 1995، مذاکرات صلح در دیتون ، در ایالت اوهایوی امریکا، شروع شد و در آن رؤسای جمهور عزّت بگوویچ ، توجمان و میلوشویچ (به نمایندگی از جمهوری فدرال یوگسلاوی و صربهای بوسنی ) و نمایندگان گروه تماس و اتحادیة اروپا حضور داشتند. در 30 آبان / 21 نوامبر، هر سه رئیس جمهور موافقتنامة صلح را به صورت مقدماتی امضا کردند. بر اساس این توافق بوسنی و هرزگوین به نسبت 51% متعلق به فدراسیون و 49% متعلق به جمهوری صرب تقسیم و تأکید شد که رابطه با کشورهای همسایه نباید ناقض حاکمیّت و تمامیّت ارضی بوسنی و هرزگوین باشد. همچنین حکومت مرکزی شامل شورای ریاست جمهوری منتخب و پارلمانی مستقر در سارایوو شد. مقرراتی نیز برای ایجاد نظام پولی و بانک مرکزی واحد و مؤسساتی برای بازسازی کشور پیش بینی شده بود. موافقتنامه تصریح می کرد که همة آوارگان و رانده شدگان حق بازگشت به منازلشان را دارند و باید اموال ضبط شدة خود یا غرامت منصفانة آن را دریافت کنند. از نکات اصلی موافقتنامه قرار گرفتن سراسر شهر سارایوو در فدراسیون بود. به این ترتیب قرار شد حومة سارایوو که در تصرف صربها بود به حاکمیّت فدراسیون درآید، و صربهای بوسنی نیز کنترل سربرنیتسا و ژپا را حفظ کنند. گوراژده نیز که تحت حاکمیّت فدراسیون باقی ماند از طریق دالانی تحت مدیریت فدراسیون به سارایوو پیوند داده می شد. دربارة عرض دالان استراتژیک و حیاتی پوساوینا که دو بخش شمالی و جنوبی جمهوری صرب را به هم متصل می کرد و کنترل شهر برچکو که در این منطقه قرار گرفته بود توافقی حاصل نشد اما سه طرف توافق کردند که این مقوله را به داوری بین المللی ارجاع دهند. همچنین بنا شد شصت هزار نیروی بین المللی تحت فرماندهی ناتو جایگزین نیروهای پاسدار صلح سازمان ملل متحد شوند. این نیرو، نظارت بر خروج طرفهای در حال جنگ از مناطق یکدیگر، نظارت بر معاوضة قلمرو بر اساس موافقتنامة صلح ، حل اختلافات مرزی ، ایجاد شرایط امن برای برگزاری انتخابات آزاد و واکنش در برابر خشونت علیه غیر نظامیان را برعهده داشت . در 23 آذر 1374/ 14 دسامبر 1995، موافقتنامة صلح دیتون به صورت رسمی به وسیلة عزّت بگوویچ ، توجمان و میلوشویچ در پاریس به امضا رسید. ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 654ـ655). اگرچه تلاشهای جامعة بین المللی ، بویژه ایالات متحدة امریکا، کشورهای عضو اتحادیة اروپایی و روسیه به عقد پیمان صلح دیتون منجر شد که البته تأمین کنندة حقوق کامل مسلمانان نبود، پایداری سرسختانة مسلمانان بوسنی و هرزگوین برای حفظ تمامیّت ارضی این کشور و باقیماندة جمعیت مسلمانان این بخش از اروپا نیز از اهمیت خاصی برخوردار است . چون طی جنگ در بوسنی و هرزگوین ، افکار عمومی مسلمانان همانند دیگر مردم جهان ، تحت تأثیر فعالیت رسانه های گروهی ـ که به خوبی نسل کشی و جنایات صربها در حق مسلمانان را منعکس می کردند ـ تهییج شده بود، شمار قابل توجهی داوطلب مسلمان از کشورهایی چون ایران ، مصر، ترکیه ، عربستان سعودی ، سودان و برخی دیگر از ملل مسلمان برای کمک به مسلمانان بوسنی و هرزگوین راهی آنجا شدند. بسیاری از کشورهای اسلامی نیز در طول جنگ کمکهای مادّی خود، شامل محموله های غذایی و دارویی را به آنجا می فرستادند. همچنین برخی از کشورهای اسلامی ، بویژه ایران ، حتّی قبل از آنکه سازمان کنفرانس اسلامی در تیر 1374/ ژوئیة 1995 تحریم تسلیحاتی سازمان ملل دربارة بوسنی و هرزگوین را بی اعتبار اعلام کند، از ارسال کمکهای تسلیحاتی دریغ نمی کردند. این کمکها تا اندازه ای از فشار تحریم تسلیحاتی سازمان ملل و حملات صربها به مسلمانان می کاست ( > سالنامة آمریکانا 1996 < ، ص 91، 436؛ اوبالانس ، ص 54 ـ 55، 92ـ93، 96، 227). سازمان کنفرانس اسلامی ، نخستین بار، در ششمین جلسة سران کشورهای اسلامی در داکار (آذر 1370/ دسامبر 1991)، با توّجه به رویدادهای یوگسلاوی سابق ، نگرانی خود را از سرنوشت مسلمانان آن کشور، بویژه مسلمانان بوسنی و هرزگوین ، ابراز کرد. کشورهای اسلامی در قالب این سازمان ، با پیگیری سیاستی واحد، ضمن پشتیبانی از حاکمیّت و تمامیّت ارضی و استقلال سیاسی بوسنی و هرزگوین ، برای تأثیرگذاری بر مجامع بین المللی بویژه سازمان ملل تلاش کردند تا از این راه بتوانند با رفع تحریم تسلیحاتی بوسنی و هرزگوین ، جامعة بین المللی را برای پایان دادن به نسل کشی مسلمانان به مداخلة نظامی ترغیب کنند. گروه تماس کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی متشکل از ایران ، ترکیه ، پاکستان ، عربستان سعودی ، مصر، مالزی ، تونس و سنگال ، از اردیبهشت 1372/ مه 1993، برای پیگیری سیاستهای سازمان ، کار خود را آغاز کرد. متعاقباً این سازمان ، با تعیین مهلت تهدید کرد که اگر سازمان ملل تحریم تسلیحاتی بوسنی و هرزگوین را لغو نکند و اقدام قاطعی برای جلوگیری از فجایع صربها اتّخاذ نکند، رأساً به ارسال اسلحه برای حکومت بوسنی و هرزگوین اقدام خواهد کرد. در جلسه ای دیگر، هفت کشور اسلامی آمادگی خود را برای اعزام حدود هجده هزار نیروی نظامی به بوسنی و هرزگوین در قالب نیروهای پاسدار صلح ، در صورت درخواست دبیرکل سازمان ملل و تحت امر آن سازمان ، اعلام کردند. پیشنهاد سازمان کنفرانس اسلامی با استقبال شورای امنیّت روبرو نشد، و امریکا و برخی از کشورهای اروپایی نیز آشکارا با اعزام نیروهای پاسدار صلح کشورهای اسلامی ، بویژه ایران ، مخالفت کردند (ظریف ، ص 674ـ 675؛ مصفا، ص 813؛ احمدی ، ص 724؛ اوبالانس ، ص 191؛ آسایش زارچی ، ص 13، 228ـ229؛ نظرزاده ، ص 244ـ247). هر چند که درخواستهای سازمان کنفرانس اسلامی ، با بی توجهی شورای امنیت ، مجامع اروپایی و ایالات متحدة امریکا روبرو می شد، موضعگیری مستقل و نسبتاً یکپارچة کشورهای اسلامی ، نقشی مثبت در تحریک افکار عمومی به نفع مسلمانان بوسنی و هرزگوین ایفا کرد، که این امر نقطة قوّتی برای هیئت بوسنیایی در مذاکرات صلح به شمار می آمد. رویهمرفته ، سازمان کنفرانس اسلامی ، مساعی خود را برای دفاع از مسلمانان بوسنی و هرزگوین به کار برد و با توجه به اوضاع مساعد بین المللی ، در راه رسیدن به اهداف خود، موفقیتی نسبی به دست آورد (ولایتی ، ص 669؛ احمدی ، همانجا؛ عراقچی ، ص 743؛ دانش پور، ص 952، اوبالانس ، ص 137؛ فوزی تویسرکانی ، ص 92؛ یوسف وند، ص 206). در هر حال ، پس از حدود چهار ماه از امضای رسمی موافقتنامة صلح دیتون ، پیشرفت عمده ای در اجرای آن حاصل شد. جناحهای در حال جنگ خروج مرحله بندی شده از مناطق و مبادلة سرزمینها را تکمیل کردند و بیشتر زندانیان جنگی آزاد شدند. در دی 1375/ ژانویة 1996، هنگام انتقال حومة سارایوو به فدراسیون جمع زیادی از صربها از آنجا خارج شدند. صربها به هنگام تخلیة این منطقه بخش بزرگی از خانه ها و ساختمانهای دولتی را تخریب کردند و مقامات صرب با تهدید ساکنان صرب این منطقه آنان را به ترک خانه هایشان و اسکان مجدد در شهرهای واقع در جمهوری صرب که مسلمانان در طی جنگ از آنجا رانده شده بودند، مجبور کردند. تا فروردین 1376/ مارس 1996، تنها 10% از صربهای ساکن سارایوو باقی ماندند. موافقتنامة صلح دیتون جنایتکاران جنگیِ تحت تعقیب دادگاه جنایی بین المللی را از داشتن مقام دولتی منع می کرد. با وجود این کاراجیچ ، رئیس جمهور صرب ، که به سبب شرکت در محاصرة سارایوو و قتل عام در سربرنیتسا و راتکوملادیچ ، فرمانده نیروهای مسلح صربها، که به سبب جنایات جنگی تحت تعقیب بودند، هنوز در مقامهای خود باقی بودند. بر اثر فشارهای بین المللی کاراجیچ سرانجام در تیر 1375/ ژوئیة 1996، از ریاست جمهوری و رهبری حزب دموکراتیک صرب استعفا داد. در 23 شهریور/ 14 سپتامبر 1996 انتخابات ملی برای شورای ریاست جمهوری و قوّة مقننه ، انتخابات شورای ریاست جمهوری و قوّة مقننة جمهوری صرب و انتخابات قوّة مقننه و مقامات فدراسیون بوسنی برگزار شد. در انتخابات شورای ریاست جمهوری کشور عزّت بگوویچ بیشترین آرا را به دست آورد و به ریاست جمهوری رسید ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 655ـ656). با وجود خاتمة جنگ ، بسیاری از مسلمانان در جریان بازگشت به منازلشان در قلمرو صربها اخراج و تعدادی نیز کشته شدند. حکومت صربهای بوسنی نیز با وجود فشار جامعة بین المللی از تحویل جنایتکاران جنگی به دادگاه امتناع کرد. سرانجام ، در 1376ش / 1997، تعدادی از جنایتکاران جنگی در دادگاه لاهه محاکمه شدند. دیوان بین المللی داوری نیز در اسفند 1377/ مارس 1999 اعلام کرد که شهرِ عمدتاً مسلمان نشین برچکو به عنوان منطقه ای بیطرف باقی خواهد ماند و به هیچ یک از دو نهاد حکومتی در بوسنی و هرزگوین واگذار نخواهد شد. صربها به این رأی بشدت اعتراض کردند، اما علی عزّت بگوویچ اعلام کرد که تصمیم محکمة بین المللی برچکو این شهر را از بیعدالتی کامل نجات داد ( ایران ، ص 4؛ > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 657ـ 658). قانون اساسی فعلی بوسنی و هرزگوین ضمیمه ای از موافقتنامة صلح دیتون است . مطابق این قانون ، کشور شامل فدراسیون بوسنی و هرزگوین و جمهوری صرب است و هر فرد هم تابعیت بوسنی و هرزگوین و هم تابعیت یکی از دو بخش داخلی آن را دارد. مقررات دایر بر حقوق بشر و آزادیهای بنیادین و دسترسی به دادگاه بین المللی جنایات جنگی ، در قانون اساسی غیر قابل اصلاح یا حذف است . نهادهای بوسنی و هرزگوین ، سیاست خارجی (شامل تجارت و حقوق گمرکی )، سیاست مالی به صورت کلی ، مسئلة مهاجرت و آوارگان ، تسهیلات ارتباطات بین المللی و مشترک ، ترابری بین دو بخش و نظارت بر عبور و مرور هوایی را به عهده دارند. همچنین مناسبات با کشورهای همسایه نباید ناقض حاکمیّت و تمامیّت ارضی کشور باشد، همچنانکه مقررات قانونی یا قانون اساسی هر دو بخش نیز نباید قانون اساسی بوسنی و هرزگوین را نقض کند. مجمع پارلمانی کشور دارای دو مجلس است : مجلس اقوام که بوسنیاییها، کرواتها و صربها هر یک در آن پنج نماینده دارند. نمایندگان بوسنیایی و کروات را بوسنیاییها و کرواتهای مجلس نمایندگان فدراسیون انتخاب می کنند، و نمایندگان صرب را مجلس ملی صرب برمی گزیند. دو سوم مجلس نمایندگان نیز از اعضای قلمرو فدراسیون و یک سوم از قلمرو جمهوری صرب به صورت مستقیم انتخاب می شوند. مجمع پارلمانی در سارایوو بر پا می شود و ریاست هر دو مجلس به طور متناوب بین سه گروه قومی گردش می کند > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 658، 662). شورای ریاست جمهوری متشکل است از یک بوسنیایی و یک کروات که از فدراسیون انتخاب می شوند و یک صرب که از جمهوری صرب برگزیده می شود. این شورا برای چهار سال ادارة امور را به دست می گیرد و مسئول سیاست خارجی و روابط بین المللی کشور است ، همچنین سالانه بودجة مرکزی را با توصیة شورای وزرا به پارلمان ارائه می کند. این شورا نخست وزیر را با تأیید مجلس نمایندگان منصوب می کند. هیئت دولت فقط شامل وزیرخارجه و وزیر تجارت خارجی است که برگزیدة نخست وزیرند و به تأیید مجلس نمایندگان می رسند (همان ، ص 663). منابع : (21) محمدجواد آسایش زارچی ، بحران بوسنی ـ هرزگووین و مذاکرات صلح ، تهران 1374 ش ؛ (22) کورش احمدی ، «سازمان کنفرانس اسلامی در شرایط جدید بین المللی »، مجلة سیاست خارجی ، سال 11، ش 3 (پاییز 1376)؛ (23) ایران ، سال 5، ش 1186، 16 اسفند 1377؛ (24) آیوو باناک ، «مسلمانان بوسنی از جامعة مذهبی به ملیت سوسیالیستی و شرایط بعد از دورة کمونیسم »، در مسلمانان بوسنی ـ هرزگووین : تاریخچة تحولات از قرون وسطی تا زمان انحلال یوگسلاوی ، ویراستار و گردآورنده مارک پنسون ، ترجمة مهوش غلامی ، تهران 1374 ش ؛ (25) گزاویه بوگارل ، «بوسنی ـ هرزگوین : تشریح یک انبار باروت »، در مسئلة صربستان و یوگسلاوی سابق ، ( ویرایش ) ایولاکست ، ترجمة عباس آگاهی ، تهران 1373 ش ؛ (26) مارک پنسون ، «مسلمانان بوسنی ـ هرزگووین در زمان حاکمیت اتریش ـ مجارستان »، در مسلمانان بوسنی ـ هرزگووین ؛ (27) محمدجعفر دانش پور، «ارزیابی عملکرد سازمان کنفرانس اسلامی در گذشته و راههای آینده »، مجلة سیاست خارجی ، سال 11، ش 3 (پاییز 1376)؛ محمدجواد ظریف ، «ضرورت اصلاحات در سازمان کنفرانس (28) اسلامی »، مجلة سیاست خارجی ، سال 11، ش 3 (پاییز 1376)؛ (29) عباس عراقچی ، «سازمان کنفرانس اسلامی : آینده ای ناامیدکننده ؟»، مجلة سیاست خارجی ، سال 11، ش 3 (پاییز 1376)؛ (30) جان وی . ای .فاین ، «ریشه های تاریخی جامعة بوسنی مدرن در دورة عثمانی و قرون وسطی » در مسلمانان بوسنی ـ هرزگووین ؛ (31) یحیی فوزی تویسرکانی ، سازمان کنفرانس اسلامی : ساختار، عملکرد و روابط آن با ایران ، تهران 1377 ش ؛ (32) اتیین کوپو و استفان یراسیموس ، «بوسنی از دیدگاه بسفور»، در مسئلة صربستان و یوگسلاوی سابق ؛ (33) ژان ـ کلود گیبو، «ممکن بود جلوی صربها را گرفت »، در مسئله صربستان و یوگسلاوی سابق ؛ (34) نسرین مصفا، «سازمان کنفرانس اسلامی و همکاری با سازمان ملل متحد»، مجلة سیاست خارجی ، سال 11، ش 3 (پاییز 1376)؛ (35) عبدالله نظرزاده ، بوسنی و هرزگوین در بستر تاریخ ، قم 1372 ش ؛ (36) علی اکبر ولایتی ، «سازمان کنفرانس اسلامی : ضرورت تحرک پس از جنگ سرد»، مجلة سیاست خارجی ، سال 11، ش 3 (پاییز 1376)؛ (37) علی یوسف وند، بوسنی و هرزگوین تراژدی قرن بیستم ، قم 1372 ش ؛ (38) جواد یوسفیان ، نگاهی به تاریخ و فرهنگ بوسنی و هرزگوین ، تهران 1372 ش ؛ (39) The Americana annual 1996 , Danbury 1996; (40) Encarta world atlas , U.S.A.: Microsoft, 1998 (computer disk), s.v. "Bosnia and Herzegovina"; (41) EI 2 , s.v. "Bosna" (by Branislav Djurdjev); (42) The Europa world yearbook 1998 , London 1998; (43) Noel Malcolm, Bosnia: a short history , London 1994; (44) The New Encyclopaedia Britannica , Chicago 1985, Micropaedia ; (45) 1998 Britannica book of the year , Chicago 1998; (46) Edgar O'ballance, Civil war in Bosnia: 1992-94 , New York 1995; (47) United Nations. Department of Economic and Social Affairs. Statistics Division, World statistics pocket book: containing data available as of 31 August 1997 , New York 1998; (48) The World book encyclopedia , London 1995. / مهدی کریمی / "> کتاب سال جهان اروپا 1998 < ؛ > دایرة المعارف ورلد بوک < ، همانجاها؛ > اطلس جهانی اینکارتا < ، ذیل مادّه ؛ یوسفیان ، ص 16ـ 18؛ سازمان ملل متحد، ص 27). بنابر سرشماری رسمی 1370ش / 1991، جمعیت کشور 639 ، 365 ، 4 تن بوده است . به علت جنگ داخلی ، در 1375ش / 1996 تنها حدود 000 ، 250 ، 3 تن در کشور زندگی می کردند و بقیه به خارج از کشور پناه برده بودند. در 1376ش / 1997 شمار افراد ساکن در کشور به 000 ، 784 ، 3 تن رسید و روند بازگشت آوارگان به کشور همچنان ادامه دارد. جمعیت کشور در 1378 ش / 1999، حدود 000 ، 520 ، 4 تن تخمین زده می شود. در 1375ش / 1996 حدود 41% مردم در شهرها سکونت داشتند. پرجمعیت ترین شهرهای کشور، بنابر سرشماری 1370ش / 1991، به ترتیب عبارت اند از: سارایوو، بانیا لوکا (بانه لوقه )، زنیتسا ، توزلا و موستار ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 660؛ سازمان ملل متحد؛ > دایرة المعارف ورلد بوک < ، همانجاها؛ > کتاب سال بریتانیکا 1998 < ، ص 560). پیش از استقلال ، بوسنی و هرزگوین از نظر اقتصادی نسبت به دیگر جمهوریهای یوگسلاوی سابق کمتر توسعه یافته بود. امروزه محصولات کشاورزی اصلی تنباکو، سیب زمینی و میوه است . دره های ساوا و درینا از نظر کشاورزی توسعة زیادی پیدا کرده است و میوه در بوسنی مرکزی و شمالی پرورش داده می شود؛ در هرزگوین نیز تاکستانهای فراوانی وجود دارد. دامداری از بخشهای مهم اقتصاد است و با توجه به جنگلهای وسیع ، صنعت چوب نیز رونق دارد. بوسنی و هرزگوین از ذخایر معدنی وسیعی برخوردار است . ذخایر بزرگی از سنگ آهن و ذغال سنگ (لیگنیت )، همچنین معادن مهم مس ، سرب ، روی ، بوکسیت و طلا در کشور وجود دارد. نیروگاههای آبی کشور ظرفیت بالایی دارند. پیش از جنگ ، منسوجات و وسایل الکتریکی از محصولات صنعتی مهم بود ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 658؛ > دایرة المعارف ورلد بوک < ؛ بریتانیکا ، ذیل مادّه ؛ آسایش زارچی ، ص 27). پیش از استقلال ، سیاست حکومت فدرال از توسعة بوسنی و هرزگوین و دیگر مناطق فقیر یوگسلاوی سابق حمایت می کرد اما صنعت ، تنها بخش ناچیزی از اقتصاد محلی بود. با وجود شماری از صنایع سبک ، در 1350ـ1370 ش / 1971ـ1991 درّة ساوا از نظر صنایع سنگین توسعه پیدا کرد. کارخانه های آهن و فولاد در زنیتسا و همچنین صنعت تولید تسلیحات اهمیت داشت . در 1990 صنایع سبک و سنگین ، حدود 43% تولید ناخالص داخلی را تشکیل می داد. اقتصاد بوسنی و هرزگوین بشدت از جنگ داخلی در یوگسلاوی که از خرداد 1370/ ژوئن 1991 آغاز شد، آسیب دید. تا اواخر این سال ، تعداد بیکاران به بیشترین تعداد از زمان جنگ جهانی دوم رسید و نرخ سالانة تورم نیز تا 120% افزایش یافت . بازسازی رسمی اقتصاد کشور از اواخر 1374ش / 1995 به دنبال امضای موافقتنامة صلح دیتون شروع شد. در 1375ش / 1996 تولید ناخالص داخلی تا 50% افزایش یافت که عمدتاً پیامدی از دریافت کمکهای مالی بین المللی بود. با اینهمه کسری تجاری و بودجه همواره وجود داشته است . با پیشرفت صلح ، فعالیت صنعتی دوباره شروع شد ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 658ـ659). گسترش اسلام در بوسنی و هرزگوین بتدریج صورت گرفت به نحوی که تا 1032/ 1624 جمعیت مسیحیان بر مسلمانان برتری داشت . بنابر اسناد دوران عثمانی ، از این سال شمار مسلمانان بر مسیحیان پیشی گرفت ، چرا که در برابر 450 هزار مسلمان تنها 150 هزار کاتولیک و حدود 75 هزار ارتدوکس وجود داشت (ملکم ، ص 53 ـ54). در اوایل قرن دوازدهم / اواخر قرن هفدهم ، با پیشروی نیروهای هابسبورگ و ونتی به سوی مجارستان و کرواسی ، مسلمانان اسلاو این مناطق به بوسنی پناه آوردند. همچنین با عقب نشینی عثمانی از مونتنگرو و صربستان مستقل در اوایل قرن سیزدهم / نوزدهم ، این اکثریت قطعی جمعیت مسلمانان همچنان حفظ شد. اما آمار نشان می دهد که در 1287/1870 جمعیت مسلمانان به 3ر48% از کل جمعیت کاهش پیدا کرد. اشغال بوسنی و هرزگوین از سوی اتریش ـ مجارستان در 1296/1878 و قانون خدمت سربازی 1298/1881، اختلاف با مقامات اتریش در 1318/1900، ضمیمه ساختن بوسنی به اتریش ـ مجارستان در 1326/1908 و سپس الحاق آن به یوگسلاوی (قلمرو سلطنتی صربها، کرواتها و اسلوونها) در 1336/1918، مهاجرت عدّه ای از مسلمانان بوسنی را، بویژه به قلمرو عثمانی به دنبال داشت و باعث شد که مسلمانان اکثریت نسبی خود را نیز از دست بدهند (پنسون ، ص 104ـ110؛ باناک ، ص 134؛ بوگارل ، ص 135ـ136). در جریان جنگ جهانی دوم ، حدود صدهزار مسلمان بوسنی عمدتاً به دست شبه نظامیان افراطی صرب ، موسوم به چِتْنیک ، قتل عام شدند. به سبب مهاجرت بخش دیگری از مسلمانان بوسنی پس از پیروزی کمونیسم در 1324 ش / 1945، جمعیت مسلمانان باز هم نسبت به دیگر اقوام کاهش یافت (نظرزاده ، ص 135؛ باناک ، ص 134، 145؛ گوتمان ، ص 13؛ ملکم ، ص 192؛ بوگارل ، ص 136ـ137، 149؛ کوپو و یراسیموس ، ص 223). در سرشماریهای 1327ش / 1948، 1332ش / 1953، 1340ش / 1961 صربها، پرشمارترین گروه قومی این جمهوری بودند. از 1350ش / 1971 که مسلمانان به عنوان ملتی که حق دارند جمهوری داشته باشند شناخته شدند، پرجمعیت ترین گروه را تشکیل می دهند. در 1370ش / 1991 مسلمانان 7ر43%، صربها 4ر31%، کرواتها 3ر17%، یوگسلاوها 5ر5% و دیگران 1ر2% جمعیت را به خود اختصاص داده اند (بوگارل ، ص 137ـ141). افزایش نسبی جمعیت مسلمانان در برابر کاهش صربها، کرواتها و یوگسلاوها نشان دهندة این واقعیت است که تا پیش از 1350ش / 1971 شمار قابل توجهی از مسلمانان اسلاو به دلایل سیاسی خود را صرب ، کروات یا یوگسلاو معرفی می کردند. بعلاوه ، پس از جنگ جهانی دوم همواره رشد طبیعی جمعیت مسلمان بیشتر از صربها و کرواتها، و مهاجرت مسلمانان نیز بیشتر در سطح داخلی بوده است ، در حالی که صربها و کرواتها به خارج از بوسنی و هرزگوین مهاجرت کرده اند. مسلمانان در بوسنی مرکزی ، درّة درینا (منطقة مرزی با صربستان )، پوساوینا (منطقه ای که به طور تقریبی در مربع برچکو ، توزلا، تسلیچ ، درونتا قرار دارد) و بالاخره در شمال غربی بوسنی متمرکز شده اند. با افزایش جمعیت مسلمانان بین سالهای 1327ـ1370ش / 1948ـ1991، مناطق مسلمان نشین به طرف مناطق صرب نشین یا کروات نشین گسترش یافته است (بوگارل ، ص 138، 140، 143ـ 148). با اعلام استقلال بوسنی و هرزگوین و در جریان جنگ داخلی پس از آن ، بیش از 000 ، 250 تن که بیشتر آنان مسلمان بودند عمدتاً به دست صربهای افراطی به قتل رسیدند و حدود سه میلیون تن آواره شدند. با وجود مقرّرات موافقتنامة صلح دیتون (رجوع کنید به ادامة مقاله ) مبنی بر آزادی بازگشت مردم به سکونتگاههای پیشین خود، این امر هنوز با دشواریهایی بویژه از سوی صربها و کرواتها روبروست . کشتار و اخراج مسلمانان از جمهوری صرب سبب کاهش جمعیت مسلمانان نسبت به 1370ش / 1991 شده است . در بوسنی و هرزگوین صربها پیرو کلیسای ارتدوکس ، کرواتها پیرو کلیسای کاتولیک رومی و مسلمانان عمدتاً سنّی و پیرو فقه حنفی اند. با اینکه زبان اصلی مردم کشور صربو ـ کروات است ، مسلمانان و کرواتها در نوشتار الفبای لاتین و صربها الفبای سیریلی به کار می برند ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 650؛ > اطلس جهانی اینکارتا < ، همانجا؛ فاین ، ص 24؛ نظرزاده ، ص 272؛ یوسف وند، ص 108، 113). نخستین ساکنان شناخته شدة بوسنی و هرزگوین ، ایلیریها، در هزارة اول قبل از میلاد در آنجا می زیستند. در قرن دوم و اول قبل از میلاد رومیها این منطقه را تصرف کردند که سلطة آنها پنج قرن طول کشید. هونها و آلانها (قومی ایرانی و اعقاب اوستهای امروزی قفقاز) در قرون چهارم و پنجم در منطقه حضور یافتند. در قرن ششم آوارها (قومی از شمال قفقاز) و در اواخر قرن ششم اسلاوها به بالکان آمدند. اسلاوها تا 620میلادی احتمالاً در بیشتر بوسنی و هرزگوین کنونی و مناطق اطراف آن نفوذ کرده بودند. مدت کوتاهی بعد دو طایفة اسلاو، کرواتها و صربها، به منطقه رسیدند. امپراتور روم شرقی کرواتها را دعوت کرد تا آوارها را از منطقه بیرون برانند. صربها نیز به دنبال کرواتها در همان دوره از شمال دریای سیاه وارد بالکان شدند. دانش پژوهان امروز عقیده دارند که صربها و کرواتها اسلاوهایی با طبقة حاکم سِرمِت یا آلان (هر دو قوم ایرانی ) بوده اند یا قبایلی در اصل ایرانی بوده اند که جذب فرهنگ اسلاوی شده اند. پیش از آمدن این دو گروه به منطقه ، جمعیت زیادی از اسلاوها به این مناطق آمده بودند. ازینرو مردم بوسنی را به طور کلی می توان مردمی با ریشة اسلاو (نه صرب و نه کروات ) دانست که از ایلیریها، رومیها، آلانها، آوارها و اقوام دیگر اثر پذیرفته اند. بین قرن اول تا پنجم / هفتم تا دوازدهم ، امپراتوری روم شرقی و در دوره های کوتاهتری حاکمان کروات یا صرب بر این منطقه حکومت می کردند. در اوایل قرن پنجم / دوازدهم ، بوسنی تحت حاکمیت مجارستان قرار گرفت ، اما از سوی حاکم دست نشانده ، با عنوان «بان »، که اقتدارش بتدریج افزایش یافت ، اداره می شد. در 562/1167 بوسنی و هرزگوین برای مدت کوتاهی تحت حاکمیت روم شرقی قرار گرفت (ملکم ، ص 2ـ11؛ فاین ، ص 19ـ20؛ یوسفیان ، 13ـ14، 25). در 576/1180 با وجود ادعای حاکمیت مجارستان ، بان «کولین »، حاکم بوسنی ، استقلال خود را اعلام کرد. در اواخر قرن ششم / دوازدهم ، مجارستان از پاپ درخواست کرد تا بوسنی را تحت نظر سراسقفی آن قرار دهد. همچنین حاکم زِتا (مونتنگروی کنونی )، متحد مجارستان ، کولین و اطرافیانش را به بدعت متّهم کرد. اما بان کولین بحران را فرو نشاند. پس از درگذشت وی ، مجارها که از اعلام استقلال بوسنی ناراضی بودند به بهانة بدعت در کلیسای بوسنی پاپ را به اعلام جهاد با بوسنی متقاعد کردند. مجارها به بوسنی حمله کردند و از 632/1235 تا 639/1241 آنجا را در اختیار داشتند. حملة مغولها به مجارستان موجب عقب نشینی آنها از بوسنی شد. در 650/1252 مجارها، پاپ را راضی کردند تا کلیسای کاتولیک بوسنی را از قلمرو قدرت اسقفِ راغوزه (دوبروونیک کنونی ) بیرون بیاورد و تابع اسقف مجاری کند. اما بوسنیاییها، اسقف مجار را از بوسنی بیرون کردند و کلیسای مستقل خود را تشکیل دادند که به کلیسای بوسنی معروف شد. با اینکه بسیاری از محقّقان معتقدند که این کلیسا وگانه پرست (بوگومیل یا نئومانوی )بوده ، شواهد نشان می دهد که کلیسای بوسنی اصول اساسی کاتولیک را در سراسر قرون وسطی حفظ کرده اما از کلیسای شرق و بوگومیل تأثیرگرفته است . در 722/1322 کوترومانیچ ، حکومت را به دست گرفت . وی قلمرو بوسنی را در شمال و مغرب گسترش داد. همچنین در 726/ 1326، بیشتر هیوم (هرزگوین کنونی ) را که از 563/ 1168 مستقل شده بود و مردمش اغلب ارتدوکس بودند، به کشور ملحق کرد. او ضمن پذیرش وجود کلیسای انشعابی بوسنی ، در 741/1340 برای بهبود روابطش با پاپ پذیرفت که هیئت مذهبی فرانسیسکنها در بوسنی مستقر شود. در 748/ 1347 کوترومانیچ کاتولیک شد و از آن پس تقریباً همة زمامداران بوسنی کاتولیک بودند. پس از مرگ کوترومانیچ در 754/ 1353، برادرزاده اش تورتکو (حک : 754ـ793/ 1353ـ 1391) جانشین وی شد. در نیمة دوم حکومت تورتکو، قلمرو بوسنی گسترش یافت و به قدرتمندترین دولت در میان دولتهای بالکان غربی تبدیل شد (فاین ، ص 20ـ23، 25؛ ملکم ، ص 13ـ 20، 36ـ 38). برای مآخذ این قسمت رجوع کنید به منابع مندرج در بخش پایانی همین مقاله . / مهدی کریمی / بوسنی و هرزگوین در دورة حکومت عثمانی . در 788/ 1386، نخستین حملة ترکها به بوسنی صورت گرفت ( در 790/ 1388، بخشی از مهاجمان ترک به هیوم وارد شدند، اما نیروهای تحت فرمان ووکوویچ عثمانیان را شکست دادند. در 791/ 1389، تورتکو در پاسخ به درخواست لازار، متحد صرب خود، سپاهی را به فرماندهی ووکوویچ برای نبرد با ترکان عثمانی به کوسوو (قوصوه ) فرستاد (ملکم ، ص 20) ) . در جریان این نبرد، سلطان مراد بشدت زخمی شد و در پایان جنگ درگذشت ، ولی بایزید، جانشین او، پیروز شد و لازار را اسیر کرد. پس از نبرد کوسوو جانشینان لازار بناچار دست نشاندة ترکان شدند. صربهای دست نشانده موقعیت بوسنی را بسیار تضعیف کردند. به جانشین تورتکو اجازه داده شد که بر سرزمینهای متعلّق به او حکمروایی کند ولی بخش اعظم بوسنی در دست افراد قدرتمندی بود که مستقلاً بر مناطق خویش حکومت می کردند. فتح اسکوپیه ( اسکوپلیه ) به دست ترکان در 794/ 1392 به تشکیل قلمرو مرزی ترکها انجامید که به صربستان و بوسنی محدود می شد ( همچنین بخشهایی از بوسنی به تصرف عثمانیها درآمد (همانجا) ) . از 818/ 1415 به بعد، نفوذ ترکان در امور داخلی کشور و نفاق میان اشراف و مدعیان تاج و تخت در بوسنی افزایش یافت . پس از جلوس تورتکوی دوم (823 ـ 847/ 1420ـ1443)، که حاکمیت ترکها را پذیرفت ، پادشاهان بوسنی (از 832/ 1429) وادار به پرداخت خراج به دولت عثمانی شدند. ترکها بارها شماری از شهرها را تصرف و پادگانهایی در آنها تأسیس کردند. در نیمة قرن نهم / پانزدهم ، ترکها در شهر هودیجد و نواحی آن ـ بخش سارایووی کنونی ـ مستقر شدند. این نواحی زیر نظر مستقیم یک مقام عالیرتبة ترک ، با عنوان وُی ودا، و به دست عیسی بیگ ، حاکم اسکوپیه و پسرش اسحاق بیگ اداره می شد. این منطقه از حکومتی مضاعف برخوردار بود، زیرا لردهای بوسنیایی در بخشهای مجاور، دست نشاندگان ترکها بودند. ( در 844/1440 ترکان سربرنیتسا را تسخیر کردند. پس از مرگ تورتکوی دوم ، استپان توماش (حک : 847 ـ 865/ 1443ـ1461) جانشین وی شد (ملکم ، ص 22) ) . وی برای رهایی از تعهد پرداخت خراج به ترکان ، از پاپ کمک خواست اما موفق نشد. پاپ برای کمک به شاه ، خواهان گرویدن وی به مذهب کاتولیک و سرکوب «بدعت » شد ( ازینرو در 863/1459، شاه توماش با بی میلی از روحانیان کلیسای انشعابی بوسنی خواست تا به آیین کاتولیک درآیند یا از بوسنی خارج شوند. بیشتر آنان دست کم به صورت اسمی ، کاتولیک شدند و اقلیتی نیز به هرزگوین یا مناطق تحت تصرف ترکان پناه بردند. با فتح کامل بوسنی به دست ترکان عثمانی ، پیروان کلیسای بوسنی به دین اسلام ، و آیینهای ارتدوکس و کاتولیک پیوستند. پس از درگذشت توماش ، پسرش استپان توماشویچ (حک : 865 ـ867/ 1461ـ1463)، آخرین پادشاه بوسنی ، جانشین وی شد. توماشویچ از پاپ و همچنین از ونیزیها برای مقابله با حملة وسیع ترکها درخواست کمک کرد، اما به درخواستهای وی پاسخی داده نشد. در 867/1463، که پادشاه از پرداخت خراج خودداری کرد، لشکریان عثمانی به فرماندهی سلطان محمد دوم به بوسنی حمله ور شدند و بسرعت آنجا را تسخیر و توماشویچ را دستگیر و اعدام کردند (ملکم ، ص 23ـ 24؛ فاین ، ص 24) ) . چندی بعد که نیروهای عثمانی از بوسنی خارج شدند، ماتیاس کوروینوس ، پادشاه مجارستان ، به بوسنی حمله کرد و شهر یایتسه و نواحی مجاور آن را اشغال کرد. نیروهای مجار در سالهای پس از آن سربرنیک را تصرف کردند و دو ایالت مرزی (بانات ) که کرسی یکی یایتسه و دیگری سربرنیک بود، تشکیل دادند. در قرن نهم / پانزدهم ، مجارها از این محل چندین یورش ترتیب دادند که یکی از این حمله ها به تصرف سه روزة سارایوو منجر شد. محمد بیگ منّت اوغلو نخستین «سنجق بیگی » بوسنی بود. «سنجق » هرزگوین در 874/1470 بنیاد نهاده شد (ترکها بقیة هرزگوین را در پایان 886/ اوایل 1482 تصرف کردند). بعدها سنجق دیگری که کرسی آن در زورنیک بود، ایجاد شد. ترکها در 918/1512 بانات سربرنیک را تصرف کردند، و پس از نبرد موهاچ (در 933/1527 یا 934/1528) یایتسه و بانیالوکا را نیز اشغال کردند. از بوسنی به لیکا نفوذ کردند و بخش اعظم دالماسی را به انضمام قلعة کلیس متصرف شدند. سنجق بیگی بوسنی در اشغال اسلاوونیا شرکت کرد. تا نیمة قرن دهم / شانزدهم ، سارایوو کرسی سنجق بوسنی بود و غازی خسروبیگ (متوفی 948) که در 926/1520 سنجق بیگی آنجا شد، بناهای مجلّل بسیاری در سارایوو ساخت . در آن زمان شهر سارایوو به موضعی مهم تبدیل شده بود. با این حال ، حدود نیمة قرن دهم / شانزدهم کرسی سنجق به بانیا لوکا انتقال یافت . فرهاد سوکولویچ (صُقُلْلی )، حاکم بوسنی ، طرح و بنای بانیا لوکا را به صورت شهری اسلامی تکمیل کرد. صُقُلْلی نخستین پاشای بوسنیایی (بیگلربیگی ) بود. در 988/ 1580 ایالت بوسنی مشتمل بر هفت سنجق (بوسنی ، هرزگوین ، کلیس ، کرکا ، پاکراتس ، زورنیک و پوژگا ) تشکیل شد و کرسی آن بانیا لوکا بود. این ایالت ، علاوه بر بوسنی و هرزگوین کنونی ، شامل قسمتهایی از اسلاوونیا، لیکا و دالماسی و نیز بخشهای مرزی صربستان بود. در ابتدای قرن یازدهم / پایان قرن شانزدهم این ایالت مشتمل بر هشت سنجق بود و در پایان نخستین دهة قرن یازدهم / ابتدای قرن هفدهم ، سنجق پوژگا به ایالت نوبنیاد کانیزسا منضم شد. دست یافتن ترکان بر بوسنی و هرزگوین ، در بافت اجتماعی و روابط اقتصادی آنجا تغییرات بسیاری داد. جمعیت کشور دستخوش تغییرات بزرگ دینی و قومی شد و اسلام در سطحی وسیع منتشر گردید. اسلام پیروانی در میان دهقانان ، اربابان زمیندار و اهالی شهرها پیدا کرد. دربارة ترویج اسلام نظریات متفاوتی ارائه شده است . تا قبل از جنگ جهانی اول ، نظریة غالب این بود که پیروان کلیسای بدعت گذار (بوگومیلها) ظاهراً به سبب شباهتی که میان احکام اخلاقی خود و اسلام می دیدند، و از طرفی دیگر به دلیل آزار و تعقیب از سوی کلیسای رم ، دسته جمعی به اسلام گرویدند. اشراف بوسنی به این ترتیب توانستند املاک خویش را حفظ کنند و بافت سنّتی مالکیت ارضی در بوسنی و هرزگوین تا قرن سیزدهم / نوزدهم تغییری نکرد. اما تحقیقات بعدی نشان داد که انتشار اسلام بتدریج رخ داده است و استقرار نظام «تیمارداری » در روابط زراعی گواهی بر این است که اعیان بوسنی پس از اشغال کشور املاک خود را از دست دادند، و نظام مالکیت ارضی ، به صورتی که در قرن دوازدهم ـ سیزدهم / هجدهم ـ نوزدهم رواج داشت ، بتدریج در چارچوب نظام زراعی قدیم تکوین یافت . پیش از 867/1463، که ترکان قسمتی از بوسنی را در دست داشتند، تیولداران بوسنی بمرور به جانب ترکان جلب شدند، زیرا ناچار بودند که برای حل و فصل دعاوی خویش به ترکان متنفذ متکی باشند. هرتسگ استپان ووکچیج ، حاکم بوسنی ، تابع ترکان بود. پسران وی نیز ناگزیر به ترکان متکی بودند. کوچکترین پسر او اسلام آورد و به نام هرتسک زاده احمد پاشا در زمان سلطنت بایزید دوم و سلیم اول پنج بار به صدراعظمی رسید. شمار زیادی از افراد خانواده های زمیندار مسلمان بوسنی و هرزگوین ، به مقام وزارت و صدراعظمی دست یافتند. محمدپاشا سوکولوویچ ، از برجسته ترین دولتمردان عثمانی و صدراعظم (972ـ 987/ 1564ـ1579)، از خاندان سرشناس صرب در بوسنی بود که خویشاوندان مسیحی وی پس از اعادة مقام اسقفی پچ (964/1557) اسقف صربستان بودند. اخلاف مسلمان سپاهیان مسیحی و اعضای خانواده هایی که اسلام آورده و در حکومت ترکان به دارایی خویش افزوده بودند، بعدها به مراتب مهم نظامی و سیاسی رسیدند. از آنجا که بوسنی سرزمینی مرزی بود، اهمیت داشت و راه را برای به قدرت رسیدن مسلمانان بومی هموار می ساخت . در صربستان ، پس از آنکه ترکها مجارستان را اشغال کردند، گرویدن به اسلام تقریباً متوقف شد، در حالی که در بوسنی و هرزگوین قشرهای وسیعی از شهرها و روستاها اسلام آوردند. پس از استقرار حکومت ترکها، شهرهای بوسنیایی پدیدار شدند و رو به رشد گذاشتند. همة شهرهایی که ترکها بنا کردند بر سر راههای ارتباطی قرار داشت . در قرن نهم /پانزدهم ، رواج اسلام در شهرکهای بوسنیایی قدیم ، در مقایسه با شهرهای جدید که ترکها احداث کرده بودند، به کندی پیش می رفت . برای نمونه می توان به شهرهای سارایوو و بانیا لوکا اشاره کرد که کرسی نشین مقامات ترک و مراکز صنعتگران و کوچ نشینهای بازرگانی بودند. به سبب مهاجرت مسلمانان از نقاط مختلف که آداب و شیوه های زندگی شرقی را با خود می آوردند، و حضور مأموران و سربازان ترک ، جمعیت شهرهایی از این قبیل افزایش می یافت . شهرهای بوسنی در زمانی کوتاه به صورت پایگاه مستحکم قدرت ترکها و فرهنگ اسلامی درآمد. ضمناً شهرها بر روستاها نیز نفوذ داشتند و شمار زیادی از اهالی مناطق روستایی را به خود جلب می کردند. بیشتر مهاجران ، دهقانانی بودند که اسلام آورده بودند و چندی نپایید که سایرین نیز به اسلام گرویدند. شمار مسیحیان و یهودیان در شهرها اندک بود. گرایش به اسلام ، از شهرها و بخشهای روستایی پیرامون آنها آغاز شد. در ابتدای این دوره ، دهقانانی که در سنجق بوسنی اسلام آورده بودند فقط در حوالی سارایوو یافت می شدند. از سوی دیگر، آزار و اذیت مسیحیان بدعتگذار از سوی کلیسای کاتولیک و ارتدوکس ، باعث فروپاشی کلیساهای بوگومیلها شد. گرایش مقامهای مهمی چون هرتسگ استپان ووکچیج به کلیسای ارتدوکس نیز در تضعیف موضع کلیسای بوسنی در هرزگوین بی تأثیر نبود. دولت عثمانی کلیسای ارتدوکس صرب را به رسمیّت شناخت و به آن حقوق و امتیازات بسیار اعطا کرد. سلطان محمد فاتح نیز به کلیسای کاتولیک امتیازاتی داد. تحقیقات نشان می دهد که بدعت گذاران بوسنیایی در بیشتر نواحی به کلیسای ارتدوکس یا کاتولیک گرویده بودند. این امر، گرویدن دسته جمعی پیروان کلیسای بوسنی به اسلام را نفی می کند. به هر تقدیر، از قرن نهم / پانزدهم به بعد، تکوین شهرها به صورت مراکز اسلامی ، و تأثیر آنها بر روستاهای اطراف ، به رواج مستمر اسلام در میان دهقانان برخی نواحی منجر شد. در 1000/1592، حسن پاشا پردویویچ ، بیگلربیگی بوسنی ، بیهاچ را به تصرّف درآورد. سال بعد، حسن پاشا در سیساک به سختی شکست خورد و این امر باعث بروز جنگ میان ترکها و هابسبورگها شد. ساختار حکومتی و وسعت ایالت بوسنی که در اوایل قرن یازدهم / هفدهم شکل قطعی خود را یافت ، تقریباً تا پایان قرن به همان صورت باقی ماند. در این زمان ، حاکم ایالت دارای عنوان وزیر بود. در 1049/ 1639، کرسی نشین حکومت از بانیا لوکا به سارایوو منتقل شد. جنگ طولانی 1001ـ 1015/ 1593ـ1606 به تضعیف مستمر منابع و نیروی انسانی عثمانیان منجر شد و بوسنی نیز که کاملاً در معرض این حملات بود بیشترین صدمه را متحمّل شد. چه در طی جنگ و چه بعد از آن ، شورشهای متعدّد صربهای هرزگوین مشکلات فراوانی پدید آورد. سلطان احمد (1012ـ 1026)، بر اثر فشار سپاهیان بوسنیایی که از سوی پاشا نیز پشتیبانی می شدند، فرمانی صادر کرد و تیمارهایی برقرار کرد که حقوق وراثت خانوادگی را به رسمیّت می شناخت . افزایش مالیات بر اراضی دهقانان مسیحی ، شکافهای موجود میان آنها و دهقانان مسلمان را عمیق تر کرد. این امر فرار دهقانان مسیحی به آن سوی مرز و شمار روزافزون یاغیان راهزن را در پی داشت . افتتاح بندر اسپلیت (1000/1592) که رقیب بندر دوبروونیک بود، اهمیت فراوانی برای بازرگانی بوسنی داشت . در نیمة دوم قرن دهم / شانزدهم و نیمة اول قرن یازدهم / هفدهم ، به وسعت و اهمیت برخی از شهرها، بویژه سارایوو، افزوده شد. شکاف عمیق میان ثروتمندان و طبقة فقیر شهرنشین ، موجب ناآرامی و اغتشاش قشر فقیر و غالباً مسلمان سارایوو شد. در نیمة دوم قرن یازدهم / هفدهم ، بر اثر دو جنگ ، سطح زندگی و وضع اقتصادی ایالت بوسنی بحرانی شد. جنگ با ونیز (1054ـ1080/ 1644ـ1669) و جنگ با هابسبورگها (1073ـ1074/ 1663ـ1664) در نواحی متعلق به ایالت بوسنی رخ داد و این ایالت بارها مورد تهاجم قرار گرفت . بسیاری از مسیحیانی که به همین سبب راه فرار در پیش گرفتند به ارتش ونیز ملحق شدند. ناآرامی و قیام در مردم هرزگوین نیز دیده می شد. جنگ به دوران صلحی چهارده ساله منجر شد که به طور کلی باعث تحکیم قدرت عثمانی گردید. حمله به وین آغاز جنگ با اتحاد مقدس بود که مدت مدیدی طول کشید (1094ـ 1111/ 1683ـ 1699). این بار نواحی بوسنی واقع در جنوب ساوا صحنة اصلی نبرد نبود، ولی لشکری از بوسنی در جنگ شرکت کرد و وظیفة دفاع از مرزها را بر عهده داشت . در 1099/ 1688، نیروهای اتریش موقتاً بعضی از بخشهای جنوب ساوا را متصرف شدند و نُه سال بعد شاهزاده اوژن ، پس از نبرد سنتا ، تا سارایوو پیشروی کرد و آنجا را در 1109/1697 به آتش کشید. مسیحیان ، بویژه پیروان کلیسای واتیکان ، همراه سپاهیان مهاجم که عقب نشینی کرده بودند، زیستگاه خود را ترک گفتند. بر اساس پیمان صلح کارلوویتس (1110/1699)، ایالت بوسنی ، گذشته از تغییراتی مختصر، مرزهای کنونی بوسنی و هرزگوین را در شمال و غرب حفظ کرد. در این زمان ، ایالت شامل پنج سنجق (بوسنی ، هرزگوین ، کلیس ، زوُرنیک و بیهاچ ) بود ولی پس از چندی سنجق بیهاچ از بین رفت . در این دوره کرسی بوسنی از سارایوو به تراونیک انتقال یافت . پناهندگان مسلمان از نواحی مجارستان ، اسلاوونیا، کرواسی و دالماسی که در دست مسیحیان بود به اراضی بوسنی که متروک یا کم جمعیت بود نقل مکان کردند. بر اساس پیمان صلح پاساروویتس (1130/1718؛ رجوع کنید به پاساروفچه * ) باریکه ای از اراضی واقع در جنوب ساوا به اتریش واگذار شد و قسمتی از نواحی اطراف مرز غربی نیز به اتریش و ونیز ملحق شد. با وجود صدماتی که طاعون به بار آورد و تلفات سنگینی که سپاهیان بوسنی متحمل شدند، لشکر بوسنی به فرماندهی حکیم اوغلوعلی پاشا در 1150/1737 نیروهای اتریشی را در بانیا لوکا به سختی شکست داد. طی پیمان بلگراد (1152/ 1739)، اتریش بجز قلعة فوریان ، کلیة مناطقی را که بر اساس پیمان پاساروویتس به دست آورده بود از دست داد. بازگشت ینی چریها از نواحی از دست رفته به بوسنی ، موقعیت ممتاز برخی از شهرها، بویژه سارایوو، را تحکیم بخشید. در این زمان به این شهرها عملاً خودمختاری داده شده بود. در دورة علی پاشا شورایی از اعیان شهری ، فرماندهان نظامی (قپودانها) و افراد برجستة دیگر، به منظور نظارت بر اعمال وزیر، تشکیل شد. وزیران بوسنی برای کسب ثروت و جبران مالیاتها و رشوه هایی که جهت کسب مقام پرداخته بودند به میزان مالیات می افزودند و مالیاتها و عوارض جدیدی برقرار می کردند. این امر در حدود نیمة قرن دوازدهم / هجدهم ، به مدت ده سال ، باعث شورشها و قیامهایی از سوی شهروندان فقیر و دهقانان مسلمان شد. این وضع تأثیر نامطلوبی بر دادوستد در شهر و روستا داشت و باعث تنزّل جدی رشد اقتصادی کشور شد. در جنگ میان عثمانی و اتریش (1202ـ 1205/ 1788ـ1791) وظیفة دفاع از بخشهای مرزی به نیروهای بوسنی واگذار شد. نیروهای اتریشی گذشته از اشغال برخی از دژهای مرزی توفیق چندانی نیافتند. بر اساس پیمان صلح سویشتوف ، عثمانی از قسمت کوچکی از اراضی خود صرف نظر کرد و اتریش دژهای مرزی اشغال شده را تخلیه نمود. سلطان سلیم سوم در آغاز قرن سیزدهم / پایان قرن هجدهم به اصلاحات و اقداماتی دست زد که قدرت ینی چریها را محدود می کرد و با نفوذ اعیان مسلمان و موضع ممتاز سکنة مسلمان ایالت بوسنی مغایرت داشت . اصلاحات جدید، که مخلّ ساختار نظامی موجود و برخلاف منافع ینی چریها و سپاهیان بود، خشم مسلمانان بوسنی را برانگیخت . شمار بسیاری از بیگها و آغاها و جمعیت شهرنشین بوسنی در چندین لشکرکشی برای سرکوب شورشیان صربستان شرکت کردند، ولی لشکر بوسنی در میشار (1221/ 1806) با شکست سختی مواجه شد. کمی پس از آن ، چندین قیام از سوی دهقانان صرب در بوسنی روی داد، اما دیری نپایید که سرکوب شدند. مسلمانان بوسنی در سرکوب شورش صربستان در 1228/1813 نیز شرکت داشتند. در دوره ای که ناپلئون به محاصرة دریایی اقتصادی دست زد، وضع دادوستد محلی بهبود یافت . در این دوره ، بازرگانان یهودی و صرب از راههای بوسنی برای حمل و نقل پنبه استفاده کردند و بسیاری از آنان ثروتمند شدند. سارایوو استقلال قابل ملاحظه ای کسب کرده بود، و موارد متعددی از منازعات جدّی میان شهروندان و وزیر پیش آمد. با انتصاب و ورود جلال الدین پاشا در 1235/1820، نظم و قانون به بهای از دست رفتن جان افراد بسیاری دوباره برقرار شد. برچیده شدن سپاه ینی چریها به قیام دیگری از سوی مردم ، بویژه در سارایوو، انجامید که به دست عبدالرحمان پاشا سرکوب شد. در 1246/1831 در پی اصلاحات و تجدید سازمان ارتش ، شورشی به سرکردگی اعیان مسلمان بوسنی و به رهبری حسین قپودان گراداشچویج رخ داد. شورشیان خواهان خودمختاری کامل برای بوسنی و هرزگوین و حق انتخاب وزیر خویش شدند و پذیرفتند که بوسنی خراجی سالانه به سلطان بپردازد. ولی از ابتدا قپودانهای هرزگوین ، به رهبری علی آغا رضوان بیگوویچ ، از این نهضت کناره گرفتند. این قیام در 1248/1832 سرکوب شد و هرزگوین به صورت پاشالیق (پاشانشین ) درآمد و علی پاشا رضوان بیگوویچ به حکومت آن منصوب شد (1249/1833). با اینهمه ، ستیز میان وزیران و شهروندن سارایوو ادامه یافت . سرانجام عمر پاشا با اختیارات ویژه همراه با نیروی نظامی قابل ملاحظه ای به بوسنی اعزام شد. وی توانست نفوذ سیاسی چشمگیر اعیان بوسنی را درهم شکند و اصلاحات دولت عثمانی را به اجرا درآورد. او همچنین علی پاشا را به قتل رساند و پاشالیق هرزگوین را برانداخت . شهر سارایوو به مقرّ رسمی وزیر تبدیل شد. در زمان حکومت توپال عثمان پاشا (1277ـ1286/ 1861ـ 1869) اصلاحات دیگری نیز در ادارة امور ایالت بوسنی به اجرا در آمد. نخستین راه آهن بانیا لوکا به نووی در 1289/1872 افتتاح شد. در دهة 1277/ 1860 چاپخانة ولایتی آغاز به کار کرد و تعدادی مدرسه تأسیس شد. بر اثر این اصلاحات ، وضع بازرگانی و دادوستد بهبود یافت . بسیاری از خانواده های صرب ، شهرنشین ثروتمند شدند و در نتیجه نفوذ شهروندان صرب بتدریج به بخشهای روستایی نیز گسترش یافت . اما این اصلاحات نتوانست کشاورزی را عمیقاً متحول سازد. مالیاتهای سنگین که غالباً خودسرانه تعیین می شد، سبب شورش مکرر دهقانان شد. در 1264/1848 طاهرپاشا، وزیر بوسنی ، حل مشکلات ارضی و نظام اجاره داری را که موجب نارضایتی دهقانان شده بود، بر عهده گرفت . پس از تصویب قانون اراضی زراعتی (در 1274)، چندین اقدام ناموفق صورت گرفت تا اینکه با فرمان 1276/1859، وضع اجاره داران اراضی زراعی روشن شد. اما در این فرمان ، نظام یکسانی برای وضع مالیات در بوسنی و هرزگوین پیش بینی نشده بود. مقررات فرمان دربارة نظام مالکیت ارضی تا 1336/1918 به قوّت خویش باقی ماند. اوضاع نامناسب ، موجب بروز چندین قیام دهقانی در حدود نیمة قرن سیزدهم / نوزدهم شد. در قیام بزرگ 1292/1875 دهقانان مسیحی ، آغاها و بیگها با یکدیگر متحد شدند. با پیوستن صربهای شهرنشین و مردم مونتنگرو و نبرد آنان با عثمانی ، این شورش رنگ سیاسی به خود گرفت . قیام در هرزگوین نهضتی همگانی بود، ولی تنها بخشهای مرزی بوسنی در آن شرکت داشتند. این قیام به دخالت قدرتهای بزرگ منجر شد. به موجب پیمان سان استفانو ، دولت عثمانی با دادن خودمختاری به بوسنی و هرزگوین موافقت کرد. کنگرة برلین ، بوسنی و هرزگوین را تحت قیمومت اتریش ـ مجارستان درآورد. نیروهای اتریش ـ مجارستان که برای اشغال آن کشور اعزام شدند، با مقاومت غیرمترقبة مسلمانان بوسنی مواجه شدند. رهبری شورشیان به دست افرادی از طبقات پایین بود. شورشیان مردم را به قیام در برابر اشغالگران و استقرار حکومت مردمی در سارایوو تشویق می کردند. اشغال بوسنی و هرزگوین در 29 رجب / 29 ژوئیه آغاز و در 23 شوال 1295/ 20 اکتبر 1878 تکمیل شد. مقاومت شدید در پاره ای از مناطق ، بویژه سارایوو و اطراف آن ، بشدت سرکوب شد. فرهنگ اسلامی در بوسنی و هرزگوین . اسلام در بوسنی و هرزگوین پس از سلطة ترکهای عثمانی رواج یافت و بر بافت زندگی و فرهنگ کشور اثر گذاشت . کوچ نشینان شهری ارکان اصلی فرهنگ اسلامی را در بوسنی و هرزگوین تشکیل می دادند. ولی پس از حکومت ترکها، به سبب نفوذ فرهنگ اروپا، بویژه در میان مسیحیان ، عناصر فرهنگ شرقی رو به زوال رفت . در پی الحاق بوسنی و هرزگوین به یوگسلاوی ، این روند ادامه یافت . بااینهمه حتی امروز نیز ویژگیهای فرهنگ شرقی کاملاً از میان نرفته است . در شیوة زندگی ، زرگری ، قالیبافی و بسیاری از هنرهای دیگر، هنوز رسوم شرقی رواج دارد. پایاترین آثار فرهنگ اسلامی را می توان در زمینة معماری و شهرسازی یافت . بهترین یادگارهای سبک معماری اسلامی در بوسنی و هرزگوین تا حدود پایان قرن دهم / شانزدهم در این کشور ساخته شد. برای نمونه ، می توان به این موارد اشاره کرد: مسجد آلاجه (957/1550) در فوچه ، مسجد غازی خسروبیگ (936/ 1530) و مسجد علی پاشا (968/1561) در سارایوو، مسجد فرهادپاشا (987/1579) در بانیا لوکا، مدرسة غازی خسروبیگ (944/1537) موسوم به سلجوقیه و بعدها کورشوملیه و حمام غازی خسروبیگ (قبل از 964/1557) و «بزستان » ( بازار سرپوشیده ) بورسه * (958/1551) در سارایوو. تا پایان قرن یازدهم / هفدهم ، بجز چند بنای بزرگ که ساختة حکّام یا مقامات عالیرتبة عثمانی است ، مانند تکیة حاجی سنان (1050/1640) در سارایوو، بناهای دیگر اهمیت چندانی ندارد. از این زمان تا پایان حکومت عثمانیها نشانه هایی از انحطاط در معماری دیده می شود. در اواخر این دوره نفوذ افکار اروپایی و نیز تقلید از سبکهای رایج در شهرهای ترکیه به چشم می خورد. با این حال ، نمونه های جالبی از ابتکار فنی نیز در این دوره دیده می شود. توسعة شهر تراونیک ، که مقرّ رسمی وزیر بود، نمونة گویایی از معماری این دوره است . در نمونه های معماری اسلامی ، که پس از دوران عثمانیان ساخته شده ، نشانه های بارزی از انحطاط دیده می شود. دولتهای اتریش ـ مجارستان کوشیدند با تقلید از سبک معماری اسلامی در اسپانیا ویژگیهای هنر معماری اسلامی را گسترش دهند. بناهایی که بدین سبک ساخته شد با چشم انداز سرزمین بوسنی و با شرایط اقلیمی آنجا هماهنگ نبود. بسیاری از واژه ها و اصطلاحات روزمرة بوسنی و هرزگوین ، ریشة ترکی ، عربی و فارسی دارند. در قیاس با مناطقی که به زبان صرب و کرواتی سخن می گویند، رواج این واژه ها و اصطلاحات در بوسنی و هرزگوین بیشتر است . همزمان با تکوین زبان صرب و کرواتی و تحت نفوذ آن زبان ، از 1295/ 1878 و بویژه از 1336/1918 به بعد، کاربرد عناصر ترکی در زبان این منطقه کاهش یافت . در دورة حکومت عثمانیان ، مسلمانان ، بویژه اعیان بومی مسلمان ، در مکاتبات خصوصی خود از نوعی الفبای شکستة سیریلی استفاده می کردند. مسلمانان بوسنی و هرزگوین متون ادبی صرب و کرواتی را به الفبای عربی می نوشتند. ولی از 1309ش / 1930 به بعد، این الفبا حتی در متون مذهبی هم تقریباً به کار نرفته است . اشعار حماسی متقدم یا «گوسلار »های بوسنی و هرزگوین دارای ویژگیهای بنیادین شعرهای حماسی و سنتی صرب و کرواتی است . تنها تفاوت در نگرش سیاسی و مذهبی ، کاربرد اصطلاحات ترکی ، توجه کمتر به اشعار قهرمانی و گرایش به شعرهای تغزّلی نهفته است . شاعران مسلمان بوسنی و هرزگوین ، که به زبانهای شرقی شعر سروده اند، آثارشان بیشتر به زبان ترکی است تا فارسی و عربی . برخی از نویسندگان و شاعران برجستة ترک اصل و نسب بوسنیایی داشته اند، از جمله : درویش پاشا (مقتول 1012)، متولد موستار؛ محمد نرگسی ، صاحب سبک سرشناس (متوفی 1044)، متولد سارایوو؛ احمد سودی (متوفی 1005)، شارح معروف سعدی و حافظ . شیخ فوزی اهل موستار (متوفی ح 1160) از جمله کسانی است که اشعار زیادی به زبان فارسی سروده است و آثاری نیز به زبان ترکی دارد. حسن قائمی اهل سارایوو (متوفی 1130) و اسکوفی بوسنوی ، معروف به هوایی (متوفی ح 1061)، متولد توزلا دنیا ، و نیز چند شاعر دیگر بوسنی و هرزگوین ، آثار خود را به دو زبان ترکی و صرب و کرواتی نوشتند. اسکوفی بوسنوی برای زبان صرب و کرواتی فرهنگ منظومی به ترکی تألیف کرد. آثار نویسندگان مسلمان متقدم بوسنی و هرزگوین بیشتر به زبان عربی و غالباً دربارة فقه ، کلام ، امور حکومتی و تاریخ است . عبدالله بوسنوی (متوفی 1054) نویسندة رسائل عرفانی و فلسفی و مفسّر فصوص الحکم ابن عربی است . حسن کافی (متوفی 1025)، متولد آق حصار، نویسندة معروفی است که آثارش در زمینه های فقه و سیاست ، منصب قضا را مادام العمر در موطنش از آن او ساخت . کافی ، گذشته از نوشته های دیگر، مؤلف کتاب معروف نظام العالم بود. شماری از مورخان مشهور عثمانی نیز به خانواده های مسلمان بوسنیایی تعلق داشتند. از تاریخنگاران برجستة بوسنی در قرن دوازدهم / هجدهم که به زبان ترکی کتاب تألیف کرده است قاضی عمر نووی و مؤلف غزوات حکیم اوغلو علی پاشا ست که وقایع تاریخ بوسنی را از محرم 1149/1736 تا پایان جمادی الاولی 1152/1739 در بر می گیرد. وقایع نگاران برجسته ای (مصطفی باشِسْکی ، صالح صدقی ) در دوران انتقال بین پایان قرن دوازدهم / هجدهم و آغاز قرن سیزدهم / نوزدهم شرح وقایع معاصر را ثبت کردند. نخستین مورخ نوین دوران عثمانی و نخستین دانش پژوه شرقی که شاعر هم بود، صفوت بیگ باشاگیچ (1287ـ1353/ 1870ـ1934) است . از 1295/ 1878، و بویژه از 1336/1918 به بعد، آثار ادبی مسلمانان بوسنی به نحو روزافزونی با ادبیات صربی و کرواتی درهم آمیخته اند. قدیمترین مدرسة دورة عثمانی در سارایوو به ربع اول قرن دهم / آغاز قرن شانزدهم تعلق دارد. در 943/1537 مدرسة غازی خسروبیگ با کتابخانه اش به همت غازی خسروبیگ ، سنجق بیگی بوسنی ، ساخته شد. مجموعة فعلی کتابخانة مدرسه شامل مجلّدات اصلی به زبانهای شرقی و نیز شمار زیادی از نسخ ، دست نوشته ها و اسناد به زبان ترکی است . فرقه های گوناگون دراویش نیز به تعالیم عرفانی و مطالعة آثار فارسی مشغول بوده اند. نخستین تکیة درویشان ظاهراً قبل از سقوط نهایی بوسنی بنا شده است . خانقاهی که به امر غازی خسروبیگ بنا شد، حاوی جزئیات معماری جالبی است . گسترش آموزش و پرورش و نهادهای آموزشی به دوران وزارت توپال عثمان پاشا باز می گردد. در این دوره ، نخستین «رشدیه » و «مکتب حقوق »، و به دنبال آن قرائتخانة عمومی و چاپخانه احداث شد. در اواخر حکومت عثمانی ، یک مدرسة نظامی ، یک دانشکدة تربیت معلم و یک مدرسة بازرگانی در سارایوو دایر بود. مقامات اتریش ـ مجارستان ، بدون دخالت در مدارس مذهبی ، به استقرار نظام آموزش دولتی خویش دست زدند. در مدارس دولتی تعلیمات دینی اجباری بود. در 1327/1909 رشدیه ها مدارس ابتدایی کودکان مسلمان به شمار آمدند و فقط در شهرهای پرجمعیت باقی ماندند. مکتبها، که از نظر جامعة مسلمانان حضور در آنها برای مسلمانان اجباری شمرده می شد تا 1331ش / 1952 وجود داشتند. دانشگاه سارایوو (تأسیس : 1328ش / 1949) دارای کرسی زبان شناسی شرقی (ترکی ، عربی و فارسی ) است . انستیتوی شرق شناسی سارایوو (تأسیس : 1329 ش / 1950) مجموعة ارزشمندی از دست نوشته های شرقی را گرد آورده است . بدین ترتیب ، زمینة گسترده ای از مطالعات مربوط به زبانهای ترکی ، فارسی و عربی ، تاریخ منطقه در دورة عثمانی و بسیاری شاخه های دیگر از دانشهای اسلامی وجود دارد. منابع : (1) ( جان وی . ای . فاین ، «ریشه های تاریخی جامعة بوسنی مدرن در دورة عثمانی و قرون وسطی »، در مسلمانان بوسنی ـ هزرگووین : تاریخچه تحولات از قرون وسطی تا زمان انحلال یوگسلاوی ، ویراستار و گردآورنده مارک پنسون ، ترجمة مهوش غلامی ، تهران 1374 ش ) ؛ (2) F. Bajraktarevic ¨, O nas §im mevludima , Belgrade 1937; (3) S. Bas §agic ¨, Kratka uputa u pros §lost Bosne i Hercegovine , Sarajevo 1900; (4) M. Begovic ¨, Lإgislation relative ب l'organisation des affaires rإligieuses des musulmans en Yougoslavie, Annuaire de l'Association yougosl. de droit int., Belgrade-Paris 1934; (5) A. Bejtic ¨, Spomenici osmanlijske arhitekture u Bosni i Hercegovini, Prilozi za orijentalnu filologiju, III-IV , Sarajevo 1952-1953; (6) V. C §ubrilovic ¨, Bosanski ustanak 1875-1878 , Belgrade 1930; (7) H. Hadz §ibegic ¨, "Turski dokumenti o poc §etku ustanka u Hercegovini i Bosni 1875", Prilozi za orijentalnu filologiju , I (1950); (8) M. Handz §ic ¨, Islamizacija Bosne i Hercegovine i porijeklo bosanskohercegovac §kih muslimana , Sarajevo 1940; (9) idem, Knjiz §euni rad bosansko-hercegovac ¨kih muslimana , Sarajevo 1934; (10) idem, Pogled na sudstvo u Bosni i Hercegovini za vrijeme turske vlasti , Sarajevo 1940; A. Hangi, Die (11) Moslims in Bosnien-Hercegovina-ihre Lebensweise, Sitten und Gebrجuche , Sarajevo 1907; (12) K. Hخrman, Narodne pjesme muslimana u Bosni i Hercegovini , I-II, Sarajevo 1933; (13) J. Koetschet, Osman Pascha der letzte grosse Wesir Bosniens und seine Nachfolger , Sarajevo 1909; (14) H. Kres §evljakovic ¨, Kapetanije u Bosni i Hercegovini , Sarajevo 1954; (15) [Noel Malcolm, Bosnia: a short history , London 1994]; (16) Monumenta Turcica historiam Slavorum Mer. illustrantia, I, Kanuni i kanun-name , vol. I, ed. Oriental Inst. of Sarajevo, Sarajevo 1957; (17) H. S §abanovic ¨, "Najstarije vakufname u Bosni", Prilozi za orijentalnu filologiju , II (1951), III-IV (1952); (18) A. S §kaljic ¨, Turcizmi u narodnom govoru i narodnoj knjiz §ernosti Bosne i Hercegovine , I-II, Sarajevo 1957; (19) V. Skaric ¨, Sarajevo i njegova okolina od najstarijih vremena do austro- ugarske okupacije , Sarajevo 1937; (20) V. Skaric ¨, O. Nuri Hadz §ic ¨and N. Stojanovic ¨, Bosna i Hercegovina pod austrougarskom upravom, Srpski narod u XIX veku , Belgrad 1938. برای صورت کامل منابع رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل "Bosna" . / ب . جورجف ، تلخیص از ( د. اسلام ) / تاریخ معاصر بوسنی و هرزگوین . تا 1326/1908 که بوسنی و هرزگوین به اتریش ـ مجارستان منضم شد، حقوق سلطان عثمانی بر این ایالت به رسمیت شناخته می شد. اما از آن پس ، وضع بوسنی و هرزگوین در این پادشاهی دوگانه ، بیشتر به سبب قانون اساسی دوگانة اتریش ـ مجارستان ، نامشخص باقی ماند. بوسنی و هرزگوین ، چه قبل و چه پس از انضمام ، تحت نظارت دوگانة وزارت دارایی اتریش ـ مجارستان قرار داشت . در 1328/1910، کشور از قانون اساسی و یک مجلس برخوردار شد. مجلس مرکب از هفتاد و دو نماینده و بیست عضو انتصابی بود. اعضای انتصابی از نمایندگان مذهبی (از جمله : رئیس العلما، رئیس اوقاف و سه مفتی )، و مقامات عالیرتبه تشکیل می شد. قانون اساسی اختیارات مجلس را در برابر دولت بسیار محدود کرده بود، و در عین حال دولت نیز در برابر وزارت دارایی اتریش ـ مجارستان از قدرت چندانی برخوردار نبود. مجلس در جریان جنگهای بالکان و جنگ جهانی اول تشکیل نشد ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل "Bosna" ). دولت اتریش ـ مجارستان سازمان حکومتی جدیدی به وجود آورد، به بازرگانی (بویژه صنایع چوب و معدن ) توسعه بخشید، به ساختن راه و راه آهن و تأسیس مدارس و شماری مؤسسات علمی پرداخت ، اما چارچوب جامعه در بسیاری موارد بدون تغییر باقی ماند (همانجا). از 1299/1882 تا 1321/1903، بنیامین کالاّ ی ، وزیر دارایی پادشاهی دوگانه ، که مورّخ مشهوری نیز بود، سهم عمده ای در تعیین سیاست اتریش ـ مجارستان در بوسنی و هرزگوین برعهده داشت . کالاّ ی برای اینکه بوسنی و هرزگوین را به صورت «واحدی مجزّا » در درون پادشاهی دوگانه نگاه دارد و از انتشار ملی گراییِ صربی و کرواتی جلوگیری کند، کوشید «ملت بوسنیایی » و «زبان بوسنیایی » به وجود آورد. ولی تعداد طرفداران این سیاست در میان اهالی بومی به حدّ مطلوب نرسید، زیرا که صربها و کرواتها نسبت به ملّیت خود حساس شده بودند و فقط بخش کوچکی از روشنفکران و زمینداران مسلمان از «ملی گرایی بوسنیایی » جانبداری می کردند (همانجا). در 1317/1899، به رهبری جابیچ ، مفتی موستار، مبارزه ای خلل ناپذیر برای کسب خودمختاری مذهبی و آموزشی برای مسلمانان بوسنی و هرزگوین آغاز شد. این مبارزه با نهضت (صربهای ) ارتدوکس پیوند یافت . جابیچ مصرّانه خواستار حداکثر امتیازات بود ولی در اقلیّت قرار گرفت . در 1318/ 1900، طرحی برای بهبود جامعة مذهبی اسلامی به کالاّ ی تقدیم شد. در این طرح ، بر حقوق سلطنتی عثمانیان در بوسنی و هرزگوین تأکید ویژه ای شده بود، و این اصلی بود که مقامات اتریش ـ مجارستان راضی به پذیرش آن نبودند. در 1320/ 1902، که جابیچ برای مشورت با سلطان به استانبول رفت ، بازگشت وی به بوسنی و هرزگوین ممنوع شد. در 1321/ 1903، پس از درگذشت کالاّ ی ، بوریان جانشین او شد. وی به برخی از گروهها اجازة فعالیتهای قابل قبول سیاسی داد. این اقدام سبب تقویت ساختار سازمانی مسلمانان شد (پنسون ، ص 112ـ 113؛ د. اسلام ، همانجا). مقررات جدید آشتی جویانه در 1323/1905، به کلیسا و مدارس استقلال نسبی داد، اما وضع مالیاتهای تازه برای تأمین مدارس سبب نارضایتی مسلمانان و پایان دورة سکون شد. از 1324/ 1906، مبارزة مسلمانان شکل سازمان یافته تری پیدا کرد. کمیتة اجرایی سازمان خلق مسلمان به ریاست علی بیگ فردوس تشکیل شد. این سازمان در عین حمایت از منافع طبقات متموّل ، با دولت نیز برای کسب خودمختاری مذهبی وارد مذاکره شد، اما مذاکرات به جایی نرسید. متعاقب منضم شدن کشور به اتریش ـ مجارستان ، امپراتور با تصویب اساسنامه ای ، به مسلمانان بوسنی و هرزگوین در امور مذهبی (وقف ـ معارف ) استقلال داد. این اساسنامه تا1309ش / 1930 به قوّت خود باقی ماند (پنسون ، ص 113؛ د. اسلام ، همانجا). بیلینیسکی ، جانشین بوریان که اقتصاددان معروفی بود، در دوران خدمت خود (1330ـ1333/ 1912ـ 1915) اصلاحات اداری متعدّدی انجام داد، اما از آنجا که در دورة او جنگهای بالکان ، بحران پارلمانی بوسنی و جنگ جهانی اول به وقوع پیوست از نظر اقتصادی پیشرفت چندانی حاصل نشد (پنسون ، ص 123؛ د. اسلام ، همانجا). در 4 شعبان 1332/ 28 ژوئن 1914، فرانتس فردیناند، ولیعهد پادشاهی هابسبورگ ، در سارایوو به دست دانشجوی صرب بوسنیایی ، عضو گروه بوسنی جوان ، ترور شد. در پی آن اتریش ـ مجارستان به صربستان اعلام جنگ داد و جنگ جهانی اول آغاز شد (ملکم ، ص 153ـ155، 157). در 1336/1918، پادشاهی صربها، کرواتها و اسلوونها ایجاد، و بوسنی و هرزگوین نیز به آن منضم شد. این کشور نوبنیاد، تحت حاکمیت پادشاه صربستان قرار گرفت (همان ، ص 161ـ162، 169؛ > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ؛ ص 650؛ بریتانیکا ، ذیل مادّه ). مسلمانان برای حفظ منافعشان دست به تأسیس چند سازمان سیاسی زدند. مهمترین آنها، سازمان مسلمانان یوگسلاو ، در 1337/1919 در سارایوو بنیان نهاده شد که از 1340/1921 رهبری آن با محمد اسپاهو بود. وی فعالانه در صحنة سیاسی کشور حضور داشت و در چند کابینة ائتلافی بین 1340/1921 تا 1348/1929 سمت وزیر را به همراه چند وزیر مسلمان دیگر بر عهده داشت (باناک ، ص 137، 140؛ ملکم ، ص 163). درپی تنش در روابط صربها و کرواتها در 1347/1928، الکساندر اول قانون اساسی را به حال تعلیق درآورد و نام کشور را به یوگسلاوی تغییر داد. فعالیت احزاب قومی یا صنفی ، از جمله سازمان مسلمانان یوگسلاو، ممنوع شد. شاه الکساندر قلمرو یوگسلاوی را به نُه واحد تشکیلاتی تازه ، موسوم به بانات ، تقسیم کرد. بوسنی و هرزگوین بین چهار بانات تقسیم شد، که شامل بخشهایی از کرواسی ، صربستان و مونتنگرو نیز می شد. بجز یک بانات که شامل بخشهایی از منطقة ساحلی دالماسی می شد، در همه جا هدف اصلی این بود که صربها اکثریت را تشکیل دهند. مسلمانان بشدت از این تقسیم ناراضی بودند، زیرا در هر چهار بخش در اقلیّت قرار گرفته بودند (ملکم ، ص 168ـ169؛ باناک ، ص 140ـ141). از 1336ـ 1349/ 1918ـ1930، مسلمانان بوسنی و هرزگوین ، صربستان ، مقدونیه و مونتنگرو دارای سازمان مذهبی جداگانه ای بودند، اما به دنبال الغای نظام پارلمانی در یوگسلاوی ، در 1309ش / 1930 قانونی دربارة جامعة مذهبی مسلمانان و اساسنامة آن در کشور پادشاهی یوگسلاوی به تصویب رسید. بدین ترتیب ، جوامع خودمختار پیشین مسلمانان متحداً تحت ریاست رئیس العلما و یک هیئت عالی مرکب از رئیس العلما و دو رئیس مجلس علما، قرار گرفتند. اقامتگاه رسمی رئیس العلما و مرکز هیئت جامعة مذهبی مسلمانان به بلگراد انتقال یافت ؛ بعلاوه ، دو مجلس علما و دو شورای وقف ـ معارف نیز، همراه با کمیته های اداری آنها وجود داشت که دفترهای مرکزی آنها در سارایوو و اسکوپیه بود. بر اساس قانون 1309ش / 1930، شاه نظارت زیادی بر جامعة مسلمانان داشت و تنها بعد از مرگ الکساندر (1313ش / 1934) بود که از این نظارتها کاسته شد. طبق اساسنامة جدید (1315ش / 1936) اقامتگاه رسمی رئیس العلما در سارایوو قرار گرفت و مقام مفتی منسوخ شد ( د.اسلام ، همانجا؛ ملکم ، ص 170). اصلاحات کوچک در مرز باناتها و قانون اساسی اصلاحی 1310ش / 1931، نشانی از تغییر روش استبدادی رژیم سلطنتی نداشت . سازمان مسلمانان یوگسلاو در بیانیه ای خواستار واگذاری بیشترین قدرت به واحدهای سیاسی ـ تاریخی (شامل بوسنی و هرزگوین ) شد. در 1311 ش / 1932، رهبر کرواتها و اسلوونها به همراه اسپاهو به سبب صدور بیانیه ای که در آن بازگشت دموکراسی و پایان استیلای صربها را خواسته بودند، دستگیر شدند. هر چند اسپاهو و رهبر اسلوونها کمی بعد آزاد شدند (ملکم ، همانجا؛ باناک ، ص 141). در 1314 ش / 1935، سازمان مسلمانان یوگسلاو به ائتلاف حاکم پیوست . سیاست سازمان ، استفاده از فرصتها برای حفظ منافع مسلمانان بود. در 1318ش / 1939، اسپاهو و جعفربیگ کولنوویچ به همراه سه وزیر دیگر، در اعتراض به سیاست سلطه جویانة صربها استعفا دادند. توافق مرداد 1318/ اوت 1939 ضربة دیگری به جامعة مسلمانان بوسنی و هرزگوین بود. بر اساس این توافق ، کرواسی خودمختار بخشهایی از جنوب ساوا، نواحی مرکزی و جنوب غربی بوسنی و هرزگوین غربی را تصاحب می کرد و بیشتر بوسنی و هرزگوین نیز به صربستان ملحق می گشت . در واقع ، در این تقسیم بندی مسلمانان به طور کامل نادیده گرفته شده بودند. پس از مرگ اسپاهو در همان سال ، جانشین وی ، کولنوویچ ، با این تقسیم مخالفت کرد. وقتی تلاشهای او بی ثمر ماند، او و سازمان مسلمانان یوگسلاو درصدد برآمدند تا بوسنی را به صورت موقت در یک کرواسی مستقل سازمان بخشند. از فروردین 1320/ آوریل 1941، یعنی زمان اشغال یوگسلاوی به دست نیروهای متحدین ، تا پایان جنگ جهانی دوم ، بوسنی و هرزگوین به بخش جدایی ناپذیر کشور خودمختار کرواسی تبدیل شد. دیکتاتوری اوستاشا به بوسنی و هرزگوین خودمختاری اعطا نکرد و کشور را بر خلاف مرزهای تاریخی آن به دوازده استان تقسیم کرد (ملکم ، ص 171ـ173؛ باناک ، ص 141ـ143). در 1324 ش / 1945، پارتیزانهای تیتو ، بوسنی و هرزگوین را از اشغال متحدین آزاد کردند و حکومت خلق بوسنی به وجود آمد. مسلمانان در اوایل دورة حکومت کمونیستی تیتو در یوگسلاوی تحت آزار قرار گرفتند. در 1325ش / 1946، از فعالیت دادگاههای اسلامی و همچنین برگزاری مراسم و اعیاد اسلامی جلوگیری به عمل آمد. در 1329ش / 1950، حجاب برای زنان ممنوع شد. در همین سال مکتبهای قرآنی جهت آموزش کودکان ، تعطیل و آموزش کودکان در مساجد جرم شناخته شد. در 1331ش / 1952، فعالیت جمعیتهای درویشی ممنوع و انجمنهای آموزشی و فرهنگی مسلمانان بسته شد. البته بر مبنای مفاد اساسنامة جامعة مذهبی اسلامی مصوبِ مجمع اعلای اوقاف در 1326ش / 1947، به منظور هماهنگی با ساختار حکومت فدرال ، مجلسهای علما و مجامع اوقاف به طور جداگانه در چهار جمهوری به وجود آمد. رئیس العلما و چهار عضو از چهار مجمع اوقاف عالیترین مقام تصمیم گیرنده بودند که آنان را مجمع اعلای اوقاف انتخاب می کرد. البته این مجمع نیز که تنها مجمع رسمی فعال بود، تحت نظارت دولت بود. بر اساس قانون مصوب 1332ش / 1953، مدرسه ای نیز تحت نظارت شدید به آموزش روحانیان مسلمان می پرداخت . تا 1343ش / 1964، مسلمانان اجازة نشر متون اسلامی را نداشتند. تعدادی از مساجد مسلمانان به موزه ، انبار و اصطبل تبدیل شد و بعضی نیز که در جنگ بشدت آسیب دیده بود، تعمیر نشد. بسیاری از قبرستانهای مسلمانان به پارک یا ساختمانهای اداری و مسکونی تبدیل شد. در 1337ش / 1958 زمینهای کشاورزی وقفی ، ملی شد. همچنین بسیاری از مدارس مذهبی از جمله مدرسة غازی خسروبیگ بسته شد (ملکم ، ص 191، 195ـ196؛ د.اسلام ، همانجا؛ نظرزاده ، ص 161). در اواخر دهة 1950 و دهة 1960 برخورد با جامعة اسلامی تعدیل شد، زیرا از این جامعه برای پیشبرد سیاست خارجی تیتو، مبتنی بر عدم تعهد، استفاده می شد. ازینرو تا نیمة دهة 1339ش / 1960، سیاستمداران مسلمان برجسته ای از بوسنی در چند کشور عربی و اندونزی خدمت می کردند. از نظر تقسیمات کشوری ، بوسنی و هرزگوین دوباره به عنوان واحدی مجزّا به مرزهای تاریخی خود دست یافت . نخستین کنگرة حزب کمونیست با وجود فشار صربها اعلام کرد که به علت آمیختگی جمعیت نمی توان بوسنی و هرزگوین را تقسیم کرد (ملکم ، ص 196ـ 198؛ > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، همانجا). با وجود این ، مقامات حاکم تا مدتها مسلمانان را به صورت رسمی به عنوان ملت شناسایی نمی کردند. روشنفکران مسلمان ، مانند پروفسور محمد فیلیپویچ و عاطف پوریواترا، برای شناسایی مسلمانان به عنوان ملت دست به مبارزه زدند. اما حزب کمونیست ، فیلیپویچ را در 1346ش / 1967 اخراج کرد. سرانجام ، از 1350ش / 1971، برای نخستین بار مسلمانان به عنوان ملت به رسمیت شناخته شدند (ملکم ، ص 197ـ199). بهبود موقعیت مسلمانان در یوگسلاوی در حدی بود که جمال بیدیچ ، نخست وزیر مسلمان ، ادارة حکومت را از 1350 ش / 1971 تا 1356ش / 1977 در دست داشت . بیدیچ نیز بر به رسمیت شناختن ملّیت مسلمانان بوسنی پافشاری می کرد. در این دهه مسلمانان ، برخلاف میل صربهای بوسنی ، به عنوان گروهی مهم و مسلط در جمهوری خود پدیدار شدند (باناک ، ص 147). در اواخر دهة 1340 ش / 1960 و دهة 1350 ش / 1970، در بوسنی همزمان با جنبش غیر دینی ملی گرایی مسلمانان ، اعتقادات اسلامی نیز شاهد تجدید حیات بود. این تجدید حیات مذهبی ضد کمونیستی بیشتر ناشی از سیاست عدم تعهد تیتو بود که موجب تماس بیشتر مسلمانان بوسنی با جهان اسلام و در پی آن رشد مطالعات اسلامی در بوسنی شد. در 1356ش / 1977 دانشکدة الهیات اسلامی در دانشگاه سارایوو تأسیس شد. پس از مرگ تیتو (1359ش / 1980) تجدید حیات اسلامی با رشد ملی گرایی صربی روبرو شد که در برابر مسلمانان کوسوو، و مسلمانان بوسنی و هرزگوین جهت گیری ضد اسلامی داشت . از طرف دیگر، مقامات نیز در برابر اسلامگرایی حساسیت بیشتری پیدا کردند. تعدادی از روحانیان مسلمان در بوسنی آشکارا از نظام کمونیستی انتقاد می کردند و پس از انقلاب اسلامی ایران حتی تصاویری از آیت الله خمینی در بوسنی پخش شد. این مسائل باعث شد که مقامات حاکم از رشد اعتقادات اسلامی جلوگیری کنند (ملکم ، ص 200ـ 208؛ باناک ، ص 147ـ 148؛ نظرزاده ، ص 185، 200). در 1362 ش / 1983 دادگاهی در سارایوو، علی عزّت بگوویچ و دوازده تن دیگر را به جرم اعمال ضد انقلابی و ملی گرایی به زندان محکوم کرد (ملکم ، ص 208، 218). پس از سقوط حزب کمونیست در دی 1368/ ژانویة 1990، در بوسنی و هرزگوین نیز احزاب سیاسی متعددی شکل گرفتند. در انتخابات همان سال ، احزاب ملی گرا به آسانی بر کمونیستهای اصلاح طلب غلبه کردند. در این انتخابات ، حزب اقدام دموکراتیک ، به رهبری علی عزّت بگوویچ ، بیشترین کرسی را به خود اختصاص داد. عزّت بگوویچ به ریاست جمهوری ، یوره پلیوان از کرواتها به نخست وزیری و مومچیلو کرایشنیک از صربهابه ریاست مجلس برگزیده شدند و حکومتی ائتلافی از سه حزب اصلی به ریاست عزّت بگوویچ تشکیل شد (باناک ، ص 148ـ 149؛ ملکم ، ص 218، 222؛ > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، همانجا). در 1370ش / 1991، صحنة سیاسی یوگسلاوی و بوسنی و هرزگوین تحت تأثیر تنش در روابط صربها و کرواتها قرار گرفت . در اوایل این سال ، میلوشویچ ، رئیس جمهور صربستان ، حفظ تمامیت ارضی یوگسلاوی را خواستار شد و با هر گونه استقلال و جدایی طلبی بشدت مخالفت کرد. حتی وی اعلام کرد که در غیر این صورت تمامی کرواسی و بوسنی را به صربستان ضمیمه خواهد ساخت . با وجود این ، در 4 تیر 1370/ 25 ژوئن 1991، کرواسی و اسلوونیا استقلال خود را اعلام کردند. بلافاصله صربهای بوسنی و هرزگوین نیز اظهار داشتند که در فدراسیون یوگسلاوی (یا در یک صربستان بزرگتر) باقی خواهند ماند ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، همانجا؛ ملکم ، ص 222ـ 225؛ آسایش زارچی ، ص 31). درگیریهای نظامی بویژه بین صربهای کرواسی ، با حمایت ارتش خلق یوگسلاوی و حکومت کرواسی ، به افزایش تنش در سرتاسر کشور منجر شد. در همان حال ، مناطق صرب نشین در بوسنی و هرزگوین خودمختاری اعلام کردند. در مهر 1370/ اکتبر 1991، ارتش خلق یوگسلاوی با زیر نظر گرفتن بیشتر هرزگوین ، بندر دوبروونیک در کرواسی را محاصره کردند. در این عملیات ، صدها صرب هرزگوین نیز شرکت داشتند. عزّت بگوویچ بیطرفی بوسنی و هرزگوین را در درگیری بین کرواسی و صربستان اعلام کرد اما کاراجیچ ، رئیس حزب دمکراتیک صرب ، این عمل را اقدامی بر ضد صربها دانست . از آنجا که فدراسیون یوگسلاوی تحت سلطة صربها، خوشایند مسلمانان و کرواتها نبود، نمایندگان مسلمان و کروات به نفع استقلال با مرزهای موجود رأی دادند. در همه پرسی 10 و 11 اسفند 1370/ 29 فوریه و 1 مارس 1992 از حدود 64% شرکت کننده که شامل چند هزار صرب در شهرهای بزرگ نیز می شد قریب به اتفاق به استقلال کامل بوسنی و هرزگوین رأی دادند. به دنبال اعلام نتیجة همه پرسی درگیری میان شبه نظامیان صرب و گروههای قومی دیگر در سارایوو و سایر مناطق آغاز شد ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ؛ آسایش زارچی ، همانجاها؛ ملکم ، ص 227ـ 228، 231). در اسفند 1370/ پایان فوریة 1992 طی ملاقاتی در اتریش میلوشویچ و توجمان ، رئیس جمهور کرواسی ، و کاراجیچ دربارة تجزیة بوسنی و هرزگوین گفتگو کردند. میلوشویچ و توجمان در اسفند/ مارس (ملکم ، ص 231) و اردیبهشت / مه (گیبو، ص 334) 1991 نیز در این باره با یکدیگر ملاقات کرده بودند. در 7 فروردین 1371/ 27 مارس 1992، جمهوری صرب ، که 65% کشور را شامل می شد به مرکزیت بانیا لوکا تشکیل شد. با وجود این ، در 18 فروردین / 7 آوریل ، جامعة اروپایی و چند کشور دیگر استقلال بوسنی را به رسمیّت شناختند. این امر از تشدید جنگ میان ارتش خلق یوگسلاوی که در سلطة صربها بود و نیروهای مسلمان و کروات در بوسنی و هرزگوین جلوگیری نکرد و صربها چند شهر از جمله سارایوو را به محاصره درآوردند. در اول خرداد/ 22 مه ، بوسنی و هرزگوین به عضویت سازمان ملل متحد پذیرفته شد. در 9 خرداد/ 30 مه ، سازمان ملل ، جمهوری فدرال یوگسلاوی (تنها شامل صربستان و مونتنگرو) را به علت دخالت در درگیریهای بوسنی تحریم اقتصادی کرد. کرواتها نیز سه ماه پس از آغاز حملة نظامی صربها به بوسنی و هرزگوین ، اتحادیة کروات هرتسگ ـ بوسنا را که 30% کشور را دربر می گرفت اعلام کردند. در همان حال ، کاراجیچ پیشنهاد کرد که صربها و کرواتها بوسنی و هرزگوین را میان خود تقسیم کنند. با اینهمه ، عزّت بگوویچ و توجمان با وجود اختلاف سیاسی ، پیمان دوستی و همکاری را در مرداد/ ژوئیه امضا کردند ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 651؛ ملکم ، ص 232ـ233). در پایان همان ماه ، همزمان با افزایش شمار تلفات درگیری بوسنی ، عزّت بگوویچ در اعتراض به شورای امنیّت ، تحریم تسلیحاتی یوگسلاوی را به نفع صربها دانست ، زیرا فرصت دفاع را از بوسنی و هرزگوین سلب می کرد. سازمان ملل به این اعتراض واکنشی نشان نداد و حکومت بوسنی و هرزگوین تصمیم گرفت که از جهان اسلام کمک بخواهد. افشای سیاست پاکسازی قومی و نقض حقوق بشر توسط صربها و کشف اردوگاههای بازداشت ، به صدور قطعنامة شورای امنیّت منجر شد که این اردوگاهها و مسئولان نقض حقوق بشر را محکوم می کرد. در مهر 1371/ سپتامبر 1992، کمیتة دفاعی مشترک کرواسی و بوسنی و هرزگوین شکل گرفت . با وجود این ، در همان سال ، درگیری بین کرواتها و مسلمانان در بوسنی و هرزگوین آغاز شد و کرواتها چند شهر را به تصرف درآوردند و موستار را پایتخت اتحادیة کروات هرتسگ ـ بوسنا اعلام کردند. این درگیریها باعث شد که صربها به راحتی یایتسه را تصرف کنند. در آبان 1371/ اکتبر 1992، طرح ونس ـ اوئن ارائه شد. این طرح بوسنی و هرزگوین را به ده استان خودمختار تقسیم می کرد که به هر جناح سه استان داده شده بود و سارایوو نیز استانی با موقعیت ویژه (بی طرف و آزاد) بود، و حکومت مرکزی تنها به دفاع ملی و سیاست خارجی می پرداخت . اما مناطق تحت تصرف صربها به یکدیگر پیوسته بود و فرماندهان نظامی صرب بهیچوجه قبول نمی کردند که این مناطق بر اساس طرح از هم جدا شود. این امر آنها را ترغیب به الحاق به صربستان می کرد. همچنین به علت استقلال قوای مقننه ، مجریه و قضاییه و نیروی پلیس هر استان ، آوارگان برای بازگشت به استانهای تحت حکومت صربها احساس امنیّت نمی کردند. از طرف دیگر، نهایی نبودن مرز استانها و اعطای قلمرو وسیعی از کشور به کرواتها باعث شد که آنان برای تصرف مناطقی که در طرح به آنها داده شده بود به مسلمانان حمله کنند. همانطور که انتظار می رفت ، در دی 1371/ ژانویة 1993، کرواتها طرح ونس ـ اوئن را پذیرفتند. اما صربها آن را رد کردند و مسلمانان بخشی از طرح را قبول کردند. کرواتها در همان سال ، به حملات بر ضد نیروهای مسلمان ادامه دادند. به این ترتیب ، طرح ونس ـ اوئن جنگ داخلی را تشدید کرد و اتحاد مسلمانان ـ کرواتها را که تنها مانع بر سر راه صربها بود، تضعیف کرد. با وجود این ، مسلمانان در چند ناحیه صربها را عقب راندند ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، همانجا؛ ملکم ، ص 247ـ 248؛ آسایش زارچی ، ص 145ـ146). با اینکه ، تحت فشار سازمان ملل و جامعة اروپا، کاراجیچ طرح ونس ـ اوئن را در ژنو امضا کرد، دو روز بعد مجلس صربها قاطعانه این طرح را رد کرد، زیرا بر اساس آن صربها می بایست بخشی از مناطق تحت اشغال خود را واگذار می کردند. در ماه خرداد/ مه ، امریکا، فرانسه ، روسیه ، بریتانیا و اسپانیا در اعلامیه ای از ادامة تحریم تسلیحاتی یوگسلاوی حمایت و اعلام کردند که نیروهای نظامی بین المللی به نفع مسلمانان مداخله نخواهند کرد. آنها در عوض ، شش ناحیة امن (سارایوو، بیهاچ ، توزلا، گوراژده ، سربرنیتسا و ژپا) را برای حفاظت از مسلمانان در برابر حملة صربها پیشنهاد کردند. این طرح از 2 بهمن / 22 ژانویه به اجرا درآمد. در اردیبهشت 1372/ مه 1993، صربها و کرواتها با نقض آتش بس مناطق تحت تصرف خود را توسعه دادند. در تیر/ ژوئن همان سال ، نیروهای مشترک صرب و کروات به شهر مسلمان نشین ماگلای در شمال حمله کردند، در ماه بعد نیز نبرد شدیدی میان مسلمانان و کرواتها برای تصرف موستار درگرفت . در 8 مرداد 1372/ 30 ژوئیة 1993، سه جناح در حال جنگ ، در ژنو با طرح اوئن ـ استولتنبرگ موافقت کردند. بر اساس این طرح ، بوسنی و هرزگوین کنفدراسیونی متشکل از سه دولت قومی بود که اتحادیة جمهوریهای بوسنی و هرزگوین نامیده شد. اختیارات حکومت مرکزی در این کشور محدود به سیاست خارجی و تجارت خارجی می شد. براساس این طرح ، 52% خاک بوسنی به صربها، 17% به کرواتها، 30% به مسلمانان (که در آن زمان 70% قلمرو کشور را در اختیار داشتند) داده می شد و یک درصد باقی مانده (سارایوو بجز بخشداری پاله ) نیز برای یک دورة انتقالی دو ساله تحت نظارت سازمان ملل قرار می گرفت . با وجود این توافقنامه ، جنگ ادامه یافت ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 652؛ آسایش زارچی ، ص 177، 183ـ184). در شهریور 1372/ سپتامبر 1993، فکرت عبدیچ ، عضو مسلمان شورای ریاست جمهوری دولت بوسنی و رقیب عزّت بگوویچ ایجاد استان خودمختار بوسنی غربی را که قرار بود بخشی از اتحادیة جمهوریهای بوسنی و هرزگوین را شکل دهد، اعلام کرد. در پی این امر وی از شورای ریاست جمهوری برکنار شد و جنگ بین نیروهای عبدیچ و حکومت آغاز شد. در مهر/ اواخر سپتامبر همان سال ، به سبب مخالفت مجالس صرب و کروات ، طرح اوئن ـ استولتنبرگ با شکست روبرو شد ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، همانجا). به دنبال برقراری آتش بس بین کرواتهای بوسنی و حکومت بوسنی ، در 27 اسفند 1372/ 18 مارس 1994، مسلمانان و کرواتها در واشنگتن موافقتنامه ای برای ایجاد فدراسیون بوسنی و هرزگوین امضا کردند. در همان سال ، صربها گوراژده را تصرف کردند. پس از انتقاد شدید جامعة بین المللی از روسیه ، به سبب پشتیبانی از صربها، روسیه اعلام کرد که با زور بر ضد صربها مخالفتی ندارد. به دنبال این امر و تهدید صربها به حملات هوایی از سوی ناتو، نیروهای صرب در اواخر فروردین / آوریل ، از گوراژده خارج شدند. گروه تماس (متشکل از نمایندگان روسیه ، امریکا، فرانسه ، آلمان و بریتانیا) در تیر 1373/ ژوئیة 1994، طرحی ارائه کرد که بر مبنای آن فدراسیون بوسنی و هرزگوین 51% قلمرو کشور را به دست می آورد. این طرح همانند طرح دیگر گروه تماس ، به علت نداشتن ضمانت اجرایی ، با مخالفت صربهای بوسنی روبرو شد. جنگ بین ارتش بوسنی و نیروهای شورشی عبدیچ در محدودة بیهاچ ، سبب شد که مناطق تحت تصرف نیروهای عبدیچ به تصرف ارتش بوسنی درآید. نیروهای حکومتی و کرواتهای بوسنی در 12 آبان / 3 نوامبر، شهر کوپرس در بوسنی مرکزی را که در دست صربها بود، تصرف کردند. این اولین پیروزی قاطع نیروهای حکومتی از زمان آغاز درگیریها بود. با وجود این ، در اواخر همین ماه بیشترِ بیهاچ دوباره به دست صربها افتاد. در بهمن 1373/ فوریة 1995، دادگاه جنایتکاران جنگی یوگسلاوی سابق (که به دستور شورای امنیّت سازمان ملل متحد در 1371ش / 1993 تشکیل شد) 21 صرب را به جنایت در حق انسانها و نسل کشی در اردوگاه کار اجباری اومارسکا در شمال غربی بوسنی و هرزگوین متهم کرد. این در حالی بود که صربها همچنان به جنگ و گلوله باران بیهاچ ادامه می دادند و از ورود کمکهای بشردوستانه به شهر ممانعت می کردند، که قحطی و تلفات غیرنظامیان را به دنبال داشت (همان ، ص 652ـ653). صربها در اردیبهشت 1374/ مه 1995، سارایوو و توزلا را به سختی گلوله باران کردند که به کشته شدن شمار زیادی از غیر نظامیان انجامید. آنان همچنین برای جلوگیری از حملات بیشتر ناتو بیش از دویست پاسدار صلح سازمان ملل متحد را به گروگان گرفتند. به علت گروگان بودن پاسداران صلح در دست صربها، سازمان ملل به حملة شدید صربها به منطقة امن گوراژده پاسخ نداد. در حالی که سازمان ملل معامله با صربهای بوسنی را انکار می کرد، همزمان با خروج پاسداران صلح سازمان ملل از قلمرو صربها در حومة سارایوو، گروگانها آزاد شدند. بعلاوه هواپیماهای صرب آزادانه در منطقة ممنوعه برفراز بوسنی و هرزگوین پرواز می کردند. سرانجام ، در تیر 1374/ ژوئن 1995، ناحیة امن سربرنیتسا و ژپا بدون واکنش نیروهای سازمان ملل به تصرف صربها درآمد. در این دو منطقه هزاران غیرنظامی مسلمان به دست صربها قتل عام شدند. بیهاچ نیز مورد حملة مشترک صربهای بوسنی ، صربهای کرواسی و مسلمانان شورشی به رهبری عبدیچ قرار گرفت . موقعیت بحرانی بیهاچ موجب شد تا عزّت بگوویچ و توجمان در 31 تیر/ 22 ژوئیه موافقتنامة همکاری نظامی امضا کنند. نیروهای حکومت کرواسی کراینا را از تصرف صربها خارج کردند، غیرنظامیان صرب به صورت جمعی به نواحی تحت تصرف صربها در بوسنی و هرزگوین و صربستان گریختند و حملة مشترک نیروهای حکومت بوسنی و کرواسی محاصرة بیهاچ را درهم شکست . پس از مذاکرات صلح بین وزرای خارجه یوگسلاوی ، کرواسی و بوسنی و هرزگوین در ژنو و نیویورک ، یک آتش بس دو ماهه در مهر/ اکتبر به اجرا درآمد. در 10 آبان 1374/ اول نوامبر 1995، مذاکرات صلح در دیتون ، در ایالت اوهایوی امریکا، شروع شد و در آن رؤسای جمهور عزّت بگوویچ ، توجمان و میلوشویچ (به نمایندگی از جمهوری فدرال یوگسلاوی و صربهای بوسنی ) و نمایندگان گروه تماس و اتحادیة اروپا حضور داشتند. در 30 آبان / 21 نوامبر، هر سه رئیس جمهور موافقتنامة صلح را به صورت مقدماتی امضا کردند. بر اساس این توافق بوسنی و هرزگوین به نسبت 51% متعلق به فدراسیون و 49% متعلق به جمهوری صرب تقسیم و تأکید شد که رابطه با کشورهای همسایه نباید ناقض حاکمیّت و تمامیّت ارضی بوسنی و هرزگوین باشد. همچنین حکومت مرکزی شامل شورای ریاست جمهوری منتخب و پارلمانی مستقر در سارایوو شد. مقرراتی نیز برای ایجاد نظام پولی و بانک مرکزی واحد و مؤسساتی برای بازسازی کشور پیش بینی شده بود. موافقتنامه تصریح می کرد که همة آوارگان و رانده شدگان حق بازگشت به منازلشان را دارند و باید اموال ضبط شدة خود یا غرامت منصفانة آن را دریافت کنند. از نکات اصلی موافقتنامه قرار گرفتن سراسر شهر سارایوو در فدراسیون بود. به این ترتیب قرار شد حومة سارایوو که در تصرف صربها بود به حاکمیّت فدراسیون درآید، و صربهای بوسنی نیز کنترل سربرنیتسا و ژپا را حفظ کنند. گوراژده نیز که تحت حاکمیّت فدراسیون باقی ماند از طریق دالانی تحت مدیریت فدراسیون به سارایوو پیوند داده می شد. دربارة عرض دالان استراتژیک و حیاتی پوساوینا که دو بخش شمالی و جنوبی جمهوری صرب را به هم متصل می کرد و کنترل شهر برچکو که در این منطقه قرار گرفته بود توافقی حاصل نشد اما سه طرف توافق کردند که این مقوله را به داوری بین المللی ارجاع دهند. همچنین بنا شد شصت هزار نیروی بین المللی تحت فرماندهی ناتو جایگزین نیروهای پاسدار صلح سازمان ملل متحد شوند. این نیرو، نظارت بر خروج طرفهای در حال جنگ از مناطق یکدیگر، نظارت بر معاوضة قلمرو بر اساس موافقتنامة صلح ، حل اختلافات مرزی ، ایجاد شرایط امن برای برگزاری انتخابات آزاد و واکنش در برابر خشونت علیه غیر نظامیان را برعهده داشت . در 23 آذر 1374/ 14 دسامبر 1995، موافقتنامة صلح دیتون به صورت رسمی به وسیلة عزّت بگوویچ ، توجمان و میلوشویچ در پاریس به امضا رسید. ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 654ـ655). اگرچه تلاشهای جامعة بین المللی ، بویژه ایالات متحدة امریکا، کشورهای عضو اتحادیة اروپایی و روسیه به عقد پیمان صلح دیتون منجر شد که البته تأمین کنندة حقوق کامل مسلمانان نبود، پایداری سرسختانة مسلمانان بوسنی و هرزگوین برای حفظ تمامیّت ارضی این کشور و باقیماندة جمعیت مسلمانان این بخش از اروپا نیز از اهمیت خاصی برخوردار است . چون طی جنگ در بوسنی و هرزگوین ، افکار عمومی مسلمانان همانند دیگر مردم جهان ، تحت تأثیر فعالیت رسانه های گروهی ـ که به خوبی نسل کشی و جنایات صربها در حق مسلمانان را منعکس می کردند ـ تهییج شده بود، شمار قابل توجهی داوطلب مسلمان از کشورهایی چون ایران ، مصر، ترکیه ، عربستان سعودی ، سودان و برخی دیگر از ملل مسلمان برای کمک به مسلمانان بوسنی و هرزگوین راهی آنجا شدند. بسیاری از کشورهای اسلامی نیز در طول جنگ کمکهای مادّی خود، شامل محموله های غذایی و دارویی را به آنجا می فرستادند. همچنین برخی از کشورهای اسلامی ، بویژه ایران ، حتّی قبل از آنکه سازمان کنفرانس اسلامی در تیر 1374/ ژوئیة 1995 تحریم تسلیحاتی سازمان ملل دربارة بوسنی و هرزگوین را بی اعتبار اعلام کند، از ارسال کمکهای تسلیحاتی دریغ نمی کردند. این کمکها تا اندازه ای از فشار تحریم تسلیحاتی سازمان ملل و حملات صربها به مسلمانان می کاست ( > سالنامة آمریکانا 1996 < ، ص 91، 436؛ اوبالانس ، ص 54 ـ 55، 92ـ93، 96، 227). سازمان کنفرانس اسلامی ، نخستین بار، در ششمین جلسة سران کشورهای اسلامی در داکار (آذر 1370/ دسامبر 1991)، با توّجه به رویدادهای یوگسلاوی سابق ، نگرانی خود را از سرنوشت مسلمانان آن کشور، بویژه مسلمانان بوسنی و هرزگوین ، ابراز کرد. کشورهای اسلامی در قالب این سازمان ، با پیگیری سیاستی واحد، ضمن پشتیبانی از حاکمیّت و تمامیّت ارضی و استقلال سیاسی بوسنی و هرزگوین ، برای تأثیرگذاری بر مجامع بین المللی بویژه سازمان ملل تلاش کردند تا از این راه بتوانند با رفع تحریم تسلیحاتی بوسنی و هرزگوین ، جامعة بین المللی را برای پایان دادن به نسل کشی مسلمانان به مداخلة نظامی ترغیب کنند. گروه تماس کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی متشکل از ایران ، ترکیه ، پاکستان ، عربستان سعودی ، مصر، مالزی ، تونس و سنگال ، از اردیبهشت 1372/ مه 1993، برای پیگیری سیاستهای سازمان ، کار خود را آغاز کرد. متعاقباً این سازمان ، با تعیین مهلت تهدید کرد که اگر سازمان ملل تحریم تسلیحاتی بوسنی و هرزگوین را لغو نکند و اقدام قاطعی برای جلوگیری از فجایع صربها اتّخاذ نکند، رأساً به ارسال اسلحه برای حکومت بوسنی و هرزگوین اقدام خواهد کرد. در جلسه ای دیگر، هفت کشور اسلامی آمادگی خود را برای اعزام حدود هجده هزار نیروی نظامی به بوسنی و هرزگوین در قالب نیروهای پاسدار صلح ، در صورت درخواست دبیرکل سازمان ملل و تحت امر آن سازمان ، اعلام کردند. پیشنهاد سازمان کنفرانس اسلامی با استقبال شورای امنیّت روبرو نشد، و امریکا و برخی از کشورهای اروپایی نیز آشکارا با اعزام نیروهای پاسدار صلح کشورهای اسلامی ، بویژه ایران ، مخالفت کردند (ظریف ، ص 674ـ 675؛ مصفا، ص 813؛ احمدی ، ص 724؛ اوبالانس ، ص 191؛ آسایش زارچی ، ص 13، 228ـ229؛ نظرزاده ، ص 244ـ247). هر چند که درخواستهای سازمان کنفرانس اسلامی ، با بی توجهی شورای امنیت ، مجامع اروپایی و ایالات متحدة امریکا روبرو می شد، موضعگیری مستقل و نسبتاً یکپارچة کشورهای اسلامی ، نقشی مثبت در تحریک افکار عمومی به نفع مسلمانان بوسنی و هرزگوین ایفا کرد، که این امر نقطة قوّتی برای هیئت بوسنیایی در مذاکرات صلح به شمار می آمد. رویهمرفته ، سازمان کنفرانس اسلامی ، مساعی خود را برای دفاع از مسلمانان بوسنی و هرزگوین به کار برد و با توجه به اوضاع مساعد بین المللی ، در راه رسیدن به اهداف خود، موفقیتی نسبی به دست آورد (ولایتی ، ص 669؛ احمدی ، همانجا؛ عراقچی ، ص 743؛ دانش پور، ص 952، اوبالانس ، ص 137؛ فوزی تویسرکانی ، ص 92؛ یوسف وند، ص 206). در هر حال ، پس از حدود چهار ماه از امضای رسمی موافقتنامة صلح دیتون ، پیشرفت عمده ای در اجرای آن حاصل شد. جناحهای در حال جنگ خروج مرحله بندی شده از مناطق و مبادلة سرزمینها را تکمیل کردند و بیشتر زندانیان جنگی آزاد شدند. در دی 1375/ ژانویة 1996، هنگام انتقال حومة سارایوو به فدراسیون جمع زیادی از صربها از آنجا خارج شدند. صربها به هنگام تخلیة این منطقه بخش بزرگی از خانه ها و ساختمانهای دولتی را تخریب کردند و مقامات صرب با تهدید ساکنان صرب این منطقه آنان را به ترک خانه هایشان و اسکان مجدد در شهرهای واقع در جمهوری صرب که مسلمانان در طی جنگ از آنجا رانده شده بودند، مجبور کردند. تا فروردین 1376/ مارس 1996، تنها 10% از صربهای ساکن سارایوو باقی ماندند. موافقتنامة صلح دیتون جنایتکاران جنگیِ تحت تعقیب دادگاه جنایی بین المللی را از داشتن مقام دولتی منع می کرد. با وجود این کاراجیچ ، رئیس جمهور صرب ، که به سبب شرکت در محاصرة سارایوو و قتل عام در سربرنیتسا و راتکوملادیچ ، فرمانده نیروهای مسلح صربها، که به سبب جنایات جنگی تحت تعقیب بودند، هنوز در مقامهای خود باقی بودند. بر اثر فشارهای بین المللی کاراجیچ سرانجام در تیر 1375/ ژوئیة 1996، از ریاست جمهوری و رهبری حزب دموکراتیک صرب استعفا داد. در 23 شهریور/ 14 سپتامبر 1996 انتخابات ملی برای شورای ریاست جمهوری و قوّة مقننه ، انتخابات شورای ریاست جمهوری و قوّة مقننة جمهوری صرب و انتخابات قوّة مقننه و مقامات فدراسیون بوسنی برگزار شد. در انتخابات شورای ریاست جمهوری کشور عزّت بگوویچ بیشترین آرا را به دست آورد و به ریاست جمهوری رسید ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 655ـ656). با وجود خاتمة جنگ ، بسیاری از مسلمانان در جریان بازگشت به منازلشان در قلمرو صربها اخراج و تعدادی نیز کشته شدند. حکومت صربهای بوسنی نیز با وجود فشار جامعة بین المللی از تحویل جنایتکاران جنگی به دادگاه امتناع کرد. سرانجام ، در 1376ش / 1997، تعدادی از جنایتکاران جنگی در دادگاه لاهه محاکمه شدند. دیوان بین المللی داوری نیز در اسفند 1377/ مارس 1999 اعلام کرد که شهرِ عمدتاً مسلمان نشین برچکو به عنوان منطقه ای بیطرف باقی خواهد ماند و به هیچ یک از دو نهاد حکومتی در بوسنی و هرزگوین واگذار نخواهد شد. صربها به این رأی بشدت اعتراض کردند، اما علی عزّت بگوویچ اعلام کرد که تصمیم محکمة بین المللی برچکو این شهر را از بیعدالتی کامل نجات داد ( ایران ، ص 4؛ > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 657ـ 658). قانون اساسی فعلی بوسنی و هرزگوین ضمیمه ای از موافقتنامة صلح دیتون است . مطابق این قانون ، کشور شامل فدراسیون بوسنی و هرزگوین و جمهوری صرب است و هر فرد هم تابعیت بوسنی و هرزگوین و هم تابعیت یکی از دو بخش داخلی آن را دارد. مقررات دایر بر حقوق بشر و آزادیهای بنیادین و دسترسی به دادگاه بین المللی جنایات جنگی ، در قانون اساسی غیر قابل اصلاح یا حذف است . نهادهای بوسنی و هرزگوین ، سیاست خارجی (شامل تجارت و حقوق گمرکی )، سیاست مالی به صورت کلی ، مسئلة مهاجرت و آوارگان ، تسهیلات ارتباطات بین المللی و مشترک ، ترابری بین دو بخش و نظارت بر عبور و مرور هوایی را به عهده دارند. همچنین مناسبات با کشورهای همسایه نباید ناقض حاکمیّت و تمامیّت ارضی کشور باشد، همچنانکه مقررات قانونی یا قانون اساسی هر دو بخش نیز نباید قانون اساسی بوسنی و هرزگوین را نقض کند. مجمع پارلمانی کشور دارای دو مجلس است : مجلس اقوام که بوسنیاییها، کرواتها و صربها هر یک در آن پنج نماینده دارند. نمایندگان بوسنیایی و کروات را بوسنیاییها و کرواتهای مجلس نمایندگان فدراسیون انتخاب می کنند، و نمایندگان صرب را مجلس ملی صرب برمی گزیند. دو سوم مجلس نمایندگان نیز از اعضای قلمرو فدراسیون و یک سوم از قلمرو جمهوری صرب به صورت مستقیم انتخاب می شوند. مجمع پارلمانی در سارایوو بر پا می شود و ریاست هر دو مجلس به طور متناوب بین سه گروه قومی گردش می کند > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 658، 662). شورای ریاست جمهوری متشکل است از یک بوسنیایی و یک کروات که از فدراسیون انتخاب می شوند و یک صرب که از جمهوری صرب برگزیده می شود. این شورا برای چهار سال ادارة امور را به دست می گیرد و مسئول سیاست خارجی و روابط بین المللی کشور است ، همچنین سالانه بودجة مرکزی را با توصیة شورای وزرا به پارلمان ارائه می کند. این شورا نخست وزیر را با تأیید مجلس نمایندگان منصوب می کند. هیئت دولت فقط شامل وزیرخارجه و وزیر تجارت خارجی است که برگزیدة نخست وزیرند و به تأیید مجلس نمایندگان می رسند (همان ، ص 663). منابع : (21) محمدجواد آسایش زارچی ، بحران بوسنی ـ هرزگووین و مذاکرات صلح ، تهران 1374 ش ؛ (22) کورش احمدی ، «سازمان کنفرانس اسلامی در شرایط جدید بین المللی »، مجلة سیاست خارجی ، سال 11، ش 3 (پاییز 1376)؛ (23) ایران ، سال 5، ش 1186، 16 اسفند 1377؛ (24) آیوو باناک ، «مسلمانان بوسنی از جامعة مذهبی به ملیت سوسیالیستی و شرایط بعد از دورة کمونیسم »، در مسلمانان بوسنی ـ هرزگووین : تاریخچة تحولات از قرون وسطی تا زمان انحلال یوگسلاوی ، ویراستار و گردآورنده مارک پنسون ، ترجمة مهوش غلامی ، تهران 1374 ش ؛ (25) گزاویه بوگارل ، «بوسنی ـ هرزگوین : تشریح یک انبار باروت »، در مسئلة صربستان و یوگسلاوی سابق ، ( ویرایش ) ایولاکست ، ترجمة عباس آگاهی ، تهران 1373 ش ؛ (26) مارک پنسون ، «مسلمانان بوسنی ـ هرزگووین در زمان حاکمیت اتریش ـ مجارستان »، در مسلمانان بوسنی ـ هرزگووین ؛ (27) محمدجعفر دانش پور، «ارزیابی عملکرد سازمان کنفرانس اسلامی در گذشته و راههای آینده »، مجلة سیاست خارجی ، سال 11، ش 3 (پاییز 1376)؛ محمدجواد ظریف ، «ضرورت اصلاحات در سازمان کنفرانس (28) اسلامی »، مجلة سیاست خارجی ، سال 11، ش 3 (پاییز 1376)؛ (29) عباس عراقچی ، «سازمان کنفرانس اسلامی : آینده ای ناامیدکننده ؟»، مجلة سیاست خارجی ، سال 11، ش 3 (پاییز 1376)؛ (30) جان وی . ای .فاین ، «ریشه های تاریخی جامعة بوسنی مدرن در دورة عثمانی و قرون وسطی » در مسلمانان بوسنی ـ هرزگووین ؛ (31) یحیی فوزی تویسرکانی ، سازمان کنفرانس اسلامی : ساختار، عملکرد و روابط آن با ایران ، تهران 1377 ش ؛ (32) اتیین کوپو و استفان یراسیموس ، «بوسنی از دیدگاه بسفور»، در مسئلة صربستان و یوگسلاوی سابق ؛ (33) ژان ـ کلود گیبو، «ممکن بود جلوی صربها را گرفت »، در مسئله صربستان و یوگسلاوی سابق ؛ (34) نسرین مصفا، «سازمان کنفرانس اسلامی و همکاری با سازمان ملل متحد»، مجلة سیاست خارجی ، سال 11، ش 3 (پاییز 1376)؛ (35) عبدالله نظرزاده ، بوسنی و هرزگوین در بستر تاریخ ، قم 1372 ش ؛ (36) علی اکبر ولایتی ، «سازمان کنفرانس اسلامی : ضرورت تحرک پس از جنگ سرد»، مجلة سیاست خارجی ، سال 11، ش 3 (پاییز 1376)؛ (37) علی یوسف وند، بوسنی و هرزگوین تراژدی قرن بیستم ، قم 1372 ش ؛ (38) جواد یوسفیان ، نگاهی به تاریخ و فرهنگ بوسنی و هرزگوین ، تهران 1372 ش ؛ (39) The Americana annual 1996 , Danbury 1996; (40) Encarta world atlas , U.S.A.: Microsoft, 1998 (computer disk), s.v. "Bosnia and Herzegovina"; (41) EI 2 , s.v. "Bosna" (by Branislav Djurdjev); (42) The Europa world yearbook 1998 , London 1998; (43) Noel Malcolm, Bosnia: a short history , London 1994; (44) The New Encyclopaedia Britannica , Chicago 1985, Micropaedia ; (45) 1998 Britannica book of the year , Chicago 1998; (46) Edgar O'ballance, Civil war in Bosnia: 1992-94 , New York 1995; (47) United Nations. Department of Economic and Social Affairs. Statistics Division, World statistics pocket book: containing data available as of 31 August 1997 , New York 1998; (48) The World book encyclopedia , London 1995. / مهدی کریمی / "> کتاب سال جهان اروپا 1998 < ؛ > دایرة المعارف ورلد بوک < ، همانجاها؛ > اطلس جهانی اینکارتا < ، ذیل مادّه ؛ یوسفیان ، ص 16ـ 18؛ سازمان ملل متحد، ص 27). بنابر سرشماری رسمی 1370ش / 1991، جمعیت کشور 639 ، 365 ، 4 تن بوده است . به علت جنگ داخلی ، در 1375ش / 1996 تنها حدود 000 ، 250 ، 3 تن در کشور زندگی می کردند و بقیه به خارج از کشور پناه برده بودند. در 1376ش / 1997 شمار افراد ساکن در کشور به 000 ، 784 ، 3 تن رسید و روند بازگشت آوارگان به کشور همچنان ادامه دارد. جمعیت کشور در 1378 ش / 1999، حدود 000 ، 520 ، 4 تن تخمین زده می شود. در 1375ش / 1996 حدود 41% مردم در شهرها سکونت داشتند. پرجمعیت ترین شهرهای کشور، بنابر سرشماری 1370ش / 1991، به ترتیب عبارت اند از: سارایوو، بانیا لوکا (بانه لوقه )، زنیتسا ، توزلا و موستار ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 660؛ سازمان ملل متحد؛ > دایرة المعارف ورلد بوک < ، همانجاها؛ > کتاب سال بریتانیکا 1998 < ، ص 560). پیش از استقلال ، بوسنی و هرزگوین از نظر اقتصادی نسبت به دیگر جمهوریهای یوگسلاوی سابق کمتر توسعه یافته بود. امروزه محصولات کشاورزی اصلی تنباکو، سیب زمینی و میوه است . دره های ساوا و درینا از نظر کشاورزی توسعة زیادی پیدا کرده است و میوه در بوسنی مرکزی و شمالی پرورش داده می شود؛ در هرزگوین نیز تاکستانهای فراوانی وجود دارد. دامداری از بخشهای مهم اقتصاد است و با توجه به جنگلهای وسیع ، صنعت چوب نیز رونق دارد. بوسنی و هرزگوین از ذخایر معدنی وسیعی برخوردار است . ذخایر بزرگی از سنگ آهن و ذغال سنگ (لیگنیت )، همچنین معادن مهم مس ، سرب ، روی ، بوکسیت و طلا در کشور وجود دارد. نیروگاههای آبی کشور ظرفیت بالایی دارند. پیش از جنگ ، منسوجات و وسایل الکتریکی از محصولات صنعتی مهم بود ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 658؛ > دایرة المعارف ورلد بوک < ؛ بریتانیکا ، ذیل مادّه ؛ آسایش زارچی ، ص 27). پیش از استقلال ، سیاست حکومت فدرال از توسعة بوسنی و هرزگوین و دیگر مناطق فقیر یوگسلاوی سابق حمایت می کرد اما صنعت ، تنها بخش ناچیزی از اقتصاد محلی بود. با وجود شماری از صنایع سبک ، در 1350ـ1370 ش / 1971ـ1991 درّة ساوا از نظر صنایع سنگین توسعه پیدا کرد. کارخانه های آهن و فولاد در زنیتسا و همچنین صنعت تولید تسلیحات اهمیت داشت . در 1990 صنایع سبک و سنگین ، حدود 43% تولید ناخالص داخلی را تشکیل می داد. اقتصاد بوسنی و هرزگوین بشدت از جنگ داخلی در یوگسلاوی که از خرداد 1370/ ژوئن 1991 آغاز شد، آسیب دید. تا اواخر این سال ، تعداد بیکاران به بیشترین تعداد از زمان جنگ جهانی دوم رسید و نرخ سالانة تورم نیز تا 120% افزایش یافت . بازسازی رسمی اقتصاد کشور از اواخر 1374ش / 1995 به دنبال امضای موافقتنامة صلح دیتون شروع شد. در 1375ش / 1996 تولید ناخالص داخلی تا 50% افزایش یافت که عمدتاً پیامدی از دریافت کمکهای مالی بین المللی بود. با اینهمه کسری تجاری و بودجه همواره وجود داشته است . با پیشرفت صلح ، فعالیت صنعتی دوباره شروع شد ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 658ـ659). گسترش اسلام در بوسنی و هرزگوین بتدریج صورت گرفت به نحوی که تا 1032/ 1624 جمعیت مسیحیان بر مسلمانان برتری داشت . بنابر اسناد دوران عثمانی ، از این سال شمار مسلمانان بر مسیحیان پیشی گرفت ، چرا که در برابر 450 هزار مسلمان تنها 150 هزار کاتولیک و حدود 75 هزار ارتدوکس وجود داشت (ملکم ، ص 53 ـ54). در اوایل قرن دوازدهم / اواخر قرن هفدهم ، با پیشروی نیروهای هابسبورگ و ونتی به سوی مجارستان و کرواسی ، مسلمانان اسلاو این مناطق به بوسنی پناه آوردند. همچنین با عقب نشینی عثمانی از مونتنگرو و صربستان مستقل در اوایل قرن سیزدهم / نوزدهم ، این اکثریت قطعی جمعیت مسلمانان همچنان حفظ شد. اما آمار نشان می دهد که در 1287/1870 جمعیت مسلمانان به 3ر48% از کل جمعیت کاهش پیدا کرد. اشغال بوسنی و هرزگوین از سوی اتریش ـ مجارستان در 1296/1878 و قانون خدمت سربازی 1298/1881، اختلاف با مقامات اتریش در 1318/1900، ضمیمه ساختن بوسنی به اتریش ـ مجارستان در 1326/1908 و سپس الحاق آن به یوگسلاوی (قلمرو سلطنتی صربها، کرواتها و اسلوونها) در 1336/1918، مهاجرت عدّه ای از مسلمانان بوسنی را، بویژه به قلمرو عثمانی به دنبال داشت و باعث شد که مسلمانان اکثریت نسبی خود را نیز از دست بدهند (پنسون ، ص 104ـ110؛ باناک ، ص 134؛ بوگارل ، ص 135ـ136). در جریان جنگ جهانی دوم ، حدود صدهزار مسلمان بوسنی عمدتاً به دست شبه نظامیان افراطی صرب ، موسوم به چِتْنیک ، قتل عام شدند. به سبب مهاجرت بخش دیگری از مسلمانان بوسنی پس از پیروزی کمونیسم در 1324 ش / 1945، جمعیت مسلمانان باز هم نسبت به دیگر اقوام کاهش یافت (نظرزاده ، ص 135؛ باناک ، ص 134، 145؛ گوتمان ، ص 13؛ ملکم ، ص 192؛ بوگارل ، ص 136ـ137، 149؛ کوپو و یراسیموس ، ص 223). در سرشماریهای 1327ش / 1948، 1332ش / 1953، 1340ش / 1961 صربها، پرشمارترین گروه قومی این جمهوری بودند. از 1350ش / 1971 که مسلمانان به عنوان ملتی که حق دارند جمهوری داشته باشند شناخته شدند، پرجمعیت ترین گروه را تشکیل می دهند. در 1370ش / 1991 مسلمانان 7ر43%، صربها 4ر31%، کرواتها 3ر17%، یوگسلاوها 5ر5% و دیگران 1ر2% جمعیت را به خود اختصاص داده اند (بوگارل ، ص 137ـ141). افزایش نسبی جمعیت مسلمانان در برابر کاهش صربها، کرواتها و یوگسلاوها نشان دهندة این واقعیت است که تا پیش از 1350ش / 1971 شمار قابل توجهی از مسلمانان اسلاو به دلایل سیاسی خود را صرب ، کروات یا یوگسلاو معرفی می کردند. بعلاوه ، پس از جنگ جهانی دوم همواره رشد طبیعی جمعیت مسلمان بیشتر از صربها و کرواتها، و مهاجرت مسلمانان نیز بیشتر در سطح داخلی بوده است ، در حالی که صربها و کرواتها به خارج از بوسنی و هرزگوین مهاجرت کرده اند. مسلمانان در بوسنی مرکزی ، درّة درینا (منطقة مرزی با صربستان )، پوساوینا (منطقه ای که به طور تقریبی در مربع برچکو ، توزلا، تسلیچ ، درونتا قرار دارد) و بالاخره در شمال غربی بوسنی متمرکز شده اند. با افزایش جمعیت مسلمانان بین سالهای 1327ـ1370ش / 1948ـ1991، مناطق مسلمان نشین به طرف مناطق صرب نشین یا کروات نشین گسترش یافته است (بوگارل ، ص 138، 140، 143ـ 148). با اعلام استقلال بوسنی و هرزگوین و در جریان جنگ داخلی پس از آن ، بیش از 000 ، 250 تن که بیشتر آنان مسلمان بودند عمدتاً به دست صربهای افراطی به قتل رسیدند و حدود سه میلیون تن آواره شدند. با وجود مقرّرات موافقتنامة صلح دیتون (رجوع کنید به ادامة مقاله ) مبنی بر آزادی بازگشت مردم به سکونتگاههای پیشین خود، این امر هنوز با دشواریهایی بویژه از سوی صربها و کرواتها روبروست . کشتار و اخراج مسلمانان از جمهوری صرب سبب کاهش جمعیت مسلمانان نسبت به 1370ش / 1991 شده است . در بوسنی و هرزگوین صربها پیرو کلیسای ارتدوکس ، کرواتها پیرو کلیسای کاتولیک رومی و مسلمانان عمدتاً سنّی و پیرو فقه حنفی اند. با اینکه زبان اصلی مردم کشور صربو ـ کروات است ، مسلمانان و کرواتها در نوشتار الفبای لاتین و صربها الفبای سیریلی به کار می برند ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 650؛ > اطلس جهانی اینکارتا < ، همانجا؛ فاین ، ص 24؛ نظرزاده ، ص 272؛ یوسف وند، ص 108، 113). نخستین ساکنان شناخته شدة بوسنی و هرزگوین ، ایلیریها، در هزارة اول قبل از میلاد در آنجا می زیستند. در قرن دوم و اول قبل از میلاد رومیها این منطقه را تصرف کردند که سلطة آنها پنج قرن طول کشید. هونها و آلانها (قومی ایرانی و اعقاب اوستهای امروزی قفقاز) در قرون چهارم و پنجم در منطقه حضور یافتند. در قرن ششم آوارها (قومی از شمال قفقاز) و در اواخر قرن ششم اسلاوها به بالکان آمدند. اسلاوها تا 620میلادی احتمالاً در بیشتر بوسنی و هرزگوین کنونی و مناطق اطراف آن نفوذ کرده بودند. مدت کوتاهی بعد دو طایفة اسلاو، کرواتها و صربها، به منطقه رسیدند. امپراتور روم شرقی کرواتها را دعوت کرد تا آوارها را از منطقه بیرون برانند. صربها نیز به دنبال کرواتها در همان دوره از شمال دریای سیاه وارد بالکان شدند. دانش پژوهان امروز عقیده دارند که صربها و کرواتها اسلاوهایی با طبقة حاکم سِرمِت یا آلان (هر دو قوم ایرانی ) بوده اند یا قبایلی در اصل ایرانی بوده اند که جذب فرهنگ اسلاوی شده اند. پیش از آمدن این دو گروه به منطقه ، جمعیت زیادی از اسلاوها به این مناطق آمده بودند. ازینرو مردم بوسنی را به طور کلی می توان مردمی با ریشة اسلاو (نه صرب و نه کروات ) دانست که از ایلیریها، رومیها، آلانها، آوارها و اقوام دیگر اثر پذیرفته اند. بین قرن اول تا پنجم / هفتم تا دوازدهم ، امپراتوری روم شرقی و در دوره های کوتاهتری حاکمان کروات یا صرب بر این منطقه حکومت می کردند. در اوایل قرن پنجم / دوازدهم ، بوسنی تحت حاکمیت مجارستان قرار گرفت ، اما از سوی حاکم دست نشانده ، با عنوان «بان »، که اقتدارش بتدریج افزایش یافت ، اداره می شد. در 562/1167 بوسنی و هرزگوین برای مدت کوتاهی تحت حاکمیت روم شرقی قرار گرفت (ملکم ، ص 2ـ11؛ فاین ، ص 19ـ20؛ یوسفیان ، 13ـ14، 25). در 576/1180 با وجود ادعای حاکمیت مجارستان ، بان «کولین »، حاکم بوسنی ، استقلال خود را اعلام کرد. در اواخر قرن ششم / دوازدهم ، مجارستان از پاپ درخواست کرد تا بوسنی را تحت نظر سراسقفی آن قرار دهد. همچنین حاکم زِتا (مونتنگروی کنونی )، متحد مجارستان ، کولین و اطرافیانش را به بدعت متّهم کرد. اما بان کولین بحران را فرو نشاند. پس از درگذشت وی ، مجارها که از اعلام استقلال بوسنی ناراضی بودند به بهانة بدعت در کلیسای بوسنی پاپ را به اعلام جهاد با بوسنی متقاعد کردند. مجارها به بوسنی حمله کردند و از 632/1235 تا 639/1241 آنجا را در اختیار داشتند. حملة مغولها به مجارستان موجب عقب نشینی آنها از بوسنی شد. در 650/1252 مجارها، پاپ را راضی کردند تا کلیسای کاتولیک بوسنی را از قلمرو قدرت اسقفِ راغوزه (دوبروونیک کنونی ) بیرون بیاورد و تابع اسقف مجاری کند. اما بوسنیاییها، اسقف مجار را از بوسنی بیرون کردند و کلیسای مستقل خود را تشکیل دادند که به کلیسای بوسنی معروف شد. با اینکه بسیاری از محقّقان معتقدند که این کلیسا وگانه پرست (بوگومیل یا نئومانوی )بوده ، شواهد نشان می دهد که کلیسای بوسنی اصول اساسی کاتولیک را در سراسر قرون وسطی حفظ کرده اما از کلیسای شرق و بوگومیل تأثیرگرفته است . در 722/1322 کوترومانیچ ، حکومت را به دست گرفت . وی قلمرو بوسنی را در شمال و مغرب گسترش داد. همچنین در 726/ 1326، بیشتر هیوم (هرزگوین کنونی ) را که از 563/ 1168 مستقل شده بود و مردمش اغلب ارتدوکس بودند، به کشور ملحق کرد. او ضمن پذیرش وجود کلیسای انشعابی بوسنی ، در 741/1340 برای بهبود روابطش با پاپ پذیرفت که هیئت مذهبی فرانسیسکنها در بوسنی مستقر شود. در 748/ 1347 کوترومانیچ کاتولیک شد و از آن پس تقریباً همة زمامداران بوسنی کاتولیک بودند. پس از مرگ کوترومانیچ در 754/ 1353، برادرزاده اش تورتکو (حک : 754ـ793/ 1353ـ 1391) جانشین وی شد. در نیمة دوم حکومت تورتکو، قلمرو بوسنی گسترش یافت و به قدرتمندترین دولت در میان دولتهای بالکان غربی تبدیل شد (فاین ، ص 20ـ23، 25؛ ملکم ، ص 13ـ 20، 36ـ 38). برای مآخذ این قسمت رجوع کنید به منابع مندرج در بخش پایانی همین مقاله . / مهدی کریمی / بوسنی و هرزگوین در دورة حکومت عثمانی . در 788/ 1386، نخستین حملة ترکها به بوسنی صورت گرفت ( در 790/ 1388، بخشی از مهاجمان ترک به هیوم وارد شدند، اما نیروهای تحت فرمان ووکوویچ عثمانیان را شکست دادند. در 791/ 1389، تورتکو در پاسخ به درخواست لازار، متحد صرب خود، سپاهی را به فرماندهی ووکوویچ برای نبرد با ترکان عثمانی به کوسوو (قوصوه ) فرستاد (ملکم ، ص 20) ) . در جریان این نبرد، سلطان مراد بشدت زخمی شد و در پایان جنگ درگذشت ، ولی بایزید، جانشین او، پیروز شد و لازار را اسیر کرد. پس از نبرد کوسوو جانشینان لازار بناچار دست نشاندة ترکان شدند. صربهای دست نشانده موقعیت بوسنی را بسیار تضعیف کردند. به جانشین تورتکو اجازه داده شد که بر سرزمینهای متعلّق به او حکمروایی کند ولی بخش اعظم بوسنی در دست افراد قدرتمندی بود که مستقلاً بر مناطق خویش حکومت می کردند. فتح اسکوپیه ( اسکوپلیه ) به دست ترکان در 794/ 1392 به تشکیل قلمرو مرزی ترکها انجامید که به صربستان و بوسنی محدود می شد ( همچنین بخشهایی از بوسنی به تصرف عثمانیها درآمد (همانجا) ) . از 818/ 1415 به بعد، نفوذ ترکان در امور داخلی کشور و نفاق میان اشراف و مدعیان تاج و تخت در بوسنی افزایش یافت . پس از جلوس تورتکوی دوم (823 ـ 847/ 1420ـ1443)، که حاکمیت ترکها را پذیرفت ، پادشاهان بوسنی (از 832/ 1429) وادار به پرداخت خراج به دولت عثمانی شدند. ترکها بارها شماری از شهرها را تصرف و پادگانهایی در آنها تأسیس کردند. در نیمة قرن نهم / پانزدهم ، ترکها در شهر هودیجد و نواحی آن ـ بخش سارایووی کنونی ـ مستقر شدند. این نواحی زیر نظر مستقیم یک مقام عالیرتبة ترک ، با عنوان وُی ودا، و به دست عیسی بیگ ، حاکم اسکوپیه و پسرش اسحاق بیگ اداره می شد. این منطقه از حکومتی مضاعف برخوردار بود، زیرا لردهای بوسنیایی در بخشهای مجاور، دست نشاندگان ترکها بودند. ( در 844/1440 ترکان سربرنیتسا را تسخیر کردند. پس از مرگ تورتکوی دوم ، استپان توماش (حک : 847 ـ 865/ 1443ـ1461) جانشین وی شد (ملکم ، ص 22) ) . وی برای رهایی از تعهد پرداخت خراج به ترکان ، از پاپ کمک خواست اما موفق نشد. پاپ برای کمک به شاه ، خواهان گرویدن وی به مذهب کاتولیک و سرکوب «بدعت » شد ( ازینرو در 863/1459، شاه توماش با بی میلی از روحانیان کلیسای انشعابی بوسنی خواست تا به آیین کاتولیک درآیند یا از بوسنی خارج شوند. بیشتر آنان دست کم به صورت اسمی ، کاتولیک شدند و اقلیتی نیز به هرزگوین یا مناطق تحت تصرف ترکان پناه بردند. با فتح کامل بوسنی به دست ترکان عثمانی ، پیروان کلیسای بوسنی به دین اسلام ، و آیینهای ارتدوکس و کاتولیک پیوستند. پس از درگذشت توماش ، پسرش استپان توماشویچ (حک : 865 ـ867/ 1461ـ1463)، آخرین پادشاه بوسنی ، جانشین وی شد. توماشویچ از پاپ و همچنین از ونیزیها برای مقابله با حملة وسیع ترکها درخواست کمک کرد، اما به درخواستهای وی پاسخی داده نشد. در 867/1463، که پادشاه از پرداخت خراج خودداری کرد، لشکریان عثمانی به فرماندهی سلطان محمد دوم به بوسنی حمله ور شدند و بسرعت آنجا را تسخیر و توماشویچ را دستگیر و اعدام کردند (ملکم ، ص 23ـ 24؛ فاین ، ص 24) ) . چندی بعد که نیروهای عثمانی از بوسنی خارج شدند، ماتیاس کوروینوس ، پادشاه مجارستان ، به بوسنی حمله کرد و شهر یایتسه و نواحی مجاور آن را اشغال کرد. نیروهای مجار در سالهای پس از آن سربرنیک را تصرف کردند و دو ایالت مرزی (بانات ) که کرسی یکی یایتسه و دیگری سربرنیک بود، تشکیل دادند. در قرن نهم / پانزدهم ، مجارها از این محل چندین یورش ترتیب دادند که یکی از این حمله ها به تصرف سه روزة سارایوو منجر شد. محمد بیگ منّت اوغلو نخستین «سنجق بیگی » بوسنی بود. «سنجق » هرزگوین در 874/1470 بنیاد نهاده شد (ترکها بقیة هرزگوین را در پایان 886/ اوایل 1482 تصرف کردند). بعدها سنجق دیگری که کرسی آن در زورنیک بود، ایجاد شد. ترکها در 918/1512 بانات سربرنیک را تصرف کردند، و پس از نبرد موهاچ (در 933/1527 یا 934/1528) یایتسه و بانیالوکا را نیز اشغال کردند. از بوسنی به لیکا نفوذ کردند و بخش اعظم دالماسی را به انضمام قلعة کلیس متصرف شدند. سنجق بیگی بوسنی در اشغال اسلاوونیا شرکت کرد. تا نیمة قرن دهم / شانزدهم ، سارایوو کرسی سنجق بوسنی بود و غازی خسروبیگ (متوفی 948) که در 926/1520 سنجق بیگی آنجا شد، بناهای مجلّل بسیاری در سارایوو ساخت . در آن زمان شهر سارایوو به موضعی مهم تبدیل شده بود. با این حال ، حدود نیمة قرن دهم / شانزدهم کرسی سنجق به بانیا لوکا انتقال یافت . فرهاد سوکولویچ (صُقُلْلی )، حاکم بوسنی ، طرح و بنای بانیا لوکا را به صورت شهری اسلامی تکمیل کرد. صُقُلْلی نخستین پاشای بوسنیایی (بیگلربیگی ) بود. در 988/ 1580 ایالت بوسنی مشتمل بر هفت سنجق (بوسنی ، هرزگوین ، کلیس ، کرکا ، پاکراتس ، زورنیک و پوژگا ) تشکیل شد و کرسی آن بانیا لوکا بود. این ایالت ، علاوه بر بوسنی و هرزگوین کنونی ، شامل قسمتهایی از اسلاوونیا، لیکا و دالماسی و نیز بخشهای مرزی صربستان بود. در ابتدای قرن یازدهم / پایان قرن شانزدهم این ایالت مشتمل بر هشت سنجق بود و در پایان نخستین دهة قرن یازدهم / ابتدای قرن هفدهم ، سنجق پوژگا به ایالت نوبنیاد کانیزسا منضم شد. دست یافتن ترکان بر بوسنی و هرزگوین ، در بافت اجتماعی و روابط اقتصادی آنجا تغییرات بسیاری داد. جمعیت کشور دستخوش تغییرات بزرگ دینی و قومی شد و اسلام در سطحی وسیع منتشر گردید. اسلام پیروانی در میان دهقانان ، اربابان زمیندار و اهالی شهرها پیدا کرد. دربارة ترویج اسلام نظریات متفاوتی ارائه شده است . تا قبل از جنگ جهانی اول ، نظریة غالب این بود که پیروان کلیسای بدعت گذار (بوگومیلها) ظاهراً به سبب شباهتی که میان احکام اخلاقی خود و اسلام می دیدند، و از طرفی دیگر به دلیل آزار و تعقیب از سوی کلیسای رم ، دسته جمعی به اسلام گرویدند. اشراف بوسنی به این ترتیب توانستند املاک خویش را حفظ کنند و بافت سنّتی مالکیت ارضی در بوسنی و هرزگوین تا قرن سیزدهم / نوزدهم تغییری نکرد. اما تحقیقات بعدی نشان داد که انتشار اسلام بتدریج رخ داده است و استقرار نظام «تیمارداری » در روابط زراعی گواهی بر این است که اعیان بوسنی پس از اشغال کشور املاک خود را از دست دادند، و نظام مالکیت ارضی ، به صورتی که در قرن دوازدهم ـ سیزدهم / هجدهم ـ نوزدهم رواج داشت ، بتدریج در چارچوب نظام زراعی قدیم تکوین یافت . پیش از 867/1463، که ترکان قسمتی از بوسنی را در دست داشتند، تیولداران بوسنی بمرور به جانب ترکان جلب شدند، زیرا ناچار بودند که برای حل و فصل دعاوی خویش به ترکان متنفذ متکی باشند. هرتسگ استپان ووکچیج ، حاکم بوسنی ، تابع ترکان بود. پسران وی نیز ناگزیر به ترکان متکی بودند. کوچکترین پسر او اسلام آورد و به نام هرتسک زاده احمد پاشا در زمان سلطنت بایزید دوم و سلیم اول پنج بار به صدراعظمی رسید. شمار زیادی از افراد خانواده های زمیندار مسلمان بوسنی و هرزگوین ، به مقام وزارت و صدراعظمی دست یافتند. محمدپاشا سوکولوویچ ، از برجسته ترین دولتمردان عثمانی و صدراعظم (972ـ 987/ 1564ـ1579)، از خاندان سرشناس صرب در بوسنی بود که خویشاوندان مسیحی وی پس از اعادة مقام اسقفی پچ (964/1557) اسقف صربستان بودند. اخلاف مسلمان سپاهیان مسیحی و اعضای خانواده هایی که اسلام آورده و در حکومت ترکان به دارایی خویش افزوده بودند، بعدها به مراتب مهم نظامی و سیاسی رسیدند. از آنجا که بوسنی سرزمینی مرزی بود، اهمیت داشت و راه را برای به قدرت رسیدن مسلمانان بومی هموار می ساخت . در صربستان ، پس از آنکه ترکها مجارستان را اشغال کردند، گرویدن به اسلام تقریباً متوقف شد، در حالی که در بوسنی و هرزگوین قشرهای وسیعی از شهرها و روستاها اسلام آوردند. پس از استقرار حکومت ترکها، شهرهای بوسنیایی پدیدار شدند و رو به رشد گذاشتند. همة شهرهایی که ترکها بنا کردند بر سر راههای ارتباطی قرار داشت . در قرن نهم /پانزدهم ، رواج اسلام در شهرکهای بوسنیایی قدیم ، در مقایسه با شهرهای جدید که ترکها احداث کرده بودند، به کندی پیش می رفت . برای نمونه می توان به شهرهای سارایوو و بانیا لوکا اشاره کرد که کرسی نشین مقامات ترک و مراکز صنعتگران و کوچ نشینهای بازرگانی بودند. به سبب مهاجرت مسلمانان از نقاط مختلف که آداب و شیوه های زندگی شرقی را با خود می آوردند، و حضور مأموران و سربازان ترک ، جمعیت شهرهایی از این قبیل افزایش می یافت . شهرهای بوسنی در زمانی کوتاه به صورت پایگاه مستحکم قدرت ترکها و فرهنگ اسلامی درآمد. ضمناً شهرها بر روستاها نیز نفوذ داشتند و شمار زیادی از اهالی مناطق روستایی را به خود جلب می کردند. بیشتر مهاجران ، دهقانانی بودند که اسلام آورده بودند و چندی نپایید که سایرین نیز به اسلام گرویدند. شمار مسیحیان و یهودیان در شهرها اندک بود. گرایش به اسلام ، از شهرها و بخشهای روستایی پیرامون آنها آغاز شد. در ابتدای این دوره ، دهقانانی که در سنجق بوسنی اسلام آورده بودند فقط در حوالی سارایوو یافت می شدند. از سوی دیگر، آزار و اذیت مسیحیان بدعتگذار از سوی کلیسای کاتولیک و ارتدوکس ، باعث فروپاشی کلیساهای بوگومیلها شد. گرایش مقامهای مهمی چون هرتسگ استپان ووکچیج به کلیسای ارتدوکس نیز در تضعیف موضع کلیسای بوسنی در هرزگوین بی تأثیر نبود. دولت عثمانی کلیسای ارتدوکس صرب را به رسمیّت شناخت و به آن حقوق و امتیازات بسیار اعطا کرد. سلطان محمد فاتح نیز به کلیسای کاتولیک امتیازاتی داد. تحقیقات نشان می دهد که بدعت گذاران بوسنیایی در بیشتر نواحی به کلیسای ارتدوکس یا کاتولیک گرویده بودند. این امر، گرویدن دسته جمعی پیروان کلیسای بوسنی به اسلام را نفی می کند. به هر تقدیر، از قرن نهم / پانزدهم به بعد، تکوین شهرها به صورت مراکز اسلامی ، و تأثیر آنها بر روستاهای اطراف ، به رواج مستمر اسلام در میان دهقانان برخی نواحی منجر شد. در 1000/1592، حسن پاشا پردویویچ ، بیگلربیگی بوسنی ، بیهاچ را به تصرّف درآورد. سال بعد، حسن پاشا در سیساک به سختی شکست خورد و این امر باعث بروز جنگ میان ترکها و هابسبورگها شد. ساختار حکومتی و وسعت ایالت بوسنی که در اوایل قرن یازدهم / هفدهم شکل قطعی خود را یافت ، تقریباً تا پایان قرن به همان صورت باقی ماند. در این زمان ، حاکم ایالت دارای عنوان وزیر بود. در 1049/ 1639، کرسی نشین حکومت از بانیا لوکا به سارایوو منتقل شد. جنگ طولانی 1001ـ 1015/ 1593ـ1606 به تضعیف مستمر منابع و نیروی انسانی عثمانیان منجر شد و بوسنی نیز که کاملاً در معرض این حملات بود بیشترین صدمه را متحمّل شد. چه در طی جنگ و چه بعد از آن ، شورشهای متعدّد صربهای هرزگوین مشکلات فراوانی پدید آورد. سلطان احمد (1012ـ 1026)، بر اثر فشار سپاهیان بوسنیایی که از سوی پاشا نیز پشتیبانی می شدند، فرمانی صادر کرد و تیمارهایی برقرار کرد که حقوق وراثت خانوادگی را به رسمیّت می شناخت . افزایش مالیات بر اراضی دهقانان مسیحی ، شکافهای موجود میان آنها و دهقانان مسلمان را عمیق تر کرد. این امر فرار دهقانان مسیحی به آن سوی مرز و شمار روزافزون یاغیان راهزن را در پی داشت . افتتاح بندر اسپلیت (1000/1592) که رقیب بندر دوبروونیک بود، اهمیت فراوانی برای بازرگانی بوسنی داشت . در نیمة دوم قرن دهم / شانزدهم و نیمة اول قرن یازدهم / هفدهم ، به وسعت و اهمیت برخی از شهرها، بویژه سارایوو، افزوده شد. شکاف عمیق میان ثروتمندان و طبقة فقیر شهرنشین ، موجب ناآرامی و اغتشاش قشر فقیر و غالباً مسلمان سارایوو شد. در نیمة دوم قرن یازدهم / هفدهم ، بر اثر دو جنگ ، سطح زندگی و وضع اقتصادی ایالت بوسنی بحرانی شد. جنگ با ونیز (1054ـ1080/ 1644ـ1669) و جنگ با هابسبورگها (1073ـ1074/ 1663ـ1664) در نواحی متعلق به ایالت بوسنی رخ داد و این ایالت بارها مورد تهاجم قرار گرفت . بسیاری از مسیحیانی که به همین سبب راه فرار در پیش گرفتند به ارتش ونیز ملحق شدند. ناآرامی و قیام در مردم هرزگوین نیز دیده می شد. جنگ به دوران صلحی چهارده ساله منجر شد که به طور کلی باعث تحکیم قدرت عثمانی گردید. حمله به وین آغاز جنگ با اتحاد مقدس بود که مدت مدیدی طول کشید (1094ـ 1111/ 1683ـ 1699). این بار نواحی بوسنی واقع در جنوب ساوا صحنة اصلی نبرد نبود، ولی لشکری از بوسنی در جنگ شرکت کرد و وظیفة دفاع از مرزها را بر عهده داشت . در 1099/ 1688، نیروهای اتریش موقتاً بعضی از بخشهای جنوب ساوا را متصرف شدند و نُه سال بعد شاهزاده اوژن ، پس از نبرد سنتا ، تا سارایوو پیشروی کرد و آنجا را در 1109/1697 به آتش کشید. مسیحیان ، بویژه پیروان کلیسای واتیکان ، همراه سپاهیان مهاجم که عقب نشینی کرده بودند، زیستگاه خود را ترک گفتند. بر اساس پیمان صلح کارلوویتس (1110/1699)، ایالت بوسنی ، گذشته از تغییراتی مختصر، مرزهای کنونی بوسنی و هرزگوین را در شمال و غرب حفظ کرد. در این زمان ، ایالت شامل پنج سنجق (بوسنی ، هرزگوین ، کلیس ، زوُرنیک و بیهاچ ) بود ولی پس از چندی سنجق بیهاچ از بین رفت . در این دوره کرسی بوسنی از سارایوو به تراونیک انتقال یافت . پناهندگان مسلمان از نواحی مجارستان ، اسلاوونیا، کرواسی و دالماسی که در دست مسیحیان بود به اراضی بوسنی که متروک یا کم جمعیت بود نقل مکان کردند. بر اساس پیمان صلح پاساروویتس (1130/1718؛ رجوع کنید به پاساروفچه * ) باریکه ای از اراضی واقع در جنوب ساوا به اتریش واگذار شد و قسمتی از نواحی اطراف مرز غربی نیز به اتریش و ونیز ملحق شد. با وجود صدماتی که طاعون به بار آورد و تلفات سنگینی که سپاهیان بوسنی متحمل شدند، لشکر بوسنی به فرماندهی حکیم اوغلوعلی پاشا در 1150/1737 نیروهای اتریشی را در بانیا لوکا به سختی شکست داد. طی پیمان بلگراد (1152/ 1739)، اتریش بجز قلعة فوریان ، کلیة مناطقی را که بر اساس پیمان پاساروویتس به دست آورده بود از دست داد. بازگشت ینی چریها از نواحی از دست رفته به بوسنی ، موقعیت ممتاز برخی از شهرها، بویژه سارایوو، را تحکیم بخشید. در این زمان به این شهرها عملاً خودمختاری داده شده بود. در دورة علی پاشا شورایی از اعیان شهری ، فرماندهان نظامی (قپودانها) و افراد برجستة دیگر، به منظور نظارت بر اعمال وزیر، تشکیل شد. وزیران بوسنی برای کسب ثروت و جبران مالیاتها و رشوه هایی که جهت کسب مقام پرداخته بودند به میزان مالیات می افزودند و مالیاتها و عوارض جدیدی برقرار می کردند. این امر در حدود نیمة قرن دوازدهم / هجدهم ، به مدت ده سال ، باعث شورشها و قیامهایی از سوی شهروندان فقیر و دهقانان مسلمان شد. این وضع تأثیر نامطلوبی بر دادوستد در شهر و روستا داشت و باعث تنزّل جدی رشد اقتصادی کشور شد. در جنگ میان عثمانی و اتریش (1202ـ 1205/ 1788ـ1791) وظیفة دفاع از بخشهای مرزی به نیروهای بوسنی واگذار شد. نیروهای اتریشی گذشته از اشغال برخی از دژهای مرزی توفیق چندانی نیافتند. بر اساس پیمان صلح سویشتوف ، عثمانی از قسمت کوچکی از اراضی خود صرف نظر کرد و اتریش دژهای مرزی اشغال شده را تخلیه نمود. سلطان سلیم سوم در آغاز قرن سیزدهم / پایان قرن هجدهم به اصلاحات و اقداماتی دست زد که قدرت ینی چریها را محدود می کرد و با نفوذ اعیان مسلمان و موضع ممتاز سکنة مسلمان ایالت بوسنی مغایرت داشت . اصلاحات جدید، که مخلّ ساختار نظامی موجود و برخلاف منافع ینی چریها و سپاهیان بود، خشم مسلمانان بوسنی را برانگیخت . شمار بسیاری از بیگها و آغاها و جمعیت شهرنشین بوسنی در چندین لشکرکشی برای سرکوب شورشیان صربستان شرکت کردند، ولی لشکر بوسنی در میشار (1221/ 1806) با شکست سختی مواجه شد. کمی پس از آن ، چندین قیام از سوی دهقانان صرب در بوسنی روی داد، اما دیری نپایید که سرکوب شدند. مسلمانان بوسنی در سرکوب شورش صربستان در 1228/1813 نیز شرکت داشتند. در دوره ای که ناپلئون به محاصرة دریایی اقتصادی دست زد، وضع دادوستد محلی بهبود یافت . در این دوره ، بازرگانان یهودی و صرب از راههای بوسنی برای حمل و نقل پنبه استفاده کردند و بسیاری از آنان ثروتمند شدند. سارایوو استقلال قابل ملاحظه ای کسب کرده بود، و موارد متعددی از منازعات جدّی میان شهروندان و وزیر پیش آمد. با انتصاب و ورود جلال الدین پاشا در 1235/1820، نظم و قانون به بهای از دست رفتن جان افراد بسیاری دوباره برقرار شد. برچیده شدن سپاه ینی چریها به قیام دیگری از سوی مردم ، بویژه در سارایوو، انجامید که به دست عبدالرحمان پاشا سرکوب شد. در 1246/1831 در پی اصلاحات و تجدید سازمان ارتش ، شورشی به سرکردگی اعیان مسلمان بوسنی و به رهبری حسین قپودان گراداشچویج رخ داد. شورشیان خواهان خودمختاری کامل برای بوسنی و هرزگوین و حق انتخاب وزیر خویش شدند و پذیرفتند که بوسنی خراجی سالانه به سلطان بپردازد. ولی از ابتدا قپودانهای هرزگوین ، به رهبری علی آغا رضوان بیگوویچ ، از این نهضت کناره گرفتند. این قیام در 1248/1832 سرکوب شد و هرزگوین به صورت پاشالیق (پاشانشین ) درآمد و علی پاشا رضوان بیگوویچ به حکومت آن منصوب شد (1249/1833). با اینهمه ، ستیز میان وزیران و شهروندن سارایوو ادامه یافت . سرانجام عمر پاشا با اختیارات ویژه همراه با نیروی نظامی قابل ملاحظه ای به بوسنی اعزام شد. وی توانست نفوذ سیاسی چشمگیر اعیان بوسنی را درهم شکند و اصلاحات دولت عثمانی را به اجرا درآورد. او همچنین علی پاشا را به قتل رساند و پاشالیق هرزگوین را برانداخت . شهر سارایوو به مقرّ رسمی وزیر تبدیل شد. در زمان حکومت توپال عثمان پاشا (1277ـ1286/ 1861ـ 1869) اصلاحات دیگری نیز در ادارة امور ایالت بوسنی به اجرا در آمد. نخستین راه آهن بانیا لوکا به نووی در 1289/1872 افتتاح شد. در دهة 1277/ 1860 چاپخانة ولایتی آغاز به کار کرد و تعدادی مدرسه تأسیس شد. بر اثر این اصلاحات ، وضع بازرگانی و دادوستد بهبود یافت . بسیاری از خانواده های صرب ، شهرنشین ثروتمند شدند و در نتیجه نفوذ شهروندان صرب بتدریج به بخشهای روستایی نیز گسترش یافت . اما این اصلاحات نتوانست کشاورزی را عمیقاً متحول سازد. مالیاتهای سنگین که غالباً خودسرانه تعیین می شد، سبب شورش مکرر دهقانان شد. در 1264/1848 طاهرپاشا، وزیر بوسنی ، حل مشکلات ارضی و نظام اجاره داری را که موجب نارضایتی دهقانان شده بود، بر عهده گرفت . پس از تصویب قانون اراضی زراعتی (در 1274)، چندین اقدام ناموفق صورت گرفت تا اینکه با فرمان 1276/1859، وضع اجاره داران اراضی زراعی روشن شد. اما در این فرمان ، نظام یکسانی برای وضع مالیات در بوسنی و هرزگوین پیش بینی نشده بود. مقررات فرمان دربارة نظام مالکیت ارضی تا 1336/1918 به قوّت خویش باقی ماند. اوضاع نامناسب ، موجب بروز چندین قیام دهقانی در حدود نیمة قرن سیزدهم / نوزدهم شد. در قیام بزرگ 1292/1875 دهقانان مسیحی ، آغاها و بیگها با یکدیگر متحد شدند. با پیوستن صربهای شهرنشین و مردم مونتنگرو و نبرد آنان با عثمانی ، این شورش رنگ سیاسی به خود گرفت . قیام در هرزگوین نهضتی همگانی بود، ولی تنها بخشهای مرزی بوسنی در آن شرکت داشتند. این قیام به دخالت قدرتهای بزرگ منجر شد. به موجب پیمان سان استفانو ، دولت عثمانی با دادن خودمختاری به بوسنی و هرزگوین موافقت کرد. کنگرة برلین ، بوسنی و هرزگوین را تحت قیمومت اتریش ـ مجارستان درآورد. نیروهای اتریش ـ مجارستان که برای اشغال آن کشور اعزام شدند، با مقاومت غیرمترقبة مسلمانان بوسنی مواجه شدند. رهبری شورشیان به دست افرادی از طبقات پایین بود. شورشیان مردم را به قیام در برابر اشغالگران و استقرار حکومت مردمی در سارایوو تشویق می کردند. اشغال بوسنی و هرزگوین در 29 رجب / 29 ژوئیه آغاز و در 23 شوال 1295/ 20 اکتبر 1878 تکمیل شد. مقاومت شدید در پاره ای از مناطق ، بویژه سارایوو و اطراف آن ، بشدت سرکوب شد. فرهنگ اسلامی در بوسنی و هرزگوین . اسلام در بوسنی و هرزگوین پس از سلطة ترکهای عثمانی رواج یافت و بر بافت زندگی و فرهنگ کشور اثر گذاشت . کوچ نشینان شهری ارکان اصلی فرهنگ اسلامی را در بوسنی و هرزگوین تشکیل می دادند. ولی پس از حکومت ترکها، به سبب نفوذ فرهنگ اروپا، بویژه در میان مسیحیان ، عناصر فرهنگ شرقی رو به زوال رفت . در پی الحاق بوسنی و هرزگوین به یوگسلاوی ، این روند ادامه یافت . بااینهمه حتی امروز نیز ویژگیهای فرهنگ شرقی کاملاً از میان نرفته است . در شیوة زندگی ، زرگری ، قالیبافی و بسیاری از هنرهای دیگر، هنوز رسوم شرقی رواج دارد. پایاترین آثار فرهنگ اسلامی را می توان در زمینة معماری و شهرسازی یافت . بهترین یادگارهای سبک معماری اسلامی در بوسنی و هرزگوین تا حدود پایان قرن دهم / شانزدهم در این کشور ساخته شد. برای نمونه ، می توان به این موارد اشاره کرد: مسجد آلاجه (957/1550) در فوچه ، مسجد غازی خسروبیگ (936/ 1530) و مسجد علی پاشا (968/1561) در سارایوو، مسجد فرهادپاشا (987/1579) در بانیا لوکا، مدرسة غازی خسروبیگ (944/1537) موسوم به سلجوقیه و بعدها کورشوملیه و حمام غازی خسروبیگ (قبل از 964/1557) و «بزستان » ( بازار سرپوشیده ) بورسه * (958/1551) در سارایوو. تا پایان قرن یازدهم / هفدهم ، بجز چند بنای بزرگ که ساختة حکّام یا مقامات عالیرتبة عثمانی است ، مانند تکیة حاجی سنان (1050/1640) در سارایوو، بناهای دیگر اهمیت چندانی ندارد. از این زمان تا پایان حکومت عثمانیها نشانه هایی از انحطاط در معماری دیده می شود. در اواخر این دوره نفوذ افکار اروپایی و نیز تقلید از سبکهای رایج در شهرهای ترکیه به چشم می خورد. با این حال ، نمونه های جالبی از ابتکار فنی نیز در این دوره دیده می شود. توسعة شهر تراونیک ، که مقرّ رسمی وزیر بود، نمونة گویایی از معماری این دوره است . در نمونه های معماری اسلامی ، که پس از دوران عثمانیان ساخته شده ، نشانه های بارزی از انحطاط دیده می شود. دولتهای اتریش ـ مجارستان کوشیدند با تقلید از سبک معماری اسلامی در اسپانیا ویژگیهای هنر معماری اسلامی را گسترش دهند. بناهایی که بدین سبک ساخته شد با چشم انداز سرزمین بوسنی و با شرایط اقلیمی آنجا هماهنگ نبود. بسیاری از واژه ها و اصطلاحات روزمرة بوسنی و هرزگوین ، ریشة ترکی ، عربی و فارسی دارند. در قیاس با مناطقی که به زبان صرب و کرواتی سخن می گویند، رواج این واژه ها و اصطلاحات در بوسنی و هرزگوین بیشتر است . همزمان با تکوین زبان صرب و کرواتی و تحت نفوذ آن زبان ، از 1295/ 1878 و بویژه از 1336/1918 به بعد، کاربرد عناصر ترکی در زبان این منطقه کاهش یافت . در دورة حکومت عثمانیان ، مسلمانان ، بویژه اعیان بومی مسلمان ، در مکاتبات خصوصی خود از نوعی الفبای شکستة سیریلی استفاده می کردند. مسلمانان بوسنی و هرزگوین متون ادبی صرب و کرواتی را به الفبای عربی می نوشتند. ولی از 1309ش / 1930 به بعد، این الفبا حتی در متون مذهبی هم تقریباً به کار نرفته است . اشعار حماسی متقدم یا «گوسلار »های بوسنی و هرزگوین دارای ویژگیهای بنیادین شعرهای حماسی و سنتی صرب و کرواتی است . تنها تفاوت در نگرش سیاسی و مذهبی ، کاربرد اصطلاحات ترکی ، توجه کمتر به اشعار قهرمانی و گرایش به شعرهای تغزّلی نهفته است . شاعران مسلمان بوسنی و هرزگوین ، که به زبانهای شرقی شعر سروده اند، آثارشان بیشتر به زبان ترکی است تا فارسی و عربی . برخی از نویسندگان و شاعران برجستة ترک اصل و نسب بوسنیایی داشته اند، از جمله : درویش پاشا (مقتول 1012)، متولد موستار؛ محمد نرگسی ، صاحب سبک سرشناس (متوفی 1044)، متولد سارایوو؛ احمد سودی (متوفی 1005)، شارح معروف سعدی و حافظ . شیخ فوزی اهل موستار (متوفی ح 1160) از جمله کسانی است که اشعار زیادی به زبان فارسی سروده است و آثاری نیز به زبان ترکی دارد. حسن قائمی اهل سارایوو (متوفی 1130) و اسکوفی بوسنوی ، معروف به هوایی (متوفی ح 1061)، متولد توزلا دنیا ، و نیز چند شاعر دیگر بوسنی و هرزگوین ، آثار خود را به دو زبان ترکی و صرب و کرواتی نوشتند. اسکوفی بوسنوی برای زبان صرب و کرواتی فرهنگ منظومی به ترکی تألیف کرد. آثار نویسندگان مسلمان متقدم بوسنی و هرزگوین بیشتر به زبان عربی و غالباً دربارة فقه ، کلام ، امور حکومتی و تاریخ است . عبدالله بوسنوی (متوفی 1054) نویسندة رسائل عرفانی و فلسفی و مفسّر فصوص الحکم ابن عربی است . حسن کافی (متوفی 1025)، متولد آق حصار، نویسندة معروفی است که آثارش در زمینه های فقه و سیاست ، منصب قضا را مادام العمر در موطنش از آن او ساخت . کافی ، گذشته از نوشته های دیگر، مؤلف کتاب معروف نظام العالم بود. شماری از مورخان مشهور عثمانی نیز به خانواده های مسلمان بوسنیایی تعلق داشتند. از تاریخنگاران برجستة بوسنی در قرن دوازدهم / هجدهم که به زبان ترکی کتاب تألیف کرده است قاضی عمر نووی و مؤلف غزوات حکیم اوغلو علی پاشا ست که وقایع تاریخ بوسنی را از محرم 1149/1736 تا پایان جمادی الاولی 1152/1739 در بر می گیرد. وقایع نگاران برجسته ای (مصطفی باشِسْکی ، صالح صدقی ) در دوران انتقال بین پایان قرن دوازدهم / هجدهم و آغاز قرن سیزدهم / نوزدهم شرح وقایع معاصر را ثبت کردند. نخستین مورخ نوین دوران عثمانی و نخستین دانش پژوه شرقی که شاعر هم بود، صفوت بیگ باشاگیچ (1287ـ1353/ 1870ـ1934) است . از 1295/ 1878، و بویژه از 1336/1918 به بعد، آثار ادبی مسلمانان بوسنی به نحو روزافزونی با ادبیات صربی و کرواتی درهم آمیخته اند. قدیمترین مدرسة دورة عثمانی در سارایوو به ربع اول قرن دهم / آغاز قرن شانزدهم تعلق دارد. در 943/1537 مدرسة غازی خسروبیگ با کتابخانه اش به همت غازی خسروبیگ ، سنجق بیگی بوسنی ، ساخته شد. مجموعة فعلی کتابخانة مدرسه شامل مجلّدات اصلی به زبانهای شرقی و نیز شمار زیادی از نسخ ، دست نوشته ها و اسناد به زبان ترکی است . فرقه های گوناگون دراویش نیز به تعالیم عرفانی و مطالعة آثار فارسی مشغول بوده اند. نخستین تکیة درویشان ظاهراً قبل از سقوط نهایی بوسنی بنا شده است . خانقاهی که به امر غازی خسروبیگ بنا شد، حاوی جزئیات معماری جالبی است . گسترش آموزش و پرورش و نهادهای آموزشی به دوران وزارت توپال عثمان پاشا باز می گردد. در این دوره ، نخستین «رشدیه » و «مکتب حقوق »، و به دنبال آن قرائتخانة عمومی و چاپخانه احداث شد. در اواخر حکومت عثمانی ، یک مدرسة نظامی ، یک دانشکدة تربیت معلم و یک مدرسة بازرگانی در سارایوو دایر بود. مقامات اتریش ـ مجارستان ، بدون دخالت در مدارس مذهبی ، به استقرار نظام آموزش دولتی خویش دست زدند. در مدارس دولتی تعلیمات دینی اجباری بود. در 1327/1909 رشدیه ها مدارس ابتدایی کودکان مسلمان به شمار آمدند و فقط در شهرهای پرجمعیت باقی ماندند. مکتبها، که از نظر جامعة مسلمانان حضور در آنها برای مسلمانان اجباری شمرده می شد تا 1331ش / 1952 وجود داشتند. دانشگاه سارایوو (تأسیس : 1328ش / 1949) دارای کرسی زبان شناسی شرقی (ترکی ، عربی و فارسی ) است . انستیتوی شرق شناسی سارایوو (تأسیس : 1329 ش / 1950) مجموعة ارزشمندی از دست نوشته های شرقی را گرد آورده است . بدین ترتیب ، زمینة گسترده ای از مطالعات مربوط به زبانهای ترکی ، فارسی و عربی ، تاریخ منطقه در دورة عثمانی و بسیاری شاخه های دیگر از دانشهای اسلامی وجود دارد. منابع : (1) ( جان وی . ای . فاین ، «ریشه های تاریخی جامعة بوسنی مدرن در دورة عثمانی و قرون وسطی »، در مسلمانان بوسنی ـ هزرگووین : تاریخچه تحولات از قرون وسطی تا زمان انحلال یوگسلاوی ، ویراستار و گردآورنده مارک پنسون ، ترجمة مهوش غلامی ، تهران 1374 ش ) ؛ (2) F. Bajraktarevic ¨, O nas §im mevludima , Belgrade 1937; (3) S. Bas §agic ¨, Kratka uputa u pros §lost Bosne i Hercegovine , Sarajevo 1900; (4) M. Begovic ¨, Lإgislation relative ب l'organisation des affaires rإligieuses des musulmans en Yougoslavie, Annuaire de l'Association yougosl. de droit int., Belgrade-Paris 1934; (5) A. Bejtic ¨, Spomenici osmanlijske arhitekture u Bosni i Hercegovini, Prilozi za orijentalnu filologiju, III-IV , Sarajevo 1952-1953; (6) V. C §ubrilovic ¨, Bosanski ustanak 1875-1878 , Belgrade 1930; (7) H. Hadz §ibegic ¨, "Turski dokumenti o poc §etku ustanka u Hercegovini i Bosni 1875", Prilozi za orijentalnu filologiju , I (1950); (8) M. Handz §ic ¨, Islamizacija Bosne i Hercegovine i porijeklo bosanskohercegovac §kih muslimana , Sarajevo 1940; (9) idem, Knjiz §euni rad bosansko-hercegovac ¨kih muslimana , Sarajevo 1934; (10) idem, Pogled na sudstvo u Bosni i Hercegovini za vrijeme turske vlasti , Sarajevo 1940; A. Hangi, Die (11) Moslims in Bosnien-Hercegovina-ihre Lebensweise, Sitten und Gebrجuche , Sarajevo 1907; (12) K. Hخrman, Narodne pjesme muslimana u Bosni i Hercegovini , I-II, Sarajevo 1933; (13) J. Koetschet, Osman Pascha der letzte grosse Wesir Bosniens und seine Nachfolger , Sarajevo 1909; (14) H. Kres §evljakovic ¨, Kapetanije u Bosni i Hercegovini , Sarajevo 1954; (15) [Noel Malcolm, Bosnia: a short history , London 1994]; (16) Monumenta Turcica historiam Slavorum Mer. illustrantia, I, Kanuni i kanun-name , vol. I, ed. Oriental Inst. of Sarajevo, Sarajevo 1957; (17) H. S §abanovic ¨, "Najstarije vakufname u Bosni", Prilozi za orijentalnu filologiju , II (1951), III-IV (1952); (18) A. S §kaljic ¨, Turcizmi u narodnom govoru i narodnoj knjiz §ernosti Bosne i Hercegovine , I-II, Sarajevo 1957; (19) V. Skaric ¨, Sarajevo i njegova okolina od najstarijih vremena do austro- ugarske okupacije , Sarajevo 1937; (20) V. Skaric ¨, O. Nuri Hadz §ic ¨and N. Stojanovic ¨, Bosna i Hercegovina pod austrougarskom upravom, Srpski narod u XIX veku , Belgrad 1938. برای صورت کامل منابع رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل "Bosna" . / ب . جورجف ، تلخیص از ( د. اسلام ) / تاریخ معاصر بوسنی و هرزگوین . تا 1326/1908 که بوسنی و هرزگوین به اتریش ـ مجارستان منضم شد، حقوق سلطان عثمانی بر این ایالت به رسمیت شناخته می شد. اما از آن پس ، وضع بوسنی و هرزگوین در این پادشاهی دوگانه ، بیشتر به سبب قانون اساسی دوگانة اتریش ـ مجارستان ، نامشخص باقی ماند. بوسنی و هرزگوین ، چه قبل و چه پس از انضمام ، تحت نظارت دوگانة وزارت دارایی اتریش ـ مجارستان قرار داشت . در 1328/1910، کشور از قانون اساسی و یک مجلس برخوردار شد. مجلس مرکب از هفتاد و دو نماینده و بیست عضو انتصابی بود. اعضای انتصابی از نمایندگان مذهبی (از جمله : رئیس العلما، رئیس اوقاف و سه مفتی )، و مقامات عالیرتبه تشکیل می شد. قانون اساسی اختیارات مجلس را در برابر دولت بسیار محدود کرده بود، و در عین حال دولت نیز در برابر وزارت دارایی اتریش ـ مجارستان از قدرت چندانی برخوردار نبود. مجلس در جریان جنگهای بالکان و جنگ جهانی اول تشکیل نشد ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل "Bosna" ). دولت اتریش ـ مجارستان سازمان حکومتی جدیدی به وجود آورد، به بازرگانی (بویژه صنایع چوب و معدن ) توسعه بخشید، به ساختن راه و راه آهن و تأسیس مدارس و شماری مؤسسات علمی پرداخت ، اما چارچوب جامعه در بسیاری موارد بدون تغییر باقی ماند (همانجا). از 1299/1882 تا 1321/1903، بنیامین کالاّ ی ، وزیر دارایی پادشاهی دوگانه ، که مورّخ مشهوری نیز بود، سهم عمده ای در تعیین سیاست اتریش ـ مجارستان در بوسنی و هرزگوین برعهده داشت . کالاّ ی برای اینکه بوسنی و هرزگوین را به صورت «واحدی مجزّا » در درون پادشاهی دوگانه نگاه دارد و از انتشار ملی گراییِ صربی و کرواتی جلوگیری کند، کوشید «ملت بوسنیایی » و «زبان بوسنیایی » به وجود آورد. ولی تعداد طرفداران این سیاست در میان اهالی بومی به حدّ مطلوب نرسید، زیرا که صربها و کرواتها نسبت به ملّیت خود حساس شده بودند و فقط بخش کوچکی از روشنفکران و زمینداران مسلمان از «ملی گرایی بوسنیایی » جانبداری می کردند (همانجا). در 1317/1899، به رهبری جابیچ ، مفتی موستار، مبارزه ای خلل ناپذیر برای کسب خودمختاری مذهبی و آموزشی برای مسلمانان بوسنی و هرزگوین آغاز شد. این مبارزه با نهضت (صربهای ) ارتدوکس پیوند یافت . جابیچ مصرّانه خواستار حداکثر امتیازات بود ولی در اقلیّت قرار گرفت . در 1318/ 1900، طرحی برای بهبود جامعة مذهبی اسلامی به کالاّ ی تقدیم شد. در این طرح ، بر حقوق سلطنتی عثمانیان در بوسنی و هرزگوین تأکید ویژه ای شده بود، و این اصلی بود که مقامات اتریش ـ مجارستان راضی به پذیرش آن نبودند. در 1320/ 1902، که جابیچ برای مشورت با سلطان به استانبول رفت ، بازگشت وی به بوسنی و هرزگوین ممنوع شد. در 1321/ 1903، پس از درگذشت کالاّ ی ، بوریان جانشین او شد. وی به برخی از گروهها اجازة فعالیتهای قابل قبول سیاسی داد. این اقدام سبب تقویت ساختار سازمانی مسلمانان شد (پنسون ، ص 112ـ 113؛ د. اسلام ، همانجا). مقررات جدید آشتی جویانه در 1323/1905، به کلیسا و مدارس استقلال نسبی داد، اما وضع مالیاتهای تازه برای تأمین مدارس سبب نارضایتی مسلمانان و پایان دورة سکون شد. از 1324/ 1906، مبارزة مسلمانان شکل سازمان یافته تری پیدا کرد. کمیتة اجرایی سازمان خلق مسلمان به ریاست علی بیگ فردوس تشکیل شد. این سازمان در عین حمایت از منافع طبقات متموّل ، با دولت نیز برای کسب خودمختاری مذهبی وارد مذاکره شد، اما مذاکرات به جایی نرسید. متعاقب منضم شدن کشور به اتریش ـ مجارستان ، امپراتور با تصویب اساسنامه ای ، به مسلمانان بوسنی و هرزگوین در امور مذهبی (وقف ـ معارف ) استقلال داد. این اساسنامه تا1309ش / 1930 به قوّت خود باقی ماند (پنسون ، ص 113؛ د. اسلام ، همانجا). بیلینیسکی ، جانشین بوریان که اقتصاددان معروفی بود، در دوران خدمت خود (1330ـ1333/ 1912ـ 1915) اصلاحات اداری متعدّدی انجام داد، اما از آنجا که در دورة او جنگهای بالکان ، بحران پارلمانی بوسنی و جنگ جهانی اول به وقوع پیوست از نظر اقتصادی پیشرفت چندانی حاصل نشد (پنسون ، ص 123؛ د. اسلام ، همانجا). در 4 شعبان 1332/ 28 ژوئن 1914، فرانتس فردیناند، ولیعهد پادشاهی هابسبورگ ، در سارایوو به دست دانشجوی صرب بوسنیایی ، عضو گروه بوسنی جوان ، ترور شد. در پی آن اتریش ـ مجارستان به صربستان اعلام جنگ داد و جنگ جهانی اول آغاز شد (ملکم ، ص 153ـ155، 157). در 1336/1918، پادشاهی صربها، کرواتها و اسلوونها ایجاد، و بوسنی و هرزگوین نیز به آن منضم شد. این کشور نوبنیاد، تحت حاکمیت پادشاه صربستان قرار گرفت (همان ، ص 161ـ162، 169؛ > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ؛ ص 650؛ بریتانیکا ، ذیل مادّه ). مسلمانان برای حفظ منافعشان دست به تأسیس چند سازمان سیاسی زدند. مهمترین آنها، سازمان مسلمانان یوگسلاو ، در 1337/1919 در سارایوو بنیان نهاده شد که از 1340/1921 رهبری آن با محمد اسپاهو بود. وی فعالانه در صحنة سیاسی کشور حضور داشت و در چند کابینة ائتلافی بین 1340/1921 تا 1348/1929 سمت وزیر را به همراه چند وزیر مسلمان دیگر بر عهده داشت (باناک ، ص 137، 140؛ ملکم ، ص 163). درپی تنش در روابط صربها و کرواتها در 1347/1928، الکساندر اول قانون اساسی را به حال تعلیق درآورد و نام کشور را به یوگسلاوی تغییر داد. فعالیت احزاب قومی یا صنفی ، از جمله سازمان مسلمانان یوگسلاو، ممنوع شد. شاه الکساندر قلمرو یوگسلاوی را به نُه واحد تشکیلاتی تازه ، موسوم به بانات ، تقسیم کرد. بوسنی و هرزگوین بین چهار بانات تقسیم شد، که شامل بخشهایی از کرواسی ، صربستان و مونتنگرو نیز می شد. بجز یک بانات که شامل بخشهایی از منطقة ساحلی دالماسی می شد، در همه جا هدف اصلی این بود که صربها اکثریت را تشکیل دهند. مسلمانان بشدت از این تقسیم ناراضی بودند، زیرا در هر چهار بخش در اقلیّت قرار گرفته بودند (ملکم ، ص 168ـ169؛ باناک ، ص 140ـ141). از 1336ـ 1349/ 1918ـ1930، مسلمانان بوسنی و هرزگوین ، صربستان ، مقدونیه و مونتنگرو دارای سازمان مذهبی جداگانه ای بودند، اما به دنبال الغای نظام پارلمانی در یوگسلاوی ، در 1309ش / 1930 قانونی دربارة جامعة مذهبی مسلمانان و اساسنامة آن در کشور پادشاهی یوگسلاوی به تصویب رسید. بدین ترتیب ، جوامع خودمختار پیشین مسلمانان متحداً تحت ریاست رئیس العلما و یک هیئت عالی مرکب از رئیس العلما و دو رئیس مجلس علما، قرار گرفتند. اقامتگاه رسمی رئیس العلما و مرکز هیئت جامعة مذهبی مسلمانان به بلگراد انتقال یافت ؛ بعلاوه ، دو مجلس علما و دو شورای وقف ـ معارف نیز، همراه با کمیته های اداری آنها وجود داشت که دفترهای مرکزی آنها در سارایوو و اسکوپیه بود. بر اساس قانون 1309ش / 1930، شاه نظارت زیادی بر جامعة مسلمانان داشت و تنها بعد از مرگ الکساندر (1313ش / 1934) بود که از این نظارتها کاسته شد. طبق اساسنامة جدید (1315ش / 1936) اقامتگاه رسمی رئیس العلما در سارایوو قرار گرفت و مقام مفتی منسوخ شد ( د.اسلام ، همانجا؛ ملکم ، ص 170). اصلاحات کوچک در مرز باناتها و قانون اساسی اصلاحی 1310ش / 1931، نشانی از تغییر روش استبدادی رژیم سلطنتی نداشت . سازمان مسلمانان یوگسلاو در بیانیه ای خواستار واگذاری بیشترین قدرت به واحدهای سیاسی ـ تاریخی (شامل بوسنی و هرزگوین ) شد. در 1311 ش / 1932، رهبر کرواتها و اسلوونها به همراه اسپاهو به سبب صدور بیانیه ای که در آن بازگشت دموکراسی و پایان استیلای صربها را خواسته بودند، دستگیر شدند. هر چند اسپاهو و رهبر اسلوونها کمی بعد آزاد شدند (ملکم ، همانجا؛ باناک ، ص 141). در 1314 ش / 1935، سازمان مسلمانان یوگسلاو به ائتلاف حاکم پیوست . سیاست سازمان ، استفاده از فرصتها برای حفظ منافع مسلمانان بود. در 1318ش / 1939، اسپاهو و جعفربیگ کولنوویچ به همراه سه وزیر دیگر، در اعتراض به سیاست سلطه جویانة صربها استعفا دادند. توافق مرداد 1318/ اوت 1939 ضربة دیگری به جامعة مسلمانان بوسنی و هرزگوین بود. بر اساس این توافق ، کرواسی خودمختار بخشهایی از جنوب ساوا، نواحی مرکزی و جنوب غربی بوسنی و هرزگوین غربی را تصاحب می کرد و بیشتر بوسنی و هرزگوین نیز به صربستان ملحق می گشت . در واقع ، در این تقسیم بندی مسلمانان به طور کامل نادیده گرفته شده بودند. پس از مرگ اسپاهو در همان سال ، جانشین وی ، کولنوویچ ، با این تقسیم مخالفت کرد. وقتی تلاشهای او بی ثمر ماند، او و سازمان مسلمانان یوگسلاو درصدد برآمدند تا بوسنی را به صورت موقت در یک کرواسی مستقل سازمان بخشند. از فروردین 1320/ آوریل 1941، یعنی زمان اشغال یوگسلاوی به دست نیروهای متحدین ، تا پایان جنگ جهانی دوم ، بوسنی و هرزگوین به بخش جدایی ناپذیر کشور خودمختار کرواسی تبدیل شد. دیکتاتوری اوستاشا به بوسنی و هرزگوین خودمختاری اعطا نکرد و کشور را بر خلاف مرزهای تاریخی آن به دوازده استان تقسیم کرد (ملکم ، ص 171ـ173؛ باناک ، ص 141ـ143). در 1324 ش / 1945، پارتیزانهای تیتو ، بوسنی و هرزگوین را از اشغال متحدین آزاد کردند و حکومت خلق بوسنی به وجود آمد. مسلمانان در اوایل دورة حکومت کمونیستی تیتو در یوگسلاوی تحت آزار قرار گرفتند. در 1325ش / 1946، از فعالیت دادگاههای اسلامی و همچنین برگزاری مراسم و اعیاد اسلامی جلوگیری به عمل آمد. در 1329ش / 1950، حجاب برای زنان ممنوع شد. در همین سال مکتبهای قرآنی جهت آموزش کودکان ، تعطیل و آموزش کودکان در مساجد جرم شناخته شد. در 1331ش / 1952، فعالیت جمعیتهای درویشی ممنوع و انجمنهای آموزشی و فرهنگی مسلمانان بسته شد. البته بر مبنای مفاد اساسنامة جامعة مذهبی اسلامی مصوبِ مجمع اعلای اوقاف در 1326ش / 1947، به منظور هماهنگی با ساختار حکومت فدرال ، مجلسهای علما و مجامع اوقاف به طور جداگانه در چهار جمهوری به وجود آمد. رئیس العلما و چهار عضو از چهار مجمع اوقاف عالیترین مقام تصمیم گیرنده بودند که آنان را مجمع اعلای اوقاف انتخاب می کرد. البته این مجمع نیز که تنها مجمع رسمی فعال بود، تحت نظارت دولت بود. بر اساس قانون مصوب 1332ش / 1953، مدرسه ای نیز تحت نظارت شدید به آموزش روحانیان مسلمان می پرداخت . تا 1343ش / 1964، مسلمانان اجازة نشر متون اسلامی را نداشتند. تعدادی از مساجد مسلمانان به موزه ، انبار و اصطبل تبدیل شد و بعضی نیز که در جنگ بشدت آسیب دیده بود، تعمیر نشد. بسیاری از قبرستانهای مسلمانان به پارک یا ساختمانهای اداری و مسکونی تبدیل شد. در 1337ش / 1958 زمینهای کشاورزی وقفی ، ملی شد. همچنین بسیاری از مدارس مذهبی از جمله مدرسة غازی خسروبیگ بسته شد (ملکم ، ص 191، 195ـ196؛ د.اسلام ، همانجا؛ نظرزاده ، ص 161). در اواخر دهة 1950 و دهة 1960 برخورد با جامعة اسلامی تعدیل شد، زیرا از این جامعه برای پیشبرد سیاست خارجی تیتو، مبتنی بر عدم تعهد، استفاده می شد. ازینرو تا نیمة دهة 1339ش / 1960، سیاستمداران مسلمان برجسته ای از بوسنی در چند کشور عربی و اندونزی خدمت می کردند. از نظر تقسیمات کشوری ، بوسنی و هرزگوین دوباره به عنوان واحدی مجزّا به مرزهای تاریخی خود دست یافت . نخستین کنگرة حزب کمونیست با وجود فشار صربها اعلام کرد که به علت آمیختگی جمعیت نمی توان بوسنی و هرزگوین را تقسیم کرد (ملکم ، ص 196ـ 198؛ > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، همانجا). با وجود این ، مقامات حاکم تا مدتها مسلمانان را به صورت رسمی به عنوان ملت شناسایی نمی کردند. روشنفکران مسلمان ، مانند پروفسور محمد فیلیپویچ و عاطف پوریواترا، برای شناسایی مسلمانان به عنوان ملت دست به مبارزه زدند. اما حزب کمونیست ، فیلیپویچ را در 1346ش / 1967 اخراج کرد. سرانجام ، از 1350ش / 1971، برای نخستین بار مسلمانان به عنوان ملت به رسمیت شناخته شدند (ملکم ، ص 197ـ199). بهبود موقعیت مسلمانان در یوگسلاوی در حدی بود که جمال بیدیچ ، نخست وزیر مسلمان ، ادارة حکومت را از 1350 ش / 1971 تا 1356ش / 1977 در دست داشت . بیدیچ نیز بر به رسمیت شناختن ملّیت مسلمانان بوسنی پافشاری می کرد. در این دهه مسلمانان ، برخلاف میل صربهای بوسنی ، به عنوان گروهی مهم و مسلط در جمهوری خود پدیدار شدند (باناک ، ص 147). در اواخر دهة 1340 ش / 1960 و دهة 1350 ش / 1970، در بوسنی همزمان با جنبش غیر دینی ملی گرایی مسلمانان ، اعتقادات اسلامی نیز شاهد تجدید حیات بود. این تجدید حیات مذهبی ضد کمونیستی بیشتر ناشی از سیاست عدم تعهد تیتو بود که موجب تماس بیشتر مسلمانان بوسنی با جهان اسلام و در پی آن رشد مطالعات اسلامی در بوسنی شد. در 1356ش / 1977 دانشکدة الهیات اسلامی در دانشگاه سارایوو تأسیس شد. پس از مرگ تیتو (1359ش / 1980) تجدید حیات اسلامی با رشد ملی گرایی صربی روبرو شد که در برابر مسلمانان کوسوو، و مسلمانان بوسنی و هرزگوین جهت گیری ضد اسلامی داشت . از طرف دیگر، مقامات نیز در برابر اسلامگرایی حساسیت بیشتری پیدا کردند. تعدادی از روحانیان مسلمان در بوسنی آشکارا از نظام کمونیستی انتقاد می کردند و پس از انقلاب اسلامی ایران حتی تصاویری از آیت الله خمینی در بوسنی پخش شد. این مسائل باعث شد که مقامات حاکم از رشد اعتقادات اسلامی جلوگیری کنند (ملکم ، ص 200ـ 208؛ باناک ، ص 147ـ 148؛ نظرزاده ، ص 185، 200). در 1362 ش / 1983 دادگاهی در سارایوو، علی عزّت بگوویچ و دوازده تن دیگر را به جرم اعمال ضد انقلابی و ملی گرایی به زندان محکوم کرد (ملکم ، ص 208، 218). پس از سقوط حزب کمونیست در دی 1368/ ژانویة 1990، در بوسنی و هرزگوین نیز احزاب سیاسی متعددی شکل گرفتند. در انتخابات همان سال ، احزاب ملی گرا به آسانی بر کمونیستهای اصلاح طلب غلبه کردند. در این انتخابات ، حزب اقدام دموکراتیک ، به رهبری علی عزّت بگوویچ ، بیشترین کرسی را به خود اختصاص داد. عزّت بگوویچ به ریاست جمهوری ، یوره پلیوان از کرواتها به نخست وزیری و مومچیلو کرایشنیک از صربهابه ریاست مجلس برگزیده شدند و حکومتی ائتلافی از سه حزب اصلی به ریاست عزّت بگوویچ تشکیل شد (باناک ، ص 148ـ 149؛ ملکم ، ص 218، 222؛ > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، همانجا). در 1370ش / 1991، صحنة سیاسی یوگسلاوی و بوسنی و هرزگوین تحت تأثیر تنش در روابط صربها و کرواتها قرار گرفت . در اوایل این سال ، میلوشویچ ، رئیس جمهور صربستان ، حفظ تمامیت ارضی یوگسلاوی را خواستار شد و با هر گونه استقلال و جدایی طلبی بشدت مخالفت کرد. حتی وی اعلام کرد که در غیر این صورت تمامی کرواسی و بوسنی را به صربستان ضمیمه خواهد ساخت . با وجود این ، در 4 تیر 1370/ 25 ژوئن 1991، کرواسی و اسلوونیا استقلال خود را اعلام کردند. بلافاصله صربهای بوسنی و هرزگوین نیز اظهار داشتند که در فدراسیون یوگسلاوی (یا در یک صربستان بزرگتر) باقی خواهند ماند ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، همانجا؛ ملکم ، ص 222ـ 225؛ آسایش زارچی ، ص 31). درگیریهای نظامی بویژه بین صربهای کرواسی ، با حمایت ارتش خلق یوگسلاوی و حکومت کرواسی ، به افزایش تنش در سرتاسر کشور منجر شد. در همان حال ، مناطق صرب نشین در بوسنی و هرزگوین خودمختاری اعلام کردند. در مهر 1370/ اکتبر 1991، ارتش خلق یوگسلاوی با زیر نظر گرفتن بیشتر هرزگوین ، بندر دوبروونیک در کرواسی را محاصره کردند. در این عملیات ، صدها صرب هرزگوین نیز شرکت داشتند. عزّت بگوویچ بیطرفی بوسنی و هرزگوین را در درگیری بین کرواسی و صربستان اعلام کرد اما کاراجیچ ، رئیس حزب دمکراتیک صرب ، این عمل را اقدامی بر ضد صربها دانست . از آنجا که فدراسیون یوگسلاوی تحت سلطة صربها، خوشایند مسلمانان و کرواتها نبود، نمایندگان مسلمان و کروات به نفع استقلال با مرزهای موجود رأی دادند. در همه پرسی 10 و 11 اسفند 1370/ 29 فوریه و 1 مارس 1992 از حدود 64% شرکت کننده که شامل چند هزار صرب در شهرهای بزرگ نیز می شد قریب به اتفاق به استقلال کامل بوسنی و هرزگوین رأی دادند. به دنبال اعلام نتیجة همه پرسی درگیری میان شبه نظامیان صرب و گروههای قومی دیگر در سارایوو و سایر مناطق آغاز شد ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ؛ آسایش زارچی ، همانجاها؛ ملکم ، ص 227ـ 228، 231). در اسفند 1370/ پایان فوریة 1992 طی ملاقاتی در اتریش میلوشویچ و توجمان ، رئیس جمهور کرواسی ، و کاراجیچ دربارة تجزیة بوسنی و هرزگوین گفتگو کردند. میلوشویچ و توجمان در اسفند/ مارس (ملکم ، ص 231) و اردیبهشت / مه (گیبو، ص 334) 1991 نیز در این باره با یکدیگر ملاقات کرده بودند. در 7 فروردین 1371/ 27 مارس 1992، جمهوری صرب ، که 65% کشور را شامل می شد به مرکزیت بانیا لوکا تشکیل شد. با وجود این ، در 18 فروردین / 7 آوریل ، جامعة اروپایی و چند کشور دیگر استقلال بوسنی را به رسمیّت شناختند. این امر از تشدید جنگ میان ارتش خلق یوگسلاوی که در سلطة صربها بود و نیروهای مسلمان و کروات در بوسنی و هرزگوین جلوگیری نکرد و صربها چند شهر از جمله سارایوو را به محاصره درآوردند. در اول خرداد/ 22 مه ، بوسنی و هرزگوین به عضویت سازمان ملل متحد پذیرفته شد. در 9 خرداد/ 30 مه ، سازمان ملل ، جمهوری فدرال یوگسلاوی (تنها شامل صربستان و مونتنگرو) را به علت دخالت در درگیریهای بوسنی تحریم اقتصادی کرد. کرواتها نیز سه ماه پس از آغاز حملة نظامی صربها به بوسنی و هرزگوین ، اتحادیة کروات هرتسگ ـ بوسنا را که 30% کشور را دربر می گرفت اعلام کردند. در همان حال ، کاراجیچ پیشنهاد کرد که صربها و کرواتها بوسنی و هرزگوین را میان خود تقسیم کنند. با اینهمه ، عزّت بگوویچ و توجمان با وجود اختلاف سیاسی ، پیمان دوستی و همکاری را در مرداد/ ژوئیه امضا کردند ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 651؛ ملکم ، ص 232ـ233). در پایان همان ماه ، همزمان با افزایش شمار تلفات درگیری بوسنی ، عزّت بگوویچ در اعتراض به شورای امنیّت ، تحریم تسلیحاتی یوگسلاوی را به نفع صربها دانست ، زیرا فرصت دفاع را از بوسنی و هرزگوین سلب می کرد. سازمان ملل به این اعتراض واکنشی نشان نداد و حکومت بوسنی و هرزگوین تصمیم گرفت که از جهان اسلام کمک بخواهد. افشای سیاست پاکسازی قومی و نقض حقوق بشر توسط صربها و کشف اردوگاههای بازداشت ، به صدور قطعنامة شورای امنیّت منجر شد که این اردوگاهها و مسئولان نقض حقوق بشر را محکوم می کرد. در مهر 1371/ سپتامبر 1992، کمیتة دفاعی مشترک کرواسی و بوسنی و هرزگوین شکل گرفت . با وجود این ، در همان سال ، درگیری بین کرواتها و مسلمانان در بوسنی و هرزگوین آغاز شد و کرواتها چند شهر را به تصرف درآوردند و موستار را پایتخت اتحادیة کروات هرتسگ ـ بوسنا اعلام کردند. این درگیریها باعث شد که صربها به راحتی یایتسه را تصرف کنند. در آبان 1371/ اکتبر 1992، طرح ونس ـ اوئن ارائه شد. این طرح بوسنی و هرزگوین را به ده استان خودمختار تقسیم می کرد که به هر جناح سه استان داده شده بود و سارایوو نیز استانی با موقعیت ویژه (بی طرف و آزاد) بود، و حکومت مرکزی تنها به دفاع ملی و سیاست خارجی می پرداخت . اما مناطق تحت تصرف صربها به یکدیگر پیوسته بود و فرماندهان نظامی صرب بهیچوجه قبول نمی کردند که این مناطق بر اساس طرح از هم جدا شود. این امر آنها را ترغیب به الحاق به صربستان می کرد. همچنین به علت استقلال قوای مقننه ، مجریه و قضاییه و نیروی پلیس هر استان ، آوارگان برای بازگشت به استانهای تحت حکومت صربها احساس امنیّت نمی کردند. از طرف دیگر، نهایی نبودن مرز استانها و اعطای قلمرو وسیعی از کشور به کرواتها باعث شد که آنان برای تصرف مناطقی که در طرح به آنها داده شده بود به مسلمانان حمله کنند. همانطور که انتظار می رفت ، در دی 1371/ ژانویة 1993، کرواتها طرح ونس ـ اوئن را پذیرفتند. اما صربها آن را رد کردند و مسلمانان بخشی از طرح را قبول کردند. کرواتها در همان سال ، به حملات بر ضد نیروهای مسلمان ادامه دادند. به این ترتیب ، طرح ونس ـ اوئن جنگ داخلی را تشدید کرد و اتحاد مسلمانان ـ کرواتها را که تنها مانع بر سر راه صربها بود، تضعیف کرد. با وجود این ، مسلمانان در چند ناحیه صربها را عقب راندند ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، همانجا؛ ملکم ، ص 247ـ 248؛ آسایش زارچی ، ص 145ـ146). با اینکه ، تحت فشار سازمان ملل و جامعة اروپا، کاراجیچ طرح ونس ـ اوئن را در ژنو امضا کرد، دو روز بعد مجلس صربها قاطعانه این طرح را رد کرد، زیرا بر اساس آن صربها می بایست بخشی از مناطق تحت اشغال خود را واگذار می کردند. در ماه خرداد/ مه ، امریکا، فرانسه ، روسیه ، بریتانیا و اسپانیا در اعلامیه ای از ادامة تحریم تسلیحاتی یوگسلاوی حمایت و اعلام کردند که نیروهای نظامی بین المللی به نفع مسلمانان مداخله نخواهند کرد. آنها در عوض ، شش ناحیة امن (سارایوو، بیهاچ ، توزلا، گوراژده ، سربرنیتسا و ژپا) را برای حفاظت از مسلمانان در برابر حملة صربها پیشنهاد کردند. این طرح از 2 بهمن / 22 ژانویه به اجرا درآمد. در اردیبهشت 1372/ مه 1993، صربها و کرواتها با نقض آتش بس مناطق تحت تصرف خود را توسعه دادند. در تیر/ ژوئن همان سال ، نیروهای مشترک صرب و کروات به شهر مسلمان نشین ماگلای در شمال حمله کردند، در ماه بعد نیز نبرد شدیدی میان مسلمانان و کرواتها برای تصرف موستار درگرفت . در 8 مرداد 1372/ 30 ژوئیة 1993، سه جناح در حال جنگ ، در ژنو با طرح اوئن ـ استولتنبرگ موافقت کردند. بر اساس این طرح ، بوسنی و هرزگوین کنفدراسیونی متشکل از سه دولت قومی بود که اتحادیة جمهوریهای بوسنی و هرزگوین نامیده شد. اختیارات حکومت مرکزی در این کشور محدود به سیاست خارجی و تجارت خارجی می شد. براساس این طرح ، 52% خاک بوسنی به صربها، 17% به کرواتها، 30% به مسلمانان (که در آن زمان 70% قلمرو کشور را در اختیار داشتند) داده می شد و یک درصد باقی مانده (سارایوو بجز بخشداری پاله ) نیز برای یک دورة انتقالی دو ساله تحت نظارت سازمان ملل قرار می گرفت . با وجود این توافقنامه ، جنگ ادامه یافت ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 652؛ آسایش زارچی ، ص 177، 183ـ184). در شهریور 1372/ سپتامبر 1993، فکرت عبدیچ ، عضو مسلمان شورای ریاست جمهوری دولت بوسنی و رقیب عزّت بگوویچ ایجاد استان خودمختار بوسنی غربی را که قرار بود بخشی از اتحادیة جمهوریهای بوسنی و هرزگوین را شکل دهد، اعلام کرد. در پی این امر وی از شورای ریاست جمهوری برکنار شد و جنگ بین نیروهای عبدیچ و حکومت آغاز شد. در مهر/ اواخر سپتامبر همان سال ، به سبب مخالفت مجالس صرب و کروات ، طرح اوئن ـ استولتنبرگ با شکست روبرو شد ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، همانجا). به دنبال برقراری آتش بس بین کرواتهای بوسنی و حکومت بوسنی ، در 27 اسفند 1372/ 18 مارس 1994، مسلمانان و کرواتها در واشنگتن موافقتنامه ای برای ایجاد فدراسیون بوسنی و هرزگوین امضا کردند. در همان سال ، صربها گوراژده را تصرف کردند. پس از انتقاد شدید جامعة بین المللی از روسیه ، به سبب پشتیبانی از صربها، روسیه اعلام کرد که با زور بر ضد صربها مخالفتی ندارد. به دنبال این امر و تهدید صربها به حملات هوایی از سوی ناتو، نیروهای صرب در اواخر فروردین / آوریل ، از گوراژده خارج شدند. گروه تماس (متشکل از نمایندگان روسیه ، امریکا، فرانسه ، آلمان و بریتانیا) در تیر 1373/ ژوئیة 1994، طرحی ارائه کرد که بر مبنای آن فدراسیون بوسنی و هرزگوین 51% قلمرو کشور را به دست می آورد. این طرح همانند طرح دیگر گروه تماس ، به علت نداشتن ضمانت اجرایی ، با مخالفت صربهای بوسنی روبرو شد. جنگ بین ارتش بوسنی و نیروهای شورشی عبدیچ در محدودة بیهاچ ، سبب شد که مناطق تحت تصرف نیروهای عبدیچ به تصرف ارتش بوسنی درآید. نیروهای حکومتی و کرواتهای بوسنی در 12 آبان / 3 نوامبر، شهر کوپرس در بوسنی مرکزی را که در دست صربها بود، تصرف کردند. این اولین پیروزی قاطع نیروهای حکومتی از زمان آغاز درگیریها بود. با وجود این ، در اواخر همین ماه بیشترِ بیهاچ دوباره به دست صربها افتاد. در بهمن 1373/ فوریة 1995، دادگاه جنایتکاران جنگی یوگسلاوی سابق (که به دستور شورای امنیّت سازمان ملل متحد در 1371ش / 1993 تشکیل شد) 21 صرب را به جنایت در حق انسانها و نسل کشی در اردوگاه کار اجباری اومارسکا در شمال غربی بوسنی و هرزگوین متهم کرد. این در حالی بود که صربها همچنان به جنگ و گلوله باران بیهاچ ادامه می دادند و از ورود کمکهای بشردوستانه به شهر ممانعت می کردند، که قحطی و تلفات غیرنظامیان را به دنبال داشت (همان ، ص 652ـ653). صربها در اردیبهشت 1374/ مه 1995، سارایوو و توزلا را به سختی گلوله باران کردند که به کشته شدن شمار زیادی از غیر نظامیان انجامید. آنان همچنین برای جلوگیری از حملات بیشتر ناتو بیش از دویست پاسدار صلح سازمان ملل متحد را به گروگان گرفتند. به علت گروگان بودن پاسداران صلح در دست صربها، سازمان ملل به حملة شدید صربها به منطقة امن گوراژده پاسخ نداد. در حالی که سازمان ملل معامله با صربهای بوسنی را انکار می کرد، همزمان با خروج پاسداران صلح سازمان ملل از قلمرو صربها در حومة سارایوو، گروگانها آزاد شدند. بعلاوه هواپیماهای صرب آزادانه در منطقة ممنوعه برفراز بوسنی و هرزگوین پرواز می کردند. سرانجام ، در تیر 1374/ ژوئن 1995، ناحیة امن سربرنیتسا و ژپا بدون واکنش نیروهای سازمان ملل به تصرف صربها درآمد. در این دو منطقه هزاران غیرنظامی مسلمان به دست صربها قتل عام شدند. بیهاچ نیز مورد حملة مشترک صربهای بوسنی ، صربهای کرواسی و مسلمانان شورشی به رهبری عبدیچ قرار گرفت . موقعیت بحرانی بیهاچ موجب شد تا عزّت بگوویچ و توجمان در 31 تیر/ 22 ژوئیه موافقتنامة همکاری نظامی امضا کنند. نیروهای حکومت کرواسی کراینا را از تصرف صربها خارج کردند، غیرنظامیان صرب به صورت جمعی به نواحی تحت تصرف صربها در بوسنی و هرزگوین و صربستان گریختند و حملة مشترک نیروهای حکومت بوسنی و کرواسی محاصرة بیهاچ را درهم شکست . پس از مذاکرات صلح بین وزرای خارجه یوگسلاوی ، کرواسی و بوسنی و هرزگوین در ژنو و نیویورک ، یک آتش بس دو ماهه در مهر/ اکتبر به اجرا درآمد. در 10 آبان 1374/ اول نوامبر 1995، مذاکرات صلح در دیتون ، در ایالت اوهایوی امریکا، شروع شد و در آن رؤسای جمهور عزّت بگوویچ ، توجمان و میلوشویچ (به نمایندگی از جمهوری فدرال یوگسلاوی و صربهای بوسنی ) و نمایندگان گروه تماس و اتحادیة اروپا حضور داشتند. در 30 آبان / 21 نوامبر، هر سه رئیس جمهور موافقتنامة صلح را به صورت مقدماتی امضا کردند. بر اساس این توافق بوسنی و هرزگوین به نسبت 51% متعلق به فدراسیون و 49% متعلق به جمهوری صرب تقسیم و تأکید شد که رابطه با کشورهای همسایه نباید ناقض حاکمیّت و تمامیّت ارضی بوسنی و هرزگوین باشد. همچنین حکومت مرکزی شامل شورای ریاست جمهوری منتخب و پارلمانی مستقر در سارایوو شد. مقرراتی نیز برای ایجاد نظام پولی و بانک مرکزی واحد و مؤسساتی برای بازسازی کشور پیش بینی شده بود. موافقتنامه تصریح می کرد که همة آوارگان و رانده شدگان حق بازگشت به منازلشان را دارند و باید اموال ضبط شدة خود یا غرامت منصفانة آن را دریافت کنند. از نکات اصلی موافقتنامه قرار گرفتن سراسر شهر سارایوو در فدراسیون بود. به این ترتیب قرار شد حومة سارایوو که در تصرف صربها بود به حاکمیّت فدراسیون درآید، و صربهای بوسنی نیز کنترل سربرنیتسا و ژپا را حفظ کنند. گوراژده نیز که تحت حاکمیّت فدراسیون باقی ماند از طریق دالانی تحت مدیریت فدراسیون به سارایوو پیوند داده می شد. دربارة عرض دالان استراتژیک و حیاتی پوساوینا که دو بخش شمالی و جنوبی جمهوری صرب را به هم متصل می کرد و کنترل شهر برچکو که در این منطقه قرار گرفته بود توافقی حاصل نشد اما سه طرف توافق کردند که این مقوله را به داوری بین المللی ارجاع دهند. همچنین بنا شد شصت هزار نیروی بین المللی تحت فرماندهی ناتو جایگزین نیروهای پاسدار صلح سازمان ملل متحد شوند. این نیرو، نظارت بر خروج طرفهای در حال جنگ از مناطق یکدیگر، نظارت بر معاوضة قلمرو بر اساس موافقتنامة صلح ، حل اختلافات مرزی ، ایجاد شرایط امن برای برگزاری انتخابات آزاد و واکنش در برابر خشونت علیه غیر نظامیان را برعهده داشت . در 23 آذر 1374/ 14 دسامبر 1995، موافقتنامة صلح دیتون به صورت رسمی به وسیلة عزّت بگوویچ ، توجمان و میلوشویچ در پاریس به امضا رسید. ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 654ـ655). اگرچه تلاشهای جامعة بین المللی ، بویژه ایالات متحدة امریکا، کشورهای عضو اتحادیة اروپایی و روسیه به عقد پیمان صلح دیتون منجر شد که البته تأمین کنندة حقوق کامل مسلمانان نبود، پایداری سرسختانة مسلمانان بوسنی و هرزگوین برای حفظ تمامیّت ارضی این کشور و باقیماندة جمعیت مسلمانان این بخش از اروپا نیز از اهمیت خاصی برخوردار است . چون طی جنگ در بوسنی و هرزگوین ، افکار عمومی مسلمانان همانند دیگر مردم جهان ، تحت تأثیر فعالیت رسانه های گروهی ـ که به خوبی نسل کشی و جنایات صربها در حق مسلمانان را منعکس می کردند ـ تهییج شده بود، شمار قابل توجهی داوطلب مسلمان از کشورهایی چون ایران ، مصر، ترکیه ، عربستان سعودی ، سودان و برخی دیگر از ملل مسلمان برای کمک به مسلمانان بوسنی و هرزگوین راهی آنجا شدند. بسیاری از کشورهای اسلامی نیز در طول جنگ کمکهای مادّی خود، شامل محموله های غذایی و دارویی را به آنجا می فرستادند. همچنین برخی از کشورهای اسلامی ، بویژه ایران ، حتّی قبل از آنکه سازمان کنفرانس اسلامی در تیر 1374/ ژوئیة 1995 تحریم تسلیحاتی سازمان ملل دربارة بوسنی و هرزگوین را بی اعتبار اعلام کند، از ارسال کمکهای تسلیحاتی دریغ نمی کردند. این کمکها تا اندازه ای از فشار تحریم تسلیحاتی سازمان ملل و حملات صربها به مسلمانان می کاست ( > سالنامة آمریکانا 1996 < ، ص 91، 436؛ اوبالانس ، ص 54 ـ 55، 92ـ93، 96، 227). سازمان کنفرانس اسلامی ، نخستین بار، در ششمین جلسة سران کشورهای اسلامی در داکار (آذر 1370/ دسامبر 1991)، با توّجه به رویدادهای یوگسلاوی سابق ، نگرانی خود را از سرنوشت مسلمانان آن کشور، بویژه مسلمانان بوسنی و هرزگوین ، ابراز کرد. کشورهای اسلامی در قالب این سازمان ، با پیگیری سیاستی واحد، ضمن پشتیبانی از حاکمیّت و تمامیّت ارضی و استقلال سیاسی بوسنی و هرزگوین ، برای تأثیرگذاری بر مجامع بین المللی بویژه سازمان ملل تلاش کردند تا از این راه بتوانند با رفع تحریم تسلیحاتی بوسنی و هرزگوین ، جامعة بین المللی را برای پایان دادن به نسل کشی مسلمانان به مداخلة نظامی ترغیب کنند. گروه تماس کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی متشکل از ایران ، ترکیه ، پاکستان ، عربستان سعودی ، مصر، مالزی ، تونس و سنگال ، از اردیبهشت 1372/ مه 1993، برای پیگیری سیاستهای سازمان ، کار خود را آغاز کرد. متعاقباً این سازمان ، با تعیین مهلت تهدید کرد که اگر سازمان ملل تحریم تسلیحاتی بوسنی و هرزگوین را لغو نکند و اقدام قاطعی برای جلوگیری از فجایع صربها اتّخاذ نکند، رأساً به ارسال اسلحه برای حکومت بوسنی و هرزگوین اقدام خواهد کرد. در جلسه ای دیگر، هفت کشور اسلامی آمادگی خود را برای اعزام حدود هجده هزار نیروی نظامی به بوسنی و هرزگوین در قالب نیروهای پاسدار صلح ، در صورت درخواست دبیرکل سازمان ملل و تحت امر آن سازمان ، اعلام کردند. پیشنهاد سازمان کنفرانس اسلامی با استقبال شورای امنیّت روبرو نشد، و امریکا و برخی از کشورهای اروپایی نیز آشکارا با اعزام نیروهای پاسدار صلح کشورهای اسلامی ، بویژه ایران ، مخالفت کردند (ظریف ، ص 674ـ 675؛ مصفا، ص 813؛ احمدی ، ص 724؛ اوبالانس ، ص 191؛ آسایش زارچی ، ص 13، 228ـ229؛ نظرزاده ، ص 244ـ247). هر چند که درخواستهای سازمان کنفرانس اسلامی ، با بی توجهی شورای امنیت ، مجامع اروپایی و ایالات متحدة امریکا روبرو می شد، موضعگیری مستقل و نسبتاً یکپارچة کشورهای اسلامی ، نقشی مثبت در تحریک افکار عمومی به نفع مسلمانان بوسنی و هرزگوین ایفا کرد، که این امر نقطة قوّتی برای هیئت بوسنیایی در مذاکرات صلح به شمار می آمد. رویهمرفته ، سازمان کنفرانس اسلامی ، مساعی خود را برای دفاع از مسلمانان بوسنی و هرزگوین به کار برد و با توجه به اوضاع مساعد بین المللی ، در راه رسیدن به اهداف خود، موفقیتی نسبی به دست آورد (ولایتی ، ص 669؛ احمدی ، همانجا؛ عراقچی ، ص 743؛ دانش پور، ص 952، اوبالانس ، ص 137؛ فوزی تویسرکانی ، ص 92؛ یوسف وند، ص 206). در هر حال ، پس از حدود چهار ماه از امضای رسمی موافقتنامة صلح دیتون ، پیشرفت عمده ای در اجرای آن حاصل شد. جناحهای در حال جنگ خروج مرحله بندی شده از مناطق و مبادلة سرزمینها را تکمیل کردند و بیشتر زندانیان جنگی آزاد شدند. در دی 1375/ ژانویة 1996، هنگام انتقال حومة سارایوو به فدراسیون جمع زیادی از صربها از آنجا خارج شدند. صربها به هنگام تخلیة این منطقه بخش بزرگی از خانه ها و ساختمانهای دولتی را تخریب کردند و مقامات صرب با تهدید ساکنان صرب این منطقه آنان را به ترک خانه هایشان و اسکان مجدد در شهرهای واقع در جمهوری صرب که مسلمانان در طی جنگ از آنجا رانده شده بودند، مجبور کردند. تا فروردین 1376/ مارس 1996، تنها 10% از صربهای ساکن سارایوو باقی ماندند. موافقتنامة صلح دیتون جنایتکاران جنگیِ تحت تعقیب دادگاه جنایی بین المللی را از داشتن مقام دولتی منع می کرد. با وجود این کاراجیچ ، رئیس جمهور صرب ، که به سبب شرکت در محاصرة سارایوو و قتل عام در سربرنیتسا و راتکوملادیچ ، فرمانده نیروهای مسلح صربها، که به سبب جنایات جنگی تحت تعقیب بودند، هنوز در مقامهای خود باقی بودند. بر اثر فشارهای بین المللی کاراجیچ سرانجام در تیر 1375/ ژوئیة 1996، از ریاست جمهوری و رهبری حزب دموکراتیک صرب استعفا داد. در 23 شهریور/ 14 سپتامبر 1996 انتخابات ملی برای شورای ریاست جمهوری و قوّة مقننه ، انتخابات شورای ریاست جمهوری و قوّة مقننة جمهوری صرب و انتخابات قوّة مقننه و مقامات فدراسیون بوسنی برگزار شد. در انتخابات شورای ریاست جمهوری کشور عزّت بگوویچ بیشترین آرا را به دست آورد و به ریاست جمهوری رسید ( > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 655ـ656). با وجود خاتمة جنگ ، بسیاری از مسلمانان در جریان بازگشت به منازلشان در قلمرو صربها اخراج و تعدادی نیز کشته شدند. حکومت صربهای بوسنی نیز با وجود فشار جامعة بین المللی از تحویل جنایتکاران جنگی به دادگاه امتناع کرد. سرانجام ، در 1376ش / 1997، تعدادی از جنایتکاران جنگی در دادگاه لاهه محاکمه شدند. دیوان بین المللی داوری نیز در اسفند 1377/ مارس 1999 اعلام کرد که شهرِ عمدتاً مسلمان نشین برچکو به عنوان منطقه ای بیطرف باقی خواهد ماند و به هیچ یک از دو نهاد حکومتی در بوسنی و هرزگوین واگذار نخواهد شد. صربها به این رأی بشدت اعتراض کردند، اما علی عزّت بگوویچ اعلام کرد که تصمیم محکمة بین المللی برچکو این شهر را از بیعدالتی کامل نجات داد ( ایران ، ص 4؛ > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 657ـ 658). قانون اساسی فعلی بوسنی و هرزگوین ضمیمه ای از موافقتنامة صلح دیتون است . مطابق این قانون ، کشور شامل فدراسیون بوسنی و هرزگوین و جمهوری صرب است و هر فرد هم تابعیت بوسنی و هرزگوین و هم تابعیت یکی از دو بخش داخلی آن را دارد. مقررات دایر بر حقوق بشر و آزادیهای بنیادین و دسترسی به دادگاه بین المللی جنایات جنگی ، در قانون اساسی غیر قابل اصلاح یا حذف است . نهادهای بوسنی و هرزگوین ، سیاست خارجی (شامل تجارت و حقوق گمرکی )، سیاست مالی به صورت کلی ، مسئلة مهاجرت و آوارگان ، تسهیلات ارتباطات بین المللی و مشترک ، ترابری بین دو بخش و نظارت بر عبور و مرور هوایی را به عهده دارند. همچنین مناسبات با کشورهای همسایه نباید ناقض حاکمیّت و تمامیّت ارضی کشور باشد، همچنانکه مقررات قانونی یا قانون اساسی هر دو بخش نیز نباید قانون اساسی بوسنی و هرزگوین را نقض کند. مجمع پارلمانی کشور دارای دو مجلس است : مجلس اقوام که بوسنیاییها، کرواتها و صربها هر یک در آن پنج نماینده دارند. نمایندگان بوسنیایی و کروات را بوسنیاییها و کرواتهای مجلس نمایندگان فدراسیون انتخاب می کنند، و نمایندگان صرب را مجلس ملی صرب برمی گزیند. دو سوم مجلس نمایندگان نیز از اعضای قلمرو فدراسیون و یک سوم از قلمرو جمهوری صرب به صورت مستقیم انتخاب می شوند. مجمع پارلمانی در سارایوو بر پا می شود و ریاست هر دو مجلس به طور متناوب بین سه گروه قومی گردش می کند > کتاب سال جهان اروپا 1998 < ، ص 658، 662). شورای ریاست جمهوری متشکل است از یک بوسنیایی و یک کروات که از فدراسیون انتخاب می شوند و یک صرب که از جمهوری صرب برگزیده می شود. این شورا برای چهار سال ادارة امور را به دست می گیرد و مسئول سیاست خارجی و روابط بین المللی کشور است ، همچنین سالانه بودجة مرکزی را با توصیة شورای وزرا به پارلمان ارائه می کند. این شورا نخست وزیر را با تأیید مجلس نمایندگان منصوب می کند. هیئت دولت فقط شامل وزیرخارجه و وزیر تجارت خارجی است که برگزیدة نخست وزیرند و به تأیید مجلس نمایندگان می رسند (همان ، ص 663). منابع : (21) محمدجواد آسایش زارچی ، بحران بوسنی ـ هرزگووین و مذاکرات صلح ، تهران 1374 ش ؛ (22) کورش احمدی ، «سازمان کنفرانس اسلامی در شرایط جدید بین المللی »، مجلة سیاست خارجی ، سال 11، ش 3 (پاییز 1376)؛ (23) ایران ، سال 5، ش 1186، 16 اسفند 1377؛ (24) آیوو باناک ، «مسلمانان بوسنی از جامعة مذهبی به ملیت سوسیالیستی و شرایط بعد از دورة کمونیسم »، در مسلمانان بوسنی ـ هرزگووین : تاریخچة تحولات از قرون وسطی تا زمان انحلال یوگسلاوی ، ویراستار و گردآورنده مارک پنسون ، ترجمة مهوش غلامی ، تهران 1374 ش ؛ (25) گزاویه بوگارل ، «بوسنی ـ هرزگوین : تشریح یک انبار باروت »، در مسئلة صربستان و یوگسلاوی سابق ، ( ویرایش ) ایولاکست ، ترجمة عباس آگاهی ، تهران 1373 ش ؛ (26) مارک پنسون ، «مسلمانان بوسنی ـ هرزگووین در زمان حاکمیت اتریش ـ مجارستان »، در مسلمانان بوسنی ـ هرزگووین ؛ (27) محمدجعفر دانش پور، «ارزیابی عملکرد سازمان کنفرانس اسلامی در گذشته و راههای آینده »، مجلة سیاست خارجی ، سال 11، ش 3 (پاییز 1376)؛ محمدجواد ظریف ، «ضرورت اصلاحات در سازمان کنفرانس (28) اسلامی »، مجلة سیاست خارجی ، سال 11، ش 3 (پاییز 1376)؛ (29) عباس عراقچی ، «سازمان کنفرانس اسلامی : آینده ای ناامیدکننده ؟»، مجلة سیاست خارجی ، سال 11، ش 3 (پاییز 1376)؛ (30) جان وی . ای .فاین ، «ریشه های تاریخی جامعة بوسنی مدرن در دورة عثمانی و قرون وسطی » در مسلمانان بوسنی ـ هرزگووین ؛ (31) یحیی فوزی تویسرکانی ، سازمان کنفرانس اسلامی : ساختار، عملکرد و روابط آن با ایران ، تهران 1377 ش ؛ (32) اتیین کوپو و استفان یراسیموس ، «بوسنی از دیدگاه بسفور»، در مسئلة صربستان و یوگسلاوی سابق ؛ (33) ژان ـ کلود گیبو، «ممکن بود جلوی صربها را گرفت »، در مسئله صربستان و یوگسلاوی سابق ؛ (34) نسرین مصفا، «سازمان کنفرانس اسلامی و همکاری با سازمان ملل متحد»، مجلة سیاست خارجی ، سال 11، ش 3 (پاییز 1376)؛ (35) عبدالله نظرزاده ، بوسنی و هرزگوین در بستر تاریخ ، قم 1372 ش ؛ (36) علی اکبر ولایتی ، «سازمان کنفرانس اسلامی : ضرورت تحرک پس از جنگ سرد»، مجلة سیاست خارجی ، سال 11، ش 3 (پاییز 1376)؛ (37) علی یوسف وند، بوسنی و هرزگوین تراژدی قرن بیستم ، قم 1372 ش ؛ (38) جواد یوسفیان ، نگاهی به تاریخ و فرهنگ بوسنی و هرزگوین ، تهران 1372 ش ؛ (39) The Americana annual 1996 , Danbury 1996; (40) Encarta world atlas , U.S.A.: Microsoft, 1998 (computer disk), s.v. "Bosnia and Herzegovina"; (41) EI 2 , s.v. "Bosna" (by Branislav Djurdjev); (42) The Europa world yearbook 1998 , London 1998; (43) Noel Malcolm, Bosnia: a short history , London 1994; (44) The New Encyclopaedia Britannica , Chicago 1985, Micropaedia ; (45) 1998 Britannica book of the year , Chicago 1998; (46) Edgar O'ballance, Civil war in Bosnia: 1992-94 , New York 1995; (47) United Nations. Department of Economic and Social Affairs. Statistics Division, World statistics pocket book: containing data available as of 31 August 1997 , New York 1998; (48) The World book encyclopedia , London 1995. / مهدی کریمی / ">
دانشنامه جهان اسلام
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص
١١٥١ ص
١١٥٢ ص
١١٥٣ ص
١١٥٤ ص
١١٥٥ ص
١١٥٦ ص
١١٥٧ ص
١١٥٨ ص
١١٥٩ ص
١١٦٠ ص
١١٦١ ص
١١٦٢ ص
١١٦٣ ص
١١٦٤ ص
١١٦٥ ص
١١٦٦ ص
١١٦٧ ص
١١٦٨ ص
١١٦٩ ص
١١٧٠ ص
١١٧١ ص
١١٧٢ ص
١١٧٣ ص
١١٧٤ ص
١١٧٥ ص
١١٧٦ ص
١١٧٧ ص
١١٧٨ ص
١١٧٩ ص
١١٨٠ ص
١١٨١ ص
١١٨٢ ص
١١٨٣ ص
١١٨٤ ص
١١٨٥ ص
١١٨٦ ص
١١٨٧ ص
١١٨٨ ص
١١٨٩ ص
١١٩٠ ص
١١٩١ ص
١١٩٢ ص
١١٩٣ ص
١١٩٤ ص
١١٩٥ ص
١١٩٦ ص
١١٩٧ ص
١١٩٨ ص
١١٩٩ ص
١٢٠٠ ص
١٢٠١ ص
١٢٠٢ ص
١٢٠٣ ص
١٢٠٤ ص
١٢٠٥ ص
١٢٠٦ ص
١٢٠٧ ص
١٢٠٨ ص
١٢٠٩ ص
١٢١٠ ص
١٢١١ ص
١٢١٢ ص
١٢١٣ ص
١٢١٤ ص
١٢١٥ ص
١٢١٦ ص
١٢١٧ ص
١٢١٨ ص
١٢١٩ ص
١٢٢٠ ص
١٢٢١ ص
١٢٢٢ ص
١٢٢٣ ص
١٢٢٤ ص
١٢٢٥ ص
١٢٢٦ ص
١٢٢٧ ص
١٢٢٨ ص
١٢٢٩ ص
١٢٣٠ ص
١٢٣١ ص
١٢٣٢ ص
١٢٣٣ ص
١٢٣٤ ص
١٢٣٥ ص
١٢٣٦ ص
١٢٣٧ ص
١٢٣٨ ص
١٢٣٩ ص
١٢٤٠ ص
١٢٤١ ص
١٢٤٢ ص
١٢٤٣ ص
١٢٤٤ ص
١٢٤٥ ص
١٢٤٦ ص
١٢٤٧ ص
١٢٤٨ ص
١٢٤٩ ص
١٢٥٠ ص
١٢٥١ ص
١٢٥٢ ص
١٢٥٣ ص
١٢٥٤ ص
١٢٥٥ ص
١٢٥٦ ص
١٢٥٧ ص
١٢٥٨ ص
١٢٥٩ ص
١٢٦٠ ص
١٢٦١ ص
١٢٦٢ ص
١٢٦٣ ص
١٢٦٤ ص
١٢٦٥ ص
١٢٦٦ ص
١٢٦٧ ص
١٢٦٨ ص
١٢٦٩ ص
١٢٧٠ ص
١٢٧١ ص
١٢٧٢ ص
١٢٧٣ ص
١٢٧٤ ص
١٢٧٥ ص
١٢٧٦ ص
١٢٧٧ ص
١٢٧٨ ص
١٢٧٩ ص
١٢٨٠ ص
١٢٨١ ص
١٢٨٢ ص
١٢٨٣ ص
١٢٨٤ ص
١٢٨٥ ص
١٢٨٦ ص
١٢٨٧ ص
١٢٨٨ ص
١٢٨٩ ص
١٢٩٠ ص
١٢٩١ ص
١٢٩٢ ص
١٢٩٣ ص
١٢٩٤ ص
١٢٩٥ ص
١٢٩٦ ص
١٢٩٧ ص
١٢٩٨ ص
١٢٩٩ ص
١٣٠٠ ص
١٣٠١ ص
١٣٠٢ ص
١٣٠٣ ص
١٣٠٤ ص
١٣٠٥ ص
١٣٠٦ ص
١٣٠٧ ص
١٣٠٨ ص
١٣٠٩ ص
١٣١٠ ص
١٣١١ ص
١٣١٢ ص
١٣١٣ ص
١٣١٤ ص
١٣١٥ ص
١٣١٦ ص
١٣١٧ ص
١٣١٨ ص
١٣١٩ ص
١٣٢٠ ص
١٣٢١ ص
١٣٢٢ ص
١٣٢٣ ص
١٣٢٤ ص
١٣٢٥ ص
١٣٢٦ ص
١٣٢٧ ص
١٣٢٨ ص
١٣٢٩ ص
١٣٣٠ ص
١٣٣١ ص
١٣٣٢ ص
١٣٣٣ ص
١٣٣٤ ص
١٣٣٥ ص
١٣٣٦ ص
١٣٣٧ ص
١٣٣٨ ص
١٣٣٩ ص
١٣٤٠ ص
١٣٤١ ص
١٣٤٢ ص
١٣٤٣ ص
١٣٤٤ ص
١٣٤٥ ص
١٣٤٦ ص
١٣٤٧ ص
١٣٤٨ ص
١٣٤٩ ص
١٣٥٠ ص
١٣٥١ ص
١٣٥٢ ص
١٣٥٣ ص
١٣٥٤ ص
١٣٥٥ ص
١٣٥٦ ص
١٣٥٧ ص
١٣٥٨ ص
١٣٥٩ ص
١٣٦٠ ص
١٣٦١ ص
١٣٦٢ ص
١٣٦٣ ص
١٣٦٤ ص
١٣٦٥ ص
١٣٦٦ ص
١٣٦٧ ص
١٣٦٨ ص
١٣٦٩ ص
١٣٧٠ ص
١٣٧١ ص
١٣٧٢ ص
١٣٧٣ ص
١٣٧٤ ص
١٣٧٥ ص
١٣٧٦ ص
١٣٧٧ ص
١٣٧٨ ص
١٣٧٩ ص
١٣٨٠ ص
١٣٨١ ص
١٣٨٢ ص
١٣٨٣ ص
١٣٨٤ ص
١٣٨٥ ص
١٣٨٦ ص
١٣٨٧ ص
١٣٨٨ ص
١٣٨٩ ص
١٣٩٠ ص
١٣٩١ ص
١٣٩٢ ص
١٣٩٣ ص
١٣٩٤ ص
١٣٩٥ ص
١٣٩٦ ص
١٣٩٧ ص
١٣٩٨ ص
١٣٩٩ ص
١٤٠٠ ص
١٤٠١ ص
١٤٠٢ ص
١٤٠٣ ص
١٤٠٤ ص
١٤٠٥ ص
١٤٠٦ ص
١٤٠٧ ص
١٤٠٨ ص
١٤٠٩ ص
١٤١٠ ص
١٤١١ ص
١٤١٢ ص
١٤١٣ ص
١٤١٤ ص
١٤١٥ ص
١٤١٦ ص
١٤١٧ ص
١٤١٨ ص
١٤١٩ ص
١٤٢٠ ص
١٤٢١ ص
١٤٢٢ ص
١٤٢٣ ص
١٤٢٤ ص
١٤٢٥ ص
١٤٢٦ ص
١٤٢٧ ص
١٤٢٨ ص
١٤٢٩ ص
١٤٣٠ ص
١٤٣١ ص
١٤٣٢ ص
١٤٣٣ ص
١٤٣٤ ص
١٤٣٥ ص
١٤٣٦ ص
١٤٣٧ ص
١٤٣٨ ص
١٤٣٩ ص
١٤٤٠ ص
١٤٤١ ص
١٤٤٢ ص
١٤٤٣ ص
١٤٤٤ ص
١٤٤٥ ص
١٤٤٦ ص
١٤٤٧ ص
١٤٤٨ ص
١٤٤٩ ص
١٤٥٠ ص
١٤٥١ ص
١٤٥٢ ص
١٤٥٣ ص
١٤٥٤ ص
١٤٥٥ ص
١٤٥٦ ص
١٤٥٧ ص
١٤٥٨ ص
١٤٥٩ ص
١٤٦٠ ص
١٤٦١ ص
١٤٦٢ ص
١٤٦٣ ص
١٤٦٤ ص
١٤٦٥ ص
١٤٦٦ ص
١٤٦٧ ص
١٤٦٨ ص
١٤٦٩ ص
١٤٧٠ ص
١٤٧١ ص
١٤٧٢ ص
١٤٧٣ ص
١٤٧٤ ص
١٤٧٥ ص
١٤٧٦ ص
١٤٧٧ ص
١٤٧٨ ص
١٤٧٩ ص
١٤٨٠ ص
١٤٨١ ص
١٤٨٢ ص
١٤٨٣ ص
١٤٨٤ ص
١٤٨٥ ص
١٤٨٦ ص
١٤٨٧ ص
١٤٨٨ ص
١٤٨٩ ص
١٤٩٠ ص
١٤٩١ ص
١٤٩٢ ص
١٤٩٣ ص
١٤٩٤ ص
١٤٩٥ ص
١٤٩٦ ص
١٤٩٧ ص
١٤٩٨ ص
١٤٩٩ ص
١٥٠٠ ص
١٥٠١ ص
١٥٠٢ ص
١٥٠٣ ص
١٥٠٤ ص
١٥٠٥ ص
١٥٠٦ ص
١٥٠٧ ص
١٥٠٨ ص
١٥٠٩ ص
١٥١٠ ص
١٥١١ ص
١٥١٢ ص
١٥١٣ ص
١٥١٤ ص
١٥١٥ ص
١٥١٦ ص
١٥١٧ ص
١٥١٨ ص
١٥١٩ ص
١٥٢٠ ص
١٥٢١ ص
١٥٢٢ ص
١٥٢٣ ص
١٥٢٤ ص
١٥٢٥ ص
١٥٢٦ ص
١٥٢٧ ص
١٥٢٨ ص
١٥٢٩ ص
١٥٣٠ ص
١٥٣١ ص
١٥٣٢ ص
١٥٣٣ ص
١٥٣٤ ص
١٥٣٥ ص
١٥٣٦ ص
١٥٣٧ ص
١٥٣٨ ص
١٥٣٩ ص
١٥٤٠ ص
١٥٤١ ص
١٥٤٢ ص
١٥٤٣ ص
١٥٤٤ ص
١٥٤٥ ص
١٥٤٦ ص
١٥٤٧ ص
١٥٤٨ ص
١٥٤٩ ص
١٥٥٠ ص
١٥٥١ ص
١٥٥٢ ص
١٥٥٣ ص
١٥٥٤ ص
١٥٥٥ ص
١٥٥٦ ص
١٥٥٧ ص
١٥٥٨ ص
١٥٥٩ ص
١٥٦٠ ص
١٥٦١ ص
١٥٦٢ ص
١٥٦٣ ص
١٥٦٤ ص
١٥٦٥ ص
١٥٦٦ ص
١٥٦٧ ص
١٥٦٨ ص
١٥٦٩ ص
١٥٧٠ ص
١٥٧١ ص
١٥٧٢ ص
١٥٧٣ ص
١٥٧٤ ص
١٥٧٥ ص
١٥٧٦ ص
١٥٧٧ ص
١٥٧٨ ص
١٥٧٩ ص
١٥٨٠ ص
١٥٨١ ص
١٥٨٢ ص
١٥٨٣ ص
١٥٨٤ ص
١٥٨٥ ص
١٥٨٦ ص
١٥٨٧ ص
١٥٨٨ ص
١٥٨٩ ص
١٥٩٠ ص
١٥٩١ ص
١٥٩٢ ص
١٥٩٣ ص
١٥٩٤ ص
١٥٩٥ ص
١٥٩٦ ص
١٥٩٧ ص
١٥٩٨ ص
١٥٩٩ ص
١٦٠٠ ص
١٦٠١ ص
١٦٠٢ ص
١٦٠٣ ص
١٦٠٤ ص
١٦٠٥ ص
١٦٠٦ ص
١٦٠٧ ص
١٦٠٨ ص
١٦٠٩ ص
١٦١٠ ص
١٦١١ ص
١٦١٢ ص
١٦١٣ ص
١٦١٤ ص
١٦١٥ ص
١٦١٦ ص
١٦١٧ ص
١٦١٨ ص
١٦١٩ ص
١٦٢٠ ص
١٦٢١ ص
١٦٢٢ ص
١٦٢٣ ص
١٦٢٤ ص
١٦٢٥ ص
١٦٢٦ ص
١٦٢٧ ص
١٦٢٨ ص
١٦٢٩ ص
١٦٣٠ ص
١٦٣١ ص
١٦٣٢ ص
١٦٣٣ ص
١٦٣٤ ص
١٦٣٥ ص
١٦٣٦ ص
١٦٣٧ ص
١٦٣٨ ص
١٦٣٩ ص
١٦٤٠ ص
١٦٤١ ص
١٦٤٢ ص
١٦٤٣ ص
١٦٤٤ ص
١٦٤٥ ص
١٦٤٦ ص
١٦٤٧ ص
١٦٤٨ ص
١٦٤٩ ص
١٦٥٠ ص
١٦٥١ ص
١٦٥٢ ص
١٦٥٣ ص
١٦٥٤ ص
١٦٥٥ ص
١٦٥٦ ص
١٦٥٧ ص
١٦٥٨ ص
١٦٥٩ ص
١٦٦٠ ص
١٦٦١ ص
١٦٦٢ ص
١٦٦٣ ص
١٦٦٤ ص
١٦٦٥ ص
١٦٦٦ ص
١٦٦٧ ص
١٦٦٨ ص
١٦٦٩ ص
١٦٧٠ ص
١٦٧١ ص
١٦٧٢ ص
١٦٧٣ ص
١٦٧٤ ص
١٦٧٥ ص
١٦٧٦ ص
١٦٧٧ ص
١٦٧٨ ص
١٦٧٩ ص
١٦٨٠ ص
١٦٨١ ص
١٦٨٢ ص
١٦٨٣ ص
١٦٨٤ ص
١٦٨٥ ص
١٦٨٦ ص
١٦٨٧ ص
١٦٨٨ ص
١٦٨٩ ص
١٦٩٠ ص
١٦٩١ ص
١٦٩٢ ص
١٦٩٣ ص
١٦٩٤ ص
١٦٩٥ ص
١٦٩٦ ص
١٦٩٧ ص
١٦٩٨ ص
١٦٩٩ ص
١٧٠٠ ص
١٧٠١ ص
١٧٠٢ ص
١٧٠٣ ص
١٧٠٤ ص
١٧٠٥ ص
١٧٠٦ ص
١٧٠٧ ص
١٧٠٨ ص
١٧٠٩ ص
١٧١٠ ص
١٧١١ ص
١٧١٢ ص
١٧١٣ ص
١٧١٤ ص
١٧١٥ ص
١٧١٦ ص
١٧١٧ ص
١٧١٨ ص
١٧١٩ ص
١٧٢٠ ص
١٧٢١ ص
١٧٢٢ ص
١٧٢٣ ص
١٧٢٤ ص
١٧٢٥ ص
١٧٢٦ ص
١٧٢٧ ص
١٧٢٨ ص
١٧٢٩ ص
١٧٣٠ ص
١٧٣١ ص
١٧٣٢ ص
١٧٣٣ ص
١٧٣٤ ص
١٧٣٥ ص
١٧٣٦ ص
١٧٣٧ ص
١٧٣٨ ص
١٧٣٩ ص
١٧٤٠ ص
١٧٤١ ص
١٧٤٢ ص
١٧٤٣ ص
١٧٤٤ ص
١٧٤٥ ص
١٧٤٦ ص
١٧٤٧ ص
١٧٤٨ ص
١٧٤٩ ص
١٧٥٠ ص
١٧٥١ ص
١٧٥٢ ص
١٧٥٣ ص
١٧٥٤ ص
١٧٥٥ ص
١٧٥٦ ص
١٧٥٧ ص
١٧٥٨ ص
١٧٥٩ ص
١٧٦٠ ص
١٧٦١ ص
١٧٦٢ ص
١٧٦٣ ص
١٧٦٤ ص
١٧٦٥ ص
١٧٦٦ ص
١٧٦٧ ص
١٧٦٨ ص
١٧٦٩ ص
١٧٧٠ ص
١٧٧١ ص
١٧٧٢ ص
١٧٧٣ ص
١٧٧٤ ص
١٧٧٥ ص
١٧٧٦ ص
١٧٧٧ ص
١٧٧٨ ص
١٧٧٩ ص
١٧٨٠ ص
١٧٨١ ص
١٧٨٢ ص
١٧٨٣ ص
١٧٨٤ ص
١٧٨٥ ص
١٧٨٦ ص
١٧٨٧ ص
١٧٨٨ ص
١٧٨٩ ص
١٧٩٠ ص
١٧٩١ ص
١٧٩٢ ص
١٧٩٣ ص
١٧٩٤ ص
١٧٩٥ ص
١٧٩٦ ص
١٧٩٧ ص
١٧٩٨ ص
١٧٩٩ ص
١٨٠٠ ص
١٨٠١ ص
١٨٠٢ ص
١٨٠٣ ص
١٨٠٤ ص
١٨٠٥ ص
١٨٠٦ ص
١٨٠٧ ص
١٨٠٨ ص
١٨٠٩ ص
١٨١٠ ص
١٨١١ ص
١٨١٢ ص
١٨١٣ ص
١٨١٤ ص
١٨١٥ ص
١٨١٦ ص
١٨١٧ ص
١٨١٨ ص
١٨١٩ ص
١٨٢٠ ص
١٨٢١ ص
١٨٢٢ ص
١٨٢٣ ص
١٨٢٤ ص
١٨٢٥ ص
١٨٢٦ ص
١٨٢٧ ص
١٨٢٨ ص
١٨٢٩ ص
١٨٣٠ ص
١٨٣١ ص
١٨٣٢ ص
١٨٣٣ ص
١٨٣٤ ص
١٨٣٥ ص
١٨٣٦ ص
١٨٣٧ ص
١٨٣٨ ص
١٨٣٩ ص
١٨٤٠ ص
١٨٤١ ص
١٨٤٢ ص
١٨٤٣ ص
١٨٤٤ ص
١٨٤٥ ص
١٨٤٦ ص
١٨٤٧ ص
١٨٤٨ ص
١٨٤٩ ص
١٨٥٠ ص
١٨٥١ ص
١٨٥٢ ص
١٨٥٣ ص
١٨٥٤ ص
١٨٥٥ ص
١٨٥٦ ص
١٨٥٧ ص
١٨٥٨ ص
١٨٥٩ ص
١٨٦٠ ص
١٨٦١ ص
١٨٦٢ ص
١٨٦٣ ص
١٨٦٤ ص
١٨٦٥ ص
١٨٦٦ ص
١٨٦٧ ص
١٨٦٨ ص
١٨٦٩ ص
١٨٧٠ ص
١٨٧١ ص
١٨٧٢ ص
١٨٧٣ ص
١٨٧٤ ص
١٨٧٥ ص
١٨٧٦ ص
١٨٧٧ ص
١٨٧٨ ص
١٨٧٩ ص
١٨٨٠ ص
١٨٨١ ص
١٨٨٢ ص
١٨٨٣ ص
١٨٨٤ ص
١٨٨٥ ص
١٨٨٦ ص
١٨٨٧ ص
١٨٨٨ ص
١٨٨٩ ص
١٨٩٠ ص
١٨٩١ ص
١٨٩٢ ص
١٨٩٣ ص
١٨٩٤ ص
١٨٩٥ ص
١٨٩٦ ص
١٨٩٧ ص
١٨٩٨ ص
١٨٩٩ ص
١٩٠٠ ص
١٩٠١ ص
١٩٠٢ ص
١٩٠٣ ص
١٩٠٤ ص
١٩٠٥ ص
١٩٠٦ ص
١٩٠٧ ص
١٩٠٨ ص
١٩٠٩ ص
١٩١٠ ص
١٩١١ ص
١٩١٢ ص
١٩١٣ ص
١٩١٤ ص
١٩١٥ ص
١٩١٦ ص
١٩١٧ ص
١٩١٨ ص
١٩١٩ ص
١٩٢٠ ص
١٩٢١ ص
١٩٢٢ ص
١٩٢٣ ص
١٩٢٤ ص
١٩٢٥ ص
١٩٢٦ ص
١٩٢٧ ص
١٩٢٨ ص
١٩٢٩ ص
١٩٣٠ ص
١٩٣١ ص
١٩٣٢ ص
١٩٣٣ ص
١٩٣٤ ص
١٩٣٥ ص
١٩٣٦ ص
١٩٣٧ ص
١٩٣٨ ص
١٩٣٩ ص
١٩٤٠ ص
١٩٤١ ص
١٩٤٢ ص
١٩٤٣ ص
١٩٤٤ ص
١٩٤٥ ص
١٩٤٦ ص
١٩٤٧ ص
١٩٤٨ ص
١٩٤٩ ص
١٩٥٠ ص
١٩٥١ ص
١٩٥٢ ص
١٩٥٣ ص
١٩٥٤ ص
١٩٥٥ ص
١٩٥٦ ص
١٩٥٧ ص
١٩٥٨ ص
١٩٥٩ ص
١٩٦٠ ص
١٩٦١ ص
١٩٦٢ ص
١٩٦٣ ص
١٩٦٤ ص
١٩٦٥ ص
١٩٦٦ ص
١٩٦٧ ص
١٩٦٨ ص
١٩٦٩ ص
١٩٧٠ ص
١٩٧١ ص
١٩٧٢ ص
١٩٧٣ ص
١٩٧٤ ص
١٩٧٥ ص
١٩٧٦ ص
١٩٧٧ ص
١٩٧٨ ص
١٩٧٩ ص
١٩٨٠ ص
١٩٨١ ص
١٩٨٢ ص
١٩٨٣ ص
١٩٨٤ ص
١٩٨٥ ص
١٩٨٦ ص
١٩٨٧ ص
١٩٨٨ ص
١٩٨٩ ص
١٩٩٠ ص
١٩٩١ ص
١٩٩٢ ص
١٩٩٣ ص
١٩٩٤ ص
١٩٩٥ ص
١٩٩٦ ص
١٩٩٧ ص
١٩٩٨ ص
١٩٩٩ ص
٢٠٠٠ ص
٢٠٠١ ص
٢٠٠٢ ص
٢٠٠٣ ص
٢٠٠٤ ص
٢٠٠٥ ص
٢٠٠٦ ص
٢٠٠٧ ص
٢٠٠٨ ص
٢٠٠٩ ص
٢٠١٠ ص
٢٠١١ ص
٢٠١٢ ص
٢٠١٣ ص
٢٠١٤ ص
٢٠١٥ ص
٢٠١٦ ص
٢٠١٧ ص
٢٠١٨ ص
٢٠١٩ ص
٢٠٢٠ ص
٢٠٢١ ص
٢٠٢٢ ص
٢٠٢٣ ص
٢٠٢٤ ص
٢٠٢٥ ص
٢٠٢٦ ص
٢٠٢٧ ص
٢٠٢٨ ص
٢٠٢٩ ص
٢٠٣٠ ص
٢٠٣١ ص
٢٠٣٢ ص
٢٠٣٣ ص
٢٠٣٤ ص
٢٠٣٥ ص
٢٠٣٦ ص
٢٠٣٧ ص
٢٠٣٨ ص
٢٠٣٩ ص
٢٠٤٠ ص
٢٠٤١ ص
٢٠٤٢ ص
٢٠٤٣ ص
٢٠٤٤ ص
٢٠٤٥ ص
٢٠٤٦ ص
٢٠٤٧ ص
٢٠٤٨ ص
٢٠٤٩ ص
٢٠٥٠ ص
٢٠٥١ ص
٢٠٥٢ ص
٢٠٥٣ ص
٢٠٥٤ ص
٢٠٥٥ ص
٢٠٥٦ ص
٢٠٥٧ ص
٢٠٥٨ ص
٢٠٥٩ ص
٢٠٦٠ ص
٢٠٦١ ص
٢٠٦٢ ص
٢٠٦٣ ص
٢٠٦٤ ص
٢٠٦٥ ص
٢٠٦٦ ص
٢٠٦٧ ص
٢٠٦٨ ص
٢٠٦٩ ص
٢٠٧٠ ص
٢٠٧١ ص
٢٠٧٢ ص
٢٠٧٣ ص
٢٠٧٤ ص
٢٠٧٥ ص
٢٠٧٦ ص
٢٠٧٧ ص
٢٠٧٨ ص
٢٠٧٩ ص
٢٠٨٠ ص
٢٠٨١ ص
٢٠٨٢ ص
٢٠٨٣ ص
٢٠٨٤ ص
٢٠٨٥ ص
٢٠٨٦ ص
٢٠٨٧ ص
٢٠٨٨ ص
٢٠٨٩ ص
٢٠٩٠ ص
٢٠٩١ ص
٢٠٩٢ ص
٢٠٩٣ ص
٢٠٩٤ ص
٢٠٩٥ ص
٢٠٩٦ ص
٢٠٩٧ ص
٢٠٩٨ ص
٢٠٩٩ ص
٢١٠٠ ص
٢١٠١ ص
٢١٠٢ ص
٢١٠٣ ص
٢١٠٤ ص
٢١٠٥ ص
٢١٠٦ ص
٢١٠٧ ص
٢١٠٨ ص
٢١٠٩ ص
٢١١٠ ص
٢١١١ ص
٢١١٢ ص
٢١١٣ ص
٢١١٤ ص
٢١١٥ ص
٢١١٦ ص
٢١١٧ ص
٢١١٨ ص
٢١١٩ ص
٢١٢٠ ص
٢١٢١ ص
٢١٢٢ ص
٢١٢٣ ص
٢١٢٤ ص
٢١٢٥ ص
٢١٢٦ ص
٢١٢٧ ص
٢١٢٨ ص
٢١٢٩ ص
٢١٣٠ ص
٢١٣١ ص
٢١٣٢ ص
٢١٣٣ ص
٢١٣٤ ص
٢١٣٥ ص
٢١٣٦ ص
٢١٣٧ ص
٢١٣٨ ص
٢١٣٩ ص
٢١٤٠ ص
٢١٤١ ص
٢١٤٢ ص
٢١٤٣ ص
٢١٤٤ ص
٢١٤٥ ص
٢١٤٦ ص
٢١٤٧ ص
٢١٤٨ ص
٢١٤٩ ص
٢١٥٠ ص
٢١٥١ ص
٢١٥٢ ص
٢١٥٣ ص
٢١٥٤ ص
٢١٥٥ ص
٢١٥٦ ص
٢١٥٧ ص
٢١٥٨ ص
٢١٥٩ ص
٢١٦٠ ص
٢١٦١ ص
٢١٦٢ ص
٢١٦٣ ص
٢١٦٤ ص
٢١٦٥ ص
٢١٦٦ ص
٢١٦٧ ص
٢١٦٨ ص
٢١٦٩ ص
٢١٧٠ ص
٢١٧١ ص
٢١٧٢ ص
٢١٧٣ ص
٢١٧٤ ص
٢١٧٥ ص
٢١٧٦ ص
٢١٧٧ ص
٢١٧٨ ص
٢١٧٩ ص
٢١٨٠ ص
٢١٨١ ص
٢١٨٢ ص
٢١٨٣ ص
٢١٨٤ ص
٢١٨٥ ص
٢١٨٦ ص
٢١٨٧ ص
٢١٨٨ ص
٢١٨٩ ص
٢١٩٠ ص
٢١٩١ ص
٢١٩٢ ص
٢١٩٣ ص
٢١٩٤ ص
٢١٩٥ ص
٢١٩٦ ص
٢١٩٧ ص
٢١٩٨ ص
٢١٩٩ ص
٢٢٠٠ ص
٢٢٠١ ص
٢٢٠٢ ص
٢٢٠٣ ص
٢٢٠٤ ص
٢٢٠٥ ص
٢٢٠٦ ص
٢٢٠٧ ص
٢٢٠٨ ص
٢٢٠٩ ص
٢٢١٠ ص
٢٢١١ ص
٢٢١٢ ص
٢٢١٣ ص
٢٢١٤ ص
٢٢١٥ ص
٢٢١٦ ص
٢٢١٧ ص
٢٢١٨ ص
٢٢١٩ ص
٢٢٢٠ ص
٢٢٢١ ص
٢٢٢٢ ص
٢٢٢٣ ص
٢٢٢٤ ص
٢٢٢٥ ص
٢٢٢٦ ص
٢٢٢٧ ص
٢٢٢٨ ص
٢٢٢٩ ص
٢٢٣٠ ص
٢٢٣١ ص
٢٢٣٢ ص
٢٢٣٣ ص
٢٢٣٤ ص
٢٢٣٥ ص
٢٢٣٦ ص
٢٢٣٧ ص
٢٢٣٨ ص
٢٢٣٩ ص
٢٢٤٠ ص
٢٢٤١ ص
٢٢٤٢ ص
٢٢٤٣ ص
٢٢٤٤ ص
٢٢٤٥ ص
٢٢٤٦ ص
٢٢٤٧ ص
٢٢٤٨ ص
٢٢٤٩ ص
٢٢٥٠ ص
٢٢٥١ ص
٢٢٥٢ ص
٢٢٥٣ ص
٢٢٥٤ ص
٢٢٥٥ ص
٢٢٥٦ ص
٢٢٥٧ ص
٢٢٥٨ ص
٢٢٥٩ ص
٢٢٦٠ ص
٢٢٦١ ص
٢٢٦٢ ص
٢٢٦٣ ص
٢٢٦٤ ص
٢٢٦٥ ص
٢٢٦٦ ص
٢٢٦٧ ص
٢٢٦٨ ص
٢٢٦٩ ص
٢٢٧٠ ص
٢٢٧١ ص
٢٢٧٢ ص
٢٢٧٣ ص
٢٢٧٤ ص
٢٢٧٥ ص
٢٢٧٦ ص
٢٢٧٧ ص
٢٢٧٨ ص
٢٢٧٩ ص
٢٢٨٠ ص
٢٢٨١ ص
٢٢٨٢ ص
٢٢٨٣ ص
٢٢٨٤ ص
٢٢٨٥ ص
٢٢٨٦ ص
٢٢٨٧ ص
٢٢٨٨ ص
٢٢٨٩ ص
٢٢٩٠ ص
٢٢٩١ ص
٢٢٩٢ ص
٢٢٩٣ ص
٢٢٩٤ ص
٢٢٩٥ ص
٢٢٩٦ ص
٢٢٩٧ ص
٢٢٩٨ ص
٢٢٩٩ ص
٢٣٠٠ ص
٢٣٠١ ص
٢٣٠٢ ص
٢٣٠٣ ص
٢٣٠٤ ص
٢٣٠٥ ص
٢٣٠٦ ص
٢٣٠٧ ص
٢٣٠٨ ص
٢٣٠٩ ص
٢٣١٠ ص
٢٣١١ ص
٢٣١٢ ص
٢٣١٣ ص
٢٣١٤ ص
٢٣١٥ ص
٢٣١٦ ص
٢٣١٧ ص
٢٣١٨ ص
٢٣١٩ ص
٢٣٢٠ ص
٢٣٢١ ص
٢٣٢٢ ص
٢٣٢٣ ص
٢٣٢٤ ص
٢٣٢٥ ص
٢٣٢٦ ص
٢٣٢٧ ص
٢٣٢٨ ص
٢٣٢٩ ص
٢٣٣٠ ص
٢٣٣١ ص
٢٣٣٢ ص
٢٣٣٣ ص
٢٣٣٤ ص
٢٣٣٥ ص
٢٣٣٦ ص
٢٣٣٧ ص
٢٣٣٨ ص
٢٣٣٩ ص
٢٣٤٠ ص
٢٣٤١ ص
٢٣٤٢ ص
٢٣٤٣ ص
٢٣٤٤ ص
٢٣٤٥ ص
٢٣٤٦ ص
٢٣٤٧ ص
٢٣٤٨ ص
٢٣٤٩ ص
٢٣٥٠ ص
٢٣٥١ ص
٢٣٥٢ ص
٢٣٥٣ ص
٢٣٥٤ ص
٢٣٥٥ ص
٢٣٥٦ ص
٢٣٥٧ ص
٢٣٥٨ ص
٢٣٥٩ ص
٢٣٦٠ ص
٢٣٦١ ص
٢٣٦٢ ص
٢٣٦٣ ص
٢٣٦٤ ص
٢٣٦٥ ص
٢٣٦٦ ص
٢٣٦٧ ص
٢٣٦٨ ص
٢٣٦٩ ص
٢٣٧٠ ص
٢٣٧١ ص
٢٣٧٢ ص
٢٣٧٣ ص
٢٣٧٤ ص
٢٣٧٥ ص
٢٣٧٦ ص
٢٣٧٧ ص
٢٣٧٨ ص
٢٣٧٩ ص
٢٣٨٠ ص
٢٣٨١ ص
٢٣٨٢ ص
٢٣٨٣ ص
٢٣٨٤ ص
٢٣٨٥ ص
٢٣٨٦ ص
٢٣٨٧ ص
٢٣٨٨ ص
٢٣٨٩ ص
٢٣٩٠ ص
٢٣٩١ ص
٢٣٩٢ ص
٢٣٩٣ ص
٢٣٩٤ ص
٢٣٩٥ ص
٢٣٩٦ ص
٢٣٩٧ ص
٢٣٩٨ ص
٢٣٩٩ ص
٢٤٠٠ ص
٢٤٠١ ص
٢٤٠٢ ص
٢٤٠٣ ص
٢٤٠٤ ص
٢٤٠٥ ص
٢٤٠٦ ص
٢٤٠٧ ص
٢٤٠٨ ص
٢٤٠٩ ص
٢٤١٠ ص
٢٤١١ ص
٢٤١٢ ص
٢٤١٣ ص
٢٤١٤ ص
٢٤١٥ ص
٢٤١٦ ص
٢٤١٧ ص
٢٤١٨ ص
٢٤١٩ ص
٢٤٢٠ ص
٢٤٢١ ص
٢٤٢٢ ص
٢٤٢٣ ص
٢٤٢٤ ص
٢٤٢٥ ص
٢٤٢٦ ص
٢٤٢٧ ص
٢٤٢٨ ص
٢٤٢٩ ص
٢٤٣٠ ص
٢٤٣١ ص
٢٤٣٢ ص
٢٤٣٣ ص
٢٤٣٤ ص
٢٤٣٥ ص
٢٤٣٦ ص
٢٤٣٧ ص
٢٤٣٨ ص
٢٤٣٩ ص
٢٤٤٠ ص
٢٤٤١ ص
٢٤٤٢ ص
٢٤٤٣ ص
٢٤٤٤ ص
٢٤٤٥ ص
٢٤٤٦ ص
٢٤٤٧ ص
٢٤٤٨ ص
٢٤٤٩ ص
٢٤٥٠ ص
٢٤٥١ ص
٢٤٥٢ ص
٢٤٥٣ ص
٢٤٥٤ ص
٢٤٥٥ ص
٢٤٥٦ ص
٢٤٥٧ ص
٢٤٥٨ ص
٢٤٥٩ ص
٢٤٦٠ ص
٢٤٦١ ص
٢٤٦٢ ص
٢٤٦٣ ص
٢٤٦٤ ص
٢٤٦٥ ص
٢٤٦٦ ص
٢٤٦٧ ص
٢٤٦٨ ص
٢٤٦٩ ص
٢٤٧٠ ص
٢٤٧١ ص
٢٤٧٢ ص
٢٤٧٣ ص
٢٤٧٤ ص
٢٤٧٥ ص
٢٤٧٦ ص
٢٤٧٧ ص
٢٤٧٨ ص
٢٤٧٩ ص
٢٤٨٠ ص
٢٤٨١ ص
٢٤٨٢ ص
٢٤٨٣ ص
٢٤٨٤ ص
٢٤٨٥ ص
٢٤٨٦ ص
٢٤٨٧ ص
٢٤٨٨ ص
٢٤٨٩ ص
٢٤٩٠ ص
٢٤٩١ ص
٢٤٩٢ ص
٢٤٩٣ ص
٢٤٩٤ ص
٢٤٩٥ ص
٢٤٩٦ ص
٢٤٩٧ ص
٢٤٩٨ ص
٢٤٩٩ ص
٢٥٠٠ ص
٢٥٠١ ص
٢٥٠٢ ص
٢٥٠٣ ص
٢٥٠٤ ص
٢٥٠٥ ص
٢٥٠٦ ص
٢٥٠٧ ص
٢٥٠٨ ص
٢٥٠٩ ص
٢٥١٠ ص
٢٥١١ ص
٢٥١٢ ص
٢٥١٣ ص
٢٥١٤ ص
٢٥١٥ ص
٢٥١٦ ص
٢٥١٧ ص
٢٥١٨ ص
٢٥١٩ ص
٢٥٢٠ ص
٢٥٢١ ص
٢٥٢٢ ص
٢٥٢٣ ص
٢٥٢٤ ص
٢٥٢٥ ص
٢٥٢٦ ص
٢٥٢٧ ص
٢٥٢٨ ص
٢٥٢٩ ص
٢٥٣٠ ص
٢٥٣١ ص
٢٥٣٢ ص
٢٥٣٣ ص
٢٥٣٤ ص
٢٥٣٥ ص
٢٥٣٦ ص
٢٥٣٧ ص
٢٥٣٨ ص
٢٥٣٩ ص
٢٥٤٠ ص
٢٥٤١ ص
٢٥٤٢ ص
٢٥٤٣ ص
٢٥٤٤ ص
٢٥٤٥ ص
٢٥٤٦ ص
٢٥٤٧ ص
٢٥٤٨ ص
٢٥٤٩ ص
٢٥٥٠ ص
٢٥٥١ ص
٢٥٥٢ ص
٢٥٥٣ ص
٢٥٥٤ ص
٢٥٥٥ ص
٢٥٥٦ ص
٢٥٥٧ ص
٢٥٥٨ ص
٢٥٥٩ ص
٢٥٦٠ ص
٢٥٦١ ص
٢٥٦٢ ص
٢٥٦٣ ص
٢٥٦٤ ص
٢٥٦٥ ص
٢٥٦٦ ص
٢٥٦٧ ص
٢٥٦٨ ص
٢٥٦٩ ص
٢٥٧٠ ص
٢٥٧١ ص
٢٥٧٢ ص
٢٥٧٣ ص
٢٥٧٤ ص
٢٥٧٥ ص
٢٥٧٦ ص
٢٥٧٧ ص
٢٥٧٨ ص
٢٥٧٩ ص
٢٥٨٠ ص
٢٥٨١ ص
٢٥٨٢ ص
٢٥٨٣ ص
٢٥٨٤ ص
٢٥٨٥ ص
٢٥٨٦ ص
٢٥٨٧ ص
٢٥٨٨ ص
٢٥٨٩ ص
٢٥٩٠ ص
٢٥٩١ ص
٢٥٩٢ ص
٢٥٩٣ ص
٢٥٩٤ ص
٢٥٩٥ ص
٢٥٩٦ ص
٢٥٩٧ ص
٢٥٩٨ ص
٢٥٩٩ ص
٢٦٠٠ ص
٢٦٠١ ص
٢٦٠٢ ص
٢٦٠٣ ص
٢٦٠٤ ص
٢٦٠٥ ص
٢٦٠٦ ص
٢٦٠٧ ص
٢٦٠٨ ص
٢٦٠٩ ص
٢٦١٠ ص
٢٦١١ ص
٢٦١٢ ص
٢٦١٣ ص
٢٦١٤ ص
٢٦١٥ ص
٢٦١٦ ص
٢٦١٧ ص
٢٦١٨ ص
٢٦١٩ ص
٢٦٢٠ ص
٢٦٢١ ص
٢٦٢٢ ص
٢٦٢٣ ص
٢٦٢٤ ص
٢٦٢٥ ص
٢٦٢٦ ص
٢٦٢٧ ص
٢٦٢٨ ص
٢٦٢٩ ص
٢٦٣٠ ص
٢٦٣١ ص
٢٦٣٢ ص
٢٦٣٣ ص
٢٦٣٤ ص
٢٦٣٥ ص
٢٦٣٦ ص
٢٦٣٧ ص
٢٦٣٨ ص
٢٦٣٩ ص
٢٦٤٠ ص
٢٦٤١ ص
٢٦٤٢ ص
٢٦٤٣ ص
٢٦٤٤ ص
٢٦٤٥ ص
٢٦٤٦ ص
٢٦٤٧ ص
٢٦٤٨ ص
٢٦٤٩ ص
٢٦٥٠ ص
٢٦٥١ ص
٢٦٥٢ ص
٢٦٥٣ ص
٢٦٥٤ ص
٢٦٥٥ ص
٢٦٥٦ ص
٢٦٥٧ ص
٢٦٥٨ ص
٢٦٥٩ ص
٢٦٦٠ ص
٢٦٦١ ص
٢٦٦٢ ص
٢٦٦٣ ص
٢٦٦٤ ص
٢٦٦٥ ص
٢٦٦٦ ص
٢٦٦٧ ص
٢٦٦٨ ص
٢٦٦٩ ص
٢٦٧٠ ص
٢٦٧١ ص
٢٦٧٢ ص
٢٦٧٣ ص
٢٦٧٤ ص
٢٦٧٥ ص
٢٦٧٦ ص
٢٦٧٧ ص
٢٦٧٨ ص
٢٦٧٩ ص
٢٦٨٠ ص
٢٦٨١ ص
٢٦٨٢ ص
٢٦٨٣ ص
٢٦٨٤ ص
٢٦٨٥ ص
٢٦٨٦ ص
٢٦٨٧ ص
٢٦٨٨ ص
٢٦٨٩ ص
٢٦٩٠ ص
٢٦٩١ ص
٢٦٩٢ ص
٢٦٩٣ ص
٢٦٩٤ ص
٢٦٩٥ ص
٢٦٩٦ ص
٢٦٩٧ ص
٢٦٩٨ ص
٢٦٩٩ ص
٢٧٠٠ ص
٢٧٠١ ص
٢٧٠٢ ص
٢٧٠٣ ص
٢٧٠٤ ص
٢٧٠٥ ص
٢٧٠٦ ص
٢٧٠٧ ص
٢٧٠٨ ص
٢٧٠٩ ص
٢٧١٠ ص
٢٧١١ ص
٢٧١٢ ص
٢٧١٣ ص
٢٧١٤ ص
٢٧١٥ ص
٢٧١٦ ص
٢٧١٧ ص
٢٧١٨ ص
٢٧١٩ ص
٢٧٢٠ ص
٢٧٢١ ص
٢٧٢٢ ص
٢٧٢٣ ص
٢٧٢٤ ص
٢٧٢٥ ص
٢٧٢٦ ص
٢٧٢٧ ص
٢٧٢٨ ص
٢٧٢٩ ص
٢٧٣٠ ص
٢٧٣١ ص
٢٧٣٢ ص
٢٧٣٣ ص
٢٧٣٤ ص
٢٧٣٥ ص
٢٧٣٦ ص
٢٧٣٧ ص
٢٧٣٨ ص
٢٧٣٩ ص
٢٧٤٠ ص
٢٧٤١ ص
٢٧٤٢ ص
٢٧٤٣ ص
٢٧٤٤ ص
٢٧٤٥ ص
٢٧٤٦ ص
٢٧٤٧ ص
٢٧٤٨ ص
٢٧٤٩ ص
٢٧٥٠ ص
٢٧٥١ ص
٢٧٥٢ ص
٢٧٥٣ ص
٢٧٥٤ ص
٢٧٥٥ ص
٢٧٥٦ ص
٢٧٥٧ ص
٢٧٥٨ ص
٢٧٥٩ ص
٢٧٦٠ ص
٢٧٦١ ص
٢٧٦٢ ص
٢٧٦٣ ص
٢٧٦٤ ص
٢٧٦٥ ص
٢٧٦٦ ص
٢٧٦٧ ص
٢٧٦٨ ص
٢٧٦٩ ص
٢٧٧٠ ص
٢٧٧١ ص
٢٧٧٢ ص
٢٧٧٣ ص
٢٧٧٤ ص
٢٧٧٥ ص
٢٧٧٦ ص
٢٧٧٧ ص
٢٧٧٨ ص
٢٧٧٩ ص
٢٧٨٠ ص
٢٧٨١ ص
٢٧٨٢ ص
٢٧٨٣ ص
٢٧٨٤ ص
٢٧٨٥ ص
٢٧٨٦ ص
٢٧٨٧ ص
٢٧٨٨ ص
٢٧٨٩ ص
٢٧٩٠ ص
٢٧٩١ ص
٢٧٩٢ ص
٢٧٩٣ ص
٢٧٩٤ ص
٢٧٩٥ ص
٢٧٩٦ ص
٢٧٩٧ ص
٢٧٩٨ ص
٢٧٩٩ ص
٢٨٠٠ ص
٢٨٠١ ص
٢٨٠٢ ص
٢٨٠٣ ص
٢٨٠٤ ص
٢٨٠٥ ص
٢٨٠٦ ص
٢٨٠٧ ص
٢٨٠٨ ص
٢٨٠٩ ص
٢٨١٠ ص
٢٨١١ ص
٢٨١٢ ص
٢٨١٣ ص
٢٨١٤ ص
٢٨١٥ ص
٢٨١٦ ص
٢٨١٧ ص
٢٨١٨ ص
٢٨١٩ ص
٢٨٢٠ ص
٢٨٢١ ص
٢٨٢٢ ص
٢٨٢٣ ص
٢٨٢٤ ص
٢٨٢٥ ص
٢٨٢٦ ص
٢٨٢٧ ص
٢٨٢٨ ص
٢٨٢٩ ص
٢٨٣٠ ص
٢٨٣١ ص
٢٨٣٢ ص
٢٨٣٣ ص
٢٨٣٤ ص
٢٨٣٥ ص
٢٨٣٦ ص
٢٨٣٧ ص
٢٨٣٨ ص
٢٨٣٩ ص
٢٨٤٠ ص
٢٨٤١ ص
٢٨٤٢ ص
٢٨٤٣ ص
٢٨٤٤ ص
٢٨٤٥ ص
٢٨٤٦ ص
٢٨٤٧ ص
٢٨٤٨ ص
٢٨٤٩ ص
٢٨٥٠ ص
٢٨٥١ ص
٢٨٥٢ ص
٢٨٥٣ ص
٢٨٥٤ ص
٢٨٥٥ ص
٢٨٥٦ ص
٢٨٥٧ ص
٢٨٥٨ ص
٢٨٥٩ ص
٢٨٦٠ ص
٢٨٦١ ص
٢٨٦٢ ص
٢٨٦٣ ص
٢٨٦٤ ص
٢٨٦٥ ص
٢٨٦٦ ص
٢٨٦٧ ص
٢٨٦٨ ص
٢٨٦٩ ص
٢٨٧٠ ص
٢٨٧١ ص
٢٨٧٢ ص
٢٨٧٣ ص
٢٨٧٤ ص
٢٨٧٥ ص
٢٨٧٦ ص
٢٨٧٧ ص
٢٨٧٨ ص
٢٨٧٩ ص
٢٨٨٠ ص
٢٨٨١ ص
٢٨٨٢ ص
٢٨٨٣ ص
٢٨٨٤ ص
٢٨٨٥ ص
٢٨٨٦ ص
٢٨٨٧ ص
٢٨٨٨ ص
٢٨٨٩ ص
٢٨٩٠ ص
٢٨٩١ ص
٢٨٩٢ ص
٢٨٩٣ ص
٢٨٩٤ ص
٢٨٩٥ ص
٢٨٩٦ ص
٢٨٩٧ ص
٢٨٩٨ ص
٢٨٩٩ ص
٢٩٠٠ ص
٢٩٠١ ص
٢٩٠٢ ص
٢٩٠٣ ص
٢٩٠٤ ص
٢٩٠٥ ص
٢٩٠٦ ص
٢٩٠٧ ص
٢٩٠٨ ص
٢٩٠٩ ص
٢٩١٠ ص
٢٩١١ ص
٢٩١٢ ص
٢٩١٣ ص
٢٩١٤ ص
٢٩١٥ ص
٢٩١٦ ص
٢٩١٧ ص
٢٩١٨ ص
٢٩١٩ ص
٢٩٢٠ ص
٢٩٢١ ص
٢٩٢٢ ص
٢٩٢٣ ص
٢٩٢٤ ص
٢٩٢٥ ص
٢٩٢٦ ص
٢٩٢٧ ص
٢٩٢٨ ص
٢٩٢٩ ص
٢٩٣٠ ص
٢٩٣١ ص
٢٩٣٢ ص
٢٩٣٣ ص
٢٩٣٤ ص
٢٩٣٥ ص
٢٩٣٦ ص
٢٩٣٧ ص
٢٩٣٨ ص
٢٩٣٩ ص
٢٩٤٠ ص
٢٩٤١ ص
٢٩٤٢ ص
٢٩٤٣ ص
٢٩٤٤ ص
٢٩٤٥ ص
٢٩٤٦ ص
٢٩٤٧ ص
٢٩٤٨ ص
٢٩٤٩ ص
٢٩٥٠ ص
٢٩٥١ ص
٢٩٥٢ ص
٢٩٥٣ ص
٢٩٥٤ ص
٢٩٥٥ ص
٢٩٥٦ ص
٢٩٥٧ ص
٢٩٥٨ ص
٢٩٥٩ ص
٢٩٦٠ ص
٢٩٦١ ص
٢٩٦٢ ص
٢٩٦٣ ص
٢٩٦٤ ص
٢٩٦٥ ص
٢٩٦٦ ص
٢٩٦٧ ص
٢٩٦٨ ص
٢٩٦٩ ص
٢٩٧٠ ص
٢٩٧١ ص
٢٩٧٢ ص
٢٩٧٣ ص
٢٩٧٤ ص
٢٩٧٥ ص
٢٩٧٦ ص
٢٩٧٧ ص
٢٩٧٨ ص
٢٩٧٩ ص
٢٩٨٠ ص
٢٩٨١ ص
٢٩٨٢ ص
٢٩٨٣ ص
٢٩٨٤ ص
٢٩٨٥ ص
٢٩٨٦ ص
٢٩٨٧ ص
٢٩٨٨ ص
٢٩٨٩ ص
٢٩٩٠ ص
٢٩٩١ ص
٢٩٩٢ ص
٢٩٩٣ ص
٢٩٩٤ ص
٢٩٩٥ ص
٢٩٩٦ ص
٢٩٩٧ ص
٢٩٩٨ ص
٢٩٩٩ ص
٣٠٠٠ ص
٣٠٠١ ص
٣٠٠٢ ص
٣٠٠٣ ص
٣٠٠٤ ص
٣٠٠٥ ص
٣٠٠٦ ص
٣٠٠٧ ص
٣٠٠٨ ص
٣٠٠٩ ص
٣٠١٠ ص
٣٠١١ ص
٣٠١٢ ص
٣٠١٣ ص
٣٠١٤ ص
٣٠١٥ ص
٣٠١٦ ص
٣٠١٧ ص
٣٠١٨ ص
٣٠١٩ ص
٣٠٢٠ ص
٣٠٢١ ص
٣٠٢٢ ص
٣٠٢٣ ص
٣٠٢٤ ص
٣٠٢٥ ص
٣٠٢٦ ص
٣٠٢٧ ص
٣٠٢٨ ص
٣٠٢٩ ص
٣٠٣٠ ص
٣٠٣١ ص
٣٠٣٢ ص
٣٠٣٣ ص
٣٠٣٤ ص
٣٠٣٥ ص
٣٠٣٦ ص
٣٠٣٧ ص
٣٠٣٨ ص
٣٠٣٩ ص
٣٠٤٠ ص
٣٠٤١ ص
٣٠٤٢ ص
٣٠٤٣ ص
٣٠٤٤ ص
٣٠٤٥ ص
٣٠٤٦ ص
٣٠٤٧ ص
٣٠٤٨ ص
٣٠٤٩ ص
٣٠٥٠ ص
٣٠٥١ ص
٣٠٥٢ ص
٣٠٥٣ ص
٣٠٥٤ ص
٣٠٥٥ ص
٣٠٥٦ ص
٣٠٥٧ ص
٣٠٥٨ ص
٣٠٥٩ ص
٣٠٦٠ ص
٣٠٦١ ص
٣٠٦٢ ص
٣٠٦٣ ص
٣٠٦٤ ص
٣٠٦٥ ص
٣٠٦٦ ص
٣٠٦٧ ص
٣٠٦٨ ص
٣٠٦٩ ص
٣٠٧٠ ص
٣٠٧١ ص
٣٠٧٢ ص
٣٠٧٣ ص
٣٠٧٤ ص
٣٠٧٥ ص
٣٠٧٦ ص
٣٠٧٧ ص
٣٠٧٨ ص
٣٠٧٩ ص
٣٠٨٠ ص
٣٠٨١ ص
٣٠٨٢ ص
٣٠٨٣ ص
٣٠٨٤ ص
٣٠٨٥ ص
٣٠٨٦ ص
٣٠٨٧ ص
٣٠٨٨ ص
٣٠٨٩ ص
٣٠٩٠ ص
٣٠٩١ ص
٣٠٩٢ ص
٣٠٩٣ ص
٣٠٩٤ ص
٣٠٩٥ ص
٣٠٩٦ ص
٣٠٩٧ ص
٣٠٩٨ ص
٣٠٩٩ ص
٣١٠٠ ص
٣١٠١ ص
٣١٠٢ ص
٣١٠٣ ص
٣١٠٤ ص
٣١٠٥ ص
٣١٠٦ ص
٣١٠٧ ص
٣١٠٨ ص
٣١٠٩ ص
٣١١٠ ص
٣١١١ ص
٣١١٢ ص
٣١١٣ ص
٣١١٤ ص
٣١١٥ ص
٣١١٦ ص
٣١١٧ ص
٣١١٨ ص
٣١١٩ ص
٣١٢٠ ص
٣١٢١ ص
٣١٢٢ ص
٣١٢٣ ص
٣١٢٤ ص
٣١٢٥ ص
٣١٢٦ ص
٣١٢٧ ص
٣١٢٨ ص
٣١٢٩ ص
٣١٣٠ ص
٣١٣١ ص
٣١٣٢ ص
٣١٣٣ ص
٣١٣٤ ص
٣١٣٥ ص
٣١٣٦ ص
٣١٣٧ ص
٣١٣٨ ص
٣١٣٩ ص
٣١٤٠ ص
٣١٤١ ص
٣١٤٢ ص
٣١٤٣ ص
٣١٤٤ ص
٣١٤٥ ص
٣١٤٦ ص
٣١٤٧ ص
٣١٤٨ ص
٣١٤٩ ص
٣١٥٠ ص
٣١٥١ ص
٣١٥٢ ص
٣١٥٣ ص
٣١٥٤ ص
٣١٥٥ ص
٣١٥٦ ص
٣١٥٧ ص
٣١٥٨ ص
٣١٥٩ ص
٣١٦٠ ص
٣١٦١ ص
٣١٦٢ ص
٣١٦٣ ص
٣١٦٤ ص
٣١٦٥ ص
٣١٦٦ ص
٣١٦٧ ص
٣١٦٨ ص
٣١٦٩ ص
٣١٧٠ ص
٣١٧١ ص
٣١٧٢ ص
٣١٧٣ ص
٣١٧٤ ص
٣١٧٥ ص
٣١٧٦ ص
٣١٧٧ ص
٣١٧٨ ص
٣١٧٩ ص
٣١٨٠ ص
٣١٨١ ص
٣١٨٢ ص
٣١٨٣ ص
٣١٨٤ ص
٣١٨٥ ص
٣١٨٦ ص
٣١٨٧ ص
٣١٨٨ ص
٣١٨٩ ص
٣١٩٠ ص
٣١٩١ ص
٣١٩٢ ص
٣١٩٣ ص
٣١٩٤ ص
٣١٩٥ ص
٣١٩٦ ص
٣١٩٧ ص
٣١٩٨ ص
٣١٩٩ ص
٣٢٠٠ ص
٣٢٠١ ص
٣٢٠٢ ص
٣٢٠٣ ص
٣٢٠٤ ص
٣٢٠٥ ص
٣٢٠٦ ص
٣٢٠٧ ص
٣٢٠٨ ص
٣٢٠٩ ص
٣٢١٠ ص
٣٢١١ ص
٣٢١٢ ص
٣٢١٣ ص
٣٢١٤ ص
٣٢١٥ ص
٣٢١٦ ص
٣٢١٧ ص
٣٢١٨ ص
٣٢١٩ ص
٣٢٢٠ ص
٣٢٢١ ص
٣٢٢٢ ص
٣٢٢٣ ص
٣٢٢٤ ص
٣٢٢٥ ص
٣٢٢٦ ص
٣٢٢٧ ص
٣٢٢٨ ص
٣٢٢٩ ص
٣٢٣٠ ص
٣٢٣١ ص
٣٢٣٢ ص
٣٢٣٣ ص
٣٢٣٤ ص
٣٢٣٥ ص
٣٢٣٦ ص
٣٢٣٧ ص
٣٢٣٨ ص
٣٢٣٩ ص
٣٢٤٠ ص
٣٢٤١ ص
٣٢٤٢ ص
٣٢٤٣ ص
٣٢٤٤ ص
٣٢٤٥ ص
٣٢٤٦ ص
٣٢٤٧ ص
٣٢٤٨ ص
٣٢٤٩ ص
٣٢٥٠ ص
٣٢٥١ ص
٣٢٥٢ ص
٣٢٥٣ ص
٣٢٥٤ ص
٣٢٥٥ ص
٣٢٥٦ ص
٣٢٥٧ ص
٣٢٥٨ ص
٣٢٥٩ ص
٣٢٦٠ ص
٣٢٦١ ص
٣٢٦٢ ص
٣٢٦٣ ص
٣٢٦٤ ص
٣٢٦٥ ص
٣٢٦٦ ص
٣٢٦٧ ص
٣٢٦٨ ص
٣٢٦٩ ص
٣٢٧٠ ص
٣٢٧١ ص
٣٢٧٢ ص
٣٢٧٣ ص
٣٢٧٤ ص
٣٢٧٥ ص
٣٢٧٦ ص
٣٢٧٧ ص
٣٢٧٨ ص
٣٢٧٩ ص
٣٢٨٠ ص
٣٢٨١ ص
٣٢٨٢ ص
٣٢٨٣ ص
٣٢٨٤ ص
٣٢٨٥ ص
٣٢٨٦ ص
٣٢٨٧ ص
٣٢٨٨ ص
٣٢٨٩ ص
٣٢٩٠ ص
٣٢٩١ ص
٣٢٩٢ ص
٣٢٩٣ ص
٣٢٩٤ ص
٣٢٩٥ ص
٣٢٩٦ ص
٣٢٩٧ ص
٣٢٩٨ ص
٣٢٩٩ ص
٣٣٠٠ ص
٣٣٠١ ص
٣٣٠٢ ص
٣٣٠٣ ص
٣٣٠٤ ص
٣٣٠٥ ص
٣٣٠٦ ص
٣٣٠٧ ص
٣٣٠٨ ص
٣٣٠٩ ص
٣٣١٠ ص
٣٣١١ ص
٣٣١٢ ص
٣٣١٣ ص
٣٣١٤ ص
٣٣١٥ ص
٣٣١٦ ص
٣٣١٧ ص
٣٣١٨ ص
٣٣١٩ ص
٣٣٢٠ ص
٣٣٢١ ص
٣٣٢٢ ص
٣٣٢٣ ص
٣٣٢٤ ص
٣٣٢٥ ص
٣٣٢٦ ص
٣٣٢٧ ص
٣٣٢٨ ص
٣٣٢٩ ص
٣٣٣٠ ص
٣٣٣١ ص
٣٣٣٢ ص
٣٣٣٣ ص
٣٣٣٤ ص
٣٣٣٥ ص
٣٣٣٦ ص
٣٣٣٧ ص
٣٣٣٨ ص
٣٣٣٩ ص
٣٣٤٠ ص
٣٣٤١ ص
٣٣٤٢ ص
٣٣٤٣ ص
٣٣٤٤ ص
٣٣٤٥ ص
٣٣٤٦ ص
٣٣٤٧ ص
٣٣٤٨ ص
٣٣٤٩ ص
٣٣٥٠ ص
٣٣٥١ ص
٣٣٥٢ ص
٣٣٥٣ ص
٣٣٥٤ ص
٣٣٥٥ ص
٣٣٥٦ ص
٣٣٥٧ ص
٣٣٥٨ ص
٣٣٥٩ ص
٣٣٦٠ ص
٣٣٦١ ص
٣٣٦٢ ص
٣٣٦٣ ص
٣٣٦٤ ص
٣٣٦٥ ص
٣٣٦٦ ص
٣٣٦٧ ص
٣٣٦٨ ص
٣٣٦٩ ص
٣٣٧٠ ص
٣٣٧١ ص
٣٣٧٢ ص
٣٣٧٣ ص
٣٣٧٤ ص
٣٣٧٥ ص
٣٣٧٦ ص
٣٣٧٧ ص
٣٣٧٨ ص
٣٣٧٩ ص
٣٣٨٠ ص
٣٣٨١ ص
٣٣٨٢ ص
٣٣٨٣ ص
٣٣٨٤ ص
٣٣٨٥ ص
٣٣٨٦ ص
٣٣٨٧ ص
٣٣٨٨ ص
٣٣٨٩ ص
٣٣٩٠ ص
٣٣٩١ ص
٣٣٩٢ ص
٣٣٩٣ ص
٣٣٩٤ ص
٣٣٩٥ ص
٣٣٩٦ ص
٣٣٩٧ ص
٣٣٩٨ ص
٣٣٩٩ ص
٣٤٠٠ ص
٣٤٠١ ص
٣٤٠٢ ص
٣٤٠٣ ص
٣٤٠٤ ص
٣٤٠٥ ص
٣٤٠٦ ص
٣٤٠٧ ص
٣٤٠٨ ص
٣٤٠٩ ص
٣٤١٠ ص
٣٤١١ ص
٣٤١٢ ص
٣٤١٣ ص
٣٤١٤ ص
٣٤١٥ ص
٣٤١٦ ص
٣٤١٧ ص
٣٤١٨ ص
٣٤١٩ ص
٣٤٢٠ ص
٣٤٢١ ص
٣٤٢٢ ص
٣٤٢٣ ص
٣٤٢٤ ص
٣٤٢٥ ص
٣٤٢٦ ص
٣٤٢٧ ص
٣٤٢٨ ص
٣٤٢٩ ص
٣٤٣٠ ص
٣٤٣١ ص
٣٤٣٢ ص
٣٤٣٣ ص
٣٤٣٤ ص
٣٤٣٥ ص
٣٤٣٦ ص
٣٤٣٧ ص
٣٤٣٨ ص
٣٤٣٩ ص
٣٤٤٠ ص
٣٤٤١ ص
٣٤٤٢ ص
٣٤٤٣ ص
٣٤٤٤ ص
٣٤٤٥ ص
٣٤٤٦ ص
٣٤٤٧ ص
٣٤٤٨ ص
٣٤٤٩ ص
٣٤٥٠ ص
٣٤٥١ ص
٣٤٥٢ ص
٣٤٥٣ ص
٣٤٥٤ ص
٣٤٥٥ ص
٣٤٥٦ ص
٣٤٥٧ ص
٣٤٥٨ ص
٣٤٥٩ ص
٣٤٦٠ ص
٣٤٦١ ص
٣٤٦٢ ص
٣٤٦٣ ص
٣٤٦٤ ص
٣٤٦٥ ص
٣٤٦٦ ص
٣٤٦٧ ص
٣٤٦٨ ص
٣٤٦٩ ص
٣٤٧٠ ص
٣٤٧١ ص
٣٤٧٢ ص
٣٤٧٣ ص
٣٤٧٤ ص
٣٤٧٥ ص
٣٤٧٦ ص
٣٤٧٧ ص
٣٤٧٨ ص
٣٤٧٩ ص
٣٤٨٠ ص
٣٤٨١ ص
٣٤٨٢ ص
٣٤٨٣ ص
٣٤٨٤ ص
٣٤٨٥ ص
٣٤٨٦ ص
٣٤٨٧ ص
٣٤٨٨ ص
٣٤٨٩ ص
٣٤٩٠ ص
٣٤٩١ ص
٣٤٩٢ ص
٣٤٩٣ ص
٣٤٩٤ ص
٣٤٩٥ ص
٣٤٩٦ ص
٣٤٩٧ ص
٣٤٩٨ ص
٣٤٩٩ ص
٣٥٠٠ ص
٣٥٠١ ص
٣٥٠٢ ص
٣٥٠٣ ص
٣٥٠٤ ص
٣٥٠٥ ص
٣٥٠٦ ص
٣٥٠٧ ص
٣٥٠٨ ص
٣٥٠٩ ص
٣٥١٠ ص
٣٥١١ ص
٣٥١٢ ص
٣٥١٣ ص
٣٥١٤ ص
٣٥١٥ ص
٣٥١٦ ص
٣٥١٧ ص
٣٥١٨ ص
٣٥١٩ ص
٣٥٢٠ ص
٣٥٢١ ص
٣٥٢٢ ص
٣٥٢٣ ص
٣٥٢٤ ص
٣٥٢٥ ص
٣٥٢٦ ص
٣٥٢٧ ص
٣٥٢٨ ص
٣٥٢٩ ص
٣٥٣٠ ص
٣٥٣١ ص
٣٥٣٢ ص
٣٥٣٣ ص
٣٥٣٤ ص
٣٥٣٥ ص
٣٥٣٦ ص
٣٥٣٧ ص
٣٥٣٨ ص
٣٥٣٩ ص
٣٥٤٠ ص
٣٥٤١ ص
٣٥٤٢ ص
٣٥٤٣ ص
٣٥٤٤ ص
٣٥٤٥ ص
٣٥٤٦ ص
٣٥٤٧ ص
٣٥٤٨ ص
٣٥٤٩ ص
٣٥٥٠ ص
٣٥٥١ ص
٣٥٥٢ ص
٣٥٥٣ ص
٣٥٥٤ ص
٣٥٥٥ ص
٣٥٥٦ ص
٣٥٥٧ ص
٣٥٥٨ ص
٣٥٥٩ ص
٣٥٦٠ ص
٣٥٦١ ص
٣٥٦٢ ص
٣٥٦٣ ص
٣٥٦٤ ص
٣٥٦٥ ص
٣٥٦٦ ص
٣٥٦٧ ص
٣٥٦٨ ص
٣٥٦٩ ص
٣٥٧٠ ص
٣٥٧١ ص
٣٥٧٢ ص
٣٥٧٣ ص
٣٥٧٤ ص
٣٥٧٥ ص
٣٥٧٦ ص
٣٥٧٧ ص
٣٥٧٨ ص
٣٥٧٩ ص
٣٥٨٠ ص
٣٥٨١ ص
٣٥٨٢ ص
٣٥٨٣ ص
٣٥٨٤ ص
٣٥٨٥ ص
٣٥٨٦ ص
٣٥٨٧ ص
٣٥٨٨ ص
٣٥٨٩ ص
٣٥٩٠ ص
٣٥٩١ ص
٣٥٩٢ ص
٣٥٩٣ ص
٣٥٩٤ ص
٣٥٩٥ ص
٣٥٩٦ ص
٣٥٩٧ ص
٣٥٩٨ ص
٣٥٩٩ ص
٣٦٠٠ ص
٣٦٠١ ص
٣٦٠٢ ص
٣٦٠٣ ص
٣٦٠٤ ص
٣٦٠٥ ص
٣٦٠٦ ص
٣٦٠٧ ص
٣٦٠٨ ص
٣٦٠٩ ص
٣٦١٠ ص
٣٦١١ ص
٣٦١٢ ص
٣٦١٣ ص
٣٦١٤ ص
٣٦١٥ ص
٣٦١٦ ص
٣٦١٧ ص
٣٦١٨ ص
٣٦١٩ ص
٣٦٢٠ ص
٣٦٢١ ص
٣٦٢٢ ص
٣٦٢٣ ص
٣٦٢٤ ص
٣٦٢٥ ص
٣٦٢٦ ص
٣٦٢٧ ص
٣٦٢٨ ص
٣٦٢٩ ص
٣٦٣٠ ص
٣٦٣١ ص
٣٦٣٢ ص
٣٦٣٣ ص
٣٦٣٤ ص
٣٦٣٥ ص
٣٦٣٦ ص
٣٦٣٧ ص
٣٦٣٨ ص
٣٦٣٩ ص
٣٦٤٠ ص
٣٦٤١ ص
٣٦٤٢ ص
٣٦٤٣ ص
٣٦٤٤ ص
٣٦٤٥ ص
٣٦٤٦ ص
٣٦٤٧ ص
٣٦٤٨ ص
٣٦٤٩ ص
٣٦٥٠ ص
٣٦٥١ ص
٣٦٥٢ ص
٣٦٥٣ ص
٣٦٥٤ ص
٣٦٥٥ ص
٣٦٥٦ ص
٣٦٥٧ ص
٣٦٥٨ ص
٣٦٥٩ ص
٣٦٦٠ ص
٣٦٦١ ص
٣٦٦٢ ص
٣٦٦٣ ص
٣٦٦٤ ص
٣٦٦٥ ص
٣٦٦٦ ص
٣٦٦٧ ص
٣٦٦٨ ص
٣٦٦٩ ص
٣٦٧٠ ص
٣٦٧١ ص
٣٦٧٢ ص
٣٦٧٣ ص
٣٦٧٤ ص
٣٦٧٥ ص
٣٦٧٦ ص
٣٦٧٧ ص
٣٦٧٨ ص
٣٦٧٩ ص
٣٦٨٠ ص
٣٦٨١ ص
٣٦٨٢ ص
٣٦٨٣ ص
٣٦٨٤ ص
٣٦٨٥ ص
٣٦٨٦ ص
٣٦٨٧ ص
٣٦٨٨ ص
٣٦٨٩ ص
٣٦٩٠ ص
٣٦٩١ ص
٣٦٩٢ ص
٣٦٩٣ ص
٣٦٩٤ ص
٣٦٩٥ ص
٣٦٩٦ ص
٣٦٩٧ ص
٣٦٩٨ ص
٣٦٩٩ ص
٣٧٠٠ ص
٣٧٠١ ص
٣٧٠٢ ص
٣٧٠٣ ص
٣٧٠٤ ص
٣٧٠٥ ص
٣٧٠٦ ص
٣٧٠٧ ص
٣٧٠٨ ص
٣٧٠٩ ص
٣٧١٠ ص
٣٧١١ ص
٣٧١٢ ص
٣٧١٣ ص
٣٧١٤ ص
٣٧١٥ ص
٣٧١٦ ص
٣٧١٧ ص
٣٧١٨ ص
٣٧١٩ ص
٣٧٢٠ ص
٣٧٢١ ص
٣٧٢٢ ص
٣٧٢٣ ص
٣٧٢٤ ص
٣٧٢٥ ص
٣٧٢٦ ص
٣٧٢٧ ص
٣٧٢٨ ص
٣٧٢٩ ص
٣٧٣٠ ص
٣٧٣١ ص
٣٧٣٢ ص
٣٧٣٣ ص
٣٧٣٤ ص
٣٧٣٥ ص
٣٧٣٦ ص
٣٧٣٧ ص
٣٧٣٨ ص
٣٧٣٩ ص
٣٧٤٠ ص
٣٧٤١ ص
٣٧٤٢ ص
٣٧٤٣ ص
٣٧٤٤ ص
٣٧٤٥ ص
٣٧٤٦ ص
٣٧٤٧ ص
٣٧٤٨ ص
٣٧٤٩ ص
٣٧٥٠ ص
٣٧٥١ ص
٣٧٥٢ ص
٣٧٥٣ ص
٣٧٥٤ ص
٣٧٥٥ ص
٣٧٥٦ ص
٣٧٥٧ ص
٣٧٥٨ ص
٣٧٥٩ ص
٣٧٦٠ ص
٣٧٦١ ص
٣٧٦٢ ص
٣٧٦٣ ص
٣٧٦٤ ص
٣٧٦٥ ص
٣٧٦٦ ص
٣٧٦٧ ص
٣٧٦٨ ص
٣٧٦٩ ص
٣٧٧٠ ص
٣٧٧١ ص
٣٧٧٢ ص
٣٧٧٣ ص
٣٧٧٤ ص
٣٧٧٥ ص
٣٧٧٦ ص
٣٧٧٧ ص
٣٧٧٨ ص
٣٧٧٩ ص
٣٧٨٠ ص
٣٧٨١ ص
٣٧٨٢ ص
٣٧٨٣ ص
٣٧٨٤ ص
٣٧٨٥ ص
٣٧٨٦ ص
٣٧٨٧ ص
٣٧٨٨ ص
٣٧٨٩ ص
٣٧٩٠ ص
٣٧٩١ ص
٣٧٩٢ ص
٣٧٩٣ ص
٣٧٩٤ ص
٣٧٩٥ ص
٣٧٩٦ ص
٣٧٩٧ ص
٣٧٩٨ ص
٣٧٩٩ ص
٣٨٠٠ ص
٣٨٠١ ص
٣٨٠٢ ص
٣٨٠٣ ص
٣٨٠٤ ص
٣٨٠٥ ص
٣٨٠٦ ص
٣٨٠٧ ص
٣٨٠٨ ص
٣٨٠٩ ص
٣٨١٠ ص
٣٨١١ ص
٣٨١٢ ص
٣٨١٣ ص
٣٨١٤ ص
٣٨١٥ ص
٣٨١٦ ص
٣٨١٧ ص
٣٨١٨ ص
٣٨١٩ ص
٣٨٢٠ ص
٣٨٢١ ص
٣٨٢٢ ص
٣٨٢٣ ص
٣٨٢٤ ص
٣٨٢٥ ص
٣٨٢٦ ص
٣٨٢٧ ص
٣٨٢٨ ص
٣٨٢٩ ص
٣٨٣٠ ص
٣٨٣١ ص
٣٨٣٢ ص
٣٨٣٣ ص
٣٨٣٤ ص
٣٨٣٥ ص
٣٨٣٦ ص
٣٨٣٧ ص
٣٨٣٨ ص
٣٨٣٩ ص
٣٨٤٠ ص
٣٨٤١ ص
٣٨٤٢ ص
٣٨٤٣ ص
٣٨٤٤ ص
٣٨٤٥ ص
٣٨٤٦ ص
٣٨٤٧ ص
٣٨٤٨ ص
٣٨٤٩ ص
٣٨٥٠ ص
٣٨٥١ ص
٣٨٥٢ ص
٣٨٥٣ ص
٣٨٥٤ ص
٣٨٥٥ ص
٣٨٥٦ ص
٣٨٥٧ ص
٣٨٥٨ ص
٣٨٥٩ ص
٣٨٦٠ ص
٣٨٦١ ص
٣٨٦٢ ص
٣٨٦٣ ص
٣٨٦٤ ص
٣٨٦٥ ص
٣٨٦٦ ص
٣٨٦٧ ص
٣٨٦٨ ص
٣٨٦٩ ص
٣٨٧٠ ص
٣٨٧١ ص
٣٨٧٢ ص
٣٨٧٣ ص
٣٨٧٤ ص
٣٨٧٥ ص
٣٨٧٦ ص
٣٨٧٧ ص
٣٨٧٨ ص
٣٨٧٩ ص
٣٨٨٠ ص
٣٨٨١ ص
٣٨٨٢ ص
٣٨٨٣ ص
٣٨٨٤ ص
٣٨٨٥ ص
٣٨٨٦ ص
٣٨٨٧ ص
٣٨٨٨ ص
٣٨٨٩ ص
٣٨٩٠ ص
٣٨٩١ ص
٣٨٩٢ ص
٣٨٩٣ ص
٣٨٩٤ ص
٣٨٩٥ ص
٣٨٩٦ ص
٣٨٩٧ ص
٣٨٩٨ ص
٣٨٩٩ ص
٣٩٠٠ ص
٣٩٠١ ص
٣٩٠٢ ص
٣٩٠٣ ص
٣٩٠٤ ص
٣٩٠٥ ص
٣٩٠٦ ص
٣٩٠٧ ص
٣٩٠٨ ص
٣٩٠٩ ص
٣٩١٠ ص
٣٩١١ ص
٣٩١٢ ص
٣٩١٣ ص
٣٩١٤ ص
٣٩١٥ ص
٣٩١٦ ص
٣٩١٧ ص
٣٩١٨ ص
٣٩١٩ ص
٣٩٢٠ ص
٣٩٢١ ص
٣٩٢٢ ص
٣٩٢٣ ص
٣٩٢٤ ص
٣٩٢٥ ص
٣٩٢٦ ص
٣٩٢٧ ص
٣٩٢٨ ص
٣٩٢٩ ص
٣٩٣٠ ص
٣٩٣١ ص
٣٩٣٢ ص
٣٩٣٣ ص
٣٩٣٤ ص
٣٩٣٥ ص
٣٩٣٦ ص
٣٩٣٧ ص
٣٩٣٨ ص
٣٩٣٩ ص
٣٩٤٠ ص
٣٩٤١ ص
٣٩٤٢ ص
٣٩٤٣ ص
٣٩٤٤ ص
٣٩٤٥ ص
٣٩٤٦ ص
٣٩٤٧ ص
٣٩٤٨ ص
٣٩٤٩ ص
٣٩٥٠ ص
٣٩٥١ ص
٣٩٥٢ ص
٣٩٥٣ ص
٣٩٥٤ ص
٣٩٥٥ ص
٣٩٥٦ ص
٣٩٥٧ ص
٣٩٥٨ ص
٣٩٥٩ ص
٣٩٦٠ ص
٣٩٦١ ص
٣٩٦٢ ص
٣٩٦٣ ص
٣٩٦٤ ص
٣٩٦٥ ص
٣٩٦٦ ص
٣٩٦٧ ص
٣٩٦٨ ص
٣٩٦٩ ص
٣٩٧٠ ص
٣٩٧١ ص
٣٩٧٢ ص
٣٩٧٣ ص
٣٩٧٤ ص
٣٩٧٥ ص
٣٩٧٦ ص
٣٩٧٧ ص
٣٩٧٨ ص
٣٩٧٩ ص
٣٩٨٠ ص
٣٩٨١ ص
٣٩٨٢ ص
٣٩٨٣ ص
٣٩٨٤ ص
٣٩٨٥ ص
٣٩٨٦ ص
٣٩٨٧ ص
٣٩٨٨ ص
٣٩٨٩ ص
٣٩٩٠ ص
٣٩٩١ ص
٣٩٩٢ ص
٣٩٩٣ ص
٣٩٩٤ ص
٣٩٩٥ ص
٣٩٩٦ ص
٣٩٩٧ ص
٣٩٩٨ ص
٣٩٩٩ ص
٤٠٠٠ ص
٤٠٠١ ص
٤٠٠٢ ص
٤٠٠٣ ص
٤٠٠٤ ص
٤٠٠٥ ص
٤٠٠٦ ص
٤٠٠٧ ص
٤٠٠٨ ص
٤٠٠٩ ص
٤٠١٠ ص
٤٠١١ ص
٤٠١٢ ص
٤٠١٣ ص
٤٠١٤ ص
٤٠١٥ ص
٤٠١٦ ص
٤٠١٧ ص
٤٠١٨ ص
٤٠١٩ ص
٤٠٢٠ ص
٤٠٢١ ص
٤٠٢٢ ص
٤٠٢٣ ص
٤٠٢٤ ص
٤٠٢٥ ص
٤٠٢٦ ص
٤٠٢٧ ص
٤٠٢٨ ص
٤٠٢٩ ص
٤٠٣٠ ص
٤٠٣١ ص
٤٠٣٢ ص
٤٠٣٣ ص
٤٠٣٤ ص
٤٠٣٥ ص
٤٠٣٦ ص
٤٠٣٧ ص
٤٠٣٨ ص
٤٠٣٩ ص
٤٠٤٠ ص
٤٠٤١ ص
٤٠٤٢ ص
٤٠٤٣ ص
٤٠٤٤ ص
٤٠٤٥ ص
٤٠٤٦ ص
٤٠٤٧ ص
٤٠٤٨ ص
٤٠٤٩ ص
٤٠٥٠ ص
٤٠٥١ ص
٤٠٥٢ ص
٤٠٥٣ ص
٤٠٥٤ ص
٤٠٥٥ ص
٤٠٥٦ ص
٤٠٥٧ ص
٤٠٥٨ ص
٤٠٥٩ ص
٤٠٦٠ ص
٤٠٦١ ص
٤٠٦٢ ص
٤٠٦٣ ص
٤٠٦٤ ص
٤٠٦٥ ص
٤٠٦٦ ص
٤٠٦٧ ص
٤٠٦٨ ص
٤٠٦٩ ص
٤٠٧٠ ص
٤٠٧١ ص
٤٠٧٢ ص
٤٠٧٣ ص
٤٠٧٤ ص
٤٠٧٥ ص
٤٠٧٦ ص
٤٠٧٧ ص
٤٠٧٨ ص
٤٠٧٩ ص
٤٠٨٠ ص
٤٠٨١ ص
٤٠٨٢ ص
٤٠٨٣ ص
٤٠٨٤ ص
٤٠٨٥ ص
٤٠٨٦ ص
٤٠٨٧ ص
٤٠٨٨ ص
٤٠٨٩ ص
٤٠٩٠ ص
٤٠٩١ ص
٤٠٩٢ ص
٤٠٩٣ ص
٤٠٩٤ ص
٤٠٩٥ ص
٤٠٩٦ ص
٤٠٩٧ ص
٤٠٩٨ ص
٤٠٩٩ ص
٤١٠٠ ص
٤١٠١ ص
٤١٠٢ ص
٤١٠٣ ص
٤١٠٤ ص
٤١٠٥ ص
٤١٠٦ ص
٤١٠٧ ص
٤١٠٨ ص
٤١٠٩ ص
٤١١٠ ص
٤١١١ ص
٤١١٢ ص
٤١١٣ ص
٤١١٤ ص
٤١١٥ ص
٤١١٦ ص
٤١١٧ ص
٤١١٨ ص
٤١١٩ ص
٤١٢٠ ص
٤١٢١ ص
٤١٢٢ ص
٤١٢٣ ص
٤١٢٤ ص
٤١٢٥ ص
٤١٢٦ ص
٤١٢٧ ص
٤١٢٨ ص
٤١٢٩ ص
٤١٣٠ ص
٤١٣١ ص
٤١٣٢ ص
٤١٣٣ ص
٤١٣٤ ص
٤١٣٥ ص
٤١٣٦ ص
٤١٣٧ ص
٤١٣٨ ص
٤١٣٩ ص
٤١٤٠ ص
٤١٤١ ص
٤١٤٢ ص
٤١٤٣ ص
٤١٤٤ ص
٤١٤٥ ص
٤١٤٦ ص
٤١٤٧ ص
٤١٤٨ ص
٤١٤٩ ص
٤١٥٠ ص
٤١٥١ ص
٤١٥٢ ص
٤١٥٣ ص
٤١٥٤ ص
٤١٥٥ ص
٤١٥٦ ص
٤١٥٧ ص
٤١٥٨ ص
٤١٥٩ ص
٤١٦٠ ص
٤١٦١ ص
٤١٦٢ ص
٤١٦٣ ص
٤١٦٤ ص
٤١٦٥ ص
٤١٦٦ ص
٤١٦٧ ص
٤١٦٨ ص
٤١٦٩ ص
٤١٧٠ ص
٤١٧١ ص
٤١٧٢ ص
٤١٧٣ ص
٤١٧٤ ص
٤١٧٥ ص
٤١٧٦ ص
٤١٧٧ ص
٤١٧٨ ص
٤١٧٩ ص
٤١٨٠ ص
٤١٨١ ص
٤١٨٢ ص
٤١٨٣ ص
٤١٨٤ ص
٤١٨٥ ص
٤١٨٦ ص
٤١٨٧ ص
٤١٨٨ ص
٤١٨٩ ص
٤١٩٠ ص
٤١٩١ ص
٤١٩٢ ص
٤١٩٣ ص
٤١٩٤ ص
٤١٩٥ ص
٤١٩٦ ص
٤١٩٧ ص
٤١٩٨ ص
٤١٩٩ ص
٤٢٠٠ ص
٤٢٠١ ص
٤٢٠٢ ص
٤٢٠٣ ص
٤٢٠٤ ص
٤٢٠٥ ص
٤٢٠٦ ص
٤٢٠٧ ص
٤٢٠٨ ص
٤٢٠٩ ص
٤٢١٠ ص
٤٢١١ ص
٤٢١٢ ص
٤٢١٣ ص
٤٢١٤ ص
٤٢١٥ ص
٤٢١٦ ص
٤٢١٧ ص
٤٢١٨ ص
٤٢١٩ ص
٤٢٢٠ ص
٤٢٢١ ص
٤٢٢٢ ص
٤٢٢٣ ص
٤٢٢٤ ص
٤٢٢٥ ص
٤٢٢٦ ص
٤٢٢٧ ص
٤٢٢٨ ص
٤٢٢٩ ص
٤٢٣٠ ص
٤٢٣١ ص
٤٢٣٢ ص
٤٢٣٣ ص
٤٢٣٤ ص
٤٢٣٥ ص
٤٢٣٦ ص
٤٢٣٧ ص
٤٢٣٨ ص
٤٢٣٩ ص
٤٢٤٠ ص
٤٢٤١ ص
٤٢٤٢ ص
٤٢٤٣ ص
٤٢٤٤ ص
٤٢٤٥ ص
٤٢٤٦ ص
٤٢٤٧ ص
٤٢٤٨ ص
٤٢٤٩ ص
٤٢٥٠ ص
٤٢٥١ ص
٤٢٥٢ ص
٤٢٥٣ ص
٤٢٥٤ ص
٤٢٥٥ ص
٤٢٥٦ ص
٤٢٥٧ ص
٤٢٥٨ ص
٤٢٥٩ ص
٤٢٦٠ ص
٤٢٦١ ص
٤٢٦٢ ص
٤٢٦٣ ص
٤٢٦٤ ص
٤٢٦٥ ص
٤٢٦٦ ص
٤٢٦٧ ص
٤٢٦٨ ص
٤٢٦٩ ص
٤٢٧٠ ص
٤٢٧١ ص
٤٢٧٢ ص
٤٢٧٣ ص
٤٢٧٤ ص
٤٢٧٥ ص
٤٢٧٦ ص
٤٢٧٧ ص
٤٢٧٨ ص
٤٢٧٩ ص
٤٢٨٠ ص
٤٢٨١ ص
٤٢٨٢ ص
٤٢٨٣ ص
٤٢٨٤ ص
٤٢٨٥ ص
٤٢٨٦ ص
٤٢٨٧ ص
٤٢٨٨ ص
٤٢٨٩ ص
٤٢٩٠ ص
٤٢٩١ ص
٤٢٩٢ ص
٤٢٩٣ ص
٤٢٩٤ ص
٤٢٩٥ ص
٤٢٩٦ ص
٤٢٩٧ ص
٤٢٩٨ ص
٤٢٩٩ ص
٤٣٠٠ ص
٤٣٠١ ص
٤٣٠٢ ص
٤٣٠٣ ص
٤٣٠٤ ص
٤٣٠٥ ص
٤٣٠٦ ص
٤٣٠٧ ص
٤٣٠٨ ص
٤٣٠٩ ص
٤٣١٠ ص
٤٣١١ ص
٤٣١٢ ص
٤٣١٣ ص
٤٣١٤ ص
٤٣١٥ ص
٤٣١٦ ص
٤٣١٧ ص
٤٣١٨ ص
٤٣١٩ ص
٤٣٢٠ ص
٤٣٢١ ص
٤٣٢٢ ص
٤٣٢٣ ص
٤٣٢٤ ص
٤٣٢٥ ص
٤٣٢٦ ص
٤٣٢٧ ص
٤٣٢٨ ص
٤٣٢٩ ص
٤٣٣٠ ص
٤٣٣١ ص
٤٣٣٢ ص
٤٣٣٣ ص
٤٣٣٤ ص
٤٣٣٥ ص
٤٣٣٦ ص
٤٣٣٧ ص
٤٣٣٨ ص
٤٣٣٩ ص
٤٣٤٠ ص
٤٣٤١ ص
٤٣٤٢ ص
٤٣٤٣ ص
٤٣٤٤ ص
٤٣٤٥ ص
٤٣٤٦ ص
٤٣٤٧ ص
٤٣٤٨ ص
٤٣٤٩ ص
٤٣٥٠ ص
٤٣٥١ ص
٤٣٥٢ ص
٤٣٥٣ ص
٤٣٥٤ ص
٤٣٥٥ ص
٤٣٥٦ ص
٤٣٥٧ ص
٤٣٥٨ ص
٤٣٥٩ ص
٤٣٦٠ ص
٤٣٦١ ص
٤٣٦٢ ص
٤٣٦٣ ص
٤٣٦٤ ص
٤٣٦٥ ص
٤٣٦٦ ص
٤٣٦٧ ص
٤٣٦٨ ص
٤٣٦٩ ص
٤٣٧٠ ص
٤٣٧١ ص
٤٣٧٢ ص
٤٣٧٣ ص
٤٣٧٤ ص
٤٣٧٥ ص
٤٣٧٦ ص
٤٣٧٧ ص
٤٣٧٨ ص
٤٣٧٩ ص
٤٣٨٠ ص
٤٣٨١ ص
٤٣٨٢ ص
٤٣٨٣ ص
٤٣٨٤ ص
٤٣٨٥ ص
٤٣٨٦ ص
٤٣٨٧ ص
٤٣٨٨ ص
٤٣٨٩ ص
٤٣٩٠ ص
٤٣٩١ ص
٤٣٩٢ ص
٤٣٩٣ ص
٤٣٩٤ ص
٤٣٩٥ ص
٤٣٩٦ ص
٤٣٩٧ ص
٤٣٩٨ ص
٤٣٩٩ ص
٤٤٠٠ ص
٤٤٠١ ص
٤٤٠٢ ص
٤٤٠٣ ص
٤٤٠٤ ص
٤٤٠٥ ص
٤٤٠٦ ص
٤٤٠٧ ص
٤٤٠٨ ص
٤٤٠٩ ص
٤٤١٠ ص
٤٤١١ ص
٤٤١٢ ص
٤٤١٣ ص
٤٤١٤ ص
٤٤١٥ ص
٤٤١٦ ص
٤٤١٧ ص
٤٤١٨ ص
٤٤١٩ ص
٤٤٢٠ ص
٤٤٢١ ص
٤٤٢٢ ص
٤٤٢٣ ص
٤٤٢٤ ص
٤٤٢٥ ص
٤٤٢٦ ص
٤٤٢٧ ص
٤٤٢٨ ص
٤٤٢٩ ص
٤٤٣٠ ص
٤٤٣١ ص
٤٤٣٢ ص
٤٤٣٣ ص
٤٤٣٤ ص
٤٤٣٥ ص
٤٤٣٦ ص
٤٤٣٧ ص
٤٤٣٨ ص
٤٤٣٩ ص
٤٤٤٠ ص
٤٤٤١ ص
٤٤٤٢ ص
٤٤٤٣ ص
٤٤٤٤ ص
٤٤٤٥ ص
٤٤٤٦ ص
٤٤٤٧ ص
٤٤٤٨ ص
٤٤٤٩ ص
٤٤٥٠ ص
٤٤٥١ ص
٤٤٥٢ ص
٤٤٥٣ ص
٤٤٥٤ ص
٤٤٥٥ ص
٤٤٥٦ ص
٤٤٥٧ ص
٤٤٥٨ ص
٤٤٥٩ ص
٤٤٦٠ ص
٤٤٦١ ص
٤٤٦٢ ص
٤٤٦٣ ص
٤٤٦٤ ص
٤٤٦٥ ص
٤٤٦٦ ص
٤٤٦٧ ص
٤٤٦٨ ص
٤٤٦٩ ص
٤٤٧٠ ص
٤٤٧١ ص
٤٤٧٢ ص
٤٤٧٣ ص
٤٤٧٤ ص
٤٤٧٥ ص
٤٤٧٦ ص
٤٤٧٧ ص
٤٤٧٨ ص
٤٤٧٩ ص
٤٤٨٠ ص
٤٤٨١ ص
٤٤٨٢ ص
٤٤٨٣ ص
٤٤٨٤ ص
٤٤٨٥ ص
٤٤٨٦ ص
٤٤٨٧ ص
٤٤٨٨ ص
٤٤٨٩ ص
٤٤٩٠ ص
٤٤٩١ ص
٤٤٩٢ ص
٤٤٩٣ ص
٤٤٩٤ ص
٤٤٩٥ ص
٤٤٩٦ ص
٤٤٩٧ ص
٤٤٩٨ ص
٤٤٩٩ ص
٤٥٠٠ ص
٤٥٠١ ص
٤٥٠٢ ص
٤٥٠٣ ص
٤٥٠٤ ص
٤٥٠٥ ص
٤٥٠٦ ص
٤٥٠٧ ص
٤٥٠٨ ص
٤٥٠٩ ص
٤٥١٠ ص
٤٥١١ ص
٤٥١٢ ص
٤٥١٣ ص
٤٥١٤ ص
٤٥١٥ ص
٤٥١٦ ص
٤٥١٧ ص
٤٥١٨ ص
٤٥١٩ ص
٤٥٢٠ ص
٤٥٢١ ص
٤٥٢٢ ص
٤٥٢٣ ص
٤٥٢٤ ص
٤٥٢٥ ص
٤٥٢٦ ص
٤٥٢٧ ص
٤٥٢٨ ص
٤٥٢٩ ص
٤٥٣٠ ص
٤٥٣١ ص
٤٥٣٢ ص
٤٥٣٣ ص
٤٥٣٤ ص
٤٥٣٥ ص
٤٥٣٦ ص
٤٥٣٧ ص
٤٥٣٨ ص
٤٥٣٩ ص
٤٥٤٠ ص
٤٥٤١ ص
٤٥٤٢ ص
٤٥٤٣ ص
٤٥٤٤ ص
٤٥٤٥ ص
٤٥٤٦ ص
٤٥٤٧ ص
٤٥٤٨ ص
٤٥٤٩ ص
٤٥٥٠ ص
٤٥٥١ ص
٤٥٥٢ ص
٤٥٥٣ ص
٤٥٥٤ ص
٤٥٥٥ ص
٤٥٥٦ ص
٤٥٥٧ ص
٤٥٥٨ ص
٤٥٥٩ ص
٤٥٦٠ ص
٤٥٦١ ص
٤٥٦٢ ص
٤٥٦٣ ص
٤٥٦٤ ص
٤٥٦٥ ص
٤٥٦٦ ص
٤٥٦٧ ص
٤٥٦٨ ص
٤٥٦٩ ص
٤٥٧٠ ص
٤٥٧١ ص
٤٥٧٢ ص
٤٥٧٣ ص
٤٥٧٤ ص
٤٥٧٥ ص
٤٥٧٦ ص
٤٥٧٧ ص
٤٥٧٨ ص
٤٥٧٩ ص
٤٥٨٠ ص
٤٥٨١ ص
٤٥٨٢ ص
٤٥٨٣ ص
٤٥٨٤ ص
٤٥٨٥ ص
٤٥٨٦ ص
٤٥٨٧ ص
٤٥٨٨ ص
٤٥٨٩ ص
٤٥٩٠ ص
٤٥٩١ ص
٤٥٩٢ ص
٤٥٩٣ ص
٤٥٩٤ ص
٤٥٩٥ ص
٤٥٩٦ ص
٤٥٩٧ ص
٤٥٩٨ ص
٤٥٩٩ ص
٤٦٠٠ ص
٤٦٠١ ص
٤٦٠٢ ص
٤٦٠٣ ص
٤٦٠٤ ص
٤٦٠٥ ص
٤٦٠٦ ص
٤٦٠٧ ص
٤٦٠٨ ص
٤٦٠٩ ص
٤٦١٠ ص
٤٦١١ ص
٤٦١٢ ص
٤٦١٣ ص
٤٦١٤ ص
٤٦١٥ ص
٤٦١٦ ص
٤٦١٧ ص
٤٦١٨ ص
٤٦١٩ ص
٤٦٢٠ ص
٤٦٢١ ص
٤٦٢٢ ص
٤٦٢٣ ص
٤٦٢٤ ص
٤٦٢٥ ص
٤٦٢٦ ص
٤٦٢٧ ص
٤٦٢٨ ص
٤٦٢٩ ص
٤٦٣٠ ص
٤٦٣١ ص
٤٦٣٢ ص
٤٦٣٣ ص
٤٦٣٤ ص
٤٦٣٥ ص
٤٦٣٦ ص
٤٦٣٧ ص
٤٦٣٨ ص
٤٦٣٩ ص
٤٦٤٠ ص
٤٦٤١ ص
٤٦٤٢ ص
٤٦٤٣ ص
٤٦٤٤ ص
٤٦٤٥ ص
٤٦٤٦ ص
٤٦٤٧ ص
٤٦٤٨ ص
٤٦٤٩ ص
٤٦٥٠ ص
٤٦٥١ ص
٤٦٥٢ ص
٤٦٥٣ ص
٤٦٥٤ ص
٤٦٥٥ ص
٤٦٥٦ ص
٤٦٥٧ ص
٤٦٥٨ ص
٤٦٥٩ ص
٤٦٦٠ ص
٤٦٦١ ص
٤٦٦٢ ص
٤٦٦٣ ص
٤٦٦٤ ص
٤٦٦٥ ص
٤٦٦٦ ص
٤٦٦٧ ص
٤٦٦٨ ص
٤٦٦٩ ص
٤٦٧٠ ص
٤٦٧١ ص
٤٦٧٢ ص
٤٦٧٣ ص
٤٦٧٤ ص
٤٦٧٥ ص
٤٦٧٦ ص
٤٦٧٧ ص
٤٦٧٨ ص
٤٦٧٩ ص
٤٦٨٠ ص
٤٦٨١ ص
٤٦٨٢ ص
٤٦٨٣ ص
٤٦٨٤ ص
٤٦٨٥ ص
٤٦٨٦ ص
٤٦٨٧ ص
٤٦٨٨ ص
٤٦٨٩ ص
٤٦٩٠ ص
٤٦٩١ ص
٤٦٩٢ ص
٤٦٩٣ ص
٤٦٩٤ ص
٤٦٩٥ ص
٤٦٩٦ ص
٤٦٩٧ ص
٤٦٩٨ ص
٤٦٩٩ ص
٤٧٠٠ ص
٤٧٠١ ص
٤٧٠٢ ص
٤٧٠٣ ص
٤٧٠٤ ص
٤٧٠٥ ص
٤٧٠٦ ص
٤٧٠٧ ص
٤٧٠٨ ص
٤٧٠٩ ص
٤٧١٠ ص
٤٧١١ ص
٤٧١٢ ص
٤٧١٣ ص
٤٧١٤ ص
٤٧١٥ ص
٤٧١٦ ص
٤٧١٧ ص
٤٧١٨ ص
٤٧١٩ ص
٤٧٢٠ ص
٤٧٢١ ص
٤٧٢٢ ص
٤٧٢٣ ص
٤٧٢٤ ص
٤٧٢٥ ص
٤٧٢٦ ص
٤٧٢٧ ص
٤٧٢٨ ص
٤٧٢٩ ص
٤٧٣٠ ص
٤٧٣١ ص
٤٧٣٢ ص
٤٧٣٣ ص
٤٧٣٤ ص
٤٧٣٥ ص
٤٧٣٦ ص
٤٧٣٧ ص
٤٧٣٨ ص
٤٧٣٩ ص
٤٧٤٠ ص
٤٧٤١ ص
٤٧٤٢ ص
٤٧٤٣ ص
٤٧٤٤ ص
٤٧٤٥ ص
٤٧٤٦ ص
٤٧٤٧ ص
٤٧٤٨ ص
٤٧٤٩ ص
٤٧٥٠ ص
٤٧٥١ ص
٤٧٥٢ ص
٤٧٥٣ ص
٤٧٥٤ ص
٤٧٥٥ ص
٤٧٥٦ ص
٤٧٥٧ ص
٤٧٥٨ ص
٤٧٥٩ ص
٤٧٦٠ ص
٤٧٦١ ص
٤٧٦٢ ص
٤٧٦٣ ص
٤٧٦٤ ص
٤٧٦٥ ص
٤٧٦٦ ص
٤٧٦٧ ص
٤٧٦٨ ص
٤٧٦٩ ص
٤٧٧٠ ص
٤٧٧١ ص
٤٧٧٢ ص
٤٧٧٣ ص
٤٧٧٤ ص
٤٧٧٥ ص
٤٧٧٦ ص
٤٧٧٧ ص
٤٧٧٨ ص
٤٧٧٩ ص
٤٧٨٠ ص
٤٧٨١ ص
٤٧٨٢ ص
٤٧٨٣ ص
٤٧٨٤ ص
٤٧٨٥ ص
٤٧٨٦ ص
٤٧٨٧ ص
٤٧٨٨ ص
٤٧٨٩ ص
٤٧٩٠ ص
٤٧٩١ ص
٤٧٩٢ ص
٤٧٩٣ ص
٤٧٩٤ ص
٤٧٩٥ ص
٤٧٩٦ ص
٤٧٩٧ ص
٤٧٩٨ ص
٤٧٩٩ ص
٤٨٠٠ ص
٤٨٠١ ص
٤٨٠٢ ص
٤٨٠٣ ص
٤٨٠٤ ص
٤٨٠٥ ص
٤٨٠٦ ص
٤٨٠٧ ص
٤٨٠٨ ص
٤٨٠٩ ص
٤٨١٠ ص
٤٨١١ ص
٤٨١٢ ص
٤٨١٣ ص
٤٨١٤ ص
٤٨١٥ ص
٤٨١٦ ص
٤٨١٧ ص
٤٨١٨ ص
٤٨١٩ ص
٤٨٢٠ ص
٤٨٢١ ص
٤٨٢٢ ص
٤٨٢٣ ص
٤٨٢٤ ص
٤٨٢٥ ص
٤٨٢٦ ص
٤٨٢٧ ص
٤٨٢٨ ص
٤٨٢٩ ص
٤٨٣٠ ص
٤٨٣١ ص
٤٨٣٢ ص
٤٨٣٣ ص
٤٨٣٤ ص
٤٨٣٥ ص
٤٨٣٦ ص
٤٨٣٧ ص
٤٨٣٨ ص
٤٨٣٩ ص
٤٨٤٠ ص
٤٨٤١ ص
٤٨٤٢ ص
٤٨٤٣ ص
٤٨٤٤ ص
٤٨٤٥ ص
٤٨٤٦ ص
٤٨٤٧ ص
٤٨٤٨ ص
٤٨٤٩ ص
٤٨٥٠ ص
٤٨٥١ ص
٤٨٥٢ ص
٤٨٥٣ ص
٤٨٥٤ ص
٤٨٥٥ ص
٤٨٥٦ ص
٤٨٥٧ ص
٤٨٥٨ ص
٤٨٥٩ ص
٤٨٦٠ ص
٤٨٦١ ص
٤٨٦٢ ص
٤٨٦٣ ص
٤٨٦٤ ص
٤٨٦٥ ص
٤٨٦٦ ص
٤٨٦٧ ص
٤٨٦٨ ص
٤٨٦٩ ص
٤٨٧٠ ص
٤٨٧١ ص
٤٨٧٢ ص
٤٨٧٣ ص
٤٨٧٤ ص
٤٨٧٥ ص
٤٨٧٦ ص
٤٨٧٧ ص
٤٨٧٨ ص
٤٨٧٩ ص
٤٨٨٠ ص
٤٨٨١ ص
٤٨٨٢ ص
٤٨٨٣ ص
٤٨٨٤ ص
٤٨٨٥ ص
٤٨٨٦ ص
٤٨٨٧ ص
٤٨٨٨ ص
٤٨٨٩ ص
٤٨٩٠ ص
٤٨٩١ ص
٤٨٩٢ ص
٤٨٩٣ ص
٤٨٩٤ ص
٤٨٩٥ ص
٤٨٩٦ ص
٤٨٩٧ ص
٤٨٩٨ ص
٤٨٩٩ ص
٤٩٠٠ ص
٤٩٠١ ص
٤٩٠٢ ص
٤٩٠٣ ص
٤٩٠٤ ص
٤٩٠٥ ص
٤٩٠٦ ص
٤٩٠٧ ص
٤٩٠٨ ص
٤٩٠٩ ص
٤٩١٠ ص
٤٩١١ ص
٤٩١٢ ص
٤٩١٣ ص
٤٩١٤ ص
٤٩١٥ ص
٤٩١٦ ص
٤٩١٧ ص
٤٩١٨ ص
٤٩١٩ ص
٤٩٢٠ ص
٤٩٢١ ص
٤٩٢٢ ص
٤٩٢٣ ص
٤٩٢٤ ص
٤٩٢٥ ص
٤٩٢٦ ص
٤٩٢٧ ص
٤٩٢٨ ص
٤٩٢٩ ص
٤٩٣٠ ص
٤٩٣١ ص
٤٩٣٢ ص
٤٩٣٣ ص
٤٩٣٤ ص
٤٩٣٥ ص
٤٩٣٦ ص
٤٩٣٧ ص
٤٩٣٨ ص
٤٩٣٩ ص
٤٩٤٠ ص
٤٩٤١ ص
٤٩٤٢ ص
٤٩٤٣ ص
٤٩٤٤ ص
٤٩٤٥ ص
٤٩٤٦ ص
٤٩٤٧ ص
٤٩٤٨ ص
٤٩٤٩ ص
٤٩٥٠ ص
٤٩٥١ ص
٤٩٥٢ ص
٤٩٥٣ ص
٤٩٥٤ ص
٤٩٥٥ ص
٤٩٥٦ ص
٤٩٥٧ ص
٤٩٥٨ ص
٤٩٥٩ ص
٤٩٦٠ ص
٤٩٦١ ص
٤٩٦٢ ص
٤٩٦٣ ص
٤٩٦٤ ص
٤٩٦٥ ص
٤٩٦٦ ص
٤٩٦٧ ص
٤٩٦٨ ص
٤٩٦٩ ص
٤٩٧٠ ص
٤٩٧١ ص
٤٩٧٢ ص
٤٩٧٣ ص
٤٩٧٤ ص
٤٩٧٥ ص
٤٩٧٦ ص
٤٩٧٧ ص
٤٩٧٨ ص
٤٩٧٩ ص
٤٩٨٠ ص
٤٩٨١ ص
٤٩٨٢ ص
٤٩٨٣ ص
٤٩٨٤ ص
٤٩٨٥ ص
٤٩٨٦ ص
٤٩٨٧ ص
٤٩٨٨ ص
٤٩٨٩ ص
٤٩٩٠ ص
٤٩٩١ ص
٤٩٩٢ ص
٤٩٩٣ ص
٤٩٩٤ ص
٤٩٩٥ ص
٤٩٩٦ ص
٤٩٩٧ ص
٤٩٩٨ ص
٤٩٩٩ ص
٥٠٠٠ ص
٥٠٠١ ص
٥٠٠٢ ص
٥٠٠٣ ص
٥٠٠٤ ص
٥٠٠٥ ص
٥٠٠٦ ص
٥٠٠٧ ص
٥٠٠٨ ص
٥٠٠٩ ص
٥٠١٠ ص
٥٠١١ ص
٥٠١٢ ص
٥٠١٣ ص
٥٠١٤ ص
٥٠١٥ ص
٥٠١٦ ص
٥٠١٧ ص
٥٠١٨ ص
٥٠١٩ ص
٥٠٢٠ ص
٥٠٢١ ص
٥٠٢٢ ص
٥٠٢٣ ص
٥٠٢٤ ص
٥٠٢٥ ص
٥٠٢٦ ص
٥٠٢٧ ص
٥٠٢٨ ص
٥٠٢٩ ص
٥٠٣٠ ص
٥٠٣١ ص
٥٠٣٢ ص
٥٠٣٣ ص
٥٠٣٤ ص
٥٠٣٥ ص
٥٠٣٦ ص
٥٠٣٧ ص
٥٠٣٨ ص
٥٠٣٩ ص
٥٠٤٠ ص
٥٠٤١ ص
٥٠٤٢ ص
٥٠٤٣ ص
٥٠٤٤ ص
٥٠٤٥ ص
٥٠٤٦ ص
٥٠٤٧ ص
٥٠٤٨ ص
٥٠٤٩ ص
٥٠٥٠ ص
٥٠٥١ ص
٥٠٥٢ ص
٥٠٥٣ ص
٥٠٥٤ ص
٥٠٥٥ ص
٥٠٥٦ ص
٥٠٥٧ ص
٥٠٥٨ ص
٥٠٥٩ ص
٥٠٦٠ ص
٥٠٦١ ص
٥٠٦٢ ص
٥٠٦٣ ص
٥٠٦٤ ص
٥٠٦٥ ص
٥٠٦٦ ص
٥٠٦٧ ص
٥٠٦٨ ص
٥٠٦٩ ص
٥٠٧٠ ص
٥٠٧١ ص
٥٠٧٢ ص
٥٠٧٣ ص
٥٠٧٤ ص
٥٠٧٥ ص
٥٠٧٦ ص
٥٠٧٧ ص
٥٠٧٨ ص
٥٠٧٩ ص
٥٠٨٠ ص
٥٠٨١ ص
٥٠٨٢ ص
٥٠٨٣ ص
٥٠٨٤ ص
٥٠٨٥ ص
٥٠٨٦ ص
٥٠٨٧ ص
٥٠٨٨ ص
٥٠٨٩ ص
٥٠٩٠ ص
٥٠٩١ ص
٥٠٩٢ ص
٥٠٩٣ ص
٥٠٩٤ ص
٥٠٩٥ ص
٥٠٩٦ ص
٥٠٩٧ ص
٥٠٩٨ ص
٥٠٩٩ ص
٥١٠٠ ص
٥١٠١ ص
٥١٠٢ ص
٥١٠٣ ص
٥١٠٤ ص
٥١٠٥ ص
٥١٠٦ ص
٥١٠٧ ص
٥١٠٨ ص
٥١٠٩ ص
٥١١٠ ص
٥١١١ ص
٥١١٢ ص
٥١١٣ ص
٥١١٤ ص
٥١١٥ ص
٥١١٦ ص
٥١١٧ ص
٥١١٨ ص
٥١١٩ ص
٥١٢٠ ص
٥١٢١ ص
٥١٢٢ ص
٥١٢٣ ص
٥١٢٤ ص
٥١٢٥ ص
٥١٢٦ ص
٥١٢٧ ص
٥١٢٨ ص
٥١٢٩ ص
٥١٣٠ ص
٥١٣١ ص
٥١٣٢ ص
٥١٣٣ ص
٥١٣٤ ص
٥١٣٥ ص
٥١٣٦ ص
٥١٣٧ ص
٥١٣٨ ص
٥١٣٩ ص
٥١٤٠ ص
٥١٤١ ص
٥١٤٢ ص
٥١٤٣ ص
٥١٤٤ ص
٥١٤٥ ص
٥١٤٦ ص
٥١٤٧ ص
٥١٤٨ ص
٥١٤٩ ص
٥١٥٠ ص
٥١٥١ ص
٥١٥٢ ص
٥١٥٣ ص
٥١٥٤ ص
٥١٥٥ ص
٥١٥٦ ص
٥١٥٧ ص
٥١٥٨ ص
٥١٥٩ ص
٥١٦٠ ص
٥١٦١ ص
٥١٦٢ ص
٥١٦٣ ص
٥١٦٤ ص
٥١٦٥ ص
٥١٦٦ ص
٥١٦٧ ص
٥١٦٨ ص
٥١٦٩ ص
٥١٧٠ ص
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص
٥٨٦٢ ص
٥٨٦٣ ص
٥٨٦٤ ص
٥٨٦٥ ص
٥٨٦٦ ص
٥٨٦٧ ص
٥٨٦٨ ص
٥٨٦٩ ص
٥٨٧٠ ص
٥٨٧١ ص
٥٨٧٢ ص
٥٨٧٣ ص
٥٨٧٤ ص
٥٨٧٥ ص
٥٨٧٦ ص
٥٨٧٧ ص
٥٨٧٨ ص
٥٨٧٩ ص
٥٨٨٠ ص
٥٨٨١ ص
٥٨٨٢ ص
٥٨٨٣ ص
٥٨٨٤ ص
٥٨٨٥ ص
٥٨٨٦ ص
٥٨٨٧ ص
٥٨٨٨ ص
٥٨٨٩ ص
٥٨٩٠ ص
٥٨٩١ ص
٥٨٩٢ ص
٥٨٩٣ ص
٥٨٩٤ ص
٥٨٩٥ ص
٥٨٩٦ ص
٥٨٩٧ ص
٥٨٩٨ ص
٥٨٩٩ ص
٥٩٠٠ ص
٥٩٠١ ص
٥٩٠٢ ص
٥٩٠٣ ص
٥٩٠٤ ص
٥٩٠٥ ص
٥٩٠٦ ص
٥٩٠٧ ص
٥٩٠٨ ص
٥٩٠٩ ص
٥٩١٠ ص
٥٩١١ ص
٥٩١٢ ص
٥٩١٣ ص
٥٩١٤ ص
٥٩١٥ ص
٥٩١٦ ص
٥٩١٧ ص
٥٩١٨ ص
٥٩١٩ ص
٥٩٢٠ ص
٥٩٢١ ص
٥٩٢٢ ص
٥٩٢٣ ص
٥٩٢٤ ص
٥٩٢٥ ص
٥٩٢٦ ص
٥٩٢٧ ص
٥٩٢٨ ص
٥٩٢٩ ص
٥٩٣٠ ص
٥٩٣١ ص
٥٩٣٢ ص
٥٩٣٣ ص
٥٩٣٤ ص
٥٩٣٥ ص
٥٩٣٦ ص
٥٩٣٧ ص
٥٩٣٨ ص
٥٩٣٩ ص
٥٩٤٠ ص
٥٩٤١ ص
٥٩٤٢ ص
٥٩٤٣ ص
٥٩٤٤ ص
٥٩٤٥ ص
٥٩٤٦ ص
٥٩٤٧ ص
٥٩٤٨ ص
٥٩٤٩ ص
٥٩٥٠ ص
٥٩٥١ ص
٥٩٥٢ ص
٥٩٥٣ ص
٥٩٥٤ ص
٥٩٥٥ ص
٥٩٥٦ ص
٥٩٥٧ ص
٥٩٥٨ ص
٥٩٥٩ ص
٥٩٦٠ ص
٥٩٦١ ص
٥٩٦٢ ص
٥٩٦٣ ص
٥٩٦٤ ص
٥٩٦٥ ص
٥٩٦٦ ص
٥٩٦٧ ص
٥٩٦٨ ص
٥٩٦٩ ص
٥٩٧٠ ص
٥٩٧١ ص
٥٩٧٢ ص
٥٩٧٣ ص
٥٩٧٤ ص
٥٩٧٥ ص
٥٩٧٦ ص
٥٩٧٧ ص
٥٩٧٨ ص
٥٩٧٩ ص
٥٩٨٠ ص
٥٩٨١ ص
٥٩٨٢ ص
٥٩٨٣ ص
٥٩٨٤ ص
٥٩٨٥ ص
٥٩٨٦ ص
٥٩٨٧ ص
٥٩٨٨ ص
٥٩٨٩ ص
٥٩٩٠ ص
٥٩٩١ ص
٥٩٩٢ ص
٥٩٩٣ ص
٥٩٩٤ ص
٥٩٩٥ ص
٥٩٩٦ ص
٥٩٩٧ ص
٥٩٩٨ ص
٥٩٩٩ ص
٦٠٠٠ ص
٦٠٠١ ص
٦٠٠٢ ص
٦٠٠٣ ص
٦٠٠٤ ص
٦٠٠٥ ص
٦٠٠٦ ص
٦٠٠٧ ص
٦٠٠٨ ص
٦٠٠٩ ص
٦٠١٠ ص
٦٠١١ ص
٦٠١٢ ص
٦٠١٣ ص
٦٠١٤ ص
٦٠١٥ ص
٦٠١٦ ص
٦٠١٧ ص
٦٠١٨ ص
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص
٦٢٦٧ ص
٦٢٦٨ ص
٦٢٦٩ ص
٦٢٧٠ ص
٦٢٧١ ص
٦٢٧٢ ص
٦٢٧٣ ص
٦٢٧٤ ص
٦٢٧٥ ص
٦٢٧٦ ص
٦٢٧٧ ص
٦٢٧٨ ص
٦٢٧٩ ص
٦٢٨٠ ص
٦٢٨١ ص
٦٢٨٢ ص
٦٢٨٣ ص
٦٢٨٤ ص
٦٢٨٥ ص
٦٢٨٦ ص
٦٢٨٧ ص
٦٢٨٨ ص
٦٢٨٩ ص
٦٢٩٠ ص
٦٢٩١ ص
٦٢٩٢ ص
٦٢٩٣ ص
٦٢٩٤ ص
٦٢٩٥ ص
٦٢٩٦ ص
٦٢٩٧ ص
٦٢٩٨ ص
٦٢٩٩ ص
٦٣٠٠ ص
٦٣٠١ ص
٦٣٠٢ ص
٦٣٠٣ ص
٦٣٠٤ ص
٦٣٠٥ ص
٦٣٠٦ ص
٦٣٠٧ ص
٦٣٠٨ ص
٦٣٠٩ ص
٦٣١٠ ص
٦٣١١ ص
٦٣١٢ ص
٦٣١٣ ص
٦٣١٤ ص
٦٣١٥ ص
٦٣١٦ ص
٦٣١٧ ص
٦٣١٨ ص
٦٣١٩ ص
٦٣٢٠ ص
٦٣٢١ ص
٦٣٢٢ ص
٦٣٢٣ ص
٦٣٢٤ ص
٦٣٢٥ ص
٦٣٢٦ ص
٦٣٢٧ ص
٦٣٢٨ ص
٦٣٢٩ ص
٦٣٣٠ ص
٦٣٣١ ص
٦٣٣٢ ص
٦٣٣٣ ص
٦٣٣٤ ص
٦٣٣٥ ص
٦٣٣٦ ص
٦٣٣٧ ص
٦٣٣٨ ص
٦٣٣٩ ص
٦٣٤٠ ص
٦٣٤١ ص
٦٣٤٢ ص
٦٣٤٣ ص
٦٣٤٤ ص
٦٣٤٥ ص
٦٣٤٦ ص
٦٣٤٧ ص
٦٣٤٨ ص
٦٣٤٩ ص
٦٣٥٠ ص
٦٣٥١ ص
٦٣٥٢ ص
٦٣٥٣ ص
٦٣٥٤ ص
٦٣٥٥ ص
٦٣٥٦ ص
٦٣٥٧ ص
٦٣٥٨ ص
٦٣٥٩ ص
٦٣٦٠ ص
٦٣٦١ ص
٦٣٦٢ ص
٦٣٦٣ ص
٦٣٦٤ ص
٦٣٦٥ ص
٦٣٦٦ ص
٦٣٦٧ ص
٦٣٦٨ ص
٦٣٦٩ ص
٦٣٧٠ ص
٦٣٧١ ص
٦٣٧٢ ص
٦٣٧٣ ص
٦٣٧٤ ص
٦٣٧٥ ص
٦٣٧٦ ص
٦٣٧٧ ص
٦٣٧٨ ص
٦٣٧٩ ص
٦٣٨٠ ص
٦٣٨١ ص
٦٣٨٢ ص
٦٣٨٣ ص
٦٣٨٤ ص
٦٣٨٥ ص
٦٣٨٦ ص
٦٣٨٧ ص
٦٣٨٨ ص
٦٣٨٩ ص
٦٣٩٠ ص
٦٣٩١ ص
٦٣٩٢ ص
٦٣٩٣ ص
٦٣٩٤ ص
٦٣٩٥ ص
٦٣٩٦ ص
٦٣٩٧ ص
٦٣٩٨ ص
٦٣٩٩ ص
٦٤٠٠ ص
٦٤٠١ ص
٦٤٠٢ ص
٦٤٠٣ ص
٦٤٠٤ ص
٦٤٠٥ ص
٦٤٠٦ ص
٦٤٠٧ ص
٦٤٠٨ ص
٦٤٠٩ ص
٦٤١٠ ص
٦٤١١ ص
٦٤١٢ ص
٦٤١٣ ص
٦٤١٤ ص
٦٤١٥ ص
٦٤١٦ ص
٦٤١٧ ص
٦٤١٨ ص
٦٤١٩ ص
٦٤٢٠ ص
٦٤٢١ ص
٦٤٢٢ ص
٦٤٢٣ ص
٦٤٢٤ ص
٦٤٢٥ ص
٦٤٢٦ ص
٦٤٢٧ ص
٦٤٢٨ ص
٦٤٢٩ ص
٦٤٣٠ ص
٦٤٣١ ص
٦٤٣٢ ص
٦٤٣٣ ص
٦٤٣٤ ص
٦٤٣٥ ص
٦٤٣٦ ص
٦٤٣٧ ص
٦٤٣٨ ص
٦٤٣٩ ص
٦٤٤٠ ص
٦٤٤١ ص
٦٤٤٢ ص
٦٤٤٣ ص
٦٤٤٤ ص
٦٤٤٥ ص
٦٤٤٦ ص
٦٤٤٧ ص
٦٤٤٨ ص
٦٤٤٩ ص
٦٤٥٠ ص
٦٤٥١ ص
٦٤٥٢ ص
٦٤٥٣ ص
٦٤٥٤ ص
٦٤٥٥ ص
٦٤٥٦ ص
٦٤٥٧ ص
٦٤٥٨ ص
٦٤٥٩ ص
٦٤٦٠ ص
٦٤٦١ ص
٦٤٦٢ ص
٦٤٦٣ ص
٦٤٦٤ ص
٦٤٦٥ ص
٦٤٦٦ ص
٦٤٦٧ ص
٦٤٦٨ ص
٦٤٦٩ ص
٦٤٧٠ ص
٦٤٧١ ص
٦٤٧٢ ص
٦٤٧٣ ص
٦٤٧٤ ص
٦٤٧٥ ص
٦٤٧٦ ص
٦٤٧٧ ص
٦٤٧٨ ص
٦٤٧٩ ص
٦٤٨٠ ص
٦٤٨١ ص
٦٤٨٢ ص
٦٤٨٣ ص
٦٤٨٤ ص
٦٤٨٥ ص
٦٤٨٦ ص
٦٤٨٧ ص
٦٤٨٨ ص
٦٤٨٩ ص
٦٤٩٠ ص
٦٤٩١ ص
٦٤٩٢ ص
٦٤٩٣ ص
٦٤٩٤ ص
٦٤٩٥ ص
٦٤٩٦ ص
٦٤٩٧ ص
٦٤٩٨ ص
٦٤٩٩ ص
٦٥٠٠ ص
٦٥٠١ ص
٦٥٠٢ ص
٦٥٠٣ ص
٦٥٠٤ ص
٦٥٠٥ ص
٦٥٠٦ ص
٦٥٠٧ ص
٦٥٠٨ ص
٦٥٠٩ ص
٦٥١٠ ص
٦٥١١ ص
٦٥١٢ ص
٦٥١٣ ص
٦٥١٤ ص
٦٥١٥ ص
٦٥١٦ ص
٦٥١٧ ص
٦٥١٨ ص
٦٥١٩ ص
٦٥٢٠ ص
٦٥٢١ ص
٦٥٢٢ ص
٦٥٢٣ ص
٦٥٢٤ ص
٦٥٢٥ ص
٦٥٢٦ ص
٦٥٢٧ ص
٦٥٢٨ ص
٦٥٢٩ ص
٦٥٣٠ ص
٦٥٣١ ص
٦٥٣٢ ص
٦٥٣٣ ص
٦٥٣٤ ص
٦٥٣٥ ص
٦٥٣٦ ص
٦٥٣٧ ص
٦٥٣٨ ص
٦٥٣٩ ص
٦٥٤٠ ص
٦٥٤١ ص
٦٥٤٢ ص
٦٥٤٣ ص
٦٥٤٤ ص
٦٥٤٥ ص
٦٥٤٦ ص
٦٥٤٧ ص
٦٥٤٨ ص
٦٥٤٩ ص
٦٥٥٠ ص
٦٥٥١ ص
٦٥٥٢ ص
٦٥٥٣ ص
٦٥٥٤ ص
٦٥٥٥ ص
٦٥٥٦ ص
٦٥٥٧ ص
٦٥٥٨ ص
٦٥٥٩ ص
٦٥٦٠ ص
٦٥٦١ ص
٦٥٦٢ ص
٦٥٦٣ ص
٦٥٦٤ ص
٦٥٦٥ ص
٦٥٦٦ ص
٦٥٦٧ ص
٦٥٦٨ ص
٦٥٦٩ ص
٦٥٧٠ ص
٦٥٧١ ص
٦٥٧٢ ص
٦٥٧٣ ص
٦٥٧٤ ص
٦٥٧٥ ص
٦٥٧٦ ص
٦٥٧٧ ص
٦٥٧٨ ص
٦٥٧٩ ص
٦٥٨٠ ص
٦٥٨١ ص
٦٥٨٢ ص
٦٥٨٣ ص
٦٥٨٤ ص
٦٥٨٥ ص
٦٥٨٦ ص
٦٥٨٧ ص
٦٥٨٨ ص
٦٥٨٩ ص
٦٥٩٠ ص
٦٥٩١ ص
٦٥٩٢ ص
٦٥٩٣ ص
٦٥٩٤ ص
٦٥٩٥ ص
٦٥٩٦ ص
٦٥٩٧ ص
٦٥٩٨ ص
٦٥٩٩ ص
٦٦٠٠ ص
٦٦٠١ ص
٦٦٠٢ ص
٦٦٠٣ ص
٦٦٠٤ ص
٦٦٠٥ ص
٦٦٠٦ ص
٦٦٠٧ ص
٦٦٠٨ ص
٦٦٠٩ ص
٦٦١٠ ص
٦٦١١ ص
٦٦١٢ ص
٦٦١٣ ص
٦٦١٤ ص
٦٦١٥ ص
٦٦١٦ ص
٦٦١٧ ص
٦٦١٨ ص
٦٦١٩ ص
٦٦٢٠ ص
٦٦٢١ ص
٦٦٢٢ ص
٦٦٢٣ ص
٦٦٢٤ ص
٦٦٢٥ ص
٦٦٢٦ ص
٦٦٢٧ ص
٦٦٢٨ ص
٦٦٢٩ ص
٦٦٣٠ ص
٦٦٣١ ص
٦٦٣٢ ص
٦٦٣٣ ص
٦٦٣٤ ص
٦٦٣٥ ص
٦٦٣٦ ص
٦٦٣٧ ص
٦٦٣٨ ص
٦٦٣٩ ص
٦٦٤٠ ص
٦٦٤١ ص
٦٦٤٢ ص
٦٦٤٣ ص
٦٦٤٤ ص
٦٦٤٥ ص
٦٦٤٦ ص
٦٦٤٧ ص
٦٦٤٨ ص
٦٦٤٩ ص
٦٦٥٠ ص
٦٦٥١ ص
٦٦٥٢ ص
٦٦٥٣ ص
٦٦٥٤ ص
٦٦٥٥ ص
٦٦٥٦ ص
٦٦٥٧ ص
٦٦٥٨ ص
٦٦٥٩ ص
٦٦٦٠ ص
٦٦٦١ ص
٦٦٦٢ ص
٦٦٦٣ ص
٦٦٦٤ ص
٦٦٦٥ ص
٦٦٦٦ ص
٦٦٦٧ ص
٦٦٦٨ ص
٦٦٦٩ ص
٦٦٧٠ ص
٦٦٧١ ص
٦٦٧٢ ص
٦٦٧٣ ص
٦٦٧٤ ص
٦٦٧٥ ص
٦٦٧٦ ص
٦٦٧٧ ص
٦٦٧٨ ص
٦٦٧٩ ص
٦٦٨٠ ص
٦٦٨١ ص
٦٦٨٢ ص
٦٦٨٣ ص
٦٦٨٤ ص
٦٦٨٥ ص
٦٦٨٦ ص
٦٦٨٧ ص
٦٦٨٨ ص
٦٦٨٩ ص
٦٦٩٠ ص
٦٦٩١ ص
٦٦٩٢ ص
٦٦٩٣ ص
٦٦٩٤ ص
٦٦٩٥ ص
٦٦٩٦ ص
٦٦٩٧ ص
٦٦٩٨ ص
٦٦٩٩ ص
٦٧٠٠ ص
٦٧٠١ ص
٦٧٠٢ ص
٦٧٠٣ ص
٦٧٠٤ ص
٦٧٠٥ ص
٦٧٠٦ ص
٦٧٠٧ ص
٦٧٠٨ ص
٦٧٠٩ ص
٦٧١٠ ص
٦٧١١ ص
٦٧١٢ ص
٦٧١٣ ص
٦٧١٤ ص
٦٧١٥ ص
٦٧١٦ ص
٦٧١٧ ص
٦٧١٨ ص
٦٧١٩ ص
٦٧٢٠ ص
٦٧٢١ ص
٦٧٢٢ ص
٦٧٢٣ ص
٦٧٢٤ ص
٦٧٢٥ ص
٦٧٢٦ ص
٦٧٢٧ ص
٦٧٢٨ ص
٦٧٢٩ ص
٦٧٣٠ ص
٦٧٣١ ص
٦٧٣٢ ص
٦٧٣٣ ص
٦٧٣٤ ص
٦٧٣٥ ص
٦٧٣٦ ص
٦٧٣٧ ص
٦٧٣٨ ص
٦٧٣٩ ص
٦٧٤٠ ص
٦٧٤١ ص
٦٧٤٢ ص
٦٧٤٣ ص
٦٧٤٤ ص
٦٧٤٥ ص
٦٧٤٦ ص
٦٧٤٧ ص
٦٧٤٨ ص
٦٧٤٩ ص
٦٧٥٠ ص
٦٧٥١ ص
٦٧٥٢ ص
٦٧٥٣ ص
٦٧٥٤ ص
٦٧٥٥ ص
٦٧٥٦ ص
٦٧٥٧ ص
٦٧٥٨ ص
٦٧٥٩ ص
٦٧٦٠ ص
٦٧٦١ ص
٦٧٦٢ ص
٦٧٦٣ ص
٦٧٦٤ ص
٦٧٦٥ ص
٦٧٦٦ ص
٦٧٦٧ ص
٦٧٦٨ ص
٦٧٦٩ ص
٦٧٧٠ ص
٦٧٧١ ص
٦٧٧٢ ص
٦٧٧٣ ص
٦٧٧٤ ص
٦٧٧٥ ص
٦٧٧٦ ص
٦٧٧٧ ص
٦٧٧٨ ص
٦٧٧٩ ص
٦٧٨٠ ص
٦٧٨١ ص
٦٧٨٢ ص
٦٧٨٣ ص
٦٧٨٤ ص
٦٧٨٥ ص
٦٧٨٦ ص
٦٧٨٧ ص
٦٧٨٨ ص
٦٧٨٩ ص
٦٧٩٠ ص
٦٧٩١ ص
٦٧٩٢ ص
٦٧٩٣ ص
٦٧٩٤ ص
٦٧٩٥ ص
٦٧٩٦ ص
٦٧٩٧ ص
٦٧٩٨ ص
٦٧٩٩ ص
٦٨٠٠ ص
٦٨٠١ ص
٦٨٠٢ ص
٦٨٠٣ ص
٦٨٠٤ ص
٦٨٠٥ ص
٦٨٠٦ ص
٦٨٠٧ ص
٦٨٠٨ ص
٦٨٠٩ ص
٦٨١٠ ص
٦٨١١ ص
٦٨١٢ ص
٦٨١٣ ص
٦٨١٤ ص
٦٨١٥ ص
٦٨١٦ ص
٦٨١٧ ص
٦٨١٨ ص
٦٨١٩ ص
٦٨٢٠ ص
٦٨٢١ ص
٦٨٢٢ ص
٦٨٢٣ ص
٦٨٢٤ ص
٦٨٢٥ ص
٦٨٢٦ ص
٦٨٢٧ ص
٦٨٢٨ ص
٦٨٢٩ ص
٦٨٣٠ ص
٦٨٣١ ص
٦٨٣٢ ص
٦٨٣٣ ص
٦٨٣٤ ص
٦٨٣٥ ص
٦٨٣٦ ص
٦٨٣٧ ص
٦٨٣٨ ص
٦٨٣٩ ص
٦٨٤٠ ص
٦٨٤١ ص
٦٨٤٢ ص
٦٨٤٣ ص
٦٨٤٤ ص
٦٨٤٥ ص
٦٨٤٦ ص
٦٨٤٧ ص
٦٨٤٨ ص
٦٨٤٩ ص
٦٨٥٠ ص
٦٨٥١ ص
٦٨٥٢ ص
٦٨٥٣ ص
٦٨٥٤ ص
٦٨٥٥ ص
٦٨٥٦ ص
٦٨٥٧ ص
٦٨٥٨ ص
٦٨٥٩ ص
٦٨٦٠ ص
٦٨٦١ ص
٦٨٦٢ ص
٦٨٦٣ ص
٦٨٦٤ ص
٦٨٦٥ ص
٦٨٦٦ ص
٦٨٦٧ ص
٦٨٦٨ ص
٦٨٦٩ ص
٦٨٧٠ ص
٦٨٧١ ص
٦٨٧٢ ص
٦٨٧٣ ص
٦٨٧٤ ص
٦٨٧٥ ص
٦٨٧٦ ص
٦٨٧٧ ص
٦٨٧٨ ص
٦٨٧٩ ص
٦٨٨٠ ص
٦٨٨١ ص
٦٨٨٢ ص
٦٨٨٣ ص
٦٨٨٤ ص
٦٨٨٥ ص
٦٨٨٦ ص
٦٨٨٧ ص
٦٨٨٨ ص
٦٨٨٩ ص
٦٨٩٠ ص
٦٨٩١ ص
٦٨٩٢ ص
٦٨٩٣ ص
٦٨٩٤ ص
٦٨٩٥ ص
٦٨٩٦ ص
٦٨٩٧ ص
٦٨٩٨ ص
٦٨٩٩ ص
٦٩٠٠ ص
٦٩٠١ ص
٦٩٠٢ ص
٦٩٠٣ ص
٦٩٠٤ ص
٦٩٠٥ ص
٦٩٠٦ ص
٦٩٠٧ ص
٦٩٠٨ ص
٦٩٠٩ ص
٦٩١٠ ص
٦٩١١ ص
٦٩١٢ ص
٦٩١٣ ص
٦٩١٤ ص
٦٩١٥ ص
٦٩١٦ ص
٦٩١٧ ص
٦٩١٨ ص
٦٩١٩ ص
٦٩٢٠ ص
٦٩٢١ ص
٦٩٢٢ ص
٦٩٢٣ ص
٦٩٢٤ ص
٦٩٢٥ ص
٦٩٢٦ ص
٦٩٢٧ ص
٦٩٢٨ ص
٦٩٢٩ ص
٦٩٣٠ ص
٦٩٣١ ص
٦٩٣٢ ص
٦٩٣٣ ص
٦٩٣٤ ص
٦٩٣٥ ص
٦٩٣٦ ص
٦٩٣٧ ص
٦٩٣٨ ص
٦٩٣٩ ص
٦٩٤٠ ص
٦٩٤١ ص
٦٩٤٢ ص
٦٩٤٣ ص
٦٩٤٤ ص
٦٩٤٥ ص
٦٩٤٦ ص
٦٩٤٧ ص
٦٩٤٨ ص
٦٩٤٩ ص
٦٩٥٠ ص
٦٩٥١ ص
٦٩٥٢ ص
٦٩٥٣ ص
٦٩٥٤ ص
٦٩٥٥ ص
٦٩٥٦ ص
٦٩٥٧ ص
٦٩٥٨ ص
٦٩٥٩ ص
٦٩٦٠ ص
٦٩٦١ ص
٦٩٦٢ ص
٦٩٦٣ ص
٦٩٦٤ ص
٦٩٦٥ ص
٦٩٦٦ ص
٦٩٦٧ ص
٦٩٦٨ ص
٦٩٦٩ ص
٦٩٧٠ ص
٦٩٧١ ص
٦٩٧٢ ص
٦٩٧٣ ص
٦٩٧٤ ص
٦٩٧٥ ص
٦٩٧٦ ص
٦٩٧٧ ص
٦٩٧٨ ص
٦٩٧٩ ص
٦٩٨٠ ص
٦٩٨١ ص
٦٩٨٢ ص
٦٩٨٣ ص
٦٩٨٤ ص
٦٩٨٥ ص
٦٩٨٦ ص
٦٩٨٧ ص
٦٩٨٨ ص
٦٩٨٩ ص
٦٩٩٠ ص
٦٩٩١ ص
٦٩٩٢ ص
٦٩٩٣ ص
٦٩٩٤ ص
٦٩٩٥ ص
٦٩٩٦ ص
٦٩٩٧ ص
٦٩٩٨ ص
٦٩٩٩ ص
٧٠٠٠ ص
٧٠٠١ ص
٧٠٠٢ ص
٧٠٠٣ ص
٧٠٠٤ ص
٧٠٠٥ ص
٧٠٠٦ ص
٧٠٠٧ ص
٧٠٠٨ ص
٧٠٠٩ ص
٧٠١٠ ص
٧٠١١ ص
٧٠١٢ ص
٧٠١٣ ص
٧٠١٤ ص
٧٠١٥ ص
٧٠١٦ ص
٧٠١٧ ص
٧٠١٨ ص
٧٠١٩ ص
٧٠٢٠ ص
٧٠٢١ ص
٧٠٢٢ ص
٧٠٢٣ ص
٧٠٢٤ ص
٧٠٢٥ ص
٧٠٢٦ ص
٧٠٢٧ ص
٧٠٢٨ ص
٧٠٢٩ ص
٧٠٣٠ ص
٧٠٣١ ص
٧٠٣٢ ص
٧٠٣٣ ص
٧٠٣٤ ص
٧٠٣٥ ص
٧٠٣٦ ص
٧٠٣٧ ص
٧٠٣٨ ص
٧٠٣٩ ص
٧٠٤٠ ص
٧٠٤١ ص
٧٠٤٢ ص
٧٠٤٣ ص
٧٠٤٤ ص
٧٠٤٥ ص
٧٠٤٦ ص
٧٠٤٧ ص
٧٠٤٨ ص
٧٠٤٩ ص
٧٠٥٠ ص
٧٠٥١ ص
٧٠٥٢ ص
٧٠٥٣ ص
٧٠٥٤ ص
٧٠٥٥ ص
٧٠٥٦ ص
٧٠٥٧ ص
٧٠٥٨ ص
٧٠٥٩ ص
٧٠٦٠ ص
٧٠٦١ ص
٧٠٦٢ ص
٧٠٦٣ ص
٧٠٦٤ ص
٧٠٦٥ ص
٧٠٦٦ ص
٧٠٦٧ ص
٧٠٦٨ ص
٧٠٦٩ ص
٧٠٧٠ ص
٧٠٧١ ص
٧٠٧٢ ص
٧٠٧٣ ص
٧٠٧٤ ص
٧٠٧٥ ص
٧٠٧٦ ص
٧٠٧٧ ص
٧٠٧٨ ص
٧٠٧٩ ص
٧٠٨٠ ص
٧٠٨١ ص
٧٠٨٢ ص
٧٠٨٣ ص
٧٠٨٤ ص
٧٠٨٥ ص
٧٠٨٦ ص
٧٠٨٧ ص
٧٠٨٨ ص
٧٠٨٩ ص
٧٠٩٠ ص
٧٠٩١ ص
٧٠٩٢ ص
٧٠٩٣ ص
٧٠٩٤ ص
٧٠٩٥ ص
٧٠٩٦ ص
٧٠٩٧ ص
٧٠٩٨ ص
٧٠٩٩ ص
٧١٠٠ ص
٧١٠١ ص
٧١٠٢ ص
٧١٠٣ ص
٧١٠٤ ص
٧١٠٥ ص
٧١٠٦ ص
٧١٠٧ ص
٧١٠٨ ص
٧١٠٩ ص
٧١١٠ ص
٧١١١ ص
٧١١٢ ص
٧١١٣ ص
٧١١٤ ص
٧١١٥ ص
٧١١٦ ص
٧١١٧ ص
٧١١٨ ص
٧١١٩ ص
٧١٢٠ ص
٧١٢١ ص
٧١٢٢ ص
٧١٢٣ ص
٧١٢٤ ص
٧١٢٥ ص
٧١٢٦ ص
٧١٢٧ ص
٧١٢٨ ص
٧١٢٩ ص
٧١٣٠ ص
٧١٣١ ص
٧١٣٢ ص
٧١٣٣ ص
٧١٣٤ ص
٧١٣٥ ص
٧١٣٦ ص
٧١٣٧ ص
٧١٣٨ ص
٧١٣٩ ص
٧١٤٠ ص
٧١٤١ ص
٧١٤٢ ص
٧١٤٣ ص
٧١٤٤ ص
٧١٤٥ ص
٧١٤٦ ص
٧١٤٧ ص
٧١٤٨ ص
٧١٤٩ ص
٧١٥٠ ص
٧١٥١ ص
٧١٥٢ ص
٧١٥٣ ص
٧١٥٤ ص
٧١٥٥ ص
٧١٥٦ ص
٧١٥٧ ص
٧١٥٨ ص
٧١٥٩ ص
٧١٦٠ ص
٧١٦١ ص
٧١٦٢ ص
٧١٦٣ ص
٧١٦٤ ص
٧١٦٥ ص
٧١٦٦ ص
٧١٦٧ ص
٧١٦٨ ص
٧١٦٩ ص
٧١٧٠ ص
٧١٧١ ص
٧١٧٢ ص
٧١٧٣ ص
٧١٧٤ ص
٧١٧٥ ص
٧١٧٦ ص
٧١٧٧ ص
٧١٧٨ ص
٧١٧٩ ص
٧١٨٠ ص
٧١٨١ ص
٧١٨٢ ص
٧١٨٣ ص
٧١٨٤ ص
٧١٨٥ ص
٧١٨٦ ص
٧١٨٧ ص
٧١٨٨ ص
٧١٨٩ ص
٧١٩٠ ص
٧١٩١ ص
٧١٩٢ ص
٧١٩٣ ص
٧١٩٤ ص
٧١٩٥ ص
٧١٩٦ ص
٧١٩٧ ص
٧١٩٨ ص
٧١٩٩ ص
٧٢٠٠ ص
٧٢٠١ ص
٧٢٠٢ ص
٧٢٠٣ ص
٧٢٠٤ ص
٧٢٠٥ ص
٧٢٠٦ ص
٧٢٠٧ ص
٧٢٠٨ ص
٧٢٠٩ ص
٧٢١٠ ص
٧٢١١ ص
٧٢١٢ ص
٧٢١٣ ص
٧٢١٤ ص
٧٢١٥ ص
٧٢١٦ ص
٧٢١٧ ص
٧٢١٨ ص
٧٢١٩ ص
٧٢٢٠ ص
٧٢٢١ ص
٧٢٢٢ ص
٧٢٢٣ ص
٧٢٢٤ ص
٧٢٢٥ ص
٧٢٢٦ ص
٧٢٢٧ ص
٧٢٢٨ ص
٧٢٢٩ ص
٧٢٣٠ ص
٧٢٣١ ص
٧٢٣٢ ص
٧٢٣٣ ص
٧٢٣٤ ص
٧٢٣٥ ص
٧٢٣٦ ص
٧٢٣٧ ص
٧٢٣٨ ص
٧٢٣٩ ص
٧٢٤٠ ص
٧٢٤١ ص
٧٢٤٢ ص
٧٢٤٣ ص
٧٢٤٤ ص
٧٢٤٥ ص
٧٢٤٦ ص
٧٢٤٧ ص
٧٢٤٨ ص
٧٢٤٩ ص
٧٢٥٠ ص
٧٢٥١ ص
٧٢٥٢ ص
٧٢٥٣ ص
٧٢٥٤ ص
٧٢٥٥ ص
٧٢٥٦ ص
٧٢٥٧ ص
٧٢٥٨ ص
٧٢٥٩ ص
٧٢٦٠ ص
٧٢٦١ ص
٧٢٦٢ ص
٧٢٦٣ ص
٧٢٦٤ ص
٧٢٦٥ ص
٧٢٦٦ ص
٧٢٦٧ ص
٧٢٦٨ ص
٧٢٦٩ ص
٧٢٧٠ ص
٧٢٧١ ص
٧٢٧٢ ص
٧٢٧٣ ص
٧٢٧٤ ص
٧٢٧٥ ص
٧٢٧٦ ص
٧٢٧٧ ص
٧٢٧٨ ص
٧٢٧٩ ص
٧٢٨٠ ص
٧٢٨١ ص
٧٢٨٢ ص
٧٢٨٣ ص
٧٢٨٤ ص
٧٢٨٥ ص
٧٢٨٦ ص
٧٢٨٧ ص
٧٢٨٨ ص
٧٢٨٩ ص
٧٢٩٠ ص
٧٢٩١ ص
٧٢٩٢ ص
٧٢٩٣ ص
٧٢٩٤ ص
٧٢٩٥ ص
٧٢٩٦ ص
٧٢٩٧ ص
٧٢٩٨ ص
٧٢٩٩ ص
٧٣٠٠ ص
٧٣٠١ ص
٧٣٠٢ ص
٧٣٠٣ ص
٧٣٠٤ ص
٧٣٠٥ ص
٧٣٠٦ ص
٧٣٠٧ ص
٧٣٠٨ ص
٧٣٠٩ ص
٧٣١٠ ص
٧٣١١ ص
٧٣١٢ ص
٧٣١٣ ص
٧٣١٤ ص
٧٣١٥ ص
٧٣١٦ ص

دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٠٧٤

 

بوسنی و هرزگوین ، کشوری در جنوب شرقی اروپا. سابقاً با عنوان جمهوری سوسیالیستی بوسنی و هرزگوین ، بخشی از جمهوری فدرال سوسیالیستی یوگسلاوی بود و در اسفند ١٣٧٠/ مارس ١٩٩٢ اعلام استقلال کرد. بوسنی و هرزگوین از شمال و مغرب با کرواسی و از مشرق با جمهوری فدرال یوگسلاوی همسایه است . در جنوب غربی نیز باریکة ساحلی کوتاهی به طول بیست کیلومتر در دریای آدریاتیک دارد. مساحت آن ١٢٩ ، ٥١ کیلومتر مربع و پایتخت آن سارایوو * است ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٨ < ، ص ٦٥٠؛ > دایرة المعارف ورلد بوک < ، ذیل مادّه ).

بوسنی و هرزگوین به دو واحد جغرافیایی تاریخی تقسیم می شود. بوسنی به قسمت وسیعتر شمالی اطلاق می شود و هرزگوین مشتمل بر بخشهای جنوبی با حوضة رود نرتوا ست . نام بوسنی از نام رود بوسنا گرفته شده که در اصل ایلیریایی است . پیشینة نام هرزگوین به نیمة قرن نهم / پانزدهم باز می گردد که یکی از اعیان موسوم به استپان ووکچیج کوساچا بر پادشاه بوسنی شورید و خود را «هرتسگِ (دوکِ) سنت ساوا » خواند. بعدها این ناحیه «هِرتسه گوینا » (سرزمین هرتسگ )، در ترکی :

هِرسِک نامیده شد ( د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل "Bosna" ).

بوسنی و هرزگوین سرزمینی عمدتاً کوهستانی است . بوسنی سرزمین کوهستانی با جنگلهای انبوه است ، در صورتی که هرزگوین ، بیشتر از تپه های صخره ای و کشتزارهایی مسطح تشکیل شده است . بخش شمالی حاصلخیزتر از بخش جنوبی است . رشته کوه آلپهای دیناریک در مرز غربی آن با کرواسی ، گسترده است . بخش وسیعی از جنوب غرب کشور را فلات آهکی و لم یزرع کارست تشکیل می دهد. بلندترین نقطة کشور، کوه ماگلیچ ، ٣٨٦ ، ٢ متر ارتفاع دارد.

رود ساوا رود اصلی بوسنی و هرزگوین است که مرز کشور با کرواسی را در شمال پدید می آورد. رودهای درینا بوسنا، ورباس و اونا به سمت شمال جریان دارند و به رود ساوا می پیوندند. رود درینا در مشرق بخشی از مرز کشور با جمهوری فدرال یوگسلاوی را تشکیل می دهد. رود نرتوا نیز با جریان یافتن به سمت جنوب به دریای آدریاتیک می ریزد.

آب و هوا در جنوب ، نزدیک ساحل ، مدیترانه ای با زمستانهای ملایم ، تابستانهای گرمتر از منطقة شمالی و بارانهای ساحلی است . بخش بزرگ شمالی کشور دارای آب و هوای برّی همراه با زمستانهای سرد و برفی و تابستانهای گرم است . ارتفاعات بالاتر، تابستانهایی کوتاه و خنک و زمستانهایی سخت و طولانی دارد. میانگین پایینترین دما در کشور ْ٤ر٤- سانتیگراد و میانگین بالاترین دما ْ٧ر٢٥ سانتیگراد است . در اوایل تابستان بارندگی زیاد است اما در سرتاسر سال بارش پیوسته ای وجود دارد. میانگین بارش سالانة کشور ٩٣٢ میلیمتر است ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٨ < ؛ > دایرة المعارف ورلد بوک < ، همانجاها؛ > اطلس جهانی اینکارتا < ، ذیل مادّه ؛ یوسفیان ، ص ١٦ـ ١٨؛ سازمان ملل متحد، ص ٢٧).

بنابر سرشماری رسمی ١٣٧٠ش / ١٩٩١، جمعیت کشور ٦٣٩ ، ٣٦٥ ، ٤ تن بوده است . به علت جنگ داخلی ، در ١٣٧٥ش / ١٩٩٦ تنها حدود ٠٠٠ ، ٢٥٠ ، ٣ تن در کشور زندگی می کردند و بقیه به خارج از کشور پناه برده بودند. در ١٣٧٦ش / ١٩٩٧ شمار افراد ساکن در کشور به ٠٠٠ ، ٧٨٤ ، ٣ تن رسید و روند بازگشت آوارگان به کشور همچنان ادامه دارد. جمعیت کشور در ١٣٧٨ ش / ١٩٩٩، حدود ٠٠٠ ، ٥٢٠ ، ٤ تن تخمین زده می شود. در ١٣٧٥ش / ١٩٩٦ حدود ٤١% مردم در شهرها سکونت داشتند. پرجمعیت ترین شهرهای کشور، بنابر سرشماری ١٣٧٠ش / ١٩٩١، به ترتیب عبارت اند از: سارایوو، بانیا لوکا (بانه لوقه )، زنیتسا ، توزلا و موستار ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٨ < ، ص ٦٦٠؛ سازمان ملل متحد؛ > دایرة المعارف ورلد بوک < ، همانجاها؛ > کتاب سال بریتانیکا ١٩٩٨ < ، ص ٥٦٠).

پیش از استقلال ، بوسنی و هرزگوین از نظر اقتصادی نسبت به دیگر جمهوریهای یوگسلاوی سابق کمتر توسعه یافته بود. امروزه محصولات کشاورزی اصلی تنباکو، سیب زمینی و میوه است . دره های ساوا و درینا از نظر کشاورزی توسعة زیادی پیدا کرده است و میوه در بوسنی مرکزی و شمالی پرورش داده می شود؛ در هرزگوین نیز تاکستانهای فراوانی وجود دارد. دامداری از بخشهای مهم اقتصاد است و با توجه به جنگلهای وسیع ، صنعت چوب نیز رونق دارد. بوسنی و هرزگوین از ذخایر معدنی وسیعی برخوردار است . ذخایر بزرگی از سنگ آهن و ذغال سنگ (لیگنیت )، همچنین معادن مهم مس ، سرب ، روی ، بوکسیت و طلا در کشور وجود دارد. نیروگاههای آبی کشور ظرفیت بالایی دارند. پیش از جنگ ، منسوجات و وسایل الکتریکی از محصولات صنعتی مهم بود ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٨ < ، ص ٦٥٨؛ > دایرة المعارف ورلد بوک < ؛ بریتانیکا ، ذیل مادّه ؛ آسایش زارچی ، ص ٢٧). پیش از استقلال ، سیاست حکومت فدرال از توسعة بوسنی و هرزگوین و دیگر مناطق فقیر یوگسلاوی سابق حمایت می کرد اما صنعت ، تنها بخش ناچیزی از اقتصاد محلی بود. با وجود شماری از صنایع سبک ، در ١٣٥٠ـ١٣٧٠ ش / ١٩٧١ـ١٩٩١ درّة ساوا از نظر صنایع سنگین توسعه پیدا کرد. کارخانه های آهن و فولاد در زنیتسا و همچنین صنعت تولید تسلیحات اهمیت داشت . در ١٩٩٠ صنایع سبک و سنگین ، حدود ٤٣% تولید ناخالص داخلی را تشکیل می داد.

اقتصاد بوسنی و هرزگوین بشدت از جنگ داخلی در یوگسلاوی که از خرداد ١٣٧٠/ ژوئن ١٩٩١ آغاز شد، آسیب دید. تا اواخر این سال ، تعداد بیکاران به بیشترین تعداد از زمان جنگ جهانی دوم رسید و نرخ سالانة تورم نیز تا ١٢٠% افزایش یافت .

بازسازی رسمی اقتصاد کشور از اواخر ١٣٧٤ش / ١٩٩٥ به دنبال امضای موافقتنامة صلح دیتون شروع شد. در ١٣٧٥ش / ١٩٩٦ تولید ناخالص داخلی تا ٥٠% افزایش یافت که عمدتاً پیامدی از دریافت کمکهای مالی بین المللی بود. با اینهمه کسری تجاری و بودجه همواره وجود داشته است . با پیشرفت صلح ، فعالیت صنعتی دوباره شروع شد ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٨ < ، ص ٦٥٨ـ٦٥٩).

گسترش اسلام در بوسنی و هرزگوین بتدریج صورت گرفت به نحوی که تا ١٠٣٢/ ١٦٢٤ جمعیت مسیحیان بر مسلمانان برتری داشت . بنابر اسناد دوران عثمانی ، از این سال شمار مسلمانان بر مسیحیان پیشی گرفت ، چرا که در برابر ٤٥٠ هزار مسلمان تنها ١٥٠ هزار کاتولیک و حدود ٧٥ هزار ارتدوکس وجود داشت (ملکم ، ص ٥٣ ـ٥٤). در اوایل قرن دوازدهم / اواخر قرن هفدهم ، با پیشروی نیروهای هابسبورگ و ونتی به سوی مجارستان و کرواسی ، مسلمانان اسلاو این مناطق به بوسنی پناه آوردند. همچنین با عقب نشینی عثمانی از مونتنگرو و صربستان مستقل در اوایل قرن سیزدهم / نوزدهم ، این اکثریت قطعی جمعیت مسلمانان همچنان حفظ شد. اما آمار نشان می دهد که در ١٢٨٧/١٨٧٠ جمعیت مسلمانان به ٣ر٤٨% از کل جمعیت کاهش پیدا کرد.

اشغال بوسنی و هرزگوین از سوی اتریش ـ مجارستان در ١٢٩٦/١٨٧٨ و قانون خدمت سربازی ١٢٩٨/١٨٨١، اختلاف با مقامات اتریش در ١٣١٨/١٩٠٠، ضمیمه ساختن بوسنی به اتریش ـ مجارستان در ١٣٢٦/١٩٠٨ و سپس الحاق آن به یوگسلاوی (قلمرو سلطنتی صربها، کرواتها و اسلوونها) در ١٣٣٦/١٩١٨، مهاجرت عدّه ای از مسلمانان بوسنی را، بویژه به قلمرو عثمانی به دنبال داشت و باعث شد که مسلمانان اکثریت نسبی خود را نیز از دست بدهند (پنسون ، ص ١٠٤ـ١١٠؛ باناک ، ص ١٣٤؛ بوگارل ، ص ١٣٥ـ١٣٦).

در جریان جنگ جهانی دوم ، حدود صدهزار مسلمان بوسنی عمدتاً به دست شبه نظامیان افراطی صرب ، موسوم به چِتْنیک ، قتل عام شدند. به سبب مهاجرت بخش دیگری از مسلمانان بوسنی پس از پیروزی کمونیسم در ١٣٢٤ ش / ١٩٤٥، جمعیت مسلمانان باز هم نسبت به دیگر اقوام کاهش یافت (نظرزاده ، ص ١٣٥؛ باناک ، ص ١٣٤، ١٤٥؛ گوتمان ، ص ١٣؛ ملکم ، ص ١٩٢؛ بوگارل ، ص ١٣٦ـ١٣٧، ١٤٩؛ کوپو و یراسیموس ، ص ٢٢٣). در سرشماریهای ١٣٢٧ش / ١٩٤٨، ١٣٣٢ش / ١٩٥٣، ١٣٤٠ش / ١٩٦١ صربها، پرشمارترین گروه قومی این جمهوری بودند. از ١٣٥٠ش / ١٩٧١ که مسلمانان به عنوان ملتی که حق دارند جمهوری داشته باشند شناخته شدند، پرجمعیت ترین گروه را تشکیل می دهند. در ١٣٧٠ش / ١٩٩١ مسلمانان ٧ر٤٣%، صربها ٤ر٣١%، کرواتها ٣ر١٧%، یوگسلاوها ٥ر٥% و دیگران ١ر٢% جمعیت را به خود اختصاص داده اند (بوگارل ، ص ١٣٧ـ١٤١). افزایش نسبی جمعیت مسلمانان در برابر کاهش صربها، کرواتها و یوگسلاوها نشان دهندة این واقعیت است که تا پیش از ١٣٥٠ش / ١٩٧١ شمار قابل توجهی از مسلمانان اسلاو به دلایل سیاسی خود را صرب ، کروات یا یوگسلاو معرفی می کردند. بعلاوه ، پس از جنگ جهانی دوم همواره رشد طبیعی جمعیت مسلمان بیشتر از صربها و کرواتها، و مهاجرت مسلمانان نیز بیشتر در سطح داخلی بوده است ، در حالی که صربها و کرواتها به خارج از بوسنی و هرزگوین مهاجرت کرده اند.

مسلمانان در بوسنی مرکزی ، درّة درینا (منطقة مرزی با صربستان )، پوساوینا (منطقه ای که به طور تقریبی در مربع برچکو ، توزلا، تسلیچ ، درونتا قرار دارد) و بالاخره در شمال غربی بوسنی متمرکز شده اند. با افزایش جمعیت مسلمانان بین سالهای ١٣٢٧ـ١٣٧٠ش / ١٩٤٨ـ١٩٩١، مناطق مسلمان نشین به طرف مناطق صرب نشین یا کروات نشین گسترش یافته است (بوگارل ، ص ١٣٨، ١٤٠، ١٤٣ـ ١٤٨). با اعلام استقلال بوسنی و هرزگوین و در جریان جنگ داخلی پس از آن ، بیش از ٠٠٠ ، ٢٥٠ تن که بیشتر آنان مسلمان بودند عمدتاً به دست صربهای افراطی به قتل رسیدند و حدود سه میلیون تن آواره شدند. با وجود مقرّرات موافقتنامة صلح دیتون (رجوع کنید به ادامة مقاله ) مبنی بر آزادی بازگشت مردم به سکونتگاههای پیشین خود، این امر هنوز با دشواریهایی بویژه از سوی صربها و کرواتها روبروست . کشتار و اخراج مسلمانان از جمهوری صرب سبب کاهش جمعیت مسلمانان نسبت به ١٣٧٠ش / ١٩٩١ شده است . در بوسنی و هرزگوین صربها پیرو کلیسای ارتدوکس ، کرواتها پیرو کلیسای کاتولیک رومی و مسلمانان عمدتاً سنّی و پیرو فقه حنفی اند.

با اینکه زبان اصلی مردم کشور صربو ـ کروات است ، مسلمانان و کرواتها در نوشتار الفبای لاتین و صربها الفبای سیریلی به کار می برند ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٨ < ، ص ٦٥٠؛ > اطلس جهانی اینکارتا < ، همانجا؛ فاین ، ص ٢٤؛ نظرزاده ، ص ٢٧٢؛ یوسف وند، ص ١٠٨، ١١٣).

نخستین ساکنان شناخته شدة بوسنی و هرزگوین ، ایلیریها، در هزارة اول قبل از میلاد در آنجا می زیستند. در قرن دوم و اول قبل از میلاد رومیها این منطقه را تصرف کردند که سلطة آنها پنج قرن طول کشید. هونها و آلانها (قومی ایرانی و اعقاب اوستهای امروزی قفقاز) در قرون چهارم و پنجم در منطقه حضور یافتند. در قرن ششم آوارها (قومی از شمال قفقاز) و در اواخر قرن ششم اسلاوها به بالکان آمدند. اسلاوها تا ٦٢٠میلادی احتمالاً در بیشتر بوسنی و هرزگوین کنونی و مناطق اطراف آن نفوذ کرده بودند. مدت کوتاهی بعد دو طایفة اسلاو، کرواتها و صربها، به منطقه رسیدند. امپراتور روم شرقی کرواتها را دعوت کرد تا آوارها را از منطقه بیرون برانند. صربها نیز به دنبال کرواتها در همان دوره از شمال دریای سیاه وارد بالکان شدند. دانش پژوهان امروز عقیده دارند که صربها و کرواتها اسلاوهایی با طبقة حاکم سِرمِت یا آلان (هر دو قوم ایرانی ) بوده اند یا قبایلی در اصل ایرانی بوده اند که جذب فرهنگ اسلاوی شده اند. پیش از آمدن این دو گروه به منطقه ، جمعیت زیادی از اسلاوها به این مناطق آمده بودند. ازینرو مردم بوسنی را به طور کلی می توان مردمی با ریشة اسلاو (نه صرب و نه کروات ) دانست که از ایلیریها، رومیها، آلانها، آوارها و اقوام دیگر اثر پذیرفته اند.

بین قرن اول تا پنجم / هفتم تا دوازدهم ، امپراتوری روم شرقی و در دوره های کوتاهتری حاکمان کروات یا صرب بر این منطقه حکومت می کردند. در اوایل قرن پنجم / دوازدهم ، بوسنی تحت حاکمیت مجارستان قرار گرفت ، اما از سوی حاکم دست نشانده ، با عنوان «بان »، که اقتدارش بتدریج افزایش یافت ، اداره می شد. در ٥٦٢/١١٦٧ بوسنی و هرزگوین برای مدت کوتاهی تحت حاکمیت روم شرقی قرار گرفت (ملکم ، ص ٢ـ١١؛ فاین ، ص ١٩ـ٢٠؛ یوسفیان ، ١٣ـ١٤، ٢٥). در ٥٧٦/١١٨٠ با وجود ادعای حاکمیت مجارستان ، بان «کولین »، حاکم بوسنی ، استقلال خود را اعلام کرد. در اواخر قرن ششم / دوازدهم ، مجارستان از پاپ درخواست کرد تا بوسنی را تحت نظر سراسقفی آن قرار دهد. همچنین حاکم زِتا (مونتنگروی

کنونی )، متحد مجارستان ، کولین و اطرافیانش را به بدعت متّهم کرد. اما بان کولین بحران را فرو نشاند. پس از درگذشت وی ، مجارها که از اعلام استقلال بوسنی ناراضی بودند به بهانة بدعت در کلیسای بوسنی پاپ را به اعلام جهاد با بوسنی متقاعد کردند. مجارها به بوسنی حمله کردند و از ٦٣٢/١٢٣٥ تا ٦٣٩/١٢٤١ آنجا را در اختیار داشتند. حملة مغولها به مجارستان موجب عقب نشینی آنها از بوسنی شد. در ٦٥٠/١٢٥٢ مجارها، پاپ را راضی کردند تا کلیسای کاتولیک بوسنی را از قلمرو قدرت اسقفِ راغوزه (دوبروونیک کنونی ) بیرون بیاورد و تابع اسقف مجاری کند. اما بوسنیاییها، اسقف مجار را از بوسنی بیرون کردند و کلیسای مستقل خود را تشکیل دادند که به کلیسای بوسنی معروف شد. با اینکه بسیاری از محقّقان معتقدند که این کلیسا وگانه پرست (بوگومیل یا نئومانوی )بوده ، شواهد نشان می دهد که کلیسای بوسنی اصول اساسی کاتولیک را در سراسر قرون وسطی حفظ کرده اما از کلیسای شرق و بوگومیل تأثیرگرفته است .

در ٧٢٢/١٣٢٢ کوترومانیچ ، حکومت را به دست گرفت . وی قلمرو بوسنی را در شمال و مغرب گسترش داد. همچنین در ٧٢٦/ ١٣٢٦، بیشتر هیوم (هرزگوین کنونی ) را که از ٥٦٣/ ١١٦٨ مستقل شده بود و مردمش اغلب ارتدوکس بودند، به کشور ملحق کرد. او ضمن پذیرش وجود کلیسای انشعابی بوسنی ، در ٧٤١/١٣٤٠ برای بهبود روابطش با پاپ پذیرفت که هیئت مذهبی فرانسیسکنها در بوسنی مستقر شود. در ٧٤٨/ ١٣٤٧ کوترومانیچ کاتولیک شد و از آن پس تقریباً همة زمامداران بوسنی کاتولیک بودند. پس از مرگ کوترومانیچ در ٧٥٤/ ١٣٥٣، برادرزاده اش تورتکو (حک : ٧٥٤ـ٧٩٣/ ١٣٥٣ـ ١٣٩١) جانشین وی شد. در نیمة دوم حکومت تورتکو، قلمرو بوسنی گسترش یافت و به قدرتمندترین دولت در میان دولتهای بالکان غربی تبدیل شد (فاین ، ص ٢٠ـ٢٣، ٢٥؛ ملکم ، ص ١٣ـ ٢٠، ٣٦ـ ٣٨).

برای مآخذ این قسمت رجوع کنید به منابع مندرج در بخش پایانی همین مقاله .

/ مهدی کریمی /

بوسنی و هرزگوین در دورة حکومت عثمانی . در ٧٨٨/ ١٣٨٦، نخستین حملة ترکها به بوسنی صورت گرفت ( در ٧٩٠/ ١٣٨٨، بخشی از مهاجمان ترک به هیوم وارد شدند، اما نیروهای تحت فرمان ووکوویچ عثمانیان را شکست دادند. در ٧٩١/ ١٣٨٩، تورتکو در پاسخ به درخواست لازار، متحد صرب خود، سپاهی را به فرماندهی ووکوویچ برای نبرد با ترکان عثمانی به کوسوو (قوصوه ) فرستاد (ملکم ، ص ٢٠) ) . در جریان این نبرد، سلطان مراد بشدت زخمی شد و در پایان جنگ درگذشت ، ولی بایزید، جانشین او، پیروز شد و لازار را اسیر کرد. پس از نبرد کوسوو جانشینان لازار بناچار دست نشاندة ترکان شدند. صربهای دست نشانده موقعیت بوسنی را بسیار تضعیف کردند. به جانشین تورتکو اجازه داده شد که بر سرزمینهای متعلّق به او حکمروایی کند ولی بخش اعظم بوسنی در دست افراد قدرتمندی بود که مستقلاً بر مناطق خویش حکومت می کردند. فتح اسکوپیه ( اسکوپلیه ) به دست ترکان در ٧٩٤/ ١٣٩٢ به تشکیل قلمرو مرزی ترکها انجامید که به صربستان و بوسنی محدود می شد ( همچنین بخشهایی از بوسنی به تصرف عثمانیها درآمد (همانجا) ) . از ٨١٨/ ١٤١٥ به بعد، نفوذ ترکان در امور داخلی کشور و نفاق میان اشراف و مدعیان تاج و تخت در بوسنی افزایش یافت . پس از جلوس تورتکوی دوم (٨٢٣ ـ ٨٤٧/ ١٤٢٠ـ١٤٤٣)، که حاکمیت ترکها را پذیرفت ، پادشاهان بوسنی (از ٨٣٢/ ١٤٢٩) وادار به پرداخت خراج به دولت عثمانی شدند. ترکها بارها شماری از شهرها را تصرف و پادگانهایی در آنها تأسیس کردند. در نیمة قرن نهم / پانزدهم ، ترکها در شهر هودیجد و نواحی آن ـ بخش سارایووی کنونی ـ مستقر شدند. این نواحی زیر نظر مستقیم یک مقام عالیرتبة ترک ، با عنوان وُی ودا، و به دست عیسی بیگ ، حاکم اسکوپیه و پسرش اسحاق بیگ اداره می شد. این منطقه از حکومتی مضاعف برخوردار بود، زیرا لردهای بوسنیایی در بخشهای مجاور، دست نشاندگان ترکها بودند. ( در ٨٤٤/١٤٤٠ ترکان سربرنیتسا را تسخیر کردند. پس از مرگ تورتکوی دوم ، استپان توماش (حک : ٨٤٧ ـ ٨٦٥/ ١٤٤٣ـ١٤٦١) جانشین وی شد (ملکم ، ص ٢٢) ) . وی برای رهایی از تعهد پرداخت خراج به ترکان ، از پاپ کمک خواست اما موفق نشد. پاپ برای کمک به شاه ، خواهان گرویدن وی به مذهب کاتولیک و سرکوب «بدعت » شد ( ازینرو در ٨٦٣/١٤٥٩، شاه توماش با بی میلی از روحانیان کلیسای انشعابی بوسنی خواست تا به آیین کاتولیک درآیند یا از بوسنی خارج شوند. بیشتر آنان دست کم به صورت اسمی ، کاتولیک شدند و اقلیتی نیز به هرزگوین یا مناطق تحت تصرف ترکان پناه بردند. با فتح کامل بوسنی به دست ترکان عثمانی ، پیروان کلیسای بوسنی به دین اسلام ، و آیینهای ارتدوکس و کاتولیک پیوستند. پس از درگذشت توماش ، پسرش استپان توماشویچ (حک : ٨٦٥ ـ٨٦٧/ ١٤٦١ـ١٤٦٣)، آخرین پادشاه بوسنی ، جانشین وی شد. توماشویچ از پاپ و همچنین از ونیزیها برای مقابله با حملة وسیع ترکها درخواست کمک کرد، اما به درخواستهای وی پاسخی داده نشد. در ٨٦٧/١٤٦٣، که پادشاه از پرداخت خراج خودداری کرد، لشکریان عثمانی به فرماندهی سلطان محمد دوم به بوسنی حمله ور شدند و بسرعت آنجا را تسخیر و توماشویچ را دستگیر و اعدام کردند (ملکم ، ص ٢٣ـ ٢٤؛
فاین ، ص ٢٤) ) . چندی بعد که نیروهای عثمانی از بوسنی خارج شدند، ماتیاس کوروینوس ، پادشاه مجارستان ، به بوسنی حمله کرد و شهر یایتسه و نواحی مجاور آن را اشغال کرد. نیروهای مجار در سالهای پس از آن سربرنیک را تصرف کردند و دو ایالت مرزی (بانات ) که کرسی یکی یایتسه و دیگری سربرنیک بود، تشکیل دادند. در قرن نهم / پانزدهم ، مجارها از این محل چندین یورش ترتیب دادند که یکی از این حمله ها به تصرف سه روزة سارایوو منجر شد.

محمد بیگ منّت اوغلو نخستین «سنجق بیگی » بوسنی بود. «سنجق » هرزگوین در ٨٧٤/١٤٧٠ بنیاد نهاده شد (ترکها بقیة هرزگوین را در پایان ٨٨٦/ اوایل ١٤٨٢ تصرف کردند). بعدها سنجق دیگری که کرسی آن در زورنیک بود، ایجاد شد. ترکها در ٩١٨/١٥١٢ بانات سربرنیک را تصرف کردند، و پس از نبرد موهاچ (در ٩٣٣/١٥٢٧ یا ٩٣٤/١٥٢٨) یایتسه و بانیالوکا را نیز اشغال کردند. از بوسنی به لیکا نفوذ کردند و بخش اعظم دالماسی را به انضمام قلعة کلیس متصرف شدند. سنجق بیگی بوسنی در اشغال اسلاوونیا شرکت کرد.

تا نیمة قرن دهم / شانزدهم ، سارایوو کرسی سنجق بوسنی بود و غازی خسروبیگ (متوفی ٩٤٨) که در ٩٢٦/١٥٢٠ سنجق بیگی آنجا شد، بناهای مجلّل بسیاری در سارایوو ساخت . در آن زمان شهر سارایوو به موضعی مهم تبدیل شده بود. با این حال ، حدود نیمة قرن دهم / شانزدهم کرسی سنجق به بانیا لوکا انتقال یافت . فرهاد سوکولویچ (صُقُلْلی )، حاکم بوسنی ، طرح و بنای بانیا لوکا را به صورت شهری اسلامی تکمیل کرد. صُقُلْلی نخستین پاشای بوسنیایی (بیگلربیگی ) بود. در ٩٨٨/ ١٥٨٠ ایالت بوسنی مشتمل بر هفت سنجق (بوسنی ، هرزگوین ، کلیس ، کرکا ، پاکراتس ، زورنیک و پوژگا ) تشکیل شد و کرسی آن بانیا لوکا بود. این ایالت ، علاوه بر بوسنی و هرزگوین کنونی ، شامل قسمتهایی از اسلاوونیا، لیکا و دالماسی و نیز بخشهای مرزی صربستان بود. در ابتدای قرن یازدهم / پایان قرن شانزدهم این ایالت مشتمل بر هشت سنجق بود و در پایان نخستین دهة قرن یازدهم / ابتدای قرن هفدهم ، سنجق پوژگا به ایالت نوبنیاد کانیزسا منضم شد.

دست یافتن ترکان بر بوسنی و هرزگوین ، در بافت اجتماعی و روابط اقتصادی آنجا تغییرات بسیاری داد. جمعیت کشور دستخوش تغییرات بزرگ دینی و قومی شد و اسلام در سطحی وسیع منتشر گردید. اسلام پیروانی در میان دهقانان ، اربابان زمیندار و اهالی شهرها پیدا کرد. دربارة ترویج اسلام نظریات متفاوتی ارائه شده است . تا قبل از جنگ جهانی اول ، نظریة غالب این بود که پیروان کلیسای بدعت گذار (بوگومیلها) ظاهراً به سبب شباهتی که میان احکام اخلاقی خود و اسلام می دیدند، و از طرفی دیگر به دلیل آزار و تعقیب از سوی کلیسای رم ، دسته جمعی به اسلام گرویدند. اشراف بوسنی به این ترتیب توانستند املاک خویش را حفظ کنند و بافت سنّتی مالکیت ارضی در بوسنی و هرزگوین تا قرن سیزدهم / نوزدهم تغییری نکرد. اما تحقیقات بعدی نشان داد که انتشار اسلام بتدریج رخ داده است و استقرار نظام «تیمارداری » در روابط زراعی گواهی بر این است که اعیان بوسنی پس از اشغال کشور املاک خود را از دست دادند، و نظام مالکیت ارضی ، به صورتی که در قرن دوازدهم ـ سیزدهم / هجدهم ـ نوزدهم رواج داشت ، بتدریج در چارچوب نظام زراعی قدیم تکوین یافت .

پیش از ٨٦٧/١٤٦٣، که ترکان قسمتی از بوسنی را در دست داشتند، تیولداران بوسنی بمرور به جانب ترکان جلب شدند، زیرا ناچار بودند که برای حل و فصل دعاوی خویش به ترکان متنفذ متکی باشند. هرتسگ استپان ووکچیج ، حاکم بوسنی ، تابع ترکان بود. پسران وی نیز ناگزیر به ترکان متکی بودند. کوچکترین پسر او اسلام آورد و به نام هرتسک زاده احمد پاشا در زمان سلطنت بایزید دوم و سلیم اول پنج بار به صدراعظمی رسید. شمار زیادی از افراد خانواده های زمیندار مسلمان بوسنی و هرزگوین ، به مقام وزارت و صدراعظمی دست یافتند. محمدپاشا سوکولوویچ ، از برجسته ترین دولتمردان عثمانی و صدراعظم (٩٧٢ـ ٩٨٧/ ١٥٦٤ـ١٥٧٩)، از خاندان سرشناس صرب در بوسنی بود که خویشاوندان مسیحی وی پس از اعادة مقام اسقفی پچ (٩٦٤/١٥٥٧) اسقف صربستان بودند.

اخلاف مسلمان سپاهیان مسیحی و اعضای خانواده هایی که اسلام آورده و در حکومت ترکان به دارایی خویش افزوده بودند، بعدها به مراتب مهم نظامی و سیاسی رسیدند. از آنجا که بوسنی سرزمینی مرزی بود، اهمیت داشت و راه را برای به قدرت رسیدن مسلمانان بومی هموار می ساخت . در صربستان ، پس از آنکه ترکها مجارستان را اشغال کردند، گرویدن به اسلام تقریباً متوقف شد، در حالی که در بوسنی و هرزگوین قشرهای وسیعی از شهرها و روستاها اسلام آوردند.

پس از استقرار حکومت ترکها، شهرهای بوسنیایی پدیدار شدند و رو به رشد گذاشتند. همة شهرهایی که ترکها بنا کردند بر سر راههای ارتباطی قرار داشت . در قرن نهم /پانزدهم ، رواج اسلام در شهرکهای بوسنیایی قدیم ، در مقایسه با شهرهای جدید که ترکها احداث کرده بودند، به کندی پیش می رفت . برای نمونه می توان به شهرهای سارایوو و بانیا لوکا اشاره کرد که کرسی نشین مقامات ترک و مراکز صنعتگران و کوچ نشینهای بازرگانی بودند. به سبب مهاجرت مسلمانان از نقاط مختلف که آداب و شیوه های زندگی شرقی را با خود می آوردند، و حضور مأموران و سربازان ترک ، جمعیت شهرهایی از این قبیل افزایش می یافت . شهرهای بوسنی در زمانی کوتاه به صورت پایگاه مستحکم قدرت ترکها و فرهنگ اسلامی درآمد. ضمناً شهرها بر روستاها نیز نفوذ داشتند و شمار زیادی از اهالی مناطق روستایی را به خود جلب می کردند. بیشتر مهاجران ، دهقانانی بودند که اسلام آورده بودند و چندی نپایید که سایرین نیز به اسلام گرویدند. شمار مسیحیان و یهودیان در شهرها اندک بود.

گرایش به اسلام ، از شهرها و بخشهای روستایی پیرامون آنها آغاز شد. در ابتدای این دوره ، دهقانانی که در سنجق بوسنی اسلام آورده بودند فقط در حوالی سارایوو یافت می شدند. از سوی دیگر، آزار و اذیت مسیحیان بدعتگذار از سوی کلیسای کاتولیک و ارتدوکس ، باعث فروپاشی کلیساهای بوگومیلها شد. گرایش مقامهای مهمی چون هرتسگ استپان ووکچیج به کلیسای ارتدوکس نیز در تضعیف موضع کلیسای بوسنی در هرزگوین بی تأثیر نبود. دولت عثمانی کلیسای ارتدوکس صرب را به رسمیّت شناخت و به آن حقوق و امتیازات

بسیار اعطا کرد. سلطان محمد فاتح نیز به کلیسای کاتولیک امتیازاتی داد. تحقیقات نشان می دهد که بدعت گذاران بوسنیایی در بیشتر نواحی به کلیسای ارتدوکس یا کاتولیک گرویده بودند. این امر، گرویدن دسته جمعی پیروان کلیسای بوسنی به اسلام را نفی می کند. به هر تقدیر، از قرن نهم / پانزدهم به بعد، تکوین شهرها به صورت مراکز اسلامی ، و تأثیر آنها بر روستاهای اطراف ، به رواج مستمر اسلام در میان دهقانان برخی نواحی منجر شد.

در ١٠٠٠/١٥٩٢، حسن پاشا پردویویچ ، بیگلربیگی بوسنی ، بیهاچ را به تصرّف درآورد. سال بعد، حسن پاشا در سیساک به سختی شکست خورد و این امر باعث بروز جنگ میان ترکها و هابسبورگها شد.

ساختار حکومتی و وسعت ایالت بوسنی که در اوایل قرن یازدهم / هفدهم شکل قطعی خود را یافت ، تقریباً تا پایان قرن به همان صورت باقی ماند. در این زمان ، حاکم ایالت دارای عنوان وزیر بود. در ١٠٤٩/ ١٦٣٩، کرسی نشین حکومت از بانیا لوکا به سارایوو منتقل شد.

جنگ طولانی ١٠٠١ـ ١٠١٥/ ١٥٩٣ـ١٦٠٦ به تضعیف مستمر منابع و نیروی انسانی عثمانیان منجر شد و بوسنی نیز که کاملاً در معرض این حملات بود بیشترین صدمه را متحمّل شد. چه در طی جنگ و چه بعد از آن ، شورشهای متعدّد صربهای هرزگوین مشکلات فراوانی پدید آورد. سلطان احمد (١٠١٢ـ ١٠٢٦)، بر اثر فشار سپاهیان بوسنیایی که از سوی پاشا نیز پشتیبانی می شدند، فرمانی صادر کرد و تیمارهایی برقرار کرد که حقوق وراثت خانوادگی را به رسمیّت می شناخت .

افزایش مالیات بر اراضی دهقانان مسیحی ، شکافهای موجود میان آنها و دهقانان مسلمان را عمیق تر کرد. این امر فرار دهقانان مسیحی به آن سوی مرز و شمار روزافزون یاغیان راهزن را در پی داشت .

افتتاح بندر اسپلیت (١٠٠٠/١٥٩٢) که رقیب بندر دوبروونیک بود، اهمیت فراوانی برای بازرگانی بوسنی داشت . در نیمة دوم قرن دهم / شانزدهم و نیمة اول قرن یازدهم / هفدهم ، به وسعت و اهمیت برخی از شهرها، بویژه سارایوو، افزوده شد. شکاف عمیق میان ثروتمندان و طبقة فقیر شهرنشین ، موجب ناآرامی و اغتشاش قشر فقیر و غالباً مسلمان سارایوو شد.

در نیمة دوم قرن یازدهم / هفدهم ، بر اثر دو جنگ ، سطح زندگی و وضع اقتصادی ایالت بوسنی بحرانی شد. جنگ با ونیز (١٠٥٤ـ١٠٨٠/ ١٦٤٤ـ١٦٦٩) و جنگ با هابسبورگها (١٠٧٣ـ١٠٧٤/ ١٦٦٣ـ١٦٦٤) در نواحی متعلق به ایالت بوسنی رخ داد و این ایالت بارها مورد تهاجم قرار گرفت . بسیاری از مسیحیانی که به همین سبب راه فرار در پیش گرفتند به ارتش ونیز ملحق شدند. ناآرامی و قیام در مردم هرزگوین نیز دیده می شد. جنگ به دوران صلحی چهارده ساله منجر شد که به طور کلی باعث تحکیم قدرت عثمانی گردید. حمله به وین آغاز جنگ با اتحاد مقدس بود که مدت مدیدی طول کشید (١٠٩٤ـ ١١١١/ ١٦٨٣ـ ١٦٩٩). این بار نواحی بوسنی واقع در جنوب ساوا صحنة اصلی نبرد نبود، ولی لشکری از بوسنی در جنگ شرکت کرد و وظیفة دفاع از مرزها را بر عهده داشت . در ١٠٩٩/ ١٦٨٨، نیروهای اتریش موقتاً بعضی از بخشهای جنوب ساوا را متصرف شدند و نُه سال بعد شاهزاده اوژن ، پس از نبرد سنتا ، تا سارایوو پیشروی کرد و آنجا را در ١١٠٩/١٦٩٧ به آتش کشید. مسیحیان ، بویژه پیروان کلیسای واتیکان ، همراه سپاهیان مهاجم که عقب نشینی کرده بودند، زیستگاه خود را ترک گفتند.

بر اساس پیمان صلح کارلوویتس (١١١٠/١٦٩٩)، ایالت بوسنی ، گذشته از تغییراتی مختصر، مرزهای کنونی بوسنی و هرزگوین را در شمال و غرب حفظ کرد. در این زمان ، ایالت شامل پنج سنجق (بوسنی ، هرزگوین ، کلیس ، زوُرنیک و بیهاچ ) بود ولی پس از چندی سنجق بیهاچ از بین رفت . در این دوره کرسی بوسنی از سارایوو به تراونیک انتقال یافت .

پناهندگان مسلمان از نواحی مجارستان ، اسلاوونیا، کرواسی و دالماسی که در دست مسیحیان بود به اراضی بوسنی که متروک یا کم جمعیت بود نقل مکان کردند.

بر اساس پیمان صلح پاساروویتس (١١٣٠/١٧١٨؛
رجوع کنید به پاساروفچه * ) باریکه ای از اراضی واقع در جنوب ساوا به اتریش واگذار شد و قسمتی از نواحی اطراف مرز غربی نیز به اتریش و ونیز ملحق شد. با وجود صدماتی که طاعون به بار آورد و تلفات سنگینی که سپاهیان بوسنی متحمل شدند، لشکر بوسنی به فرماندهی حکیم اوغلوعلی پاشا در ١١٥٠/١٧٣٧ نیروهای اتریشی را در بانیا لوکا به سختی شکست داد. طی

پیمان بلگراد (١١٥٢/ ١٧٣٩)، اتریش بجز قلعة فوریان ، کلیة مناطقی را که بر اساس پیمان پاساروویتس به دست آورده بود از دست داد.

بازگشت ینی چریها از نواحی از دست رفته به بوسنی ، موقعیت ممتاز برخی از شهرها، بویژه سارایوو، را تحکیم بخشید. در این زمان به این شهرها عملاً خودمختاری داده شده بود. در دورة علی پاشا شورایی از اعیان شهری ، فرماندهان نظامی (قپودانها) و افراد برجستة دیگر، به منظور نظارت بر اعمال وزیر، تشکیل شد.

وزیران بوسنی برای کسب ثروت و جبران مالیاتها و رشوه هایی که جهت کسب مقام پرداخته بودند به میزان مالیات می افزودند و مالیاتها و عوارض جدیدی برقرار می کردند. این امر در حدود نیمة قرن دوازدهم / هجدهم ، به مدت ده سال ، باعث شورشها و قیامهایی از سوی شهروندان فقیر و دهقانان مسلمان شد. این وضع تأثیر نامطلوبی بر دادوستد در شهر و روستا داشت و باعث تنزّل جدی رشد اقتصادی کشور شد. در جنگ میان عثمانی و اتریش (١٢٠٢ـ ١٢٠٥/ ١٧٨٨ـ١٧٩١) وظیفة دفاع از بخشهای مرزی به نیروهای بوسنی واگذار شد. نیروهای اتریشی گذشته از اشغال برخی از دژهای مرزی توفیق چندانی نیافتند. بر اساس پیمان صلح سویشتوف ، عثمانی از قسمت کوچکی از اراضی خود صرف نظر کرد و اتریش دژهای مرزی اشغال شده را تخلیه نمود.

سلطان سلیم سوم در آغاز قرن سیزدهم / پایان قرن هجدهم به اصلاحات و اقداماتی دست زد که قدرت ینی چریها را محدود می کرد و با نفوذ اعیان مسلمان و موضع ممتاز سکنة مسلمان ایالت بوسنی مغایرت داشت .

اصلاحات جدید، که مخلّ ساختار نظامی موجود و برخلاف منافع ینی چریها و سپاهیان بود، خشم مسلمانان بوسنی را برانگیخت . شمار بسیاری از بیگها و آغاها و جمعیت شهرنشین بوسنی در چندین لشکرکشی برای سرکوب شورشیان صربستان شرکت کردند، ولی لشکر بوسنی در میشار (١٢٢١/ ١٨٠٦) با شکست سختی مواجه شد. کمی پس از آن ، چندین قیام از سوی دهقانان صرب در بوسنی روی داد، اما دیری نپایید که سرکوب شدند. مسلمانان بوسنی در سرکوب شورش صربستان در ١٢٢٨/١٨١٣ نیز شرکت داشتند.

در دوره ای که ناپلئون به محاصرة دریایی اقتصادی دست زد، وضع دادوستد محلی بهبود یافت . در این دوره ، بازرگانان یهودی و صرب از راههای بوسنی برای حمل و نقل پنبه استفاده کردند و بسیاری از آنان ثروتمند شدند. سارایوو استقلال قابل ملاحظه ای کسب کرده بود، و موارد متعددی از منازعات جدّی میان شهروندان و وزیر پیش آمد. با انتصاب و ورود جلال الدین پاشا در ١٢٣٥/١٨٢٠، نظم و قانون به بهای از دست رفتن جان افراد بسیاری دوباره برقرار شد. برچیده شدن سپاه ینی چریها به قیام دیگری از سوی مردم ، بویژه در سارایوو، انجامید که به دست عبدالرحمان پاشا سرکوب شد. در ١٢٤٦/١٨٣١ در پی اصلاحات و تجدید سازمان ارتش ، شورشی به سرکردگی اعیان مسلمان بوسنی و به رهبری حسین قپودان گراداشچویج رخ داد. شورشیان خواهان خودمختاری کامل برای بوسنی و هرزگوین و حق انتخاب وزیر خویش شدند و پذیرفتند که بوسنی خراجی سالانه به سلطان بپردازد. ولی از ابتدا قپودانهای هرزگوین ، به رهبری علی آغا رضوان بیگوویچ ، از این نهضت کناره گرفتند. این قیام در ١٢٤٨/١٨٣٢ سرکوب شد و هرزگوین به صورت پاشالیق (پاشانشین ) درآمد و علی پاشا رضوان بیگوویچ به حکومت آن منصوب شد (١٢٤٩/١٨٣٣).

با اینهمه ، ستیز میان وزیران و شهروندن سارایوو ادامه یافت . سرانجام عمر پاشا با اختیارات ویژه همراه با نیروی نظامی قابل ملاحظه ای به بوسنی اعزام شد. وی توانست نفوذ سیاسی چشمگیر اعیان بوسنی را درهم شکند و اصلاحات دولت عثمانی را به اجرا درآورد. او همچنین علی پاشا را به قتل رساند و پاشالیق هرزگوین را برانداخت . شهر سارایوو به مقرّ رسمی وزیر تبدیل شد.

در زمان حکومت توپال عثمان پاشا (١٢٧٧ـ١٢٨٦/ ١٨٦١ـ ١٨٦٩) اصلاحات دیگری نیز در ادارة امور ایالت بوسنی به اجرا در آمد. نخستین راه آهن بانیا لوکا به نووی در ١٢٨٩/١٨٧٢ افتتاح شد. در دهة ١٢٧٧/ ١٨٦٠ چاپخانة ولایتی آغاز به کار کرد و تعدادی مدرسه تأسیس شد. بر اثر این اصلاحات ، وضع بازرگانی و دادوستد بهبود یافت . بسیاری از خانواده های صرب ، شهرنشین ثروتمند شدند و در نتیجه نفوذ شهروندان صرب بتدریج به بخشهای روستایی نیز گسترش یافت . اما این اصلاحات نتوانست کشاورزی را عمیقاً متحول سازد. مالیاتهای سنگین که غالباً خودسرانه تعیین می شد، سبب شورش مکرر دهقانان شد. در ١٢٦٤/١٨٤٨ طاهرپاشا، وزیر بوسنی ، حل مشکلات ارضی و نظام اجاره داری را که موجب نارضایتی دهقانان شده بود، بر عهده گرفت . پس از تصویب قانون اراضی زراعتی (در ١٢٧٤)، چندین اقدام ناموفق صورت گرفت تا اینکه با فرمان ١٢٧٦/١٨٥٩، وضع اجاره داران اراضی زراعی روشن شد. اما در این فرمان ، نظام یکسانی برای وضع مالیات در بوسنی و هرزگوین پیش بینی نشده بود. مقررات فرمان دربارة نظام مالکیت ارضی تا ١٣٣٦/١٩١٨ به قوّت خویش باقی ماند.

اوضاع نامناسب ، موجب بروز چندین قیام دهقانی در حدود نیمة قرن سیزدهم / نوزدهم شد. در قیام بزرگ ١٢٩٢/١٨٧٥ دهقانان مسیحی ، آغاها و بیگها با یکدیگر متحد شدند. با پیوستن صربهای شهرنشین و مردم مونتنگرو و نبرد آنان با عثمانی ، این شورش رنگ سیاسی به خود گرفت . قیام در هرزگوین نهضتی همگانی بود، ولی تنها بخشهای مرزی بوسنی در آن شرکت داشتند. این قیام به دخالت قدرتهای بزرگ منجر شد. به موجب پیمان سان استفانو ، دولت عثمانی با دادن خودمختاری به بوسنی و هرزگوین موافقت کرد.

کنگرة برلین ، بوسنی و هرزگوین را تحت قیمومت اتریش ـ مجارستان درآورد. نیروهای اتریش ـ مجارستان که برای اشغال آن کشور اعزام شدند، با مقاومت غیرمترقبة مسلمانان بوسنی مواجه شدند. رهبری شورشیان به دست افرادی از طبقات پایین بود. شورشیان مردم را به قیام در برابر اشغالگران و استقرار حکومت مردمی در سارایوو تشویق می کردند. اشغال بوسنی و هرزگوین در ٢٩ رجب / ٢٩ ژوئیه آغاز و در ٢٣ شوال ١٢٩٥/ ٢٠ اکتبر ١٨٧٨ تکمیل شد. مقاومت شدید در پاره ای از مناطق ، بویژه سارایوو و اطراف آن ، بشدت سرکوب شد.

فرهنگ اسلامی در بوسنی و هرزگوین . اسلام در بوسنی و هرزگوین پس از سلطة ترکهای عثمانی رواج یافت و بر بافت زندگی و فرهنگ کشور اثر گذاشت . کوچ نشینان شهری ارکان اصلی فرهنگ اسلامی را در بوسنی و هرزگوین تشکیل می دادند. ولی پس از حکومت ترکها، به سبب نفوذ فرهنگ اروپا، بویژه در میان مسیحیان ، عناصر فرهنگ شرقی رو به زوال رفت . در پی الحاق بوسنی و هرزگوین به یوگسلاوی ، این روند ادامه یافت . بااینهمه حتی امروز نیز ویژگیهای فرهنگ شرقی کاملاً از میان نرفته است . در شیوة زندگی ، زرگری ، قالیبافی و بسیاری از هنرهای دیگر، هنوز رسوم شرقی رواج دارد.

پایاترین آثار فرهنگ اسلامی را می توان در زمینة معماری و شهرسازی یافت . بهترین یادگارهای سبک معماری اسلامی در بوسنی و هرزگوین تا حدود پایان قرن دهم / شانزدهم در این کشور ساخته شد. برای نمونه ، می توان به این موارد اشاره کرد: مسجد آلاجه (٩٥٧/١٥٥٠) در فوچه ، مسجد غازی خسروبیگ (٩٣٦/ ١٥٣٠) و مسجد علی پاشا (٩٦٨/١٥٦١) در سارایوو، مسجد فرهادپاشا (٩٨٧/١٥٧٩) در بانیا لوکا، مدرسة غازی خسروبیگ (٩٤٤/١٥٣٧) موسوم به سلجوقیه و بعدها کورشوملیه و حمام غازی خسروبیگ (قبل از ٩٦٤/١٥٥٧) و «بزستان » ( بازار سرپوشیده ) بورسه * (٩٥٨/١٥٥١) در سارایوو.

تا پایان قرن یازدهم / هفدهم ، بجز چند بنای بزرگ که ساختة حکّام یا مقامات عالیرتبة عثمانی است ، مانند تکیة حاجی سنان (١٠٥٠/١٦٤٠) در سارایوو، بناهای دیگر اهمیت چندانی ندارد. از این زمان تا پایان حکومت عثمانیها نشانه هایی از انحطاط در معماری دیده می شود. در اواخر این دوره نفوذ افکار اروپایی و نیز تقلید از سبکهای رایج در شهرهای ترکیه به چشم می خورد. با این حال ، نمونه های جالبی از ابتکار فنی نیز در این دوره دیده می شود. توسعة شهر تراونیک ، که مقرّ رسمی وزیر بود، نمونة گویایی از معماری این دوره است .

در نمونه های معماری اسلامی ، که پس از دوران عثمانیان ساخته شده ، نشانه های بارزی از انحطاط دیده می شود. دولتهای اتریش ـ مجارستان کوشیدند با تقلید از سبک معماری اسلامی در اسپانیا ویژگیهای هنر معماری اسلامی را گسترش دهند. بناهایی که بدین سبک ساخته شد با چشم انداز سرزمین بوسنی و با شرایط اقلیمی آنجا هماهنگ نبود.

بسیاری از واژه ها و اصطلاحات روزمرة بوسنی و هرزگوین ، ریشة ترکی ، عربی و فارسی دارند. در قیاس با مناطقی که به زبان صرب و کرواتی سخن می گویند، رواج این واژه ها و اصطلاحات در بوسنی و هرزگوین بیشتر است . همزمان با تکوین زبان صرب و کرواتی و تحت نفوذ آن زبان ، از ١٢٩٥/ ١٨٧٨ و بویژه از ١٣٣٦/١٩١٨ به بعد، کاربرد عناصر ترکی در زبان این منطقه کاهش یافت . در دورة حکومت عثمانیان ، مسلمانان ، بویژه اعیان بومی مسلمان ، در مکاتبات خصوصی خود از نوعی الفبای شکستة سیریلی استفاده می کردند. مسلمانان بوسنی و هرزگوین متون ادبی صرب و کرواتی را به الفبای عربی می نوشتند. ولی از ١٣٠٩ش / ١٩٣٠ به بعد، این الفبا حتی در متون مذهبی هم تقریباً به کار نرفته است .

اشعار حماسی متقدم یا «گوسلار »های بوسنی و هرزگوین دارای ویژگیهای بنیادین شعرهای حماسی و سنتی صرب و کرواتی است . تنها تفاوت در نگرش سیاسی و مذهبی ، کاربرد اصطلاحات ترکی ، توجه کمتر به اشعار قهرمانی و گرایش به شعرهای تغزّلی نهفته است .

شاعران مسلمان بوسنی و هرزگوین ، که به زبانهای شرقی شعر سروده اند، آثارشان بیشتر به زبان ترکی است تا فارسی و عربی . برخی از نویسندگان و شاعران برجستة ترک اصل و نسب بوسنیایی داشته اند، از جمله : درویش پاشا (مقتول ١٠١٢)، متولد موستار؛
محمد نرگسی ، صاحب سبک سرشناس (متوفی ١٠٤٤)، متولد سارایوو؛
احمد سودی (متوفی ١٠٠٥)، شارح معروف سعدی و حافظ . شیخ فوزی اهل موستار (متوفی ح ١١٦٠) از جمله کسانی است که اشعار زیادی به زبان فارسی سروده است و آثاری نیز به زبان ترکی دارد. حسن قائمی اهل سارایوو (متوفی ١١٣٠) و اسکوفی بوسنوی ، معروف به هوایی (متوفی ح ١٠٦١)، متولد توزلا دنیا ، و نیز چند شاعر دیگر بوسنی و هرزگوین ، آثار خود را به دو زبان ترکی و صرب و کرواتی نوشتند. اسکوفی بوسنوی برای زبان صرب و کرواتی فرهنگ منظومی به ترکی تألیف کرد.

آثار نویسندگان مسلمان متقدم بوسنی و هرزگوین بیشتر به زبان عربی و غالباً دربارة فقه ، کلام ، امور حکومتی و تاریخ است . عبدالله بوسنوی (متوفی ١٠٥٤) نویسندة رسائل عرفانی و فلسفی و مفسّر فصوص الحکم ابن عربی است . حسن کافی (متوفی ١٠٢٥)، متولد آق حصار، نویسندة معروفی است که آثارش در زمینه های فقه و سیاست ، منصب قضا را مادام العمر در موطنش از آن او ساخت . کافی ، گذشته از نوشته های دیگر، مؤلف کتاب معروف نظام العالم بود. شماری از مورخان مشهور عثمانی نیز به خانواده های مسلمان بوسنیایی تعلق داشتند. از تاریخنگاران برجستة بوسنی در قرن دوازدهم / هجدهم که به زبان ترکی کتاب تألیف کرده است قاضی عمر نووی و مؤلف غزوات حکیم اوغلو علی پاشا ست که وقایع تاریخ بوسنی را از محرم ١١٤٩/١٧٣٦ تا پایان جمادی الاولی ١١٥٢/١٧٣٩ در بر می گیرد. وقایع نگاران برجسته ای (مصطفی باشِسْکی ، صالح صدقی ) در دوران انتقال بین پایان قرن دوازدهم / هجدهم و آغاز قرن سیزدهم / نوزدهم شرح وقایع معاصر را ثبت کردند. نخستین مورخ نوین دوران عثمانی و نخستین دانش پژوه شرقی که شاعر هم بود، صفوت بیگ باشاگیچ (١٢٨٧ـ١٣٥٣/ ١٨٧٠ـ١٩٣٤) است . از ١٢٩٥/ ١٨٧٨، و بویژه از ١٣٣٦/١٩١٨ به بعد، آثار ادبی مسلمانان بوسنی به نحو روزافزونی با ادبیات صربی و کرواتی درهم آمیخته اند.

قدیمترین مدرسة دورة عثمانی در سارایوو به ربع اول قرن دهم / آغاز قرن شانزدهم تعلق دارد. در ٩٤٣/١٥٣٧ مدرسة غازی خسروبیگ با کتابخانه اش به همت غازی خسروبیگ ، سنجق بیگی بوسنی ، ساخته شد. مجموعة فعلی کتابخانة مدرسه شامل مجلّدات اصلی به زبانهای شرقی و نیز شمار زیادی از نسخ ، دست نوشته ها و اسناد به زبان ترکی است .

فرقه های گوناگون دراویش نیز به تعالیم عرفانی و مطالعة آثار فارسی مشغول بوده اند. نخستین تکیة درویشان ظاهراً قبل از سقوط نهایی بوسنی بنا شده است . خانقاهی که به امر غازی خسروبیگ بنا شد، حاوی جزئیات معماری جالبی است . گسترش آموزش و پرورش و نهادهای آموزشی به دوران وزارت توپال عثمان پاشا باز می گردد. در این دوره ، نخستین «رشدیه » و «مکتب حقوق »، و به دنبال آن قرائتخانة عمومی و چاپخانه احداث شد. در اواخر حکومت عثمانی ، یک مدرسة نظامی ، یک دانشکدة تربیت معلم و یک مدرسة بازرگانی در سارایوو دایر بود.

مقامات اتریش ـ مجارستان ، بدون دخالت در مدارس مذهبی ، به استقرار نظام آموزش دولتی خویش دست زدند. در مدارس دولتی تعلیمات دینی اجباری بود. در ١٣٢٧/١٩٠٩ رشدیه ها مدارس ابتدایی کودکان مسلمان به شمار آمدند و فقط در شهرهای پرجمعیت باقی ماندند. مکتبها، که از نظر جامعة مسلمانان حضور در آنها برای مسلمانان اجباری شمرده می شد تا ١٣٣١ش / ١٩٥٢ وجود داشتند.

دانشگاه سارایوو (تأسیس : ١٣٢٨ش / ١٩٤٩) دارای کرسی زبان شناسی شرقی (ترکی ، عربی و فارسی ) است . انستیتوی شرق شناسی سارایوو (تأسیس : ١٣٢٩ ش / ١٩٥٠) مجموعة ارزشمندی از دست نوشته های شرقی را گرد آورده است . بدین ترتیب ، زمینة گسترده ای از مطالعات مربوط به زبانهای ترکی ، فارسی و عربی ، تاریخ منطقه در دورة عثمانی و بسیاری شاخه های دیگر از دانشهای اسلامی وجود دارد.


منابع :
(١) ( جان وی . ای . فاین ، «ریشه های تاریخی جامعة بوسنی مدرن در دورة عثمانی و قرون وسطی »، در مسلمانان بوسنی ـ هزرگووین : تاریخچه تحولات از قرون وسطی تا زمان انحلال یوگسلاوی ، ویراستار و گردآورنده مارک پنسون ، ترجمة مهوش غلامی ، تهران ١٣٧٤ ش ) ؛


(٢) F. Bajraktarevic ¨, O nas §im mevludima , Belgrade ١٩٣٧;
(٣) S. Bas §agic ¨, Kratka uputa u pros §lost Bosne i Hercegovine , Sarajevo ١٩٠٠;
(٤) M. Begovic ¨, Lإgislation relative ب l'organisation des affaires rإligieuses des musulmans en Yougoslavie, Annuaire de l'Association yougosl. de droit int., Belgrade-Paris ١٩٣٤;
(٥) A. Bejtic ¨, Spomenici osmanlijske arhitekture u Bosni i Hercegovini, Prilozi za orijentalnu filologiju, III-IV , Sarajevo ١٩٥٢-١٩٥٣;
(٦) V. C §ubrilovic ¨, Bosanski ustanak ١٨٧٥-١٨٧٨ , Belgrade ١٩٣٠;
(٧) H. Hadz §ibegic ¨, "Turski dokumenti o poc §etku ustanka u Hercegovini i Bosni ١٨٧٥", Prilozi za orijentalnu filologiju , I (١٩٥٠);
(٨) M. Handz §ic ¨, Islamizacija Bosne i Hercegovine i porijeklo bosanskohercegovac §kih muslimana , Sarajevo ١٩٤٠;
(٩) idem, Knjiz §euni rad bosansko-hercegovac ¨kih muslimana , Sarajevo ١٩٣٤;
(١٠) idem, Pogled na sudstvo u Bosni i Hercegovini za vrijeme turske vlasti , Sarajevo ١٩٤٠;
A. Hangi, Die

(١١) Moslims in Bosnien-Hercegovina-ihre Lebensweise, Sitten und Gebrجuche , Sarajevo ١٩٠٧;
(١٢) K. Hخrman, Narodne pjesme muslimana u Bosni i Hercegovini , I-II, Sarajevo ١٩٣٣;
(١٣) J. Koetschet, Osman Pascha der letzte grosse Wesir Bosniens und seine Nachfolger , Sarajevo ١٩٠٩;
(١٤) H. Kres §evljakovic ¨, Kapetanije u Bosni i Hercegovini , Sarajevo ١٩٥٤;
(١٥) [Noel Malcolm, Bosnia: a short history , London ١٩٩٤];
(١٦) Monumenta Turcica historiam Slavorum Mer. illustrantia, I, Kanuni i kanun-name , vol. I, ed. Oriental Inst. of Sarajevo, Sarajevo ١٩٥٧;
(١٧) H. S §abanovic ¨, "Najstarije vakufname u Bosni", Prilozi za orijentalnu filologiju , II (١٩٥١), III-IV (١٩٥٢);
(١٨) A. S §kaljic ¨, Turcizmi u narodnom govoru i narodnoj knjiz §ernosti Bosne i Hercegovine , I-II, Sarajevo ١٩٥٧;
(١٩) V. Skaric ¨, Sarajevo i njegova okolina od najstarijih vremena do austro- ugarske okupacije , Sarajevo ١٩٣٧;
(٢٠) V. Skaric ¨, O. Nuri Hadz §ic ¨and N. Stojanovic ¨, Bosna i Hercegovina pod austrougarskom upravom, Srpski narod u XIX veku , Belgrad ١٩٣٨.

برای صورت کامل منابع رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل "Bosna" .

/ ب . جورجف ، تلخیص از ( د. اسلام ) /

تاریخ معاصر بوسنی و هرزگوین . تا ١٣٢٦/١٩٠٨ که بوسنی و هرزگوین به اتریش ـ مجارستان منضم شد، حقوق سلطان عثمانی بر این ایالت به رسمیت شناخته می شد. اما از آن پس ، وضع بوسنی و هرزگوین در این پادشاهی دوگانه ، بیشتر به سبب قانون اساسی دوگانة اتریش ـ مجارستان ، نامشخص باقی ماند.

بوسنی و هرزگوین ، چه قبل و چه پس از انضمام ، تحت نظارت دوگانة وزارت دارایی اتریش ـ مجارستان قرار داشت . در ١٣٢٨/١٩١٠، کشور از قانون اساسی و یک مجلس برخوردار شد. مجلس مرکب از هفتاد و دو نماینده و بیست عضو انتصابی بود. اعضای انتصابی از نمایندگان مذهبی (از جمله : رئیس العلما، رئیس اوقاف و سه مفتی )، و مقامات عالیرتبه تشکیل می شد. قانون اساسی اختیارات مجلس را در برابر دولت بسیار محدود کرده بود، و در عین حال دولت نیز در برابر وزارت دارایی اتریش ـ مجارستان از قدرت چندانی برخوردار نبود. مجلس در جریان جنگهای بالکان و جنگ جهانی اول تشکیل نشد ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل "Bosna" ).

دولت اتریش ـ مجارستان سازمان حکومتی جدیدی به وجود آورد، به بازرگانی (بویژه صنایع چوب و معدن ) توسعه بخشید، به ساختن راه و راه آهن و تأسیس مدارس و شماری مؤسسات علمی پرداخت ، اما چارچوب جامعه در بسیاری موارد بدون تغییر باقی ماند (همانجا).

از ١٢٩٩/١٨٨٢ تا ١٣٢١/١٩٠٣، بنیامین کالاّ ی ، وزیر دارایی پادشاهی دوگانه ، که مورّخ مشهوری نیز بود، سهم عمده ای در تعیین سیاست اتریش ـ مجارستان در بوسنی و هرزگوین برعهده داشت . کالاّ ی برای اینکه بوسنی و هرزگوین را به صورت «واحدی مجزّا » در درون پادشاهی دوگانه نگاه دارد و از انتشار ملی گراییِ صربی و کرواتی جلوگیری کند، کوشید «ملت بوسنیایی » و «زبان بوسنیایی » به وجود آورد. ولی تعداد طرفداران این سیاست در میان اهالی بومی به حدّ مطلوب نرسید، زیرا که صربها و کرواتها نسبت به ملّیت خود حساس شده بودند و فقط بخش کوچکی از روشنفکران و زمینداران مسلمان از «ملی گرایی بوسنیایی » جانبداری می کردند (همانجا).

در ١٣١٧/١٨٩٩، به رهبری جابیچ ، مفتی موستار، مبارزه ای خلل ناپذیر برای کسب خودمختاری مذهبی و آموزشی برای مسلمانان بوسنی و هرزگوین آغاز شد. این مبارزه با نهضت (صربهای ) ارتدوکس پیوند یافت . جابیچ مصرّانه خواستار حداکثر امتیازات بود ولی در اقلیّت قرار گرفت . در ١٣١٨/ ١٩٠٠، طرحی برای بهبود جامعة مذهبی اسلامی به کالاّ ی تقدیم شد. در این طرح ، بر حقوق سلطنتی عثمانیان در بوسنی و هرزگوین تأکید ویژه ای شده بود، و این اصلی بود که مقامات اتریش ـ مجارستان راضی به پذیرش آن نبودند. در ١٣٢٠/ ١٩٠٢، که جابیچ برای مشورت با سلطان به استانبول رفت ، بازگشت وی به بوسنی و هرزگوین ممنوع شد. در ١٣٢١/ ١٩٠٣، پس از درگذشت کالاّ ی ، بوریان جانشین او شد. وی به برخی از گروهها اجازة فعالیتهای قابل قبول سیاسی داد. این اقدام سبب تقویت ساختار سازمانی مسلمانان شد (پنسون ، ص ١١٢ـ ١١٣؛
د. اسلام ، همانجا).

مقررات جدید آشتی جویانه در ١٣٢٣/١٩٠٥، به کلیسا و مدارس استقلال نسبی داد، اما وضع مالیاتهای تازه برای تأمین مدارس سبب نارضایتی مسلمانان و پایان دورة سکون شد. از ١٣٢٤/ ١٩٠٦، مبارزة مسلمانان شکل سازمان یافته تری پیدا کرد. کمیتة اجرایی سازمان خلق مسلمان به ریاست علی بیگ فردوس تشکیل شد. این سازمان در عین حمایت از منافع طبقات متموّل ، با دولت نیز برای کسب خودمختاری مذهبی وارد مذاکره شد، اما مذاکرات به جایی نرسید. متعاقب منضم شدن کشور به اتریش ـ مجارستان ، امپراتور با تصویب اساسنامه ای ، به مسلمانان بوسنی و هرزگوین در امور مذهبی (وقف ـ معارف ) استقلال داد. این اساسنامه تا١٣٠٩ش / ١٩٣٠ به قوّت خود باقی ماند (پنسون ، ص ١١٣؛
د. اسلام ، همانجا).

بیلینیسکی ، جانشین بوریان که اقتصاددان معروفی بود، در دوران خدمت خود (١٣٣٠ـ١٣٣٣/ ١٩١٢ـ ١٩١٥) اصلاحات اداری متعدّدی انجام داد، اما از آنجا که در دورة او جنگهای بالکان ، بحران پارلمانی بوسنی و جنگ جهانی اول به وقوع پیوست از نظر اقتصادی پیشرفت چندانی حاصل نشد (پنسون ، ص ١٢٣؛
د. اسلام ، همانجا). در ٤ شعبان ١٣٣٢/ ٢٨ ژوئن ١٩١٤، فرانتس فردیناند، ولیعهد پادشاهی هابسبورگ ، در سارایوو به دست دانشجوی صرب بوسنیایی ، عضو گروه بوسنی جوان ، ترور شد. در پی آن اتریش ـ مجارستان به صربستان اعلام جنگ داد و جنگ جهانی اول آغاز شد (ملکم ، ص ١٥٣ـ١٥٥، ١٥٧). در ١٣٣٦/١٩١٨، پادشاهی صربها، کرواتها و اسلوونها ایجاد، و بوسنی و هرزگوین نیز به آن منضم شد. این کشور نوبنیاد، تحت حاکمیت پادشاه صربستان قرار گرفت (همان ، ص ١٦١ـ١٦٢، ١٦٩؛
> کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٨ < ؛
ص ٦٥٠؛
بریتانیکا ، ذیل مادّه ). مسلمانان برای حفظ منافعشان دست به تأسیس چند سازمان سیاسی زدند. مهمترین آنها، سازمان مسلمانان یوگسلاو ، در ١٣٣٧/١٩١٩ در سارایوو بنیان نهاده شد که از ١٣٤٠/١٩٢١ رهبری آن با محمد اسپاهو بود. وی فعالانه در صحنة سیاسی کشور حضور داشت و در چند کابینة ائتلافی بین ١٣٤٠/١٩٢١ تا ١٣٤٨/١٩٢٩ سمت وزیر را به همراه چند وزیر مسلمان دیگر بر عهده داشت (باناک ، ص ١٣٧، ١٤٠؛
ملکم ، ص ١٦٣). درپی تنش در روابط صربها و کرواتها در ١٣٤٧/١٩٢٨، الکساندر اول قانون اساسی را به حال تعلیق درآورد و نام کشور را به یوگسلاوی تغییر داد. فعالیت احزاب قومی یا صنفی ، از جمله سازمان مسلمانان یوگسلاو، ممنوع شد. شاه الکساندر قلمرو یوگسلاوی را به نُه واحد تشکیلاتی تازه ، موسوم به بانات ، تقسیم کرد. بوسنی و هرزگوین بین چهار بانات تقسیم شد، که شامل بخشهایی از کرواسی ، صربستان و مونتنگرو نیز می شد. بجز یک بانات که شامل بخشهایی از منطقة ساحلی دالماسی می شد، در همه جا هدف اصلی این بود که صربها اکثریت را تشکیل دهند. مسلمانان بشدت از این تقسیم ناراضی بودند، زیرا در هر چهار بخش در اقلیّت قرار گرفته بودند (ملکم ، ص ١٦٨ـ١٦٩؛
باناک ، ص ١٤٠ـ١٤١). از ١٣٣٦ـ ١٣٤٩/ ١٩١٨ـ١٩٣٠، مسلمانان بوسنی و هرزگوین ، صربستان ، مقدونیه و مونتنگرو دارای سازمان مذهبی جداگانه ای بودند، اما به دنبال الغای نظام پارلمانی در یوگسلاوی ، در ١٣٠٩ش / ١٩٣٠ قانونی دربارة جامعة مذهبی مسلمانان و اساسنامة آن در کشور پادشاهی یوگسلاوی به تصویب رسید. بدین ترتیب ، جوامع خودمختار پیشین مسلمانان متحداً تحت ریاست رئیس العلما و یک هیئت عالی مرکب از رئیس العلما و دو رئیس مجلس علما، قرار گرفتند. اقامتگاه رسمی رئیس العلما و مرکز هیئت جامعة مذهبی مسلمانان به بلگراد انتقال یافت ؛
بعلاوه ، دو مجلس علما و دو شورای وقف ـ معارف نیز، همراه با کمیته های اداری آنها وجود داشت که دفترهای مرکزی آنها در سارایوو و اسکوپیه بود.

بر اساس قانون ١٣٠٩ش / ١٩٣٠، شاه نظارت زیادی بر جامعة مسلمانان داشت و تنها بعد از مرگ الکساندر (١٣١٣ش / ١٩٣٤) بود که از این نظارتها کاسته شد. طبق اساسنامة جدید (١٣١٥ش / ١٩٣٦) اقامتگاه رسمی رئیس العلما در سارایوو قرار گرفت و مقام مفتی منسوخ شد ( د.اسلام ، همانجا؛
ملکم ، ص ١٧٠).

اصلاحات کوچک در مرز باناتها و قانون اساسی اصلاحی ١٣١٠ش / ١٩٣١، نشانی از تغییر روش استبدادی رژیم سلطنتی نداشت . سازمان مسلمانان یوگسلاو در بیانیه ای خواستار واگذاری بیشترین قدرت به واحدهای سیاسی ـ تاریخی (شامل بوسنی و هرزگوین ) شد. در ١٣١١ ش / ١٩٣٢، رهبر کرواتها و اسلوونها به همراه اسپاهو به سبب صدور بیانیه ای که در آن بازگشت دموکراسی و پایان استیلای صربها را خواسته بودند، دستگیر شدند. هر چند اسپاهو و رهبر اسلوونها کمی بعد آزاد شدند (ملکم ، همانجا؛
باناک ، ص ١٤١).

در ١٣١٤ ش / ١٩٣٥، سازمان مسلمانان یوگسلاو به ائتلاف حاکم پیوست . سیاست سازمان ، استفاده از فرصتها برای حفظ منافع مسلمانان بود. در ١٣١٨ش / ١٩٣٩، اسپاهو و جعفربیگ کولنوویچ به همراه سه وزیر دیگر، در اعتراض به سیاست سلطه جویانة صربها استعفا دادند. توافق مرداد ١٣١٨/ اوت ١٩٣٩ ضربة دیگری به جامعة مسلمانان بوسنی و هرزگوین بود. بر اساس این توافق ، کرواسی خودمختار بخشهایی از جنوب ساوا، نواحی مرکزی و جنوب غربی بوسنی و هرزگوین غربی را تصاحب می کرد و بیشتر بوسنی و هرزگوین نیز به صربستان ملحق می گشت . در واقع ، در این تقسیم بندی مسلمانان به طور کامل نادیده گرفته شده بودند. پس از مرگ اسپاهو در همان سال ، جانشین وی ، کولنوویچ ، با این تقسیم مخالفت کرد. وقتی تلاشهای او بی ثمر ماند، او و سازمان مسلمانان یوگسلاو درصدد برآمدند تا بوسنی را به صورت موقت در یک کرواسی مستقل سازمان بخشند. از فروردین ١٣٢٠/ آوریل ١٩٤١، یعنی زمان اشغال یوگسلاوی به دست نیروهای متحدین ، تا پایان جنگ جهانی دوم ، بوسنی و هرزگوین به بخش جدایی ناپذیر کشور خودمختار کرواسی تبدیل شد. دیکتاتوری اوستاشا به بوسنی و هرزگوین خودمختاری اعطا نکرد و کشور را بر خلاف مرزهای تاریخی آن به دوازده استان تقسیم کرد (ملکم ، ص ١٧١ـ١٧٣؛
باناک ، ص ١٤١ـ١٤٣).

در ١٣٢٤ ش / ١٩٤٥، پارتیزانهای تیتو ، بوسنی و هرزگوین را از اشغال متحدین آزاد کردند و حکومت خلق بوسنی به وجود آمد. مسلمانان در اوایل دورة حکومت کمونیستی تیتو در یوگسلاوی تحت آزار قرار گرفتند. در ١٣٢٥ش / ١٩٤٦، از فعالیت دادگاههای اسلامی و همچنین برگزاری مراسم و اعیاد اسلامی جلوگیری به عمل آمد. در ١٣٢٩ش / ١٩٥٠، حجاب برای زنان ممنوع شد. در همین سال مکتبهای قرآنی جهت آموزش کودکان ، تعطیل و آموزش کودکان در مساجد جرم شناخته شد. در ١٣٣١ش / ١٩٥٢، فعالیت جمعیتهای درویشی ممنوع و انجمنهای آموزشی و فرهنگی مسلمانان بسته شد. البته بر مبنای مفاد اساسنامة جامعة مذهبی اسلامی مصوبِ مجمع اعلای اوقاف در ١٣٢٦ش / ١٩٤٧، به منظور هماهنگی با ساختار حکومت فدرال ، مجلسهای علما و مجامع اوقاف به طور جداگانه در چهار جمهوری به وجود آمد. رئیس العلما و چهار عضو از چهار مجمع اوقاف عالیترین مقام تصمیم گیرنده بودند که آنان را مجمع اعلای اوقاف انتخاب می کرد. البته این مجمع نیز که تنها مجمع رسمی فعال بود، تحت نظارت دولت بود. بر اساس قانون مصوب ١٣٣٢ش / ١٩٥٣، مدرسه ای نیز تحت نظارت شدید به آموزش روحانیان مسلمان می پرداخت . تا ١٣٤٣ش / ١٩٦٤، مسلمانان اجازة نشر متون اسلامی را نداشتند. تعدادی از مساجد مسلمانان به موزه ، انبار و اصطبل تبدیل شد و بعضی نیز که در جنگ بشدت آسیب دیده بود، تعمیر نشد. بسیاری از قبرستانهای مسلمانان به پارک یا ساختمانهای اداری و مسکونی تبدیل شد. در ١٣٣٧ش / ١٩٥٨ زمینهای کشاورزی وقفی ، ملی شد. همچنین بسیاری از مدارس مذهبی از جمله مدرسة غازی خسروبیگ بسته شد (ملکم ، ص ١٩١، ١٩٥ـ١٩٦؛
د.اسلام ، همانجا؛
نظرزاده ، ص ١٦١). در اواخر دهة ١٩٥٠ و دهة ١٩٦٠ برخورد با جامعة اسلامی تعدیل شد، زیرا از این جامعه برای پیشبرد سیاست خارجی تیتو، مبتنی بر عدم تعهد، استفاده می شد. ازینرو تا نیمة دهة ١٣٣٩ش / ١٩٦٠، سیاستمداران مسلمان برجسته ای از بوسنی در چند کشور عربی و اندونزی خدمت می کردند. از نظر تقسیمات کشوری ، بوسنی و هرزگوین دوباره به عنوان واحدی مجزّا به مرزهای تاریخی خود دست یافت . نخستین کنگرة حزب کمونیست با وجود فشار صربها اعلام کرد که به علت آمیختگی جمعیت نمی توان بوسنی و هرزگوین را تقسیم کرد (ملکم ، ص ١٩٦ـ ١٩٨؛
> کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٨ < ، همانجا). با وجود این ، مقامات حاکم تا مدتها مسلمانان را به صورت رسمی به عنوان ملت شناسایی نمی کردند. روشنفکران مسلمان ، مانند پروفسور محمد فیلیپویچ و عاطف پوریواترا، برای شناسایی مسلمانان به عنوان ملت دست به مبارزه زدند. اما حزب کمونیست ، فیلیپویچ را در ١٣٤٦ش / ١٩٦٧ اخراج کرد. سرانجام ، از ١٣٥٠ش / ١٩٧١، برای نخستین بار مسلمانان به عنوان ملت به رسمیت شناخته شدند (ملکم ، ص ١٩٧ـ١٩٩). بهبود موقعیت مسلمانان در یوگسلاوی در حدی بود که جمال بیدیچ ، نخست وزیر مسلمان ، ادارة حکومت را از ١٣٥٠ ش / ١٩٧١ تا ١٣٥٦ش / ١٩٧٧ در دست داشت . بیدیچ نیز بر به رسمیت شناختن ملّیت مسلمانان بوسنی پافشاری می کرد. در این دهه مسلمانان ، برخلاف میل صربهای بوسنی ، به عنوان گروهی مهم و مسلط در جمهوری خود پدیدار شدند (باناک ، ص ١٤٧).

در اواخر دهة ١٣٤٠ ش / ١٩٦٠ و دهة ١٣٥٠ ش / ١٩٧٠، در بوسنی همزمان با جنبش غیر دینی ملی گرایی مسلمانان ، اعتقادات اسلامی نیز شاهد تجدید حیات بود. این تجدید حیات مذهبی ضد کمونیستی بیشتر ناشی از سیاست عدم تعهد تیتو بود که موجب تماس بیشتر مسلمانان بوسنی با جهان اسلام و در پی آن رشد مطالعات اسلامی در بوسنی شد. در ١٣٥٦ش / ١٩٧٧ دانشکدة الهیات اسلامی در دانشگاه سارایوو تأسیس شد. پس از مرگ تیتو (١٣٥٩ش / ١٩٨٠) تجدید حیات اسلامی با رشد ملی گرایی صربی روبرو شد که در برابر مسلمانان کوسوو، و مسلمانان بوسنی و هرزگوین جهت گیری ضد اسلامی داشت . از طرف دیگر، مقامات نیز در برابر اسلامگرایی حساسیت بیشتری پیدا کردند. تعدادی از روحانیان مسلمان در بوسنی آشکارا از نظام کمونیستی انتقاد می کردند و پس از انقلاب اسلامی ایران حتی تصاویری از آیت الله خمینی در بوسنی پخش شد. این مسائل باعث شد که مقامات حاکم از رشد اعتقادات اسلامی جلوگیری کنند (ملکم ، ص ٢٠٠ـ ٢٠٨؛
باناک ، ص ١٤٧ـ ١٤٨؛
نظرزاده ، ص ١٨٥، ٢٠٠). در ١٣٦٢ ش / ١٩٨٣ دادگاهی در سارایوو، علی عزّت بگوویچ و دوازده تن دیگر را به جرم اعمال ضد انقلابی و ملی گرایی به زندان محکوم کرد (ملکم ، ص ٢٠٨، ٢١٨).

پس از سقوط حزب کمونیست در دی ١٣٦٨/ ژانویة ١٩٩٠، در بوسنی و هرزگوین نیز احزاب سیاسی متعددی شکل گرفتند. در انتخابات همان سال ، احزاب ملی گرا به آسانی بر کمونیستهای اصلاح طلب غلبه کردند. در این انتخابات ، حزب اقدام دموکراتیک ، به رهبری علی عزّت بگوویچ ، بیشترین کرسی را به خود اختصاص داد. عزّت بگوویچ به ریاست جمهوری ، یوره پلیوان از کرواتها به نخست وزیری و مومچیلو کرایشنیک از صربهابه ریاست مجلس برگزیده شدند و حکومتی ائتلافی از سه حزب اصلی به ریاست عزّت بگوویچ تشکیل شد (باناک ، ص ١٤٨ـ ١٤٩؛
ملکم ، ص ٢١٨، ٢٢٢؛
> کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٨ < ، همانجا). در ١٣٧٠ش / ١٩٩١، صحنة سیاسی یوگسلاوی و بوسنی و هرزگوین تحت تأثیر تنش در روابط صربها و کرواتها قرار گرفت . در اوایل این سال ، میلوشویچ ، رئیس جمهور صربستان ، حفظ تمامیت ارضی یوگسلاوی را خواستار شد و با هر گونه استقلال و جدایی طلبی بشدت مخالفت کرد. حتی وی اعلام کرد که در غیر این صورت تمامی کرواسی و بوسنی را به صربستان ضمیمه خواهد ساخت . با وجود این ، در ٤ تیر ١٣٧٠/ ٢٥ ژوئن ١٩٩١، کرواسی و اسلوونیا استقلال خود را اعلام کردند. بلافاصله صربهای بوسنی و هرزگوین نیز اظهار داشتند که در فدراسیون یوگسلاوی (یا در یک صربستان بزرگتر) باقی خواهند ماند ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٨ < ، همانجا؛
ملکم ، ص ٢٢٢ـ ٢٢٥؛
آسایش زارچی ، ص ٣١). درگیریهای نظامی بویژه بین صربهای کرواسی ، با حمایت ارتش خلق یوگسلاوی و حکومت کرواسی ، به افزایش تنش در سرتاسر کشور منجر شد. در همان حال ، مناطق صرب نشین در بوسنی و هرزگوین خودمختاری اعلام کردند. در مهر ١٣٧٠/ اکتبر ١٩٩١، ارتش خلق یوگسلاوی با زیر نظر گرفتن بیشتر هرزگوین ، بندر دوبروونیک در کرواسی را محاصره کردند. در این عملیات ، صدها صرب هرزگوین نیز شرکت داشتند. عزّت بگوویچ بیطرفی بوسنی و هرزگوین را در درگیری بین کرواسی و صربستان اعلام کرد اما کاراجیچ ، رئیس حزب دمکراتیک صرب ، این عمل را اقدامی بر ضد صربها دانست . از آنجا که فدراسیون یوگسلاوی تحت سلطة صربها، خوشایند مسلمانان و کرواتها نبود، نمایندگان مسلمان و کروات به نفع استقلال با مرزهای موجود رأی دادند. در همه پرسی ١٠ و ١١ اسفند ١٣٧٠/ ٢٩ فوریه و ١ مارس ١٩٩٢ از حدود ٦٤% شرکت کننده که شامل چند هزار صرب در شهرهای بزرگ نیز می شد قریب به اتفاق به استقلال کامل بوسنی و هرزگوین رأی دادند. به دنبال اعلام نتیجة همه پرسی درگیری میان شبه نظامیان صرب و گروههای قومی دیگر در سارایوو و سایر مناطق آغاز شد ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٨ < ؛
آسایش زارچی ، همانجاها؛
ملکم ، ص ٢٢٧ـ ٢٢٨، ٢٣١).

در اسفند ١٣٧٠/ پایان فوریة ١٩٩٢ طی ملاقاتی در اتریش میلوشویچ و توجمان ، رئیس جمهور کرواسی ، و کاراجیچ دربارة تجزیة بوسنی و هرزگوین گفتگو کردند. میلوشویچ و توجمان در اسفند/ مارس (ملکم ، ص ٢٣١) و اردیبهشت / مه (گیبو، ص ٣٣٤) ١٩٩١ نیز در این باره با یکدیگر ملاقات کرده بودند. در ٧ فروردین ١٣٧١/ ٢٧ مارس ١٩٩٢، جمهوری صرب ، که ٦٥% کشور را شامل می شد به مرکزیت بانیا لوکا تشکیل شد. با وجود این ، در ١٨ فروردین / ٧ آوریل ، جامعة اروپایی و چند کشور دیگر استقلال بوسنی را به رسمیّت شناختند. این امر از تشدید جنگ میان ارتش خلق یوگسلاوی که در سلطة صربها بود و نیروهای مسلمان و کروات در بوسنی و هرزگوین جلوگیری نکرد و صربها چند شهر از جمله سارایوو را به محاصره درآوردند. در اول خرداد/ ٢٢ مه ، بوسنی و هرزگوین به عضویت سازمان ملل متحد پذیرفته شد. در ٩ خرداد/ ٣٠ مه ، سازمان ملل ، جمهوری فدرال یوگسلاوی (تنها شامل صربستان و مونتنگرو) را به علت دخالت در درگیریهای بوسنی تحریم اقتصادی کرد. کرواتها نیز سه ماه پس از آغاز حملة نظامی صربها به بوسنی و هرزگوین ، اتحادیة کروات هرتسگ ـ بوسنا را که ٣٠% کشور را دربر می گرفت اعلام کردند. در همان حال ، کاراجیچ پیشنهاد کرد که صربها و کرواتها بوسنی و هرزگوین را میان خود تقسیم کنند. با اینهمه ، عزّت بگوویچ و توجمان با وجود اختلاف سیاسی ، پیمان دوستی و همکاری را در مرداد/ ژوئیه امضا کردند ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٨ < ، ص ٦٥١؛
ملکم ، ص ٢٣٢ـ٢٣٣). در پایان همان ماه ، همزمان با افزایش شمار تلفات درگیری بوسنی ، عزّت بگوویچ در اعتراض به شورای امنیّت ، تحریم تسلیحاتی یوگسلاوی را به نفع صربها دانست ، زیرا فرصت دفاع را از بوسنی و هرزگوین سلب می کرد. سازمان ملل به این اعتراض واکنشی نشان نداد و حکومت بوسنی و هرزگوین تصمیم گرفت که از جهان اسلام کمک بخواهد. افشای سیاست پاکسازی قومی و نقض حقوق بشر توسط صربها و کشف اردوگاههای بازداشت ، به صدور قطعنامة شورای امنیّت منجر شد که این اردوگاهها و مسئولان نقض حقوق بشر را محکوم می کرد. در مهر ١٣٧١/ سپتامبر ١٩٩٢، کمیتة دفاعی مشترک کرواسی و بوسنی و هرزگوین شکل گرفت . با وجود این ، در همان سال ، درگیری بین کرواتها و مسلمانان در بوسنی و هرزگوین آغاز شد و کرواتها چند شهر را به تصرف درآوردند و موستار را پایتخت اتحادیة کروات هرتسگ ـ بوسنا اعلام کردند. این درگیریها باعث شد که صربها به راحتی یایتسه را تصرف کنند. در آبان ١٣٧١/ اکتبر ١٩٩٢، طرح ونس ـ اوئن ارائه شد. این طرح بوسنی و هرزگوین را به ده استان خودمختار تقسیم می کرد که به هر جناح سه استان داده شده بود و سارایوو نیز استانی با موقعیت ویژه (بی طرف و آزاد) بود، و حکومت مرکزی تنها به دفاع ملی و سیاست خارجی می پرداخت . اما مناطق تحت تصرف صربها به یکدیگر پیوسته بود و فرماندهان نظامی صرب بهیچوجه قبول نمی کردند که این مناطق بر اساس طرح از هم جدا شود. این امر آنها را ترغیب به الحاق به صربستان می کرد. همچنین به علت استقلال قوای مقننه ، مجریه و قضاییه و نیروی پلیس هر استان ، آوارگان برای بازگشت به استانهای تحت حکومت صربها احساس امنیّت نمی کردند. از طرف دیگر، نهایی نبودن مرز استانها و اعطای قلمرو وسیعی از کشور به کرواتها باعث شد که آنان برای تصرف مناطقی که در طرح به آنها داده شده بود به مسلمانان حمله کنند. همانطور که انتظار می رفت ، در دی ١٣٧١/ ژانویة ١٩٩٣، کرواتها طرح ونس ـ اوئن را پذیرفتند. اما صربها آن را رد کردند و مسلمانان بخشی از طرح را قبول کردند. کرواتها در همان سال ، به حملات بر ضد نیروهای مسلمان ادامه دادند. به این ترتیب ، طرح ونس ـ اوئن جنگ داخلی را تشدید کرد و اتحاد مسلمانان ـ کرواتها را که تنها مانع بر سر راه صربها بود، تضعیف کرد. با وجود این ، مسلمانان در چند ناحیه صربها را عقب راندند ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٨ < ، همانجا؛
ملکم ، ص ٢٤٧ـ ٢٤٨؛
آسایش زارچی ، ص ١٤٥ـ١٤٦).

با اینکه ، تحت فشار سازمان ملل و جامعة اروپا، کاراجیچ طرح ونس ـ اوئن را در ژنو امضا کرد، دو روز بعد مجلس صربها قاطعانه این طرح را رد کرد، زیرا بر اساس آن صربها می بایست بخشی از مناطق تحت اشغال خود را واگذار می کردند. در ماه خرداد/ مه ، امریکا، فرانسه ، روسیه ، بریتانیا و اسپانیا در اعلامیه ای از ادامة تحریم تسلیحاتی یوگسلاوی حمایت و اعلام کردند که نیروهای نظامی بین المللی به نفع مسلمانان مداخله نخواهند کرد. آنها در عوض ، شش ناحیة امن (سارایوو، بیهاچ ، توزلا، گوراژده ، سربرنیتسا و ژپا) را برای حفاظت از مسلمانان در برابر حملة صربها پیشنهاد کردند. این طرح از ٢ بهمن / ٢٢ ژانویه به اجرا درآمد. در اردیبهشت ١٣٧٢/ مه ١٩٩٣، صربها و کرواتها با نقض آتش بس مناطق تحت تصرف خود را توسعه دادند. در تیر/ ژوئن همان سال ، نیروهای مشترک صرب و کروات به شهر مسلمان نشین ماگلای در شمال حمله کردند، در ماه بعد نیز نبرد شدیدی میان مسلمانان و کرواتها برای تصرف موستار درگرفت . در ٨ مرداد ١٣٧٢/ ٣٠ ژوئیة ١٩٩٣، سه جناح در حال جنگ ، در ژنو با طرح اوئن ـ استولتنبرگ موافقت کردند. بر اساس این طرح ، بوسنی و هرزگوین کنفدراسیونی متشکل از سه دولت قومی بود که اتحادیة جمهوریهای بوسنی و هرزگوین نامیده شد. اختیارات حکومت مرکزی در این کشور محدود به سیاست خارجی و تجارت خارجی می شد. براساس این طرح ، ٥٢% خاک بوسنی به صربها، ١٧% به کرواتها، ٣٠% به مسلمانان (که در آن زمان ٧٠% قلمرو کشور را در اختیار داشتند) داده می شد و یک درصد باقی مانده (سارایوو بجز بخشداری پاله ) نیز برای یک دورة انتقالی دو ساله تحت نظارت سازمان ملل قرار می گرفت . با وجود این توافقنامه ، جنگ ادامه یافت ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٨ < ، ص ٦٥٢؛
آسایش زارچی ، ص ١٧٧، ١٨٣ـ١٨٤). در شهریور ١٣٧٢/ سپتامبر ١٩٩٣، فکرت عبدیچ ، عضو مسلمان شورای ریاست جمهوری دولت بوسنی و رقیب عزّت بگوویچ ایجاد استان خودمختار بوسنی غربی را که قرار بود بخشی از اتحادیة جمهوریهای بوسنی و هرزگوین را شکل دهد، اعلام کرد. در پی این امر وی از شورای ریاست جمهوری برکنار شد و جنگ بین نیروهای عبدیچ و حکومت آغاز شد. در مهر/ اواخر سپتامبر همان سال ، به سبب مخالفت مجالس صرب و کروات ، طرح اوئن ـ استولتنبرگ با شکست روبرو شد ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٨ < ، همانجا).

به دنبال برقراری آتش بس بین کرواتهای بوسنی و حکومت بوسنی ، در ٢٧ اسفند ١٣٧٢/ ١٨ مارس ١٩٩٤، مسلمانان و کرواتها در واشنگتن موافقتنامه ای برای ایجاد فدراسیون بوسنی و هرزگوین امضا کردند. در همان سال ، صربها گوراژده را تصرف کردند. پس از انتقاد شدید جامعة بین المللی از روسیه ، به سبب پشتیبانی از صربها، روسیه اعلام کرد که با زور بر ضد صربها مخالفتی ندارد. به دنبال این امر و تهدید صربها به حملات هوایی از سوی ناتو، نیروهای صرب در اواخر فروردین / آوریل ، از گوراژده خارج شدند. گروه تماس (متشکل از نمایندگان روسیه ، امریکا، فرانسه ، آلمان و بریتانیا) در تیر ١٣٧٣/ ژوئیة ١٩٩٤، طرحی ارائه کرد که بر مبنای آن فدراسیون بوسنی و هرزگوین ٥١% قلمرو کشور را به دست می آورد. این طرح همانند طرح دیگر گروه تماس ، به علت نداشتن ضمانت اجرایی ، با مخالفت صربهای بوسنی روبرو شد. جنگ بین ارتش بوسنی و نیروهای شورشی عبدیچ در محدودة بیهاچ ، سبب شد که مناطق تحت تصرف نیروهای عبدیچ به تصرف ارتش بوسنی درآید. نیروهای حکومتی و کرواتهای بوسنی در ١٢ آبان / ٣ نوامبر، شهر کوپرس در بوسنی مرکزی را که در دست صربها بود، تصرف کردند. این اولین پیروزی قاطع نیروهای حکومتی از زمان آغاز درگیریها بود. با وجود این ، در اواخر همین ماه بیشترِ بیهاچ دوباره به دست صربها افتاد. در بهمن ١٣٧٣/ فوریة ١٩٩٥، دادگاه جنایتکاران جنگی یوگسلاوی سابق (که به دستور شورای امنیّت سازمان ملل متحد در ١٣٧١ش / ١٩٩٣ تشکیل شد) ٢١ صرب را به جنایت در حق انسانها و نسل کشی در اردوگاه کار اجباری اومارسکا در شمال غربی بوسنی و هرزگوین متهم کرد. این در حالی بود که صربها همچنان به جنگ و گلوله باران بیهاچ ادامه می دادند و از ورود کمکهای بشردوستانه به شهر ممانعت می کردند، که قحطی و تلفات غیرنظامیان را به دنبال داشت (همان ، ص ٦٥٢ـ٦٥٣).

صربها در اردیبهشت ١٣٧٤/ مه ١٩٩٥، سارایوو و توزلا را به سختی گلوله باران کردند که به کشته شدن شمار زیادی از غیر نظامیان انجامید. آنان همچنین برای جلوگیری از حملات بیشتر ناتو بیش از دویست پاسدار صلح سازمان ملل متحد را به گروگان گرفتند. به علت گروگان بودن پاسداران صلح در دست صربها، سازمان ملل به حملة شدید صربها به منطقة امن گوراژده پاسخ نداد. در حالی که سازمان ملل معامله با صربهای بوسنی را انکار می کرد، همزمان با خروج پاسداران صلح سازمان ملل از قلمرو صربها در حومة سارایوو، گروگانها آزاد شدند. بعلاوه هواپیماهای صرب آزادانه در منطقة ممنوعه برفراز بوسنی و هرزگوین پرواز می کردند. سرانجام ، در تیر ١٣٧٤/ ژوئن ١٩٩٥، ناحیة امن سربرنیتسا و ژپا بدون واکنش نیروهای سازمان ملل به تصرف صربها درآمد. در این دو منطقه هزاران غیرنظامی مسلمان به دست صربها قتل عام شدند. بیهاچ نیز مورد حملة مشترک صربهای بوسنی ، صربهای کرواسی و مسلمانان شورشی به رهبری عبدیچ قرار گرفت . موقعیت بحرانی بیهاچ موجب شد تا عزّت بگوویچ و توجمان در ٣١ تیر/ ٢٢ ژوئیه موافقتنامة همکاری نظامی امضا کنند. نیروهای حکومت کرواسی کراینا را از تصرف صربها خارج کردند، غیرنظامیان صرب به صورت جمعی به نواحی تحت تصرف صربها در بوسنی و هرزگوین و صربستان گریختند و حملة مشترک نیروهای حکومت بوسنی و کرواسی محاصرة بیهاچ را درهم شکست . پس از مذاکرات صلح بین وزرای خارجه یوگسلاوی ، کرواسی و بوسنی و هرزگوین در ژنو و نیویورک ، یک آتش بس دو ماهه در مهر/ اکتبر به اجرا درآمد. در ١٠ آبان ١٣٧٤/ اول نوامبر ١٩٩٥، مذاکرات صلح در دیتون ، در ایالت اوهایوی امریکا، شروع شد و در آن رؤسای جمهور عزّت بگوویچ ، توجمان و میلوشویچ (به نمایندگی از جمهوری فدرال یوگسلاوی و صربهای بوسنی ) و نمایندگان گروه تماس و اتحادیة اروپا حضور داشتند. در ٣٠ آبان / ٢١ نوامبر، هر سه رئیس جمهور موافقتنامة صلح را به صورت مقدماتی امضا کردند. بر اساس این توافق بوسنی و هرزگوین به نسبت ٥١% متعلق به فدراسیون و ٤٩% متعلق به جمهوری صرب تقسیم و تأکید شد که رابطه با کشورهای همسایه نباید ناقض حاکمیّت و تمامیّت ارضی بوسنی و هرزگوین باشد. همچنین حکومت مرکزی شامل شورای ریاست جمهوری منتخب و پارلمانی مستقر در سارایوو شد. مقرراتی نیز برای ایجاد نظام پولی و بانک مرکزی واحد و مؤسساتی برای بازسازی کشور پیش بینی شده بود. موافقتنامه تصریح می کرد که همة آوارگان و رانده شدگان حق بازگشت به منازلشان را دارند و باید اموال ضبط شدة خود یا غرامت منصفانة آن را دریافت کنند. از نکات اصلی موافقتنامه قرار گرفتن سراسر شهر سارایوو در فدراسیون بود. به این ترتیب قرار شد حومة سارایوو که در تصرف صربها بود به حاکمیّت فدراسیون درآید، و صربهای بوسنی نیز کنترل سربرنیتسا و ژپا را حفظ کنند. گوراژده نیز که تحت حاکمیّت فدراسیون باقی ماند از طریق دالانی تحت مدیریت فدراسیون به سارایوو پیوند داده می شد. دربارة عرض دالان استراتژیک و حیاتی پوساوینا که دو بخش شمالی و جنوبی جمهوری صرب را به هم متصل می کرد و کنترل شهر برچکو که در این منطقه قرار گرفته بود توافقی حاصل نشد اما سه طرف توافق کردند که این مقوله را به داوری بین المللی ارجاع دهند. همچنین بنا شد شصت هزار نیروی بین المللی تحت فرماندهی ناتو جایگزین نیروهای پاسدار صلح سازمان ملل متحد شوند. این نیرو، نظارت بر خروج طرفهای در حال جنگ از مناطق یکدیگر، نظارت بر معاوضة قلمرو بر اساس موافقتنامة صلح ، حل اختلافات مرزی ، ایجاد شرایط امن برای برگزاری انتخابات آزاد و واکنش در برابر خشونت علیه غیر نظامیان را برعهده داشت . در ٢٣ آذر ١٣٧٤/ ١٤ دسامبر ١٩٩٥، موافقتنامة صلح دیتون به صورت رسمی به وسیلة عزّت بگوویچ ، توجمان و میلوشویچ در پاریس به امضا رسید. ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٨ < ، ص ٦٥٤ـ٦٥٥).

اگرچه تلاشهای جامعة بین المللی ، بویژه ایالات متحدة امریکا، کشورهای عضو اتحادیة اروپایی و روسیه به عقد پیمان صلح دیتون منجر شد که البته تأمین کنندة حقوق کامل مسلمانان نبود، پایداری سرسختانة مسلمانان بوسنی و هرزگوین برای حفظ تمامیّت ارضی این کشور و باقیماندة جمعیت مسلمانان این بخش از اروپا نیز از اهمیت خاصی برخوردار است .

چون طی جنگ در بوسنی و هرزگوین ، افکار عمومی مسلمانان همانند دیگر مردم جهان ، تحت تأثیر فعالیت رسانه های گروهی ـ که به خوبی نسل کشی و جنایات صربها در حق مسلمانان را منعکس می کردند ـ تهییج شده بود، شمار قابل توجهی داوطلب مسلمان از کشورهایی چون ایران ، مصر، ترکیه ، عربستان سعودی ، سودان و برخی دیگر از ملل مسلمان برای کمک به مسلمانان بوسنی و هرزگوین راهی آنجا شدند. بسیاری از کشورهای اسلامی نیز در طول جنگ کمکهای مادّی خود، شامل محموله های غذایی و دارویی را به آنجا می فرستادند. همچنین برخی از کشورهای اسلامی ، بویژه ایران ، حتّی قبل از آنکه سازمان کنفرانس اسلامی در تیر ١٣٧٤/ ژوئیة ١٩٩٥ تحریم تسلیحاتی سازمان ملل دربارة بوسنی و هرزگوین را بی اعتبار اعلام کند، از ارسال کمکهای تسلیحاتی دریغ نمی کردند. این کمکها تا اندازه ای از فشار تحریم تسلیحاتی سازمان ملل و حملات صربها به مسلمانان می کاست ( > سالنامة آمریکانا ١٩٩٦ < ، ص ٩١، ٤٣٦؛
اوبالانس ، ص ٥٤ ـ ٥٥، ٩٢ـ٩٣، ٩٦، ٢٢٧).

سازمان کنفرانس اسلامی ، نخستین بار، در ششمین جلسة سران کشورهای اسلامی در داکار (آذر ١٣٧٠/ دسامبر ١٩٩١)، با توّجه به رویدادهای یوگسلاوی سابق ، نگرانی خود را از سرنوشت مسلمانان آن کشور، بویژه مسلمانان بوسنی و هرزگوین ، ابراز کرد. کشورهای اسلامی در قالب این سازمان ، با پیگیری سیاستی واحد، ضمن پشتیبانی از حاکمیّت و تمامیّت ارضی و استقلال سیاسی بوسنی و هرزگوین ، برای تأثیرگذاری بر مجامع بین المللی بویژه سازمان ملل تلاش کردند تا از این راه بتوانند با رفع تحریم تسلیحاتی بوسنی و هرزگوین ، جامعة بین المللی را برای پایان دادن به نسل کشی مسلمانان به مداخلة نظامی ترغیب کنند. گروه تماس کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی متشکل از ایران ، ترکیه ، پاکستان ، عربستان سعودی ، مصر، مالزی ، تونس و سنگال ، از اردیبهشت ١٣٧٢/ مه ١٩٩٣، برای پیگیری سیاستهای سازمان ، کار خود را آغاز کرد. متعاقباً این سازمان ، با تعیین مهلت تهدید کرد که اگر سازمان ملل تحریم تسلیحاتی بوسنی و هرزگوین را لغو نکند و اقدام قاطعی برای جلوگیری از فجایع صربها اتّخاذ نکند، رأساً به ارسال اسلحه برای حکومت بوسنی و هرزگوین اقدام خواهد کرد. در جلسه ای دیگر، هفت کشور اسلامی آمادگی خود را برای اعزام حدود هجده هزار نیروی نظامی به بوسنی و هرزگوین در قالب نیروهای پاسدار صلح ، در صورت درخواست دبیرکل سازمان ملل و تحت امر آن سازمان ، اعلام کردند. پیشنهاد سازمان کنفرانس اسلامی با استقبال شورای امنیّت روبرو نشد، و امریکا و برخی از کشورهای اروپایی نیز آشکارا با اعزام نیروهای پاسدار صلح کشورهای اسلامی ، بویژه ایران ، مخالفت کردند (ظریف ، ص ٦٧٤ـ ٦٧٥؛
مصفا، ص ٨١٣؛
احمدی ، ص ٧٢٤؛
اوبالانس ، ص ١٩١؛
آسایش زارچی ، ص ١٣، ٢٢٨ـ٢٢٩؛
نظرزاده ، ص ٢٤٤ـ٢٤٧).

هر چند که درخواستهای سازمان کنفرانس اسلامی ، با بی توجهی شورای امنیت ، مجامع اروپایی و ایالات متحدة امریکا روبرو می شد، موضعگیری مستقل و نسبتاً یکپارچة کشورهای اسلامی ، نقشی مثبت در تحریک افکار عمومی به نفع مسلمانان بوسنی و هرزگوین ایفا کرد، که این امر نقطة قوّتی برای هیئت بوسنیایی در مذاکرات صلح به شمار می آمد. رویهمرفته ، سازمان کنفرانس اسلامی ، مساعی خود را برای دفاع از مسلمانان بوسنی و هرزگوین به کار برد و با توجه به اوضاع مساعد بین المللی ، در راه رسیدن به اهداف خود، موفقیتی نسبی به دست آورد (ولایتی ، ص ٦٦٩؛
احمدی ، همانجا؛
عراقچی ، ص ٧٤٣؛
دانش پور، ص ٩٥٢، اوبالانس ، ص ١٣٧؛
فوزی تویسرکانی ، ص ٩٢؛
یوسف وند، ص ٢٠٦).

در هر حال ، پس از حدود چهار ماه از امضای رسمی موافقتنامة صلح دیتون ، پیشرفت عمده ای در اجرای آن حاصل شد. جناحهای در حال جنگ خروج مرحله بندی شده از مناطق و مبادلة سرزمینها را تکمیل کردند و بیشتر زندانیان جنگی آزاد شدند. در دی ١٣٧٥/ ژانویة ١٩٩٦، هنگام انتقال حومة سارایوو به فدراسیون جمع زیادی از صربها از آنجا خارج شدند. صربها به هنگام تخلیة این منطقه بخش بزرگی از خانه ها و ساختمانهای دولتی را تخریب کردند و مقامات صرب با تهدید ساکنان صرب این منطقه آنان را به ترک خانه هایشان و اسکان مجدد در شهرهای واقع در جمهوری صرب که مسلمانان در طی جنگ از آنجا رانده شده بودند، مجبور کردند. تا فروردین ١٣٧٦/ مارس ١٩٩٦، تنها ١٠% از صربهای ساکن سارایوو باقی ماندند. موافقتنامة صلح دیتون جنایتکاران جنگیِ تحت تعقیب دادگاه جنایی بین المللی را از داشتن مقام دولتی منع می کرد.

با وجود این کاراجیچ ، رئیس جمهور صرب ، که به سبب شرکت در محاصرة سارایوو و قتل عام در سربرنیتسا و راتکوملادیچ ، فرمانده نیروهای مسلح صربها، که به سبب جنایات جنگی تحت تعقیب بودند، هنوز در مقامهای خود باقی بودند.

بر اثر فشارهای بین المللی کاراجیچ سرانجام در تیر ١٣٧٥/ ژوئیة ١٩٩٦، از ریاست جمهوری و رهبری حزب دموکراتیک صرب استعفا داد. در ٢٣ شهریور/ ١٤ سپتامبر ١٩٩٦ انتخابات ملی برای شورای ریاست جمهوری و قوّة مقننه ، انتخابات شورای ریاست جمهوری و قوّة مقننة جمهوری صرب و انتخابات قوّة مقننه و مقامات فدراسیون بوسنی برگزار شد. در انتخابات شورای ریاست جمهوری کشور عزّت بگوویچ بیشترین آرا را به دست آورد و به ریاست جمهوری رسید ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٨ < ، ص ٦٥٥ـ٦٥٦).

با وجود خاتمة جنگ ، بسیاری از مسلمانان در جریان بازگشت به منازلشان در قلمرو صربها اخراج و تعدادی نیز کشته شدند. حکومت صربهای بوسنی نیز با وجود فشار جامعة بین المللی از تحویل جنایتکاران جنگی به دادگاه امتناع کرد. سرانجام ، در ١٣٧٦ش / ١٩٩٧، تعدادی از جنایتکاران جنگی در دادگاه لاهه محاکمه شدند. دیوان بین المللی داوری نیز در اسفند ١٣٧٧/ مارس ١٩٩٩ اعلام کرد که شهرِ عمدتاً مسلمان نشین برچکو به عنوان منطقه ای بیطرف باقی خواهد ماند و به هیچ یک از دو نهاد حکومتی در بوسنی و هرزگوین واگذار نخواهد شد. صربها به این رأی بشدت اعتراض کردند، اما علی عزّت بگوویچ اعلام کرد که تصمیم محکمة بین المللی برچکو این شهر را از بیعدالتی کامل نجات داد ( ایران ، ص ٤؛
> کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٨ < ، ص ٦٥٧ـ ٦٥٨).

قانون اساسی فعلی بوسنی و هرزگوین ضمیمه ای از موافقتنامة صلح دیتون است . مطابق این قانون ، کشور شامل فدراسیون بوسنی و هرزگوین و جمهوری صرب است و هر فرد هم تابعیت بوسنی و هرزگوین و هم تابعیت یکی از دو بخش داخلی آن را دارد. مقررات دایر بر حقوق بشر و آزادیهای بنیادین و دسترسی به دادگاه بین المللی جنایات جنگی ، در قانون اساسی غیر قابل اصلاح یا حذف است . نهادهای بوسنی و هرزگوین ، سیاست خارجی (شامل تجارت و حقوق گمرکی )، سیاست مالی به صورت کلی ، مسئلة مهاجرت و آوارگان ، تسهیلات ارتباطات بین المللی و مشترک ، ترابری بین دو بخش و نظارت بر عبور و مرور هوایی را به عهده دارند. همچنین مناسبات با کشورهای همسایه نباید ناقض حاکمیّت و تمامیّت ارضی کشور باشد، همچنانکه مقررات قانونی یا قانون اساسی هر دو بخش نیز نباید قانون اساسی بوسنی و هرزگوین را نقض کند. مجمع پارلمانی کشور دارای دو مجلس است : مجلس اقوام که بوسنیاییها، کرواتها و صربها هر یک در آن پنج نماینده دارند. نمایندگان بوسنیایی و کروات را بوسنیاییها و کرواتهای مجلس نمایندگان فدراسیون انتخاب می کنند، و نمایندگان صرب را مجلس ملی صرب برمی گزیند. دو سوم مجلس نمایندگان نیز از اعضای قلمرو فدراسیون و یک سوم از قلمرو جمهوری صرب به صورت مستقیم انتخاب می شوند. مجمع پارلمانی در سارایوو بر پا می شود و ریاست هر دو مجلس به طور متناوب بین سه گروه قومی گردش می کند > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٨ < ، ص ٦٥٨، ٦٦٢).

شورای ریاست جمهوری متشکل است از یک بوسنیایی و یک کروات که از فدراسیون انتخاب می شوند و یک صرب که از جمهوری صرب برگزیده می شود. این شورا برای چهار سال ادارة امور را به دست می گیرد و مسئول سیاست خارجی و روابط بین المللی کشور است ، همچنین سالانه بودجة مرکزی را با توصیة شورای وزرا به پارلمان ارائه می کند. این شورا نخست وزیر را با تأیید مجلس نمایندگان منصوب می کند. هیئت دولت فقط شامل وزیرخارجه و وزیر تجارت خارجی است که برگزیدة نخست وزیرند و به تأیید مجلس نمایندگان می رسند (همان ، ص ٦٦٣).


منابع :
(٢١) محمدجواد آسایش زارچی ، بحران بوسنی ـ هرزگووین و مذاکرات صلح ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٢٢) کورش احمدی ، «سازمان کنفرانس اسلامی در شرایط جدید بین المللی »، مجلة سیاست خارجی ، سال ١١، ش ٣ (پاییز ١٣٧٦)؛
(٢٣) ایران ، سال ٥، ش ١١٨٦، ١٦ اسفند ١٣٧٧؛
(٢٤) آیوو باناک ، «مسلمانان بوسنی از جامعة مذهبی به ملیت سوسیالیستی و شرایط بعد از دورة کمونیسم »، در مسلمانان بوسنی ـ هرزگووین : تاریخچة تحولات از قرون وسطی تا زمان انحلال یوگسلاوی ، ویراستار و گردآورنده مارک پنسون ، ترجمة مهوش غلامی ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٢٥) گزاویه بوگارل ، «بوسنی ـ هرزگوین : تشریح یک انبار باروت »، در مسئلة صربستان و یوگسلاوی سابق ، ( ویرایش ) ایولاکست ، ترجمة عباس آگاهی ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(٢٦) مارک پنسون ، «مسلمانان بوسنی ـ هرزگووین در زمان حاکمیت اتریش ـ مجارستان »، در مسلمانان بوسنی ـ هرزگووین ؛
(٢٧) محمدجعفر دانش پور، «ارزیابی عملکرد سازمان کنفرانس اسلامی در گذشته و راههای آینده »، مجلة سیاست خارجی ، سال ١١، ش ٣ (پاییز ١٣٧٦)؛
محمدجواد ظریف ، «ضرورت اصلاحات در سازمان کنفرانس

(٢٨) اسلامی »، مجلة سیاست خارجی ، سال ١١، ش ٣ (پاییز ١٣٧٦)؛
(٢٩) عباس عراقچی ، «سازمان کنفرانس اسلامی : آینده ای ناامیدکننده ؟»، مجلة سیاست خارجی ، سال ١١، ش ٣ (پاییز ١٣٧٦)؛
(٣٠) جان وی . ای .فاین ، «ریشه های تاریخی جامعة بوسنی مدرن در دورة عثمانی و قرون وسطی » در مسلمانان بوسنی ـ هرزگووین ؛
(٣١) یحیی فوزی تویسرکانی ، سازمان کنفرانس اسلامی : ساختار، عملکرد و روابط آن با ایران ، تهران ١٣٧٧ ش ؛
(٣٢) اتیین کوپو و استفان یراسیموس ، «بوسنی از دیدگاه بسفور»، در مسئلة صربستان و یوگسلاوی سابق ؛
(٣٣) ژان ـ کلود گیبو، «ممکن بود جلوی صربها را گرفت »، در مسئله صربستان و یوگسلاوی سابق ؛
(٣٤) نسرین مصفا، «سازمان کنفرانس اسلامی و همکاری با سازمان ملل متحد»، مجلة سیاست خارجی ، سال ١١، ش ٣ (پاییز ١٣٧٦)؛
(٣٥) عبدالله نظرزاده ، بوسنی و هرزگوین در بستر تاریخ ، قم ١٣٧٢ ش ؛
(٣٦) علی اکبر ولایتی ، «سازمان کنفرانس اسلامی : ضرورت تحرک پس از جنگ سرد»، مجلة سیاست خارجی ، سال ١١، ش ٣ (پاییز ١٣٧٦)؛
(٣٧) علی یوسف وند، بوسنی و هرزگوین تراژدی قرن بیستم ، قم ١٣٧٢ ش ؛
(٣٨) جواد یوسفیان ، نگاهی به تاریخ و فرهنگ بوسنی و هرزگوین ، تهران ١٣٧٢ ش ؛


(٣٩) The Americana annual ١٩٩٦ , Danbury ١٩٩٦;
(٤٠) Encarta world atlas , U.S.A.: Microsoft, ١٩٩٨ (computer disk), s.v. "Bosnia and Herzegovina";
(٤١) EI ٢ , s.v. "Bosna" (by Branislav Djurdjev);
(٤٢) The Europa world yearbook ١٩٩٨ , London ١٩٩٨;
(٤٣) Noel Malcolm, Bosnia: a short history , London ١٩٩٤;
(٤٤) The New Encyclopaedia Britannica , Chicago ١٩٨٥, Micropaedia ;
(٤٥) ١٩٩٨ Britannica book of the year , Chicago ١٩٩٨;
(٤٦) Edgar O'ballance, Civil war in Bosnia: ١٩٩٢-٩٤ , New York ١٩٩٥;
(٤٧) United Nations. Department of Economic and Social Affairs. Statistics Division, World statistics pocket book: containing data available as of ٣١ August ١٩٩٧ , New York ١٩٩٨;
(٤٨) The World book encyclopedia , London ١٩٩٥.

/ مهدی کریمی /