دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٢٥٠
جِهاد ، جنگ مشروع در راه خدا و عنوان یكی از ابواب فقه اسلامی. جِهاد واژهای عربی است از ریشه ج ه د به معنای مشقت، تلاش، مبالغه در كار، به نهایت چیزی رسیدن و توانایی (خلیلبن احمد؛ ابنسكیت؛ جوهری؛ ابناثیر، ذیل «جهد»). مهمترین مفهوم اصطلاحی این واژه در متون دینی، همانند كاربرد عام آن، گونهای خاص از تلاش است یعنی مبارزه كردن در راه خدا با جان، مال و داراییهای دیگر خود با هدف گسترش اسلام یا دفاع از آن (رجوع کنید به ابنعابدین، ج ٣، ص ٢١٧؛ هیكل، ج ١، ص ٤٤).
در متون دینی، علاوه بر این معنای خاص و اصطلاحی، جهاد به مفهوم لغوی و عام خود نیز بسیار بهكار رفته است، مانند كاربرد تعبیر «جهاد اكبر» در باره مجاهدت و تلاش نفس در برابر شیطان و هوای نفس (رجوع کنید به حرّ عاملی، ج ١٥، ص ١٦١؛ نجفی، ج ٢١، ص ٣٥٠؛ نیز رجوع کنید به جهادنفس * ). در احادیث برخی از كارها بهمثابه جهاد شمرده شدهاند، كه ظاهراً برای ارج نهادن به این كارها بوده است، مانند امر به معروف و نهی از منكر، سخن گفتن به عدالت در برابر سلطان ستمگر، تلاش مرد برای زنده كردن سنّتی نیكو در جامعه، خوب شوهرداری كردن زن و تلاش مرد برای كسب روزی حلال برای خانواده (رجوع کنید به كلینی، ج٤، ص٢٥٩، ج ٥، ص ٩ـ١٠، ١٢، ٦٠، ٨٨؛ مناوی، ج ٣، ص ٣٦٦؛ حرّ عاملی، ج ١٦، ص ٣٤؛ هیكل، ج ١، ص ٤٦ـ٤٧، ١٠٩ـ١١٠).
چون حكم جهاد در مدینه تشریع شده، واژه جهاد و مشتقات آن در آیات مكی در معنای عام و لغوی آن بهكار رفته است (برای نمونه رجوع کنید به عنكبوت: ٦، ٨، ٦٩؛ لقمان: ١٥). نخستین آیه راجع به تشریع جهاد، به جهاد دفاعی (رجوع کنید به ادامه مقاله) اختصاص دارد كه در سال اول هجری نازل شد و به مسلمانان اجازه داد كه در برابر هجوم مشركان به دفاع از خود بپردازند (رجوع کنید به حج: ٣٩، ٤٠؛ نیز رجوع کنید به واحدی نیشابوری، ص ٢٠٨؛ طباطبائی، ذیل آیات). آیات متعددی در بسیاری از سورههای مدنی، بهویژه بقره، انفال، آلعمران، توبه و احزاب، به جهاد و مباحث متعلق به آن اختصاص دارد (رجوع کنید به محمد فؤاد عبدالباقی، ذیل «جهد»، «قتل»). در تحلیل این آیات نباید شأن نزول آنها و اهداف اساسی پیامبر اكرم را، بهویژه در زمینه فلسفه جنگ و صلح، از نظر دور داشت (رجوع کنید به جنگ *).
پس از فتح مكه در سال هشتم هجری، آیاتی نازل شد كه بهحسب ظاهر، بر جنگ با همه مشركان، در هر مكان و زمان، دلالت دارد (رجوع کنید به توبه: ٥، ٣٦، ٤١). به نظر برخی از مفسران و فقها، این آیات، بهویژه آیه ٥ سوره توبه، مشهور به آیه «سیف» (یا شمشیر؛ قس خوئی، ١٣٩٥، ص ٣٠٥، كه آیه ٣٦ توبه را آیه سیف دانسته است)، آیات دیگری را كه به گونهای دالّ بر مدارا كردن با مشركان هستند (برای نمونه رجوع کنید به اعراف: ١٩٩؛ بقره: ١٠٩؛ انعام: ١١٢؛ حجر: ٨٥؛ زخرف: ٨٩) نسخ كرده است (رجوع کنید به ابنحزم، الناسخ و المنسوخ، ص٣٠، ٣٤ـ٣٥؛ طوسی، التبیان ، ذیل بقره: ٨٣؛ طبرسی، ذیل انعام: ١٥٩؛ سجده: ٣٠؛ ابنجوزی، ص ٢٤٢؛ ابنكثیر، ج ٢، ص٣٥٠). شماری از مستشرقان نیز در موافقت با حكم نسخ گفتهاند كه تنها آیاتی كه به ظاهر مسلمانان را به جهاد با مشركان، از جمله اهل كتاب، در هر زمان و مكان، دعوت میكنند، به قوّت خود باقیاند و بقیه آیات، كه وجوب جهاد را منوط به وجود شرایط خاصی مانند فتنهانگیزی دشمنان كردهاند، منسوخ شدهاند ( د. اسلام ، چاپ دوم، ذیل «جهاد»). در برابر، مخالفان نسخ بر آناند كه با توجه به قواعد نسخ آیات قرآن و تاریخ و شأن نزول آیات موردنظر، امكان نسخِ آنها وجود ندارد (رجوع کنید به سیوطی، ج ٢، ص ٢٩؛ رشیدرضا، ج ٢، ص ٢١٥؛ خوئی، ١٣٩٥، ص ٣٠٥، ٣٥٣؛ طباطبائی، ذیل بقره: ٢٥٦؛ حجر: ٨٥؛ زحیلی، ص ١١٤ـ١٢٠).
در آیات و احادیث فضائل دنیوی و اخروی جهاد مطرح شده است. به موجب آیات قرآن (نساء: ٩٥؛ عنكبوت: ٦٩؛ توبه: ٢٠)، كسانی كه جان و مالشان را در راه خدا فدا كنند در درگاه الاهی از دیگر مسلمانان برترند و خداوند به آنها مژده بهشت و دستیابی به مقام شهادت داده است (نیز رجوع کنید به توبه: ٢١؛ آلعمران: ١٦٩). قرآن كریم (رجوع کنید به توبه: ٢٤) مهمترین مانع انسان برای جهاد را وابستگی به خانواده، مال و خانمان شمرده است. همچنین كسانی را كه از جهاد رویگرداناند فاسق خوانده و به آنها كیفر الاهی را وعید داده است. بنابر قرآن، پیروزی تنها به دست خداست (رجوع کنید به آلعمران: ١٢٦؛ انفال: ١٠) و پیروی از فرمان خدا و پیامبر اكرم، دوری از نزاع و تفرقه، صبر و استقامت و فرار نكردن از دشمن، از مهمترین احكام جهاد بهشمار رفته است (رجوع کنید به انفال: ١٥ـ١٦، ٤٤ـ٤٦). بهموجب آیات قرآن (انفال: ٦٥ـ ٦٦؛ آلعمران: ١٢٣ـ١٢٥)، مجاهدان به میزان صبر و استقامت خود از امدادهای غیبی برخوردار میشوند (نیز رجوع کنید به احزاب: ٩ـ١٠؛ توبه: ٢٦). از جمله امدادهای غیبی الاهی، آرامش بخشیدن به مجاهدان و افكندن ترس و وحشت در دل كافران است (رجوع کنید به آلعمران: ١٢٦؛ انفال: ١٢؛ احزاب: ٢٦).
بنا بر احادیث، جهاد در راه خدا از برترین كارهاست و پاداش اخروی مجاهد شهید چنان است كه وی نیل به جهاد و شهادت را دوباره آرزو میكند (رجوع کنید به ابن حنبل، ج ١، ص ١٤، ج ٣، ص ١٢٦؛ بخاری، ج ١، ص ١٢، ج ٦، ص ١٥؛ مسلمبن حجاج، ج ١، ص ٨٨؛ نیز رجوع کنید به مالكبن انس، ج ٢، ص ٤٤٣ـ ٤٤٥؛ كلینی، ج ٥، ص ٢، ٤، ٥٣).
بهسبب اهمیت و جایگاه مهم جهاد در اسلام، آثار بسیاری در باره آن تدوین شده است (رجوع کنید به حاجیخلیفه، ج ١، ستون ٥٦؛ بغدادی، ایضاحالمكنون، ج ١، ستون ٢٥١، ٢٨٢، و جاهای دیگر، ج ٢، ستون ١٩٦، ٧٠٧، و جاهای دیگر؛ همو، هدیه العارفین، ج ١، ستون ١٩٢، ٢٦٤، و جاهای دیگر، ج ٢، ستون١٢٣، و جاهای دیگر). همچنین در منابع جامع حدیثی و فقهی همواره بخشی با عنوان كتاب «جهاد» یا «سِیر» به احكام جهاد اختصاص داشته است. مهمترین موضوعات این مبحث عبارتاند از: بالا بردن آمادگی رزمی مجاهدان، شرایط وجوب جهاد بر مؤمنان، اقسام جهاد، احكام مربوط به میدان جنگ مانند شیوه مبارزه و چگونگی رفتار با نظامیان، كشته شدگان، اسرا و بازماندگان (رجوع کنید به جنگ *، اسارت *)، تقسیم غنایم (رجوع کنید به غنیمت * ) و خاتمه دادن به جهاد (رجوع کنید به زیدبن علی، ص ٣٤٩ـ ٣٦٢؛
شافعی، ج ٤، ص ١٦٧ـ٣١٣؛
سحنون، ج ٢، ص ٢ـ ٥٠؛
مسلمبن حجاج، ج ٢، ص ١٣٥٦ـ ١٤٥٠؛
كلینی، ج ٥، ص ٢ـ ٥٥؛
طوسی، ١٣٨٧، ج ٢، ص ٢ـ٧٥؛
ابنحزم، المحلّی ، ج ٧، ص ٢٩١ـ ٣٥٤؛
شمسالائمه سرخسی، ١٤٠٣، ج١٠، ص ٢ـ ١٤٤؛
ابنقدامه، ج١٠، ص ٣٦٤ ـ٦٣٥). «رباط» یا «مرابطه» (مرزبانی) نیز موضوعی مرتبط با جهاد و در برخی موارد ــ بر پایه احادیث ــ از مصادیق آن است(رجوع کنید به علامه حلّی، ١٤١٤، ج ٩، ص ٤٥١؛
مناوی، ج ٤، ص ١٨؛
نیز رجوع کنید به مرابطه*).
نگارش كتابهایی با عنوان «السِّیر» مانند السِیر اوزاعی (متوفی ١٥٧) و السیر الصغیر و السیر الكبیر محمدبن حسن شیبانی (متوفی ١٨٩) نیز، كه بیانگر روش برخورد مسلمانان با غیرمسلمانان در زمان جنگ و صلح است، در میان فقهای متقدم، بهویژه اهل سنّت، متداول بود. السیرالكبیر شیبانی بهدلیل قدمت و جامعیت مباحث، اهمیت بسیاری دارد و شروح متعددی بر آن نوشته شده است. حكومت عثمانی این كتاب را به مثابه قانون روابط بینالملل میدانست (شمس الائمه سرخسی، ١٩٧١، ج ١، مقدمه منجد، ص ١٤؛
همو، ١٤٠٣، ج ١٠، ص ٢). كتب فقه سیاسی، مانند الاحكام السلطانیه ماوردی و كتاب الخراج قاضی ابویوسف (متوفی ١٨٣)، نیز بخشی را به احكام جهاد اختصاص دادهاند (نیز برای آثار در فقه شیعه و اهل سنّت رجوع کنید به نجاشی، ص ٣٥٢، ٣٥٤، ٣٧٥، ٣٨٨؛
بغدادی، هدیهالعارفین ، ج ١، ستون ٥، ٦٨، ٢٤٨، ٤٣٨، ٥٨٩، ٦١٨، ٧٠٦، ج ٢، ستون ٢٤، ٥٢). در منابع جامع فقه شیعه، گاه مباحث مربوط به جهاد در ضمن مباحث دیگر، مانند حدود و امر به معروف و نهی از منكر، مطرح شده است (برای نمونه رجوع کنید به مفید، ص ٨١٠ ـ ٨١٢).
همچنین برخی از فتاوای جهادی علمای شیعه، به خصوص در مواجهه با هجوم استعمارگران،از جمله در جنگهای ایران و روسیه در قرن سیزدهم، كه نقش عمدهای در دفاع از سرزمینهای اسلامی داشته، در مجموعههایی گردآوری شده است (رجوع کنید به میرزابزرگ قائممقام، مقدمه زرگرینژاد، ص ٦٢، ٧٤، ٧٦؛
رسایل و فتاوای جهادی، ص ٢٠ـ٣٥١؛
نیز رجوع کنید به جهادیه*). در پارهای مقاطع تاریخی دعوت به جهاد در میان علمای اهل سنّت نیز دیده میشود، مانند تشویق ابنعساكر (متوفی ٥٧١) به جهاد در جریان جنگهای صلیبی، با گردآوری چهل حدیث در این باره (رجوع کنید به حلوانی، ص ١١ـ١٣).
فقها در كتابهایشان جهاد را به ابتدایی و دفاعی تقسیم كردهاند (منتظری، ج ١، ص ١١٥)، البته این تقسیمبندی در كتابهای فقهی متقدم صریحاً ذكر نشده و آنان معمولاً احكام جهاد ابتدایی را به گونهای مبسوط و احكام جهاد تدافعی را بهطور ضمنی بیان كردهاند(رجوع کنید به شافعی، ج ٤، ص١٧٠؛
كلینی، ج ٥، ص ٢ـ٢٣؛
شمسالائمه سرخسی، ١٩٧١، ج ١، ص ١٨٧ـ ١٨٩). جهاد ابتدایی به معنای جنگ با مشركان و كفار برای دعوت آنان به اسلام و توحید و برقراری عدالت است. در این نوع از جهاد، كه مسلمانان آغازگر نبردند، هدف، از بین بردن سیطره كفر و فراهم آوردن امكان گسترش دین الاهی است (رجوع کنید به بقره: ١٩٣؛
انفال:٣٩؛
جصاص، ج ٣، ص ٦٥؛
قرطبی؛
طباطبائی، ذیل بقره: ١٩٣). جهاد دفاعی به معنای جنگ برای دفاع از مسلمانان و سرزمینهای اسلامی است (منتظری، ج ١، ص ١١٥). معدودی از فقهای تابعی قائل به وجوب جهاد نبوده یا آن را مستحب شمردهاند (شمسالائمه سرخسی،١٩٧١، ج ١، ص ١٨٧؛
مطیعی، ج ١٩، ص ٢٦٨؛
نیز رجوع کنید به زحیلی، ص ٩٥، پانویس١)، ولی بیشتر فقها جهاد ابتدایی را در شمارِ وظایف عبادی قرار دادهاند (رجوع کنید به ادامه مقاله).
فقهای اهل سنّت جهاد ابتدایی را در صورت وجود مصلحت اسلام و مسلمانان در آن ــ كه حاكم، چه عادل چه فاسق، آن را تشخیص میدهد ــ واجب دانستهاند (رجوع کنید به جصاص، ج ٣، ص ١٥٤؛
شمسالائمه سرخسی، ١٩٧١، ج ١، ص ١٥٦ـ ١٥٧؛
ابنقدامه، ج١٠، ص ٣٧١؛
شوكانی، ج ٧، ص ٢٤٢ـ ٢٤٣). به نظر آنان، اطاعت از حاكم در امر جهاد مانند نمازهای پنجگانه واجب است (رجوع کنید به مطیعی، ج ١٩، ص ٢٦٩؛
شروانی، ج ٩، ص ٢٣٧، ٢٧٧). بیشتر فقیهان امامی وجوب جهاد ابتدایی و حتی مشروعیت آن را منوط به موافقت و اجازه امام معصوم یا نایب او میدانند (برای نمونه رجوع کنید به كلینی، ج ٥، ص ٢٣؛
طوسی، ١٣٨٧، ج ٢، ص ٨؛
همو، ١٤٠٠، ص٢٩٠؛
شهیدثانی، ج ٣، ص ٩؛
نجفی، ج ٢١، ص ١١). مراد این فقها از نایب امام، نایب خاص است و شامل نایبان عام امام (فقها) در عصر غیبت نمیشود (رجوع کنید به شهیدثانی؛
نجفی، همانجاها)، اما به نظر برخی دیگر، اجازه امام معصوم یا نایب خاص او برای جهاد لازم نیست و حتی نایب عام او نیز میتواند برای بسط توحید و عدل و جلوگیری از ظلم و استبداد ظالمان و حمایت از مظلومان، به حكم عقل به جهاد ابتدایی روی آورد (رجوع کنید به خوئی، ١٤١٠، ج ١، ص ٣٦٤؛
منتظری، ج ١، ص ١١٥؛
خامنهای، ج ١، ص ٣٣١؛
نیز رجوع کنید به میرزابزرگ قائممقام، ص ٦٦). به نظر این فقها اجماع مورد ادعا در این زمینه، مناقشهپذیر است و تعبیر «امام عادل» در احادیث جهاد بهمعنای امام معصوم نیست (رجوع کنید به منتظری، ج ١، ص ١١٨).
از دیدگاه برخی مؤلفان مسلمان، وجوب جهاد به معنای وجود تقابل همیشگی میان مسلمانان و غیرمسلمانان نیست، بلكه جهاد به منزله آخرین راهحل برای تثبیت مصالح اسلام و مسلماناناست (زحیلی، ص٩٠، ٩٧). پیش از آغاز جهاد، لازم است كه طرف مقابل را به اسلام و تعالیمالاهی آن و رها كردن كفر و عصیان در برابر خدا و زیرپا نگذاشتن حقوق انسانها دعوت كرد و ابتدا باید به مناطق نزدیكتر به سرزمین اسلامی پرداخت (رجوع کنید به شافعی، ج ٤، ص ١٧٧؛
مطیعی، ج ١٩، ص ٢٨٥ـ ٢٨٧؛
فخرالمحققین، ج ١، ص ٣٥٤؛
نجفی، ج ٢١، ص ٥١؛
خوئی، ١٤١٠، ج ١، ص ٣٦٩).
به نظر برخی فقها، به استنادِ سیره پیامبر اكرم، در صورت وجود شرایط مناسب و آمادگی سپاه اسلام برای جهاد، انجام دادن آن حداقل یكبار در هر سال واجب است (رجوع کنید به طوسی، ١٣٨٧، ج ٢، ص١٠؛
ابنقدامه، ج١٠، ص ٣٦٧ـ٣٦٨؛
مطیعی، ج ١٩، ص ٢٦٦؛
علامه حلّی، ١٤١٣ـ١٤١٩، ج ١، ص ٤٧٧؛
نجفی، ج ٢١، ص ٤٩). فرار از میدان نبرد جایز نیست، مگر در موارد استثنایی (نجفی، ج ٢١، ص ٧٣؛
خوئی، ١٤١٠، ج ١، ص ٣٧١).
به نظر مشهور در فقه اسلامی، جهاد ابتدایی واجب كفایی است، یعنی اگر تعداد مجاهدان آماده برای جهاد، كافی باشد، جهاد از عهده دیگران برداشته میشود، اما اگر حاكم به دلایل خاصی حضور كسانی را در جنگ ضروری بداند، جهاد برای آنها واجب عینی میشود. پس از حضور در صحنه جنگ و رویارویی دو طرف، جهاد واجب عینی است و انصراف از آن حرام است (طوسی، ١٣٨٧، ج ٢، ص ٢؛
مطیعی، ج ١٩، ص ٢٦٧، ٢٧٧؛
علامه حلّی، ١٤١٤، ج ٩، ص ٨؛
قس ابنقدامه، ج١٠، ص ٣٦٤).
شرایط مذكور در منابع فقهی برای جهادگران عبارت است از: مرد بودن، عاقل بودن، آزاد بودن (برده نبودن)، داشتن توانایی جسمی و مالی بر جهاد و نداشتن عذر شرعی بر ترك آن، بنابراین، جهاد از عهده بردگان، زنان، كودكان، دیوانگان، پیرمردان، نابینایان و كسانی كه بهسبب شدت بیماری یا بهسبب نقص عضو توان جهاد را ندارند، ساقط است (رجوع کنید به طوسی، ١٣٨٧، ج ٢، ص ٢، ٤ـ٥؛
ابنقدامه، ج١٠، ص ٣٦٦ـ٣٦٧؛
مطیعی، ج ١٩، ص ٢٧٠ـ٢٧٢؛
خوئی، ١٤١٠، ج ١، ص ٣٦٢ـ ٣٦٣). همچنین جهاد از عهده كسی كه پدر و مادرش راضی به شركت كردن او در جهاد نیست، برداشته شده است، مگر آنكه جهاد برای او واجب عینی باشد. فقها در باره ضرورت اجازه گرفتن از پدر و مادر مشرك، و نیز اجداد خود و نیز در باره لزوم اجازه گرفتن از طلبكار برای عزیمت به جهاد اختلافنظر دارند (رجوع کنید به مطیعی، ج ١٩، ص ٢٧٤ـ٢٧٦؛
علامه حلّی، ١٤١٤، ج ٩، ص ٢٧ـ ٣٣؛
نجفی، ج ٢١، ص ٢١ـ٢٦؛
خوئی، ١٤١٠، ج ١، ص ٣٦٦ـ ٣٦٧). همچنین در باره اجیرگرفتن و نیز قراردادن جعاله برای جهاد اختلافنظر وجود دارد (رجوع کنید به مطیعی،ج ١٩، ص٢٨٠؛
علامه حلّی، ١٤١٤، ج ٩، ص ٥٤ـ٥٧).
برای جهادِ دفاعی بسیاری از شرایط مذكور از جمله اجازه امام لازم نیست، زیرا دفاع از جان و مال و حیثیت مسلمانان بر هر مسلمانی كه توان دفاع دارد، در هر شرایطی واجب است (رجوع کنید به مطیعی، ج ١٩، ص ٢٦٩؛
علامه حلّی، ١٤١٤، ج ٩، ص ٣٧؛
نجفی، ج ٢١، ص ١٥ـ١٦، ج ٤١، ص ٦٥٠ـ٦٥١؛
برای دیگر تفاوتهای جهاد ابتدایی با جهاد دفاعی رجوع کنید به نجفی، ج ٢١، ص ١٥ـ ١٦؛
نیز رجوع کنید به دفاع *).
جنگ در ماههای حرام (رجب، ذیقعده، ذیحجه، محرّم) نزد عرب قبل از اسلام، ممنوع بود و اسلام نیز آن را تأیید كرد و فقها به استناد آیات قرآن، از جمله آیه ٢١٧ بقره و ٥ توبه، قائل به حرمت جهاد در این ماهها شدهاند (رجوع کنید به طوسی، ١٣٨٧، ج ٢، ص ٣؛
قرطبی، ذیل بقره: ٩٠؛
خوئی، ١٤١٠، ج ١، ص ٣٦٨ـ ٣٦٩). البته به نظر برخی از فقهای اهل سنّت حرمت كارزار در ماههای حرام نسخ شده و جهاد در همه مكانها و زمانها جایز است (رجوع کنید به جصاص، ج ١، ص٣٩٠؛
قرطبی، همانجا). همچنین فقها جهاد را در منطقه حرم (محدوده خاصی كه شهر مكه جزو آن است) حرام دانستهاند مگر آنكه دشمن در این منطقه اقدام به پیكار كند (رجوع کنید به ابنجوزی، ص ٧٢ـ٧٤؛
علامه حلّی، ١٤١٤، ج ٩، ص ٩؛
خوئی، ١٤١٠، ج ١، ص ٣٦٩؛
نیز رجوع کنید به حرم*).
در منابع فقهی، بهاستناد احادیث، برخی كارهای مستحب برای جهاد ذكر شده است، ازجمله: بالا بردن روحیه نظامی مجاهدان و برقراری نظم میان آنها با قراردادن علائم و پرچمهایی برای هر گروه و نیز تكبیر گفتن و رجز خواندن (زیدبن علی، ص ٣٥٥؛
كلینی، ج ٥، ص ٣٤؛
بیهقی، ج ٩، ص ١٥٣؛
علامه حلّی، ١٤١٤، ج ٩، ص ٥٢؛
بهوتی حنبلی، ج ٣، ص ٧٢)، آغاز كردن به پیكار پس از بهجا آوردن نماز ظهر (علامه حلّی، ١٤١٤، ج ٩، ص ٧١؛
نجفی، ج ٢١، ص ٨١؛
شوكانی، ج ٨، ص ٦٤) و خواندن دعاهای مخصوص (معزی ملایری، ج ١٦، ص ١٩٠ـ ١٩٩). همچنین مجاهدان از آسیب رساندن به طبیعت و كشتن زنان، كودكان و پیران و كارهای ضدانسانی نهی شدهاند (رجوع کنید به جنگ*).
جهاد ممكن است از یكی از این راهها به پایان برسد: اسلام آوردن دشمن در صورتی كه جنگ با هدف هدایت آغاز شده باشد (رجوع کنید به بخاری، ج ١، ص ٣٩؛
طبری، ذیل فتح: ١٦)، پناهندگی افراد دشمن به مسلمانان (رجوع کنید به امان*)، بستن قرارداد موقت ترك مخاصمه (رجوع کنید به هدنه*) یا مصالحه دائم (رجوع کنید به جزیه *؛
ذمه*).
منابع:
(١) علاوه بر قرآن؛
(٢) ابناثیر، النهایه فی غریب الحدیث و الاثر ، چاپ محمود محمد طناحی و طاهر احمد زاوی، بیروت ١٣٨٣/١٩٦٣، چاپ افست قم ١٣٦٤ ش؛
(٣) ابنجوزی، نواسخ القرآن ، بیروت: دارالكتب العلمیه، [بیتا.(؛
(٤) ابنحزم، المحلّی، چاپ احمد محمدشاكر، بیروت: دارالا´فاق الجدیده، )بیتا.(؛
(٥) همو، الناسخ و المنسوخ فی القرآن الكریم ، چاپ عبدالغفار سلیمان بنداری، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٦) ابنحنبل، مسند الامام احمد بن حنبل، بیروت:دارصادر، )بیتا.(؛
(٧) ابنسكیت، ترتیب اصلاح المنطق ، چاپ محمدحسن بكائی، مشهد ١٤١٢؛
(٨) ابن عابدین، ردّ المحتار علی الدّر المختار، چاپ سنگی مصر ١٢٧١ـ١٢٧٢، چاپ افست بیروت ١٤٠٧/ ١٩٨٧؛
(٩) ابنقدامه، المغنی، بیروت: دارالكتاب العربی، )بیتا.(؛
(١٠) ابنكثیر، تفسیر القرآن العظیم ، بیروت ١٤١٢؛
(١١) محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، )چاپ محمد ذهنی افندی(، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(١٢) اسماعیل بغدادی، ایضاح المكنون ، ج ١ـ٢، در حاجیخلیفه، ج ٣ـ٤؛
(١٣) همو، هدیه العارفین، ج ١ـ٢، در همان، ج ٥ـ٦؛
(١٤) منصوربن یونس بهوتی حنبلی، كشاف القناع عن متن الاقناع، چاپ محمدحسن شافعی، بیروت ١٤١٨/١٩٩٧؛
(١٥) احمد بن حسین بیهقی، السنن الكبری ، بیروت ١٤٢٤/٢٠٠٣؛
(١٦) احمدبن علی جصاص، احكام القرآن ، چاپ عبدالسلام محمدعلی شاهین، بیروت ١٤١٥/١٩٩٤؛
(١٧) اسماعیلبن حماد جوهری، الصحاح: تاج اللغه و صحاح العربیه ، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت )بیتا.(، چاپ افست تهران ١٣٦٨ ش؛
(١٨) حاجیخلیفه؛
(١٩) حرّ عاملی؛
(٢٠) احمد عبدالكریم حلوانی، ابنعساكر و دوره فی الجهاد ضدالصلیبیین فی عهد الدولتین النوریه و الایوبیه، دمشق )١٩٩١(؛
(٢١) علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، اجوبه الاستفتاءات، ج ١، كویت ١٤١٥/١٩٩٩؛
(٢٢) خلیل بن احمد، كتاب العین ، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ١٤٠٥؛
(٢٣) ابوالقاسم خوئی، البیان فی تفسیر القرآن ، بیروت ١٣٩٥/١٩٧٥؛
(٢٤) همو، منهاج الصالحین، قم ١٤١٠؛
(٢٥) رسایل و فتاوای جهادی ، تدوین، تحقیق و تحشیه از محمدحسن رجبی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،معاونت پژوهشی و آموزشی، ١٣٧٨ ش؛
(٢٦) محمد رشید رضا، تفسیر القرآن الحكیم المشتهر باسم تفسیر المنار،)تقریرات درس( شیخمحمد عبده، مصر، ج ٢، ١٣٦٧؛
(٢٧) وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، )دمشق( ١٤٠١/١٩٨١؛
(٢٨) زیدبن علی(ع)، مسند الامام زید، بیروت: دارمكتبه الحیاه، )بیتا.(؛
(٢٩) عبدالسلامبن سعید سحنون، المدونه الكبری ، التی رواها سحنون بن سعید تنوخی عن عبدالرحمانبن قاسم عتقی عن مالكبن انس، قاهره ١٣٢٣، چاپ افست بیروت )بیتا.(؛
(٣٠) عبدالرحمانبن ابیبكر سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، بیروت: دارالمعرفه، )بیتا.(؛
(٣١) محمدبن ادریس شافعی، الاُمّ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٣٢) عبدالحمید شروانی، حاشیه العلامه الشیخ عبدالحمید الشروانی، در حواشی الشروانی و ابن قاسم العابدی علی تحفه المحتاج بشرح المنهاج، چاپ سنگی مصر ١٣١٥، چاپ افست )بیروت(: داراحیاء التراث العربی، )بیتا.(؛
(٣٣) محمدبن احمد شمسالائمه سرخسی، شرح كتاب السیر الكبیر، چاپ صلاحالدین منجد، )قاهره ? ١٩٧١(؛
(٣٤) همو، كتاب المبسوط ، قاهره ١٣٢٤ـ١٣٣١، چاپ افست استانبول ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٣٥) محمد شوكانی، نیلالاوطار: شرح منتقی الاخبار من احادیث سیدالاخیار، مصر: شركه مكتبه و مطبعه مصطفی البابی الحلبی، )بیتا.(، چاپ افست بیروت )بیتا.(؛
(٣٦) زینالدینبن علی شهیدثانی، مسالك الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، قم ١٤١٣ـ١٤١٩؛
(٣٧) طباطبائی؛
(٣٨) طبرسی؛
(٣٩) طبری؛
(٤٠) محمدبن حسن طوسی، الاقتصاد الهادی الی طریق الرشاد ، تهران ١٤٠٠؛
(٤١) همو، التبیان فی تفسیرالقرآن، چاپ احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت )بیتا.(؛
(٤٢) همو، المبسوط فی فقه الامامیه، ج ٢، چاپ محمدتقی كشفی، تهران ١٣٨٧؛
(٤٣) حسنبن یوسف علامه حلّی، تذكره الفقهاء، قم ١٤١٤ـ ؛
(٤٤) همو، قواعد الاحكام ، قم ١٤١٣ـ١٤١٩؛
(٤٥) محمدبن حسن فخرالمحققین، ایضاح الفوائد فی شرح اشكالات القواعد، چاپ حسین موسوی كرمانی، علی پناه اشتهاردی، و عبدالرحیم بروجردی، قم ١٣٨٧ـ١٣٨٩، چاپ افست ١٣٦٣ ش؛
(٤٦) محمدبن احمد قرطبی، الجامع لاحكام القرآن، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٤٧) كلینی؛
(٤٨) مالكبن انس، المُوَطّأ، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(٤٩) محمدفؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الكریم ، بیروت: داراحیاء التراث العربی، )بیتا.(؛
(٥٠) مسلمبن حجاج، صحیح مسلم ، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
٥١- محمد نجیب مطیعی، التكمله الثانیه، المجموع: شرح المهذّب، در یحییبن شرف نووی، المجموع: شرح المهذّب،ج ١٣ـ٢٠، بیروت: دارالفكر، )بیتا.(؛
(٥٢) اسماعیل معزی ملایری، جامع احادیث الشیعه فی احكام الشریعه، قم ١٣٧١ـ١٣٨٣ ش؛
(٥٣) محمدبن محمد مفید، المقنعه ، قم ١٤١٠؛
(٥٤) محمد عبدالرووفبن تاجالعارفین مناوی، فیض القدیر: شرح الجامع الصغیر، )بیروت] ١٣٩١/١٩٧٢؛
(٥٥) حسینعلی منتظری، دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه ، قم ١٤٠٩ ـ ١٤١١؛
(٥٦) عیسیبن حسن میرزا بزرگ قائممقام، احكام الجهاد و اسباب الرشاد، چاپ غلامحسین زرگرینژاد، تهران ١٣٨٠ ش؛
(٥٧) احمدبن علی نجاشی، فهرست اسماء مصنفّی الشیعه المشتهر ب رجال النجاشی ، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم ١٤٠٧؛
(٥٨) محمدحسنبن باقر نجفی، جواهر الكلام فی شرح شرائع الاسلام ، بیروت ١٩٨١؛
(٥٩) علیبن احمد واحدی نیشابوری، اسباب النزول الا´یات ، قاهره ١٣٨٨ / ١٩٦٨؛
(٦٠) محمد خیر هیكل، الجهاد و القتال فی السیاسه الشرعیه ، بیروت ١٤١٧/١٩٩٦؛
(٦١) EI ٢ , s.v. "Dj ihad" (by E. Tyan).
/ سیفاللّه صرّامی و سعید عدالت نژاد /