دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٥٣٢
بَغوی ، ابوالقاسم عبدالله بن محمدبن عبدالعزیز، محدث بغدادی مشهور به ابن بنت مَنیع ، در قرن سوم و چهارم . نیاکان او از مردم بَغشور * بوده اند (یاقوت حموی ، ج ١، ص ٦٩٤؛ سمعانی ، ج ١، ص ٣٧٥؛ ذهبی ، سیَر ، ج ١٤، ص ٤٤٠ـ٤٤١؛ ابن جوزی ، ج ١٣، ص ٢٨٦). جدّ مادری وی ، ابوجعفر احمدبن منیع ، صاحب مُسنَد، و عمویش ، علی بن عبدالعزیز، ورّاق و محدّث بوده اند (ابن عدی ، ج ٤، ص ١٥٧٩؛ ذهبی ، سیر ، ج ١٤، ص ٤٤١). بغوی نیز نخست نزد جدّ و عموی خود وَرّاقی می کرد (همان ، ج ١٤، ص ٤٥٤؛ ابن عدی ، همانجا؛ سمعانی ، همانجا؛ خطیب بغدادی ، ج ١٠، ص ١١٣). خانوادة بغوی در زمان نامشخص به بغداد مهاجرت کردند و ابوالقاسم در ٢١٣یا٢١٤ در بغداد متولد شد (ابن ندیم ، ص ٢٨٨؛ خطیب بغدادی ، ج ١٠، ص ١١١؛ ذهبی ، سیر ، ج ١٤، ص ٤٤١). به تشویق جدّش ، ابن منیع ، از کودکی به شنیدن حدیث پرداخت و در ده سالگی نوشتن حدیث را آغاز کرد (خطیب بغدادی ، ج ١٠، ص ١١٢؛ ذهبی ، همانجا؛ ابن عماد، ج ٢، ص ٢٧٥). وی مشایخ بسیاری از تابعین چون احمدبن حَنبل ، علی بن المَدینی ، خلف بن هشام بزّاز، حاجب بن ولید و علی بن جَعد را درک کرد و از آنان حدیث شنید (ذهبی ، سیر ، ج ١٤، ص ٤٤١ـ٤٤٢؛ خطیب بغدادی ، ج ١٠، ص ١١٠). بنابه روایتی از بغوی ، وی در اواخر عمر از مشایخی حدیث نقل می کرد که جز او کسی آنان را درک نکرده بود (همان ، ج ١٠، ص ١١٢؛ ابن جوزی ، ج ١٣، ص ٢٨٦ـ ٢٩٠؛ ابن کثیر، ج ١١، ص ١٦٣؛ ذهبی ، سیر ، ج ١٤، ص ٤٤٩؛ سمعانی ، همانجا). مشایخِ وی را بیش از سیصد تن شمرده اند (ذهبی ، تذکره ، ج ٢، ص ٧٣٧ـ ٧٣٨).
بغوی پس از درک محضر مشایخ بسیار و شنیدن احادیث عالی السّند، به نشر شنیده های خود پرداخت و، به برکت عمر طولانی ، نسلهای متوالی از وی حدیث شنیدند. بیشتر راویان و شاگردان بغوی از مشاهیر محدثان قرون چهارم و پنجم بوده اند، مانند یحیی بن صاعد، ابن قانع ، ابن حبّان بُستی ، ابوبکر اسماعیلی ، ابوبکر بغدادی معروف به ابن شاذان و دار قُطنی (ذهبی ، سیر ، ج ١٤، ص ٤٤٢ـ ٤٤٣؛ خطیب بغدادی ، ج ١٠، ص ١١٢ـ١١٣؛ سمعانی ، همانجا؛ یاقوت حموی ، ج ١، ص ٦٩٤). به گزارش ذهبی ( سیر ، ج ١٤، ص ٤٤٣) و ابن عماد (ج ٢، ص ٢٧٥)، احادیث بغوی به عنوان احادیث عالی السّند نقل می شد و رجال شناسان معاصر و بعد از وی در ستایش او سخنها گفته اند. دربارة آگاهی او از حدیث و استواری کلامش عبارتی از دارقطنی نقل شده که اهمیت وی را در جامعة علمی آن روز می رساند (کلامُهُ کالمِسْمار فی السّاج ، رجوع کنید به ذهبی ، سیر ، ج ١٤، ص ٤٥٣؛ سمعانی ، ج ١، ص ٣٧٦). ابن عدی (ج ٤، ص ١٥٧٩)، از معاصران بغوی ، گفته است که در ٢٩٧ در عراق او را دیده که در مجلسش اهل علم گرد آمده بودند و بغوی که در شناخت احادیث و کتب ماهر بود، برای حاضران حدیث می گفت . موسی بن هارون نیز وی را ثقه دانسته و بدگویانِ او را حسود شمرده است (خطیب بغدادی ، ج ١٠، ص ١١٥؛ ذهبی ، سیر ، ج ١٤، ص ٤٥٢؛ ابن حجر، ج ٣، ص ٣٤٠؛ ابن کثیر، ج ١١، ص ١٦٣). ابوحاتم و دارقطنی او را توثیق کرده اند (خطیب بغدادی ، ج ١٠، ص ١١٦) و در منابع شیعی نیز از بغوی به عنوان محدث معمّری که چند نسل از وی حدیث شنیدند یاد شده است (قمی ، الکنی و الالقاب ، ج ٢، ص ٧٨؛
همو، هدیة الاحباب ، ص ١٢٢ـ١٢٣). بغوی در ٣١٧ درگذشت (ابن اثیر، ج ٧، ص ٢٠٧؛
ابن عماد، ج ٢، ص ٢٧٥؛
کحاله ، ج ٦، ص ١٢٦؛
زرکلی ، ج ٤، ص ١١٩).
ابوالقاسم بغوی دارای تألیفاتی نیز بوده است ، از جمله : المعجم الکبیر در زندگینامة صحابه ؛
المعجم الصغیر ؛
مُسند در حدیث ؛
معالم التنزیل در تفسیر قرآن ؛
سنن در فقه مذاهب ؛
و جعدیّات که مجموعة احادیث علی بن جعد و شرح حال مشایخ وی است (ابن ندیم ، ص ٢٨٨؛
ذهبی ، سیر ، ج ١٤، ص ٤٤١؛
حاجی خلیفه ، ج ٢، ص ١٧٣٦). کتاب حکایات شعبة بن الحجاج نیز به وی منسوب است (کحاله ، ج ٦، ص ١٢٦؛
زرکلی ، ج ٤، ص ١١٩).
منابع :
(١) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، بیروت ١٣٨٥ـ١٣٨٦/ ١٩٦٥ـ١٩٦٦؛
(٢) ابن جوزی ، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم ، بیروت ١٤١٢/ ١٩٩٢؛
(٣) ابن حجر عسقلانی ، لسان المیزان ، بیروت ١٣٩٠/١٩٧١؛
(٤) ابن عدی ، الکامل فی ضعفاء الرجال ، بیروت ١٤٠٤ـ ١٤٠٥/ ١٩٨٤ـ ١٩٨٥؛
(٥) ابن عماد، شذرات الذّهب ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٦) ابن کثیر، البدایة و النهایة فی التاریخ ، مصر ( بی تا. ) ؛
(٧) ابن ندیم ، الفهرست ، چاپ رضا تجدد، تهران ١٣٥٠ ش ؛
(٨) مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه ، کشف الظنون ، بیروت ١٤١٠/ ١٩٩٠؛
(٩) احمدبن علی خطیب بغدادی ، تاریخ بغداد ، بیروت ١٤١٧/ ١٩٩٧؛
(١٠) محمدبن احمد ذهبی ، تذکرة الحفاظ ، حیدرآباد دکن ١٣٧٦ـ ١٣٧٨/ ١٩٥٦ـ ١٩٥٨، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(١١) همو، سیرالاعلام النبلاء ، ج ١٤، چاپ شعیب ارنؤوط و اکرم بوشیی ، بیروت ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(١٢) خیرالدین زرکلی ، الا علام ، بیروت ١٩٨٦؛
(١٣) عبدالکریم بن محمد سمعانی ، الانساب ، چاپ عبدالله عمر بارودی ، بیروت ١٤٠٨/ ١٩٨٨؛
(١٤) عباس قمی ، الکنی و الالقاب ، صیدا ١٣٥٨، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(١٥) همو، هدیة الاحباب ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥.
/ عبدالله کیانی فرید /