دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٩٠٤
بُنِّوال ، کلود الکساندر (کُنت دو )، ژنرال فرانسوی ، که به دربار عثمانی پیوست و اسلام آورد. او فرزند مارکی ژان فرانسوا بود. بنوال بعدها در دربار عثمانی به احمدشاه ملقب شد و به عنوان مشاور نظامی ـ سیاسیِ باب عالی * شهرت یافت (بندیکت ، ص ٩؛ د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «احمدپاشا بنوال »). بنوال در ژوئیة ١٦٧٥ در خانواده ای اشرافی ، که خویشاوندی سببی دوری با دودمان سلطنتی بوربونها (١٥٨٩ـ١٧٩٢) داشت ، در ایالت لیموزین فرانسه به دنیا آمد. دوران کودکی را نزد یسوعیان (ژزوئیتها) گذراند. در سیزده سالگی وارد نیروی دریایی فرانسه شد و پس از حدود یازده سال خدمت ، در ١٦٩٨ به جمع افسران گارد انتقال یافت . پیشرفت سریع او در دستگاه نظامی فرانسه و بعدها در دربارهای امپراتوری اتریش و سلاطین عثمانی ، علاوه بر ابراز لیاقت ، بیشتر به سبب انتسابش به خاندان سلطنتی بود، که تا قبل از انقلاب فرانسه (١٧٨٩ـ١٧٩٩) امتیاز خاصی به شمار می آمد. سفرهای ماجراجویانة بنوال و خدمت صادقانة او در جنگها و لشکرکشیهای سه امپراتوری بزرگ در قارة اروپا، سبب گردید تا با شناخت عمیقی از مراتب پایین جامعه تا محافل درباری ، تجاربی به دست آورد و آنها را برای شهرت خویش در دسترس دولتمردان قرار دهد (بندیکت ، ص ٨ ـ ١٠). در جنگ جانشینی اسپانیا (١١١٣ـ١١٢٦/ ١٧٠١ـ ١٧١٤) ـ که بعد از درگذشت شارل دوم (١٧٠٠)، آخرین پادشاه از شاخة اسپانیایی خاندان هاپْسْبورگ (١٢٨٢ ـ ١٩١٨)، بین فرانسه و متحدانش از یک سو و اتریش و هم پیمانان آن از سوی دیگر، روی داد ـ بنوال بر اثر رنجش از همقطاران فرانسوی خود، به سپاه اتریش پیوست و زیر نظر شاهزاده اوژن دوساووا (١٦٦٣ـ١٧٣٦)، نوادة کاردینال مازارن فرانسوی و فرمانده کل جنگ ، خدمت کرد و در نبردهای نظامی شرکت جست و رشادتها نمود ( > اتریش : واقعیتها و ارقام < ، ص ٢٠ـ٢٣؛ د. اسلام ، همانجا). با آنکه صدها افسر و درجه دار فرانسوی ، چه قبل و چه بعد از بنوال ، در بین نظامیان اتریش دیده می شدند، مجلس پاریس بنوال را به جرم خیانت به وطن و فرار از خدمت سربازی ، به مرگ محکوم کرد (بندیکت ، ص ١٣). او در نبرد پترواردَین (١١٢٨/١٧١٦)، که بین اتریش و عثمانی اتفاق افتاد و به شکست ترکها انجامید، مجروح شد و همراه دویست تن از زیردستانش با جنگ و گریز از معرکه جان به در برد و در محاصره و فتح بلگراد (١٧١٧) شرکت فعال داشت (هامر ـ پورگشتال ، ج ٧، ص ٢٠٦ـ٢٠٧؛ د. اسلام ، همانجا). همکاری بنوال با شاهزاده اوژن ، فاتح بلگراد، بیش از ٢٢ سال ادامه یافت اما سرانجام این دوستی به دشمنی گرایید و او از ارتش اتریش روی برتافت ؛ ازینرو مدتی زندانی شد و پس از رهایی به ونیز رفت و کوشید تا به دشمنان اتریش کمک رساند. او در این کار، توفیق چندانی به دست نیاورد و ناگزیر به سلطان احمد سوم (حک : ١١١٥ـ١١٤٣/ ١٧٠٣ـ١٧٣٠) متوسل شد و در ١١٤٢/ ١٧٢٩ به دربار عثمانی پیوست و تقاضای پناهندگی کرد و اسلام آورد (١١٤٣/ ١٧٣٠) و نام احمد بر خود نهاد (هامر ـ پورگشتال ، ج ٧، ص ٣٦٧ـ ٣٦٨؛ د. اسلام ، همانجا). با جلوس سلطان محمود اول (حک : ١١٤٣ـ١١٦٧/ ١٧٣٠ـ١٧٥٤)، بنوال در گومولجین ، واقع در ناحیة تراکیّه ، اقامت گزید و سال بعد (١١٤٤/ ١٧٣١) به دعوت توپال عثمان پاشا صدراعظم ، که در صدد اصلاح و تکمیل ارتش به سبک اروپاییان بود، به استانبول رفت و با راهنمایی او برای تربیت و تعلیم مهندسان نظامی ، آموزشگاه نظامی تأسیس کرد (ووسینیچ ، ص ٩٩) و پس از چهار سال (١٧٣٥)، منصب خمپاره چی باشی و عنوان پاشایی را به دست آورد ( د. اسلام ، همانجا). نفوذ روزافزون احمدپاشا بنوال در دربار و اعتبار فرانسویان در عثمانی باعث شد تا چند تن دیگر از هموطنان وی به اسلام و به خدمت باب عالی درآیند و همچنین ٢٢ نفر توپچی ، که همراه کشتیهای جنگی فرانسه و ظاهراً به عنوان بدرقة سفیر عثمانی در پاریس یا جزو همراهان سفیر فرانسه ، به استانبول آمده بودند، به خمپاره چیان بنوال اضافه شدند (هامر ـ پورگشتال ، ج ٧، ص ٤٤٩، ج ٨، ص ٤٢). او بیش از آنکه به امور نظامی بپردازد، بیشتر اوقات خود را صرف مسائل سیاسی و توسعه روابط دیپلوماسی می کرد؛ به توصیة سلطان ، پیمان عثمانی را با فرانسه و سوئد بر ضد روسها منعقد نمود و در جریان جنگ جانشینی لهستان (١٧٣٣ـ ١٧٣٥) باب عالی را به دشمنی با اتریش واداشت و با تحریک یگین محمد پاشا، صدر اعظم جدید، در مجارستان (هُنگری )، از متصرفات اتریش ، شورش به پا کرد. این نقشة او ناکام ماند و وی اعتبار خود را تا مدتی از دست داد و از کار بر کنار شد (١٧٣٨) و به قَسْطَمونی ، در ترکیه آسیایی ، تبعید گردید ( > واژه نامة بزرگ دانشنامه ای لاروس < ، ذیل مادّه ؛ هامر ـ پورگشتال ، ج ٨، ص ٢ـ٣؛ د. اسلام ، همانجا). بنوال بعد از عزل یگین محمدپاشا، دوباره در سمت سابق ابقا گردید. او در سالهای بحرانی جنگ جانشینی اتریش (١٧٤٠ـ ١٧٤٨)، پس از درگذشت شارل ششم (١٧٤٠)،
باب عالی را از حمله به مجارستان بازداشت تا عثمانی را از طریق اتحادیة سیاسی با دول مسیحی اروپا در یک ردیف قرار دهد (بندیکت ، ص ٨). بنوال حتی می کوشید که برای حل و رفع اختلافاتِ ممالک اروپایی ، باب عالی را واسطه قرار دهد. ازینرو ایلچی سوئد در استانبول ـ اگر چه به تقرّب او نزد سلطان حسادت می ورزید ـ با تمام توان او را در بعضی موارد یاری می رساند (هامر ـ پورگشتال ، ج ٨، ص ٥٩ ـ٦١).
حملة نادر، نایب السلطنة ایران ( بعدها نادرشاه ) ، به بغداد و شکست توپال عثمان پاشا، سرعسکر ترک ، و کشته شدنش در کرکوک ١١٤٦/١٧٣٣ ( حدیث نادرشاهی ، ص ١٥١ـ ١٥٨)، فکر برقراری مناسبات باب عالی را با سلاطین مغول هند تشدید کرد. بنوال از سالها پیش خطر حملة سپاه ایران را به متصرفات عثمانی احساس کرده بود و در یادداشتی برای سفیر فرانسه در استانبول خواستار عقد قراردادی بین باب عالی و مغول بزرگ گردید (هامر ـ پورگشتال ، ج ٨، ص ٥٨ ـ ٥٩). پس از فتح دهلی به دست نادرشاه افشار (١١٥١/١٧٣٨)، فرستادة مغول هند در عریضه ای به وزیر اعظم هندوستان ، ضمن شکایت از حملة نادر، تقاضای عقد پیمان با عثمانی و درخواست کمک کرد (همانجا).
بنوال در بهار ١١٦٠/١٧٤٧ درگذشت و جسد او را در مولویخانة غَلَطه به خاک سپردند و منصب او به پسر خوانده اش سلیمان آغا، فرانسوی نومسلمان ، واگذار شد ( د. اسلام ، همانجا).
منابع :
(١) حدیث نادرشاهی ، چاپ رضا شعبانی ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٢) وین ووسینیچ ، تاریخ امپراطوری عثمانی ، ترجمة سهیل آذری ، تبریز ١٣٤٦ ش ؛
(٣) Heinrich Benedikt, Der Pascha-Graf Alexander von Bonneval ١٦٧٥-١٧٤٧ , Graz-Kخln ١٩٥٩;
(٤) EI ٢ , s.v. "Ah ¤ mad Pasha Bonneval" (by H. Bowen);
(٥) Grand dictionnaire encyclopإdique Larousse , Paris ١٩٨٢-١٩٨٥;
(٦) Joseph von Hammer-Purgstall, Geschichte des osmanischen Reiches , Pest ١٨٣٢;
(٧) عsterreich: Tatsachen und Zahlen , Wien ١٩٧٣.
/ عبدالکریم گلشنی /