دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٢٠٦
جَوْسَقالخاقانی ، كاخ بزرگی از دوره معتصم عباسی در شمال شهر سامرّای فعلی. این بنا در مشرق دجله و در مغرب منطقه حَیرْ واقع است (احمد سوسه، ج ١، ص ٦٦، ٧٤).
جوسق به معنای كاخ (ابنمنظور، ذیل «جسق») است و چون ساخت آن به فتحبن خاقان * (متوفی ٢٤٧)، وزیر متوكل عباسی، نسبت داده شده به جوسقالخاقانی معروف گردیده است (رجوع کنید به یعقوبی، البلدان، ص ٢٥٨). مسعودی ( مروج ، ج ٤، ص ٣٦٢) آن را خاقانی نامیده است و چون معتصم در این كاخ مردم را به حضور میپذیرفت، آن را دارالعامّه نیز نامیدهاند (یعقوبی، البلدان، ص ٢٦١؛ طبری، ج ٩، ص ١٤١). جوسقالخاقانی را دارالخلافه، دارالسلطان، دارالمعتصم و قصرالمعتصم نیز خواندهاند (رجوع کنید به العمارات العربیه الاسلامیه فی العراق، ج ٢، ص ٤٥؛ شرقی، ص ٢٥٤؛ طاهر مظفر عمید، ص ٧٩). بنای این كاخ، هم زمان با تأسیس سامرّا، در ٢٢١ به دستور معتصم در زمینی متعلق به مسیحیان كه دیری نیز در آن قرار داشت و به دستور معتصم به مبلغ چهار هزار دینار خریداری شده بود، با فراخواندن هنرمندان و كارگران از شهرهای دیگر، آغاز گردید (یعقوبی، تاریخ ، ج ٢، ص ٤٧٣؛ مسعودی، تنبیه، ص ٣٥٧، همو، مروج ، ج ٤، ص ٣٥١ـ٣٥٢). از جزئیات ساخت و كاربرد بناهای گوناگون كاخ اطلاعات كمی در دست است. بُحتُری اشعاری در وصف یك «بركه» در سامرّا در دوره متوكل (حك: ٢٣٢ـ٢٤٧) سروده (رجوع کنید به ج ١، ص ١٦ـ١٧) كه احتمالاً منظور از آن، حوضی بوده كه در جوسق قرار داشته است (رجوع کنید به فاطمه محمد محجوب، ج ١٢، ص ٥١٩). معتصم و خلفای پس از وی، از بخشی از این كاخ به عنوان زندان استفاده میكردند (رجوع کنید به طبری، ج ٩، ص ١٠٦، ٢٥٩، ٢٨٤، ٣٦١). در ٢٢٧، جوسقالخاقانی مدفن معتصم گردید (یعقوبی، تاریخ، ج ٢، ص ٤٧٨). پس از آن، از این كاخ برای اقامت بعضی خلفا و شخصیتهای سیاسی استفاده شد (رجوع کنید به و، البلدان، ص ٢٦٨). با انتقال مجدد پایتخت به بغداد، جوسقالخاقانی ویران شد و از مصالح آن برای احداث بناهای جدید سامرّا استفاده گردید ( العمارات العربیه الاسلامیه فی العراق، ج ٢، ص ٤٦؛ احمد سوسه، ج ١، ص ٧٨).
از اوایل قرن چهاردهم/ بیستم این بنا موردتوجه باستانشناسان قرار گرفت. نخست در ١٣٢٥/١٩٠٧ ویوله و اندكی بعد، هیئت آلمانی به سرپرستی هرتسفلد و زاره این بنا را حفاری كردند. در ١٣٣٢/١٩١٤ گزارش حفاری دوم را منتشر كردند. در ١٣١٥ ش/١٩٣٦ كرسول نقشه بابالعامّه، ورودی كاخ، را تهیه كرد و از همان سال «مدیریت آثار عراقی» عراق، حفاری این بنا را ادامه داد و از ١٣٦٥ ش/ ١٩٨٣ـ١٩٨٦ سرداب كوچك و در ١٣٦٧ ش/ ١٩٨٨ سرداب بزرگ را كاوش كرد (كرسول، ١٩٧٩، ج ٢، ص ٢٣٢؛ نورتج، ص ٨٨؛ طاهر مظفر عمید، ص ٨٢). در نتیجه این تحقیقات، بخشهای زیادی از این كاخ شناسایی شد. مساحت این كاخ، كه بزرگترین كاخ دوره اسلامی در عراق بلكه در تمام جهان اسلام به شمار میآید، حدود ١٧٥ هكتار تخمین زده شده كه حدود ٢١ هكتار آن زیربنای ساختمانها و ٧١ هكتار آن باغ بزرگی در محدوده حد فاصل بناها تا ساحل دجله بوده است ( العمارات العربیه الاسلامیه فی العراق، همانجا).
امروزه فقط بابالعامّه در جانب غربی كاخ باقیمانده كه تنها ورودی رسمی كاخ بوده و ساخت یك ورودی برای كاخی به این عظمت، نشاندهنده نوعی وسواس امنیتی است (كرسول، ١٩٧٩، همانجا؛ هیلنبرند، ص ٤٠١ـ٤٠٢). این مدخل دارای سه ایوان با طاق تونلی و ارتفاع تقریبی دوازده متر است. عرض ایوان میانی، كه كمی بلندتر است، ٨٦ر٧ و عمق آن ٥ر١٧ متر است. در پشت آن دری به عرض چهارده و ارتفاع ١٠ر٧ متر، با پنجرهای در بالای آن، قرار داشته و قوس تیزهای جلوی آن روی ستونهای توكار قرار گرفته است. دو ایوان جانبی و فضای پشت قوس جلویی آنها با نیم گنبدی كه بر گوشوارههایی قرار گرفته پوشیده شده است. نور ایوانها با روزنههایی در دیوارهای پشتی تأمین میشده است (كرسول، ١٩٧٩، ج ٢، ص ٢٣٤؛ فیلون، ص ٢٥٠). بر ازارههای ایوان اصلی مثلثها و گلهای كوچك، شبیه به نقوش كاخ مُشَتّی' (از كاخهای اموی در اردن) نقاشی شده بود. ایوان مركزی مخصوص بار عام و دو ایوان جانبی ویژه محافظان بوده است (هیلنبرند، ص ٤٠٢).
شش تالار موازی و متصل به یكدیگر در پشت ایوان میانی قرار داشته كه احتمالاً كفشكن بوده است. در مجاورت آنها حیاطی مربع شكل، با آبنما و سه اتاق در هر ضلع به طور قرینه، وجود داشته است. در این حیاط، تازه واردان برای ورود به بخشهای مختلف كاخ تغییر مسیر میدادند. در شمال این حیاط، سه حیاط دیگر قرار داشت كه اتاقهای مخصوص خلیفه در اطراف آنها ساخته شده بود. در جنوب حیاط، حرم به شكل چلیپا با یك اتاق مركزی و اتاقهایی در اطراف آن و حیاطی با واحدهای الحاقی دیگر ساخته شده بود. این حیاط، كه به حمام بزرگی نیز راه داشته، از مشرق، به حیاط تختگاه راه مییافت. در جانب شرقی تختگاه نیز تالار عرش، با سه مدخل، قرار داشته است (رجوع کنید به كرسول، ١٩٧٩، ج ٢، ص ٢٣٥، ٢٣٨ـ٢٣٩). حرم و بخش مربوط به خلیفه به شبكه آب و فاضلاب مجهز بود و این دو بخش با دو راهروی زیرزمینی به هم مرتبط بودند. استفاده از چنین راهروهایی لازمه وسواس امنیتی و پیچیدگی این نوع بناها بوده است (هیلنبرند، همانجا).
تختگاه یا تالار عرش كه طرح آن مشابه تالار تختگاه كاخ مشتّی' بود، تالار مربع شكل گنبدداری با چهار اتاق در چهار ضلع آن بود كه در فضاهای بین آنها تالارهای كوچكتری با ازارههای مرمرین وجود داشت. همچنین مسجد كوچكی با محرابی با تزیینات گچبری در یكی از فضاهای میانی برای استفاده خلیفه پیشبینی شده بود (كرسول، ١٩٨٩، ص ٣٣٧).
در جانب شرقی تختگاه، تالار دیگری به طول ٣٨ و عرض ٤٠ر١٠ متر دیده میشود كه با پنج در به تفرجگاه بزرگی با ابعاد ٣٥٠*١٨٠ متر راه مییافته است. این تفرجگاه با آبراههای به دو بخش شرقی و غربی تقسیم گردیده است. بخشغربی، سنگفرش شده با دو آبنما و بخش شرقی با جویهای كوچك متقاطع آراسته شده بود (همو، ١٩٧٩، ج ٢، ص ٢٤١).
در جانبِ شرقی تفرجگاه، محلی به نام سرداب كوچك، بر محور اصلی كاخ واقع شده كه ورودی آن اتاق مربع شكلی با افریزهای گچبری شده با نقش شتر است. ورودیه سرداب پلههایی در جانب غربی است. سرداب در واقع غار بزرگی با دهانهای به اندازه ٢١ * ٨ متر است كه در دل صخرهای تراشیده شده است. در هر جانب این سرداب، سه حفره غار مانند تعبیه گردیده است كه با راهروهایی به یكدیگر ارتباط دارند. مجموعه این سرداب با چند ردیف اتاقهای دراز، به صورت موازی كه جهت اصطبل استفاده میشدهاند، احاطه گردیده است (همانجا). مقابل این قسمت، محوطه بزرگی در اندازه ١٨٠* ٦٥ متر وجود دارد كه زمین چوگان دانسته شده است. در مركز ضلع شرقی آن جایگاه سرپوشیده بزرگی برای تماشای مسابقات اسب دوانی، پیشبینی شده بود و در امتداد آن منطقهای به طول حدود پنج كیلومتر به شكارگاه حَیر اختصاص داشت (همو، ١٩٨٩، همانجا).
در گوشه شمال شرقی هسته مركزی كاخ، محوطه مربع شكلی معروف به سرداب بزرگ به ضلع ١٨٠ متر با دیوار جدا شده است كه در آن گودال مربع شكلی به ضلع هشتاد متر و در وسط آن حفره دایره شكلی به قطر هفتاد متر دیده میشود و به سبب وجود یك آبراهه زیرزمینی عمیق متصل به آن، باید حوض بزرگی بوده باشد. در محوطه اصلی سرداب بزرگ، در كنار دیوارها بر روی صفهای، تعدادی اتاق كوچك در اندازهها و اشكال متفاوت نیز هست (كرسول، ١٩٧٩، همانجا). به نظر میرسد این سرداب بزرگ برای در امان ماندن ساكنان كاخ از گرمای تابستان تدارك دیده شده است (هیلنبرند، همانجا). در شمال سرداب بزرگ، محوطه مستطیل شكلی با دیوارهای مستحكم، محل خزانه بوده است. در این مجموعه حیاط منفردی با بناهای الحاقی دیگر نیز وجود دارد. در نزدیكی ورودی سرداب بزرگ، مسجد (كرسول، ١٩٧٩، ج ٢، ص ٢٤٢) و در شمالغربی آن، سربازخانههای سواره نظام و پیاده نظام قرار داشته است. در این مجموعه ششصد اتاق برای اقامت سه هزار سرباز در نظر گرفته بودند. در حیاط بزرگ سربازخانه، سه مسجد بنا گردیده است كه محرابهایشان با قبله انحراف دارد (همانجا).
آنچه از تزیینات كاخ باقیمانده، به نسبت دیگر بناهای سامرّا، شایان توجه است. جرزها در همه جای كاخ دارای تزیینات گچبریاند كه عمدتاً در دوره معتصم و متوكل انجام شده است. در تالارِ تختگاه، تزیینات گچبری جرزها جای خود را به مرمرهای حكاكی شده مشابه داده است. در اتاقهایی كه در فضاهای بین بازوهای چلیپاها قرار گرفتهاند، جرزها با قطعات مرمر نماكاری شدهاند. قسمتهای فوقانی دیوارهای حرم به نقاشیهای دیواری، با مضمونهایی از زندگی روزمره، مزیناند و تمام چوبكاریهای بنا (درها، سقفها و تیرهای آنها) از چوب ساجاند كه حكاكی و نقاشی و طلاكاری شدهاند. ظرافت میخهای برنزی با روكش طلا، كه در این چوب كاریها به كار رفته، جلوه این تزیینات را چند برابر كرده است. در میان نقش و نگارهایی كه بر روی چوبها باقیمانده است، امضای بسیاری از هنرمندان یونانی و سوری دیده میشود (رجوع کنید به همان، ج ٢، ص ٢٤١ـ٢٤٢). با اینكه تزیینات و نقاشیهای این كاخ به پیروی از سبك ایرانی و هلنی بوده، سبك خاص دوره عباسی در سامرّا شیوه ممتازی محسوب میگردیده است كه در مصر دوره طولونیان (حك: ٢٥٤ـ٢٩٢) هم مشهود است (اتینگهاوزن و گرابار، ص ١٢٤ـ١٢٥؛ كمالالدین سامح، ص ٩٦؛ باشا، ج ١، ص ٢٣٧ـ ٢٣٨) و حتی گچبریها هویتی ویژه سامرّا دارد (هیلن برند، ص ٣٢). بخشی از این آرایهها در موزه دولتی برلین و موزه هنر متروپولیتن نگهداری میشوند (كمالالدین سامح، ص ٩٦ـ٩٧).
در این كاخ، مدخل بابالعامه با سه دروازه، به دروازههای رومی یا نمای كاخهای پارتی میماند كه در كاخ ابنطولون (حك: ٢٥٤ـ٢٧٠) در فسطاط نیز از آن استفاده شده است (هیلن برند، ص ٤٠١ـ٤٠٢).
به عقیده برخی، معماری این كاخ، مانند دیگر بناهای دوره عباسیان، متأثر از معماری ایرانی و بناهای سلطنتی آن است (رجوع کنید به فیلون، ص ٢٤٥؛ اتینگهاوزن و گرابار، ص ٨٦).
منابع:
(١) ابنمنظور؛
(٢) احمد سوسه، رَی سامراء فی عهد الخلافه العباسیه، ج ١، بغداد ١٩٤٨؛
(٣) حسنباشا، موسوعه العماره و الا´ثار و الفنون الاسلامیه، [قاهره( ١٤٢٠/١٩٩٩؛
(٤) ولیدبن عبید بحتری، دیوان، )قسطنطنیه( ١٣٠١، چاپ افست بیروت )بیتا.(؛
(٥) طالب علی شرقی، قصور العراق العربیه و الاسلامیه حتی نهایه العصر العباسی ٦٥٦ ه، بغداد ٢٠٠١؛
(٦) طاهرمظفر عمید، العماره العباسیه فی سامراء فی عهدی المعتصم و المتوكل، بغداد ١٣٩٦/١٩٧٦؛
(٧) طبری، تاریخ (بیروت)؛
(٨) العمارات العربیه الاسلامیه فی العراق، تألیف عیسی سلمان و همكاران، بغداد: دارالرشید للنشر، ١٩٨٢؛
(٩) فاطمه محمد محجوب، الموسوعه الذهبیه للعلوم الاسلامیه، ج ١٢، قاهره: دارالغد العربی، )بیتا.(؛
(١٠) كمالالدین سامح، العماره فی صدرالاسلام، )قاهره] ١٩٨٧؛
(١١) مسعودی، تنبیه؛
(١٢) همو، مروج (بیروت)؛
(١٣) یعقوبی، البلدان؛
(١٤) همو، تاریخ؛
(١٥) Barbara Brend, Islamic art , London ٢٠٠١;
(١٦) Keppel Archibald Cameron Creswell, Early Muslim architecture , Oxford ١٩٦٩, repr. New York ١٩٧٩;
(١٧) idem, A short account of early Muslim architecture , revised and supplemented by James W.Allan, Aldershot, Engl. ١٩٨٩;
(١٨) Richard Ettinghausen and Oleg Grabar, The art and architecture of Islam: ٦٥٠-١٢٥٠ , Harmondsworth, Engl. ١٩٨٧;
(١٩) Robert Hillenbrand, Islamic architecture: form, function and meaning , Edinburgh ١٩٩٤;
(٢٠) Alastair Northedge, "Creswell, Herzfeld, and Samarra", Muqarnas , vol. ٨ (١٩٩١);
(٢١) Helen Philon, "Iraq", in Architecture of the Islamic world , ed. George Michell, London: Thames and Hudson, ١٩٨٤.
/ عبدالكریم عطارزاده /