دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٨٨٥
حَدیثَه ، نام چند شهر در عراق و شامات، از جمله در موصل و انبار. حدیثه در لغت به معناى شهر جدید یا نوشهر است و علاوه بر حدیثه موصل و حدیثه فرات، حدیثه مَعَرّة النُّعمان و حدیثه غوطه (رجوع کنید به یاقوت حموى، ١٨٤٦، ص ١٢٣ـ ١٢٤) نیز شهرت دارند. این مقاله درباره حدیثه موصل و فرات است. واژه حدیثه به صورت حُدَیثَه نیز ضبط شده است (رجوع کنید به ابنخلدون، ج ٣، ص ٤١١، ٤١٦). منسوبان به حدیثه موصل و حدیثه فرات، حدثى، حدیثى و حدثانى خوانده میشدند (رجوع کنید به سمعانى، ج٢، ص ١٨٨؛ یاقوت حموى، ١٩٦٥، ج ٢، ص٢٢٤).
١) حدیثه موصل. شهر باستانى حدیثه موصل در كرانه شرقى رود زاب بزرگ و در محل تلاقى این رود با دجله، در شمال عراق و نزدیكى موصل قرار داشت (اصطخرى، ص ٧٥). امروزه ویرانههاى آن در محلى بهنام تلالشعیر برجاى مانده است (د. اسلام، چاپ دوم، ذیل "Hadihta"). از گزارش حمزه اصفهانى (ص ٤٧ـ٤٨) چنین برمیآید كه این شهر را شاپور دوم، ساسانى (متوفى ٣٧٩ میلادى) ساخته بود (نیز رجوع کنید به یاقوت حموى، ١٩٦٥، ج ٢، ص ٢٢٢) و به آن نوكَرد میگفتند (رجوع کنید به لسترنج، ص٩٠ـ٩١). این شهر تا زمان مروان بن محمد، آخرین خلیفه اموى (متوفى ١٣٢)، به همین نام شهرت داشت تا آنكه وى شهر را بازسازى كرد و آن را به عربى حدیثه نامید (یاقوت حموى، ١٩٦٥، همانجا). اما بلاذرى (ص ٤٦٤ـ ٤٦٥) در وجهتسمیه این شهر دو دلیل دیگر نیز بیان كرده است: اول اینكه چون این شهر بعد از موصل آباد گردید حدیثه نام گرفت و دوم آنكه مهاجرانى كه از حدیثه انبار به آنجا مهاجرت كردند نام شهر خود، یعنى حدیثه، را بر آن نهادند و مسجدى در آنجا ساختند (نیز رجوع کنید به ابنفقیه، ص ١٢٩).
این شهرِ دایرهاى شكل در منتهاالیه شمال منطقه سواد عراق، و در واقع در حد شمالى عراق قدیم، واقع بود (ابنخلّكان، ج ٣، ص ٥٦ـ٥٧؛ قلقشندى، ج ٤، ص ٣٢٧؛ زبیدى، ص ٧٢) و از بغداد ٥٨ فرسخ و از موصل ١٤ فرسخ فاصله داشت (ابنخرداذبه، ص ٩٣؛ حمداللّه مستوفى، ص ١٧٣؛ قس ابنحوقل، ص ٢١٩، كه فاصله حدیثه تا موصل را نه فرسخ ذكر كرده است). شهر بر پادگانه (تراس)هاى رود دجله حالتى پرتگاهى داشت. جامع آنجا نزدیك رود طیلسان بود و بهجز این مسجد، كه معمارى شرقى داشت، بقیه ساختمانهاى شهر، گِلى بودند (مقدسى، ص ١٣٩). به سبب آب فراوان دجله، حدیثه آباد و حاصلخیز بود و كشاورزى، بهویژه كشت غلات، در آن رواج داشت (اصطخرى، همانجا؛ ادریسى، ج ٢، ص ٦٥٨). اهالى حدیثه براى بهرهگیرى بهتر از آب دجله، چرخابهایى در مسیر رود ساخته بودند (رجوع کنید به ابناثیر، ج ٨، ص ٢٢٠). كوه بارِمّا* نزدیك شهر بود (ادریسى، همانجا). مالیات سالیانه حدیثه، به همراه چند شهر نزدیك آن، به ٠٠٠،٣٠٠، ٦ درهم میرسید (قدامةبن جعفر، ص ٢٤٥).
ساكنان حدیثه در زمان حكومت ساسانیان، یهودى بودند، اما با گسترش مسیحیت در شمال عراق، به دین جدید گرویدند (رجوع کنید به مورونى، ص ٣٠٧ـ٣٠٨). شاپور دوم، كه از انتشار دین مسیح سخت نگران بود، به مقابله با دین جدید پرداخت (رجوع کنید به اعظمى، ص ٣٥ـ٣٦)، اما بنابر گزارشهاى دوران اسلامى، با وجود اقدامات ساسانیان، مسیحیت همچنان در حدیثه به حیات خود ادامه داد (براى نمونه رجوع کنید به ابناثیر، همانجا) و در دوران امویان و عباسیان، حدیثه از شهرهاى اسقفنشین شمال عراق بهشمار میآمد (رجوع کنید به ابونا، ج ٢، ص ٨٤، ١١١، ١١٦، ١٥٧، ١٧٠، ١٧٥، ١٨٧، ج ٣، ص ٥٢). با ورود اسلام و مهاجرت گسترده اعراب به شمال عراق، جمعیت حدیثه به تركیبى از غیرعربها و عربها، بهویژه اَزْدیها، تغییر یافت (رجوع کنید به حمیرى، ص ١٩٠).
حدیثه به هنگام فتح موصل در سال ٢٠ در دوران خلافت عمربن خطّاب به روى سپاه اسلام گشوده شد (رجوع کنید به ابنفقیه، همانجا؛ بلاذرى، ص ٤٦٣ـ٤٦٥). عمر، هَرْثَمَةبن عَرْفَجَه بارِقى را به ولایت موصل منصوب كرد. در اینكه هرثمه موصل را زودتر آباد كرد یا حدیثه را، اختلاف هست (رجوع کنید به بلاذرى، ص ٤٦٤ـ٤٦٥؛ دینورى، ص ١٦٦ـ١٦٧). اما چون در صدر اسلام و پیش از رشد و گسترش موصل، حدیثه شهر مهم منطقه بود (رجوع کنید به ابوالفداء، ص ٢٨٧)، بهسازى حدیثه پیش از موصل محتملتر است. بههر حال، به هنگام ورود هرثمه، حدیثه روستایى قدیمى و مسیحینشین بود و دو كنیسه نیز داشت. وى حدیثه را دوباره ساخت و قلعهاى در آن بنا نهاد و گروهى از اعراب را در آن سكنا داد (ابنفقیه، همانجا؛ بلاذرى، ص ٤٦٥). ولیدبن عقبه در سال ٢٤، به هنگام بازگشت از لشكركشى به آذربایجان و ارمنستان، در حدیثه مستقر شد و در همانجا، به دستور عثمان، سپاهى براى كمك به سپاهیان شام در مقابل رومیان گسیل داشت (طبرى، ج ٤، ص ٢٤٦ـ٢٤٧).
احتمالاً اوج شكوه و آبادى حدیثه در دوران خلافت عباسیان بوده است، زیرا خلفاى عباسى به این شهر سفر میكردهاند، از جمله منصور در ١٤٩ (ازدى، ص ٢١١) و هادى در ١٧٠ (طبرى، ج ٨، ص ٢١٢؛ ابناثیر، ج ٦، ص ٩٨ـ٩٩). از سال ٢٥٢ خوارج در حدیثه قدرت یافتند و نبردهاى بسیارى در آنجا به وقوع پیوست. در این سال، مُساوِربن عبدالحمید خارجى در بوازیج* سر به شورش برداشت و با سپاهى به حدیثه روى آورد و حدیثه و موصل را تصرف كرد. بعد از این پیروزى، بر شمار یاران او افزوده شد. لشكر موصل در ٢٥٤ به مقابله برخاست و مساور در سال ٢٥٥، بار دیگر موصل را تصرف كرد، اما بهسبب بیاعتمادى به مردم موصل، به حدیثه رفت و آنجا را پایگاه خود قرار داد (رجوع کنید به ابناثیر، ج ٧، ص ١٧٥، ١٨٨، ٢٠٥). مساور سال بعد، پس از شكست دادن گروهى از همكیشان مخالفش، بر بیشتر عراق مسلط شد و قدرت بیشترى یافت، به گونهاى كه از پرداخت مالیات به خلیفه خوددارى كرد. خلیفه، براى مطیع كردن وى، سپاهى به فرماندهى موسیبن بغا به حدیثه گسیل كرد، اما این سپاه، بهسبب حوادث مركز خلافت كه در پى آن امراى قدرتمند ترك، خلیفه را بر كنار كردند، بدون نتیجه بازگشت. اندكى بعد، معتمد عباسى به خلافت رسید و سپاهى به فرماندهى مفلح به حدیثه فرستاد، اما مساور از حدیثه خارج شده بود. مفلح پس از چند روز توقف در حدیثه، به دلیل ناتوانى در شكست خوارج، به سامرا رفت. پس از بازگشت او، مساور به حدیثه رفت و این شهر و شهرهاى اطراف آن را به تصرف خود درآورد و از پرداخت مالیات آن نواحى به دستگاه خلافت، خوددارى كرد (همان، ج ٧، ص ٢٢٦ـ٢٢٧؛ نیز رجوع کنید به ابنخلدون، ج ٣، ص ٣٦٤ـ٣٦٦).
بعد از مرگ مساور، در ٢٦٧ خوارج در نزدیكى موصل در مقابل هم صفآرایى كردند. در این نبرد هارون، فرمانده یكى از دستهها، شكست خورد اما به حدیثه پناه برد و با گردآورى یاران و تطمیع عدهاى از سپاهیان مقابل و نیز با حمایت قبیله بنیتغلب و كردان جلالیه، رقیب خود را شكست داد و حدیثه را مركز خود ساخت (ابناثیر، ج ٧، ص ٣٥٩ـ٣٦٠؛ نیز رجوع کنید به ابن خلدون، ج ٣، ص ٤١٠ـ٤١١). در ٢٦٩، معتمد عباسى كه از قدرت موفق، برادر سیاستمدارش، بیمناك بود، در اندیشه اتحاد با احمدبن طولون (متوفى ٢٧٠، مؤسس خاندان طولونیان) برآمد؛ ازاینرو، از مركز خلافت به حدیثه رفت، اما موفق با كمك متحدانش، او را از حدیثه بازگرداند (رجوع کنید به مسعودى، ج ٥، ص ١١٩؛ ذهبى، ج ١٢، ص ٥٤٧ـ٥٤٨؛ مقریزى، ج ١، ص ٤٢٣؛ سیوطى، ص ٢٩٢).
در ٣١٨، شورشى در موصل بهوقوع پیوست. شورشیان بعد از گرفتن خراج از اهالى چندین شهر، به حدیثه روى آوردند و از مسلمانان زكات و از مسیحیان، كه هنوز در ساختار جمعیتى و مذهبى حدیثه بهحیات خود ادامه میدادند، جزیه خواستند، اما اهالى مقاومت كردند؛ ازاینرو، شورشیان شش چرخاب حدیثه را به آتش كشیدند و از دجله گذر كردند (ابناثیر، ج ٨، ص٢٢٠). از نیمه نخست سده چهارم كه حدیثه مدتى پایگاه امراى حمدانى شد، به مدت چندین دهه بارها سپاهیان حمدانى و آلبویه به آنجا حمله كردند (رجوع کنید به طبرى، ج ١١، ص ١٤٢ـ١٥٣؛ مسكویه، ج ٢، ص ١٠٩، ١٧٠ـ١٧٢، ٢٠٥ـ٢٠٧، ٣٧٨ـ٣٨٦؛ ابناثیر، ج ٨، ص ٤٦٦ـ٤٦٧، ٦١٩؛ ابنعبرى، ١٩٥٨، ص ١٧١). در ٥٣٦ اتابك عمادالدین زنگیبن آقسنقر حدیثه را بعد از یك سال محاصره تصرف كرد (ابناثیر، ج ١١، ص ٨٨).
شهر حدیثه براثر تحولات حوضه رود زاب (لسترنج، ص ٩١) و سرانجام بر اثر هجوم مغولان، ویران شد (د.اسلام، همانجا). جهانگردانى كه در دوره معاصر این منطقه را دیدهاند، به ویرانى آن اشاره كردهاند (رجوع کنید به ریچ، ج ٢، ص ١٣٤؛ اُتس، ص٢٠).
از جمله بزرگان حدیثه موصل، ابوالحسن علیبن عبدالرحمان سِمِنْجانى حدیثى، فقیه، بوده است (ابنقیسرانى، ص ٥٣ـ٥٤؛ یاقوت حموى، ١٩٦٥، ج ٢، ص ٢٢٣).
٢) حدیثه فرات، شهرستان و شهرى در استان انبار در مغرب عراق، در مسیر بغداد به عانه و حلب. شهرستان حدیثه از دو ناحیه، به نامهاى حقلانیه و یروانه، تشكیل شده است (عانى، ج ١، ص ٢٤).
شهر حدیثه فرات، كه حدیثه نوره نیز خوانده میشود (حازمى همدانى، ج ١، ص ٣٢٦؛ یاقوت حموى، ١٩٦٥، همانجا)، در΄٧ َْ٣٤ عرض شمالى و ΄٢٣ َْ٤٢ طول شرقى، در ساحل رود فرات، در ٢٦٠ كیلومترى شمالغربى بغداد و ٧٤ كیلومترى جنوبشرقى شهر عانه قرار دارد. این شهر از سه قسمت تشكیل شده است: دو قسمت آن در دو طرف رود و قسمت سوم به صورت جزیرهاى در وسط رود قرار دارد (>اطلس جامع جهان تایمز< ، نقشه ٣٥؛ حسنى، قسم ٢، ص ٢٧٢).
حدیثه فرات در سدههاى اولیه اسلامى از توابع فرات بهشمار میآمد (ابنخرداذبه، ص ٧٤؛ ابنفقیه، ص ١٣٣). قلعه مستحكم آن، كه به صورت جزیرهاى در وسط رود فرات قرار داشت (یاقوت حموى، ١٩٦٥، همانجا؛ ابنسعید مغربى، ص ١٥٦؛ حافظ ابرو، ج ٢، ص ٢٧)، هسته اولیه شهر بهشمار میآید، چرا كه پس از فتح این قلعه بهدست سپاهیان اسلام، مِدْلاجبن عمرو سُلَمى بناى شهر حدیثه را در ساحل فرات پایهریزى كرد (بلاذرى، ص ٢٤٦). بنابر منابع قدیم، این شهر در شمالیترین قسمت سرزمین بینالنهرین و میان دو شهر انبار و عانه واقع بود (رجوع کنید به ابوالفداء، ص ٢٨٦ـ٢٨٧؛
حمداللّه مستوفى، ص ٣٦؛
نیز رجوع کنید به لسترنج، ص ٦٤). حدیثه شهرى آباد و بسیار حاصلخیز بود (رجوع کنید به حمداللّه مستوفى، ص ٣٩ـ٤٠؛
ابنبطوطه، ج ٢، ص ٦٦٣) و با چرخابهاى بزرگى (ناعوره)، كه در قسمتهاى پرشیب رود قرار داشتند، آبیارى میشد (د. اسلام، همانجا). در سالهاى ٦٥٢ تا ٦٥٤، براثر طغیان فرات، آبْ ناحیه وسیع اطراف این رود، از جمله حدیثه، را در برگرفت و خساراتى به شهر وارد شد (ابنفُوَطى، ص ٢٧٢، ٢٧٧، ٣١٩). در ٨٤١، بر اثر شیوع وبا در عراق، بیشتر ساكنان حدیثه هلاك شدند (رجوع کنید به عزّاوى، ج ٣، ص ٩٩).
در ٣١٥، سراسر عراق صحنه شورش قرمطیان بود. آنان پس از ناكامى اولیه در تصرف شهر انبار، با استفاده از كشتیهایى كه در شهر حدیثه لنگر انداخته بودند و گذر از معبر رود فرات، سپاه خلیفه را شكست دادند و شهر انبار را گشودند (رجوع کنید به ابنخلدون، ج ٣، ص ٤٦٩ـ٤٧٠).
در ٤٥٠ ارسلان بساسیرى، از امراى نامدار ترك، بر خلیفه عباسى شورید و پس از خلع قائم بامراللّه، وى را در قلعه شهر حدیثه، كه به داشتن استحكامات شهره بود، حبس كرد (ابنازرق، ص ١٥٢ـ١٥٣؛
قلقشندى، ج ٦، ص ٤٠٦؛
حافظ ابرو، همانجا). سپس بهنام مستنصر، خلیفه فاطمى مصر، خطبه خواند و سكه زد (ابنازرق، همانجا)، اما سال بعد، طغرل سلجوقى كه به هوادارى از قائم بامراللّه به عراق رفته بود، بساسیرى را به قتل رساند و قائم را به بغداد بازگرداند و بر تخت خلافت نشاند (همان، ص ١٥٦ـ١٥٧، ١٥٩؛
ابنمیسر، ص ١٨ـ ١٩،٢١؛
ابنعبرى، ١٩٣٢، ج ١، ص ٢١٤ـ٢١٥؛
هندوشاهبن سنجر، ص ٢٥٥ـ٢٥٦). در ٤٩٧ ملك بلك*بن بهرامبن اُرْتُق، حدیثه را گشود (ابناثیر، ج١٠، ص ٣٦٨). در ٥١٧ سلیمانبن مُهارش، فرمانرواى حدیثه، در جدال مسترشد باللّه عباسى و دُبَیسبن صدقه، از خلیفه جانبدارى كرد؛
ازاینرو، خلیفه پایگاه خود را در حدیثه قرار داد و توانست دبیس را شكست دهد (ابنجوزى، ج ١٧، ص ٢١٦ـ٢١٧؛
ابناثیر، ج١٠، ص ٦٠٧؛
ابنخلدون، ج ٣، ص٦٢٠ـ٦٢١). در ٥٨٥، ناصرلدیناللّه عباسى به حدیثه لشكر كشید، اما بهسبب مقاومت ساكنان شهر، محاصره به طول انجامید و در نهایت، پس از كشته شدن بسیارى از اهالى، در ٥٨٦ مردم شهر در قبال دریافت تیولهاى دیگر، حدیثه را به خلیفه تسلیم كردند (ابناثیر، ج ١٢، ص ٥٨ـ ٥٩). به نوشته سمعانى (ج ٥، ص ٤٩٩) مردم حدیثه پیرو فرقه نُصَیریه* بودهاند.
رویدادهاى پس از سرنگونى عباسیان، حاكى از آسیب دیدن حدیثه فرات از حمله مغولهاست (رجوع کنید به ذهبى، ج ٢٣، ص ١٧١؛
مقریزى، ج ١، ص٧٠٠؛
ابنتغرى بردى، ١٩٨٤، ج ٢، ص ٧٧ـ٧٨)، در ٩٢١، عثمانیها این شهر را تصرف كردند (عزاوى، ج ٣، ص ٣٥٦).
قرار گرفتن حدیثه در كنار رود قابل كشتیرانى فرات، در سدههاى اخیر موقعیت ویژهاى براى این شهر ایجاد كرده است. براى بهبود رفتوآمد در این رود از حدیثه تا شرقُرنه در جنوب عراق، طرحهایى اندیشیده شد (رجوع کنید به >راهنماى اقتصادى خاورمیانه<، ص ١٧٨ـ١٧٩). خط لوله انتقال نفت كركوك ـ به ساحل مدیترانه، كه عملیات ساخت آن در ١٣١١ش/ ١٩٣٢ آغاز شد، در این شهر به دو شاخه منشعب میشود. با اشغال فلسطین در ١٣٢٧ش/١٩٤٨، بهجاى شاخه نفت حیفا، خط لولهاى از كركوك به بانیاس در ١٣٣١ش/ ١٩٥٢ احداث شد (حسنى، قسم ٢، ص ٢٢١ـ٢٢٢). براى ذخیره آب فرات و آبیارى اراضى، سد حدیثه احداث شد (>راهنماى اقتصادى خاورمیانه<، ص ١٧٣). در ١٣٦٦ش/ ١٩٨٧، از راهآهن حدیثه ـ كركوك بهرهبردارى شد (مكملى، ج ١، ص ٢٥٣).
از جمله محدّثان و راویان پیش از سده هفتم در حدیثه فرات، این اشخاص بودند: سُوَیدبن سعید حدثانى (ابنسعد، ج ٢، ص ٣٨٣؛
نیز رجوع کنید به صفدى، ص ١٦٢)؛
سعیدبن عبداللّه حدثانى (یاقوت حموى، ١٩٦٥، ج ٢، ص ٢٢٤)؛
روحبن احمد حدیثى، قاضیالقضات بغداد (ابنتغرى بردى، ١٣٨٣ـ١٣٩٢، ج ٦، ص ٧٥)؛
ابوجعفر نفیسبن وَهبان حدیثى یا حدثانى؛
و یعیشبن جهم حدیثى (سمعانى، ج ٢، ص ١٨٨؛
نیز رجوع کنید به ابنماكولا، ج ٣، ص٢٠ـ٢٢).
منابع :
(١) ابناثیر؛
(٢) ابنازرق، تاریخ الفارقى، چاپ بدوى عبداللطیف عوض، بیروت ١٩٧٤؛
(٣) ابن بطوطه، رحلة ابنبطوطة، چاپ محمدعبدالمنعم عریان، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٤) ابنتغرى بردى، المنهل الصافى، ج ٢، چاپ محمد محمد امین، قاهره ١٩٨٤؛
(٥) همو، النجوم الزاهرة فى ملوك مصر و القاهرة، قاهره [? ١٣٨٣[ـ١٣٩٢/[? ١٩٦٣[ـ١٩٧٢؛
(٦) ابنجوزى، المنتظم فى تاریخ الملوك و الامم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٧) ابن حوقل؛
(٨) ابنخرداذبه؛
(٩) ابنخلدون؛
(١٠) ابنخلّكان؛
(١١) ابنسعد (بیروت)؛
(١٢) ابنسعید مغربى، كتاب الجغرافیا، چاپ اسماعیل عربى، بیروت ١٩٧٠؛
(١٣) ابنعبرى، تاریخ مختصرالدول، چاپ انطوان صالحانى یسوعى، بیروت ١٩٥٨؛
(١٤) ابنفقیه؛
(١٥) ابنفُوَطى، الحوادث الجامعة و التجارب النافعة فى المائة السابعة، چاپ مصطفى جواد، بغداد ١٣٥١؛
(١٦) ابنقیسرانى، المؤتلف و المختلف، المعروف بالانساب المتفقة فى الخط المتماثلة فى النقط و الضبط، بیروت ١٤١١/١٩٩١؛
(١٧) ابنماكولا، الاكمال فى رفع الارتیاب عن المؤتلف و المختلف من الأسماء و الكنى و الأنساب، چاپ عبدالرحمانبن یحیى معلمى یمانى، حیدرآباد، دكن ١٣٨١ـ١٤٠٦/ ١٩٦٢ـ١٩٨٦؛
(١٨) ابنمیسر، المنتقى من اخبار مصر، انتقاه تقیالدین احمدبن على مقریزى، چاپ ایمن فؤاد سید، قاهره [? ١٩٨١[؛
(١٩) اسماعیلبن على ابوالفداء، كتاب تقویمالبلدان، چاپ رنو و دسلان، پاریس ١٨٤٠؛
(٢٠) البیر ابونا، تاریخ الكنیسة السریانیة الشرقیة، بیروت، ج ٢، ٣، ١٩٩٣؛
(٢١) محمدبن محمد ادریسى، كتاب نزهةالمشتاق فى اختراق الآفاق، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(٢٢) یزیدبن محمد ازدى، تاریخ الموصل، چاپ على حبیبه، قاهره ١٣٨٧/١٩٦٧؛
(٢٣) اصطخرى؛
(٢٤) على ظریف اعظمى، تاریخ الدول الفارسیة فى العراق، بغداد ١٣٤٦/١٩٢٧؛
(٢٥) بلاذرى (بیروت)؛
(٢٦) محمدبن موسى حازمى همدانى، الأماكن، او، مااتّفق لفظه و افترق مسمّاه من الامكنة، چاپ حمد جاسر، ریاض (بیتا.)؛
(٢٧) عبداللّهبن لطفاللّه حافظ ابرو، جغرافیاى حافظ ابرو، چاپ صادق سجادى، تهران ١٣٧٥ـ١٣٧٨ش؛
(٢٨) عبدالرزاق حسنى، العراق قدیماً و حدیثاً، صیدا ١٣٧٧/ ١٩٥٨؛
(٢٩) حمداللّه مستوفى، نزهةالقلوب؛
(٣٠) حمزةبن حسن حمزه اصفهانى، تاریخ سنى ملوك الأرض و الأنبیاء علیهم الصلاة والسلام، بیروت : دارمكتبة الحیاة، (بیتا.)؛
(٣١) محمدبن عبداللّه حمیرى، الرّوض المعطار فى خبر الأقطار، چاپ احسان عباس، بیروت ١٩٨٤؛
(٣٢) احمدبن داوود دینورى، الاخبار الطِّوال، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره ١٩٦٠، چاپ افست قم ١٣٦٨ش؛
(٣٣) ذهبى؛
(٣٤) محمدحسین زبیدى، العراق فى العصر البویهى: التنظیمات السیاسیة و الاداریة و الاقتصادیة، ٣٣٤ه ـ ٤٤٧ه / ٩٤٥م ـ ١٠٥٨م، قاهره ١٩٦٩؛
(٣٥) سمعانى؛
(٣٦) عبدالرحمانبن ابیبكر سیوطى، تاریخالخلفاء، بیروت ١٤٠٨ / ١٩٨٨؛
(٣٧) خلیلبن ایبك صفدى، نكت الهمیان فى نكت العُمیان، مصر ١٣٢٩/١٩١١؛
(٣٨) طبرى، تاریخ (بیروت)؛
(٣٩) خالد عبدالمنعم عانى، موسوعة العراق الحدیث، بغداد ١٩٧٧؛
(٤٠) عباس عزّاوى، تاریخ العراق بین احتلالین، بغداد ١٣٥٣ـ١٣٧٦/ ١٩٣٥ـ١٩٥٦، چاپ افست قم ١٣٦٩ش؛
(٤١) قدامةبن جعفر، كتاب الخراج، چاپ دخویه، لیدن ١٨٨٩، چاپ افست ١٩٦٧؛
(٤٢) قلقشندى؛
(٤٣) مسعودى، مروج (بیروت)؛
(٤٤) مسكویه؛
(٤٥) مقدسى؛
(٤٦) احمدبن على مقریزى، كتاب المقفّیالكبیر، چاپ محمد یعلاوى، بیروت ١٤١١/١٩٩١؛
(٤٧) محمدكاظم مكملى، تاریخ جامع راهآهن، ج ١، تهران ١٣٧٧ش؛
(٤٨) هندوشاهبن سنجر، تجاربالسلّف، چاپ عباس اقبال آشتیانى، تهران ١٣٥٧ش؛
(٤٩) یاقوت حموى، كتاب المشترك وضعا و المفترق صقعا، چاپ فردیناند ووستنفلد، گوتینگن ١٨٤٦، چاپ افست بغداد (بیتا.)؛
(٥٠) همو، كتاب معجم البلدان، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(٥١) EI٢, s.v. "Haditha" (by E. Herzfeld);
(٥٢) IbnIbri, The chronography of Gregory Abu'l Faraj the son of Aaron, the Hebrew physician commonly known as Bar Hebraeus, being the first part of his political history of the world, translated from the Syriac, by Ernest A. Wallis Budge, London ١٩٣٢;
(٥٣) Guy Le Strange, The lands of the Eastern Caliphate, Cambridge ١٩٣٠;
(٥٤) Middle East economic handbook, London: Euromonitor, Publications, ١٩٨٦;
(٥٥) Michael G. Morony, Iraq after the Muslim conquest, Princeton, N.J., ١٩٨٤;
(٥٦) David Oates, Studies in the ancient history of northern Iraq, London ١٩٦٨;
(٥٧) Claudius James Rich, Narrative of a residence in Koordistan, and on the site of ancient Nineveh;
(٥٨) with journal of a voyage down the Tigris to Bagdad and an account of a visit to Shirauz and Persepolis, London ١٨٣٦, repr. Farnborough, Engl. ١٩٧٢;
(٥٩) The Times comprehensive atlas of the world, London: Times Books, ٢٠٠٥.
/ احمد آریننیا /