دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٦٣٣
جُرَیری ، ابومحمد احمدبن محمد ، صوفی و فقیه اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم. نام او را، به غلط، جَریری و حریری نیز ضبط كردهاند (رجوع کنید به سُلَمی، ص ٢٥٩؛ ابنجوزی، ج ٢، ص ٤٤٧) كه با توجه به انتساب او به جُرَیربن عبّاد، از قبیله بكربن وائل *، ضبط صحیح همان جُرَیری است (رجوع کنید به سمعانی، ج ٢، ص ٥٣؛ قشیری، ص ٤٠٢، پانویس ١؛ قس ذهبی، ج١، ص١٥٠). به نوشته مدرس تبریزی (ج١، ص٤٠٦)، وی به جُرَیر منسوب است كه نام دو مكان است، یكی در نزدیكی مكه و دیگری در نزدیكی بصره.
جریری از صوفیان بزرگ طبقه جنیدِ بغدادی * (متوفی ٢٩٧ یا ٢٩٨) بود و جنید او را به دستگیری از مریدان خود مأمور كرد. وی اصول معارف صوفیه را به خوبی میدانست، در علوم عصر خویش صاحبنظر، در فقه پیشوا و مفتی، و در طریقت استاد بود (هجویری، ص ١٨٧؛ عطار، ص ٥٧٩). به نوشته انصاری (ص ٣٤٥، ٤٦٣)، ابوالحسن خَیرالنَّسّاج * (متوفی ٣٢٢) و خبّاز بغدادی (قرن سوم و چهارم) هم از استادان جریری بودند. به گفته قشیری (ص ٤٠٢) وی صحبت سهلِ تستری * (متوفی ٢٧٣ یا ٢٨٣) را نیز دریافته بود.
عدهای از بزرگان صوفیه به صحبت جریری نایل شدهاند، از جمله محمدبن خفیف شیرازی (متوفی ٣٧١؛ هجویری، ص ١٩٩)، علیبن بندار، ابوالحسن صیرفی (متوفی ٣٥٩)، غانمبن سعد بغدادی، ابوالعباس دینوری (متوفی ٣٤٠)، جعفر خُلدی (متوفی ٣٤٨)، ابوالحسن بوشَنْجی/ فوشنجی (متوفی ٣٤٨) و ابومحمد راسبی (متوفی ٣٦٧؛ جامی، ص ١١٥، ١٤٢، ١٤٦، ٢٢٨، ٢٣٠، ٢٧٤ـ ٢٧٥). در سلسله مشایخ ابوسعید ابوالخیر و خواجهعبداللّه انصاری و ابوعلی فارمَدی، نام جریری نیز، در واسطه اسناد خرقه ایشان به جنید، ذكر شده است (علاءالدوله سمنانی، ص٣١٤؛ معصومعلیشاه، ج٢، ص٣٥٢، ٣٦٤). تاریخ وفات جریری را ٣١١، احتمالاً در واقعه حمله قرمطیان به حجّاج (سلمی؛ قشیری، همانجاها؛ ابناثیر، ج ٨، ص ١٤٥) و نیز ٣١٢ و ٣١٤ (انصاری، ص ٣٥٤) ضبط كردهاند.
از جریری تنها حكایتهایی در منابع صوفیه نقل شده است كه بر اساس آنها میتوان كم و بیش به احوال و طریق سلوك وی پی برد. جریری، همچون دیگر مریدان جنید، عارف اهل زهد و شریعت بود و معتقد بود كسی كه وسایط و فروع شریعت را بزرگ بدارد، به شهود اصول طریقت نایل میگردد (رجوع کنید به قشیری، ص ٤٠٣). به گفته جریری، دوام ایمان و پایداشت دین و صلاح تن، در اكتفاء (انصراف از غیرخدا)، اتقاء (پرهیز از مناهی) و احتماء (مراقبت در غذا و خوراك) است (ابونعیم، ج١٠، ص ٣٤٧ـ ٣٤٨؛
هجویری، ص ١٨٧). او تصوف را گونهای قهر میدانست كه با صلح و تسلیم حاصل نمیشود (انصاری، ص ٣٥٥). در باب مقام غیبت و حضور، جریری، مانند حارث محاسبی (متوفی ٢٤٣) و جنید و محمدبن خفیف شیرازی، حضور را مقدّم بر غیبت و هدف و فایده غیبت از خود را حضور در پیشگاه حق و غیبت بیحضور را جنون و غفلت میدانست (هجویری، ص ٣٢١). سكوت وی در باره حلاج (متوفی ٢٠٩)، نشان دهنده موضع اعتدالی وی، همانند جنید، است (همان، ص ١٨٩؛
ابنكثیر، ج ٦، جزء ١١، ص ١٥٩). بر این اساس، وی ضمن رد نظر كسانی كه بایزید بسطامی (متوفی ٢٦١ یا ٢٦٤) را سید عارفان میدانستند، ابوسعید خَرّاز (متوفی ٢٧٧) را واجد این مقام دانسته است (انصاری، ص ١٠٥). این ترجیح، مبین رویكرد متشرعانه و اعتدالی او در تصوف است.
منابع:
(١) ابناثیر؛
(٢) ابنجوزی، صفه الصفوه، چاپ محمود فاخوری و محمد روّاس قلعهجی، بیروت ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(٣) ابنكثیر، البدایة و النهایة، ج ٦، چاپ احمد ابوملحم و دیگران، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٤) احمدبن عبداللّه ابونعیم، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء ، بیروت ١٣٨٧/١٩٦٧؛
(٥) عبداللّهبن محمد انصاری، طبقات الصوفیه ، چاپ محمد سرور مولائی، تهران ١٣٦٢ ش؛
(٦) عبدالرحمانبن احمد جامی، نفحاتالانس ، چاپ محمود عابدی، تهران ١٣٧٠ ش؛
(٧) محمدبن احمد ذهبی، المشتبه فیالرجال: اسمائهم و انسابهم ، چاپ علیمحمد بجاوی، [ قاهره ( ١٩٦٢؛
(٨) محمدبن حسین سلمی، طبقات الصوفیة، چاپ نورالدین شریبه، حلب ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٩) سمعانی؛
(١٠) محمدبن ابراهیم عطار، تذكرة الاولیاء، چاپ محمد استعلامی، تهران ١٣٦٠ ش؛
(١١) احمدبن محمد علاءالدوله سمنانی، مصنفات فارسی ، چاپ نجیب مایل هروی، ١١: تذكرة المشایخ، تهران ١٣٦٩ ش؛
(١٢) عبدالكریمبن هوازن قشیری، الرسالة القشیریة، چاپ معروف زریق و علیعبدالحمید بلطهجی، بیروت ١٤٠٨/ ١٩٨٨؛
(١٣) محمدعلی مدرس تبریزی، ریحانة الادب، تهران ١٣٧٤ ش؛
(١٤) محمدمعصومبن زینالعابدین معصوم علیشاه، طرائق الحقائق، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران )? ١٣١٨ ]؛
(١٥) علیبن عثمان هجویری، كشفالمحجوب ، چاپ و. ژوكوفسكی، لنینگراد ١٩٢٦، چاپ افست تهران ١٣٧١ ش.
/ محمد مشهدی نوشآبادی /