دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٢٢٦
حسین زاده ، علیبیگ، پزشك، روزنامهنگار، از مؤسسان جمعیت اتحاد و ترقى و از نظریهپردازان پانتركیسم*. وى در رمضان ١٢٨٠ در روستاى سالیان ولایت باكو به دنیا آمد. پدرش، ملاحسین حسینزاده، معلمِ مدرسه مسلمان بود كه زیرنظر شیخالاسلام تفلیس اداره میشد و پدربزرگ مادریش، شیخاحمد سالیانى، شیخالاسلام تفلیس بود (آقچوره اوغلى، ص ٤١٥؛ بیات، ص ٩، ٤٦). حسینزاده دوره ابتدایى را در مدرسه مسلمان، با خواندن قرآن كریم و كتابهایى چون تاریخنادر و گلستان سعدى به پایان برد و بعدها در دبیرستان تفلیس ــكه زبانهاى روسى، فرانسه، یونانى و لاتینى نیز جزو برنامه درسیاش بودــ تحصیل كرد (بیات، ص ٤٦ـ٤٧). در همین دوره تحت كفالت پدربزرگ مادریش، كه از روحانیان نواندیش بود، با روشنفكرانى چون میرزا فتحعلى آخوندزاده* و یوسف مستشارالدوله* همنشینى داشت و به نظر برخى نویسندگان ترك، او در این سالها به تركگرایى علاقه یافت (آقچوره اوغلى، همانجا؛ اولكن، ص ٢٦٢).
حسینزاده پس از به پایان رساندن دبیرستان، در ١٣٠٢/ ١٨٨٥ براى ادامه تحصیل به سنپترزبورگ رفت. او در آنجا، ضمن تحصیل در رشته علوم طبیعى و ریاضى، از درسهاى دانشكده زبانها و ادبیات شرق چون فارسى و عربى هم به طور آزاد استفاده میكرد و به مطالعات خود در زمینه ادبیات و فلسفه غرب نیز ادامه میداد. پس از فارغالتحصیل شدن از رشته علوم طبیعى و ریاضى، براى ادامه تحصیل در طب، در ١٣٠٦ به عثمانى رفت و تابعیت آن دولت را پذیرفت و در ١٣٠٧ در «مكتب طبیه عسكریه» (مدرسه طب نظامى) نامنویسى كرد (بیات، ص ١١، ٤٧). حسینزاده بهدلیل آشنایى با زبانها و ادبیات و افكار غربى و روسى و وقوف به ادبیات شرق (از منظر مستشرقان) و كارآزمودگى در نقاشى و كمانچهنوازى، تأثیر فراوانى در ترویج ادبیات و فرهنگ و افكار غربى در میان دانشجویان همدورهاى خود داشت، كه غالباً از ولایات دور دست و عقبمانده آناطولى و رومایلى آمده بودند (آقچورهاوغلى، همانجا). در ١٣٠٦ گروه كوچكى از دانشجویان طبیه تشكیلاتى سیاسى و زیرزمینى به نام جمعیت اتحاد عثمانى (اتحاد عثمانى جمعیتى) ایجاد كردند كه بعدها حزب «اتحاد و ترقى»* نام گرفت. به نظر بیشتر پژوهندگان تاریخ حزب مذكور، حسینزاده نیز از مؤسسان جمعیت بوده است (رامسائور، ص ١٥؛ تونایا، ج ١، ص ١٩)؛ اما به نظر برخى، وى اندكى بعد از تأسیس جمعیت، به آن پیوست (بیات، ص ١٢) و سازماندهى آن و ایجاد ارتباط با دیگر محافل سیاسى را برعهده گرفت (هانى اوغلو، ج ١، ص ١١٣، ١٧٦). وى در جریان یورش پلیس به طبیه، به اتهام مطالعه كتابهاى ضاله، دستگیر و دو هفته زندانى شد و در این زمان شعر معروف «توران» خود را، كه پیامآور پانتورانیسم بود، سرود (بیات، همانجا).
حسینزاده در ١٣١٣ با درجه سروان طبیب از طبیه فارغالتحصیل شد و در بیمارستان نظامى حیدر پاشاى استانبول به كار پرداخت. سپس در طبیه عسكریه به تدریس پرداخت اما مدتى بعد، به علت ارتباط با اتحاد و ترقى، تحت تعقیب قرار گرفت و در ١٣٢١/١٩٠٣ به باكو گریخت (آقچوره اوغلى، ص ٤١٦؛ بیات، ص ١٢ـ١٣).
حسینزاده در باكو با روزنامه روسیزبان كاسپى به همكارى پرداخت. این روزنامه به حاجى زینالعابدین تقییف، ثروتمند معروف باكویى، تعلق داشت و سردبیر آن علیمردان بیگ طوپچیباشییف دوست و همدانشكدهاى حسینزاده در هنگام تحصیل در سنپترزبورگ، بود (ایمانوف، ص ٢٤، ٢٧ـ ٢٨). با نضج انقلاب ١٩٠٥ روسیه، حسینزاده بیش از پیش در ترویج اتحاد مسلمانان و تركان روسیه فعالیت كرد. وى در اولین همایش مسلمانان روسیه در جمادى الآخره ١٣٢٣/ اوت ١٩٠٥، شركت جست و در هیئت نمایندگان مسلمانان قفقاز جنوبى اعزامى به سنپترزبورگ، براى درخواست مشروطیت از حكومت تزارى، در همان سال نیز مشاركت كرد (بیات، ص ١٤). از ربیعالاول ١٣٢٣ روزنامه تركیزبان حیات، به صاحب امتیازى طوپچیباشییف و سردبیرى مشترك آقایف و حسینزاده و با كمك مالى تقییف، منتشر شد (ایمانوف، ص ٣٣). چند ماه بعد، با كنارهگیرى آقایف، حسینزاده سردبیرى روزنامه را به تنهایى برعهده گرفت و با درج مقالاتى درباره تركها، بیش از پیش به ترویج دیدگاههاى پانتركیستى و پانتورانیستى خود پرداخت. او در این مقالات شعارهاى سهگانه لزوم «تُركگرا شدن، اسلامگرا شدن، اروپایى شدن» را براى تركان مسلمان، پیشنهاد كرد (لانداو، ص ١٣)؛ شعارهایى كه بعدها ــ البته با تغییر شعار سوم به «عصرى شدن»ــ محور مباحثات پانتركیستى ضیاء گوكآلپ* شد (آقچوره اوغلى، ص ٤١٦ـ٤١٧؛ اولكن، ص ٢٦٢ـ٢٦٣؛ گوكالپ، ص ٩ـ١٦).
حسینزاده در مجله فیوضات هم ــكه اندكى پس از توقیف حیات در رمضان ١٣٢٤، با كمك مادّى تقییف منتشر میشدــ به ترویج افكار خود ادامه داد. او در این مرحله افزون بر تركگرایى، تمایلات عثمانیگرایى نیز داشت و از نظر سیاسى، دولت عثمانى را هسته تركگرایى میدانست. بنابراین حسینزاده، از نظریه یك زبان ادبى براى همه اقوام تركزبان، یعنى زبان تركى عثمانى، دفاع میكرد و خود و همقَلَمانش در مجله مطالب خویش را به تركى عثمانى مینوشتند (آقچوره اوغلى، ص ٤١٧؛ اشوینتوخوفسكى، ص ٦٠) و استقلال زبان و ادبیات تركى آذرى را انكار میكردند. اما این شیوه فیوضات ــ و به طور كلى جریان ادبى و فلسفى فیوضاتیها (فیوضاتچیها)، كه حسینزاده نظریهپرداز اصلى آن بود (رجوع کنید به د. آ.، ج ١٠، ص ٢٨٢)ــ رو در روى جریان آذریگرایان (آذریچیها)، كه نویسندگان مجله ملانصرالدین* در صف مقدّم آن بودند، قرارداشت. آذریگرایان از زبان ادبى برآمده از زبان گفتارى مردم جانبدارى میكردند و از زبان ادبى و شیوه وارداتى و تحمیلى فیوضاتیها انتقاد میكردند (اشوینتوخوفسكى و كولینس، ص ٢٣). عمر فائق نعمانزاده، یكى از وابستگان جریان اخیر، در روزنامه ترقى نوشت ما نیازى نداریم كه پنج شش نفر نوشتههاى ما را در استانبول بخوانند، بلكه آنچه احتیاج داریم سه چهار میلیون خواننده در قفقاز است (اشوینتوخوفسكى، ص ٦١ـ٦٢). فریدون بیك كؤچرلى (متوفى ١٣٣٨)، تاریخ ادبیاتنویس معروف آذربایجان، از تأثیر منفى حضور حسینزاده در قفقاز و ایجاد خلل در زبان مردم با ترویج زبان وارداتى انتقاد كرده و كار او را مشابه اقدامات ایلمینسكى (از مروّجان روسیگردانى تاتارها)، به منظور روسیكردن تاتارهاى قازان (رجوع کنید به جدیدها*، نهضت)، دانسته است (رجوع کنید به اشوینتوخوفسكى، ص ٦٢ـ٦٣).
حسینزاده با توقیف فیوضات پس از انتشار شماره ٣٢ آن، مدتى در مدرسه سعادت ــكه آنجا را جمعیت اسلامى سعادت (سعادت جمعیت اسلامیه سى) دایر كردهبودــ تدریس كرد. مدیر مدرسه میرزاعلیاكبرخان بهمن ایرانى بود، اما او را به ایران فرا خواندند و حسینزاده به مدیریت آنجا منصوب شد (سلیمانوف، ص ١٦٩). وى در این دوره، ضمن تدریس و مدیریت، مقالاتى نیز در ارشاد، ترقى، و حقیقت به چاپ میرساند (بیات، ص ١٦).
حسینزاده بر اثر تشدید استبداد تزارى، پس از سركوبى انقلاب ١٣٢٣ـ١٣٢٥/١٩٠٥ـ ١٩٠٧، و در نتیجه فرصت مناسبى كه با غلبه مشروطیت دوم و به قدرت رسیدن حزب اتحاد و ترقى، در اوایل ١٣٢٩/١٢٩٠ش در عثمانى پدید آمده بود، به استانبول بازگشت. اندكى پس از ورود به استانبول، به عضویت كمیته مركزى حزب پذیرفته شد و این عضویت را تا از هم پاشیده شدن آن حفظ كرد. وى همزمان در دانشكده طب نیز تدریس میكرد و در ١٣٠٥ش به مقام استادى ارتقا یافت و در ١٣١٢ش بازنشسته شد (بیات، ص١٧ـ١٩، ٢٤)، اما وجهه سیاسى او بر وجهه فرهنگیاش غلبه داشت (اولكن، ص ٢٦٤). حسینزاده در دوره جمهوریت، در جریان سوءقصد نافرجام به جان آتاتورك در تابستان ١٣٠٥ش و سركوبى بقایاى اتحاد و ترقى، بازداشت شد، اما باتوجه به رفتار محتاطانه و ابراز وفاداریاش به شخص آتاتورك و نظام، تبرئه گردید (بیات، ص ٢٤).
حسینزاده با نامهاى مستعار در مطبوعات، مطلب مینوشت، نامهایى چون حیاتى، سالیانى، ع. تورانى، على حسینزاده، و حسینزاده علیتوران. كتابهایى نیز تألیف كرد كه منتشر شدهاند. على حیدربیات فهرست عناوین نوشتههاى او را در روزنامه حیات و مجله فیوضات تهیه كرده است (رجوع کنید به ص ٣٦ـ٤٠). تاریخ درگذشت او بر سنگ گورش ١٩٤١ ذكر شده، كه برابر است با ١٣٢٠ش (همان، ص ٢٥؛ نیز رجوع کنید به اشوینتوخوفسكى، ص ٣٣؛ ایشیق، ذیل "Huseyinzade Ali").
منابع :
(١) یوسف آقچوره اوغلى، توركییلى ( ١٩٢٨)، استانبول ١٩٢٨؛
(٢) Azarbayjan Savet Ensiklopediyasi, Baku ١٩٧٩-١٩٨٧;
(٣) Ali Haydar Bayat, Huseyinzade Alibey, Ankara ١٩٩٨;
(٤) Ziya Gokalp, Turk culugun esaslari, ed. Mahmet Kaplan, Istanbul ١٩٧٠;
(٥) M. Sukru Hanioglu, Bir siyasal orgut olarak Osmanli Ittihad ve Terakki Cemiyeti ve Jon Turkluk, vol.١, Istanbul ١٩٨٩;
(٦) Vugar Imanov, Ali Merden Topcubasi (١٨٦٥-١٩٣٤): lider bir aydin ve bagimsiz Azerbaycan cumhuriyeti'nin temsili, Istanbul ٢٠٠٣;
(٧) Ihsan Isik, Turkiye yazarlar ansiklopedisi, Ankara ٢٠٠٤;
(٨) Jacob M.Landau, Pan-Turkism: from irredentism to cooperation, London ١٩٩٥;
(٩) Ernest Edmondson Ramsaur, The Young Turks: prelude to the revolution of ١٩٠٨, Beirut ١٩٦٥;
(١٠) Manaf Suleymanov, Eshitdiklarim, okhuduqlarim gorduklarim, Baku ١٩٨٩;
(١١) Tadeusz Swietochowski, Russian Azerbaijan, ١٩٠٥-١٩٢٠: the shaping of national identity in a Muslim community, Cambridge ١٩٨٥;
(١٢) Tadeusz Swietochowski and Brian C. Collins, Historical dictionary of Azerbaijan, London ١٩٩٩;
(١٣) Tarik Zafer Tunaya, Turkiye'de siyasal partiler, Istanbul, vol.١, ١٩٨٨;
(١٤) Hilmi Ziya Ulken, Turkiye'de cagdas dusunce tarihi, Istanbul ١٩٦٦.
/ رحیم رئیسنیا /