دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٤٦٢
سُجاسى ركنالدين محمد، ، كنيهاش ابوالغنائم، صوفى قرن ششم و هفتم و از مشايخ سلسلۀ سهرورديه. وى به شهر سجاس، بين همدان و ابهر، منسوب است (ياقوت حموى، ج ٣، ص ٤٠). نسبت او را سنجاسى (جامى، ص ٤٦٦) و سنجابى (دولتشاه سمرقندى، ص ١٩٦) هم ذكر كردهاند، اما قزوينى (رجوع کنید به جنيد شيرازى، توضيحات قزوينى، ص ٣١١ـ٣١٢) فقط سجاسى را صحيح دانسته است. از احوال ركنالدين اطلاع چندانى در دست نيست. وى مريد قطبالدين ابهرى بود و پس از درگذشت قطبالدين در ٥٧٧، جانشين او شد (زركوب، ص ١٨٦؛ مناقب، مقدمۀ فروزانفر، ص ١٦). از امينالدين بليانى نقل شده كه او به دست قطبالدين ابهرى و جمالالدين ابوالمظفر زنجانى خرقه پوشيده است (محمودبن عثمان، ١٣٧٦، ص ١٨).
سجاسى اهل رياضت و مجاهده و عالم و عامل به علوم و احكام شريعت و آداب طريقت بود (محمدنور بخش، ص ٤٣). اوحدالدين كرمانى (ص ١٧٥ـ١٧٦) در يك رباعى به سختگيرى او در تربيت سالكان اشاره كرده است. ركنالدين در بغداد خانقاهى داشت كه به آن دَرَجه ميگفتند، زيرا در كنار رود دجله بود و چند درجه يا پله داشت كه مريدان براى وضو از آنجا به پايين و بر سر آب ميرفتند (همان، ص ٤ـ٥؛ براى اطلاعات بيشتر درباره خانقاه درجه رجوع کنید به همان، مقدمۀ فروزانفر، ص ١٦ـ١٧؛ نيز ابنفوطى، ج ٢، ص ١٢٤). ظاهرآ سجاسى يكى از صوفيان و عالمان معتبر بغداد به شمار ميرفته است، چرا كه عالمانى مثل ابنجوزى از مريدان وى بودند (رجوع کنید به مناقب، ص ١٣). برخى از منابع (از جمله رجوع کنید به ابنرافع، ص ١٤٨؛
جامى، همانجا) شمس تبريزى را مريد ركنالدين دانستهاند؛
حتى به گفتۀ دولتشاه سمرقندى (ص ١٩٦)، شمس به اشارۀ سجاسى به قونيه رفت و دست مولانا را گرفت، اما شمس در مقالات خود هيچ اشارهاى به سجاسى نكرده است. به نوشتۀ رضا قليخان هدايت (ص ١٦٣)، فخرالدين عراقى و شمسالدين تبريزى در چلهخانه سجاسى چلهنشينى ميكردند. اوحدالدين كرمانى و شهابالدين اهرى، هر دو، مريد و داماد ركنالدين بودند (مناقب، ص ٥٩ـ٦٠؛
حشرى تبريزى، ص ١٤٦). ظاهرآ در سال ٦٠٦ اوحدالدين در سفر حج سجاسى را همراهى كرده است (رجوع کنید به ابنعربى، ج ١، ص ١٩٦؛
مناقب، ص ٥٢؛
زركوب، ص ١٦٣).
ديگر مريدان سجاسى، كمالالدين ابوبكر عقيقى (كه ظاهرآ برادر شهابالدين اهرى بوده است؛
رجوع کنید به ابنفوطى، ج ٣، ص ٣٩٦؛
حافظ حسين كربلايى، ج ١، ص ٣٥٦)، اصيلالدين شيرازى و شجاعالدين ابهرى بودند (ابنفوطى، ج ٤، ص ١٩٢؛
مناقب، ص ٥؛
محمودبن عثمان، ١٣٥٨، ص ٤٤٤). سجاسى برادرى به نام شهابالدين داشته كه مجذوب و «صاحبتلوين» بوده، اما سجاسى خود «صاحب تمكين» بوده است. سجاسى اوحدالدين را ملازم و خادم شهابالدين قرار داده بود (مناقب، ص ١٧٢). براساس گفتۀ زركوب (رجوع کنید به همانجا)، سجاسى تا ٦٠٦ زنده بوده، زيرا زركوب پس از درگذشت روزبهان بقلى در همين سال، سجاسى را ملاقات كرده است. از اين تاريخ به بعد، هيچ اطلاعى از زندگى ركنالدين در دست نيست.
سجاسى به مريدان تحت تعليم خود براى ارشاد سند مكتوب نميداد، بلكه معتقد بود اجازۀ ارشاد مستعدان از سوى خدا الهام ميشود (مناقب، ص ١٦). بنابراين، پس از درگذشت سجاسى معلوم نيست چه كسى جانشين او شده است. به نظر ميرسد اقوالى هم كه دربارۀ جانشين شدن اوحدالدين كرمانى يا شهابالدين اهرى نقل شده، جانبدارانه است (رجوع کنید به همان، ص ١٥ـ١٦؛
Ä حشرى تبريزى، همانجا).
منابع :
(١) ابنرافع، تاريخ علماء بغداد المسمى منتخب المختار، تصحيح عباس العزاوى، بغداد، ١٣٥٧/ ١٩٣٨؛
(٢) ابنعربى، الفتوحات المكيه، چاپ احمد شمسالدين، بيروت، ٢٠٠٦؛
(٣) ابنفوطى، مجمعالآداب فى معجمالالقاب، چاپ محمدالكاظم، قم، ١٤١٦؛
(٤) اوحدالدين كرمانى، ديوان رباعيات، چاپ احمد ابومحبوب، تهران، ١٣٨٠ش؛
(٥) نورالدين عبدالرحمن جامى، نفحات الانس من حضرات القدس، چاپ محمود عابدى، تهران، ١٣٧٠ش؛
(٦) معينالدين ابوالقاسم جنيد شيرازى، شدالازارقى حط الاوزارعن و زوارالمزار، چاپ محمد قزوينى، تهران، ١٣٢٨ش؛
(٧) حافظ حسين كربلائى، روضاتالجنان و جنات الجنان، چاپ جعفر ساطانالقرايى، تهران، ١٣٤٤ش؛
(٨) ملامحمدامين حشرى تبريزى، روضة اطهار، چاپ عزيز دولتآبادى، تبريز، ١٣٧١ش؛
(٩) دولتشاه سمرقندى، تذكرهالشعراء، چاپ ادوارد براون، ليدن ١٩٠٠م/ ١٣١٨؛
(١٠) رضاقليخان هدايت، رياضالعارفين، چاپ مهرعلى گرگانى، تهران، ١٣٤٤ش؛
(١١) معينالدين زركوب شيرازى، شيرازنامه، چاپ اسماعيل واعظ جوادى، تهران، ١٣٥٠ش؛
(١٢) سيد محمد نوربخش، سفينهالاولياء، در جشننامه هانرى كربن، زير نظر سيدحسين نصر، تهران، ١٣٥٦ش؛
(١٣) محمودبن عثمان، فردوسالمرشديه فى اسرار الصمديه، چاپ ايرج افشار، تهران، ١٣٥٨ش؛
(١٤) همو، مفتاحالهدايه و مصبااح العنايه (سيرتنامه شيخ امينالدين محمد بليانى)، چاپ عمادالدين شيخ الحكمايى، تهران، ١٣٧٦ش؛
(١٥) مناقب اوحدالدين حامدبن ابيالفخربن كرمانى، چاپ بديعالزمان فروزانفر، تهران، ١٣٤٧ش؛
(١٦) ياقوت حموى.
/ سعيد كريمى /
تاریخ انتشار اینترنتی: ١/١٠/١٣٨٧