دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٨٣٠
حجامت ، از روشهاى بسیار كهن خونگیرى در طب پیشگیرى (حفظ الصحّه*) و درمان بیماریها، كه معمولا همراه با فصد* ذكر میشود.
١) در پزشكى. واژه حجامت، از ریشه ح ج م، به معناى
مكیدن است (ازهرى؛ ابنمنظور، ذیل «حجم»).
ترجمه برخیآثار یونانى بهعربیدرباره حجامت، چون الفصد و الحجامة از بقراط*، فیالحجامة از جالینوس* (سزگین، ج ٣، ص ٤٤، ١١٦، ١٢٨)، نقلقولهاى رازى از پزشكان یونانى (مثلاً رجوع کنید به ١٤٢١، ج ١، جزء١، ص ٣٥، ١٥٤ـ١٥٥)، اشاراتى در آثارى چون داستانهاى بیدپاى (رجوع کنید به كلیلهودمنه، ص ٨٦ـ٨٨)، برخى نقشهاى باقیمانده از مصر باستان (رجوع کنید به >دایرةالمعارف مصر باستان<، ص ٤٥٥) و مطالبى در تلمود (رجوع کنید به د. جودائیكا، ذیل "Bloodletting")، نشاندهنده قدمت و گستردگى جغرافیایى كاربرد این روش در دنیاى كهن است. حجامت در عربستان پیش از اسلام نیز رواج داشته (د. اسلام، چاپ دوم، تكمله ٥ـ٦، ذیل "Fassad, Hadjdjam") ولى ظاهرآ، به سبب توصیههاى پیامبر و امامان، پس از اسلام رواج بیشترى یافته است (رجوع کنید به بخش ٢). در دوره اسلامى، علاوه بر اشارات فراوان در كتابهاى پزشكى، كتابهاى مستقلى نیز درباره حجامت نگاشته شد، كه برخى از آنها موجودند و برخى در دسترس نیستند. برخى از این آثار مستقل عبارتاند از : فیالحجامة از جبرئیلبن بختیشوع (متوفى ٢١٣)، فیالفصد و الحجامة از ابنماسویه (متوفى ٢٤٣)، كتاب فیالحجامة از علیبن ربَّنطبرى (متوفى ٢٥٠)، كتابالحجامة از بختیشوعبن جبرئیل (متوفى ٢٥٦)، و فیالفصد و الحجامة از ابنماسه (متوفى ح ٢٧٥؛ ابنابیاصیبعه، ج ١، ص ١٤٤، ٣٠٩؛ سزگین، ج ٣، ص ٢٣٥، ٢٤٣، ٢٥٧).
حجامت را، برخلاف فصد، شیوهاى براى خارج كردن خون رقیق و خلطهاى نزدیك پوست از مویرگهاى پراكنده در گوشت میدانستند كه كم خطرتر و براى كودكان بالاى دو سال و بزرگسالان زیر شصت سال قابل اعمال بوده و براى درمان طیف گستردهاى از بیماریها (چون سردرد، لرزه در سر، و بیماریهاى چشم و گوش و نیز اندامهاى داخلى مثل رودهها و زهدان و غیره) بهكار میرفتهاست (رجوع کنید به طبرى، ص٣٣٥؛ رازى، ١٤٠٨، ص٣٣١ـ ٣٣٢؛ مجوسى، ج ٢، ص ٤٦٣ـ٤٦٥؛ ابنسینا، ج ١، كتاب ١، ص٣٠٩ـ٣١٠؛ جرجانى، ١٣٤٥ش، ص٢٤٤). چهارده جاى بدن را محل حجامت میدانستند (رجوع کنید به ابنسینا، همانجا؛ زهراوى، ص ٢١٥). حجامت به سه وسیله انجام میشد: با نیشتر، با آتش، و با شاخ یا آلت حجامت (مجوسى، ج ٢، ص ٤٦٣). از نیشتر براى كودكان استفاده میشد، زیرا نمیشد آنان را فصد كرد؛ از شاخ یا آلت حجامت بر روى اندامهایى چون جگر و سپرز استفاده میشد كه نمیشد آنها را نیشتر زد. آلت حجامت كه با آتش به كاربرده میشد، ساختار مشخصى داشت كه بنابر سن و نوع بیمارى، كوچكتر یا بزرگتر بود. براى هر نوع بیمارى جاهاى بخصوصى را حجامت میكردند، مثلا براى بیماریهاى سر و چشم ناحیه پشتگردن را نیشتر میزدند (مثلاً رجوع کنید به رازى، ١٤٠٨، همانجا؛ مجوسى، ج٢،ص٤٦٣ـ٤٦٦؛ابنسینا، همانجا؛ زهراوى، ص٢١٥ـ٢٢١). گودى سطح پشت «نُقْرَه» پركاربردترین قسمت بود (جرجانى، ١٣٥٥ش، ص١٩٩ـ٢٠٠). همچنین زمانهاى خاصى را براى حجامت بهتر میدانستند و عموماً پس از میانه ماه (ماهقمرى) را توصیه میكردند، چنان كه جرجانى (١٣٥٥ش، ص١٩٩) تصریح كرده است كه در شانزدهم و هفدهم ماه كه نور ماه نقصان میگیرد باید حجامت كرد و در اینباره گفته جالینوس را، از قول ابنماسویه، نقل كرده است كه پیش از او حارثبن كَلَده* نیز زمان مناسب براى حجامت را هنگام كاسته شدن هلال ماه میدانست (ابنابیاصیبعه، ج ١، ص ١١٠ـ١١١). آلات حجامت (مَحْجَمه) را ــكه به گفته زهراوى (ص ٢١٥) از قرنها پیش از او رواج داشته است ــ از چوب، مس یا شیشـه میساختند (براى تصویر محجمهها رجوع کنید به همان، ص ٢٢٠ـ٢٢١).
از اندامهایى كه قرار دادن آلت حجامت بر آنها امكانپذیر نبود، با زالو خون میگرفتند (همان، ص ٢٢٢؛ نیز رجوع کنید به زالو/ زالو اندازى*). گاه پس از زالو گذاشتن، براى سودمندى بیشتر، موضع را با وسیله حجامت میمكیدند (ابنسینا، ج ١، كتاب ١، ص ٣١١؛ زهراوى، همانجا).
حَجّامها از لحاظ اجتماعى افرادى فرودست و پست شمرده میشدند و این وجه در ادب و امثال عرب نیز راه یافته است (مثلاً رجوع کنید به بحشل، ص ١٧١؛ برقوقى، ج ٤، ص ٢٨٠؛ میدانى، ج ٢، ص ٤٦٥). خارج از حرفه خود آنها كسى با ایشان ازدواج نمیكرد؛ احتمالاً بدان علت كه خدمات مربوط به بدن را بهطوركلى پست میشمردند (د. اسلام، همانجا). حرفه سلمانیان، دلاكان و حجّامان از لحاظ اجتماعى از یك سنخ بود و چه بسا هر یك از آنان كار دو گروه دیگر را نیز انجام میداد (مثلاً رجوع کنید به خیام، ص ٣٢؛ پولاك، ص ٤٠١؛ شهریباف، ج ١، ص ٥٠٥ـ٥٠٦؛ نجمى، ص ١٥٠ـ١٥١). رسالهاى متعلق به دوره قاجار به فارسى با نام كسوتنامه حجّامان، در احكام حجامت، به صورت پرسش و پاسخ موجود است (رجوع کنید به فتوّتنامهها و رسائل خاكساریه، ص ٩٩ـ١٠١).
در ١٣٣٤ش به دلیل غیربهداشتى صورت گرفتنِ حجامت، این كار ممنوع شد، ولى به شكل غیرقانونى ادامه یافت. در ١٣٦٥ش، مؤسسهاى به نام مؤسسه تحقیقات حجامت ایران، تشكیل و در ١٣٦٩ش ثبت شد. در پى اعتراض وزارت بهداشت و صدور بخشنامه رسمى مبنى بر منع حجامت، موضوع را دیوان عدالت ادارى پیگیرى نمود و نهایتاً شوراى نگهبان قانون اساسى در ١٣٨٠ش بخشنامه وزارت بهداشت را ابطال كرد. در ١٣٨٢ش وزارت بهداشت استانداردهایى براى حجامت تعیین نمود. امروزه علاوه بر مؤسسه مذكور، شمارى مراكز خصوصى نیز به حجامت میپردازند (رجوع کنید به خیراندیش، ج ١، ص ٥٣؛ ایران، سال ٩، ش ٢٥٧٠، ١٢ شهریور ١٣٨٢، ص ٤؛ مؤسسه تحقیقات حجامت ایران، ٢٠٠٨).
نیز رجوع کنید به فصد*
منابع :
(١) ابنابیاصیبعه، كتاب عیون الانباء فیطبقات الاطباء، چاپ امرؤالقیسبن طحان (آوگوست مولر)، كونیگسبرگ و قاهره ١٢٩٩/١٨٨٢، چاپ افست انگلستان ١٩٧٢؛
(٢) ابنسینا؛
(٣) ابنمنظور؛
(٤) محمدبناحمد ازهرى، تهذیباللغة، ج٤، چاپ عبدالكریم عزباوى، قاهره (بیتا.)؛
(٥) اسلمبن سهل بحشل، تاریخ واسط، چاپ كوركیس عوّاد، بغداد ١٣٨٧/١٩٦٧؛
(٦) عبدالرحمان برقوقى، شرح دیوان المتنبىّ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٦؛
(٧) یاكوب ادوارد پولاك، سفرنامه پولاك، ترجمه كیكاوس جهاندارى، تهران ١٣٦١ش؛
(٨) اسماعیلبن حسن جرجانى، ذخیره خوارزمشاهى، چاپ عكسى از نسخهاى خطى، چاپ علیاكبر سعیدى سیرجانى، تهران ١٣٥٥ش؛
(٩) همو، كتاب الأغراض الطبیة و المباحث العلائیة، عكس نسخه مكتوب در سال ٧٨٩ هجرى محفوظ در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران، تهران ١٣٤٥ش؛
(١٠) عمربن ابراهیم خیام، نوروزنامه، چاپ على حصورى، تهران ١٣٥٧ش؛
(١١) حسین خیراندیش، حجامت از دیدگاه اسلام، ج ١، قم ١٣٧٩ش؛
(١٢) محمدبن زكریا رازى، الحاوى فى الطب، چاپ محمد محمداسماعیل، بیروت ١٤٢١/٢٠٠٠؛
(١٣) همو، المنصورى فیالطب، چاپ حازم بكرى صدیقى، كویت ١٤٠٨/١٩٨٧؛
(١٤) خلفبنعباس زهراوى، جراحى و ابزارهاى آن، ترجمه فارسى بخش سیام از كتاب التصریف لمن عجز عنالتألیف، چاپ احمد آرام و مهدى محقق، تهران ١٣٧٤ش؛
(١٥) جعفر شهریباف، طهران قدیم، تهران ١٣٨١ش؛
(١٦) علیبن سهل طبرى، فردوسالحكمة فیالطب، چاپ محمدزبیر صدیقى، برلین ١٩٢٨؛
(١٧) فتوّتنامهها و رسائل خاكساریه : سى رساله، چاپ مهران افشارى، تهران : پژوهشگاه علومانسانى و مطالعات فرهنگى، ١٣٨٢ش؛
(١٨) كلیله و دمنه، داستانهاى بیدپاى، ترجمه محمدبن عبداللّه بخارى، چاپ پرویز ناتل خانلرى و محمدروشن، تهران ١٣٦١ش؛
(١٩) علیبن عباس مجوسى، كامل الصناعة الطبیة، بولاق ١٢٩٤؛
مؤسسه تحقیقات حجامت ایران،
Retrieved, Apr. ١٦,٢٠٠٨, from http://www.hejamat.ir/ fa/ index. php?option = com-content & task=view & id=٧٠ & Itemid=٩;
احمدبن محمد میدانى، مجمعالامثال، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
ناصر نجمى، دارالخلافه تهران، تهران ١٣٦٢ش؛
Encyclopaedia Judaica, Jerusalem ١٩٧٨-١٩٨٢, s.v. "Bloodletting" (by Joshua O. Leibowitz);
EI٢, Suppl. fascs. ٥-٦, Leiden ١٩٨٢, s.v. "Fassad, Hadjdjam" (by M. A. J. Beg);
The Encyclopedia of ancient Egypt, ed. Helen Strudwick, London: Amber Books, ٢٠٠٧;
Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums, Leiden ١٩٦٧- .
/ گروه تاریخ علم /
٢) در حدیث. یكى از سنّتهاى پیامبر صلیاللّهعلیهوآله حجامت بوده است و بنابر روایت، آن حضرت براى درمان هر دردى به حجامت روى میآورد. گفتهاند حجامت آن حضرت بر عهده ابوطیبه (غلام مُحیصه انصارى) و ابوهند (غلام فَرْوةبن عمرو بیاضى) بودهاست (رجوع کنید به ابنسعد، ج١، ص ٤٤٣ـ٤٤٨، ج٢، ص ٢٠٢؛
ابنحنبل، ج ٣، ص١٠٠). درباره امامان نیز گزارشهایى از مداومت بر حجامت (رجوع کنید به برقى، ج ٢، ص ٢٧١، ٣٥٨؛
كلینى، ج٦، ص٣٢٤، ٣٥٣) و نیز احادیث بسیارى در سفارش به حجامت و مداومت به آن نقل شده است (رجوع کنید به ابنحنبل، ج ٢، ص ٣٤٢؛
مسلمبن حجاج، ج٥، ص٣٩، ج٧، ص٢٢؛
كلینى، ج٨، ص١٩٢؛
مجلسى، ج ٥٩، ص ٧٢). برطبق حدیثى، حجامت درمان هر بیمارى است (رجوع کنید به ابنحنبل، ج ٢، ص ٤٢٣) و فواید بسیار دارد، از جمله تقویت نور چشم، پاكیزه شدن خون و افزایش حافظه (كلینى، ج٨، ص١٦٠؛
طبرانى، ج١١، ص ٢٤، ج ٢٣، ص٢٩٩). در احادیث دربارهروزهاى مستحب و اوقات مكروه براى حجامت نیز بحث شده است. مثلاً گفتهاند كه حجامت در روزهاى چهارشنبه و جمعه مناسب نیست و در روزهاى پنجشنبه و یكشنبه فضیلت دارد (رجوع کنید به ابنماجه، ج ٢، ص ١١٥٣ـ١١٥٤)؛
اما بنابر روایتى، در صورت خواندن آیةالكرسى، در هر زمان میتوان حجامت كرد (ابنبابویه، ١٣٦٢ش، ج ٢، ص ٣٩٠؛
حرّعاملى، ج ١٧، ص ١١٢). نكتههاى دیگرى كه در این باره در روایات آمده، عبارت است از توصیه به حجامت در حال ناشتا (علیالریق؛
ابنماجه، ج ٢، ص ١١٥٢ـ١١٥٣؛
حاكم نیشابورى، ج ٤، ص ٢١١، ٤٠٩؛
قس كلینى، ج ٨، ص ٢٧٣، كه امام صادق از حجامت در حال ناشتا نهى كرده و این كار را پس از خوردنِ چیزى بهتر دانسته است)؛
موضع حجامت (سر، دو رگ دو سوى گردن، بین دو شانه؛
ابنماجه، ج ٢، ص ١١٥٢؛
حرّعاملى، ج ١٧، ص ١١٣ـ١١٤)؛
دعاهاى خاص حجامت؛
سفارش به غسل پس از حجامت (رجوع کنید به حرّعاملى، ج ١، ص ٢٦٢، ج ١٧، ص ١١٢) و تأكید بر دفن خون حجامت (هیثمى، ج ٥، ص ٩٤).
٣) در فقه. درباره حجامت احكام فقهى نیز ذكر شده است. مثلاً در پاسخ به این پرسش كه آیا حجامت موجب بطلان وضو میشود یا خیر، حنفیان حجامت را مطلقاً ناقض وضو دانستهاند، ولى حنبلیان خارج شدن خون زیاد از بدن را، كه در حجامت نیز ممكن است چنین باشد، ناقض وضو شمردهاند (رجوع کنید به شمسالائمه سرخسى، ج ١، ص ٨٣؛
ابنقدامه، ج ١، ص ١٧٦).
بنابر اخبار بعضى متون حدیثى، پیامبر در حال روزه حجامت كرد (بخارى، ج ٢، ص ٢٣٧؛
طوسى، ج ٤، ص٢٦٠). همچنین برطبق برخى احادیث، اگر شخص روزهدار از ضعف هراس ندارد، میتواند حجامت كند (رجوع کنید به حرّعاملى، ج١٠، ص٨٠). بنابر روایتى دیگر، پیامبر درباره مردى كه در ماه مبارك رمضان حجامت كرده بود فرمود: «اَفْطَرَ الحاجِمُ و المحجوم» (ابنماجه، ج ١، ص ٥٣٧). این حدیثِ مشكل، باعث تفاسیر مختلفى شده، از جمله آنكه ابنعباس بطلان روزه آن دو را به سبب دشنام دادن به پیامبر دانسته نه به سبب حجامت (رجوع کنید به ابنبابویه، ١٣٦١ش، ص ٣١٩)؛
ابنبابویه (همانجا) افطار را در این حدیث به معناى فطرت گرفته است، به این معنى كه آن دو در سنّت و دین پیامبر (فطرت = دین) وارد شدند؛
بیهقى (ج ٤، ص ٢٦٨) نیز، به نقل از شافعى (ص ١٤٤)، این حدیث را منسوخ دانسته است.
حنفیان و حنبلیان و شافعیان حجامت شخص مُحرِم را، اگر با كندن مو ملازمت نداشته باشد، مخلّ احرام نمیدانند، اما امامیه و مالكیان حجامت در حال احرام را اگر به سبب عذر باشد جایز و در غیر این صورت حرام میدانند (رجوع کنید به بحرانى، ج ١٥، ص ٥٢٣ـ٥٢٤؛
الموسوعةالفقهیة، ج ١٧، ص ١٦ـ١٧).
درباره جواز یا حرمت اجرت گرفتن حَجّام نیز دوگونه روایت وجود دارد و، به تبع آن، فقیهان اهل سنّت نیز دو گونه فتوا دادهاند. دلیل مخالفان اجرت دادن به حجّام، علاوه بر آیه ٣ سوره مائده (كه برطبق آن خون از محرّمات است)، احادیث منع از اجرت گرفتن (رجوع کنید به ابنحنبل، ج ٢، ص ٢٩٢، ٣٣٢) و احادیثى است كه در آنها از هرگونه تجارت با خون منع شده است (رجوع کنید به بخارى، ج ٣، ص ١٢، ٤٣). اما موافقان پرداخت اجرت به حجّام بر این باورند كه در سیره پیامبر آمده است كه ایشان به حجّام مزد میداد (ابنحنبل، ج ١، ص ٢٤١؛
بخارى، ج ٣، ص ٥٤) و دیگر اینكه عمل حجامت، تجارت و مبادله خون به شمار نمیرود (رجوع کنید به الموسوعة الفقهیة، ج ١٧، ص ١٨). نزد شیعه، اجرت گرفتن حجّام بدون شرط قبلى جایز، اما با شرط قبلى مكروه است (رجوع کنید به نجفى، ج ٢٢، ص ١٣٢ـ١٣٤). حجّام، مانند پزشك در درمان بیماران، در برابر آسیبهایى كه به حجامت شونده وارد میآورد، ضامن است (ابنقدامه، ج ٥، ص ٥٣٨)، مگر آنكه قبل از اقدام، از حجامت شونده برائتنامه بگیرد؛
در این صورت، اگر بدون افراط و تفریط خسارتى بر وى وارد گردد، حجّام ضامن نخواهد بود (محقق حلّى، ج ٤، ص ١٠١٩ـ١٠٢٠؛
نیز رجوع کنید به ضَمان*).
نویسندگان كتابهاى حسبه نیز درباره ویژگیهاى حجّام و خواص و اوقات مناسب حجامت و لزوم رعایت بهداشت در كار حجامت مطالبى ذكر كردهاند (براى نمونه رجوع کنید به ابناخوه، ص ٢٤٧ـ٢٥١؛
شیزرى، ص ٨٩ـ ٩٦).
در سالهایاخیر، درباره اهمیت حجامت در احادیث و تطبیق محتواى آنها با یافتههاى جدید پزشكى، كتابهاییتألیف شدهاست، كه برخى از آنها عبارتاند از: الحجامة و الفصد فى الدین و الطب (بیروت ١٣٨٣ش/٢٠٠٤)، تألیف جوادكاظم البیرمانى؛
حقیقة الحجامة بعیداً عنالاحادیثالضعیفة (دمشق ١٣٨٤ش/ ٢٠٠٥)، تألیف عبدالمجید الاسود؛
قال اهل السماء لخاتم الانبیاء فى لیلة الاسراء مُرْ اُمَّتك بالحجامة یا محمد (جیزه ١٣٨٠ش/٢٠٠١)، تألیف شهاب البدرى یاسین؛
موسوعة طب الحِجامة (عمان ١٣٨٤ش/ ٢٠٠٥)، تألیف غسان جعفر؛
معجزة القرن العشرین الدواء العجیب الذى...(دمشق ١٣٧٨ش/١٩٩٩)، تألیف محمد امین شیخو؛
النظامالصحّى عندالامامالصادق علیهالسلام (بیروت ١٣٨٥ش/٢٠٠٦)، تألیف ابراهیم كسروان؛
و الحجامة : علمٌ و شفاءٌ(قاهره١٣٨٥ش/٢٠٠٦)،تألیفمِلْفیبنحسنولیدى شهرى.
منابع :
(٢٠) ابناخوه، كتاب معالم القربة فى احكام الحسبة، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسى مطیعى، مصر ١٩٧٦؛
(٢١) ابنبابویه، كتابالخصال، چاپ علیاكبر غفارى، قم ١٣٦٢ش؛
(٢٢) همو، معانى الأخبار، چاپ علیاكبر غفارى، قم ١٣٦١ش؛
(٢٣) ابنحنبل، مسندالامام احمدبن حنبل، بیروت: دارصادر، (بیتا.)؛
(٢٤) ابنسعد (بیروت)؛
(٢٥) ابنقدامه، المغنى، بیروت:دارالكتابالعربى، (بیتا.)؛
(٢٦) ابنماجه، سننابنماجة، چاپ محمدفؤاد عبدالباقى، (قاهره ١٣٧٣/ ١٩٥٤)، چاپ افست (بیروت، بیتا.)؛
(٢٧) یوسفبن احمد بحرانى، الحدائق الناضرة فى احكام العترة الطاهرة، قم ١٣٦٣ـ ١٣٦٧ش؛
(٢٨) محمدبن اسماعیل بخارى، صحیح البخارى، (چاپ محمد ذهنى افندى)، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(٢٩) احمدبن محمد برقى، المحاسن، چاپ مهدى رجائى، قم ١٤١٣؛
(٣٠) احمدبن حسین بیهقى، السننالكبرى، بیروت: دارالفكر، (بیتا.)؛
(٣١) محمدبن عبداللّه حاكم نیشابورى، المستدرك على الصحیحین، و بذیله التلخیص للحافظ الذهبى، بیروت: دارالمعرفة، (بیتا.)؛
(٣٢) حرّعاملى؛
(٣٣) محمدبن ادریس شافعى، اختلافالحدیث، چاپ محمد احمد عبدالعزیز، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٣٤) محمدبن احمد شمسالائمه سرخسى، كتابالمبسوط، بیروت ١٤٠٦/ ١٩٨٦؛
(٣٥) عبدالرحمانبننصر شیزرى، كتاب نهایةالرتبةفیطلب الحسبة، چاپ سید بازعرینى، بیروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(٣٦) سلیمانبن احمد طبرانى، المعجمالكبیر، چاپ حمدى عبدالمجید سلفى، چاپ افست بیروت ١٤٠٤ـ?ـ١٤٠؛
(٣٧) محمدبن حسن طوسى، تهذیبالاحكام، چاپ حسن موسوى خرسان، بیروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(٣٨) كلینى؛
(٣٩) مجلسى؛
(٤٠) جعفربن حسن محقق حلّى، شرائعالاسلام فى مسائل الحلال و الحرام، چاپ صادق شیرازى، (تهران) ١٤٠٩؛
(٤١) مسلمبن حجاج، الجامعالصحیح، بیروت: دارالفكر، (بیتا.)؛
(٤٢) الموسوعةالفقهیة، ج١٧، كویت: وزارةالاوقاف و الشئون الاسلامیة، ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(٤٣) محمدحسنبن باقر نجفى، جواهرالكلام فى شرح شرائع الاسلام، ج ٢٢، چاپ على آخوندى، بیروت ١٩٨١؛
(٤٤) علیبن ابوبكر هیثمى، مجمعالزوائد و منبع الفوائد، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨.
/ حسین ناصریمقدّم /