دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٤٧٨
بیشاپور ، شهرکی در فارس و مرکز حکومتیِ یکی از پنج بخش این استان در دورة ساسانیان . نام شهر برگرفته از بَیْ ـ شاپور در فارسی میانه به معنای «خدایگان شاپور» است (برای بحثی دربارة این نام رجوع کنید به زوندرمان ، ص ٢٩٤ـ٢٩٥) و بعید می نماید که وِه ـ شاپور ، که در شهرستانهای ایرانشهر آمده است ، درست باشد (مارکوارت ، ص ١٤، ١٩). ( نام این شهر در تواریخ و متون مختلف اسلامی به صورتهای سابور (اصطخری ، ص ٩٨؛ ابن حوقل ، ص ٢٦٨؛ یاقوت حموی ، ج ٢، ص ٥)، بشاور ( حدودالعالم ، ص ٤٠٤؛حمدالله مستوفی ، ص ١٢٦)، بشاپور، شاپور و بشاوور (ابن بلخی ، ص ٦٣، ١٤٢) ضبط شده است ) .
سفری که شاپور در بیست و چهارمین سال سلطنت خویش در حدود ٢٦٦ میلادی به آنجا کرد، احتمالاً با اتمام بنای شهر مقارن بوده است (گیرشمن ، ١٩٣٦، ص ١٢٣ـ١٢٩؛ بک ، ص ٣٧٨ـ٣٨٣، و ص ٥٠٧، پانویس ). در ترجمة قبطی سرگذشت مانی به قلم خود او، آمده است که شاه هنگام سفر به بیشاپور بیمار شد و در آنجا درگذشت (پولوتسکی ، ص ٤٢، سطر ١١ـ ١٥؛ گیرشمن ، ١٩٧١، ص ١١، پانویس ١).
غالباً گفته شده است که مهندسان رومی که پس از شکست والریانوسِ امپراتور روم و در ٢٦٠ به اسارت شاپور درآمدند، در ساختن بیشاپور شرکت داشته اند. به نوشتة ابن قتیبه (ص ٦٥٤) شاپور اول ، اسرای رومی را در بیشاپور (و نیز جندیشاپور و شوشتر) مستقر ساخت . برخی از آثار معماری نیز، که در حفاریهای باستان شناسان فرانسوی و ایرانی در بیشاپور کشف شده ، ظاهراً متضمن نشانه هایی از تأثیر اسرای رومی است ، ولی دربارة این تأثیر نباید غلوّ کرد. وجود نقشهایی متعلق به خاندان سلطنتی بر روی صخره های دو طرف نهر مجاور، تنگ چوگان ، شاهدی بر اهمیت شهر در قرون سوم و چهارم میلادی است . کهنترین نقش ، تصویر شاپور است بر کرانة راست تنگ چوگان ، حاوی صحنة تاجگذاری و جشن پیروزی که به سبکی با ویژگیهای دورة اردشیر (حک : ٢٢٤ـ٢٤٠ میلادی ) اجرا شده است . دومی ، نقش دیگری از همین شاه است که بر سطحی مقعّر بر صخره ای واقع در کرانة چپ رود کنده کاری شده و متضمن شیوه ای تازه در بازآفرینی پیروزی است . سبک پرتحرک آن دالّ بر نفوذ شیوه های رومی است ؛ گرچه وضع و شکل کلی آن ، ادامة شیوة خاور نزدیک در بازنماییِ چندین رویداد در تصویری واحد است . صحنة پیروزی تصویرشده در مرکز این نقش ، در ابعادی بزرگتر، در نقش سوم واقع در کرانة چپ رود، تکرار شده است (هرمان ، ١٩٦٩؛ ماریک ، ص ٣٠٦ـ٣١٣؛ بک ، ص ٢٩٠ـ٣١٣).
سه نقش ساسانی باقیمانده ، همگی در کرانة چپ رود قرار دارند؛ نخستین نقش ، بهرام اول (حک : ٢٧١ـ٢٧٤ میلادی ) را روبروی اورمزد، هر دو سوار بر اسب ، نشان می دهد؛ نقش دوم ، بهرام دوم (حک : ٢٧٤ـ٢٩٣ میلادی ) را سوار بر اسب نشان می دهد، در حالی که گروهی از عربها پیاده در پیش روی او قرار گرفته اند و فرمانبرداری خود را ابراز می دارند؛ و نقش سوم ، بازنمای نقش نسبتاً ناقص و ناکاملی از صحنة پیروزی شاپور دوم (نوة نرسی ؛ حک : ٣٠٩ـ٣٧٩میلادی ) است .
از بناهای این شهر، که فرانسویان کشف کرده اند ( رجوع کنید بهگیرشمن ، ١٩٥٦)، سه بنا شایان توجه خاص است : کاخ چلیپا شکل ، معبد و حیاطی که کف آن به نحو استادانه ای معرقکاری (موزائیک ) شده است ، و بر آن صحنه ای از نوازندگان و اعیان در حال استراحت ، مشاهده می شود. بخشی از این کف موزائیک ، هنگام برپا کردن دیواری جدید بر روی آن ، آسیب دیده است . چون توجه محققان بیشتر بر مناسبات ایران و غرب متمرکز بوده است ، آشکارا دیده می شود که بر آثار باقی مانده از قرون سوم و چهارم میلادی این کاوشگاه تأکید شده و نسبت به تاریخ بعدی آن ، بی توجهی کرده اند؛ در حالی که آثار باستانی آنجا آثار مهمی از دوره های ساسانی متأخر و اسلامی دربر داشته است . برای مثال ، دیوار جدید مسلماً بخشی از یک حیاط ستوندار متأخر و یادآور ویژگیهای موجود در تخت سلیمان است . سبک گچبریهای تزیینی آن ، به سبک گچبریهای تیسفون (قرن ششم میلادی ) شباهت دارد (گیرشمن ، ١٩٥٦، تصویرهای ٤١ـ ٥٥). کروگر (ص ١٩٤)، این گچبریها را از آخر قرن ششم یا آغاز قرن هفتم میلادی دانسته است . در خاشاک این قشر از بنا، سکه های خسرو دوم (حک : ٥٩٠ ـ ٦٢٨میلادی ) یافت شده است (واکر ، ص ١٨٥ـ١٨٧).
تواریخ قرون اولیة اسلام نیز حاوی چندین روایت دربارة بیشاپور در زمان ساسانیان است ( رجوع کنید به شوارتس ، ص ٣٠ـ٣٢) که صحت برخی از آنها را باستان شناسان به اثبات رسانده اند. ] بیشاپور را مسلمانان در سال ٢٣ (یا ٢٤) به صلح گشودند، اما مردم آن پیمان شکستند و شوریدند تا دوباره در ٢٦ به دست ابوموسی اشعری به جنگ فتح شد (بلاذری ، ص ٥٤٧). این شهر تا اوایل قرن چهارم ، شهری آباد بوده و به اندازة اصطخر وسعت داشته (ابن حوقل ، ص ٢٧٨)، اما به گزارش مقدسی (٤٣٢ـ ٤٣٣)، از نیمة دوم قرن چهارم رو به ویرانی می رفته است . مؤلف حدود العالم (همانجا) از دو آتشکده در این شهر یاد کرده که مجوسان به دیدن آن می رفته اند. به گفتة ابن حوقل (ص ٢٦٤)
جامه های این شهر به نام سابوری (شاپوری ) شهره بوده است . [ مقدسی (ص ٤٤٤) به مجسمة سیاهی اشاره می کند که با ابعادی بزرگتر از انسان ، در بیشاپور، بر سر راه قرار داشته است ؛ شاید این همان مجسمه ای باشد که در کتیبة اپسای / افسای ( دبیر شاپور اول ) به آن اشاره شده و پاسنگ کشف شده از بنای واقع در تقاطع اصلی شهر را از بقایای آن تلقی کرده اند (سال و گیرشمن ، ١٩٣٦). حمدالله مستوفی (ص ١٢٦ـ١٢٧) نیز به مجسمة سیاه غول پیکری در بشاور اشاره می کند.
در دورة امویان ، در حیاط معرقکاری شده ( رجوع کنید به سطور پیشین ) تغییرات بیشتری داده شد. سکه هایی که در قشر متعلق به این زمان یافت شده (واکر، ص ١٨٧ـ١٩١) حاکی از فعال بودن آنجا در زمان والیان عرب است . به عقیدة جان واکر، یکی از این سکه ها احتمالاً به دورة عباسیان تعلق دارد. گیرشمن تأیید کرده است که برخی از تزیینات گچبری (تصویرهای ٥٦ ـ٧٣) به تزیینات سامره شبیه و مربوط است ؛ بسا که این گچبریها نخستین نمونه های سبکی باشند که احتمالاً قدیمترین نمونة «سبک سامره » بوده است . کروگر آنها را متعلق به سالهای میان نیمة دوم قرن هفتم و نیمة اول قرن هشتم ، یعنی اوایل دورة عباسیان و زمانی که هنوز سامره بنا نشده بود، دانسته است . گیرشمن آثار اسلامی دیگری نیز در بیشاپور کشف کرد (١٩٥٦، ١٩٧١). جای تعجب است که این شهر، علی رغم اهمیتی که داشته ، و بقایای آن نیز شاهد این مطلب است ، در تواریخ اسلامی ، به اندازة شهرهای دیگری که به اهمیت آن نبوده اند یاد نشده است . مقدسی (ص ٤٣٣) به مسجد ارگ و مسجد جامعی در بیرون شهر، مسجدی روبروی ارگ ، و مسجد خضر در نزدیکی ارگ اشاره کرده است ؛ ولی اثری از این بناها یافت نشده است . باستان شناسان ایرانی ، در بیرون حصار شهر، مصالحی از قرون مختلف تا دورة مغول یافته اند (یاسی ، ص ١٦٨). خود شهر هم ، حتی به نظر مقدسی (همانجا) در قرن چهارم ، ویرانه ای بوده که تحت الشعاع کازرون ( در هجده کیلومتری جنوب آن ) قرار داشته است . ابن بلخی (ص ١٤٢) نیز شهر را در قرن ششم ویرانه خوانده است ( حمدالله مستوفی در سدة هشتم ، آن را از اقلیم سوم با هوایی گرم و نامناسب وصف می کند که میوه های گرمسیری ، برنج و غله و ابریشم حاصل می داده است (ص ١٢٦) ) .
منابع :
(١) ( ابن بلخی ، فارس نامه ، چاپ گی لسترنج و رینولد آلن نیکلسون ، لندن ١٩٢١، چاپ افست تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٢) ابن حوقل ، کتاب صورة الارض ، چاپ کرامرس ، لیدن ١٩٦٧ ) ؛
(٣) ابن قتیبه ، المعارف ، چاپ ثروت عکاشه ، قاهره ١٩٦٠؛
(٤) ] ابراهیم بن محمد اصطخری ، کتاب مسالک الممالک ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٥) احمدبن یحیی بلاذری ، فتوح البلدان ، چاپ عبدالله انیس طباع و عمر انیس طباع ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٦) حدودالعالم من المشرق الی المغرب ، با مقدمة بارتولد و حواشی و تعلیقات مینورسکی ، ترجمة میرحسین شاه ، کابل ١٣٤٢ ش ؛
حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، کتاب نزهة القلوب ، چاپ گی لسترنج ، لیدن
(٧) ١٩١٥، چاپ افست تهران ١٣٦٢ ش [ ؛
(٨) محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٩) ( یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥ ) ؛
(١٠) M. Back, "Die sassanidischen Staatsinschriften", Acta Iranica , ١٨, Tehran and Liةge ١٩٧٨;
(١١) R. Ghirshman, Bichہpour I, Paris ١٩٧١;
(١٢) idem, Bichہpour II: Les mosa i «ques sassanides , Paris ١٩٥٦;
(١٣) idem, "Inscription du monument de Chہpour Ier ب Chہpour", Revue des arts asiatiques , ١٠ (١٩٣٦);
(١٤) Georgina Herrmann, "The Da ¦ra ¦bgird reliefِArdash ¦âr or Sha ¦hpu ¦r? A discussion in the context of early Sasanian sculpture", Iran , ٧ (١٩٦٩), ٦٣-٨٨;
(١٥) J. Krخger, Sasanidischer Stuckdekor , Mainz ١٩٨٢;
(١٦) A. Maricq,"Res Gestae Divi Saporis", Syria , ٣٥ (١٩٥٨), ٢٩٥-٣٦٠ (repr. in Classica et Orientalia , Paris ١٩٦٥, ٣٧-١٠١);
(١٧) J. Marquart, A catalogue of the provincial capitals of E ¦ra ¦nshahr , ed. G. Messina, Rome ١٩٣١;
(١٨) H.
(١٩) J. Polotsky, ed., Manichجische Homilien , Stuttgart ١٩٣٤;
(٢٠) G. Salles and R. Ghirshman, "Chہpour. Rapport prإliminaire de la premiةre campagne de fouilles", Revue des arts asiatiques , ١٠ (١٩٣٦), ١١٧-١٢٢;
(٢١) W. Sundermann, "Studien zur Kirchengeschichtlichen Literatur der irManichجer II", Altorientalische Forschungen , ١٣/٢ (١٩٨٦), ٢٣٩-٣١٧;
(٢٢) J. Walker, "Monnaies sassanides et arabes provenant des fouilles de B ªâchہpour", in Ghirshman, Bichہpour II , ١٩٥٦, ١٨٥-١٩١;
(٢٣) J. Yasi, "Bisha ¦pu ¦r" in "Survey of excavations", Iran , ٩ (١٩٧١);
برای صورت کامل منابع رجوع کنید به ایرانیکا ، ذیل r" ¦pu ¦a §s â¦"B .
/ ج . کیل ، تلخیص از ( ایرانیکا ) /