دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٦١٥
چهل حدیث ، عنوان عام كتابهایى حاوى چهل حدیث و معمولا همراه با شرح آنها. بنابر حدیث مشهورى از پیامبر اكرم صلیاللّهعلیهوآلهوسلم، در ترغیب مسلمانان به حفظ چهل حدیث كه به آن نیاز دارند، محدّثان و دانشمندان اسلامى بهتدوین كتابها و رسالههاى بسیارى به زبانهاى عربى و فارسى و جز آن مشتمل بر چهل حدیث، با عناوین گوناگون كه معمولا عبارت «چهل حدیث» یا «اربعین» در آن درج شده است، پرداختند. حدیث یاد شده با صورتهاى گوناگونى در مجموعههاى حدیثى آمده است (رجوع کنید به رامهرمزى، ص ١٧٣؛ ابنبابویه، ص ١٣٤؛ سیوطى، ج ٢، ص ٥٩٥، ٥٩٧؛ مجلسى، ج ٢، ص ١٥٣ـ١٥٤)، از جمله: «مَنْ حَفِظَ على اُمّتى اربعینَ حدیثآ ممّا یحْتاجُونَ الیه فى اَمرِدینهم، بَعَثَهُ اللّهُ عزّوجلّ یومَ القیامةِ فَقیهآ عالمآ» (هركس به سود امت من چهل حدیث حفظ كند كه در كار دین بدان نیازمندند، خداوند در روز قیامت او را فقیه و دانشمند مبعوث میكند). اگرچه سند این حدیث در برخى منابع اهل سنّت ضعیف تلقى شده است (رجوع کنید به بیهقى، ص ١٢؛
فتنى، ص ٢٧؛
عجلونى، ج ٢، ص ٢٤٦)، همواره موردتوجه عالمان فریقین بوده است. اما در منابع شیعى (رجوع کنید به مجلسى، ج ٢، ص ٥٦؛
انصارى، ج ١، ص ٣٠٧) مضمون آن، مشهور مستفیض و حتى متواتر دانسته شدهاست. حدیثشناسان براى واژه «حفظ» در این حدیث معانى ظاهرى و باطنى قائل شدهاند. معانى ظاهرى این واژه عبارتاند از: به حافظه سپردن، نگارش، انتقال، كتابت و تحریر، حفاظت از تغییر و تحریف، تدریس و تصحیح و تحملِ حدیث* (رجوع کنید به شیخ بهائى، ص ٦٥ـ ٦٦)، و معانى باطنى آن را تفكر و تعمق در احادیث، استنباط احكام و معارف و عمل به مضامین احادیث دانستهاند (رجوع کنید به مجلسى، ج ٢، ص ١٥٧). شیخ بهائى (همانجا) در حدیث یاد شده، منظور از عبارت «ممّا یحتاجون الیه فى امر دینهم» را احادیث اعتقادات یا عبادات و نیز احادیث مربوط به امور دنیوى، از جمله رزق و غلبه بر دشمن دانسته است، اما به عقیده مجلسى (همانجا) مسائل مربوط به معاملات و احكام، خارج از حوزه این حدیث است. درباره معناىِ «عالِمْ برانگیخته شدنِ حافظِ چهل حدیث» نیز گفتهاند كه خدا چنین كسى را در ردیف فقهاى عالِم و عامل قرار میدهد (شیخبهائى، ص ٦٧ـ٦٨).
سنّت تدوین چهل حدیث (اربعیننویسى) از اواخر سده دوم آغاز شد. كهنترین اثرِ شناخته شده با عنوان الاربعین، ظاهرآ تألیف عبداللّهبن مبارك* مَرْوَزى بوده است (رجوع کنید به حاجیخلیفه، ج ١، ستون ٥٧)، اما كهنترین اربعین موجود كتابِ الاربعین عن المشایخ عن الاربعین صحابیآ (بیروت ١٤١٠) نوشته محمدبن اسلم طوسى است. در سده چهارم ابوالعباس حسنبن سفیانِ* نَسَوى كتاب الاربعین (بیروت ١٤١٤) را در زمینه مسائل اجتماعى و اخلاقى و ابوبكر محمدبن حسین آجرى (متوفى ٣٦٠)، الاربعون حدیثآ (كویت ١٤٠٨/ ١٩٨٧) را در زمینه عقاید و اخلاق و احكام نوشتند.
در سده پنجم جریان اربعیننویسى میان اهل تصوف نیز رایج شد و آثار مهمى چون الاربعین فى التصوف (حیدرآباد، دكن ١٣٦٩/١٩٥٠) از ابوعبدالرحمان سلمى*، متضمن و احادیثى در مقامات و مراتب صوفیه، الاربعین فى شیوخ الصوفیه (بیروت ١٤١٧) از ابوسعید احمدبن محمد مالینى و الاربعین على مذهب المتحققین من الصوفیه (بیروت ١٤١٤) از ابونُعیم اصفهانى* در بیان مراحلى كه صوفى باید طى كند تألیف شد. موضوع محورى در برخى از كتابهاى اربعین، احادیث فضائل بوده است، نظیر الاربعین فى فضائل العباس از ابوالقاسم حمزةبن یوسف سهمى* (حاجیخلیفه، همانجا). از اربعینهاى مشهور درباره فضائل اهل بیت، الاربعین فى فضایل الزهراء نوشته ابوصالح احمدبن عبدالملك نیشابورى است كه متن آن در اختیار ابنشهر آشوب بوده و مواردى از آن را نقل كرده است (براى نمونه رجوع کنید به ابنشهر آشوب، ج ١، ص ١٢٧، ٢٥٦، ج ٢، ص ١٩٤، ٣٨٧، ج ٣، ص ٢١٧، ٣٢٦، ج ٤، ص ٣١٦؛
نیز براى فهرستى از اربعینهاى درباره اهل بیت رجوع کنید به طباطبائى، ص٣٠ـ٣٦). كتاب الاربعین الودعانیة از ابونصر محمدبن على مشهور به ابنودعان از جمله كتابهاى مهم چهل حدیث در قرن پنجم است (براى آگاهى از میزان صحت احادیث این كتاب رجوع کنید به صفدى، ج ٤، ص ١٤١ـ١٤٢).
با رشدِ علم كلام، اربعینهایى تدوین شدند كه احادیثشان با اصول دین و اعتقادات ارتباط داشتند، از جمله الاربعین فى دلائل التوحید (مدینه ١٤٠٤) نوشته ابواسماعیل عبداللّهبن محمد هروى (متوفى ٤٨١) كه شرح چهل حدیث در چهل باب، در زمینه اسما و صفات الاهى است.
از شاخصهاى اربعیننویسى در سده ششم، تنوع موضوعى آنها، توجه به مسائلِ كلامى و مسئله جهاد و نیز مناقب و فضائل امام على علیهالسلام بوده كه از آن جمله الاربعین فى فضائل امیرالمؤمنین، تألیف موفقبن احمد خوارزمى، مشهور به اَخطَب خوارزم* است، كه این اثر هم از منابع ابنشهر آشوب بوده است (رجوع کنید به ابنشهر آشوب، ج ١، ص ٢٩١، ج ٢، ص ٣١، ٤١، ١٨٦، ج ٣، ص ٤٤، ١٩٧، ٢٠٢، ٣٧٣). شیوه متداول دیگر در سده ششم، نوشتن اربعینهاى بُلدانى (شهرى) بود (رجوع کنید به حاجیخلیفه، ج ١، ستون ٥٤ـ٥٥). محدّثان در این شیوه چهل حدیث را از چهل شیخ در چهل شهر گرد میآوردند. ظاهرآ نخستین اثر به این شیوه كتابِ الاربعین البلدانیة (دمشق ١٤١٢/١٩٩٢) تألیف ابوطاهر احمدبن محمد سِلَفى اصفهانى است (رجوع کنید به همان، ج ١، ستون ٥٤). برخى دیگر از اربعینهاى بلدانى عبارتاند از : الاربعین البلدانیة عن اربعین من اربعین لأربعین فى اربعین از علیبن حسنبن هبةاللّهبن عساكر دمشقى (همان، ج ١، ستون ٥٤ـ٥٥؛
نیز رجوع کنید به ابنعساكر*) و الاربعین البلدانیة از شمسالدین محمدبن احمدبن عثمان ذهبى* (متوفى ٧٤٨؛
رجوع کنید به ذهبى، وفیات ٣٨١ـ٤٠٠، ص ٤٠). مهمترین اربعینهاى سده ششم اینهاست: سلسلةُ الْاِبریز بِالسَنَدِ العزیز (بیروت ١٤١٤) از ابومحمدحسنبن على حسینى بلخى، مشتمل بر چهل حدیث اخلاقى با سلسله سند؛
الاربعین الطِوال حاوى چهل حدیث طولانى درباره نبوت پیامبر اكرم و فضائل صحابه (حاجیخلیفه، ج ١، ستون ٥٧) و الاربعین فى مناقب امهات المؤمنین (دمشق ١٤٠٦/١٩٨٦)، هر دو از ابنعساكر دمشقى؛
و الاربعون فى الحَثِّ على الجهاد (كویت ١٤٠٤) از همو در باب فضیلت شركت در جهاد.
در سده هفتم، موضوعات اخلاقى، اجتماعى و عرفانى از بارزترین موضوعاتى بود كه در كتابهاى اربعین بهچشم میخورد. برخى از مهمترین اربعینهاى این سده عبارت بودهاند از: الاربعین فى الجهاد و المجاهدون (بیروت ١٤١٣) نوشته ابوالفرج محمدبن عبدالرحمان مُقْرى؛
شرح الاربعین حدیثآ (قم ١٣٧٢ش) از صدرالدین قونوى؛
الاربعین حدیثآ: الاربعین من اربعین عن اربعین (بیروت ١٤٠٠) نوشته صدرالدین ابوعلى حسنبن محمد بَكرى كه شاهكارى در اربعیننویسى بهشمار میآید؛
و الاربعون حدیثآ النَوَویة فى الاحادیث النبویة (كویت ١٤١٠) نوشته یحییبن شرف نَوَوى. بر اربعین نووى شروح فراوانى نوشته شده است (رجوع کنید به حاجیخلیفه، ج ١، ستون ٥٩ـ ٦٠؛
بغدادى، ج ١، ستون ٥٥ـ٥٦).
سدههاى نهم و دهم اوج اربعیننویسى است، زیرا این دو سده، عصر تألیف و تلخیص وشرح و تفسیر در حوزه تاریخ و حدیث و تفسیر است (رجوع کنید به احمدزاده، ص ٤٩ـ٥٠). مشهورترین اربعینهاى این دوره عبارتاند از: الاربعین العِشاریه(بیروت ١٤١٣) از عبدالرحیمبن حسین عراقى مشتمل بر احادیثى داراى علوّ اِسناد؛
الْإمتاع بالاربعین المتباینة بشرط السماع (دوحه، ١٤٠٩) از ابنحجر عسقلانى*؛
الرسالة العلیة فى الاحادیث النبویة (تهران ١٣٦١ش) از حسین واعظ كاشفى سبزوارى در اعتقادات و احكام و اخلاق؛
الاربعون حدیثآ من احادیث سید المرسلین فى مناقب امیرالمؤمنین از جمالالدین حسینى محدث* و اربعین از طاشكوپریزاده* در احادیث راجع به شوخى و مزاح.
اربعیننویسى در میان شیعیان نیز سابقه دیرینه دارد. كهنترین اثر موجود در این زمینه كتاب الاربعین عن الاربعین فى فضائل على امیرالمؤمنین (تهران ١٤١٤) نوشته ابومحمد عبدالرحمانبن احمد خُزاعى نیشابورى است. اربعون حدیثآ فى فضائل امیرالمؤمنین (قم ١٣٧٩ش) از محمدبن ابیمسلمبن ابیالفوارس، از محدّثان سده ششم، نیز از كهنترین اربعینهاى شیعى است. از ویژگیهاى این اربعین ذكرمحل و تاریخ سماع احادیث است (رجوع کنید به ابنابیالفوارس رازى، مقدمه قبادلو، ص ٦٤ـ ٦٧). علیبن عبیداللّهبن حسن بابویه معروف به منتجبالدین رازى* (متوفى بعد از ٥٨٥) از دیگر عالمان شیعى است كه كتابى با عنوان الاربعون حدیثآ عن اربعین شیخآ من اربعین صحابیآ (قم ١٤٠٨) نوشته است. رافعى قزوینى (ج ٣، ص ٢٢١ـ٢٢٢) از این اربعین و سماع آن نزد مؤلف در ٥٨٤ یاد كرده است. از دیگر اربعینهاى شیعه پیش از تشكیل دولت صفویه، الاربعون حدیثآ (قم ١٣٧٤ش) از محمدبن مكى عاملى مشهور به شهید اول* و كتاب دیگرى به همین نام از فاضل مقداد سِیورى حلى (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ج ١، ص ٤٢٩) بوده است.
با ظهور دولت صفوى و مهاجرت علماى جبلعامل به ایران، دانش حدیث رشد فزایندهاى در بین شیعیان یافت و درنتیجه، جریان جدیدى در اربعیننویسى آغاز شد (رجوع کنید به حارثى، ص ٣٠). برخى از علماى جبلعامل، چون حسینبن عبدالصمد عاملى (متوفى ٩٨٤) و فرزندش بهاءالدین عاملى*، معروف به شیخبهائى، آثارى در این باره تألیف كردند. الاربعون حدیثآ (قم ١٤١٥) شیخبهائى از آثار مورد توجه در این زمینه است كه محمدبن على عاملى آن را با عنوان ترجمه قطبشاهى، به نام سلطانمحمد قطبشاه به فارسى برگردانده است (رجوع کنید به پوراكبر، ص ٦٢)؛
براى آثار متعدد دیگر در این دوره رجوع کنید به ص ٥٣ـ٥٤، ٥٦ـ٥٧، ٥٩ـ٦٠). یكى از مشهورترین اربعینهاى این عصر، الاربعین (قم ١٣٥٨ش/ ١٣٩٩) محمدباقر مجلسى* است كه آن را در مشهد به درخواست عدهاى از اهل علم، به روش املا ارائه كرده است. برخى از اربعینهاى مهم سده دوازدهم عبارتاند از: الاربعونیات لكشف الأنوار القدسیات قاضى محمدسعید قمى كه صبغه حِكْمى و عرفانى دارد (آقابزرگ طهرانى، ج ١، ص ٤٣٦) و الاربعون حدیثآ از مولى اسماعیل مازندرانى خواجویى (متوفى ١١٧٣؛
همان، ج ١، ص ٤١١).
در سده سیزدهم نیز اربعینهایى نوشته شدند، نظیر الاربعون فى فضایل رمضان از عبداللّهبن سُوَیدان مَلیحى مصرى شافعى (بغدادى، ج ١، ستون ٥٥)؛
كشفالحق (تهران ١٣٦١ش) از میرمحمدصادق خاتونآبادى درباره حضرت مهدى علیهالسلام؛
و اربعون حدیثآ (١٢٩٩) از ابراهیمبن حسین دُنْبُلى خویى درباره مباحث فلسفى، اعتقادى، فقهى و اخلاقى (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ج ١، ص ٤٠٩).
از مهمترین اربعینهاى عصر حاضر در میان شیعیان این آثار است: الاربعون حدیثآ فى مسح الرِجْلَین من طرق اهل السّنة، درباره یك بحث فقهى تاریخى، از نجمالدین طهرانى عسكرى (متوفى ١٣٥٤ش؛
همان، ج ١، ص ٤٣٠)، ریاضالعلماء الاتقیاء الوَرِعین فى شرح الاربعین و خاتمة الاربعین از علیبن حسن بَحرانى (متوفى ١٣٤٠؛
بیروت ١٤٢٢) و چهلحدیث از امام خمینى (تهران ١٣٦٨ش). برخى از اربعینهایى كه علماى اهل سنّت در دوره معاصر نوشتهاند عبارتاند از: الاربعون البُلدانیة: اربعون حدیثآ عن اربعین شیخآ من اربعین بلدآ (بیروت ١٤٠٧)، و الاربعون حدیثآ من اربعین كتابآ عن اربعین شیخآ (بیروت ١٤٠٧)، هر دو تألیف ابوالفیض محمد یاسینبن عیسى فادانى مكى.
اربعینهاى منظومى هم وجود دارد (رجوع کنید به جامى، مقدمه مدیرشانهچى، ص ١٢ـ١٥). مثلا، نورالدین عبدالرحمان جامى، عارف و شاعر سده نهم، چهل حدیث كوتاه از احادیث پیامبر بهنام اربعین (مشهد١٣٦٣ش) را به نظم در آورده است.
ابنعساكر (ص ٣٣ـ٣٦)، حاجیخلیفه (ج ١، ستون ٥٢ـ ٦١)، كنتورى (ص ٣٤ـ٣٧)، آقابزرگ طهرانى (ج ١، ص ٤٠٩ـ ٤٣٤) و عطیه و همكاران (ج ٢، ص ٦٥٩ـ ٦٧٨)، فهرستى از اربعینها را عرضه كردهاند. نسخههاى دستنویس متعددى از انواع اربعینها در كتابخانههاى جهان اسلام وجود دارد. برخى، كتابهاى چهل حدیث را در شمار كتب اجزا دانستهاند (رجوع کنید به جزء*، بخش :٢ اصطلاح حدیثى).
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانى؛
(٢) ابنابیالفوارس رازى، اربعون حدیثآ فى فضائل امیرالمؤمنین علیهالسلام، چاپ رضا قبادلو (محمدى)، در میراث حدیث شیعه، دفتر٥، بهكوشش مهدى مهریزى، على صدرایى خویى، قم: مركز تحقیقات دارالحدیث، ١٣٧٩ش؛
(٣) ابنبابویه، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، نجف ١٩٧٢، چاپ افست قم ١٣٦٤ش؛
(٤) ابنشهر آشوب، مناقب آلابیطالب، چاپ هاشم رسولى محلاتى، قم (بیتا.)؛
(٥) ابنعساكر، كتاب الاربعین البلدانیة عن أربعین من أربعین لأربعین فى أربعین، چاپ محمد مطیع حافظ، بیروت ١٤١٣/١٩٩٢؛
(٦) مصطفى احمدزاده، «بررسى سیر اربعیننگارى و جایگاه اربعین امام خمینى(ره) در میان كتب اربعین»، پایاننامه كارشناسیارشد علوم قرآنى و حدیث، دانشكده الهیات و معارف اسلامى، دانشگاه تهران، ١٣٧٧ش؛
(٧) مرتضیبن محمدامین انصارى، فرائدالاصول، قم ١٤١٩؛
(٨) اسماعیل بغدادى، ایضاح المكنون، ج ١، در حاجیخلیفه، ج ٣؛
(٩) احمدبن حسین بیهقى، الاربعون الصغرى المخرجة فى احوال عبادالله تعالى و اخلاقهم، چاپ سعید زغلول، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(١٠) الیاس پوراكبر، «پژوهشهاى حدیثى در عصر صفوى»، در یادنامه مجلسى، به اهتمام مهدى مهریزى و هادى ربّانى، ج ١، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، ١٣٧٩ش؛
(١١) عبدالرحمانبن احمد جامى، اربعین جامى، چاپ كاظم مدیرشانهچى، مشهد ١٣٦٣ش؛
(١٢) حاجیخلیفه؛
(١٣) حسینبن عبدالصمد حارثى، وصول الاخیار الى اصول الاخبار، چاپ عبداللطیف كوهكمرى، قم ١٤٠١؛
(١٤) محمدبن احمد ذهبى، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، چاپ عمر عبدالسلام تدمرى، حوادث و وفیات ٣٨١ـ٤٠٠ه ، بیروت ١٤٠٩/ ١٩٨٨؛
(١٥) عبدالكریمبن محمد رافعى قزوینى، التدوین فى اخبار قزوین، چاپ عزیزاللّه عطاردى، تهران ١٣٧٦ش؛
(١٦) حسنبنعبدالرحمان رامهرمزى، المحدثالفاصل بینالراوى والواعى، چاپ محمد عجاج خطیب، بیروت ١٤٢٠/ ٢٠٠٠؛
(١٧) عبدالرحمان بن ابیبكر سیوطى، الجامع الصغیر فى احادیث البشیر النذیر، بیروت ١٤٠١؛
(١٨) محمدبن حسین شیخبهائى، الأربعون حدیثآ، قم ١٤١٥؛
(١٩) صفدى؛
(٢٠) عبدالعزیز طباطبائى، اهلالبیت علیهمالسلام فى المكتبة العربیة، قم ١٤١٧؛
(٢١) اسماعیلبن محمد عجلونى، كشف الخفاء و مزیل الالباس، بیروت ١٤٠٨/ ١٩٨٨؛
(٢٢) محییالدین عطیه، صلاحالدین حفنى، و محمدخیر رمضانیوسف، دلیل مؤلفات الحدیث الشریف المطبوعة القدیمة و الحدیثة، بیروت ١٤١٦/ ١٩٩٥؛
(٢٣) محمدطاهربن على فتنى، تذكرة الموضوعات، (قاهره ١٣٤٣/١٩٢٤)؛
٢٤- اعجاز حسینبن محمدقلى كنتورى،كشفالحجبو الأستار عناسماءالكتبوالأسفار، قم١٤٠٩؛
(٢٥) مجلسى.
/ سیدمصطفى احمدزاده /