دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٠٤١
بَرْم ، یوسف بن ابراهیم ، رهبر جنبش سیاسی ـ دینی خراسان در نیمة دوم سدة دوم . در تاریخچة جنبشهای ایرانی ضدِ عباسی که بویژه در روزگار خلافت مهدی (١٥٨ـ١٦٩) بر اثر سرخوردگی از رفتار عباسیان پدید آمد، آگاهی ما از برم بسیار اندک است . کهنترین منابع در این باره کتابهای تاریخ و البلدان یعقوبی است . پس از آن نوشته های طبری ، گردیزی ، عبدالرحمان بن جوزی ، سبط بن جوزی ، ابن اثیر، عُتبی و ابن خلدون قابل ذکر است . در هیچیک از این مآخذ به آیینهای فکری و اصول و عقاید او اشاره نشده است . گزارشهای گردیزی و ابن اثیر با دیگر منابع اندکی تفاوت دارد؛
ظاهراً این دو تاریخنگار رویدادهای خراسانِ سده های نخستین اسلامی را از کتاب مشهور اخبار ولاة خراسان ، نوشتة ابوعلی حسین بن احمد سلاّ می (متوفی ٣٠٠) که اینک در دست نیست آورده اند؛
زیرا گزارش نویسندة کتاب القند دربارة قیام مُقَنّع بروشنی به کتاب تاریخ سلامی اشاره دارد (نسفی ، ص ٧٢) و چون قیام یوسف برم کمابیش با جنبش مُقنّع همزمان بوده ، احتمال دارد که آنان هر چه دربارة یوسف بن ابراهیم نوشته اند برگرفته از کتاب اخبار ولاة خراسان باشد. منابع از زادروز، آغاز زندگی برم و چگونگی دعوت و شمار پیروان او اطلاعی نداده اند.
واژة برم فارسی است (یوستی ، ص ٦٤)، اما دانسته نیست که یوسف در چه زمانی به این نام شهرت یافته است . در ١٦٠ یوسف بن ابراهیم در خراسان قیام کرد (طبری ، ج ٨، ص ١٢٤؛
ابن اثیر، ج ٦، ص ٤٣؛
حافظ ابرو، ص ٦٨١ـ٦٨٢؛
ابن شاکر کُتبی ، ج ٦، ص ١٣٤؛
ابن عبری ، ص ١٢٦). به نوشتة گردیزی (ص ٢٨٠)، جنبش یوسف برم در ١٥٩ در زمان حُمیدبن قَحطبه * ، والی خراسان ، شروع شد و چون حمید در ١٥٩ درگذشته ، بنابراین ، این قیام باید در همین سال به وقوع پیوسته باشد. آرای ابن تغری بردی (ج ٢، ص ٢٧) مبنی براینکه یوسف برم در ١٥٥ سر به طغیان برداشته بر ساخته ای بیش نیست (برای روایت دیگر رجوع کنید به موسکاتی ، ص ٣٣١، پانویس ). یعقوبی بر این اندیشه است که شورش در بخارا آغاز شد ( تاریخ ، ج ٢، ص ٣٩٧؛
بارتولد، ص ١٩٨) که غیر محتمل به نظر می رسد. موسکاتی (ص ٣٣١) به پیروی از یعقوبی می نویسد که در زمان قیام یوسف برم ، مردم شهرهای سُغد و فرغانه شورش کردند. منابع بر نقاطی از خراسان که یوسف مبارزات خود را در آنها ادامه داده تصریح نکرده اند، اما در برخی نوشته ها به چیرگی او و پیروانش بر پوشنگ و مرورود و طالقان و گوزگانان اشاره شده است (گردیزی ، همانجا؛
ابن خلدون ، ج ٣، ص ٢٠٧؛
نُویری ، ج ٢٢، ص ١١١(.
دربارة تبار و گرایش مذهبی برم ، یعقوبی یک بار اورا در زُمرة موالی ثقیف برشمرده ( تاریخ ، همانجا) و دیگر بار از وی با نام حَروری ـ یعنی خارجی ـ یاد کرده است ( البلدان ، ص ٣٠٣؛
نیز رجوع کنید به نویری ، همانجا). گردیزی دو روایت را تلفیق کرده و او را یوسف ثقفی حروری (همانجا) نامیده است . دربارة قیام و چگونگی ادعای او نوشته های مبهمی وجود دارد؛
از جمله آنکه وی و پیروانش با مهدی خلیفة عباسی همرأی نبوده اند (طبری ، همانجا؛
ابن اثیر، همانجا) و یا او مردم را به امر به معروف و نهی از منکر فرا می خوانده است (یعقوبی ، تاریخ ، همانجا؛
نیز رجوع کنید به فلوتن ، ص ٥٩). همچنین به او نسبت داده اند که پس از پیروزیهای ابتدایی ادعای پیامبری کرد (مقدسی ، ج ٦، ص ٩٧؛
نیز رجوع کنید به : صدیقی ، ص ١٧٤، ترجمة فارسی ، ص ٢٢١؛
آمورتی ، ص ٥٠١). اما این گفته محتمل به نظر نمی رسد، زیرا در سایر منابع تأیید نشده است . گردیزی (همانجا) و ابن عبری (همانجا) از قیام او، بدون ذکر داعیه ، سخن گفته اند. جهشیاری (ص ٢٢٤) نیز او را کافر خوانده است .
یوسف برم گروه زیادی پیرو گرد خود فراهم آورد (ابن کثیر، ج ١٠، ص ١٣٤) و با یاری آنان بر شهرهای خراسان چیره شده براثر این شورش کاسان پایتخت فرغانه ، سقوط کرد (یعقوبی ، تاریخ ، همانجا). مهدی عباسی نخست سپاهی به فرماندهی احمدبن اسد یا سعیدبن سلم (شباب ، ص ٤٥٩) روانة فرغانه کرد و سپس به یزیدبن مزید شیبانی دستور داد تا با یحیی الشاری بجنگد (دانیل ، ص ١٦٦). در چندین نبرد (یعقوبی ، تاریخ ، همانجا؛
برای روایت دیگر رجوع کنید به مقدسی ، همانجا؛
ابن عبری ، همانجا) که میان او و یاران یوسف برم درگرفت یوسف شکست خورد. پس از این شکست ، یاران یوسف او را وانهادند و یزیدبن مزید به کسانی که زیر پرچم او درآمده بودند امان داد (یعقوبی ، تاریخ ، همانجا). سردار عباسی ، یوسف و سردار مشهورش ابومعاذ فاریابی (ابن اثیر، ج ٦، ص ٤٣ : ابومعاذالفریابی ؛
ابن خلدون ، همانجا : معاذالفاریابی ) و دیگر اسیران را نزد خلیفه فرستاد. اسیران چون به نهروان رسیدند، یوسف را وارونه بر شتری نشاندند و بدین گونه او را به رُصافه نزد مهدی بردند (ابن جوزی ، ج ٨، ص ٢٣٥؛
ابن اثیر، همانجا؛
ابن کثیر، همانجا). خلیفه به هَرْثمة بن اَعْیَن که برادرش در خراسان به دست یوسف کشته شده بود (طبری ، همانجا؛
ابن جوزی ، همانجا) فرمان داد تا یوسف و یاران او را گردن زند. جسد یوسف را بر پلی روی دجله که نزدیک لشکرگاه خلیفه بود بردار آویختند (گردیزی ، همانجا؛
ابن شاکر کُتبی ، همانجا؛
ابن حبیب ، ص ٤٨٧؛
حافظ ابرو، ص ٦٨٢؛
نویری ، همانجا). جنبش یوسف برم یکی از رخدادهایی بود که برای مهدی عباسی خطری جدی به شمار می آمد. برخلاف جنبشهای خونین پیشین در خراسان ، یوسف و پیروان او فقط در برقراری امر به معروف و نهی از منکر کوشیدند. یوسف به گونه ای بر اعتقاد خود استوار بود که چون دست و پا بسته در برابر خلیفة عباسی قرار گرفت ، با او بدرشتی سخن گفت و خلیفه از صراحت بیان او برآشفت و به او دشنام داد (یعقوبی ، تاریخ ، همانجا). پس از کشته شدن یوسف ، گروهی از پیروانش به تبلیغ آرای او پرداختند، چنانکه منصور، نوة یوسف برم ، در عصر خلافت مأمون عباسی ، برای دربار خلیفه مشکلاتی پدید آورد (عزیزی ، ص ١٤٩). نکته ای که در گزارش منحصر گردیزی (همانجا) آمده شکست یوسف برم به دست هاشمیان بلخ است . احتمال دارد که منظور از هاشمیان ، شیعیان بلخ باشند، زیرا به گمان اشپولر (ص ٥٨ـ٥٩) اعلان جنگ آنان (شیعیان بلخ ) بر پایة آرای شیعی بود و جنبة مذهبی داشت . اگر نسبت حروری بودن یوسف را بپذیریم ، بویژه از پیوندی که قیام او با قیام یحیی خارجی داشته و یعقوبی ( تاریخ ، همانجا) یاد کرده است ، این گمان به یقین نزدیک می شود که یوسف برم در آغاز هواخواه خارجیان بوده است (قادرووا ، ص ٤٦ به بعد؛
فرای ، ص ١٢٩ـ١٣٠)، هر چند که در فرقه های خوارج نامی از او به میان نیامده است (دانیل ، ص ١٦٧). اما مَنبَجی ، مورخ سدة سوم ، بروشنی به قیام خوارج در ماوراءالنهر در دورة مهدی عباسی اشاره می کند (ص ١٣١(اگر ماهیت جنبش یوسف برم خارجی نباشد، مأخذ معتبری نیز نداریم که او را در زُمرة غُلات خراسان یا دیگر گروهها بشماریم . قیام وی هر چه باشد، نشانة ناخشنودی مردم فرودست نواحی شرقی ایران ، که مقدسی (همانجا) آنان را اوباش می خواند، از سیاست مهدی خلیفة عباسی است .
منابع :
(١) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، بیروت ١٣٨٥ـ١٣٨٦/١٩٦٥ـ١٩٦٦؛
(٢) ابن تغری بردی ، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر والقاهرة ، قاهره ( تاریخ مقدمه ١٣٨٣/١٩٦٣ ) ؛
(٣) ابن جوزی ، المنتظم فی تاریخ الملوک والامم ، چاپ عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٤) ابن حبیب ، کتاب المحبّر ، چاپ ایلزه لیختن شتیتر، حیدرآباد دکن ١٣٦١/١٩٤٢؛
(٥) ابن خلدون ، تاریخ ابن خلدون المسمّی کتاب العبر و دیوان المبتدأ والخبر ، بیروت ١٤١٣/١٩٩٢؛
(٦) ابن شاکر کتبی ، عیون التواریخ ، نسخة عکسی موجود در کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، از نسخة خطی کتابخانة فیض الله افندی ، استانبول ، ش ٢٩٢٢؛
(٧) ابن عبری ، تاریخ مختصرالدّول ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٨) ابن کثیر، البدایة والنهایة ، ج ١٠، چاپ احمد ابوملحم ... ( و دیگران ) ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٩) محمدبن عبدوس جهشیاری ، کتاب الوزراء والکتاب ، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی ، قاهره ١٣٥٧/١٩٣٨؛
(١٠) عبدالله بن لطف الله حافظ ابرو، مجمع التواریخ السلطانیه ، نسخة خطی کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، ش ٢٤٨٦؛
(١١) خلیفة بن خیاط شباب ، تاریخ ، چاپ سهیل زکّار، بیروت ١٩٦٧؛
(١٢) غلامحسین صدیقی ، جنبشهای دینی ایرانی در قرنهای دوم و سوم هجری ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(١٣) محمدبن جریر طبری ، تاریخ الطبری : تاریخ الامم و الملوک ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم ، بیروت ( ١٣٨٢ـ ١٣٨٧/ ١٩٦٢ـ١٩٦٧ ) ؛
(١٤) عبدالحی بن ضحاک گردیزی ، تاریخ گردیزی ، چاپ عبدالحی حبیبی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٥) مطهربن طاهر مقدسی ، کتاب البدء والتاریخ ، چاپ کلمان هوار، پاریس ١٨٩٩ـ١٩١٩؛
(١٦) اغابیوس بن قسطنطین مَنبَجی ، المنتخب من تاریخ المنبجی ، چاپ عمر عبدالسلام تدمری ، طرابلس ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(١٧) عمربن محمد نسفی ، القند فی ذکر علماء سمرقند ، چاپ نظر محمد فاریابی ، ریاض ١٤١٢/١٩٩١؛
(١٨) احمدبن عبدالوهاب نویری ، نهایة الارب فی فنون الادب ، ج ٢٢، تحقیق محمد جابر عبدالعال حسینی ، مراجعة ابراهیم مصطفی ، قاهره ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(١٩) احمدبن اسحاق یعقوبی ، تاریخ الیعقوبی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢٠) همو، کتاب البلدان ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٢١) B. M. Amoretti, ûSects and heresiesý, in The Cambridge history of Iran , IV, Cambridge ١٩٧٥;
(٢٢) Mohsen Azizi, La domination arabe et l'إpanouissment du sentiment national en Iran , Paris ١٩٣٨;
(٢٣) V. V. Barthold, Turkestan down to the Mongol invasion , London ١٩٧٧;
(٢٤) Elton L.Daniel, The political and social history of Khura ¦ sa ¦ n under Abbasid rule, ٧٤٧-٨٢٠ , Minneapolis & Chicago ١٩٧٩;
(٢٥) R.N. Frye, The golden age of Persia : the Arabs in the East , London ١٩٧٥;
(٢٦) Ferdinand Justi, Iranisches Namenbuch , Hildesheim ١٩٦٣;
(٢٧) T.K.Kadyrova, "K zucheniyu kharaktera vosstaniya Yusufa", in Obshchestuennye Nauki v Uzbekistane , Tashkent ١٩٦٤;
(٢٨) Sabatino Moscati, ûStudi storici sul califato di al-Mahdiý, Orientalia , XIV (١٩٤٥);
(٢٩) GholamHossein Sadighi, Les mouvements religieux iraniens au II e et au III e siةclة de l'hإgire , Paris ١٩٣٨;
(٣٠) Bertold Spuler, Iran in Frدh-islamischer Zeit , Wiesbaden ١٩٥٢;
(٣١) Gerlof van Vloten, Recherche sur la domination arabe, le shiitisme et les croyances messianiques sous le Khalifat des Omayades , Amsterdam ١٨٩٤.
/ رضا رضازاده لنگرودی /