دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٧٠٦
حييم ، حييم، سليمان، مؤلف نخستين لغتنامههاى جامع دوزبانه در ايران. حييم، بر وزن حكيم، بدون تشديد خوانده مىشود. وى در ١٣٠٤/ ١٢٦٦ش در تهران در يك خانواده يهودى شيرازى زاده شد. پدرش، حييم اسحاق، بزرگ شده تهران و لحافدوز بود. تحصيلات سليمان در مكتبخانه آغاز شد و در مدرسه نور (ميسنوراللّه)، متعلق به مبلّغان مسيحى، و پس از آن در دبيرستان اتحاد تهران ادامه يافت كه در آنجا فرانسه و عبرى خواند. در نوزده سالگى وارد كالج امريكايى تهران (بعداً دبيرستانالبرز) شد و پس از پايان تحصيلات در ١٣٣٣/ ١٢٩٤ش، در همانجا شروع به تدريس كرد (داريوش حييم، ص ٣؛ امامى، ج ٢، ص ١٩١؛ آصف، افقبينا، سال ٢، ش ١٠، ص ٢٤؛ د. ايرانيكا، ذيل مادّه).
پس از ورود ميلسپو، مستشار مالى امريكايى، و كارشناسان امريكايى به ايران، حييم به عنوان مترجم در وزارت ماليه استخدام شد و در همين دوران، به اقتضاى نياز جامعه، تأليف فرهنگهاى دو زبانه خويش را آغاز كرد. وى در اواسط دهه ١٣١٠ش به استخدام شركت نفت ايران و انگليس درآمد و پس از رياست دارالترجمه آنجا، به رياست اداره خريد شركت نفت برگزيده شد. وى در اين سمت، راه را بر سوءاستفاده عدهاى از همكاران خود بست و در نتيجه دشمنى آنها، در اواسط دهه ١٣٣٠ش استعفا و تقاضاى بازنشستگى كرد (داريوش حييم، ص ٣ـ٤؛ امامى، ج ٢، ص ١٩٢).
حييم، به شهادت آثارش، به جز انگليسى، زبانهاى فرانسه و عبرى و احتمالا عربى را به خوبى، و تركى و آلمانى و روسى را در حدى كه از لغتنامههاى آنها استفاده كند، مىدانسته است. اظهارنظرهاى دقيق او درباره لغاتِ تركىِ دخيل در فارسى، اين تصور را ايجاد كرده بوده كه وى از يهوديان تبريز بوده است (امامى، ج ٢، ص ١٩٣).
حييم زبان عبرى و علوم دينى يهودى را از كودكى نزد حاخام حييم موره آموخت و به تدريج نقش دستيار استادش را پيدا كرد و به دليل نابينايى وى، سخنان او را روى كاغذ مىآورد كه حاصل آن سه كتاب (به نامهاى دِرِخ حييم، پاته الياهو، و گِدولت مردخاى) است (داريوش حييم، ص ٧، ١٠؛ آصف، افق بينا، سال ٢، ش ١٠، ص ٢٥).
احاطه حييم به اصطلاحات يهودى و مسيحى از امتيازات فرهنگهاى اوست و ظاهراً ترجمه مقالات راجع به دين يهود در دايرةالمعارف فارسى، به سرپرستى غلامحسين مصاحب، نيز از اوست (امامى ج ١، ص ١٨٣، ج ٢، ص ٢٠٩).
حييم به ادبيات فارسى عشق مىورزيد و ديوانهاى حافظ و سعدى كتاب بالينى او بود. او قادر بود در سبكهاى گوناگون به انگليسى و عبرى و فارسى شعر بگويد، اما عمده اشعارش به فارسى است، اما آنها را به چاپ نرساند (داريوش حييم، ص ٥ـ٦؛ امامى، ج ٢، ص ١٩٤؛ آصف، افقبينا، سال ٢، ش ١١، ص ٣٥). وى از پيشكسوتان نمايشنامهنويسى در ايران نيز محسوب مىشود و قصههاى يوسف و زليخا، روت و نَعومى، اِستر و مُردخاى (هر سه از قصههاى تورات) را به شكل نمايشنامه منظوم تنظيم كرد كه در زمان حياتش اجرا شد. نمايشنامه يوسف و زليخا در ١٣٠٧ش به چاپ رسيد (امامى، همانجا؛ صياد، ص ٢٨٠ـ٢٨١).
سليمان حييم در ١٣٤٨ش بر اثر سكته قلبى درگذشت (رجوع کنید به داريوش حييم، ص ٤).
سليمان حييم اولين فرهنگ دوزبانه خود را، به نام فرهنگ جامع انگليسى ـ فارسى، ارائه كرد. جلد اول در ١٣٠٨ش و جلد دوم در ١٣١١ش در تهران به چاپ رسيد. اين فرهنگ مفصّل و روشمند، به دليل همكارى با امريكاييان در كالج البرز و گروه ميلسپو و دستيارانش، گرايش به انگليسىِ امريكايى دارد. حدود ده سال بعد، همين فرهنگ با ويرايش و توسعه واژگان و با نام فرهنگ بزرگ انگليسى ـ فارسى چاپ شد (تهران ١٣٢٠ش و ١٣٢٢ش، ج ٢). در آن زمان حييم در شركت نفت ايران و انگليس كار مىكرد و با اصطلاحات بريتانيايى بيشتر سر و كار داشت. در اين فرهنگ، گرايش انگليسىِ بريتانيايى غالب است (سليمان حييم، ص ٧؛ امامى، ج ٢، ص ١٩٦).
حييم كه قواعد كار را بهدرستى شناخته بود، چندى بعد، با استفاده از برگههاى مدخلهاى كتاب اول، فرهنگ جامع فارسى ـ انگليسى را در دو جلد بهچاپ رساند (تهران ١٣١٢ش و ١٣١٤ش) (امامى، ج ٢، ص ١٩٧) و از آن پس، فرهنگنويسى را تا آخر عمر ادامه داد.
فرهنگ بزرگ انگليسى به فارسى حييم مفصّلترين اثر اوست كه حدوداً شامل ٠٠٠،٥٥ مدخل و ٠٠٠، ٢٥ زيرمدخل است كه از ميان مجموعهاى از لغتنامهها دستچين شده است. چون وى عقيده داشت آموختن علم اولين شرط پيشرفت اجتماعى است، سهمى كه در اين فرهنگ براى لغات علمى قائل شده بيش از حد معمول فرهنگهاى عمومى است (همان، ج ٢، ص ١٩٩).
حييم سالها اصطلاحات رايج در حرفههاى گوناگون را به دقت ضبط كرده بود و مىكوشيد به جاى ساختن لغت، واژههايى را كه بين اهل فن مرسوم است به كار بَرَد. گفتهاند كه گاه در جستجوى ريشه بعضى لغات، كار خود را رها مىكرده و به گفتگو با صنعتگرى كه مشغول كار بود، مىپرداخت (رجوع کنید به ادهمى، ص ١٤؛ امامى، ج ٢، ص ٢٠٢). سليمان حييم با زبان و ادبيات فارسى و آثار بزرگان ادب و لغات كهن آشنا بود و در دادن معادلها ترجيح مىداد از كلمات فارسى (هر چند غير مصطلح و مهجور) و سپس از كلمات عربى استفاده كند و كلمات اروپايى رايج در فارسى را عمداً بهكار نمىبرد (امامى، ج ٢، ص ٢٠٠).
در اواخر كار حييم، از شيوه كار وى و عدم انطباق آن با آخرين معيارهاى جهانى، انتقادهايى شده بود (رجوع کنید به مهان، ص ٦٣٥ـ٦٣٧) اما سهم وى در فرهنگنويسى در ايران انكارناپذير است و برخى بر آناند كه هيچ فرهنگنويسى در ايران از آثار او بىنياز نخواهد بود (رجوع کنید به امامى، ج ١، ص ١٨٤؛ حقشناس و همكاران، پيشگفتار، ص ١٢؛ د. ايرانيكا، همانجا). مينوى (ص ١٣٥ـ١٣٦) معتقد بود كه براى نوشتن فرهنگ فارسى جديد، كسى شايستهتر از حييم وجود نداشت و طرحى نيز به اتفاق خانلرى* و حييم براى اين كار تهيه شده بود.
فرهنگهاى حييم عبارتاند از: فرهنگ جامع انگليسى ـ فارسى در دو جلد (١٣٠٨ش و ١٣١١ش)؛ فرهنگ جامع فارسى ـ انگليسى در دو جلد (١٣١٢ش و ١٣١٤ش)؛ فرهنگ فرانسه ـ فارسى (١٣١٦ش)؛ فرهنگ بزرگ انگليسى ـ فارسى، دو جلدى (١٣٢٠ش و ١٣٢٢ش)؛ فرهنگ انگليسى ـ فارسى (١٣٣١ش)؛ فرهنگ فارسى ـ انگليسى (١٣٣٣ش)؛ امثال فارسى ـ انگليسى (١٣٣٤ش)؛ فرهنگ كوچك انگليسى ـ فارسى (١٣٣٥ش)؛ فرهنگ عبرى ـ فارسى (١٣٤٠ش)؛ فرهنگ كوچك فرانسه ـ فارسى (١٣٤٥ش)؛ و فرهنگ فارسى ـ عبرى، كه حييم فرصت اتمام آن را نيافت و پس از او چهار گروه كار وى را ادامه دادند و بهتدريج آن را تكميل و ويرايش كردند. آخرين گروه، به سرپرستى دكتر يونس حمامى لالهزار، كار را به پايان رسانده و آماده انتشار كردهاند. كمتر از بيست درصد اين كتاب يادداشتهاى شخص حييم است و نويسندگان بعدى تلاش كردهاند كه به سياق مؤلف كار را ادامه دهند؛ يعنى به روال فرهنگهاى وى، تمام لغات را با همخانوادهها و عبارات و مثلهاى مشهور و نيز معادل اسامى بياورند. ضمن اينكه بسيارى از معادلها، روزآمد و مدخلهاى جديد نيز اضافه شده است (حمامى لالهزار، مصاحبه مورخ آذر ١٣٨٤).
منابع:
(١) بيژن آصف، «استاد سليمان حييم»، افق بينا، سال ٢، ش ١٠ (تير ـ شهريور ١٣٧٩)، ش ١١ (مهر ـ دى ١٣٧٩)؛
(٢) داود ادهمى، «يادى از استادى يگانه»، در يهوديان ايرانى در تاريخ معاصر، ج ٣، ويراستار: هماسرشار، بورلى هيلز، كاليفرنيا: مركز تاريخ شفاهى يهوديان ايرانى، ١٩٩٩؛
(٣) كريم امامى، از پست و بلند ترجمه، تهران ١٣٧٢ـ١٣٨٥ش؛
(٤) علىمحمد حقشناس، حسين سامعى، و نرگس انتخابى، فرهنگ معاصر هزاره انگليسى ـ فارسى، تهران ١٣٨٤ش؛
(٥) يونس حمامى لالهزار، انجمن كليميان ايران، تهران، مصاحبه، آذر ١٣٨٤؛
(٦) داريوش حييم، «پدرم سليمان حييم»، در يهوديان ايرانى در تاريخ معاصر، همان؛
(٧) سليمان حييم، فرهنگ بزرگ انگليسى ـ فارسى، تهران ١٣٦٩ش؛
(٨) پرويز صياد، «در يادواره سليمان حييم»، در يهوديان ايرانى در تاريخ معاصر، همان؛
(٩) م. مهان، «(درباره )فرهنگ حييم: انگليسى ـ فارسى»، راهنماى كتاب، سال ١١، ش ١٠ـ١٢ (اسفند ١٣٤٧)؛
(١٠) مجتبى مينوى، «نامهاى از مينوى به يحيى مهدوى: هفتم دى ماه ١٣٣٩»، راهنماى كتاب، سال ٢٠، ش ١ و ٢ (فروردين و ارديبهشت ١٣٥٦)؛
(١١) EIr. s.v. "Haim, Solayman" (by Amnon Netzer).
/ مريم بهارى /