دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٦٨٧
بلخی ، سیّداسماعیل ، مبارز مذهبی و شاعر انقلابی افغانستان . به قولی در ١٢٩٨ ش (خسروشاهی ، ص ١٢٣) و به قولی دیگر در ١٢٩٩ ش (ریاضی هدی ، ج ١، ص ٢٥؛ اکبرزاده بلخی ، ص ٥) در روستای سرپل درّة بلخاب ، در ولایت جوزجان افغانستان ، به دنیا آمد (حسینی ، ص ٧؛ بلخی ، ج ١، مقدمه ، ص الف ). در ١٣٠٠ ش ، مادرش را از دست داد و در ١٣٠٤ ش همراه پدرش ، سیدمحمد که از عالمان دینی منطقه بود، برای تحصیل در حوزة علمیة مشهد به ایران آمد و در مدرسة عباسقلی خان مشغول تحصیل شد و ادبیات ، منطق و حکمت را نزد ادیب نیشابوری و دیگر استادان فراگرفت و دورة سطح فقه و اصول را نزد اساتید حوزة مشهد آموخت (اکبرزاده بلخی ، همانجا؛ احمدی نژاد، ش ٢٥، ص ٣؛ یادوارة علامة شهید سیداسماعیل بلخی ، ص ٢٧). در ١٣١٤ ش ، در قیام مسجد گوهرشاد در اعتراض به کشف حجاب ، شرکت کرد. ازینرو در اواخر ١٣١٤ ش یا ١٣١٥ ش ، مخفیانه از مشهد راهی هرات شد (اکبرزاده بلخی ، ص ٦؛ ریاضی هدی ، همانجا).
او در ١٣١٦ ش با پدرش جهت زیارت عتبات از راه بندر کراچی و بوشهر به عراق ، و سپس به منظور عمره به عربستان و از آنجا به اردن و مصر مسافرت کرد (اکبرزاده بلخی ، همانجا) و در بازگشت مدتی در مشهد اقامت نمود (ریاضی هدی ، ج ١، ص ٢٦) و در ١٣١٧ ش به هرات بازگشت (اکبرزاده
بلخی ؛ ریاضی هدی ؛ خسروشاهی ، همانجاها). در آنجا مدتی تحت نظر بود. عده ای این امر را روندی عادی می دانند که دولت افغانستان با هر عالم شیعه در آن ایام اعمال می کرده ولی عده ای دیگر تحت نظر بودن بلخی را ناشی از نگرانی دولت از مداخلة او در امور سیاسی می دانند («جایگاه شهید علامه بلخی ...»، ص ٧). در همان سال ، در هرات ازدواج کرد و همانجا اقامت گزید (اکبرزاده بلخی ، همانجا؛ بلخی ، ج ١، مقدمه ، ص ض ). در ١٣١٩ ش ، با پدرش از راه میمنه به شمال افغانستان ، و از آنجا به کابل و قندهار رفت و دوباره به هرات بازگشت (اکبرزاده بلخی ، ص ٧). این سفر گفتة بعضی را که معتقدند بلخی تا ١٣٢٤ـ ١٣٢٥ ش از سوی دولت اجازة خروج از هرات را نداشته (خسروشاهی ، ص ١٢٤؛ بلخی ، ج ١، مقدمه ، ص ط ؛ «جایگاه شهید علامه بلخی ...»، همانجا) رد می کند.
بلخی در ١٣٢٢ـ ١٣٢٣ ش ، در هرات سازمان «مجتمع اسلامی » را پایه نهاد (خسروشاهی ، ص ٨٦) که در آغاز بیشتر فعالیتهای ادبی و مذهبی داشت . او در ١٣٢٤ ش ، از راه میمنه و اندخوی به مزار شریف رفت و کمیتة ایالتی سازمان را در میمنه ، مزار شریف و چند شهر دیگر تشکیل داد (اکبرزاده بلخی ، ص ٩ـ١٠؛ خسروشاهی ، همانجا). در مهر ١٣٢٧، بر اثر فشار دولت ، بناچار از مزار شریف راهی کابل شد (اکبرزاده بلخی ، ص ١٠؛ حسینی ، همانجا). نیروهای دولتی او را در کابل به جرم فعالیت سیاسی ، سه شبانه روز بازداشت و بازجویی کردند (اکبرزاده بلخی ، ص ١١). در دورة نخست وزیری شاه محمود، به سبب آزادیهای نسبی ، احزاب گوناگونی تشکیل شد. بلخی نیز فعالیتهای سیاسی خود را بیشتر کرد (ریاضی هدی ، ج ١، ص ٢٧) و در کابل کمیتة مرکزی مجتمع اسلامی را مخفیانه تشکیل داد و آن را «حزب ارشاد» نامید. او و افرادی چون خواجه محمد نعیم ، محمد اسلم غزنوی ، و محمد ابراهیم گاوسوار از اعضای کمیتة مرکزی این حزب بودند. مقرّ حزب در چنداول کابل بود و تا زمان افشا و زندانی شدن اعضای آن بیشتر مردم از وجود آن خبر نداشتند (خسروشاهی ، ص ٨٦ ـ ٨٧؛ احمدی نژاد، ش ١٠، ص ٢؛ رجوع کنید به ریاضی هدی ، همانجا؛ اکبرزاده بلخی ، ص ٨ ـ١٢).
بلخی در آن دوران از اوضاع دیگر کشورهای اسلامی غافل نبود و پس از اشغال فلسطین توسط صهیونیستها در ١٣٢٧ ش ، در مسجد پل خشتی کابل ، بر ضد اسرائیل سخنرانیهایی کرد و به گردآوری کمکهای مالی برای فلسطینیان پرداخت ( فریادهای جاویدان ، ص ٢٢٦؛ «جایگاه شهید علامه بلخی ...»، ص ٢١). او همچنین از ادعاهای مرزی دولت افغانستان نسبت به مناطق پشتونشین کشور تازه استقلال یافتة پاکستان انتقاد کرد («جایگاه شهید علامه بلخی ...»، ص ١٩).
در این دوره ، در داخل خاندان سلطنت ، برای احراز مقام صدارت و بازستاندن آزادی نسبی ، کشمکشهایی به وجود آمده بود. بلخی از ترس پیروزی جناح طرفدار استبداد به رهبری داوودخان * ، برای جذب افراد بانفوذ، دست به فعالیتهای فرهنگی ـ سیاسی زد و در اواخر زمستان ١٣٢٨ ش ، با عجله طرح قیام زودرس مسلحانه را در برانداختن صدارت ، جدایی نظام سلطنت از حکومت و برقراری مشروطه پی ریزی کرد (ریاضی هدی ، ج ١، ص ٢٨؛ یادوارة علامه شهید سیداسماعیل بلخی ، ص ٤٤). از دیگر انگیزه های قیام بلخی ، محرومیت جامعة شیعه ، دفاع از حقوق ضعفا و ایجاد وحدت ملی بود ( یادوارة علامه شهید سیداسماعیل بلخی ، ص ٢٩ـ٣٠، ٤٦ـ٤٧).
این قیام که بنا بود در اول فروردین ١٣٢٩ عملی شود، بر اثر خیانت گُل جان وَردَکی از اعضای حزب ارشاد، افشا گردید و بلخی و تعدادی از پیروانش دستگیر شدند (فرهنگ ، ج ٢، ص ٦٧٣؛ اکبرزاده بلخی ، ص ١٢؛ احمدی نژاد، ش ١٠، همانجا) که این امر راهپیمایی جمع کثیری از مردم را به دنبال داشت (اکبرزاده بلخی ، ص ١٢). در اعلامیه ای که حکومت به این مناسبت انتشار داد، بلخی و یارانش به سرنگون ساختن حکومت به سود و همدستی خارجی متهم شدند (فرهنگ ، همانجا).
در ١٣٤٢ش ، با عزل داوودخان از سوی ظاهرشاه * (اسعدی ، ج ١، ص ١١٩) و نخست وزیر شدن دکتر محمد یوسف و با موافقت ظاهرشاه ، بلخی در ١١ مهر ١٣٤٣ به درخواست وی آزاد گردید. بلافاصله تعدادی از نمایندگان مجلس سنا و شورای ملی و عده ای از مردم به ملاقات وی رفتند. سه روز بعد بلخی بنا به تقاضای ظاهرشاه برای تبادل نظر در امور فرهنگی به ملاقات او رفت (اکبرزاده بلخی ، ص ١٥ـ١٧).
بلخی در ١٣٤٥ ش ، با سفر به قندهار برای رفع اختلاف شیعیان و اهل سنّت کوشید. در اواخر ١٣٤٦ ش در دورة نخست وزیری نوراحمد اعتمادی ، به سوریه و عراق سفر کرد و در نجف با پسران آیت الله حکیم و همچنین با آیت الله خویی و امام خمینی (ره ) و علمایی دیگر ملاقات کرد ( یادوارة علامه شهید سیداسماعیل بلخی ، ص ٤٦؛ اکبرزاده بلخی ، ص ١٧ـ ١٨؛ «جایگاه شهید علامه بلخی ...»، ص ١٣)؛ سپس به قم و مشهد سفر کرد و ضمن دیدار با علما در جمع طلاّ ب حوزه به سخنرانی در مورد مبارزات خود پرداخت . پس از بازگشت به کابل برای ایجاد تفاهم بین شیعه و سنی تلاش کرد (اکبرزاده بلخی ، ص ١٨).
در ١٣٤٧ ش ، به دعوت مردم هزاره جات * ، برای افتتاح مسجد راهی آنجا شد، اما پس از دو روز به علت کسالت به کابل بازگشت و بر اثر سکتة قلبی بستری گردید. بلخی پیشنهاد ظاهرشاه دایر بر اعزام او به خارج را نپذیرفت ، و سرانجام در ٢٣ تیر ١٣٤٧ درگذشت . به عقیدة برخی ، عوامل شاه او را مسموم کردند. جنازة بلخی را در روز بعد هزاران تن از مردم اعم از شیعه ، سنّی و حتی هندو تشییع کردند و در دامنة کوه افشار، به خاک سپردند (همان ، ص ١٩ـ٢٠).
مهمترین اثر بلخی مجموعه ای از اشعار اوست که بعد از وفاتش گردآوری شد. او سرودن شعر را از حدود شانزده سالگی آغاز کرد (بلخی ، ج ١، ص ٨١) و اغلب اشعار خود را در زندان سرود. در این دوران ، اشعار خود را به یاری نگهبانان یا هنگام ملاقات با خانواده اش مخفیانه به بیرون زندان می فرستاد. در زندان تنها قرآن در اختیار او بود که به گفتة خودش حدود ٧٠٠ ، ١ بار آن را با دقت مطالعه کرده بود. ازینرو تأثیر قرآن را می توان در اشعارش مشاهده کرد ( یادوارة علامه شهید سیداسماعیل بلخی ، ص ٣٧، ٢٦٨ به نقل خدیجه بلخی ؛ بلخی ، ج ١، مقدمه ، ص ق ). از مجموع ٠٠٠ ، ٧٥ و به قولی بیست هزار بیت شعری که سروده ، تنها حدود چهار هزار بیت آن در دیوانش گردآوری شده است (بلخی ، ج ١، مقدمه ، ص م ؛ خسروشاهی ، ص ١٢٧؛ اکبرزاده بلخی ، ص ٩).
بلخی از حیث آزادیخواهی ، سرآمد شاعران معاصر خویش است و کمتر شعری از او از توجه به مسائل سیاسی و اجتماعی جامعة خود و حتی جهان اسلام خالی است (جعفریان ، ص ٣٨)، ازینرو او را از بنیانگذاران ادبیات انقلابی افغانستان در دورة معاصر می دانند (اسعدی ، ج ١، ص ٨٩). برای نمونه ، او در اشعار خود به حزب «ویش زِلْمیان » ( به معنای جوانان بیدار ) ، نهضت نسوان ، کشف حجاب و طرح پشتونستان در دورة نخست وزیری داوودخان تاخته است (بلخی ، ج ١، مقدمه ، ص ف ). در ضمن اشعار او، می توان توجهش را به وحدت اسلامی ، خرافه ستیزی ، مبارزه با روحانیان درباری ، چاپلوسان ، جهل و استبداد و ردّ نژادگرایی مشاهده کرد («جایگاه شهید علامه بلخی ...»، ص ٣٥ـ ٣٨؛ فریادهای جاویدان ، ص ٤١، ٤٨، ٧٠، ١٠٨؛ یادوارة علامه شهید سیداسماعیل بلخی ، ص ٤٥ـ ٤٦؛ بلخی ، ج ١، ص ٤١، ٢٢٣). وی همچنین نظام سیاسی مطلوب را نظامی براساس جمهوری می داند که آن را به نظام جمهوری شرقی و جمهوری خودی تعبیر می کند و نظام شاهی ، جمهوری به سبک دیگران و دموکراسی غربی را نفی می نماید (بلخی ، ج ١، مقدمه ، ص ک ، ل ).
در پاره ای از اشعار وی ضعف تخیّل ، ضعف نسبی زبان شعر و برخی نقایص در وزن و قافیه مشاهده می شود (کاظمی ، ص ٢٧١ـ٢٧٤). بیشتر اشعار بلخی در قالب قصیده و غزل سروده شده («جایگاه شهید علامه بلخی ...»، ص ٨٧) و از حیث شیوة سرودن و حال و هوای اشعار، کارهای وی به سروده های فرخی یزدی ، عارف قزوینی ، علی اکبر دهخدا و محمدتقی بهار بسیار نزدیک است (جعفریان ، ص ٣٨).
بلخی در ١٣١٤ ش دو کتاب تقریباً ناتمام زنبیل یا طب از نگاه قرآن و التّفسیر فی الکلام الاسلامیة را در هرات تألیف کرد که هنوز چاپ نشده است ( یادوارة علامه شهید سیداسماعیل بلخی ، ص ٢٦٩ـ٢٧٠ به نقل خدیجه بلخی ).
منابع :
(١) علاوه بر مصاحبه های نویسنده با میرمحمد حسن ریاضی هدی و صدیقه بلخی ؛
(٢) حسن احمدی نژاد، «خطابه های علامه بلخی (ره )»، نجات ، ش ٢٥ (تیر ١٣٧٧)؛
(٣) همو، «قیام علامه شهید سیداسماعیل بلخی »، نجات ، ش ١٠ (فروردین ١٣٧٧)؛
(٤) مرتضی اسعدی ، جهان اسلام ، تهران ١٣٦٦ـ ١٣٦٩ ش ؛
(٥) افسانه اکبرزاده بلخی ، «زین صبح سوگوار»، ارشاد النسوان ، ش ١١ (تیر ١٣٧٧)؛
(٦) سیداسماعیل بلخی ، دیوان ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٧) «جایگاه شهید علامه بلخی در معماری بنای تفکر اصیل اسلامی »، پیام مستضعفین ، ش ٥٧ ـ ٥٨ (مرداد ١٣٦٥)؛
(٨) محمد حسین جعفریان ، «از فراز هندوکش »، کیهان فرهنگی ، سال ٨ ، ش ٨ (بهمن ١٣٧٠)؛
(٩) محمود حسینی ، «شهید بلخی (ره )، رهبر کم نظیر و نابغة قرن در افغانستان »، نجات ، ش ٢٥ (تیر ١٣٧٧)؛
(١٠) هادی خسروشاهی ، نهضتهای اسلامی در افغانستان ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(١١) میرمحمد حسن ریاضی هدی ، گنجینه ، تهران ( بی تا. ) ؛
(١٢) میرمحمد صدیق فرهنگ ، افغانستان در پنج قرن اخیر ، قم ١٣٧٤ ش ؛
(١٣) فریادهای جاویدان ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(١٤) محمد کاظم کاظمی ، «بی همگان با همگان »، سراج ، سال ٢، ش ٨ (تابستان ١٣٧٥)؛
(١٥) یادوارة علامه شهید سیداسماعیل بلخی ، تهران ١٣٦٨ ش .
/ مهدی کریمی /