دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٠٥٥
حریرى ، قاسم بن على، كنیهاش ابومحمد، ادیب، لغوى و صاحب مقامات. وى در حدود ٤٤٦ در منطقهاى نزدیك بصره به نام مَشان به دنیا آمد و در آنجا بزرگ شد (سمعانى، ج ٢، ص ١٩٥؛ عمادالدین كاتب، ج ٢، قسم شعراءالعراق، جزء٤، ص ٥٩٩، ٦٠١؛ یاقوت حموى، ج ١٦، ص ٢٦١). او به قبیله ربیعةالفَرَس (یا ربیعة بن نَزار) منسوب است (ابنخلّكان، ج ٤، ص ٦٦؛ ابوالفداء، ج ٢، ص ٣٣١) و ظاهرآ به سبب اشتغال یكى از اجدادش به بافت یا فروش پارچه حریر، به حریرى ملقب شده است (سمعانى، ج ٢، ص ٢٠٩) و چون ساكن محله بنیحرام در بصره بود، عدهاى او را حرامى میخواندند (همان، ج ٢، ص ١٩٤؛ عمادالدین كاتب، ج ٢، همان، ص ٦٠١). وى فردى برخوردار از ثروت بود و نخلستانى با هجده هزار نخل در منطقه مشان داشت (قفطى، ج ٣، ص ٢٥؛ قس ابوالفداء، همانجا، كه مشان را تبعیدگاه حریرى خوانده است).
حریرى در دربار خلیفه عباسى به كتابت مشغول بود. امیر كلام او را تحسین میكرد (ابنانبارى، ص ٣٨١؛ یاقوت حموى، ج ١٦، ص ٢٦٢؛ ابنكثیر، ج ١٢، ص ١٩٢). وى همچنین صاحب خبر (برید*) بصره بود كه این منصب تا پایان حكومت مقتفیلامراللّه (حك: ٥٣٠ـ ٥٥٥) در بین فرزندانش باقى ماند (عمادالدین كاتب، همانجا؛ بروكلمان، ج ٥، ص ١٤٤). وى در ٥١٦ در محله بنیحرام بصره درگذشت (سمعانى، ج ٢، ص ١٩٥؛ ابنانبارى، همانجا؛ یاقوت حموى، ج ١٦، ص ٢٦١ـ ٢٦٢). در برخى منابع، تاریخ مرگ حریرى سالهاى ٥١٤ و ٥١٥ ذكر شده است (رجوع کنید به سمعانى، ج ٢، ص ٢٠٩؛
ابناثیر، ج١٠، ص ٥٩٦؛
ابوالفداء، همانجا).
حریرى ادیبى فاضل، خوشذوق، خوشسخن، با ذكاوت، در عصر خود بینظیر و در طبقه علماى طراز اول بود (سمعانى، ج ٢، ص ١٩٤؛
ابنانبارى، ص ٣٧٩؛
یاقوت حموى، ج ١٦، ص ٢٨٣). سبكى (ج ٧، ص ٢٦٦) او را در طبقه پنجم، یعنى كسانى كه بین سال ٥٠٠ و ٦٠٠ در گذشتهاند؛
و ابنقاضى شهبه (ج ١، ص ٢٨٩) در طبقه سیزدهم علما، یعنى كسانى كه در دو دهه اول قرن ششم در گذشتهاند، قرار داده است. وى از محضر استادانى چون ابوتمام محمدبن حسنبن موسى مُقرى و ابوالقاسم فضلبن محمدبن علیبن فضل قَصَبانى (متوفى ٤٤٤) نحوى استفاده نمود. با اینكه تمامى منابع بر استادى قصبانى و شاگردى حریرى اتفاقنظر دارند، اما به لحاظ تاریخى این دو یكدیگر را ندیدهاند. عده كثیرى نیز از او استفاده كرده و روایت نقل نمودهاند (رجوع کنید به سمعانى، ج ٢، ص ١٩٤ـ١٩٥؛
ابنانبارى، ص ٣٧٩ـ ٣٨٠؛
ابنشاكر كتبى، ج ١٢، ص ١٣٤).
حریرى علاوه بر مقامات (رجوع کنید به مقامات حریرى*)، تألیفات دیگرى نیز دارد، از جمله: دُرَّةالغَوّاص فى اَوهام الخَواص (یاقوت حموى، ج١٦، ص٢٧١؛
قفطى؛
ابنخلّكان، همانجاها). ابنانبارى (ص ٣٧٩) آن را با نام دُرَّة الغَوّاص فیما یلْحَنُ فیه الخَواص و خوانسارى (ج ٦، ص ٣٥٩) با نام دُرَّة الغَوّاص فى اَغْلاط الخَواص آورده است. حریرى نگارش این كتاب را در ٥٠٤ آغاز نمود (یاقوت حموى، ج ١٦، ص ٢٨٣ـ٢٨٥). وى (ص ٣) بررسى اغلاط مصطلح لغوى، تبیین واژههایى كه مردم را به اشتباه میافكند و نكات لغوى را كه تا آن زمان مطرح نشده، از اهداف نگارش كتاب بیان كرده است. حریرى در این كتاب، حدود ٢٢٣ اشتباه لغوى خواص زمان خود را بررسى و اصلاح نموده است (واندایك، ص ٢٨٣، ٣١٢؛
مغربى، ص١١٠؛
بروكلمان، ج ٥، ص ١٥١). شروح و حواشى و تعلیقات بسیارى بر این كتاب نوشته شده و هماكنون نیز مورد توجه پژوهشگران و علماست. تكمله ابومنصور جوالیقى* به نام التكملة فیما یلْحَنُ فیه العامّة و شرح احمد خَفاجى (متوفى ١٠٦٩) از مشهورترین تعلیقات و شروح این كتاب است. از نظر خفاجى، حریرى در این كتاب، همچون دیگر تألیفاتش، تكلف به خرج داده است (رجوع کنید به حاجیخلیفه، ج ١، ستون ٧٤١ـ٧٤٢؛
واندایك، ص ٤٧٣؛
مغربى، ص١١٠ـ ١١١؛
بروكلمان، ج ٥، ص ١٥١ـ١٥٢). این كتاب بارها به نظم درآمده و خلاصه شده است (رجوع کنید به حاجیخلیفه، همانجا؛
مغربى، ص ١١١؛
بروكلمان، ج ٥، ص ١٥٢).
حریرى به پیشنهاد ابنتلمیذ، در ٥٠٤، قصیدهاى تعلیمى در باب نحو به نام مُلْحَةالاِعراب سرود (ابنانبارى، همانجا؛
یاقوت حموى، ج ١٦، ص ٢٧١، ٢٨٣ـ٢٨٦؛
بروكلمان، همانجا). ابنشاكر كتبى (همانجا) آن را با نام مسحةالاعراب و سبحة الآداب، و بغدادى (ج ١، ستون ٨٢٨) آن را با نام ملحة الاعراب و سخنة الآداب آورده است. بر این كتاب نیز شروح بسیارى نوشتهاند، از جمله خود وى (رجوع کنید به یاقوت حموى، ج ١٦، ص ٢٧١؛
قفطى، همانجا). سیوطى (متوفى ٩١١) نیز شرحى در سه مجلد بر آن نوشته است. مختصرى از ملحةالاعراب نیز به نظم از ابنوردى* (متوفى ٨٤٦) موجود است (حاجیخلیفه، ج ٢، ستون ١٨١٧ـ١٨١٨؛
بروكلمان، ج ٥، ص ١٥٣ـ١٥٤؛
براى شروح دیگر رجوع کنید به همانجاها).
دیوان رسائل یا نامهها، مجموعه دیگرى از تألیفات حریرى است (ابنانبارى؛
یاقوت حموى؛
قفطى، همانجاها). بخشى از این مجموعه را عمادالدین كاتب (ج ٢، همان، ص ٦٢٥ـ٦٦٠) و یاقوت حموى (ج ١٦، ص ٢٦٩ـ٢٩٣) آوردهاند. در این مجموعه، دو رساله سینیه و شینیه، كه به نظم و نثر نگارش شده، مورد توجه است. رساله سینیه، نامهاى است در سرزنش یكى از دوستانش و رساله شینیه درباره یكى از دوستانش است كه حریرى ضمن مدح وى از فراقش به شِكوه پرداخته است (عمادالدین كاتب، ج ٢، همان، ص ٦١٦ـ٦٢٤؛
یاقوت حموى، ج ١٦، ص ٢٧٦ـ٢٨٢؛
بروكلمان، ج ٥، ص١٥٠ـ١٥١).
مجموعهاى از اشعار حریرى، مُزَین به صنایع لفظى، از جمله لزوم مالایلزم، جناس و عكس، موجود است (عمادالدین كاتب، ج ٢، همان، ص ٦٠٣، ٦٠٨ـ٦١٤؛
یاقوت حموى، ج ١٦، ص ٢٧١؛
طاشكوپریزاده، ج ١، ص ٢٥٥ـ٢٥٦؛
بروكلمان، ج ٥، ص ١٥١).
آنچه از نظم و نثر در مجموعه رسائل و دیوان حریرى هست، به لحاظ بلاغت پایینتر از مقامات قرار دارد (قفطى، همانجا؛
سبكى، ج ٧، ص ٢٦٩).
توشیح البیان تألیف دیگر حریرى است (حاجیخلیفه، ج ١، ستون ٥٠٧؛
زركلى، ج ٥، ص ١٧٧). زركلى (همانجا) كتاب صدور زمان الفتور و فتور زمان الصدور را در باب تاریخ از تألیفات حریرى ذكر كرده است. مجموعه تألیفات حریرى و شروح آن، اعم از نسخ خطى و چاپى، در كتابخانههاى مختلف موجود است (رجوع کنید به بروكلمان، ج ٥، ص ١٤٥ـ١٥٤).
منابع :
(١) ابناثیر؛
(٢) ابنانبارى، نزهةالالباء فى طبقات الادباء، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره [? ١٣٨٦/ ١٩٦٧[؛
(٣) ابنخلّكان؛
(٤) ابنشاكر كتبى، عیون التواریخ، ج ١٢، چاپ فیصل سامر و نبیله عبدالمنعم داود، بغداد ١٣٩٧/ ١٩٧٧؛
(٥) ابنقاضى شهبه، طبقاتالشافعیة، چاپ حافظ عبدالعلیمخان، بیروت: عالم الكتب، ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٦) ابنكثیر، البدایة و النهایة فى التاریخ، (قاهره) ١٣٥١ـ ١٣٥٨؛
(٧) اسماعیلبن على ابوالفداء، المختصر فى أخبار البشر، ج ٢، چاپ محمد زینهم محمد عزب و یحیى سیدحسین، قاهره ( ١٩٩٨)؛
(٨) كارل بروكلمان، تاریخ الادب العربى، ج ٥، نقله الى العربیة رمضان عبدالتواب، قاهره ١٩٧٥؛
(٩) اسماعیل بغدادى، هدیةالعارفین، ج ١، در حاجیخلیفه، ج ٥؛
(١٠) حاجیخلیفه؛
(١١) قاسمبن على حریرى، درّةالغوّاص فى اوهام الخواص، چاپ هاینریش توربكه، لایپزیگ ١٨٧١، چاپ افست بغداد (بیتا.)؛
(١٢) خوانسارى؛
(١٣) خیرالدین زركلى، الاعلام، بیروت ١٩٨٩؛
(١٤) عبدالوهاببن على سبكى، طبقات الشافعیة الكبرى، چاپ محمود محمد طناحى و عبدالفتاح محمدحلو، قاهره ١٩٦٤ـ ١٩٧٦؛
(١٥) سمعانى؛
(١٦) احمدبن مصطفى طاشكوپریزاده، مفتاح السعادة و مصباح السیادة، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(١٧) محمدبن محمد عمادالدین كاتب، خریدة القصر و جریدةالعصر، ج ٢، قسم شعراء العراق، جزء٤، چاپ محمد بهجة اثرى، بغداد ١٣٩٣/١٩٧٣؛
(١٨) علیبن یوسف قفطى، انباه الرواة على انباه النحاة، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، ج ٣، قاهره ١٣٧٤/١٩٥٥؛
(١٩) عبدالقادر مغربى، «وصف مخطوط نظم درةالغوّاص»، مجلةالمجمع العلمى العربى، ج ٥، ش ٣ (شعبان و رمضان ١٣٤٣)؛
(٢٠) ادوارد واندایك، كتاب اكتفاء القنوع بما هو مطبوع، چاپ محمدعلى ببلاوى، مصر ١٣١٣/ ١٨٩٦، چاپ افست قم ١٤٠٩؛
(٢١) یاقوت حموى، معجمالادباء، بیروت ١٤٠٠/١٩٨٠.
/ علیرضا ذكاوتى قراگزلو /