اول مکابیان < ، اثر فلاویوس یوسفوس (ح 37ـ100 میلادی ) در تاریخ جنگهای یهودیان و کتاب > روزگار باستان یهودیان < به تاریخ یهودیان تا یکی دو قرن پس از سقوط اورشلیم در 70 میلادی پرداخته اند. اسرائیل از آغاز تا خروج . بنابر روایات کتاب مقدس ، تاریخ بنی اسرائیل از دعوت ابراهیم آغاز می شود، یعنی هنگامی که او در اور ِ کلدانیان ـ غالباً آن را با تَلّمقیر در جنوب بین النهرین یکی می دانند ـ ساکن بود (ح 2000 ق م ). اسرائیلیان دورانِ آبا، با شهر حرّان در شمال بین النهرین ، روابط نزدیکی داشتند. از آنجا که در کتاب مقدس ، بین النهرین شمالی موطن اسرائیلیان معرفی شده ، اورِ شمالی زادگاهِ احتمالی ابراهیم بوده است . اسحاق و یعقوب هر دو ساکن کنعان بودند، اما یعقوب بعدها به مصر رفت . پسرانِ یعقوب در زمان قحطی ، برای یافتن غذا، به مصر رفتند و دریافتند برادرشان یوسف ، که به بردگی فروخته شده بود، در آنجا به صدارت رسیده است . یوسف پدر و برادرانش را تشویق به مهاجرت به مصر کرد؛ و آنان تا زمان موسی در آنجا ماندند. بخش شرقیِ دلتا، معروف به جوشن ، موطنِ موقت بنی اسرائیل شد. بنی اسرائیل ، در زمان خروج ، مصر را ترک کردند و پس از یک نسل سرگردانی وارد کنعان شدند. بنی اسرائیل بخشی از دو گروه بزرگ قومی را تشکیل می دهند: سامیان و عبرانیان . سامیان مذکور در کتاب مقدس (سفر پیدایش ، باب 10: 21 به بعد) مشتمل اند بر آشوریان ، آرامیان و برخی قبایل عرب ، همچنین نیاکانِ بنی اسرائیل . یکی از اخلاف شِم Shem ، عِبِر Eber (همان ، باب 11: 14، شالح : «عابر») نام داشت که «عبری »ها (عبرانیان ) نام خود را از وی گرفتند. ابراهیم یکی از اخلاف عبر بود، و «عبری » واژه ای فراگیرتر از اصطلاح متأخرترِ «بنی اسرائیل » بود. گروههایی که به عنوان خابیرو (خاپیرو) یا آپیرو شناخته می شوند در مکتوبات مناطق ماری ، نوزی ، اوگاریت و عمارنه ( = تلُّ العمارَنَة ) ، توصیف شده اند. اینان را قومی بیرون از مرزهای جوامع شهری سازمان یافته در هزارة دوم ق م دانسته اند. واژة «عبری » با «بنی اسرائیل » برابر و معادل نیست ، اما احتمالاً بنی اسرائیل بر ساکنان دولت ـ شهرهای کنعان اطلاق می شده است که پیش از فتح آن سرزمین به دست یوشع ، در آنجاها می زیسته اند. خاندان آبا (شیوخ ). خانواده اولین واحد مطرح شده در تاریخ ، به روایت کتاب مقدس ، است . ابراهیم با خانواده و غلامانش ، جماعت بزرگی پدید آورد. بی گمان ، خدمتکاران و افرادی که داوطلبانه با وی همراه بوده اند، بی توجه به تبارشان ، بنی اسرائیل شمرده شده اند. اسرائیلیان متأخر شامل نژادهای متعددی می شدند: اموریان ، حورانیها، حتّیها و آرامیان . بنا به سفر پیدایش (باب 11: 31)، تارِح ، پدر ابراهیم ، از سرزمین اور به ناحیة حرّان در شمال غرب بین النهرین مهاجرت کرد. هرچند در تعیین زمان دقیق این مهاجرت جای بحث هست ، تاریخ 2000 ق م برای هجرت ابراهیم پذیرفتنی است . تارح راضی بود که در حرّان بماند اما ابراهیم ، که متوجه خطاب خداوند بود، به سمت سرزمین کنعان حرکت کرد. در «رسالات ماری » نامهایی مشابه آنچه در کتاب مقدس آمده ذکر شده است ؛ Abam-ram برای «اَبْرام » و Jacob-el ، برای یعقوب . از آغاز تا خروج از مصر . اسرائیلیان داوطلبانه و به دعوت یوسف وارد مصر شدند، اما فرعونهای بعدی ناموافق با آنها ایشان را برده ساختند. بنابر سفر پیدایش ، باب 15:13، مدت اقامت کامل آنها چهارصد سال و بنابه سفر خروج ، باب 12:40، 430 سال بود. احتمالاً 430 سال زمان اقامت آنها در کنعان (215 سال ) و مصر (215 سال ) بوده است . بنی اسرائیل ، که در مصر روزگار سختی می گذراندند، به درگاه خداوند استغاثه کردند و خداوند موسی را نزد ایشان فرستاد. پس از نزول چندین بلا بر سرزمین مصر، موسی این قوم را از شمال دریای سرخ ، به سمت صحرای سینا هدایت کرد. بنابر کتاب اول پادشاهان (باب 6:1)، سلیمان بنای هیکل (معبد اورشلیم ) را در سال 480 خروج بنی اسرائیل از مصر، آغاز کرد. اولین سال حکومت سلیمان را حدود 970 ق م دانسته اند. پس زمان خروج ، حدود 1450 ق م و در زمان توتموس سوم (1490ـ 1435 ق م ) بوده است . مشهور است که وی اسرای آسیایی را در طرحهای ساختمانی عظیمِ خود به بیگاری می گرفته است . اگر خروج در 1440 ق م صورت گرفته باشد، پس بنی اسرائیل چهل سال بعد، در حدود 1400 ق م ، به اریحا حمله کرده اند. اولین ذکر تاریخی واقعی از بنی اسرائیل در مدارکِ مصری ، واژة «اسرائیل » در کتیبة مرنپتاح (1224ـ1216 ق م ) است . فرعون مرنپتاح ، ادعا می کند که بر «قوم اسرائیل » پیروزی قطعی یافته است . به این ترتیب ، این «آخرین تاریخی » است که برای خروج داریم . قطعاً بنی اسرائیل حدود 1220 ق م در فلسطین بوده اند. مهمترین حادثة چهل سال سرگردانی در نزدیکی کادِش ، دریافت فرامین در کوه طور بود. در آنجا موسی ده فرمان را دریافت کرد، و خیمة مقدس بنابر تعلیمات وحی بنا شد. داخل خیمة مقدس ، اتاقی به نام مقدس ِ مقدسات (یا مقدسترین مکان )، به منزلة عرش خداوند اسرائیل بود. تابوتِ * عهد مقدس و دو لوحة ده فرمان را در آنجا نهاده بودند. بنی اسرائیل بی ایمان از رهبری موسی سرپیچیدند و از ورود به کنعان امتناع کردند و یک نسل کامل آنها در صحرا هلاک شد. پس از رحلت موسی بود که بنی اسرائیل را یوشع به داخل کنعان رهبری کرد. فتح کنعان . پیروزیهای به دست آمده در ماوراء اردن ، مقدمه ای برای پیروزیها در خودِ سرزمین موعود شد. سیحون و اُگ ، دو پادشاه قدرتمندِ حاکم بر آمون و باشان ، پیش از آنکه یوشع قومش را به سوی فلسطین غربی هدایت کند، شکست خوردند. پس از گذشتن از رود اردن ، یوشع اردوی خود را در جلجال مستقر کرد. در آنجا دوازده سنگ نمادین را که از اردن آورده بودند بر هم نهاده ستونی افراشتند تا نماد ایمان به خدا باشد (صحیفة یوشع ، باب 4: 1ـ9، 20). در این زمان ، بنی اسرائیل یوشع را جانشین موسی دانستند، و تغییراتی در ایشان پدید آمد. نزول «منّ» غیبی متوقف شد و بنی اسرائیل از محصولاتِ سرزمین کنعان تغذیه کردند. رسمِ ختان ، که گویا در زمان سرگردانی فراموش شده بود، از نو اجرا شد و عید فصح جشن گرفته شد. نقشة سوق الجیشی یوشع ایجاد جدایی بین نیروهای کنعانی بود. اریحا، شهری با برج و بارو و کلید دفاع کنعانیان از فلسطین مرکزی ، به دست بنی اسرائیل افتاد و بلافاصله ، شهر عای فتح شد (همان ، باب 7: 2، باب 8:28). با شکست هم پیمانان حاصور ، در شمال کنعان ، بزرگترین کانون مقاومت نیز از بین رفت و خودِ شهر کاملاً نابود شد. دیگر شهرهای کوچک «که روی تپه ها قرار داشت » (همان ، باب 11:13) سوزانده نشد تا در صورت لزوم ، بنی اسرائیل از آنها استفاده کنند. پیروزیهای یوشع چشمگیر بود، اما هنوز بسیاری از قسمتهای کنعان در زمان وفاتِ وی در دست دشمن بود. فلسطینیان ، که قسمت عمده ای از فلسطین را در دست داشتند، تا زمان حکومت داوود، دشمن بنی اسرائیل باقی ماندند تا اینکه در زمان یهودای مکابیان اینان به عنوان خطری بالقوه کاملاً از بین رفتند. شهرهای فینیقیه ، صور و صیدا و جبیل (بوبلوس ) به دست سپاه یوشع نیفتاد و هیچگاه جزو سرزمینهای بنی اسرائیل نشد، داوود و سلیمان نیز مناسب دیدند که با این شهرها مناسبات تجاری داشته باشند. هرچند همة سرزمین در زمان یوشع به دست بنی اسرائیل نیفتاده بود، آن را میان اسباط تقسیم کردند تا به عنوان پیروزی محسوب شود، و همچنین تشویقی برای اسباط باشد تا به سرزمینی که برایشان مشخص شده بود داخل و در آن مستقر شوند. سرزمین جنوب کنعان ، جنوب و جنوب شرقی بحرالمیت (بحر * لوط ) به یهودا تعلق یافت . بخش مهم مرکزی کنعان به قبایل یوسف ، مَنَسی و افرائیم ؛ و سرزمین میان یهودا و «اسباط یوسف » به بنیامین (همان ، باب 18: 11ـ 28) و دان (همان ، باب 19: 40ـ 48) رسید. اورشلیم در مرز زمینهای یهودا و بنیامین قرار داشت . اَشیر، زِبولون ، یَسّاکار و نَفتالی میراث خود را از زمینهای شمالی کشور دریافت کردند (صحیفة یوشع ، باب 19: 10ـ39). رِؤبین ، جاد و نیمی از سبط منسی سهم خود را پیش از این در مشرق اردن دریافت کرده بودند (سفر اعداد، باب 32: 1ـ42؛ صحیفة یوشع ، باب 13:8 ـ33). به لاویان ، که کارشان عبادت جمعی بود، میراث اسباط تعلق نگرفت . برای آنها چهل و هشت شهر با مزارع اطراف یا حومة آنها در نظر گرفته شد. شش «شهرِ پناهندگان » در میان این شهرها بود که پناهگاه کسانی بود که مرتکب قتل غیرعمد شده بودند، و آنان تا زمان مرگ کاهن بزرگ در آنجا می ماندند و پس از آن می توانستند بدون هراس از «قصاص خون » به خانة خود بازگردند. عهد داوران . این عصر دورة انحطاط معنوی بود که مشخصة آن پرستش بعل * و اَشوریم (کتاب داوران ، باب 2: 11ـ 13) و ضعف و شکست در نبردها پس از وفات یوشع بود. هنگامی که بنی اسرائیل برای توبه به سوی خداوند بازگشتند، خداوند برای آنان داور و نجاتبخشی برانگیخت تا رهبریشان کند. اسباط بنی اسرائیل ، در دوران داوران ، اتحادیة ضعیفی پدید آوردند. فقدان حکومت مرکزی قدرتمند در این دوره مشهود است ؛ و اختلافات بین اسباط بدین امر دامن می زد و موجب هرج و مرج می گردید. حملات همسایگان نیز مزید بر علت بود. در کتاب مقدس ، دورة داوران 410 سال دانسته شده است (همان ، باب 3: 8، باب 16: 31)، اما تطبیق این مدت با 480 سال یاد شده در کتاب اول پادشاهان (6:1) میسر نیست ، و شواهد باستانشناسی نیز دورة بسیار کوتاهتری را در نظر می گیرد. در مجموع ، ارائة گاهشماری این دوره مقدور نیست . از جملة داوران ، عُتنئیل ، آهود ، تولا از یسّاکار و جیر از جیلاد و شمعون ، که از همه مفصلتر شرح وقایع وی آمده ، شایان ذکرند (رجوع کنید به کتاب داوران ). دوران پادشاهی متحد . کتابهای اول و دوم سموئیل آغاز عصر طلایی اسرائیل را گزارش می کند؛ دوره ای از تاریخ که اسرائیل قدرتی جهانی بود، اما شرایط جهانی در قرن یازدهم و دهم ق م نوعی خلا قدرت پدید آورده بود. دورة فرمانروایی تاریخ مصریان به پایانی نه چندان شکوهمند رسیده بود. پس ازمرگ رامسس سوم (1144 ق م ) فرعونهایی ضعیف بر مصر فرمان می راندند. در شرق تیگلت پیلسر اول (1115ـ1077 ق م ) زمینه را برای امپراتوری آشوریان پدید آورد و پس از مرگ او تا زمان به قدرت رسیدن آشور نصیرپال دوم (885 ق م )، حدود چهل سال پس از مرگ سلیمان ، اسرائیل عصر طلایی خود را زیرفرمان شائول ، داوود و سلیمان می گذراند. با استقرار حکومت پادشاهان ، تهدیدات فلسطینیها که در بخش جنوب غربی کنعان ساکن بودند، به کمترین اندازه رسید. سموئیل . سموئیل آخرین تن از داوران (کتاب اول سموئیل ، باب 7: 15)، کاهن (همان ، باب 2: 18، باب 7: 9) و نبی (کتاب دوم تواریخ ایام ، باب 35:18) بود. به رهبری او، اسرائیل از گروهی طوایف کم و بیش مستقل با آداب و رسوم مشترک و ایمان مشترک به خداوند، به پادشاهی کوچکی در فرمان شائول (در قرآن : طالوت ) و سپس داوود تبدیل شد. سموئیل پرستش بعل و عشتاروت (کتاب اول سموئیل ، باب 7: 3)، خدایان کنعانی ، را نهی کرد؛ و بنی اسرائیل پادشاهی می خواستند تا ایشان را رهبری کند، همچنانکه مردم دیگر داشتند (همان ، باب 8: 1ـ9). سموئیل از درخواست مردم برای داشتن شاه ـ بویژه در جنگها ـ دلسرد و نومید شد؛ و این به نوعی بیانگر طرد حکومت الهی و خود سموئیل به حساب می آمد. پس وی به دنبال اولین پادشاه برآمد. انتخاب شائول از سبط کوچک بنیامین ، در مقابل سبط افرائیم در شمال و یهودا در جنوب ، که با یکدیگر رقابت داشتند، و شجاعت او در میدان جنگ توانست حمایت مردم را درپی داشته باشد. نبرد با فلسطینیان ، عمالقه * (عمالیق ) و چادرنشینان و نبردهای دیگری در زمان شائول درگرفت که کم و بیش با پیروزی همراه بود اما در جنگِ دوم با فلسطینیان ، داوود بر قهرمان فلسطینیها، جالوت ، پیروز و قهرمان قوم شد؛ و به این ترتیب ، شائول در موضع ضعف قرار گرفت . پس از مرگ شائول ، داوود از پناهگاه خود، شهر فلسطینی صقلغ ، به حبرون رفت و خود را پادشاه یهود خواند. هنوز برخی شهرهای سوق الجیشی در دشتهای ساحلی ، شفلاه و یزرعیل به دست کنعانیان و فلسطینیها بود. یبوسیان ، قبیله ای کنعانی بودند (سفر پیدایش ، 10: 16؛ قس کتاب اول تواریخ ایام ، باب 1:14) که شهر قدیمی اورشلیم را اشغال کرده بودند. آنها این شهر را یبوس می خواندند. در کتیبه های آرامی (ح 1400 ق م ) این شهر اوروسالم به معنای «شهر صلح و سلامتی » یا «شهر سالم » (سالم ، یکی از خدایان کنعانی ) نامیده شده است . اورشلیم به دست یوآب ، فرمانده سپاه داوود، فتح شد و «شهر داوود» نامیده شد. داوود، هرچند اجازة بنای هیکل را نداشت ، طرح اولیة بنای آن را ریخت . او، با انتقال تابوت از غربِ مرزهای بنیامینیها به اورشلیم (پایتخت جدید)، عبادت را در اورشلیم متمرکز ساخت (کتاب اول تواریخ ایام ، باب 13: 3ـ14). تابوت در اورشلیم نصب شد و تا زمان تبعید (587 ق م ) در آنجا باقی ماند. از نظر سیاسی ، دورانِ حکومت داوود، دورة طلایی بنی اسرائیل به شمار می آید. با شکست دادن آرامیها و آمونیها، حکومت وی از دریای سرخ تا فرات را در برمی گرفت . سلیمان وارث سلطنتی شد که بیشتر در زمان پادشاهی داوود سر و سامان یافته بود.او برای تجدید سازمان قلمرو خود، آن را به دوازده ولایت یا حوزة اجرایی تقسیم کرد (کتاب اول پادشاهان ، باب 4: 7ـ19). احتمالاً یهودا، که جزو این ولایتها ذکر نشده ، مستقیماً از اورشلیم اداره می شده است . آمده است که سلیمان از فرات تا مرز مصر حکومت می کرد (همان ، باب 4: 21). ایالات آرامی ، مردم ادوم و موآب خراج سرزمین خود را به طور منظم به اورشلیم پرداخت می کردند. برای اهداف تجارتی ، وی «تَدمُر را در صحرا» (کتاب دوم تواریخ ایام ، باب 8: 3 و بعد)، در حدود 225 کیلومتری شمال شرقی دمشق ، بنا کرد. در عصر رومیان ، تدمر به پالمیرا مشهور بود. سلیمان با برقرار ساختن ارتباط تجارتی با حیرام ، پادشاه فینیقیِ بندر صور، برای بنی اسرائیل درآمدهای مالی فراهم کرد. با دیگر حکومتها، از جمله مصر، نیز پیمان تجارتی بسته شد. تعدد همسران سلیمان (کتاب اول پادشاهان ، باب 11: 1ـ3) بیانگر پیمانهایی است که با ازدواج تحکیم می شد. احتمالاً دیدار ملکة سبا نیز تا حدی با مسائل تجارتی مرتبط بوده است (برای آگاهی بیشتر از جزئیات این ملاقات رجوع کنید به بلقیس * ). سالهای آخر حکومت سلیمان با افول اقتصادی و سیاسی همراه بود و در مصر فرعونی بر سر کار آمد که با سلیمان روابط دوستانه نداشت . گذشته از این ، در اسرائیل ، یربُعام رهبریِ شورشی بر ضدشاه را برعهده گرفت . هر چند وی را به اجبار به مصر فرستادند، اما او آماده بود تا به دعوت هموطنانش به اسرائیل بازگردد. پسر سلیمان ، رَحُبعام ، پس از وی به سلطنت رسید و نتوانست بر اغتشاشات غالب آید. یربعام از مصر بازگشت و پادشاهی مستقل شمالی را تأسیس کرد. مرز میان اسرائیل و یهودا از جنوبِ اریحا، بیت ایل و یافا می گذشت . پایتخت اسرائیل در ابتدا در شهر تاریخی شکیم (نابلس ) و سپس در تیرزه بود. عُمْری ، بنیانگذار سومین سلسله ، سامره را پایتخت همیشگی کرد، و این شهر تا پایان پادشاهی که آشوریان آن را از بین بردند مرکز بود. پادشاهی یهودا شامل سبط یهودا و بخشی از بنیامین و شمعون بود. در سنگ نبشتة موآب ، کشف شده در دیبون اردن در 1868، میشع ، پادشاه موآب ، گزارش داده است که سرزمین وی به دست عمری از اسرائیل فتح شده و در زمان آحاب ، پسر عمری ، وی این سرزمین را از دست آنها رها ساخته است . پادشاهی اِدوم نیز در جنوبِ بحرالمیت زیر فرمان داوود بود و در زمان سلیمان مالیات می پرداخت . موآب و ادوم به دست بختنصّر از بین رفتند. یهودا نیز از دو جانب ، اسرائیل از شمال و مصر از جنوب ، درگیر نبرد بود. یهو به سلسلة عمری در اسرائیل پایان بخشید. تنها در دورة یربعام دوم ، فرزند یوآش ، پادشاهی قدرتمندی در اسرائیل پدید آمد که این دوران و دورة حکومت پدر یربعام را دورة مستعجل رفاه و رونق نامیده اند. اما این دوره ، از رشد معنوی بهره مند نبود. انبیای آن روز، بویژه هوشع و عاموس در شمال و اشعیا در جنوب ، با ریاکاری و ظاهرکاری که بر حیات مذهبی سایه افکنده بود به مخالفت پرداختند. در این زمان ، آشوریان به قدرت رسیدند، و روشهای حمل و نقل آنان تأثیر مهمی بر وقایع تاریخی بعد گذاشت . آشوریان مردمی را که در اسارت بودند به نقاط مختلف جدید منتقل کردند تا هرگونه مقاومت قومی منتفی شود. بنی اسرائیل نیز به شمالِ بین النهرین ، و اقوام بابلی ، سریانی ، عیلامی و غیره به سامره (کتاب دوم پادشاهان ، باب 17: 24) منتقل شدند. ازدواج افراد این اقوام با بنی اسرائیل قومی به نام سامریها را به وجود آورد. یهودیه (مملکت یهودا) تا حدود یک قرن و نیم پس از سقوط سامره ادامة حیات داد، و بیشتر این دوران خراجگزارِ آشوریان بود. در دورة حزقیا (715ـ687 ق م ) آشوریان به اورشلیم حمله کردند اما شکست خوردند. آخرین احیای معنویت در اسرائیلِ قبل از تبعید، در زمان حکومت یوشع صورت گرفت که پس از پدرش آمون به سلطنت رسیده بود. با قدرت یافتن بابلیان جدید (کلدانیان ) و فتح شدن پایتخت آشوریها و کلدانیان (612 ق م )، بختنصّر بر فلسطین و سوریه مسلط شد، و به رغم تحذیرات ارمیا، صدقیا بر بختنصّر شورید. بدین ترتیب ، اورشلیم و هیکل آن تخریب شد و ساکنان آن به بابل * تبعید شدند (587 ق م ). تبعید و بازگشت از آن . یهودیان تبعیدی اجازه داشتند تا در بابل به صورت جماعتهای خاص خود ادامه حیات دهند. هرچند بسیاری از یهودیان بعدها به اورشلیم بازگشتند، بسیاری از ایشان نیز دور از ارض مقدس به زندگی خود ادامه دادند. واژة «اسرائیل » غالباً برای توصیف دورة اولیة حیات عبرانیان به کار برده می شود. از جهت سیاسی ، اسرائیل در روزگار داوود و سلیمان و حتی در زمان پادشاهی مجزا دارای استقلال و قدرت بود. مملکت یهودا پس از تبعید، جز در زمان مکابیان ، به قدرتهای بزرگ ، چون ایران ، مقدونیه ، بطلمیوسیان مصر، سلوکیان سوریه و رومیان وابسته بود. ساکنان یهودیِ مصر، ایران ، بابل ، سوریه ، آسیای صغیر، یونان و روم در اعیاد مذهبی به زیارت اورشلیم می رفتند (رجوع کنید به کتاب اعمال رسولان ، باب 2: 8 ـ 11). مؤمنان بنی اسرائیل در بابل به قرائت تورات و همچنین مکتوبات انبیا پرداختند تا در تبعید نیز راه مناسبِ زندگی برای قوم خداوند را در سرزمینی که اسیر بودند، و بعدها در ارضِ مقدس ، بیابند. در این مرحله ، نیاز به تأسیس کنیسه احساس شد تا در آن عبادت کنند. کنیسه مبدل به مرکز تجمعی در حیات یهودیان شد. زبان اینان نیز دچار تحول شد و به جای زبان عبری ، به زبان آرامی تکلم کردند؛ بدین ترتیب ، متون عبری برای بیشتر مردم قابل فهم نبود و نیاز به ترجمه داشت . بتدریج ، برای توضیح متن ، تفسیرهایی نیز علاوه بر ترجمه به نام «تارگوم ها» ارائه شد و به صورت مکتوب درآمد. رعایت «یوم السبت » در دوران تبعید، مشخصه ای برای جماعت یهودیان شد و متون مقدس نیز قرائت می شد. بنابر شواهد تاریخی ، یهودیان با غیر یهودیان ارتباط داشتند و در انزوای کامل نبودند، بلکه در محافل سیاسی نیز حضور می یافتند. گفتنی است که در دوران تبعید و پس از آن ، آیین یهود، به صورت دینی تبلیغی درآمد و شمار بسیار و روزافزونی کسانی که به آن می گرویدند شاهدی است بر این که آنان حقانیت این دین را می پذیرفتند و به شرک و بت پرستی پشت می کردند. در این زمان ، یهودیان معدودی که در یهودا باقی مانده بودند در همانجا به حیات خود ادامه دادند. بابلیها در یهودا حکومتی نظامی برقرار کردند و جدلیا ، یکی از یهودیان ، از جانب آنها حاکم یهودا گردید، ولی به سبب بت پرستی و رعایت نکردن احکام ، به دست یکی از یهودیان کشته شد. از تاریخ یهودا، از خرابی اورشلیم (587 ق م ) تا بازگشت اولین گروه تبعیدیان به فرمان کوروش (536 ق م ) اطلاعی در دست نیست . از مشکلات اصلاحگران پس از بازگشت ، به عنوان نمونه عزرا و نحمیا، این گونه برمی آید که یهودیان و سامریهای فلسطین روابط صمیمانه ای با هم داشته اند و ازدواج آنها با یکدیگر امری مرسوم بوده است ؛ و این خود بزرگترین مشکل اصلاحگرانِ بعدی بود (رجوع کنید به کتاب عزرا، باب 10: 18ـ44؛ کتاب نحمیا، باب 13: 23ـ 28). در کل ساکنان یهودی و غیریهودی یهودا به نوع جدیدی از زندگی خو گرفته بودند و بازگشت تبعیدیان از بابل چندان برای ایشان خوشایند نبود. کوروش ، که در تاریخ برای اولین بار در 559 ق م ظاهر می شود، پادشاهی ایران را بنیان نهاد و با فتح بابل ، فرمان داد تا یهودیان به موطن اصلی خود، اورشلیم بازگردند. او به اعتقادات اینان احترام می نهاد، اما بسیاری از یهودیان بابل تمایلی به بازگشت نداشتند و ترجیح می دادند که در قلمرو حکومت ایران ، به کسب و کار خود ادامه دهند. رهبری کسانی که به اورشلیم بازگشتند با زربابل و یوشیای کاهن بود. اینان پس از بازگشت ، به تجدیدبنای معبد (هیکل ) و احیای آداب و مراسم نیایش مشغول شدند، اما در حیات کوروش نتوانستند بنای معبد را به پایان برسانند (کتاب عزرا، باب 4: 5). داریوش نیز یهودیان رابه ادامة کار تشویق کرد، و در سال ششم پادشاهی وی (516 ق م ) بنای معبد تکمیل شد. انبیای این دوره ، حَجّی و زکریا، به رغم مشکلات بسیار، مردم را به امیدواری و توکل به خدا فرامی خواندند (کتاب حجّی ، باب 2: 4 و بعد). بیش از پنجاه سال فاصلة میان تکمیل معبد دوم (515 ق م ) و ورود عزرا به فلسطین در سال هفتم سلطنت اردشیر (اَرْتَخْشتا؛ 457 ق م ) به سکوت برگزار شد. به رغم تکمیل معبد، وضعِ یهودیان فلسطین مطلوب نبود، شهر در مقابل دشمنان بدون دیوار و بدون دفاع مانده بود. عزرا، یکی از لاویان ـ سبط عهده دار اجرای مناسک دینی ـ که زندگی خود را وقف مطالعة شریعت کرده بود، از اردشیر کمک طلبید و همراه با یهودیان داوطلب ، به عنوان نمایندة حکومت ایران ، راهی اورشلیم شد. گنجینه های معبد اورشلیم به آن بازگردانده شد و قربانیهای مخصوص اهدا گردید. پیام عزرا در عنوانی که به وی در اورشلیم عطا شده بود مضمر است «کاتب شریعت خدای آسمان » (کتاب عزرا، باب 7: 12). همچنین نحمیا، یهودی ایرانی ، پس از شنیدن روز و حال ناخوشایند یهودیان به اورشلیم آمد و حاکم یهودا شد (کتاب نحمیا، باب 1:1ـ3، باب 5: 14) و بدین ترتیب ایالتی مجزای از سامریه بنا کرد. اولین دغدغة وی ساختن دیوار اورشلیم بود، و پس از اتمام آن جشنی برپا کرد. اما در زمانی که نحمیا به دربار ایران رفته بود، جامعة یهودی دچار انحطاط و تشتت شد. مخاصمات مصر و ایران نیز پای یهودا را به میدان نبرد کشید، و شورشیان یهودی در زمان اردشیر سوم به بابل و سواحل دریای خزر تبعید شدند. حکومت یونانیان و رومیان . اسکندر با شکست دادن سپاهیان ایران در آسیای صغیر (333 ق م ) سوریه و فلسطین را فتح کرد، وی با یهودیان خوشرفتاری نمود و هنگامی که اسکندریه را در مصر ساخت (331 ق م ) یهودیان را تشویق به سکونت در آنجا کرد و به آنان امتیازاتی در حد یونانیان عطا کرد. پس از مرگ اسکندر (323 ق م )، آنتیوخوس و سپس بطلمیوس اول حاکم یهودا و اورشلیم شدند. در زمان بطلمیوس دوم بود که یهودیان اسکندریه تورات (اسفار خمسه ) را به یونانی ترجمه کردند و این ترجمه بعدها به ترجمة «سبعینی » (هفتادی ) مشهور شد. آنتیوخوس سوم ، پس ازیک قرن تابعیت سوریه و فلسطین از بطلمیوسیان ، آن نواحی را از اختیار مصریها خارج ساخت (198 ق م ) و یهودیان به تابعیت حکومت سلوکیان درآمدند. شورش مکابیان (143ـ 135 ق م ) و به قدرت رسیدن حَشمونائیها از حوادث مهم این دوره است . با شکست آریستوبول در دفاع از اورشلیم و فتح آن به دست رومیان ، یهودا نیز ولایتی از امپراتوری روم و خراجگزار آن شد. پس از حکومت آنتی پاتر، هِرود (هیرووس ) و جانشینان آنها، با قیام زلوتها در 65 میلادی برای استقلال ، اورشلیم و معبد آن در 70 میلادی بکلی تخریب گردید و یهودیان پراکنده شدند (برای آگاهی از تاریخ قوم بنی اسرائیل پس از 70 میلادی رجوع کنید به یهود، قوم ). منابع : (52) علاوه بر کتاب مقدس ؛ (53) Yohanan Aharoni, The land of the Bible: a historical geography , trans. from the Hebrew by A. F. Rainey, London 1966 [i.e.1967(; (54) William Foxwell Albright, Archaeology and the religion of Israel , 4th ed. Baltimore 1956; (55) idem, The archaeology of Palestine , Harmondsworth, Middlesex )1949(, rev. ed. )1960(; (56) John Bright, A history of Israel , Philadelphia )1959(, 2nd. )1972(; (57) Documents from Old Testament times , ed. D. W. Thomas, 1958; (58) Cyrus Herzl Gordon, The world of the Old Testament , Gardencity, N. Y. 1958; (59) Siegfried Herrmann, A history of Israel in Old Testament time , tr. John Bowden from the German, Philadelphia 1975; (60) Israelite and Judaean history , ed. J.H. Hayes and J. M. Miller, 1977; (61) K. Kitchen, Bible in its world , 1977; (62) Rudolf Kittel, A history of the Hebrews , Eng. tr., London 1895-1896; (63) Adolphe Lods, Israel: from its beginnings to the middle of the eight century , tr. S. H. Hooke..., London 1932; (64) Martin North, The history of Israel , Eng. tr. New York )1958( 2nd ed. London )1960]; (65) Keith N. Schoville, Biblical archaeology in focus , Grand Rapids 1978; (66) E. Schدrer, The history of the Jewish people in the age of Jesus Christ , ed. G. Vermes and F. Millar, Eng. tr. and rev. 1973- ; Jan Jozep Simons, The geographical and topograaphical texts of the Old Testament , (67) Leiden 1959; (68) Sir George Adam Smith, The historical geography of the Holy Land , rev. ed. New York 1932; (69) Roland de Vaux, Ancient Israel , tr. John McHugh, London [1961]; (70) idem, The early of Israel , Eng. tr. London 1978; (71) Julius Wellhausen, Prolegomena to the history of ancient Israel , Eng. tr. New York 1957; (72) George Ernest Wright, Biblical archaeology , rev. ed. 1962. (73) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به > دانشنامة معیار کتاب مقدس < ، ذیل «اسرائیل ». / پفایفر ، برگرفته از > دانشنامة معیار کتاب مقدس < / "> اول مکابیان < ، اثر فلاویوس یوسفوس (ح 37ـ100 میلادی ) در تاریخ جنگهای یهودیان و کتاب > روزگار باستان یهودیان < به تاریخ یهودیان تا یکی دو قرن پس از سقوط اورشلیم در 70 میلادی پرداخته اند. اسرائیل از آغاز تا خروج . بنابر روایات کتاب مقدس ، تاریخ بنی اسرائیل از دعوت ابراهیم آغاز می شود، یعنی هنگامی که او در اور ِ کلدانیان ـ غالباً آن را با تَلّمقیر در جنوب بین النهرین یکی می دانند ـ ساکن بود (ح 2000 ق م ). اسرائیلیان دورانِ آبا، با شهر حرّان در شمال بین النهرین ، روابط نزدیکی داشتند. از آنجا که در کتاب مقدس ، بین النهرین شمالی موطن اسرائیلیان معرفی شده ، اورِ شمالی زادگاهِ احتمالی ابراهیم بوده است . اسحاق و یعقوب هر دو ساکن کنعان بودند، اما یعقوب بعدها به مصر رفت . پسرانِ یعقوب در زمان قحطی ، برای یافتن غذا، به مصر رفتند و دریافتند برادرشان یوسف ، که به بردگی فروخته شده بود، در آنجا به صدارت رسیده است . یوسف پدر و برادرانش را تشویق به مهاجرت به مصر کرد؛ و آنان تا زمان موسی در آنجا ماندند. بخش شرقیِ دلتا، معروف به جوشن ، موطنِ موقت بنی اسرائیل شد. بنی اسرائیل ، در زمان خروج ، مصر را ترک کردند و پس از یک نسل سرگردانی وارد کنعان شدند. بنی اسرائیل بخشی از دو گروه بزرگ قومی را تشکیل می دهند: سامیان و عبرانیان . سامیان مذکور در کتاب مقدس (سفر پیدایش ، باب 10: 21 به بعد) مشتمل اند بر آشوریان ، آرامیان و برخی قبایل عرب ، همچنین نیاکانِ بنی اسرائیل . یکی از اخلاف شِم Shem ، عِبِر Eber (همان ، باب 11: 14، شالح : «عابر») نام داشت که «عبری »ها (عبرانیان ) نام خود را از وی گرفتند. ابراهیم یکی از اخلاف عبر بود، و «عبری » واژه ای فراگیرتر از اصطلاح متأخرترِ «بنی اسرائیل » بود. گروههایی که به عنوان خابیرو (خاپیرو) یا آپیرو شناخته می شوند در مکتوبات مناطق ماری ، نوزی ، اوگاریت و عمارنه ( = تلُّ العمارَنَة ) ، توصیف شده اند. اینان را قومی بیرون از مرزهای جوامع شهری سازمان یافته در هزارة دوم ق م دانسته اند. واژة «عبری » با «بنی اسرائیل » برابر و معادل نیست ، اما احتمالاً بنی اسرائیل بر ساکنان دولت ـ شهرهای کنعان اطلاق می شده است که پیش از فتح آن سرزمین به دست یوشع ، در آنجاها می زیسته اند. خاندان آبا (شیوخ ). خانواده اولین واحد مطرح شده در تاریخ ، به روایت کتاب مقدس ، است . ابراهیم با خانواده و غلامانش ، جماعت بزرگی پدید آورد. بی گمان ، خدمتکاران و افرادی که داوطلبانه با وی همراه بوده اند، بی توجه به تبارشان ، بنی اسرائیل شمرده شده اند. اسرائیلیان متأخر شامل نژادهای متعددی می شدند: اموریان ، حورانیها، حتّیها و آرامیان . بنا به سفر پیدایش (باب 11: 31)، تارِح ، پدر ابراهیم ، از سرزمین اور به ناحیة حرّان در شمال غرب بین النهرین مهاجرت کرد. هرچند در تعیین زمان دقیق این مهاجرت جای بحث هست ، تاریخ 2000 ق م برای هجرت ابراهیم پذیرفتنی است . تارح راضی بود که در حرّان بماند اما ابراهیم ، که متوجه خطاب خداوند بود، به سمت سرزمین کنعان حرکت کرد. در «رسالات ماری » نامهایی مشابه آنچه در کتاب مقدس آمده ذکر شده است ؛ Abam-ram برای «اَبْرام » و Jacob-el ، برای یعقوب . از آغاز تا خروج از مصر . اسرائیلیان داوطلبانه و به دعوت یوسف وارد مصر شدند، اما فرعونهای بعدی ناموافق با آنها ایشان را برده ساختند. بنابر سفر پیدایش ، باب 15:13، مدت اقامت کامل آنها چهارصد سال و بنابه سفر خروج ، باب 12:40، 430 سال بود. احتمالاً 430 سال زمان اقامت آنها در کنعان (215 سال ) و مصر (215 سال ) بوده است . بنی اسرائیل ، که در مصر روزگار سختی می گذراندند، به درگاه خداوند استغاثه کردند و خداوند موسی را نزد ایشان فرستاد. پس از نزول چندین بلا بر سرزمین مصر، موسی این قوم را از شمال دریای سرخ ، به سمت صحرای سینا هدایت کرد. بنابر کتاب اول پادشاهان (باب 6:1)، سلیمان بنای هیکل (معبد اورشلیم ) را در سال 480 خروج بنی اسرائیل از مصر، آغاز کرد. اولین سال حکومت سلیمان را حدود 970 ق م دانسته اند. پس زمان خروج ، حدود 1450 ق م و در زمان توتموس سوم (1490ـ 1435 ق م ) بوده است . مشهور است که وی اسرای آسیایی را در طرحهای ساختمانی عظیمِ خود به بیگاری می گرفته است . اگر خروج در 1440 ق م صورت گرفته باشد، پس بنی اسرائیل چهل سال بعد، در حدود 1400 ق م ، به اریحا حمله کرده اند. اولین ذکر تاریخی واقعی از بنی اسرائیل در مدارکِ مصری ، واژة «اسرائیل » در کتیبة مرنپتاح (1224ـ1216 ق م ) است . فرعون مرنپتاح ، ادعا می کند که بر «قوم اسرائیل » پیروزی قطعی یافته است . به این ترتیب ، این «آخرین تاریخی » است که برای خروج داریم . قطعاً بنی اسرائیل حدود 1220 ق م در فلسطین بوده اند. مهمترین حادثة چهل سال سرگردانی در نزدیکی کادِش ، دریافت فرامین در کوه طور بود. در آنجا موسی ده فرمان را دریافت کرد، و خیمة مقدس بنابر تعلیمات وحی بنا شد. داخل خیمة مقدس ، اتاقی به نام مقدس ِ مقدسات (یا مقدسترین مکان )، به منزلة عرش خداوند اسرائیل بود. تابوتِ * عهد مقدس و دو لوحة ده فرمان را در آنجا نهاده بودند. بنی اسرائیل بی ایمان از رهبری موسی سرپیچیدند و از ورود به کنعان امتناع کردند و یک نسل کامل آنها در صحرا هلاک شد. پس از رحلت موسی بود که بنی اسرائیل را یوشع به داخل کنعان رهبری کرد. فتح کنعان . پیروزیهای به دست آمده در ماوراء اردن ، مقدمه ای برای پیروزیها در خودِ سرزمین موعود شد. سیحون و اُگ ، دو پادشاه قدرتمندِ حاکم بر آمون و باشان ، پیش از آنکه یوشع قومش را به سوی فلسطین غربی هدایت کند، شکست خوردند. پس از گذشتن از رود اردن ، یوشع اردوی خود را در جلجال مستقر کرد. در آنجا دوازده سنگ نمادین را که از اردن آورده بودند بر هم نهاده ستونی افراشتند تا نماد ایمان به خدا باشد (صحیفة یوشع ، باب 4: 1ـ9، 20). در این زمان ، بنی اسرائیل یوشع را جانشین موسی دانستند، و تغییراتی در ایشان پدید آمد. نزول «منّ» غیبی متوقف شد و بنی اسرائیل از محصولاتِ سرزمین کنعان تغذیه کردند. رسمِ ختان ، که گویا در زمان سرگردانی فراموش شده بود، از نو اجرا شد و عید فصح جشن گرفته شد. نقشة سوق الجیشی یوشع ایجاد جدایی بین نیروهای کنعانی بود. اریحا، شهری با برج و بارو و کلید دفاع کنعانیان از فلسطین مرکزی ، به دست بنی اسرائیل افتاد و بلافاصله ، شهر عای فتح شد (همان ، باب 7: 2، باب 8:28). با شکست هم پیمانان حاصور ، در شمال کنعان ، بزرگترین کانون مقاومت نیز از بین رفت و خودِ شهر کاملاً نابود شد. دیگر شهرهای کوچک «که روی تپه ها قرار داشت » (همان ، باب 11:13) سوزانده نشد تا در صورت لزوم ، بنی اسرائیل از آنها استفاده کنند. پیروزیهای یوشع چشمگیر بود، اما هنوز بسیاری از قسمتهای کنعان در زمان وفاتِ وی در دست دشمن بود. فلسطینیان ، که قسمت عمده ای از فلسطین را در دست داشتند، تا زمان حکومت داوود، دشمن بنی اسرائیل باقی ماندند تا اینکه در زمان یهودای مکابیان اینان به عنوان خطری بالقوه کاملاً از بین رفتند. شهرهای فینیقیه ، صور و صیدا و جبیل (بوبلوس ) به دست سپاه یوشع نیفتاد و هیچگاه جزو سرزمینهای بنی اسرائیل نشد، داوود و سلیمان نیز مناسب دیدند که با این شهرها مناسبات تجاری داشته باشند. هرچند همة سرزمین در زمان یوشع به دست بنی اسرائیل نیفتاده بود، آن را میان اسباط تقسیم کردند تا به عنوان پیروزی محسوب شود، و همچنین تشویقی برای اسباط باشد تا به سرزمینی که برایشان مشخص شده بود داخل و در آن مستقر شوند. سرزمین جنوب کنعان ، جنوب و جنوب شرقی بحرالمیت (بحر * لوط ) به یهودا تعلق یافت . بخش مهم مرکزی کنعان به قبایل یوسف ، مَنَسی و افرائیم ؛ و سرزمین میان یهودا و «اسباط یوسف » به بنیامین (همان ، باب 18: 11ـ 28) و دان (همان ، باب 19: 40ـ 48) رسید. اورشلیم در مرز زمینهای یهودا و بنیامین قرار داشت . اَشیر، زِبولون ، یَسّاکار و نَفتالی میراث خود را از زمینهای شمالی کشور دریافت کردند (صحیفة یوشع ، باب 19: 10ـ39). رِؤبین ، جاد و نیمی از سبط منسی سهم خود را پیش از این در مشرق اردن دریافت کرده بودند (سفر اعداد، باب 32: 1ـ42؛ صحیفة یوشع ، باب 13:8 ـ33). به لاویان ، که کارشان عبادت جمعی بود، میراث اسباط تعلق نگرفت . برای آنها چهل و هشت شهر با مزارع اطراف یا حومة آنها در نظر گرفته شد. شش «شهرِ پناهندگان » در میان این شهرها بود که پناهگاه کسانی بود که مرتکب قتل غیرعمد شده بودند، و آنان تا زمان مرگ کاهن بزرگ در آنجا می ماندند و پس از آن می توانستند بدون هراس از «قصاص خون » به خانة خود بازگردند. عهد داوران . این عصر دورة انحطاط معنوی بود که مشخصة آن پرستش بعل * و اَشوریم (کتاب داوران ، باب 2: 11ـ 13) و ضعف و شکست در نبردها پس از وفات یوشع بود. هنگامی که بنی اسرائیل برای توبه به سوی خداوند بازگشتند، خداوند برای آنان داور و نجاتبخشی برانگیخت تا رهبریشان کند. اسباط بنی اسرائیل ، در دوران داوران ، اتحادیة ضعیفی پدید آوردند. فقدان حکومت مرکزی قدرتمند در این دوره مشهود است ؛ و اختلافات بین اسباط بدین امر دامن می زد و موجب هرج و مرج می گردید. حملات همسایگان نیز مزید بر علت بود. در کتاب مقدس ، دورة داوران 410 سال دانسته شده است (همان ، باب 3: 8، باب 16: 31)، اما تطبیق این مدت با 480 سال یاد شده در کتاب اول پادشاهان (6:1) میسر نیست ، و شواهد باستانشناسی نیز دورة بسیار کوتاهتری را در نظر می گیرد. در مجموع ، ارائة گاهشماری این دوره مقدور نیست . از جملة داوران ، عُتنئیل ، آهود ، تولا از یسّاکار و جیر از جیلاد و شمعون ، که از همه مفصلتر شرح وقایع وی آمده ، شایان ذکرند (رجوع کنید به کتاب داوران ). دوران پادشاهی متحد . کتابهای اول و دوم سموئیل آغاز عصر طلایی اسرائیل را گزارش می کند؛ دوره ای از تاریخ که اسرائیل قدرتی جهانی بود، اما شرایط جهانی در قرن یازدهم و دهم ق م نوعی خلا قدرت پدید آورده بود. دورة فرمانروایی تاریخ مصریان به پایانی نه چندان شکوهمند رسیده بود. پس ازمرگ رامسس سوم (1144 ق م ) فرعونهایی ضعیف بر مصر فرمان می راندند. در شرق تیگلت پیلسر اول (1115ـ1077 ق م ) زمینه را برای امپراتوری آشوریان پدید آورد و پس از مرگ او تا زمان به قدرت رسیدن آشور نصیرپال دوم (885 ق م )، حدود چهل سال پس از مرگ سلیمان ، اسرائیل عصر طلایی خود را زیرفرمان شائول ، داوود و سلیمان می گذراند. با استقرار حکومت پادشاهان ، تهدیدات فلسطینیها که در بخش جنوب غربی کنعان ساکن بودند، به کمترین اندازه رسید. سموئیل . سموئیل آخرین تن از داوران (کتاب اول سموئیل ، باب 7: 15)، کاهن (همان ، باب 2: 18، باب 7: 9) و نبی (کتاب دوم تواریخ ایام ، باب 35:18) بود. به رهبری او، اسرائیل از گروهی طوایف کم و بیش مستقل با آداب و رسوم مشترک و ایمان مشترک به خداوند، به پادشاهی کوچکی در فرمان شائول (در قرآن : طالوت ) و سپس داوود تبدیل شد. سموئیل پرستش بعل و عشتاروت (کتاب اول سموئیل ، باب 7: 3)، خدایان کنعانی ، را نهی کرد؛ و بنی اسرائیل پادشاهی می خواستند تا ایشان را رهبری کند، همچنانکه مردم دیگر داشتند (همان ، باب 8: 1ـ9). سموئیل از درخواست مردم برای داشتن شاه ـ بویژه در جنگها ـ دلسرد و نومید شد؛ و این به نوعی بیانگر طرد حکومت الهی و خود سموئیل به حساب می آمد. پس وی به دنبال اولین پادشاه برآمد. انتخاب شائول از سبط کوچک بنیامین ، در مقابل سبط افرائیم در شمال و یهودا در جنوب ، که با یکدیگر رقابت داشتند، و شجاعت او در میدان جنگ توانست حمایت مردم را درپی داشته باشد. نبرد با فلسطینیان ، عمالقه * (عمالیق ) و چادرنشینان و نبردهای دیگری در زمان شائول درگرفت که کم و بیش با پیروزی همراه بود اما در جنگِ دوم با فلسطینیان ، داوود بر قهرمان فلسطینیها، جالوت ، پیروز و قهرمان قوم شد؛ و به این ترتیب ، شائول در موضع ضعف قرار گرفت . پس از مرگ شائول ، داوود از پناهگاه خود، شهر فلسطینی صقلغ ، به حبرون رفت و خود را پادشاه یهود خواند. هنوز برخی شهرهای سوق الجیشی در دشتهای ساحلی ، شفلاه و یزرعیل به دست کنعانیان و فلسطینیها بود. یبوسیان ، قبیله ای کنعانی بودند (سفر پیدایش ، 10: 16؛ قس کتاب اول تواریخ ایام ، باب 1:14) که شهر قدیمی اورشلیم را اشغال کرده بودند. آنها این شهر را یبوس می خواندند. در کتیبه های آرامی (ح 1400 ق م ) این شهر اوروسالم به معنای «شهر صلح و سلامتی » یا «شهر سالم » (سالم ، یکی از خدایان کنعانی ) نامیده شده است . اورشلیم به دست یوآب ، فرمانده سپاه داوود، فتح شد و «شهر داوود» نامیده شد. داوود، هرچند اجازة بنای هیکل را نداشت ، طرح اولیة بنای آن را ریخت . او، با انتقال تابوت از غربِ مرزهای بنیامینیها به اورشلیم (پایتخت جدید)، عبادت را در اورشلیم متمرکز ساخت (کتاب اول تواریخ ایام ، باب 13: 3ـ14). تابوت در اورشلیم نصب شد و تا زمان تبعید (587 ق م ) در آنجا باقی ماند. از نظر سیاسی ، دورانِ حکومت داوود، دورة طلایی بنی اسرائیل به شمار می آید. با شکست دادن آرامیها و آمونیها، حکومت وی از دریای سرخ تا فرات را در برمی گرفت . سلیمان وارث سلطنتی شد که بیشتر در زمان پادشاهی داوود سر و سامان یافته بود.او برای تجدید سازمان قلمرو خود، آن را به دوازده ولایت یا حوزة اجرایی تقسیم کرد (کتاب اول پادشاهان ، باب 4: 7ـ19). احتمالاً یهودا، که جزو این ولایتها ذکر نشده ، مستقیماً از اورشلیم اداره می شده است . آمده است که سلیمان از فرات تا مرز مصر حکومت می کرد (همان ، باب 4: 21). ایالات آرامی ، مردم ادوم و موآب خراج سرزمین خود را به طور منظم به اورشلیم پرداخت می کردند. برای اهداف تجارتی ، وی «تَدمُر را در صحرا» (کتاب دوم تواریخ ایام ، باب 8: 3 و بعد)، در حدود 225 کیلومتری شمال شرقی دمشق ، بنا کرد. در عصر رومیان ، تدمر به پالمیرا مشهور بود. سلیمان با برقرار ساختن ارتباط تجارتی با حیرام ، پادشاه فینیقیِ بندر صور، برای بنی اسرائیل درآمدهای مالی فراهم کرد. با دیگر حکومتها، از جمله مصر، نیز پیمان تجارتی بسته شد. تعدد همسران سلیمان (کتاب اول پادشاهان ، باب 11: 1ـ3) بیانگر پیمانهایی است که با ازدواج تحکیم می شد. احتمالاً دیدار ملکة سبا نیز تا حدی با مسائل تجارتی مرتبط بوده است (برای آگاهی بیشتر از جزئیات این ملاقات رجوع کنید به بلقیس * ). سالهای آخر حکومت سلیمان با افول اقتصادی و سیاسی همراه بود و در مصر فرعونی بر سر کار آمد که با سلیمان روابط دوستانه نداشت . گذشته از این ، در اسرائیل ، یربُعام رهبریِ شورشی بر ضدشاه را برعهده گرفت . هر چند وی را به اجبار به مصر فرستادند، اما او آماده بود تا به دعوت هموطنانش به اسرائیل بازگردد. پسر سلیمان ، رَحُبعام ، پس از وی به سلطنت رسید و نتوانست بر اغتشاشات غالب آید. یربعام از مصر بازگشت و پادشاهی مستقل شمالی را تأسیس کرد. مرز میان اسرائیل و یهودا از جنوبِ اریحا، بیت ایل و یافا می گذشت . پایتخت اسرائیل در ابتدا در شهر تاریخی شکیم (نابلس ) و سپس در تیرزه بود. عُمْری ، بنیانگذار سومین سلسله ، سامره را پایتخت همیشگی کرد، و این شهر تا پایان پادشاهی که آشوریان آن را از بین بردند مرکز بود. پادشاهی یهودا شامل سبط یهودا و بخشی از بنیامین و شمعون بود. در سنگ نبشتة موآب ، کشف شده در دیبون اردن در 1868، میشع ، پادشاه موآب ، گزارش داده است که سرزمین وی به دست عمری از اسرائیل فتح شده و در زمان آحاب ، پسر عمری ، وی این سرزمین را از دست آنها رها ساخته است . پادشاهی اِدوم نیز در جنوبِ بحرالمیت زیر فرمان داوود بود و در زمان سلیمان مالیات می پرداخت . موآب و ادوم به دست بختنصّر از بین رفتند. یهودا نیز از دو جانب ، اسرائیل از شمال و مصر از جنوب ، درگیر نبرد بود. یهو به سلسلة عمری در اسرائیل پایان بخشید. تنها در دورة یربعام دوم ، فرزند یوآش ، پادشاهی قدرتمندی در اسرائیل پدید آمد که این دوران و دورة حکومت پدر یربعام را دورة مستعجل رفاه و رونق نامیده اند. اما این دوره ، از رشد معنوی بهره مند نبود. انبیای آن روز، بویژه هوشع و عاموس در شمال و اشعیا در جنوب ، با ریاکاری و ظاهرکاری که بر حیات مذهبی سایه افکنده بود به مخالفت پرداختند. در این زمان ، آشوریان به قدرت رسیدند، و روشهای حمل و نقل آنان تأثیر مهمی بر وقایع تاریخی بعد گذاشت . آشوریان مردمی را که در اسارت بودند به نقاط مختلف جدید منتقل کردند تا هرگونه مقاومت قومی منتفی شود. بنی اسرائیل نیز به شمالِ بین النهرین ، و اقوام بابلی ، سریانی ، عیلامی و غیره به سامره (کتاب دوم پادشاهان ، باب 17: 24) منتقل شدند. ازدواج افراد این اقوام با بنی اسرائیل قومی به نام سامریها را به وجود آورد. یهودیه (مملکت یهودا) تا حدود یک قرن و نیم پس از سقوط سامره ادامة حیات داد، و بیشتر این دوران خراجگزارِ آشوریان بود. در دورة حزقیا (715ـ687 ق م ) آشوریان به اورشلیم حمله کردند اما شکست خوردند. آخرین احیای معنویت در اسرائیلِ قبل از تبعید، در زمان حکومت یوشع صورت گرفت که پس از پدرش آمون به سلطنت رسیده بود. با قدرت یافتن بابلیان جدید (کلدانیان ) و فتح شدن پایتخت آشوریها و کلدانیان (612 ق م )، بختنصّر بر فلسطین و سوریه مسلط شد، و به رغم تحذیرات ارمیا، صدقیا بر بختنصّر شورید. بدین ترتیب ، اورشلیم و هیکل آن تخریب شد و ساکنان آن به بابل * تبعید شدند (587 ق م ). تبعید و بازگشت از آن . یهودیان تبعیدی اجازه داشتند تا در بابل به صورت جماعتهای خاص خود ادامه حیات دهند. هرچند بسیاری از یهودیان بعدها به اورشلیم بازگشتند، بسیاری از ایشان نیز دور از ارض مقدس به زندگی خود ادامه دادند. واژة «اسرائیل » غالباً برای توصیف دورة اولیة حیات عبرانیان به کار برده می شود. از جهت سیاسی ، اسرائیل در روزگار داوود و سلیمان و حتی در زمان پادشاهی مجزا دارای استقلال و قدرت بود. مملکت یهودا پس از تبعید، جز در زمان مکابیان ، به قدرتهای بزرگ ، چون ایران ، مقدونیه ، بطلمیوسیان مصر، سلوکیان سوریه و رومیان وابسته بود. ساکنان یهودیِ مصر، ایران ، بابل ، سوریه ، آسیای صغیر، یونان و روم در اعیاد مذهبی به زیارت اورشلیم می رفتند (رجوع کنید به کتاب اعمال رسولان ، باب 2: 8 ـ 11). مؤمنان بنی اسرائیل در بابل به قرائت تورات و همچنین مکتوبات انبیا پرداختند تا در تبعید نیز راه مناسبِ زندگی برای قوم خداوند را در سرزمینی که اسیر بودند، و بعدها در ارضِ مقدس ، بیابند. در این مرحله ، نیاز به تأسیس کنیسه احساس شد تا در آن عبادت کنند. کنیسه مبدل به مرکز تجمعی در حیات یهودیان شد. زبان اینان نیز دچار تحول شد و به جای زبان عبری ، به زبان آرامی تکلم کردند؛ بدین ترتیب ، متون عبری برای بیشتر مردم قابل فهم نبود و نیاز به ترجمه داشت . بتدریج ، برای توضیح متن ، تفسیرهایی نیز علاوه بر ترجمه به نام «تارگوم ها» ارائه شد و به صورت مکتوب درآمد. رعایت «یوم السبت » در دوران تبعید، مشخصه ای برای جماعت یهودیان شد و متون مقدس نیز قرائت می شد. بنابر شواهد تاریخی ، یهودیان با غیر یهودیان ارتباط داشتند و در انزوای کامل نبودند، بلکه در محافل سیاسی نیز حضور می یافتند. گفتنی است که در دوران تبعید و پس از آن ، آیین یهود، به صورت دینی تبلیغی درآمد و شمار بسیار و روزافزونی کسانی که به آن می گرویدند شاهدی است بر این که آنان حقانیت این دین را می پذیرفتند و به شرک و بت پرستی پشت می کردند. در این زمان ، یهودیان معدودی که در یهودا باقی مانده بودند در همانجا به حیات خود ادامه دادند. بابلیها در یهودا حکومتی نظامی برقرار کردند و جدلیا ، یکی از یهودیان ، از جانب آنها حاکم یهودا گردید، ولی به سبب بت پرستی و رعایت نکردن احکام ، به دست یکی از یهودیان کشته شد. از تاریخ یهودا، از خرابی اورشلیم (587 ق م ) تا بازگشت اولین گروه تبعیدیان به فرمان کوروش (536 ق م ) اطلاعی در دست نیست . از مشکلات اصلاحگران پس از بازگشت ، به عنوان نمونه عزرا و نحمیا، این گونه برمی آید که یهودیان و سامریهای فلسطین روابط صمیمانه ای با هم داشته اند و ازدواج آنها با یکدیگر امری مرسوم بوده است ؛ و این خود بزرگترین مشکل اصلاحگرانِ بعدی بود (رجوع کنید به کتاب عزرا، باب 10: 18ـ44؛ کتاب نحمیا، باب 13: 23ـ 28). در کل ساکنان یهودی و غیریهودی یهودا به نوع جدیدی از زندگی خو گرفته بودند و بازگشت تبعیدیان از بابل چندان برای ایشان خوشایند نبود. کوروش ، که در تاریخ برای اولین بار در 559 ق م ظاهر می شود، پادشاهی ایران را بنیان نهاد و با فتح بابل ، فرمان داد تا یهودیان به موطن اصلی خود، اورشلیم بازگردند. او به اعتقادات اینان احترام می نهاد، اما بسیاری از یهودیان بابل تمایلی به بازگشت نداشتند و ترجیح می دادند که در قلمرو حکومت ایران ، به کسب و کار خود ادامه دهند. رهبری کسانی که به اورشلیم بازگشتند با زربابل و یوشیای کاهن بود. اینان پس از بازگشت ، به تجدیدبنای معبد (هیکل ) و احیای آداب و مراسم نیایش مشغول شدند، اما در حیات کوروش نتوانستند بنای معبد را به پایان برسانند (کتاب عزرا، باب 4: 5). داریوش نیز یهودیان رابه ادامة کار تشویق کرد، و در سال ششم پادشاهی وی (516 ق م ) بنای معبد تکمیل شد. انبیای این دوره ، حَجّی و زکریا، به رغم مشکلات بسیار، مردم را به امیدواری و توکل به خدا فرامی خواندند (کتاب حجّی ، باب 2: 4 و بعد). بیش از پنجاه سال فاصلة میان تکمیل معبد دوم (515 ق م ) و ورود عزرا به فلسطین در سال هفتم سلطنت اردشیر (اَرْتَخْشتا؛ 457 ق م ) به سکوت برگزار شد. به رغم تکمیل معبد، وضعِ یهودیان فلسطین مطلوب نبود، شهر در مقابل دشمنان بدون دیوار و بدون دفاع مانده بود. عزرا، یکی از لاویان ـ سبط عهده دار اجرای مناسک دینی ـ که زندگی خود را وقف مطالعة شریعت کرده بود، از اردشیر کمک طلبید و همراه با یهودیان داوطلب ، به عنوان نمایندة حکومت ایران ، راهی اورشلیم شد. گنجینه های معبد اورشلیم به آن بازگردانده شد و قربانیهای مخصوص اهدا گردید. پیام عزرا در عنوانی که به وی در اورشلیم عطا شده بود مضمر است «کاتب شریعت خدای آسمان » (کتاب عزرا، باب 7: 12). همچنین نحمیا، یهودی ایرانی ، پس از شنیدن روز و حال ناخوشایند یهودیان به اورشلیم آمد و حاکم یهودا شد (کتاب نحمیا، باب 1:1ـ3، باب 5: 14) و بدین ترتیب ایالتی مجزای از سامریه بنا کرد. اولین دغدغة وی ساختن دیوار اورشلیم بود، و پس از اتمام آن جشنی برپا کرد. اما در زمانی که نحمیا به دربار ایران رفته بود، جامعة یهودی دچار انحطاط و تشتت شد. مخاصمات مصر و ایران نیز پای یهودا را به میدان نبرد کشید، و شورشیان یهودی در زمان اردشیر سوم به بابل و سواحل دریای خزر تبعید شدند. حکومت یونانیان و رومیان . اسکندر با شکست دادن سپاهیان ایران در آسیای صغیر (333 ق م ) سوریه و فلسطین را فتح کرد، وی با یهودیان خوشرفتاری نمود و هنگامی که اسکندریه را در مصر ساخت (331 ق م ) یهودیان را تشویق به سکونت در آنجا کرد و به آنان امتیازاتی در حد یونانیان عطا کرد. پس از مرگ اسکندر (323 ق م )، آنتیوخوس و سپس بطلمیوس اول حاکم یهودا و اورشلیم شدند. در زمان بطلمیوس دوم بود که یهودیان اسکندریه تورات (اسفار خمسه ) را به یونانی ترجمه کردند و این ترجمه بعدها به ترجمة «سبعینی » (هفتادی ) مشهور شد. آنتیوخوس سوم ، پس ازیک قرن تابعیت سوریه و فلسطین از بطلمیوسیان ، آن نواحی را از اختیار مصریها خارج ساخت (198 ق م ) و یهودیان به تابعیت حکومت سلوکیان درآمدند. شورش مکابیان (143ـ 135 ق م ) و به قدرت رسیدن حَشمونائیها از حوادث مهم این دوره است . با شکست آریستوبول در دفاع از اورشلیم و فتح آن به دست رومیان ، یهودا نیز ولایتی از امپراتوری روم و خراجگزار آن شد. پس از حکومت آنتی پاتر، هِرود (هیرووس ) و جانشینان آنها، با قیام زلوتها در 65 میلادی برای استقلال ، اورشلیم و معبد آن در 70 میلادی بکلی تخریب گردید و یهودیان پراکنده شدند (برای آگاهی از تاریخ قوم بنی اسرائیل پس از 70 میلادی رجوع کنید به یهود، قوم ). منابع : (52) علاوه بر کتاب مقدس ؛ (53) Yohanan Aharoni, The land of the Bible: a historical geography , trans. from the Hebrew by A. F. Rainey, London 1966 [i.e.1967(; (54) William Foxwell Albright, Archaeology and the religion of Israel , 4th ed. Baltimore 1956; (55) idem, The archaeology of Palestine , Harmondsworth, Middlesex )1949(, rev. ed. )1960(; (56) John Bright, A history of Israel , Philadelphia )1959(, 2nd. )1972(; (57) Documents from Old Testament times , ed. D. W. Thomas, 1958; (58) Cyrus Herzl Gordon, The world of the Old Testament , Gardencity, N. Y. 1958; (59) Siegfried Herrmann, A history of Israel in Old Testament time , tr. John Bowden from the German, Philadelphia 1975; (60) Israelite and Judaean history , ed. J.H. Hayes and J. M. Miller, 1977; (61) K. Kitchen, Bible in its world , 1977; (62) Rudolf Kittel, A history of the Hebrews , Eng. tr., London 1895-1896; (63) Adolphe Lods, Israel: from its beginnings to the middle of the eight century , tr. S. H. Hooke..., London 1932; (64) Martin North, The history of Israel , Eng. tr. New York )1958( 2nd ed. London )1960]; (65) Keith N. Schoville, Biblical archaeology in focus , Grand Rapids 1978; (66) E. Schدrer, The history of the Jewish people in the age of Jesus Christ , ed. G. Vermes and F. Millar, Eng. tr. and rev. 1973- ; Jan Jozep Simons, The geographical and topograaphical texts of the Old Testament , (67) Leiden 1959; (68) Sir George Adam Smith, The historical geography of the Holy Land , rev. ed. New York 1932; (69) Roland de Vaux, Ancient Israel , tr. John McHugh, London [1961]; (70) idem, The early of Israel , Eng. tr. London 1978; (71) Julius Wellhausen, Prolegomena to the history of ancient Israel , Eng. tr. New York 1957; (72) George Ernest Wright, Biblical archaeology , rev. ed. 1962. (73) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به > دانشنامة معیار کتاب مقدس < ، ذیل «اسرائیل ». / پفایفر ، برگرفته از > دانشنامة معیار کتاب مقدس < / "> اول مکابیان < ، اثر فلاویوس یوسفوس (ح 37ـ100 میلادی ) در تاریخ جنگهای یهودیان و کتاب > روزگار باستان یهودیان < به تاریخ یهودیان تا یکی دو قرن پس از سقوط اورشلیم در 70 میلادی پرداخته اند. اسرائیل از آغاز تا خروج . بنابر روایات کتاب مقدس ، تاریخ بنی اسرائیل از دعوت ابراهیم آغاز می شود، یعنی هنگامی که او در اور ِ کلدانیان ـ غالباً آن را با تَلّمقیر در جنوب بین النهرین یکی می دانند ـ ساکن بود (ح 2000 ق م ). اسرائیلیان دورانِ آبا، با شهر حرّان در شمال بین النهرین ، روابط نزدیکی داشتند. از آنجا که در کتاب مقدس ، بین النهرین شمالی موطن اسرائیلیان معرفی شده ، اورِ شمالی زادگاهِ احتمالی ابراهیم بوده است . اسحاق و یعقوب هر دو ساکن کنعان بودند، اما یعقوب بعدها به مصر رفت . پسرانِ یعقوب در زمان قحطی ، برای یافتن غذا، به مصر رفتند و دریافتند برادرشان یوسف ، که به بردگی فروخته شده بود، در آنجا به صدارت رسیده است . یوسف پدر و برادرانش را تشویق به مهاجرت به مصر کرد؛ و آنان تا زمان موسی در آنجا ماندند. بخش شرقیِ دلتا، معروف به جوشن ، موطنِ موقت بنی اسرائیل شد. بنی اسرائیل ، در زمان خروج ، مصر را ترک کردند و پس از یک نسل سرگردانی وارد کنعان شدند. بنی اسرائیل بخشی از دو گروه بزرگ قومی را تشکیل می دهند: سامیان و عبرانیان . سامیان مذکور در کتاب مقدس (سفر پیدایش ، باب 10: 21 به بعد) مشتمل اند بر آشوریان ، آرامیان و برخی قبایل عرب ، همچنین نیاکانِ بنی اسرائیل . یکی از اخلاف شِم Shem ، عِبِر Eber (همان ، باب 11: 14، شالح : «عابر») نام داشت که «عبری »ها (عبرانیان ) نام خود را از وی گرفتند. ابراهیم یکی از اخلاف عبر بود، و «عبری » واژه ای فراگیرتر از اصطلاح متأخرترِ «بنی اسرائیل » بود. گروههایی که به عنوان خابیرو (خاپیرو) یا آپیرو شناخته می شوند در مکتوبات مناطق ماری ، نوزی ، اوگاریت و عمارنه ( = تلُّ العمارَنَة ) ، توصیف شده اند. اینان را قومی بیرون از مرزهای جوامع شهری سازمان یافته در هزارة دوم ق م دانسته اند. واژة «عبری » با «بنی اسرائیل » برابر و معادل نیست ، اما احتمالاً بنی اسرائیل بر ساکنان دولت ـ شهرهای کنعان اطلاق می شده است که پیش از فتح آن سرزمین به دست یوشع ، در آنجاها می زیسته اند. خاندان آبا (شیوخ ). خانواده اولین واحد مطرح شده در تاریخ ، به روایت کتاب مقدس ، است . ابراهیم با خانواده و غلامانش ، جماعت بزرگی پدید آورد. بی گمان ، خدمتکاران و افرادی که داوطلبانه با وی همراه بوده اند، بی توجه به تبارشان ، بنی اسرائیل شمرده شده اند. اسرائیلیان متأخر شامل نژادهای متعددی می شدند: اموریان ، حورانیها، حتّیها و آرامیان . بنا به سفر پیدایش (باب 11: 31)، تارِح ، پدر ابراهیم ، از سرزمین اور به ناحیة حرّان در شمال غرب بین النهرین مهاجرت کرد. هرچند در تعیین زمان دقیق این مهاجرت جای بحث هست ، تاریخ 2000 ق م برای هجرت ابراهیم پذیرفتنی است . تارح راضی بود که در حرّان بماند اما ابراهیم ، که متوجه خطاب خداوند بود، به سمت سرزمین کنعان حرکت کرد. در «رسالات ماری » نامهایی مشابه آنچه در کتاب مقدس آمده ذکر شده است ؛ Abam-ram برای «اَبْرام » و Jacob-el ، برای یعقوب . از آغاز تا خروج از مصر . اسرائیلیان داوطلبانه و به دعوت یوسف وارد مصر شدند، اما فرعونهای بعدی ناموافق با آنها ایشان را برده ساختند. بنابر سفر پیدایش ، باب 15:13، مدت اقامت کامل آنها چهارصد سال و بنابه سفر خروج ، باب 12:40، 430 سال بود. احتمالاً 430 سال زمان اقامت آنها در کنعان (215 سال ) و مصر (215 سال ) بوده است . بنی اسرائیل ، که در مصر روزگار سختی می گذراندند، به درگاه خداوند استغاثه کردند و خداوند موسی را نزد ایشان فرستاد. پس از نزول چندین بلا بر سرزمین مصر، موسی این قوم را از شمال دریای سرخ ، به سمت صحرای سینا هدایت کرد. بنابر کتاب اول پادشاهان (باب 6:1)، سلیمان بنای هیکل (معبد اورشلیم ) را در سال 480 خروج بنی اسرائیل از مصر، آغاز کرد. اولین سال حکومت سلیمان را حدود 970 ق م دانسته اند. پس زمان خروج ، حدود 1450 ق م و در زمان توتموس سوم (1490ـ 1435 ق م ) بوده است . مشهور است که وی اسرای آسیایی را در طرحهای ساختمانی عظیمِ خود به بیگاری می گرفته است . اگر خروج در 1440 ق م صورت گرفته باشد، پس بنی اسرائیل چهل سال بعد، در حدود 1400 ق م ، به اریحا حمله کرده اند. اولین ذکر تاریخی واقعی از بنی اسرائیل در مدارکِ مصری ، واژة «اسرائیل » در کتیبة مرنپتاح (1224ـ1216 ق م ) است . فرعون مرنپتاح ، ادعا می کند که بر «قوم اسرائیل » پیروزی قطعی یافته است . به این ترتیب ، این «آخرین تاریخی » است که برای خروج داریم . قطعاً بنی اسرائیل حدود 1220 ق م در فلسطین بوده اند. مهمترین حادثة چهل سال سرگردانی در نزدیکی کادِش ، دریافت فرامین در کوه طور بود. در آنجا موسی ده فرمان را دریافت کرد، و خیمة مقدس بنابر تعلیمات وحی بنا شد. داخل خیمة مقدس ، اتاقی به نام مقدس ِ مقدسات (یا مقدسترین مکان )، به منزلة عرش خداوند اسرائیل بود. تابوتِ * عهد مقدس و دو لوحة ده فرمان را در آنجا نهاده بودند. بنی اسرائیل بی ایمان از رهبری موسی سرپیچیدند و از ورود به کنعان امتناع کردند و یک نسل کامل آنها در صحرا هلاک شد. پس از رحلت موسی بود که بنی اسرائیل را یوشع به داخل کنعان رهبری کرد. فتح کنعان . پیروزیهای به دست آمده در ماوراء اردن ، مقدمه ای برای پیروزیها در خودِ سرزمین موعود شد. سیحون و اُگ ، دو پادشاه قدرتمندِ حاکم بر آمون و باشان ، پیش از آنکه یوشع قومش را به سوی فلسطین غربی هدایت کند، شکست خوردند. پس از گذشتن از رود اردن ، یوشع اردوی خود را در جلجال مستقر کرد. در آنجا دوازده سنگ نمادین را که از اردن آورده بودند بر هم نهاده ستونی افراشتند تا نماد ایمان به خدا باشد (صحیفة یوشع ، باب 4: 1ـ9، 20). در این زمان ، بنی اسرائیل یوشع را جانشین موسی دانستند، و تغییراتی در ایشان پدید آمد. نزول «منّ» غیبی متوقف شد و بنی اسرائیل از محصولاتِ سرزمین کنعان تغذیه کردند. رسمِ ختان ، که گویا در زمان سرگردانی فراموش شده بود، از نو اجرا شد و عید فصح جشن گرفته شد. نقشة سوق الجیشی یوشع ایجاد جدایی بین نیروهای کنعانی بود. اریحا، شهری با برج و بارو و کلید دفاع کنعانیان از فلسطین مرکزی ، به دست بنی اسرائیل افتاد و بلافاصله ، شهر عای فتح شد (همان ، باب 7: 2، باب 8:28). با شکست هم پیمانان حاصور ، در شمال کنعان ، بزرگترین کانون مقاومت نیز از بین رفت و خودِ شهر کاملاً نابود شد. دیگر شهرهای کوچک «که روی تپه ها قرار داشت » (همان ، باب 11:13) سوزانده نشد تا در صورت لزوم ، بنی اسرائیل از آنها استفاده کنند. پیروزیهای یوشع چشمگیر بود، اما هنوز بسیاری از قسمتهای کنعان در زمان وفاتِ وی در دست دشمن بود. فلسطینیان ، که قسمت عمده ای از فلسطین را در دست داشتند، تا زمان حکومت داوود، دشمن بنی اسرائیل باقی ماندند تا اینکه در زمان یهودای مکابیان اینان به عنوان خطری بالقوه کاملاً از بین رفتند. شهرهای فینیقیه ، صور و صیدا و جبیل (بوبلوس ) به دست سپاه یوشع نیفتاد و هیچگاه جزو سرزمینهای بنی اسرائیل نشد، داوود و سلیمان نیز مناسب دیدند که با این شهرها مناسبات تجاری داشته باشند. هرچند همة سرزمین در زمان یوشع به دست بنی اسرائیل نیفتاده بود، آن را میان اسباط تقسیم کردند تا به عنوان پیروزی محسوب شود، و همچنین تشویقی برای اسباط باشد تا به سرزمینی که برایشان مشخص شده بود داخل و در آن مستقر شوند. سرزمین جنوب کنعان ، جنوب و جنوب شرقی بحرالمیت (بحر * لوط ) به یهودا تعلق یافت . بخش مهم مرکزی کنعان به قبایل یوسف ، مَنَسی و افرائیم ؛ و سرزمین میان یهودا و «اسباط یوسف » به بنیامین (همان ، باب 18: 11ـ 28) و دان (همان ، باب 19: 40ـ 48) رسید. اورشلیم در مرز زمینهای یهودا و بنیامین قرار داشت . اَشیر، زِبولون ، یَسّاکار و نَفتالی میراث خود را از زمینهای شمالی کشور دریافت کردند (صحیفة یوشع ، باب 19: 10ـ39). رِؤبین ، جاد و نیمی از سبط منسی سهم خود را پیش از این در مشرق اردن دریافت کرده بودند (سفر اعداد، باب 32: 1ـ42؛ صحیفة یوشع ، باب 13:8 ـ33). به لاویان ، که کارشان عبادت جمعی بود، میراث اسباط تعلق نگرفت . برای آنها چهل و هشت شهر با مزارع اطراف یا حومة آنها در نظر گرفته شد. شش «شهرِ پناهندگان » در میان این شهرها بود که پناهگاه کسانی بود که مرتکب قتل غیرعمد شده بودند، و آنان تا زمان مرگ کاهن بزرگ در آنجا می ماندند و پس از آن می توانستند بدون هراس از «قصاص خون » به خانة خود بازگردند. عهد داوران . این عصر دورة انحطاط معنوی بود که مشخصة آن پرستش بعل * و اَشوریم (کتاب داوران ، باب 2: 11ـ 13) و ضعف و شکست در نبردها پس از وفات یوشع بود. هنگامی که بنی اسرائیل برای توبه به سوی خداوند بازگشتند، خداوند برای آنان داور و نجاتبخشی برانگیخت تا رهبریشان کند. اسباط بنی اسرائیل ، در دوران داوران ، اتحادیة ضعیفی پدید آوردند. فقدان حکومت مرکزی قدرتمند در این دوره مشهود است ؛ و اختلافات بین اسباط بدین امر دامن می زد و موجب هرج و مرج می گردید. حملات همسایگان نیز مزید بر علت بود. در کتاب مقدس ، دورة داوران 410 سال دانسته شده است (همان ، باب 3: 8، باب 16: 31)، اما تطبیق این مدت با 480 سال یاد شده در کتاب اول پادشاهان (6:1) میسر نیست ، و شواهد باستانشناسی نیز دورة بسیار کوتاهتری را در نظر می گیرد. در مجموع ، ارائة گاهشماری این دوره مقدور نیست . از جملة داوران ، عُتنئیل ، آهود ، تولا از یسّاکار و جیر از جیلاد و شمعون ، که از همه مفصلتر شرح وقایع وی آمده ، شایان ذکرند (رجوع کنید به کتاب داوران ). دوران پادشاهی متحد . کتابهای اول و دوم سموئیل آغاز عصر طلایی اسرائیل را گزارش می کند؛ دوره ای از تاریخ که اسرائیل قدرتی جهانی بود، اما شرایط جهانی در قرن یازدهم و دهم ق م نوعی خلا قدرت پدید آورده بود. دورة فرمانروایی تاریخ مصریان به پایانی نه چندان شکوهمند رسیده بود. پس ازمرگ رامسس سوم (1144 ق م ) فرعونهایی ضعیف بر مصر فرمان می راندند. در شرق تیگلت پیلسر اول (1115ـ1077 ق م ) زمینه را برای امپراتوری آشوریان پدید آورد و پس از مرگ او تا زمان به قدرت رسیدن آشور نصیرپال دوم (885 ق م )، حدود چهل سال پس از مرگ سلیمان ، اسرائیل عصر طلایی خود را زیرفرمان شائول ، داوود و سلیمان می گذراند. با استقرار حکومت پادشاهان ، تهدیدات فلسطینیها که در بخش جنوب غربی کنعان ساکن بودند، به کمترین اندازه رسید. سموئیل . سموئیل آخرین تن از داوران (کتاب اول سموئیل ، باب 7: 15)، کاهن (همان ، باب 2: 18، باب 7: 9) و نبی (کتاب دوم تواریخ ایام ، باب 35:18) بود. به رهبری او، اسرائیل از گروهی طوایف کم و بیش مستقل با آداب و رسوم مشترک و ایمان مشترک به خداوند، به پادشاهی کوچکی در فرمان شائول (در قرآن : طالوت ) و سپس داوود تبدیل شد. سموئیل پرستش بعل و عشتاروت (کتاب اول سموئیل ، باب 7: 3)، خدایان کنعانی ، را نهی کرد؛ و بنی اسرائیل پادشاهی می خواستند تا ایشان را رهبری کند، همچنانکه مردم دیگر داشتند (همان ، باب 8: 1ـ9). سموئیل از درخواست مردم برای داشتن شاه ـ بویژه در جنگها ـ دلسرد و نومید شد؛ و این به نوعی بیانگر طرد حکومت الهی و خود سموئیل به حساب می آمد. پس وی به دنبال اولین پادشاه برآمد. انتخاب شائول از سبط کوچک بنیامین ، در مقابل سبط افرائیم در شمال و یهودا در جنوب ، که با یکدیگر رقابت داشتند، و شجاعت او در میدان جنگ توانست حمایت مردم را درپی داشته باشد. نبرد با فلسطینیان ، عمالقه * (عمالیق ) و چادرنشینان و نبردهای دیگری در زمان شائول درگرفت که کم و بیش با پیروزی همراه بود اما در جنگِ دوم با فلسطینیان ، داوود بر قهرمان فلسطینیها، جالوت ، پیروز و قهرمان قوم شد؛ و به این ترتیب ، شائول در موضع ضعف قرار گرفت . پس از مرگ شائول ، داوود از پناهگاه خود، شهر فلسطینی صقلغ ، به حبرون رفت و خود را پادشاه یهود خواند. هنوز برخی شهرهای سوق الجیشی در دشتهای ساحلی ، شفلاه و یزرعیل به دست کنعانیان و فلسطینیها بود. یبوسیان ، قبیله ای کنعانی بودند (سفر پیدایش ، 10: 16؛ قس کتاب اول تواریخ ایام ، باب 1:14) که شهر قدیمی اورشلیم را اشغال کرده بودند. آنها این شهر را یبوس می خواندند. در کتیبه های آرامی (ح 1400 ق م ) این شهر اوروسالم به معنای «شهر صلح و سلامتی » یا «شهر سالم » (سالم ، یکی از خدایان کنعانی ) نامیده شده است . اورشلیم به دست یوآب ، فرمانده سپاه داوود، فتح شد و «شهر داوود» نامیده شد. داوود، هرچند اجازة بنای هیکل را نداشت ، طرح اولیة بنای آن را ریخت . او، با انتقال تابوت از غربِ مرزهای بنیامینیها به اورشلیم (پایتخت جدید)، عبادت را در اورشلیم متمرکز ساخت (کتاب اول تواریخ ایام ، باب 13: 3ـ14). تابوت در اورشلیم نصب شد و تا زمان تبعید (587 ق م ) در آنجا باقی ماند. از نظر سیاسی ، دورانِ حکومت داوود، دورة طلایی بنی اسرائیل به شمار می آید. با شکست دادن آرامیها و آمونیها، حکومت وی از دریای سرخ تا فرات را در برمی گرفت . سلیمان وارث سلطنتی شد که بیشتر در زمان پادشاهی داوود سر و سامان یافته بود.او برای تجدید سازمان قلمرو خود، آن را به دوازده ولایت یا حوزة اجرایی تقسیم کرد (کتاب اول پادشاهان ، باب 4: 7ـ19). احتمالاً یهودا، که جزو این ولایتها ذکر نشده ، مستقیماً از اورشلیم اداره می شده است . آمده است که سلیمان از فرات تا مرز مصر حکومت می کرد (همان ، باب 4: 21). ایالات آرامی ، مردم ادوم و موآب خراج سرزمین خود را به طور منظم به اورشلیم پرداخت می کردند. برای اهداف تجارتی ، وی «تَدمُر را در صحرا» (کتاب دوم تواریخ ایام ، باب 8: 3 و بعد)، در حدود 225 کیلومتری شمال شرقی دمشق ، بنا کرد. در عصر رومیان ، تدمر به پالمیرا مشهور بود. سلیمان با برقرار ساختن ارتباط تجارتی با حیرام ، پادشاه فینیقیِ بندر صور، برای بنی اسرائیل درآمدهای مالی فراهم کرد. با دیگر حکومتها، از جمله مصر، نیز پیمان تجارتی بسته شد. تعدد همسران سلیمان (کتاب اول پادشاهان ، باب 11: 1ـ3) بیانگر پیمانهایی است که با ازدواج تحکیم می شد. احتمالاً دیدار ملکة سبا نیز تا حدی با مسائل تجارتی مرتبط بوده است (برای آگاهی بیشتر از جزئیات این ملاقات رجوع کنید به بلقیس * ). سالهای آخر حکومت سلیمان با افول اقتصادی و سیاسی همراه بود و در مصر فرعونی بر سر کار آمد که با سلیمان روابط دوستانه نداشت . گذشته از این ، در اسرائیل ، یربُعام رهبریِ شورشی بر ضدشاه را برعهده گرفت . هر چند وی را به اجبار به مصر فرستادند، اما او آماده بود تا به دعوت هموطنانش به اسرائیل بازگردد. پسر سلیمان ، رَحُبعام ، پس از وی به سلطنت رسید و نتوانست بر اغتشاشات غالب آید. یربعام از مصر بازگشت و پادشاهی مستقل شمالی را تأسیس کرد. مرز میان اسرائیل و یهودا از جنوبِ اریحا، بیت ایل و یافا می گذشت . پایتخت اسرائیل در ابتدا در شهر تاریخی شکیم (نابلس ) و سپس در تیرزه بود. عُمْری ، بنیانگذار سومین سلسله ، سامره را پایتخت همیشگی کرد، و این شهر تا پایان پادشاهی که آشوریان آن را از بین بردند مرکز بود. پادشاهی یهودا شامل سبط یهودا و بخشی از بنیامین و شمعون بود. در سنگ نبشتة موآب ، کشف شده در دیبون اردن در 1868، میشع ، پادشاه موآب ، گزارش داده است که سرزمین وی به دست عمری از اسرائیل فتح شده و در زمان آحاب ، پسر عمری ، وی این سرزمین را از دست آنها رها ساخته است . پادشاهی اِدوم نیز در جنوبِ بحرالمیت زیر فرمان داوود بود و در زمان سلیمان مالیات می پرداخت . موآب و ادوم به دست بختنصّر از بین رفتند. یهودا نیز از دو جانب ، اسرائیل از شمال و مصر از جنوب ، درگیر نبرد بود. یهو به سلسلة عمری در اسرائیل پایان بخشید. تنها در دورة یربعام دوم ، فرزند یوآش ، پادشاهی قدرتمندی در اسرائیل پدید آمد که این دوران و دورة حکومت پدر یربعام را دورة مستعجل رفاه و رونق نامیده اند. اما این دوره ، از رشد معنوی بهره مند نبود. انبیای آن روز، بویژه هوشع و عاموس در شمال و اشعیا در جنوب ، با ریاکاری و ظاهرکاری که بر حیات مذهبی سایه افکنده بود به مخالفت پرداختند. در این زمان ، آشوریان به قدرت رسیدند، و روشهای حمل و نقل آنان تأثیر مهمی بر وقایع تاریخی بعد گذاشت . آشوریان مردمی را که در اسارت بودند به نقاط مختلف جدید منتقل کردند تا هرگونه مقاومت قومی منتفی شود. بنی اسرائیل نیز به شمالِ بین النهرین ، و اقوام بابلی ، سریانی ، عیلامی و غیره به سامره (کتاب دوم پادشاهان ، باب 17: 24) منتقل شدند. ازدواج افراد این اقوام با بنی اسرائیل قومی به نام سامریها را به وجود آورد. یهودیه (مملکت یهودا) تا حدود یک قرن و نیم پس از سقوط سامره ادامة حیات داد، و بیشتر این دوران خراجگزارِ آشوریان بود. در دورة حزقیا (715ـ687 ق م ) آشوریان به اورشلیم حمله کردند اما شکست خوردند. آخرین احیای معنویت در اسرائیلِ قبل از تبعید، در زمان حکومت یوشع صورت گرفت که پس از پدرش آمون به سلطنت رسیده بود. با قدرت یافتن بابلیان جدید (کلدانیان ) و فتح شدن پایتخت آشوریها و کلدانیان (612 ق م )، بختنصّر بر فلسطین و سوریه مسلط شد، و به رغم تحذیرات ارمیا، صدقیا بر بختنصّر شورید. بدین ترتیب ، اورشلیم و هیکل آن تخریب شد و ساکنان آن به بابل * تبعید شدند (587 ق م ). تبعید و بازگشت از آن . یهودیان تبعیدی اجازه داشتند تا در بابل به صورت جماعتهای خاص خود ادامه حیات دهند. هرچند بسیاری از یهودیان بعدها به اورشلیم بازگشتند، بسیاری از ایشان نیز دور از ارض مقدس به زندگی خود ادامه دادند. واژة «اسرائیل » غالباً برای توصیف دورة اولیة حیات عبرانیان به کار برده می شود. از جهت سیاسی ، اسرائیل در روزگار داوود و سلیمان و حتی در زمان پادشاهی مجزا دارای استقلال و قدرت بود. مملکت یهودا پس از تبعید، جز در زمان مکابیان ، به قدرتهای بزرگ ، چون ایران ، مقدونیه ، بطلمیوسیان مصر، سلوکیان سوریه و رومیان وابسته بود. ساکنان یهودیِ مصر، ایران ، بابل ، سوریه ، آسیای صغیر، یونان و روم در اعیاد مذهبی به زیارت اورشلیم می رفتند (رجوع کنید به کتاب اعمال رسولان ، باب 2: 8 ـ 11). مؤمنان بنی اسرائیل در بابل به قرائت تورات و همچنین مکتوبات انبیا پرداختند تا در تبعید نیز راه مناسبِ زندگی برای قوم خداوند را در سرزمینی که اسیر بودند، و بعدها در ارضِ مقدس ، بیابند. در این مرحله ، نیاز به تأسیس کنیسه احساس شد تا در آن عبادت کنند. کنیسه مبدل به مرکز تجمعی در حیات یهودیان شد. زبان اینان نیز دچار تحول شد و به جای زبان عبری ، به زبان آرامی تکلم کردند؛ بدین ترتیب ، متون عبری برای بیشتر مردم قابل فهم نبود و نیاز به ترجمه داشت . بتدریج ، برای توضیح متن ، تفسیرهایی نیز علاوه بر ترجمه به نام «تارگوم ها» ارائه شد و به صورت مکتوب درآمد. رعایت «یوم السبت » در دوران تبعید، مشخصه ای برای جماعت یهودیان شد و متون مقدس نیز قرائت می شد. بنابر شواهد تاریخی ، یهودیان با غیر یهودیان ارتباط داشتند و در انزوای کامل نبودند، بلکه در محافل سیاسی نیز حضور می یافتند. گفتنی است که در دوران تبعید و پس از آن ، آیین یهود، به صورت دینی تبلیغی درآمد و شمار بسیار و روزافزونی کسانی که به آن می گرویدند شاهدی است بر این که آنان حقانیت این دین را می پذیرفتند و به شرک و بت پرستی پشت می کردند. در این زمان ، یهودیان معدودی که در یهودا باقی مانده بودند در همانجا به حیات خود ادامه دادند. بابلیها در یهودا حکومتی نظامی برقرار کردند و جدلیا ، یکی از یهودیان ، از جانب آنها حاکم یهودا گردید، ولی به سبب بت پرستی و رعایت نکردن احکام ، به دست یکی از یهودیان کشته شد. از تاریخ یهودا، از خرابی اورشلیم (587 ق م ) تا بازگشت اولین گروه تبعیدیان به فرمان کوروش (536 ق م ) اطلاعی در دست نیست . از مشکلات اصلاحگران پس از بازگشت ، به عنوان نمونه عزرا و نحمیا، این گونه برمی آید که یهودیان و سامریهای فلسطین روابط صمیمانه ای با هم داشته اند و ازدواج آنها با یکدیگر امری مرسوم بوده است ؛ و این خود بزرگترین مشکل اصلاحگرانِ بعدی بود (رجوع کنید به کتاب عزرا، باب 10: 18ـ44؛ کتاب نحمیا، باب 13: 23ـ 28). در کل ساکنان یهودی و غیریهودی یهودا به نوع جدیدی از زندگی خو گرفته بودند و بازگشت تبعیدیان از بابل چندان برای ایشان خوشایند نبود. کوروش ، که در تاریخ برای اولین بار در 559 ق م ظاهر می شود، پادشاهی ایران را بنیان نهاد و با فتح بابل ، فرمان داد تا یهودیان به موطن اصلی خود، اورشلیم بازگردند. او به اعتقادات اینان احترام می نهاد، اما بسیاری از یهودیان بابل تمایلی به بازگشت نداشتند و ترجیح می دادند که در قلمرو حکومت ایران ، به کسب و کار خود ادامه دهند. رهبری کسانی که به اورشلیم بازگشتند با زربابل و یوشیای کاهن بود. اینان پس از بازگشت ، به تجدیدبنای معبد (هیکل ) و احیای آداب و مراسم نیایش مشغول شدند، اما در حیات کوروش نتوانستند بنای معبد را به پایان برسانند (کتاب عزرا، باب 4: 5). داریوش نیز یهودیان رابه ادامة کار تشویق کرد، و در سال ششم پادشاهی وی (516 ق م ) بنای معبد تکمیل شد. انبیای این دوره ، حَجّی و زکریا، به رغم مشکلات بسیار، مردم را به امیدواری و توکل به خدا فرامی خواندند (کتاب حجّی ، باب 2: 4 و بعد). بیش از پنجاه سال فاصلة میان تکمیل معبد دوم (515 ق م ) و ورود عزرا به فلسطین در سال هفتم سلطنت اردشیر (اَرْتَخْشتا؛ 457 ق م ) به سکوت برگزار شد. به رغم تکمیل معبد، وضعِ یهودیان فلسطین مطلوب نبود، شهر در مقابل دشمنان بدون دیوار و بدون دفاع مانده بود. عزرا، یکی از لاویان ـ سبط عهده دار اجرای مناسک دینی ـ که زندگی خود را وقف مطالعة شریعت کرده بود، از اردشیر کمک طلبید و همراه با یهودیان داوطلب ، به عنوان نمایندة حکومت ایران ، راهی اورشلیم شد. گنجینه های معبد اورشلیم به آن بازگردانده شد و قربانیهای مخصوص اهدا گردید. پیام عزرا در عنوانی که به وی در اورشلیم عطا شده بود مضمر است «کاتب شریعت خدای آسمان » (کتاب عزرا، باب 7: 12). همچنین نحمیا، یهودی ایرانی ، پس از شنیدن روز و حال ناخوشایند یهودیان به اورشلیم آمد و حاکم یهودا شد (کتاب نحمیا، باب 1:1ـ3، باب 5: 14) و بدین ترتیب ایالتی مجزای از سامریه بنا کرد. اولین دغدغة وی ساختن دیوار اورشلیم بود، و پس از اتمام آن جشنی برپا کرد. اما در زمانی که نحمیا به دربار ایران رفته بود، جامعة یهودی دچار انحطاط و تشتت شد. مخاصمات مصر و ایران نیز پای یهودا را به میدان نبرد کشید، و شورشیان یهودی در زمان اردشیر سوم به بابل و سواحل دریای خزر تبعید شدند. حکومت یونانیان و رومیان . اسکندر با شکست دادن سپاهیان ایران در آسیای صغیر (333 ق م ) سوریه و فلسطین را فتح کرد، وی با یهودیان خوشرفتاری نمود و هنگامی که اسکندریه را در مصر ساخت (331 ق م ) یهودیان را تشویق به سکونت در آنجا کرد و به آنان امتیازاتی در حد یونانیان عطا کرد. پس از مرگ اسکندر (323 ق م )، آنتیوخوس و سپس بطلمیوس اول حاکم یهودا و اورشلیم شدند. در زمان بطلمیوس دوم بود که یهودیان اسکندریه تورات (اسفار خمسه ) را به یونانی ترجمه کردند و این ترجمه بعدها به ترجمة «سبعینی » (هفتادی ) مشهور شد. آنتیوخوس سوم ، پس ازیک قرن تابعیت سوریه و فلسطین از بطلمیوسیان ، آن نواحی را از اختیار مصریها خارج ساخت (198 ق م ) و یهودیان به تابعیت حکومت سلوکیان درآمدند. شورش مکابیان (143ـ 135 ق م ) و به قدرت رسیدن حَشمونائیها از حوادث مهم این دوره است . با شکست آریستوبول در دفاع از اورشلیم و فتح آن به دست رومیان ، یهودا نیز ولایتی از امپراتوری روم و خراجگزار آن شد. پس از حکومت آنتی پاتر، هِرود (هیرووس ) و جانشینان آنها، با قیام زلوتها در 65 میلادی برای استقلال ، اورشلیم و معبد آن در 70 میلادی بکلی تخریب گردید و یهودیان پراکنده شدند (برای آگاهی از تاریخ قوم بنی اسرائیل پس از 70 میلادی رجوع کنید به یهود، قوم ). منابع : (52) علاوه بر کتاب مقدس ؛ (53) Yohanan Aharoni, The land of the Bible: a historical geography , trans. from the Hebrew by A. F. Rainey, London 1966 [i.e.1967(; (54) William Foxwell Albright, Archaeology and the religion of Israel , 4th ed. Baltimore 1956; (55) idem, The archaeology of Palestine , Harmondsworth, Middlesex )1949(, rev. ed. )1960(; (56) John Bright, A history of Israel , Philadelphia )1959(, 2nd. )1972(; (57) Documents from Old Testament times , ed. D. W. Thomas, 1958; (58) Cyrus Herzl Gordon, The world of the Old Testament , Gardencity, N. Y. 1958; (59) Siegfried Herrmann, A history of Israel in Old Testament time , tr. John Bowden from the German, Philadelphia 1975; (60) Israelite and Judaean history , ed. J.H. Hayes and J. M. Miller, 1977; (61) K. Kitchen, Bible in its world , 1977; (62) Rudolf Kittel, A history of the Hebrews , Eng. tr., London 1895-1896; (63) Adolphe Lods, Israel: from its beginnings to the middle of the eight century , tr. S. H. Hooke..., London 1932; (64) Martin North, The history of Israel , Eng. tr. New York )1958( 2nd ed. London )1960]; (65) Keith N. Schoville, Biblical archaeology in focus , Grand Rapids 1978; (66) E. Schدrer, The history of the Jewish people in the age of Jesus Christ , ed. G. Vermes and F. Millar, Eng. tr. and rev. 1973- ; Jan Jozep Simons, The geographical and topograaphical texts of the Old Testament , (67) Leiden 1959; (68) Sir George Adam Smith, The historical geography of the Holy Land , rev. ed. New York 1932; (69) Roland de Vaux, Ancient Israel , tr. John McHugh, London [1961]; (70) idem, The early of Israel , Eng. tr. London 1978; (71) Julius Wellhausen, Prolegomena to the history of ancient Israel , Eng. tr. New York 1957; (72) George Ernest Wright, Biblical archaeology , rev. ed. 1962. (73) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به > دانشنامة معیار کتاب مقدس < ، ذیل «اسرائیل ». / پفایفر ، برگرفته از > دانشنامة معیار کتاب مقدس < / ">
دانشنامه جهان اسلام
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص
١١٥١ ص
١١٥٢ ص
١١٥٣ ص
١١٥٤ ص
١١٥٥ ص
١١٥٦ ص
١١٥٧ ص
١١٥٨ ص
١١٥٩ ص
١١٦٠ ص
١١٦١ ص
١١٦٢ ص
١١٦٣ ص
١١٦٤ ص
١١٦٥ ص
١١٦٦ ص
١١٦٧ ص
١١٦٨ ص
١١٦٩ ص
١١٧٠ ص
١١٧١ ص
١١٧٢ ص
١١٧٣ ص
١١٧٤ ص
١١٧٥ ص
١١٧٦ ص
١١٧٧ ص
١١٧٨ ص
١١٧٩ ص
١١٨٠ ص
١١٨١ ص
١١٨٢ ص
١١٨٣ ص
١١٨٤ ص
١١٨٥ ص
١١٨٦ ص
١١٨٧ ص
١١٨٨ ص
١١٨٩ ص
١١٩٠ ص
١١٩١ ص
١١٩٢ ص
١١٩٣ ص
١١٩٤ ص
١١٩٥ ص
١١٩٦ ص
١١٩٧ ص
١١٩٨ ص
١١٩٩ ص
١٢٠٠ ص
١٢٠١ ص
١٢٠٢ ص
١٢٠٣ ص
١٢٠٤ ص
١٢٠٥ ص
١٢٠٦ ص
١٢٠٧ ص
١٢٠٨ ص
١٢٠٩ ص
١٢١٠ ص
١٢١١ ص
١٢١٢ ص
١٢١٣ ص
١٢١٤ ص
١٢١٥ ص
١٢١٦ ص
١٢١٧ ص
١٢١٨ ص
١٢١٩ ص
١٢٢٠ ص
١٢٢١ ص
١٢٢٢ ص
١٢٢٣ ص
١٢٢٤ ص
١٢٢٥ ص
١٢٢٦ ص
١٢٢٧ ص
١٢٢٨ ص
١٢٢٩ ص
١٢٣٠ ص
١٢٣١ ص
١٢٣٢ ص
١٢٣٣ ص
١٢٣٤ ص
١٢٣٥ ص
١٢٣٦ ص
١٢٣٧ ص
١٢٣٨ ص
١٢٣٩ ص
١٢٤٠ ص
١٢٤١ ص
١٢٤٢ ص
١٢٤٣ ص
١٢٤٤ ص
١٢٤٥ ص
١٢٤٦ ص
١٢٤٧ ص
١٢٤٨ ص
١٢٤٩ ص
١٢٥٠ ص
١٢٥١ ص
١٢٥٢ ص
١٢٥٣ ص
١٢٥٤ ص
١٢٥٥ ص
١٢٥٦ ص
١٢٥٧ ص
١٢٥٨ ص
١٢٥٩ ص
١٢٦٠ ص
١٢٦١ ص
١٢٦٢ ص
١٢٦٣ ص
١٢٦٤ ص
١٢٦٥ ص
١٢٦٦ ص
١٢٦٧ ص
١٢٦٨ ص
١٢٦٩ ص
١٢٧٠ ص
١٢٧١ ص
١٢٧٢ ص
١٢٧٣ ص
١٢٧٤ ص
١٢٧٥ ص
١٢٧٦ ص
١٢٧٧ ص
١٢٧٨ ص
١٢٧٩ ص
١٢٨٠ ص
١٢٨١ ص
١٢٨٢ ص
١٢٨٣ ص
١٢٨٤ ص
١٢٨٥ ص
١٢٨٦ ص
١٢٨٧ ص
١٢٨٨ ص
١٢٨٩ ص
١٢٩٠ ص
١٢٩١ ص
١٢٩٢ ص
١٢٩٣ ص
١٢٩٤ ص
١٢٩٥ ص
١٢٩٦ ص
١٢٩٧ ص
١٢٩٨ ص
١٢٩٩ ص
١٣٠٠ ص
١٣٠١ ص
١٣٠٢ ص
١٣٠٣ ص
١٣٠٤ ص
١٣٠٥ ص
١٣٠٦ ص
١٣٠٧ ص
١٣٠٨ ص
١٣٠٩ ص
١٣١٠ ص
١٣١١ ص
١٣١٢ ص
١٣١٣ ص
١٣١٤ ص
١٣١٥ ص
١٣١٦ ص
١٣١٧ ص
١٣١٨ ص
١٣١٩ ص
١٣٢٠ ص
١٣٢١ ص
١٣٢٢ ص
١٣٢٣ ص
١٣٢٤ ص
١٣٢٥ ص
١٣٢٦ ص
١٣٢٧ ص
١٣٢٨ ص
١٣٢٩ ص
١٣٣٠ ص
١٣٣١ ص
١٣٣٢ ص
١٣٣٣ ص
١٣٣٤ ص
١٣٣٥ ص
١٣٣٦ ص
١٣٣٧ ص
١٣٣٨ ص
١٣٣٩ ص
١٣٤٠ ص
١٣٤١ ص
١٣٤٢ ص
١٣٤٣ ص
١٣٤٤ ص
١٣٤٥ ص
١٣٤٦ ص
١٣٤٧ ص
١٣٤٨ ص
١٣٤٩ ص
١٣٥٠ ص
١٣٥١ ص
١٣٥٢ ص
١٣٥٣ ص
١٣٥٤ ص
١٣٥٥ ص
١٣٥٦ ص
١٣٥٧ ص
١٣٥٨ ص
١٣٥٩ ص
١٣٦٠ ص
١٣٦١ ص
١٣٦٢ ص
١٣٦٣ ص
١٣٦٤ ص
١٣٦٥ ص
١٣٦٦ ص
١٣٦٧ ص
١٣٦٨ ص
١٣٦٩ ص
١٣٧٠ ص
١٣٧١ ص
١٣٧٢ ص
١٣٧٣ ص
١٣٧٤ ص
١٣٧٥ ص
١٣٧٦ ص
١٣٧٧ ص
١٣٧٨ ص
١٣٧٩ ص
١٣٨٠ ص
١٣٨١ ص
١٣٨٢ ص
١٣٨٣ ص
١٣٨٤ ص
١٣٨٥ ص
١٣٨٦ ص
١٣٨٧ ص
١٣٨٨ ص
١٣٨٩ ص
١٣٩٠ ص
١٣٩١ ص
١٣٩٢ ص
١٣٩٣ ص
١٣٩٤ ص
١٣٩٥ ص
١٣٩٦ ص
١٣٩٧ ص
١٣٩٨ ص
١٣٩٩ ص
١٤٠٠ ص
١٤٠١ ص
١٤٠٢ ص
١٤٠٣ ص
١٤٠٤ ص
١٤٠٥ ص
١٤٠٦ ص
١٤٠٧ ص
١٤٠٨ ص
١٤٠٩ ص
١٤١٠ ص
١٤١١ ص
١٤١٢ ص
١٤١٣ ص
١٤١٤ ص
١٤١٥ ص
١٤١٦ ص
١٤١٧ ص
١٤١٨ ص
١٤١٩ ص
١٤٢٠ ص
١٤٢١ ص
١٤٢٢ ص
١٤٢٣ ص
١٤٢٤ ص
١٤٢٥ ص
١٤٢٦ ص
١٤٢٧ ص
١٤٢٨ ص
١٤٢٩ ص
١٤٣٠ ص
١٤٣١ ص
١٤٣٢ ص
١٤٣٣ ص
١٤٣٤ ص
١٤٣٥ ص
١٤٣٦ ص
١٤٣٧ ص
١٤٣٨ ص
١٤٣٩ ص
١٤٤٠ ص
١٤٤١ ص
١٤٤٢ ص
١٤٤٣ ص
١٤٤٤ ص
١٤٤٥ ص
١٤٤٦ ص
١٤٤٧ ص
١٤٤٨ ص
١٤٤٩ ص
١٤٥٠ ص
١٤٥١ ص
١٤٥٢ ص
١٤٥٣ ص
١٤٥٤ ص
١٤٥٥ ص
١٤٥٦ ص
١٤٥٧ ص
١٤٥٨ ص
١٤٥٩ ص
١٤٦٠ ص
١٤٦١ ص
١٤٦٢ ص
١٤٦٣ ص
١٤٦٤ ص
١٤٦٥ ص
١٤٦٦ ص
١٤٦٧ ص
١٤٦٨ ص
١٤٦٩ ص
١٤٧٠ ص
١٤٧١ ص
١٤٧٢ ص
١٤٧٣ ص
١٤٧٤ ص
١٤٧٥ ص
١٤٧٦ ص
١٤٧٧ ص
١٤٧٨ ص
١٤٧٩ ص
١٤٨٠ ص
١٤٨١ ص
١٤٨٢ ص
١٤٨٣ ص
١٤٨٤ ص
١٤٨٥ ص
١٤٨٦ ص
١٤٨٧ ص
١٤٨٨ ص
١٤٨٩ ص
١٤٩٠ ص
١٤٩١ ص
١٤٩٢ ص
١٤٩٣ ص
١٤٩٤ ص
١٤٩٥ ص
١٤٩٦ ص
١٤٩٧ ص
١٤٩٨ ص
١٤٩٩ ص
١٥٠٠ ص
١٥٠١ ص
١٥٠٢ ص
١٥٠٣ ص
١٥٠٤ ص
١٥٠٥ ص
١٥٠٦ ص
١٥٠٧ ص
١٥٠٨ ص
١٥٠٩ ص
١٥١٠ ص
١٥١١ ص
١٥١٢ ص
١٥١٣ ص
١٥١٤ ص
١٥١٥ ص
١٥١٦ ص
١٥١٧ ص
١٥١٨ ص
١٥١٩ ص
١٥٢٠ ص
١٥٢١ ص
١٥٢٢ ص
١٥٢٣ ص
١٥٢٤ ص
١٥٢٥ ص
١٥٢٦ ص
١٥٢٧ ص
١٥٢٨ ص
١٥٢٩ ص
١٥٣٠ ص
١٥٣١ ص
١٥٣٢ ص
١٥٣٣ ص
١٥٣٤ ص
١٥٣٥ ص
١٥٣٦ ص
١٥٣٧ ص
١٥٣٨ ص
١٥٣٩ ص
١٥٤٠ ص
١٥٤١ ص
١٥٤٢ ص
١٥٤٣ ص
١٥٤٤ ص
١٥٤٥ ص
١٥٤٦ ص
١٥٤٧ ص
١٥٤٨ ص
١٥٤٩ ص
١٥٥٠ ص
١٥٥١ ص
١٥٥٢ ص
١٥٥٣ ص
١٥٥٤ ص
١٥٥٥ ص
١٥٥٦ ص
١٥٥٧ ص
١٥٥٨ ص
١٥٥٩ ص
١٥٦٠ ص
١٥٦١ ص
١٥٦٢ ص
١٥٦٣ ص
١٥٦٤ ص
١٥٦٥ ص
١٥٦٦ ص
١٥٦٧ ص
١٥٦٨ ص
١٥٦٩ ص
١٥٧٠ ص
١٥٧١ ص
١٥٧٢ ص
١٥٧٣ ص
١٥٧٤ ص
١٥٧٥ ص
١٥٧٦ ص
١٥٧٧ ص
١٥٧٨ ص
١٥٧٩ ص
١٥٨٠ ص
١٥٨١ ص
١٥٨٢ ص
١٥٨٣ ص
١٥٨٤ ص
١٥٨٥ ص
١٥٨٦ ص
١٥٨٧ ص
١٥٨٨ ص
١٥٨٩ ص
١٥٩٠ ص
١٥٩١ ص
١٥٩٢ ص
١٥٩٣ ص
١٥٩٤ ص
١٥٩٥ ص
١٥٩٦ ص
١٥٩٧ ص
١٥٩٨ ص
١٥٩٩ ص
١٦٠٠ ص
١٦٠١ ص
١٦٠٢ ص
١٦٠٣ ص
١٦٠٤ ص
١٦٠٥ ص
١٦٠٦ ص
١٦٠٧ ص
١٦٠٨ ص
١٦٠٩ ص
١٦١٠ ص
١٦١١ ص
١٦١٢ ص
١٦١٣ ص
١٦١٤ ص
١٦١٥ ص
١٦١٦ ص
١٦١٧ ص
١٦١٨ ص
١٦١٩ ص
١٦٢٠ ص
١٦٢١ ص
١٦٢٢ ص
١٦٢٣ ص
١٦٢٤ ص
١٦٢٥ ص
١٦٢٦ ص
١٦٢٧ ص
١٦٢٨ ص
١٦٢٩ ص
١٦٣٠ ص
١٦٣١ ص
١٦٣٢ ص
١٦٣٣ ص
١٦٣٤ ص
١٦٣٥ ص
١٦٣٦ ص
١٦٣٧ ص
١٦٣٨ ص
١٦٣٩ ص
١٦٤٠ ص
١٦٤١ ص
١٦٤٢ ص
١٦٤٣ ص
١٦٤٤ ص
١٦٤٥ ص
١٦٤٦ ص
١٦٤٧ ص
١٦٤٨ ص
١٦٤٩ ص
١٦٥٠ ص
١٦٥١ ص
١٦٥٢ ص
١٦٥٣ ص
١٦٥٤ ص
١٦٥٥ ص
١٦٥٦ ص
١٦٥٧ ص
١٦٥٨ ص
١٦٥٩ ص
١٦٦٠ ص
١٦٦١ ص
١٦٦٢ ص
١٦٦٣ ص
١٦٦٤ ص
١٦٦٥ ص
١٦٦٦ ص
١٦٦٧ ص
١٦٦٨ ص
١٦٦٩ ص
١٦٧٠ ص
١٦٧١ ص
١٦٧٢ ص
١٦٧٣ ص
١٦٧٤ ص
١٦٧٥ ص
١٦٧٦ ص
١٦٧٧ ص
١٦٧٨ ص
١٦٧٩ ص
١٦٨٠ ص
١٦٨١ ص
١٦٨٢ ص
١٦٨٣ ص
١٦٨٤ ص
١٦٨٥ ص
١٦٨٦ ص
١٦٨٧ ص
١٦٨٨ ص
١٦٨٩ ص
١٦٩٠ ص
١٦٩١ ص
١٦٩٢ ص
١٦٩٣ ص
١٦٩٤ ص
١٦٩٥ ص
١٦٩٦ ص
١٦٩٧ ص
١٦٩٨ ص
١٦٩٩ ص
١٧٠٠ ص
١٧٠١ ص
١٧٠٢ ص
١٧٠٣ ص
١٧٠٤ ص
١٧٠٥ ص
١٧٠٦ ص
١٧٠٧ ص
١٧٠٨ ص
١٧٠٩ ص
١٧١٠ ص
١٧١١ ص
١٧١٢ ص
١٧١٣ ص
١٧١٤ ص
١٧١٥ ص
١٧١٦ ص
١٧١٧ ص
١٧١٨ ص
١٧١٩ ص
١٧٢٠ ص
١٧٢١ ص
١٧٢٢ ص
١٧٢٣ ص
١٧٢٤ ص
١٧٢٥ ص
١٧٢٦ ص
١٧٢٧ ص
١٧٢٨ ص
١٧٢٩ ص
١٧٣٠ ص
١٧٣١ ص
١٧٣٢ ص
١٧٣٣ ص
١٧٣٤ ص
١٧٣٥ ص
١٧٣٦ ص
١٧٣٧ ص
١٧٣٨ ص
١٧٣٩ ص
١٧٤٠ ص
١٧٤١ ص
١٧٤٢ ص
١٧٤٣ ص
١٧٤٤ ص
١٧٤٥ ص
١٧٤٦ ص
١٧٤٧ ص
١٧٤٨ ص
١٧٤٩ ص
١٧٥٠ ص
١٧٥١ ص
١٧٥٢ ص
١٧٥٣ ص
١٧٥٤ ص
١٧٥٥ ص
١٧٥٦ ص
١٧٥٧ ص
١٧٥٨ ص
١٧٥٩ ص
١٧٦٠ ص
١٧٦١ ص
١٧٦٢ ص
١٧٦٣ ص
١٧٦٤ ص
١٧٦٥ ص
١٧٦٦ ص
١٧٦٧ ص
١٧٦٨ ص
١٧٦٩ ص
١٧٧٠ ص
١٧٧١ ص
١٧٧٢ ص
١٧٧٣ ص
١٧٧٤ ص
١٧٧٥ ص
١٧٧٦ ص
١٧٧٧ ص
١٧٧٨ ص
١٧٧٩ ص
١٧٨٠ ص
١٧٨١ ص
١٧٨٢ ص
١٧٨٣ ص
١٧٨٤ ص
١٧٨٥ ص
١٧٨٦ ص
١٧٨٧ ص
١٧٨٨ ص
١٧٨٩ ص
١٧٩٠ ص
١٧٩١ ص
١٧٩٢ ص
١٧٩٣ ص
١٧٩٤ ص
١٧٩٥ ص
١٧٩٦ ص
١٧٩٧ ص
١٧٩٨ ص
١٧٩٩ ص
١٨٠٠ ص
١٨٠١ ص
١٨٠٢ ص
١٨٠٣ ص
١٨٠٤ ص
١٨٠٥ ص
١٨٠٦ ص
١٨٠٧ ص
١٨٠٨ ص
١٨٠٩ ص
١٨١٠ ص
١٨١١ ص
١٨١٢ ص
١٨١٣ ص
١٨١٤ ص
١٨١٥ ص
١٨١٦ ص
١٨١٧ ص
١٨١٨ ص
١٨١٩ ص
١٨٢٠ ص
١٨٢١ ص
١٨٢٢ ص
١٨٢٣ ص
١٨٢٤ ص
١٨٢٥ ص
١٨٢٦ ص
١٨٢٧ ص
١٨٢٨ ص
١٨٢٩ ص
١٨٣٠ ص
١٨٣١ ص
١٨٣٢ ص
١٨٣٣ ص
١٨٣٤ ص
١٨٣٥ ص
١٨٣٦ ص
١٨٣٧ ص
١٨٣٨ ص
١٨٣٩ ص
١٨٤٠ ص
١٨٤١ ص
١٨٤٢ ص
١٨٤٣ ص
١٨٤٤ ص
١٨٤٥ ص
١٨٤٦ ص
١٨٤٧ ص
١٨٤٨ ص
١٨٤٩ ص
١٨٥٠ ص
١٨٥١ ص
١٨٥٢ ص
١٨٥٣ ص
١٨٥٤ ص
١٨٥٥ ص
١٨٥٦ ص
١٨٥٧ ص
١٨٥٨ ص
١٨٥٩ ص
١٨٦٠ ص
١٨٦١ ص
١٨٦٢ ص
١٨٦٣ ص
١٨٦٤ ص
١٨٦٥ ص
١٨٦٦ ص
١٨٦٧ ص
١٨٦٨ ص
١٨٦٩ ص
١٨٧٠ ص
١٨٧١ ص
١٨٧٢ ص
١٨٧٣ ص
١٨٧٤ ص
١٨٧٥ ص
١٨٧٦ ص
١٨٧٧ ص
١٨٧٨ ص
١٨٧٩ ص
١٨٨٠ ص
١٨٨١ ص
١٨٨٢ ص
١٨٨٣ ص
١٨٨٤ ص
١٨٨٥ ص
١٨٨٦ ص
١٨٨٧ ص
١٨٨٨ ص
١٨٨٩ ص
١٨٩٠ ص
١٨٩١ ص
١٨٩٢ ص
١٨٩٣ ص
١٨٩٤ ص
١٨٩٥ ص
١٨٩٦ ص
١٨٩٧ ص
١٨٩٨ ص
١٨٩٩ ص
١٩٠٠ ص
١٩٠١ ص
١٩٠٢ ص
١٩٠٣ ص
١٩٠٤ ص
١٩٠٥ ص
١٩٠٦ ص
١٩٠٧ ص
١٩٠٨ ص
١٩٠٩ ص
١٩١٠ ص
١٩١١ ص
١٩١٢ ص
١٩١٣ ص
١٩١٤ ص
١٩١٥ ص
١٩١٦ ص
١٩١٧ ص
١٩١٨ ص
١٩١٩ ص
١٩٢٠ ص
١٩٢١ ص
١٩٢٢ ص
١٩٢٣ ص
١٩٢٤ ص
١٩٢٥ ص
١٩٢٦ ص
١٩٢٧ ص
١٩٢٨ ص
١٩٢٩ ص
١٩٣٠ ص
١٩٣١ ص
١٩٣٢ ص
١٩٣٣ ص
١٩٣٤ ص
١٩٣٥ ص
١٩٣٦ ص
١٩٣٧ ص
١٩٣٨ ص
١٩٣٩ ص
١٩٤٠ ص
١٩٤١ ص
١٩٤٢ ص
١٩٤٣ ص
١٩٤٤ ص
١٩٤٥ ص
١٩٤٦ ص
١٩٤٧ ص
١٩٤٨ ص
١٩٤٩ ص
١٩٥٠ ص
١٩٥١ ص
١٩٥٢ ص
١٩٥٣ ص
١٩٥٤ ص
١٩٥٥ ص
١٩٥٦ ص
١٩٥٧ ص
١٩٥٨ ص
١٩٥٩ ص
١٩٦٠ ص
١٩٦١ ص
١٩٦٢ ص
١٩٦٣ ص
١٩٦٤ ص
١٩٦٥ ص
١٩٦٦ ص
١٩٦٧ ص
١٩٦٨ ص
١٩٦٩ ص
١٩٧٠ ص
١٩٧١ ص
١٩٧٢ ص
١٩٧٣ ص
١٩٧٤ ص
١٩٧٥ ص
١٩٧٦ ص
١٩٧٧ ص
١٩٧٨ ص
١٩٧٩ ص
١٩٨٠ ص
١٩٨١ ص
١٩٨٢ ص
١٩٨٣ ص
١٩٨٤ ص
١٩٨٥ ص
١٩٨٦ ص
١٩٨٧ ص
١٩٨٨ ص
١٩٨٩ ص
١٩٩٠ ص
١٩٩١ ص
١٩٩٢ ص
١٩٩٣ ص
١٩٩٤ ص
١٩٩٥ ص
١٩٩٦ ص
١٩٩٧ ص
١٩٩٨ ص
١٩٩٩ ص
٢٠٠٠ ص
٢٠٠١ ص
٢٠٠٢ ص
٢٠٠٣ ص
٢٠٠٤ ص
٢٠٠٥ ص
٢٠٠٦ ص
٢٠٠٧ ص
٢٠٠٨ ص
٢٠٠٩ ص
٢٠١٠ ص
٢٠١١ ص
٢٠١٢ ص
٢٠١٣ ص
٢٠١٤ ص
٢٠١٥ ص
٢٠١٦ ص
٢٠١٧ ص
٢٠١٨ ص
٢٠١٩ ص
٢٠٢٠ ص
٢٠٢١ ص
٢٠٢٢ ص
٢٠٢٣ ص
٢٠٢٤ ص
٢٠٢٥ ص
٢٠٢٦ ص
٢٠٢٧ ص
٢٠٢٨ ص
٢٠٢٩ ص
٢٠٣٠ ص
٢٠٣١ ص
٢٠٣٢ ص
٢٠٣٣ ص
٢٠٣٤ ص
٢٠٣٥ ص
٢٠٣٦ ص
٢٠٣٧ ص
٢٠٣٨ ص
٢٠٣٩ ص
٢٠٤٠ ص
٢٠٤١ ص
٢٠٤٢ ص
٢٠٤٣ ص
٢٠٤٤ ص
٢٠٤٥ ص
٢٠٤٦ ص
٢٠٤٧ ص
٢٠٤٨ ص
٢٠٤٩ ص
٢٠٥٠ ص
٢٠٥١ ص
٢٠٥٢ ص
٢٠٥٣ ص
٢٠٥٤ ص
٢٠٥٥ ص
٢٠٥٦ ص
٢٠٥٧ ص
٢٠٥٨ ص
٢٠٥٩ ص
٢٠٦٠ ص
٢٠٦١ ص
٢٠٦٢ ص
٢٠٦٣ ص
٢٠٦٤ ص
٢٠٦٥ ص
٢٠٦٦ ص
٢٠٦٧ ص
٢٠٦٨ ص
٢٠٦٩ ص
٢٠٧٠ ص
٢٠٧١ ص
٢٠٧٢ ص
٢٠٧٣ ص
٢٠٧٤ ص
٢٠٧٥ ص
٢٠٧٦ ص
٢٠٧٧ ص
٢٠٧٨ ص
٢٠٧٩ ص
٢٠٨٠ ص
٢٠٨١ ص
٢٠٨٢ ص
٢٠٨٣ ص
٢٠٨٤ ص
٢٠٨٥ ص
٢٠٨٦ ص
٢٠٨٧ ص
٢٠٨٨ ص
٢٠٨٩ ص
٢٠٩٠ ص
٢٠٩١ ص
٢٠٩٢ ص
٢٠٩٣ ص
٢٠٩٤ ص
٢٠٩٥ ص
٢٠٩٦ ص
٢٠٩٧ ص
٢٠٩٨ ص
٢٠٩٩ ص
٢١٠٠ ص
٢١٠١ ص
٢١٠٢ ص
٢١٠٣ ص
٢١٠٤ ص
٢١٠٥ ص
٢١٠٦ ص
٢١٠٧ ص
٢١٠٨ ص
٢١٠٩ ص
٢١١٠ ص
٢١١١ ص
٢١١٢ ص
٢١١٣ ص
٢١١٤ ص
٢١١٥ ص
٢١١٦ ص
٢١١٧ ص
٢١١٨ ص
٢١١٩ ص
٢١٢٠ ص
٢١٢١ ص
٢١٢٢ ص
٢١٢٣ ص
٢١٢٤ ص
٢١٢٥ ص
٢١٢٦ ص
٢١٢٧ ص
٢١٢٨ ص
٢١٢٩ ص
٢١٣٠ ص
٢١٣١ ص
٢١٣٢ ص
٢١٣٣ ص
٢١٣٤ ص
٢١٣٥ ص
٢١٣٦ ص
٢١٣٧ ص
٢١٣٨ ص
٢١٣٩ ص
٢١٤٠ ص
٢١٤١ ص
٢١٤٢ ص
٢١٤٣ ص
٢١٤٤ ص
٢١٤٥ ص
٢١٤٦ ص
٢١٤٧ ص
٢١٤٨ ص
٢١٤٩ ص
٢١٥٠ ص
٢١٥١ ص
٢١٥٢ ص
٢١٥٣ ص
٢١٥٤ ص
٢١٥٥ ص
٢١٥٦ ص
٢١٥٧ ص
٢١٥٨ ص
٢١٥٩ ص
٢١٦٠ ص
٢١٦١ ص
٢١٦٢ ص
٢١٦٣ ص
٢١٦٤ ص
٢١٦٥ ص
٢١٦٦ ص
٢١٦٧ ص
٢١٦٨ ص
٢١٦٩ ص
٢١٧٠ ص
٢١٧١ ص
٢١٧٢ ص
٢١٧٣ ص
٢١٧٤ ص
٢١٧٥ ص
٢١٧٦ ص
٢١٧٧ ص
٢١٧٨ ص
٢١٧٩ ص
٢١٨٠ ص
٢١٨١ ص
٢١٨٢ ص
٢١٨٣ ص
٢١٨٤ ص
٢١٨٥ ص
٢١٨٦ ص
٢١٨٧ ص
٢١٨٨ ص
٢١٨٩ ص
٢١٩٠ ص
٢١٩١ ص
٢١٩٢ ص
٢١٩٣ ص
٢١٩٤ ص
٢١٩٥ ص
٢١٩٦ ص
٢١٩٧ ص
٢١٩٨ ص
٢١٩٩ ص
٢٢٠٠ ص
٢٢٠١ ص
٢٢٠٢ ص
٢٢٠٣ ص
٢٢٠٤ ص
٢٢٠٥ ص
٢٢٠٦ ص
٢٢٠٧ ص
٢٢٠٨ ص
٢٢٠٩ ص
٢٢١٠ ص
٢٢١١ ص
٢٢١٢ ص
٢٢١٣ ص
٢٢١٤ ص
٢٢١٥ ص
٢٢١٦ ص
٢٢١٧ ص
٢٢١٨ ص
٢٢١٩ ص
٢٢٢٠ ص
٢٢٢١ ص
٢٢٢٢ ص
٢٢٢٣ ص
٢٢٢٤ ص
٢٢٢٥ ص
٢٢٢٦ ص
٢٢٢٧ ص
٢٢٢٨ ص
٢٢٢٩ ص
٢٢٣٠ ص
٢٢٣١ ص
٢٢٣٢ ص
٢٢٣٣ ص
٢٢٣٤ ص
٢٢٣٥ ص
٢٢٣٦ ص
٢٢٣٧ ص
٢٢٣٨ ص
٢٢٣٩ ص
٢٢٤٠ ص
٢٢٤١ ص
٢٢٤٢ ص
٢٢٤٣ ص
٢٢٤٤ ص
٢٢٤٥ ص
٢٢٤٦ ص
٢٢٤٧ ص
٢٢٤٨ ص
٢٢٤٩ ص
٢٢٥٠ ص
٢٢٥١ ص
٢٢٥٢ ص
٢٢٥٣ ص
٢٢٥٤ ص
٢٢٥٥ ص
٢٢٥٦ ص
٢٢٥٧ ص
٢٢٥٨ ص
٢٢٥٩ ص
٢٢٦٠ ص
٢٢٦١ ص
٢٢٦٢ ص
٢٢٦٣ ص
٢٢٦٤ ص
٢٢٦٥ ص
٢٢٦٦ ص
٢٢٦٧ ص
٢٢٦٨ ص
٢٢٦٩ ص
٢٢٧٠ ص
٢٢٧١ ص
٢٢٧٢ ص
٢٢٧٣ ص
٢٢٧٤ ص
٢٢٧٥ ص
٢٢٧٦ ص
٢٢٧٧ ص
٢٢٧٨ ص
٢٢٧٩ ص
٢٢٨٠ ص
٢٢٨١ ص
٢٢٨٢ ص
٢٢٨٣ ص
٢٢٨٤ ص
٢٢٨٥ ص
٢٢٨٦ ص
٢٢٨٧ ص
٢٢٨٨ ص
٢٢٨٩ ص
٢٢٩٠ ص
٢٢٩١ ص
٢٢٩٢ ص
٢٢٩٣ ص
٢٢٩٤ ص
٢٢٩٥ ص
٢٢٩٦ ص
٢٢٩٧ ص
٢٢٩٨ ص
٢٢٩٩ ص
٢٣٠٠ ص
٢٣٠١ ص
٢٣٠٢ ص
٢٣٠٣ ص
٢٣٠٤ ص
٢٣٠٥ ص
٢٣٠٦ ص
٢٣٠٧ ص
٢٣٠٨ ص
٢٣٠٩ ص
٢٣١٠ ص
٢٣١١ ص
٢٣١٢ ص
٢٣١٣ ص
٢٣١٤ ص
٢٣١٥ ص
٢٣١٦ ص
٢٣١٧ ص
٢٣١٨ ص
٢٣١٩ ص
٢٣٢٠ ص
٢٣٢١ ص
٢٣٢٢ ص
٢٣٢٣ ص
٢٣٢٤ ص
٢٣٢٥ ص
٢٣٢٦ ص
٢٣٢٧ ص
٢٣٢٨ ص
٢٣٢٩ ص
٢٣٣٠ ص
٢٣٣١ ص
٢٣٣٢ ص
٢٣٣٣ ص
٢٣٣٤ ص
٢٣٣٥ ص
٢٣٣٦ ص
٢٣٣٧ ص
٢٣٣٨ ص
٢٣٣٩ ص
٢٣٤٠ ص
٢٣٤١ ص
٢٣٤٢ ص
٢٣٤٣ ص
٢٣٤٤ ص
٢٣٤٥ ص
٢٣٤٦ ص
٢٣٤٧ ص
٢٣٤٨ ص
٢٣٤٩ ص
٢٣٥٠ ص
٢٣٥١ ص
٢٣٥٢ ص
٢٣٥٣ ص
٢٣٥٤ ص
٢٣٥٥ ص
٢٣٥٦ ص
٢٣٥٧ ص
٢٣٥٨ ص
٢٣٥٩ ص
٢٣٦٠ ص
٢٣٦١ ص
٢٣٦٢ ص
٢٣٦٣ ص
٢٣٦٤ ص
٢٣٦٥ ص
٢٣٦٦ ص
٢٣٦٧ ص
٢٣٦٨ ص
٢٣٦٩ ص
٢٣٧٠ ص
٢٣٧١ ص
٢٣٧٢ ص
٢٣٧٣ ص
٢٣٧٤ ص
٢٣٧٥ ص
٢٣٧٦ ص
٢٣٧٧ ص
٢٣٧٨ ص
٢٣٧٩ ص
٢٣٨٠ ص
٢٣٨١ ص
٢٣٨٢ ص
٢٣٨٣ ص
٢٣٨٤ ص
٢٣٨٥ ص
٢٣٨٦ ص
٢٣٨٧ ص
٢٣٨٨ ص
٢٣٨٩ ص
٢٣٩٠ ص
٢٣٩١ ص
٢٣٩٢ ص
٢٣٩٣ ص
٢٣٩٤ ص
٢٣٩٥ ص
٢٣٩٦ ص
٢٣٩٧ ص
٢٣٩٨ ص
٢٣٩٩ ص
٢٤٠٠ ص
٢٤٠١ ص
٢٤٠٢ ص
٢٤٠٣ ص
٢٤٠٤ ص
٢٤٠٥ ص
٢٤٠٦ ص
٢٤٠٧ ص
٢٤٠٨ ص
٢٤٠٩ ص
٢٤١٠ ص
٢٤١١ ص
٢٤١٢ ص
٢٤١٣ ص
٢٤١٤ ص
٢٤١٥ ص
٢٤١٦ ص
٢٤١٧ ص
٢٤١٨ ص
٢٤١٩ ص
٢٤٢٠ ص
٢٤٢١ ص
٢٤٢٢ ص
٢٤٢٣ ص
٢٤٢٤ ص
٢٤٢٥ ص
٢٤٢٦ ص
٢٤٢٧ ص
٢٤٢٨ ص
٢٤٢٩ ص
٢٤٣٠ ص
٢٤٣١ ص
٢٤٣٢ ص
٢٤٣٣ ص
٢٤٣٤ ص
٢٤٣٥ ص
٢٤٣٦ ص
٢٤٣٧ ص
٢٤٣٨ ص
٢٤٣٩ ص
٢٤٤٠ ص
٢٤٤١ ص
٢٤٤٢ ص
٢٤٤٣ ص
٢٤٤٤ ص
٢٤٤٥ ص
٢٤٤٦ ص
٢٤٤٧ ص
٢٤٤٨ ص
٢٤٤٩ ص
٢٤٥٠ ص
٢٤٥١ ص
٢٤٥٢ ص
٢٤٥٣ ص
٢٤٥٤ ص
٢٤٥٥ ص
٢٤٥٦ ص
٢٤٥٧ ص
٢٤٥٨ ص
٢٤٥٩ ص
٢٤٦٠ ص
٢٤٦١ ص
٢٤٦٢ ص
٢٤٦٣ ص
٢٤٦٤ ص
٢٤٦٥ ص
٢٤٦٦ ص
٢٤٦٧ ص
٢٤٦٨ ص
٢٤٦٩ ص
٢٤٧٠ ص
٢٤٧١ ص
٢٤٧٢ ص
٢٤٧٣ ص
٢٤٧٤ ص
٢٤٧٥ ص
٢٤٧٦ ص
٢٤٧٧ ص
٢٤٧٨ ص
٢٤٧٩ ص
٢٤٨٠ ص
٢٤٨١ ص
٢٤٨٢ ص
٢٤٨٣ ص
٢٤٨٤ ص
٢٤٨٥ ص
٢٤٨٦ ص
٢٤٨٧ ص
٢٤٨٨ ص
٢٤٨٩ ص
٢٤٩٠ ص
٢٤٩١ ص
٢٤٩٢ ص
٢٤٩٣ ص
٢٤٩٤ ص
٢٤٩٥ ص
٢٤٩٦ ص
٢٤٩٧ ص
٢٤٩٨ ص
٢٤٩٩ ص
٢٥٠٠ ص
٢٥٠١ ص
٢٥٠٢ ص
٢٥٠٣ ص
٢٥٠٤ ص
٢٥٠٥ ص
٢٥٠٦ ص
٢٥٠٧ ص
٢٥٠٨ ص
٢٥٠٩ ص
٢٥١٠ ص
٢٥١١ ص
٢٥١٢ ص
٢٥١٣ ص
٢٥١٤ ص
٢٥١٥ ص
٢٥١٦ ص
٢٥١٧ ص
٢٥١٨ ص
٢٥١٩ ص
٢٥٢٠ ص
٢٥٢١ ص
٢٥٢٢ ص
٢٥٢٣ ص
٢٥٢٤ ص
٢٥٢٥ ص
٢٥٢٦ ص
٢٥٢٧ ص
٢٥٢٨ ص
٢٥٢٩ ص
٢٥٣٠ ص
٢٥٣١ ص
٢٥٣٢ ص
٢٥٣٣ ص
٢٥٣٤ ص
٢٥٣٥ ص
٢٥٣٦ ص
٢٥٣٧ ص
٢٥٣٨ ص
٢٥٣٩ ص
٢٥٤٠ ص
٢٥٤١ ص
٢٥٤٢ ص
٢٥٤٣ ص
٢٥٤٤ ص
٢٥٤٥ ص
٢٥٤٦ ص
٢٥٤٧ ص
٢٥٤٨ ص
٢٥٤٩ ص
٢٥٥٠ ص
٢٥٥١ ص
٢٥٥٢ ص
٢٥٥٣ ص
٢٥٥٤ ص
٢٥٥٥ ص
٢٥٥٦ ص
٢٥٥٧ ص
٢٥٥٨ ص
٢٥٥٩ ص
٢٥٦٠ ص
٢٥٦١ ص
٢٥٦٢ ص
٢٥٦٣ ص
٢٥٦٤ ص
٢٥٦٥ ص
٢٥٦٦ ص
٢٥٦٧ ص
٢٥٦٨ ص
٢٥٦٩ ص
٢٥٧٠ ص
٢٥٧١ ص
٢٥٧٢ ص
٢٥٧٣ ص
٢٥٧٤ ص
٢٥٧٥ ص
٢٥٧٦ ص
٢٥٧٧ ص
٢٥٧٨ ص
٢٥٧٩ ص
٢٥٨٠ ص
٢٥٨١ ص
٢٥٨٢ ص
٢٥٨٣ ص
٢٥٨٤ ص
٢٥٨٥ ص
٢٥٨٦ ص
٢٥٨٧ ص
٢٥٨٨ ص
٢٥٨٩ ص
٢٥٩٠ ص
٢٥٩١ ص
٢٥٩٢ ص
٢٥٩٣ ص
٢٥٩٤ ص
٢٥٩٥ ص
٢٥٩٦ ص
٢٥٩٧ ص
٢٥٩٨ ص
٢٥٩٩ ص
٢٦٠٠ ص
٢٦٠١ ص
٢٦٠٢ ص
٢٦٠٣ ص
٢٦٠٤ ص
٢٦٠٥ ص
٢٦٠٦ ص
٢٦٠٧ ص
٢٦٠٨ ص
٢٦٠٩ ص
٢٦١٠ ص
٢٦١١ ص
٢٦١٢ ص
٢٦١٣ ص
٢٦١٤ ص
٢٦١٥ ص
٢٦١٦ ص
٢٦١٧ ص
٢٦١٨ ص
٢٦١٩ ص
٢٦٢٠ ص
٢٦٢١ ص
٢٦٢٢ ص
٢٦٢٣ ص
٢٦٢٤ ص
٢٦٢٥ ص
٢٦٢٦ ص
٢٦٢٧ ص
٢٦٢٨ ص
٢٦٢٩ ص
٢٦٣٠ ص
٢٦٣١ ص
٢٦٣٢ ص
٢٦٣٣ ص
٢٦٣٤ ص
٢٦٣٥ ص
٢٦٣٦ ص
٢٦٣٧ ص
٢٦٣٨ ص
٢٦٣٩ ص
٢٦٤٠ ص
٢٦٤١ ص
٢٦٤٢ ص
٢٦٤٣ ص
٢٦٤٤ ص
٢٦٤٥ ص
٢٦٤٦ ص
٢٦٤٧ ص
٢٦٤٨ ص
٢٦٤٩ ص
٢٦٥٠ ص
٢٦٥١ ص
٢٦٥٢ ص
٢٦٥٣ ص
٢٦٥٤ ص
٢٦٥٥ ص
٢٦٥٦ ص
٢٦٥٧ ص
٢٦٥٨ ص
٢٦٥٩ ص
٢٦٦٠ ص
٢٦٦١ ص
٢٦٦٢ ص
٢٦٦٣ ص
٢٦٦٤ ص
٢٦٦٥ ص
٢٦٦٦ ص
٢٦٦٧ ص
٢٦٦٨ ص
٢٦٦٩ ص
٢٦٧٠ ص
٢٦٧١ ص
٢٦٧٢ ص
٢٦٧٣ ص
٢٦٧٤ ص
٢٦٧٥ ص
٢٦٧٦ ص
٢٦٧٧ ص
٢٦٧٨ ص
٢٦٧٩ ص
٢٦٨٠ ص
٢٦٨١ ص
٢٦٨٢ ص
٢٦٨٣ ص
٢٦٨٤ ص
٢٦٨٥ ص
٢٦٨٦ ص
٢٦٨٧ ص
٢٦٨٨ ص
٢٦٨٩ ص
٢٦٩٠ ص
٢٦٩١ ص
٢٦٩٢ ص
٢٦٩٣ ص
٢٦٩٤ ص
٢٦٩٥ ص
٢٦٩٦ ص
٢٦٩٧ ص
٢٦٩٨ ص
٢٦٩٩ ص
٢٧٠٠ ص
٢٧٠١ ص
٢٧٠٢ ص
٢٧٠٣ ص
٢٧٠٤ ص
٢٧٠٥ ص
٢٧٠٦ ص
٢٧٠٧ ص
٢٧٠٨ ص
٢٧٠٩ ص
٢٧١٠ ص
٢٧١١ ص
٢٧١٢ ص
٢٧١٣ ص
٢٧١٤ ص
٢٧١٥ ص
٢٧١٦ ص
٢٧١٧ ص
٢٧١٨ ص
٢٧١٩ ص
٢٧٢٠ ص
٢٧٢١ ص
٢٧٢٢ ص
٢٧٢٣ ص
٢٧٢٤ ص
٢٧٢٥ ص
٢٧٢٦ ص
٢٧٢٧ ص
٢٧٢٨ ص
٢٧٢٩ ص
٢٧٣٠ ص
٢٧٣١ ص
٢٧٣٢ ص
٢٧٣٣ ص
٢٧٣٤ ص
٢٧٣٥ ص
٢٧٣٦ ص
٢٧٣٧ ص
٢٧٣٨ ص
٢٧٣٩ ص
٢٧٤٠ ص
٢٧٤١ ص
٢٧٤٢ ص
٢٧٤٣ ص
٢٧٤٤ ص
٢٧٤٥ ص
٢٧٤٦ ص
٢٧٤٧ ص
٢٧٤٨ ص
٢٧٤٩ ص
٢٧٥٠ ص
٢٧٥١ ص
٢٧٥٢ ص
٢٧٥٣ ص
٢٧٥٤ ص
٢٧٥٥ ص
٢٧٥٦ ص
٢٧٥٧ ص
٢٧٥٨ ص
٢٧٥٩ ص
٢٧٦٠ ص
٢٧٦١ ص
٢٧٦٢ ص
٢٧٦٣ ص
٢٧٦٤ ص
٢٧٦٥ ص
٢٧٦٦ ص
٢٧٦٧ ص
٢٧٦٨ ص
٢٧٦٩ ص
٢٧٧٠ ص
٢٧٧١ ص
٢٧٧٢ ص
٢٧٧٣ ص
٢٧٧٤ ص
٢٧٧٥ ص
٢٧٧٦ ص
٢٧٧٧ ص
٢٧٧٨ ص
٢٧٧٩ ص
٢٧٨٠ ص
٢٧٨١ ص
٢٧٨٢ ص
٢٧٨٣ ص
٢٧٨٤ ص
٢٧٨٥ ص
٢٧٨٦ ص
٢٧٨٧ ص
٢٧٨٨ ص
٢٧٨٩ ص
٢٧٩٠ ص
٢٧٩١ ص
٢٧٩٢ ص
٢٧٩٣ ص
٢٧٩٤ ص
٢٧٩٥ ص
٢٧٩٦ ص
٢٧٩٧ ص
٢٧٩٨ ص
٢٧٩٩ ص
٢٨٠٠ ص
٢٨٠١ ص
٢٨٠٢ ص
٢٨٠٣ ص
٢٨٠٤ ص
٢٨٠٥ ص
٢٨٠٦ ص
٢٨٠٧ ص
٢٨٠٨ ص
٢٨٠٩ ص
٢٨١٠ ص
٢٨١١ ص
٢٨١٢ ص
٢٨١٣ ص
٢٨١٤ ص
٢٨١٥ ص
٢٨١٦ ص
٢٨١٧ ص
٢٨١٨ ص
٢٨١٩ ص
٢٨٢٠ ص
٢٨٢١ ص
٢٨٢٢ ص
٢٨٢٣ ص
٢٨٢٤ ص
٢٨٢٥ ص
٢٨٢٦ ص
٢٨٢٧ ص
٢٨٢٨ ص
٢٨٢٩ ص
٢٨٣٠ ص
٢٨٣١ ص
٢٨٣٢ ص
٢٨٣٣ ص
٢٨٣٤ ص
٢٨٣٥ ص
٢٨٣٦ ص
٢٨٣٧ ص
٢٨٣٨ ص
٢٨٣٩ ص
٢٨٤٠ ص
٢٨٤١ ص
٢٨٤٢ ص
٢٨٤٣ ص
٢٨٤٤ ص
٢٨٤٥ ص
٢٨٤٦ ص
٢٨٤٧ ص
٢٨٤٨ ص
٢٨٤٩ ص
٢٨٥٠ ص
٢٨٥١ ص
٢٨٥٢ ص
٢٨٥٣ ص
٢٨٥٤ ص
٢٨٥٥ ص
٢٨٥٦ ص
٢٨٥٧ ص
٢٨٥٨ ص
٢٨٥٩ ص
٢٨٦٠ ص
٢٨٦١ ص
٢٨٦٢ ص
٢٨٦٣ ص
٢٨٦٤ ص
٢٨٦٥ ص
٢٨٦٦ ص
٢٨٦٧ ص
٢٨٦٨ ص
٢٨٦٩ ص
٢٨٧٠ ص
٢٨٧١ ص
٢٨٧٢ ص
٢٨٧٣ ص
٢٨٧٤ ص
٢٨٧٥ ص
٢٨٧٦ ص
٢٨٧٧ ص
٢٨٧٨ ص
٢٨٧٩ ص
٢٨٨٠ ص
٢٨٨١ ص
٢٨٨٢ ص
٢٨٨٣ ص
٢٨٨٤ ص
٢٨٨٥ ص
٢٨٨٦ ص
٢٨٨٧ ص
٢٨٨٨ ص
٢٨٨٩ ص
٢٨٩٠ ص
٢٨٩١ ص
٢٨٩٢ ص
٢٨٩٣ ص
٢٨٩٤ ص
٢٨٩٥ ص
٢٨٩٦ ص
٢٨٩٧ ص
٢٨٩٨ ص
٢٨٩٩ ص
٢٩٠٠ ص
٢٩٠١ ص
٢٩٠٢ ص
٢٩٠٣ ص
٢٩٠٤ ص
٢٩٠٥ ص
٢٩٠٦ ص
٢٩٠٧ ص
٢٩٠٨ ص
٢٩٠٩ ص
٢٩١٠ ص
٢٩١١ ص
٢٩١٢ ص
٢٩١٣ ص
٢٩١٤ ص
٢٩١٥ ص
٢٩١٦ ص
٢٩١٧ ص
٢٩١٨ ص
٢٩١٩ ص
٢٩٢٠ ص
٢٩٢١ ص
٢٩٢٢ ص
٢٩٢٣ ص
٢٩٢٤ ص
٢٩٢٥ ص
٢٩٢٦ ص
٢٩٢٧ ص
٢٩٢٨ ص
٢٩٢٩ ص
٢٩٣٠ ص
٢٩٣١ ص
٢٩٣٢ ص
٢٩٣٣ ص
٢٩٣٤ ص
٢٩٣٥ ص
٢٩٣٦ ص
٢٩٣٧ ص
٢٩٣٨ ص
٢٩٣٩ ص
٢٩٤٠ ص
٢٩٤١ ص
٢٩٤٢ ص
٢٩٤٣ ص
٢٩٤٤ ص
٢٩٤٥ ص
٢٩٤٦ ص
٢٩٤٧ ص
٢٩٤٨ ص
٢٩٤٩ ص
٢٩٥٠ ص
٢٩٥١ ص
٢٩٥٢ ص
٢٩٥٣ ص
٢٩٥٤ ص
٢٩٥٥ ص
٢٩٥٦ ص
٢٩٥٧ ص
٢٩٥٨ ص
٢٩٥٩ ص
٢٩٦٠ ص
٢٩٦١ ص
٢٩٦٢ ص
٢٩٦٣ ص
٢٩٦٤ ص
٢٩٦٥ ص
٢٩٦٦ ص
٢٩٦٧ ص
٢٩٦٨ ص
٢٩٦٩ ص
٢٩٧٠ ص
٢٩٧١ ص
٢٩٧٢ ص
٢٩٧٣ ص
٢٩٧٤ ص
٢٩٧٥ ص
٢٩٧٦ ص
٢٩٧٧ ص
٢٩٧٨ ص
٢٩٧٩ ص
٢٩٨٠ ص
٢٩٨١ ص
٢٩٨٢ ص
٢٩٨٣ ص
٢٩٨٤ ص
٢٩٨٥ ص
٢٩٨٦ ص
٢٩٨٧ ص
٢٩٨٨ ص
٢٩٨٩ ص
٢٩٩٠ ص
٢٩٩١ ص
٢٩٩٢ ص
٢٩٩٣ ص
٢٩٩٤ ص
٢٩٩٥ ص
٢٩٩٦ ص
٢٩٩٧ ص
٢٩٩٨ ص
٢٩٩٩ ص
٣٠٠٠ ص
٣٠٠١ ص
٣٠٠٢ ص
٣٠٠٣ ص
٣٠٠٤ ص
٣٠٠٥ ص
٣٠٠٦ ص
٣٠٠٧ ص
٣٠٠٨ ص
٣٠٠٩ ص
٣٠١٠ ص
٣٠١١ ص
٣٠١٢ ص
٣٠١٣ ص
٣٠١٤ ص
٣٠١٥ ص
٣٠١٦ ص
٣٠١٧ ص
٣٠١٨ ص
٣٠١٩ ص
٣٠٢٠ ص
٣٠٢١ ص
٣٠٢٢ ص
٣٠٢٣ ص
٣٠٢٤ ص
٣٠٢٥ ص
٣٠٢٦ ص
٣٠٢٧ ص
٣٠٢٨ ص
٣٠٢٩ ص
٣٠٣٠ ص
٣٠٣١ ص
٣٠٣٢ ص
٣٠٣٣ ص
٣٠٣٤ ص
٣٠٣٥ ص
٣٠٣٦ ص
٣٠٣٧ ص
٣٠٣٨ ص
٣٠٣٩ ص
٣٠٤٠ ص
٣٠٤١ ص
٣٠٤٢ ص
٣٠٤٣ ص
٣٠٤٤ ص
٣٠٤٥ ص
٣٠٤٦ ص
٣٠٤٧ ص
٣٠٤٨ ص
٣٠٤٩ ص
٣٠٥٠ ص
٣٠٥١ ص
٣٠٥٢ ص
٣٠٥٣ ص
٣٠٥٤ ص
٣٠٥٥ ص
٣٠٥٦ ص
٣٠٥٧ ص
٣٠٥٨ ص
٣٠٥٩ ص
٣٠٦٠ ص
٣٠٦١ ص
٣٠٦٢ ص
٣٠٦٣ ص
٣٠٦٤ ص
٣٠٦٥ ص
٣٠٦٦ ص
٣٠٦٧ ص
٣٠٦٨ ص
٣٠٦٩ ص
٣٠٧٠ ص
٣٠٧١ ص
٣٠٧٢ ص
٣٠٧٣ ص
٣٠٧٤ ص
٣٠٧٥ ص
٣٠٧٦ ص
٣٠٧٧ ص
٣٠٧٨ ص
٣٠٧٩ ص
٣٠٨٠ ص
٣٠٨١ ص
٣٠٨٢ ص
٣٠٨٣ ص
٣٠٨٤ ص
٣٠٨٥ ص
٣٠٨٦ ص
٣٠٨٧ ص
٣٠٨٨ ص
٣٠٨٩ ص
٣٠٩٠ ص
٣٠٩١ ص
٣٠٩٢ ص
٣٠٩٣ ص
٣٠٩٤ ص
٣٠٩٥ ص
٣٠٩٦ ص
٣٠٩٧ ص
٣٠٩٨ ص
٣٠٩٩ ص
٣١٠٠ ص
٣١٠١ ص
٣١٠٢ ص
٣١٠٣ ص
٣١٠٤ ص
٣١٠٥ ص
٣١٠٦ ص
٣١٠٧ ص
٣١٠٨ ص
٣١٠٩ ص
٣١١٠ ص
٣١١١ ص
٣١١٢ ص
٣١١٣ ص
٣١١٤ ص
٣١١٥ ص
٣١١٦ ص
٣١١٧ ص
٣١١٨ ص
٣١١٩ ص
٣١٢٠ ص
٣١٢١ ص
٣١٢٢ ص
٣١٢٣ ص
٣١٢٤ ص
٣١٢٥ ص
٣١٢٦ ص
٣١٢٧ ص
٣١٢٨ ص
٣١٢٩ ص
٣١٣٠ ص
٣١٣١ ص
٣١٣٢ ص
٣١٣٣ ص
٣١٣٤ ص
٣١٣٥ ص
٣١٣٦ ص
٣١٣٧ ص
٣١٣٨ ص
٣١٣٩ ص
٣١٤٠ ص
٣١٤١ ص
٣١٤٢ ص
٣١٤٣ ص
٣١٤٤ ص
٣١٤٥ ص
٣١٤٦ ص
٣١٤٧ ص
٣١٤٨ ص
٣١٤٩ ص
٣١٥٠ ص
٣١٥١ ص
٣١٥٢ ص
٣١٥٣ ص
٣١٥٤ ص
٣١٥٥ ص
٣١٥٦ ص
٣١٥٧ ص
٣١٥٨ ص
٣١٥٩ ص
٣١٦٠ ص
٣١٦١ ص
٣١٦٢ ص
٣١٦٣ ص
٣١٦٤ ص
٣١٦٥ ص
٣١٦٦ ص
٣١٦٧ ص
٣١٦٨ ص
٣١٦٩ ص
٣١٧٠ ص
٣١٧١ ص
٣١٧٢ ص
٣١٧٣ ص
٣١٧٤ ص
٣١٧٥ ص
٣١٧٦ ص
٣١٧٧ ص
٣١٧٨ ص
٣١٧٩ ص
٣١٨٠ ص
٣١٨١ ص
٣١٨٢ ص
٣١٨٣ ص
٣١٨٤ ص
٣١٨٥ ص
٣١٨٦ ص
٣١٨٧ ص
٣١٨٨ ص
٣١٨٩ ص
٣١٩٠ ص
٣١٩١ ص
٣١٩٢ ص
٣١٩٣ ص
٣١٩٤ ص
٣١٩٥ ص
٣١٩٦ ص
٣١٩٧ ص
٣١٩٨ ص
٣١٩٩ ص
٣٢٠٠ ص
٣٢٠١ ص
٣٢٠٢ ص
٣٢٠٣ ص
٣٢٠٤ ص
٣٢٠٥ ص
٣٢٠٦ ص
٣٢٠٧ ص
٣٢٠٨ ص
٣٢٠٩ ص
٣٢١٠ ص
٣٢١١ ص
٣٢١٢ ص
٣٢١٣ ص
٣٢١٤ ص
٣٢١٥ ص
٣٢١٦ ص
٣٢١٧ ص
٣٢١٨ ص
٣٢١٩ ص
٣٢٢٠ ص
٣٢٢١ ص
٣٢٢٢ ص
٣٢٢٣ ص
٣٢٢٤ ص
٣٢٢٥ ص
٣٢٢٦ ص
٣٢٢٧ ص
٣٢٢٨ ص
٣٢٢٩ ص
٣٢٣٠ ص
٣٢٣١ ص
٣٢٣٢ ص
٣٢٣٣ ص
٣٢٣٤ ص
٣٢٣٥ ص
٣٢٣٦ ص
٣٢٣٧ ص
٣٢٣٨ ص
٣٢٣٩ ص
٣٢٤٠ ص
٣٢٤١ ص
٣٢٤٢ ص
٣٢٤٣ ص
٣٢٤٤ ص
٣٢٤٥ ص
٣٢٤٦ ص
٣٢٤٧ ص
٣٢٤٨ ص
٣٢٤٩ ص
٣٢٥٠ ص
٣٢٥١ ص
٣٢٥٢ ص
٣٢٥٣ ص
٣٢٥٤ ص
٣٢٥٥ ص
٣٢٥٦ ص
٣٢٥٧ ص
٣٢٥٨ ص
٣٢٥٩ ص
٣٢٦٠ ص
٣٢٦١ ص
٣٢٦٢ ص
٣٢٦٣ ص
٣٢٦٤ ص
٣٢٦٥ ص
٣٢٦٦ ص
٣٢٦٧ ص
٣٢٦٨ ص
٣٢٦٩ ص
٣٢٧٠ ص
٣٢٧١ ص
٣٢٧٢ ص
٣٢٧٣ ص
٣٢٧٤ ص
٣٢٧٥ ص
٣٢٧٦ ص
٣٢٧٧ ص
٣٢٧٨ ص
٣٢٧٩ ص
٣٢٨٠ ص
٣٢٨١ ص
٣٢٨٢ ص
٣٢٨٣ ص
٣٢٨٤ ص
٣٢٨٥ ص
٣٢٨٦ ص
٣٢٨٧ ص
٣٢٨٨ ص
٣٢٨٩ ص
٣٢٩٠ ص
٣٢٩١ ص
٣٢٩٢ ص
٣٢٩٣ ص
٣٢٩٤ ص
٣٢٩٥ ص
٣٢٩٦ ص
٣٢٩٧ ص
٣٢٩٨ ص
٣٢٩٩ ص
٣٣٠٠ ص
٣٣٠١ ص
٣٣٠٢ ص
٣٣٠٣ ص
٣٣٠٤ ص
٣٣٠٥ ص
٣٣٠٦ ص
٣٣٠٧ ص
٣٣٠٨ ص
٣٣٠٩ ص
٣٣١٠ ص
٣٣١١ ص
٣٣١٢ ص
٣٣١٣ ص
٣٣١٤ ص
٣٣١٥ ص
٣٣١٦ ص
٣٣١٧ ص
٣٣١٨ ص
٣٣١٩ ص
٣٣٢٠ ص
٣٣٢١ ص
٣٣٢٢ ص
٣٣٢٣ ص
٣٣٢٤ ص
٣٣٢٥ ص
٣٣٢٦ ص
٣٣٢٧ ص
٣٣٢٨ ص
٣٣٢٩ ص
٣٣٣٠ ص
٣٣٣١ ص
٣٣٣٢ ص
٣٣٣٣ ص
٣٣٣٤ ص
٣٣٣٥ ص
٣٣٣٦ ص
٣٣٣٧ ص
٣٣٣٨ ص
٣٣٣٩ ص
٣٣٤٠ ص
٣٣٤١ ص
٣٣٤٢ ص
٣٣٤٣ ص
٣٣٤٤ ص
٣٣٤٥ ص
٣٣٤٦ ص
٣٣٤٧ ص
٣٣٤٨ ص
٣٣٤٩ ص
٣٣٥٠ ص
٣٣٥١ ص
٣٣٥٢ ص
٣٣٥٣ ص
٣٣٥٤ ص
٣٣٥٥ ص
٣٣٥٦ ص
٣٣٥٧ ص
٣٣٥٨ ص
٣٣٥٩ ص
٣٣٦٠ ص
٣٣٦١ ص
٣٣٦٢ ص
٣٣٦٣ ص
٣٣٦٤ ص
٣٣٦٥ ص
٣٣٦٦ ص
٣٣٦٧ ص
٣٣٦٨ ص
٣٣٦٩ ص
٣٣٧٠ ص
٣٣٧١ ص
٣٣٧٢ ص
٣٣٧٣ ص
٣٣٧٤ ص
٣٣٧٥ ص
٣٣٧٦ ص
٣٣٧٧ ص
٣٣٧٨ ص
٣٣٧٩ ص
٣٣٨٠ ص
٣٣٨١ ص
٣٣٨٢ ص
٣٣٨٣ ص
٣٣٨٤ ص
٣٣٨٥ ص
٣٣٨٦ ص
٣٣٨٧ ص
٣٣٨٨ ص
٣٣٨٩ ص
٣٣٩٠ ص
٣٣٩١ ص
٣٣٩٢ ص
٣٣٩٣ ص
٣٣٩٤ ص
٣٣٩٥ ص
٣٣٩٦ ص
٣٣٩٧ ص
٣٣٩٨ ص
٣٣٩٩ ص
٣٤٠٠ ص
٣٤٠١ ص
٣٤٠٢ ص
٣٤٠٣ ص
٣٤٠٤ ص
٣٤٠٥ ص
٣٤٠٦ ص
٣٤٠٧ ص
٣٤٠٨ ص
٣٤٠٩ ص
٣٤١٠ ص
٣٤١١ ص
٣٤١٢ ص
٣٤١٣ ص
٣٤١٤ ص
٣٤١٥ ص
٣٤١٦ ص
٣٤١٧ ص
٣٤١٨ ص
٣٤١٩ ص
٣٤٢٠ ص
٣٤٢١ ص
٣٤٢٢ ص
٣٤٢٣ ص
٣٤٢٤ ص
٣٤٢٥ ص
٣٤٢٦ ص
٣٤٢٧ ص
٣٤٢٨ ص
٣٤٢٩ ص
٣٤٣٠ ص
٣٤٣١ ص
٣٤٣٢ ص
٣٤٣٣ ص
٣٤٣٤ ص
٣٤٣٥ ص
٣٤٣٦ ص
٣٤٣٧ ص
٣٤٣٨ ص
٣٤٣٩ ص
٣٤٤٠ ص
٣٤٤١ ص
٣٤٤٢ ص
٣٤٤٣ ص
٣٤٤٤ ص
٣٤٤٥ ص
٣٤٤٦ ص
٣٤٤٧ ص
٣٤٤٨ ص
٣٤٤٩ ص
٣٤٥٠ ص
٣٤٥١ ص
٣٤٥٢ ص
٣٤٥٣ ص
٣٤٥٤ ص
٣٤٥٥ ص
٣٤٥٦ ص
٣٤٥٧ ص
٣٤٥٨ ص
٣٤٥٩ ص
٣٤٦٠ ص
٣٤٦١ ص
٣٤٦٢ ص
٣٤٦٣ ص
٣٤٦٤ ص
٣٤٦٥ ص
٣٤٦٦ ص
٣٤٦٧ ص
٣٤٦٨ ص
٣٤٦٩ ص
٣٤٧٠ ص
٣٤٧١ ص
٣٤٧٢ ص
٣٤٧٣ ص
٣٤٧٤ ص
٣٤٧٥ ص
٣٤٧٦ ص
٣٤٧٧ ص
٣٤٧٨ ص
٣٤٧٩ ص
٣٤٨٠ ص
٣٤٨١ ص
٣٤٨٢ ص
٣٤٨٣ ص
٣٤٨٤ ص
٣٤٨٥ ص
٣٤٨٦ ص
٣٤٨٧ ص
٣٤٨٨ ص
٣٤٨٩ ص
٣٤٩٠ ص
٣٤٩١ ص
٣٤٩٢ ص
٣٤٩٣ ص
٣٤٩٤ ص
٣٤٩٥ ص
٣٤٩٦ ص
٣٤٩٧ ص
٣٤٩٨ ص
٣٤٩٩ ص
٣٥٠٠ ص
٣٥٠١ ص
٣٥٠٢ ص
٣٥٠٣ ص
٣٥٠٤ ص
٣٥٠٥ ص
٣٥٠٦ ص
٣٥٠٧ ص
٣٥٠٨ ص
٣٥٠٩ ص
٣٥١٠ ص
٣٥١١ ص
٣٥١٢ ص
٣٥١٣ ص
٣٥١٤ ص
٣٥١٥ ص
٣٥١٦ ص
٣٥١٧ ص
٣٥١٨ ص
٣٥١٩ ص
٣٥٢٠ ص
٣٥٢١ ص
٣٥٢٢ ص
٣٥٢٣ ص
٣٥٢٤ ص
٣٥٢٥ ص
٣٥٢٦ ص
٣٥٢٧ ص
٣٥٢٨ ص
٣٥٢٩ ص
٣٥٣٠ ص
٣٥٣١ ص
٣٥٣٢ ص
٣٥٣٣ ص
٣٥٣٤ ص
٣٥٣٥ ص
٣٥٣٦ ص
٣٥٣٧ ص
٣٥٣٨ ص
٣٥٣٩ ص
٣٥٤٠ ص
٣٥٤١ ص
٣٥٤٢ ص
٣٥٤٣ ص
٣٥٤٤ ص
٣٥٤٥ ص
٣٥٤٦ ص
٣٥٤٧ ص
٣٥٤٨ ص
٣٥٤٩ ص
٣٥٥٠ ص
٣٥٥١ ص
٣٥٥٢ ص
٣٥٥٣ ص
٣٥٥٤ ص
٣٥٥٥ ص
٣٥٥٦ ص
٣٥٥٧ ص
٣٥٥٨ ص
٣٥٥٩ ص
٣٥٦٠ ص
٣٥٦١ ص
٣٥٦٢ ص
٣٥٦٣ ص
٣٥٦٤ ص
٣٥٦٥ ص
٣٥٦٦ ص
٣٥٦٧ ص
٣٥٦٨ ص
٣٥٦٩ ص
٣٥٧٠ ص
٣٥٧١ ص
٣٥٧٢ ص
٣٥٧٣ ص
٣٥٧٤ ص
٣٥٧٥ ص
٣٥٧٦ ص
٣٥٧٧ ص
٣٥٧٨ ص
٣٥٧٩ ص
٣٥٨٠ ص
٣٥٨١ ص
٣٥٨٢ ص
٣٥٨٣ ص
٣٥٨٤ ص
٣٥٨٥ ص
٣٥٨٦ ص
٣٥٨٧ ص
٣٥٨٨ ص
٣٥٨٩ ص
٣٥٩٠ ص
٣٥٩١ ص
٣٥٩٢ ص
٣٥٩٣ ص
٣٥٩٤ ص
٣٥٩٥ ص
٣٥٩٦ ص
٣٥٩٧ ص
٣٥٩٨ ص
٣٥٩٩ ص
٣٦٠٠ ص
٣٦٠١ ص
٣٦٠٢ ص
٣٦٠٣ ص
٣٦٠٤ ص
٣٦٠٥ ص
٣٦٠٦ ص
٣٦٠٧ ص
٣٦٠٨ ص
٣٦٠٩ ص
٣٦١٠ ص
٣٦١١ ص
٣٦١٢ ص
٣٦١٣ ص
٣٦١٤ ص
٣٦١٥ ص
٣٦١٦ ص
٣٦١٧ ص
٣٦١٨ ص
٣٦١٩ ص
٣٦٢٠ ص
٣٦٢١ ص
٣٦٢٢ ص
٣٦٢٣ ص
٣٦٢٤ ص
٣٦٢٥ ص
٣٦٢٦ ص
٣٦٢٧ ص
٣٦٢٨ ص
٣٦٢٩ ص
٣٦٣٠ ص
٣٦٣١ ص
٣٦٣٢ ص
٣٦٣٣ ص
٣٦٣٤ ص
٣٦٣٥ ص
٣٦٣٦ ص
٣٦٣٧ ص
٣٦٣٨ ص
٣٦٣٩ ص
٣٦٤٠ ص
٣٦٤١ ص
٣٦٤٢ ص
٣٦٤٣ ص
٣٦٤٤ ص
٣٦٤٥ ص
٣٦٤٦ ص
٣٦٤٧ ص
٣٦٤٨ ص
٣٦٤٩ ص
٣٦٥٠ ص
٣٦٥١ ص
٣٦٥٢ ص
٣٦٥٣ ص
٣٦٥٤ ص
٣٦٥٥ ص
٣٦٥٦ ص
٣٦٥٧ ص
٣٦٥٨ ص
٣٦٥٩ ص
٣٦٦٠ ص
٣٦٦١ ص
٣٦٦٢ ص
٣٦٦٣ ص
٣٦٦٤ ص
٣٦٦٥ ص
٣٦٦٦ ص
٣٦٦٧ ص
٣٦٦٨ ص
٣٦٦٩ ص
٣٦٧٠ ص
٣٦٧١ ص
٣٦٧٢ ص
٣٦٧٣ ص
٣٦٧٤ ص
٣٦٧٥ ص
٣٦٧٦ ص
٣٦٧٧ ص
٣٦٧٨ ص
٣٦٧٩ ص
٣٦٨٠ ص
٣٦٨١ ص
٣٦٨٢ ص
٣٦٨٣ ص
٣٦٨٤ ص
٣٦٨٥ ص
٣٦٨٦ ص
٣٦٨٧ ص
٣٦٨٨ ص
٣٦٨٩ ص
٣٦٩٠ ص
٣٦٩١ ص
٣٦٩٢ ص
٣٦٩٣ ص
٣٦٩٤ ص
٣٦٩٥ ص
٣٦٩٦ ص
٣٦٩٧ ص
٣٦٩٨ ص
٣٦٩٩ ص
٣٧٠٠ ص
٣٧٠١ ص
٣٧٠٢ ص
٣٧٠٣ ص
٣٧٠٤ ص
٣٧٠٥ ص
٣٧٠٦ ص
٣٧٠٧ ص
٣٧٠٨ ص
٣٧٠٩ ص
٣٧١٠ ص
٣٧١١ ص
٣٧١٢ ص
٣٧١٣ ص
٣٧١٤ ص
٣٧١٥ ص
٣٧١٦ ص
٣٧١٧ ص
٣٧١٨ ص
٣٧١٩ ص
٣٧٢٠ ص
٣٧٢١ ص
٣٧٢٢ ص
٣٧٢٣ ص
٣٧٢٤ ص
٣٧٢٥ ص
٣٧٢٦ ص
٣٧٢٧ ص
٣٧٢٨ ص
٣٧٢٩ ص
٣٧٣٠ ص
٣٧٣١ ص
٣٧٣٢ ص
٣٧٣٣ ص
٣٧٣٤ ص
٣٧٣٥ ص
٣٧٣٦ ص
٣٧٣٧ ص
٣٧٣٨ ص
٣٧٣٩ ص
٣٧٤٠ ص
٣٧٤١ ص
٣٧٤٢ ص
٣٧٤٣ ص
٣٧٤٤ ص
٣٧٤٥ ص
٣٧٤٦ ص
٣٧٤٧ ص
٣٧٤٨ ص
٣٧٤٩ ص
٣٧٥٠ ص
٣٧٥١ ص
٣٧٥٢ ص
٣٧٥٣ ص
٣٧٥٤ ص
٣٧٥٥ ص
٣٧٥٦ ص
٣٧٥٧ ص
٣٧٥٨ ص
٣٧٥٩ ص
٣٧٦٠ ص
٣٧٦١ ص
٣٧٦٢ ص
٣٧٦٣ ص
٣٧٦٤ ص
٣٧٦٥ ص
٣٧٦٦ ص
٣٧٦٧ ص
٣٧٦٨ ص
٣٧٦٩ ص
٣٧٧٠ ص
٣٧٧١ ص
٣٧٧٢ ص
٣٧٧٣ ص
٣٧٧٤ ص
٣٧٧٥ ص
٣٧٧٦ ص
٣٧٧٧ ص
٣٧٧٨ ص
٣٧٧٩ ص
٣٧٨٠ ص
٣٧٨١ ص
٣٧٨٢ ص
٣٧٨٣ ص
٣٧٨٤ ص
٣٧٨٥ ص
٣٧٨٦ ص
٣٧٨٧ ص
٣٧٨٨ ص
٣٧٨٩ ص
٣٧٩٠ ص
٣٧٩١ ص
٣٧٩٢ ص
٣٧٩٣ ص
٣٧٩٤ ص
٣٧٩٥ ص
٣٧٩٦ ص
٣٧٩٧ ص
٣٧٩٨ ص
٣٧٩٩ ص
٣٨٠٠ ص
٣٨٠١ ص
٣٨٠٢ ص
٣٨٠٣ ص
٣٨٠٤ ص
٣٨٠٥ ص
٣٨٠٦ ص
٣٨٠٧ ص
٣٨٠٨ ص
٣٨٠٩ ص
٣٨١٠ ص
٣٨١١ ص
٣٨١٢ ص
٣٨١٣ ص
٣٨١٤ ص
٣٨١٥ ص
٣٨١٦ ص
٣٨١٧ ص
٣٨١٨ ص
٣٨١٩ ص
٣٨٢٠ ص
٣٨٢١ ص
٣٨٢٢ ص
٣٨٢٣ ص
٣٨٢٤ ص
٣٨٢٥ ص
٣٨٢٦ ص
٣٨٢٧ ص
٣٨٢٨ ص
٣٨٢٩ ص
٣٨٣٠ ص
٣٨٣١ ص
٣٨٣٢ ص
٣٨٣٣ ص
٣٨٣٤ ص
٣٨٣٥ ص
٣٨٣٦ ص
٣٨٣٧ ص
٣٨٣٨ ص
٣٨٣٩ ص
٣٨٤٠ ص
٣٨٤١ ص
٣٨٤٢ ص
٣٨٤٣ ص
٣٨٤٤ ص
٣٨٤٥ ص
٣٨٤٦ ص
٣٨٤٧ ص
٣٨٤٨ ص
٣٨٤٩ ص
٣٨٥٠ ص
٣٨٥١ ص
٣٨٥٢ ص
٣٨٥٣ ص
٣٨٥٤ ص
٣٨٥٥ ص
٣٨٥٦ ص
٣٨٥٧ ص
٣٨٥٨ ص
٣٨٥٩ ص
٣٨٦٠ ص
٣٨٦١ ص
٣٨٦٢ ص
٣٨٦٣ ص
٣٨٦٤ ص
٣٨٦٥ ص
٣٨٦٦ ص
٣٨٦٧ ص
٣٨٦٨ ص
٣٨٦٩ ص
٣٨٧٠ ص
٣٨٧١ ص
٣٨٧٢ ص
٣٨٧٣ ص
٣٨٧٤ ص
٣٨٧٥ ص
٣٨٧٦ ص
٣٨٧٧ ص
٣٨٧٨ ص
٣٨٧٩ ص
٣٨٨٠ ص
٣٨٨١ ص
٣٨٨٢ ص
٣٨٨٣ ص
٣٨٨٤ ص
٣٨٨٥ ص
٣٨٨٦ ص
٣٨٨٧ ص
٣٨٨٨ ص
٣٨٨٩ ص
٣٨٩٠ ص
٣٨٩١ ص
٣٨٩٢ ص
٣٨٩٣ ص
٣٨٩٤ ص
٣٨٩٥ ص
٣٨٩٦ ص
٣٨٩٧ ص
٣٨٩٨ ص
٣٨٩٩ ص
٣٩٠٠ ص
٣٩٠١ ص
٣٩٠٢ ص
٣٩٠٣ ص
٣٩٠٤ ص
٣٩٠٥ ص
٣٩٠٦ ص
٣٩٠٧ ص
٣٩٠٨ ص
٣٩٠٩ ص
٣٩١٠ ص
٣٩١١ ص
٣٩١٢ ص
٣٩١٣ ص
٣٩١٤ ص
٣٩١٥ ص
٣٩١٦ ص
٣٩١٧ ص
٣٩١٨ ص
٣٩١٩ ص
٣٩٢٠ ص
٣٩٢١ ص
٣٩٢٢ ص
٣٩٢٣ ص
٣٩٢٤ ص
٣٩٢٥ ص
٣٩٢٦ ص
٣٩٢٧ ص
٣٩٢٨ ص
٣٩٢٩ ص
٣٩٣٠ ص
٣٩٣١ ص
٣٩٣٢ ص
٣٩٣٣ ص
٣٩٣٤ ص
٣٩٣٥ ص
٣٩٣٦ ص
٣٩٣٧ ص
٣٩٣٨ ص
٣٩٣٩ ص
٣٩٤٠ ص
٣٩٤١ ص
٣٩٤٢ ص
٣٩٤٣ ص
٣٩٤٤ ص
٣٩٤٥ ص
٣٩٤٦ ص
٣٩٤٧ ص
٣٩٤٨ ص
٣٩٤٩ ص
٣٩٥٠ ص
٣٩٥١ ص
٣٩٥٢ ص
٣٩٥٣ ص
٣٩٥٤ ص
٣٩٥٥ ص
٣٩٥٦ ص
٣٩٥٧ ص
٣٩٥٨ ص
٣٩٥٩ ص
٣٩٦٠ ص
٣٩٦١ ص
٣٩٦٢ ص
٣٩٦٣ ص
٣٩٦٤ ص
٣٩٦٥ ص
٣٩٦٦ ص
٣٩٦٧ ص
٣٩٦٨ ص
٣٩٦٩ ص
٣٩٧٠ ص
٣٩٧١ ص
٣٩٧٢ ص
٣٩٧٣ ص
٣٩٧٤ ص
٣٩٧٥ ص
٣٩٧٦ ص
٣٩٧٧ ص
٣٩٧٨ ص
٣٩٧٩ ص
٣٩٨٠ ص
٣٩٨١ ص
٣٩٨٢ ص
٣٩٨٣ ص
٣٩٨٤ ص
٣٩٨٥ ص
٣٩٨٦ ص
٣٩٨٧ ص
٣٩٨٨ ص
٣٩٨٩ ص
٣٩٩٠ ص
٣٩٩١ ص
٣٩٩٢ ص
٣٩٩٣ ص
٣٩٩٤ ص
٣٩٩٥ ص
٣٩٩٦ ص
٣٩٩٧ ص
٣٩٩٨ ص
٣٩٩٩ ص
٤٠٠٠ ص
٤٠٠١ ص
٤٠٠٢ ص
٤٠٠٣ ص
٤٠٠٤ ص
٤٠٠٥ ص
٤٠٠٦ ص
٤٠٠٧ ص
٤٠٠٨ ص
٤٠٠٩ ص
٤٠١٠ ص
٤٠١١ ص
٤٠١٢ ص
٤٠١٣ ص
٤٠١٤ ص
٤٠١٥ ص
٤٠١٦ ص
٤٠١٧ ص
٤٠١٨ ص
٤٠١٩ ص
٤٠٢٠ ص
٤٠٢١ ص
٤٠٢٢ ص
٤٠٢٣ ص
٤٠٢٤ ص
٤٠٢٥ ص
٤٠٢٦ ص
٤٠٢٧ ص
٤٠٢٨ ص
٤٠٢٩ ص
٤٠٣٠ ص
٤٠٣١ ص
٤٠٣٢ ص
٤٠٣٣ ص
٤٠٣٤ ص
٤٠٣٥ ص
٤٠٣٦ ص
٤٠٣٧ ص
٤٠٣٨ ص
٤٠٣٩ ص
٤٠٤٠ ص
٤٠٤١ ص
٤٠٤٢ ص
٤٠٤٣ ص
٤٠٤٤ ص
٤٠٤٥ ص
٤٠٤٦ ص
٤٠٤٧ ص
٤٠٤٨ ص
٤٠٤٩ ص
٤٠٥٠ ص
٤٠٥١ ص
٤٠٥٢ ص
٤٠٥٣ ص
٤٠٥٤ ص
٤٠٥٥ ص
٤٠٥٦ ص
٤٠٥٧ ص
٤٠٥٨ ص
٤٠٥٩ ص
٤٠٦٠ ص
٤٠٦١ ص
٤٠٦٢ ص
٤٠٦٣ ص
٤٠٦٤ ص
٤٠٦٥ ص
٤٠٦٦ ص
٤٠٦٧ ص
٤٠٦٨ ص
٤٠٦٩ ص
٤٠٧٠ ص
٤٠٧١ ص
٤٠٧٢ ص
٤٠٧٣ ص
٤٠٧٤ ص
٤٠٧٥ ص
٤٠٧٦ ص
٤٠٧٧ ص
٤٠٧٨ ص
٤٠٧٩ ص
٤٠٨٠ ص
٤٠٨١ ص
٤٠٨٢ ص
٤٠٨٣ ص
٤٠٨٤ ص
٤٠٨٥ ص
٤٠٨٦ ص
٤٠٨٧ ص
٤٠٨٨ ص
٤٠٨٩ ص
٤٠٩٠ ص
٤٠٩١ ص
٤٠٩٢ ص
٤٠٩٣ ص
٤٠٩٤ ص
٤٠٩٥ ص
٤٠٩٦ ص
٤٠٩٧ ص
٤٠٩٨ ص
٤٠٩٩ ص
٤١٠٠ ص
٤١٠١ ص
٤١٠٢ ص
٤١٠٣ ص
٤١٠٤ ص
٤١٠٥ ص
٤١٠٦ ص
٤١٠٧ ص
٤١٠٨ ص
٤١٠٩ ص
٤١١٠ ص
٤١١١ ص
٤١١٢ ص
٤١١٣ ص
٤١١٤ ص
٤١١٥ ص
٤١١٦ ص
٤١١٧ ص
٤١١٨ ص
٤١١٩ ص
٤١٢٠ ص
٤١٢١ ص
٤١٢٢ ص
٤١٢٣ ص
٤١٢٤ ص
٤١٢٥ ص
٤١٢٦ ص
٤١٢٧ ص
٤١٢٨ ص
٤١٢٩ ص
٤١٣٠ ص
٤١٣١ ص
٤١٣٢ ص
٤١٣٣ ص
٤١٣٤ ص
٤١٣٥ ص
٤١٣٦ ص
٤١٣٧ ص
٤١٣٨ ص
٤١٣٩ ص
٤١٤٠ ص
٤١٤١ ص
٤١٤٢ ص
٤١٤٣ ص
٤١٤٤ ص
٤١٤٥ ص
٤١٤٦ ص
٤١٤٧ ص
٤١٤٨ ص
٤١٤٩ ص
٤١٥٠ ص
٤١٥١ ص
٤١٥٢ ص
٤١٥٣ ص
٤١٥٤ ص
٤١٥٥ ص
٤١٥٦ ص
٤١٥٧ ص
٤١٥٨ ص
٤١٥٩ ص
٤١٦٠ ص
٤١٦١ ص
٤١٦٢ ص
٤١٦٣ ص
٤١٦٤ ص
٤١٦٥ ص
٤١٦٦ ص
٤١٦٧ ص
٤١٦٨ ص
٤١٦٩ ص
٤١٧٠ ص
٤١٧١ ص
٤١٧٢ ص
٤١٧٣ ص
٤١٧٤ ص
٤١٧٥ ص
٤١٧٦ ص
٤١٧٧ ص
٤١٧٨ ص
٤١٧٩ ص
٤١٨٠ ص
٤١٨١ ص
٤١٨٢ ص
٤١٨٣ ص
٤١٨٤ ص
٤١٨٥ ص
٤١٨٦ ص
٤١٨٧ ص
٤١٨٨ ص
٤١٨٩ ص
٤١٩٠ ص
٤١٩١ ص
٤١٩٢ ص
٤١٩٣ ص
٤١٩٤ ص
٤١٩٥ ص
٤١٩٦ ص
٤١٩٧ ص
٤١٩٨ ص
٤١٩٩ ص
٤٢٠٠ ص
٤٢٠١ ص
٤٢٠٢ ص
٤٢٠٣ ص
٤٢٠٤ ص
٤٢٠٥ ص
٤٢٠٦ ص
٤٢٠٧ ص
٤٢٠٨ ص
٤٢٠٩ ص
٤٢١٠ ص
٤٢١١ ص
٤٢١٢ ص
٤٢١٣ ص
٤٢١٤ ص
٤٢١٥ ص
٤٢١٦ ص
٤٢١٧ ص
٤٢١٨ ص
٤٢١٩ ص
٤٢٢٠ ص
٤٢٢١ ص
٤٢٢٢ ص
٤٢٢٣ ص
٤٢٢٤ ص
٤٢٢٥ ص
٤٢٢٦ ص
٤٢٢٧ ص
٤٢٢٨ ص
٤٢٢٩ ص
٤٢٣٠ ص
٤٢٣١ ص
٤٢٣٢ ص
٤٢٣٣ ص
٤٢٣٤ ص
٤٢٣٥ ص
٤٢٣٦ ص
٤٢٣٧ ص
٤٢٣٨ ص
٤٢٣٩ ص
٤٢٤٠ ص
٤٢٤١ ص
٤٢٤٢ ص
٤٢٤٣ ص
٤٢٤٤ ص
٤٢٤٥ ص
٤٢٤٦ ص
٤٢٤٧ ص
٤٢٤٨ ص
٤٢٤٩ ص
٤٢٥٠ ص
٤٢٥١ ص
٤٢٥٢ ص
٤٢٥٣ ص
٤٢٥٤ ص
٤٢٥٥ ص
٤٢٥٦ ص
٤٢٥٧ ص
٤٢٥٨ ص
٤٢٥٩ ص
٤٢٦٠ ص
٤٢٦١ ص
٤٢٦٢ ص
٤٢٦٣ ص
٤٢٦٤ ص
٤٢٦٥ ص
٤٢٦٦ ص
٤٢٦٧ ص
٤٢٦٨ ص
٤٢٦٩ ص
٤٢٧٠ ص
٤٢٧١ ص
٤٢٧٢ ص
٤٢٧٣ ص
٤٢٧٤ ص
٤٢٧٥ ص
٤٢٧٦ ص
٤٢٧٧ ص
٤٢٧٨ ص
٤٢٧٩ ص
٤٢٨٠ ص
٤٢٨١ ص
٤٢٨٢ ص
٤٢٨٣ ص
٤٢٨٤ ص
٤٢٨٥ ص
٤٢٨٦ ص
٤٢٨٧ ص
٤٢٨٨ ص
٤٢٨٩ ص
٤٢٩٠ ص
٤٢٩١ ص
٤٢٩٢ ص
٤٢٩٣ ص
٤٢٩٤ ص
٤٢٩٥ ص
٤٢٩٦ ص
٤٢٩٧ ص
٤٢٩٨ ص
٤٢٩٩ ص
٤٣٠٠ ص
٤٣٠١ ص
٤٣٠٢ ص
٤٣٠٣ ص
٤٣٠٤ ص
٤٣٠٥ ص
٤٣٠٦ ص
٤٣٠٧ ص
٤٣٠٨ ص
٤٣٠٩ ص
٤٣١٠ ص
٤٣١١ ص
٤٣١٢ ص
٤٣١٣ ص
٤٣١٤ ص
٤٣١٥ ص
٤٣١٦ ص
٤٣١٧ ص
٤٣١٨ ص
٤٣١٩ ص
٤٣٢٠ ص
٤٣٢١ ص
٤٣٢٢ ص
٤٣٢٣ ص
٤٣٢٤ ص
٤٣٢٥ ص
٤٣٢٦ ص
٤٣٢٧ ص
٤٣٢٨ ص
٤٣٢٩ ص
٤٣٣٠ ص
٤٣٣١ ص
٤٣٣٢ ص
٤٣٣٣ ص
٤٣٣٤ ص
٤٣٣٥ ص
٤٣٣٦ ص
٤٣٣٧ ص
٤٣٣٨ ص
٤٣٣٩ ص
٤٣٤٠ ص
٤٣٤١ ص
٤٣٤٢ ص
٤٣٤٣ ص
٤٣٤٤ ص
٤٣٤٥ ص
٤٣٤٦ ص
٤٣٤٧ ص
٤٣٤٨ ص
٤٣٤٩ ص
٤٣٥٠ ص
٤٣٥١ ص
٤٣٥٢ ص
٤٣٥٣ ص
٤٣٥٤ ص
٤٣٥٥ ص
٤٣٥٦ ص
٤٣٥٧ ص
٤٣٥٨ ص
٤٣٥٩ ص
٤٣٦٠ ص
٤٣٦١ ص
٤٣٦٢ ص
٤٣٦٣ ص
٤٣٦٤ ص
٤٣٦٥ ص
٤٣٦٦ ص
٤٣٦٧ ص
٤٣٦٨ ص
٤٣٦٩ ص
٤٣٧٠ ص
٤٣٧١ ص
٤٣٧٢ ص
٤٣٧٣ ص
٤٣٧٤ ص
٤٣٧٥ ص
٤٣٧٦ ص
٤٣٧٧ ص
٤٣٧٨ ص
٤٣٧٩ ص
٤٣٨٠ ص
٤٣٨١ ص
٤٣٨٢ ص
٤٣٨٣ ص
٤٣٨٤ ص
٤٣٨٥ ص
٤٣٨٦ ص
٤٣٨٧ ص
٤٣٨٨ ص
٤٣٨٩ ص
٤٣٩٠ ص
٤٣٩١ ص
٤٣٩٢ ص
٤٣٩٣ ص
٤٣٩٤ ص
٤٣٩٥ ص
٤٣٩٦ ص
٤٣٩٧ ص
٤٣٩٨ ص
٤٣٩٩ ص
٤٤٠٠ ص
٤٤٠١ ص
٤٤٠٢ ص
٤٤٠٣ ص
٤٤٠٤ ص
٤٤٠٥ ص
٤٤٠٦ ص
٤٤٠٧ ص
٤٤٠٨ ص
٤٤٠٩ ص
٤٤١٠ ص
٤٤١١ ص
٤٤١٢ ص
٤٤١٣ ص
٤٤١٤ ص
٤٤١٥ ص
٤٤١٦ ص
٤٤١٧ ص
٤٤١٨ ص
٤٤١٩ ص
٤٤٢٠ ص
٤٤٢١ ص
٤٤٢٢ ص
٤٤٢٣ ص
٤٤٢٤ ص
٤٤٢٥ ص
٤٤٢٦ ص
٤٤٢٧ ص
٤٤٢٨ ص
٤٤٢٩ ص
٤٤٣٠ ص
٤٤٣١ ص
٤٤٣٢ ص
٤٤٣٣ ص
٤٤٣٤ ص
٤٤٣٥ ص
٤٤٣٦ ص
٤٤٣٧ ص
٤٤٣٨ ص
٤٤٣٩ ص
٤٤٤٠ ص
٤٤٤١ ص
٤٤٤٢ ص
٤٤٤٣ ص
٤٤٤٤ ص
٤٤٤٥ ص
٤٤٤٦ ص
٤٤٤٧ ص
٤٤٤٨ ص
٤٤٤٩ ص
٤٤٥٠ ص
٤٤٥١ ص
٤٤٥٢ ص
٤٤٥٣ ص
٤٤٥٤ ص
٤٤٥٥ ص
٤٤٥٦ ص
٤٤٥٧ ص
٤٤٥٨ ص
٤٤٥٩ ص
٤٤٦٠ ص
٤٤٦١ ص
٤٤٦٢ ص
٤٤٦٣ ص
٤٤٦٤ ص
٤٤٦٥ ص
٤٤٦٦ ص
٤٤٦٧ ص
٤٤٦٨ ص
٤٤٦٩ ص
٤٤٧٠ ص
٤٤٧١ ص
٤٤٧٢ ص
٤٤٧٣ ص
٤٤٧٤ ص
٤٤٧٥ ص
٤٤٧٦ ص
٤٤٧٧ ص
٤٤٧٨ ص
٤٤٧٩ ص
٤٤٨٠ ص
٤٤٨١ ص
٤٤٨٢ ص
٤٤٨٣ ص
٤٤٨٤ ص
٤٤٨٥ ص
٤٤٨٦ ص
٤٤٨٧ ص
٤٤٨٨ ص
٤٤٨٩ ص
٤٤٩٠ ص
٤٤٩١ ص
٤٤٩٢ ص
٤٤٩٣ ص
٤٤٩٤ ص
٤٤٩٥ ص
٤٤٩٦ ص
٤٤٩٧ ص
٤٤٩٨ ص
٤٤٩٩ ص
٤٥٠٠ ص
٤٥٠١ ص
٤٥٠٢ ص
٤٥٠٣ ص
٤٥٠٤ ص
٤٥٠٥ ص
٤٥٠٦ ص
٤٥٠٧ ص
٤٥٠٨ ص
٤٥٠٩ ص
٤٥١٠ ص
٤٥١١ ص
٤٥١٢ ص
٤٥١٣ ص
٤٥١٤ ص
٤٥١٥ ص
٤٥١٦ ص
٤٥١٧ ص
٤٥١٨ ص
٤٥١٩ ص
٤٥٢٠ ص
٤٥٢١ ص
٤٥٢٢ ص
٤٥٢٣ ص
٤٥٢٤ ص
٤٥٢٥ ص
٤٥٢٦ ص
٤٥٢٧ ص
٤٥٢٨ ص
٤٥٢٩ ص
٤٥٣٠ ص
٤٥٣١ ص
٤٥٣٢ ص
٤٥٣٣ ص
٤٥٣٤ ص
٤٥٣٥ ص
٤٥٣٦ ص
٤٥٣٧ ص
٤٥٣٨ ص
٤٥٣٩ ص
٤٥٤٠ ص
٤٥٤١ ص
٤٥٤٢ ص
٤٥٤٣ ص
٤٥٤٤ ص
٤٥٤٥ ص
٤٥٤٦ ص
٤٥٤٧ ص
٤٥٤٨ ص
٤٥٤٩ ص
٤٥٥٠ ص
٤٥٥١ ص
٤٥٥٢ ص
٤٥٥٣ ص
٤٥٥٤ ص
٤٥٥٥ ص
٤٥٥٦ ص
٤٥٥٧ ص
٤٥٥٨ ص
٤٥٥٩ ص
٤٥٦٠ ص
٤٥٦١ ص
٤٥٦٢ ص
٤٥٦٣ ص
٤٥٦٤ ص
٤٥٦٥ ص
٤٥٦٦ ص
٤٥٦٧ ص
٤٥٦٨ ص
٤٥٦٩ ص
٤٥٧٠ ص
٤٥٧١ ص
٤٥٧٢ ص
٤٥٧٣ ص
٤٥٧٤ ص
٤٥٧٥ ص
٤٥٧٦ ص
٤٥٧٧ ص
٤٥٧٨ ص
٤٥٧٩ ص
٤٥٨٠ ص
٤٥٨١ ص
٤٥٨٢ ص
٤٥٨٣ ص
٤٥٨٤ ص
٤٥٨٥ ص
٤٥٨٦ ص
٤٥٨٧ ص
٤٥٨٨ ص
٤٥٨٩ ص
٤٥٩٠ ص
٤٥٩١ ص
٤٥٩٢ ص
٤٥٩٣ ص
٤٥٩٤ ص
٤٥٩٥ ص
٤٥٩٦ ص
٤٥٩٧ ص
٤٥٩٨ ص
٤٥٩٩ ص
٤٦٠٠ ص
٤٦٠١ ص
٤٦٠٢ ص
٤٦٠٣ ص
٤٦٠٤ ص
٤٦٠٥ ص
٤٦٠٦ ص
٤٦٠٧ ص
٤٦٠٨ ص
٤٦٠٩ ص
٤٦١٠ ص
٤٦١١ ص
٤٦١٢ ص
٤٦١٣ ص
٤٦١٤ ص
٤٦١٥ ص
٤٦١٦ ص
٤٦١٧ ص
٤٦١٨ ص
٤٦١٩ ص
٤٦٢٠ ص
٤٦٢١ ص
٤٦٢٢ ص
٤٦٢٣ ص
٤٦٢٤ ص
٤٦٢٥ ص
٤٦٢٦ ص
٤٦٢٧ ص
٤٦٢٨ ص
٤٦٢٩ ص
٤٦٣٠ ص
٤٦٣١ ص
٤٦٣٢ ص
٤٦٣٣ ص
٤٦٣٤ ص
٤٦٣٥ ص
٤٦٣٦ ص
٤٦٣٧ ص
٤٦٣٨ ص
٤٦٣٩ ص
٤٦٤٠ ص
٤٦٤١ ص
٤٦٤٢ ص
٤٦٤٣ ص
٤٦٤٤ ص
٤٦٤٥ ص
٤٦٤٦ ص
٤٦٤٧ ص
٤٦٤٨ ص
٤٦٤٩ ص
٤٦٥٠ ص
٤٦٥١ ص
٤٦٥٢ ص
٤٦٥٣ ص
٤٦٥٤ ص
٤٦٥٥ ص
٤٦٥٦ ص
٤٦٥٧ ص
٤٦٥٨ ص
٤٦٥٩ ص
٤٦٦٠ ص
٤٦٦١ ص
٤٦٦٢ ص
٤٦٦٣ ص
٤٦٦٤ ص
٤٦٦٥ ص
٤٦٦٦ ص
٤٦٦٧ ص
٤٦٦٨ ص
٤٦٦٩ ص
٤٦٧٠ ص
٤٦٧١ ص
٤٦٧٢ ص
٤٦٧٣ ص
٤٦٧٤ ص
٤٦٧٥ ص
٤٦٧٦ ص
٤٦٧٧ ص
٤٦٧٨ ص
٤٦٧٩ ص
٤٦٨٠ ص
٤٦٨١ ص
٤٦٨٢ ص
٤٦٨٣ ص
٤٦٨٤ ص
٤٦٨٥ ص
٤٦٨٦ ص
٤٦٨٧ ص
٤٦٨٨ ص
٤٦٨٩ ص
٤٦٩٠ ص
٤٦٩١ ص
٤٦٩٢ ص
٤٦٩٣ ص
٤٦٩٤ ص
٤٦٩٥ ص
٤٦٩٦ ص
٤٦٩٧ ص
٤٦٩٨ ص
٤٦٩٩ ص
٤٧٠٠ ص
٤٧٠١ ص
٤٧٠٢ ص
٤٧٠٣ ص
٤٧٠٤ ص
٤٧٠٥ ص
٤٧٠٦ ص
٤٧٠٧ ص
٤٧٠٨ ص
٤٧٠٩ ص
٤٧١٠ ص
٤٧١١ ص
٤٧١٢ ص
٤٧١٣ ص
٤٧١٤ ص
٤٧١٥ ص
٤٧١٦ ص
٤٧١٧ ص
٤٧١٨ ص
٤٧١٩ ص
٤٧٢٠ ص
٤٧٢١ ص
٤٧٢٢ ص
٤٧٢٣ ص
٤٧٢٤ ص
٤٧٢٥ ص
٤٧٢٦ ص
٤٧٢٧ ص
٤٧٢٨ ص
٤٧٢٩ ص
٤٧٣٠ ص
٤٧٣١ ص
٤٧٣٢ ص
٤٧٣٣ ص
٤٧٣٤ ص
٤٧٣٥ ص
٤٧٣٦ ص
٤٧٣٧ ص
٤٧٣٨ ص
٤٧٣٩ ص
٤٧٤٠ ص
٤٧٤١ ص
٤٧٤٢ ص
٤٧٤٣ ص
٤٧٤٤ ص
٤٧٤٥ ص
٤٧٤٦ ص
٤٧٤٧ ص
٤٧٤٨ ص
٤٧٤٩ ص
٤٧٥٠ ص
٤٧٥١ ص
٤٧٥٢ ص
٤٧٥٣ ص
٤٧٥٤ ص
٤٧٥٥ ص
٤٧٥٦ ص
٤٧٥٧ ص
٤٧٥٨ ص
٤٧٥٩ ص
٤٧٦٠ ص
٤٧٦١ ص
٤٧٦٢ ص
٤٧٦٣ ص
٤٧٦٤ ص
٤٧٦٥ ص
٤٧٦٦ ص
٤٧٦٧ ص
٤٧٦٨ ص
٤٧٦٩ ص
٤٧٧٠ ص
٤٧٧١ ص
٤٧٧٢ ص
٤٧٧٣ ص
٤٧٧٤ ص
٤٧٧٥ ص
٤٧٧٦ ص
٤٧٧٧ ص
٤٧٧٨ ص
٤٧٧٩ ص
٤٧٨٠ ص
٤٧٨١ ص
٤٧٨٢ ص
٤٧٨٣ ص
٤٧٨٤ ص
٤٧٨٥ ص
٤٧٨٦ ص
٤٧٨٧ ص
٤٧٨٨ ص
٤٧٨٩ ص
٤٧٩٠ ص
٤٧٩١ ص
٤٧٩٢ ص
٤٧٩٣ ص
٤٧٩٤ ص
٤٧٩٥ ص
٤٧٩٦ ص
٤٧٩٧ ص
٤٧٩٨ ص
٤٧٩٩ ص
٤٨٠٠ ص
٤٨٠١ ص
٤٨٠٢ ص
٤٨٠٣ ص
٤٨٠٤ ص
٤٨٠٥ ص
٤٨٠٦ ص
٤٨٠٧ ص
٤٨٠٨ ص
٤٨٠٩ ص
٤٨١٠ ص
٤٨١١ ص
٤٨١٢ ص
٤٨١٣ ص
٤٨١٤ ص
٤٨١٥ ص
٤٨١٦ ص
٤٨١٧ ص
٤٨١٨ ص
٤٨١٩ ص
٤٨٢٠ ص
٤٨٢١ ص
٤٨٢٢ ص
٤٨٢٣ ص
٤٨٢٤ ص
٤٨٢٥ ص
٤٨٢٦ ص
٤٨٢٧ ص
٤٨٢٨ ص
٤٨٢٩ ص
٤٨٣٠ ص
٤٨٣١ ص
٤٨٣٢ ص
٤٨٣٣ ص
٤٨٣٤ ص
٤٨٣٥ ص
٤٨٣٦ ص
٤٨٣٧ ص
٤٨٣٨ ص
٤٨٣٩ ص
٤٨٤٠ ص
٤٨٤١ ص
٤٨٤٢ ص
٤٨٤٣ ص
٤٨٤٤ ص
٤٨٤٥ ص
٤٨٤٦ ص
٤٨٤٧ ص
٤٨٤٨ ص
٤٨٤٩ ص
٤٨٥٠ ص
٤٨٥١ ص
٤٨٥٢ ص
٤٨٥٣ ص
٤٨٥٤ ص
٤٨٥٥ ص
٤٨٥٦ ص
٤٨٥٧ ص
٤٨٥٨ ص
٤٨٥٩ ص
٤٨٦٠ ص
٤٨٦١ ص
٤٨٦٢ ص
٤٨٦٣ ص
٤٨٦٤ ص
٤٨٦٥ ص
٤٨٦٦ ص
٤٨٦٧ ص
٤٨٦٨ ص
٤٨٦٩ ص
٤٨٧٠ ص
٤٨٧١ ص
٤٨٧٢ ص
٤٨٧٣ ص
٤٨٧٤ ص
٤٨٧٥ ص
٤٨٧٦ ص
٤٨٧٧ ص
٤٨٧٨ ص
٤٨٧٩ ص
٤٨٨٠ ص
٤٨٨١ ص
٤٨٨٢ ص
٤٨٨٣ ص
٤٨٨٤ ص
٤٨٨٥ ص
٤٨٨٦ ص
٤٨٨٧ ص
٤٨٨٨ ص
٤٨٨٩ ص
٤٨٩٠ ص
٤٨٩١ ص
٤٨٩٢ ص
٤٨٩٣ ص
٤٨٩٤ ص
٤٨٩٥ ص
٤٨٩٦ ص
٤٨٩٧ ص
٤٨٩٨ ص
٤٨٩٩ ص
٤٩٠٠ ص
٤٩٠١ ص
٤٩٠٢ ص
٤٩٠٣ ص
٤٩٠٤ ص
٤٩٠٥ ص
٤٩٠٦ ص
٤٩٠٧ ص
٤٩٠٨ ص
٤٩٠٩ ص
٤٩١٠ ص
٤٩١١ ص
٤٩١٢ ص
٤٩١٣ ص
٤٩١٤ ص
٤٩١٥ ص
٤٩١٦ ص
٤٩١٧ ص
٤٩١٨ ص
٤٩١٩ ص
٤٩٢٠ ص
٤٩٢١ ص
٤٩٢٢ ص
٤٩٢٣ ص
٤٩٢٤ ص
٤٩٢٥ ص
٤٩٢٦ ص
٤٩٢٧ ص
٤٩٢٨ ص
٤٩٢٩ ص
٤٩٣٠ ص
٤٩٣١ ص
٤٩٣٢ ص
٤٩٣٣ ص
٤٩٣٤ ص
٤٩٣٥ ص
٤٩٣٦ ص
٤٩٣٧ ص
٤٩٣٨ ص
٤٩٣٩ ص
٤٩٤٠ ص
٤٩٤١ ص
٤٩٤٢ ص
٤٩٤٣ ص
٤٩٤٤ ص
٤٩٤٥ ص
٤٩٤٦ ص
٤٩٤٧ ص
٤٩٤٨ ص
٤٩٤٩ ص
٤٩٥٠ ص
٤٩٥١ ص
٤٩٥٢ ص
٤٩٥٣ ص
٤٩٥٤ ص
٤٩٥٥ ص
٤٩٥٦ ص
٤٩٥٧ ص
٤٩٥٨ ص
٤٩٥٩ ص
٤٩٦٠ ص
٤٩٦١ ص
٤٩٦٢ ص
٤٩٦٣ ص
٤٩٦٤ ص
٤٩٦٥ ص
٤٩٦٦ ص
٤٩٦٧ ص
٤٩٦٨ ص
٤٩٦٩ ص
٤٩٧٠ ص
٤٩٧١ ص
٤٩٧٢ ص
٤٩٧٣ ص
٤٩٧٤ ص
٤٩٧٥ ص
٤٩٧٦ ص
٤٩٧٧ ص
٤٩٧٨ ص
٤٩٧٩ ص
٤٩٨٠ ص
٤٩٨١ ص
٤٩٨٢ ص
٤٩٨٣ ص
٤٩٨٤ ص
٤٩٨٥ ص
٤٩٨٦ ص
٤٩٨٧ ص
٤٩٨٨ ص
٤٩٨٩ ص
٤٩٩٠ ص
٤٩٩١ ص
٤٩٩٢ ص
٤٩٩٣ ص
٤٩٩٤ ص
٤٩٩٥ ص
٤٩٩٦ ص
٤٩٩٧ ص
٤٩٩٨ ص
٤٩٩٩ ص
٥٠٠٠ ص
٥٠٠١ ص
٥٠٠٢ ص
٥٠٠٣ ص
٥٠٠٤ ص
٥٠٠٥ ص
٥٠٠٦ ص
٥٠٠٧ ص
٥٠٠٨ ص
٥٠٠٩ ص
٥٠١٠ ص
٥٠١١ ص
٥٠١٢ ص
٥٠١٣ ص
٥٠١٤ ص
٥٠١٥ ص
٥٠١٦ ص
٥٠١٧ ص
٥٠١٨ ص
٥٠١٩ ص
٥٠٢٠ ص
٥٠٢١ ص
٥٠٢٢ ص
٥٠٢٣ ص
٥٠٢٤ ص
٥٠٢٥ ص
٥٠٢٦ ص
٥٠٢٧ ص
٥٠٢٨ ص
٥٠٢٩ ص
٥٠٣٠ ص
٥٠٣١ ص
٥٠٣٢ ص
٥٠٣٣ ص
٥٠٣٤ ص
٥٠٣٥ ص
٥٠٣٦ ص
٥٠٣٧ ص
٥٠٣٨ ص
٥٠٣٩ ص
٥٠٤٠ ص
٥٠٤١ ص
٥٠٤٢ ص
٥٠٤٣ ص
٥٠٤٤ ص
٥٠٤٥ ص
٥٠٤٦ ص
٥٠٤٧ ص
٥٠٤٨ ص
٥٠٤٩ ص
٥٠٥٠ ص
٥٠٥١ ص
٥٠٥٢ ص
٥٠٥٣ ص
٥٠٥٤ ص
٥٠٥٥ ص
٥٠٥٦ ص
٥٠٥٧ ص
٥٠٥٨ ص
٥٠٥٩ ص
٥٠٦٠ ص
٥٠٦١ ص
٥٠٦٢ ص
٥٠٦٣ ص
٥٠٦٤ ص
٥٠٦٥ ص
٥٠٦٦ ص
٥٠٦٧ ص
٥٠٦٨ ص
٥٠٦٩ ص
٥٠٧٠ ص
٥٠٧١ ص
٥٠٧٢ ص
٥٠٧٣ ص
٥٠٧٤ ص
٥٠٧٥ ص
٥٠٧٦ ص
٥٠٧٧ ص
٥٠٧٨ ص
٥٠٧٩ ص
٥٠٨٠ ص
٥٠٨١ ص
٥٠٨٢ ص
٥٠٨٣ ص
٥٠٨٤ ص
٥٠٨٥ ص
٥٠٨٦ ص
٥٠٨٧ ص
٥٠٨٨ ص
٥٠٨٩ ص
٥٠٩٠ ص
٥٠٩١ ص
٥٠٩٢ ص
٥٠٩٣ ص
٥٠٩٤ ص
٥٠٩٥ ص
٥٠٩٦ ص
٥٠٩٧ ص
٥٠٩٨ ص
٥٠٩٩ ص
٥١٠٠ ص
٥١٠١ ص
٥١٠٢ ص
٥١٠٣ ص
٥١٠٤ ص
٥١٠٥ ص
٥١٠٦ ص
٥١٠٧ ص
٥١٠٨ ص
٥١٠٩ ص
٥١١٠ ص
٥١١١ ص
٥١١٢ ص
٥١١٣ ص
٥١١٤ ص
٥١١٥ ص
٥١١٦ ص
٥١١٧ ص
٥١١٨ ص
٥١١٩ ص
٥١٢٠ ص
٥١٢١ ص
٥١٢٢ ص
٥١٢٣ ص
٥١٢٤ ص
٥١٢٥ ص
٥١٢٦ ص
٥١٢٧ ص
٥١٢٨ ص
٥١٢٩ ص
٥١٣٠ ص
٥١٣١ ص
٥١٣٢ ص
٥١٣٣ ص
٥١٣٤ ص
٥١٣٥ ص
٥١٣٦ ص
٥١٣٧ ص
٥١٣٨ ص
٥١٣٩ ص
٥١٤٠ ص
٥١٤١ ص
٥١٤٢ ص
٥١٤٣ ص
٥١٤٤ ص
٥١٤٥ ص
٥١٤٦ ص
٥١٤٧ ص
٥١٤٨ ص
٥١٤٩ ص
٥١٥٠ ص
٥١٥١ ص
٥١٥٢ ص
٥١٥٣ ص
٥١٥٤ ص
٥١٥٥ ص
٥١٥٦ ص
٥١٥٧ ص
٥١٥٨ ص
٥١٥٩ ص
٥١٦٠ ص
٥١٦١ ص
٥١٦٢ ص
٥١٦٣ ص
٥١٦٤ ص
٥١٦٥ ص
٥١٦٦ ص
٥١٦٧ ص
٥١٦٨ ص
٥١٦٩ ص
٥١٧٠ ص
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص
٥٨٦٢ ص
٥٨٦٣ ص
٥٨٦٤ ص
٥٨٦٥ ص
٥٨٦٦ ص
٥٨٦٧ ص
٥٨٦٨ ص
٥٨٦٩ ص
٥٨٧٠ ص
٥٨٧١ ص
٥٨٧٢ ص
٥٨٧٣ ص
٥٨٧٤ ص
٥٨٧٥ ص
٥٨٧٦ ص
٥٨٧٧ ص
٥٨٧٨ ص
٥٨٧٩ ص
٥٨٨٠ ص
٥٨٨١ ص
٥٨٨٢ ص
٥٨٨٣ ص
٥٨٨٤ ص
٥٨٨٥ ص
٥٨٨٦ ص
٥٨٨٧ ص
٥٨٨٨ ص
٥٨٨٩ ص
٥٨٩٠ ص
٥٨٩١ ص
٥٨٩٢ ص
٥٨٩٣ ص
٥٨٩٤ ص
٥٨٩٥ ص
٥٨٩٦ ص
٥٨٩٧ ص
٥٨٩٨ ص
٥٨٩٩ ص
٥٩٠٠ ص
٥٩٠١ ص
٥٩٠٢ ص
٥٩٠٣ ص
٥٩٠٤ ص
٥٩٠٥ ص
٥٩٠٦ ص
٥٩٠٧ ص
٥٩٠٨ ص
٥٩٠٩ ص
٥٩١٠ ص
٥٩١١ ص
٥٩١٢ ص
٥٩١٣ ص
٥٩١٤ ص
٥٩١٥ ص
٥٩١٦ ص
٥٩١٧ ص
٥٩١٨ ص
٥٩١٩ ص
٥٩٢٠ ص
٥٩٢١ ص
٥٩٢٢ ص
٥٩٢٣ ص
٥٩٢٤ ص
٥٩٢٥ ص
٥٩٢٦ ص
٥٩٢٧ ص
٥٩٢٨ ص
٥٩٢٩ ص
٥٩٣٠ ص
٥٩٣١ ص
٥٩٣٢ ص
٥٩٣٣ ص
٥٩٣٤ ص
٥٩٣٥ ص
٥٩٣٦ ص
٥٩٣٧ ص
٥٩٣٨ ص
٥٩٣٩ ص
٥٩٤٠ ص
٥٩٤١ ص
٥٩٤٢ ص
٥٩٤٣ ص
٥٩٤٤ ص
٥٩٤٥ ص
٥٩٤٦ ص
٥٩٤٧ ص
٥٩٤٨ ص
٥٩٤٩ ص
٥٩٥٠ ص
٥٩٥١ ص
٥٩٥٢ ص
٥٩٥٣ ص
٥٩٥٤ ص
٥٩٥٥ ص
٥٩٥٦ ص
٥٩٥٧ ص
٥٩٥٨ ص
٥٩٥٩ ص
٥٩٦٠ ص
٥٩٦١ ص
٥٩٦٢ ص
٥٩٦٣ ص
٥٩٦٤ ص
٥٩٦٥ ص
٥٩٦٦ ص
٥٩٦٧ ص
٥٩٦٨ ص
٥٩٦٩ ص
٥٩٧٠ ص
٥٩٧١ ص
٥٩٧٢ ص
٥٩٧٣ ص
٥٩٧٤ ص
٥٩٧٥ ص
٥٩٧٦ ص
٥٩٧٧ ص
٥٩٧٨ ص
٥٩٧٩ ص
٥٩٨٠ ص
٥٩٨١ ص
٥٩٨٢ ص
٥٩٨٣ ص
٥٩٨٤ ص
٥٩٨٥ ص
٥٩٨٦ ص
٥٩٨٧ ص
٥٩٨٨ ص
٥٩٨٩ ص
٥٩٩٠ ص
٥٩٩١ ص
٥٩٩٢ ص
٥٩٩٣ ص
٥٩٩٤ ص
٥٩٩٥ ص
٥٩٩٦ ص
٥٩٩٧ ص
٥٩٩٨ ص
٥٩٩٩ ص
٦٠٠٠ ص
٦٠٠١ ص
٦٠٠٢ ص
٦٠٠٣ ص
٦٠٠٤ ص
٦٠٠٥ ص
٦٠٠٦ ص
٦٠٠٧ ص
٦٠٠٨ ص
٦٠٠٩ ص
٦٠١٠ ص
٦٠١١ ص
٦٠١٢ ص
٦٠١٣ ص
٦٠١٤ ص
٦٠١٥ ص
٦٠١٦ ص
٦٠١٧ ص
٦٠١٨ ص
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص
٦٢٦٧ ص
٦٢٦٨ ص
٦٢٦٩ ص
٦٢٧٠ ص
٦٢٧١ ص
٦٢٧٢ ص
٦٢٧٣ ص
٦٢٧٤ ص
٦٢٧٥ ص
٦٢٧٦ ص
٦٢٧٧ ص
٦٢٧٨ ص
٦٢٧٩ ص
٦٢٨٠ ص
٦٢٨١ ص
٦٢٨٢ ص
٦٢٨٣ ص
٦٢٨٤ ص
٦٢٨٥ ص
٦٢٨٦ ص
٦٢٨٧ ص
٦٢٨٨ ص
٦٢٨٩ ص
٦٢٩٠ ص
٦٢٩١ ص
٦٢٩٢ ص
٦٢٩٣ ص
٦٢٩٤ ص
٦٢٩٥ ص
٦٢٩٦ ص
٦٢٩٧ ص
٦٢٩٨ ص
٦٢٩٩ ص
٦٣٠٠ ص
٦٣٠١ ص
٦٣٠٢ ص
٦٣٠٣ ص
٦٣٠٤ ص
٦٣٠٥ ص
٦٣٠٦ ص
٦٣٠٧ ص
٦٣٠٨ ص
٦٣٠٩ ص
٦٣١٠ ص
٦٣١١ ص
٦٣١٢ ص
٦٣١٣ ص
٦٣١٤ ص
٦٣١٥ ص
٦٣١٦ ص
٦٣١٧ ص
٦٣١٨ ص
٦٣١٩ ص
٦٣٢٠ ص
٦٣٢١ ص
٦٣٢٢ ص
٦٣٢٣ ص
٦٣٢٤ ص
٦٣٢٥ ص
٦٣٢٦ ص
٦٣٢٧ ص
٦٣٢٨ ص
٦٣٢٩ ص
٦٣٣٠ ص
٦٣٣١ ص
٦٣٣٢ ص
٦٣٣٣ ص
٦٣٣٤ ص
٦٣٣٥ ص
٦٣٣٦ ص
٦٣٣٧ ص
٦٣٣٨ ص
٦٣٣٩ ص
٦٣٤٠ ص
٦٣٤١ ص
٦٣٤٢ ص
٦٣٤٣ ص
٦٣٤٤ ص
٦٣٤٥ ص
٦٣٤٦ ص
٦٣٤٧ ص
٦٣٤٨ ص
٦٣٤٩ ص
٦٣٥٠ ص
٦٣٥١ ص
٦٣٥٢ ص
٦٣٥٣ ص
٦٣٥٤ ص
٦٣٥٥ ص
٦٣٥٦ ص
٦٣٥٧ ص
٦٣٥٨ ص
٦٣٥٩ ص
٦٣٦٠ ص
٦٣٦١ ص
٦٣٦٢ ص
٦٣٦٣ ص
٦٣٦٤ ص
٦٣٦٥ ص
٦٣٦٦ ص
٦٣٦٧ ص
٦٣٦٨ ص
٦٣٦٩ ص
٦٣٧٠ ص
٦٣٧١ ص
٦٣٧٢ ص
٦٣٧٣ ص
٦٣٧٤ ص
٦٣٧٥ ص
٦٣٧٦ ص
٦٣٧٧ ص
٦٣٧٨ ص
٦٣٧٩ ص
٦٣٨٠ ص
٦٣٨١ ص
٦٣٨٢ ص
٦٣٨٣ ص
٦٣٨٤ ص
٦٣٨٥ ص
٦٣٨٦ ص
٦٣٨٧ ص
٦٣٨٨ ص
٦٣٨٩ ص
٦٣٩٠ ص
٦٣٩١ ص
٦٣٩٢ ص
٦٣٩٣ ص
٦٣٩٤ ص
٦٣٩٥ ص
٦٣٩٦ ص
٦٣٩٧ ص
٦٣٩٨ ص
٦٣٩٩ ص
٦٤٠٠ ص
٦٤٠١ ص
٦٤٠٢ ص
٦٤٠٣ ص
٦٤٠٤ ص
٦٤٠٥ ص
٦٤٠٦ ص
٦٤٠٧ ص
٦٤٠٨ ص
٦٤٠٩ ص
٦٤١٠ ص
٦٤١١ ص
٦٤١٢ ص
٦٤١٣ ص
٦٤١٤ ص
٦٤١٥ ص
٦٤١٦ ص
٦٤١٧ ص
٦٤١٨ ص
٦٤١٩ ص
٦٤٢٠ ص
٦٤٢١ ص
٦٤٢٢ ص
٦٤٢٣ ص
٦٤٢٤ ص
٦٤٢٥ ص
٦٤٢٦ ص
٦٤٢٧ ص
٦٤٢٨ ص
٦٤٢٩ ص
٦٤٣٠ ص
٦٤٣١ ص
٦٤٣٢ ص
٦٤٣٣ ص
٦٤٣٤ ص
٦٤٣٥ ص
٦٤٣٦ ص
٦٤٣٧ ص
٦٤٣٨ ص
٦٤٣٩ ص
٦٤٤٠ ص
٦٤٤١ ص
٦٤٤٢ ص
٦٤٤٣ ص
٦٤٤٤ ص
٦٤٤٥ ص
٦٤٤٦ ص
٦٤٤٧ ص
٦٤٤٨ ص
٦٤٤٩ ص
٦٤٥٠ ص
٦٤٥١ ص
٦٤٥٢ ص
٦٤٥٣ ص
٦٤٥٤ ص
٦٤٥٥ ص
٦٤٥٦ ص
٦٤٥٧ ص
٦٤٥٨ ص
٦٤٥٩ ص
٦٤٦٠ ص
٦٤٦١ ص
٦٤٦٢ ص
٦٤٦٣ ص
٦٤٦٤ ص
٦٤٦٥ ص
٦٤٦٦ ص
٦٤٦٧ ص
٦٤٦٨ ص
٦٤٦٩ ص
٦٤٧٠ ص
٦٤٧١ ص
٦٤٧٢ ص
٦٤٧٣ ص
٦٤٧٤ ص
٦٤٧٥ ص
٦٤٧٦ ص
٦٤٧٧ ص
٦٤٧٨ ص
٦٤٧٩ ص
٦٤٨٠ ص
٦٤٨١ ص
٦٤٨٢ ص
٦٤٨٣ ص
٦٤٨٤ ص
٦٤٨٥ ص
٦٤٨٦ ص
٦٤٨٧ ص
٦٤٨٨ ص
٦٤٨٩ ص
٦٤٩٠ ص
٦٤٩١ ص
٦٤٩٢ ص
٦٤٩٣ ص
٦٤٩٤ ص
٦٤٩٥ ص
٦٤٩٦ ص
٦٤٩٧ ص
٦٤٩٨ ص
٦٤٩٩ ص
٦٥٠٠ ص
٦٥٠١ ص
٦٥٠٢ ص
٦٥٠٣ ص
٦٥٠٤ ص
٦٥٠٥ ص
٦٥٠٦ ص
٦٥٠٧ ص
٦٥٠٨ ص
٦٥٠٩ ص
٦٥١٠ ص
٦٥١١ ص
٦٥١٢ ص
٦٥١٣ ص
٦٥١٤ ص
٦٥١٥ ص
٦٥١٦ ص
٦٥١٧ ص
٦٥١٨ ص
٦٥١٩ ص
٦٥٢٠ ص
٦٥٢١ ص
٦٥٢٢ ص
٦٥٢٣ ص
٦٥٢٤ ص
٦٥٢٥ ص
٦٥٢٦ ص
٦٥٢٧ ص
٦٥٢٨ ص
٦٥٢٩ ص
٦٥٣٠ ص
٦٥٣١ ص
٦٥٣٢ ص
٦٥٣٣ ص
٦٥٣٤ ص
٦٥٣٥ ص
٦٥٣٦ ص
٦٥٣٧ ص
٦٥٣٨ ص
٦٥٣٩ ص
٦٥٤٠ ص
٦٥٤١ ص
٦٥٤٢ ص
٦٥٤٣ ص
٦٥٤٤ ص
٦٥٤٥ ص
٦٥٤٦ ص
٦٥٤٧ ص
٦٥٤٨ ص
٦٥٤٩ ص
٦٥٥٠ ص
٦٥٥١ ص
٦٥٥٢ ص
٦٥٥٣ ص
٦٥٥٤ ص
٦٥٥٥ ص
٦٥٥٦ ص
٦٥٥٧ ص
٦٥٥٨ ص
٦٥٥٩ ص
٦٥٦٠ ص
٦٥٦١ ص
٦٥٦٢ ص
٦٥٦٣ ص
٦٥٦٤ ص
٦٥٦٥ ص
٦٥٦٦ ص
٦٥٦٧ ص
٦٥٦٨ ص
٦٥٦٩ ص
٦٥٧٠ ص
٦٥٧١ ص
٦٥٧٢ ص
٦٥٧٣ ص
٦٥٧٤ ص
٦٥٧٥ ص
٦٥٧٦ ص
٦٥٧٧ ص
٦٥٧٨ ص
٦٥٧٩ ص
٦٥٨٠ ص
٦٥٨١ ص
٦٥٨٢ ص
٦٥٨٣ ص
٦٥٨٤ ص
٦٥٨٥ ص
٦٥٨٦ ص
٦٥٨٧ ص
٦٥٨٨ ص
٦٥٨٩ ص
٦٥٩٠ ص
٦٥٩١ ص
٦٥٩٢ ص
٦٥٩٣ ص
٦٥٩٤ ص
٦٥٩٥ ص
٦٥٩٦ ص
٦٥٩٧ ص
٦٥٩٨ ص
٦٥٩٩ ص
٦٦٠٠ ص
٦٦٠١ ص
٦٦٠٢ ص
٦٦٠٣ ص
٦٦٠٤ ص
٦٦٠٥ ص
٦٦٠٦ ص
٦٦٠٧ ص
٦٦٠٨ ص
٦٦٠٩ ص
٦٦١٠ ص
٦٦١١ ص
٦٦١٢ ص
٦٦١٣ ص
٦٦١٤ ص
٦٦١٥ ص
٦٦١٦ ص
٦٦١٧ ص
٦٦١٨ ص
٦٦١٩ ص
٦٦٢٠ ص
٦٦٢١ ص
٦٦٢٢ ص
٦٦٢٣ ص
٦٦٢٤ ص
٦٦٢٥ ص
٦٦٢٦ ص
٦٦٢٧ ص
٦٦٢٨ ص
٦٦٢٩ ص
٦٦٣٠ ص
٦٦٣١ ص
٦٦٣٢ ص
٦٦٣٣ ص
٦٦٣٤ ص
٦٦٣٥ ص
٦٦٣٦ ص
٦٦٣٧ ص
٦٦٣٨ ص
٦٦٣٩ ص
٦٦٤٠ ص
٦٦٤١ ص
٦٦٤٢ ص
٦٦٤٣ ص
٦٦٤٤ ص
٦٦٤٥ ص
٦٦٤٦ ص
٦٦٤٧ ص
٦٦٤٨ ص
٦٦٤٩ ص
٦٦٥٠ ص
٦٦٥١ ص
٦٦٥٢ ص
٦٦٥٣ ص
٦٦٥٤ ص
٦٦٥٥ ص
٦٦٥٦ ص
٦٦٥٧ ص
٦٦٥٨ ص
٦٦٥٩ ص
٦٦٦٠ ص
٦٦٦١ ص
٦٦٦٢ ص
٦٦٦٣ ص
٦٦٦٤ ص
٦٦٦٥ ص
٦٦٦٦ ص
٦٦٦٧ ص
٦٦٦٨ ص
٦٦٦٩ ص
٦٦٧٠ ص
٦٦٧١ ص
٦٦٧٢ ص
٦٦٧٣ ص
٦٦٧٤ ص
٦٦٧٥ ص
٦٦٧٦ ص
٦٦٧٧ ص
٦٦٧٨ ص
٦٦٧٩ ص
٦٦٨٠ ص
٦٦٨١ ص
٦٦٨٢ ص
٦٦٨٣ ص
٦٦٨٤ ص
٦٦٨٥ ص
٦٦٨٦ ص
٦٦٨٧ ص
٦٦٨٨ ص
٦٦٨٩ ص
٦٦٩٠ ص
٦٦٩١ ص
٦٦٩٢ ص
٦٦٩٣ ص
٦٦٩٤ ص
٦٦٩٥ ص
٦٦٩٦ ص
٦٦٩٧ ص
٦٦٩٨ ص
٦٦٩٩ ص
٦٧٠٠ ص
٦٧٠١ ص
٦٧٠٢ ص
٦٧٠٣ ص
٦٧٠٤ ص
٦٧٠٥ ص
٦٧٠٦ ص
٦٧٠٧ ص
٦٧٠٨ ص
٦٧٠٩ ص
٦٧١٠ ص
٦٧١١ ص
٦٧١٢ ص
٦٧١٣ ص
٦٧١٤ ص
٦٧١٥ ص
٦٧١٦ ص
٦٧١٧ ص
٦٧١٨ ص
٦٧١٩ ص
٦٧٢٠ ص
٦٧٢١ ص
٦٧٢٢ ص
٦٧٢٣ ص
٦٧٢٤ ص
٦٧٢٥ ص
٦٧٢٦ ص
٦٧٢٧ ص
٦٧٢٨ ص
٦٧٢٩ ص
٦٧٣٠ ص
٦٧٣١ ص
٦٧٣٢ ص
٦٧٣٣ ص
٦٧٣٤ ص
٦٧٣٥ ص
٦٧٣٦ ص
٦٧٣٧ ص
٦٧٣٨ ص
٦٧٣٩ ص
٦٧٤٠ ص
٦٧٤١ ص
٦٧٤٢ ص
٦٧٤٣ ص
٦٧٤٤ ص
٦٧٤٥ ص
٦٧٤٦ ص
٦٧٤٧ ص
٦٧٤٨ ص
٦٧٤٩ ص
٦٧٥٠ ص
٦٧٥١ ص
٦٧٥٢ ص
٦٧٥٣ ص
٦٧٥٤ ص
٦٧٥٥ ص
٦٧٥٦ ص
٦٧٥٧ ص
٦٧٥٨ ص
٦٧٥٩ ص
٦٧٦٠ ص
٦٧٦١ ص
٦٧٦٢ ص
٦٧٦٣ ص
٦٧٦٤ ص
٦٧٦٥ ص
٦٧٦٦ ص
٦٧٦٧ ص
٦٧٦٨ ص
٦٧٦٩ ص
٦٧٧٠ ص
٦٧٧١ ص
٦٧٧٢ ص
٦٧٧٣ ص
٦٧٧٤ ص
٦٧٧٥ ص
٦٧٧٦ ص
٦٧٧٧ ص
٦٧٧٨ ص
٦٧٧٩ ص
٦٧٨٠ ص
٦٧٨١ ص
٦٧٨٢ ص
٦٧٨٣ ص
٦٧٨٤ ص
٦٧٨٥ ص
٦٧٨٦ ص
٦٧٨٧ ص
٦٧٨٨ ص
٦٧٨٩ ص
٦٧٩٠ ص
٦٧٩١ ص
٦٧٩٢ ص
٦٧٩٣ ص
٦٧٩٤ ص
٦٧٩٥ ص
٦٧٩٦ ص
٦٧٩٧ ص
٦٧٩٨ ص
٦٧٩٩ ص
٦٨٠٠ ص
٦٨٠١ ص
٦٨٠٢ ص
٦٨٠٣ ص
٦٨٠٤ ص
٦٨٠٥ ص
٦٨٠٦ ص
٦٨٠٧ ص
٦٨٠٨ ص
٦٨٠٩ ص
٦٨١٠ ص
٦٨١١ ص
٦٨١٢ ص
٦٨١٣ ص
٦٨١٤ ص
٦٨١٥ ص
٦٨١٦ ص
٦٨١٧ ص
٦٨١٨ ص
٦٨١٩ ص
٦٨٢٠ ص
٦٨٢١ ص
٦٨٢٢ ص
٦٨٢٣ ص
٦٨٢٤ ص
٦٨٢٥ ص
٦٨٢٦ ص
٦٨٢٧ ص
٦٨٢٨ ص
٦٨٢٩ ص
٦٨٣٠ ص
٦٨٣١ ص
٦٨٣٢ ص
٦٨٣٣ ص
٦٨٣٤ ص
٦٨٣٥ ص
٦٨٣٦ ص
٦٨٣٧ ص
٦٨٣٨ ص
٦٨٣٩ ص
٦٨٤٠ ص
٦٨٤١ ص
٦٨٤٢ ص
٦٨٤٣ ص
٦٨٤٤ ص
٦٨٤٥ ص
٦٨٤٦ ص
٦٨٤٧ ص
٦٨٤٨ ص
٦٨٤٩ ص
٦٨٥٠ ص
٦٨٥١ ص
٦٨٥٢ ص
٦٨٥٣ ص
٦٨٥٤ ص
٦٨٥٥ ص
٦٨٥٦ ص
٦٨٥٧ ص
٦٨٥٨ ص
٦٨٥٩ ص
٦٨٦٠ ص
٦٨٦١ ص
٦٨٦٢ ص
٦٨٦٣ ص
٦٨٦٤ ص
٦٨٦٥ ص
٦٨٦٦ ص
٦٨٦٧ ص
٦٨٦٨ ص
٦٨٦٩ ص
٦٨٧٠ ص
٦٨٧١ ص
٦٨٧٢ ص
٦٨٧٣ ص
٦٨٧٤ ص
٦٨٧٥ ص
٦٨٧٦ ص
٦٨٧٧ ص
٦٨٧٨ ص
٦٨٧٩ ص
٦٨٨٠ ص
٦٨٨١ ص
٦٨٨٢ ص
٦٨٨٣ ص
٦٨٨٤ ص
٦٨٨٥ ص
٦٨٨٦ ص
٦٨٨٧ ص
٦٨٨٨ ص
٦٨٨٩ ص
٦٨٩٠ ص
٦٨٩١ ص
٦٨٩٢ ص
٦٨٩٣ ص
٦٨٩٤ ص
٦٨٩٥ ص
٦٨٩٦ ص
٦٨٩٧ ص
٦٨٩٨ ص
٦٨٩٩ ص
٦٩٠٠ ص
٦٩٠١ ص
٦٩٠٢ ص
٦٩٠٣ ص
٦٩٠٤ ص
٦٩٠٥ ص
٦٩٠٦ ص
٦٩٠٧ ص
٦٩٠٨ ص
٦٩٠٩ ص
٦٩١٠ ص
٦٩١١ ص
٦٩١٢ ص
٦٩١٣ ص
٦٩١٤ ص
٦٩١٥ ص
٦٩١٦ ص
٦٩١٧ ص
٦٩١٨ ص
٦٩١٩ ص
٦٩٢٠ ص
٦٩٢١ ص
٦٩٢٢ ص
٦٩٢٣ ص
٦٩٢٤ ص
٦٩٢٥ ص
٦٩٢٦ ص
٦٩٢٧ ص
٦٩٢٨ ص
٦٩٢٩ ص
٦٩٣٠ ص
٦٩٣١ ص
٦٩٣٢ ص
٦٩٣٣ ص
٦٩٣٤ ص
٦٩٣٥ ص
٦٩٣٦ ص
٦٩٣٧ ص
٦٩٣٨ ص
٦٩٣٩ ص
٦٩٤٠ ص
٦٩٤١ ص
٦٩٤٢ ص
٦٩٤٣ ص
٦٩٤٤ ص
٦٩٤٥ ص
٦٩٤٦ ص
٦٩٤٧ ص
٦٩٤٨ ص
٦٩٤٩ ص
٦٩٥٠ ص
٦٩٥١ ص
٦٩٥٢ ص
٦٩٥٣ ص
٦٩٥٤ ص
٦٩٥٥ ص
٦٩٥٦ ص
٦٩٥٧ ص
٦٩٥٨ ص
٦٩٥٩ ص
٦٩٦٠ ص
٦٩٦١ ص
٦٩٦٢ ص
٦٩٦٣ ص
٦٩٦٤ ص
٦٩٦٥ ص
٦٩٦٦ ص
٦٩٦٧ ص
٦٩٦٨ ص
٦٩٦٩ ص
٦٩٧٠ ص
٦٩٧١ ص
٦٩٧٢ ص
٦٩٧٣ ص
٦٩٧٤ ص
٦٩٧٥ ص
٦٩٧٦ ص
٦٩٧٧ ص
٦٩٧٨ ص
٦٩٧٩ ص
٦٩٨٠ ص
٦٩٨١ ص
٦٩٨٢ ص
٦٩٨٣ ص
٦٩٨٤ ص
٦٩٨٥ ص
٦٩٨٦ ص
٦٩٨٧ ص
٦٩٨٨ ص
٦٩٨٩ ص
٦٩٩٠ ص
٦٩٩١ ص
٦٩٩٢ ص
٦٩٩٣ ص
٦٩٩٤ ص
٦٩٩٥ ص
٦٩٩٦ ص
٦٩٩٧ ص
٦٩٩٨ ص
٦٩٩٩ ص
٧٠٠٠ ص
٧٠٠١ ص
٧٠٠٢ ص
٧٠٠٣ ص
٧٠٠٤ ص
٧٠٠٥ ص
٧٠٠٦ ص
٧٠٠٧ ص
٧٠٠٨ ص
٧٠٠٩ ص
٧٠١٠ ص
٧٠١١ ص
٧٠١٢ ص
٧٠١٣ ص
٧٠١٤ ص
٧٠١٥ ص
٧٠١٦ ص
٧٠١٧ ص
٧٠١٨ ص
٧٠١٩ ص
٧٠٢٠ ص
٧٠٢١ ص
٧٠٢٢ ص
٧٠٢٣ ص
٧٠٢٤ ص
٧٠٢٥ ص
٧٠٢٦ ص
٧٠٢٧ ص
٧٠٢٨ ص
٧٠٢٩ ص
٧٠٣٠ ص
٧٠٣١ ص
٧٠٣٢ ص
٧٠٣٣ ص
٧٠٣٤ ص
٧٠٣٥ ص
٧٠٣٦ ص
٧٠٣٧ ص
٧٠٣٨ ص
٧٠٣٩ ص
٧٠٤٠ ص
٧٠٤١ ص
٧٠٤٢ ص
٧٠٤٣ ص
٧٠٤٤ ص
٧٠٤٥ ص
٧٠٤٦ ص
٧٠٤٧ ص
٧٠٤٨ ص
٧٠٤٩ ص
٧٠٥٠ ص
٧٠٥١ ص
٧٠٥٢ ص
٧٠٥٣ ص
٧٠٥٤ ص
٧٠٥٥ ص
٧٠٥٦ ص
٧٠٥٧ ص
٧٠٥٨ ص
٧٠٥٩ ص
٧٠٦٠ ص
٧٠٦١ ص
٧٠٦٢ ص
٧٠٦٣ ص
٧٠٦٤ ص
٧٠٦٥ ص
٧٠٦٦ ص
٧٠٦٧ ص
٧٠٦٨ ص
٧٠٦٩ ص
٧٠٧٠ ص
٧٠٧١ ص
٧٠٧٢ ص
٧٠٧٣ ص
٧٠٧٤ ص
٧٠٧٥ ص
٧٠٧٦ ص
٧٠٧٧ ص
٧٠٧٨ ص
٧٠٧٩ ص
٧٠٨٠ ص
٧٠٨١ ص
٧٠٨٢ ص
٧٠٨٣ ص
٧٠٨٤ ص
٧٠٨٥ ص
٧٠٨٦ ص
٧٠٨٧ ص
٧٠٨٨ ص
٧٠٨٩ ص
٧٠٩٠ ص
٧٠٩١ ص
٧٠٩٢ ص
٧٠٩٣ ص
٧٠٩٤ ص
٧٠٩٥ ص
٧٠٩٦ ص
٧٠٩٧ ص
٧٠٩٨ ص
٧٠٩٩ ص
٧١٠٠ ص
٧١٠١ ص
٧١٠٢ ص
٧١٠٣ ص
٧١٠٤ ص
٧١٠٥ ص
٧١٠٦ ص
٧١٠٧ ص
٧١٠٨ ص
٧١٠٩ ص
٧١١٠ ص
٧١١١ ص
٧١١٢ ص
٧١١٣ ص
٧١١٤ ص
٧١١٥ ص
٧١١٦ ص
٧١١٧ ص
٧١١٨ ص
٧١١٩ ص
٧١٢٠ ص
٧١٢١ ص
٧١٢٢ ص
٧١٢٣ ص
٧١٢٤ ص
٧١٢٥ ص
٧١٢٦ ص
٧١٢٧ ص
٧١٢٨ ص
٧١٢٩ ص
٧١٣٠ ص
٧١٣١ ص
٧١٣٢ ص
٧١٣٣ ص
٧١٣٤ ص
٧١٣٥ ص
٧١٣٦ ص
٧١٣٧ ص
٧١٣٨ ص
٧١٣٩ ص
٧١٤٠ ص
٧١٤١ ص
٧١٤٢ ص
٧١٤٣ ص
٧١٤٤ ص
٧١٤٥ ص
٧١٤٦ ص
٧١٤٧ ص
٧١٤٨ ص
٧١٤٩ ص
٧١٥٠ ص
٧١٥١ ص
٧١٥٢ ص
٧١٥٣ ص
٧١٥٤ ص
٧١٥٥ ص
٧١٥٦ ص
٧١٥٧ ص
٧١٥٨ ص
٧١٥٩ ص
٧١٦٠ ص
٧١٦١ ص
٧١٦٢ ص
٧١٦٣ ص
٧١٦٤ ص
٧١٦٥ ص
٧١٦٦ ص
٧١٦٧ ص
٧١٦٨ ص
٧١٦٩ ص
٧١٧٠ ص
٧١٧١ ص
٧١٧٢ ص
٧١٧٣ ص
٧١٧٤ ص
٧١٧٥ ص
٧١٧٦ ص
٧١٧٧ ص
٧١٧٨ ص
٧١٧٩ ص
٧١٨٠ ص
٧١٨١ ص
٧١٨٢ ص
٧١٨٣ ص
٧١٨٤ ص
٧١٨٥ ص
٧١٨٦ ص
٧١٨٧ ص
٧١٨٨ ص
٧١٨٩ ص
٧١٩٠ ص
٧١٩١ ص
٧١٩٢ ص
٧١٩٣ ص
٧١٩٤ ص
٧١٩٥ ص
٧١٩٦ ص
٧١٩٧ ص
٧١٩٨ ص
٧١٩٩ ص
٧٢٠٠ ص
٧٢٠١ ص
٧٢٠٢ ص
٧٢٠٣ ص
٧٢٠٤ ص
٧٢٠٥ ص
٧٢٠٦ ص
٧٢٠٧ ص
٧٢٠٨ ص
٧٢٠٩ ص
٧٢١٠ ص
٧٢١١ ص
٧٢١٢ ص
٧٢١٣ ص
٧٢١٤ ص
٧٢١٥ ص
٧٢١٦ ص
٧٢١٧ ص
٧٢١٨ ص
٧٢١٩ ص
٧٢٢٠ ص
٧٢٢١ ص
٧٢٢٢ ص
٧٢٢٣ ص
٧٢٢٤ ص
٧٢٢٥ ص
٧٢٢٦ ص
٧٢٢٧ ص
٧٢٢٨ ص
٧٢٢٩ ص
٧٢٣٠ ص
٧٢٣١ ص
٧٢٣٢ ص
٧٢٣٣ ص
٧٢٣٤ ص
٧٢٣٥ ص
٧٢٣٦ ص
٧٢٣٧ ص
٧٢٣٨ ص
٧٢٣٩ ص
٧٢٤٠ ص
٧٢٤١ ص
٧٢٤٢ ص
٧٢٤٣ ص
٧٢٤٤ ص
٧٢٤٥ ص
٧٢٤٦ ص
٧٢٤٧ ص
٧٢٤٨ ص
٧٢٤٩ ص
٧٢٥٠ ص
٧٢٥١ ص
٧٢٥٢ ص
٧٢٥٣ ص
٧٢٥٤ ص
٧٢٥٥ ص
٧٢٥٦ ص
٧٢٥٧ ص
٧٢٥٨ ص
٧٢٥٩ ص
٧٢٦٠ ص
٧٢٦١ ص
٧٢٦٢ ص
٧٢٦٣ ص
٧٢٦٤ ص
٧٢٦٥ ص
٧٢٦٦ ص
٧٢٦٧ ص
٧٢٦٨ ص
٧٢٦٩ ص
٧٢٧٠ ص
٧٢٧١ ص
٧٢٧٢ ص
٧٢٧٣ ص
٧٢٧٤ ص
٧٢٧٥ ص
٧٢٧٦ ص
٧٢٧٧ ص
٧٢٧٨ ص
٧٢٧٩ ص
٧٢٨٠ ص
٧٢٨١ ص
٧٢٨٢ ص
٧٢٨٣ ص
٧٢٨٤ ص
٧٢٨٥ ص
٧٢٨٦ ص
٧٢٨٧ ص
٧٢٨٨ ص
٧٢٨٩ ص
٧٢٩٠ ص
٧٢٩١ ص
٧٢٩٢ ص
٧٢٩٣ ص
٧٢٩٤ ص
٧٢٩٥ ص
٧٢٩٦ ص
٧٢٩٧ ص
٧٢٩٨ ص
٧٢٩٩ ص
٧٣٠٠ ص
٧٣٠١ ص
٧٣٠٢ ص
٧٣٠٣ ص
٧٣٠٤ ص
٧٣٠٥ ص
٧٣٠٦ ص
٧٣٠٧ ص
٧٣٠٨ ص
٧٣٠٩ ص
٧٣١٠ ص
٧٣١١ ص
٧٣١٢ ص
٧٣١٣ ص
٧٣١٤ ص
٧٣١٥ ص
٧٣١٦ ص

دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٩٦٧

 

بنی اسرائیل (بنواسرائیل ) ، به معنای «فرزندان و قوم اسرائیل »، نام قوم بسیار قدیمی و پراهمیت در تاریخ و اعتقادات دینی بشر. این قوم که در قرآن از آن بسیار یاد شده ، در حوزه های مختلف ، از جمله تفسیر و تاریخ و ادبیات ، و از جنبه های گوناگون مورد توجه مسلمانان بوده است .

مقالة حاضر مشتمل است بر کلیات ، ریشه شناسی ، کاربرد واژه ، بنی اسرائیل در قرآن ، در عهد عتیق ، در احادیث و تفاسیر، و در ادبیات و فرهنگ عامه . همچنین ، نظر به تحقیقات فراگیر و گسترده دربارة تاریخ بنی اسرائیل بر پایة مدارک باستانشناسی ، گذشته از روایت کتاب مقدس ، در پایان مقاله ، بخش «بنی اسرائیل در مطالعات تاریخی و باستانشناسی » دربارة پیشینة این قوم خواهد آمد.

کلیات . «بنی »، جمع «ابن »، غالباً به معنای فرزندانِ پسر است (رجوع کنید به بنو * / بنی )؛ و اسرائیل نام دیگر یا، به قولی ، لقبِ یعقوب * پسر اسحاق است که دوبار در قرآن (آل عمران : ٩٣؛ مریم : ٥٨) ذکر شده است . بنی اسرائیل دوازده سبط یا خاندان اند که آنها را از نسل دوازده پسر یعقوب می دانند. این اصطلاح ، چهل ویک مرتبه در قرآن به کار رفته است .

آغاز تاریخ بنی اسرائیل ، به حوادث حیات جد اعلای آنها، ابراهیم * ، بازمی گردد. بنا به گزارشهای تاریخی ، زادگاه وی در اورِکلدانیان بود، و او با مهاجرت جمعی قومش به حرّان * ، بدان ناحیه منتقل شد؛ سپس از حرّان به فلسطین مهاجرت کرد و در آنجا سکنا گزید. فرزندان و نوادگان او، اسحاق و یعقوب ، نیز در کنعان ساکن بودند. احتمالاً این حوادث در حدود ٢٠٠٠ـ ١٨٠٠ ق م روی داده است (آلبرایت ، ص ٢٣٦؛ دانیل ـ راپس ، ص ١٤ـ ١٥؛ اسمارت ، ص ٣٨٤ـ٣٨٥؛ د. جودائیکا ، ج ٨، ذیل « History »، ستون ٥٧٣).

پس از آن که یوسف به مصر برده شد و در آنجا به صدارت رسید، یعقوب و پسرانش به سبب قحطی در کنعان ، به مصر رفتند و تا روزگار حضرت موسی ، که از نسل همین قوم بود، در مصر ماندند (بیک ، ص ١٧ـ٢٧؛ آلبرایت ، ص ٢٠٣؛ د. جودائیکا ، ج ٨، ستون ٥٧٣ـ٥٧٤). بنی اسرائیل به رهبری دینی و سیاسی موسی از سلطة فرعون رها شدند و از مصر خارج گشته به سمت کنعان حرکت کردند. اینان حدود چهل سال ، که طی آن یک نسلشان از بین رفت ، در صحرای سینا سرگردان بودند تا اینکه پس از وفات موسی ، یوشع جانشین وی شد و بتدریج کنعان را فتح کرد (بیک ، ص ٢٨ـ ٤٨؛ اسمارت ، ص ٢٩١؛ د. جودائیکا ، ج ٨، ستون ٥٧٥ ـ٥٧٧).

پس از استقرار در کنعان و تغییر ساختار اجتماعی بنی اسرائیل ، اینان از قومی کوچ نشین و دامپرور به ملتی مستقر و زارع مبدل شدند. در نتیجه ، شیوة رهبری ایشان نیز از پدرسالاری و ریاست بزرگان قبیله تغییر یافت و فردی قوی از نظر نظامی و شایستة ادارة امور، به ریاست انتخاب شد و، بدین ترتیب ، دورة «داوران » آغاز گشت ( د. جودائیکا ، ج ٨، ستون ٥٨١ ـ٥٨٤؛ برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به دانیل ـ راپس ، ص ١١٣ـ ١٣٤؛ نیز برای آگاهی از تحول در اعتقادات دینی آنها رجوع کنید به آلبرایت ، ص ٢١٢). سپس عهد «پادشاهی » فرارسید که از شائول (در قرآن : طالوت ) آغاز شد و دامادش داوود * و سپس سلیمان * برتخت سلطنت نشستند. و این ، دوران اوج اقتدار این ملت بود ( د.جودائیکا ، ج ٨، ستون ٥٨٦ـ٥٩٢؛ بیک ، ص ٦٤ـ ٩١).

با اختلاف افتادن در بین اسباط ، پادشاهی به دو قسمت شد؛ در بخش شمالی ، پادشاهی اسرائیل بر ده سبط حکومت می کرد و دو سبط بنیامین و یهودا پادشاهی کوچکی در جنوب فلسطین ، به نام یهودا، پدید آوردند ( د. جودائیکا ، ج ٨، ستون ٥٩٣ ـ٥٩٩؛ قس بلوچ ـ اسمیت ، ص ٦٦؛ برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به > دانشنامة معیار کتاب مقدس < ، ج ٢، ذیل «اسرائیل »، ص ٩٢٤ـ٩٢٦). در ٥٨٧ ق م ، در پی حملة بختنصّر * (نبوکدنصر) و تصرف مملکت اسرائیل و تخریب هیکل ، این قوم به اسارت به بابل برده شد. در ٥٣٨ ق م ، با قدرت یافتن ایران ، کوروش بابل را فتح کرد و فرمان داد تا یهودیان به سرزمین خود بازگردند و آنها را مورد لطف و حمایت خود قرار داد (قس بلوچ ـ اسمیت ، ص ٦٦ـ٦٧). اینان به بازسازی معبد اورشلیم پرداختند، اما پس از بازگشت ، اتحاد پایدار بین اسباط پا نگرفت و استقلال پیشین را نیافتند. این قوم پس از ایران ، به ترتیب ، تحت تسلط یونانیان ـ بطلمیوسیها و سلوکیها ـ و رومیان بودند تا بالاخره در

٧٠ میلادی ، که معبد دوم اورشلیم (هیکل دوم ) تخریب گردید، دچار پراکندگی شدند ( د. جودائیکا ، ج ٨، ستون ٦١٥ـ٦٤٢؛ الموسوعة الفلسطینیة ، ج ١، ص ٢٣٨؛ برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به دانیل ـ راپس ، ص ٢٣٥ـ٢٦٦؛ برای آگاهی از تأثیرات فرهنگی این دوران بر این قوم رجوع کنید به ناس ، ص ٥٤٢ ـ٥٥٣؛ برای تحول اعتقادات دینی این قوم رجوع کنید به > دانشنامة معیار کتاب مقدس < ، ج ٢، ص ٩٢٦ـ٩٣٧؛ اسمارت ، ص ٣٠٥ـ٣١٠؛ برای آگاهی

از حرکت اصلاحگرانة انبیای بنی اسرائیل رجوع کنید به اسمارت ، ص ٢٩٢ـ٣٠٣).

نکتة قابل توجه در تاریخ قوم بنی اسرائیل ، مهاجرت آنان به شبه جزیرة عربستان ، زمان این مهاجرت ، نحوة مهاجرت و سکنا گزیدن ایشان در آنجاست . تعیین زمان دقیق این مهاجرت ، میسر نیست و آن را از زمان خرابی معبد دوم اورشلیم ، اسارتِ بابلی به دست بختنّصر، حکومت داوود و حتی زمان حیات موسی ذکر کرده اند. به هر ترتیب ، در زمان مبعوث شدن حضرت محمّد صلی الله علیه وآله وسلم به مدینه و هجرت ایشان ، این یهودیان از جمله ساکنان این شهر بودند و سه قبیلة مهم آنان ، بنی نضیر * ، بنی قریظه * و بنی قینقاع * ، در جریانات اجتماعی سهیم بودند. خطاب قرآن به بنی اسرائیل در برخی آیات متوجه یهودیان است (رجوع کنید به ادامة مقاله ، بنی اسرائیل در قرآن ). البته دربارة این که اقوام یهودی ساکن جزیرة العرب ، یهودیان اصیل یا عربهای یهودی شده بوده اند، اختلاف نظر هست (ونسینک ، ص ٢٥ـ٣١؛ برای آگاهی از دیگر قبایل یهود ساکن مدینه رجوع کنید به لکر، ص ١٩ـ٤٩؛ برای تفصیل بیشتر رجوع کنید به ادامه مقاله ، بنی اسرائیل در مطالعات تاریخی و باستانشناسی ؛ برای آگاهی از تاریخ این قوم پس از ٧٠ میلادی رجوع کنید به یهود * ، قوم ؛ نیز رجوع کنید به یهودیت * ؛ برای کاربرد سیاسی کنونی نام اسرائیل و نقد ادعاهای رژیم صهیونیستی رجوع کنید به فلسطین * ).

ریشه شناسی . واژة اسرائیل برای اولین بار در عهد عتیق (سفر پیدایش ، باب ٣٢: ٢٧ـ ٢٨) آمده که پس از پیروزی یعقوب بر فرشتة خدا در نبردی رمزآمیز، به وی چنین خطاب شده است : «از این پس نام تو یعقوب خوانده نشود بلکه اسرائیل ، زیرا که با خدا و با انسان مجاهده کردی و نصرت یافتی » (قس سیوطی ، ج ١، ص ٦٣). ضبط اسرائیل در عبری l ¦ 'e ¦ ra ¨ Yis و در یونانی l ¦ Israe است ( > دایرة المعارف دین < ، ج ٨، ذیل « Jewish people »، ص ٣٢؛ > دانشنامة معیار کتاب مقدس < ، ج ٢، ص ٩٠٧).

دربارة این که اصل واژة اسرائیل سریانی یا عبری است نظریات متفاوتی ابراز شده است . جفری (ص ١١٩) با توجه به اینکه حرف آغازین «یسرائیل » حذف شده و به صورت «اسرائیل » خوانده و نوشته شده است ، بر آن است که این واژه به احتمال زیاد در اصل سریانی بوده ، در حالی که گویتین ( د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «بنواسرائیل ») ضبط این واژه را به صورت «اسرائیل » دلیل بر سریانی بودن نمی داند و قائل است که تلفظ «ی ِ » در ابتدای کلمه به صورت «اِ» در میان یهودیان ، نظیر برخی دیگر از مردمان آرامی زبان ، امری متداول بوده است . علاوه بر این ، با توجه به جزءِ دوم اسرائیل ، «ئیل » یا «ایل »، به اختلاف ، آن را از ریشة سریانی یا عبری دانسته اند، اما از آنجا که این واژه به صورت «اسرال »، «اسرائل » یا «اسرائین » نیز ضبط شده (طوسی ، ج ١، ص ١٨٠ـ١٨١؛ طبرسی ، ج ١، ص ٢٠٥؛ زمخشری ، ج ١، ص ١٣٠) تعیین ریشة قطعی این واژه به استناد جزءِ دوم آن ، «ئیل »، چندان پذیرفتنی نیست (رجوع کنید به جفری ، ص ١١٩ـ١٢٠).

به هرترتیب ، واژة «اسرائیل » از واژه های دخیل و غیر عربی قرآن به شمار می رود (زمخشری ، همانجا؛ جفری ، ص ١١٩) و جوالیقی (ص ١٣) نامهای تمام انبیا، جز آدم ، صالح ، شعیب و محمد صلّی اللّه علیه وآله وسلّم ، را غیرعربی دانسته است .

دربارة معنای اسرائیل اختلاف نظر زیاد است و معانی بسیار متفاوتی برای آن ذکر کرده اند. نظریة عامّ و رایج این است که اسرائیل با فعل عبری ª ra ¦ a ¨ S «مجاهده وسعی کردن » مرتبط است . اما آلبرایت ، از صاحبنظران این حوزه ، بر این نظر است که جزء «ئیل » به معنای خدا همیشه به عنوان یک قاعده در اسامی اشخاص ، حالت فاعلی دارد و به این ترتیب ، این نام به هیچ وجه نمی تواند به مجاهدة یعقوب با فرشتة خدا اشاره داشته باشد (قس بریتانیکا ، ذیل «اسرائیل »). گذشته از این ، در هیچ جای دیگر کتاب مقدس ، این فعل به این معنی به کار نرفته است . درایور و نوث ª ra ¦ a ¨ S را در عبری با واژة عربی «صریه » به معنای «ابرام ، پشتکار و پافشاری » مرتبط می دانند (نیز رجوع کنید به معجم اللاهوت الکتابی ، ذیل «اسرائیل »). از طرفی ، زاکسه ، نائور و دَنِل ، ریشة اسرائیل را از r § S یا r § Ys به معنای «مورد اعتماد، موفق و شاد» بیان می کنند ( > دانشنامة معیار کتاب مقدس < ، ج ٢، ص ٩٠٧).

در آثار اسلامی ، غالباً برای اسرائیل این معانی را ذکر کرده اند: «کسی که همراه خدا می جنگد»، «برگزیدة خدا»، «بندة خدا» (طبری ، ١٤٠٠ـ١٤٠٣، ج ١، ص ١٩٧، ٣٤٧؛ طوسی ، ج ١، ص ١٨٠؛ طبرسی ، ج ١، ص ٢٠٦؛ زمخشری ، ج ١، ص ١٣٠؛ بیضاوی ، ج ١، ص ١٤٦ـ١٤٧؛ نیز رجوع کنید به دایرة المعارف فارسی ، ذیل «اسرائیل »؛ الموسوعة الفلسطینیة ، همانجا). از جمله دیگر معانی می توان به «کسی که بر خدا مظفر گشت »، «سرباز خدا»، «محارب خدا» و «خداوند قوی است » اشاره کرد (هاکس ؛ بستانی ، ذیل «اسرائیل »؛ معجم اللاهوت الکتابی ، همانجا؛ برای دیگر معانی رجوع کنید به بریتانیکا ، همانجا). طبری (١٤١٣، ج ١، جزء ١، ص ١٦٣) ریشة اسرائیل را از «سَرَی » به معنای سفر کردن در شب دانسته و نقل کرده است : وقتی یعقوب ـ در عبری به معنای غاصب جای دیگری ـ خود را به جای برادر همزادش ، عیسو (عیص )، بر پدر عرضه کرد و برکت گرفت ، از ترس عیسو روزها مخفی می شد و شبها به سفر می پرداخت ، ازینرو به وی نام اسرائیل داده شد.

کاربرد واژه . به رغم این که در عهد عتیق ، بصراحت از تغییر نام یعقوب به اسرائیل سخن رفته و آمده است که این نام به نشانة اعطای برکت الهی ، به او داده شد، در مواضع دیگر کتاب مقدس ، هم نام «یعقوب » و هم «اسرائیل » به وی اطلاق شده ، و اسرائیل به گونة نامشخصی برای یعقوب و پسرانش به کار رفته است (رجوع کنید به سفر پیدایش ، باب ٤٦: ١ـ ٥، باب ٤٩:٢؛ و برای اولین بار به معنای قوم ، باب ٤٩:٧). همچنین در متون یهودی بعدی اسرائیل ، به همراه نام یعقوب به کار رفته و نسبت به آن از اهمیت بیشتری برخوردار است . با افزایش تعداد فرزندان و نوادگانِ یعقوب ، قوم ایشان بنی اسرائیل نامیده شد که یازده پسر یعقوب ـ رؤبین ، شمعون ، لاوی ، یهودا، زبولون ، یسّاکار، دان ، جاد، اشیر، نفتالی و بنیامین ـ و دو نوادة وی از یوسف ـ افرایم و منسی ـ را به عنوان سبط دوازدهم شامل بود. البته بنابرنظری دیگر، سبط لاوی از این دوازده سبط ـ با محاسبة دو نوادة یوسف به عنوان دو سبط ـ متمایز و به عنوان سبط سیزدهم شناخته می شود ( د. جودائیکا ، ج ٩، ذیل «اسرائیل »، ستون ١٠٦؛ دایرة المعارف فارسی ، همانجا؛ > دانشنامة معیار کتاب مقدس < ، ج ٢، ص ٩٠٧). هنگامی که در زمان پادشاهی رِحُبُعام ، فرزند سلیمان ، مملکت بنی اسرائیل ، که همان قوم یهود یا عبرانیان بودند، دو قسمت شد، بخش شمالی آن به نام اسرائیل ـ که ده سبط در آن به سر می بردند ـ و بخش جنوبی به نام یهودا ـ که دو سبط یهودا و بنیامین در آن زندگی می کردند ـ خوانده شد. پادشاهی اسرائیل در ٧٢١ ق م به دست آشوریان از بین رفت و تنها حکومتِ جنوبی یهودا باقی ماند که ساکنان آن را «یهودیم » نامیدند، و این قوم را از این پس یهودی خطاب کردند. با وجود این ، نام اسرائیل که اشاره به کل قوم یهود داشت ، همچنان در متون یهودی ـ بویژه در آگاده (بخش قصه های تلمود ) ـ کاربرد داشت . همچنین اصطلاح «ارض اسرائیل » نیز برای اولین بار در میشنا برای سرزمین بنی اسرائیل به کار رفته است ( د. جودائیکا ؛ دایرة المعارف فارسی ، همانجاها).

محققانی که حیات شیوخ (آباء) را به عنوان شخصیتهای تاریخی منکرند و آنان را افسانه ای می پندارند، معتقدند که این نظام دوازده قبیله ای متعلق به دوره های تاریخی بعدی است که در فلسطین شکل گرفته است . اما گذشته از گزارش سفر پیدایش ، که غیر تاریخی فرض می شود، کاربرد نامهای یعقوب و اسرائیل در متون عبری کهن گزارش شده است (رجوع کنید به سفر اعداد، باب ٢٣:٧، ١٠،٢٣؛ سفر تثنیه ، باب ٣٣:١٠). احتمالاً نام اسرائیل حداقل در دورة داوران (رجوع کنید به ادامة مقاله ، بنی اسرائیل در مطالعات تاریخی و باستانشناسی ) برای این قوم به کار می رفته و مشهور بوده است . همچنین ذکر این واژه در کتیبة مرنپتاح ، متعلق به ١٢٢٥ ق م ، بصراحت وجود قوم اسرائیل را در فلسطین اثبات می کند و نشان می دهد که اینان در قرن سیزدهم ق م به این نام شناخته می شدند ( > دانشنامة معیار کتاب مقدس < ، ج ٢، ص ٩٠٧ـ ٩٠٨؛ الموسوعة الفلسطینیة ، همانجا؛ قس د. جودائیکا ، همانجا).

در عهد جدید، اسرائیل برای قوم و اخلاف یهود و نیز به معنای قومی که با خداوند عهد بستند به کار رفته و بیشتر طبیعت روحانی آنها موردنظر بوده تا هویت تاریخی شان . از دیدگاه مسیحیت و الهیات جدید ـ که ارتباط خونی را نمی پذیرند ـ اسرائیل زمان حاضر که وعدة نجات به او داده شده همان کلیساست (انجیل متّی ، باب ١٠:٦؛ کتاب اعمال رسولان ، باب ٢:٢١؛ معجم اللاهوت الکتابی ، همانجا؛ > دانشنامة معیار کتاب مقدس < ، ص ٩٠٨).

اسرائیل ، به معنای خاص ، در متون یهودی برمردم عوام ـ در مقابل کاهنان و لاویان ـ اطلاق می شود. فرقه ای یهودی نیز، که از هزاران سال پیش در هندوستان به سر می برند و ساکن بمبئی هستند، خود را بِنِی اسرائیل (بنی اسرائیل ) می خوانند و از نسل اسباط دهگانه می شمارند. گذشته از نام بنی اسرائیل ، کل قوم یهود را «بیت یسرائیل » و «أَم یسرائیل » به معنای مردم اسرائیل نیز خوانده اند ( > دایرة المعارف دین < ، همانجا؛ د.دین و اخلاق ، ذیل مادّه ).

از کاربرد «بنی اسرائیل » در دورة پیش از اسلام ، در عربیِ شمالی ، اثری باقی نمانده ، اما صورتی از آن در کتیبه های عربستان جنوبی (یمن ) به کار رفته است . احتمالاً این نام برای مردم روزگار پیامبر اکرم آشنا بوده است (جفری ، ص ١١٩ـ ١٢٠). با وجود این ، در شعر جاهلی موثق ذکری از آن یافت نشده ، در حالی که اصطلاح یهود و نصاری در شعر و فرهنگ جاهلی رایج بوده است ( د.اسلام ، همانجا). در قرآن ، در آیات مکی فقط بنی اسرائیل آمده ، اما در آیات مدنی یهود و نصاری نیز به کار رفته است .

در قرآن . به نظر بیشتر مفسران ، نام اسرائیل در قرآن به حضرت یعقوب اشاره دارد و احتمالاً این استنباط به نوعی متأثر از متون پیشین بوده است . در آیة ٩٣ سورة آل عمران آمده است که همه چیز بر بنی اسرائیل حلال بود مگر آنچه اسرائیل پیش از نزول تورات بر خود حرام کرده بود (رجوع کنید به ادامة مقاله ، در احادیث و تفاسیر). گویا اسرائیل پیش از نزول تورات بر موسی ، به نوعی مصدر تشریع بوده است . در آیة ٥٨ سورة مریم نیز نام اسرائیل پس از آدم ، نوح و ابراهیم ذکر شده و انبیای نسل ایشان ، از کسانی برشمرده شده اند که خداوند بر آنان نعمت بخشیده ، و ایشان هدایت یافته و برگزیده شده اند. در آیات پیش از آن (٤١ـ٥٧) از پیامبرانی همچون ابراهیم ، اسحاق و یعقوب ، موسی ، اسماعیل و ادریس یاد شده است (قس دائرة المعارف الاسلامیة ، ذیل «اسرائیل »؛ نیز رجوع کنید به تعلیقة محمد عرفه در همان مدخل ).

کثرت اشاره و خطاب به بنی اسرائیل ، و ذکر فراوان حوادث راجع به آنان به عنوان قوم موسی ، در قرآن مبین اهمیت فراوان این قوم نزد مسلمانان و نیز آشنایی عربها با ایشان در پیش از اسلام و در صدر اسلام است (برای دلایل دیگر این کثرت استعمال رجوع کنید به طباطبائی ، ج ١، ص ٢٠٩ـ٢١١). واژة بنی اسرائیل ، ٢٢ مرتبه در آیات مکی و نوزده بار در آیات مدنی به کار رفته است . همچنین شخص حضرت موسی ، به عنوان پیامبر صاحبِ شریعت راستین و کتاب الهی (شوری : ١٣ـ١٤؛ احقاف : ١٢، ٣٠؛ هود: ١٧) بسیار مورد توجه قرآن ، بویژه در آیات مکی ، است . نام وی ١٣٦ مرتبه ذکر شده ، هر چند هیچ یک از سوره های قرآن به نام او نیست . حوادث موسی و قوم وی و تاریخ یهود، آیات متعددی از سوره های مختلف قرآن را به خود اختصاص داده که برخی از مطالب آن چند بار ذکر شده است (بقره : ٤٠ـ٩٦، ٢٤٦ـ٢٥٢؛ مائده : ١٢ـ١٣، ٢٠ـ٢٤، ٣٢؛ اعراف : ١٠٣ـ١٧١، یونس : ٧٤ـ٩٣؛ اسراء: ٢ـ٤، ١٠١ـ١٠٤، شعراء: ١٠ـ ٦٨، قصص : ٣ـ٤٦؛ از همه مفصل تر، طه : ٩ـ٩٧).

به روایت قرآن ، بنی اسرائیل ، تحت سلطة فرعون ، روزگار سختی می گذراند. فرعون آزار ایشان را به نهایت رسانده بود، به طوری که پسران آنان را می کشت و زنان و دخترانشان را زنده نگه می داشت . موسی به نحوی معجزه آسا متولد شد و در دربار فرعون رشد یافت . او روزی ، به قصد کمک به یک سبطی ، با فردی قبطی درگیر شد و قبطی به قتل رسید؛ سپس موسی دریافت که در دفاع از سبطی اشتباه کرده است . با این حال ، مرد سبطی موسی را تهدید کرد، و او بناچار از مصر گریخت و به مدین رفت و در آنجا با دختر شعیب ازدواج کرد. پس از سالها، در راه بازگشت به مصر، به رسالت مبعوث شد. خداوند به او فرمان داد تا برای هدایت فرعون و نجات بنی اسرائیل نزد فرعون برود و پیامش را ابلاغ کند، اما فرعون از پذیرش سخن حق و پرستش خداوند یگانه و رها ساختن بنی اسرائیل سرباز زد. پس از آن ، خداوند قوم فرعون را به بلاهای گوناگون ، از طوفان و قحطی و ملخ و خون (تبدیل شدن آب به خون ) و جز آنها، گرفتار کرد و در هر گرفتاری فرعون قول می داد که در صورت رفع آن ایمان بیاورد، ولی باز از قول خود برمی گشت تا آنکه خداوند به موسی دستور داد که بنی اسرائیل را شبانه از مصر حرکت دهد. فرعون و سپاهش ، موسی و قومش را دنبال کردند. به قدرت خداوند دریا شکافته شد و ایشان از آن گذشتند، اما فرعونیان هلاک شدند (بقره : ٤٩ـ٥٠؛ اعراف :١٠٣ـ١٣٣؛ اسراء: ١٠١ـ١٠٤؛ شعراء: ١٠ـ ٦٨؛ طه : ٩ـ ٧٩؛ قصص : ٣ـ٤٦؛ یونس : ٩٠، در آیة اخیر آمده است که فرعون در آخرین لحظات عمرش اظهار ایمان به خدای بنی اسرائیل کرد).

از این پس ، حوادث این قوم در حرکت به سوی سرزمین موعود، کنعان ، ذکر می شود. موسی به فرمان خدا به کوه طور رفت ودر میقاتی که سی شبانه روز تعیین شده بود اما ده روز نیز بدان اضافه شد، الواح فرمانهای الهی را دریافت کرد و نزد قوم بازگشت و دید که قوم ، بر اثر حیلة سامری ، به گوساله پرستی روی آورده و گمراه شده اند. موسی بر آنان و برادر خویش ، هارون که وی را در غیاب خود جانشین کرده بود، خشم گرفت و از قوم خواست تا توبه کنند، و سامری را مجازات کرد. از این پس ، درخواستهای نه چندان معقول و بیشتر بهانه جویانة قوم آغاز شد و به رغم مشاهدة آیات و نعمات الهی ، هدایت نیافتند و سر تسلیم فرود نیاوردند، و از موسی خواستند تا خدا را آشکارا ببینند؛ پس دچار عذاب صاعقه شدند. خداوند ابر را به نشانة عنایت و نعمت الهی بر ایشان سایبان گرداند و بر آنان «منّ و سلوی »، نازل کرد؛ با آنان میثاق بست و کوه طور را بر فراز سرشان برافراشت اما اینان باز نافرمانی کردند. خداوند از آنان خواست تا به هنگام ورود به شهر مقدس ، به حالت سجده و احترام وارد شوند اما آنان از این امر سرپیچی کردند و دچار عذاب شدند. هنگامی که قوم تشنه شدند، موسی به امر خدا عصای خویش را بر سنگ (یا کوه ) زد و دوازده چشمه برای دوازده سبط پدید آمد. آنگاه که قوم لب به شکایت گشودند و از یکنواختی طعام ابراز نارضایتی کردند و خواستار انواع حبوبات و سبزیجات شدند، خشم خداوند نصیبشان گردید (بقره : ٥١ـ٦١؛ اعراف : ١٤٧ـ١٦١؛ طه : ٨٠ ـ٩٧).

ناسپاسی و نافرمانی این قوم در سرپیچی از فرمان الهی برای جهاد با دشمنان آنجا به اوج خود می رسد که دعوت موسی برای جنگ را با این سخن پاسخ می دهند که ما اینجا نشسته ایم ، تو و خدایت بجنگید (فاذهب أنت و ربّک فقاتِلا اِنّا هی'هنا قاعدون ). خداوند سزای این سستی و کاهلی را چهل سال سرگردانی قرار داد (مائده : ٢١ـ٢٦). در دوره های بعد از موسی نیز این قوم به نافرمانی ادامه دادند و دست به قتل انبیای خود زدند و به علت نگه نداشتن حرمت «یوم السبت » (روز شنبه ) مورد لعن داوود و عیسی قرار گرفتند و مسخ شدند (بقره : ٦٥؛ مائده : ٦٠، ٧٠، ٧٨؛ اعراف : ١٦٦).

از معروفترین داستانهای این قوم در قرآن ، قصة گاو بنی اسرائیل است در بلندترین سورة قرآن ، که به مناسبت ذکر این داستان ، «بقره » نامیده شده است . خداوند از بنی اسرائیل می خواهد تا به منظور شناسایی قاتلِ یک جنایت گاوی ذبح کنند، اما قوم از سر بهانه جویی بارها از صفات و مشخصات گاو سؤال می کنند تا شاید از انجامش سر باز زنند، ولی سرانجام گاو را می کشند. خداوند امر می کند تا قسمتی از بدن گاو ذبح شده را به مقتول بزنند. مقتول زنده می شود و قاتل خود را معرفی می کند (بقره : ٦٧ـ٧٤).

در مجموع ، مطابق تصویر بنی اسرائیل در قرآن ، اینان قومی در خور توجه و عنایت خداوند بودند که خدا آنان را بر مردم جهان برتری بخشید و وارث زمین کرد. اینان از نسل کسانی بودند که نوح آنها را در کشتی همراه خود برد (بقره : ٤٧؛ شعراء: ٥٩؛ اعراف : ١٤٠؛ اسراء: ٢). خداوند با ایشان میثاق و عهد بست (بقره : ٤٠، ٨٣ـ٨٥؛ آل عمران : ١٨٣؛ مائده : ١٥٣) و نعمتها و آیات و نشانه های گوناگون برای هدایت و نجات آنان مقرر فرمود (بقره : ١٢٢، ٢١١؛ آل عمران : ٤٩؛ مائده : ١١١؛ یونس : ٩٣؛ طه : ٨٠؛ دخان : ٣٠). اما بنی اسرائیل با بهانه جویی و فساد پیاپی و زیر پانهادن احکام و سرپیچی از شریعت ، دست به قتل انبیا زدند و حقایق را کتمان کردند و دچار قساوت و سنگدلی شدند و به لعن گرفتار آمدند (مائده : ٥٩ـ٦٠، ٧٨ـ٨٠؛ بقره : ١٥٥، ١٥٩، ٢٤٦؛ نساء: ١٥٥). همچنین آیات ٤ـ ٨ سورة اسراء را اشاره به عقوبت تبعید و ویرانی اولین و دومین معبد اورشلیم دانسته اند.

در عهد عتیق . وقایع بنی اسرائیل در عهد عتیق ، بویژه در سفر خروج ، بتفصیل آمده و کلمة اسرائیل در کتاب مقدس بیش از ٢٥٠٠ مرتبه تکرار شده است ( > راهنمای فهم کتاب مقدس < ، ذیل «اسرائیل »). به روایت عهد عتیق ، پس از تولد موسی و رشد وی در دربار فرعون ، و به مدین رفتن و ازدواج کردن او، وی از جانب خداوند یگانه ، یَهْوه ، مبعوث شد تا پسر و نخست زادة وی ، اسرائیل ، را نجات بخشد. اما فرعون تسلیم دعوت وی نگردید، و حتی نزول بلاهای نُه گانه نیز ـ علاوه بر معجزات موسی ـ بر او اثر نکرد و نهایتاً در تعقیب بنی اسرائیل که به یاری موسی از مصر خارج شده بودند در رود اردن یا دریای سرخ غرق گردید (سفر خروج ، باب ١ـ١٤؛ صحیفة یوشع ، باب ٤:٢٣). بنی اسرائیل از راه صحرای بحر قلزم راهی کنعان شدند و استخوانهای یوسف را به وصیت خود وی به همراه خویش بردند. نزول «منّ و سلوی » برای ایشان ، جوشیدن دوازده چشمة آب از صخرة حوریب ، خطاب مستقیم خداوند و رؤیت جلال وی ، میقات چهل شبانه روزة موسی با یهوه و الواح ده فرمان و گوساله پرستی از جمله وقایع مهم مذکور در تورات است . خدا به سبب پرستش گوساله بر قوم خشم گرفت ، و موسی به کشتار قوم فرمان داد (سفر خروج ، باب ١٤ـ٣٢؛ برای اطلاع از تفاوت گزارش قرآن با عهد عتیق دربارة مخالفت نکردن هارون با گوساله پرستی قوم ، و تحلیل آن رجوع کنید به د.اسلام ، همانجا).

گزارش تاریخ بنی اسرائیل در اسفار دیگر ادامه می یابد تا این که در پایانِ سفر تثنیه (باب ٣٤: ١ـ١٠) روایت از دنیا رفتن موسی در موآب ، کنار سرزمین کنعان ، ذکر می شود. اینان به سزای ناسپاسی خود، تا چهل سال پس از خروج از مصر اجازة ورود به سرزمین موعود را نیافتند و موسی تنها اجازه یافت تا سرزمین وعده داده شده به ابراهیم و اسحاق و یعقوب را ببیند و پس از آن چشم از دنیا فروبندد (برای حوادث دوره های بعد رجوع کنید به ادامة مقاله ، بنی اسرائیل در مطالعات تاریخی و باستانشناسی ). این گزارش در پنج سفر اول ، تورات ، آمده است . ادامة حوادث این قوم در دو بخش دیگرِ عهدعتیق ، به نام «نبییم » و «کتوبیم »، ذکر می شود؛ از جمله جانشینی یوشع ، سکنای بنی اسرائیل در سرزمین موعود، دورة داوران ، عهد پادشاهان ، پادشاهی داوود و سلیمان ، تبعید پنجاه سالة بنی اسرائیل به بابل و بازگشت آنان به اورشلیم و ظهور انبیا در میان ایشان .

به طور خلاصه ، می توان گزارش عهد عتیق را اینگونه بیان کرد که موسی به عنوان بنیانگذار پرستش یهوه ، بنی اسرائیل را به حکم وی از مصر خارج کرد و به صحرای سینا آورد، اما این قوم به لوازم لطف خاص الهی عمل نکردند و میثاقها را شکستند. به این ترتیب ، تاریخ آنان به صورت تاریخ متناوبی از نزول نعمت و بلا گردید (رجوع کنید به سلتزر، ص ١٠).

دربارة مشابهتهای فراوان میان حوادث مذکور در قرآن و روایت سفر خروج عهد عتیق ، نظریات متفاوتی ابراز شده است . بنابر نظر گویتین ( د. اسلام ، همانجا) ترتیبِ ذکر این حوادث در قرآن مطابق با ترتیب تاریخی مذکور در سفر خروج است ، و حتی کاربرد «بنی اسرائیل » به جای «اسرائیل » ـ که از نظر وی در میان عرب رایج بوده ـ متأثر از تعبیر «فرزندان اسرائیل » در این سفر است ، در حالی که برخلاف وی ، وات (ص ٢٤) معتقد است که جزئیات فراوانی از داستان طفولیت به بعد موسی در قرآن به گونه ای مجزا و نه به ترتیب توالی زمانی بیان شده است . از آنجا که این داستان چندین مرتبه و با ترتیبهای مختلف در قرآن آمده ، داوری در این باره مشکل و غیرقطعی است . آشکار است که قرآن ، همچون کتابی تاریخی به روایت حوادث این قوم نپرداخته بلکه بیشتر از جهت عبرت آموزی و تذکر نکات اخلاقی بدان نظر داشته است . نظر به دیدگاه خاص اسلام در وحدت هدف ادیان ، و این که «اسلام » رسالت همة انبیاست و حتی در مورد برخی احکام تصریح می کند که این احکام در دینهای قبل نیز سابقه داشته است ، این مشابهتها توجیهی درخور می یابند (برای آگاهی از تحلیلهای متفاوت از این دیدگاه  رجوع کنید به گویتین ، ص ٥٥؛ د. اسلام ، چاپ اول ، ذیل «یهود»؛ همان ، چاپ دوم ، ذیل «بنواسرائیل »؛ کچ ، مقدمه ، ص XVII ). در تحلیلی از آرای منتسب به یهودیان در قرآن ، این اعتقادات مختص به فرقه ای از یهودیان دانسته شده است نه همة آنها (رجوع کنید به بومن ، ص ٤٤٧ـ ٤٥٥).

در مجموع ، بنی اسرائیل در قرآن به معنای قوم کهن بنی اسرائیل و قوم همراهِ با موسی است اما به مفهوم عامتر به یهود نیز اشاره دارد؛ به عنوان نمونه ، ظهور عیسی در میان بنی اسرائیل (آل عمران : ٤٩؛ مائده : ٧٢ ، ١١٠؛ صف : ٦ ، ١٤). در آیاتی که آشکارا راجع به افراد حاضر در زمان پیامبر اکرم اند، مراد از بنی اسرائیل ، یهود مدینه است و بیشتر مفسران نیز ملامتهای شدید قرآن از بنی اسرائیل را متوجه یهودیان مدینه دانسته اند ( د. اسلام ، چاپ دوم ، همانجا؛ ونسینک ، ص ٣١).

در احادیث و تفاسیر. در احادیث نیز همچون قرآن ، بنی اسرائیل بر اسرائیلیان کهن و نیز بر یهود و نصاری دلالت دارد و هر گاه به معاصران اطلاق شده ، غرض عمدتاً یهود بوده است (برای نمونه ها رجوع کنید به بخاری جُعفی ، ج ٤، ص ١٤٣ـ١٤٦). به عنوان نمونه ، در حدیث * افتراق ، بنی اسرائیل مترادف با یهود به کار رفته است و به هفتاد و دو فرقة بنی اسرائیل اشاره شده است . به نظر اشتاین اشنایدر ، این تقسیم بندی احتمالاً می تواند به نوعی حاکی از هفتاد و دو نقیبی باشد که موسی از میان اسباط دوازده گانه برگزید (رجوع کنید به هفتاد و سه ملت ، مقدمة مشکور، ص ٨). بنی اسرائیل مورد اشاره در حدیث «حدّثوا عن بنی اسرائیل و لاحرج » را مترادف با اهل کتاب دانسته اند ( د.اسلام ، چاپ دوم ، همانجا).

در احادیث ، عمدتاً بر صفت پرهیزگاری و اهل عبادت بودن بنی اسرائیل تأکید شده است (رجوع کنید به مجلسی ، ج ١٤، ص ٤٩٤، ٥٠١). در دوره های بعد، کاربرد واژة اسرائیلی برای یهودیان یا افرادی از ایشان که به اسلام گرویده بودند، از واژة یهودی مؤدبانه تر بود، همانطور که صفیه ، همسر پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم ، از بنی اسرائیل و نسل هارون بن عمران معرفی شده است (ابن سعد، ج ٨، ص ١٢٠؛ نیز رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم ، همانجا). در برخی احادیث نیز بنی اسرائیل به عنوان برادر مسلمانان معرفی شده اند که ایشان تلخی ، و مسلمانان حلاوت روزگار را چشیده اند (ابونعیم ، ج ٣، ص ٥٠؛ نیز رجوع کنید به گویتین ، ص ٣ـ٤).

حضرت علی علیه السّلام به سرگردانی بنی اسرائیل در تیه اشاره کرده و خطاب به مردم زمان خویش ، فرموده است که به سبب روی گرداندن از حق ، شما نیز دچار سرنوشت آنان می شوید؛ و از آنان خواسته است که تا از احوال فرزندان اسماعیل ، بنی اسحاق و بنی اسرائیل که بسیار شبیه به اوضاع ایشان است ، درس عبرت بگیرند ( نهج البلاغه ، خطبة ١٦٦، ١٩٢).

در تفاسیر نیز، همچون قرآن و حدیث ، بنی اسرائیل به معنای یهود، یهود و نصاری ، احبارِ یهود و اهل کتاب به کار رفته است (طبری ، ١٤٠٠ـ١٤٠٣، ج ١، ص ١٩٧؛ طوسی ، ج ١، ص ١٨١؛ بیضاوی ، ج ١، ص ١٥٧؛ سیوطی ، ج ١، ص ٢٤٢) و خطاب به بنی اسرائیل در قرآن را خطاب به احبار و عالمان دینی این قوم دانسته اند، چرا که تنها اینان به اخبار گذشتگان و داستانهای آنها آگاهی داشتند (طبری ، ١٤٠٠ـ١٤٠٣، همانجا). همچنین این خطاب را در برخی آیات ناظر بر یهودیان ساکن مدینه یا اطراف آن ذکر کرده اند (طبرسی ، ج ١، ص ٢٠٧؛ بیضاوی ، ج ١، ص ١٥٠).

در تفاسیر، به تبع تأکید قرآن ، بر مباحثی چون برتری یا تفضیل بنی اسرائیل ، تشریع قوانین الهی برای ایشان ، و نعمتهای خداوند بر آنان توجه بیشتری شده است . در تفسیر آیات گویای برتری آنان بر «عالمین » (بقره : ٤٧؛ اعراف : ١٤٠؛ اسراء: ٤) آورده اند که مراد از «عالمین » ارادة خصوص بوده ، یعنی اینان در زمان خویش بر همه برتری داشتند و منظور از بنی اسرائیل ، آبا و اسلاف ایشان است . علاوه بر این ، به استناد آیة ١١٠ سورة آل عمران : «کنتم خیرَ اُمَّةٍ اُخرجت للنّاس »، مسلمانان بهترین امت معرفی شده اند (طوسی ، ج ١، ص ٢٠٨ـ٢١٠؛ ابن کثیر، ج ١، ص ١٤٩). بیضاوی (ج ٢، ص ١٤٣) علت تفضیل قوم بنی اسرائیل را کثرت انبیایی می داند که در میان آن قوم مبعوث شده اند (برای آگاهی از اطلاعات دیگر دربارةِ انبیای بنی اسرائیل رجوع کنید به سیوطی ، ج ١، ص ٦٣، ٨٦؛ بیضاوی ، ج ٢، ص ١٤٣). مفسران ، به تبعیت از قرآن ، عیسی را از انبیای بنی اسرائیل معرفی کرده اند و آورده اند که این قوم ، به سبب شکستن حرمت روز سبت ، مورد لعن داوود قرار گرفتند. عیسی نیز بنی اسرائیل را لعن کرد و اینان به صورت میمون درآمدند. برخی مفسران این مسخ را نه در صورت و ظاهر، بلکه در قلوب ایشان دانسته اند (زمخشری ، ج ١، ص ٦٦٦ـ٦٦٧؛ بیضاوی ، ج ١، ص ١٥٩؛ قس گویتین ، ص ٥١؛ نیز رجوع کنید به بوزینه * ).

در تفسیر آیة ٣٢ سورة مائده «و مِن أجل ذلک کَتبنا علی بنی اسرائیل » نوشته اند که ابتدای کتابهای الهی و تعیین اولین احکام و قوانین دینی به موسی و تورات بازمی گردد (زمخشری ، ج ١، ص ٦٢٧؛ سیوطی ، ج ٢، ص ٢٢٧). اکثر مفسران به جزئیات وقایع موسی و قوم وی نظر داشته اند؛ از آن جمله است : داستان تولد موسی (طبری ، ١٤٠٠ـ١٤٠٣، ج ١، ص ٢١٤ـ ٢١٧؛ طبرسی ، ج ١، ص ٢٢٧؛ بیضاوی ، ج ٤، ص ١٢٣ـ ١٢٥)؛ خروج از مصر و شکافته شدن دریا (طبری ، ١٤٠٠ـ ١٤٠٣، ج ١، ص ٢١٧، ٢٢١؛ طبرسی ، ج ١، ص ٢٢٩ـ٢٣٠؛ در حدیثی منقول در صحیح بخاری (ج ٤، ص ١٢٦) روز نجاتِ موسی روز عاشورا دانسته شده است )؛ گوساله پرستی ، داستان کشتن گاو به امر خداوند و بهانه جوییهای قوم ، توضیح «منّ» و «غمام » (طبری ، ١٤٠٠ـ١٤٠٣، ج ١، ص ٢٢٢ـ٢٢٥؛ طبرسی ، ج ١، ص ٢٣٣؛ طوسی ، ج ١، ص ٢٣٠ـ٢٣١، ٢٥٧ـ٢٦٠؛ بیضاوی ، ج ١، ص ١٥٨ـ١٦٢؛ سیوطی ، ج ١، ص ٢٤٢).

گفتنی است که اطلاعات تاریخی تفاسیر دربارة بنی اسرائیل عمدتاً متأثر از متون پیشین یهودی است (رجوع کنید به اسرائیلیات * )؛ به عنوان نمونه ، معرفی اسباط دوازده گانه ، ذکر نام فرعون زمان یوسف و موسی ؛ تعیین شهری که در قرآن از آن با عنوان «القریة » و «الارض المقدسة » تعبیر شده و، به اختلاف ، دمشق ، فلسطین ، اریحا یا اردن ذکر کرده اند؛ سرگذشت این قوم پس از موسی و جانشینی یوشع بن نون ؛ و داستان طالوت * و جالوت * (طبری ، ١٤١٣، ج ١، جزء١، ص ١٧١؛ همو، ١٤٠٠ـ١٤٠٣، ج ١، ص ٢١٤ـ ٢١٧، ٤٤٢ـ٤٤٣؛ زمخشری ، ج ١، ص ١٤٢، ٦٢٠؛ طبرسی ، ج ١، ص ٢٢٧، ٢٢٩ـ٢٣٠، ٢٣٣؛ ثعلبی ، ص ١٤٧ـ ٢٤٣؛ ابن کثیر، ج ١، ص ١٥٣ـ١٥٤؛ سیوطی ، ج ١، ص ٣١٣ـ ٣٢٠؛ برای نمونه های بیشتر رجوع کنید به معرفت ، ج ٢، ص ١٤١ـ٣١١؛ کچ ، ص ٣ـ٢٢٤).

در ادبیات و فرهنگ عامه . کاربرد و اشاره به جزئیات و تفاصیلِ وقایع بنی اسرائیل ، بویژه مواردی که در آیات قرآن مطرح شده ، جهت تمثیل و کنایه و پندآموزی در ادبیات فارسی ، اعم از نظم و نثر، بسیار معمول و فراوان است . اما از واژة اسرائیل یا بنی اسرائیل کمتر استفاده شده و بیشتر واژة یهود و گاه جهود به کار رفته است (به عنوان نمونه رجوع کنید به دیوان انوری ؛ سنایی ؛ خاقانی ؛ حافظ ؛ ناصرخسرو؛ نیز رجوع کنید به دهخدا، ١٣٢٥ـ ١٣٥٩ ش ، ذیل «یهود»).

بیش از هر مورد، در مثنوی به عنوان گنجینه ای از حکایتها و تمثیلها، می توان اشاراتی به وقایعِ این قوم یافت که اغلب برگرفته از کتابهای تاریخی و تفسیری و حدیثی است . مولوی (ج ٢، دفتر چهارم ، بیت ٣٤٣١) داستان درگیری یکی از مصریان با فردی از بنی اسرائیل را تحت عنوان «نزاع قبطی و سبطی » آورده است . همچنین در مثنوی مولوی ، از قصة گاو، داستان معروف موسی و شبان ، داوری داوود و امثال آن می توان نام برد (برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به فروزانفر، ص ٥٩ ـ٦٢، ٨٠، ١١٢، ١٤٤ـ١٤٥، ١٧٦، ١٩٧).

در فرهنگ عامه ، رایجترین تمثیل دربارة این قوم «ایراد بنی اسرائیلی » است که حاکی از خرده گیریهای بسیار و نابجاست و به اعتراضات بنی اسرائیل دربارة مائده ، بهانه هایشان در ذبح گاو، طلب رؤیت خدا، و امتناع از دخول به ارض مقدس اشاره دارد (دهخدا، ١٣٥٧ ش ، ج ١، ص ٣٢٣ـ٣٢٤). مولوی (ج ١، دفتر اول ، بیت ٧٨ـ٩٢) با بیانی زیبا این قضایا را مطرح کرده است (برای تأثیرگذاری ادبیات فارسی بر ادبیات یهود و تفاصیل بیشتر رجوع کنید به یهود، قوم ).


منابع :
(١) علاوه بر قرآن و کتاب مقدس ؛
(٢) ابن سعد، الطبقات الکبری ، چاپ احسان عباس ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٣) ابن کثیر، تفسیرالقرآن العظیم ، چاپ علی شیری ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٤) احمدبن عبدالله ابونعیم ، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء ، بیروت ١٣٨٧/١٩٦٧؛
(٥) محمدبن اسماعیل بخاری جعفی ، صحیح البخاری ، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(٦) بطرس بستانی ، کتاب دائرة المعارف ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٧) عبدالله بن عمر بیضاوی ، انوارالتنزیل و اسرار التأویل ، المعروف بتفسیر البیضاوی ، مصر ١٣٣٠، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٨) احمدبن محمد ثعلبی ، قصص الانبیاء المسمّی ' عرائس المجالس ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٩) موهوب بن احمد جوالیقی ، المعرّب من الکلام الاعجمیّ علی حروف المعجم ، چاپ احمد محمد شاکر، چاپ افست تهران ١٩٦٦؛
(١٠) دائرة المعارف الاسلامیة ، قاهره ( تاریخ مقدمه ١٩٦٩ ) ؛
(١١) دایرة المعارف فارسی ، به سرپرستی غلامحسین مصاحب ، تهران ١٣٤٥ـ١٣٧٤ ش ؛
(١٢) علی اکبر دهخدا، امثال و حکم ، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(١٣) همو، لغت نامه ، زیرنظر محمد معین ، تهران ١٣٢٥ـ ١٣٥٩ ش ؛
(١٤) محمودبن عمر زمخشری ، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٥) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، الدرالمنثور فی التفسیر بالمأثور ، قم ١٤٠٤؛
(١٦) محمد حسین طباطبائی ، المیزان فی تفسیر القرآن ، بیروت ١٣٩٠ـ١٣٩٤/ ١٩٧١ـ١٩٧٤؛
(١٧) فضل بن حسن طبرسی ، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٨) محمدبن جریر طبری ، تاریخ الطبری : تاریخ الامم و الملوک ، بیروت ١٤١٣/١٩٩٢؛
(١٩) همو، جامع البیان فی تفسیرالقرآن ، بیروت ١٤٠٠ـ١٤٠٣/ ١٩٨٠ـ١٩٨٣؛
(٢٠) محمدبن حسن طوسی ، التبیان فی تفسیرالقرآن ، چاپ احمد حبیب قصیر عاملی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢١) علی بن ابی طالب (ع )، امام اول ، نهج البلاغة ، چاپ صبحی صالح ، بیروت ( تاریخ مقدمه ١٣٨٧ ) ، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(٢٢) محمدحسن فروزانفر، مآخذ قصص و تمثیلات معنوی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٢٣) محمدباقربن محمدتقی مجلسی ، بحارالانوار ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢٤) معجم اللاهوت الکتابی ، بیروت ١٩٨٦؛
(٢٥) محمدهادی معرفت ، التفسیر و المفسّرون فی ثوبه القشیب ، مشهد ١٣٧٧ ش ؛
(٢٦) الموسوعة الفلسطینیة ، دمشق ١٩٨٤؛
(٢٧) جلال الدین محمدبن محمد مولوی ، کتاب مثنوی معنوی ، چاپ رینولد آلن نیکلسون ، تهران ١٣٦٠ ش ؛
(٢٨) جان بویر ناس ، تاریخ جامع ادیان ، ترجمة علی اصغر حکمت ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٢٩) ویلیام مونتگمری وات ، برخورد آرای مسلمانان و مسیحیان : تفاهمات و سوءتفاهمات ، ترجمة محمد حسین آریا، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(٣٠) جیمز هاکس ، قاموس کتاب مقدس ، بیروت ١٩٢٨، چاپ افست تهران ١٣٤٩ ش ؛
(٣١) هفتاد و سه ملت ، یا، اعتقادات مذاهب : رساله ای در فرق اسلام از آثار قرن هشتم هجری ، چاپ محمد جواد مشکور، تهران ١٣٣٧ ش ؛


(٣٢) Aid to Bible understanding , New York ١٩٧١, s.v. "Israel";
(٣٣) William Foxwell Albright, From the Stone Age to Christianity: monotheism and the historical process , ٢nd ed. New York ١٩٥٧;
(٣٤) John Bowman, "Banu ¦ Isra ¦ Ý il in the Qur ف a ¦ n", Islamic Studies , ٢ (١٩٦٣);
(٣٥) M. A. Beek, A short history of Israel: from Abraham to Bar Cochba , tr. Arnold J. Pomerans, London ١٩٦٣;
(٣٦) Elizabeth Bloch-Smith, "Review of Early history of Israelite people , by Thomas L. Thompson", Journal of Near Eastern studuies , vol. ٥٦, no.١ (Jan. ١٩٩٧);
(٣٧) Daniel-Rops, Israel and the ancient world: a history of the Israelites from the time of Abraham to the birth of Christ , London ١٩٤٩;
(٣٨) Encyclopaedia Britannica , Chicago ١٩٧٣, s.v. "Israel" (by John Lawrence McKenzie);
(٣٩) Encyclopaedia Judaica , Jerusalem ١٩٧٨-١٩٨٢, s.vv. "History", "Israel";
(٤٠) EI ١ , s.v. "Ya ¦ hu ¦ d" (by Heinrich Speyer);
(٤١) EI ٢ , s.v. "Banu ¦ Isra ¦ Ý ¦ â l" (by S. D. Goitein);
(٤٢) Encyclopaedia of religion and ethics , ed. James Hastings, Edinburgh ١٩٨٠-١٩٨١, s.v. "Bene-Israel" (by J. Henry Lord);
(٤٣) The Encyclopedia of religion , ed. Mircea Eliade, New York ١٩٨٧, s.v. "Jewish people" (by Robert M. Seltzer);
(٤٤) S. D. Goitein, Jews and Arabs: their contacts through the ages , New York ١٩٥٥;
(٤٥) The International standard Bible encyclopedia , ed. Geoffrey W. Bromiley, Michigan ١٩٩٢, s.v. "Israel";
(٤٦) Arthur Jeffery, The foreign vocabulary of the Qur ف a ¦ n , Barodo ١٩٣٨;
(٤٧) Abraham I. Katsh, Judism in Isla ¦ m , Philadelphia ١٩٥٤;
(٤٨) Michael Lecker, Muslims, Jews, and pagans: studies on early Islamic Medina , Leiden ١٩٩٥;
(٤٩) Robert M. Seltzer, Jewish people, Jewish thought, the Jewish experience in history , New York ١٩٨٠;
(٥٠) Ninian Smart, The religious experience of mankind , ٣rd ed. New York ١٩٨٤;
(٥١) Arent Jan Wensinck, Muhammad and the Jews of Medina , tr. and ed. Wolfgang H. Behn, ٢nd ed. Berlin ١٩٨٢.

/ لیلا هوشنگی /

بنی اسرائیل در مطالعات تاریخی و باستانشناسی

مقدمه . اسرائیل نامی است که به یعقوب اطلاق شده است ، و سپس احفاد او این نام را عنوان سیاسی ـ دینی خود قرار داده اند. هر چند ابراهیم پدر این قوم به شمار می آید، اسباط بنی اسرائیل ، تبار خود را از ابراهیم به اسحاق و یعقوب ، که برکتهای اعطا شدة به وی (سفر پیدایش ، باب ٤٩) نشانة عنایات خاص خداوند نسبت به اوست ، رسانده اند و دوازده پسرِ یعقوب ، تاریخ بنی اسرائیل را پدید آورده اند.

این بخش ، با استناد بر عهدعتیق ، آثار باستانشناسی و متون تاریخ نگاران باستان نوشته شده است . عهدعتیق دو روایت از تاریخ بنی اسرائیل به دست می دهد؛
روایت اول ، از اسفار پنجگانه شروع می شود و در کتابهای یوشع ، داوران ، سموئیل و پادشاهان ادامه می یابد. از آغاز خلقت تا تبعید مردم مملکت یهودا در ٥٨٧ ق م به بابل در این روایت آمده است . روایت دوم ، بعضاً به طور موازی ، مشتمل بر کتابهای تواریخ ایام ، عِزرا و نحمیاست . در این روایت نیز شجره نامة آنها تا آدم دنبال شده ، اما بر تاریخِ خاندان داوود، در پادشاهی جنوبی و آداب و مناسک هیکل ، تأکید بیشتر شده است . تاریخ بعد از تبعید، بازگشت آنان به فرمان کوروش و اصلاحات نحمیا (٤٤٥ ق م ) نیز در این روایت آمده است .

آثار باستانی به دست آمده در فلسطین و سرزمینهای مجاور در سده های گذشته ، تا حدی تاریخ بنی اسرائیل را روشن کرده است . از جملة این آثار مهم ، می توان به این موارد اشاره کرد:

کتیبة موآبی که حاوی گزارشی از برخورد میان موآبیان و اسرائیلیان در دورة تقسیم قلمروهای حکومتی است ؛
رساله های لاخیش (لاکیش )، که تصویری از زندگانی دورة حملة بختنّصر (نبوکدنصر) به یهودا را به دست می دهد؛
طومارهای بحرالمیت ، که منبعی مکتوب برای مطالعة زندگانی فرقه های یهودی در دو قرن قبل از مسیحیت است ؛
و کشفیات نوزی و ماری ، که موجبات تبیین دورة آبا (شیوخ ) را فراهم آورده است .

منابع تاریخ بنی اسرائیل پس از نحمیا چندان زیاد نیست . کتاب مجعول > اول مکابیان < ، اثر فلاویوس یوسفوس (ح ٣٧ـ١٠٠ میلادی ) در تاریخ جنگهای یهودیان و کتاب > روزگار باستان یهودیان < به تاریخ یهودیان تا یکی دو قرن پس از سقوط اورشلیم در ٧٠ میلادی پرداخته اند.

اسرائیل از آغاز تا خروج . بنابر روایات کتاب مقدس ، تاریخ بنی اسرائیل از دعوت ابراهیم آغاز می شود، یعنی هنگامی که او در اور ِ کلدانیان ـ غالباً آن را با تَلّمقیر در جنوب بین النهرین یکی می دانند ـ ساکن بود (ح ٢٠٠٠ ق م ). اسرائیلیان دورانِ آبا، با شهر حرّان در شمال بین النهرین ، روابط نزدیکی داشتند. از آنجا که در کتاب مقدس ، بین النهرین شمالی موطن اسرائیلیان معرفی شده ، اورِ شمالی زادگاهِ احتمالی ابراهیم بوده است . اسحاق و یعقوب هر دو ساکن کنعان بودند، اما یعقوب بعدها به مصر رفت . پسرانِ یعقوب در زمان قحطی ، برای یافتن غذا، به مصر رفتند و دریافتند برادرشان یوسف ، که به بردگی فروخته شده بود، در آنجا به صدارت رسیده است . یوسف پدر و برادرانش را تشویق به مهاجرت به مصر کرد؛
و آنان تا زمان موسی در آنجا ماندند. بخش شرقیِ دلتا، معروف به جوشن ، موطنِ موقت بنی اسرائیل شد. بنی اسرائیل ، در زمان خروج ، مصر را ترک کردند و پس از یک نسل سرگردانی وارد کنعان شدند.

بنی اسرائیل بخشی از دو گروه بزرگ قومی را تشکیل می دهند: سامیان و عبرانیان . سامیان مذکور در کتاب مقدس (سفر پیدایش ، باب ١٠: ٢١ به بعد) مشتمل اند بر آشوریان ، آرامیان و برخی قبایل عرب ، همچنین نیاکانِ بنی اسرائیل . یکی از اخلاف شِم Shem ، عِبِر Eber (همان ، باب ١١: ١٤، شالح : «عابر») نام داشت که «عبری »ها (عبرانیان ) نام خود را از وی گرفتند. ابراهیم یکی از اخلاف عبر بود، و «عبری » واژه ای فراگیرتر از اصطلاح متأخرترِ «بنی اسرائیل » بود. گروههایی که به عنوان خابیرو (خاپیرو) یا آپیرو شناخته می شوند در مکتوبات مناطق ماری ، نوزی ، اوگاریت و عمارنه ( = تلُّ العمارَنَة ) ، توصیف شده اند. اینان را قومی بیرون از مرزهای جوامع شهری سازمان یافته در هزارة دوم ق م دانسته اند. واژة «عبری » با «بنی اسرائیل » برابر و معادل نیست ، اما احتمالاً بنی اسرائیل بر ساکنان دولت ـ شهرهای کنعان اطلاق می شده است که پیش از فتح آن سرزمین به دست یوشع ، در آنجاها می زیسته اند.

خاندان آبا (شیوخ ). خانواده اولین واحد مطرح شده در تاریخ ، به روایت کتاب مقدس ، است . ابراهیم با خانواده

و غلامانش ، جماعت بزرگی پدید آورد. بی گمان ، خدمتکاران و افرادی که داوطلبانه با وی همراه بوده اند، بی توجه به تبارشان ، بنی اسرائیل شمرده شده اند. اسرائیلیان متأخر شامل نژادهای متعددی می شدند: اموریان ، حورانیها، حتّیها و آرامیان .

بنا به سفر پیدایش (باب ١١: ٣١)، تارِح ، پدر ابراهیم ، از سرزمین اور به ناحیة حرّان در شمال غرب بین النهرین مهاجرت کرد. هرچند در تعیین زمان دقیق این مهاجرت جای بحث هست ، تاریخ ٢٠٠٠ ق م برای هجرت ابراهیم پذیرفتنی است . تارح راضی بود که در حرّان بماند اما ابراهیم ، که متوجه خطاب خداوند بود، به سمت سرزمین کنعان حرکت کرد. در «رسالات ماری » نامهایی مشابه آنچه در کتاب مقدس آمده ذکر شده است ؛
Abam-ram برای «اَبْرام » و Jacob-el ، برای یعقوب .

از آغاز تا خروج از مصر . اسرائیلیان داوطلبانه و به دعوت یوسف وارد مصر شدند، اما فرعونهای بعدی ناموافق با آنها ایشان را برده ساختند. بنابر سفر پیدایش ، باب ١٥:١٣، مدت اقامت کامل آنها چهارصد سال و بنابه سفر خروج ، باب ١٢:٤٠، ٤٣٠ سال بود. احتمالاً ٤٣٠ سال زمان اقامت آنها در کنعان (٢١٥ سال ) و مصر (٢١٥ سال ) بوده است .

بنی اسرائیل ، که در مصر روزگار سختی می گذراندند، به درگاه خداوند استغاثه کردند و خداوند موسی را نزد ایشان فرستاد. پس از نزول چندین بلا بر سرزمین مصر، موسی این قوم را از شمال دریای سرخ ، به سمت صحرای سینا هدایت کرد.

بنابر کتاب اول پادشاهان (باب ٦:١)، سلیمان بنای هیکل (معبد اورشلیم ) را در سال ٤٨٠ خروج بنی اسرائیل از مصر، آغاز کرد. اولین سال حکومت سلیمان را حدود ٩٧٠ ق م دانسته اند. پس زمان خروج ، حدود ١٤٥٠ ق م و در زمان توتموس سوم (١٤٩٠ـ ١٤٣٥ ق م ) بوده است . مشهور است که وی اسرای آسیایی را در طرحهای ساختمانی عظیمِ خود به بیگاری می گرفته است . اگر خروج در ١٤٤٠ ق م صورت گرفته باشد، پس بنی اسرائیل چهل سال بعد، در حدود ١٤٠٠ ق م ، به اریحا حمله کرده اند.

اولین ذکر تاریخی واقعی از بنی اسرائیل در مدارکِ مصری ، واژة «اسرائیل » در کتیبة مرنپتاح (١٢٢٤ـ١٢١٦ ق م ) است . فرعون مرنپتاح ، ادعا می کند که بر «قوم اسرائیل » پیروزی قطعی یافته است . به این ترتیب ، این «آخرین تاریخی » است که برای خروج داریم . قطعاً بنی اسرائیل حدود ١٢٢٠ ق م در فلسطین بوده اند.

مهمترین حادثة چهل سال سرگردانی در نزدیکی کادِش ، دریافت فرامین در کوه طور بود. در آنجا موسی ده فرمان را دریافت کرد، و خیمة مقدس بنابر تعلیمات وحی بنا شد. داخل خیمة مقدس ، اتاقی به نام مقدس ِ مقدسات (یا مقدسترین مکان )، به منزلة عرش خداوند اسرائیل بود. تابوتِ * عهد مقدس و دو لوحة ده فرمان را در آنجا نهاده بودند.

بنی اسرائیل بی ایمان از رهبری موسی سرپیچیدند و از ورود به کنعان امتناع کردند و یک نسل کامل آنها در صحرا هلاک شد. پس از رحلت موسی بود که بنی اسرائیل را یوشع به داخل کنعان رهبری کرد.

فتح کنعان . پیروزیهای به دست آمده در ماوراء اردن ، مقدمه ای برای پیروزیها در خودِ سرزمین موعود شد. سیحون و اُگ ، دو پادشاه قدرتمندِ حاکم بر آمون و باشان ، پیش از آنکه یوشع قومش را به سوی فلسطین غربی هدایت کند، شکست خوردند.

پس از گذشتن از رود اردن ، یوشع اردوی خود را در جلجال مستقر کرد. در آنجا دوازده سنگ نمادین را که از اردن آورده بودند بر هم نهاده ستونی افراشتند تا نماد ایمان به خدا باشد (صحیفة یوشع ، باب ٤: ١ـ٩، ٢٠). در این زمان ، بنی اسرائیل یوشع را جانشین موسی دانستند، و تغییراتی در ایشان پدید آمد. نزول «منّ» غیبی متوقف شد و بنی اسرائیل از محصولاتِ سرزمین کنعان تغذیه کردند. رسمِ ختان ، که گویا در زمان سرگردانی فراموش شده بود، از نو اجرا شد و عید فصح جشن گرفته شد.

نقشة سوق الجیشی یوشع ایجاد جدایی بین نیروهای کنعانی بود. اریحا، شهری با برج و بارو و کلید دفاع کنعانیان از فلسطین مرکزی ، به دست بنی اسرائیل افتاد و بلافاصله ، شهر عای فتح شد (همان ، باب ٧: ٢، باب ٨:٢٨). با شکست هم پیمانان حاصور ، در شمال کنعان ، بزرگترین کانون مقاومت نیز از بین رفت و خودِ شهر کاملاً نابود شد. دیگر شهرهای کوچک «که روی تپه ها قرار داشت » (همان ، باب ١١:١٣) سوزانده نشد تا در صورت لزوم ، بنی اسرائیل از آنها استفاده کنند. پیروزیهای یوشع چشمگیر بود، اما هنوز بسیاری از قسمتهای کنعان در زمان وفاتِ وی در دست دشمن بود. فلسطینیان ، که قسمت عمده ای از فلسطین را در دست داشتند، تا زمان حکومت داوود، دشمن بنی اسرائیل باقی ماندند تا اینکه در زمان یهودای مکابیان اینان به عنوان خطری بالقوه کاملاً از بین رفتند. شهرهای فینیقیه ، صور و صیدا و جبیل (بوبلوس ) به دست سپاه یوشع نیفتاد و هیچگاه جزو سرزمینهای بنی اسرائیل نشد، داوود و سلیمان نیز مناسب دیدند که با این شهرها مناسبات تجاری داشته باشند.

هرچند همة سرزمین در زمان یوشع به دست بنی اسرائیل نیفتاده بود، آن را میان اسباط تقسیم کردند تا به عنوان پیروزی محسوب شود، و همچنین تشویقی برای اسباط باشد تا به سرزمینی که برایشان مشخص شده بود داخل و در آن مستقر شوند. سرزمین جنوب کنعان ، جنوب و جنوب شرقی بحرالمیت (بحر * لوط ) به یهودا تعلق یافت . بخش مهم مرکزی کنعان به قبایل یوسف ، مَنَسی و افرائیم ؛
و سرزمین میان یهودا و «اسباط یوسف » به بنیامین (همان ، باب ١٨: ١١ـ ٢٨) و دان (همان ، باب ١٩: ٤٠ـ ٤٨) رسید. اورشلیم در مرز زمینهای یهودا و بنیامین قرار داشت . اَشیر، زِبولون ، یَسّاکار و نَفتالی میراث خود را از زمینهای شمالی کشور دریافت کردند (صحیفة یوشع ، باب ١٩: ١٠ـ٣٩). رِؤبین ، جاد و نیمی از سبط منسی سهم خود را پیش از این در مشرق اردن دریافت کرده بودند (سفر اعداد، باب ٣٢: ١ـ٤٢؛
صحیفة یوشع ، باب ١٣:٨ ـ٣٣). به لاویان ، که کارشان عبادت جمعی بود، میراث اسباط تعلق نگرفت . برای آنها چهل و هشت شهر با مزارع اطراف یا حومة آنها در نظر گرفته شد. شش «شهرِ پناهندگان » در میان این شهرها بود که پناهگاه کسانی بود که مرتکب قتل غیرعمد شده بودند، و آنان تا زمان مرگ کاهن بزرگ در آنجا می ماندند و پس از آن می توانستند بدون هراس از «قصاص خون » به خانة خود بازگردند.

عهد داوران . این عصر دورة انحطاط معنوی بود که مشخصة آن پرستش بعل * و اَشوریم (کتاب داوران ، باب ٢: ١١ـ ١٣) و ضعف و شکست در نبردها پس از وفات یوشع بود. هنگامی که بنی اسرائیل برای توبه به سوی خداوند بازگشتند، خداوند برای آنان داور و نجاتبخشی برانگیخت تا رهبریشان کند.

اسباط بنی اسرائیل ، در دوران داوران ، اتحادیة ضعیفی پدید آوردند. فقدان حکومت مرکزی قدرتمند در این دوره مشهود است ؛
و اختلافات بین اسباط بدین امر دامن می زد و موجب هرج و مرج می گردید. حملات همسایگان نیز مزید بر علت بود. در کتاب مقدس ، دورة داوران ٤١٠ سال دانسته شده است (همان ، باب ٣: ٨، باب ١٦: ٣١)، اما تطبیق این مدت با ٤٨٠ سال یاد شده در کتاب اول پادشاهان (٦:١) میسر نیست ، و شواهد باستانشناسی نیز دورة بسیار کوتاهتری را در نظر می گیرد. در مجموع ، ارائة گاهشماری این دوره مقدور نیست . از جملة داوران ، عُتنئیل ، آهود ، تولا از یسّاکار و جیر از جیلاد و شمعون ، که از همه مفصلتر شرح وقایع وی آمده ، شایان ذکرند (رجوع کنید به کتاب داوران ).

دوران پادشاهی متحد . کتابهای اول و دوم سموئیل آغاز عصر طلایی اسرائیل را گزارش می کند؛
دوره ای از تاریخ که اسرائیل قدرتی جهانی بود، اما شرایط جهانی در قرن یازدهم و دهم ق م نوعی خلا قدرت پدید آورده بود. دورة فرمانروایی تاریخ مصریان به پایانی نه چندان شکوهمند رسیده بود. پس ازمرگ رامسس سوم (١١٤٤ ق م ) فرعونهایی ضعیف بر مصر فرمان می راندند.

در شرق تیگلت پیلسر اول (١١١٥ـ١٠٧٧ ق م ) زمینه را برای امپراتوری آشوریان پدید آورد و پس از مرگ او تا زمان به قدرت رسیدن آشور نصیرپال دوم (٨٨٥ ق م )، حدود چهل سال پس از مرگ سلیمان ، اسرائیل عصر طلایی خود را زیرفرمان شائول ، داوود و سلیمان می گذراند. با استقرار حکومت پادشاهان ، تهدیدات فلسطینیها که در بخش جنوب غربی کنعان ساکن بودند، به کمترین اندازه رسید.

سموئیل . سموئیل آخرین تن از داوران (کتاب اول سموئیل ، باب ٧: ١٥)، کاهن (همان ، باب ٢: ١٨، باب ٧: ٩) و نبی (کتاب دوم تواریخ ایام ، باب ٣٥:١٨) بود. به رهبری او، اسرائیل از گروهی طوایف کم و بیش مستقل با آداب و رسوم مشترک و ایمان مشترک به خداوند، به پادشاهی کوچکی در فرمان شائول (در قرآن : طالوت ) و سپس داوود تبدیل شد. سموئیل پرستش بعل و عشتاروت (کتاب اول سموئیل ، باب ٧: ٣)، خدایان کنعانی ، را نهی کرد؛
و بنی اسرائیل پادشاهی می خواستند تا ایشان را رهبری کند، همچنانکه مردم دیگر داشتند (همان ، باب ٨: ١ـ٩).

سموئیل از درخواست مردم برای داشتن شاه ـ بویژه در جنگها ـ دلسرد و نومید شد؛
و این به نوعی بیانگر طرد حکومت الهی و خود سموئیل به حساب می آمد. پس وی به دنبال اولین پادشاه برآمد. انتخاب شائول از سبط کوچک بنیامین ، در مقابل سبط افرائیم در شمال و یهودا در جنوب ، که با یکدیگر رقابت داشتند، و شجاعت او در میدان جنگ توانست حمایت مردم را درپی داشته باشد. نبرد با فلسطینیان ، عمالقه * (عمالیق ) و چادرنشینان و نبردهای دیگری در زمان شائول درگرفت که کم و بیش با پیروزی همراه بود اما در جنگِ دوم با فلسطینیان ، داوود بر قهرمان فلسطینیها، جالوت ، پیروز و قهرمان قوم شد؛
و به این ترتیب ، شائول در موضع ضعف قرار گرفت .

پس از مرگ شائول ، داوود از پناهگاه خود، شهر فلسطینی صقلغ ، به حبرون رفت و خود را پادشاه یهود خواند. هنوز برخی شهرهای سوق الجیشی در دشتهای ساحلی ، شفلاه و یزرعیل به دست کنعانیان و فلسطینیها بود. یبوسیان ، قبیله ای کنعانی بودند (سفر پیدایش ، ١٠: ١٦؛
قس کتاب اول تواریخ ایام ، باب ١:١٤) که شهر قدیمی اورشلیم را اشغال کرده بودند. آنها این شهر را یبوس می خواندند. در کتیبه های آرامی (ح ١٤٠٠ ق م ) این شهر اوروسالم به معنای «شهر صلح و سلامتی » یا «شهر سالم » (سالم ، یکی از خدایان کنعانی ) نامیده شده است . اورشلیم به دست یوآب ، فرمانده سپاه داوود، فتح شد و «شهر داوود» نامیده شد.

داوود، هرچند اجازة بنای هیکل را نداشت ، طرح اولیة بنای آن را ریخت . او، با انتقال تابوت از غربِ مرزهای بنیامینیها به اورشلیم (پایتخت جدید)، عبادت را در اورشلیم متمرکز ساخت (کتاب اول تواریخ ایام ، باب ١٣: ٣ـ١٤). تابوت در اورشلیم نصب شد و تا زمان تبعید (٥٨٧ ق م ) در آنجا باقی ماند. از نظر سیاسی ، دورانِ حکومت داوود، دورة طلایی بنی اسرائیل به شمار می آید. با شکست دادن آرامیها و آمونیها، حکومت وی از دریای سرخ تا فرات را در برمی گرفت .

سلیمان وارث سلطنتی شد که بیشتر در زمان پادشاهی داوود سر و سامان یافته بود.او برای تجدید سازمان قلمرو خود، آن را به دوازده ولایت یا حوزة اجرایی تقسیم کرد (کتاب اول پادشاهان ، باب ٤: ٧ـ١٩). احتمالاً یهودا، که جزو این ولایتها ذکر نشده ، مستقیماً از اورشلیم اداره می شده است . آمده است که سلیمان از فرات تا مرز مصر حکومت می کرد (همان ، باب ٤: ٢١). ایالات آرامی ، مردم ادوم و موآب خراج سرزمین خود را به طور منظم به اورشلیم پرداخت می کردند. برای اهداف تجارتی ، وی «تَدمُر را در صحرا» (کتاب دوم تواریخ ایام ، باب ٨: ٣ و بعد)، در حدود ٢٢٥ کیلومتری شمال شرقی دمشق ، بنا کرد. در عصر رومیان ، تدمر به پالمیرا مشهور بود.

سلیمان با برقرار ساختن ارتباط تجارتی با حیرام ، پادشاه فینیقیِ بندر صور، برای بنی اسرائیل درآمدهای مالی فراهم کرد. با دیگر حکومتها، از جمله مصر، نیز پیمان تجارتی بسته شد. تعدد همسران سلیمان (کتاب اول پادشاهان ، باب ١١: ١ـ٣) بیانگر پیمانهایی است که با ازدواج تحکیم می شد. احتمالاً دیدار ملکة سبا نیز تا حدی با مسائل تجارتی مرتبط بوده است (برای آگاهی بیشتر از جزئیات این ملاقات رجوع کنید به بلقیس * ). سالهای آخر حکومت سلیمان با افول اقتصادی و سیاسی همراه بود و در مصر فرعونی بر سر کار آمد که با سلیمان روابط دوستانه نداشت . گذشته از این ، در اسرائیل ، یربُعام رهبریِ شورشی بر ضدشاه را برعهده گرفت . هر چند وی را به اجبار به مصر فرستادند، اما او آماده بود تا به دعوت هموطنانش به اسرائیل بازگردد.

پسر سلیمان ، رَحُبعام ، پس از وی به سلطنت رسید و نتوانست بر اغتشاشات غالب آید. یربعام از مصر بازگشت و پادشاهی مستقل شمالی را تأسیس کرد. مرز میان اسرائیل و یهودا از جنوبِ اریحا، بیت ایل و یافا می گذشت . پایتخت اسرائیل در ابتدا در شهر تاریخی شکیم (نابلس ) و سپس در تیرزه بود. عُمْری ، بنیانگذار سومین سلسله ، سامره را پایتخت همیشگی کرد، و این شهر تا پایان پادشاهی که آشوریان آن را از بین بردند مرکز بود. پادشاهی یهودا شامل سبط یهودا و بخشی از بنیامین و شمعون بود. در سنگ نبشتة موآب ، کشف شده در دیبون اردن در ١٨٦٨، میشع ، پادشاه موآب ، گزارش داده است که سرزمین وی به دست عمری از اسرائیل فتح شده و در زمان آحاب ، پسر عمری ، وی این سرزمین را از دست آنها رها ساخته است . پادشاهی اِدوم نیز در جنوبِ بحرالمیت زیر فرمان داوود بود و در زمان سلیمان مالیات می پرداخت . موآب و ادوم به دست بختنصّر از بین رفتند. یهودا نیز از دو جانب ، اسرائیل از شمال و مصر از جنوب ، درگیر نبرد بود. یهو به سلسلة عمری در اسرائیل پایان بخشید.

تنها در دورة یربعام دوم ، فرزند یوآش ، پادشاهی قدرتمندی در اسرائیل پدید آمد که این دوران و دورة حکومت پدر یربعام را دورة مستعجل رفاه و رونق نامیده اند. اما این دوره ، از رشد معنوی بهره مند نبود. انبیای آن روز، بویژه هوشع و عاموس در شمال و اشعیا در جنوب ، با ریاکاری و ظاهرکاری که بر حیات مذهبی سایه افکنده بود به مخالفت پرداختند.

در این زمان ، آشوریان به قدرت رسیدند، و روشهای حمل و نقل آنان تأثیر مهمی بر وقایع تاریخی بعد گذاشت . آشوریان مردمی را که در اسارت بودند به نقاط مختلف جدید منتقل کردند تا هرگونه مقاومت قومی منتفی شود. بنی اسرائیل نیز به شمالِ بین النهرین ، و اقوام بابلی ، سریانی ، عیلامی و غیره به سامره (کتاب دوم پادشاهان ، باب ١٧: ٢٤) منتقل شدند. ازدواج افراد این اقوام با بنی اسرائیل قومی به نام سامریها را به وجود آورد.

یهودیه (مملکت یهودا) تا حدود یک قرن و نیم پس از سقوط سامره ادامة حیات داد، و بیشتر این دوران خراجگزارِ آشوریان بود. در دورة حزقیا (٧١٥ـ٦٨٧ ق م ) آشوریان به اورشلیم حمله کردند اما شکست خوردند. آخرین احیای معنویت در اسرائیلِ قبل از تبعید، در زمان حکومت یوشع صورت گرفت که پس از پدرش آمون به سلطنت رسیده بود.

با قدرت یافتن بابلیان جدید (کلدانیان ) و فتح شدن پایتخت آشوریها و کلدانیان (٦١٢ ق م )، بختنصّر بر فلسطین و سوریه مسلط شد، و به رغم تحذیرات ارمیا، صدقیا بر بختنصّر شورید. بدین ترتیب ، اورشلیم و هیکل آن تخریب شد و ساکنان آن به بابل * تبعید شدند (٥٨٧ ق م ).

تبعید و بازگشت از آن . یهودیان تبعیدی اجازه داشتند تا در بابل به صورت جماعتهای خاص خود ادامه حیات دهند. هرچند بسیاری از یهودیان بعدها به اورشلیم بازگشتند، بسیاری از ایشان نیز دور از ارض مقدس به زندگی خود ادامه دادند. واژة «اسرائیل » غالباً برای توصیف دورة اولیة حیات عبرانیان به کار برده می شود. از جهت سیاسی ، اسرائیل در روزگار داوود و سلیمان و حتی در زمان پادشاهی مجزا دارای استقلال و قدرت بود. مملکت یهودا پس از تبعید، جز در زمان مکابیان ، به قدرتهای بزرگ ، چون ایران ، مقدونیه ، بطلمیوسیان مصر، سلوکیان سوریه و رومیان وابسته بود. ساکنان یهودیِ مصر، ایران ، بابل ، سوریه ، آسیای صغیر، یونان و روم در اعیاد مذهبی به زیارت اورشلیم می رفتند (رجوع کنید به کتاب اعمال رسولان ، باب ٢: ٨ ـ ١١).

مؤمنان بنی اسرائیل در بابل به قرائت تورات و همچنین مکتوبات انبیا پرداختند تا در تبعید نیز راه مناسبِ زندگی برای قوم خداوند را در سرزمینی که اسیر بودند، و بعدها در ارضِ مقدس ، بیابند. در این مرحله ، نیاز به تأسیس کنیسه احساس شد تا در آن عبادت کنند. کنیسه مبدل به مرکز تجمعی در حیات یهودیان شد. زبان اینان نیز دچار تحول شد و به جای زبان عبری ، به زبان آرامی تکلم کردند؛
بدین ترتیب ، متون عبری برای بیشتر مردم قابل فهم نبود و نیاز به ترجمه داشت . بتدریج ، برای توضیح متن ، تفسیرهایی نیز علاوه بر ترجمه به نام «تارگوم ها» ارائه شد و به صورت مکتوب درآمد. رعایت «یوم السبت » در دوران تبعید، مشخصه ای برای جماعت یهودیان شد و متون مقدس نیز قرائت می شد.

بنابر شواهد تاریخی ، یهودیان با غیر یهودیان ارتباط داشتند و در انزوای کامل نبودند، بلکه در محافل سیاسی نیز حضور می یافتند. گفتنی است که در دوران تبعید و پس از آن ، آیین یهود، به صورت دینی تبلیغی درآمد و شمار بسیار و روزافزونی کسانی که به آن می گرویدند شاهدی است بر این که آنان حقانیت این دین را می پذیرفتند و به شرک و بت پرستی پشت می کردند.

در این زمان ، یهودیان معدودی که در یهودا باقی مانده بودند در همانجا به حیات خود ادامه دادند. بابلیها در یهودا حکومتی نظامی برقرار کردند و جدلیا ، یکی از یهودیان ، از جانب آنها حاکم یهودا گردید، ولی به سبب بت پرستی و رعایت نکردن احکام ، به دست یکی از یهودیان کشته شد. از تاریخ یهودا، از خرابی اورشلیم (٥٨٧ ق م ) تا بازگشت اولین گروه تبعیدیان به فرمان کوروش (٥٣٦ ق م ) اطلاعی در دست نیست . از مشکلات اصلاحگران پس از بازگشت ، به عنوان نمونه عزرا و نحمیا، این گونه برمی آید که یهودیان و سامریهای فلسطین روابط صمیمانه ای با هم داشته اند و ازدواج آنها با یکدیگر امری مرسوم بوده است ؛
و این خود بزرگترین مشکل اصلاحگرانِ بعدی بود (رجوع کنید به کتاب عزرا، باب ١٠: ١٨ـ٤٤؛
کتاب نحمیا، باب ١٣: ٢٣ـ ٢٨). در کل ساکنان یهودی و غیریهودی یهودا به نوع جدیدی از زندگی خو گرفته بودند و بازگشت تبعیدیان از بابل چندان برای ایشان خوشایند نبود.

کوروش ، که در تاریخ برای اولین بار در ٥٥٩ ق م ظاهر می شود، پادشاهی ایران را بنیان نهاد و با فتح بابل ، فرمان داد تا یهودیان به موطن اصلی خود، اورشلیم بازگردند. او به اعتقادات اینان احترام می نهاد، اما بسیاری از یهودیان بابل تمایلی به بازگشت نداشتند و ترجیح می دادند که در قلمرو حکومت ایران ، به کسب و کار خود ادامه دهند. رهبری کسانی که به اورشلیم بازگشتند با زربابل و یوشیای کاهن بود. اینان پس از بازگشت ، به تجدیدبنای معبد (هیکل ) و احیای آداب و مراسم نیایش مشغول شدند، اما در حیات کوروش نتوانستند بنای معبد را به پایان برسانند (کتاب عزرا، باب ٤: ٥). داریوش نیز یهودیان رابه ادامة کار تشویق کرد، و در سال ششم پادشاهی وی (٥١٦ ق م ) بنای معبد تکمیل شد. انبیای این دوره ، حَجّی و زکریا، به رغم مشکلات بسیار، مردم را به امیدواری و توکل به خدا فرامی خواندند (کتاب حجّی ، باب ٢: ٤ و بعد).

بیش از پنجاه سال فاصلة میان تکمیل معبد دوم (٥١٥ ق م ) و ورود عزرا به فلسطین در سال هفتم سلطنت اردشیر (اَرْتَخْشتا؛
٤٥٧ ق م ) به سکوت برگزار شد. به رغم تکمیل معبد، وضعِ یهودیان فلسطین مطلوب نبود، شهر در مقابل دشمنان بدون دیوار و بدون دفاع مانده بود. عزرا، یکی از لاویان ـ سبط عهده دار اجرای مناسک دینی ـ که زندگی خود را وقف مطالعة شریعت کرده بود، از اردشیر کمک طلبید و همراه با یهودیان داوطلب ، به عنوان نمایندة حکومت ایران ، راهی اورشلیم شد. گنجینه های معبد اورشلیم به آن بازگردانده شد و قربانیهای مخصوص اهدا گردید. پیام عزرا در عنوانی که به وی در اورشلیم عطا شده بود مضمر است «کاتب شریعت خدای آسمان » (کتاب عزرا، باب ٧: ١٢).

همچنین نحمیا، یهودی ایرانی ، پس از شنیدن روز و حال ناخوشایند یهودیان به اورشلیم آمد و حاکم یهودا شد (کتاب نحمیا، باب ١:١ـ٣، باب ٥: ١٤) و بدین ترتیب ایالتی مجزای از سامریه بنا کرد. اولین دغدغة وی ساختن دیوار اورشلیم بود، و پس از اتمام آن جشنی برپا کرد. اما در زمانی که نحمیا به دربار ایران رفته بود، جامعة یهودی دچار انحطاط و تشتت شد. مخاصمات مصر و ایران نیز پای یهودا را به میدان نبرد کشید، و شورشیان یهودی در زمان اردشیر سوم به بابل و سواحل دریای خزر تبعید شدند.

حکومت یونانیان و رومیان . اسکندر با شکست دادن سپاهیان ایران در آسیای صغیر (٣٣٣ ق م ) سوریه و فلسطین را فتح کرد، وی با یهودیان خوشرفتاری نمود و هنگامی که اسکندریه را در مصر ساخت (٣٣١ ق م ) یهودیان را تشویق به سکونت در آنجا کرد و به آنان امتیازاتی در حد یونانیان عطا کرد. پس از مرگ اسکندر (٣٢٣ ق م )، آنتیوخوس و سپس بطلمیوس اول حاکم یهودا و اورشلیم شدند.

در زمان بطلمیوس دوم بود که یهودیان اسکندریه تورات (اسفار خمسه ) را به یونانی ترجمه کردند و این ترجمه بعدها به ترجمة «سبعینی » (هفتادی ) مشهور شد. آنتیوخوس سوم ، پس ازیک قرن تابعیت سوریه و فلسطین از بطلمیوسیان ، آن نواحی را از اختیار مصریها خارج ساخت (١٩٨ ق م ) و یهودیان به تابعیت حکومت سلوکیان درآمدند. شورش مکابیان (١٤٣ـ ١٣٥ ق م ) و به قدرت رسیدن حَشمونائیها از حوادث مهم این دوره است .

با شکست آریستوبول در دفاع از اورشلیم و فتح آن به دست رومیان ، یهودا نیز ولایتی از امپراتوری روم و خراجگزار آن شد. پس از حکومت آنتی پاتر، هِرود (هیرووس ) و جانشینان آنها، با قیام زلوتها در ٦٥ میلادی برای استقلال ، اورشلیم و معبد آن در ٧٠ میلادی بکلی تخریب گردید و یهودیان پراکنده شدند (برای آگاهی از تاریخ قوم بنی اسرائیل پس از ٧٠ میلادی رجوع کنید به یهود، قوم ).


منابع :
(٥٢) علاوه بر کتاب مقدس ؛


(٥٣) Yohanan Aharoni, The land of the Bible: a historical geography , trans. from the Hebrew by A. F. Rainey, London ١٩٦٦ [i.e.١٩٦٧(;
(٥٤) William Foxwell Albright, Archaeology and the religion of Israel , ٤th ed. Baltimore ١٩٥٦;
(٥٥) idem, The archaeology of Palestine , Harmondsworth, Middlesex )١٩٤٩(, rev. ed. )١٩٦٠(;
(٥٦) John Bright, A history of Israel , Philadelphia )١٩٥٩(, ٢nd. )١٩٧٢(;
(٥٧) Documents from Old Testament times , ed. D. W. Thomas, ١٩٥٨;
(٥٨) Cyrus Herzl Gordon, The world of the Old Testament , Gardencity, N. Y. ١٩٥٨;
(٥٩) Siegfried Herrmann, A history of Israel in Old Testament time , tr. John Bowden from the German, Philadelphia ١٩٧٥;
(٦٠) Israelite and Judaean history , ed. J.H. Hayes and J. M. Miller, ١٩٧٧;
(٦١) K. Kitchen, Bible in its world , ١٩٧٧;
(٦٢) Rudolf Kittel, A history of the Hebrews , Eng. tr., London ١٨٩٥-١٨٩٦;
(٦٣) Adolphe Lods, Israel: from its beginnings to the middle of the eight century , tr. S. H. Hooke..., London ١٩٣٢;
(٦٤) Martin North, The history of Israel , Eng. tr. New York )١٩٥٨( ٢nd ed. London )١٩٦٠];
(٦٥) Keith N. Schoville, Biblical archaeology in focus , Grand Rapids ١٩٧٨;
(٦٦) E. Schدrer, The history of the Jewish people in the age of Jesus Christ , ed. G. Vermes and F. Millar, Eng. tr. and rev. ١٩٧٣- ;
Jan Jozep Simons, The geographical and topograaphical texts of the Old Testament ,

(٦٧) Leiden ١٩٥٩;
(٦٨) Sir George Adam Smith, The historical geography of the Holy Land , rev. ed. New York ١٩٣٢;
(٦٩) Roland de Vaux, Ancient Israel , tr. John McHugh, London [١٩٦١];
(٧٠) idem, The early of Israel , Eng. tr. London ١٩٧٨;
(٧١) Julius Wellhausen, Prolegomena to the history of ancient Israel , Eng. tr. New York ١٩٥٧;
(٧٢) George Ernest Wright, Biblical archaeology , rev. ed. ١٩٦٢.

(٧٣) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به > دانشنامة معیار کتاب مقدس < ، ذیل «اسرائیل ».

/ پفایفر ، برگرفته از > دانشنامة معیار کتاب مقدس < /