دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٧٦٠
جلالالدین حسین بخاری ، ملقب به مخدوم جهانیان، از عرفای سلسله سهروردیه شبه قاره هند. وی در ٧٠٧ در قریه اوچ بخاری، در خاندانی از علما و عرفا، به دنیا آمد. پدرش، سیداحمد كبیر، فرزند سید جلالالدین بخاری بود (عبدالحق دهلوی، ص١٤٣؛ بخاری، مقدمه غلام سرور، ص٣٦ـ٣٧).
وی ابتدا نزد پدرش و سپس در محضر استادانی همچون شیخ جمالالدین اوچی و بهاءالدین (قاضی اوچ)، به فراگیری قرآن، تفسیر، حدیث، فقه، كلام، منطق، زبان و ادب فارسی و عربی پرداخت (غلام سرور لاهوری، ص٤). جلالالدین ابتدا مرید پدر خود بود و گفتهاند پس از آن به مُلتان و به خانقاه شیخ ركنالدین، نوه شیخ بهاءالدین زكریا * ملتانی سهروردی، رفت و خرقه خلافت را از او گرفت (بخاری، ص١١، ١٣؛ غلام سرور لاهوری، ص٥). چندی پس از مرگ شیخ ركنالدین در ٧٣٥، محمدبن تغلق، سلطان دهلی (حك: ٧٢٥ـ٧٥٢)، به سبب شهرت سید جلالالدین حسین بخاری در زهد و تقوا، او را به مقام شیخالاسلامی منصوب كرد و سرپرستی چهل خانقاه را به او داد (قریشی، ص١٨٥؛ اكرم، ص٢٧٨؛ قس عبدالحق دهلوی، ص١٤٢؛ رضوی ، ج١، ص٢٧٧، كه در هر دو منبع فقط به سرپرستی خانقاه محمدی در سِیوَسْتان ( = منطقه بزرگی از سند؛ یاقوت حموی، ذیل «سِیوَسْتان» ) اشاره شده است). او پس از مدتی این منصب را ترك كرد و به مكه رفت (اكرم؛ رضوی، همانجاها؛ د. اردو ، ذیل مادّه). با این حال، وی، همانند دیگر شیوخ طریقت سهروردیه، معتقد بود ارتباط نزدیك صوفیه با حوزه حكومتی ممكن است سبب خیر و آثار سودمند گردد؛ از اینرو، به دفعات با سلطان تغلق در دارالملك و خانقاه ملاقات كرد. نفوذ كلام بخاری چنان بود كه سلطان تمام توصیههای او را میپذیرفت (رضوی، ج١، ص٢٧٨ـ٢٨٠؛ عزیز احمد، ص٥٨).
لقب مخدوم جهانیان، زمانی به وی داده شد كه او یك روز عید برای گرفتن عیدی به مزار بهاءالدین زكریا ملتانی و صدرالدین رفت و در آنجا، براساس ندایی آسمانی، این لقب را عیدی گرفت و برای بار سوم نیز در طلب عیدی، شیخ ركنالدین به او گفت همانطور كه اجدادم به تو خطاب كردند خداوند تو را مخدوم جهانیان كرده است (فرشته، ج٢، ص٤١٦؛ بخاری، ص١١). گفته شده كه او كراماتی داشته است (رجوع کنید به بخاری، ص١٣). سید جلالالدین سفرهای طولانی به سرزمینهای اسلامی كرد و هفت سال در مكه و مدینه اقامت گزید (غلام سرور لاهوری، ص٤). همچنین به سبب سفرهای بسیار، از جمله سفر به مصر، شام، عدن، یمن، لبنان، بیتالمقدّس، بصره، الجزیره، بلخ، كازرون، بخارا و خراسان، به او جهانیان جهانگشت نیز گفتهاند (فقری، ص١١٢، ١١٦؛ بخاری، همان مقدمه، ص٤٠؛ د.اردو ، همانجا). شرح سفرهای وی در سفرنامه مخدوم جهانیان آمده است (رضوی، ج١، ص٢٧٨). وی معتقد بود شخص نباید فقط مرید یك نفر باشد، بلكه لازم است جمیع فضلا و مشایخ را ببیند و از هر كدام نصیبی و فیضی ببرد و از اینرو، در ضمن سفر، از محضر عبداللّه یافعی (مؤلف مرآهالجنان ) در مكه و عبداللّه مَطَری (متوفی ٧٦٥) در مدینه استفاده كرد (فرشته، ج٢، ص٤١٦ـ٤١٧: در این اثر بهاشتباه، به جای یافعی، شافعی ذكر شده است؛ فقری، ص١١٣؛ اكرم، همانجا؛ رضوی، ج١، ص٢٧٧) و در سفری به دهلی از شیخ نصیرالدین محمود چراغ دهلی * (متوفی ٧٥٧) خرقه خلافت گرفت و به این ترتیب، صاحب خرقه سلسله چشتیه نیز شد (بخاری، ص١١؛ رضوی، ج١، ص٢٧٢، ٢٧٧). گفتهاند كه وی به ترویج طریقه قلندریه نیز كمك نمود (زرینكوب، ص٣٧٣) و به سلسله قادریه هم ارادت خاصی نشان میداد (فقری، ص١٢٣).
مخدوم جهانیان كسی را به مریدی نمیپذیرفت و معتقد بود این كار را هیچ یك از انبیا نكردهاند. او با طالبان طریقت فقط عقد اخوت میبست (فرشته، ج٢، ص٤١٧). به نوشته زرینكوب (ص٣٧٥)، این كار سید جلال در اعتراض به شیوه رایج در میان مشایخ سلسلههای طریقت بود و همچنین نشانه نزدیكی تعالیم او به آداب اخوت در میان اهل فتوت * است. با این حال، جلالالدین خلفای بسیاری داشت، از جمله سید صدرالدین راجا برادر جلالالدین كه به راجو قَتّال هم معروف است، اشرف جهانگیرِ سمنانی * ، و سید علاءالدین علی (مرتِّب خلاصةالالفاظِ جامعالعلوم ؛ بخاری، همان مقدمه، ص٤٤؛ فقری، ص١٢٤).
جلالالدین آخرین روزهای زندگی خود را در اوچ بخاری به سر برد و در ٧٨٥ وفات یافت و در همانجا دفن شد (عبدالحق دهلوی، ص١٤٣؛ بخاری، ص١١، مقدمه غلام سرور، ص٤٤).
آثار جلالالدین بخاری عبارتاند از: مناجات جهانیان جهانگشت (منزوی، ج٤، ص٢٤٦٧)، اربعین صوفیه (غلام سرور لاهوری، ص١٢؛ بخاری، همان مقدمه، ص٤٦)، رساله كنزالاربعین (همانجاها) و ترجمه فارسی رساله مكیه تألیف شیخ قطبالدین دمشقی (همانجاها). بقیه آثار او، گردآوری سخنرانیها و شرح سفرها و مكتوبات وی بوده است، شامل ١) خلاصة الالفاظ جامعالعلوم به فارسی كه سید علاءالدین علی قریشی حسینی (متوفی ٧٨٢) آن را گردآورده و خود جلالالدین بر آن نظارت كرده است. این كتاب بهاهتمام غلام سرور در ١٣٧١ش در اسلامآباد بهچاپ رسیده و ذوالفقار احمد نقوی نیز آن را با نام الدرّالمنظوم فی ترجمة ملفوظات المخدوم در دو مجلد به زبان اردو ترجمه كرده و در دهلی چاپ كرده است (منزوی، ج٣، ص١٣٨١؛ د. اردو ، همانجا). ٢) خزانة جواهر جلالی / خزانة جلالی / خزانةالفوائد الجلالیة / جواهر جلالیة / جواهر جلالی ، معروف به مناقب مخدوم جهانیان ، شامل برخی احكام شرعی، از قبیل نماز و حج و طهارت، و مباحث عرفانی چون خرقه پوشیدن، فقر و غنا، شرایط پیر و مرید و كیفیت بیعت كه حسین حسینی در ٧٤٩ و فضلاللّهبن ضیاء/ رجاء عباسی در ٧٨١ و همچنین بهاءالدین احمدبن یعقوب، هریك جداگانه، آن را گردآوری كردهاند (منزوی، ج٣، ص١٣٣٦، ١٣٨١، ١٣٩١ـ ١٣٩٢، ١٤٢٥، ١٩٣٧، ٢٠٢٤؛ بخاری، همان مقدمه، ص٤٥ـ ٤٦؛ د.اردو ، همانجا). ٣) سراجالهدایة، كه احمد بَرَنی (احمدبن معین سیاهپوش، از مردم دهلی) آن را در ٧٧٢ و شخص دیگری به نام سید عبداللّه آن را در ٧٨١ گرد آوردهاند (منزوی، ج٣، ص١٥٤٨؛ د. اردو ، همانجا). این كتاب شامل مباحث مختلفی از قبیل احكام دینی و قصص انبیا و گروهها و مذاهب همراه با نقل احادیث و روایات است و در پایان، مطالبی درباره فضائل میوهها دارد (منزوی، ج١، ص٤٣٨ـ٤٣٩، ج٣، ص١٥٤٨ـ ١٥٤٩). ٤) تحفةالسرایر، كه فخر محمود غزنوی آن را گردآوری كرده و مجموعهای است از سخنان مخدوم جهانیان در روزهایی كه نزد او بوده است (همان، ج٣، ص١٣٣٦). ٥) مظهر جلالی / مظهرالجلالیة، كه صلاحالدین شاه گردآوری كرده است (همان، ج٣، ص١٩٣٧). ٦) سیرتالنبی درباره پیامبر اكرم و اصحاب وی، كه بهاءالدین احمدبن یعقوب آن را گردآورده است (همان، ج١٠، ص٢١٦ـ٢١٧). ٧) مسافرنامه / سیرنامه / سفرنامه، شرح سفرهای جلالالدین كه سید فیضاللّه بخاری و سید محمود بنگالی آن را جمع كردهاند و دوبار به اردو ترجمه شده كه یكی از آنها در ١٣٢٧/١٩٠٩ در لاهور به چاپ رسیده است (همان، ج٣، ص١٩١٨، ج١٠، ص٥٤ـ٥٥). ٨) مجموعه سؤال و جواب (همان، ج٣، ص١٥٦٧). ٩) مكتوبات جهانیان جهانگشت/ مقررنامه، كه نامههای جلال الدین به تاجالدین احمد سیاهپوش دهلوی (احتمالاً همان احمد بَرَنی) درباره مسائل اخلاقی و تزكیه نفس است (همان، ج٣، ص١٩٨٢).
منابع:
(١) اردو دائرۀ معارف اسلامیه ، لاهور ١٣٨٤ـ١٤١٠/ ١٩٦٤ـ١٩٨٩، ذیل «جلالالدین حسینالبخاری» (از ابوسعید بزمی انصاری)؛
(٢) محمد اكرم، آب كوثر ، لاهور ١٩٩٠؛
(٣) باقربن عثمان بخاری، جواهر الاولیا ، تصحیح و تحشیه و مقدمه غلام سرور، اسلامآباد ١٣٥٥ش؛
(٤) عبدالحسین زرینكوب، جستجو در تصوف ایران ، تهران ١٣٥٧ش؛
(٥) عبدالحق دهلوی، اخبار الاخیار فی اسرار الابرار، چاپ محمد عبدالاحد، چاپ سنگی دهلی ١٣٣٢؛
(٦) عزیز احمد، تاریخ تفكر اسلامی در هند، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ١٣٦٧ش؛
(٧) غلام سرور لاهوری، مقدمه خلاصة الالفاظ جامعالعلوم ، اسلامآباد ١٣٧١ش؛
(٨) محمدقاسمبن غلامعلی فرشته، تاریخ فرشته ( گلشن ابراهیمی )، [ لكهنو (: مطبع منشی نولكشور، ) بیتا. ]؛
(٩) عالم فقری، تذكره اولیائی پاكستان ، لاهور ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(١٠) علیبن سعد قریشی، خلاصة الالفاظ جامعالعلوم: ملفوظات سید جلالالدین بخاری اُچّی ملقب به مخدوم جهانیان ، چاپ غلام سرور، اسلامآباد ١٣٧١ش؛
(١١) احمد منزوی، فهرست مشترك نسخههای خطی فارسی پاكستان، اسلامآباد ١٣٦٢ـ١٣٧٠ش؛
(١٢) یاقوت حموی؛
(١٣) Athar Abbas Rizvi , A history of sufism in India , New Delhi ١٩٧٨-١٩٨٣.
/ فاطمه رحیمی /