دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٠٧٥
تومان (یا تومن / تُمان / تُمن / تومانه / طومان ) ، واحد شمارش معادلِ ده هزار، قصبه ای مشتمل بر صد دِه ، قشونی متشکل از ده هزار سپاهی ، واحدِ پول . ریشة واژة تومان را مغولی (شریک امین ، ذیل واژه )، ترکی ـ مغولی (برهان ، ذیل «تومن ») و ترکی آذری (قدری ، ذیل واژه ) دانسته اند و بعضی بر آن اند که این واژه از زبان چینی کهن یا پیش از چینی به زبان تُخاری * راه یافته است . تومان در تخاری کهن با ضبط تمان و در تخاری متأخر به شکل تومانه در معنای ده هزار به کار رفته است (رشیدالدین فضل اللّه ، ١٣٧٣ ش ، ج ٣، تعلیقات روشن و موسوی ، ص ٢٣٤٥؛ دورفر، ج ٢، ص ٥٦٧ ـ ٥٦٨؛ کلاوسون ، ص ٥٠٧ ـ ٥٠٨). به نوشتة بوداگوف ، تومان در اصل بر رقمهای کلان دلالت می کرده و تُومانْمَقْ به معنای ثروتمند شدن و زیاد شدن ، از همین کلمه مشتق شده است (ج ١، ص ٤٠٦).
کاربرد تومان در سنگنبشته های ترکی (رشیدالدین فضل اللّه ، ١٣٧٣ ش ، همانجا) حکایت از پیشینة کهن این واژه دارد؛ با وجود این ، نخستین شواهد کاربرد تومان در زبان فارسی به متون تاریخی دورة مغول باز می گردد (قس همانجا؛ به گفتة روشن و موسوی نخستین بار این واژه در سدة ششم در کتاب قند یا قندیه به کار رفته اما متن این کتاب را محمد عبدالجلیل سمرقندی ، از مؤلفان دورة تیموری ، بازنویسی کرده است و همة کاربردهای تومان در آن به دورة تیموری باز می گردد).
١) تومان به عنوان واحد تقسیمات کشوری ، تنها در متون تاریخیِ دورة ایلخانان (٦٥٤ـ٧٥٠) و تیموریان (ح ٧٧١ـ٩١٦) به کار رفته است ( رجوع کنید بهجوینی ، ج ٢، ص ٢٥٥؛ وصّاف الحضره ، ص ٢٨٤؛ حمداللّه مستوفی ، ص ٤٧ـ ٤٨، ٧٥، ١٥١ و جاهای دیگر؛ سمرقندی ، ص ٧٢). به نوشتة برهان تومان قصبه ای شامل صد روستاست (همانجا). بوداگوف نیز تومان را در بخارا واحد مساحت زمین ، معادل چهل طناب و ولایتی شامل چند شهر و صد روستا دانسته (همانجا) و قدری آن را معادل سنجق * گفته است (همانجا). تومان به معنای واحد ارضی در میان گورکانیان هند (حک : ٩٣٢ـ١٢٧٤) نیز به کار می رفت ( رجوع کنید به بابر، ج ١، ص ٧٥، ١٢٦).
به نوشتة بارتولد، تومان کوچکترین واحدِ اداری و مالی به شمار می رفت و معمولاً هر ولایت ، به چند تومان تقسیم می شد ( د. اسلام ، چاپ اول ، ذیل واژه ؛ نیز رجوع کنید بهحمداللّه مستوفی ، ص ٤٧ـ ٤٨، ٧٥، ١٥١) اما گمان می رود تومانها به عنوان نواحیِ لشکری و اداری تنها در برخی ایالات پدید آمده باشند (پطروشفسکی ، ج ٢، ص ٥٠٠، پانویس ٢). بنا بر شواهد مذکور تومان همچنین به اقطاع در اختیار سرداران قرار می گرفت و آنان موظف بودند در ازای هر تومان ده هزار سوار برای حکومت فراهم آورند. گاهی نیز برخی از این اراضی (تومانها) در زمرة اینجوی خانهای مغول قرار می گرفتند (بناکتی ، ص ٤٥٢؛ اینجو * ). به گفتة بارتولد ( د. اسلام ، چاپ اول ، همانجا) و ولادیمیرتسوف (ص ٢١٣، ٢١٥) تومان همان ایل و اولوس بوده است .
٢) تومان به عنوان واحد تقسیمات لشکری ، قشونی مرکّب از ده هزار سپاهی بوده است . در دورة هخامنشیان (٥٥٩ ـ ٣٣٠ ق م ) و دورة ساسانیان (ح ٢٢٦ـ٦٥٢)، در ایران ، یک گروه ده هزار نفری از سواران بر گزیده ، با نام «فوج جاودان » وجود داشت که فرمانده آن را ورهرنیگان خودای می نامیدند (سامی ، ج ٢، ص ٦١) اما اصطلاح تومان به این معنا از دورة مغول در ایران رواج یافت ( رجوع کنید بهرشیدالدین فضل اللّه ، ١٣٧٣ ش ، ج ١، ص ٧٠، ١١٢، ١٥١، ٣٢٩؛ وصّاف الحضره ، ص ٢٠، ٤٦؛ بناکتی ، ص ٣٥٤، ٣٦٦ـ٣٦٧، ٤٢٣). در اینکه تومانها دقیقاً شامل ده هزار سپاهی بوده اند تردید وجود دارد، زیرا شواهد حاکی از آن است که تعداد هر واحد سپاهیان مغول در چین بین ٣٠٠٠ تا ٠٠٠ ، ٧ تن در نوسان بوده است ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «تومان ١٠»؛ نیز رجوع کنید بهولادیمیرتسوف ، ص ٢١٩). فرمانده این قشون را امیرتومان می نامیدند (جوینی ، ج ١، ص ٢٣؛ رشیدالدین فضل اللّه ، ١٣٧٣ ش ، ج ١، ص ٣٢٩). به نوشتة پطروشفسکی این امیران ، همان خانهای ایلات اسکان یافته بودند که به القاب نظامی ملقب شدند (ج ٢، ص ٥٢٨ ـ٥٢٩). آنان در نظام لشکری و سیاسی کشور نقشی عمده و بر سایر فرماندهان نظامی ریاست داشتند (جوینی ، ج ١، ص ٢٤؛ آقسرایی ، فهرست اصطلاحات ، ذیل «تومان »؛ قطبی اهری ، ص ١٥٤، ١٦٤). به نوشتة شمس منشی (ج ٢، ص ٢٥ـ٢٦) که بیشترین و مهمترین اطلاعات را در بارة امیر تومان به دست داده است ، این منصب هم از راه ارث هم به سبب شایستگیهای فردی به اشخاص اعطا می شد و امیرتومان موظف بود مواجب * ، جیره * ، اسلحه و کلیة احتیاجات سپاهیان و فرماندهان زیردست خود را، مطابق با آنچه از سوی دیوان معیّن شده بود، فراهم آورد. در مقابل ، امیران و سپاهیان تابع او می بایست مطیع فرمان او بودند و هنگام ضرورت برای جنگ و لشکرکشی آماده می شدند. به گفتة رشیدالدین فضل اللّه ، ختائیان امیرتومان را وَنْگْشَیْ می خواندند (١٣٧٣ ش ، ج ٢، ص ٩٠٦؛ قس بارتولد، ص ٥٦٠).
این منصب در دورة تیموری نیز وجود داشت ( رجوع کنید به حافظ ابرو، ص ٢٢). امیرتومان که هنگام شرفیابی به حضور تیمور، سمت چپ وی قرار می گرفت ، موظف بود به هنگام ضرورت سپاهیان را گرد آورد (تیمورگورکان ، ص ٣٠٨، ٣٢٨).
وجود تعابیری مانند تومان آغا، تومان اغل ، تومان ترکان ، تومان قتلق ، تومنه خان (شرف الدین علی یزدی ، ص ١١٣٨)، توم گِزال (سرلشکر در عثمانی ) (صالحپور، ذیل "tدmgeneral" ) تومان بیگ ، تومان بیگی و تومان بیکلاری (بابر، ج ٢، فهرست ، ص ١٣٢) در منابع مربوط به عثمانی و هند، بیانگر وجود این منصب در این کشورهاست . قلقشندی و عُمَری از نویسندگان دورة ممالیک مصر نیز به منصب امیرتومانی اشاره کرده اند و بر آن اند که امیرتومانی از مناصب نظامی ایران و همان امیرنویان بوده و به تعبیری نویان از القاب امیرتومان بوده است (عمری ، ص ٦٩، ٧٨؛
قلقشندی ، ج ٤، ص ٤٢٤، ج ٦، ص ١٣٥، ١٨٢، ج ٧، ص ٢٦٣؛
نیز رجوع کنید بهبیبرس منصوری ، ص ٧٤، ٨٢، ٢٣٨).
واحد لشکری تومان و منصب امیرتومانی در دورة آق قوینلو (ح ٨٠٠ ـ ٩٠٨) و قراقوینلو (ح ٧٧٧ـ٨٧٣) نیز وجود داشت (طهرانی ، ج ٢، ص ٤٢٧؛
روملو، ج ١١، ص ٤٣٤). با این حال در عصر صفوی نشانی از این قشون و منصب مربوط به آن نیست .
در دورة قاجار (١٢١٠ـ١٣٤٤)، در ١٢٦٨ تقسیم بندی جدیدی با عنوان «تومان بندی » در ارتش ایران شکل گرفت که بر اساس آن سپاه ایران به ده تومان تقسیم می گردید و هر تومان به تفاوت از چهار تا یازده هنگ را شامل می شد (قائم مقامی ، ١٣٢٦ ش ، ص ٦٩). اصطلاحاتی مانند «تومانِ پیش جنگ » ــ به معنای نیرویی به تعداد یک تومان در پیشاپیش قسمت اصلی قوا با مأموریت مراقبت و اعلام خبر و جلوگیری از غافلگیری ــ «تومان پیاده » و «نیم تومان » در این دوره به کار رفته است ( رجوع کنید به مدرسی و دیگران ، ص ١٧٣). کرزن (ج ١، ص ٦٧٣) تومان را برابر با لشکر دانسته است . از این دوره نسخه ای خطی با عنوان کتابچة تومان بندی افواج باقی مانده است (نسخة خطی کتابخانة ملی ، ش ٥٨٩ رف ).
ظاهراً این تشکیلات تا ١٣٠٧ هم بر قرار بوده و احتمالاً در ١٣٠٨ لغو گردیده است . در این دوره هر فوج شامل پانصد سرباز بود. دو فوج یک تیپ را تشکیل می داد و پنج تیپ (پنج هزار تن ) زیر فرمان یک میرپنج و ده میرپنج (پنجاه تیپ ) تحت فرماندهی یک امیر تومان بودند (قائم مقامی ، ١٣٢٦ ش ، ص ٦٩ و پانویس ٢).
به نظر می رسد در این دوره در برخی موارد عنوان امیرتومان صرفاً به عنوان لقبی افتخاری به کار رفته است ؛
مثلاً از آنجا که مدرسة دارالفنون * در آغاز مدرسة نظام بوده و بیشتر به منظور تعلیم و تربیت نظامیان تأسیس شده بوده ، رؤسای مدرسه گاه نشان و حمایل امیرتومانی می گرفتند ( رجوع کنید بهصدیق الممالک ، ص ٢٨٦؛
قائم مقامی ، ١٣٤٨ ش ، ص ٣٥٩). چنانکه این عنوان بر بسیاری از صاحب منصبان مهم نظامی اطلاق و به آنها نشانهای شیر و خورشید نیز اعطا می شد ( رجوع کنید بهاعتمادالسلطنه ، ص ٣٤٩ـ ٣٥٠، ٤٢٢؛
صدیق الممالک ، ص ٢٨٩). ظاهراً اعطای بی قاعدة این عنوان به بسیاری از کارگزاران حکومتی سبب شد تا حکومت در ١٣١١ بر پایة «قانون بذل مناصب عالیه عساکر دولت علیه ایران »، مقرر کند، «ادارة عالیه مناصب نظامی » از پنج سردار و هفت امیرتومان تشکیل شود و چون عدة امیران تومان بیش از این تعداد بود قوانینی برای کاهش تعداد آنان به تصویب رسید (صدیق الممالک ، ص ٢٨٤ـ٢٨٥). در این دوران امرای تومان ریاست قشون برخی ولایات و سرحدداری را نیز عهده دار شدند (برای نمونه رجوع کنید بههمان ، ص ٢٩٢ـ٢٩٣) که پیشتر از وظایف بیگلربیگی * بود.
طبق قانون ١٣٠١ ش ، مقرر شد کلیة درجات و نشانها و امتیازات صاحب منصبان نظامی دوران پیش ، چه واقعی و چه افتخاری ، از نیابت تا سرداری لغو و به جای آنها درجات جدیدی وضع شود. به این ترتیب به جای «امیرتومان » عنوان «امیرلشکر» وضع گردید که دومین مرتبة نظامی به شمار می رفت (عاقلی ، ص ١١٨). همچنین مقرر شد بعضی از صاحب منصبان نظامی ، از قبیل امیرتومانهایی که به خدمت دعوت نشده بودند، از حقوق بازنشستگی برخوردار شوند. عده ای که به خدمت دعوت شدند نیز تا شش درجه تنزل مقام یافتند و تنها هفت سردار با درجة امیرلشکری وارد قشون جدید شدند (همان ، ص ١١٩).
٣) تومان به عنوان واحد پول . شواهد کاربرد تومان در این مفهوم به دورة مغول باز می گردد. برپایة منابع این دوره ، تومان معادل ده هزار دینار زر رایج بوده و گاه برای شمارش آقچه * ، مال * ، بالش * ، حقوق دیوانی و خراج ممالک به کار می رفته است . پس از فرمان یکسان کردن اوزان و مقیاسها در دورة غازان ، اصطلاح «تومان غازانی » یا بعدها «تومان تبریزی » یا «تومان دیوانی » نیز رواج یافت ( رجوع کنید بهجوینی ، ج ١، ص ١٦٩؛
رشیدالدین فضل اللّه ، ١٣٧٣ ش ، ج ٢، ص ١٤٩٣؛
همو، ١٣٥٨ ش ، ص ١٦٣، ٢١٥؛
وصّاف الحضره ، ص ٣٣٦؛
بناکتی ، ص ٣٦؛
کاشانی ، ص ١٥٥؛
شمس منشی ، ج ٢، ص ١٢، ١٢٨ـ ١٢٩؛
حمداللّه مستوفی ، ص ٤٧، ٧٤ـ ٧٥، ١٠٠، ١٣٨؛
آقسرایی ، ص ٦٢، ٢١٠، ٢١٤، ٢٣١ـ٢٣٢؛
قطبی اهری ، ص ١٣٨؛
قزوینی ، ج ٢، ص ١١٣).
در دورة تیموری ، بویژه در هرات ، «تومان کپکی » رواج داشت و هر ٥٠٠ ، ١ تومان کپکی معادل ٠٠٠ ، ٩ تومان عراقی بود (حافظ ابرو، ص ٢٠، ٣٨). در دوره های آق قوینلو و قراقوینلو و صفویه و افشاریه و زندیه ، علاوه بر تومان ، اصطلاح «تومان تبریزی » بار دیگر در فرمانهای حکومتی و محاورة عامه رواج یافت (طهرانی ، ج ٢، ص ٣٤١، ٣٦٣؛
نصیری ، ص ٨٨؛
مروی ، ج ١، ص ٣٦٨، ج ٢، ص ٥٤٠، ٥٨٢، ٧٩٥، ج ٣، ص ٩٢٥، ٩٥٦، ١١٢٩؛
نادرمیرزا قاجار، ص ٣٤٦، ٣٥٢ـ٣٥٣).
در دورة صفویه یک تومان معادل پنجاه عباسی و در دورة افشاریه معادل بیست نادری بوده است (شاردن ، ج ٤، ص ١٨١؛
نادرمیرزا قاجار، ص ٣٥٦).
به نوشتة بارتولد نخستین بار فتحعلی شاه قاجار در ١٢١٢ به ضرب سکه طلای تومان پرداخت ( د. اسلام ، چاپ اول ، همانجا). پیش از این تاریخ مسکوکی به نام تومان وجود نداشت بلکه اصطلاح تومان در محاسبات ، به عنوان واحد شمارش به کار می رفت . بر اساس منابع سکه شناسی ، نخستین سکة تومان موجود متعلق به دورة ناصری است که با وزن ١٨ نخود و عیار ٩٩٠ ضرب شد (نوین فرح بخش ، ص ٦؛
برای تفصیل بیشتر از تغییر وزن و عیار تومان رجوع کنید بههمان ، ص ٧ـ٩، ٤٨ـ٤٩، ٥٢ـ٦٣؛
د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «تومان ٢٠»). از دورة مظفرالدین شاه ، سکة ده تومانی طلا همراه با تصویر وی به عنوان یادگاری در دست است (مشیری ، ص ٦٢). به نوشتة ترابی طباطبائی در این دوره به جای شاهی ، یک تومانی ضرب می شد (ص ٨٠). آلبوم سکه های رابینو حاکی از ضرب واژة تومان بر روی سکه های دورة ناصرالدین شاه ، مظفرالدین شاه ، محمدعلی شاه و احمدشاه است (تصویر ٢٥، ش ٦٤٦ـ٦٤٩، ٦٥٣ـ٦٥٤، تصویر ٢٦، ش ٦٦٦، ٦٦٨ـ٦٦٩،٦٨٠ـ٦٨١، تصویر ٢٧، ش ٦٨٩ میان سالهای ١٢٩٣ تا ١٣٢٧ ضرب شده اند).
در دورة رضاشاه پهلوی سکه ای یک تومانی با وزن پانزده نخود ضرب شد (نوین فرح بخش ، ص ٦٣) و در ٢٧ اسفند ١٣٠٨، در پی تصویب مجلس شورای ملی ، در نام سکه ها تغییراتی دادند و مقرر شد هر ریال معادل صد دینار و ده ریال برابر با یک تومان باشد (ترابی طباطبائی ، ص ١٣٤). از آن پس ، واحد پول در اسناد رسمی و دولتی ریال است و همین واحد بر روی سکه ها و اسکناسها ثبت می شود. در عین حال ، در محاسبات غیررسمی ، کاربرد تومان رایجتر است و اگرچه یک تومان به شکل رسمی برابر ده ریال است ، امروزه در تداول عامه و محاسبات لفظی ، بویژه در میان اهل کسب و کار، به هر هزار تومان و گاه به هر یک میلیون تومان ، یک تومان اطلاق می شود.
منابع :
(١) محمودبن محمد آقسرایی ، تاریخ سلاجقه ، یا، مسامرة الاخبار و مسایرة الاخیار ، چاپ عثمان توران ، آنکارا ١٩٤٤، چاپ افست تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢) محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه ، المآثر و الا´ثار ، در چهل سال تاریخ ایران ، چاپ ایرج افشار، ج ١، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٣) بابر، امپراتور هند، بابرنامه ، چاپ مانو ایزی نینک ، کیوتو ١٩٩٥ـ١٩٩٦؛
واسیلی
(٤) ولادیمیروویچ بارتولد، ترکستان من الفتح العربی الی الغز و المغولی ، نقله عن الروسیه صلاح الدین عثمان هاشم ، کویت ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(٥) محمدحسین بن خلف برهان ، برهان قاطع ، چاپ محمد معین ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٦) داوودبن محمد بناکتی ، تاریخ بناکتی = روضة اولی الالباب فی معرفة التواریخ و الانساب ، چاپ جعفر شعار، تهران ١٣٤٨ ش ؛
(٧) رکن الدین بیبرس منصوری ، کتاب التحفة الملوکیة فی الدولة الترکیة ، چاپ عبدالحمید صالح حمدان ، قاهره ١٤٠٧/ ١٩٨٧؛
(٨) ایلیا پاولوویچ پطروشفسکی ، کشاورزی و مناسبات ارضی در ایران عهد مغول ، ترجمة کریم کشاورز، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(٩) جمال ترابی طباطبائی ، سکه های ماشینی ایران و مقدمه ای بر سکه شناسی ، تبریز ١٣٧١ ش ؛
(١٠) تیمور گورکان ، تزوکات تیموری ، تحریر ابوطالب حسینی تربتی به فارسی ، آکسفورد ١٧٧٣، چاپ افست تهران ١٣٤٢ ش ؛
(١١) جوینی ؛
(١٢) عبداللّه بن لطف اللّه حافظ ابرو، ذیل کتاب ظفرنامة نظام الدین شامی ، چاپ بهمن کریمی ، تهران ?( ١٣٢٨ ش ) ؛
(١٣) حمداللّه مستوفی ، نزهة القلوب ؛
(١٤) یاسنت لویی رابینو، آلبوم سکه ها ، نشانها و مهرهای پادشاهان ایران ( از سال ١٥٠٠ تا ١٩٤٨ میلادی )، چاپ محمد مشیری ، تهران ١٣٥٣ ش ؛
(١٥) رشیدالدین فضل اللّه ، جامع التواریخ ، چاپ محمد روشن و مصطفی موسوی ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(١٦) همو، سوانح الافکار رشیدی ، چاپ محمدتقی دانش پژوه ، تهران ١٣٥٨ ش ؛
(١٧) روملو؛
(١٨) علی سامی ، تمدن ساسانی ، شیراز ١٣٤٢ـ ١٣٤٤ ش ؛
(١٩) محمدبن عبدالجلیل سمرقندی ، قندیّه ، در قندیّه و سمریّه ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٢٠) شرف الدین علی یزدی ، ظفرنامه ، چاپ عصام الدین اورونبایوف ، تاشکند ١٩٧٢؛
شمیس شریک امین ،
(٢١) فرهنگ اصطلاحات دیوانی دوران مغول ، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(٢٢) محمدبن هندوشاه شمس منشی ، دستورالکاتب فی تعیین المراتب ، چاپ عبدالکریم علی اوغلی علیزاده ، مسکو ١٩٦٤ـ١٩٧٦؛
(٢٣) جمشید صالحپور، فرهنگ جامع ترکی استانبولی به فارسی ، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(٢٤) ابراهیم بن اسداللّه صدیق الممالک ، منتخب التواریخ ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٢٥) ابوبکر طهرانی ، کتاب دیار بکریه ، چاپ نجاتی لوغال و فاروق سومر، آنکارا ١٩٦٢ـ١٩٦٤، چاپ افست تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٢٦) باقر عاقلی ، رضاشاه و قشون متحدالشکل ( ١٣٢٠ـ١٣٠٠ )، تهران ١٣٧٩ ش ؛
(٢٧) احمدبن یحیی عمری ، التعریف بالمصطلح الشریف ، چاپ محمدحسین شمس الدین ، بیروت ١٤٠٨/ ١٩٨٨؛
(٢٨) جهانگیر قائم مقامی ، تاریخ تحولات سیاسی نظام ایران : از آغاز قرن یازدهم هجری تا سال ١٣٠١ هجری شمسی ، تهران ١٣٢٦ ش ؛
(٢٩) همو، یکصدوپنجاه سند تاریخی : از جلایریان تا پهلوی ، تهران ١٣٤٨ ش ؛
(٣٠) حسین کاظم قدری ، تورک لغتی ، ج ٢، استانبول ١٩٢٨؛
(٣١) محمد قزوینی ، یادداشتهای قزوینی ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٣٢) ابوبکر قطبی اهری ، تاریخ شیخ اویس ، با مقدمه و ترجمة انگلیسی یوهانز فن لون ، لاهه ١٣٧٣؛
(٣٣) قلقشندی ؛
(٣٤) عبداللّه بن محمد کاشانی ، تاریخ اولجایتو ، چاپ مهین مهبلی ، تهران ١٣٤٨ ش ؛
(٣٥) جرج ناتانیل کرزن ، ایران و قضیة ایران ، ترجمة غ . وحید مازندرانی ، تهران ١٣٥٠ ش ؛
(٣٦) یحیی مدرسی ، حسین سامعی ، و زهرا صفوی مبرهن ، فرهنگ اصطلاحات دوره قاجار: قشون و نظمیه ، تهران ١٣٨٠ ش ؛
محمدکاظم مروی ،
(٣٧) عالم آرای نادری ، چاپ محمدامین ریاحی ،تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٣٨) محمد مشیری ، نشان و مدال های ایران از آغاز سلطنت قاجاریه تا امروز ، تهران ١٣٥٤ ش ؛
(٣٩) نادرمیرزا قاجار، تاریخ و جغرافی دارالسلطنة تبریز ، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تبریز ١٣٧٣ ش ؛
(٤٠) علی نقی نصیری ، القاب و مواجب دورة سلاطین صفویه ، چاپ یوسف رحیم لو، مشهد ١٣٧٢ ش ؛
(٤١) فرهنگ نوین فرح بخش و هوشنگ نوین فرح بخش ، سکه های رایج ایران در یکصد سال اخیر ، تهران ١٣٤٩ ش ؛
(٤٢) عبداللّه بن فضل اللّه وصّاف الحضره ، تاریخ وصّاف ، چاپ سنگی بمبئی ١٢٦٩؛
(٤٣) باریس یاکوولیویچ ولادیمیرتسوف ، نظام اجتماعی مغول ، ترجمة شیرین بیانی ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٤٤) Lazar Budagov, Stravnitelniy Slovar Turetsko-Tatarskik ¢h ¢narec §iy , St. Petersburg ١٨٦٩;
(٤٥) Jean Chardin, Voyages du Chevalier Chardin en Perse et autres lieux de l'Orient , new ed. by L.Langle ©s, Paris ١٨١١;
(٤٦) Sir Gerard Clauson, An etymological dictionary of pre-thirteenth-century Turkish , Oxford ١٩٧٢;
(٤٧) Gerhard Doerfer, Tدrkische und mongolische Elemente im Neupersischen , Wiesbaden ١٩٦٣-١٩٧٥;
(٤٨) EI ١ , s.v. "Tuman" (by W. Barthold);
(٤٩) EI ٢ , svv. "Tu ¦ma ¦n. ١" (by R. Amitai), "Tu ¦ma ¦n. ٢" (by R.E.Darley-Doran).
/ نادیا برگ نیسی /